http://www.ashoora.ir
|
14 معصوم و گوناگون بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين مطالب اخير نويسنده
او همان «ابوبکر مخزومي» يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خيرخواهي و نصيحت، از امام حسين عليهالسلام خواست که به سوي عراق نرود.
http://www.ashoora.ir
به قولي او همان «ابنعباس» از روايتگران معروف تاريخ عاشوراست. http://www.ashoora.ir
وي يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خير خواهي و نصيحت، از امام حسين عليهالسلام خواست که به سوي عراق نرود، و در اين راه بيوفايي مردم را نسبت به پدر و برادر امام حسين عليهالسلام ياد آوري کرد. وي از سادات قريش بود. در ايام خلافت عمر به دنيا آمد. به خاطر نماز بسيار، به او «راهب قريش» ميگفتند. در سال 95 هجري درگذشت.
http://www.ashoora.ir
از کساني بود که در مکه، پس از آگاهي از عزم سيد الشهدا «ع» بر حرکت به سوي کوفه، نامهاي به امام نوشت و از او خواست که فريب نامههاي عراقيان را نخورد.خودش نيز بايزيد بيعت نکرده بود.امام پس از خواندن نامهاش، براي او دعاي خير کرد و عواطفش را ستود.وي مردي اهل فضل و ديانت بود و از رسول خدا «ص» روايت ميکرد.دو سال پس از هجرت به دنيا آمده بود تا زمان مرگ عثمان در مدينه بود.سپس ساکن مکه شد.در حادثه محاصره و سنگباران مکه، در سال 64 هجري در حال نماز در حجر اسماعيل کشته شد.هنگام مرگ، شصت و دو سال داشت.[1] . http://www.ashoora.ir
وي همراه پسر عمويش در منزلگاه قصر مقاتل با امام حسين «ع» ديدار کرد.امام او را به نصرت خويش فرا خواند، ليکن هم او و هم پسر عمويش بهانه آوردند که: پير مرديم و بدهکار و عيالمند، کالاهاي مردم نيز در دست ماست.نميدانيم چه خواهد شد؟ http://www.ashoora.ir کسي که سيد الشهدا «ع» از او ياري خواست، اما توفيق همراه شدن در کاروان کربلا نيافت و امام را ياري نکرد.امام در منزلگاه قصر مقاتل، خيمه او را ديد، حجاج بن مسروق را فرستاد تا او را دعوت کند تا به اردوي امام بپيوندد و ياريش کند.وي بهانه آورد که ازکوفه به اين خاطر بيرون آمدم که با حسين نباشم، چون در کوفه ياوري براي او نيست. پاسخ او را که به امام گفتند، حضرت همراه عدهاي نزد او رفت و پس از گفتگوهايي پيرامون اوضاع کوفه، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهاي گذشتهاش را بشويد[1] و به نصرت اهل بيت بشتابد.عبيد الله باز هم نپذيرفت و اين کرامت و توفيق را رد کرد و از روي خيرخواهي!حاضر شد که اسب زين شده و شمشير بران خويش را به امام دهد. بقیه در ادامه مطلب
همسر زينب کبري و داماد علي «ع» و پسر جعفر طيار.وي، نخستين نوزاد مسلمان درحبشه بود.در ايامي که پدرش جعفر بن ابي طالب به حبشه هجرت کرده بود، در آن کشور به دنيا آمد. مادرش «اسماء بنت عميس» بود.اسماء، پس از شهادت جعفر طيار در جنگ موته، به همسري ابو بکر، سپس علي بن ابي طالب در آمد.عبدالله بن جعفر، مورد عنايت خاص پيامبر اکرم بود، بويژه که پدرش سردار بزرگ شهيد جبهه اسلام به شمار ميآمد. همچنين مورد علاقه امير المؤمنين بود و ارادتي شايان به امام حسن و امام حسين «ع» داشت.مردي سخاوتمند و اهل جود و بخشش بود.[1] عبدالله جعفر، از جمله کساني بود که به سيد الشهدا نامه نوشت و از او خواست که از سفر به عراق منصرف شود.گر چه خود در کربلا حضور نداشت، اما دو پسرش عون و محمد را همراه مادرشان حضرت زينب «ع» به کربلا فرستاد و اين دو فرزند، در رکاب سالار شهيدان روز عاشورا به شهادت رسيدند.او از اينکه نتوانسته بود در واقعه کربلا شرکت کند تاسف ميخورد.پس از حادثه عاشورا و شهادت حسين بن علي «ع» وي درمدينه به سوگ نشست و مردم براي تسليت گويي نزد او ميآمدند.[2] وي در سن90 سالگي، در سال 80 هجري در مدينه درگذشت و در بقيع به خاک سپرده شد[3] . برخي هم درگذشت او را در شام و قبر وي را در «باب الصغير» دمشق، کنار قبر بلال ميدانند[4] . http://www.ashoora.ir
از جمله کساني بود که پس از تصميم امام حسين «ع» براي رفتن به کوفه، تلاش ميکرد آن حضرت را از اين سفر بازدارد و بي وفايي کوفيان را يادآوري ميکرد و چون کلماتش در اراده امام تاثير نگذاشت، بشدت متاثر شد.[1] از کساني بود که از شهادت سيد الشهدا پيشاپيش خبر داشت و روز عاشورا در مدينه بود و با ديدن خواب و تبديل مشکي که داشت به خون، از کشته شدن حسين با خبر شد[2] . http://www.ashoora.ir
از اصحاب امام حسين «ع» در کربلا بود، ولي پس از شهادت ياران امام، تصميم به فرار از معرکه گرفت.خدمت امام آمد و گفت: اي پسر پيامبر!با هم قرار گذاشته بوديم که تا وقتي مدافعي داري من هم دفاع کنم.اينک که مدافعان کشته شدهاند، مرا اجازه بده که بروم.امام آزادش گذاشت.او که قبلا اسب خود را در يکي از خيمهها بسته بود و خود، پياده ميجنگيد، پس از اذن امام، سراغ اسب خويش رفت و سوار شده، به طرف نيروهاي سپاه کوفه تاخت.برايش راه باز کردند.تعدادي از سربازان تعقيبش کردند.چون به روستايي نزديک ساحل فرات به نام «شفيه» رسيد، ايستاد.تعقيبکنندگان او را شناختند و از تعقيبش منصرف شدند.[1] ضحاک بن عبيد الله هم گفته و او را از اصحاب امام سجاد دانستهاند. http://www.ashoora.ir
يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خير خواهي و نصيحت، از امامحسين «ع» خواست که به سوي عراق نرود و در اين راه، بيوفايي مردم را نسبت به پدر وبرادر امام حسين «ع» ياد آوري ميکرد.[1] وي از سادات قريش بود.در ايام خلافت عمر بهدنيا آمد.به خاطر نماز بسيار، به او راهب قريش ميگفتند.در سال 95 هجري در گذشت.[2] . http://www.ashoora.ir موضوعات
پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
|
||