0
نظر

نقش آموزش كارآفريني در بهبود دانش صاحبان كسب و كار كوچك

نويسنده : حسین رضایی

نقش آموزش كارآفريني در بهبود دانش صاحبان كسب و كار كوچك
نقش آموزش كارآفريني در بهبود دانش صاحبان كسب و كار كوچك


 






 

كارآفريني
 

كارآفرينان داراي ويژگي ذاتي هستند و اين ويژگيها همراه با آنان متولد مي شود كه اين ويژگيها شامل : ابتكار، روحيه تهاجمي، تحرك، تمايل در به كارگيري ريسك، توان تحليلي و مهارت در روابط انساني است . امروزه كارآفريني به عنوان يك رشته اي علمي مورد شناسايي قرار گرفته است . رشته علمي كارآفريني همانند تمامي رشته هاي ديگر، داراي مدلها، فرآيندها و قضايايي "CASE" است كه بايد دانش مربوط به آنها كسب شود .
به طور كلي در آموزش رشته كارآفريني اهداف متعددي مورد نظر است كه برخي ازاين اهداف عبارتند از:
- كسب دانش مربوط به كارآفريني
- كسب مهارت در استفاده از فنون تحليل فرصتهاي اقتصادي و تركيب برنامه هاي عملياتي
- شناسايي و تحريك استعدادها و مهارتهاي كارآفرينانه
- القاي مخاطره پذيري با استفاده از فنون تحليلي
- ايجاد همدلي و حمايت براي جنبه هاي منحصر به فرد كارآفريني
- تجديد نگرشها در جهت پذيرش تغيير
- چالشهاي آموزش كارآفريني
آموزش كارآفريني و تحقيقات مربوط به آن ، هم اكنون با چالشهاي متعددي مواجه شده است كه برخي از اين چالشها توسط بلاك" BLOCK " و استامپ "STUMPF" ارائه شده است . اين چالشها عبارتند از:
- چالش در ايجاد متدلوژي هاي تحقيق براي اندازه گيري اثربخشي كارآفريني .
- چالش در محتوا و شيوه هاي آموزش كارآفريني .
- چالش در كيفيت مدرسان كارآفريني .
- چالش در پذيرش آموزش كارآفريني در دانشكده ها نسبت به كسب و كار.
- چالش در ايجاد يك پيكره عمومي "مشترك " در زمينه هاي دانشي مختلف .
- چالش در اثربخشي روشهاي آموزشي.
- چالش در نيازهاي يادگيري كارآفريناني كه در حال كار هستند.
- متناسب با دوره زندگي كسب و كاري كه هم اكنون در آن به سر مي برند.

انواع دوره هاي آموزش كارآفريني
 

در سال 1990 ميلادي تحقيق در خصوص آموزش كارآفريني همچون يك رشته جديد مورد توجه قرار گرفت و مواردي همچون توسعه روشهاي تحقيق براي سنجش اثربخشي آموزش كارآفريني ، محتوا و روشهاي آموزش كارآفريني ، قابليت افرادي كه در زمينه آموزش كارآفريني ، آموزش مي بينند، قبول آموزش كارآفريني در مدارس و نه درفعاليتها، وجود و توسعه يك چارچوب علمي مشترك در زمينه كارآفريني ، اثربخشي ديگر شيوه هاي آموزشي و نيازهاي آموزشي كارآفرين تعليم يافته در طول چرخه عمر شركت ، مورد توجه قرار گرفت.
به طور كلي تا سال 1990 ميلادي چهاردسته اصلي از دوره هاي آموزشي كارآفريني شكل گرفت كه اين دوره ها عبارتند از:
دسته اول : برنامه هايي براي "آگاهي و جهت گيري به سوي كارآفريني " است . هدف از اين دوره ها، افزايش آگاهي ، درك و بينش نسبت به كارآفريني به عنوان يك انتخاب شغلي براي افراد از تمامي اقشار اجتماعي است . اينگونه برنامه ها در مقاطع تحصيلي ابتدايي، راهنمايي و متوسطه تدريس مي شود تا انگيزه و تمايل دانش آموزان و دانشجويان براي كارآفرين شدن افزايش يابد. گروههاي نژادي، غير شاغلان، مخترعان، دانشمندان، كاركنان دولت و بازنشستگان ارتشي و گروههاي مختلف، مي توانند تحت پوشش اين دوره قرارگيرند.
دسته دوم: شامل برنامه هاي آموزشي است كه "توسعه تاسيس شركتها" را پوشش مي دهد. اين برنامه ها به اقتضاي شرايط خاص هر كشور طراحي شده اند. كشورهايي همچون آمريكا، هند، فيليپين، مالزي، فنلاند و هلند مراكز ويژه اي را براي حمايت از كارآفرينان بالقوه تاسيس كرده اند كه ضمن ارائه آموزشهاي ويژه جهت توسعه توانائيها و انگيزش افراد، توسعه مناطق شهري و آموزشهاي عملي در نزد كارآفرينان موجود را در برمي گيرد.
دسته سوم : دوره ها جهت "رشد و بقاي كارآفرينان و شركتهاي كوچك " طراحي شده است ، كه شركتهاي كوچك موجود را پوشش مي دهد. واقعيت آن است كه اين گروه ازشركتها در هر كشوري بايد مورد توجه قرار گيرند. در كشورهاي كمونيستي سابق شركتهاي كوچك بسيار مورد توجه قرار مي گرفتند و تعداد زيادي از آنها با كمتر از 10 كارمند تاسيس شدند. نيازهاي آموزشي در اين برنامه ها بسيار متنوع است. از دوره هاي بسيار مورد قبول در اين خصوص مي توان به دوره رشد شركتهاي كوچك در دانشگاه دارهام و دوره "فعاليتهاي اقتصادي خود را بهبود دهيد" اشاره كرد كه توسط سازمان بين المللي كار " ILO " در سراسر دنيا اجرا مي شود.
دسته چهارم : برنامه "توسعه آموزش كارآفريني " است كه شامل شيوه هاي جديد آموزشي و تعيين نقشهاي نوين دانشجو و استاد در فرآيند آموزش كارآفريني است. هدف ديگر اين برنامه ها آموزش و گسترش كمي استادان جديد از ميان صنعتگران و دست اندركاران فعاليتهاي اقتصادي براي آموزش كارآفريني است .

ارزش آموزش كارآفريني
 

افسانه كارآفرين داراي هوش طبيعي ، اكنون راهي به درك ما بخشيده است مبتني براينكه كارآفرينان دقيقا به همانگونه كه ما ياد مي گيريم ، ياد مي گيرند. كارآفرينان نه تنهامي توانند از اشتباهاتشان و مربيان غيررسمي خود بياموزند، بلكه آنها از طريق مطالعه وتربيت رسمي ، مستعد يادگيري هستند. كتابها و دوره هايي در مورد شكل دهي كسب و كارجديد با سرعت زيادي در حال افزايش اند. علاوه بر كتابها و دوره ها، مجموعه جديدي ازبرنامه هاي آموزشي براي پركردن شكاف اطلاعاتي و دانشي براي كارآفريناني طراحي شده است كه هم اكنون در حال پيگيري كسب و كارشان هستند.
برنامه هاي مبتني بر آموزش برمبناي اين فرض عمل مي كنند كه اگر فقط ما وسايل مناسب و موثر براي مرتبط ساختن منابع برگرفته از دانشگاه هايمان ، مدارس فني ودانشكده ها را به جامعه كسب و كار جديد پيدا كنيم ، آن وقت ما واقعا قادر به تقويت ابتكارات صنعتي هستيم "
مطالعه اي كه در سال 1982 در دانشگاه بايلور "BYLOR " بر روي دانشجويان رشته كارآفريني صورت گرفت . ارزيابي دانشجويان از دروس رشته كارآفريني اين بود كه بايد بيشترين تاكيد برروي دروس مالي شود. دومين رشته اي كه به نظر آنها بايد بيشترمورد تاكيد قرار گيرد، درس مديريت بود. علاوه بر اينها دروس روابط انساني و بازاريابي نيز از نظر دانشجويان داراي اهميت ويژه است . دروس حسابداري ، حقوق ، مديريت دولتي ، روشهاي كمي ، ارتباطات ، زبان انگليسي ، سخنراني عمومي ، هنرهاي آزاد درمرتبه بعدي اهميت قرار داشتند.
بر طبق گزارش PORTER و MCKIBBIN ، دو نوع بحران آموزش مديريت دردانشگاههاي آمريكا در آموزش و بهبود مديريت وجود دارد كه مرتبط با تاكيد ناكافي درايجاد بينش در دانشجويان و تاكيد ناكافي بر تلفيق حوزه هاي ميان وظيفه اي است. كارآفريني شامل بينش " VISION " و تلفيق "INTERGRATION" است . كارآفرينان نيازمنديك بينش از كسب و كار مخاطره آميز و درك تمام حوزه هاي كسب و كار هستند.
بينش كارآفرين شامل كنترل سرنوشت خود، بهره گيري از خود - هدايتي ، توانايي براي صراحت لهجه ، توانايي در تعيين اخلاقيات خود، وامدار سياسي شركت يا دولت نبودن است . در حالي كه درك از جنبه هاي مختلف كسب و كار مهم است ، اما كافي نيست. تنها عمل است كه فرصت خوداتكايي و مستقل بودن را فراهم مي كند.
حال بايد نقش يك مشاور مالي را نيز در يك كسب و كار كوچك در نظر گرفت:
به عنوان يك پرستار مردم اغلب سوال مي‌كنند كه من چگونه يك مشاور اقتصادي شدم. تجربه شخصي من شامل تماشا كردن رنج و تباهي اقتصادي خانواده‌ام مرا مجبور كرده كه در زمينه‌ي اقتصادي داراي استعداد شوم و من مي‌خواهم كه به ديگران كمك كنم تا موفقيت‌هاي اقتصادي به دست آورند. اگر شما تا به حال درباره‌ي طرح‌هاي مالي فكر كرده‌ايد اينك زمان آغاز است. بسياري از مردم به دوران بازنشستگي نزديك شده‌اند بدون پول كافي براي ادامه‌ي زندگي. در حقيقت بسياري از مردم نمي‌توانند از عهده‌ي بازنشستگي برآيند.
كار كردن فقط توانايي پرداخت قبض‌ها را در كوتاه‌مدت ايجاد مي‌كند. اين بقاي طرز فكر است. يك طرح مالي خوب قصدها و هدف‌هاي آينده شما را براي بازنشستگي مانند رفتن به دانشگاه، خريد خانه و... به حقيقت مي‌رساند.
با يك طرح درست اقتصادي شما يك خاطر آرام را تجربه مي‌كنيد و به مقاصد خود مي‌رسيد. پس چگونه به طور صحيح براي آينده خود نقشه بكشيم؟ آيا مي‌دانيد از كجا بايد شروع كنيم؟ اين همان زماني است كه يك مشاور اقتصادي مي‌تواند به شما كمك كند. يك مشاور اطلاعات، مهارت و ابزاري براي كمك كردن به شما براي رفتن از جايي كه حالا شما هستيد، براي رفتن به جايي كه مي‌خواهيد در آينده باشيد را داراست. چند معيار براي انتخاب يك مشاور اقتصادي وجود دارد كه در زير به شرح آن مي‌پردازيم.

انتخاب يك مشاور مالي
 

1- آيا يك مشاور مالي معرف چيز ثبت شده‌اي است. اين مهم است زيرا يك (Registered) اطلاعات وسيعي مبني بر جوانب سرمايه‌گذاري، موقعيت طرح، مديريت دارايي‌ها را داراست. شما مي‌خواهيد مشاوري را انتخاب كنيد كه مي‌تواند اين امكانات را براي شما فراهم كند. مشاوران سرمايه‌گذاري(Registered) حق‌الزحمه‌اي را براي خدمات خود طلب مي‌كنند، اين به مشاوران اجازه مي‌دهد كه شما را نصيحت كنند براي بدست آوردن فرآورده‌هايي كه شما نيازمند آن هستيد نه مبلغي كه ممكن است آن‌ها بسازند. از ديگر اقسام خدمات اقتصادي «طراح مالي» است. «طراحان مالي» Commisson based هستند. اين يعني آن‌ها با حراج محصولات پول مي‌سازند، چيزي كه ممكن است مطابق ميل شما نباشد.
2- آيا مشاوران شما چيزهايي كه شما آن‌ها را مي‌خواهيد مي‌دانند، احتياجات و آرامش اقتصادي؟ آيا آن‌ها وقتي شما صحبت مي‌كنيد به خوبي گوش مي‌دهند؟ آيا آن‌ها درك خوبي از مقاصد شما دارند؟
3- آيا آن‌ها مي‌توانند شما را درك كنند و با شما ارتباط برقرار كنند و آيا براي شما مدبر هستند؟
4- آيا اين مشاور توصيه شده مي‌آيند. نظريه و توصيه شخصي هميشه مثبت است.
انتخاب درست يك مشاور اقتصادي آرامش خاطر را به همراه دارد. توسعه ثروت، حفاظت از دارايي‌هايي كه برايشان سخت كار كرده‌ايد به زمان احتياج دارد و با مشاوره صحيح شما مي‌توانيد موفقيت‌هاي اقتصادي بيشتري بدست آوريد.

ملاقات با يك مشاور اقتصادي
 

وقتي شما براي نخستين بار با يك مشاور اقتصادي ملاقات مي‌كنيد، در ابتدا شما يك طرح اقتصادي را خلق كرده‌ايد كه شامل ارزيابي‌هاي زير مي‌باشد:
موجودي شما و بدهي‌هاي كوتاه‌مدت شما و اهداف درازمدت و طرح‌هاي شما. براي مثال اهداف كوتاه‌مدت ممكن است شامل طراحي تعطيلات شما و عروسي، خريد خانه و يا بچه‌دار شدن باشد. اهداف درازمدت نيز شامل دانشگاه و بازنشستگي باشند. طراحي حفاظت از دارايي‌هاي شما، بيمه توجه به زندگي و اهداف درازمدت شما، وصيت‌نامه‌ها و امانت‌هاي شما. بعد از تشخيص وضع رايج اجتماعي و همچنين روشن شدن اهدافتان، سپس طرح‌هاي اقتصادي شما انجام مي‌شوند و ارزيابي‌هاي منظم احتياج به انجام شدن دارند. بسياري از مسائل مي‌توانند بر طرح‌هاي اقتصادي شما تاثير بگذارند. تغييرات در نيازها و اهداف شما عادلانه و مرتبا اتفاق مي‌افتند و حوادث غيرمترقبه مي‌توانند بر هدف شما تاثير بگذارند. مشاور اقتصادي شما نياز دارد كه مرتبا در جريان آخرين خبرها قرار بگيرد، پس اهداف شما مي‌توانند تغييركنند تا نيازهاي شما برآورده شوند.
رسيدن از يك روز به روز ديگر، بدست آوردن پول و خرج كردن پول، به طوري كه به راحتي مي‌توان طرح‌هاي خود را براي آينده اقتصادي خود به تعويق انداخت، ولي «بدون يك طرح، ممكن نيست كه پولي براي يك روز باراني داشته باشيد» سخني كه والدين شما اغلب درباره‌ي آن صحبت مي‌كنند. با مشخص شدن وضع رايج اجتماعي و نيازها و اهداف شما براي آينده، خلق كردن يك طرح و انجام دادن آن طرح مي‌تواند شما را به مركز اهداف نهايي اقتصاديتان بنشاند. يك مشاور اقتصادي به شما كمك مي‌كند تا طرح اقتصادي خود را حفظ كنيد. شما ياد خواهيد گرفت تا پول‌هاي خود را پس‌انداز كنيد پس در نتيجه اين در طول زندگي شما و در حين كار كردن شما افزايش خواهد يافت. مي‌دانيد كه شما كاملا آماده و محفوظ قادر به زندگي در آسايش و راحتي هستيد چون مي‌دانيد كه به اندازه كافي پول داريد كه در زمان احتياج از آن استفاده كنيد. درباره‌ي فوايد داشتن يك طرح اقتصادي فكر كنيد، صداي خوب نصيحت و تمام ابزارهاي لازم براي اين مرحله و فرآيند، اين چيزي است كه يك مشاور اقتصادي براي شما انجام خواهد داد.
منابع : "كوراتكو و هاجتس ، سال 2001، ص 30"
"سكستون و كارازاد، 1992، ص 31"
"سكستون و كارازاد، 1992 "
"هورنادي ، 3891، صص 16-065"
منبع:www.creativity.ir
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سايت :alirezarajabipoor



 

 

0
نظر

آيا جنسيت در کارآفريني تاثير دارد؟

نويسنده : حسین رضایی

 

آيا جنسيت در کارآفريني تاثير دارد؟
آيا جنسيت در کارآفريني تاثير دارد؟


 





 
يکي از مسائلي که نتيجه مطالعات متعدد در کشورهاي مختلف است پايين بودن نرخ کارآفريني زنان در مقايسه با مردان است. ( GEM ۲۰۰۳) بنابراين يک مسئله امکان طرح و بررسي دارد و آن اين سوال است که چرا نرخ کارآفريني بين زنان کمتر است؟ اين سوال از اينرو اهميت دارد که نزديک به نيمي از جمعيت کشورها را زنان تشکيل ميدهند و در عين حال بواسطه تحولات گوناگون سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي ، فرهنگي و فني ، زنان آمادگي بيشتري براي مشارکت در فعاليتهاي اجتماعي پيدا کرده اند. بنابراين هرگونه افزايش در نرخ کارآفريني زنان ميتواند در نهايت به شتاب گيري توسعه کارآفريني منجر گردد. اما چرا زنان کمتر از مردان به شروع فعاليتهاي کارآفرينانه اقدام ميکنند؟ و آيا دلايل موثر در کاهش نرخ کارآفريني زنان در مقايسه با مردان از آنچنان اهميتي برخوردارند که نياز به رويکرد هاي متفاوتي در توسعه کارآفريني زنان را موجه سازند؟ علم کارآفريني اساسا به دنبال ارائه پاسخي به دو دسته سوالات کليدي است:
• چرا تنها برخي افراد قادر به تشخيص فرصتهاي کسب سود ميباشند؟
• چرا فقط معدودي از آنها قادر به بهره برداري از فرصتها ميباشند؟
متاسفانه نظريه اي جهانشمول که مورد تاييد همه محققين باشد براي سوالات مذکور تدوين نشده و لذا استفاده از چارچوبهائي پيشنهاد شده است که با استفاده از آنها بتوان مجموعه پراکنده و گاه متناقض از داده ها و اطلاعات پژوهشي را سازماندهي نموده و نظمي بين آنها ايجاد نمود. يکي از اين چارچوبها الگوي چهار بعدي گارتنر (۱۹۸۵) است (شکل يک) که در آن چهار عنصر فرد ، سازمان ، فرايند و محيط در تعامل با يکديگر قرار دارند. با مبنا قرار دادن اين الگو مقاله فعلي در پي تفکيک و طبقه بندي برخي از متغييرها است که احتمالا بر نرخ کارآفريني زنان موثر ميباشند.
۱ – محيط و کارآفريني زنان تاثير محيط در فعاليتهاي کارآفرينانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است. اما کارهاي انجام شده تا حدود زيادي راهگشا ميباشند.
1-1 تقسيم بندي محيط: محيط کارآفرينان عموما به دو بخش محيط عمومي و محيط اختصاصي قابل تقسيم بندي است. (Bruno & Tyebjee ۱۹۸۲ ) محيط عمومي از سه مولفه هنجاري ، ادراکي و اداري تشکيل شده است. (Busenitz et l. ۲۰۰۰۰ ) منظور از مولفه هنجاري عمدتا فرهنگ ملي و نظام ارزشي – رفتاري مسلط است. در فرهنگهائي که خانه داري و مادري به عنوان تنها گزينه هاي بهنجار براي زنان تعريف شده باشد ، انتظار ميرود که نرخ کارآفريني زنان نيز کاهش پيدا کند. مولفه دوم ادراکي است و منظور از آن متوسط دانش عمومي از تاسيس و راهبري کسب وکار است. اگر چه سيستم تعليم و تربيتي مستقر نقشي عمده دارد و اين سيستمها سالهاست که بطور مساوي براي هر دو جنس از آموزه هاي مربوط به تاسيس و راهبري کسب و کار خالي بوده است اما در حوزه شناخت ناشي از تمرين و تجربه فضاي ادراکي به نفع زنان نبوده است. زنان بطور سنتي ازتمرين و تجربه در حوزه تاسيس و راهبري سازمانها جدا نگهداشته شده اند و اين جدائي باعث شده است تا متوسط دانش جامعه زنان در خصوص تاسيس و راهبري سازمانها کمتر از جامعه مردان باشد. مولفه سوم از محيط عمومي زنان بعد اداري – قانوني آن است. در اين مولفه منظور ساختار اداري و نظام قوانين ناظر بر تاسيس و راهبري کسب و کار است. اگر چه به ظاهر اين سيستم بدون هر گونه تبعيض جنسيتي طراحي شده و مرد و زن را به يکسان مينگرد ، اما اگر قبول داشته باشيم که مولفه هاي هنجاري و ادراکي بر حسب جنسيت متفاوت ميباشند ، در اينصورت عدم تبعيض سيستم اداري – حقوقي خود نوعي تبعيض است. بنابراين مولفه اداري – حقوقي نيز موانعي را براي افراد بسته به جنسيت آنها ايجاد ميکند. در يک جمع بندي محيط عمومي ( فرهنگ – سيستم آموزشي – نظام اداري و حقوقي ) امکان شروع مساوي فعاليتهاي کارآفرينانه را از زنان در مقايسه با مردان گرفته است. علاوه بر محيط عمومي ، در محيط اختصاصي نيز ميتوان با محدوديتهاي اساسي بر سر راه کارآفريني زنان مواجه بود. منظور از محيط اختصاصي مجموعه مناسبات کارآفرين با افراد و نهاد هاي پيراموني است. به عبارت ديگر شبکه اجتماعي پيرامون کارآفرين محيط نزديک وي را ساخته و از اين طريق بر اثرات محيط عمومي نقش ميانجي و تعديل کننده را دارد. استفاده از تحليل شبکه ها در تبيين کارآفريني از قدمت چنداني برخوردار نبوده و لذا کمتر شناخته شده است. در اين رويکرد مجموعه مناسبات فرد با ساير اقراد نظير خانواده ، دوستان ، آشنايان و همکاران از دو جهت حايز اهميت است. محققين نشان داده اند که ويژگيهاي ساختاري اين شبکه اجتماعي پيرامون کارآفرين و نيز موقعيت فرد در آن در تشخيص فرصتهاي کارآفريني و مهمتر از آن در تجهيز منابع براي بهره برداري از فرصت ها موثر است. ( Hill et. al. ۱۹۹۷ ) نقش شبکه ها در فرايند کارآفريني عبارتست از:
• تامين سريع ، با کيفيت و دقيق اطلاعات مربوط به فرصتها
• مشاوره در ارزيابي و انتخاب ايده هاي بهره برداري حمايت از کارآفرين در تامين و تجهيز منابع در واقع ساخت و کارکرد شبکه هاي اجتماعي و تفاوتهاي مشاهده شده در آنها بر حسب افراد مختلف ، باعث ايجاد تفاوت در ساختار فرصت و ساختار منابع براي آن فرد خواهد بود.
سه مکانيسم اصلي بسط و بهبود ساختار فرصت و ساختار منابع عبارتند از:
• ايجاد روابط جديد
• چرخه اي کردن روابط موجود
• هماهنگ کردن روابط موجود و جديد
• اکثريت قابل توجهي از زنان بطور سنتي در خانه بسر برده و اين باعث ميگردد تا شبکه اجتماعي آنها اولا کوچک بوده و ثانيا حلقه اي بسته را شامل گردد. در مقابل از آنجا که مردان ميتوانند ساعات بيشتري از وقت خود را در بيرون از خانه بگذرانند ، شبکه اجتماعي آنان گسترده تر و متنوعتر است. با توجه به ملاحظات مذکور محدوديتهاي ساختاري و کارکردي شبکه اجتماعي زنان در مقايسه با مردان محدوديتهاي مضاعفي را در مشارکت مساوي در فعاليتهاي کارآفرينانه ايجاد ميکند.
2 – تفاوتها و محدوديتهاي فردي دومين موضوعي که قابل بررسي در تبيين موانع کارآفريني زنان را دارد ، تفاوتهاي فردي بين کارآفرينان زن و مرد است. اگرچه مطالعات صورت گرفته تفاوتي را در خصوصيات و ويژگيهاي شخصيتي زنان و مردان کارآفرين نشان نداده است ، اما بايستي بر اين نکته اشاره نمود که بين شخصيت و کارآفريني متغيير هاي فردي متعددي قرار دارند که دانش ما در خصوص آنها بتدريج در حال شکل گيري و تکميل است. مطالعات صورت گرفته در سالهاي اخير نشان داده است که مهمتر از ويژگيهاي شخصيتي نظير ميل به کاميابي و ريسک پذيري و نظائر آن ، ساختار فکري و کارکردهاي ذهني افراد نقشي به مراتب با اهميت تر ايفا ميکنند. ذهن افراد اصولا واجد هر دو الگوي فرصت و تهديد با همديگر است. به عبارت ديگر همه افراد واجد دو الگوي فکري (mental schema) فرصت و تهديد ميباشند که کارآفريني افراد در وهله اول ناشي از فعال شدن سريع تر الگوي فرصت در مقايسه با الگوي تهديد است. (Highhouse, Mohammed, Hoffman, ۲۰۰۲ ) اصولا فرصت موقعيتي است که اولا بتوان بر آن کنترل اعمال نمود و ثانيا پي آمدهاي موقعيت نيز مثبت ارزيابي گردند. در مقابل تهديد موقعيت ، حالت و رخدادي است که اولا نتوانيم بر آن کنترلي را اعمال کنيم و ثانيا پيامدهاي آن منفي ارزيابي گردند. همانگونه که در بحث محيطي بيان شد ، محيط عمومي از طريق محيط اختصاصي بر رفتار افراد به لحاظ مطابقت با هنجارها ، مطابقت با سطح دانش عمومي و سازگاري با نظام اداري – حقوقي تاثير ميگذارد . اين تاثير بدوا در سيستم فکري و ادراکي افراد بروز يافته و در رفتار آنها تاثير گذار خواهد بود. بنابراين انتظار ميرود بواسطه مسائل فوق در زنان و در غالب حالات الگوي تهديد نسبت به الگوي فرصت سريعتر فعال گردد. به اين تفاوتها بايستي تفاوتهاي ژنتيکي نظير ميزان فعاليتهاي نيمکره هاي مغز را هم افزود تا بتوان گفت که در سطح ادراکي هم تفاوتهاي جدي بين جنسيت هاي متفاوت در شروع و دوام فعاليتهاي کارآفرينانه وجود دارد.
اين تفاوتها را ميتوان در رفتارهاي کارآفرينان زن و در مقايسه با کارآفرينان مرد مورد پيگيري قرار داد. اصولا کارآفرينان را ميتوان در چهار دسته به شرح زير تقسيم بندي نمود ( Alsos & Kaikkeno ۲۰۰۴ ) :
• کارآفرينان فرصت رو
• کارآفرينان فرصت بين
• کارآفرينان فرصت جو
• کارآفرينان فرصت ساز
دو دسته اول اصولا بطور انفعالي و در مواجهه با پالسهاي غيرمترقبه ذهني ( گروه اول ) و عيني ( گروه دوم) اقدام به کارآفريني ميکنند. هر دو دسته دوم اصولا در مقابل فرصتها اقدام به جستجوي آگاهانه اي ميکنند .
کارآفرينان فرصت جو ، فرصت را در محيط عيني کشف کرده و کارآفرينان فرصت ساز آن را در محيط ذهني ايجاد و در محيط به آن عينيت ميدهند. در يک ارزيابي کلي و در فقدان داده هاي تجربي و ميداني در ايران ميتوان گفت که: اولا شدت کارآفريني افراد ( برحسب خود اشتغالي ، تاسيس کسب و کار کوچک ،ايجاد شرکتهاي بزرگ) نتيجه و برايند قرار گرفتن آنها در هر کدام از گروههاي چهارگانه فوق است .
منبع:karafariny.com
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor
/ج

0
نظر

بيكاري را با كارآفريني درمان كنيم

نويسنده : حسین رضایی

 

بيكاري را با كارآفريني درمان كنيم
بيكاري را با كارآفريني درمان كنيم


 





 
چگونه بايد ايجاد اشتغال كرد، چگونه مي توان مشكل بيكاري جوانان كه امروز به مهمترين مشكل كشور تبديل شده است، را حل كرد؟ آيا دولت بايد بيكاران را جذب كند و براي آنها ايجاد اشتغال كند؟ آيا به غير از دولت و بخش دولتي از راه هاي ديگري نميتوان براي جوانان كار ايجاد كرد؟
به اعتقاد كارشناسان و متخصصان، در شرايط فعلي كشور، بهترين روش ايجاد اشتغال و حل مسئله بيكاري، توسعه و گسترش فرهنگ كارآفريني در جامعه است. زيرا يكي از علل اصلي رشد نرخ بيكاري در كشور ما، توسعه نيافتگي فرهنگ كار و كارآفريني در جامعه است و اينكه مردم و حتي تحصيلكرده ها و فرزندان خانواده هاي متمول هم دنبال اين هستند كه از طريق بخش دولتي كسب و كاري براي خود ايجاد كنند.
چندين سال است كه جامعه ما از بيكاري جوانان رنج مي برد و اگرچه هر روز بيش از پيش تاوان سنگين بيكاري جوانان را مي پردازيم، اما هنوز اين مشكل حل نشده است. بيكاري جوانان نه تنها ضرر و زيان هاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي براي جامعه ما ايجاد كرده، بلكه ضربات سنگين فرهنگي و اخلاقي به جامعه وارد كردهاست، به گفته جامعه شناسان و كارشناسان يكي از علل اصلي رشد بزهكاري در جوانان امروز جامعه، بيكاري است، بنابراين بايد براي اين مشكل اساسي كشور چاره انديشي شود و از راه هاي درست و مناسب آن را حل كرد، و هرچه زودتر براي جوانان ايجاد اشتغال نمود.

راه هاي ايجاد اشتغال و كسب و كار
 

چه كساني مي توانند مشكلبيكاري و كمبود اشتغال را در جامعه حل كنند؟ اقتصاد ما يك اقتصاد سه بخشي است: دولتي، تعاوني و خصوصي. تصور اكثر جوانان اين است كه دولت بايد براي آنها ايجاد كسبو كار و اشتغال نمايد. و چشم آنها كمتر متوجه ساير بخش هاي اقتصادي كشور مانند بخش خصوصي و تعاوني است. كمتر جواني را مي توان در جامعه يافت كه براي كسب و كار چشمشبه دولت و كارهاي دولتي نباشد. اكثر آنها با وجود آنكه مي دانند حقوق و دستمزد در بخش دولتي پايين است و در حال حاضر اكثر كاركنان دولت با مشكل كمبود حقوق روبرو هستند، ولي با اين وجود ، جوياي كار در ادارات و سازمان هاي دولتي هستند.

دولت توان جذب نيروي جديد ندارد
 

يكي از نكاتي كه بايد براي جوانان و اكثر مردم روشن شود اين است كه دولت نه توان جذب نيروي انساني جديد دارد و نه اينكه بايد به او اجازه داده شود كه نيروي انساني خود را بيش از اين افزايش دهد. امروز اكثر درآمد و بودجه كشور صرف حقوق و دستمزد حجم وسيع نيروي انساني بخش دولتي مي شود. در دنيا از هيچ دولتي نمي توان اسم برد كه به اندازه دولت ايران، نيرويانساني داشته باشد. در حال حاضر حدود دو ميليون و 300 هزار نفر بدون احتساب نيروهاي مسلح (ارتش، سپاه و نيروي انتظامي) حقوق بگير دولت هستند و پرداخت حقوق اين نيروي عظيم انساني، فشار زيادي را به دولت تحميل كرده است.
در سال هاي اخير اگرچه درآمدهاي نفتي و يا مالياتي كشور افزايش يافته است، ولي به دليل همين نيروي انساني عظيم، تنها بخش كوچكي از اين درآمدها صرف عمران و آباداني و توسعه كشور شده است و اكثر درآمدهاي نفتي كشور صرف پرداخت حقوق شده است، در صورتي كه اگر ما يك تعصب ملي داشته باشيم، نبايد اجازه دهيم اصلي ترين درآمد ملي كشور فقط صرف حقوق و دستمزد كاركنان دولت شود، بلكه ما بايد از دولت بخواهيم كه اين درآمدها را صرف رشد و توسعه اقتصادي كشور كه به سود همه ملت و آحاد جامعه است، كند. بنابراين نه درست و نه عاقلانه است كه مردم بخواهند كه دولت بيش از اين نيرو جذب كند.

شكست اقتصاد دولتي در اكثر نقاط جهان
 

تجربه كشورهاي گوناگون جهان به خصوص در سالهاي اخير نشان مي دهد كه اقتصاد دولتي و حكومتي در هيچ كشوري سرانجام خوشي ندارد ودر اكثر كشورها نه تنها با شكست روبرو شده، بلكه يكي از عوامل اصلي فسادهاي مالي و حتي اخلاقي در آن جوامع بوده است. به همين دليل است كه در دو دهه اخير شاهد هستيم كه اكثر كشورهايي كه اقتصاد آنها به صورت دولتي اداره مي شد، ناچار شدند سيستم اقتصادي خود را متحول و دگرگون كنند و به جاي پافشاري روي اقتصاد دولتي، به ساير بخش هاي اقتصادي مانند بخش خصوصي و بخش تعاوني توجه بيشتر نمايند. كشورهاي روسيه، چين، كره و... از جمله اين كشورها هستند، به گفته سفير چين در ايران، چين توانسته است در دو دهه اخير با جذب 500 ميليارد دلار سرمايه خارجي بيش از صدها هزار شركت در چين ايجاد و راه اندازي كند و طبيعي است كه آنها از اين طريق نه تنها مشكل بيكاري حجم وسيع مردم چين را حل كرده اند، بلكه به شدت اقتصاد چين را رونق بخشيده اند و درآمدهاي عظيمي در بازار جهاني كسب كرده اند. صادرات چين در سال گذشته فقط به كشور آمريكا حدود يكصد ميليارد دلار بوده است. كشور كره همانند چين نيز يك انقلاب عظيمي در اقتصاد كشور خود بوجود آورده است و كشوري كه كل خاك آن كمتر از استانخراسان ايران است، در سال گذشته حدود 240 ميليارد دلار صادرات غير نفتي داشته است.

ضرورت رشد بخش هاي تعاونيو خصوصي دركشور
 

ب ه گفته دكترمحمود احمد پوردارياني عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي اميركبير و متخصص كارآفريني ، امروز در تمام دنيا ، دولت ها متوجه شده اند كه خودشان نمي توانند توسعه و رشد ايجاد كنند، بنابراين اكثر دولت ها در جهان سياست هايي اتخاذ مي كنند كه در كشورشان كارآفرينان رشد و نمو پيدا كنند، يعني بخش خصوصي را رشد و توسعه مي دهند تا فضاي كسب و كار ايجاد شود. دكتر احمد پوردارياني در پاسخ به اين سؤال كه چه كساني بايد در كشور ايجاد شغل كنند و مشكل بيكاري جوانان را حل كنند، مي گويد: « ايجاد شغل يا بايد توسط دولت يا شركت هاي موجود و يا شركت هاي جديد صورت گيرد. اما امروز براي همه روشن است كه نيروي انساني دولت بيش از حد سنگين شده است و ديگر قادر به استخدام نيروي جديد نيست. از طرف ديگر شركت هاي موجود نيز ظرفيت هاي محدودي دارند و قادر به جذب نيروي جديد نيستند و هر اندازه هم كه دولت بگويد، براي جذب هرنفر سه ميليون تومان مي دهد، فايده اي ندارد، چرا كه شركت هاي موجود نه تنها توان جذب نيروي جديد ندارند، بلكه برخي از آنها به خاطر افزايش هزينه ها ناچار به تعديل نيروي انساني خود مي باشند. بنابراين تنها راه حل بيكاري و جذب نيروي جديد و ايجاد اشتغال اين است كه كارآفريني در كشور توسعه يابد و شركت هاي جديد غيردولتي ايجاد شود و اكنون اين سوال مطرح مي شود كه چه كساني بايد اين كار را بكنند كه پاسخ ما اين است كساني كه ما به آنها كارآفرين مي گوييم. بايد اين كار را انجام دهند .»

كارآفريني چيست؟
 

وقتي از بسياري از مردم و حتي نخبگان جامعه سوالمي شود كه «كارآفريني» چيست يا «كارآفرينان» چه كساني هستند، به سرعت پاسخ مي دهندكه «كارآفريني» ايجاد كار و شغل است و «كارآفرين» ايجاد كار مي كند، در صورتي كه تعريف «كارآفريني» و «كارآفرين» اين نيست. به گفته متخصصان و كارشناسان، كارآفرينيقصه زندگي انسان هاي موفق هر جامعه است كه به جاي اين كه بيايند و در جايي استخدام شوند و مشغول كار شوند، خودشان كسب و كار راه مي اندازند و به گفته دكتر احمدپوردارياني، كارآفرينان قهرمانان توسعه اقتصادي- اجتماعي جوامع مي باشند.
نخستين گام جهت شناخت و تبيين درست هر مفهوم يا پديده ، ارائه تعريف روشن از آن است. كارآفريني همانند ساير واژه هاي مطرح در علوم انساني ، هنگامي قابل تحليل و تبيين مي باشد كه بتوان تعريف يا تعاريف روشن و مشخصي از آن ارائه نمود. ازآن جا كه مفاهيم علوم انساني در زمره مفاهيم قطعي علوم فيزيك و شيمي به شمار نمي رود، ارائه يك تعريف قطعي و مشخص براي واژه هاي آن ، كاري دشوار و حتي غيرممكن است. «كارآفريني» نيز يكي از واژه هايي است كه تعريف واحدي براي آن وجود ندارد و ازابتداي طرح آن در محافل علمي، تعاريف متفاوت و حتي متناقضي از ديدگاه هاي گوناگون براي آن ارائه شده است. وجود اين عوامل در تعريف كارآفريني از سويي نشان دهنده گستردگي و اهميت موضوع است كه مي تواند از زواياي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و ازسوي ديگر نشان دهنده پويايي موضوع است كه زمينه ارائه مدل ها، تعريف ها و نظرات متفاوتي را فراهم مي آورد.
به منظور آگاهي دقيق و ارائه يك تعريف علمي از «كارآفريني» از دكتر محمود احمدپور دارياني به عنوان متخصص اين رشته مي خواهيم كه تعريف خود را از «كارآفريني» ارائه كند.
دكتر احمدپور دارياني در پاسخ به اين سوال مي گويد: « خيلي ها فكر مي كنند كه كارآفريني به معناي آفرينش و ايجاد كارمي باشد، در صورتي كه اين يك برداشت اشتباه از كارآفريني است، من ارتباط با تحقيقي كه در دانشگاه اميركبير انجام دادم، از دو هزار نفر از مديران و مسئولان كشورخواستم كه تعريف خود را از واژه «كارآفريني» مطرح كنند، حدود 80 تا 90 درصد تعريف آنها از كارآفريني، ايجاد كار بود و طبيعي است كه وقتي متخصصان و نخبگان جامعه ازاين واژه تعريف درستي نداشته باشند، عموم مردم هم تعريف روشني از كارآفريني نخواهند داشت.
وي مي افزايد: «كارآفريني به معناي ايجاد كار نيست.»

مفهوم واژه كارآفريني
 

به گفته دكتر احمد پوردارياني ، واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي entrepreneurبه معناي «متعهدشدن» (undertake) نشات گرفته است و براساس واژه نامه دانشگاهي وبستر، كارآفرين كسي است كه متعهد مي شود مخاطره هاي يك فعاليت اقتصادي را سازماندهي، اداره و تقبل كند.
د كتر احمدپور دارياني مي گويد: « من خودم در سال 9991 ميلادي(8731 هجري شمسي) يك تعريف از كارآفرين ارائه كردم و معتقدم «كارآفرين» فردي است كه داراي ايده و فكر جديد مي باشد و از طريق ايجاد كسب و كاري كه توام با مخاطره مالي و اجتماعي است، با بسيج منابع محصول ، خدمت جديد به بازار ارائه مي كند، پس كارآفرين سه كار مهم مي كند كه اول ايجاد خلاقيت و نوآوري ، دوم راه اندازي يك شركت يا كسب و كار و طي كردن فرايند ايجاد كسب و كار و سوم ارائه محصول و خدمت خود به بازار مي باشد. بنابراين اگر در جامعه يك كسي براي اولين باردستمال كاغذي را توليد كرد، چون اولين بار است، اين كارآفريني كرده و اولو يت با كارآفرين است. به عبارت ديگر آنها كه اولين ها در هر كاري هستند و با نوآوري جبهه هاي جديدي در اقتصاد باز مي كنند، كارآفرين هستند .

كارآفرين كيست؟
 

كارآفرين كيست و داراي چه ويژگي هايي است؟ دانشمندان و محققان علوم رفتاري ، مديريت و اقتصاد تعاريف گوناگوني از «كارآفرين» ارائه مي كنند.
به اعتقاد برخي از دانشمندان مانند ريچارد كتيلن (cattilon)، كارآفرين كسي است كه خطرپذير است و توانايي برقراري ارتباط بين توليدات و خدمات ، توانايي سازماندهي و نظارت بر توليد و معرفي روش هاي جديد، محصولات جديد و يافتن بازارهاي جديد را دارد.
اسكامپتر يكي ديگر از دانشمندان مي گويد: « كارآفرين كسي است كه نوآور است و قدرت خلاقيت بالايي دارد و فعاليت هاي جديدي را در قالب شركت هاي كوچك راه اندازي مي كند.» كول (Cole) هم مي گويد: كارآفرين به شخصي مي گويند كه بهترين و آخرين موقعيت هاي اقتصادي و تجاري را كشف مي كند و روش استفاده از اين فرصت ها رامي داند. اين فرد معمولا داراي استعداد ، خلاقيت ، ابتكار ، سازماندهي و مديريت در سطح بالايي است.
« ديويد مك كران» و « اريك فلانيگان» كارآفرينان را افرادي نوآور ، با فكري متمركز و به دنبال كسب توفيق و مايل به استفاده از ميانبرها ميدانند كه كمتر مطابق كتاب كار مي كنند و در نظام اقتصادي ، شركت هايي نوآور ، سودآور و با رشدي سريع را ايجاد مي نمايند.
مرجع : مجله مديريت – كارآفريني پادزهر بيكاري
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor
/ج

 

0
نظر

نقش تجارت الکترونیک در اصلاح الگوي مصرف

نويسنده : حسین رضایی

نقش تجارت الکترونیک در اصلاح الگوي مصرف
نقش تجارت الکترونیک در اصلاح الگوي مصرف


 

نويسنده: محمد مهدی ایزدی




 

چکیده
 

اصلاح یعنی تغییر در انحرافاتی که از مسیر درست و واقعی خارج شده است بر این اساس اصلاح الگوی مصرف سامان دادن و به مسیر درست وارد کردن چارچوب های تعیین کننده کیفیت و کمیت مصرف است و هدف آن بر طرف کردن انحرافات می باشد يكي از راههاي اصلاح الگوي مصرف، کاهش هزينه ها‏ي موجود با استفاده از فناوري‏هاي نو در كشور است، فناوري‏هايي كه موجب تغيير كسب وكار از روش سنتي به مدرن گرديده است . يكي از اين فناوري ها وجود اينترنت است كه موجب تجارت الكترونيكي گرديده است. تجارت الکترونیک که دارای مدل های متنوعی است و مزایایی از جمله کاهش هزینه ها ، صرفه جویی در وقت و تلاش، معرفی وسیع تر و کم هزینه تر برند شرکت و حذف مرزهای جغرافیایی را دارد. تجارت الکترونیکی موجب مي‏شود هزينه ها به صورت زنجيره اي در كشور كاهش يابند و اين اصلاح الگوي مصرف را نتيجه مي‏شود، انجام پرداختها و دریافتها با کارتهای اعتباری ، تولید کالاها با توجه به نيازها ودرخواستها، كاهش هزينه‏هايي همچون انبارداري ، بالا رفتن کیفیت کالاهاجهت رقابت، اصلاح الگوی مصرف کارخانجات و حذف هزینه هایی که دارای ارزش افزوده در تولید و خدمات نیستند ،گسترش بازارهاي فروش و كاهش تبليغات تجاري، جلوگيري از اتلاف وقت مشتريان وفروشندگان جهت بازاريابي، كاسته شدن حمل ونقل براي امور تجاري وحذف كاغذ از انجام فعالیتها نمونه هایی از بهینه سازی مصرف در صورت استفاده از تجارت الکترونیک است.

کلمات کلیدی:
 

تجارت الکترونیک، اصلاح الگوی مصرف، فناوری اطلاعات، بانکداری الکترونیکی

مقدمه :
 

بدون تردید اصلاح الگوی مصرف و عملیاتی شدن آن مستلزم برنامه ریزی در همه زمینه ها اعم از تولید، خدمات، توزیع، تجارت ، فرهنگ، قانون گذاری و... می باشد و از طرفی یک فرآیند بلند مدت است که لازم است ضمن شناخت ریشه ها و علل ناصحیح مصرف گرایی، همه دست اندرکاران و صاحب نظران الگوها و مدلها مناسبی را جهت مصرف بهینه در همه بخشها اعم از فردی و اجتماعی، خصوصی و دولتی و انتفاعی و غیر انتفاعی ارایه کنند زیرا تجربه نشان داده اصلاح الگوی مصرف فقط نوعی صرفه جویی نیست بلکه یافتن راههای صحیحی است که برای مصرف درست باید تدوین و عملیاتی گردد . اصلاح الگوی مصرف موجب بالا رفتن سطح رفاه اجتماعی می گردد . در مصرف میزان درآمد و نوع هزینه ها موثر هستند و همیشه مصرف بهینه باعث کاهش هزینه می گردد.
تحولات شگرف و پرشتاب در حوزه‏ی فناوری اطلاعات و ارتباطات تغییرات متنوعی درهمه‏ی ساختارها اعم ازاقتصادی، سیاسی و اجتماعی را موجب شده و افزایش دسترسی عموم مردم به اینترنت موجب گردیده که امکان تجارت از طریق این شبکه‏ی جهانی از اهمیت و جایگاه ویژه‏ا‏ی برخوردار گردد.
اینترنت فرصت های جدیدی در تجارت و به طور خاص برای تجارت الکترونیکی بنگاه با بنگاه به وجود آورده است. به طوری که حتی شرکتهای کوچک نیز میتوانند از این طریق جهانی متولد شوند و از همان ابتدا در سطح بازارهای بین المللی فعالیت نمایند.
استفاده از اینترنت راهی است کم هزینه جهت ورود به بازارهای جهانی برای شرکتهایی که قصد دارند به حیطه صادرات وارد شوند. در بازاریابی صادراتی، اینترنت به عنوان یک رسانه‏ی ارتباطی باعث میشود که صادر کننده از طریق اقداماتی مانند روابط عمومی و تبلیغات اینترنتی شرکت خود را بیشتر و بهتر از گذشته معرفی می کند و همچنین اینترنت می تواند از طریق خدمت به مشتری پشتیبانی فناوری و فروش آنلاین (online ) فرصتهای جدیدی را برای صادرکنندگان به همراه بیاورد.(سعیدنیا،خدایاری،87 )
به گفته مایکل پورتر( 2001 ,Porter ) اینترنت توانسته نقش گذشته‏ی استراتژی و رقابت را دگرگون سازد.همچنین خبرگان حوزه ی IT اعتقاد دارند از ابتدای انقلاب صنعتی تا کنون هیچ چیز به اندازه‏ی فناوری اطلاعات ویژگیهای محیط کسب وکاررا تغییر نداده است.
استفاده از تجارت الکترونیک کم کم به صورت یک ضرورت برای شرکتها در می آید ، دولت و شرکتها باید زیرساختارهای لازم را برای استفاده از آن فراهم کنند، چرا که استفاده از آن موجب حذف هزینه های مختلفی می گردد و یکی از راههای صحیح مصرف در جامعه است که در زنجیره عرضه کالا موجب صرفه جویی زمانی و هزینه ای می شود.
اگر اصلاح الگوی مصرف را بهینه سازی نحوه مصرف بدانیم استفاده از فناوری های نوین در بخشهای مختلف همانند تجارت خود نوعی اصلاح انجام همان زمینه است یعنی با استفاده از تجارت الکترونیکی نحوه انجام تجارت نیز اصلاح می گردد به طوری که منافع و مزایای کثیری دارد و با تغییرات ایجاد شده اصلاح الگوی مصرف را توام با این تغییر به دنبال دارد.

تعریف تجارت الکترونیک:
 

تجارت الکترونیک عبارت است از انجام کلیه‏ی فعالیت های تجاری با استفاده از شبکه‏های ارتباطی کامپیوتری به ویژه اینترنت که به اصطلاح نوعی تجارت بدون کاغذ است. به وسیله‏ی تجارت الکترونیک تبادل اطلاعات خرید و فروش و اطلاعات لازم برای حمل و نقل کالا با زحمت کمتر و مبادلات بانکی باشتاب بیشتر انجام خواهد شد. شرکتها برای ارتباط با یکدیگر محدودیتهای فعلی را نخواهند داشت و ارتباط آنها با یکدیگر ساده و سریعتر صورت می پذیرد. ارتباط فروشندگان با مشتریان نیز میتواند به صورت یک به یک با هر مشتری باشد. به عبارتی تجارت الکترونیک نامی عمومی برای گستره ای از نرم افزارها و سیستم ها است که خدماتی مانند: جستجوی اطلاعات، مدیریت تبادلات، بررسی وضعیت اعتبار، اعطای اعتبار، پرداخت به صورت روی خط، گزارش گیری و مدیریت حسابها را در اینترنت به عهده می گیرد این سیستم ها زیربنای اساسی فعالیت های مبتنی بر اینترنت را فراهم می آورند هدف از به کارگیری تجارت الکترونیک ارایه روشی جدید در انجام امور بازرگانی می باشد. به واسطه‏ی این روش تاجران قادرند که محصولات وخدمات خود را به شکل تمام وقت و به تمام خریداران در سرتاسر جهان _مستقل از مرزهای جغرافیایی و ملتها_ عرضه کنند.
زواس تعریف کاملی از تجارت الکترونیک ارائه کرده است "تجارت الکترونیک عبارت است از تبادل اطلاعات از طریق شبکه الکتریکی، در هر مرحله از زنجیره عرضه، خواه در درون یک شرکت بین شرکتها،بین شرکت و مشتری یا بین بخش خصوصی و عمومی اقتصاد و خواه توام با پرداخت پول باشد یا اینکه پرداختی صورت نگیرد.( 2001, Kala kota )

مدلهاي تجارت الكترونيك:
 

1 ) تجارت فروشنده با فروشنده B2B[1] :
در اين تجارت خريد و فروش عمده به صورت الكترونيكي انجام مي گيرد اين مدل اولين روش خريد و فروش معاملات الكترونيكي است و بيشترين عايدي را دارد.
2 ) تجارت فروشنده و مصرف كننده [2] B2C :
مهم ترين مورد در تجارت الكترونيك از نوع B2C را خرده فروش تشكيل ميدهد، اين نوع تجارت با گسترش وب به سرعت افزايش يافته و اكنون مي‏توان كالاهاي مختلف را از طريق اينترنت خريداري كرد.
3 ) تجارت مصرف كننده با مصرف كننده [3] C2C :
در اين مدل تجارت الكترونيك مزايده ها و مناقصه هاي كالا و خدمات از طريق اينترنت انجام مي‏گيرد. اين مدل بيشتر نيازمنديهاي روزنامه ها و يا سمساري مي‏باشد و دليل آن هزينه‏ي ناچيز تبليغات اينترنتي است.
4 ) تجارت مصرف كننده با فروشنده [4] C2B :
با توجه به بازار مصرف كننده به صورت online وگسترش آن بسياري از خريداران دريافته اند كه شيوه‏ي انتخاب محصول بسيار متنوع است . چون مصرف كننده سايتهايي درمورد محصول موردنظرخود مي‏يابد، يافتن خود محصول در سايت و به دست آوردن قيمت در آن دشوار است بنابراين جهت راحتي خريد شركتهاي واسطه اي بين مصرف كننده و فروشنده تلاش مي‏كنند با استفاده از روشهاي جديد خريد و فروش خريدار را به بهترين وجه ممكن در خريدش ياري نمايند.
5 ) تجارت نقطه به نقطه [5] P2P :
اين مدل براي تسويه حساب كردن شركت كنندگان در حراج با فروشنده است. اين مدل در چارچوبي كار مي‏كند كه افراد بتوانند مستقيما" با هم پول ردوبدل كنند ودر حالي كه سهم اصلي دادوستد پولي را نقل وانتقال رودررو بر عهده دارد مثل كارتهاي اعتباري، پرداختهاي الكترونيكي و تلفن همراه كه پرداخت به صورت ديجيتال از كارتي به كارت ديگر يا از حسابي به حساب ديگر انتقال پيدا مي‏كند.
6 ) تجارت فروشنده با اداره [6] B2A :
اين نوع تجارت شامل تمام مبادلات تجاري مالی بين شركتها و سازمانهاي دولتي است. تأمين نيازهاي دولت توسط شركتها و پرداخت عوارض و ماليات و... از اين قبيل تجارت است .
7 ) تجارت مصرف كننده با اداره [7] C2A :
اين مدل هنوز پديدارنشده است اما به دنبال رشد مدلهاي B2C,B2A دولتها مبادلات الكترونيكي خود را با مردم گسترش مي‏دهندكه بايد ساختارهاي لازم از جمله بانكداری الكترونيك و ساختارهاي سخت افزاري ونرم افزاري ايجاد گردد، در اين صورت مردم مي‏توانند امورات خود از جمله پرداخت ماليات ، خريد سهام بورس و... را به صورت ديجيتال انجام دهند كه نيازمند دولت الكترونيك و بانكداري الكترونيك و دركل شهر الكترونيك مي‏باشد که بیشتر دولتها در سالهای اخیر به دنبال آن می باشند.

عوامل موفقيت در تجارت الكترونيك:
 

درتحقيقات انجام شده داخل وخارج و بررسي خبرگان تجارت الكترونيك عوامل مختلفي به عنوان عوامل موفقيت در تجارت الكترونيك ذكر شده است بخشي ازآنها عوامل درون سازمان تحت كنترل شركتها وسازمانها و بخشي ديگرعوامل برون سازماني است.
اين عوامل به قرار ذيل هستند:
1 ) ثبات سيستم: يعني سيستم ازنظرفني بدون خطا باشد و دچار مشكلاتي از قبيل قطع و وصل و... نگردد ومشكل فني نداشته باشد.
2 ) امنيت سيستم: وب سايت درحفظ امنيت اطلاعات مربوط به شركتها دربرابر برنامه هاي ضد امنيتي قوي باشد.
3 ) سرعت: سيستم مورد نظرسرعت لازم وكافي رادرهرزماني داشته باشد.
4 ) سهولت استفاده: مشتريان جهت خريد با سيستمي ساده وبا سهولت استفاده روبرو مي‏شوند.
5 ) جذابت سايت: سايتها داراي جذابيتي براي مشتريان باشد مثل مقايسه ،معرفي به خريدو...
6 ) تنوع كالاوخدمات: درسايت شركتها كالاهاي متنوع وخدمات متنوع عرضه گردد كه مكمل هم باشند.
7 ) قيمت مناسب يا پايين كالاها يا خدمات: به دليل رقابت مشتري دنبال كالا يا خدمات با كيفيت وارزان مي‏باشد.
8 ) اطلاعات كافي درمورد كالاها خدمات: اطلاعات كافي وجود داشته باشد مثل مدل كالاها ،مقايسه‏ي آنهاو...
9 ) عمليات ساده وكم هزينه : خدمات يا كالا به مشتريان بايد با هزينه‏ي كمتري عرضه گردد وبه صورت ساده توسط مدير سايت اجراشود.
10 ) ‏‏‏‏فرايند پرداخت: فرايند پرداخت بايد به نوعي باشد كه مشتريان به راحتي به صورت online يا الكترونيكي ويا هنگام تحويل كالا هزينه را پرداخت نمايند.
11 ) تحويل كالا: نحوه‏ي تحويل كالا بايد مشخص باشدوبه سادگي صورت گيرد مثل ارسال پستي و زمان تحويل وتضمين كيفيت نيز مهم مي باشد.
12 ) فرايند خريد : مشتريان جهت خريد مراحل مختلفي را طي نكنند وبه سادگي وبه صورت متنوعو راحت با انتخاب سبد خريد سريع خريد خودرا انجام دهند.
13 ) مشتري مداري : مثل عضويت مشتريان در سايت ،ايجاد صفحه‎‏‏ي شخصي براي آنها وارسال ايميل تبليغاتي براي آنها ازكالاهاي جديد مورد نياز آنها و...
14 ) امنيت اطلاعات مشتريان: حفظ امنيت اطلاعات مشتريان در وب سايت
15 ) كسب اعتماد مشتري
16 ) عرضه‏ي هديه وجايزه به مشتريان خوب به صورت آنلاين
17 ) عرضه‏ي خدمات متناسب و مورد نياز مشتريان
18 ) چند زبانه كردن سيستم ها
عوامل برون سازماني شامل موارد زير مي‏باشد:
آموزش افراد، حمايت از وبسايتها توسط دولت وسازمانها، تدوين قوانين لازم، مقابله با جرايم اينترنتي، قوانين ومقررات مالكيت معنوي، ايجاد بسترهاي مناسب ارتباطات مخابراتي ، فرهنگ سازي تجارت الكترونيكي ، گسترش بانكداري الكترونيكي

مزایای استفاده از تجارت الکترونیکی
 

 تحقیقات بازاریابی از طریق اینترنت آسان تر، سریع تر و کم هزینه تر انجام می گیرد
 مدیریت صحیح اطلاعات از طریق اینترنت
 کاهش هزینه ها ، صرفه جویی در وقت و تلاش
 معرفی وسیع تر و کم هزینه تر برند شرکت
 حذف واسطه ها و برقراری ارتباطات بهتر و آسان تر با تولیدکنندگان کالاها و مشتریان
 حذف مرزهای جغرافیایی و دسترسی سریع تر به بازارهای جهانی
 تبلیغات سریعتر و ارزانتر از طریق اینترنت.(سعیدنیا،خدایاری،87 )

اصلاح الگوی مصرف
 

اصلاح در لغت به معنی به صلاح آوردن، سامان بخشیدن و تغییرات است اما اصلاح به تغییراتی اطلاق می شود که در جهت رساندن امور به مصلحت و تصحیح و تغییر در انحرافاتی که از مسیر درست و واقعی خارج شده است بر این اساس اصلاح الگوی مصرف سامان بخشیدن و به مسیر صحیح وارد کردن چارچوب های تعیین شده کیفیت وکمیت مصرف است و به تعبیری نوع مصرف جامعه باید طوری تغییر کند که به خیر وصلاح فرد و جامعه باشد . اصلاح یعنی تغییر در انحرافاتی که از مسیر درست و واقعی خارج شده است بر این اساس اصلاح الگوی مصرف سامان دادن و به مسیر درست وارد کردن چارچوب های تعیین کننده کیفیت و کمیت مصرف است و هدف آن بر طرف کردن انحرافات می باشد . اصلاح برای همه جوامع یک ضرورت است و هدفش برطرف کردن انحرافات می باشد. سخن از تدوین یک الگو و نقشه ای است که اگر مصرف جامعه براساس آن ساماندهی شود، جامعه به همان میزان مصرف نسبت به حالت قبل از سطح ثروت و رفاه چند برابری برخوردار می شوند و این امر تحقق پیدا نخواهد کرد مگر با تلاش همه همانطور که مقام معظم رهبری در پیام نوروزی خود فرمودند: همه ما، به خصوص مسئولان قوای سه گانه ، شخصیتهای اجتماعی و آحاد مردم باید درسال جدید در مسیر تحقق این شعار مهم وحیاتی واساسی یعنی «اصلاح الگوی مصرف »در همه زمینه ها برنامه ریزی وحرکت کنیم تا با استفاده صحیح و مدبرانه از منابع کشور، مصداق بر جسته ای از تبدیل احوال ملت به نیکوترین حالها ظهور و بروز یابد.

انواع مصرف و عوامل موثر بر آن:
 

مصرف در لغت يعني استفا ده از کالاها و خدمات که به دوشکل زیر است:
الف ) مصرف نهایی کالا وخدمات خانوار که با هدف کسب رضایت خاطر صورت می گیرد. این مصرف به صورت عمده توسط خانواده ها انجام می شود و هزینه های خدمات و کالاهای نهایی مصرف توسط دولت و موسسات غیرانتفاعی را نیز در بر می گیرد براین اساس مصرف نهایی را به مصرف خصوصی و دولتی نیز تقسیم می کنند. هدف مصرف کننده(خانوار ) کسب رضایت خاطر بیشتر و هدف دولت یا موسسات غیر انتفاعی، کسب حداکثر رفاه برای جامعه است.(عزتی،1388 )
ب ) مصرف واسطه ای به استفاده از کالاها و خدمات با هدف انجام تولید کالاها و خدمات نهایی یا واسطه ای دیگر گفته می شود. به این نوع کالاها و خدمات، مواد اولیه و مصارف واسطه ای تولید نیز گفته می شود. (عزتی،1388 )هدف نهایی تولید کننده کسب منافع بیشتر است پس نوع هزینه ها را می توان به هزینه های مصرفی خانوار یا افراد ، موسسات غیر انتفاعی و دولتی و مصرف واسطه ای تفکیک کرد.

نقش تجارت الكترونيك در اصلاح الگوي مصرف:
 

يكي از راههاي اصلاح الگوي مصرف، کاهش هزينه ها‏ي موجود با استفاده از فناوري‏هاي نو در كشور است، فناوري‏هايي كه موجب تغيير كسب وكار از روش سنتي به مدرن گرديده است . يكي از اين فناوري ها وجود اينترنت است كه موجب تجارت الكترونيكي گرديده است.
ر قابت در صحنه‏ي بازارهاي بين المللي صادركنندگان را وادار مي‏سازد تا براي پاسخگويي به نياز مشتريان و بازارها وهمچنين براي بهبود كيفيت محصولات خود، به فناوري پيشرفته و مؤثر دانش بازار و تحقيق و مديريت بهتر روی ‏آوردند و اينترنت به عنوان ابزاري براي افزايش كارايي تجاري مورد پذيرش همگان در بازارهاي جهاني قرارگرفته است( 1998.Samiee,s. )
تجارت الكترونيك موجب اصلاح الگوي مصرف وقت و هزينه گرديده است كه بصورت متنوع در ذيل به آنها مي‏پردازيم:

جستجوي اينترنتي :
 

هنگامي كه مشتري نياز به كالايي داشته باشد براي خريد آن بايد زماني از وقت خود را صرف يافتن آن در بازارهاي مختلف نمايد كه خود ضمن اتلاف وقت و زمان موجب صرف هزينه‏هاي مختلف مانند هزينه‏هاي اياب وذهاب و نيروي انساني و ... مي‏گردد. چون يافتن كالا با كيفيت مورد نظر و خدمات مورد نياز و قيمت مناسب هزينه بر مي‏باشد، با جستجوي اينترنتي مشتريان با بررسي سايتهاي فروشندگان مختلف ضمن حذف هزينه هاي گوناگون با مقايسه‏ي كالاهاي شركتهاي مختلف كالاي مورد نياز خود را در اسرع وقت مي‏يابند یعنی در جستجوی سنتی با مصرف مختلف منابع خربدار محصول خود را میابد ولب در جستجو گری اینترنتی نحوه پیدانمودن محصول مورد نظر اصلاح می گردد و در خیلی از هزینه ها صرفه جویی می گردد. .

خريد سريع وتبادل اطلاعات آني:
 

در صورت انتخاب كالا توسط مشتري، خريدار و فروشنده ميتوانند بصورت آنلاين ارتباط داشته باشند و در همان لحظه مشتري كالاي مذكور را خريداري و وجه را بصورت الكترونيكي پرداخت نمايد كه خود ضمن حذف هزينه هايي را در بردارد بطوری که خرید سنتی با مصرف منابعی خرید انجام می شود مثل پرداخت وجه که انتشار پول با هزینه های کلان تهیه می شود که ایجاد بانکداری الکترونیک موجب کاهش و حذف پول کاغذی و استفاده از کارتهای بانکی می گردد و این هزینه های انتشار پول کاهش و یا حذف می گردد .

تبليغات:
 

فروشندگان يا تجار با اين نوع تجارت بدون پرداخت هزينه هاي زياد براي تبليغات وآگهي ها ي مختلف بصورت ساده توسط وب سايت به معرفي وسيع وكم هزينه برند شركت مي‏پردازند.

حذف واسطه ها:
 

در خريد و فروشهاي سنتي واسطه هاي مختلفي بين خريدار و فروشنده قراردارد كه موجب فروش كالا با قيمت بالا مي‏گردند كه وجود واسطه ها ضمن ايجاد هزينه‏هايي براي دولت وكشور مي‏گردند وكالا را با قيمت‏هاي چند برابر به خريدار مي‏رسانند و حذف این واسطه ها موجب اصلاح توزیع کالا با قیمت مناسب و حتی بهای تمام شده و کاهش هزینه مصرف عموم می شود.
درواقع تجارت الکترونیک به نوعي موجب مي‏شود هزينه ها به صورت زنجيره اي در كشور كاهش يابند و اين اصلاح الگوي مصرف را نتيجه مي‏شود. انجام پرداختها و دریافتها با کارتهای اعتباری، تولید کالاها با توجه به نيازها ودرخواستها، كاهش هزينه‏هايي همچون انبارداري، بالا رفتن کیفیت کالاهاجهت رقابت، اصلاح الگوی مصرف کارخانجات و حذف هزینه هایی که دارای ارزش افزوده در تولید و خدمات نیستند، گسترش بازارهاي فروش و كاهش تبليغات تجاري، جلوگيري از اتلاف وقت مشتريان و فروشندگان جهت بازاريابي، كاسته شدن حمل ونقل براي امور تجاري وحذف كاغذ از انجام فعالیتها ، { اگرشركتی بخواهد كالاهايي را خريداري كند بايد به صورت بررسي در شركتهاي تجاري و انجام استعلام از چند شركت با صرف هزينه‏هاي مختلف پس از بررسي مجدد به شركت تجاري پذيرفته شده برود وپس از انعقاد قرارداد با دادن چك كالارا خريداري نمايد كه خود مستلزم پرشدن دهها فرم جهت استعلام ، درخواست خريد، مجوزات لازم در صورت خريد از شركت تجاري، صدورچك و غيره مي‏باشد ومجددا" عكس آن نيز براي شركت تجاري فروشنده تا دريافت چك از بانك اتفاق مي‏افتد}را می توان نمونه ای از اصلاح الگوی مصرف در زمینه تجارت الکترونیک دانست. امروزه با الكترونيكي شدن تجارت كليه اين امور بدون نياز به رفت وآمد فيزيكي فقط با رايانه از طريق اينترنت انجام مي‏شود كه خود موجب كاهش هزينه‏هاي زيادي چه براي شركتها وچه براي كشور وصرفه جويي در وقت مي‏ گردد.

خلاصه ونتیجه
 

در این مقاله سعی شد با ارایه تعریف از اصلاح الگوی مصرف و شناخت انواع مصرف ها، و همچنین معرفی تجارت الکترونیک و مدلهای متنوع و مزایایی وجود ی آن نقش تجارت الکترونیک را در اصلاح الگوی مصرف بررسی کنیم .
اهمیتی که توسعه تجارت الکترونیک در تمامی جوامع دارد و تلاشی که در راستای توسعه کاربری فناور ی اطلاعات و ارتباطات در اقتصاد و بازرگانی می شود قطعاً مستلزم تبیین اهداف و استراتژی های مربوطه به منظور بهره برداری موثر از این پدیده و افزایش کارآیی و اثربخشی جریان توسعه آن است. به همین دلیل نیاز به زیرساخت ها و آموزش نیروی انسانی لازمه انجام تجارت الکترونیک است .
اصلاح تجارت از سنتی به الکترونیکی دارای مزایایی متنوع و مختلفی برای سازمانها می باشد . استفاده از تجارت الکترونیک باعث اصلاح الگوی مصرف زمان و هزینه می گردد به طوری که شرکتها در دستیابی به سود در مصرف منابع بنگاه خود تغییراتی ایجاد می کنند که موجب سود دهی بیشتر می گردد ، این تغییرات موجب تغییرا نوع مصرف این بنگاهها می شود. درنتیجه می توان استفاده از تجارت الکترونیک را یکی از راههای اصلاح الگوی مصرف دانست که باید دولت ضمن ایجاد زیرساختهای مناسب شرکتها را جهت انجام این نوع تجارت تشویق کند.
منابع :
اصغر زاده، عزت ا...و حقیقی، محمد و عابدی، احسان، ارائه مدلی مفهومی به منظور شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی موفقیت ( CSF ) سایتهای خرید و فروش الکترونیکی در ایران، فصلنامه بصیرت، سال پانزدهم، شماره شماره 39، بهار 1387،صفحه 165
سعیدنیا، حمیدرضا و خدایاری، فرانک، شناسایی و تبین عوامل موثر بر اثربخشی بازاریابی اینترنتی شرکت های عضو تشکل های صادراتی، فصلنامه بصیرت، سال پانزدهم،شماره شماره 39، بهار 1387، صفحه190
فتحی، سعید و عزیزی، شهریار، بررسی تاثیر کسب و کار الکترونیکی بر توسعه صادرات : شناسایی اولویت های بخش صنعت در کشور، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره 45، زمستان 1386، صفحه 179
عزتی، مرتضی، اصلاح الگوی مصرف، پژوهشکده مطالعات وتحقیقات بسیج، چاپ اول، 1388
Clarke, Irvine and Madison, James and Flaherty, Theresa B.(2005 ) , “Advances in Electronic Marketing” published in the United States of America by Idea Group publishing (an imprint of Idea Group Inc. ) ,{Online}.
Kalakota, Ravi and Marcia Robinson (2001 ) : “E-Business 2.0 Roadmap for Success Addison Wesley
Porter, M (2001 ) “Strategy and Internet”, Harvard business Review, vol.79 No.3.
Samiee,S. (1998 ) , “Export and the Internet: a conceptual perspective”, International Marketing Review, vol.15 No.2.

ارسال مقاله توسط كاربر محترم سايت: mezadi
/ج

 

0
نظر

تورم

نويسنده : حسین رضایی

تورم
تورم


 





 

مقدمه
 

تورم اجتماعی یکی از موضوعات مهم در کشور ماست. در این متن می خواهیم با اطلاعات بیشتری درباره این موضوع آشنا شویم.
تورم عبارت است از افزایش دائم قیمت ها که در نهایت به کاهش قدرت خرید و نابسامانی اقتصادی می انجامد.
همانگونه که می دانید در ایران درصد تورم در سال های اخیر بسیار زیاد بوده است به طوری قیمت ها در هر سال بسیار افزایش یافته و قدرت خرید مردم کم شده است.
ما در این متن می خواهیم موضوعات زیر را بررسی کنیم:
1- تورم چیست؟
2- تورم به چند دسته تقسیم می شود و فرق این دسته ها در چیست؟
3- راه های مبارزه با تورم چیست؟
4- آیا تورم همیشه مضر است؟
5- رابطه تورم و توسعه چیست؟
6- تورم چه تاثیری بر نظام کل کشور دارد؟
7- آیا تا کنون کشوری توانسته است تورم را به طور کامل ریشه کن کند؟
در این جا ابتدا چند تعریف کلی بیان کرده و بعد به بررسی انواع تورم و چند نمونه از آن می پردازیم.

تورم چيست ؟
 

تعریف های مختلفی ازتورم به عمل آمده، که همه آنها تقریباً بیانگر یک موضوع هستند:
تورم عبارت است از افزایش دائم و بی رویه سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات که در نهایت به کاهش قدرت خرید و نا بسامانی اقتصادی می شود.
تورم به چند دسته تقسیم می شود و فرق این دسته ها در چیست؟
در نظريه هاى اقتصادى, تورم را به سه نوع تقسيم مى كنند:
1- تورم خزنده(آرام-خفیف): به افزايش ملايم قيمت ها گفته می شود.
2- تورم شديد(تورم شتابان يا تازنده): در اين نوع تورم آهنگ افزايش قيمت ها تند و سريع است.
3- تورم بسيار شديد(تورم افسار گسيخته-فوق تورم و ابر تورم): اين نوع تورم شديدترين حالت تورم به شمار مى رود.
که در آن براى تورم خفيف, افزايش بين 1 تا 6 درصد, حداكثر 4 درصد, بين 4 تا 8 درصد در سال را ذكر كرده اند. براى تورم شديد, 15 تا 25 درصد در سال را نوشته اند. معيار تورم بسيار شديد را 50 درصد در ماه يا دو برابر شدن قيمت ها در مدت شش ماه و ... بيان داشته اند.البته نمی توان نرخ ثابتی ارائه کرد زیرا این مقادیر با توجه به شرایط زمانی و... عوض می شوند.
علاوه بر این تقسیم بندی کلی می توان تورم را به دسته های کوچکتری نیز تقسیم کرد:
1-تورم پنهان: در آن قیمت ثابت ولی کیفیت کمتر می شود.
2-تورم خزنده: تورمی آرام و پیوسته است.معمولاً به علت افزایش تقاضا است.بعضی اقتصاددانان معتقند که محرکی برای افزایش درآمد است و بعضی دیگر معتقند که سبب کاهش قدرت خرید است.(هر 25 سال 50%)
3-تورم رسمی: به علت افزایش عرضه پول از سوی دولت.
4-تورم ساختاری: به علت افزایش قیمت ها به دلیل وجود تقاضای اضافی.در این نوع تورم دستمزدها به دلیل وجود فسار(کمبود) در برخی بخش ها افزایش می یابد.این نوع تورم در کشور های در حال پیشرفت زیاد است.
5-تورم سرکش: افزایش سریع و بی حد ومرز قیمت ها

آثارش:
 

1-کاهش ارزش پول
2-گسستگی روابط اقتصادی
3-فرو پاشی نظام اقتصاد
این نوع تورم معمولاً پس از جنگها یا انقلاب ها رخ می دهدمثل افزایش قیمت 2500% در آلمان در سال 1923
6-تورم شتابان: افزایش سریع و شدید نرخ تورم مثلاً وقتی دولت سعی کند بیکاری را پایینتر از حد طبیعی نگاه دارد، این اقدام باعث افزایش تورم می شود.
7-تورم مهار شده: تورمی است که به دلیل وجود شرایط تورمی در کشور ایجاد شده است و در مقابل از افزایش آن جلوگیر ی شده است. این شرایط معمولاً از فزونی تقاضای کل بر عرضه ی کل کالاها و خدمات پدید می آید که با فرض ثابت بودن دیگر شرایط به ازدیاد قیمت ها می انجامد.
8-تورم فشار سود: تورمی که در آن تلاش سرمایه داران برای تصاحب سهم بزرگی از درآمد ملی منشا نورم است.
9-تورم فشار هزینه: تورمی که مستقل از تقاضا صرفاً از افزایش هزینه های تولید ناشی می شود.مثال بارز چنین تورمی را در تمام کشورهای صنعتی غرب پس از افزایش استثنایی بهای نفت در سالهای 1973 و 1978 می توان دید.برخی اقتصاددانان معتقدند که متداولترین منبع تورم فشار هزینه قدرت اتحادیه های کشوری است که اضافه دستمزدی بیش از افزایش بازدهی بدست می آورند و این خود در یک مارپیچ تورمی موجب افزایش قیمت ها و متقابلاً تقاضا برای دستمزد بیشتر می شود. منتقدان از این نظدیه 1ستدلال می کنند که اگر اتحادیه های کارگری هنگامی موفق به افزایش دستمزد شوند که سطح تقاضای کل برای جبران آن به اندازه ی کافی افزایش نیافته باشد گرایش هایی در جهت افزایش بیکاری بوجود خواهد آمد که اثرات رکودی بر اقتصاد خواهد داشت. چنین فرایندی نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد و بنابراین تورم فشار هزینه یقیناً نمی تواند بیان کننده ی تورم مزمنی باشد کشور های اروپای غربی پس از جنگ جهانی دوم به آن دچار شدند. لذا افزایش قیمت یا، در مرحله نخست، باید حاصل تقاضای اضافی دانست یا حاصل بالا بردن کل تقاضای پولی برای جلوگیری از بیکاری.
10-تورم فشار تقاضا: تورم ناشی از فزونی تقاضا کل نسبت به کل جریان کالا و خدمات ایجاد شده در اقتصادی که همه ی عوامل تولید را با ظرفیت کامل بکار گرفته باشد. هرگاه تقاضای مصرف کنندگان دولت و بنگاهها برای کالا ها و خدمات بر عرضه ی موجود فزونی گیرد قیمت ها در اثر این عدم تعادل افزایش خواهد یافت. در اصل افزایش قیمت باید تقاضای اضافی را از میان بردارد و بار دیگر تعادل بر قرار سازد و براین اساس باید برای گرایش مستمر به سوی تورم، که ویژگی بسیاری از اقتصادهای پس از جنگ شده است، توصیفی یافت. یکی ازنظریه های رایج در این باره مازاد مستمر تقاضا را ناشی از سیاست دولت می داند. بنا به این نظریه در حالی که مصرف کنندگان و شرکت ها به هنگام افزایش قیمت ها تقاضای خود را کاهش می دهند، دولت به دلیل توانایی اش در تامین مالی مخارج خود از محل ایجاد پول، می تواند میزانمیزان مخارج خود را به ارزش واقعی حفظ کند یا حتی افزایش دهد. در نتیجه ی این اقدام نه تنها میل مستمر به تورم بوجود می آید بلکه سهم بخش دولتی از کل منابع موجود در اقتصاد نیز افزایش می یابد.
11-تورم اننقال تقاضا: نظریه ای عناصر تورم فشار تقاضا و فشار هزبنه را با هم ترکیب می کند و تغییر در ساخت تقاضای کل را دلیل تورم می شمارد. هرگاه اقتصاد دچار انعطاف ناپذیری های ساختاری باشد، گسترش برخی صنایع با افول برخی دیگر از صنایع همراه خواهد بود و عوامل تولید را به آسانی نمی توان به بخش های تولیدی انتقال داد. از این رو بردای جذب وسایل تولید به سوی صنایع در حال گسترش باید قیمت های بالاتری پرداخت شود. در نتیجه کارگران بخش های افول یابنده خواستار دستمزدی برابر با کارگران دیگر بخش ها می شوند و ترکیب این عوامل به تورم می انجامد.
12-تورم فشار قیمت: نوعی تورم فشار هزینه که در اثر تحمیل قیمتهای بسیار گزاف از سوی صاحبکاران اقتصادی با هدف دستیابی به سودهای کلان بدست می آید.
13-تورم فشار دستمزد: نوعی تورم فشار هزینه که سرچشمه ی فرایند تورم را فشار اتحادیه کارگری بر بازار کار می داند. این برداشت دارای طیف گسترده ایست که در یک سوی آن اعمال قدرت انحصاری اتحادیه های کارگری و الگوهای قدرت چانه زنی آنها بر پایه ی متغیر های اقتصادی قرار دارد و در سوی دیگر الگوهای غیر اقتصادی مبارزه جویی این اتحادیه ها.

راه های مبارزه با تورم
 

این راه ها به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند:
سیاست های پولی و مالی:هدف این روش محدود کردن تقاضای کل است.این کار از طریق جمع آوری پول به شکل سرمایه های غیر نقدی صورت می گیرد(سیاست های انقباضی)
سیاست های درآمدی:که در آن با دخالت مستقیم در بازار و عوامل تولید کننده تورم کنترل می شود.این روش کاربردی نیست زیرا در آن مناطق زیادی نیاز به اصلاح دارند.

آیا تورم همیشه مضر است؟
 

خیر تورم در حد کم (2-3%)نه تنها مضر نیست بلکه نشانه توسعه اقتصادی آن کشور نیز هست.
علاوه بر آن تورم فواید دیگری نیز دارد از جمله:
1-ابتدا قدرت خرید پول پایین آمده و بعد از آن میزان تولید بالا رفته، رسیدن به ثبات و برگشت به حالت طبیعی حتمی است.
2-در اوج مرحله تورم، کارخانجات و موسسات و برنامه های اساسی اقتصادی شکل می گیرد.
3-فرهنگ تولید به وسیله فشار تورم توسعه می یابد.

رابطه تورم و توسعه
 

1-تا توسعه کشور به حد مطلوبی نرسیده ثبات ارزش پولی غیر ممکن است.البته باید به این نکته نیز توجه کرد که در زمان توسعه ممکن است به جایی برسیم که پایین تر رفتن قدرت خرید و قدرت پول خطرناک باشد. در چنین مقطعی حرکت جامعه از توسعه به ثبات تبدیل می شود.
2-سرمایه گذاری در مرحله اول تورم زا و در آخر خاصیت تورم زدایی دارد.
3-در همه کشور های جهان چنین بوده که مسایل توسعه و بازسازی هر دو تورم طلب بوده اند.
4-اگر در مرحله اول پول را ثابت نگه داریم نمی توانیم خیلی از مسائل کشور را مانند جنگ پشت سر بگذاریم.
5-در تورم پول از جیب مردم به سرمایه گذاری منتقل می شود.
6-وضع مطلوب در اقتصاد رسیدن به پول ثابت است.
7-معمولاً توسعه و پیشرفت نمایانگر تورم پایین است به طوری که می توان بیان نمود که اکثر کشورهایی که به توسعه اقتصادی و اجتماعی مطلوب رسیده اند، دارای تورم های کمتر از 15درصد بوده اند. اما چند استثناء نیز وجود دارد از جمله برزیل، آرژانتین و ترکیه.

تاثیرتورم بر نظام کل کشور
 

نمی توان تورم را عامل تمام مشکلات یا حتی بخش مهمی از آنها دانست ولی صاحبنظران اقتصادی و اجتماعی غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکش ها و اغتشاشات اجتماعی و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد می کنند و معتقدند که:
1-کشور هایی که در آنها ثبات قیمت (عدم تورم) وجود داشته ثبات سیاسی واجتماعی نیز وجود داشته است.و بالعکس در کشورهایی که بحرانهای سیاسی واجتماعی بوجود آمده تورم نیز کم کم دچار رشد صعودی شده است.
2-در تورم زیاد درآمد به صورت ناعادلانه تقسیم می شود زیرا افرادی که در ابتدا سرمایه ی غیر نقدی زیاد دارند به مرور زمان با افزایش ارزش آن سرمایه توسط تورم به ثروت عظیمی دست می یابند و در عوض افرادی که در ابتدا سرمایه ی کمی دارند یا سرمایه ی آنان غیر نقدی است به مرور زمان با افزایش نرخ تورم بخشی از دارایی خود را از دست می دهند.
3-تورم باعث تقلیل پس انداز می شود زیرا ارزش پول متغیر است و در نتیجه پس انداز ناامن است.البته این مشکل راه حلی نیز دارد که آن سرمایه گذاری در چیزیست که ارزش آن با تورم زیاد شود.
4-تورم باعث افزایش قیمت کالا در تجارت بین المللی می شود که نتیجه آن کاهش میزان صادرات و افزایش واردات است.
5-افزایش تورم باعث کاهش ارزش پول می شود.(بر اساس مورد 4)
6-تورم باعث عدم مصرف بهینه منابع می گردد و از این رو تمایل به سمت کالاها و خدمات گرانتر بیشتر می شود در صورتی که این کالا ها ضرورتاً مفیدترین کالا ها نیستند.
7-در زمان تورمی مقدار زیادی از وقت، انرژی، منابع مالی مردم بجای بکار افتادن در مسیر مولد و مفید صرف فعالیت هایی می شود که هدف از انجام آن ها جلوگیری از کاهش ارزش دارایی ها و کسب منافع غیر عادی از طریق معاملات سوداگرانه است.
8-تولید کنندگان که خریداران مواد اولیه هستند سرمایه گذاری نمی کنند ، لذا کارهای دلالی رواج پیدا می کند.
آیا تا کنون کشوری توانسته است تورم را به طور کامل ریشه کن کند؟
بله یکی از این کشور ها آلمان است.آلمان در بازسازی اقتصادی به این نکات توجه کرده است:
1-طراحی نظام اقتصادی و اجتماعی بازار با در نظر گرفتن تعادل اجتماعی، بر پایه اخلاق مسیحی و انسانگرایانه
2-معیار اساسی اقتصاد برای انسان¬ها نه انسان¬ها برای اقتصاد.
3-تکیه بر این امر که در جو سرشار از ثبات پولی رشد اقتصادی مطمئن تر تحقق می یابد.
4-قدرت خرید حداقل درآمد را تثبیت کردند.
5-اهمیت دادن به توزیع در آمدعادلانه.
6-اعمال سیستم جامع و موثر بیمه های اجتماعی: آلمانی ها بدین منظور بیش از 15 درصد ارزش تولید ملی را پس از جنگ به این امر اختصاص دادند.
7-حاکمیت مربع سحرآمیز ثبات پولی، اشتغال کامل، تعادل تراز پرداخت ها، تناسب در توزیع درآمدها.
8-خارج نمودن پول بیش از ظرفیت تولیدی: طراحان اقتصادی در 1948 با رفورم پولی، پول موجود در دست مردم را از 100 واحد به 5/6 واحد تنزل دادند.

آمار
 

سازمان ملل پيش‌بيني كرد كه نرخ تورم ايران در سال جاري ميلادي به 7/17 درصد برسد.
به گزارش خبرنگار اقتصاد بين‌الملل ايسنا، سازمان ملل متحد در تازه‌ترين گزارش جامع خود كه "چشم انداز و شرايط اقتصاد جهاني 2006" نام دارد تمامي كشورها و مناطق جهان را مورد ارزيابي قرار داد و برآورد كرد كه نرخ تورم بهاي مصرفي در كشورمان كه در سال 2005 در حدود 5/13 درصد بوده است در سال جاري با 2/4 درصد افزايش مواجه شده و به 7/17 درصد بالغ شود.
سازمان ملل مناطق و كشورهاي مختلف جهان را به صورت جداگانه تقسيم بندي كرده است و جداول ارائه شده حاكي از آن است كه نرخ تورم ايران در سال جاري در منطقه خاورميانه در صدر جدول قرار خواهد داشت.
در همين حال در تقسيم‌بندي بزرگترين اقتصاد‌هاي در حال توسعه جهان نيز كشورمان با نرخ تورم 7/17 درصدي در مكان نخست جاي دارد و پس از آن ونزوئلا با نرخ تورم 15 درصدي قرار گرفته است. نرخ تورم ونزوئلا در سال 2005 حدود 16 درصد اعلام شده است.
نيجريه نيز كه شاهد نرخ تورم 3/16 درصدي در سال گذشته بوده است سال جاري را با نرخ تورم 8/10 درصدي سپري خواهد كرد و در ميان كشورهاي در حال توسعه مكان سوم را از آن خود خواهد كرد.
نرخ تورم قزاقستان كه از همسايه‌هاي كشورمان به شمار مي‌رود در سال جاري به 5/7 درصد و نرخ تورم روسيه به 5/10 درصد خواهد رسيد.
آمريكا، ژاپن، چين و آلمان كه از برترين اقتصادهاي جهان محسوب مي‌شوند در سال جاري نرخ تورمي برابر با دو، 1/0، 2/3 و 9/1 درصد خواهند داشت و نرخ تورم آذربايجان ديگر همسايه كشورمان از 5/12 درصد در سال گذشته به 5/9 درصد در سال جاري كاهش خواهد يافت.
در همين حال عربستان در سال گذشته و سال جاري نرخ تورم ثابتي برابر با يك درصد داشته و خواهد داشت.
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : masoudranjbar
/ج

 

0
نظر

تاريخچه ، ويژگي‌ها و استانداردهاي كارآفريني در دنيا

نويسنده : حسین رضایی

تاريخچه ، ويژگي‌ها و استانداردهاي كارآفريني در دنيا
تاريخچه ، ويژگي‌ها و استانداردهاي كارآفريني در دنيا


 





 
تعاريف زيادي از واژه كارآفريني ارايه شده كه هر يك از ابعادي از ويژگي هاي كارآفريني را ارائه مي دهد. اما شاخصه هاي كارآفرين به قدري زياد است كه نمي توان تمام آن را در يك جمله يا عبارت خلاصه نمود. اما با تمام تفاوت ها در تعاريف تقريباً همگي بر نوآور بودن ، تصميم گير بودن ، متعهد بودن و مخاطره پذير بودن كارآفرين اتفاق نظر دارند.
در يك نگاه كلي مي توان كارآفريني را به دو گروه اساسي تقسيم نمود. كارآفريني فردي و كارآفريني سازماني. اگر نوآوري و ساخت محصولي جديد يا ارائه خدماتي نو با توجه به بازار ، حاصل كار فرد باشد آن را كارآفريني فردي و اگر حاصل تلاش يك تيم در سازماني باشد آن را كارآفريني سازماني مي نامند.
جاذبه اصلي كارآفريني چه در بعد فردي و چه در بعد سازماني آن بي حد بودن نوآوري است. كارآفرينان با ويژگي خلاقيت، براساس فرصت ها در زمان هاي مناسب قادرند محصولي جديد يا خدماتي نو به بازار ارائه نمايند نوآوري فرايندي است پايان ناپذير، زير نمي توان براي توليد علم حد و نرزي قائل شد. در اقتصاد مبتني بر دانش، نوآوران و صاحبان فكر سرمايه هاي اصلي شركت هاي توليدي و كارآفرين هستند. امروزه 70 تا 75 درصد سود در شركت هاي نرم افزاري و دارويي از طريق سرمايه هاي فكري كاركنان حاصل مي شود.
بسياري از كارآفرينان فعاليت خود را در قالب ايجاد شركت هاي كوچك و متوسط 2(SME) شروع مي نمايند. اين شركت ها سهم به سزايي در توسعه صنايع (پيشرفته) و ايجاد اشتغال داشته و نسبت به شركت هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند.
لذا بسياري از دولت ها متقاعد شده اند كه بايد بستر رشد را براي واحد هاي كوچك و متوسط در قالب مراكز رشد و پارك هاي علم و فناوري فراهم سازند و آن ها را تا مدت زماني كه بتوانند به صورت يك شركت مستقل وارد بازار شوند حمايت كنند.
در كشورهاي جنوب شرقي آسيا 95% كل بنگاه هاي اقتصادي و صنعتي كشور ها را (SME ها) تشكيل داده و به عنوان ركن اساسي در اقتصاد و اشتغال كشورها تأثير گذارند.
در كشور ما مراكز حمايت از كارآفرينان بسيار محدود و كارآفرين با تمام مشكلات ضمن تلاش جهت تبديل ايده به محصول بايد تمام خطر سرمايه گذاري را خود عهده دار باشد. مراكز حمايت از كارآفرينان به دليل نداشتن پشتوانه مالي و عدم حمايت جدي از طرف نهادهاي ذيربط قادر نيستند پاسخگوي نيازهاي مالي كارآفرينان باشند . كارآفرينان با ايجاد (SMEها ) با سرمايه محدود خود و گاهي با دريافت مقداري وام وارد يك حركت اقتصادي و صنعتي مي شوند و در بسياري از مواقع زندگي و امكانات خود را در راه توسعه صنعتي از دست مي دهند. با توليد دانش فني يك محصول ، توسط كارآفرين ، شركت هاي توليدي خارجي توسط عوامل خود در كشور از اين توانايي ها اطلاع يافته و قيمت محوصل خود را چنان پايين مي آورند كه كارآفرين توان رقابت را از دست داده و در مدت كوتاهي هستي خود را از دست بدهد. در اين مواقع اگر كارآفرين حمايت نشود چگونه مي توان انتظار داشت كارآفريني و ايجاد (SME ها) در كشور توسعه يابد.
در اوايل سده شانزدهم ميلادي كساني را كه در كار مأمويت نظامي بودند كارآفرين مي خوانند. پس از آن نيز براي مخاطرات ديگر نيز همين واژه با محدوديتهايي مورد استفاده قرار گرفته . از حدود سال 1700 ميلادي به بعد درباره پيمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمراني بودند، از لفظ كارآفرين زياد استفاده شده است.
كارآفريني و كارآفرين اولين بار مورد توجه اقتصاد دانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادي از قرن شانزدهم ميلادي تاكنون به نحوي كارآفريني را در نظريه هاي خود تشريح كرده اند. ژوزف شومپيتر با ارائه نظريه توسعه اقتصادي خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركورد بزرگ اقتصادي بود، موجب شد تا نظر او درخصوص نقش محوري كارآفرينان در ايجاد سود، مورد توجه قرار گيرد و به همين دليل وي را «پدر نظريه كارآفريني» لقب داده اند. ازنظر وي «كارآفرين نيروي محركه اصلي در توسعه اقتصادي است» و نقش كارآفريني عبارت است از «نوآوري يا ايجاد تركيب هاي تازه از مواد» كارآفريني از سوي روانشناسان و جامعه شناسان با درك نقش كارآفرينان در اقتصاد و به منظور شناسايي ويژگيها و الگوهاي رفتاري آنها با بررسي و تحقيق درخصصو آنان نيز مورد توجه قرار گرفته است. جامعه شناسان، كارآفريني را به عنوان يك پديده اجتماعي در نظر گرفته و به بررسي رابطه متقابل بين كارآفرينان و ساير قسمتها و گروههاي جامعه پرداخته اند. دانشمندان مديريت هم به تشريح مديريت كارآفريني و ايجاد جو و محيط كارآفرينانه در سازمانها پرداخته اند.
سر تاريخي مفهوم كارآفريني را مي توان به پنج دوره تقسيم نمود:
دوره اول قرون 15 و 16 ميلادي: در اين دوره به صاحبان پروژه هاي بزرگ كه مسئوليت اجرايي اين پروژه ها همانند ساخت كليسا، قلعه ها، تأسيسات نظامي و غيره ، از سوي دولتهاي محلي به آنها واگذار گرديد ،كارآفرين اطلاق مي شد، در تعاريف اين دوره ، پذيرش مخاطره لحاظ نشده است.
دوره دوم (قرن 17 ميلادي) اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي در اروپا بوده و بعد مخاطره پذيري به كارآفريني اضافه شد كارآفرين در اين دوره شامل افرادي همانند بازرگانان، صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي است.
دوره سوم (قرون 18 و 19 ميلادي) در اين دوره كارآفرين فردي است كه مخاطره مي كند و سرمايه مورد نياز خود ار از طريق وام تأمين مي كند. بين كارآفرين و تأمين كننده سرمايه (سرمايه گذار) و مدير كسب و كار در تعاريف اين دوره تمايز وجود دارد.
دوره چهارم (دهه هاي مياني قرن بيستم ميلادي): در اين دوره مفهوم نوآوري شامل خلق محصولي جديد، ايجاد نظام توزيع جديد يا ايجاد ساختار سازماني جديد به عنوان يك جزء اصلي به تعاريف كارآفريني اضافه شده است. دوره پنجم (دوران معاصر از اواخر دهه 1970 تاكنون) : در اين دوره همزمان با موج ايجاد كسب و كار و روند كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و نيز مشخص شدن نقش كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين ساز و كار، توجه زيادي به اين مفهوم شد و رويكرد چند جانبه به اين موضوع صورت گرفت. تا قبل از اين دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفريني معطوف بود، اما در اين دوره به تدريج روانشناسان، جامعه شناسان و دانشمندان و محققين علوم مديريت نيز به ابعاد مختلف كارآفريني و كارآفرينان توجه نموده اند.
تا دهه 1980 سه موج وسيع، موضوع كارآفريني را به پيش برده است:
موج اول : انفجار عمومي مطالعه و تحقيق در قالب انتشار كتابهاي زندگي كارآفرينان و تاريخچه شركتهاي آنها، چگونگي ايجاد كسب و كار شخصي و شيوه هاي سريع پولدار شدن مي باشد. اين موج از اواسط دهه 1950 شروع مي شود.
موج دوم : اين موج كه شروع آن از دهه 1960 بوده شامل ارائه رشته هاي آموزش كارآفريني در حوزه هاي مهندسي و بازرگاني است كه در حال حاضر اين حوزه ها به ساير رشته ها نيز تسري يافته است.
موج سوم : اين موج شامل افزايش علاقمندي دولتها به تحقيقات در زمينه كارآفريني و بنگاههاي كوچك، تشويق رشد شركت هاي كوچك و انجام تحقيقات درخصوص نوآوري هاي صنعتي مي شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.

توسعه كارآفريني در جهان
 

كشورهاي پيشرفته از دهه هاي قبل و برخي كشورهاي در حال توسعه در دهه هاي اخير، با توجه به نقش مؤثر و مثبت كارآفرينان اقتصادي در توسعه جامعه، از اين پتانسيل براي رويارويي با مشكلاتي چون ركود، تورم و بيكاري و نبود امكان اشتغال بهره برداري كرده اند. تدوين استراتژي ها، سياست ها و برنامه هاي لازم براي گسترش روحيه و رفتار كارآفرينانه، آموزش و مشاوره، ايجاد فضاي مناسبتر براي فعاليت كارآفرينان در زمينه هاي گوناگون اقتصادي – اجتماعي، رفع موانع و ايجاد ارتباط و همكاري بين آنها و تسهيل دستيابي آنها با بازارهاي جهاني از جمله كارهايي است كه در اين زمينه صورت گرفته و دستاوردهاي چشمگير نيز داشته است.
از سال 1997، با همكاري مراكز معتبر دانشگاهي در برخي كشورها، مدل «جي. اي. ام» Global Entrepreneurship Monitor) ( براي ارتباط بين كارآفريني و رشد اقتصادي طراحي شد و مطالعات لازم در اين زمينه براساس سه سئوال محوري به شرح زير صورت گرفت. در سال 1999 اين الگو در ده كشور آمريكا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، ژاپن، كانادا، فنلاند، دانمارك و رژيم اشغالگر قدس بررسي شد و در سال 2000 كشورهاي آرژانتين، استراليا، بلژيك، برزيل، هند، ايرلند، كره جنوبي، نروژ، سنگاپور، اسپانيا و سوئيس هم به آنها پيوستند.
• فعاليت هاي كارآفريني بر رشد اقتصاد ملي و رفاه جامعه چگونه اثر مي گذارد ؟
• فعاليت هاي آغاز كسب و كار ميان جوامع گوناگون تا چه اندازه با هم تفاوت دارند؟
• با كدام معيارها مي توان يك كشور را كارآفرين معرفي كرد و چگونه فعاليت هاي آغاز يك كسب و كار را مي توان گسترش داد يا محدود كرد ؟
كه دستاوردهاي اين پژوهش را به اين شرح مي توان بيان كرد :
• فعاليت هاي كارآفرينانه در كشورهاي مختلف بسيار متفاوت است.
• سياستهاي مناسب و افزايش توان كارآفريني يك جامعه (از جمله مهارتها و انگيزه ها)، بيشترين تأثير را در گسترش كارآفريني دارد.
• شركت زنان در كارآفريني ضرورتي دراز مدت براي اقتصاد است.
• براي رسيدن به دستاوردهاي پايدار و بلندمدت، سياست ها بايد جوانان زير 25 سال و افراد بالاي 44 سال را به كارآفريني فرا خواند و تشويق كند.
• هر دولتي كه متعهد به پيشرفت اقتصادي است، بايد زمينه حمايتهاي لازم را از همه جنبه هاي سيستم اقتصادي كه هادي و حامي افزايش بسترهاي كارآفريني هستند، از جمله به كمترين رساندن ماليات ها، دسترسي به نيروي كار، كاهش هزينه هاي نيروي انساني (غيرحقوق بگير)، كاهش مقررات و آسان سازي كسب و كار توسط دولت را فراهم سازد.
• سياستها بايد راهگشاي گسترش سرمايه گذاريهاي مخاطره آميز و برانگيختن انگيزه هاي افراد خصوصي براي سرمايه گذاري بهينه در مراحل نخست هر گونه كسب و كار باشد.http://www.women.gov.ir
در قرن حاضر كه اقتصاد جهان و سرعت رشد اقتصادي بر پايه نوآوري است بايد بستر لازم را براي رشد كساني كه ايده را به محصول، علم و دانش را به صنعت تبديل مي نمايند، يعني كارآفرينان (ارتباط دهندگان دانش و علوم با صنعت و بازار) فراهم ساخت.

منبع:http://www.bazarekar.ir
ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor

 

0
نظر

تاثير متقابل IT بر کارآفريني

نويسنده : حسین رضایی

تاثير متقابل IT بر کارآفريني
تاثير متقابل IT بر کارآفريني


 





 
جهان در سال‌هاي اخير شاهد انقلاب اطلاعات وارتباطات بوده و تحولات اجتماعي عظيمي در آن به وجود آمده است، به طوري كه در اثر اين تحولات، قرن جاري به نام فناوري اطلاعات و ارتباطات به ثبت رسيده است. در عصر اطلاعات و ارتباطات سطح بينش و آگاهي مردم افزايش يافته وكلية فعاليت‌هاي مردم دنيا، در قالب شبكه‌هاي ارتباطي به تعادل رسيده و كنترل شده است.
در اين عصر دنيا دهكده‌اي متصل است كه افراد آن در هر لحظه كه بخواهند به هر گوشه آن مي‌توانند مسافرت كنند، از اخبار آن مطلع شوند و يا بدان جا پيغام بفرستند. فناوري اطلاعات و ارتباطات بر كليه فعاليت‌هاي اجتماعي از جمله كارآفريني اثرگذاشته و در بسياري از آنها تحولات اساسي بوجود آورده است. امروزه كارآفريني به شدت به بسترهاي فناوري اطلاعات وابسته است و از آن بهره زيادي مي‌گيرد.
از سوي ديگر توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات خود مرهون كارآفريني است. فعاليت‌هاي كارآفرينانه باعث شناخت نيازها، خلق ايده‌ها و تولد فناوري‌‌ها مي‌شوند. در هر حال تحولات تكنولوژي همه‌چيز را متحول كرده است و حتي اشتغال نيز از اين تحولات مصون نمانده‌ است.
در حاليكه يك معضل اساسي كشورهاي در حال توسعه ازجمله ايران بيكاري است، كشورهاي پيشرفته بطور فزاينده‌ا‌ي نيروي كار فني از ساير كشورها جذب مي‌كنند. چه دليلي در فراواني كار و كمبود نيروي كار در كشورهاي پيشرفته و در مقابل بيكاري در كشورهاي درحال توسعه وجود دارد؟ مسلماًً مهمترين دليل در ماهيت كار است. نيروي كاري كه در آمريكا مورد نياز است، يك نيروي مجرب تحصيل كرده است، در حاليكه خيل بيكاران كشور ما از تحصيلات عاليه برخوردار نيستند.
همچنين آن‌ها نياز خود را بحدي رسانده‌اند كه نيروي كارشان براي پاسخگويي آن كافي نباشد، در حاليكه نياز به تكنولوژي‌هاي نو در بازار داخل كشور ما ضعيف است. بنابراين حل معضل بيكاري در شرايط دنياي روز، به دو مؤلفة بازار و آموزش وابسته است.
صنعت اطلاعات نقش اساسي در ايجاد اشتغال دارد. علاوه بر بسياري از مشاغل كه خود ايجاد مي‌كند، به صنعت IT نيز رونق مي‌دهد و در آنجا نيز باعث اشتغال فراوان مي‌گردد. مشاغلي چون مديريت، مشاوره، تحليل‌گري، اطلاع‌رساني و بسياري از خدمات مختلف، نمونه‌هايي از مشاغل صنعت اطلاعات مي‌باشند. برنامه‌نويسي، تحليل و طراحي سيستم و مهندسي نرم‌افزار يا سخت‌افزار نيز نمونه‌هايي از مشاغل صنعت IT مي‌باشند.

نقش كار آفرينان در توسعه تكنولوژي
 

كارآفريني اصطلاحي است كه در طول 300 سال گذشته توسط دانشمندان و صاحبنظران به‌ صورت‌هاي مختلفي تعريف شده است. به طور خلاصه كارآفريني فعاليتي است مخاطره‌آميز كه فردي در پي اجراي يك ايده معمولاً اقتصادي توجه نهادهاي سرمايه‌گذاري، علمي، صنعتي و غيره را جلب نموده و نيروي آنها را به سمت عملي نمودن ايده هدايت مي‌كند. بنابراين يك ايده كه بر اساس يك نياز اجتماعي شكل گرفته از ملزومات كارآفريني است.
نتيجه كارآفريني علاوه بر نوآوري در محصولات جديد، حل نيازهاي اجتماعي، ايجاد اشتغال براي ديگران، افزايش سودآوري شركت‌ها و افراد و توسعه تكنولوژي است. كارآفريني باعث رفع نيازها به كمك تكنولوژي‌هاي جديد مي‌گردد. بسياري از محصولات تكنولوژي‌هاي جديد خصوصاً در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، در اثر فعاليت‌هاي كارآفرينانه بوجود آمده‌اند. اكثر شركت‌هاي فعّال در حوزه تكنولوژي مخصوصاً شركت‌هاي مبتني بر خلاقيت و نوآوري كه فناوري‌هاي جديد را خلق مي‌كنند و اصطلاحاً درلبة فناوري فعّالند، شركتهايي كارآفرين هستند.
افراد كارآفرين از ويژگي‌هاي شخصيتي خاصي برخوردارند. مخاطره‌پذيري، نوآوري و خلاقيت، مسؤوليت‌پذيري و اعتماد به نفس، توانايي ارتباطات قوي، واقعگرائي، هدفگرايي، تهاجمي بودن، تحمل ابهام و عدم قطعيت، خوشبيني و تعّهد و اعتقاد به مركز كنترل دروني بخشي از ويژگي‌هاي اين افراد است. هر فرد كارآفرين ممكن است تعدادي از اين ويژگي‌ها را داشته باشد و با شخصيت منحصر به فردي به كارآفريني بپردازد. شخصيت از ملزومات كارآفريني است توسعه كار آفريني نيازمند تربيت افراد كار آفرين مي‌باشد.
در سرتاسر دنيا مراكز مختلفي براي آموزش و كارآفريني وجود دارد اگرچه برخي از افراد روحية كارآفريني بيشتر را وابسته به تحولات زندگي افراد در طول ساليان مختلف مي‌دانند ولي اين تناقضي با آموزش كارآفريني ندارد. در آموزش كارآفريني بايستي افرادي كه بصورت بالقوه از روحيه كارآفريني برخوردارند انتخاب شده و سپس شخصيت‌شان به فعلّيت برسد. علاوه بر اين روش‌هاي ديگري مثل انكوباتورها، براي تحريك كارآفريني وجود دارد كه افراد عملاً تا سطحي از كارآفريني هدايت مي‌شوند و يكباره به خارج پرتاب مي‌گردند و با حمايت‌ها و راهنماي‌هاي بعدي از آنها استفاده مي‌نمايند.
نقش دولت در توسعه كارآفريني، علاوه بر ايجاد بسترهاي سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و حمايتي از كارآفريني، شناسايي، آموزش و هدايت فعاليت‌هاي كارآفرينانه است. توسعه تكنولوژي بسيار وابسته به كارآفريني است و نبايد از آن غافل ماند.

فناوري اطلاعات و ارتباطات در كارآفريني
 

اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسي مورد نياز هر فعّاليت كارآفريني است. كارآفريني در انزوا و بدون حمايت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امكان‌پذير نيست. كارآفريني مستلزم كشف يك نياز اجتماعي است. و كشف نيازهاي اجتماعي به شناخت اجتماع، نيازهاي آن و بافت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي آن وابسته مي‌باشد.
در شناسايي نياز هر فعّاليت كارآفرينانه، ايده‌پرداز يا تئوريسين مي‌بايست نسبت به محيط بينش و بصيرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هايي براي رفع‌آن نياز، در نقاط ديگري از دنيا ارائه شده است. مطمئناً شناسايي نيازها و ارائه راحل‌ها بدون اطلاعات امكان‌پذير نخواهد بود. بنابراين اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعّاليت كارآفريني است.
فناوري اطلاعات و ارتباطات جديد تحولات شگرفي در دستيابي به اطلاعات بوجود آورده و بسترهاي ارتباطي قويتري را فراهم كرده است. اين فناوري‌ها اهّميت و ارزش اطلاعات و ارتباطات را بالا برده‌اند. در نتيجه كارآفريني نيز مانند ساير امور از مزيت‌هاي اين فناوري بهره برده‌ است).
توسعة فناوري اطلاعات و ارتباطات باعث ايجاد شبكه‌اي عظيم با مقياس جهاني، (اينترنت) شده است و بنابراين علاوه بر افزايش و ارزش ويژگي‌هاي مورد ذكر در نظريه شبكه‌هاي اجتماعي، قابليت‌هاي ارتباطي جديدي مانند كنفرانس از راه دور و يا فعاليت‌هاي توزيع ‌شده را بوجود آورده و دسترسي آسان‌تر و سريع‌تر به اطلاعات را امكان‌پذير ساخته‌اند.
در كشورهاي پيشرفته اينترنت، يكي از مهمترين ابزراهاي كارآفرينان است و اين افراد از طريق اين شبكه بر قابليت‌هاي خود افروده و از مزاياي آن بهره مي‌گيرند.در آينده انواع نرم‌افزارها، خصوصاً نرم‌افزارهاي هوشمند نيز مورد استفاده كارآفرينان قرار خواهند گرفت. و اين افراد به كمك اين نرم‌افزارها فعّال خواهند بود، فرصت‌ها را بهتر شناسايي خواهند كرد و اطلاعات دقيق‌تر و مناسب‌تري را جمع‌آوري خواهند نمود. دانش و مفاهيم بهتري را درك خواهند كرد و ارتباطات ساده‌تر و گسترده‌تري را برقرار خواهند نمود.

كارآفريني در فناوري اطلاعات و ارتباطات
 

تحولاتي كه در سال‌هاي اخير در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات بوجود آمده است و عصر اطلاعات را شكل داده و همچنان پيش مي‌تازد و در جوامع و فرهنگ‌ها دگرگوني ايجاد، مرهون تلاش افراد بسياري از جمله كارآفرينان است. كارآفرينان اطلاعات، شرايط عصر اطلاعات را شناخته و با كارآفريني خود ملزومات اين عصر را پيدا كرده و با شيوه‌هاي خاص خود آن را ايجاد مي‌كنند حتي بروز عصر اطلاعات هم از نتايج كارآفريني است. اينترنت بزرگترين و قويترين شبكه ارتباطي دنيا، نمونه‌اي روشن از كارآفريني است.
در طول تاريخ كدام يك از كارآفرينان توانسته‌اند نيازي را كشف كنند كه پس از رفع آن تحوّلي در كل دنيا داده و بستري براي كارآفريني ساير افراد ايجاد نمايند. در سالهاي اخير نمونه‌‌هاي بسياري از كارآفريني در اينترنت به ثبت رسيده است، از آنجايكه تاكنون چنين شبكه عظيمي در تاريخ بشر وجود نداشته است. زمينه‌هاي فعاليت در آن بكر بوده و فرصت براي نوآوري و خلاقيت بسيار است. شركت‌هاي اينترنتي و شركت‌هاي Com در چند سال اخير ايجاد، و به سرعت رشد كردند.
شركت‌هايي مانند Yahoo، ebay،Amazon و ديگران در مدت كوتاهي توانسته‌اند ارزش بسياري را كسب نمايند. آمارها نشان مي‌دهد كه در طي 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخي از اين شركت‌ها بيش از 200 برابر شده است درحاليكه ميزان رشد سودآوري آنها كمتر از 10 برابر بوده است. كارآفريني در اينترنت به اين موارد خلاصه نمي‌شود و موارد بسياري خصوصاً در زمينه نرم‌افزارهاي مبتني بر شبكه و همچنين محتويات شبكه وجود دارد. كارآفريني در شيوه‌هاي جذب مشتريان اينترنتي، بازاريابي اينترنتي، همكاري‌ها و شبكه‌هاي مجازي، الكترونيك، واقعيت مجازي، آموزش و كار از راه دور و … همه و همه گستردگي كارآفريني در عصر اطلاعات را نشان مي‌دهند.
«كار آفريني موتور توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات است» با كارآفريني است كه نيازها شناخته مي‌شود و با رفع نيازها پيشرفت حاصل مي‌شود. كشورهاي پيشرفته به اين دليل پيشرفته‌اند كه در فناوري پيشرفت كرده‌اند و توسط آن، هم اقتصاد جهان را در اختيار گرفته، هم قدرت نظامي شده‌اند و هم فرهنگ جهان را به سوي خواسته‌هاي خود هدايت مي‌كنند. كارآفريني اطلاعات در سطوح مختلف الف- سخت‌افزار ب- نرم‌افزار ج- اطلاعات د-ارتباطات هـ- كاربرد، انجام‌پذير است.
در هريك از اين سطوح فرصت‌هاي بسياري براي كارآفريني وجود دارد. كه نيازمند حمايت مراكز سرمايه‌گذاري و تلاش‌هاي كارآفرينانه است. كارآفريني در حوزه اطلاعات بسيار راحت‌تر و عملي‌تر از كارآفريني در ساير حوزه‌هاست. به عنوان مثال در حوزه نيروگاه هسته‌اي به دليل كاربرد محدود، ايده‌هاي كمتري وجود دارد و به علاوه سرمايه‌گذاري فوق‌العاده زياد و درصد امكان‌پذيري كم، مانع هر فعّاليت كارآفرينانه است و درحاليكه در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات كه درهمه جا گسترده شده است، ايده‌هاي بسياري خلق مي‌شود و ميزان سرمايه‌گذاري مورد نياز كه ايده‌ها را به نتيجه برسانند چندان زياد نيستند. بنابراين كارآفريني اطلاعات به راحتي انجام مي‌شود و اين خود دليلي بر سرعت نمايي رشد فناوري اطلاعات است.

تأثير تكنولوژي بر مشاغل
 

توسعة تكنولوژي و بكارگيري وسيع آن، باعث افزايش بهره‌وري فعاليت‌هاي اقتصادي شده است. در اثر افزايش بهره‌وري، نياز به برخي از مشاغل از بين مي‌رود. بعنوان مثال، شغلي تحت عنوان "تلفنچي" با پيشرفت در تكنولوژي‌هاي مخابراتي و پردازش صوت، از ليست مشاغل حذف مي‌گردد. بنابراين تكنولوژي از يك نظر، حذف و كاهش مشاغل را به دنبال دارد. اصولاًً خودكارسازي و توليد ماشيني از مهمترين نتايج توسعة تكنولوژي است، كه علاوه بر كاهش مشاغل، باعث افزايش كيفيت و سرعت و حتي كاهش هزينه‌هاي توليد مي‌گردد. آيا اين نتيجة مستقيم تكنولوژي براي نااميدي از ايجاد اشتغال به كمك IT كافي نيست؟
مروري بر تاريخ تكنولوژي و تأثير آن بر مشاغل نشان ميدهد كه پاسخ به اين سؤال منفي است . تكنولوژي ظاهراً برخي از مشاغل را حذف و يا تغيير مي‌دهد، اما درواقع بسيار مشاغل جديدتر، مفيدتر و متنوع‌تري را ايجاد مي‌كند. مثلاً اگرچه تكنولوژي تراكتور باعث كاهش نياز به نيروي كار كشاورز گرديد، ولي به كمك اين تكنولوژي انواع و حجم محصولات كشاورزي افزايش يافت، بعلاوه مشاغل جديدي را به همراه خود ايجاد كرد و نيروهاي كار را به انجام آن رهنمون شد. يا اختراع چرخ خياطي باعث رونق صنعت پوشاك گرديد و تمايل مردم به خريد انواع لباس با رنگ‌ها و مدل‌هاي گوناگون و همچنين كاهش هزينة توليد، باعث شد تا نه تنها دست‌دوزان بيكار نشوند، كه بسياري از افراد ديگر نيز به كار مشغول شوند.
يكي از جنبه‌هاي مهم تأثير تكنولوژي در ايجاد مشاغل توسعة بازار است. ارائة محصولات كيفي و همچنين تغيير و تحول فرهنگ مصرف متناسب با تحولات تكنولوژي، بازارها را توسعه مي‌دهد. بطوري كه حجم توليد پس از توسعة تكنولوژي به مراتب بيشتر از حجم توليد دستي است. بنابراين تكنولوژي از تعداد مشاغل دشوارتر مي‌كاهد و بر تعداد مشاغل آسانتر مي‌افزايد.
از سوي ديگر، فرصت‌هاي شغلي متنوع و جديد، نتيجة توسعة تكنولوژي است. با توسعة صنعت در اثر توسعة تكنولوژي، بسياري مشاغل جديد مرتبط با آن صنعت بوجود مي‌آيد. تكنولوژي از تعدد مشاغل دشوارتر مي‌كاهد و بر تكثر مشاغل آسانتر مي‌افزايد. مشاغل جديدي كه توسط تكنولوژي ايجاد مي‌شوند، يا تكنولوژي را بكار مي‌گيرند و يا آن را توسعه مي‌دهند. صنعت اطلاعات و صنعتIT از گروه مشاغلي هستند كه توسط تكنولوژي اطلاعات ايجاد مي‌شوند. در صنعت اطلاعات، تكنولوژي اطلاعات بكار مي‌رود و در مشاغل مختلف بعنوان ابزار مورد استفاده قرار مي‌گيرد. شاغلين صنعت IT مسؤوليت توسعة تكنولوژي اطلاعات را بر عهده دارند.

نتيجه‌گيري
 

فناوري اطلاعات و ارتباطات تحولات زيادي در كليه فعاليت‌هاي اجتماعي ازجمله كارآفريني بوجود آورده و به عنوان مهمترين ابزار كارآفريني مدرن مورد توجه قرار گرفته است. كارآفريني در فناوري اطلاعات پهنه وسيعي براي فعاليت دارد. كارآفريني لازمة توسعه فناوري و توسعه فناوري بستر كارآفريني است. براين اساس اهّميت نقش بسترسازي كارآفريني و وظيفه دولت مشخص مي‌شود. دولت بايد بستر كارآفريني در حوزه فناوري اطلاعات كه همان شبكه‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي مي‌باشد را توسعه دهد و تقويت كند و امكان دسترسي آسان همگان به اين شبكه‌ها را فراهم نمايد.
همچنين در ارتباط با اشتغال تكنولوژي از يكسو در اثر افزايش بهره‌وري، نياز به نيروي انساني را كاهش مي‌دهد و از سوي ديگر تنوع فعاليت‌ها و مشاغل جديد را باعث مي‌شود كه براي نيروي انساني بيشتري اشتغال ايجاد مي‌نمايد. مشاغلي كه مي‌توان مورد بررسي قرار داد در دو دستة مشاغل مبتني بر اطلاعات و مشاغل مبتني بر صنعت اطلاعات طبقه‌بندي مي‌شوند. به دستة اول صنعت اطلاعات و دستة دوم صنعت تكنولوژي اطلاعات گوييم.

منابع:

1- احمد پور م. "كارآفريني: تعاريف، نظرايات و الگوها"، شركت پرديس 57، 1379.
2- گيلبرت آلن و ژوزف گاگلر، "شهرها، فقر و توسعه"، اداره كل روابط عمومي و بين‌الملل شهرداري تهران، ترجمة پرويز كريمي ناصري، 1375.
3- نهاونديان م. و كاجي‌زاده ف.، "تكنولوژي اطلاعات و اشتغال"، مجلة مصاف(مهندسان صنايع ايران فردا)، ش 19و20، پاييز و زمستان 79، ص63-68.
4- “How information Technology Enterpreneurship has changed the world,” http://www.jackmwilson.com/eBusiness/ITE.htm
5- Laudon K.C. Traver C.G. and laudon J.P. “information Technoligy and society,” International Thomson publishing, 2000.
http://www.nasiran.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=8972&Itemid=15
برگرفته از سايت: www.nasiran.ir

ارسال مقاله توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor



 

 

0
نظر

کارآفريني چيست، کارآفرين کيست؟

نويسنده : حسین رضایی

 

کارآفريني چيست، کارآفرين کيست؟
کارآفريني چيست، کارآفرين کيست؟


 

نويسنده: سيد عليرضا حجازي




 
کارآفريني موضوعي است که از اواخر قرن بيستم مورد توجه محافل آموزشي کشورهاي جهان قرار گرفته است. بررسي تاريخ ادبيات کارآفريني مؤيد آن است که اين واژه اولين بار در تئوري هاي اقتصادي و توسط اقتصاد دانان ايجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوري هاي ساير رشته هاي علوم گرديده است.
کانتيلون (1755) که ابداع کننده واژه کارآفريني است، کارآفرين را فردي ريسک پذير مي داند که کالا را با قيمت معلوم خريداري مي کند و با قيمت نامعلوم مي فروشد. جين بپنتيست سي کارآفرين را هماهنگ کننده و ترکيب کننده عوامل توليد مي داند اما ويژگي خاصي را براي او در نظر نمي گيرد. به عبارت ديگر فردي بايد عوامل توليد (زمين، نيروي کار و سرمايه) را جهت توليد، تجارت يا ارائه خدمات ترکيب کند که به اين شخص "کارآفرين" و به کار او "کارآفريني" گفته مي شود.
يکي ديگر از تعاريف کامل و جامع کارآفريني توسط شومپيترارائه شده است. وي در کتاب خود با عنوان "ئئوري توسعه اقتصادي" بين مفهوم واژه نوآوري و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوري را استفاده از خطرپذيري اختراع براي ايجاد يک محصول يا خدمت تجاري مي داند. به نظر وي نوآوري عامل اصلي ثروت و ايجاد تقاضاست. بنا بر اين کارآفرينان مديران يا مالکاني هستند که با راه اندازي يک واحد توليدي- تجاري از اختراع بهره برداري مي کنند.
با توجه به تعاريف ارائه شده در اين خصوص مي توان گفت کارآفرين کسي است که:
- کار و شغل ايجاد کند.
- خوداشتغالي و ديگر اشتغالي ايجاد کند.
- ارزش افزوده ايجاد کند.
- محصولات يا خدمات جديد به وجود آورد.
- خلاقيت و نوآوري کاربردي داشته باشد.
- با خطرپذيري، فعاليت هاي توليدي و اقتصادي انجام دهد.
- نيازها را شناسايي و آنها را برآورده سازد.
- فرصت ها را به دست آورد ها تبديل کند.
- منابع و امکانات را به سوي هدف هدايت کند.
- براي تقاضاهاي بالقوه محصول بيافريند (پيش بيني در عرضه و تقاضا).
- ايده خلاق را به ثروت تبديل کند.

انواع کارآفريني
 

در يک نگاه کلي مي توان کارآفريني را به دو نوع اساسي تقسيم نمود. کارآفريني فردي و کارآفريني سازماني. اگر نوآوري و ساخت محصولي جديد يا ارائه خدماتي نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفريني فردي و اگر حاصل تلاش يک تيم در سازماني باشد؛ آن را کارآفريني سازماني مي نامند.
بسياري از کارآفرينان کار خود را در قالب ايجاد شرکت هاي کوچک و متوسط (SMEها) شروع مي نمايند. اين شرکت ها سهم به سزايي در توسعه صنايع پيشرفته وايجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت هاي بزرگ از انعطاف پذيري بالايي برخوردارند. لذا بسياري از دولت ها متقاعد شده اند که بايد بستر رشد را براي واحدهاي کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوري)، پارک هاي صنعتي و فناوري فراهم نمايند و آنها را تا زماني که بتوانند به صورت يک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمايت کنند. در کشورهاي جنوب شرقي آسيا 95% کل بنيادهاي اقتصادي و صنعتي کشورها را SMEها تشکيل داده و به عنوان رکن اساسي در اقتصاد و اشتغال اين کشورها تاثيرگذارند.

مشارکت فناوري اطلاعات در کارآفريني
 

امروزه روشن شده است كه اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم هستند. اين دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود مي‌آورند. فردي كه از بازراهاي مختلف و قيمت اجناس در آن بازراها اطلاع داشته باشد يا از گذشته و آينده بازار باخبر باشد، تصميمات بهتري را براي رسيدن به سود بيشتر مي تواند بگيرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتي، جنبه ديگري دارد كه به دانش منتهي مي‌شود و در مكانيزم تصميم‌گيري و انجام بهتر آن اثر مي‌گذارد. ارتباطات نيز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده‌اي متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصيب افراد مي‌كند.
اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسي مورد نياز هر فعاليت كارآفريني هستند. كارآفريني در انزوا و بدون حمايت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امكان‌پذير نيست. كارآفريني مستلزم كشف يك نياز اجتماعي است. و كشف نيازهاي اجتماعي به شناخت اجتماع، نيازهاي آن و بافت فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي آن وابسته مي‌باشد. در شناسايي نياز هر فعاليت كارآفرينانه، ايده‌پرداز يا تئوريسين مي‌بايست نسبت به محيط بينش و بصيرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هايي براي رفع‌آن نياز، در نقاط ديگري از دنيا ارائه شده است. بنابراين اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعاليت كارآفريني است.
فناوري اطلاعات و در رأس آن اينترنت شرايط تازه‎اي را پديد آورده است كه در آن توليدكنندگان، تامين‎كنندگان، فروشندگان و مشتريان، و تقريباً همه عوامل دست‎اندركار يك چرخه اقتصادي قادرند در يك فضاي مجازي مشترك با يكديگر در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات، خدمات، محصولات و پول بپردازند. اينترنت تئوري‎ها و نظريات جديدي را به ميان آورده است كه يكي از آنها اشتغال پيوسته است.
در اين نوع اشتغال فرد شاغل کار خود را با استفاده از امکانات رايانه اي انجام مي دهد و حاصل کار را (که مي تواند محصولي مانند يک نرم افزار يا خدمتي نظير کاوش باشد) از طريق اينترنت در اختيار کارفرما يا مشتريان قرار مي دهد. جالب تر آنکه دريافت دستمزد يا پرداخت مبالغ نيز با استفاده از اينترنت و از طريق مجاري اعتباري اينترنتي نظير حسابهاي اينترنتي و کارتهاي اعتباري صورت مي گيرد. مجموعه اين فعاليت ها و تعاملات در قالب آنچه که امروزه تجارت الکترونيک ناميده مي شود، قابل بررسي است.
در حقيقت تجارت الكترونيكي يكي از نمودها و كاربردهاي ويژه فناوري اطلاعات است و هم اكنون حجم وسيعي از تعاملات بازرگاني در كشورهاي پيشرفته به شيوه الكترونيكي صورت مي‎پذيرد. بر اساس آمارهاي رسمي اعلام شده، تجارت الكترونيكي آمريكا طي سال 2002 بالغ بر 6/1 هزار ميليارد دلار بوده است كه پيش بيني مي‎شود در سال 2006 به 1/7 هزار ميليارد دلار برسد. تجارت الكترونيكي مالزي در سال 2002، 7/13 ميليارد دلار بود كه پيش بيني مي شود در سال 2006 به بيش از 158 ميليارد دلار خواهد رسيد . بديهي است كه رسيدن به چنين حجم‎هاي دلاري در تجارت الكترونيكي بر اساس برنامه‎ريزي‎ و استفاده از فرصتهاي تجاري امكانپذير خواهد بود.
شركت‌هايي مانند Yahoo، eBay،Amazon و ديگران در مدت كوتاهي توانسته‌اند ارزش بسياري را كسب نمايند. آمارها نشان مي‌دهد كه در طي 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخي از اين شركت‌ها بيش از 200 برابر شده است. كارآفريني در اينترنت به اين موارد خلاصه نمي‌شود و موارد بسياري خصوصاً در زمينه نرم‌افزارهاي مبتني بر شبكه و همچنين محتويات شبكه وجود دارد. كارآفريني در شيوه‌هاي جذب مشتريان اينترنتي، بازاريابي اينترنتي، همكاري‌ها و شبكه‌هاي مجازي، واقعيت مجازي، آموزش و كار از راه دور و ... همه و همه گستردگي كارآفريني در عصر اطلاعات را نشان مي‌دهند.
اينترنت شبكه‌اي مجازي است كه تا حد زيادي مستقل از محل مي باشد. اين شبكه بازاري بدون مرز است كه مي‌توان به راحتي در آن تجارت نمود. براي اين منظور مي‌بايست افراد كارآفرين با ايده‌هايي نو، شركت‌هايي اينترنتي را تاسيس كنند و پس از مدتي كه ارزش فوق‌العاده‌اي يافتند آنها را بفروشند.
گسترش روز افزون اينترنت در عرصه هاي گوناگون خدمات که بر مبناي پيدايش نيازهاي جديد صورت مي گيرد، سبب شده است تا هر روز افراد بيشتري جذب اين بازار کار مجازي شوند و شانس خود را در يافتن مشاغل مناسب امتحان کنند. مؤسسات، سازمانها و نهادهاي خصوصي و دولتي در همه کشورها بر آن شده اند تا معرفي محصولات و خدمات خود را در بستر اينترنت انجام دهند، از اين رو اولين نيازي که فرا روي آنها قرار مي گيرد؛ مراجعه به افرادي است که از دانش و مهارت كافي براي انجام چنين
فعاليت هايي برخوردار باشند. طبيعي است که امروز نمي‎توان مؤسسه‎اي را عاري از متخصصان فناوري اطلاعات يافت. ورود رايانه و فناوري‎هاي مرتبط با آن به بازار کار و تجارت و کاربرد روز افزون تعاملات اينترنتي سبب شده است که بازاري دائمي براي متخصصان فناوري اطلاعات به وجود آيد. بنا براين فناوري اطلاعات به عنوان يک پديده به نوبه خود سبب کارآفريني در حوزه هاي مختلف گرديده است.

ويژگي هاي مؤثر فناوري اطلاعات در كارآفريني
 

فناوري اطلاعات با برخورداري از ويژگي ها و قابليت هاي مختلف توانسته است انعطاف پذيري شايان توجهي را در زمينه كارآفريني از خود نشان دهد. همين ويژگي ها سبب افزايش كارايي اين فناوري در امر كارآفريني و ايجاد اشتغال شده اند. در يك نگاه كلي مي توان به برخي از اين ويژگي ها اشاره نمود:

افزايش سرعت
 

محاسبه و پردازش سريع اطلاعات و انتقال فوري آن، زمان انجام كار را كاهش و در نتيجه بهره‌وري را افزايش مي‌دهد. فناوري اطلاعات امكان جستجو و دستيابي سريع به اطلاعات را نيز فراهم مي‌كند.

افزايش دقت
 

در مشاغل مبتني بر انسان دقت انجام كار متغير است؛ درحاليكه فناوري اطلاعات دقتي بالا و ثابت را تامين و تضمين مي‌كند. در انواع فعاليت‌هاي پردازشي و محاسباتي دقت كامپيوتر به مراتب بيشتر از انسان است.

كاهش اندازه فيزيكي مخازن اطلاعات
 

با توسعه فناوري اطلاعات و بكارگيري آن ديگر لزومي به حمل و نگهداري حجم زيادي از كتاب‌هاي مرجع تخصصي وجود ندارد. به راحتي مي‌توان در هر ديسك فشرده اطلاعات چندين كتاب را ذخيره نموده و يا آنكه منابع مورد نياز را از طريق شبكه‎هاي رايانه‎اي دريافت نمود.

رفع برخي از فسادهاي اداري
 

استفاده از فناوري اطلاعات شفافيت در انجام كارها را افزايش مي‌دهد و بسياري از واسطه‌ها را حذف مي‌كند. اين دو مزيت كليدي منجر به رفع برخي از فسادهاي اداري خصوصاً در سطوح پايين مي‌شوند.

ايجاد امكان كار تمام وقت
 

به كمك فناوري اطلاعات بسياري از استعلام‌ها و مراجعات افراد و غيره از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري و به صورت خودكار انجام مي‌گيرد. بنابراين مي‌توان به صورت بيست و چهار ساعته از آن بهره گرفت.

ايجاد امكان همكاري از راه دور
 

مخابرات، تلفن، تله كنفرانس، ويدئو كنفرانس و همچنين سيستم‌هاي همكاري، EDIو غيره نمونه‌هايي از كاربردهاي فناوري اطلاعات در اين زمينه هستند.

كاهش هزينه‌هاي سيستم يا سازمان
 

با توجه به موارد فوق به خصوص افزايش سرعت كه باعث انجام تعداد كار بيشتر مي‌شود و انجام كار تمام‌وقت، بهره‌وري سيستم افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث كاهش مقدار زيادي از هزينه‌ها مي‌گردد.

وضعيت فعلي و آينده در بازار کار فناوري اطلاعات
 

گزارشي که اخيراً توسط مجمع فناوري اطلاعات آمريکابراي سال 2003 تهيه و ارائه شد، روشن ساخت در آينده تقاضا براي نيروي کار فناوري اطلاعات (IT) در کشورهاي در حال رشد رو به فزوني خواهد گذاشت و در کشورهاي پيشرفته کاهش خواهد يافت. همچنين در گزارش مذکور آمده است که تفاوتهاي چشمگيري ميان روشهاي شرکت هاي IT و غير IT در رسيدگي به نيازهاي نيروي کار وجود دارد، از جمله تمايل به صادر نمودن متخصصان معيني از مشاغل IT به كشورهاي خارجي.
در حال حاضر از هر 10 نفر کارمند IT ، 9 نفر در بانکها، شرکت هاي بيمه، کارخانه هاي توليدي و ديگر سازمانهاي غير IT کار مي کنند. بررسي جديدي که توسط مجمع فوق الذكر به عمل آمده است، نشان مي دهد که نه تنها اکثريت کارکنان IT در خارج از صنعت IT فعاليت دارند، بلکه ديدگاه و اميدهايي که از دو گروه کارکنان IT و غير IT وجود دارد، کاملًا متفاوت است. در سالهاي گذشته مشاغل IT با يک ضريب رشد دو رقمي به عنوان راهي براي پيشرفت مطرح بودند، حداقل براي کساني که به دنبال سريع ترين روش استخدام بودند. اکنون نسبت به سالهاي قبل چيزهاي زيادي تغيير کرده است، حتي اقتصاد هم روند بهبود خود را خيلي آرام و به تدريج طي مي کند.
امکان استخدام خارج از صنعت IT مطمئن تر به نظر مي رسد و به آشفتگي کمتري دچار مي شود. شرکتهاي غير IT استعداد بيشتري در استخدام نيروي کار مطابق برنامه هاي خود دارند و مشاغل را به ندرت به خارج از کشور منتقل مي کنند، ضمن آنکه روند افزايش حقوق در آنها طبيعي تر است و پرداخت ما به التفاوت يا مساعده به پرسنلشان را قطع نمي کنند.
واقعيت در آمريکا اين است که شرکت هاي IT 41219 نفر از کارمندان خود را بين فصل اول سال 2002 و فصل اول سال 2003 اخراج کردند که اين رقم در مورد شرکتهاي غير IT بالغ بر 438924 بود. استخدام در شرکتهاي IT طي يک دوره 12 ماهه همچنان ناچيز بود. اين داده ها به معناي آن هستند که نيروي کار IT در كشورهاي پيشرفته و صنعتي در حال ثبات و استقرار است.
بازار نرم مشاغل IT نشان دهنده اين حقيقت بوده است که از هر چهار شرکت سه شرکت مي گويند طي دوازده ماه گذشته تغييري در پرداخت حقوق کارکنان IT خود نداشته اند. 76 درصد از شرکت هاي غير IT و 49 درصد از شرکت هاي IT که اين تغيير را داده اند، مي گويند طي سال گذشته پرداخت ها را افزايش داده اند. فقط 8 درصد از شرکت ها که دست به کار شده اند، مي گويند که طي 12 ماه گذشته پرداختهايشان همچنان در سطح پاييني قرار داشته است. شرکت هاي IT بيش از 20 برابر بيشتر از اين رقم نسبت به شرکت هاي غير IT سهم داشته اند. 17 درصد از شرکتها مي گويند که براي تغيير در پرداخت ها برنامه ريزي کرده اند و اين کار را در ارتباط با کارکنان IT طي 12 ماه آينده انجام خواهند داد. 65 درصد از شرکتهاي IT مي گويند دستمزدها را افزايش خواهند داد، در حاليکه 11 درصد مي گويند حقوقها را کاهش خواهند داد.
اما در کنار اين واقعيت ها افق هاي اميد بخشي نيز به چشم مي خورند. همانطور که اقتصاد تعداد فزاينده اي از متقاضيان واجد شرايط کار را به وجود آورده است، مديران کارفرما نيز مي توانند در پرکردن مشاعل خود آزادي انتخاب بيشتري داشته باشند. در اواخر دهه 1990 و در بازارهاي رقابتي، کارفرمايان بيشتر مايل به دادن آموزش رسمي و گرفتن تجربه مشخص کاري بودند. با نرمتر شدن بازار، کارفرمايان نيز بيشتر مايل به جذب آموزش و تجارب کاري ويژه شدند. اکنون شرکتها مي خواهند مشاغل IT خود را به چند دليل به خارج از کشور منتقل کنند. اين دلايل شامل نياز به بومي سازي گسترده محصولات و خدمات، توانايي استفاده از اختلافات زماني و جغرافيايي براي ايجاد شيفت هاي دوم يا سوم کاري به عنوان وسيله اي جهت باز نگه داشتن بازارها و نيز يک استراتژي براي کاهش هزينه ها مي باشد. از آنجايي که طبيعت شرکت هاي خارجي جمعيت هاي نيروي کاري IT را بيش از گذشته پيچيده ساخته است، تعادل سنتي ميان هزينه و کيفيت به تدريج از ميان مي رود. در نتيجه، توسعه خارجي مشاغل بيشتر به عنوان يک گزينه مطرح مي شود و کارفرمايان بيشتري اين راه حل را در ارتباط با انواع بيشتري از مشاغل IT در نظر مي گيرند.

نتيجه گيري
 

ملاحظه شد كه فناوري اطلاعات تحولات زيادي در كليه فعاليت‌هاي اجتماعي ازجمله كارآفريني بوجود آورده و به عنوان مهمترين ابزار كارآفريني مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنين كارآفريني در فناوري اطلاعات پهنه وسيعي براي فعاليت دارد. كارآفريني لازمه توسعه فناوري و توسعه فناوري بستر كارآفريني است. بنابراين با يك تعامل دو سويه ميان اين دو مواجه هستيم و بر اساس اهميت نقش بسترساز كارآفريني، وظيفه نهاد هاي مسئول مدني و اجتماعي مشخص مي‌شود. دولتها بايد بستر كارآفريني در حوزه فناوري اطلاعات كه همان شبكه‌هاي ارتباطي و اطلاعاتي مي‌باشد را توسعه دهند و تقويت كنند و امكان دسترسي آسان همگان به اين شبكه‌ها را فراهم نمايند. ضمن اينكه فرهنگ استفاده از شبكه‌ها را ايجاد كرده و گسترش دهند و قوانين و مقررات لازم را تدوين و اجرا نمايند.
از سوي ديگر در بخشهاي خصوصي شرکت هاي IT در حال افزايش کارکنان پشتيباني فني هستند و اين نشان دهنده آن است که همواره در ارتباط با محصولات يا برنامه هاي جديد نيازمند نيروهاي انساني تازه نفس هستند. اين گونه فعاليتها علاوه بر آنكه سبب رشد سرمايه IT مي شوند، جذب منابع انساني را نيز در پي دارند. بنابراين به نظر مي رسد اين شرکت ها بتوانند فراتر از اهداف استخدامي خود بروند و سهم بيشتري در كارآفريني داشته باشند. همچنين انتقال مشاغل IT به خارج مي تواند به عنوان يكي از قابليت هاي بالقوه بازار كار فناوري اطلاعات در نظر گرفته شود.
منبع:مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
ارسال توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor

 

0
نظر

گسترش کارآفرینی خانوادگی

نويسنده : حسین رضایی

گسترش کارآفرینی خانوادگی
گسترش کارآفرینی خانوادگی


 






 
در هزاره جدید کار و زندگی به همدیگر وابسته شده به طوری که جداکردن آنها گاه ممکن نیست زیرا فرد کارش را در خانه انجام می دهد. علاوه بر آن دیگر نیاز به حضور فیزیکی در محل کار به آن صورت قبلی مطرح نبوده بلکه به جای آن مباحثی همچون کسب و کار الکترونیکی، کسب و کار خانگی و نظایر آن مورد توجه قرار گرفته است.
با توجه به بالارفتن سطح تحصیلات قشر جوان، بیشتر زوج های تحصیل کرده ترجیح می دهند کارشان یکسان باشد. در این مقاله به موضوع « مشترکاً کار و زندگی را اداره کردن» پرداخته شده است. آمار نشان می دهد تعداد زوج های کارآفرین در ایالات متحده آمریکا رو به افزایش است.
تخمین زده می شود صاحبان نزدیک به یک میلیون کسب و کار زن و شوهری هستند که با هم شریکند. زوج های کارآفرین با یک نوع چالش مواجه هستند به طوری که همزمان اهداف زندگی کاری و خانوادگی با تناقض و مشکل مواجه می شود. صاحبان کسب و کارهای خانوادگی این گونه توصیف می شوند؛ تصمیم گیرنده یک نفر است در حالی که هر دو سختکوش و پرکار بوده و آینده نگر هستند.
داشتن ازدواج موفقیت آمیز مستلزم گذراندن اوقات بیشتر باهم، حمایت از یکدیگر در تمام لحظات زندگی و تمرکز لحظات بیشتر زندگی جهت پیوند و ارتباط بیشتر است. کارآفرینی مشترک به صورت یک مساله کلی و عمومی در حال افزایش است. باوجود این، پرداختن به آن در حوزه عمل بسیار مشکل است.
تفکر و شناختی که امروزه درباره کارآفرینی مشترک وجود دارد بیشتر از روی حکایت ها و داستان هایی که در این زمینه بوده، باقی مانده است. فقط مقدار ناچیزی از مطالعات دانشگاهی به پیچیدگی هایی که در اداره کسب و کار و روابط شخصی و خانوادگی وجود داشته و زن و شوهر با موفقیت هر دو مورد را اداره کرده اند، پرداخته است.
مارشاک اشاره می کند درباره این جمعیت (زوج های کارآفرین) تحقیق جامع و مناسبی انجام نشده است. وی دلایل این موضوع را وجود افسانه در فرهنگ که «حوزه و قلمرو کار و زندگی خانوادگی باید جدا باشد» می داند. در نشریات بازرگانی نسبت به این موضوع تا حدی توجه بیشتری شده و معمولاً از دیدگاه تجویزی بررسی شده است. طبق مصاحبه های انجام شده و نمونه های در دسترس، ده ها مقاله، قدم ها و مهارت های مورد نیاز برای ادغام زندگی زناشویی با کسب و کار را گزارش کرده است.
معمولاً نویسندگان این نوع مقالات به متغیر وابسته (عملکرد سازمانی در این نمونه) اشاره کرده اند و به ندرت رفتار زوج های کارآفرین موفق را با زوج های کارآفرین ناموفق مقایسه کرده اند البته در این زمینه استثناهایی هم وجود دارد که در زیر اشاره خواهد شد.
در اینجا خلاصه ای از تحقیقاتی ارائه می شود که درباره زوج های کارآفرین وجود دارد. در این تحقیقات نشان داده می شود کارآفرینی مشترک چگونه کیفیت زندگی زناشویی را بالا برده و رضایت از آن را به دنبال دارد.
در این مقاله به نقاط مشترک و سازگار زوج های کارآفرین و عدم توافق ها و ناسازگاری های بین آنها اشاره شده است و در این قسمت عوامل تعیین کننده موفقیت زوج های کارآفرین نیز بررسی می شود. منظور نویسندگان در قالب فرضیاتی مطرح شده است که دو پیامد مهم متغیرهای مورد مطالعه پژوهش هستند؛ کیفیت زندگی زناشویی و عملکرد کسب و کار. همان طوری که می دانیم این دو موضوع کاملاً و متقابلاً بر هم تاثیر می گذارند. کارکردن با همدیگر به زوج ها این امکان را می دهد که ویژگی های شخصیتی متفاوت همدیگر را بپوشانند و مکمل یکدیگر باشند.
ممکن است یکی از طرفین گشاده رو و ریسک پذیر باشد در حالی که دیگری در کسب و کار محافظه کارانه عمل کند. در این صورت بین این دو نفر رابطه ای خاص شکل می گیرد که برای شان مهم نیست حتی اگر 24 ساعت با همدیگر باشند. در حالی که بیشتر زوج ها 70 درصد از این ساعت را از همدیگر جدا هستند. موفقیت بسیاری از زوج های کارآفرین ناشی از تحمل بیشتر و تکمیل نقاط ضعف یکدیگر باتوجه به شناختی که از هم دارند میسر می شود. ممکن است یکی از زوج ها بسیار خوشبین بوده و روابط عمومی بسیار قوی داشته باشد و دیگری ممکن است نسبتاً بدبین بوده اما از مهارت های فنی بالایی برخوردار باشد، به همین دلیل می توان گفت عامل و کلید اصلی موفقیت آنان تفاوت هایی است که در ویژگی های شخصیتی و توانایی های شان وجود دارد و مهم تر از آن، قبول و تحمل این تفاوت ها است. برای هیچ کدام از زوج ها هیچ شریکی غیراز آنها نمی تواند امور و مسائل شان را آن گونه که هست درک کند چون کار و زندگی شان مشترک است. تدوین و رعایت مقررات اساسی برای سلامت روانی کارکنان در جایی که شرکت متعلق به زوج هاست بسیار ضروری و مهم است چرا که کارکردن برای شرکت هایی که صاحبان آنها زن و شوهر هستند ممکن است برای کارکنان گیج کننده باشد، به خصوص این امر در مواردی صادق است که کارکنان ندانند رئیس اصلی شرکت کدام یک است.
یکی از سخت ترین و دشوارترین بخش ها در راه اندازی و اداره کسب و کار با همسر خود کنار گذاشتن روابط شخصی و خانوادگی در محیط کار است. در گذشته فرض براین بود که هر شخصی باید شخصیت چندگانه ای داشته باشد و در محل کارش خیلی حرفه ای عمل کرده و هنگامی که به خانه بر می گردد صمیمی برخورد کند. اما امروزه این نوع نقش بازی کردن کنار گذاشته شده و زوج ها ممکن است در محل کارشان از غذایی که در خانه خواهند خورد، صحبت کنند یا در تعطیلات و آخر هفته کارهای مربوط به کسب و کارشان را ادامه دهند.
بنابراین می توان گفت این مساله ضرورتاً کار اشتباهی نیست که زوج ها تمام وقت (در محل کار و خانه) درباره کسب و کارشان صحبت کنند چرا که بعضی زوج ها از این طریق هم روابط زناشویی و هم امور مربوط به کسب و کارشان را ارتقا می بخشند یعنی راه اندازی کسب و کار باعث تقویت ارتباط بین آنها می شود و این مساله مانند مشارکت در یک سرگرمی و تفریح است.
البته در بعضی موارد این خطر هم وجود دارد اگر زوج ها تمام وقت شان را به صحبت و امور مربوط به کسب و کار مشترک شان اختصاص دهند عشق و علاقه به زندگی در آنان به سردی گراید بالاخره می توان گفت زوج هایی که با همدیگر کار می کنند هیچ راز وسری ندارند که از همدیگر بپوشانند. در حالی که وقتی کار و زندگی خانوادگی خیلی از هم فاصله داشته باشد هر یک از زوج ها نمی دانند که دیگری اکثر وقت خود را چه کار می کند. - پیشنهادهایی برای زوج های کارآفرین تعدادی از صاحب نظران اشاره کرده اند زوج ها باید بین زندگی کسب و کار و زندگی خانوادگی مرز مشخص و روشنی قائل شوند. بدون شک مسائل و موضوع های هر دو حوزه در یکدیگر دخالت و سرایت پیدا می کنند اما همسران باید تلاش کنند هر دو حیطه را از همدیگر جدا نگه دارند. اگر اتاق نشیمن خانه یک شعبه دیگری از دفتر شرکت باشد در آن صورت زندگی خانوادگی بسیار آزاردهنده خواهد بود. در مقابل اگر مسائل کم ارزش و عادی زندگی، پیوسته در اداره و محل کار بین زوج ها به میان آورده شود، کارکنان و مشتریان پریشان و ناراحت شده یا ممکن است احترام و شان مالک (رئیس اداره) در نظرشان کم شود.
این توصیف معقول به نظر می رسد اما ممکن است در عمل غیرواقعی باشد. تصور کنید زوجی روز تعطیل روی مساله خاصی در خانه شدیداً با هم مشاجره و دعوا کرده اند و نتوانسته اند تا روز بعد آن را حل کنند اما در محل کار باید سعی کنند به طور عادی با همدیگر برخورد کنند اما آیا ممکن است هیچ تنش و عصبانیتی بین آنها به وجود نیاید؟ مطمئناً این مسائل از روابط زندگی زناشویی به محیط کسب وکار سرایت می کند. زوج های کارآفرین به زوج هایی گفته می شود که همزمان و با هم مدیریت امور زندگی و کسب و کار را برعهده می گیرند. - نکاتی کاربردی در اینجا به نکات و توصیه هایی اشاره می شود که در بقای کسب و کار و تداوم زندگی زناشویی مفید به نظر می رسند: قبل از اینکه به صورت مشترک به کسب و کار بپردازید از خودتان بپرسید آیا ارزش هایتان مشترک است یا نه؟ درباره کارهایی که باید انجام دهید، مشخص کنید که آن کار را چه کسی و چگونه باید انجام بدهد؟ وقتی را نیز به خانواده خود اختصاص دهید. همان طوری که زمانی را به قراردادها و ملاقات مربوط به کسب و کارتان اختصاص می دهید برای زمانی که به امور زندگی و خانوادگی اختصاص می دهید، ارزش قائل شوید. درباره پول به صورت شفاف و واقع گرایانه گفت وگو کنید. در محل کارتان همچون زن و شوهر رفتار نکنید، نگذارید کارکنان تان زندگی شخصی و خانوادگی شما را در محل کارتان مشاهده کنند.
ارتباطات و گفت وگو بین زوج ها کلیدی و حیاتی است. اجازه ندهید مشکلات (حتی ریز و جزئی) روی هم انباشته شوند. سعی کنید درباره کوچک ترین مسائل نیز با همدیگر صحبت کرده و نظر طرف مقابل را جویا شوید و آن را حل کنید چرا که معمولاً منشاء مشکلات عمده مسائل کوچک هستند. - جمع بندی مفهوم راه اندازی کسب و کار توسط زوج ها در سال های اخیر بیشتر مطرح شده است. بنابراین این گروه در اداره کردن همزمان زندگی خانوادگی و کسب و کارشان احتمالاً با چالش هایی مواجه خواهند شد. بنابراین به نظر می رسد این گروه از صاحبان کسب و کار قبل از راه اندازی کسب و کارشان بهتر است وظایف و مسوولیت های هریک را در هر دو حوزه خانواده و کسب و کار کاملاًبرای هم مشخص کنند.
مهم تر اینکه موفقیت زوج کارآفرین هم در زندگی و هم در کسب و کار به میزان تحمل همدیگر و داشتن خلاقیت در زندگی زناشویی و پرهیز از روش های تکراری در تعاملات با هم وابسته است. نکته قابل توجه این است که شناخت زوج های کارآفرین از همدیگر در مقایسه با سایر زوج ها خیلی بیشتر است و می شود گفت که اینگونه افراد هیچ گونه موضوع سری و پنهانی در برابر یکدیگر ندارند.
منبع:روزنامه سرمایه
ارسال توسط کاربر محترم سایت : alirezarajabipoor

0
نظر

فرهنگ کار

نويسنده : حسین رضایی

فرهنگ کار
فرهنگ کار


 






 

چكيده
 

فرهنگ كار براساس ديدگاه‌هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ كار مشروعيت مي‌بخشد نظم‌پذيري جمعي، كار دلسوزانه و باورهاي عملي به ارزش كار يدي، فكري و سازگار شدن با شرايط، قواعد و رفتارهاي صنعتي و توليدي است. هدف از اين پژوهش بررسي فرهنگ كار و ارائه راهكارهايي براي ارتقاي آن بوده است. نتايج اين پژوهش حاكي از آن است كه فرهنگ كاري بالا با بهره‌وري و عملكرد شغلي بهتر رابطه دارد و كساني كه از فرهنگ كاري بالايي برخوردارند عملكرد شغلي آنان نيز بهتر است.
واژگان كليدي:
فرهنگ، كار، فرهنگ كار، انگيزه كار، ويژگي‌هاي كار، ارتقاي فرهنگ كار

مقدمه
 

فرهنگ كار به عنوان شيوه زندگي نقش بنيادي وزير بنايي در ارتقاي سطح پويايي جوامع دارد. در مقايسه با مفاهيمي همچون فرهنگ سازماني، فرهنگ عمومي و نظاير آن، مفهوم فرهنگ كار كمتر تعريف شده است. فراهم آوردن امكان تصميم‌گيري براساس عقل و درايت در تمام مراحل زندگي به ويژه از دوران كودكي از جمله بنيان‌هاي اصلي و تأثيرگذار در ايجاد و تقويت فرهنگ كار محسوب مي‌شود. بررسي‌هاي كارشناسان مسايل اجتماعي ايران نشان مي‌دهد كه فرهنگ كار در ايران در مقايسه با جوامع پيشرفته در سطح پائين‌تري قرار دارد. اين در حالي است كه در جهان پيشرفته با وقوف بيشتر به نقش استراتژيك نيروي انساني و نگر‌ش‌هاي آن به كار و توليد مفهوم فرهنگ كار از اهميت فزاينده‌اي برخوردار شده است. زماني كه فرهنگ كار نهادينه گردد كار به عنوان يك ارزش تلقي شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف كار كردن را مسير توسعه موزون جامعه دانسته و از طريق درست كار كردن به توسعه اقتصادي كمك مي‌نمايند.

مفهوم فرهنگ
 

فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشكيل يافته است. فر به معناي جلو و بالا آمده است و هنگ در زبان فارسي از ريشه اوستايي «تنگ» و به معناي كشيدن و وزن مي‌باشد. فرهنگ فارسي معين فرهنگ را به معناي علم، دانش و تدبير آورده است. در فرهنگ بزرگ سخن فرهنگ چنين تعريف شده است: «پديده كلي پيچيده‌اي از آداب، رسوم، انديشه، هنر و شيوه زندگي كه در طي تجربه تاريخي اقوام شكل مي‌گيرد و قابل انتقال به نسل‌هاي بعدي است».
فرهنگ لغات و بستر فرهنگ را به عنوان مجموعه‌اي از رفتارهاي پيچيده انساني كه شامل افكار، روش زندگي، گفتار، اعمال و آثار هنري كه بر توانايي انسان براي بكارگيري و انتقال دانش به نسل ديگر اطلاق مي‌شود تعريف مي‌كند.
فرهنگ به عنوان يك اصطلاح فني در نوشته‌هاي انسان‌شناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است. هنگاميكه فرهنگ يك گروه يا جامعه شكل گرفت و به تدريج بهبود يافت افراد آن حوزه فرهنگي، كيفيت تمايلات، ذهنيات و رفتارهاي خود را با آن منطبق ساخته و به گونه‌اي رفتار خواهند كرد كه هنجارها و ارزش‌هاي فرهنگي شكسته نشده و فردي غيرعادي شناخته نشوند.
با توجه مطالب فوق مي‌توان گفت: فرهنگ مجموعه‌اي از باورها، انديشه‌ها و تراوشات فكري بشر در طول تاريخ است كه زمينه‌ساز و تداوم بخش رشد و تعالي انسان و شكل‌گيري هويتي خاص براي او بوده است. فرهنگ مجموعه‌اي تبادل‌پذير و به اشتراك گذاشتن از مجموعه داشته‌ها و پيشينه‌هاي جوامع انساني است كه به عنوان سرمايه‌اي قابل انتقال از نسلي به نسل ديگر قابل بررسي است و در عين حال يكي از رايج‌ترين، پيچيده‌ترين و پرابهام‌ترين مفاهيم است.
فرهنگ كار براساس دیدگاه‌های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ كار مشروعیت می‌بخشد نظم‌پذیری جمعی، كار دلسوزانه و باورهای عملی به ارزش كار یدی، فكری و سازگار شدن با شرایط، قواعد و رفتارهای صنعتی و تولیدی است. هدف از این پژوهش بررسی فرهنگ كار و ارائه راهكارهایی برای ارتقای آن بوده است. نتایج این پژوهش حاكی از آن است كه فرهنگ كاری بالا با بهره‌وری و عملكرد شغلی بهتر رابطه دارد و كسانی كه از فرهنگ كاری بالایی برخوردارند عملكرد شغلی آنان نیز بهتر است.

مفهوم كار
 

كار بخش اساسی زندگی است. ما انسان‌ها احتیاجات مازاد زیادی داریم، مانند لباس، سرگرمی، سفر، تحصیل و دیگر امكاناتی كه به آن‌ها عادت كرده‌ایم. كار جدا از موقعیت تكنولوژیكی آن قابل فهم نیست و در مقاطع تاریخی مختلف و فرهنگ‌های متفاوت شكل‌های مختلفی به خود می‌گیرد. مقایسه كار كشورهای پیشرفته و كشورهای جهان سوم نشان می‌دهد كه نه تنها تكنولوژی كاملاً متفاوت است بلكه روش‌های انگیزه‌دهی و ارتباطات اجتماعی هم تغییر می‌كند. همین امر نیز صدق می‌كند اگر ما كار در جهان كنونی را با كار در انقلاب صنعتی، قرون وسطی و امپراطوری ساسانی مقایسه كنیم كار دارای تعاریف چندگانه‌ای است. تعاریف زیادی از جانب متخصصان مختلف و با مكاتب فكری متفاوت ارایه شده است. در فرهنگ فارسی سخن كار چنین تعریف شده است: «آنچه از كسی سر می‌زند، عمل و دیگر اینكه فعالیتی كه شخص به طور روزانه به آن مشغول است و معمولاً بابت آن حقوق دریافت می‌كند».
استفاده معمول و متداول واژه كار به كار بدنی محدود می‌شود لیكن این یك معنای عام از واژه كار نیست. لذا هرگونه تعریف علمی از كار باید شامل كوشش‌های فكری نیز بشود، زیرا در صنایع جدید مغزها به اندازه بازوها مورد احتیاج است. لكن این موضوع نباید سبب شود كه كارگران یدی در موقعیت پایین‌تری از لحاظ استفاده از نعم مادی موجود در جامعه قرار گیرند. كاربرد معمول و متداول كار به طور كلی محدود به موجود انسانی است. لیكن تمام متخصصان كار را به یك شكل تعریف نكرده‌اند. آدام اسمیت كار را بر طبیعت و انسان هر دو نسبت می‌دهد و می‌گوید «طبیعت همراه انسان زحمت می‌كشد.
امروزه تمام متخصصان اقتصاد واژه كار را عملاً محدود به كار انسان می‌دانند. بعضی متخصصان اصطلاح كار را برای كوشش‌های دشوار و پرزحمت به كار می‌برند و هر نوع كوششی كه خوشی ایجاد كند یا به خاطر لذتی صورت گیرد كار نمی‌دانند. اقتصاددان انگلیسی (William Stanley Jevons ) معتقد است كه كار هر نوع تلاش دشوار مغز یا بدن است كه به طور جزیی یا كلی با توجه به سود آینده صورت می‌گیرد. به هر حال مفهوم جدید این است كه هر كوششی نیازی را ارضاء نماید یا فایده‌ای را ایجاد كند كار مولد باید حساب آید، مانند كار هنرپیشه، قاضی، زارع و نویسنده. مسلماً هر نوع كوشش انسان كه منظور آن تحصیل مزد باشد كار نامیده می‌شود لیكن هر كاری مولد نیست. یعنی چیزی تولید نمی‌كند یا در خدمت تولید قرار نمی‌گیرد. به هر صورت كار است لیكن كار مولد نیست. در زیر چند تعریف از كار ذكر می‌گردد.
كار یكی از عوامل تولید كه تمام فعالیت‌های اقتصادی انسان، اعم از فكری و یدی، تخصصی و غیرتخصصی برای تولید ثروت را در برمی‌گیرد.
كار می‌تواند به عنوان انجام وظایفی تعریف شود كه متضمن صرف كوشش‌های فكری و جسمی بوده و هدفشان تولید كالاها و خدماتی است كه نیازهای انسانی را برآورده می‌سازد. شغل یا پیشه كاری است كه در مقابل مزد یا حقوق منظمی انجام می‌شود. كار در همه فرهنگ‌ها اساس نظام اقتصادی است كه شامل نهادهایی است كه با تولید و توزیع كالاها و خدمات سر و كار دارند.

مفهوم فرهنگ كار
 

فرهنگ كار را بایستی مقوله‌ای پویا دانست كه در جریان صنعتی شدن روند تكاملی خود را طی می‌نماید. عصاره فرهنگ كار چگونگی تولیدات ملی و میزان آن می‌باشد كه خود بر رفاه اجتماعی اثر می‌گذارد و تولید به نوبه خود بر فرهنگ كار و روابط اجتماعی اثر شایانی دارد.
فرهنگ كار از فرهنگ سازمانی نشات می‌گیرد. فرهنگ سازمانی پدیده مبهمی است. برای تصمیم‌گیری درباره فرهنگ سازمان و فرهنگ كار تشخیص و تفكیك باورهای راهنمای بنیادی از باورهای روزمره ضروری است. در سازمان باورهای راهنمای عالی زمینه ایجاد باورهای عملی و واقعی كار و زندگی را فراهم می‌آورند. باورهای راهنما به دو دسته تقسیم می‌شود: باورهای برونی مربوط به نحوه رقابت و نحوه هدایت كسب وكار و باورهای درونی كه در خصوص نحوه مدیریت و هدایت سازمان است در ایران اصطلاح فرهنگ كار بارها از سوی افراد بكار رفته، لیكن تعریف مشخصی از آن داده نشده است. چنانچه به اختصار فرهنگ را مجموعه ارش‌ها، باورها و دانش‌های مشترك و پذیرفته شده یك گروه دانسته و كار را فعالیت‌های اقتصادی منجر به ارزش افزوده در نظر بگیریم فرهنگ كار عبارت است از: مجموعه ارز‌ش‌ها، باورها و دانش‌های مشترك و پذیرفته شده یك گروه كاری در انجام فعالیت‌های معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده به كلام دیگر اینكه، در وجود كاركنان یك سازمان چه ارزش‌ها و نگرش‌هایی درونی شده و مورد پذیرش جمعی قرار گرفته است، فرهنگ كاری حاكم بر آن سازمان یا گروه را تبیین می‌كند. براساس این رویكرد می‌توان فرهنگ سازمانی را به عنوان پدیده عامل‌تری در نظر گرفت كه بخشی از آن مربوط به چگونگی انجام كار بوده و به آن فرهنگ كار گفته می‌شود. بر این اساس هنگامیكه فرهنگ كار در یك سازمان یا جامعه ضعیف ارزیابی می‌شود این بدین معنا است كه كاركنان به انجام كار مفید و مولد تمایل نداشته و در نتیجه فعالیت‌های آن‌ها از راندمان و اثربخشی كمتری برخوردار است و منابع به كار گرفته شده حداكثر بازده ممكن را نخواهد داشت.

عوامل تعیین كننده فرهنگ كار
 

سوال اساسی این است كه چه عواملی یا مولفه‌هایی فرهنگ كار را تشكیل می‌دهد؟ بطور كلی عوامل بسیاری در شكل دادن به فرهنگ كار موثر هستند نظیر عوامل جغرافیایی، محیطی، اقتصادی و اجتماعی. در ادبیات موضوع به مواردی نظیر میزان آمادگی و توان كاری نیروی انسانی، تسلط كاركنان بر ماهیت شغل، میزان حمایت سازمان از كاركنان، میزان انگیزه و تعهد كاركنان به كارفرما، سازمان و مدیران، كیفیت ارایه بازخوردها، میزان اعتبار و تطابق تصمیمات با قوانین سازمانی، نگرش‌ها و روحیه كار جمعی، اخلاق كاری و غیره اشاره شده است. در كل نه عامل را می‌توان برشمرد. این عوامل خود معلول شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاكم، نظم شخصیت، نظام مدیریت و سازمان كاری است. این نه عامل عبارتند از:
۱ ) احساس مفید بودن سازمانی.
۲ ) تصویر ذهنی از استعداد كاری خود.
۳ ) نگرش مثبت به كار.
۴ ) میزان پذیرش تغییرات و روش‌های كاری جدید.
۵ ) نظام فرهنگی حاكم بر جامعه.
۶ ) میزان وضوح نقش‌ها و روش‌های كار.
۷ ) میزان عدالت سازمانی.
۸ ) ارزش‌های كار (درونی و بروني. )
۹ ) برخورداری از میزان وجدان كاری بالا.

ویژگی‌های كار
 

كار دارای ویژگی‌های متعددی است كه در زیر به مهمترین آن‌ها اشاره می‌شود:
▪ دایمی و همیشگی بودن كار.
▪ به تولید كالا و خدمات می‌انجامد.
▪ دستمزدی برای آن در نظر گرفته می‌شود.
▪ به برقراری تعالی جسمانی و حفظ سلامت روحی و بدنی انسانی منجر می‌شود.
▪ موجب تقویت روابط‌اجتماعی و ارضای نیازهای اجتماعی افراد می‌گردد.
▪ به تزكیه نفس و جلوگیری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی منجر می‌گردد.
▪ وسیله‌ای برای اندازه‌گیری نقاط قوت و ضعف انسان‌ها است.

راهكارهایی جهت ارتقاء فرهنگ كار
 

بدون شك برای تجزیه و تحلیل و ارتقاء فرهنگ كار در هر سطحی شناخت عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ كار امری حیاتی است. روابط متقابل میان كار، سرمایه و محیط اجتماعی سازمان به شكلی كه آن‌ها در یك مجموعه كاملی متوازن و هماهنگ كردن حایز اهمت است. بهبود فرهنگ كار به این امر بستگی دارد كه ما چگونه عوامل اصلی سیستم اجتماعی- تولیدی را مشخص می‌كنیم و به كار می‌بریم. اصولاً ارتقاء فرهنگ كار تحت تأثیر عوامل متعددی است كه در یك طرف آن فرهنگ، ساختار اجتماعی، سیاسی، فنی، مدیریتی جامعه و در طرف دیگر آن ساختار طبیعی و اقلیمی وجود دارد.

عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ كار عبارتند از:

 فرهنگ محیط كار مطلوب

یكی از جلوه‌های فرهنگ كار این است كه ساعات كار مفید كاركنان افزایش یابد. برای بالا بردن ساعات كار مفید كاركنان لازم است بر عملكرد كاركنان به شكل منطقی مدیریت شود. یعنی با اندازه پذیر كردن عملكرد، زمینه‌های عملكرد نامطلوب و خلاهای كاری از بین خواهد رفت. یكی از جنبه‌های ضعیف بودن فرهنگ كار بیكاری پنهان كاركنان است كه خود منشاء بروز بسیاری از نارسایی‌ها و مشكلات سازمانی است. با ساز و كارهای عملیاتی زیر می‌توان به ارتقاء ساعات مفید كار و تقویت فرهنگ كار كمك كرد.
▪ ارزیابی عملكرد كاركنان و مشخص شدن كار مفید از غیرمفید.
▪ شناسایی و كنترل گلوگاه‌هایی كه در آن بیكاری پنهان وجود دارد.
▪ اندازه پذیر ساختن ساعات كار مفید از طریق شاخص‌سازی.
▪ تشویث موثر كسانی كه ساعات كاری مفید داشته‌اند.
▪ تفویض اختیار به كاركنان و مسئولیت خواهی در قبال كار.
▪ تدوین برنامه‌های مشخص كاری برای كاركنان.

فرهنگ كار و مشكلات اجتماعی
 

آیا كار خوب است؟ كار را آنگونه كه ما اكنون می‌شناسیم به وجود آورنده یك سری مشكلات سخت اجتماعی است اگر چه بسیاری از مردم از كارشان لذت می‌بردند و از رضایت كاری بالایی برخوردارند، اما اشخاصی هستند كه اینگونه نیستند. بطور كلی كار كردن خوب است، اما هستند كسانی كه به علت استرس ناشی از كار مریض شده یا ناراحتی روحی پیدا می‌كنند. بعضی از مردم كار را صرفاً به خاطر آن دوست ندارند كه آن را تجربه كرده‌اند، بنابراین یا از انجام آن اجتناب می‌كنند و یا تا آنجائی كه ممكن است آن را كمتر انجام می‌دهند. مطالعات نشان می‌دهد كار از مزایای پنهان برخوردار است كه تنها با از دست دادن آن مشخص می‌شود. دلیلی كه مردم در فرهنگ ما هنگام بیكاری احساس شادی نمی‌كنند آن است كه آن‌ها اصول اخلاق كار را پذیرفته‌اند.

فرهنگ كار و كیفیت زندگی كاری
 

در یك تعریف كلی می‌توان گفت كیفیت زندگی كاری به معنی تصور ذهنی و درك و برداشت كاركنان یك سازمان از مطلوبیت فیزیكی و روانی محیط كار است برای دستیابی به كیفیت مطلوب زندگی كاری برخی اقدامات برای افراد به شرح زیر باید انجام گیرد:
▪ پرداخت حقوق مناسب و عادلانه برای انجام گرفتن خوب یك كار.
▪ وضعیت كاری سالم و ایمن.
▪ امكان استفاده از مهارت‌های جدید.
▪ ایجاد انسجام اجتماعی در سازمان.
▪ حفظ حقوق فردی.
▪ تعادل در تقسیم كار و استراحت.
▪ ایجاد تعهد كاری و سازمانی.

ایرانیان و فرهنگ کار
 

کار و فراغت ایرانیان جدیدترین سوژه‌ای است که حسن قاضی مرادیبرای تحقیق خود انتخاب کرده است. مساله قاضی‌مرادی در این تحقیق چیستی و چگونگی "کار" و "فراغت" در جامعه ما است و به این پرسش اساسی می‌پردازد که منشا بی‌اشتیاقیایرانیان به کار و گریز از فعالیت‌هایی که می‌تواند اوقات فراغت را پرکند، چیست؟
مناسبات و ارزش‌های اجتماعی از سامان کلی اقتصادی و سیاسی جامعه متاثر است. از این‌رو، در سنجش پیامدهای این سامان کلی، می‌توان مناسبات و ارزش‌هایی را مورد توجه قرار داد که در قلمروی اجتماعی مانع رشد اشتیاق به کار در میان ما می‌شده است. در زیر به چند موارد از این مناسبات و ارزش‌های اجتماعی می‌پردازم.

هویت نیافتن با کار
 

هویت فردی را می‌توانیم، در کلی‌ترین معنا، با مجموعه ادراکات و احساساتی معنا کنیم که فرد در ارتباط با خود، دیگران و در مجموع با جامعه از خود می‌یابد. هویت فردی درک و احساسی نیست که فرد به طور شخصی از خویش دارد. هر چند که هویت فردی در پی <جدایی فرد از بند ناف جامعه> زمینه یافت اما <فرد> مجموعه امکانات و استعدادهای خود به اضافه بازتابی است که مجموعه روابط خود با جهان اطراف (و دیگران ) بر او دارد. از این لحاظ، هویت فردی امری اجتماعی است.
اما اگر <فرد> با جدا شدن از بند ناف جامعه، یعنی جدا شدن از مجموعه مناسبات اجتماعی سنتی، مثل مناسبات خونی و خویشاوندی و استغراق در جماعت بلا‌فعل خود، تحقق یافت، مهمترین آنچه که در دنیای مناسبات غیرشخصی و غیرجماعتی ممکن بود معرف هویت فردی او شود، <کار> بود. در دنیای مناسبات نوین اجتماعی، فرد در قدم اول، هویت‌اش را با کار می‌یابد. بدون اتکا به موضوعاتی مثل تبار یا مناسبات موروثی، فرد در درجه اول، با این تلا‌ش که درک خود از خویشتن و درک دیگران از خود را با کار خویش شکل دهد امکان می‌یابد تا هویت فردی‌اش را بسازد.
جامعه ایران در پی شروع‌گذار از جامعه سنتی به جامعه متجدد چنان متحول شد که از یک‌سو، مناسبات سنتی مبتنی بر تبار و جماعتی بودن را از دست داد. به عبارت دیگر، شخص را از قید ا ین مناسبات رهانید. اما از سوی دیگر، از جمله به علت تداوم اشکال نوین حکومت استبدادی و نفوذ دخالت‌گرانه امپریالیسم در استقرار و بسط اقتصاد کالا‌یی مبتنی بر کار مجرد و سرمایه‌داری تولیدی، به‌عنوان بنیان و پایه استقرار مناسبات نوین اجتماعی، با مشکلا‌ت جدی مواجه شد. نتیجه این دوگانگی به‌وجود آمدن جامعه ذره‌ای‌شده‌ای بود که آحاد آن نه از هویت فردی بلکه از هویت خودمدارانه‌ای برخوردار شدند که در ناآگاهی از اینکه فرد به‌عنوان فرد در اصل پدیده‌ای اجتماعی است، فقط در پی منافع و مصالح آنی شخص خویش بودند. از این‌رو، آنچه برای ما ایرانیان در دوره معاصر تاریخ‌مان اهمیت نیافت این نکته بود که - در مجموع- بخواهیم و بکوشیم هویت فردی‌مان را با کار خویش شکل دهیم، خود را با آن اثبات و معنا کنیم و اعتلا‌ی آن را به اتکای کار بخواهیم. بنابراین، مهم نیست که ما چه کاره‌ایم؛ محصل‌ایم یا دانشجو، یا کارگر و کارمند، یا رئیس و تاجر، معلم یا فعال سیاسی و ... هرچه که باشیم بسیار کمتر خود را با کار و فعالیت موظف اجتماعی‌مان معنا و اثبات می‌کنیم تا با پرداختن به تمایلا‌ت شخصی و خودمدارانه‌مان. از یکسو، اگر از خویشتن با دیگران حرف می‌زنیم، عمدتا، خود را با تمایلا‌ت شخصی و چگونگی پرداختن‌مان به این تمایلا‌ت و موفقیت‌ها و ناکامی‌ها‌یمان در این زمینه به دیگران می‌شناسانیم و از سوی دیگر، درکی که خود از خویشتن داریم، معنایی که به خویشتن می‌دهیم، عمدتا، بر بنیان همان تمایلا‌ت و خواست‌های شخصی شکل گرفته است.
زحمت و اشتغال چنان بیزارمان می‌کند و چندان به کار بی‌اشتیاق‌ایم که اصلا‌ درکی از کار و فعالیت خلا‌ق و بارآور نداریم و نمی‌توانیم داشته باشیم. وقتی کار خود را صرف زحمت و اشتغالی می‌یابیم که چاره‌ای جز تداوم آن نداریم وگرنه یک لحظه به چنان مشقت بیزارکننده‌ای ادامه نمی‌دادیم چگونه می‌توانیم خود را با <کار> اثبات و معنا کنیم! اگر تلا‌ش می‌کنیم که حرفه‌ای را بیاموزیم و به آن مشغول شویم عمدتا به این دلیل است که فکر می‌کنیم حرفه‌مان به ما امکان می‌دهد تا به تمایلا‌ت و دلخواست‌های شخصی خود بپردازیم. در این حال، آنچه بی‌ارزش می‌شود، کار است. در این حال، کم‌کاری، اهمال‌کاری، نیمه‌کاری، لا‌ابالی‌گری و... جای کار خلا‌ق و بارآور را می‌گیرد.
بالطبع، می‌توان بسیاری عوامل اقتصادی و سیاسی را، مثلا‌ آنچه را که پیش از این مورد بحث قرار گرفت، پیش کشید و آنها را بهانه کار نکردن معرفی کرد اما باید تاکید کرد که در عصر صنعتی و استقرار هویت فردی، قرار است که کار و فعالیت خلا‌ق و مولد به فرد به‌عنوان انسانی یگانه و یکتا اعتبار و هویت بخشد. متقابلا‌ نیز تاکید فرد بر یکتایی هویت‌اش و کوشش او برای استحکام و اعتلا‌ی فردیت خود است که باید او را به کار و فعالیت خلا‌ق و مولد برانگیزاند. اما ما برعکس این، می‌خواهیم انفراد شخصی‌مان را نه با کار مولد خویش بلکه صرفا با تمایلا‌ت و دلخواست‌های شخصی‌مان درک کنیم و به دیگران بنمایانیم و این را درک نمی‌کنیم که این نه اشتیاقات و دلخواست‌های شخصی ما به‌عنوان بنیان فراغت‌طلبی‌مان، بلکه دقیقا خودمداری‌مان به‌عنوان تلا‌ش برای برآوردن منافع و مصالح آنی شخصی‌مان است که ما را به چنین رفتاری سوق می‌دهد. درست به این دلیل که کار و فراغت در ارتباط با هم‌اند. کار که نباشد فراغت نیز پوچ و بی‌معنی می‌شود. فراعت وقتی به‌عنوان یک فعالیت خودانگیخته، خود- بیانگر و خود- تعالی‌بخش فرد مطرح می‌تواند باشد که کار به‌عنوان فعالیتی خلا‌ق و مولد برای او، از پیش وجود داشته باشد. محال است شخصی کار موظف‌اش را لا‌ابالی‌گرانه و با اهمال و از سر بی‌مسوولیتی انجام دهد و <فراغت> داشته باشد یا آن را درک کند؛ او در زمان فراغت فقط می‌تواند با برخی موضوعات خود را سرگرم کند و خوش باشد؛ بی‌آنکه کوچکترین تاثیری در خود - بیانگری و اعتلا‌ی فردی‌اش بگیرد و یا از پرداختن به دلخواست‌هایش کوچکترین تاثیری بر دیگران گذارد. در این حال، فعالیت‌های زمان فراغت او نیز هرگز نمی‌تواند بنیان استواری برای هویت فردی او باشد. چرا که او با این فعالیت‌ها، بیشتر، <حال می‌کند> تا اینکه در جهت تحقق هدفی فردی بکوشد.
ما در هر کار و فعالیتی که به آن مشغولیم - مهم نیست چه کار و فعالیتی باشد- از جمله به این دلیل از کارکردن طفره می‌رویم یا در کار، بدعهدیم، در فعالیت نیمه‌کار و سمبل‌کاریم... که با کار موظف و فعالیت خود حس هویت نمی‌یابیم و چون چنین است پس در زحمت و اشتغال خود فقط به میزانی فعالیم که کسی از ما بازخواست نکند. ما به‌عنوان اشخاص خودمدار از شخصیت خاص وخصوصی برخورداریم؛ از این‌رو، اصلا‌ یکتایی و یگانگی هویت متمایز فردی را درک نمی‌کنیم تا بدانیم که این یکتایی، ازجمله با کار و فعالیت خلا‌ق و بارآور فردی‌مان کسب می‌شود. ما رقابت زیبای انسانی را در کار و فعالیت خلا‌ق و بارآور درک نمی‌کنیم. به عوض، در محیط کار خود آکنده از حسادت‌ایم؛ موفقیت هر فردی در کار و فعالیت‌اش تنفر ما را برمی‌انگیزد. این حسادت، که ریشه در ناتوانایی‌مان در کار و بی‌اشتیاقی‌‌مان به آن دارد، چنان در ما قوی است که از ناکامی دیگران در کار و فعالیت‌شان بیشتر خوشحال می‌شویم تا از موفقیت خود در کار و فعالیت فردی‌مان. برای رسیدن به این خوشحالی، از چوب لا‌ی چرخ موفقیت دیگران‌گذاشتن هیچ‌ ابایی نداریم. ما کمتر در رنج این حسرت‌ایم که زندگی فرصت‌های کمی برای فعالیت و موفقیت به ما داده است و بیشتر حسرت‌زده فرصت‌هایی هستیم که تصور می‌کنیم بخت و اقبال به دیگران داده است. در این حال، کار و فعالیت، بنیان هویت نیست؛ همه بهانه "رزق و روزی" است و رفع تکلیف به‌گونه‌ای که صدای چون‌وچراکننده‌ای بلند نشود.

بحث و نتیجه‌گیری
 

برای حركت شتابنده به سمت شكوفایی اقتصادی، حمایت از فرهنگ كار مطلوب و مثبت مورد نیاز است. لذا وضعیت فرهنگ كار بایستی از طریق دخالت در عوامل شناخته شده فرهنگ كار متحول گردد و گرایش‌ها، بینش‌ها و دانش لازم نسبت به كار در جامعه و سازمان‌ها ایجاد شود. برای تحول و ارتقای فرهنگ كار استفاده و توجه به شاخص ارزش‌های درونی و بیرونی كار توصیه می‌گردد. در واقع به رغم پاره‌ای از نظرات موجود در جامعه هنوز كار به عنوان پدیده‌ای ارزشمند تلقی شده و جا دارد تا از این نگرش به عنوان یك فرصت برای تحول استفاده شود. نكته قابل تحمل آنكه مدیران سازمان‌ها نقش خطیری در تحول فرهنگ كار بر عهده دارند. این درست نیست كه تا فرهنگ كار در كل جامعه اصلاح نگردد تغییر در فرهنگ كاری یك سازمان معنی نداشته باشد. تجربه سازمان‌های موفق در كشور نشانگر آن است كه به رغم تأثیر عوامل محیطی، امكان بسیاری از تحولات مثبت در درون سازمان‌ها وجود دارد و این تحولات خود می‌تواند بسترساز تحولات وسیعتری در كل جامعه باشد. فرهنگ كار و نظم‌پذیری در سازمان‌ها زمینه‌های استفاده مفید و موثر از منابع انسانی و مادی را فراهم می‌سازد و آثار مطلوبی در بعد بهره‌وری و كسب مزیت رقابتی دارد. برای ارزشی كردن تولید و سودآوری، گریزی نیست جز اینكه در سازمان و جامعه فرهنگ كار رواج پیدا كند.
فرهنگ كار بدون كار مفهومی ندارد. كار كردن و فرهنگ كار بایستی نهادینه شود تا از این طریق بتوان بنیادهای فرهنگ كار را بنا نهاد و در جهت تقویت آن گام برداشت. فرهنگ كار به معنای پذیرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد صنعت تولید است كه با اعمال ساز و كارهایی بایستی آن را ایجاد، مراقبت و كاربردی كرد. بدون تردید ساختار اقتصادی جامعه بر فرهنگ كار موثر است. بدیهی است در شرایطی كه سودهای سرشاری در گروه كثیری از مشاغل كه نتیجه تغییر در ساختار اقتصادی و اجتماعی جامعه هستند وجود دارد و توزیع درآمد به ضرر دارندگان عامل تولید، كار و به نفع دارندگان عامل سرمایه تغییر می‌یابد فرهنگ كار سست و متزلزل خواهد شد. زمانی كه نرخ تورم بالا به صورت پایدار در اقتصاد جوامع وجود دارد و به علت عدم قابلیت انعطاف مزد با شرایط دائماً در حال تغییر- هزینه جبران خدمات كاری روز به روز كاهش می‌یابد- نباید انتظار روحیه و اخلاق كاری بالا را داشت. كارشناسان مسایل نیروی كار برای مشخص كردن ویژگی‌های نیروی انسانی با كیفیت بالا اعتقاد دارند از جمله كیفیاتی كه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد می‌توان احساس تعهد، حساسیت و وفاداری نسبت به سازمان، مهارت‌های ارتباطی خوب، توانایی‌های مشاركتی، تعهد اجتماعی، مهارت‌های فنی و پذیرش تغییر را نام برد. قبل از هر چیز می‌توان گفت نیروی انسانی‌ای كه از كیفیت بالا برخوردار است رفتار مولد دارد. تنها رفتار شغلی كارگر، مهندس یا مدیر است كه عملاً سبب می‌شود تا كارها با مولدیت بیشتر یا كمتر انجام گیرد. این رفتار به نوبه خود نتیجه تركیبات پیچیده اما كاملاً متمایز ویژگی‌های فردی، سازمانی و غیره است. مانند: نگرش به كار، دانش، مهارت و فرصت‌ها. بنابراین به منظور تغییر رفتار نیروی كر و مولدتر ساختن آن بایستی روش متوازن و هماهنگ بر ویژگی‌های فوق در پیش گرفت. انگیزه، هم پایه و هم معیار نهایی موفقیت در یك سیستم مدیریتی است. در واقع تحرك بخشیدن، هدایت و كنترل تمایل افراد برای كار اهمیت حیاتی در پیشرفت ملت‌ها دارد. كار نقش كلیدی در توازن بخشیدن به ساختارهای اقتصادی و اجتماعی جامعه دارد. می‌توان گفت تمام پی‌آمدهای دیگر زندگی بشر به كار بستگی دارد. از این رو دوام یك سیستم اجتماعی و یك تمدن براساس قدرت آن در حفظ و هدایت تمایل به كار در جهت هدف‌های مطلوب قرار دارد. در نهایت آنكه فرهنگ كار اگر چه در بسیاری از عوامل سازمانی به ویژه تولید و سودآوری موثر است، لیكن خود در حالت رونق و تولید ارتقاؤ می‌یابد و تقویت می‌گردد.
منابع
1- مرتضی فرید، الحدیث: روایات تربیتی از مکتب اهل بیت (ع )، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1366
2- ابوالقاسم پاینده، نهج الفصاحه: سخنان و خطبه‌های رسول مکرم اسلام، تصحیح و تنظیم: عبد الرسول پیمانی؛ محمد امین شریعتی، اصفهان، انتشارات خاتم الانبیا، 1385
3- قیصر امین پور، بی بال پریدن، تهران، افق، 1370.
4- احمد احمدی بیرجندی، شعر در زندگی، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1379
5- مختار نیک فر، کار در زندگی فردی و اجتماعی از دیدگاه قرآن، قم، مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، 1383
6- ابراهیم فیوضات، نگرش ایرانیان به کار و صنعت (از طریق شعر طنز )، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، مرداد 1386
7- عبدالرضا ابراهیمی، داستان و حکایت های پند آموز، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی رحیق، 1377
8- شهید مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، تهران، انتشارات صدرا، 1378
9- محمد محمدی ری شهری، گزیده میزان الحکمه، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، 1381
10- صابر کرمانی، زندگانی چهارده معصوم (ع )، تهران، اقبال، 1357
11- داستان راستان، انتشارات صدرا، 1386

ارسال مقاله توسط کاربر محترم سايت : ketabdar