سيد محمد صادق الحسيني در
باره تاسيس حزب الله مي گويد: حزب الله بر 4 ركن تاسيس شد.شهيد شيخ راغب
حرب كه در جنوب لبنان فعاليت داشت، ركن چهارم حزب الله در جنوب لبنان به
شمار ميرفت.

آقاي سيد محمد
صادق الحسيني يكي از معدود كارشناساني است كه در مدت اقامت خود در لبنان از
نزديك با شيخ راغب حرب همفكري و همكاري داشته و در گفت و گويي فرازهايي از
مبارزات و مجاهدتهاي اين شهيد را بازگو كرده است:
بقيه در ادامه
*سوال:از چه زماني با شهيد شيخ راغب حرب آشنا شديد و او را چگونه يافتيد؟
*صادق الحسيني: بسم الله الرحمن الرحيم : پيش از اولين حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان كه در سال 1978 ميلادي اتفاق افتاد با مجاهد نستوه و خستگي ناپذير شهيد شيخ راغب آشنا شدم. در آن مرحله گروههاي منظم مقاومت، به گونه مقاومت اسلامي لبنان كه امروز شاهد آن هستيم، وجود نداشتند. ولي گروههاي مجاهدي وجود داشتند كه زير پرچم گردانهاي مقاومت لبنان (جنبش امل) فعاليت ميكردند. اين تشكيلات توسط امام موسي صدر به وجود آمده بود. در آن شرايط صدها جوان متعهد از اتباع كشورهاي اسلامي در جنوب لبنان حضور داشتند و به صورت انفرادي و گروهي و با همكاري جنبش آزادي بخش فلسطين (فتح) با دشمن صهيونيستي مبارزه ميكردند. شهيد حاج عماد مغنيه، فرمانده مقاومت اسلامي لبنان يكي از آن دسته جوانان متعهدي بود كه به طور مستقل با دشمن صهيونيستي مبارزه ميكرد.
در آن مرحله من در لبنان حضور داشتم و با جنبشهاي مقاومت ضد صهيونيستي همكاري ميكردم. هر چند مدت يك بار از روستاهاي كمربند امنيتي در مرز جنوب لبنان بازديد ميكردم. رژيم صهيونيستي به منظور جلوگيري از رخنه مبارزان لبناني و فلسطيني به سرزمينهاي اشغالي فلسطين اين كمربند امنيتي را ايجاد كرده بود. در اين كمربند امنيتي نيروهاي سازمان ملل (يونيفيل) استقرار يافته بودند. از روستاهاي جبشيت و حاروف و انصار در منطقه استان نبطيه نيز بازديد ميكرديم. مرحوم شيخ راغب حرب يكي از افرادي بود كه به نيروهاي مقاومت اعم از نيروهاي منظم و غير منظم مردمي و مسلح كمك ميكرد. ايشان با گفتار و عمل به ما كمك ميكرد. "جنبش لبنان عربي " يكي از عمدهترين گروههاي فعال جنوب لبنان در آن مرحله بود كه آقاي انيس نقاش و تعدادي از شخصيتهاي مبارز لبناني اين جنبش را رهبري ميكردند.
*سوال: آيا شيخ راغب حرب در آن موقع به انقلابيون فلسطيني هم كمك ميكرد؟ با جنبش فتح نيز ارتباط داشت؟
**صادق الحسيني: به مرور زمان روشن شد كه شهيد راغب حرب به جنبش مقاومت فلسطين كمك شاياني ارائه نموده است. چرا كه در آن مرحله فعاليتها و مبارزاتمان را تازه آغاز كرده بوديم. ما ضمن همكاري با جنبش مقاومت فلسطين مستقر در جنوب لبنان و مقابله با تهديدهاي فزاينده رژيم صهيونيستي، با كميتههاي پشتيباني از انقلاب اسلامي ايران نيز همكاري داشتيم. شهيد شيخ راغب يكي از پيشتازان و بنيانگذاران اين كميتهها به شمار ميرفت. در اين گفتگو فراموش نميكنم كه ايشان در زمينه انتشار كتاب "حكومت اسلامي " امام خميني (ره) به ما كمك كرد. او همچنين تظاهرات طرفداران انقلاب اسلامي را سازماندهي و در پيشاپيش آنان حركت ميكرد. در اين تظاهرات اقشار گوناگون مردم به ويژه علماي شيعه و سني و شخصيتهاي سياسي و نمايندگان احزاب سياسي و سازمانهاي سوسياليست و ناسيوناليست شركت ميكردند.
آنچه كه شيخ راغب حرب را در آن مرحله از ديگران متمايز ميساخت و او را از ساير شخصيتهاي ملي و مذهبي و سياسي لبنان و مسئولان جنبش امل متمايز نشان ميداد اين است كه خط مشي انقلابي او بسيار روشن و گويا بود. او در مبارزات خستگي ناپذير خود روي دو مسئله تكيه داشت:
مسئله اول: مبارزه با دشمن صهيونيستي، آنگونه كه امام موسي صدر اين خط مشي را مشخص كرده و "اسرائيل را شر مطلق " معرفي ميكرد. امام صدر بر لزوم پايه گذاري يك جامعه مقاوم و جنگجو براي رويارويي با تجاوزگريهاي مستمر دشمن صهيونيستي در جنوب لبنان تاكيد ميكرد.
مسئله دوم: پيگيري اخبار و رويدادهاي انقلاب اسلامي ايران و رساندن پيام انقلاب و حركت رهايي بخش و آزادي خواهانه مردم مسلمان ايران به رهبري امام خميني (ره) به مردم لبنان. شيخ راغب حرب بيترديد از انقلاب اسلامي ايران پشتيباني ميكرد. هنگامي كه براي انتشار كتاب حكومت اسلامي و بيانيههاي امام خميني با مشكلات مواجه ميشديم و يا اين كه برخي شخصيتهاي شيعه و دولتمردان لبناني اشكال تراشي ميكردند، شيخ راغب حرب بدون ترس و ترديد به كمك ما ميشتافت. اين ويژگي تا زمان تأسيس حزب الله و بنيانگذاري مقاومت اسلامي لبنان همواره ملازم و همراه شيخ راغب حرب بوده است. شكي نيست كه او تا لحظه شهادت روي موضعگيريهاي اصولي خود پايدار بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه به كنفرانس وحدت اسلامي به تهران دعوت شديم از شيخ راغب نيز دعوت به عمل آمد. هنگام حضورمان در تهران رژيم صهيونيستي به لبنان حمله كرد و اين كشور را به اشغال درآورد. شيخ راغب حرب از ميان 90 شخصيت لبناني شركت كننده در آن كنفرانس اصرار داشت هر چه سريعتر به لبنان بازگردد تا مبارزه را با قلم و اسلحه آغاز كند. در حالي كه برخي افراد روحاني و غير روحاني رفاه طلب و بيتفاوت ترجيح دادند در تهران بمانند و به زندگي راحت ادامه دهند. ولي شيخ راغب بيدرنگ به جنوب لبنان بازگشت و به خيل نيروهاي مخالف اشغالگري پيوست و مبارزه خستگي ناپذيري را آغاز كرد كه به بازداشت و سپس به شهادت او انجاميد.
*سوال: شيخ راغب حرب از ميان مكاتب فكري آن روز تحت تاثير كدام مكتب قرار داشت؟ آيا با مبارزان ايراني كه در آن شرايط در لبنان حضور داشتند سروكار هم داشت؟
**صادق الحسيني: شهيد شيخ راغب حرب يك انسان خاكي و حزب اللهي و فروتن بود. پيش از هر چيز تحت تاثير شخصيتهاي ديني و فكري جبل عامل به ويژه امام سيد عبد الحسين شرف الدين قرار داشت. انقلابهاي مردمي و شيعي كه در جبل عامل به رهبري ادهم خنجر و صادق حمزه روي داد. و نيز قيام كشاورزان جنوب لبنان به ويژه قيامي كه براي كسب امتياز بهره برداري از تنباكو بر ضد قوانين ظالمانه دولت لبنان به راه افتاد، نقش بسزايي در تبلور فكر و انديشه شيخ راغب داشت. افراد مزبور نقش چشمگيري در برپايي كنفرانس مردمي "وادي الحجير " داشتند. شكي نيست كه حركت انقلابي و اصلاح طلبانه مكتب امام موسي صدر در جنوب لبنان نيز نقش چشمگيري در شكل گيري مبارزات شيخ راغب حرب داشته است.
بيترديد ميتوان گفت كه سه عامل موثر به مرور زمان تاثير ژرفي در ساختار فكري و خط مشي شيخ راغب حرب داشته است. هر اندازه زمان مي گذشت روند تكاملي فكر و انديشه او شكوفا ميشد. اصولاً شيخ راغب حرب عناصر مقاومت و جهاد و ستيزه جويي با دشمنان را در درون خود داشته است. زمينه اعتراض و مخالفت با هرگونه بيعدالتي و سياستهاي ارعاب و سركوب مردم محروم جنوب لبنان در نفس او وجود داشته است.
عامل دوم: حضور مقاومت فلسطين در جنوب لبنان و همكاري نزديك جنبشهاي ملي محلي با آن. در اين ميان شيخ راغب حرب بدون ترديد و دو دلي با اين جنبشها همكاري ميكرد. چرا كه بر ضرورت مبارزه با كيان غاصب فلسطين اعتقاد راسخ داشت.
عامل سوم: حضور مبارزان ايراني همچون شهيد سيد محمد صالح حسيني و جلال الدين فارسي در جنوب لبنان بود كه مردم آن كشور را به پشتيباني از انقلاب اسلامي ايران دعوت ميكردند. شهيد راغب حرب در نتيجه تماس با انقلابيون ايراني به رهبري امام خميني براي دگرگوني وضع موجود در جهان اسلام به ويژه در خاورميانه اعتقاد راسخ پيدا كرد. ديري نپاييد كه او به مكتب امام خميني (ره) پيوست و پيش از بازداشت توسط نظاميان صهيونيست به يكي از شاگردان فداكار و وفادار اين مكتب تبديل شد.
*سوال: گفته شده كه شيخ راغب به دليل ديدگاههاي باز و روشني كه داشته است مورد خشم و غضب برخي از احزاب و سازمانهاي ليبرال و سكولار لبناني قرار ميگرفته است. اين گفته تا چه اندازه واقعيت دارد؟
* *صادق الحسيني: همين طور است. خشم و ستيزه جويي آشكار و پنهان احزاب و سازمانهاي ياد شده با شيخ راغب حرب به علت اين است كه ايشان آزاد انديش بود و مستقل حركت ميكرد. زير بار خواستهها و تمايلات احزاب سكولار و ليبرال نميرفت. با ديدگاههاي سازشكارانه و انعطاف پذير جريانات گوناگون سياسي لبنان مخالفت ميكرد. بر راه جهاد و مبارزه خستگي ناپذير تاكيد ميكرد. براي گسترش دامنه مبارزه و ايجاد تحول در روند مبارزات مردم جبل عامل به منظور تحقق خواستههاي رفاهي و اجتماعي تلاش به عمل ميآورد.
احزاب سكولار و برخي طرفهاي جنبش ملي لبنان به اين دليل با شيخ راغب حرب دشمني و خصومت داشتند كه او مردي متدين و متعهد و مجاهد راستين بود. از خط جهاد و مقاومت دفاع ميكرد كه در آن مرحله هنوز ناشناخته و فراگير و فعال و قدرتمند نشده بود، تا ساير احزاب سكولار از آن ترس و هراس داشته باشند. احزاب ياد شده ميكوشيدند تلاشهاي شيخ راغب حرب را ناكام و خنثي كنند. چرا كه او با پايگاه اجتماعي اين احزاب در تماس بود و ميكوشيد توده مردم را از اين احزاب كه اغلب چپگرا و ناسيوناليست بودند جدا كند.
گروه ديگري كه با شيخ راغب حرب دشمني و خصومت ميورزيدند روحانيون سنتي بودند كه آميختگي دين با سياست را تحريم كرده بودند. متأسفانه اين گروه واپسگرا با هرگونه روشنگري و گسترش آگاهي عمومي و ديني مخالفت ميكردند. هر اندازه شيخ راغب حرب در زمينه گسترش مبارزات صنفي و اجتماعي مردم محروم جنوب لبنان و در زمينه مبارزه با دشمن صهيونيستي موفقيتهايي كسب ميكرد، فشار و ستيزه جويي جريانات واپسگرا با او شدت مييافت.
گروه سومي كه با شيخ الشهداي مقاومت اسلامي لبنان دشمني و خصومت داشتند، فئودالهاي سياسي و زمينداران بزرگ در جنوب لبنان بودند. مانند كامل الاسعد و عادل عسيران و كاظم الخليل كه روزگاري زمام امور شيعيان جنوب را در دست داشتند. اين قشر فئودال از جامعه لبنان مانع گرايش توده مردم به افراد خاكي و دلسوز ميشدند، با شخصيتهاي همجنس مردم مخالفت ميكردند. چرا كه افراد خاكي و دلسوز، وجدان مردم محروم و كشاورزان را تشكيل ميداده و از منافع آنها حمايت ميكردند. فئودالهاي منطقه تاب تحمل افرادي امثال شيخ راغب حرب را نداشته و آنان را عامل تهديد منافع خويش ميپنداشتند و به همين دليل با آن ها مبارزه ميكردند.
فئودالهاي سياسي و زمينداران بزرگ و روحانيون سنتي، حضور شخصيتهاي مبارز و انقلابي را كه همزمان با مستكبران و غارتگران داخلي و با دشمنان خارجي همچون رژيم صهيونيستي مبارزه ميكردند، و از آرمان فلسطين پشتيباني به عمل ميآوردند. و با انقلاب اسلامي ايران همگام ميشدند، نميپسنديدند. ظهور شيخ راغب حرب به عنوان يك روحاني مبارز و انقلابي در منطقه نبطيه، اين دژ تسخير ناپذير و مقاوم مردمي در نزديكي مرز فلسطين اشغالي همه قدرتهاي غارتگر محلي و دشمنان خارجي را به ستوه ميآورد. زيرا به مرور زمان موجوديت آنان را كمرنگ و سرانجام به پايان ميرساند. امتيازات و موقعيت آنان را در معادلات سياسي لبنان از بين ميبرد.
*سوال:در جريان ديدارها و گفت و گوهايي كه با شهيد شيخ راغب در جنوب لبنان و در تهران داشتيد، اهداف و آرمانهاي او را چگونه يافتيد؟
**صادق الحسيني: در كنفرانسهاي وحدت اسلامي، حج ابراهيمي و نهضتهاي رهايي بخش كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تهران برگزار گرديد، با يكديگر ديدار و گفتوگو مي كرديم. در اين گفت و گوها به ويژگيها و آرمانهاي او كه در پاسخ پيشين به آن اشاره كردم بيشتر آشنا ميشدم. ايشان چند ويژگي قابل ملاحظه داشت.
ويژگي اول: مستقل بودن و مستقل حركت كردن بود. از نظر شخصيتي، نماد امت حزب الله بود. بسياري از مبارزان و رهبران جنبشهاي اسلامي و ملي در جهان اسلام و جهان عرب، به حزبگرايي اصالت ميدهند. از نظر آنان يك حزب سياسي و انقلابي ميتواند چارچوب طبيعي براي حركت مبارزان باشد. در حالي كه شهيد شيخ راغب حرب از معدود افرادي بود كه اين مفهوم سنتي را شكست و زود هنگام بر ضرورت تشكيل و سازماندهي "امت حزب الله " تاكيد كرد. او بر اين باور بود كه امت حزب الله يك نوع سازماندهي اسلامي است كه از انديشه و مفهوم امام خميني (ره) نشات گرفته است. سازماندهي امت حزب الله نخستين گام به سوي سازماندهي امت مستضعفان در جهان به منظور رويارويي با مستكبران در سطح جهاني و با ابعاد اسلامي و انساني است.
ويژگي دوم: شيخ راغب علاوه بر مستقل حركت كردن و تاكيد بر ضرورت تشكيل امت حزب الله همواره بر لزوم وحدت امت اسلامي تكيه داشت. او در آن مرحله يكي از روحانيون متعهد و مبارز اصيل و راستين بود. ضمن اين كه از صنف روحانيون بود اما در عين حال يك روشنفكر آگاه و فرهيخته بود كه از همه مسائل و اطلاعات روز شناخت كامل داشت. در زمينه لزوم حفظ وحدت و يكپارچگي اسلامي اجازه نميداد ميان جوامع شيعي و اهل تسنن شكاف و دودستگي بروز كند. چه شهيد راغب حرب يكي از بنيانگذاران "تجمع علماي مسلمين " لبنان بود.
ويژگي سوم: شيخ راغب حرب يكي از شاگردان مكتب امام خميني (ره) بود كه اين مكتب به مرور زمان تبلور يافت و امروزه اهميت آن را بيش از هر وقت ديگر احساس ميكنم. امام در وصيتنامه سياسي خود بر ضرورت نبرد پايان ناپذير مستضعفان با مستكبران و مترفين اشاره كرده بود. زيرا اكثريت جوامع انساني در استضعاف به سر ميبرند و يك اقليت رفاه طلب، سرمايه و ثروتهاي مردم جهان را در اختيار دارد. بنابراين شهيد شيخ راغب حرب به امت مستضعفين وابسته بود و از منافع اين امت دفاع ميكرد.
*سوال: در دوران حيات شيخ راغب حرب، برخي شخصيتها و روحانيون شيعه جنوب لبنان با جنبش فتح و سازمانهاي مقاومت فلسطين ارتباط و همكاري داشتند. روابط ايشان با مقاومت فلسطين چگونه بود؟
*صادق الحسيني: تا جايي كه اطلاع دارم ايشان يكي از افراد نادري است كه به رغم اعتقاد راسخ بر ضرورت حمايت از آرمان فلسطين و به رغم اولويت قايل بودن بر لزوم مبارزه با دشمن صهيونيستي، ولي از پيوستن به سازمانهاي فلسطيني فعال در جنوب لبنان خودداري كرد. يكي از ويژگيها و تمايزهاي منحصر به فرد شهيد شيخ راغب حرب اين است كه به هيچ وجه از فلسطينيها تقاضاي كمك مالي و لجستيگي و اداري و فكري ننمود. اين در حالي است كه شخصيتهاي شيعي ديگري به منظور گذراندن زندگي به اين سازمانها پيوستند.
*سوال: پس از اشغال لبنان نقش شيخ راغب حرب را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
*صادق الحسيني: براي پاسخ به اين پرسش لازم ميدانم به دو نشانه از نشانههاي برجسته شهيد راغب حرب اشاره كنم:
نشانه اول: هنگامي در كنفرانسهاي بين المللي در تهران و اماكن ديگر شركت ميكرد، هرگز از تشريح اوضاع جنوب لبنان غافل نميشد. در اولين لحظه پايان كار كنفرانس بيدرنگ به جنوب لبنان باز ميگشت تا مسئوليتهاي ملي و ديني و اخلاقي خود را نسبت به مردم جنوب ادامه دهد. اين نشانگر ميزان تعهدات ديني و ملي و انقلابي او ميباشد. در راه پشتيباني از مقاومت هيچ ترديدي به دل راه نميداد. در حديث شريف آمده است "عشق به ميهن نشانه ايمان است ". شيخ راغب حرب با استناد به اين حديث شريف يك انسان به تمام معني ميهن دوست بود. با رفتار و كردار خود احزاب سياسي گوناگون لبنان را كه ملي گرايي را يدك ميكشيدند زير سؤال برد. بيترديد ميتوان گفت كه او يكي از پيشگامان ملي گرايي راستين بود.
نشانه دوم: شيخ راغب حرب به رغم روحاني بودن، يك انسان ساده و فروتن بود. با وجودي كه برخي روحانيون مي كوشيدند به نوعي پرستيژ و موقعيت اجتماعي داشته باشند و گاهي ديده شده كه دسترسي مردم به اين دسته از روحانيون دشوار است، اما شيخ راغب حرب علاقه داشت با مردم به ويژه ميان جوانان بنشيند و به درد دل آنان گوش دهد، و تا جايي كه ميتواند به مشكلات آنان رسيدگي كند. بسيار ديده شده كه با شهروندان عادي همنشين ميشده و از فخر فروشي و خود بزرگ بيني به شدت پرهيز ميكرده است. برجستهترين اهميت شيخ راغب حرب در اين مسئله نهفته كه در لحظه مناسب و هنگامي كه مردم جنوب لبنان بر ضد اشغالگران صهيونيست قيام كردند، او در پيشاپيش قيام كنندگان حركت كرد. يكي از معدود افرادي بود كه به نداي انقلاب اسلامي لبيك گفت و به هستههاي مقاومت ضد صهيونيستي در جنوب لبنان پيوست، كه ديري نپاييد به تاسيس حزب الله منجر شد.
*سوال:حزب الله از چه گروههايي تشكيل يافت؟
*صادق الحسيني: حزب الله و جنبش مقاومت اسلامي لبنان با فراخواني انقلاب اسلامي ايران از گروههاي ذيل شكل گرفت:
1ـ جنبش امل اسلامي به رهبري سيد حسين موسوي (ابوهشام) كه از جنبش امل منشعب شده بود.
2ـ شخصيتها و هواداران حزب الدعوه اسلامي كه اين حزب را منحل اعلام كرده و به حزب الله پيوستند.
3ـ افرادي كه ابتدا با جنبش مقاومت فلسطين همكاري ميكردند و شهيد بزرگ عماد مغنيه (حاج رضوان) يكي از آنان بود.
4ـ شهيد شيخ راغب حرب كه در جنوب لبنان فعاليت داشت، ركن چهارم حزب الله در جنوب لبنان به شمار ميرفت و نقش بسزايي در بنيانگذاري نخستين هستههاي حزب الله داشت.
*سوال: در آن مرحله فقط شهيد شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فعال بود يا شخصيتهاي ديگري هم وجود داشتند؟ چرا حزب الله اين اندازه روي شيخ راغب تكيه ميكند؟
*صادق الحسيني: اين يك پرسش مهم و حساس و ضروري است. تا در پاسخ به آن، دورنماي اوضاع جنوب لبنان، در آن مرحله، و نيز ابعاد شخصيت اين شهيد بزرگوار را بازگو كنم. شكي نيست كه بازگو نمودن ابعاد شخصيت شهيد شيخ راغب حرب ميتواند نشانه راه مبارزان در تحولات آينده و چالشهاي جدي خاورميانه باشد.
در آغاز نهضت مرحوم آقاي شيخ راغب حرب در چهار دهه گذشته، افراد متدين و جنبش ديني شيعه، از مشكل انتظار منفي ظهور امام عصر (عج) رنج ميبردند. انديشه حاكم در آن مرحله بر مبناي انتظار منفي ظهور استوار بوده است. افراد متدين و روحانيون سنتي نجات مردم را از دولتهاي ظالم در گرو ظهور امام عصر (عج) ميدانستند. به مردم ميگفتند كه كاري از دست آنان ساخته نيست. برخي مراجع فكري نيز مبارزات فردي و گروهي را كم اهميت و يا بيهوده جلوه ميدادند. ولي شهيد شيخ راغب با قاطعيت و شجاعت و به تنهايي به ميدان آمد و انديشه انتظار منفي را رد نمود. به محض فراگير شدن نهضت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي در ايران بيدرنگ مردم را به انتظار مثبت فراخواند و به آماده سازي مجاهدان و مبارزان در پرتو انديشه زمينه سازان ظهور امام عصر (عج) همت گمارد، و به يكي از پيشگامان و زمينه سازان ظهور امام مهدي (عج) تبديل شد.
از سوي ديگر جنبشهاي رهايي بخش ملي در جهان عرب در آن مرحله به انديشههاي ناسيوناليستي و سوسياليستي گرايش داشتند. به ندرت افرادي پيدا ميشدند كه ميان مبارزه رهايي بخش و انقلابيگري و تدين آميختگي ايجاد كنند. در آن مرحله انديشمندان و فرهيختگان معدودي با دشواري توانستند در زمينه دفاع از آرمانهاي ديني و انساني به عنوان مباني فكري جنبشهاي انقلابي و رهايي بخش اسلامي، گامهاي مؤثر بردارند. طرح اين گونه انديشهها مورد قبول بسياري از متوليان جوامع ديني نبوده است. ولي شهيد شيخ راغب حرب يكي از روحانيون پيشتازي بود كه توانست ميان مبارزات رهايي بخش مردمي و لزوم حضور روحانيت متعهد و مبارز در صحنه كارزار و پيكار، آميختگي ايجاد كند، و به پيشبرد نهضت ديني كمك نمايد.
شكي نيست كه شهيد شيخ راغب حرب در مرحلهاي برانگيخته شد كه جو عمومي متوليان ديني با دخالت دين در سياست و بالعكس مخالف بوده و اين گرايش را به نوعي كفر و بيديني تعبير ميكردند. امام خميني (ره) در زمينه دروس فلسفي فرزندش سيد مصطفي خميني در نجف اشرف گفتار جالبي دارد. ايشان گفته است زماني كه مصطفي خميني دروس فلسفي ميخواند و قضايا را بر مبناي علمي تجزيه و تحليل ميكرد برخي افراد متحجر او را تكفير ميكردند. بنابراين در شرايط آن روز جنوب لبنان آنگونه كه ترسيم كردم، ظهور افراد آگاه و فرهيخته همچون شيخ راغب حرب يك امر نادر بود. واپسگرايي در آن مرحله از تاريخ جنوب لبنان حرف اول را ميزد. هنگامي كه برادرم شهيد سيد محمد صالح حسيني با همكاري شيخ الشهيد راغب حرب ميكوشيدند ميان دين و سياست آميختگي ايجاد كنند و انديشههاي امام خميني (ره) را تبليغ نمايند. متوليان ديني، آن دو شخصيت را خطرناكتر از كمونيستها معرفي كردند. شيخ راغب حرب از اين اتهامات باكي نداشت و راه خود را تا نهايت و تا رسيدن به آرزوي خود ادامه داد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس
ادامه مطلب

بقيه در ادامه
*سوال:از چه زماني با شهيد شيخ راغب حرب آشنا شديد و او را چگونه يافتيد؟
*صادق الحسيني: بسم الله الرحمن الرحيم : پيش از اولين حمله رژيم صهيونيستي به جنوب لبنان كه در سال 1978 ميلادي اتفاق افتاد با مجاهد نستوه و خستگي ناپذير شهيد شيخ راغب آشنا شدم. در آن مرحله گروههاي منظم مقاومت، به گونه مقاومت اسلامي لبنان كه امروز شاهد آن هستيم، وجود نداشتند. ولي گروههاي مجاهدي وجود داشتند كه زير پرچم گردانهاي مقاومت لبنان (جنبش امل) فعاليت ميكردند. اين تشكيلات توسط امام موسي صدر به وجود آمده بود. در آن شرايط صدها جوان متعهد از اتباع كشورهاي اسلامي در جنوب لبنان حضور داشتند و به صورت انفرادي و گروهي و با همكاري جنبش آزادي بخش فلسطين (فتح) با دشمن صهيونيستي مبارزه ميكردند. شهيد حاج عماد مغنيه، فرمانده مقاومت اسلامي لبنان يكي از آن دسته جوانان متعهدي بود كه به طور مستقل با دشمن صهيونيستي مبارزه ميكرد.
در آن مرحله من در لبنان حضور داشتم و با جنبشهاي مقاومت ضد صهيونيستي همكاري ميكردم. هر چند مدت يك بار از روستاهاي كمربند امنيتي در مرز جنوب لبنان بازديد ميكردم. رژيم صهيونيستي به منظور جلوگيري از رخنه مبارزان لبناني و فلسطيني به سرزمينهاي اشغالي فلسطين اين كمربند امنيتي را ايجاد كرده بود. در اين كمربند امنيتي نيروهاي سازمان ملل (يونيفيل) استقرار يافته بودند. از روستاهاي جبشيت و حاروف و انصار در منطقه استان نبطيه نيز بازديد ميكرديم. مرحوم شيخ راغب حرب يكي از افرادي بود كه به نيروهاي مقاومت اعم از نيروهاي منظم و غير منظم مردمي و مسلح كمك ميكرد. ايشان با گفتار و عمل به ما كمك ميكرد. "جنبش لبنان عربي " يكي از عمدهترين گروههاي فعال جنوب لبنان در آن مرحله بود كه آقاي انيس نقاش و تعدادي از شخصيتهاي مبارز لبناني اين جنبش را رهبري ميكردند.
*سوال: آيا شيخ راغب حرب در آن موقع به انقلابيون فلسطيني هم كمك ميكرد؟ با جنبش فتح نيز ارتباط داشت؟
**صادق الحسيني: به مرور زمان روشن شد كه شهيد راغب حرب به جنبش مقاومت فلسطين كمك شاياني ارائه نموده است. چرا كه در آن مرحله فعاليتها و مبارزاتمان را تازه آغاز كرده بوديم. ما ضمن همكاري با جنبش مقاومت فلسطين مستقر در جنوب لبنان و مقابله با تهديدهاي فزاينده رژيم صهيونيستي، با كميتههاي پشتيباني از انقلاب اسلامي ايران نيز همكاري داشتيم. شهيد شيخ راغب يكي از پيشتازان و بنيانگذاران اين كميتهها به شمار ميرفت. در اين گفتگو فراموش نميكنم كه ايشان در زمينه انتشار كتاب "حكومت اسلامي " امام خميني (ره) به ما كمك كرد. او همچنين تظاهرات طرفداران انقلاب اسلامي را سازماندهي و در پيشاپيش آنان حركت ميكرد. در اين تظاهرات اقشار گوناگون مردم به ويژه علماي شيعه و سني و شخصيتهاي سياسي و نمايندگان احزاب سياسي و سازمانهاي سوسياليست و ناسيوناليست شركت ميكردند.
آنچه كه شيخ راغب حرب را در آن مرحله از ديگران متمايز ميساخت و او را از ساير شخصيتهاي ملي و مذهبي و سياسي لبنان و مسئولان جنبش امل متمايز نشان ميداد اين است كه خط مشي انقلابي او بسيار روشن و گويا بود. او در مبارزات خستگي ناپذير خود روي دو مسئله تكيه داشت:
مسئله اول: مبارزه با دشمن صهيونيستي، آنگونه كه امام موسي صدر اين خط مشي را مشخص كرده و "اسرائيل را شر مطلق " معرفي ميكرد. امام صدر بر لزوم پايه گذاري يك جامعه مقاوم و جنگجو براي رويارويي با تجاوزگريهاي مستمر دشمن صهيونيستي در جنوب لبنان تاكيد ميكرد.
مسئله دوم: پيگيري اخبار و رويدادهاي انقلاب اسلامي ايران و رساندن پيام انقلاب و حركت رهايي بخش و آزادي خواهانه مردم مسلمان ايران به رهبري امام خميني (ره) به مردم لبنان. شيخ راغب حرب بيترديد از انقلاب اسلامي ايران پشتيباني ميكرد. هنگامي كه براي انتشار كتاب حكومت اسلامي و بيانيههاي امام خميني با مشكلات مواجه ميشديم و يا اين كه برخي شخصيتهاي شيعه و دولتمردان لبناني اشكال تراشي ميكردند، شيخ راغب حرب بدون ترس و ترديد به كمك ما ميشتافت. اين ويژگي تا زمان تأسيس حزب الله و بنيانگذاري مقاومت اسلامي لبنان همواره ملازم و همراه شيخ راغب حرب بوده است. شكي نيست كه او تا لحظه شهادت روي موضعگيريهاي اصولي خود پايدار بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي هنگامي كه به كنفرانس وحدت اسلامي به تهران دعوت شديم از شيخ راغب نيز دعوت به عمل آمد. هنگام حضورمان در تهران رژيم صهيونيستي به لبنان حمله كرد و اين كشور را به اشغال درآورد. شيخ راغب حرب از ميان 90 شخصيت لبناني شركت كننده در آن كنفرانس اصرار داشت هر چه سريعتر به لبنان بازگردد تا مبارزه را با قلم و اسلحه آغاز كند. در حالي كه برخي افراد روحاني و غير روحاني رفاه طلب و بيتفاوت ترجيح دادند در تهران بمانند و به زندگي راحت ادامه دهند. ولي شيخ راغب بيدرنگ به جنوب لبنان بازگشت و به خيل نيروهاي مخالف اشغالگري پيوست و مبارزه خستگي ناپذيري را آغاز كرد كه به بازداشت و سپس به شهادت او انجاميد.
*سوال: شيخ راغب حرب از ميان مكاتب فكري آن روز تحت تاثير كدام مكتب قرار داشت؟ آيا با مبارزان ايراني كه در آن شرايط در لبنان حضور داشتند سروكار هم داشت؟
**صادق الحسيني: شهيد شيخ راغب حرب يك انسان خاكي و حزب اللهي و فروتن بود. پيش از هر چيز تحت تاثير شخصيتهاي ديني و فكري جبل عامل به ويژه امام سيد عبد الحسين شرف الدين قرار داشت. انقلابهاي مردمي و شيعي كه در جبل عامل به رهبري ادهم خنجر و صادق حمزه روي داد. و نيز قيام كشاورزان جنوب لبنان به ويژه قيامي كه براي كسب امتياز بهره برداري از تنباكو بر ضد قوانين ظالمانه دولت لبنان به راه افتاد، نقش بسزايي در تبلور فكر و انديشه شيخ راغب داشت. افراد مزبور نقش چشمگيري در برپايي كنفرانس مردمي "وادي الحجير " داشتند. شكي نيست كه حركت انقلابي و اصلاح طلبانه مكتب امام موسي صدر در جنوب لبنان نيز نقش چشمگيري در شكل گيري مبارزات شيخ راغب حرب داشته است.
بيترديد ميتوان گفت كه سه عامل موثر به مرور زمان تاثير ژرفي در ساختار فكري و خط مشي شيخ راغب حرب داشته است. هر اندازه زمان مي گذشت روند تكاملي فكر و انديشه او شكوفا ميشد. اصولاً شيخ راغب حرب عناصر مقاومت و جهاد و ستيزه جويي با دشمنان را در درون خود داشته است. زمينه اعتراض و مخالفت با هرگونه بيعدالتي و سياستهاي ارعاب و سركوب مردم محروم جنوب لبنان در نفس او وجود داشته است.
عامل دوم: حضور مقاومت فلسطين در جنوب لبنان و همكاري نزديك جنبشهاي ملي محلي با آن. در اين ميان شيخ راغب حرب بدون ترديد و دو دلي با اين جنبشها همكاري ميكرد. چرا كه بر ضرورت مبارزه با كيان غاصب فلسطين اعتقاد راسخ داشت.
عامل سوم: حضور مبارزان ايراني همچون شهيد سيد محمد صالح حسيني و جلال الدين فارسي در جنوب لبنان بود كه مردم آن كشور را به پشتيباني از انقلاب اسلامي ايران دعوت ميكردند. شهيد راغب حرب در نتيجه تماس با انقلابيون ايراني به رهبري امام خميني براي دگرگوني وضع موجود در جهان اسلام به ويژه در خاورميانه اعتقاد راسخ پيدا كرد. ديري نپاييد كه او به مكتب امام خميني (ره) پيوست و پيش از بازداشت توسط نظاميان صهيونيست به يكي از شاگردان فداكار و وفادار اين مكتب تبديل شد.
*سوال: گفته شده كه شيخ راغب به دليل ديدگاههاي باز و روشني كه داشته است مورد خشم و غضب برخي از احزاب و سازمانهاي ليبرال و سكولار لبناني قرار ميگرفته است. اين گفته تا چه اندازه واقعيت دارد؟
* *صادق الحسيني: همين طور است. خشم و ستيزه جويي آشكار و پنهان احزاب و سازمانهاي ياد شده با شيخ راغب حرب به علت اين است كه ايشان آزاد انديش بود و مستقل حركت ميكرد. زير بار خواستهها و تمايلات احزاب سكولار و ليبرال نميرفت. با ديدگاههاي سازشكارانه و انعطاف پذير جريانات گوناگون سياسي لبنان مخالفت ميكرد. بر راه جهاد و مبارزه خستگي ناپذير تاكيد ميكرد. براي گسترش دامنه مبارزه و ايجاد تحول در روند مبارزات مردم جبل عامل به منظور تحقق خواستههاي رفاهي و اجتماعي تلاش به عمل ميآورد.
احزاب سكولار و برخي طرفهاي جنبش ملي لبنان به اين دليل با شيخ راغب حرب دشمني و خصومت داشتند كه او مردي متدين و متعهد و مجاهد راستين بود. از خط جهاد و مقاومت دفاع ميكرد كه در آن مرحله هنوز ناشناخته و فراگير و فعال و قدرتمند نشده بود، تا ساير احزاب سكولار از آن ترس و هراس داشته باشند. احزاب ياد شده ميكوشيدند تلاشهاي شيخ راغب حرب را ناكام و خنثي كنند. چرا كه او با پايگاه اجتماعي اين احزاب در تماس بود و ميكوشيد توده مردم را از اين احزاب كه اغلب چپگرا و ناسيوناليست بودند جدا كند.
گروه ديگري كه با شيخ راغب حرب دشمني و خصومت ميورزيدند روحانيون سنتي بودند كه آميختگي دين با سياست را تحريم كرده بودند. متأسفانه اين گروه واپسگرا با هرگونه روشنگري و گسترش آگاهي عمومي و ديني مخالفت ميكردند. هر اندازه شيخ راغب حرب در زمينه گسترش مبارزات صنفي و اجتماعي مردم محروم جنوب لبنان و در زمينه مبارزه با دشمن صهيونيستي موفقيتهايي كسب ميكرد، فشار و ستيزه جويي جريانات واپسگرا با او شدت مييافت.
گروه سومي كه با شيخ الشهداي مقاومت اسلامي لبنان دشمني و خصومت داشتند، فئودالهاي سياسي و زمينداران بزرگ در جنوب لبنان بودند. مانند كامل الاسعد و عادل عسيران و كاظم الخليل كه روزگاري زمام امور شيعيان جنوب را در دست داشتند. اين قشر فئودال از جامعه لبنان مانع گرايش توده مردم به افراد خاكي و دلسوز ميشدند، با شخصيتهاي همجنس مردم مخالفت ميكردند. چرا كه افراد خاكي و دلسوز، وجدان مردم محروم و كشاورزان را تشكيل ميداده و از منافع آنها حمايت ميكردند. فئودالهاي منطقه تاب تحمل افرادي امثال شيخ راغب حرب را نداشته و آنان را عامل تهديد منافع خويش ميپنداشتند و به همين دليل با آن ها مبارزه ميكردند.
فئودالهاي سياسي و زمينداران بزرگ و روحانيون سنتي، حضور شخصيتهاي مبارز و انقلابي را كه همزمان با مستكبران و غارتگران داخلي و با دشمنان خارجي همچون رژيم صهيونيستي مبارزه ميكردند، و از آرمان فلسطين پشتيباني به عمل ميآوردند. و با انقلاب اسلامي ايران همگام ميشدند، نميپسنديدند. ظهور شيخ راغب حرب به عنوان يك روحاني مبارز و انقلابي در منطقه نبطيه، اين دژ تسخير ناپذير و مقاوم مردمي در نزديكي مرز فلسطين اشغالي همه قدرتهاي غارتگر محلي و دشمنان خارجي را به ستوه ميآورد. زيرا به مرور زمان موجوديت آنان را كمرنگ و سرانجام به پايان ميرساند. امتيازات و موقعيت آنان را در معادلات سياسي لبنان از بين ميبرد.
*سوال:در جريان ديدارها و گفت و گوهايي كه با شهيد شيخ راغب در جنوب لبنان و در تهران داشتيد، اهداف و آرمانهاي او را چگونه يافتيد؟
**صادق الحسيني: در كنفرانسهاي وحدت اسلامي، حج ابراهيمي و نهضتهاي رهايي بخش كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در تهران برگزار گرديد، با يكديگر ديدار و گفتوگو مي كرديم. در اين گفت و گوها به ويژگيها و آرمانهاي او كه در پاسخ پيشين به آن اشاره كردم بيشتر آشنا ميشدم. ايشان چند ويژگي قابل ملاحظه داشت.
ويژگي اول: مستقل بودن و مستقل حركت كردن بود. از نظر شخصيتي، نماد امت حزب الله بود. بسياري از مبارزان و رهبران جنبشهاي اسلامي و ملي در جهان اسلام و جهان عرب، به حزبگرايي اصالت ميدهند. از نظر آنان يك حزب سياسي و انقلابي ميتواند چارچوب طبيعي براي حركت مبارزان باشد. در حالي كه شهيد شيخ راغب حرب از معدود افرادي بود كه اين مفهوم سنتي را شكست و زود هنگام بر ضرورت تشكيل و سازماندهي "امت حزب الله " تاكيد كرد. او بر اين باور بود كه امت حزب الله يك نوع سازماندهي اسلامي است كه از انديشه و مفهوم امام خميني (ره) نشات گرفته است. سازماندهي امت حزب الله نخستين گام به سوي سازماندهي امت مستضعفان در جهان به منظور رويارويي با مستكبران در سطح جهاني و با ابعاد اسلامي و انساني است.
ويژگي دوم: شيخ راغب علاوه بر مستقل حركت كردن و تاكيد بر ضرورت تشكيل امت حزب الله همواره بر لزوم وحدت امت اسلامي تكيه داشت. او در آن مرحله يكي از روحانيون متعهد و مبارز اصيل و راستين بود. ضمن اين كه از صنف روحانيون بود اما در عين حال يك روشنفكر آگاه و فرهيخته بود كه از همه مسائل و اطلاعات روز شناخت كامل داشت. در زمينه لزوم حفظ وحدت و يكپارچگي اسلامي اجازه نميداد ميان جوامع شيعي و اهل تسنن شكاف و دودستگي بروز كند. چه شهيد راغب حرب يكي از بنيانگذاران "تجمع علماي مسلمين " لبنان بود.
ويژگي سوم: شيخ راغب حرب يكي از شاگردان مكتب امام خميني (ره) بود كه اين مكتب به مرور زمان تبلور يافت و امروزه اهميت آن را بيش از هر وقت ديگر احساس ميكنم. امام در وصيتنامه سياسي خود بر ضرورت نبرد پايان ناپذير مستضعفان با مستكبران و مترفين اشاره كرده بود. زيرا اكثريت جوامع انساني در استضعاف به سر ميبرند و يك اقليت رفاه طلب، سرمايه و ثروتهاي مردم جهان را در اختيار دارد. بنابراين شهيد شيخ راغب حرب به امت مستضعفين وابسته بود و از منافع اين امت دفاع ميكرد.
*سوال: در دوران حيات شيخ راغب حرب، برخي شخصيتها و روحانيون شيعه جنوب لبنان با جنبش فتح و سازمانهاي مقاومت فلسطين ارتباط و همكاري داشتند. روابط ايشان با مقاومت فلسطين چگونه بود؟
*صادق الحسيني: تا جايي كه اطلاع دارم ايشان يكي از افراد نادري است كه به رغم اعتقاد راسخ بر ضرورت حمايت از آرمان فلسطين و به رغم اولويت قايل بودن بر لزوم مبارزه با دشمن صهيونيستي، ولي از پيوستن به سازمانهاي فلسطيني فعال در جنوب لبنان خودداري كرد. يكي از ويژگيها و تمايزهاي منحصر به فرد شهيد شيخ راغب حرب اين است كه به هيچ وجه از فلسطينيها تقاضاي كمك مالي و لجستيگي و اداري و فكري ننمود. اين در حالي است كه شخصيتهاي شيعي ديگري به منظور گذراندن زندگي به اين سازمانها پيوستند.
*سوال: پس از اشغال لبنان نقش شيخ راغب حرب را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
*صادق الحسيني: براي پاسخ به اين پرسش لازم ميدانم به دو نشانه از نشانههاي برجسته شهيد راغب حرب اشاره كنم:
نشانه اول: هنگامي در كنفرانسهاي بين المللي در تهران و اماكن ديگر شركت ميكرد، هرگز از تشريح اوضاع جنوب لبنان غافل نميشد. در اولين لحظه پايان كار كنفرانس بيدرنگ به جنوب لبنان باز ميگشت تا مسئوليتهاي ملي و ديني و اخلاقي خود را نسبت به مردم جنوب ادامه دهد. اين نشانگر ميزان تعهدات ديني و ملي و انقلابي او ميباشد. در راه پشتيباني از مقاومت هيچ ترديدي به دل راه نميداد. در حديث شريف آمده است "عشق به ميهن نشانه ايمان است ". شيخ راغب حرب با استناد به اين حديث شريف يك انسان به تمام معني ميهن دوست بود. با رفتار و كردار خود احزاب سياسي گوناگون لبنان را كه ملي گرايي را يدك ميكشيدند زير سؤال برد. بيترديد ميتوان گفت كه او يكي از پيشگامان ملي گرايي راستين بود.
نشانه دوم: شيخ راغب حرب به رغم روحاني بودن، يك انسان ساده و فروتن بود. با وجودي كه برخي روحانيون مي كوشيدند به نوعي پرستيژ و موقعيت اجتماعي داشته باشند و گاهي ديده شده كه دسترسي مردم به اين دسته از روحانيون دشوار است، اما شيخ راغب حرب علاقه داشت با مردم به ويژه ميان جوانان بنشيند و به درد دل آنان گوش دهد، و تا جايي كه ميتواند به مشكلات آنان رسيدگي كند. بسيار ديده شده كه با شهروندان عادي همنشين ميشده و از فخر فروشي و خود بزرگ بيني به شدت پرهيز ميكرده است. برجستهترين اهميت شيخ راغب حرب در اين مسئله نهفته كه در لحظه مناسب و هنگامي كه مردم جنوب لبنان بر ضد اشغالگران صهيونيست قيام كردند، او در پيشاپيش قيام كنندگان حركت كرد. يكي از معدود افرادي بود كه به نداي انقلاب اسلامي لبيك گفت و به هستههاي مقاومت ضد صهيونيستي در جنوب لبنان پيوست، كه ديري نپاييد به تاسيس حزب الله منجر شد.
*سوال:حزب الله از چه گروههايي تشكيل يافت؟
*صادق الحسيني: حزب الله و جنبش مقاومت اسلامي لبنان با فراخواني انقلاب اسلامي ايران از گروههاي ذيل شكل گرفت:
1ـ جنبش امل اسلامي به رهبري سيد حسين موسوي (ابوهشام) كه از جنبش امل منشعب شده بود.
2ـ شخصيتها و هواداران حزب الدعوه اسلامي كه اين حزب را منحل اعلام كرده و به حزب الله پيوستند.
3ـ افرادي كه ابتدا با جنبش مقاومت فلسطين همكاري ميكردند و شهيد بزرگ عماد مغنيه (حاج رضوان) يكي از آنان بود.
4ـ شهيد شيخ راغب حرب كه در جنوب لبنان فعاليت داشت، ركن چهارم حزب الله در جنوب لبنان به شمار ميرفت و نقش بسزايي در بنيانگذاري نخستين هستههاي حزب الله داشت.
*سوال: در آن مرحله فقط شهيد شيخ راغب حرب در جنوب لبنان فعال بود يا شخصيتهاي ديگري هم وجود داشتند؟ چرا حزب الله اين اندازه روي شيخ راغب تكيه ميكند؟
*صادق الحسيني: اين يك پرسش مهم و حساس و ضروري است. تا در پاسخ به آن، دورنماي اوضاع جنوب لبنان، در آن مرحله، و نيز ابعاد شخصيت اين شهيد بزرگوار را بازگو كنم. شكي نيست كه بازگو نمودن ابعاد شخصيت شهيد شيخ راغب حرب ميتواند نشانه راه مبارزان در تحولات آينده و چالشهاي جدي خاورميانه باشد.
در آغاز نهضت مرحوم آقاي شيخ راغب حرب در چهار دهه گذشته، افراد متدين و جنبش ديني شيعه، از مشكل انتظار منفي ظهور امام عصر (عج) رنج ميبردند. انديشه حاكم در آن مرحله بر مبناي انتظار منفي ظهور استوار بوده است. افراد متدين و روحانيون سنتي نجات مردم را از دولتهاي ظالم در گرو ظهور امام عصر (عج) ميدانستند. به مردم ميگفتند كه كاري از دست آنان ساخته نيست. برخي مراجع فكري نيز مبارزات فردي و گروهي را كم اهميت و يا بيهوده جلوه ميدادند. ولي شهيد شيخ راغب با قاطعيت و شجاعت و به تنهايي به ميدان آمد و انديشه انتظار منفي را رد نمود. به محض فراگير شدن نهضت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي در ايران بيدرنگ مردم را به انتظار مثبت فراخواند و به آماده سازي مجاهدان و مبارزان در پرتو انديشه زمينه سازان ظهور امام عصر (عج) همت گمارد، و به يكي از پيشگامان و زمينه سازان ظهور امام مهدي (عج) تبديل شد.
از سوي ديگر جنبشهاي رهايي بخش ملي در جهان عرب در آن مرحله به انديشههاي ناسيوناليستي و سوسياليستي گرايش داشتند. به ندرت افرادي پيدا ميشدند كه ميان مبارزه رهايي بخش و انقلابيگري و تدين آميختگي ايجاد كنند. در آن مرحله انديشمندان و فرهيختگان معدودي با دشواري توانستند در زمينه دفاع از آرمانهاي ديني و انساني به عنوان مباني فكري جنبشهاي انقلابي و رهايي بخش اسلامي، گامهاي مؤثر بردارند. طرح اين گونه انديشهها مورد قبول بسياري از متوليان جوامع ديني نبوده است. ولي شهيد شيخ راغب حرب يكي از روحانيون پيشتازي بود كه توانست ميان مبارزات رهايي بخش مردمي و لزوم حضور روحانيت متعهد و مبارز در صحنه كارزار و پيكار، آميختگي ايجاد كند، و به پيشبرد نهضت ديني كمك نمايد.
شكي نيست كه شهيد شيخ راغب حرب در مرحلهاي برانگيخته شد كه جو عمومي متوليان ديني با دخالت دين در سياست و بالعكس مخالف بوده و اين گرايش را به نوعي كفر و بيديني تعبير ميكردند. امام خميني (ره) در زمينه دروس فلسفي فرزندش سيد مصطفي خميني در نجف اشرف گفتار جالبي دارد. ايشان گفته است زماني كه مصطفي خميني دروس فلسفي ميخواند و قضايا را بر مبناي علمي تجزيه و تحليل ميكرد برخي افراد متحجر او را تكفير ميكردند. بنابراين در شرايط آن روز جنوب لبنان آنگونه كه ترسيم كردم، ظهور افراد آگاه و فرهيخته همچون شيخ راغب حرب يك امر نادر بود. واپسگرايي در آن مرحله از تاريخ جنوب لبنان حرف اول را ميزد. هنگامي كه برادرم شهيد سيد محمد صالح حسيني با همكاري شيخ الشهيد راغب حرب ميكوشيدند ميان دين و سياست آميختگي ايجاد كنند و انديشههاي امام خميني (ره) را تبليغ نمايند. متوليان ديني، آن دو شخصيت را خطرناكتر از كمونيستها معرفي كردند. شيخ راغب حرب از اين اتهامات باكي نداشت و راه خود را تا نهايت و تا رسيدن به آرزوي خود ادامه داد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس