سيد حسن نصرالله در سخنان
خود به مناسبت آزادسازي جنوب لبنان گفته است: از زمان استقلال لبنان، گزينه
مردم جنوب پشتيباني از دولت مركزي لبنان بوده است. اگر مواضع و
ديدگاههاي علماي جبل عامل و سياستمداران و فرهيختگان و شعرا و ساير مردم
آن مرحله را بازبيني كنيم، ملاحظه خواهيم كرد ...

سيد حسن نصر الله
دبير كل حزب الله لبنان طي سخناني به مناسبت نهمين سالروز آزادسازي جنوب
اين كشور، اوضاع و رويدادهاي نيم قرن گذشته اين منطقه به ويژه در دوران
حيات زنده ياد شهيد راغب حرب را تشريح كرده و اين آزادي و پيروزي بزرگ را
مديون مقاومت و خون شهيدان بزرگي همچون شيخ راغب حرب و سيد عباس موسوي
دانسته است. نظر به اهميت سخنان آقاي سيد حسن نصر الله دبير كل حزب الله كه
باديد تحليلگونه به بررسي رويدادهاي نيم قرن گذشته جنوب لبنان پرداخته
شاهد ياران آن را ترجمه و به آگاهي علاقمندان ميرساند:
بقيه در ادامه
**بسم الله الرحمن الرحيم: مردم لبنان امروز مفتخرند كه براي شركت در جشن بزرگ نهمين سالروز آزادسازي سرزمينهاي اشغالي جنوب، از همه شهرها و روستاهاي منطقه به شهر مقاوم نبطيه آمدهاند. شهر نبطيه، شهر سرور شهيدان جهان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) است... نبطيه شهر عاشقان سرور شهيدان است... شهر اولين قيام مردمي عاشورايي در برابر اشغالگران صهيونيست است... من به نام سيد الشهداء (ع) به شما مردم كه از مناطق گوناگون جنوب براي شركت در اين جشن بزرگ به نبطيه آمدهايد درود ميگويم. به درستي كه شما پيشگام سازندگي اين پيروزي بودهايد. شما صاحبان اصلي و رهبران و سروران و خانوادههاي مجاهدان و شهيدان و اسيران و مجروحان اين پيروزي هستيد. شما بوديد كه با آغوش باز رزمندان مقاومت را در آغوش گرفتيد و نسبت به راهي كه انتخاب كرديد وفادار مانديد.
اين دستاورد گرانبها و اين جشن بزرگ آزادسازي، نتيجه ايثار وجانفشاني و بردباري و ايستادگي فرزندان غيورتان بوده است. در نتيجه فداكاري، وفاداري وصداقتتان، خداوند بر شما منت نهاد ونعمت خويش را بر شما ارزاني داشت... شما را شايسته پيروزي خويش گرداند. چرا كه شما با تواضع و استغفار و سپاس و ستايش در برابر درگاه ايزد يكتا، اين پيروزي بزرگ را به مردم و سرزمين لبنان و به امت پيشكش كرديد. درود بر شما كه زير بار زورگويي نرفتيد و ذلت و خواري را مردود دانستيد و از ميهنتان به دفاع برخاستيد، و اين امانت را پاس داشتيد.
درود بر شما مردم غيور و خون گرم و شريف و نجيب زاده كه مردانه و شجاعانه، مرگ شرافتمندانه را بر اطاعت از فرومايگان ترجيح داديد. درود بر شما نجيب زادگان پاكدامن كه ذلت و خواري را نپذيرفتيد و مرگ با عزت را با جان و دل خريداري كرديد. هنگامي كه صهيونيستها، مدعيان حقوق تاريخي در فلسطين و مدافعان آنها در جهان شما را بين دو گزينه قرار دادند. راه سازش و ذلت و راه جنگ و كشته شدن را در برابرتان نشان دادند. شما مردم كوچك و بزرگ، زن ومرد، با عزمي پولادين، همچون فرياد سرورتان حسين بن علي (ع) در كربلاي تاريخ فرياد "هيهات منا الذله " كشيديد. درود بر شما مردم پاكدامن و نجيب زاده كه شهادت را به اطاعت از فرومايگان ترجيح داديد. هنگامي كه صهيونيستهاي غاصب و مدافعان بين المللي آنها راه ذلت و سازش را در برابرتان قرار دادند، با آگاهي و اصرار، راه مقاومت و پايمردي را به آنان نشان داديد. آزادي جنوب لبنان و پيروزيتان مديون مقاومت خستگيناپذير، رهبراني همچون شيخ راغب حرب و سيد عباس موسوي است. شهادت طلبان بزرگي متولد شدند. بسياري از فرزندانتان اسير و مجروح شدند، و شما در برابر آوارگي، ويراني، گرسنگي، محروميت، فقر و توطئه بردباري نشان داديد، كه در نتيجه جهاد و مقاومت مستمر و خستگي ناپذيرتان وعده پيروزي الهي روز 25 مه سال 2000 تحقق يافت و به بركت خون شهيدانتان سرزمين جنوب از لوث وجود اشغالگران پاك گرديد.
در سالروز پيروزي جنوب و در اين جشن بزرگ علاقمندم درباره موضوع مقاومت و رفتار دولتهاي گذشته لبنان نسبت به مردم جنوب نكاتي را يادآوري نماييم: از ابتداي برپايي كيان غاصب صهيونيستي در فلسطين در سال 1948 سرزمين لبنان به ويژه مناطق جنوبي و روستاهاي مرزي اين كشور كه طي چند ده به نوار مرزي اشغالي شناخته شده بودند، همواره در معرض تهديدات فزاينده رژيم صهيونيستي قرار داشتند. اين رژيم به منابع آب و خاك و ساير منابع طبيعي كشورمان چشم دوخته بود. مردم اين سرزمين از شصت سال پيش مورد تجاوزگريهاي پي در پي صهيونيستهاي غاصب قرار داشتند، و چندين مرحله از خانه و كاشانه و روستاهاي خود آواره شدند. همه اين رويدادهاي مستند را پدران و نياكانمان فراموش نكردهاند. و در متون تاريخي و اسناد رسمي و آرشيو مطبوعات وجود دارند. شايد نسلي كه در دهههاي پنجم و ششم قرن گذشته متولد شده است از رويدادهاي آن مرحله آگاهي كافي نداشته باشد. ولي بزرگسالاني كه هنوز زندهاند، همچنان رويدادهاي گذشته را بازگو ميكنند.
از زمان استقلال لبنان، گزينه مردم جنوب پشتيباني از دولت مركزي لبنان بوده است. اگر مواضع و ديدگاههاي علماي جبل عامل و سياستمداران و فرهيختگان و شعرا و ساير مردم آن مرحله را بازبيني كنيم، ملاحظه خواهيم كرد كه همگي دولت را گزينه خود قرار داده بودند. در اين بحث به يك سند ارزشمند عالي و تاريخي اشاره ميكنم كه تعابير آن نيز بسيار گوياست. اين سند با دستخط و ادبيات رسا و بليغ امام سيد عبدالحسين شرفالدين نگاشته شده است.
در سال 1949 و پس از جنايات هولناك رژيم صهيونيستي در روستاي لبناني حولا كه به جنايات قتلعام فجيع مردم روستاهاي دير ياسين و كفر قاسم در فلسطين شباهت داشت، امام سيد عبدالحسين شرفالدين براي آقاي بشاره الخوري رئيس جمهوري وقت لبنان نامه نوشت و اوضاع آن مرحله تاريخي از استقلال كشور و اميدها و آرزوهاي مردم را براي او بازگو نمود. در اين نامه آمده است:
"مردم لبنان به ويژه اهالي جنوب گمان كردهاند كه با استقلال كشورشان به اميد و آرزوي خود رسيدهاند. گمان كردهاند كه نظام سياسي به تأمين خواستههاي آنان كمك ميكند. ولي گمانهزني آنها نادرست بود. همه اميدها و آرزوهاي آنان غلط از آب درآمد. محروميت مردم و سهلانگاري و كارشكني مسئولان ماندگار است. بيتفاوتي وزارتخانههاي دولتي براي سامان دادن به اوضاع مردم جنوب از اولين روز تأسيس دولت لبنان آشكار است. سياستگذاري وزارتخانهها و ادارات وابسته، بر اين مبنا قرار داشت كه توصيههاي آدمهاي دلسوز را سبك ميپنداشتند. خويشتنداري و بردباري خردمندان را به سر ميآوردند. امروزه فاجعه مردم جبل عامل در ادامه تجاوزگري اسرائيل به مرزهاي لبنان و ريخته شدن خون فرزندان اين سرزمين و غارت روستاهاي آن توسط يهوديان صهيونيست تجلي يافته است. متجاوزان علاوه بر كشتار و قتل عام و ايجاد رعب و وحشت در دل زنان و كودكان، مزارع و كشتزارها و همه گونه عوامل حيات، در جنوب لبنان را به نابودي كشاندهاند ".
اين سند تاريخي و گويا بر ادعاهاي برخي مسئولان و سياستمداران لبناني كه در چارچوب نشست گفتمان ملي، ادعاي بازسازي نظام سياسي لبنان را يدك ميكشند و ميگويند لبنان از سال 1948 تا سال 1970 با هرگونه تجاوزگري رژيم صهيونيستي مواجه نبوده خط بطلان ميكشد. اين سياستمداران در توجيه ادعاهاي واهي خود ميگويند تجاوزگري اسرائيل به لبنان پس از استقرار جنبشهاي فلسطيني در جنوب لبنان و آغاز عمليات مقاومت فلسطين آغاز شده است. در آن نشست يكي از برادران نماينده پارلمان از اطاق نشست بيرون رفت و يك جلد از روزنامههاي آرشيو شده روزنامه السفير مربوط به آن مرحله را آورد و تصاوير جنايات رژيم صهيونيستي را به طرف مقابل نشان داد.
اين نشان ميدهد كه اين سياستمداران بيتفاوت نميخواهند بپذيرند كشورشان حدود پنجاه سال مورد تجاوز كيان غاصب قرار گرفته است. بيشرمانه تجاوزگري دشمن را مانور عنوان ميكنند. اسرائيل در طول 50 سال گذشته همواره به لبنان حمله كرده... مردم را قتل عام كرده... روستاهاي جنوب را ويران كرده ولي برخي سياستمداران و محافل لبناني ميگويند كه خبر ندارند؟!
امام شرف الدين در ادامه پيام خود به رئيس جمهوري پيشين لبنان گفت: "مردم مقاوم جبل عامل از خون خود تاوان حضور بيگانگان رانده شده از سرزمينهاي گوناگون جهان در فلسطين را پرداخت ميكنند. مردم جنوب قرباني پست صفتان مفلوكي شدهاند كه مردم دنيا و زمين و آسمان آنها را از خود راندهاند. چرا بايد مردم اصيل و نجيب جنوب لبنان خوار وذليل زندگي كنند ".
امروزه به سرور و امام بزرگمان سيد عبد الحسين شرف الدين و شهيد راغب حرب و شهيد سيد عباس موسوي ميگويم كه مردم مقاوم جبل عامل با فرياد "هيهات منا الذله " از آغوشتان و آغوش امام موسي صدر برانگيخته شدهاند. كساني را خوار و ذليل كردند، كه خداوند در قرآن كريم آنان را خوار و ذليل توصيف كرده است. با وجودي كه مردم جبل عامل به وظايف خود عمل مينمايند و ماليات پرداخت ميكنند، اما دولت لبنان حقوق آنان را به رسميت نميشناسد. دولتمردان لبنان امروز هم مانند 60 سال پيش از مردم جنوب ماليات و عوارض گوناگون دريافت ميكنند، اما هيچ كار مثبتي براي آنان انجام نميدهند. مثل اين كه آنان را هموطن خود نميدانند. امام سيد عبد الحسين شرف الدين خطاب به رئيس جمهوري پيشين لبنان ميگويد: "آقاي رئيس جمهور اگر نميتوانيد از مردم جنوب و تماميت ارضي و حاكميت و استقلال دولت لبنان در برابر حملههاي رژيم صهيونيستي دفاع كنيد، توان دست نوازش كشيدن بر سر مردم بيدفاع و حل مشكلات آنان و سير كردن گرسنگان را هم نداريد؟ ".
بنابر اين از ابتداي استقلال، گزينه مردم جنوب، دفاع از دولت و نظام نوپاي لبنان بوده است. پس از ارتحال امام شرفالدين، امام موسي صدر اين مسئوليت سنگين را بر عهده گرفت. پيام و سخن و موضع ايشان از اوايل دهه ششم از قرن بيستم ميلادي تا زمان ربوده شدن و ناپديد شدنشان از ميدان جهاد و مبارزه در سال 1978 آگاهانه و يكنواخت و روشن بوده است. امام صدر همواره به دولتمردان ونخست وزيران لبنان يادآوري ميكرد كه جنوب لبنان بخشي از اين ميهن است. آنان را به اعزام ارتش به جنوب به منظور دفاع از مردم و آب و خاك و منابع اين سرزمين فرا ميخواند. اما هيچ كسي پاسخگو نبود.
من نظريه توطئه را قبول ندارم ولي اگر از دريجه بدگماني به اين مسئله نگاه كنيم ميتوان گفت كه مسئولان براي رسيدگي به خواستههاي مردم جنوب بيتفاوت و سهلانگار هستند. گمان كردهاند كه جنوب بخشي از سرزمين لبنان نميباشد. البته ساير مناطق لبنان مانند جنوب از محروميت و بيتفاوتي مسئولان دولتي رنج ميبرند. اگر هم از زاويه حسن نيت و خوشبينانه به مسئله نگاه كنيم، ميتوان گفت كه محروميت و عقبماندگي جنوب از ضعف و ناتواني مسئولان ناشي شده است. جنوب لبنان در سايه بيتفاوتي و سهلانگاري و ناتواني مسئولان بهاي سنگيني پرداخت كرده است. خون هزاران جوان جنوبي بر زمين ريخته شده است. امام موسي صدر در نتيجه اين عوامل ناچار شد مردم جنوب را به تهيه و حمل اسلحه فراخواند. ايشان گردانهاي مقاومت لبنان را بنيانگذاري كرد. از جوانان خواست آموزش نظامي ببينند و به جبهههاي جنگ جنوب بپيوندند تا از مردم جنوب حمايت كنند. اما در عين حال از يادآوري مسئولان لبنان براي رسيدگي به اوضاع جنوب و دفاع از مردم اين سرزمين غافل نماند. در پي يورش نظامي اسرائيل به جنوب لبنان در سال 1982 دولت نيز در اين رويدادها حضور نداشت. ميل ندارم پروندههاي آن مرحله خونين و دشوار را بازگشايي كنم. شما فرزندان امام موسي صدر كه در جنبش امل و حزب الله و ساير احزاب و جنبشهاي اسلامي و ملي لبنان و گروههاي مبارز فلسطيني حضور داشتيد، در برابر اشغالگران ايستادگي كرديد و آنان را شكست داديد و از سرزمينتان اخراج كرديد. در آن شرايط سخت اتفاقات ناگوار و ناخوشايندي روي داد، در حالي كه دولت در وادي ديگري قرار داشت. براي اينكه منصفانه قضاوت كنم ميگويم كه تنها در چند سال پيش از آزادسازي جنوب، و دقيقاً در دوران رياست جمهوري آقاي اميل لحود تحولي روشن و قوي در زمينه حمايت رسمي و پشتيباني معنوي از مقاومت به وجود آمد. امروز نيز از موضعگيريهاي ثابت و استوار آقاي ميشيل سليمان رئيس جمهوري لبنان در حمايت از مقاومت از زمان تصدي رياست جمهوري و پيش از آن كه فرماندهي ارتش لبنان را بر عهده داشت تجليل و قدرداني ميكنيم. به استثناي مراحل رياست جمهوري لحود و رياست جمهوري سليمان، دولت در سالهاي طولاني گذشته در وادي ديگري قرار داشته است.
اي مردم خونگرم و عزيز جنوب لبنان! آيا ميدانيد گناه و جرمتان چه بوده است؟ گناهتان اين بود كه با هر گونه اشغالگري مخالفت كرديد و در برابر آن به مقاومت برخاستيد. در حالي كه دولتمردان از شما ميخواستند اشغالگران را بپذيريد و آرام بنشينيد. شما با سنگ و مشت آهنين و مقادير ناچيزي اسلحه و مهمات، اما با ايمان راسخ و با صلابت در برابر ماشين جنگي دشمن ايستاديد. بزرگترين جرمتان فقط مقاومت نبوده است. بلكه بزرگترين جرمتان اين بود كه اسرائيل را شكست داديد و بر او پيروز شديد. گناهتان اين است كه سرزمينهاي اشغاليتان را باز پس گرفتيد، واسيرانتان را آزاد كرديد. اين دستاورد بزرگ و به تمام معني، همه نشستگان و سازشكاران و ناتوايان و از خود باختگان و فرصت طلبان و راحت طلبان را سر افكنده كرد. همه اينها بر مجازات شما اصرار دارند. با تحميل جنگ ژوئيه سال 2006 در صدد بودند شما را خرد و پايمال كنند. اما هنگامي كه شما و همه مردم شريف اين ميهن و اين امت در سرزمين خود پايدار مانديد و مقاومت كرديد، و به پيروزي رسيديد، گناهتان بزرگتر شد، كه با هيچ توبهاي قابل بخشودگي نيست. مگر برخي گناهان با توبه بخشوده نميشوند؟ آري گناهاني وجود دارند كه توبه در آن كارساز نيست، و تنها گناه شما كه توبه در آن كارساز نيست، پيروزيتان در جنگ ژوئيه و چنگ زدنتان به سرزمينتان بوده است. هرگز فراموش نميكنم كه پس از توقف جنگ مزبور با برادر بزرگترم آقاي نبيه بري رئيس مجلس لبنان ديدار كردم. ايشان در اين ديدار به من گفت : آقاي نصر الله بايد هوشيار باشيم كه به ما اجازه نخواهند داد كه اين پيروزي گواراي مردم ما باشد. اجازه نخواهند داد شاد باشيم. كاري خواهند كرد كه بهاي سنگيني براي آن بپردازيم. بنابراين، هنگامي كه ميجنگيم و از خود دفاع ميكنيم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم. اگر شكست بخوريم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم. اگر هم پيروز شديم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم.
برادران و خواهران... امروز در جشن مقاومت و پيرزوي، ما فرزندان جنوب لبنان اعلام ميكنيم كه خواهان دولتي دلسوز، خدمتگذار، توانمند، عادل، شجاع، مسئول، قانونمند و با اراده هستيم. نه دولتي كه فقط عوارض و ماليات دريافت كند و توسط شركتهاي ساختمانسازي اداره شود. از نهادهاي سياسي و نظامي وامنيتي دولت ميخواهيم از مردم جنوب لبنان حمايت كنند. من صادقانه و با صراحت اعلام ميكنم كه مقاومت، جايگزين دولت نيست. بنابراين بفرماييد به اوضاع نابسامان اقتصادي و اجتماعي جنوب رسيدگي كنيد. براي مشكلات آب آشاميدني و كشاورزي جنوب راه حلي بينديشيد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس ادامه مطلب

بقيه در ادامه
**بسم الله الرحمن الرحيم: مردم لبنان امروز مفتخرند كه براي شركت در جشن بزرگ نهمين سالروز آزادسازي سرزمينهاي اشغالي جنوب، از همه شهرها و روستاهاي منطقه به شهر مقاوم نبطيه آمدهاند. شهر نبطيه، شهر سرور شهيدان جهان حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) است... نبطيه شهر عاشقان سرور شهيدان است... شهر اولين قيام مردمي عاشورايي در برابر اشغالگران صهيونيست است... من به نام سيد الشهداء (ع) به شما مردم كه از مناطق گوناگون جنوب براي شركت در اين جشن بزرگ به نبطيه آمدهايد درود ميگويم. به درستي كه شما پيشگام سازندگي اين پيروزي بودهايد. شما صاحبان اصلي و رهبران و سروران و خانوادههاي مجاهدان و شهيدان و اسيران و مجروحان اين پيروزي هستيد. شما بوديد كه با آغوش باز رزمندان مقاومت را در آغوش گرفتيد و نسبت به راهي كه انتخاب كرديد وفادار مانديد.
اين دستاورد گرانبها و اين جشن بزرگ آزادسازي، نتيجه ايثار وجانفشاني و بردباري و ايستادگي فرزندان غيورتان بوده است. در نتيجه فداكاري، وفاداري وصداقتتان، خداوند بر شما منت نهاد ونعمت خويش را بر شما ارزاني داشت... شما را شايسته پيروزي خويش گرداند. چرا كه شما با تواضع و استغفار و سپاس و ستايش در برابر درگاه ايزد يكتا، اين پيروزي بزرگ را به مردم و سرزمين لبنان و به امت پيشكش كرديد. درود بر شما كه زير بار زورگويي نرفتيد و ذلت و خواري را مردود دانستيد و از ميهنتان به دفاع برخاستيد، و اين امانت را پاس داشتيد.
درود بر شما مردم غيور و خون گرم و شريف و نجيب زاده كه مردانه و شجاعانه، مرگ شرافتمندانه را بر اطاعت از فرومايگان ترجيح داديد. درود بر شما نجيب زادگان پاكدامن كه ذلت و خواري را نپذيرفتيد و مرگ با عزت را با جان و دل خريداري كرديد. هنگامي كه صهيونيستها، مدعيان حقوق تاريخي در فلسطين و مدافعان آنها در جهان شما را بين دو گزينه قرار دادند. راه سازش و ذلت و راه جنگ و كشته شدن را در برابرتان نشان دادند. شما مردم كوچك و بزرگ، زن ومرد، با عزمي پولادين، همچون فرياد سرورتان حسين بن علي (ع) در كربلاي تاريخ فرياد "هيهات منا الذله " كشيديد. درود بر شما مردم پاكدامن و نجيب زاده كه شهادت را به اطاعت از فرومايگان ترجيح داديد. هنگامي كه صهيونيستهاي غاصب و مدافعان بين المللي آنها راه ذلت و سازش را در برابرتان قرار دادند، با آگاهي و اصرار، راه مقاومت و پايمردي را به آنان نشان داديد. آزادي جنوب لبنان و پيروزيتان مديون مقاومت خستگيناپذير، رهبراني همچون شيخ راغب حرب و سيد عباس موسوي است. شهادت طلبان بزرگي متولد شدند. بسياري از فرزندانتان اسير و مجروح شدند، و شما در برابر آوارگي، ويراني، گرسنگي، محروميت، فقر و توطئه بردباري نشان داديد، كه در نتيجه جهاد و مقاومت مستمر و خستگي ناپذيرتان وعده پيروزي الهي روز 25 مه سال 2000 تحقق يافت و به بركت خون شهيدانتان سرزمين جنوب از لوث وجود اشغالگران پاك گرديد.
در سالروز پيروزي جنوب و در اين جشن بزرگ علاقمندم درباره موضوع مقاومت و رفتار دولتهاي گذشته لبنان نسبت به مردم جنوب نكاتي را يادآوري نماييم: از ابتداي برپايي كيان غاصب صهيونيستي در فلسطين در سال 1948 سرزمين لبنان به ويژه مناطق جنوبي و روستاهاي مرزي اين كشور كه طي چند ده به نوار مرزي اشغالي شناخته شده بودند، همواره در معرض تهديدات فزاينده رژيم صهيونيستي قرار داشتند. اين رژيم به منابع آب و خاك و ساير منابع طبيعي كشورمان چشم دوخته بود. مردم اين سرزمين از شصت سال پيش مورد تجاوزگريهاي پي در پي صهيونيستهاي غاصب قرار داشتند، و چندين مرحله از خانه و كاشانه و روستاهاي خود آواره شدند. همه اين رويدادهاي مستند را پدران و نياكانمان فراموش نكردهاند. و در متون تاريخي و اسناد رسمي و آرشيو مطبوعات وجود دارند. شايد نسلي كه در دهههاي پنجم و ششم قرن گذشته متولد شده است از رويدادهاي آن مرحله آگاهي كافي نداشته باشد. ولي بزرگسالاني كه هنوز زندهاند، همچنان رويدادهاي گذشته را بازگو ميكنند.
از زمان استقلال لبنان، گزينه مردم جنوب پشتيباني از دولت مركزي لبنان بوده است. اگر مواضع و ديدگاههاي علماي جبل عامل و سياستمداران و فرهيختگان و شعرا و ساير مردم آن مرحله را بازبيني كنيم، ملاحظه خواهيم كرد كه همگي دولت را گزينه خود قرار داده بودند. در اين بحث به يك سند ارزشمند عالي و تاريخي اشاره ميكنم كه تعابير آن نيز بسيار گوياست. اين سند با دستخط و ادبيات رسا و بليغ امام سيد عبدالحسين شرفالدين نگاشته شده است.
در سال 1949 و پس از جنايات هولناك رژيم صهيونيستي در روستاي لبناني حولا كه به جنايات قتلعام فجيع مردم روستاهاي دير ياسين و كفر قاسم در فلسطين شباهت داشت، امام سيد عبدالحسين شرفالدين براي آقاي بشاره الخوري رئيس جمهوري وقت لبنان نامه نوشت و اوضاع آن مرحله تاريخي از استقلال كشور و اميدها و آرزوهاي مردم را براي او بازگو نمود. در اين نامه آمده است:
"مردم لبنان به ويژه اهالي جنوب گمان كردهاند كه با استقلال كشورشان به اميد و آرزوي خود رسيدهاند. گمان كردهاند كه نظام سياسي به تأمين خواستههاي آنان كمك ميكند. ولي گمانهزني آنها نادرست بود. همه اميدها و آرزوهاي آنان غلط از آب درآمد. محروميت مردم و سهلانگاري و كارشكني مسئولان ماندگار است. بيتفاوتي وزارتخانههاي دولتي براي سامان دادن به اوضاع مردم جنوب از اولين روز تأسيس دولت لبنان آشكار است. سياستگذاري وزارتخانهها و ادارات وابسته، بر اين مبنا قرار داشت كه توصيههاي آدمهاي دلسوز را سبك ميپنداشتند. خويشتنداري و بردباري خردمندان را به سر ميآوردند. امروزه فاجعه مردم جبل عامل در ادامه تجاوزگري اسرائيل به مرزهاي لبنان و ريخته شدن خون فرزندان اين سرزمين و غارت روستاهاي آن توسط يهوديان صهيونيست تجلي يافته است. متجاوزان علاوه بر كشتار و قتل عام و ايجاد رعب و وحشت در دل زنان و كودكان، مزارع و كشتزارها و همه گونه عوامل حيات، در جنوب لبنان را به نابودي كشاندهاند ".
اين سند تاريخي و گويا بر ادعاهاي برخي مسئولان و سياستمداران لبناني كه در چارچوب نشست گفتمان ملي، ادعاي بازسازي نظام سياسي لبنان را يدك ميكشند و ميگويند لبنان از سال 1948 تا سال 1970 با هرگونه تجاوزگري رژيم صهيونيستي مواجه نبوده خط بطلان ميكشد. اين سياستمداران در توجيه ادعاهاي واهي خود ميگويند تجاوزگري اسرائيل به لبنان پس از استقرار جنبشهاي فلسطيني در جنوب لبنان و آغاز عمليات مقاومت فلسطين آغاز شده است. در آن نشست يكي از برادران نماينده پارلمان از اطاق نشست بيرون رفت و يك جلد از روزنامههاي آرشيو شده روزنامه السفير مربوط به آن مرحله را آورد و تصاوير جنايات رژيم صهيونيستي را به طرف مقابل نشان داد.
اين نشان ميدهد كه اين سياستمداران بيتفاوت نميخواهند بپذيرند كشورشان حدود پنجاه سال مورد تجاوز كيان غاصب قرار گرفته است. بيشرمانه تجاوزگري دشمن را مانور عنوان ميكنند. اسرائيل در طول 50 سال گذشته همواره به لبنان حمله كرده... مردم را قتل عام كرده... روستاهاي جنوب را ويران كرده ولي برخي سياستمداران و محافل لبناني ميگويند كه خبر ندارند؟!
امام شرف الدين در ادامه پيام خود به رئيس جمهوري پيشين لبنان گفت: "مردم مقاوم جبل عامل از خون خود تاوان حضور بيگانگان رانده شده از سرزمينهاي گوناگون جهان در فلسطين را پرداخت ميكنند. مردم جنوب قرباني پست صفتان مفلوكي شدهاند كه مردم دنيا و زمين و آسمان آنها را از خود راندهاند. چرا بايد مردم اصيل و نجيب جنوب لبنان خوار وذليل زندگي كنند ".
امروزه به سرور و امام بزرگمان سيد عبد الحسين شرف الدين و شهيد راغب حرب و شهيد سيد عباس موسوي ميگويم كه مردم مقاوم جبل عامل با فرياد "هيهات منا الذله " از آغوشتان و آغوش امام موسي صدر برانگيخته شدهاند. كساني را خوار و ذليل كردند، كه خداوند در قرآن كريم آنان را خوار و ذليل توصيف كرده است. با وجودي كه مردم جبل عامل به وظايف خود عمل مينمايند و ماليات پرداخت ميكنند، اما دولت لبنان حقوق آنان را به رسميت نميشناسد. دولتمردان لبنان امروز هم مانند 60 سال پيش از مردم جنوب ماليات و عوارض گوناگون دريافت ميكنند، اما هيچ كار مثبتي براي آنان انجام نميدهند. مثل اين كه آنان را هموطن خود نميدانند. امام سيد عبد الحسين شرف الدين خطاب به رئيس جمهوري پيشين لبنان ميگويد: "آقاي رئيس جمهور اگر نميتوانيد از مردم جنوب و تماميت ارضي و حاكميت و استقلال دولت لبنان در برابر حملههاي رژيم صهيونيستي دفاع كنيد، توان دست نوازش كشيدن بر سر مردم بيدفاع و حل مشكلات آنان و سير كردن گرسنگان را هم نداريد؟ ".
بنابر اين از ابتداي استقلال، گزينه مردم جنوب، دفاع از دولت و نظام نوپاي لبنان بوده است. پس از ارتحال امام شرفالدين، امام موسي صدر اين مسئوليت سنگين را بر عهده گرفت. پيام و سخن و موضع ايشان از اوايل دهه ششم از قرن بيستم ميلادي تا زمان ربوده شدن و ناپديد شدنشان از ميدان جهاد و مبارزه در سال 1978 آگاهانه و يكنواخت و روشن بوده است. امام صدر همواره به دولتمردان ونخست وزيران لبنان يادآوري ميكرد كه جنوب لبنان بخشي از اين ميهن است. آنان را به اعزام ارتش به جنوب به منظور دفاع از مردم و آب و خاك و منابع اين سرزمين فرا ميخواند. اما هيچ كسي پاسخگو نبود.
من نظريه توطئه را قبول ندارم ولي اگر از دريجه بدگماني به اين مسئله نگاه كنيم ميتوان گفت كه مسئولان براي رسيدگي به خواستههاي مردم جنوب بيتفاوت و سهلانگار هستند. گمان كردهاند كه جنوب بخشي از سرزمين لبنان نميباشد. البته ساير مناطق لبنان مانند جنوب از محروميت و بيتفاوتي مسئولان دولتي رنج ميبرند. اگر هم از زاويه حسن نيت و خوشبينانه به مسئله نگاه كنيم، ميتوان گفت كه محروميت و عقبماندگي جنوب از ضعف و ناتواني مسئولان ناشي شده است. جنوب لبنان در سايه بيتفاوتي و سهلانگاري و ناتواني مسئولان بهاي سنگيني پرداخت كرده است. خون هزاران جوان جنوبي بر زمين ريخته شده است. امام موسي صدر در نتيجه اين عوامل ناچار شد مردم جنوب را به تهيه و حمل اسلحه فراخواند. ايشان گردانهاي مقاومت لبنان را بنيانگذاري كرد. از جوانان خواست آموزش نظامي ببينند و به جبهههاي جنگ جنوب بپيوندند تا از مردم جنوب حمايت كنند. اما در عين حال از يادآوري مسئولان لبنان براي رسيدگي به اوضاع جنوب و دفاع از مردم اين سرزمين غافل نماند. در پي يورش نظامي اسرائيل به جنوب لبنان در سال 1982 دولت نيز در اين رويدادها حضور نداشت. ميل ندارم پروندههاي آن مرحله خونين و دشوار را بازگشايي كنم. شما فرزندان امام موسي صدر كه در جنبش امل و حزب الله و ساير احزاب و جنبشهاي اسلامي و ملي لبنان و گروههاي مبارز فلسطيني حضور داشتيد، در برابر اشغالگران ايستادگي كرديد و آنان را شكست داديد و از سرزمينتان اخراج كرديد. در آن شرايط سخت اتفاقات ناگوار و ناخوشايندي روي داد، در حالي كه دولت در وادي ديگري قرار داشت. براي اينكه منصفانه قضاوت كنم ميگويم كه تنها در چند سال پيش از آزادسازي جنوب، و دقيقاً در دوران رياست جمهوري آقاي اميل لحود تحولي روشن و قوي در زمينه حمايت رسمي و پشتيباني معنوي از مقاومت به وجود آمد. امروز نيز از موضعگيريهاي ثابت و استوار آقاي ميشيل سليمان رئيس جمهوري لبنان در حمايت از مقاومت از زمان تصدي رياست جمهوري و پيش از آن كه فرماندهي ارتش لبنان را بر عهده داشت تجليل و قدرداني ميكنيم. به استثناي مراحل رياست جمهوري لحود و رياست جمهوري سليمان، دولت در سالهاي طولاني گذشته در وادي ديگري قرار داشته است.
اي مردم خونگرم و عزيز جنوب لبنان! آيا ميدانيد گناه و جرمتان چه بوده است؟ گناهتان اين بود كه با هر گونه اشغالگري مخالفت كرديد و در برابر آن به مقاومت برخاستيد. در حالي كه دولتمردان از شما ميخواستند اشغالگران را بپذيريد و آرام بنشينيد. شما با سنگ و مشت آهنين و مقادير ناچيزي اسلحه و مهمات، اما با ايمان راسخ و با صلابت در برابر ماشين جنگي دشمن ايستاديد. بزرگترين جرمتان فقط مقاومت نبوده است. بلكه بزرگترين جرمتان اين بود كه اسرائيل را شكست داديد و بر او پيروز شديد. گناهتان اين است كه سرزمينهاي اشغاليتان را باز پس گرفتيد، واسيرانتان را آزاد كرديد. اين دستاورد بزرگ و به تمام معني، همه نشستگان و سازشكاران و ناتوايان و از خود باختگان و فرصت طلبان و راحت طلبان را سر افكنده كرد. همه اينها بر مجازات شما اصرار دارند. با تحميل جنگ ژوئيه سال 2006 در صدد بودند شما را خرد و پايمال كنند. اما هنگامي كه شما و همه مردم شريف اين ميهن و اين امت در سرزمين خود پايدار مانديد و مقاومت كرديد، و به پيروزي رسيديد، گناهتان بزرگتر شد، كه با هيچ توبهاي قابل بخشودگي نيست. مگر برخي گناهان با توبه بخشوده نميشوند؟ آري گناهاني وجود دارند كه توبه در آن كارساز نيست، و تنها گناه شما كه توبه در آن كارساز نيست، پيروزيتان در جنگ ژوئيه و چنگ زدنتان به سرزمينتان بوده است. هرگز فراموش نميكنم كه پس از توقف جنگ مزبور با برادر بزرگترم آقاي نبيه بري رئيس مجلس لبنان ديدار كردم. ايشان در اين ديدار به من گفت : آقاي نصر الله بايد هوشيار باشيم كه به ما اجازه نخواهند داد كه اين پيروزي گواراي مردم ما باشد. اجازه نخواهند داد شاد باشيم. كاري خواهند كرد كه بهاي سنگيني براي آن بپردازيم. بنابراين، هنگامي كه ميجنگيم و از خود دفاع ميكنيم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم. اگر شكست بخوريم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم. اگر هم پيروز شديم بايد بهاي سنگين آن را بپردازيم.
برادران و خواهران... امروز در جشن مقاومت و پيرزوي، ما فرزندان جنوب لبنان اعلام ميكنيم كه خواهان دولتي دلسوز، خدمتگذار، توانمند، عادل، شجاع، مسئول، قانونمند و با اراده هستيم. نه دولتي كه فقط عوارض و ماليات دريافت كند و توسط شركتهاي ساختمانسازي اداره شود. از نهادهاي سياسي و نظامي وامنيتي دولت ميخواهيم از مردم جنوب لبنان حمايت كنند. من صادقانه و با صراحت اعلام ميكنم كه مقاومت، جايگزين دولت نيست. بنابراين بفرماييد به اوضاع نابسامان اقتصادي و اجتماعي جنوب رسيدگي كنيد. براي مشكلات آب آشاميدني و كشاورزي جنوب راه حلي بينديشيد.
ويژه نامه پاسداشت مبارزات مقاومت اسلامي لبنان در سالگرد جنگ 33 روزه خبرگزاري فارس