✅گزیده ای از فرمایشات حضرت استاد جاودان (حفظه الله):
بسم الله الرحمن الرحیم
📝 آدم اگر خودش دلسوز خودش نباشد، هیچ دلسوزی دیگری برای او اثر نخواهد داشت. در روایات متعدد آمده که شخص مومن نیازمند است به واعظ درونی. واعظ درونی نیرویی است که هیچ چیز خارجی نیاز ندارد. خودش، خودش را موعظه میکند و اگر نیرومند باشد خودش را رها نمیکند تا زمانی که از بدی دست بردارد. اگر انسان این حالت را نداشته باشد و دغدغهای در وجودش نباشد، دلسوزی پدر و مادر و رفیق و ... به دردش نمیخورد. اگر انسان یک خطایی میکند و راحت است، یک مشکل اساسی دارد. اگر کسی ایمان داشته باشد در پس خطای خودش نمیتواند آرام باشد. چون چیزی در درونش او را آزار میدهد که همان واعظ درونی است. آدم اوایل جوانی و نوجوانی از چنین نیروی برخوردار است. اگر انسان مدام خطا کرد این نیرو ضعیف میشود و سپس از بین میرود. برای بدست آوردن این نیرو باید به طور جدی رفتارش را کنترل کند و رفتار و اعمالش را تصحیح نماید. در هر صورت آدم هوا و هوس دارد و این طبیعی است. حالا آیا نیروی مقابل وجود دارد یا خیر؟ اگر این نیرو وجود داشته باشد میتواند بایستد. روانشناسان اصطلاح وجدان اخلاقی را برای این نیرو یا همان واعظ درونی به کار میبرند.
بسم الله الرحمن الرحیم
🚨گفتم شما همینجا بنشینید و تکان نخورید!
📝رهبرانقلاب: در مسجدی که بنده نماز میخواندم، بین نماز مغرب و عشا هیچ وقت داخل مسجد جا نبود؛ همیشه بیرون مسجد هم جمعیت متراکم بود؛ هشتاد درصد جمعیت هم از قشر جوان بودند. در همان سالها پوستینهای وارونه مد شده بود و جوانان خیلی اهل مد آن را میپوشیدند. یک روز دیدم جوانی که از این پوستینهای وارونه پوشیده، صف اول نماز در پشت سجادۀ من نشسته است؛ یک حاجی محترم بازاری هم که مرد خیلی فهمیده ای بود و من خیلی خوشم میآمد که او در #صف_اول مینشست، در کنار این جوان نشسته بود. دیدم رویش را به این جوان کرد و چیزی در گوشش گفت و این جوان یکباره مضطرب شد. برگشتم به آن حاجی محترم گفتم چه گفتی؟ به جای او جوان گفت چیزی نیست. فهمیدم که این آقا به او گفته که مناسب نیست شما با این لباس در صف اول بنشینید! گفتم نه آقا، اتفاقاً مناسب است شما همینجا بنشینید و تکان نخورید! گفتم حاجی! چرا میگویی این جوان عقب برود؟ بگذار بدانند که جوان با لباسی از جنس پوستین وارونه هم میتواند بیاید به ما اقتدا کند و نماز جماعت بخواند... با اخلاق، سراغ این جوانان و دلها و روحها و ورای قالبهاشان بروید؛ آن وقت #تبلیغ انجام خواهد شد.
ا
۱۳۷۶/۳/۲۶
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد پناهیان
ظاهرا اعتراف و اعتقاد به نبوت یک پیامبر سخت تر از اعتقاد به خدا و توحید است. بنابر فرمودۀ قرآن، کفار و مشرکین نوعا با خود پیامبران مخالفت داشتند نه با محتوای پیام آنها. علت مخالفت با پیامبران همان خمیرمایۀ ولایت ستیزیهاست که در تمام طول تاریخ بوده است. در زمان ما هم این ولایت ستیزیها از بین نرفته است.
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد پناهیان:
آنچه سخت است دنیا است، دین آسان است. زندگی دشوار است نه بندگی. دینداری و بندگی خدا زندگی در دنیا را آسانتر میکند. اگر دشواری در دستورات دین احساس میکنید این بخاطر سختی زندگی در دنیاست. دین راه عبور از این سختیها را نشان میدهد. مثلا اگر دین لذتی را منع میکند برای این است که آن لذت زندگی را سختتر میکند.
بسم الله الرحمن الرحیم
در دنیا برای رسیدن به هر هدفی تلاش کنی، پس از رسیدن به آن افسرده میشوی، مگر اینکه دائماً در حال رسیدن به هدفی عالی باشی که در عالم دیگر است.
استاد پناهیان
بسم الله الرحمن الرحیم
استاد پناهیان
آدم اول از وجود خدا آگاه میشود، بعد با صفای باطن به خدا ایمان می آورد، بعد با تلاوت قرآن با او آشنا میشود، بعد با عمل به دستوراتش به او کمی نزدیک میشود، بعد با مناجات و دعا با خدا انس میگیرد، بعد با تواضع و محبت به دوستان خدا و خدمت به آنها نزد خدا محبوب میشود، بعد عاشق خدا میشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
دو پرنده، دو انسان طبيعي، با يكديگر جفت مي شوند اما ازدواج و پيوند آن ها كه از سطح عادت ها و غريزه ها بالاتر رفته باشند و در حدّ وظيفه آمده باشند، در آسمان ها و در عرش خدا بسته مي شود و خدا آن را مي پذيرد و بر مي دارد. آن ها كه به خاطر تمامي نيازها و تمامي ابعاد وجود خويش براي زناشويي، براي انس، براي شناخت كسري ها و ضعف ها و بهره برداري از برخوردها و استقامت در مشكلات ازدواج مي كنند، با آن ها كه به خاطر عادت و يا به خاطر كسب اعتبار و وجاهت وصلت مي كنند و به سراغ بزرگان مي روند و كساني را مي خواهند كه بر آن ها تكيه كنند و به آن ها افتخار كنند، برابر نيستند.
اين ها ذليل همين تعلق ها و اسير همين ضعف ها مي شوند و دنباله مي شوند، كه نقطه ضعف آدمي را به دنبال خود مي كشاند.
مي گويند شتري خوابيده بود. روباهي مي گذشت، به شتر روي آورد و با دم شتر بازي آغاز كرد تا آن كه دمش را با دم شتر گره زد. شتر برخاست. دم كوتاه اين دو به هم گره خورده بود. روباه معلق مانده بود و به دنبال شتر تاب مي خورد. گربه اي اين صحنه را ديد. از روباه پرسيد: چه بر سرت آمده؟ روباه گفت: هيچ! با بزرگان وصلت كرده ايم!
راستي كه ضعف ها و تعلق ها آدمي را به ذلت مي كشاند و وصلت هاي ذليل كار جوانمردان نيست. و اگر غفلتي آن را فراهم كرد و وسوسه اي آن را پخت، ادامه نمي يابد و با رنج همراه مي شود و با درگيري بريده مي شود.
کتاب روابط متکامل زن و مرد مرحوم استاد علی صفایی حائری
بسم الله الرحمن الرحیم
🔴 سوءاستفادۀ مستکبرین از فضای مجازی، مسئولیت ما را کم نمیکند!
اینکه ابزار و فناوری فضای مجازی، از کدام فرهنگ و تمدن سرچشمه گرفته و یا مهمتر از آن، اینکه چگونه جریان سلطه در حال سوءاستفاده از این ابزار است، مسئولیت ما را در مواجهه با این فضا کم نمیکند که هیچ، بیشتر هم میکند. فعلاً این ماییم و این امکاناتی که میتواند موجب شکست ما و یا برعکس شکست دشمنان ما بشود. ما باید ببینیم با امتحان الهی در مواجهه با این فضای جدید چگونه برخورد میکنیم؛ آیا محل تجلی قدرت خدا میشویم یا محل تجلی ضعف خودمان؟
استاد پناهیان
بسم الله الرحمن الرحیم
● آن كسى مى تواند زمام امور مردم را در دست بگيرد كه آرزوى سبقت از ديگران در دلش نباشد (چه وكيل مجلس باشد چه عضو مجلس خبرگان، هر چه مى خواهد باشد) بلكه بايد خود را در وجدان و ضميرش خادمى از أفراد بداند، و اشتغال به اين پُست را از جهت أمر دنيوى حقير و پَست بشمارد؛ و فقط براى انجام وظيفه و رسيدگى به امور مسلمين و تكفّل أيتام آل محمّد بدين امور داخل شود. نه اينكه با خرج أموال كثيره و نصب پوسترها و پلاكارت ها و تبليغات آنچنانى، اين مشاغل را تصاحب كند و ديگران را كنار بزند! اينها تبليغات كفر است. اين تبليغات، تبليغات شيطانى است؛ و منهاج و ممشايش بر أساس حقّ نيست.
علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه
📚ولايت فقيه در حكومت اسلام، ج۳، ص: ۱۹۹
بسم الله الرحمن الرحیم
«ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم. و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم. ما تابع آرای ملت هستیم. ملت ما هر طور رأی داد ما هم از آنها تبعیت می کنیم. ما حق نداریم. خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهی وقتها ما یک تقاضایی از آنها بکنیم؛ تقاضای متواضعانه، تقاضایی که خادم یک ملت از ملت می کند.»🍃
صحیفه امام؛ ج 11، ص 34
