دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  9:03 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

💠شیخ رجبعلی خیاط:

خداوند بقدري مهربان است كه گويا فقط همين يک بنده را دارد، كه دائم به او مي گويد:اين كار را بكن و آن كار را مكن ،تا درست بشوي.

 



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  8:08 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

🌺 عشق به جهاد و شهادت از کودکی با ماست

✅ بچه شش‌ ساله‌‌اي که ترکش خمپاره به پايش خورده بود. نام او علي بود. يک شب ديدم که دارد لبش را گاز مي‌گيرد. علتش را پرسيدم. گفت:‌ «من درد دارم، ‌ولي نمي‌خواهم چيزي بگويم.» پرسيدم: «تو چرا از جبهه نرفتي؟»گفت:‌ «مگر جان ما از جان پاسداران و سربازان عزيزتر است؟ نه، ‌من هم مانند آنها جنگ خواهم کرد.»
فکر کردم چون بچه است، شايد مي‌خواهد چيزي بخورد. گفتم: «اگر شکلات مي‌خواهي برايت بياورم.» آن دلاور کوچک جواب داد: «نه، من هيچ چيز نمي‌خواهم، من فقط پيروزي اسلام و نابودي صدام را مي‌خواهم.»

📚 زن در آئينه دفاع مقدس، ص
132



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  8:07 PM


بسم الله الرحمن الرحیم
💠امام خامنه‌ای:

مُبَلِّغ، اگر خودش مهذب و پاک نباشد، نمی‌تواند دیگران را پاک کند. اگر به معنای واقعی کلمه، به آنچه انسان می‌گوید، معتقد و عامل نباشد، حرفش اثری ندارد.

📚نشریه مبلغان؛ شماره۴۶؛ صفحه۱۰۸



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  8:06 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

💠حضرت آیت‌الله بهجت(ره):

این دعا خیلی عالی است که دستور داده شده است در زمان غیبت خوانده شود که:
«یا اللهُ، یا رَحمانُ، یا رحیمُ، یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ، ثَبِّت قَلبی علی دینک»

ای خدا، ای رحمت گستر، ای مهربان، ای گردانندۀ دلها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  8:04 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

💠خاطره‌ای از حاج‌آقا قرائتی:

استادی داشتم که مدّتی خدمت او درس میخواندم؛ یک روز به هنگام درس، درب اتاق باز شد. استاد بلند شد درب را بست و برگشت و درس را ادامه داد .
گفتیم: آقا میگفتی ما می‌بستیم، فرمود: خوب نیست استاد به شاگردش دستور بدهد!
خدا میداند هر چه نزدش خواندم فراموش کرده‌ام، امّا این برخورد همچنان در ذهنم باقی مانده است.



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:57 PM

مثل درخت تازه‌نشانده، جوان بمان
دور از هجوم و حمله باد خزان بمان

طبع بهاری تو، زمستان ندیده است
ای باغ پر شکوفه! همیشه جوان بمان

برگشته‌ای دوباره به پنجاه سالگی
هشتاد و چند سال دگر هم‌چنان بمان

پیری و از جوانی حافظ جوان‌تری
ای صائب زمانه! کلیم زمان! بمان

می‌خواهم از خدا که هزاران هزار سال
ای خضر شعر! زنده بمانی، بمان! بمان!

دریا که هیچگاه به پیری نمی‌رسد
پرجوش و پرخروش، کران تا کران بمان

از شاعر بزرگ پُر است آن جهان، بس است
ای شاعر بزرگ! تو در این جهان بمان

روی زمین فرشته شدن کار مشکلی‌ست
ای بهتر از ملائک هفت آسمان! بمان

اسفند دود می‌کندت عشق، هر سحر
از چشم‌زخم مدعیان در امان بمان

 مرتضی امیری اسفندقه



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:53 PM


نُقلِ محافل کرده ای رسوایی ام را
با خود کجا بردی شبِ رؤیایی ام را؟

هرگز نشد بعد از تو دل سامان بگیرد
کردی کویر این سینه ی دریایی ام را

شد نیل، چشمانِ ترم از دوریِ تو
گم کرده ام گویا یدِ بیضایی ام را

هر شب به اشک و شعر و شیدایی دچارم
برگرد و بنگر قامتِ تنهایی ام را

شعرم شرابِ نابِ بزمِ عاشقان شد
چشمت نمی بیند چرا گیرایی ام را؟

ای باوفا! ، از بی وفایی در شگفتم
نشنیده ای فریاد «کی می آیی» ام را؟

عطر تنت در دهکده پیچید و اکنون
تغییر داده لذتِ بویایی ام را

با وامِ چشمانت بیا و چاره ام کن
بعدش بگیر از من همه دارایی ام را

عمرِ غزل کوتاه بود و من نگفتم
شیدایی ام، شیدایی ام، شیدایی ام را

دو...دو...دو...دو...دو..دوستت دارم، عزیزم!
از من گرفتی قدرتِ گویایی ام را


علیرضا رنجبر



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:50 PM

بسم الله الرحمن الرحیم

ایت‌الله‌العظمی بهجت قدس‌سره:

خدا  کند از خود راضی نباشیم. اگر از خود راضی باشیم هرگز نمی‌توانیم حق ربوبیت را در عبودیت و بندگی ادا کنیم.

در محضر بهجت، ج۲، ص۸۱

 



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:49 PM

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم
من که مرداب شدم، کاش تو دریا بشوی

دانه ی برفی و آنقدر ظریفی که فقط
باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره ی عشق تو را هیچ کسی باز نکرد
تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

مهدی فرجی



نويسنده :سامان
تاريخ: دوشنبه 26 بهمن 1394  7:47 PM

چنانچه خواست دلت بی حساب گریه کنی
قسم بخور که فقط با نقاب گریه کنی

خزان ببار ! بهاری شدن خطر دارد
صلاح نیست که با اضطراب گریه کنی

شده ست حال تو را تا غریبه می پرسد
فقط سکوت کنی در جواب گریه کنی ؟

و عشق چیست به جز اینکه سالها هر شب
کنار بالش خود وقت خواب گریه کنی...

سید سعید صاحب علم



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >