شيخ راغب حرب در يكي از
خطبههاي نماز جمعه خود ميگويد: در عصر حاضر از زماني كه فجر انقلاب
اسلامي ايران طلوع كرد، بهخوبي ملاحظه كرديم كه همه حجابها و موانع
سستتر از لانه عنكبوت هستند. تارهاي عنكبوتي را دريديم و به قدرت و عزت
گذشتهمان دست يافتيم.

در شرايطي كه
شيعيان جنوب لبنان تا چند دهه پيش مراسم عزاداري سرور شهيدان را سنتي و
بيروح برگزار ميكردند، و بسياري از شعارها و آيينهاي عاشورايي را تعطيل
كرده بودند، و اهداف اصلي قيام امام حسين (ع) را وارونه و بيروح جلوه داده
بودند، و رژيم صهيونيستي پس از اشغال جنوب و به منظور تحكيم سلطه خود
ميكوشيد از اين عامل بهرهبرداري كند، شيخ الشهيد راغب حرب بيدرنگ اين خطر
را شناخت و به شدت در برابر آن ايستاد. با فرا رسيدن ماه محرم الحرام
چندين خطبه نماز جمعه را به تشريح ابعاد اين خطر اختصاص داد و به روشنگري
شيعيان لبنان و هشدار نسبت به پيامدهاي توطئه دشمن پرداخت.به منظور آگاه
نمودن خوانندگان به چگونگي برپايي آيينهاي عاشورايي در لبنان و آشنايي
هرچه بيشتر با ديدگاههاي اين شهيد بزرگ، بخشي از خطبههاي نماز جمعه او را
به استحضار ميرساند:
بقيه در ادامه
**در آستانه دهه محرم الحرام قرار داريم. سالگرد شهادت سرور آزادگان جهان فرار رسيده است. شايسته است همگي از درهاي گشوده وارد مكتب انسان ساز ابا عبدالله الحسين (ع) شويم... در آيينهاي عزاداري هنگامي كه به سخنان سرورمان از زمان خروج از مكه تا قبل از شهادت در سرزمين كربلا گوش ميدهيم، احساس ميكنيم در برابر مسئوليتهاي سنگيني قرار گرفتهايم. يكي از مسئوليتهاي سنگين ما اين است كه هنگام شنيدن بيانات حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) همه ابعاد سياسي و اخلاقي و فقهي و اجتماعي خطبههاي ايشان را خوب بررسي نماييم، و آن را ملاك عمل و رفتار خود قرار دهيم. سرور شهيدان وظايف انسان مسلمان را در شرايطي كه نسبت به مردم به حق عمل نميكنند و از باطل پرهيز نميكنند روشن كرده است.
در اين جايگاه فرصت بيان همه جوانب و ابعاد انقلاب بزرگ عاشورا را ندارم. اما فرازهايي از سخنان آن بزرگوار را گزينش كردهام و ميكوشم حاضران را به ارزشها و ابعاد اين انقلاب آشنا نمايم. يكي از بيانات امام را هنگام خروج از مدينه منوره براي شما بازگو ميكنم. در آن هنگام برخي از صاحبنظران و دلسوزان به سراغ امام آمدند و به ايشان توصيه كردند مدت زمان كوتاهي از انظار پنهان شوند و به يزيدبن معاويه بهانه ندهند. برخي از اين افراد به امام پيشنهاد كردند به سرزمين يمن بروند و خود را ميان مردم آن سرزمين پنهان نمايند. اما سرور آزادگان جهان با اين پيشنهادات و توصيهها مخالفت كرده شجاعانه روي موضعشان پايدار ماندند. هنگامي كه وليدبن عتبه فرماندار يزيدبن معاويه در مدينه منوره، امام حسين (ع) را احضار كرد و ايشان را به بيعت با يزيد فراخواند، امام بيدرنگ او را از اين امر نكوهش كرده و به او گفت: "بدان اي وليد... ما فرزندان خاندن نبوّت و سرچشمه رسالت و پايگاه نزول وحي هستيم... خداوند رحمت خود را با ما آغاز نمود و پايان ميدهد... يزيد مردي گناهكار، شرابخوار و قاتل بيگناهان است... كسي مانند من با فردي همچون يزيد بيعت نميكند... ".
امام حسين (ع) در موضع ديگري به ياران خود چنين گفت: "به خدا سوگند اگر در لانه جانوري از جانوران بيابان پنهان شوم، مرا بيرون خواهند آورد و به قتل خواهند رساند ". اين سخنان گويا و پرمعني، ميزان روشنگري و آيندهنگري سرور بزرگمان را نشان ميدهد. اين بيانات نشان ميدهد كه امام حسين (ع) تا چه اندازه از حركت جامعه و حركت رويارويي ميان كفر و ايمان شناخت داشته است. بنابر اين از ديدگاه امام مسئله خروج از مكه و مدينه و يا پنهان شدن در يمن هرگز مطرح نبوده است. مسئله به شيوه رويارويي ميان اسلام وكفر و نفاق ارتباط داشته است. چرا كه امام حسين (ع) نماد اسلام راستين و پاسدار ارزشهاي والاي اسلام بوده است. در حالي كه منافقان و گمراهان با سياستهاي فريبكارانهشان، قدرت و حكومت اسلامي را در دست گرفته و بر دستورات رسول الله (ص) خط بطلان كشيدهاند. بنابراين هرگز امكان ندارد اسلام راستين را با نفاق حاكم در همه عصرها و همه مكانها پيوند داد. امكان ندارد اسلام و نفاق با يكديگر تلاقي كنند. مسئله اين نبود كه امام (ع) در كدام سرزمين ميخواهد زندگي كند. مسئله اصلي اين است كه امويان امام را بر سر دو راهي قرار دادند. يا با آنان بيعت كند و در برابر گفتار و كردار شان سكوت نمايد، يا اين كه كشته شود. سرورمان حسينبن علي (ع) در ظهر عاشورا ديدگاه خود را چنين بيان كرد: "مردم آگاه باشيد... زنازاده فرزند زنازاده ما را در برابر دو گزينه قرار داده است... كشته شدن يا سازش نمودن... هرگز در برابرشان سر تسليم فرود نميآورم... زندگي ذلت بار را نمي پذيرم... رسول اكرم (ص) و مردم مؤمن خواري و ذلت ما را نپسندند ".
احاديث و روايات ماندگار از قيام امام حسينبن علي (ع) دورنماي راه انقلابي مان را ترسيم ميكنند. بيانات سرور آزادگان جهان نشانه راه ماست. اين بيانات نشان ميدهد كه ياران با وفاي امام حسين (ع)، اين نخبگان برگزيده كه از نظر شرعي و اعتقادي معصوم نبودند، و از بندگان پرهيزكار و اولياي رستگار خداوند متعال بودند، اين افراد اندك كه تعدادشان از 72 تن فراتر نبود، با امام همگام و همراه شده سرنوشت خود را با سرنوشت ايشان گره زدند. در بهشت نيز در كاخ هايي در مجاورت امامشان زندگي جاودان خواهند داشت. به درستي راهي كه امام حسين (ع) پيمود كوتاهترين راه رسيدن به معشوق بود. از سرنوشتي كه بر ايشان تحميل كردند هرگز شانه خالي نكرد، و اين سرنوشت را با سعه صدر پذيرا شد.
در اين ميان جريان رفاهطلب و فرصتطلبي وجود داشت كه راه مذاكره و سازش با يزيد را در پيش گرفت. اين جريان هر چند با اصول و مباني انقلاب و لزوم دگرگوني وضع موجود موافق بود. اما تمايل داشت بدون فداكاري و جهاد در راه خدا و نثار جان و مال و فرزند، قدرت را دو دستي تقديم او كنند. اين جريان بهخلاف راهي كه امام حسين (ع) پيمود راه و روش ديگري را برگزيد. راه گريستن و عزاداري را در پيش گرفت. در حالي كه امام حسين (ع) راه سرخ شهادت و مرگ خونين را انتخاب كرد. زماني كه امام تصميم گرفت از مدينه به سمت كربلا حركت كند، عبداللهبن عمر به سراغ امام آمد و كوشيد ايشان را از اين حركت باز دارد. امام حسين (ع) به فرزند عمر گفت : "اي پدر عبد الرحمن اي اباعبدالرحمن، از خدا بترس و از نصرت من خوداري خودداري مكن ". امام حسين (ع) با اين سخن ميخواهد به ما بگويد كه گريه شيوه شكست خوردگان است. گريه كار افراد غير مسئول است. گريه خشم خدا را نسبت به ستمگران فرو نمينشاند. ظلم و بيعدالتي زمامداران را از دوش بندگان خدا برطرف نميكند. در آن شرايط افراد غير مسئول و بيتفاوت خود را پشت كف دستشان پنهان ميكردند. در حالي كه شايسته بود با نوك انگشتانشان، مشكلات و نابسامانيهاي جامعه را نشانه گيري كنند.
با وجودي كه امام حسين (ع) با منطق روشن و دليل گويا به آنان فهماند كه زمان حركت و مقصد حركت مشكل اصلي نيست. اما افراد ساده انديش و رفاهطلب به محض حركت امام حسين (ع) به سمت كربلا بيدرنگ به سراغ فرماندار يزيدبن معاويه در مدينه رفته از او خواهش كردند به امام در صورت تجديد نظر در قيام و انقلاب خود اماننامه دهد تا به مدينه بازگردد. اين افراد گمان ميكردند با دريافت اماننامه امتياز بزرگي از فرماندار مدينه گرفتهاند. با شتاب براي امام پيام فرستاده از محضر ايشان خواستند به مدينه باز گردد. امام در يك جمله كوتاه به آنان پاسخ داد : "هر كسي به ما بپيوندد شهيد ميشود. و هر كسي بازماند به پاداش آخرت نايل نشود... والسلام ".
ما دوست داريم مراسم تعزيه خواني برپا داريم. براي سرورمان حسينبن علي (ع) گريه كنيم. اما آنگونه كه حبيببن مظاهر براي امام گريه كرد. اين يار وفادار و معلم قرآن براي امام حسين (ع) خون گريه كرد و سرانجام در روز عاشورا و پيشاپيش ايشان به شهادت رسيد. بيترديد كساني كه بدون قيد و شرط با خدا معامله ميكنند و كساني كه به طور مشروط با خداوند معامله ميكنند متفاوتند.
حبيببن مظاهر اسدي و مسلمبن عوسجه از آن دسته ياراني بودند كه بدون قيد و شرط با خدا معامله كردند. ياران امام همواره چنين ميگفتند: "به خدا قسم اگر در دنيا زندگي جاودان داشتيم، بدون شك مرگ در ركاب امام را ترجيح ميداديم. زندگي پس از امام حسين (ع) ارزشي ندارد ". يكي ديگر از ياران گفته بود: "اگر هفتاد بار كشته شوم و بدنم را تكه تكه كنند، هرگز امام را تنها نميگذارم ". اين مردان وفادار، مراتب عشق و دوستي راستين خويش را به رسول الله (ص) و خاندان ايشان به اثبات رساندند. بنابراين اگر براي امام حسين (ع) مراسم عزاداري برپا ميكنيم بايد شيوه عزاداري درونمان را متحول سازد و در فكر و عقلمان آگاهي و شناخت برانگيزد. براي رويارويي با وضع دشوار موجود بايد از راهكارها و خط مشي خاندان رسول الله پيروي كنيم. بايد قلب و روحمان را با عشق اهل بيت (ع) سيراب كنيم. اگر توانستيم اين دو خواسته را تأمين نمائيم، هيچ كسي نخواهد توانست ما را از مسير اصلي گمراه كند. دشمن اشغالگر قادر نخواهد بود ما را فريب دهد.
اكنون ميان مردم شايع كردهاند كه اسرائيل در صدد است در جنوب لبنان ارتشي متشكل از جوانان شيعه و مسيحي تشكيل دهد. گفتهاند يك ارتش كربلائي كه اسرائيليها فرماندهي آن را بهعهده خواهند داشت به وجود خواهند آورد!؟ اين حركت نشان ميدهد كه دشمن ميخواهد از دريچه عشق و دوستيمان به اهل بيت (ع) ما را فريب دهد و گمراه كند. من به شما اطمينان ميدهم كه در برابر اين توطئه آرام نخواهيم نشست. با آن مقابله خواهيم كرد، آنگونه كه پيش از اين نيز در برابر طرحهاي مشابهي ايستادگي كرديم. هرگز با دشمن و عوامل او با هر عناويني كه داشته باشند همكاري نخواهيم كرد. هرچند كه هويت لبناني و شيعي داشته باشند.
از نظر كارشناسي، شيعيان اهل بيت (ع) را خوب ميشناسم. آنان مردمي راستگو، امانتدار و بااخلاص هستند. از دشمنان خدا و پيامبر خدا صادقانه بيزاري و نفرت دارند. در موضع سازش ناپذيرشان پايدار هستند. من به شما بگويم هرگاه صادقانه از مكتب عاشورا پيروي كرديم وبه فراخواني حسينبن علي (ع) لبيك گفتيم آنگاه ميتوانيم عزت و سربلندي خود را باز يابيم.
انقلاب پيشتاز حسيني، چگونه زيستن و چگونه شكستن قيد و بندها و راههاي دگرگوني وضع موجود را به همه مسلمانان آموخت. امسال همچون سال گذشته خداوند به ما توفيق داده همگام با قيام عاشورا حركت كنيم. با اين انقلاب خونين ارتباط واقعي داشته باشيم. با جان و دل و فكر آزاد خويش در فضاي درسهاي آموزنده مكتب عاشورا زندگي كنيم.
همگي شما آگاه هستيد كه مردم جنوب لبنان تا چند سال پيش مراسم عزاداري سرور شهيدان را سنتي و بيروح برگزار ميكردند، مردم همانگونه كه بسياري از شعارها و آيينهاي اسلامي را بايكوت و تعطيل كرده بودند، اهداف اصلي قيام امام حسين (ع) را نيز بايكوت و بيروح كرده بودند. در عصر غربت اسلام آيينهاي حج و عمره و طواف و توقف در مسجد الحرام بايكوت و بيروح شده بود. نقش قيام و انقلاب امام حسين (ع) در شرايطي بيروح و بيجان شده بود كه زمامداران نادان و ناآگاه حاكميت خود را بر امور و سرنوشت امت اسلامي گسترش داده بودند. در نتيجه حاكميت جاهليت مردم با يكسري آيينهاي بيمحتوا و تهي به قيام عاشورا برخورد ميكردند كه هيچ سودي براي جامعه نداشت.
امام حسين (ع) سرور شهيدان با قيام خونين خود همه قيد و بندها را دريد و روح تازه به كالبد اسلام محمدي دميد. آگاهي و شناخت را به مغزها بازگرداند. اسلام اصيل را آنگونه كه پيامبر عظيم الشأن ارائه داده بودند احيا كرد. از روزي كه نور الهي با رسالت رسول الله (ص) در كره زمين درخشيد، انسانها از قيد بندگي رهايي يافتند. حصارها را شكستند و حيات تازهاي را آغاز كردند. از لحظهاي كه اين خورشيد تابناك در فجر صادق طلوع كرد همه حقايق آشكار شدند. دروغ گفتنها و نيرنگ بازيها و نگرانيها از بين رفتند. از روزي كه پيامبر اكرم (ص) ابلاغ رسالت حيات بخش اسلام را تكميل كرد و به مسلمانان عزت و كرامت بخشيد، دنيا دگرگون گشت. در دورههايي كه مسلمانان قرآن را كنار گذاشتند و از عمل به آن خودداري كردند، به ذلت و خواري و بندگي بيگانگان كشيده شدند.
در عصر حاضر از زماني كه فجر انقلاب اسلامي ايران طلوع كرد به روشني ملاحظه كرديم انديشههاي پوچي كه بر ديدگانمان سرپوش گذاشته بودند و مانع انديشيدنمان در شگفتيهاي هستي و آفرينش ميشدند از بين رفتند. دوباره به قلّههاي علم و تمدن و آگاهي و شناخت راه يافتيم. به خوبي ملاحظه كرديم كه همه حجابها و موانع سستتر از لانه عنكبوت هستند. تارهاي عنكبوتي را دريديم و به قدرت و عزت گذشتهمان دست يافتيم. جهان اسلام و امتهاي مسلمان كه روزگاري احساس ضعف و ناتواني ميكردهاند، امروز قدرت و صلابت خود را باز يافتهاند. در برابر قدرتهاي بزرگ دنيا قد علم كردهاند. امروزه بسياري از اروپائيان اسلام را بهترين پزشك و شفا بخش بسياري از مشكلات معاصر ميخوانند. امروزه اسلام براي بسياري از مشكلات صعب العلاج تمدّن غرب راه حل دارد. اكنون كه كار انديشيدن در آيات كلام الله مجيد را آغاز كردهايم، احساس ميكنيم بسياري از شعارها و آيينهاي گذشتهمان را به شيوه نادرست برگزار ميكردهايم.
اكنون درك ميكنيم كه برپايي نمازهاي جمعه و جماعات مفاهيم ارزشمندي دارد. حج و توقف در مشعر الحرام مفاهيم پر محتوا دارد. اكنون با شركت در نمازهاي جمعه و آيين حج ميتوانيم به اوضاع و مشكلات خويش رسيدگي كنيم. اگر مردم هر شهر و كشوري بخواهند جداگانه به مشكلاتشان رسيدگي كنند سودي نخواهند برد. اكنون به رغم خواست منافقان و كافران همه پردهها و حجابها را پاره كردهايم، و به ارزشهاي خويشتن بازگشتهايم. اكنون حج و ساير عبادات جمعي به نحو مطلوب برگزار ميشود. صداي اسلام راستين را در مراسم حج به گوش جهانيان ميرسانيم. آنكونه كه آنگونه که حسينبن علي (ع) در صحراي عرفات به گوش مسلمانان رساند. اكنون شناخت شعارهاي عاشورا را آغاز كردهايم. روزي پيامبر اكرم (ص) به حضرت زهرا (س) فرمود: "خداوند چنين تقدير كرده كه مردماني تا روز قيامت براي فرزندت حسين عزاداري كنند ". سخن رسول الله (ص) اين پيام را به ما ميرساند كه با برپايي آيينهاي عزاداري سرور شهيدان با هر گونه گمراهي و كجروي و ارتداد مبارزه كنيم. امروزه مفهوم اين پيام را خوب شناختهايم كه حسينبن علي (ع) ايثار و فداكاري را به اوج رساند و كودك شيرخوارش را در راه خدا تقديم كرد.
با اين وصف احساس ميكنم بسياري از مسائل را پوست كنده شناختهايم و به شناخت اين مفاهيم ادامه خواهيم داد. اكنون اعلام ميكنم كه ديدگاههاي گذشتهمان را كنار گذاشتهايم از اين پس با آيينهاي عزاداري سرور شهيدان به شيوه عاطفي برخورد نميكنيم. از رفتارها و هنجارهاي نادرست و انديشههاي كهنه چشم پوشي خواهيم كرد.
شما داستان "فله " را شنيده ايد. داستان "فله " از اين قرار است كه مردم پس از پايان آيينهاي عزاداري ظهر عاشورا و پس از شهادت امام حسين (ع) دنبال كار روزمرهشان ميرفتند. لباس سياه عزاداري را از تنشان در ميآورند. من به اين قشر سنتي جامعه ميگويم كه عزاداري سرور شهيدان پايان يافتني نيست. ياد و نام امام حسين (ع) بايد هميشه در دل و جان ما زنده بماند. دهه عاشورا بايد مانند ابري باشد كه بر همه روزهاي سالمان سايه بيفكند. ياد و خاطره شهيدان بزرگمان را زنده نگه دارد. شايسته است آيينهاي عاشورا براي فرزندانمان الگو و سرمشق باشد تا حسين (ع) را اسوه و سرمشق خود قرار دهند. شايسته است فرزندانمان با تمام جزئيات و رويدادهاي عاشورا آشنا شوند. اگر نتوانيم داستان گمراه كننده "فله " را از اذهان فرزندانمان دور كنيم چه كسي ميتواند اين كار را انجام دهد؟ آيا مدارس دولتي اين كار را ميكنند؟ شما از وضع مدارس دولتي و برنامههاي آموزشي آن آگاهي داريد. آنها درباره تاريخ ميلاد و حيات و شهادت امام حسين چيزي به فرزندانمان نميآموزند. شايد از تاريخ سزارها و فراعنه و امپراتوريهاي روم و اهرام مصر و سفرنامه ادونيس شناخت بيشتر داشته باشند. چرا كه متون و برنامههاي آموزشي مدارس لبنان يكدست در غرب تهيه و چاپ شده و با رنگ و بو و روح فرهنگ غربي آميخته شده است.
براي برخورد با اين نقيصه چه راه حلي وجود دارد؟ مهمترين راه حل اين است ذهنيت "فله " را دور بيفكنيم و شعارهاي راستين عاشورا را جايگزين نمائيم. بايد عاشورا را مدرسه انسان سازي قرار دهيم. شايسته است درسهاي مكتب عاشورا و قيام سرور شهيدان در مسجد و مدرسه و حسينيهها تدريس شود. بايد ميزان وفاداري و عشق خود را به رسول الله (ص) و اهل بيت ايشان ثابت كنيم. چرا كه خداوند اين خاندان را از هر گونه آلودگي پاك گردانيده است. بايد در هر مناسبتي ياد و نام حسين (ع) و ديگر ائمه اطهار زنده بماند، فرزندانمان بايد با جزئيات تاريخ و فرهنگ شان آشنا شوند.
در سالهاي گذشته كه در سايه درخشش فرهنگ غربي به سر ميبردهايم سيره امام حسين (ع) و قيام عاشورا را در مسائل ساده بيان ميكرديم. با گوش خود شنيدهام كه برخي افراد كه مراسم عزاداري برگزار ميكردهاند از تعزيهخوانان ميخواستند مصيبت امام حسين را بازگو نكنند. ولي من امروز مصيبتها و زخمهاي سرور شهيدان را يكي يكي بازگو ميكنم. شمشيرها و نيزههايي را كه به تن ايشان اصابت كردند يكي يكي شمارش ميكنم. به شما ميگويم كه چگونه امام حسين را بهقتل رساندند و سپس با سم اسبها پيكر پاك ايشان را لگدكوب كردند. من اكنون فرياد خونخواهي امام حسين و لزوم انتقام از قاتلان ايشان را سر ميدهم. ما همواره از خداوند ميخواهيم قاتلان و مردمي كه به جنگ با امام حسين (ع) رفتند و يا مردمي كه راضي شدند لعن و نفرين كند. معني نفرين چيست؟ ممكن است كساني بپرسند كه خداوند عمربن سعد و حرملةبن كاهل و شمربن ذيالجوشن را مجازات كرد و به سزاي كردارشان رساند. بنابراين نفرين و لعن بيهوده است! من به آنان ميگويم آنگونه كه اسلام به ما آموخته است ما خط مشي و رفتار دشمنان اباعبدالله الحسين (ع) را لعن و نفرين ميكنيم. ما امت و قومي را كه تسليم زمامداران ظالم شدند و جوانان خود را براي عزيمت به كربلا و جنگ با سرور شهيدان بسيج كردند لعن و نفرين ميكنيم. نشانههاي اين لعن و نفرينها در زيارت عاشورا روشن است. هنگامي كه ميگويم بايد از قاتلان امام حسين(ع) انتقام گرفت، منظورم اين است كه از خطمشي و راهكار امويان انتقام بگيريم. آنگونه كه ابراهيم الاشتر قاتلان امام حسين را احضار كرد و از آنان خواست جنايت خود را بازگو كنند. اكنون نيز بايد از جنايتكاران معاصر كه امت اسلام را عقب مانده نگه داشتهاند و به فرزندان امت ظلم ميكنند انتقام بگيريم. به فرزندانمان بياموزيم كه هر روز عاشوراست و هر سرزميني كربلاست.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس ادامه مطلب

بقيه در ادامه
**در آستانه دهه محرم الحرام قرار داريم. سالگرد شهادت سرور آزادگان جهان فرار رسيده است. شايسته است همگي از درهاي گشوده وارد مكتب انسان ساز ابا عبدالله الحسين (ع) شويم... در آيينهاي عزاداري هنگامي كه به سخنان سرورمان از زمان خروج از مكه تا قبل از شهادت در سرزمين كربلا گوش ميدهيم، احساس ميكنيم در برابر مسئوليتهاي سنگيني قرار گرفتهايم. يكي از مسئوليتهاي سنگين ما اين است كه هنگام شنيدن بيانات حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) همه ابعاد سياسي و اخلاقي و فقهي و اجتماعي خطبههاي ايشان را خوب بررسي نماييم، و آن را ملاك عمل و رفتار خود قرار دهيم. سرور شهيدان وظايف انسان مسلمان را در شرايطي كه نسبت به مردم به حق عمل نميكنند و از باطل پرهيز نميكنند روشن كرده است.
در اين جايگاه فرصت بيان همه جوانب و ابعاد انقلاب بزرگ عاشورا را ندارم. اما فرازهايي از سخنان آن بزرگوار را گزينش كردهام و ميكوشم حاضران را به ارزشها و ابعاد اين انقلاب آشنا نمايم. يكي از بيانات امام را هنگام خروج از مدينه منوره براي شما بازگو ميكنم. در آن هنگام برخي از صاحبنظران و دلسوزان به سراغ امام آمدند و به ايشان توصيه كردند مدت زمان كوتاهي از انظار پنهان شوند و به يزيدبن معاويه بهانه ندهند. برخي از اين افراد به امام پيشنهاد كردند به سرزمين يمن بروند و خود را ميان مردم آن سرزمين پنهان نمايند. اما سرور آزادگان جهان با اين پيشنهادات و توصيهها مخالفت كرده شجاعانه روي موضعشان پايدار ماندند. هنگامي كه وليدبن عتبه فرماندار يزيدبن معاويه در مدينه منوره، امام حسين (ع) را احضار كرد و ايشان را به بيعت با يزيد فراخواند، امام بيدرنگ او را از اين امر نكوهش كرده و به او گفت: "بدان اي وليد... ما فرزندان خاندن نبوّت و سرچشمه رسالت و پايگاه نزول وحي هستيم... خداوند رحمت خود را با ما آغاز نمود و پايان ميدهد... يزيد مردي گناهكار، شرابخوار و قاتل بيگناهان است... كسي مانند من با فردي همچون يزيد بيعت نميكند... ".
امام حسين (ع) در موضع ديگري به ياران خود چنين گفت: "به خدا سوگند اگر در لانه جانوري از جانوران بيابان پنهان شوم، مرا بيرون خواهند آورد و به قتل خواهند رساند ". اين سخنان گويا و پرمعني، ميزان روشنگري و آيندهنگري سرور بزرگمان را نشان ميدهد. اين بيانات نشان ميدهد كه امام حسين (ع) تا چه اندازه از حركت جامعه و حركت رويارويي ميان كفر و ايمان شناخت داشته است. بنابر اين از ديدگاه امام مسئله خروج از مكه و مدينه و يا پنهان شدن در يمن هرگز مطرح نبوده است. مسئله به شيوه رويارويي ميان اسلام وكفر و نفاق ارتباط داشته است. چرا كه امام حسين (ع) نماد اسلام راستين و پاسدار ارزشهاي والاي اسلام بوده است. در حالي كه منافقان و گمراهان با سياستهاي فريبكارانهشان، قدرت و حكومت اسلامي را در دست گرفته و بر دستورات رسول الله (ص) خط بطلان كشيدهاند. بنابراين هرگز امكان ندارد اسلام راستين را با نفاق حاكم در همه عصرها و همه مكانها پيوند داد. امكان ندارد اسلام و نفاق با يكديگر تلاقي كنند. مسئله اين نبود كه امام (ع) در كدام سرزمين ميخواهد زندگي كند. مسئله اصلي اين است كه امويان امام را بر سر دو راهي قرار دادند. يا با آنان بيعت كند و در برابر گفتار و كردار شان سكوت نمايد، يا اين كه كشته شود. سرورمان حسينبن علي (ع) در ظهر عاشورا ديدگاه خود را چنين بيان كرد: "مردم آگاه باشيد... زنازاده فرزند زنازاده ما را در برابر دو گزينه قرار داده است... كشته شدن يا سازش نمودن... هرگز در برابرشان سر تسليم فرود نميآورم... زندگي ذلت بار را نمي پذيرم... رسول اكرم (ص) و مردم مؤمن خواري و ذلت ما را نپسندند ".
احاديث و روايات ماندگار از قيام امام حسينبن علي (ع) دورنماي راه انقلابي مان را ترسيم ميكنند. بيانات سرور آزادگان جهان نشانه راه ماست. اين بيانات نشان ميدهد كه ياران با وفاي امام حسين (ع)، اين نخبگان برگزيده كه از نظر شرعي و اعتقادي معصوم نبودند، و از بندگان پرهيزكار و اولياي رستگار خداوند متعال بودند، اين افراد اندك كه تعدادشان از 72 تن فراتر نبود، با امام همگام و همراه شده سرنوشت خود را با سرنوشت ايشان گره زدند. در بهشت نيز در كاخ هايي در مجاورت امامشان زندگي جاودان خواهند داشت. به درستي راهي كه امام حسين (ع) پيمود كوتاهترين راه رسيدن به معشوق بود. از سرنوشتي كه بر ايشان تحميل كردند هرگز شانه خالي نكرد، و اين سرنوشت را با سعه صدر پذيرا شد.
در اين ميان جريان رفاهطلب و فرصتطلبي وجود داشت كه راه مذاكره و سازش با يزيد را در پيش گرفت. اين جريان هر چند با اصول و مباني انقلاب و لزوم دگرگوني وضع موجود موافق بود. اما تمايل داشت بدون فداكاري و جهاد در راه خدا و نثار جان و مال و فرزند، قدرت را دو دستي تقديم او كنند. اين جريان بهخلاف راهي كه امام حسين (ع) پيمود راه و روش ديگري را برگزيد. راه گريستن و عزاداري را در پيش گرفت. در حالي كه امام حسين (ع) راه سرخ شهادت و مرگ خونين را انتخاب كرد. زماني كه امام تصميم گرفت از مدينه به سمت كربلا حركت كند، عبداللهبن عمر به سراغ امام آمد و كوشيد ايشان را از اين حركت باز دارد. امام حسين (ع) به فرزند عمر گفت : "اي پدر عبد الرحمن اي اباعبدالرحمن، از خدا بترس و از نصرت من خوداري خودداري مكن ". امام حسين (ع) با اين سخن ميخواهد به ما بگويد كه گريه شيوه شكست خوردگان است. گريه كار افراد غير مسئول است. گريه خشم خدا را نسبت به ستمگران فرو نمينشاند. ظلم و بيعدالتي زمامداران را از دوش بندگان خدا برطرف نميكند. در آن شرايط افراد غير مسئول و بيتفاوت خود را پشت كف دستشان پنهان ميكردند. در حالي كه شايسته بود با نوك انگشتانشان، مشكلات و نابسامانيهاي جامعه را نشانه گيري كنند.
با وجودي كه امام حسين (ع) با منطق روشن و دليل گويا به آنان فهماند كه زمان حركت و مقصد حركت مشكل اصلي نيست. اما افراد ساده انديش و رفاهطلب به محض حركت امام حسين (ع) به سمت كربلا بيدرنگ به سراغ فرماندار يزيدبن معاويه در مدينه رفته از او خواهش كردند به امام در صورت تجديد نظر در قيام و انقلاب خود اماننامه دهد تا به مدينه بازگردد. اين افراد گمان ميكردند با دريافت اماننامه امتياز بزرگي از فرماندار مدينه گرفتهاند. با شتاب براي امام پيام فرستاده از محضر ايشان خواستند به مدينه باز گردد. امام در يك جمله كوتاه به آنان پاسخ داد : "هر كسي به ما بپيوندد شهيد ميشود. و هر كسي بازماند به پاداش آخرت نايل نشود... والسلام ".
ما دوست داريم مراسم تعزيه خواني برپا داريم. براي سرورمان حسينبن علي (ع) گريه كنيم. اما آنگونه كه حبيببن مظاهر براي امام گريه كرد. اين يار وفادار و معلم قرآن براي امام حسين (ع) خون گريه كرد و سرانجام در روز عاشورا و پيشاپيش ايشان به شهادت رسيد. بيترديد كساني كه بدون قيد و شرط با خدا معامله ميكنند و كساني كه به طور مشروط با خداوند معامله ميكنند متفاوتند.
حبيببن مظاهر اسدي و مسلمبن عوسجه از آن دسته ياراني بودند كه بدون قيد و شرط با خدا معامله كردند. ياران امام همواره چنين ميگفتند: "به خدا قسم اگر در دنيا زندگي جاودان داشتيم، بدون شك مرگ در ركاب امام را ترجيح ميداديم. زندگي پس از امام حسين (ع) ارزشي ندارد ". يكي ديگر از ياران گفته بود: "اگر هفتاد بار كشته شوم و بدنم را تكه تكه كنند، هرگز امام را تنها نميگذارم ". اين مردان وفادار، مراتب عشق و دوستي راستين خويش را به رسول الله (ص) و خاندان ايشان به اثبات رساندند. بنابراين اگر براي امام حسين (ع) مراسم عزاداري برپا ميكنيم بايد شيوه عزاداري درونمان را متحول سازد و در فكر و عقلمان آگاهي و شناخت برانگيزد. براي رويارويي با وضع دشوار موجود بايد از راهكارها و خط مشي خاندان رسول الله پيروي كنيم. بايد قلب و روحمان را با عشق اهل بيت (ع) سيراب كنيم. اگر توانستيم اين دو خواسته را تأمين نمائيم، هيچ كسي نخواهد توانست ما را از مسير اصلي گمراه كند. دشمن اشغالگر قادر نخواهد بود ما را فريب دهد.
اكنون ميان مردم شايع كردهاند كه اسرائيل در صدد است در جنوب لبنان ارتشي متشكل از جوانان شيعه و مسيحي تشكيل دهد. گفتهاند يك ارتش كربلائي كه اسرائيليها فرماندهي آن را بهعهده خواهند داشت به وجود خواهند آورد!؟ اين حركت نشان ميدهد كه دشمن ميخواهد از دريچه عشق و دوستيمان به اهل بيت (ع) ما را فريب دهد و گمراه كند. من به شما اطمينان ميدهم كه در برابر اين توطئه آرام نخواهيم نشست. با آن مقابله خواهيم كرد، آنگونه كه پيش از اين نيز در برابر طرحهاي مشابهي ايستادگي كرديم. هرگز با دشمن و عوامل او با هر عناويني كه داشته باشند همكاري نخواهيم كرد. هرچند كه هويت لبناني و شيعي داشته باشند.
از نظر كارشناسي، شيعيان اهل بيت (ع) را خوب ميشناسم. آنان مردمي راستگو، امانتدار و بااخلاص هستند. از دشمنان خدا و پيامبر خدا صادقانه بيزاري و نفرت دارند. در موضع سازش ناپذيرشان پايدار هستند. من به شما بگويم هرگاه صادقانه از مكتب عاشورا پيروي كرديم وبه فراخواني حسينبن علي (ع) لبيك گفتيم آنگاه ميتوانيم عزت و سربلندي خود را باز يابيم.
انقلاب پيشتاز حسيني، چگونه زيستن و چگونه شكستن قيد و بندها و راههاي دگرگوني وضع موجود را به همه مسلمانان آموخت. امسال همچون سال گذشته خداوند به ما توفيق داده همگام با قيام عاشورا حركت كنيم. با اين انقلاب خونين ارتباط واقعي داشته باشيم. با جان و دل و فكر آزاد خويش در فضاي درسهاي آموزنده مكتب عاشورا زندگي كنيم.
همگي شما آگاه هستيد كه مردم جنوب لبنان تا چند سال پيش مراسم عزاداري سرور شهيدان را سنتي و بيروح برگزار ميكردند، مردم همانگونه كه بسياري از شعارها و آيينهاي اسلامي را بايكوت و تعطيل كرده بودند، اهداف اصلي قيام امام حسين (ع) را نيز بايكوت و بيروح كرده بودند. در عصر غربت اسلام آيينهاي حج و عمره و طواف و توقف در مسجد الحرام بايكوت و بيروح شده بود. نقش قيام و انقلاب امام حسين (ع) در شرايطي بيروح و بيجان شده بود كه زمامداران نادان و ناآگاه حاكميت خود را بر امور و سرنوشت امت اسلامي گسترش داده بودند. در نتيجه حاكميت جاهليت مردم با يكسري آيينهاي بيمحتوا و تهي به قيام عاشورا برخورد ميكردند كه هيچ سودي براي جامعه نداشت.
امام حسين (ع) سرور شهيدان با قيام خونين خود همه قيد و بندها را دريد و روح تازه به كالبد اسلام محمدي دميد. آگاهي و شناخت را به مغزها بازگرداند. اسلام اصيل را آنگونه كه پيامبر عظيم الشأن ارائه داده بودند احيا كرد. از روزي كه نور الهي با رسالت رسول الله (ص) در كره زمين درخشيد، انسانها از قيد بندگي رهايي يافتند. حصارها را شكستند و حيات تازهاي را آغاز كردند. از لحظهاي كه اين خورشيد تابناك در فجر صادق طلوع كرد همه حقايق آشكار شدند. دروغ گفتنها و نيرنگ بازيها و نگرانيها از بين رفتند. از روزي كه پيامبر اكرم (ص) ابلاغ رسالت حيات بخش اسلام را تكميل كرد و به مسلمانان عزت و كرامت بخشيد، دنيا دگرگون گشت. در دورههايي كه مسلمانان قرآن را كنار گذاشتند و از عمل به آن خودداري كردند، به ذلت و خواري و بندگي بيگانگان كشيده شدند.
در عصر حاضر از زماني كه فجر انقلاب اسلامي ايران طلوع كرد به روشني ملاحظه كرديم انديشههاي پوچي كه بر ديدگانمان سرپوش گذاشته بودند و مانع انديشيدنمان در شگفتيهاي هستي و آفرينش ميشدند از بين رفتند. دوباره به قلّههاي علم و تمدن و آگاهي و شناخت راه يافتيم. به خوبي ملاحظه كرديم كه همه حجابها و موانع سستتر از لانه عنكبوت هستند. تارهاي عنكبوتي را دريديم و به قدرت و عزت گذشتهمان دست يافتيم. جهان اسلام و امتهاي مسلمان كه روزگاري احساس ضعف و ناتواني ميكردهاند، امروز قدرت و صلابت خود را باز يافتهاند. در برابر قدرتهاي بزرگ دنيا قد علم كردهاند. امروزه بسياري از اروپائيان اسلام را بهترين پزشك و شفا بخش بسياري از مشكلات معاصر ميخوانند. امروزه اسلام براي بسياري از مشكلات صعب العلاج تمدّن غرب راه حل دارد. اكنون كه كار انديشيدن در آيات كلام الله مجيد را آغاز كردهايم، احساس ميكنيم بسياري از شعارها و آيينهاي گذشتهمان را به شيوه نادرست برگزار ميكردهايم.
اكنون درك ميكنيم كه برپايي نمازهاي جمعه و جماعات مفاهيم ارزشمندي دارد. حج و توقف در مشعر الحرام مفاهيم پر محتوا دارد. اكنون با شركت در نمازهاي جمعه و آيين حج ميتوانيم به اوضاع و مشكلات خويش رسيدگي كنيم. اگر مردم هر شهر و كشوري بخواهند جداگانه به مشكلاتشان رسيدگي كنند سودي نخواهند برد. اكنون به رغم خواست منافقان و كافران همه پردهها و حجابها را پاره كردهايم، و به ارزشهاي خويشتن بازگشتهايم. اكنون حج و ساير عبادات جمعي به نحو مطلوب برگزار ميشود. صداي اسلام راستين را در مراسم حج به گوش جهانيان ميرسانيم. آنكونه كه آنگونه که حسينبن علي (ع) در صحراي عرفات به گوش مسلمانان رساند. اكنون شناخت شعارهاي عاشورا را آغاز كردهايم. روزي پيامبر اكرم (ص) به حضرت زهرا (س) فرمود: "خداوند چنين تقدير كرده كه مردماني تا روز قيامت براي فرزندت حسين عزاداري كنند ". سخن رسول الله (ص) اين پيام را به ما ميرساند كه با برپايي آيينهاي عزاداري سرور شهيدان با هر گونه گمراهي و كجروي و ارتداد مبارزه كنيم. امروزه مفهوم اين پيام را خوب شناختهايم كه حسينبن علي (ع) ايثار و فداكاري را به اوج رساند و كودك شيرخوارش را در راه خدا تقديم كرد.
با اين وصف احساس ميكنم بسياري از مسائل را پوست كنده شناختهايم و به شناخت اين مفاهيم ادامه خواهيم داد. اكنون اعلام ميكنم كه ديدگاههاي گذشتهمان را كنار گذاشتهايم از اين پس با آيينهاي عزاداري سرور شهيدان به شيوه عاطفي برخورد نميكنيم. از رفتارها و هنجارهاي نادرست و انديشههاي كهنه چشم پوشي خواهيم كرد.
شما داستان "فله " را شنيده ايد. داستان "فله " از اين قرار است كه مردم پس از پايان آيينهاي عزاداري ظهر عاشورا و پس از شهادت امام حسين (ع) دنبال كار روزمرهشان ميرفتند. لباس سياه عزاداري را از تنشان در ميآورند. من به اين قشر سنتي جامعه ميگويم كه عزاداري سرور شهيدان پايان يافتني نيست. ياد و نام امام حسين (ع) بايد هميشه در دل و جان ما زنده بماند. دهه عاشورا بايد مانند ابري باشد كه بر همه روزهاي سالمان سايه بيفكند. ياد و خاطره شهيدان بزرگمان را زنده نگه دارد. شايسته است آيينهاي عاشورا براي فرزندانمان الگو و سرمشق باشد تا حسين (ع) را اسوه و سرمشق خود قرار دهند. شايسته است فرزندانمان با تمام جزئيات و رويدادهاي عاشورا آشنا شوند. اگر نتوانيم داستان گمراه كننده "فله " را از اذهان فرزندانمان دور كنيم چه كسي ميتواند اين كار را انجام دهد؟ آيا مدارس دولتي اين كار را ميكنند؟ شما از وضع مدارس دولتي و برنامههاي آموزشي آن آگاهي داريد. آنها درباره تاريخ ميلاد و حيات و شهادت امام حسين چيزي به فرزندانمان نميآموزند. شايد از تاريخ سزارها و فراعنه و امپراتوريهاي روم و اهرام مصر و سفرنامه ادونيس شناخت بيشتر داشته باشند. چرا كه متون و برنامههاي آموزشي مدارس لبنان يكدست در غرب تهيه و چاپ شده و با رنگ و بو و روح فرهنگ غربي آميخته شده است.
براي برخورد با اين نقيصه چه راه حلي وجود دارد؟ مهمترين راه حل اين است ذهنيت "فله " را دور بيفكنيم و شعارهاي راستين عاشورا را جايگزين نمائيم. بايد عاشورا را مدرسه انسان سازي قرار دهيم. شايسته است درسهاي مكتب عاشورا و قيام سرور شهيدان در مسجد و مدرسه و حسينيهها تدريس شود. بايد ميزان وفاداري و عشق خود را به رسول الله (ص) و اهل بيت ايشان ثابت كنيم. چرا كه خداوند اين خاندان را از هر گونه آلودگي پاك گردانيده است. بايد در هر مناسبتي ياد و نام حسين (ع) و ديگر ائمه اطهار زنده بماند، فرزندانمان بايد با جزئيات تاريخ و فرهنگ شان آشنا شوند.
در سالهاي گذشته كه در سايه درخشش فرهنگ غربي به سر ميبردهايم سيره امام حسين (ع) و قيام عاشورا را در مسائل ساده بيان ميكرديم. با گوش خود شنيدهام كه برخي افراد كه مراسم عزاداري برگزار ميكردهاند از تعزيهخوانان ميخواستند مصيبت امام حسين را بازگو نكنند. ولي من امروز مصيبتها و زخمهاي سرور شهيدان را يكي يكي بازگو ميكنم. شمشيرها و نيزههايي را كه به تن ايشان اصابت كردند يكي يكي شمارش ميكنم. به شما ميگويم كه چگونه امام حسين را بهقتل رساندند و سپس با سم اسبها پيكر پاك ايشان را لگدكوب كردند. من اكنون فرياد خونخواهي امام حسين و لزوم انتقام از قاتلان ايشان را سر ميدهم. ما همواره از خداوند ميخواهيم قاتلان و مردمي كه به جنگ با امام حسين (ع) رفتند و يا مردمي كه راضي شدند لعن و نفرين كند. معني نفرين چيست؟ ممكن است كساني بپرسند كه خداوند عمربن سعد و حرملةبن كاهل و شمربن ذيالجوشن را مجازات كرد و به سزاي كردارشان رساند. بنابراين نفرين و لعن بيهوده است! من به آنان ميگويم آنگونه كه اسلام به ما آموخته است ما خط مشي و رفتار دشمنان اباعبدالله الحسين (ع) را لعن و نفرين ميكنيم. ما امت و قومي را كه تسليم زمامداران ظالم شدند و جوانان خود را براي عزيمت به كربلا و جنگ با سرور شهيدان بسيج كردند لعن و نفرين ميكنيم. نشانههاي اين لعن و نفرينها در زيارت عاشورا روشن است. هنگامي كه ميگويم بايد از قاتلان امام حسين(ع) انتقام گرفت، منظورم اين است كه از خطمشي و راهكار امويان انتقام بگيريم. آنگونه كه ابراهيم الاشتر قاتلان امام حسين را احضار كرد و از آنان خواست جنايت خود را بازگو كنند. اكنون نيز بايد از جنايتكاران معاصر كه امت اسلام را عقب مانده نگه داشتهاند و به فرزندان امت ظلم ميكنند انتقام بگيريم. به فرزندانمان بياموزيم كه هر روز عاشوراست و هر سرزميني كربلاست.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس