نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 دی 1392 ساعت 7:26 PM | نظرات (0)

گاهی خسته می شود ..خسته از سرنگ های بی رحم همیشگی .. خسته از انتظار بر روی تخت ..خسته از تهوع های بی وقت .. خسته از نگاه دیگران .. خسته از اینکه صدای بازی بچه ها همیشه آنسوی پنجره است .. گاهی با خود می گوید : کِی تمام می شود .. خدایا ..هنوز به تو امیدوار است ..و هنوز از این امید خسته نشده .. به فکــــــــرش بـــــــــاش .. بــــــــــــی گـــــــنـــــاه تـــــــرین است
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 دی 1392 ساعت 7:17 PM | نظرات (0)

بعضی اوقات بازیگوشی آدم گل میکنه ... گیله مرد رو که دیدم چشمام برقی زد و فکری به ذهنم رسید ... درحالی که داشت خنده ام میگرفت سعی کردم خودم رو کنترل کنم. گفتم : گیله مرد یه سوال؛ اون هم اینکه... : چه گناهی بالاتر از گناه کردن وجود داره ؟ کمی تامل کرد و گفت : اینکه گناهت رو از رحمت خداوندی که رحمان و رحیم و غفار و ستار و توابه بزرگتر بدونی و از رحمتش نا امید بشی و توبه نکنی ... خشکم زد ... انگار آب سردی رو روی صورتم پاشیده بودند ... =========== خدایا پرده ی غفلت رو از جلوی چشمهام به کناری بزن و قلبم رو با نور هدایتت بیدار کن ...
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 دی 1392 ساعت 7:16 PM | نظرات (0)