عروس ایام ...

< تبریک="" ما="" را="" در="" دهه="" عاشقانه="" ترین="" ایام="" پذیرا="" باشید="">
عرفه

عرفه بوی نگار ازلی را دارد

بوی آن یوسف زیبای علی را دارد

عرفه دلبری ازبیت کرم می آید

بوی پیراهن یوسف زحرم می آید

عرفه در عرفات است حریم دلدار

عاشق خسته بگردد ز پی دیدن یار

عرفه یار مرا ازچه نهان ساخته ای

کار قلبم تو به این تیر گران ساخته ای

عرفه دامن او را برسان در دستم

که من خسته همه عمربه ره بنشستم

عرفه سوختم ازشعله هجرش یه خدا

بگو ای نو گل نرگس دگر پرده درآ

عرفه سوی نگارم ببر این زمزمه را

جای من بوسه بزن روی گل فاطمه را


منبع : سایت لبیک


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:48 PM]  [عروس ایام]
عرفه

امروز روز رحمت و عرفان ونور است

امروز روز بخشش و فیض حضور است

امروز روز اشک و آه و  راز باشد

امروز درهای محبت باز باشد

امروز داور میزبان بنده گان است

چون روز الطاف خدای مهربان است

روز دعا و کرنش و راز و نیاز است

ای عاشقان حتما دعاها کارساز است

با این دعاباید گره ها بازگردد

با این نواو ناله ها اعجاز گردد

از بزم ما عطرخدامی آید امروز

بوی حسین ازاین دعا می آید امروز

دانی که اصل این دعا مال حسین است

چون این دعا گویای احوال حسین است

دراین دعا مولای ما اعجاز کرده

درهای فیض و معرفت راباز کرده

این مجلس مابوی مهدی دارد امروز

نور و جلای روی مهدی دارد امروز

آنکس که بیش از کعبه باشد حرمت او

چون کعبه می گردد به دور قامت او

عطر رسول مصطفی می آید از او

بوی حسین وکربلامی آید از او


منبع : وبلاگ شخصی ذاکر اهل بیت آقای کارگر


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:47 PM]  [عروس ایام]
عرفه          

دوست دارم که به درگاه خدا گریه کنم

دست بردارم وباحال دعا گریه کنم

درشب قدر نکردم عمل مقبولی

حال بنشینم وبرجرم وخطا گریه کنم

عرفه آمدومحزون وخجالت زده ام

دوست دارم که به مانند گدا گریه کنم

دادم از دست اگر لیله قدر رمضان

حال با سوزدل و آه ونوا گریه کنم

شب عید آمدوعیدی زخدا می خواهم

دوست دارم زسر صدق و صفا گریه کنم

شب عید است وشب عفو وشب جود وعطا

تا که عیدی کند آن دوست عطا گریه کنم

سرزمین عرفات وشب مشعر چه خوش است

درغم مزدلف وخیف ومنا گریه کنم

دردها امشب وامروز دوا می گردد

تاشود دردمن امروز دوا گریه کنم

چشم خود دوخته ام برشب وروز عرفه

تاشود حاجتم امروز روا گریه کنم

نظراول کند الله به زوارحسین

دوست دارم که به آهنگ عزا گریه کنم

بلکه بامعرفت اندر عرفه ای (عاجل)

روم اندر حرم کرببلا گریه کنم   


منبع : وبلاگ شخصی ذاکر اهل بیت آقای علیرضا کارگر


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:40 PM]  [عروس ایام]
عرفه

سپاس و حمد خدا را که تیر ِ تیز قضایش

چنان دقیق که هرگز کسی ندیده خطایش

جهان جهنم و دل آهنی ست بی تو خدایا

زمین به قدر تَهِ سوزنی ست بی تو خدایا

به محض اینکه بخوانم بدون ناز می آیی

من از تو فاصله می گیرم و تو باز می آیی!

اگر چه بنده عاصی و روسیاه تو هستم

من ِ جنون زده بی تاب روی ماه تو هستم

چگونه خوار شوم تا که تکیه گاه منی تو؟!

همان که پرده کشیده ست بر گناه منی تو

مرا به هیچ کسی غیر خویش وا نگذاری

دل سیاه مرا نیز بی شفا نگذاری

که در تمام زمین یک گناهکار نباشد

اگر به عفو تو عاصی امیدوار نباشد

زمان توبه گر از اشک تر شدیم خدایا

تو عفو کردی و گستاخ تر شدیم خدایا

تو عفو کردی و برگشتم از مسیر تباهی

نمانده است در این کوله بار غیرِ گناهی

که پیش چشم تو بسته ست راه های گناهم

تمامی بدنم شد گواه های گناهم

شهود: گوش و دو چشم و زبان و دست و دو پایم

نمانده راه فراری به غیر توبه برایم

چه نسبتی ست میان گناه و ساده دلی را

چه کرده زلزله دیوارهای کاهگلی را؟!

گناه بود و به ظاهر به جز صواب نکردم

دروغ مصلحت آمیز را حساب نکردم

چطور پر بزنم تا تو با پری که ندارم ؟!

چگونه آورم ایمان به باوری که ندارم ؟!

نخواه خسته دلی پشت درب بسته بماند

نخواه بال و پرم بیش از این شکسته بماند

که روی من به کسی جز خود تو باز نباشد

به جز تو سمت کسی دست من دراز نباشد

مرا به خویش تو یک لحظه بی ولی نگذاری

ولی ِ نعمت من را به جز علی (ع) نگذاری


منبع : وبلاگ پیاده رو 

اصغر عظیمی


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:39 PM]  [عروس ایام]
عید قربان

      عید قربان آمد و باز آ که قربانت شوم

        همچو اسماعیل به فرمان خدا رامت شوم

      حاجیان اندر دیار کعبه گشتند مهمان

       میزبان من بیا تا من که مهمانت شوم

          عید قربان است و هر که میدهد قربانی اش

       آرزو دارم که قربانی قربانت شوم

           عید روزه رفت و عید قربان، میرسد نوروز هم

          روز نوروز میرسی تا سبزی خوانت شوم

           باغبان از شوق گلبن میرود در خواب مست

         گلشن باغم بیا تا مست مستانت شوم

           دشت ها پر لاله و باغها پر سنبل شده

           تا به کی خواهی که مجنون بیابانت شوم 


منبع : وبلاگ شعر خوش


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:21 PM]  [عروس ایام]
عید قربان

 

چشمه‌های نور و شور آن بیابان را ببین

گوسفند نفس را با تیغ تقوی سر ببر

پای تا سر جان شو و رخسار جانان را ببین

سفره ی مهمانی خاص خدا گردیده باز

لاله ی لبخند و اشک شوق مهمان را ببین

دیو نفس از پا درافکن، سنگ بر شیطان بزن

هم شکست نفس را، هم مرگ شیطان را ببین

تیغ در دست خلیل و بند در دست ذبیح

حنجر تسلیم بنگر، تیغ بران را ببین

کارد تیز و دست محکم، حلق نازک‌تر ز گل

پای تا سر چشم شو، اخلاص و ایمان را ببین

خاک گل انداخته از اشک چشم حاجیان

در دل تفتیده ی صحرا، گلستان را ببین

گریه و اشک و دعا و توبه و تهلیل را

رحمت و لطف و عطا و عفو و غفران را ببین

آتش گرما گلستان گشته چون باغ خلیل

در دل صحرا صفای باغ رضوان را ببین

روی حق هرگز نگنجد در نگاه چشم سر

چشم دل بگشا جمال حی سبحان را ببین

خیمه ی حجاج را با پای جان یک یک بگرد

آتش دل، سوز سینه، چشم گریان را ببین

دل تهی از غیر کن تا بنگری دلدار را

سر بزن در خیمه‌ها شاید ببینی یار را  

سینه مشعر، دل حرم، میدان دید ما مناست

گر ببندی لب ز حرف غیر، هر حرفت دعاست

غم مخور گر گم شدی یا خیمه را گم کرده‌ای

سیر کن تا بنگری گم‌گشته ی زهرا کجاست

لحظه‌ای آرام منشین هر که را دیدی بپرس

یار سوی مکه رفته، یا به صحرای مناست؟

حیف یاران در منی رفتم ندیدم روی او

عیب از آن رخسار زیبا نیست، عیب از چشم ماست

حاجیان جمعند دور هم به صحرای منا

حاجی ما در بیابان در مسیر کربلاست

حاجیان کردند دل را خوش به ذبح گوسفند

حاجی ما ذبح طفلش پیش پیکان بلاست

حاجیان سر می‌تراشند از پی تقصیرشان

حاجی ما هم چهل منزل سرش برنیزه‌هاست

حاجیان دست دعاشان بر سما گردد بلند

حاجی ما از بدن دست علمدارش جداست

حاجیان را هست یک قربانی آن هم گوسفند

حاجی ما هم ذبیحش جمله تقدیم خداست

حاجیان را از هجوم زائرین بر تن فشار

حاجی ما سینه‌اش از سم اسبان توتیاست

خوش بود «میثم» همیشه سوگواری بر حسین 

حاجی آن باشد که اشکش هست جاری برحسین 


منبع : وبلاگ تیشه های اشک

استاد حاج غلامرضا سازگار


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:19 PM]  [عروس ایام]
عید قربان

هی به تن ، حال ِ دل ِ زار نبینی چه نشست

گفتمش خیز به پا موسم ِ حج ، چون دگران

خانه را سیر تماشا ، دلِ معشوقه پرست

تن سبک سر ، من و این راه چه دشوار و دراز

کی بلد هیچ مناسک که به دستور شده ست

دل شتابان ، ز چه دشوار مبادا به هراس

پیچ و خم نیست ، چه هموار نه بالاش نه پست

اول ِ کار به نیّت ، که من اش خوب و روان

داند او حرف و سخن های من از روز الست

رختِ احرام چه خوب است تن آلوده چرا

هر چه پیرایه رها ، خویشتن از بوده و هست

لب به لبیک عجب حال و هوا از سر لطف

وقت رقص آمده میدان به سماعست ،به مست

این مقامی که نمازش به تو فرموده بجا

جای پا جای خلیل است که بت هاش شکست

هفت اگر سعی به هفتاد مبادا نرسی

نا امید از چه ، به امید کمر باید بست

وقت ِ قربانی و تقصیر ، من از سینه برون

غرقه در خون ، تو به تیغ از سر پیمان نه گسست

بی نشان با دل خود خنده زنان گفت که هی !

دل اگر این ، ز تو صد بار دلم خسته و خست


منبع : سایت هیئت رزمندگان اسلام


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:19 PM]  [عروس ایام]
عید قربان

عید قربان گرچه آیین خلیل آزر است

ملت اسلام را امروز زیب و زیور است

حبّذا عیدى كه سرخ از خون قربانى او

گونه اسلام و روى ملت پیغمبر است

حبّذا روزى كه ابراهیم را در كوى دوست

ذبح اسماعیل از یک گوسفند آسان‎تر است

حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه

خانه حق را كه گویى خال روى دلبر است

سالى ار یک حج بود مر حاجیان را در حجاز

در خراسان خلق را هر روزه حجّ اكبر است

خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجاز

ور بخواهى صاحب آن خانه در این كشور است

اندرین عیدى كه ملت را همه فرّ و بها

از نو آیین سنّت پاک خلیل آزر است

سعى تو مشكور باد و حجّ تو مبرور باد

در حریمى كز شرافت كعبه را تاج سر است

بخش اخلاق و عرفان اسلامی  تبیان


منبع : سایت هیئت رزمندگان اسلام

 


[پنج شنبه 25 مهر 1392 ]  [10:19 PM]  [عروس ایام]
عرفه

ز سرشک دیده خاکِ عرفات را بشویم  

به منا و یا به مشعر به کجا تو را بجویم؟

تو اگر به من‌کنی پشت، چه ‌کسی به من‌کند رو؟

من اگر به تو نگویم به که درد خود بگویم؟

اگرم ز در برانی دگر آبرو ندارم

به خدا نمی‌گذاری که بریزد آبرویم

به گناه بی‌شمارم، ز تو سخت شرمسارم

خجلم از این که حتی نمی‌آوری به رویم

من اگر تو را ندیدم تو به من گشای چشمی

چه شود به یک نگاهت بدهند شستشویم؟

تو کنار من نشستی و من از تو دور ماندم

قدمت به روی چشمم قدمی بیا به سویم

من اگر سیاه رویم تو تمام چشم لطفی

به سیاهی‌ام نبینی که سفید گشته مویم

ز هوا پرم درونم چو درون طبل خالی است

تو بیا و اکتفا کن ز کرم به های و هویم

تو به من تبسمی کن تو ز من بپرس حالی

که تمام عرض حالم شده عقده در گلویم

نگهی به «میثمت» کن که بوَد چو جام خالی

چه شود اگر بریزی تو شراب در سبویم


منبع: پایگاه اطلاع رسانی نخل میثم


[چهارشنبه 24 مهر 1392 ]  [9:33 PM]  [عروس ایام]
عید قربان

چرخ زدم  چه ناگاه، نور شدم  چه آسان

روح من از مدینه ست، خاک  من ازخراسان

کیست برابر من ؟ آن  سوی  مشعر من

کشته ی آن نگاهم در شب عید قربان

سنگ بزن كه در من آینه ای بروید

سنگ بزن كه در من شور گرفته شیطان

نذر دلم كن امشب  سلسلة الذهب را

چیست به غیر زنجیر سلسله های عرفان

دف بزنید امشب، با دل من بچرخید

عقل بگو بچرخد، عشق بگو بچرخان

این تب لیلة القدر یا تب عید اضحی ست

این شب عید فطر است یا شب عید قربان ؟


منبع: سایت امام هشتم(علیه السلام)

شاعر: علیرضا قزوه


[چهارشنبه 24 مهر 1392 ]  [9:33 PM]  [عروس ایام]
تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3