14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
مراسم عزاداری شب سوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام ابولقاسمی و مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه، کربلایی احسان ارضی و دیگر ذاکرین اهل بیت (ع)در هیئت ریحانه الحسین علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب سوم محرم با سخنرانی حجت الاسلام ابولقاسمی و مداحی حاج سید مجید بنی فاطمه، کربلایی احسان ارضی و دیگر ذاکرین اهل بیت (ع)در هیئت ریحانه الحسین علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام ابوالقاسمی را می خوانید: 

حضرت هابیل علیه السلام وقتی که صحبتش با قابیل مطرح می شود، قابیل می گوید که خداوند از اهل تقوا قبول میکند. هابیل مثل اینکه با تقوا آشنا است. هابیل با یک سری چیزها آشنا بوده است مثلاً می گوید که من از خدا واهمه دارم و خوف دارم، خوف داشتن از خدا یک رتبه است، هابیل می گوید اگر تو مرا بکشی از ظالمین می شوی پس معلوم است که با ظلم هم آشناست کسی که با ظالم آشنا باشد می گوید که تو از اصحاب آتش خواهی شد، کسی هم که با آتش آشنا باشد با نور هم آشناست، آتش کجاست؟ آتش در پائین است، در تاریکی است. هرچی بالاتر می روی نور بیشتر است و هرچه پائین تر می آیی تاریکی بیشتر می شود، هرچی تاریک تر باشد و ظلمات باشد به آتش نزدیک تر است. آتش جهنم تاریک است و نور ندارد. بهشت در ارتفاعات است. بهشت هفت طبقه دارد و هرچه بالاتر بروی بهشتت نورانی تر می شود و جهنم هفت طبقه دارد که پائین می رود. بدترین جای جهنم اسفل السافلین است. بالاترین نقطه هم اعلی علیین است، هرکه می خواهد بالا بیاید باید نور داشته باشد.

حداقل نور به چه کسانی داده می شود؟ به کسانی که اندکی نور داشته باشند تا به شکلی که جلوی پایشان را ببینند که یکدفعه ای خطر برایشان پیش نیاید. تمام عالم امکان مین گذاری شده است، کسانی که یک ذره نور داشته باشند مراقب هستند پایشان روی مین نمی رود، به اینها می گویند مؤمن. مؤمن به کسی می گویند که ایمن از خطر است و در حریم الهی پایش را خطا نمی گذارد. این یک تمثیل است در واقع مؤمن به کسی می گویند که غیبت نمی کند زیرا می داند اگر غیبت بکند در خطر می افتد من اگر غیبت بکنم خطری احساس نمی کنم چون نور ندارم. چون مؤمن نور دارد پس در ارتفاع است و از خطر ایمن است، البته حداقل نشانۀ رفتاری مؤمن نماز است.

مؤمن به کسی می گویند که حریم الهی از او مراقبت می کند و به او لطمه  نمی زند. متقی به چه کسی می گویند؟ متقی کسی است که خیلی از درجۀ مؤمن بالاتر است و به حدی می رسد که خدا آن را در حریم خصوصی اش راه میدهد. لذا مؤمن به کسی می گویند که از حریم خدا به او لطمه ای نمی رسد چون مراقب است و متقی به کسی می گویند که حریم خدا از او لطمه نمی بیند. متقی قدرت پیدا می کند که راه بسته را باز کند. حضرت موسی علیه السلام با تقوایش دریا را شکافت. آدم با تقوا کسی است که مورد اطمینان خدا است.

البته از تقوا بالاتر هم داریم، اگر ایمان باشد و تقوا، بالاترین نقطه می شود صالحیت، ما تا تقوا می توانیم بالا برویم اما برای صالحیت خدا باید به ما عنایت بکند.

آدم با تقوا چرا شیعه می شود؟ وقتی ارتفاع پیدا می کنید و بالا می آیید می بینید که نور از یک نقطه است، نقطۀ نور همان محمد و آل محمد صل الله علیه و آله و السلم است. آدم با تقوا وقتی بالاتر می آید می بیند که من هرچه سعی می کنم اگر دنبال آن نور راه بیوفتم موفقیتم بیشتر می شود، پس آن نور را هدف می گیرد و هرچه مانع باشد را کنار می زند.

قربانی هم همین است، با تقوا به کسی می گویند که نور را می بیند و هرچه مانع است را کنار می زند، این یعنی همان قربانی، قربانی یعنی مانع قُرب، قربانی از چه کسی قبول می شود؟ قربانی از افراد با تقوا پذیرفته می شود.

در ادامه این مراسم؛ ذاکر اهل بیت علیه السلام حاج سید مجید بنی فاطمه، کربلایی احسان ارضی و دیگر ذاکرین اهل بیت علیه السلام به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و مداحی حاج محمود کریمی، حاج محمد صمیمی و حاج ابراهیم رحیمی در هیئت رایه العباس علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام علوی تهرانی و مداحی حاج محمود کریم، حاج محمد صمیمی و حاج ابراهیم رحیمی در هیئت رایه العباس علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام علوی تهرانی را می خوانید:

روایاتی از ساحت مقدس حضرت رضا علیه السلام است، که از یکی از یاران خودشان را بسیار تکریم کردند و از او خواستند برایشان روضه بخوانند و به او گفتند: روضه بخوان! که این روضه خوانی تو یاری کردن ماست.  از این نحوه یاری کردن ما کم نگذار.

توصیه به روضه خوانی و کم نگذاشتن در روضه خوانی سفارش امام رضا علیه السلام است. این نوعی یاری کردن دین است. روضه خواندن نوعی نصرت دین است.

مکرر شنیده ایم که امام حسین علیه السلام فرموده اند: " هل من ناصر ینصرنی؟"  کسی هست من را کمک کند؟!

در حالی که اگر کسی با تاریخ کربلا آشنا باشد، امام در سیرشان به طرف کربلا به منزلگاهی رسیدند. در آنجا امام با فردی ملاقات کردند به نام عبید الله بن حر جعفی، این فرد از طرفداران عثمان بوده، در جنگ صفین در لشکر معاویه علیه علی علیه السلام بوده است، این فرد هیچ سابقه خوبی ندارد.

امام علیه السلام خیمه او را دیدند و به یکی از صحابه گفتند: سراغ این آدم برو و بگو خداوند کرامتی را برای تو هدیه آورده است در صورتی که قبول کنی. پرسید: کرامت چیست؟ امام علیه السلام فرمودند: یاری کردن پسر فاطمه سلام الله علیها. صحابه برگشت. امام فرمودند: چه شد؟ گفت: قبول نکرد. امام حسین علیه السلام همراه حضرت قاسم و حضرت ابوالفضل و حضرت علی اکبر علیهم السلام به سمت خیمه مرد به راه افتادند.

عبید الله تا امام را از دور دید لذت برد و تجلیل کرد. حضرت فرمود: ای حر ، تو سابقه خوبی نداری و خودت هم می دانی. می خواهی کاری به تو بگویم که خدا تمام گناهانت را ببخشد؟

پرسید: مگر امکان دارد؟ حضرت فرمود: به من کمک کن تا خدا تمام گناهانت را ببخشد.

" هل من نصر ینصرنی " به این معنا نیست که کیست مرا یاری کند! یعنی اینکه کسی هست که من او را یاری و کمک کنم؟ ولو عبیدالله باشد!

عبید الله گفت: من نمی توانم شما را کمک کنم ولی اسب و شمشیرم را در اختیارتان قرار می دهم.

هر کس در این دنیا به اندازه عبیدالله گنهکار باشد می تواند با دستگاه امام حسین علیه السلام رستگار شود.

امام به عبید الله فرمودند: نیازی نیست توبه کنی همین که من را کمک کنی خدا از سر تقصیراتت می گذرد!

ما چگونه امروز می توانیم به سمت امام حسین علیه السلام قدم برداریم؟ روضه خوانی برای حسین علیه السلام بهترین راه است. اولین روضه خوان امام حسین علیه السلام خداست.

خدا به حضرت ابراهیم علیه السلام وحی کرد: ابراهیم علیه السلام چه چیزی را بیشتر دوست داری؟ حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: پروردگار، هیچ مخلوقی نزد من از حبیب تو پیامبر عظیم الشان اسلام محبوبتر نیست. خدا پرسید: خودت را بیشتر دوست داری یا او را؟ حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: او را بیشتر دوست دارم. خدا وحی کرد: فرزند او را بیشتر دوست داری یا پسر خودت را؟ حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: پسر او را بیشتر دوست دارم. خداوند وحی کرد: کشته شدن پسر او به دست دشمنان برایت درد ناک تر است یا کشتن پسرت به دست خودت در راه من؟ حضرت ابراهیم علیه السلام فرمود: سر بریدن پسر او از روی ستم به دست دشمنانش قلب من را بیشتر به درد می آورد.

خداوند برای حضرت ابراهیم علیه السلام شروع به روضه خوانی کرد ولی زمینه سازی کرد. مادامی که سید الشهدا علیه السلام برای او محبوبتر نباشد محال است که بتواند گریه کند! مادامی که علی اصغر علیه السلام برای او محبوبتر نباشد محال است که بتواند گریه کند!

خدا فرمود: ای ابراهیم! یک طایفه ای از امت پیامبر خاتم صل الله علیه و آله هستند، پسرش را به زودی بعد از او از روی کینه و ظلم می کشند، همچنان که گوسفند را ذبح می کنند. و با این کارهایی که می کنند غضب من برانگیخته می شود. حسین علیه السلام کشته می شود همانند گوسفندی که کشته می شود و با تفاوت اینکه گوسفند را که می خواهند بکشند، از جلو ذبح می کنند ولی پسر پیغمبر را از خفا ذبح می کنند و اینکه گوسفند را که می خواهند بکشند به او آب می دهند ولی حسین علیه السلام را زمانی که کشتند بیان عطش داشت اما به او آب ندادند و تشنه لب بود.

روضه دیگر را جبرئیل خواند: از حضرت آدم علیه السلام لغزشی سر زد ولی آن گناه قطعا مورد بخشش خدا قرار گرفت. لغزش حضرت آدم این بود که ما از تو توقع داشتیم که نمره ات بیست شود ولی کمتر شد و از تو توقع نداشتیم. ولی وقتی به حضرت آدم این را گفتند، 200 سال گریه کرد.

خداوند کلماتی را به حضرت آدم القا کرد. دید اسم پیامبر صل الله علیه و آله  و پنج تن نوشته شده است و جبریئل به او می گوید: اگر می خواهی به سراغ خدا بیایی با این اسامی بیا. وقتی به اسم حسین علیه السلام رسید، حضرت آدم اشک از چشمانش جاری شدن و قلبش شکست.

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج محمود کریمی، حاج محمد صمیمی و حاج ابراهیم رحیمی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

بخش اول    -      بخش دوم

کلیک کنید

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام بندانی نیشابوری و مداحی امیر تاجری(پیش منبر)، حاج عبدالرضا هلالی و حاج روح الله بهمنی در هیئت الرضا علیه السلام برگزار شد.
وارث: مراسم عزاداری شب چهارم محرم با سخنرانی حجت الاسلام بندانی نیشابوری و مداحی امیر تاجری(پیش منبر)، حاج عبدالرضا هلالی و حاج روح الله بهمنی در هیئت الرضا علیه السلام برگزار شد.
 
در ادامه متن گزیده ای از سخنان حجت الاسلام بندانی نیشابوری را می خوانید: 
 
 
 
 
بعضی ظاهرشان حسینی ست و بعضی باطنشان و بعضی هردو. ظاهر حسینی بسیار خوب ست اما اگر باطن حسینی نباشد به درد نمی خورد. اگر پیراهن مشکی بپوشیم و به هیئات برویم، نمازی و روزه ای بجا آوریم اما اخلاق و کردارمان صحیح نباشد هیچ فایده ای ندارد. وهب، از شهدای کربلا، جوانی مسیحی بود که اباعبدالله را دید و با همسر نوعروس خود و مادرش با کاروان امام همراه شد. وهب روزه نگرفته بود و به عمرش نماز نخوانده بود جز سه چهار روز آخر عمر شریفش که از اصحاب نماز خواندن را آموخت اما به سرنوشتی دست یافت که عمریست به او به عنوان اصحاب الحسین سلام می فرستیم. وجیها بالحسین یعنی این.
 

حبیب بن مظاهر پیرمردی هشتاد و پنج ساله بود که در روز ششم محرم به امام حسین پیوست اما جایگاه ایشان چنان ست که اباعبدالله علیه السلام خیمه ای جدا از خیمه ها به ایشان اختصاص دادند، پرچم جبهه ی چپ میدان را به دوش ایشان گذاشتند و اکنون نیز بارگاه و ضریحی باشکوه در کنار مضجع شریف امام حسین علیه السلام دارند. وجیها بالحسین یعنی این.

حر بعد از توبه نزد سیدالشهدا، وقتی دید کودکان او را به هم نشان می دهند و می گویند او بود که راه اباعبدالله را بست، اذن میدان گرفت و با رجزها و رزم غوغاکننده ای به لشگر دشمن هجوم برد. پس از به درک واصل کردن عده ای، دشمن دوره اش نموده و او را از پای درآوردند. هنگامی که بر خاک افتاد درحالیکه خون زیادی از پیشانی اش جاری بود، خود را بر بالین امام حسین علیه السلام دید. حضرت با دست و آستین خویش خاک و خون را از صورت حر، پاک نموده و دستمالی که با آن اشک های رقیه سلام الله علیها و اشکهای خودشان در نماز را پاک کرده بودند و به روایتی دست بافته ی حضرت زهرا سلام الله علیها بود را بر زخم پیشانی حر بستند. از آنجا که برادران همسر حر که در لشگر عمر بن سعد بودند نگذاشتند سر از بدن حر جدا کنند، فلذا شکی ایجاد شده بود که حر، وجیها بالحسین نیست. تا آنکه شاه اسماعیل صفوی دستور داد قبر حر را بشکافند. وقتی مشاهده کردند بدن حر سالم و تازه، مدفون است و پی بردند که این سند نظر رحمت امام حسین علیه السلام است، شاه اسماعیل فرمان داد دستمال سرش را برای تبرک جهت قرار دادن در کفنم بردارید. با برداشتن دستمال، خون تازه جاری شد. دستمال دیگری به جای آن دستمال بستند اما خون بند نیامد. دستمالهای متعدد بعدی هم همین طور اما فایده نکرد تا آنکه از علما پرسیدند چاره ی کار چیست، گفتند آن دستمال فقط لایق پیشانی حر است. وجیها بالحسین یعنی آبرو گرفتن از امام حسین علیه السلام.

ای کاش مثل آن دزدی که فقط چای مجلس امام حسین علیه السلام را نوشید در دلش احساس کرد دیگر نمی تواند به دزدی برود، از اباعبدالله آبرو بگیریم.

 

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج عبدالرضا هلالی و حاج روح الله بهمنی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

بخش اول

بخش دوم

کلیک کنید

http://vareth.ir

 



یک شنبه 11 آبان 1393 
شب هشتم محرم92؛حاج محمود کریمی
 
 

http://vareth.ir


مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی آیت الله قائم مقامی و مداحی حاج نریمان پناهی و حاج ابراهیم رحیمی در هیئت مکتب الحسین علیه السلام برگزار شد.
وارث: مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی آیت الله قائم مقامی و مداحی حاج نریمان پناهی و حاج ابراهیم رحیمی در هیئت مکتب الحسین علیه السلام برگزار شد.
 
در ادامه متن سخنان آیت الله قائم مقامی را می خوانید:
 

یکی از ویژگی های مجالس ابا عبدالله علیه السلام، تحقق توبه است. توبه به معنی دقیق کلمه، یعنی بازگشت به خداوند از هر چه که خلاف رضایت اوست.
در مورد علتهای عاشورا عرض کردیم که بی بصیرتی و بی معرفتی بوده است در این فاجعه، که انسان معرفتش را از دست دارد و عملش ناصالح و بد شد، عملش که بد شد خدا فهم و شناخت رو ازش گرفت، و این جریان عدم معرفت و بدی عمل؛ کا را به آنجا رساند که حاکمیت اسلامی بعد از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم تئسط کسانی انجام شد که در باطن وجود خودشان یک مسلمان نبودند بلکه دچار کفر بودند، در برابر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام قرار گرفتند و حاکم شدند.  کفر باطنی پیدا کردند و این کفر باطنی دیری نگذشت که داشت به کفر علنی و ظاهری تبدیل شود. که یکی از دلایل بزرگ قیام امام حسین علیه السلام این است که در مقطعی که حاکمیت اسلامی ، دارد به کفر علنی و جلی تبدیل می شود، در اینجاست که ولی خدا و حجت خدا قیام می کند.
چرا امام علی علیه السلام قیام نکردند؟ زیرا در آن دوران، حاکمیت به لحاظ ظاهر مراعات می کند. و یک سری ظواهری را لحاظ می کند، باطنش کافر شده است اما به دلیل رعایت برخی موازین، امام اجازه قیام ندارد.
در زمان امام حسن علیه السلام هم، همین طور است؛ معاویه لعنت الله علیه، هم در باطن و هم ظاهر، کافر بوده است. به لحاظ فقهی هم اینها کافرند. ولی با این حال مقداری رعایت می کرده، مقداری ظاهر سازی می کرده است این ملعون. و برنامه ای داشت تا حکومت رسما از اسلام خارج شود و بعد از مدتی اعلام کند که ما نمی خواهیم دینمان اسلام باشد.
اصلاح به معنای دقیق کلمه است. اگر قرار بشود انسانی اصلاح بشود و صالح بشود، شرطش ارتباط با امام حسین علیه السلام و توبه است. یکی از حکمت های بزرگ شهادت ابی عبدالله وقوع توبه است. توبه به این معنا که وقتی این اتفاق پیش می آید، انسانها می فهمند که چه گناه بزرگی مرتکب شده اند! فکر نکنید این مورد برای برخی انسان هاست، برای تمام انسانهاست. این طور نباید تصور کنیم که ما دستمان پاک است در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام. همه ما در این مورد همه شریک هستیم. و بهتر است که توبه کنیم و جبران کنیم. مگر نه همه موجودات دلیلی شدند برای تنها ماندن حجت خدا!
چرا زودتر نیامدی؟ چرا آنموقع نبودی ؟ افرادی که بعد از شهادت امام حسین علیه السلام به دنیا آمدند باید نشان بدهند که من اگر آن زمان بودم به شما می پیوستم. ما حتی در حال حاضر انساهایی را داریم که مشخص است اگر در کربلا حضور داشتند، حتما شروع می کردند به جنگ و هم رکاب بودن با سید الشهدا علیه السلام.
شهدای ما کسانی بودند که ثابت کردند که اگر در زمان امام حسین علیه السلام هم بودند، به امام حسین علیه السلام می پیوستند و در کنار آن حضرت می جنگیدند.
هر انسانی باید به این موضوع برسد که در قضایا نقش داشته است!
چه چیزی موجب شهادت امام حسین علیه السلام می شود؟ گناه! نفسانیت! فساد!
اگر ما الان در صحنه ای قرار بگیریم که هم توانایی حضور در کنار امام حسین علیه السلام را داشته باشیم و هم در اردوگاه یزد باشیم. وقتی آدم خلاف و خطا و گناه می کنه آن موقع در اردوگاه یزید رفته است. معصیت کردن یعنی قرار داشتن در اردوگاه یزید!
در مجلس امام حسین علیه السلام باید این را رعایت کنیم. باید توبه کنیم و عهد ببندیم با خدا. باید با خدا قرار بگذاریم. مبادا این طور باشیم که نقیصه ای داشته باشیم و خودمان هم آن را می دانیم نباید متوقف بشیم به آن و تصمیم به رفع آن بگیریم. اگر کسی نقصی داشته باشد، و نخواهد آن را از بین ببرد، نمی تواند از مزه لذت ارتباط با امام حسین علیه السلام برخوردار شود.
یکی از معانی شفاعت، این است که از امام حسین علیه السلام می خواهیم در لحظه لحظه های زندگی کنارمان باشد و با ما همراه و جفت شود و سرش در این است که : من به تنهایی نمی توانم آقا دوست دارم که خوب باشم ولی تنهایی از پسش بر نمی آیم.
خواستن به شرطی توانستن است که به حجت و امام وصل شوی. در غیر این صورت نمی شود به خواسته رسید.
در دنیای آخرت، امام حسین علیه السلام عده ای را شفاعت می کند، بله این طور است ولی مقدمه این شفاعت در دنیاست که شکل می گیرد. شفاعت به این معناست که امام حسین علیه السلام با تو معیت و همراهی میکند و همراهت می شود. رسالت امام حسین علیه السلام این است. همراهت که شد در زمان پیشامد گناه، فساد، حرام دستت را می گیرد و نمی گذارد بیفتی!
اگر ما کوچکترین حکم اسلام را انکار کنیم، کافر می شویم. و اگر نه معتقد نیستیم به این امر ولی داریم دچار می شویم که این قابل اصلاح است. و باید روی نفس خودمان کار کنیم.
وقتی که شیرینی در کامت ریخته بشود. شیرینی مسموم گناه را نمی تواند با وعده ترک کرد. بلکه باید شیرینی نقدی به انسان برسد که انسان بتواند آن را ترک کند. مزه با حسین علیه السلام بودن اگر به ما برسد، خیلی از مشکلات و مفاسد حل می شود.
پیامبر صل الله علیه و آله می فرماید: زمانی که در برابر فساد چشمانت را پایین انداختی، عجایبی برایمان رخ می دهد. که این مورد هم با وجود بودن امام حسین علیه السلام رخ می دهد.
اگر تکبر ورزیدیم لذت و حال معنوی و حسین علیه السلام دوستی  از انسان برده می شود. 
 
در ادامه این مراسم؛ حاج نریمان پناهی و حاج ابراهیم رحیمی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.
 
 
http://vareth.ir


مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت الاسلام صفاری و مداحی حاج روح الله بهمنی ، کربلایی علی عسگری و کربلایی صادق رجب در هیئت عشاق العباس علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت الاسلام صفاری و مداحی حاج روح الله بهمنی ، کربلایی علی عسگری و کربلایی صادق رجب در هیئت عشاق العباس علیه السلام برگزار شد. 

در ادامۀ خبر گزیده از سخنان حجت الاسلام صفاری را می خوانید: 

ما از وجود نازنین اباعبدالله الحسین علیه السلام استفاده کردیم و دعایمان را از خدا خواستیم که ما را منتقم خون اباعبدالله علیه السلام قرار دهد و در معییت با ایشان باشیم. اینها شرط دارد، شرطش این است که ما آبرو یافتۀ اهل بیت علیهم السلام باشیم، چه کسانی به اهل بیت علیهم السلام آبرو می یابند؟ آبرو، وجهه، ارزش، فقط وجهۀ امام حسین علیه السلام است. چیز دیگر رو مال و ریاست و اینها را برای خودتان آبرو ندانید.

حالا راه این که ما بخواهیم آبرو یافتۀ امام حسن علیه السلام بشویم و پیش امام حسین علیه السلام ارزش دار بشوییم چیست؟ امام رضا علیه السلام یک حدیثی دارند که به حضرت عبداعظیم حسنی می فرمایند سلام من را به شیعیانم برسان و به آنها بگو شیطان را در وجود خودتان قرار ندهید، به شیعیان ما امر کن و آنها را به طرف صدق بکش و صدق در حدیث داشته باشند و به آنها بگو من توقع دارم که دروغ در وجودشان نباشد. شیعۀ ما امانت دار است، و آنها را دعوت به سکوت کن که نتیجۀ سکوت عقل و خرد است. امام رضا علیه السلام می فرمایند که با این کارها به من تقرب پیدا می کنید.

امام حسین علیه السلام آمده است که به ما پر بدهد تا ما به عرش برسیم. امام حسین علیه السلام آمده است که ما دستمان به خود خدا برسد. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند رحمت کند کسانی را که گریه می کنند و اشک هایی را که جاری می شود و خداوند رحمت کند آن ناله هایی را که برای ائمه علیهم السلام زده می شود.

چرا امام رضا علیه السلام این نکات را ذکر کردند؟ چرا گفتند که دروغ نگویید، سکوت کنید، جدال نکنید، شیطان را به وجدتان راه ندهید و اینها، چرا نگفتند که روضه خوانی و سینه زنی باعث تقرب به من می شود؟ روضه خوانی و سینه زنی و عزاداری ما را به اهل بیت علیهم السلام نزدیک می کند یا نمی کند؟

امام باقر علیه السلام می فرمایند که حتماً باید دور هم جمع بشوید برای ما عزاداری بکنید، مصیبت ما را بخوانید و از ما بگویید. امام صادق علیه السلام به داوود به سرحان فرمودند: به شیعیان ما سلام برسان و به آنها بگو خداوند رحمت کند آن شیعه ای را که کنار شیعۀ دیگری می نشیند و از ما می گویند و ذکر ما را می کنند، و از ولایت و امامت ما می گویند، بی شک سومین نفری که کنار اینها نشسته است یکی از ملائکۀ خداوند است که دارد برای آنها طلب استغفار می کند. وقتی دور هم می نشینید و از ما می گویید امر امامت ما احیاء می شود.

گریه و سینه زنی برای اباعبدالله الحسین علیه السلام اکسیر اعظم است، دارویی است که خداوند از آن دارو برتر برای نجات انسان ها نیاورده است. اما اگر کسی بخواهد زنده بشود و حرکت بکند با حسین علیه السلام حرکت می کند، نمی شود کسی دارو را بخواهد اما دنبال حرکت نباشد. روضه و مجلس و سینه زنی باشد اما من به دنبال صدق و ادای امانت و اینکه شیطان را در وجودم راه ندهم نروم، هدفی که از این داروی تقویتی وجود دارد تقویت ما برای حرکت به این سمت است.

در ادامۀ مراسم ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج روح الله بهمنی ، کربلایی علی عسگری و کربلایی صادق رجب به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت السلام خوشنما و مداحی حاج محسن عرب خالقی در هیئت بیت الحسن علیه السلام برگزار شد.

 وارث: مراسم عزاداری شب هشتم محرم با سخنرانی حجت السلام خوشنما و مداحی حاج محسن عرب خالقی در هیئت بیت الحسن علیه السلام برگزار شد.

در ادامۀ متن سخنان حجت الاسلام خوشنما را میخوانید:

 

امام حسین علیه السلام می فرماید: بالاترین اعمال بعد از نماز، این است که انسان دل مومنی را شاد کند. غمی را از دل مومنی برطرف کند و غصه ای را از دل مومنی دور کند. به شرط اینکه در این شاد کردن دل دیگران، گناه نکند. و گل شادی را بر دل کسی بکارد. گره ای را از کار مومنی باز کند.

امام حسین علیه السلام می فرماید: روزی داشتم از کوچه های مدینه عبور می کردم، دیدم کنار یک باغی، یک غلام سیاه نشسته است و غذایش را جلوی سگ رهگذری گذاشته است. و لقمه لقمه به حیوان می دهد تا حیوان بخورد. سوال کردم: تو از صبح تا به حالا کار کرده ای و خسته ای، مولایت هم که هر میزان بخواهی عذا در اختیارت نمی گذارد و یک ظرف غذا به تو می دهد، این را هم که داری به این حیوان می دهی! چرا اینکار رو می کنی؟

غلام، جواب داد: یا امام حسین علیه السلام، اولا من خجالت می کشم بخورم و سیر شوم و جانداری نگاه کند و گرسنه باشد. و من غمی در دل دارم میخواهم با غذا دادن به این حیوان و خوشحال کردنش، شاید خدا هم نگاهی به من بکند و دلم را گرم و خوش کند و غمم را از بین ببرد. امام حسین علیه السلام پرسید: غم دلت چیست؟ غلام گفت: من صاحبی دارم که مسلمان نیست و من تازه به دین اسلام گرویده ام، میخواهم حالا که دارم نوکری می کنم دلم می خواهد صاحبی مسلمان داشته باشم و نوکری او را بکنم و به یک مسلمان خدمتی بکنم ولی حالا که این طور است ولی حالا که این طور است خیلی سختم است که اینگونه با یک غیر مسلمان حشر و نشر داشته باشم. امام حسین علیه السلام خیلی از این غلام خوشش آمد. و 200سکه طلا برداشت و در خانه یهودی را زد. یهودی تا در را باز کرد و گفت: خوش آمدی کریم مدینه. امام حسین علیه السلام فرمود: آمدم تا غلامت را بخرم. یهودی خیلی با معرفت بود و گفت: سالهای سال از عمرم گذشته، حالا که کریم مدینه به در منزل من آمده است، من غلامم را به شما بفروشم؟ این غلام فدای قدمهات ای امام حسین علیه السلام. این غلام را به شما می بخشم. پول هم نمی خواهم. امام حسین علیه السلام گفتند: عطیه ملوکانه پسر حیدر کرار را بر نگردان. یهودی گفت: حالا که اصرار می کنید، حرفی ندارم. قبول کردم و این 200سکه را به غلام بخشیدم و این باغ را این غلام به اینجا رسانده و پرورشش داده است، این را هم به غلام می بخشم. امام حسین علیه السلام فرمودند: من غلام را در راه خدا آزاد کردم. زمانی که زن یهودی از داخل خانه صدا زد و گفت؟ صدای حسین فاطمه علیه السلام را می شنوم آیا ابی عبدالله علیه السلام به اینجا آمده است؟ گفت: بله، آقا آمده اند. گفت: قدری تامل کن! چادر به سر کرد و به درب منزل آمد و گفت: آقا چند روزی است که می خواهم خدمتتان برسم، من فکر هام را کردم و می خواهم مسلمان شوم و به شوهرمم مهر و صداقم را بخشیدم فقط من را از خانه بیرون نکند فقط اجازه دهد تا من در منزل کارها و اعمال دینی مان را انجام دهم. در این هنگام ابی عبدالله علیه السلام  نگاهی به صورت مرد یهودی کرد. رنگ از چهره یهود پرید و گفت: آقامنم مسلمان می شوم. حالا که همسرم از صداق و مهریه اش می بخشد من نیز این خانه را به ایشان بخشیدم. غلام سر به دیوار گذاشت و شروع کرد به گریه کردن. آقا فرمود: چرا گریه می کنی؟ گفت: غلامی را به بهانه قدمهایت آزاد کردی، از هیچ چیز به همه چیز رسید، زن و مرد یهودی هم ایمان آوردند.

اگر می خواهید غم از دلتان دور شود، سعی کنید غم از دل دیگران دور کنید. امام حسین علیه السلام می فرماید: بالاترین اعمال بعد از نماز، این است که انسان دل مومنی را شاد کند.

مرحوم شوشتری می نویسد: این آقایی که اجازه نمی داد سائل در خانه اش شرمنده شود، خودش در کربلا چند جایی خجالت کشید. یکی وقتی بود که دید بچه ها این دامن های عربی را بالا می زنند و شکمشان به خاک مرطوب می کشند و صدای العطش آنها بلند است.

ما برای تشنه لبی فرزندان امام حسین علیه السلام گریه کرده ایم اما برای خجالت و شرمندگی امام حسین علیه السلام تا به حال گریه کرده ایم؟

یکی دیگر زمانی بود که آمد از کنار خیمه رباب رد شود، دید این بچه دارد جیغ می کشد و گریه می کند، آقا خیلی خجالت کشیدند.

یکی دیگر زمانی بود که جوانش گفت: پدر تشنه ام ! عطش دارد من را می کشد. به چشمهایت التماس کن. ای چشم بیا و آبروداری کن. بیا و کمکم کن.

در روایت آمده است، هر کس می آمد از آقا اذن میدان بگیرد آقا فورا اذن میدان نمی داد تنها کسی که ابی عبدالله علیه السلام نگذاشت کلامش به آخر برسد، علی اکبر علیه السلام بود.

به تعبیر خودمانی آقا به حرفش پرید و گفت: حالا که برای خداست، میوه دل خودم رو می فرستم. بزار دار و ندارم را بدهم و لی اول به خیمه برو و با خواهرهایت و عمه ات خداحافظی کن. ابی عبدالله علیه السلام دلواپس شد و پرده را کنار زد و بغض گلوی ابی عبدالله علیه السلام را گرفت. دید که خواهرها دست بر شانه های علی اکبر علیه السلام انداخته اند و گریه می کنند. ابی عبدالله علیه السلام به حضرت زینب سلام الله علیها گفت: زینی سلام الله علیها، به دخترها بگو علی را به من واگذارند. زمانی که علی اکبر علیه السلام رفت تا لباس و زره بپوشد دیدند که ابی عبدالله علیه السلام دستپاچه است و به درون خیمه رفت. وقتی بیرون آمد دیدند که عمامه  امیر المومنین علیه السلام را با خودش آورده است. و عمامه را دور سر علی اکبر علیه السلام بست.

علی اکبر  علیه السلام سوار بر مرکب شد و امام حسین علیه السلام  به دنبال او روانه شد. امام حسین علیه السلام، مایوسانه به علی اکبر علیه السلام نگاه می کرد. یعنی علی اکبر علیه السلام برود دیگر بر نمی گردد.

بعد از اینکه کمی جنگید و برگشت یه پدرش گفت: پدر عطش دارد مرا می کشد. آیا علی اکبر  علیه السلام نمی دانست که در خیمه ها آب وجود ندارد؟

می دانست. علی اکبر  علیه السلام وقتی روانه میدان شد دید که تیرها به او برخورد نمی کند و از کنارش می گذرد. برگشت و دید که پدرش دارد او را نگاه می کند و با اشاره گوشه چشمش، تیرها را از او دور می کند. برگشت و گفت : پدر عطش دارد من را می کشد. حضرت امام حسین علیه السلام فرمودند: زبانت را بیرون بیاور.  حضرت امام حسین علیه السلام لبهایش را روی لبهای علی اکبر علیه السلام قرار داد و دیگر کسی این دو عزیز را کنار هم ندید.

در ادامه این مراسم ذاکر اهل بیت علیه السلام حاج محسن عرب خالقی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند

کلیک کنید

http://vareth.ir



بیانات حاج منصور ارضی شرحی بر دعای «زیارت جامعه ائمة المومنین» روز هفتم محرم 1393 حسینیه صنف لباس فروشان.
وارث: بیانات حاج منصور ارضی شرحی بر دعای «زیارت جامعه ائمة المومنین» روز هفتم محرم 1393 حسینیه صنف لباس فروشان به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث تشنگی بحث عجیبی است و تا بر سر کسی هم نیاید واقعاً متوجه نمی‌شود لذا اولین روضه ای که برای آدم  علیه السلام جبرئیل در این دنیا خوانده و آدم علیه السلام و حوّا گریه کرند روضه تشنگی است جبرئیل گفت؛ طوری این تشنگی در این سرزمین ایجاد می‌شود که چشمها نمی‌بیند لذا عشاق از امروز کمتر آب می‌خورند ازآن طرف هم از امروزطوری می‌شود که انسان بیشتر احساس تشنگی کرده وآب می‌خورد نمی‌دانم چرا؟ خدا رحمت کند همه آن شهدایی را که تشنه جان دادند.
 
 
درادامه زیارت " جامعه ائمه المومنین" رسیدیم به این فراض که؛ دشمنان شما خاندان اهل بیت علیهم السلام ازخمسی که به شماتعلق داشت رفتند و شراب خوردند" ابْتَاعُوا بِخُمْسِکُمُ الْخُمُورَ وَ صَرَفُوا صَدَقَاتِ الْمَسَاکِینِ إِلَى الْمُضْحِکِینَ وَ السَّاخِرِینَ " هر کس مضحک‌تر بود و بازی در می‌آورد پول را برای او خرج می‌کردند! لذا حضرت به زنان بنی هاشم فرمود خیلی در گریه کردن مواظب باشید ، ببینید دستور امام چگونه بوده می‌گوید گریه کردن را بگذارید بعد از من گریه کنید نه که گفته باشد اگرگریه کنید حرام است ! چون واقعاً بزرگ و کوچک و زن ومرد را مسخره می‌کردند سرها را مسخره می‌کردند لذا وقتی به حضرت سجاد(ع) خبر دادند قتله کربلا را گرفتند و یک یک دارند می‌کشند حضرت گریه کرد و بعد فرمودند از حرمله بگویید  چون او داغی به دل ما گذاشته؛ تیری که بر قلب بابای من زد یک تیر زده برچشم عموی من البته بعضی می‌گویند «منقذبن مرّه» بوده که تیر به چشم ابوالفضل علیه السلام زده ولی هر چه بوده این تیر آخر را به گلوی علی اصغر(ع) زد بسیار جانکاه و جانسوز است.
 
 
عرض شد " ذَلِکَ بِمَا طَرَّقَتْ لَهُمُ الْفَسَقَةُ الْغُوَاةُ وَ الْحَسَدَةُ الْبُغَاةُ " دشمنان شما از این طریق بر عناد شما دست یافتند که فاسقان و گمراهان و ظالمان را و اهل مکر وخلاف را بر علیه شما بشورانند ! یعنی برنامه ریزی کردند آمدند فتنه هایی بپا کردند بعد برای خاموش کردن آن فتنه‌ها برنامه و طرح هایی ارائه کردند که خود همین برنامه‌ها و طرح‌ها خود وسیله ای برای فتنه‌ها و معضلات بزرگتر شد یعنی برای فاسقین ، گمراهان،حاسدین و ظالمین در یک کلام برنامه ریزی داشتند برای گمراهان وآنان که اهل ضربه زدن بودند شنیدیددرکربلا پیرمردها آمدند برای اینکه دشمنی خود را نشان دهند با عصا به بدن مطهرحضرت زدند این نشان دهنده این وضعیت است ببینید چقدر خصومت بالا است. به عبارت دیگر " أَهْلُ النَّکْثِ وَ الْغَدْرِ وَ الْخِلافِ وَ الْمَکْرِ " (اهل پیمان‏ شکنى و خیانت و خلافکارى‏ و نیرنگ ) این‌ها برای خودشان یک قوم و قبیله هستند و اگر در این قبیله باقی بمانند دشمن اهل بیت(ع)می‌شوند. اگر ماهم مواظبت نکنیم در رفاقت و معامله‌ها در زندگی روزمره، با هر کسی هموطن یا خارجی با هر تفکر و منش رابطه داشته باشیم می‌بینی بعضی هاچنان برادرانه رفتار می‌کنند! واقعاً هر چقدر می‌شود بایدبرائت داشته باشیم منظورم این نیست که برخورد بد داشته باشیم ولی همین اندازه هم که می‌توانیم برائت نشان دهیم! 
 

عاشورا فقط احسان و محبت و خرج برای ابی عبدالله(ع) نیست  معرفت وسینه زنی و تولی و تبراء و همه ابعاد امام حسین علیه السلام باید باهم باشد " الْقُلُوبِ الْمُنْتِنَةِ مِنْ قَذَرِ الشِّرْکِ وَ الْأَجْسَادِ الْمُشْحَنَةِ مِنْ دَرَنِ الْکُفْرِ " (دلهاى ناپاک پُر از آلودگى و بت‏پرستى،و بدنهاى انباشته از چرک کفر،آنان‏که‏ سخت به نفاق چسبیدند،و به رشته‏ هاى تفرقه روى آورند ) ببینید کسانی که وجود وقلبشان سرتا به پا از رذایل آکنده شده بود از فِرَق  و افکار مختلف در مقابل ائمه(ع) ایستادند اتفاقاً فرقه‌های مختلفی مثل همین هم در مقابل انقلاب ما ایستاده اند در برابر این سینه زنی‌ها ایستادند تا دیروز طرف مخالف هیئت و عزاداری بود حالا که این بحث‌های حاشیه ای پیش آمده در هیئت ها، آنها شروع کردند به بحث ! این معنی دار نیست ؟ حساب شده نیست ؟ تمام کینه هایشان را می‌آورند در قالب نوشته و حرف و کتاب و فریاد‌های رسانه ای که در برابر این پرچم و نهضت بایستند فکر می‌کنید چرا علمای بزرگ ما این قدر تکیه بر نهضت عاشورا دارند برای همین موضوع است.

منبع: قدیم الاحسان






( کل صفحات : 25 )       16   17   18   19   20   21   22   23   24   25   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364047
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا