14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
جمعه 23 آبان 1393 
او همان «ابوبکر مخزومي» يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خيرخواهي و نصيحت، از امام حسين عليه‏السلام خواست که به سوي عراق نرود.
 

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

به قولي او همان «ابن‏عباس» از روايتگران معروف تاريخ عاشوراست.
از جمله کساني بود که پس از تصميم امام حسين عليه‏السلام براي رفتن به کوفه، تلاش مي‏کرد آن حضرت را از اين سفر بازدارد و بي‏وفايي کوفيان را يادآوري مي‏کرد و چون کلماتش در اراده‏ي امام تأثير نگذاشت، به شدت متأثر شد. از کساني بود که پيشاپيش از شهادت سيدالشهداء خبر داشت و روز عاشورا در مدينه بود و با ديدن خواب و تبديل مشکي که داشت به خون، از کشته شدن حسين عليه‏السلام باخبر شد. ابن‏عباس، پسر عموي اميرالمؤمنين و پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بود و از چهره‏هاي بارز مفسران اسلام محسوب مي‏شد که تفسير را از حضرت علي عليه‏السلام، آموخته بود. مجالس ابن‏عباس، آميخته به بحثهاي قرآني بود. او از بزرگان اسلام بود، اما نسبت به مواضع سياسي او درباره‏ي عثمان و امويان و مسايل حکومت و خلافت، نظرهاي متناقضي ابراز شده است. به لحاظ علمي، به او «حبر امت» مي‏گفتند. او در اواخر عمر نابينا شده بود. در سال 68 هجري، در فتنه پسر زبير، در طائف درگذشت، در حالي که هفتاد سال عمر داشت و محمد حنفيه بر او نماز گزارد.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 
وي يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خير خواهي و نصيحت، از امام حسين عليه‏السلام خواست که به سوي عراق نرود، و در اين راه بي‏وفايي مردم را نسبت به پدر و برادر امام حسين عليه‏السلام ياد آوري کرد. وي از سادات قريش بود. در ايام خلافت عمر به دنيا آمد. به خاطر نماز بسيار، به او «راهب قريش» مي‏گفتند. در سال 95 هجري درگذشت.
 

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

از کساني بود که در مکه، پس از آگاهي از عزم سيد الشهدا «ع‏» بر حرکت به سوي کوفه، نامه‏اي به امام نوشت و از او خواست که فريب نامه‏هاي عراقيان را نخورد.خودش نيز بايزيد بيعت نکرده بود.امام پس از خواندن نامه‏اش، براي او دعاي خير کرد و عواطفش را ستود.وي مردي اهل فضل و ديانت بود و از رسول خدا «ص‏» روايت مي‏کرد.دو سال‏ پس از هجرت به دنيا آمده بود تا زمان مرگ عثمان در مدينه بود.سپس ساکن مکه شد.در حادثه محاصره و سنگباران مکه، در سال 64 هجري در حال نماز در حجر اسماعيل کشته‏ شد.هنگام مرگ، شصت و دو سال داشت.[1] .


پی نوشتها :
[1] حياة الامام الحسين، ج 3، ص 24، تنقيح المقال، مامقاني، ج 3، ص 217.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

وي همراه پسر عمويش در منزلگاه قصر مقاتل با امام حسين‏ «ع‏» ديدار کرد.امام او را به نصرت خويش فرا خواند، ليکن هم او و هم پسر عمويش بهانه آوردند که: پير مرديم و بدهکار و عيالمند، کالاهاي مردم نيز در دست ماست.نمي‏دانيم چه خواهد شد؟
مي‏ترسيم امانت مردم تباه شود!بدينگونه به امام، پاسخ سرد و رد دادند.حضرت نيز از آنان خواست که بروند، تا نداي ياري خواهي حضرت را در کربلا نشنوند، چون هر که‏ مظلوميت و تنهايي امام را ببيند و صدايش را بشنود اما پاسخ ندهد و ياري نکند، سزاوار است که خداوند او را در دوزخ افکند.[1] .

پی نوشتها :
[1] موسوعة کلمات الامام الحسين، ص 369، بحار الانوار، ج 45، ص 84.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

کسي که سيد الشهدا «ع‏» از او ياري خواست، اما توفيق همراه شدن در کاروان کربلا نيافت و امام را ياري نکرد.امام در منزلگاه قصر مقاتل، خيمه او را ديد، حجاج بن مسروق ‏را فرستاد تا او را دعوت کند تا به اردوي امام بپيوندد و ياريش کند.وي بهانه آورد که ازکوفه به اين خاطر بيرون آمدم که با حسين نباشم، چون در کوفه ياوري براي او نيست. پاسخ او را که به امام گفتند، حضرت همراه عده‏اي نزد او رفت و پس از گفتگوهايي ‏پيرامون اوضاع کوفه، امام از او خواست تا با آب توبه خطاهاي گذشته‏اش را بشويد[1] و به‏ نصرت اهل بيت بشتابد.عبيد الله باز هم نپذيرفت و اين کرامت و توفيق را رد کرد و از روي خيرخواهي!حاضر شد که اسب زين شده و شمشير بران خويش را به امام دهد.

بقیه در ادامه مطلب



جمعه 23 آبان 1393 

همسر زينب کبري و داماد علي‏ «ع‏» و پسر جعفر طيار.وي، نخستين نوزاد مسلمان درحبشه بود.در ايامي که پدرش جعفر بن ابي طالب به حبشه هجرت کرده بود، در آن کشور به دنيا آمد. مادرش‏ «اسماء بنت عميس‏» بود.اسماء، پس از شهادت جعفر طيار در جنگ‏ موته، به همسري ابو بکر، سپس علي بن ابي طالب در آمد.عبدالله بن جعفر، مورد عنايت ‏خاص پيامبر اکرم بود، بويژه که پدرش سردار بزرگ شهيد جبهه اسلام به شمار مي‏آمد. همچنين مورد علاقه امير المؤمنين بود و ارادتي شايان به امام حسن و امام حسين‏ «ع‏» داشت.مردي سخاوتمند و اهل جود و بخشش بود.[1] عبدالله جعفر، از جمله کساني بود که به سيد الشهدا نامه نوشت و از او خواست که از سفر به عراق منصرف شود.گر چه خود در کربلا حضور نداشت، اما دو پسرش عون و محمد را همراه مادرشان حضرت زينب‏ «ع‏» به کربلا فرستاد و اين دو فرزند، در رکاب‏ سالار شهيدان روز عاشورا به شهادت رسيدند.او از اينکه نتوانسته بود در واقعه کربلا شرکت کند تاسف مي‏خورد.پس از حادثه عاشورا و شهادت حسين بن علي‏ «ع‏» وي درمدينه به سوگ نشست و مردم براي تسليت گويي نزد او مي‏آمدند.[2] وي در سن‏90 سالگي، در سال 80 هجري در مدينه درگذشت و در بقيع به خاک سپرده شد[3] . برخي‏ هم درگذشت او را در شام و قبر وي را در «باب الصغير» دمشق، کنار قبر بلال مي‏دانند[4] .

پی نوشتها :
[1] سفينة البحار، ج 2، ص 126.
[2] معارف و معاريف، ج 4، ص 1508.
[3] همان.
[4] درباره او از جمله ر.ک: «شام، سرزمين خاطره‏ها»، مهدي پيشوايي، ص 77، تنقيح المقال، مامقاني، ج 2، ص 173.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

از جمله کساني بود که پس از تصميم امام حسين‏ «ع‏» براي رفتن به کوفه، تلاش مي‏کرد آن حضرت را از اين سفر بازدارد و بي ‏وفايي کوفيان را يادآوري مي‏کرد و چون کلماتش ‏در اراده امام تاثير نگذاشت، بشدت متاثر شد.[1] از کساني بود که از شهادت سيد الشهدا پيشاپيش خبر داشت و روز عاشورا در مدينه بود و با ديدن خواب و تبديل مشکي که ‏داشت به خون، از کشته شدن حسين با خبر شد[2] .
ابن عباس، پسر عموي امير المؤمنين و پيامبر اکرم‏ «ص‏» بود و از چهره‏هاي بارز مفسران ‏اسلام محسوب مي‏شد که تفسير را از حضرت علي‏ «ع‏» آموخته بود.مجالس ابن عباس، آميخته به بحثهاي قرآني بود.وي از بزرگان اسلام بود، اما نسبت به مواضع سياسي او درباره عثمان و امويان و مسائل حکومت و خلافت، نظرهاي متناقضي ابراز شده است.به ‏لحاظ علمي، به او «حبر امت‏» مي‏گفتند.در جنگهاي علي‏ «ع‏» در رکاب او بود، اما برخي ‏آشفتگيها در عملکرد او ديده مي‏شود.وي در اواخر عمر نابينا شده بود.در سال 68هجري، در فتنه پسر زبير، در طائف درگذشت، در حالي که هفتاد سال عمر داشت.محمد حنفيه بر او نماز گزارد.[3] .

پی نوشتها :
[1] حياة الامام الحسين، ج 3، ص 25.
[2] امالي صدوق، ص 480.
[3] براي شرح حال مفصل او از جمله ر.ک: «اعيان الشيعة‏»، ج 8، ص 55. «ابن عباس و مکانته في التفسير و المعارف‏الاخري‏» از دکتر محمد باقر حجتي.

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

از اصحاب امام حسين‏ «ع‏» در کربلا بود، ولي پس از شهادت ياران امام، تصميم به فرار از معرکه گرفت.خدمت امام آمد و گفت: اي پسر پيامبر!با هم قرار گذاشته بوديم که تا وقتي مدافعي داري من هم دفاع کنم.اينک که مدافعان کشته شده‏اند، مرا اجازه بده که ‏بروم.امام آزادش گذاشت.او که قبلا اسب خود را در يکي از خيمه‏ها بسته بود و خود، پياده مي‏جنگيد، پس از اذن امام، سراغ اسب خويش رفت و سوار شده، به طرف نيروهاي ‏سپاه کوفه تاخت.برايش راه باز کردند.تعدادي از سربازان تعقيبش کردند.چون به‏ روستايي نزديک ساحل فرات به نام‏ «شفيه‏» رسيد، ايستاد.تعقيب‏کنندگان او را شناختند و از تعقيبش منصرف شدند.[1] ضحاک بن عبيد الله هم گفته و او را از اصحاب امام سجاد دانسته‏اند.

پی نوشتها :
[1] عبرات المصطفين، محمد باقر محمودي، ج 2، ص 54، حياة الامام الحسين، ج 3، ص 229 (نقل از انساب ‏الاشراف).

http://www.ashoora.ir



جمعه 23 آبان 1393 

يکي از فقهاي هفتگانه و از کساني بود که از روي خير خواهي و نصيحت، از امام‏حسين‏ «ع‏» خواست که به سوي عراق نرود و در اين راه، بي‏وفايي مردم را نسبت به پدر وبرادر امام حسين‏ «ع‏» ياد آوري مي‏کرد.[1] وي از سادات قريش بود.در ايام خلافت عمر به‏دنيا آمد.به خاطر نماز بسيار، به او راهب قريش مي‏گفتند.در سال 95 هجري در گذشت.[2] .

پی نوشتها :
[1] مروج الذهب، ج 3، ص 6.
[2] حياة الامام الحسين، ج 3، ص 28 به نقل از تهذيب التهذيب.

http://www.ashoora.ir






( کل صفحات : 2 )    1   2   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 363698
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا