دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:00 PM

 

خیلی مهم است که ما در ماه رمضان، انتظاراتی از خودمان داشته باشیم. زیرا بر اساس انتظاری که در ماه مبارک رمضان از خودمان داریم به ما #عنایت خواهند کرد. اگر کسی از خودش انتطاری نداشته باشد، آن‌وقت هیچ اتفاق خوبی برایش نخواهد افتاد. رفقا کم نگذارید! ما در این ماه باید به «اوج محبت» برسیم، دین کارش این است. دینداران بر اساس عشق‌شان سنجیده می‌شوند. دیندارانی که علاقه‌های باارزش در آنها تقویت نشده باید در دینداری‌شان یک تجدید نظر اساسی کنند.

دینداران ممکن است عاشقانه شروع نکنند ولی امورشان ختم به عشق می شود. هر لحظه خودتان در این زمینه امتحان کنید: ببینید اول ماه رمضان با آخر ماه رمضان تفاوتتان چقدر است؟! علاقه‌های باارزش‌تان چقدر بیشتر شده؟ از این ماه مبارک رمضان باید انتظار داشته باشیم به «اوج» محبت و عاشقی برسیم. برای ایجاد این انتظار در خودتان وقت بگذارید، تفکر کنید، توجه کنید... بیایید غصۀ بخوریم که چرا عاشق نیستیم؟

 

استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  8:57 PM



 
⭕️چه احساسی نسبت به ماه رمضان داشته باشیم؟

💠باید از تعبیر «ضیافت» متوجه برخی وجوه صعوبت و سختی ماه رمضان شده باشیم. چون انسان در ضیافت، هرچند پُر موهبت هم باشد، نمی‌تواند به راحتی خانۀ خودش باشد و به دلیل مؤدب بودن، نسبت به وقتی که در خانۀ خودش هست معذّب‌تر است. آدم در مهمانی هرچه هم به او خوش بگذرد نمی‌تواند هر رفتاری که دلش می‌خواهد انجام دهد و بسته به درجۀ اهمیت و ابهّت مهمانی، بیش از آنکه به فکر #راحتی خود باشد در اندیشۀ #بهره_برداری است.

💠وقتی رسول خدا(ص) به جابر بن عبدالله دربارۀ برکات فراوان ماه رمضان همراه با شروط و آداب آن نکاتی می‌فرمایند، جابر از ثمرات و وعده‌های شیرین ماه رمضان خوشحال می‌شود و می‌گوید: «یا رسول‌الله! چه کلام زیبایی فرمودی!»  ولی رسول خدا(ص) می‌فرمایند: «ای جابر! ولی چقدر این شروط سخت است!»(کافی، ج4، ص87) در واقع به سختی‌های رعایت آداب رمضان تصریح می‌فرمایند و می‌خواهند توجه جابر را به حساسیت و اهمیت رمضان جلب کنند. واضح است که رسول خدا(ص) از پیروان خوب خود می‌خواهند که پیش از آنکه در لذت بردن از برکات رمضان غرق شوند، نگران دقت در رعایت آداب رمضان شوند.


استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  8:55 PM

 واقعیات تلخ، جذاب‌کنندۀ زندگی
 
 واقعیات تلخ حیات، بازی زندگی را  جذاب می‌کنند و اجازه نمی‌دهند حوصله انسان از زندگی سر برود. ولی هنگامی که سختی‌ها زیاد بشوند، انسان از اصل زندگی دل‌زده می‌شود. معمولا اشتباهات ما سختی‌ها را افزایش می‌دهد.

استاد پناهیان

 



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  8:53 PM

🔹نگران سقف‌پروازی باشیم

اگر ماه رمضان اوج خوب بودن ماست، و ما معمولاً در غیر ماه رمضان وضعیتی بهتر از ماه رمضان پیدا نمی‌کنیم، و هر نمره‌ای در ماه رمضان دریافت کنیم در غیر ماه رمضان کمتر از آن را خواهیم گرفت، اینکه مبادا سقف پروازی ما پایین بیاید و اوج آدمیت ما کم باشد، موردی است که شدیداً عامل نگرانی آدم‌هایی که بلند همتند و فرومایه نیستند، خواهد بود.

 

استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  8:44 PM


ما در ماه رمضان یک عزمی داریم. تشنه ایم. چندين ساعت طول روز است. اما با بردباري روزه مي گيريم
این عزم قیمت دارد. این عزم دلیل آدمیت است.

 

استاد جاودان



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395  9:49 PM

یک دعایی بود که حضرت ابراهیم علیه السلام مدام به تکرار می گفت. قرآن تکرار دارد. هِی می فرمود خدایا مرا به صالحین ملحق کن. حضرت ابراهیم علیه السلام دعا می کرد. دائم می فرمود خدایا مرا به صالحین ملحق کن. یعنی مرا برسان. از عقب یک کاروان دارد تند تند می رود. من را برسان آنهایی که دارند تند می روند. من بروم جزء دسته ای که دارند از همه تند تر می روند. این معنای تقریبی است که عرض می کنیم. در قرآن باز دعای حضرت سلیمان را هم دارد. حضرت سلیمان هم همچین دعایی را می کرد. اما در قرآن تکرار ندارد. تکرار را درمورد حضرت ابراهیم دارد که سه جا ایشان این دعا را کرده. من عرض می کنم این دعای عمرش بوده. تمام عمر داشته دعا می کرده. یا حداقل بفرمایید ایشان بعد از اینکه به مقام امامت رسید، حضرت ابراهیم به مقام امامت رسید؛ بعد از اینکه ایشان به مقام امامت رسید آن بلندی مقام را و نتایج این بلندی مقام را دید.

استاد جاودان



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395  9:35 PM

بخش اعظم عمر ما کجاست؟ بخش اعظم عمر ما آن‌طرف اتفاق خواهد افتاد، اینجا 60 سال، 70 سال، 80 سال الی مثلا 100 سال، آن‌ور چه؟ بینهایت. شروع این بینهایت، عرض کردم اگر این لحظه‌ی مرگ را جزء ساعات این دنیا حساب کنیم، سختترین لحظات طول عمر است با وجود همه‌ی سختی‌هایی که شخص کشیده است، در این دنیا هرچقدر هم سختی کشیده باشد، در مقایسه با آن اندک است. با درست بودن نماز شما همه‌اش به بهترین صورت خواهد بود. همین اواخر یکی از دوستان ما از دنیا رفته بود، حالا مقدمات و مؤخّرات را عرض نمی‌کنم، یکی از خویشاوندان ایشان دید در خانه شان یک جوانی آمد خیلی زیبارو و خیلی خوب. پرسید: تو که هستی؟ به چه اجازه‌ای به خانه‌ی ما آمده‌ای؟ ایشان گفته بود من جایی اجازه نمی‌گیرم، من هیچ جا اجازه نمی‌گیرم می‌روم. تو که هستی؟ گفته بود من ملک الموت هستم. ملک الموت را یک‌جور دیگر گفته‌اند که؟ همه از او می‌ترسند. گفت به اعمالشان ربط دارد. مرگ چجوری است؟ بهترین صورت، اگر آدم درست رفتار کرده باشد بهترین لحظات عمر شما می‌شود. من درست رفتار کرده باشم، اخلاقم خوب باشد بهترین صورت می‌شود. برای جوان‌ها و نوجوان‌ها اخلاق از همین سن شما شروع می‌شود، اگر از همین الان همینطوری بی‌تفاوت زندگی نکنید(ما چون بی هدف و بی تفاوت عمل می‌کنیم)،  یک ذره زندگی‌مان حساب و کتاب داشته باشد می‌تواند یک اخلاق خوبی برای ما به بار بیاورد. تمام عمر با اخلاق خوب.
 

استاد جاودان



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395  9:30 PM

 

اگر نمازت درست است از لحظه‌ی مرگ درست است. لحظه‌ی مرگ یک چیز عجیبی است؛ همین تازگی‌ها، خیلی وقت نیست، نمیدانم یک سال یا دوسال است که یکی از دوستان ما از دنیا رفته است، اتفاقا سنش هم خیلی نبود، دختر مثلا 16، 17 ساله‌ی او سر قبرش خیلی اظهار تأثر و گریه و داد و شیون کرده بود، یک مقداری مثلا دستش دیده شده بود، ناگزیر است دیگر، مثلا فرض کنید قدری از موهایش پیدا شده بود، شب خواب پدرش را می‌بیند. می‌گوید چرا این کار را کردی؟ بعد درمورد مرگ خودش گفته بود که روح من را از ناخن پایم بیرون کشیدند، حالا لفظش هم شاید سختتر از این بود. آدم خوبی بود، در کار مردم بود، کار مردم را راه می انداخت، عبادت‌هایش، نمازهایش، سحرهایش سر جایش بود. حادثه‌ی مرگ، حادثه‌ی بزرگی است، اگر لحظه‌ی مرگ را هم جزء زندگی حساب کنیم این سخت ترین لحظه است، أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم یکی از سختترین ساعت‌هایی است که بر ما می‌گذرد، جوان و غیر جوان هم ندارد.
 

استاد جاودان



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395  9:19 PM

🌹ارتباطات اجتماعی/کار🌹
.
 ارتباطات اجتماعی من باید صحیح باشد، این آدم کارمند است باید تمام ارتباطاتی که با مراجعه کننده دارد درست باشد، مثلا دقیقه‌ای از کارش را تلفن می‌زند به خانواده خودش مثلا نیم ساعت صحبت می‌کند یا مثلا یکی از دوستانش زنگ زده است، این هم نیم ساعت کِش می‌دهد با هم صحبت می‌کنند. وقتی شما استخدام شدی یعنی روزی 8 ساعت اجیر هستی، اصطلاحا من اجیر هستم، حقوقی می‌گیرم در برابر این 8 ساعتی که کار می‌کنم، باید 8ساعت کار کنم، حالا یک ساعتی بیکار هستم، هیچ کس مراجعه نکرده است، من وظیفه‌ام این است که اینجا بنشینم و آماده باشم؛ نشسته‌ام و آماده هستم، من در هر صورت در تمام این مدت اجیر مردم هستم، بدهکار خواهم شد اگر لحظاتی را برای خودم مصرف کنم، اگر از مال دولتی برای خودم مصرف کنم که دیگر هیچ. آن ساعتی را هم که برای خودم یا دیگران مصرف می‌کنم، برای کارم مصرف نمی‌کنم، آن را هم بدهکار هستم. اگر مثلا با خودکار دولتی نوشته‌ام، خودکار مرکز کارم، نه صرفا دولتی، بدهکار می‌شوم. من تمام عمرم مثلا دزدی نکرده‌ام، اما مثلا چند ساعت از وقتم را درست کار نکرده‌ام، یا مثلا خودکاری که عرض کردیم، اینها بدهکاری می‌شود. ببینید، یک مجموعه‌ای از ارتباطات همه‌ی اینها باید صحیح انجام بشود، اگر صحیح انجام بشود نتیجه‌اش این می‌شود که شما یک نماز درست می‌خوانی. همه ی ما مشکل نماز را داریم دیگر. چرا؟ بستگی به همین ارتباطاتمان دارد. من در ارتباط خودم یک جایی کوتاهی کرده‌ام؟ یک چیزی کم گذاشته‌ام؟ در ارتباطات با خانواده‌ام مشکل دارم؟ در ارتباطات با مردم مشکل دارم

 

استاد جاودان



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 20 خرداد 1395  9:15 PM

🌹خانواده مهم تر از اجتماع 🌹
.
 شما اگر دارید کار می‌کنید، خدمت می‌کنید، مثلا کار درست انجام می‌دهید حساب می‌شود، هم اگر درست انجام ندهید حساب می‌شود، هرکدام حساب خودشان هست. مثلا شما به چه دلیل با مراجعه کننده ‌تان بلند صحبت می‌کنید، به چه اجازه بلند صحبت کردی؟ او به من بد گفت، خب اگر او به من بد گفت من اجازه دارم به او بد بگویم؟ یک مراجعه کننده‌ای به من بد گفت، حالا من کارمند هستم یا در کار خیریه هستم یا مثلا کاسب هستم، واقعا ما حساب را سخت می‌دانیم. یک کسانی اصلا به حساب نمی‌آیند، یعنی در جایگاه حساب وارد نمی‌شوند، کسی از آنها حساب نمی‌کشد، انقدر حسابش درست بوده، هیچ کس از آنها حساب نمی‌کشد، چون حسابش پاک است، دقیق، صحیح است و هیچ مشکلی ندارد. آن‌وقت من چجوری هستم؟ خلاصه، اگر ارتباطات من با خودم دقیق و صحیح باشد، ارتباطات با خانواده‌ام دقیق و صحیح باشد، ارتباطات اجتماعی من دقیق و صحیح باشد. یکی از آقایانی از این دکترهایی که در جریان پای من به اینجا آمدند، ایشان گفت که من اخلاقم خوب است(خیلی اخلاقش خوب بود) فقط با خانمم دعوا دارم، البته دلایلش را گفت که به چه دلیل. ببینید ممکن است من در ارتباطات اجتماعی خودم خیلی خوب باشم اما در خانه عبوس نشسته‌ام، نمی‌شود. وقتی من وارد خانه می‌شوم، خانواده‌ی من می‌ترسند، نمی‌شود. در روز حساب باید جواب بدهم. البته اینجا حسابش روشن است، عرض کردم، بلافاصله هر کاری من کردم در نمازم دیده می‌شود. همانطور که قبلا هم عرض کرده‌ام، در مورد نماز فرموده‌اند، الصلاة میزانٌ نماز، ترازو است؛ ترازوی اخلاق شماست، آیا اخلاقت خوب است یا نیست؟ نمازت نشان می‌دهد.

 

استاد جاودان



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6