دل نوا

حدیث - شعر - متن - حکایت

نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1395  8:55 AM

ت

Hamid reza borghei:
در مدح رسول مهرباني

شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزلهای فراوان باشد


نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد


سایه ی ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد


مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد


چه نیازی ست به اعجاز، نگاهت کافی ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد


فکر کن فلسفه ی خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد


چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیر دهن غار حرا وا مانده


عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد


شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازه ی یکدیگر نیست


از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آنسوتر از اندیشه و در را بستی


رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید


عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته


پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی دانم شد


آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز


شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد...

سيدحميدرضابرقعي
 



نويسنده :سامان
تاريخ: پنج شنبه 27 خرداد 1395  8:07 AM


اشڪ غمت بہ ساحل پلڪ تــرم نشست
سنگ فراق شیشه ے قلب مرا شکست

امڹ یجیب خواندڹ من بی نتیجـــه ماند
زهرا یتیم گشت و پدر بے خدیجـه ماند

وفات حضرت خدیجه (س) تسلیت باد
 



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395  2:52 PM


زمانه

        دوخت لبم را به

                    ریسمان سکوت

که عهد،

         عهد غم است و 

                  زمان، زمان سكوت

 شهريار



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395  2:47 PM

ا

🍃

نمی توانم نامت را در دهانم
و تو را
در درونم
پنهان کنم.
گل با بوی خود چه می کند؟
گندمزار با خوشه اش؟
طاووس با دمش؟
چراغ با روغنش؟
با تو سر به کجا بگذارم؟
کجا پنهانت کنم؟

وقتی مردم،

تو را در حرکات دستهایم،
موسیقی صدایم
وتوازن گام هایم
می بینند...



نويسنده :سامان
تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395  1:57 PM

امروز برای دل ِدیوانه دلم سوخت
از غصّه ی این دل چه غریبانه دلم سوخت

یک لحظه بخود آمدم و چشم گشودم
دیدم که غریبم در ِاین خانه، دلم سوخت

باد آمد و زد شانه به گیسوی سیاهت
از موی پریشان شده ی شانه دلم سوخت

از شمع ِضعیفی که به یک"فوت" کند"فُوت"!!!
از شیوه ی جان دادن ِجانانه دلم
 سوخت

از آب شدن با "روش ِقطره ای" شمع
از بی کسی ِمفرط ِپروانه دلم سوخت

با عمر ِدو روزه چه کند نوگل زیبا؟
از ناله ی آن بلبل ِمستانه دلم سوخت


بیچاره پرستو، که همه عمر سفر کرد
از هجرت ِموهوم، پی ِلانه دلم سوخت


امروز برای همه ی عالم و آدم
از بیطرف و دوست و بیگانه دلم سوخت



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:12 PM

قرآن می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا» اول می‌فرماید تک تک صبر کنید، بعد می‌فرماید: «صابِرُوا رابِطُوا» یعنی با هم صبر کنید و هم‌افزایی کنید. ما در اینجا گیر کرده‌ایم؛ یعنی با همدیگر نمی‌توانیم! هر کدام از ما «تکی» ممکن است برای خودمان بچه‌های خوبی باشیم، اما دسته‌جمعی نه

 

استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:09 PM

🌀کشف احساس نیاز به تقرب

یکی از دلایل  شیرینی ماه رمضان، احساس نیاز به #تقرب است، که تازه هنگامی که کمی تقرّب حاصل می‌شود قابل درک است. و تازه انسان می‌فهمد که چقدر #فراق خدا تلخ بوده است. و این احساس گرمی محبت خدا ست، که به‌خاطر اوج سردی غفلت از او، در آغاز به سهولت درک می‌شود. و تازه آدم می‌فهمد بیرون از آغوش گرم محبت او، چقدر سرد و بی‌روح بوده است

 

استاد پماهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:07 PM

 

گنه‌کارهای کوچه و بازار را مانع اصلی ظهور نبینید؛ مسألۀ اصلی ما مؤمنین هستیم! اما نه در زندگی فردی! اگر شما یک فرد باتقوا باشید که حتی یک ‌گناه در خلوت نداشته باشید، حداکثر نمرۀ 10 از 20 می‌گیرید! بقیه‌اش به زندگی اجتماعی شما برمی‌گردد! اما متأسفانه ما رشد معنوی و اخلاقی را غالبا یک مسألۀ فردی می‌دانیم! در حالیکه مانع اصلی ظهور، رشد ولایتمداران در «زندگی اجتماعی» است.

 

استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:04 PM

 از چه زاویه‌ای واقعیات را می‌بینیم؟
 
واقع‌بینی کافی نیست، بلکه باید دید از چه  زاویه‌ای واقعیات را می‌بینیم؟ زاویه‌هایی که علاقه‌های ما و خیال پردازی‌های ما ایجاد می‌کند، محلّ مناسبی برای دیدن واقعیّات نیست.

 

استاد پناهیان



نويسنده :سامان
تاريخ: شنبه 22 خرداد 1395  9:02 PM

 چگونه واقعیات تلخ قابل تحمل می شوند؟
 
وقتی عشق و دلدادگی با واقع‌بینی همراه باشد، و هیچ واقعیت تلخی در درازمدت علیه ما نباشد، به عشقی عمیق و جاودانه خواهیم رسید و واقعیات تلخ در کوتاه‌مدت قابل تحمل خواهد بود.

 

استاد پناهیان



تعداد کل صفحات : 1 2 3 4 5 6