0
نظر

ابن خلدون پدر علم اقتصاد (1)

نويسنده : حسین رضایی

ابن خلدون پدر علم اقتصاد (1)
ابن خلدون پدر علم اقتصاد (1)





 
ابن خلدون دانشمند بزرگ اسلام در تحقيقات خود كه ملهم از هيچ يك از پيشينيان خود نبود در مقدمه خويش پايه و اساس رشته هاى مختلف دانش، به ويژه علم عمران را مطرح نمود. وى در خلال درك شناخت و تحليل جامعه و پديده هاى آن، به توليد انديشه هاى اقتصادى اصيل نيز پرداخت و در طى آن بذرهاى نظريات مختلفى نظير نظريه درآمد، توليد، مصرف، توزيع، عرضه، تقاضا، هزينه، مطلوبيت، ارزش كار، ماليات ستانى، رشد و توسعه، سود، قيمت، نقش دولت، پول و تجارت خارجى را كاشت كه بى ترديد وى را به عنوان پيشگام بزرگ در تاريخ انديشه هاى اقتصادى قرار مى دهد. نظريات وى انديشه هاى مدرن اقتصادى حتى اقتصاد سياسى در ايالات متحده امريكا و جاهاى ديگر را تحت تأثير قرار داد. على رغم مشاركت وى، بعضى بدون اين كه افتخار اين نظريات را به متفكر اصلى اش ابن خلدون نسبت دهند بعدها به آدم اسميت نسبت داده اند.
اين مقاله تلاش دارد، افتخار فراموش شده ابن خلدون را به وى بازگرداند. و با توجه به مشاركت بى سابقه وى در تمامى زمينه هاى علم اقتصاد شايسته است وى را « پدر علم اقتصاد» بناميم.
عبدالرحمن بن محمد بن خلدون حضرمى تونسى (1332 ـ 1406 م.) مشهور به «ابن خلدون» در كتاب مقدمه اش(1) پايه و اصول رشته هاى مختلف دانش، به ويژه علم عمران ( al-umran )ـ علم جامعه ـ را مطرح نمود. اما نقش برجسته اش در علم اقتصاد او را پيشگام بزرگ در تاريخ انديشه هاى اقتصادى قرار مى دهد. با اين كه عنوان «پدر علم اقتصاد» به آدام اسميت نسبت داده شده است، اما بزرگ ترين كار علمى او سيصد و هفتاد سال پس از مرگ ابن خلدون انتشار يافت. ابن خلدون نه تنها بذرهاى اقتصاد كلاسيك را در توليد،
عرضهوهزينه كاشت، بلكه وى در مصرف، تقاضا ومطلوبيت كه سنگ بناى تئورى هاى مدرن اقتصادى است نيز پيش قدم مى باشد.
پيش از ابن خلدون، افلاطون ( Plato ) و معاصرش گزنفون، ( Xenophon ) احتمالاً براى اولين بار صورت اوليه و ابتدايى تقسيم كار و تخصصى شدن را به شكل مكتوب ارائه دادند. شيوه تخصصى كردن و تقسيم كار در سطح غيرتئورى ـ عملى در مصر باستان به ويژه در عصر سلسله هجدهم به منظور افزايش توليد و صرف زمان كم تر به كار مى رفت. متعاقب افلاطون، ارسطو تعريفى از علم اقتصاد ارائه داد و در تحليل خود درباره مبادله، كاربرد پول را مورد بررسى قرار داد. مثال وى درباره استفاده از كفش براى پوشيدن و براى مبادله، بعداً توسط آدام اسميت ( Adam Smith ) به عنوان ارزش مصرفى و ارزش مبادله اى مطرح شد. زمينه ديگر انديشه هاى اقتصادى پيش از ابن خلدون ، انديشه هاى اسكولاستيك ( Scholastics ) و كانونيست هاست ( canonist ) كه اقتصاد را در چارچوب اصول قانون يا مذهب و برداشت هاى اخلاقى درباره كالاهاى انسان طرح مى كردند. با توجه به اين برداشت، تمامى فعاليت هاى اقتصادى مى بايست مطابق بااين چنين قوانينى صورت بپذيرند.
ابن خلدون به اين انديشه ها و آنچه به مذهب و ملاحظات اخلاقى مربوط مى شد آگاهى داشته است. ارتباط بين اصول اخلاقى و مذهبى با يك حكومت مطلوب به طور واقع بينانه در بيان ابن خلدون و در نامه مشهور طاهر بن حسين (775 ـ 822 م.) ـ كسى كه وى و دودمانش تا سال 872 م. حاكم خراسان بودند(2) ـ به پسرش عبدالله تشريح شده است. ابن خلدون با استفاده از همان انديشه ابتدايى طاهر(3)، تئورى ماليات ستانى را گسترش داد. اين كار، انديشه هاى مدرن اقتصادى حتى اقتصادسياسى درايالات متحده امريكا و جاهاى ديگر را تحت تأثير قرار داد.
اين مقاله تلاش دارد افتخار فراموش شده ابن خلدون را به وى بازگرداند و او را در جايگاه مناسب خود در تاريخ انديشه هاى اقتصادى قرار دهد. هر چند بعضى بر ابن خلدون مقدم اند، لكن انديشه هاى مقدماتى اى كه ابن خلدون ارائه داد بنيادى و عميق اند. همين انديشه هاى ابن خلدون را قرن ها بعد مركانتيليست ها (طرفداران سرمايه دارى تجارى در قرن هفدهم) ـ همچون سر ويليام پتى ( Sir William Petty)(1623 ـ 1683م.)، آدام اسميت (1723ـ1790 م.)، ديويد ريكاردو ( David Ricardo) (1772 ـ 1823 م.)، توماس رابرت مالتوس ( Thomas R. Malthus)(1766 ـ1834 م.)، كارل ماركس ( Karl Marks)(1818 ـ 1883 م.) و جان مينارد كينز ( John Maynard Keynes)(1883 ـ 1946 م.) ـ و در نهايت تئورى پردازان اقتصادى معاصر، توسعه دادند.

تئورى ارزش كار(4)، اقتصاد كار،(5) كار به عنوان منبع رشد و انباشت سرمايه

به استثناى جوزف شومپيتر ( Joseph A. Schumpeter ) ـ كه چند ماه قبل از مرگش به مكتوبات ابن خلدون دسترسى پيدا كرد(6) ـ، جوزف اسپنگلر(7)( Joseph J. Spengler ) و چارلز عيسوى ( Charles Issawi ) و بيش تر اقتصاددانان غربى، تئورى ارزش را به آدام اسميت و ديويد ريكاردو نسبت مى دهند; زيرا آن ها تلاش كردند تا توجيه معقولى براى پارادوكس ارزش بيابند. طبق نظر آدام اسميت و نظر پيشرفته تر ديويد ريكاردو، ارزش مبادله كالاها برابر مقدار كار صرف شده در توليد آن هاست. بر مبناى اين برداشت، كارل ماركس نتيجه گرفت: «دستمزد كارگر بايد برابر توليد وى باشد»(8) و اصطلاح انقلابى «ارزش اضافى»(9) خود را بر مبناى آن، معرفى كرد. معناى آن اين است كه پاداش غيرمنصفانه اى به سرمايه دارى كه تلاش طبقه كارگر ـ پرولتاريا(10) ـ را استثمار مى كند، داده مى شود.
ابن خلدون به عنوان كسى كه به اقتصاد بازار آزاد اعتقاد دارد، براى اولين بار در تاريخ نظريه ارزش كار را بدون توسعه كارل ماركس معرفى و تشريح كرد. طبق نظر وى، كار منشأ ارزش است. تذكر اين نكته شايسته است كه ابن خلدون بر روى كار خود اسم «نظريه» نگذاشت، بلكه آن را ماهرانه در ضمن تحليل خود از كار و كارگر ارائه داد. لكن سهم ابن خلدون بعدها توسط ديويد هيوم ( David Hume )در كتاب Political Discourses (1725 م.) برداشت شد.
[هيوم معتقد است] «هر چيز در جهان با كار خريده مى شود»(11) اين مطلب همچنين توسط آدام اسميت در پاورقى به كار رفت: «هر چيزى كه با پول يا كالا فروخته مى شود، با كار خريده مى شود. هر مقدار چيزى كه به دست مى آوريم با كار و زحمت بدنمان است. آن پول يا آن كالا در واقع زحمات ما را حفظ مى كنند. آن ها ارزش تمامى مقدار كارى را در بردارند كه ما براى چيزى كه مى خواهيم در همان زمان ارزشى برابر آن داشته باشد، مبادله مى كنيم. بنابراين، ارزش هر كالايى در نزد صاحبش كه نمى خواهد آن ها را خودش مصرف يا استفاده كند، اما مى خواهد با ديگر كالاها مبادله كند، برابر مقدار كارى است كه وى را قادر مى سازد آن را بخرد يا در اختيار گيرد. بنابراين، كار مقياس واقعى ارزش مبادله اى تمامى كالاست.»(12) هر چند اين مطلب كه در سال 1776 م. در كار مهم آدام اسميت به چاپ رسيد، به دقت تجزيه و تحليل شد، لكن مى توان بذرهاى آن را در مقدمه ابن خلدون يافت. طبق نظر ابن خلدون، كار مبناى ارزش است و براى تمامى درآمدها و انباشت سرمايه لازم و ضرورى است. ]او معتقد است[ اين مطلب در مورد حرفه و صنعت واضح و روشن است «اگر آنچه به دست مى آورد به جز صنعتگرى باشد، بايد در ارزش مبادله آن ارزش مقدار كارى كه براى توليد آن صرف شدهودرآن نهفته است را ملاحظه كرد; چوناگر ار نباشد چيزى به دست نمى آيد.»(13)
ابن خلدون تمامى درآمدها را به دو دسته تقسيم مى كند: ربح (14) (درآمد ناخالص) (15) و كسب (16) (معاش) (17) . ربح وقتى به دست مى آيد كه انسان براى خودش كار كند و محصولش را به ديگران بفروشد، در اين صورت ارزش بايد شامل هزينه مواد خام و منابع طبيعى نيز باشد. كسب در صورتى است كه انسان براى خودش تلاش كند. بيش تر مترجمان مقدمه ابن خلدون در دركشان از «ربح» دچار اشتباه مشترك شده اند. ربح هم به معناى سود و هم به معناى عوايد ناخالص مى آيد و اين به سياق كلام بستگى دارد. در اين جا «ربح» به معناى «درآمد ناخالص» است; زيرا هزينه مواد خام و منابع طبيعى نيز در قيمت فروش كالا ملاحظه مى شود. تمامى درآمدها، چه ربح و چه كسب، ارزش هايى هستند كه از ناحيه كار انسان تحقق مى يابند. هر چند ارزش كالاها شامل هزينه مواد اوليه و منابع طبيعى و ديگر هزينه هاى نهاده مى شود، اما طبق نظر ابن خلدون، از طريق كارگر و زحمات اوست كه ارزش افزايش مى يابد و ثروت انباشته مى شود، باكاهش تلاش انسان ممكن است عكس آن اتفاق بيفتد. ابن خلدون تأكيد زيادى بر نقش «تلاش مازاد»(18) بر ترقى روز افزون جامعه دارد; چيزى كه بعدها به عنوان «بهرهورى نهايى»(19) شهرت يافت. «تئورى تلاش كارگر»(20) ابن خلدون كه دليلى براى ظهور شهرها و رشد و توسعه آن ها ارائه داد، همان طور كه تحليل هاى تاريخى روشنگرش بيان مى دارند،محورتمدن هاست.
طبق نظر ابن خلدون، كار مى تواند به عنوان شرط لازم و كافى كسب و منفعت تفسير شود، ولى منابع طبيعى فقط شرط لازم هستند. تلاش كارگربه توليد مى انجامد كه به نوبه خود به صورت پاياپاى يا با پول ـ طلا و نقره ـ مبادله مى شود.
بنابراين، فعاليت ها، درآمد و منفعت خلق مى كنند كه انسان آن ها را از صنعت و حرفه به عنوان ارزش كارش پس از كسر هزينه هاى مواد خام به دست مى آورد. مدت ها پيش از اين كه ديويد ريكاردو اثر خود را در علم اقتصاد در سال 1817 ـ كتاب «اصول اقتصاد سياسى و ماليات ستانى»(21) ـ منتشر سازد، ابن خلدون توضيح اساسى براى تفسير تفاوت بين درآمدهاى كارگران ارائه داد. ]وى معتقد است [آن ها ممكن است به تفاوت هايى در مهارت، اندازه بازار، موقعيت، نوع صنعت يا حرفه، و به مقدار و اندازه خريد پادشاه و دولتش از كالاهاى نهايى نسبت داده شوند. وقتى برخى از انواع كار پرارزش و گران بها شد; يعنى تقاضا براى آن، بر عرضه موجود برترى داشت، در اين صورت عوايد آن نيز افزايش خواهد يافت.
درآمد بالا در يك صنعت، ديگران را به سوى آن صنعت جذب مى كند. اين يك پديده پوياست كه در نهايت به افزايش عرضه موجود و در نتيجه به سود پايين تر منجر خواهد شد. اين اصل، تحليل مبنايى و روشنگر ابن خلدون درباره تعديل بين حِرَف در بلند مدت را توضيح مى دهد. در هر صورت، اين ديدگاه را جان مينارد كينز دربيان مشهورش كه مى گويد: «دربلند مدت همه ما مرده ايم» بررسى كرد.(22) با وجود اين، تحليل ابن خلدون نه تنها از جهت تاريخى به اثبات رسيد، بلكه قلب انديشه اقتصاددانان كلاسيك رانيز تشكيل مى دهد.
ابن خلدون به طور فشرده تجزيه و تحليل مى كند كه چگونه درآمدها مى توانند از مكانى به مكان ديگر، حتى در همان حرفه، متفاوت باشند. براى مثال، درآمدهاى قضات، صنعتگران و حتى گدايان، مستقيماً به درجه رفاه و سطح زندگى شهرهايشان كه از طريق نتايج كار حاصل مى شوند و تبلور بهرهورى جوامع اند، بستگى دارد. آدام اسميت تفاوت درآمد كار را با مقايسه آن در انگلستان و بنگال(23) توضيح مى دهد، درست به همان دليلى كه ابن خلدون چهار قرن قبل با مقايسه درآمد در دو شهر فاس ( Fez ) و تلمسان ( Tlemcen ) آورد. اين ابن خلدون بود نه آدام اسميت كه براى اولين بار نقش كار را به عنوان ابزار توليد و انباشت ثروت ملل ارائه داد. ابن خلدون تحليل خود را از اين جا شروع مى كند كه افزايش بهرهورى كار و مبادله محصولات در بازارهاى بزرگ، علت اصلى است كه در وراى ثروت ملل و ترقى روز افزون آن ها قرار داد و به عكس، كاهش در بهرهورى مى تواندبه تباهى اقتصاد ودرآمدملت منتهى شود. «عمران ـ جمعيت ـ منافع و درآمد زيادى به دست مى دهد; زيرا نيروى كار زياددردسترس علت درآمدومنافع است.»(24)
همچنين اين ابن خلدون بود كه مدت ها قبل از آدام اسميت براى اقتصاد آزاد و آزادى انتخاب، ارزش زيادى قايل شد. «از سخت ترين ظلم ها و عميق ترين آن ها از لحاظ تباهى جامعه اين است كه مردم را به ناحق به كار اجبارى وادار كنند و بى مزد آنان را به كار گمارند; زيرا كار انسان از قبيل مال و ثروت اوست، چنان كه بعداً خواهيم گفت روزى و كسب عبارت از بهاى كارهاى كسانى است كه در يك اجتماع به سر مى برند. بنابراين، كليه تلاش ها و كارهاى ايشان مال و درآمدهاى ايشان از كسب آنان است، بلكه آن ها به جز كار خود وسيله روزى و پيشه اى ندارند. از اين رو، اگر آن ها را به كارى جز در شأن شان وا دارند و مزد كارشان را كه همان روزى آن هاست به آنان نپردازند، كسب شان هدر مى رود و به آنان زيان رسانده و سهم بزرگى از معاش و بلكه مجموعه و كليه معاش آنان را از آنان ربوده اند.»(25)
براى حداكثرسازى درآمد و سطح رضايت مندى، بشر بايد آزاد باشد تا هر چه را كه استعداد، ذوق و توانايى هاى مهارتى وى اقتضا مى كند اجرا كند. انسان آزاد، از طريق استعدادهاى طبيعى و مهارت هاى به دست آمده مى تواند كالاهايى با كيفيت و كميت بالا در هر ساعت توليد كند.

تقاضا، عرضه، قيمت ها و سودها

ابن خلدون علاوه بر مشاركت اصلى اش در اقتصاد كار، به طرز ماهرانه اى اثر متقابل چندين ابزار تحليل اقتصادى مانند تقاضا، عرضه، قيمت و سود را مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
تقاضا براى كالا، بر مطلوبيتى كه از آن به دست مى آيد مبتنى است نه الزاماً به نياز به آن. بنابراين، مطلوبيت نيروى انگيزشى است كه در وراى تقاضا قرار داد. مطلوبيت براى مصرف كننده انگيزه ايجاد مى كند تا در بازار قيمت آن را بپردازد. بنابراين، ابن خلدون بذرهاى اوليه تئورى مدرن تقاضا را كاشت كه بعدها توماس رابرت مالتوس، آلفرد مارشال ( Alfred Marshall )، جان هيكس ( John Hicks ) و ديگران آن را توسعه دادند. همين كه كشش تقاضاى كالايى، هزينه هاى مصرف كننده را افزايش داد، قيمت و مقدار فروخته شده هر دو افزايش مى يابد. به طريق مشابه، اگر تقاضا براى كالايى كاهش يابد، مقدار فروش آن كاهش يافته و در نتيجه قيمت نيز تنزل مى كند. همچنين تقاضا براى بعضى از كالاها به اندازه اى كه دولت خريدارى مى كند نيز بستگى دارد. خريد پادشاه و طبقه حاكمه بسيار بيش تر از مقدارى است كه افراد بخش خصوصى مى خرند. وقتى دولت محصولات صنعتى را مى خرد، آن صنعت رشد مى كند و ظريف و پيچيده مى شود. ابن خلدون با توجه به نظر تحليلى خود، خيلى زودتر مفهومى را كه در ادبيات اقتصادى مدرن به «تقاضاى مشتقه(26)» مشهور است كشف كرد. «وقتى كه تقاضا براى محصولات صنعتى افزايش يابد، آن صنعت بهبود مى يابد و مقدارش افزايش مى يابد.»(27)بنابراين، تقاضا براى اشتغال در يك صنعت خاصى از تقاضا براى محصولات آن در بازار مشتق مى شود.
همان گونه كه مشهور است، تئورى مدرن قيمت بيان مى دارد كه هزينه ستون فقرات تئورى عرضه است. اين ابن خلدون بود كه براى اولين بار نقش هزينه توليد را در عرضه و قيمت تجزيه و تحليل كرد. ابن خلدون با مشاهده تفاوت بين قيمت مواد غذايى كه در زمين هاى حاصل خيز و كم حاصل توليد مى شوند، دليل عمده آن را به شكاف بين هزينه توليد آن دو نسبت مى دهد. «]در [مناطق ناهموار و سنگلاخى، جايى كه خاكش براى كشاورزى مناسب نيست و مجبورند براى كشاورزى و تقويت گياهان، كشتزارها و مزارع را آباد و حاصلخير سازند و اين ميسور نبود مگر با تهيه چيزهايى كه هزينه داشت و با كار و تلاشى كه داراى ارزش بود. همه اين ها هزينه محصولات كشاورزى را افزايش داد. لذا آن ها را در قيمت محصولات كشاورزى لحاظ كردند. به همين سبب از آن پس اين مناطق از اندلس ( Andalusia ) به گرانى ارزاق مشهور شدند... عكس آن درباره زمين هاى بربرها ( Berbers )صادق است. سرزمين هاى آن ها آن قدر حاصلخيز و غنى است كه ديگر براى كشاورزى متحمل هيچ گونه هزينه اى نمى شوند، لذا محصولات غذايى در آن كشور ارزان هستند.»(28)
ابن خلدون علاوه بر تقاضاى فردى و دولتى و هزينه توليد، عوامل ديگرى كه قيمت كالاها و خدمات را تحت تأثير قرار مى دهند نظير ميزان رفاه و رشد روزافزون آن منطقه، ميزان انباشت ثروت و ميزان عوارض گمركى كه برواسطه گرهاو بازرگانان بسته مى شود، را نيز معرفى مى كند. رابطه تابعى مستقيمى كه بين درآمد و مصرف وجود دارد و ابن خلدون آن را معرفى كرد، راه را براى تئورى تابع مصرف كه سنگ بناى اقتصادكينزى است باز و مهيا كرد.(29)
ابن خلدون همچنين نقش اساسى در ارائه مفهوم «سود» (30) دارد. در ادبيات اقتصادى «تئورى سود» به عنوان پاداش ريسك پذيرى در يك آينده نامطمئن، عمدةً به فرانك نايت ( Frank Knight ) نسبت داده مى شود; كسى كه انديشه هاى خود را در سال 1921 نشر داد.(30) شكى نيست كه فرانك نايت تئورى بنيادين سود را به طور اساسى توسعه بخشيد، لكن اين ابن خلدون بود نه فرانك نايت كه ابتداءاً بذرهاى اين تئورى را كاشت. [ابن خلدون مى نويسد:] «بازرگانى به معناى خريد كالا و اجناس و انبار كردن آن ها و منتظر نوسان بازار و گرانى قيمت آن ها ماندن است و اين [اضافى] سود [ربح] ناميده مى شود» (31) ابن خلدون در عبارت ديگرى مجدداً همين مفهوم را تكرار مى كند: «از مسائلى كه در نزد خداوندان بينش و تجربه در شهرها شهرت يافته اين است كه احتكار محصولات زراعى براى فروختن در اوقات گرانى، عملى مشئوم و بدفرجام است و سود آن به تلف شدن و زيان باز مى گردد.»(32) بنابراين، سود، پاداش ريسك پذيرى است. در مواجهه با نااطمينانى هاى آينده، فرد ريسك پذير ممكن است منافع خودش را از دست بدهد. به طور مشابه، سود يا ضرر ممكن است به عنوان نتيجه ريسك پذيرى سودجويان در بازار اتفاق افتد. ابن خلدون براى حداكثرسازى سود، يك توصيه به بازرگانان دارد: «ارزان بخر، گران بفروش»; توصيه اى كه در سطح وسيع تا الان نيز نقل مى شود. فرانس روزنتال ( Franz Rosenthal ) در پاورقى ترجمه انگليسى مقدمه آورده: در سال 1925 آقاى فرانك وى فيشر ( Frank V. Fischer )كتابى تحت عنوان «ارزان بخر، گران بفروش(33); راهنماى عمومى در زمينه سرمايه گذارى درست و تكنيك هاى تجارى عاقلانه» انتشار داد.(34)
اگر توصيه ابن خلدون در تحليل هزينه به كار گرفته شود، روشن مى شود كه سود ممكن است حتى در يك قيمت معين افزايش يابد، همان گونه كه در تشريح سود تجارت خارجى بيان داشت، اين در وقتى است كه هزينه مواد خام يا هزينه هاى ديگر نهاده هاى به كار گرفته شده در توليد را با خريد كلى، يا با تخفيف يا خريد از بازارهاى دور دست، كاهش دهد.
در هر صورت، ابن خلدون استنباط مى كند كه هم قيمت هاى بسيار پايين و هم قيمت هاى بسيار بالا براى بازارها مضراند. بنابراين، اين قابل توصيه است كه دولت ها نبايد قيمت ها را به صورت مصنوعى با پرداخت يارانه يا با هر نوع دخالت ديگرى در بازار پايين نگه دارند. چنين سياست هايى از جهت اقتصادى مخرب اند; زيرا كالاهاى ارزان در بازار ناپديد خواهند شد و هرگاه سود آن ها به طور معكوس تحت تأثير قرار گيرد، ديگر هيچ انگيزه اى براى عرضه كننده براى توليد و فروش باقى نمى ماند. ابن خلدون همچنين استنباط مى كند كه قيمت هاى خيلى بالا نيز با گسترش بازار سازگار نيستند. همين كه در بازار كالاهاى گران قيمت ارزان تر فروخته شوند، سياست هاى قيمت گذارى خيلى گران ضد توليد مى شوند و جريان كالاها را در بازار مى گسلند. بنابراين، ابن خلدون ايده هاى بنيادينى را مطرح كرد كه بعدها به فرمول بندى تجزيه و تحليل تعادل منجر شد. همچنين ابن خلدون عواملى را كه افزايش سطح عمومى قيمت ها را تحت تأثير قرار مى دهند، همانند افزايش در تقاضا، محدوديت عرضه و افزايش در هزينه هاى توليد ـ كه شامل ماليات بر فروش به عنوان يكى از اجزاء هزينه كل مى شود ـ ذكر مى كند. وى پس از تحليل هاى خود درباره چيزهايى كه روى هم رفته تقاضا را در يك اقتصاد رو به رشد تحريك مى كنند، بيان مى دارد: «چون تقاضا براى كالاهاى تجملى فزونى مى يابد و مردم به اين گونه كالاها خو مى گيرند، در نتيجه وسايل ناز و نعمت تبديل به ضروريات مى شود و با همه اين ها كليه كارها در اين گونه شهرها با ارزش مى گردد و به سبب ازدحام اغراض ناشى از ناز و نعمت، مرافق (خدمات) گران مى گردد; زيرا از يك سو وسايل تجملى و ثروت رو به ازدياد مى رود و از سوى ديگر چون ماليات هاى سلطانى را كه بر بازارها و كالاها وضع مى شود در بهاى كالاها و اجناس ملحوظ مى دارند، خواه ناخواه هم وسايل تفننى و هم مواد غذايى و نتايج اعمال انسانى بى اندازه گران مى شود. در نتيجه مخارج ساكنان شهر بيش از حد و به نسبت عمران و آبادانى آن افزايش مى يابد. در چنين شرايطى ]افراد[ براى هزينه ضروريات و ديگر لوازم زندگى خود و خانواده شان به ثروت بسيارى نيازمند مى شوند.»(35) ابن خلدون اثر عرضه محدود بر سطح قيمت ها را اين گونه كوتاه بيان مى كند: «وقتى كالاها كم و نادر باشند، قيمت آن ها افزايش مى يابد.»(36)
با مطالعه دقيق دو عبارت بالا روشن مى گردد ابن خلدون آنچه را كه اكنون به عنوان علل فشار هزينه اى و فشار تقاضايى تورم مشهورند كشف كرده بود. در واقع ابن خلدون اولين فيلسوف تاريخ است كه به طور نظام مند عوامل مؤثر بر قيمت كالاها و سطح عمومى قيمت ها راشناسايى كرده بود.

پی نوشت ها :

1- The Muqaddimah (Prolegomena )
2- Charles Issawi, An Arab Philosophy of History, Selections from the Prolegomena of Ibn Khaldun of Tunis (1332-1406), (London: John Murray, 1950), P. 80 .
3- Ibid, P. 89. The letter appears in the third chapter, section 50, of the Prolegomena. See Ibn Khaldun, The Muqaddimah, an Introduction to History, tr. by Franz Rosenthal, 3 vols., 2nd ed. (Published for the Bollingen Foundation by Princeton University Press, 1967), hereafter, The Muqaddimah .
4- Labor Theory of Value
5- Economics of Labor
6- Joseph A. Schumpter, History of Economic Analysis, edited from manuscript by Elizabeth B. Schumpeter and published after his death (New York: Oxford University Press, 1954), PP. 136, 788 .
7- Joseph J. Spengler, "Economic Thought in Islam: Ibn Khaldun," Comparative Studies in Society and History, vol 6, no. 3 (April 1964 ).
8- Karl Marx, Zur Kritik der Politischen Okonomie, P. 45, as quoted in Erik Roll, A History of Economic Thought, 4th ed. (London: Faber and Faber, 1978), P. 266 .
9- Surplus Value
10- Proletariat
11- David Hume, Political Discourses (Edinburg: Printed by R. Fleming for A. Kincaid, 1752), P. 12.
12- Adam Smith, An Inquiry into the Nature and Causes of the Wealth of Nations, ed. by Edwin Cannan (New York: Random House, 1937), P. 30
13- The Muqaddimah, 2: 313
14- ribh
15- gross earning
16- kasb
17- earning a living
18- extra effort
19- marginal productivity
20- labor effort theory
21- The Principles of Political Economy and Taxation
22- Iohn Maynard Kevnes, General Theory of Employment, Interest and Money, (New York: Harcourt, Brace and Co., 1936), PP. 4-22
23- Adam Smith, An Inquiry, PP. 67-73 .
24- The Muqaddimah, 2: 273-274 .
25- Ibid., P. 282 .
26- derived demand
27- Ibn Khaldun, An Arab Philosophy of History, (Issawi¨s translation), P. 85 .
28- Ibid., P. 72
29- Ibid., PP. 73-74
30- Profit
31- Frank H. Knight, Risk, Uncertainty, and Profit (New York: Houghton Mifflin, 1921 ).
32- The Muqaddimah, 2: 340 .
33- Ibid, 2: 339 .
34- Buy Low Sell High
35- Ibid., 2: 337
36- Ibid., 2: 337 (see footnote 52 ).

ادامه دارد .....
* ارسال مقاله توسط عضو محترم سایت با نام کاربری : sm1372

 

0
نظر

کلیاتی درباره هرمی ها

نويسنده : حسین رضایی

کلیاتی درباره هرمی ها
کلیاتی درباره هرمی ها





 

تعریف شرکت های هرمی

بر اساس تعریف، قانون، شرکت‌های هرمی را شرکت‌هایی عنوان کرده است، که بنای آنها بر جذب افراد و انسان ها باشد. یعنی پورسانتی بر اساس تعداد افرادی که جذب شده‌اند، می‌پردازند. این مشخصه خاص شرکت‌های هرمی است. این شرکت‌ها به جای فروش کالا به افراد، پولی را از آنها دریافت می کنند و می گویند که برای این که در آینده به یک سودی برسید، کارهایی را باید انجام بدهید که یکی از آن کارها این است که افراد جدیدی را به شرکت اضافه کنید.
اینکه می‌گویند شرکت‌های هرمی خوب و بد وجود دارند فریبی بیش نیست. چون اصلاً نفس تعریف شرکت هرمی، شرکتی است با یک ساختار مشخص، با یک نحوه رفتار معین و یک کارکرد اقتصادی، که این مجموعه فعالیت آن را مجرمانه می‌کند.

تجربه ي جهانی

این کار حدود سی سال در دنیا قدمت دارد و کشورهایی که از نظر اقتصادی چند گام از ما جلوتر بودند، سریع‌تر به این نتیجه رسیدند که فعالیت این شرکت‌ها مخل اقتصاد سالم است و مردم را متضرر می کند. در بسیاری از کشورهای دنیا مانند ایالات متحده و کانادا این شرکت ها غیرقانونی‌اند. بعضی از کشورها هم تدابیری را در نظر گرفتند و شرکت‌ها را از شکلی ما به آن هرمی می‌گوییم، خارج کرده‌اند و به این ترتیب این شرکت‌ها توانستند بقا پیدا کنند. ولی در خیلی از کشورها اینها غیرقانونی اعلام شده‌اند.

دلایل ممنوعیت کار شرکت‌های هرمی:

۱- اصل فعالیت این شرکت ها بر تکاثر ثروت تنها در مجموعة بسیار بسیار محدودی در راس هرم است. یعنی افراد دیگر را نردبان سود خود می‌کنند درحالی که خود آنها را با وعده و توهم “ثروتمند شدن” فریفته‌اند. کسب درآمد از طریق ایجاد توهم برای مردم، از نوع فریب محسوب می شود و در نتیجه جرم است.
۲- نحوه تبلیغات این شرکت به نحوی است که اگر فرد به جایی رسید، شرکت می‌گوید که دیدی حرف‌های ما صحت داشت و شما توانسته‌اید به آرزوی خودتان برسید، و اگر افراد نتوانند به جایی برسند می‌گویند عیب از خود شما است که نتوانستید خوب فعالیت کنید و برنامه را جلو ببرید. پس شما توانایی این را نداشتید.
۳- وقتی که این افراد استدلال ریاضی انجام می‌دهند، محدودیت جمعیت جامعه را در نظر نمی‌گیرند که این سیستم به‌زودی اشباع می‌شود. در واقع به زیرشاخه‌ها القا می شود که همیشه مثل روز اول است و شما می توانید تعداد افراد مورد نظر را پیدا کنید. در صورتی که از نظر ریاضی ممکن نیست.
می گویند یک ماه طول می‌کشد تا هر فرد مثلاً دو نفر دیگر را برای عضویت در این مجموعه پیدا کند. بنابراین هر یک ماه جمعیت شما دوبرابر می شود و بعد از ده مرحله می شود هزار نفر و اگر ده بار جلوتر برویم این جمعیت هزار برابر می شود. و این یعنی هر ده ماه هزار برابر. در بیست ماه جمعیت می شود یک میلیون و در سی ماه جمعیت برابر با یک میلیارد خواهد بود. که این اتفاق هرگز نمی‌افتد.
۴- این شبکه اگر موزون و متعادل جلو برود همیشه دو ردیف پایین به قول معروف سرشان بی کلاه است؛ که هفتاد و پنج درصد اعضای شبکه را همین دو ردیف پایین تشکیل می دهد.
مثلا وقتی می‌گوییم که فردی فلان قدر سهام در جایی دارد، واقعاً یک سهمی در آن جا دارد و بخشی از سرمایه متعلق به او است، منتهی این سرمایه را نمی‌تواند با خودش حمل کند. این سرمایه در آنجا دارد کار می کند و این فقط یک گواهی دارد که نشان می دهد او دارای این سرمایه است و او می تواند این سرمایه را واگذار کند. بلکه کسانی هستند که یک پولی بدست آورده اند، ولی در ازای آن حیثیت خود را از دست داده اند و صد‌ها نفر را از زندگی ساقط کرده‌اند.
آنها جوابی که به این حرف می‌دهند این است که «شما مقطعی به موضوع نگاه نکنید و این نود درصد در نوبت سوداند.»
اما اگر مثلاً در جامعه ما یک میلیون نفر وارد این شبکه شوند، معنی این موضوع این است که ۹۰۰ هزار نفر از اینها در نوبت سود هستند به اصطلاح مروجان این شرکت‌هایند و تنها ده درصد سود می‌گیرند. اما زمانی تمام این ۹۰۰ هزار نفر به سود می‌رسند که کل جمعیت (به همراه زیرشاخه‌های اینها) بشود ده میلیون! که در این حالت ما نه میلیون نفر ضرر کرده داریم که باید بدوند تا زیرشاخه درست کنند!
۵- از جهت اقتصاد کلان نیز چون این شرکت ها خارجی هستند و ورود و خروج غیر قانونی ارز از کشور وجود دارد و بانک مرکزی و وزارت اقتصاد و دارایی هیچ نظارتی بر آنها ندارد، مشخص نمی شود چه قدر ارز و به چه نحوی از کشور خارج می‌شود یا چه کالایی به چه صورتی وارد می شود و هیچ گونه مالیاتی از این فعالیت‌ها گرفته نمی شود. در نهایت این خود یک نوع اخلال در نظام اقتصادی است. مضافاً به این که هیچ کار مفید و عقلایی هم انجام نمی شود.

تفاوت بازاریابی سالم و بازاریابی هرمی

کارشناسان اقتصادی می‌گویند سقوط، انحطاط و حتی اشباع این شبکه‌ها قطعی است. در بازاریابی شبکه‌ای قانونی و سالم، اولاً کالا و خدماتی مصرفی وجود دارد. کار بازاریابی، کار سختی است و در کوتاه مدت، کسی مولتی‌میلیاردر نمی‌شود و صاحبان شرکت تولیدکننده یا عرضه‌کننده خدمات، یک شبه ثروتمند نمی‌شوند، آنان در حال تولید هستند و مایلند که کالا یا خدماتشان به فروش برسد و نه اینکه فقط جیب خودشان را در رده‌های بالایی پر کنند.
زیرمجموعه‌ها برای توصیه‌ای که می‌کنند که کالا یا خدمات با کیفیتی را به دست مصرف کننده واقعی‌اش برسانند، پورسانت یا حق الزحمه‌ای به عنوان پاداش، تحت عنوان طرح‌ها یا برنامه‌های پاداشی دریافت می‌کنند. در این نوع بازاریابی شبکه‌ای قانونی، اجبار یا نیازی به انبار کردن یا خرید بیش از نیاز مصرف کالا نیست و مهم‌تر اینکه افراد معمولی جامعه می‌توانند با مراجعه به فروشگاه‌ها یا مراکز خدماتی معتبر، بدون اینکه وارد شبکه فروش- بازاریابی – توزیع شوند، کالا یا خدمات را خریداری و مصرف نمایند

نقدهای واردشده بر شرکت‌های هرمی در دانشنامه آزاد ویکی‌پدیا

1- شرکت های هرمی در بسیاری کشورهای جهان با عنوان ام.ال.ام. فعالیت می‌کنند و این پول در بسیاری دولتها غیر قانونی است.
2- سازمان FTC در ابتدای فعالیت این شرکت‌ها اعلام کرد که به شرطی این روش را جزو انواع تجارت‌ محسوب می‌کنند که ریسک کار توضیح داده شود، اما بعد از مدتی، به کلی آن را از لیست تجارت، خارج کرد.
3- روش‌های ایشان گمراه کننده، فریبنده و غیر اخلاقی است.
4- از روابط دوستی شخصی برای انتفاع و افزایش بازده اقتصادی کارشان استفاده می‌کنند.
5- زمان (آهنگ) نتیجه دادن و نیز پول عایدشده در این تجارت، از انواع دیگر آن پایین‌تر است.
6- ۹۰ درصد افراد، پس از کم کردن کلیه هزینه‌ها، مخارج و…، و نیز خریدشان از شرکت، دچار ضرر می‌شوند.
7- تنها کمتر از ۱۰ درصد در این تجارت دچار ضرر نمی‌شوند و کمتر از ۱ درصد، در نهایت حقوق خود را شایسته و کافی دانسته‌اند.
منبع: www.iranquest.ir

 

0
نظر

هجوم هرمي ها به خوابگاه هاي دانشجويي

نويسنده : حسین رضایی

هجوم هرمي ها به خوابگاه هاي دانشجويي
هجوم هرمي ها به خوابگاه هاي دانشجويي





 
گزارش مفصل خبرگزاري فارس از تاريخچه و وضعيت كنوني كوي دانشگاه تهران
كوي دانشگاه تهران واقع در انتهاي خيابان كارگر شمالي يكي از 13 خوابگاه دانشجويي دانشگاه تهران و بزرگترين مجموعه خوابگاه دانشجويي در خاورميانه است كه در سال 1324 تحويل دانشگاه تهران شد و پس از آن نيز توسعه يافته است.
كوي دانشگاه تهران از خوابگاه پسران و خوابگاه دختران ( خوابگاه فاطميه ) تشكيل مي‌شود. كوي دانشگاه يك مجموعه خوابگاهي بزرگ است كه از تعدادي ساختمان يا بلوك ساختماني تشكيل شده است. برخي از اين ساختمان‌ها نوساز و جديدند و برخي نيز از قدمت زيادي برخوردارند.
خوابگاه دختران داراي كتابخانه، مركز درماني بهداشتي و مشاوره، زمين ورزش سرباز و فروشگاه است. در اين خوابگاه حضور و غياب صورت مي‌گيرد و دانشجويان بعد از ساعت مشخصي در شب حق ورود ندارند. ظرفيت اتاق‌ها 3 نفره است ولي معمولا 4 الي 5 نفر در آن سكونت دارند. سرويس‌هاي بهداشتي ، آشپزخانه‌ها و يخچال‌ها اشتراكي استفاده مي‌شود. هر ساختمان داراي يك سالن مطالعه نيز هست.
ساختمان‌هاي خوابگاه پسران به ترتيب از جنوب به شمال عبارتند از: ساختمان 23، ساختمان 20-21، ساختمان 18-19، ساختمان 22، ساختمان 16-17 ساختمان رسوليان ايزدي، ساختمان 14-15، ساختمان كتابخانه و قرائتخانه مركزي، ساختمان 4، ساختمان 3، ساختمان 5، ساختمان جمالزاده، ساختمان 7، ساختمان مصلي‌نژاد و ساختمان امام علي(ع).
دو خيابان اصلي شمالي- جنوبي و شرقي- غربي خوابگاه پسران در ميدان اصلي كوي به هم مي‌رسند. در كنار خوابگاه‌هاي كوي دانشگاه تعداد زيادي ساختمان‌هاي رفاهي،‌ صنفي و اداري نيز در محوطه كوي وجود دارد. سينماكوي، زورخانه كوي، سالن بدنسازي، كتابخانه و قرائتخانه مركزي، خانه فرهنگ كوي، سالن غذاخوري، مسجد كوي، پذيرش، نگهباني، فروشگاه مركزي، نانوايي، تاسيسات، انبار و دفتر اموال، زمين چمن مصنوعي، سالن ورزش، سالن ورزش، بهار رايانه (طبقه فوقاني سينماكوي) از معروفترين اماكن غير خوابگاهي كوي هستند. خوابگاه پسران داراي سه درب براي تردد دانشجويان و كارمندان است. درب اصلي، درب پائين و درب گيشا كه نگهباني كل در كنار درب اصلي مستقر است.
هسته اوليه كوي دانشگاه از زمان تاسيس جايي است كه امروزه آن را پرديس مركزي كوي مي‌نامند و شامل تعدادي ساختمان كه با تغيير كاربري و انجام تعميرات مختصر داراي كاربرد خوابگاهي بوده است. بقيه نيز واحدهاي تاسيساتي كوي را شامل مي‌شده است.
ساختمان شماره دو نيز در گذشته با عنوان خوابگاه سرباز يا دانشسرا شناخته مي‌شد و با توجه به كاربري اوليه ساختمان كه داراي سالن‌هاي عريض و طويل بود و لزوم استفاده از آن در زمان تحويل به كوي دانشگاه قسمت‌هاي داخلي آن به صورت اتاقك‌هايي تقسيم‌بندي شد كه همگي داراي سقفي مشترك بودند كه به همين خاطر آن را خوابگاه سرباز ناميدند. البته خوابگاه‌هاي ديگر اين شرايط را داشتند كه به يكي از آن‌ها خوابگاه صفر (در محله صفرآباد) مي‌گفتند كه امروزه همان خانه فرهنگي و هنر در قسمت جنوبي كوي دانشگاه است.
ويژگي اين ساختمان‌ها همچون مناطق كوهستاني بود، يعني تابستان‌هاي گرم و زمستان‌هاي بسيار سرد. سامانه گرمايي آن‌ها از طريق بخاري بزرگ و پر سروصدايي تجهيز مي‌شد كه نيمه‌هاي شب دانشجويان مجبور بودند جهت گرم شدن، دقايقي را در كنار آن بگذرانند كه البته بدون حادثه و اتفاق نبوده است. اين ساختمان‌ها كه بيشتر به آسايشگاه شبيه بود تا خوابگاه دانشجويي، داراي سامانه روشنايي مشترك بود به طوري كه در ساعات پاياني شب اگر دانشجويي قصد مطالعه مي‌كرد مجبور بود جهت رعايت حال ديگران يا جلوگيري از اعتراض افراد بخوابد.
از ساختمان‌هاي قديمي ديگر كوي كه وضعيت مطلوب‌تري داشته، مي‌توان به خوابگاه‌هاي سه و چهار اشاره كرد كه امروزه نيز داير هستند. ساختمان چهار مجهز‌ترين و بهترين خوابگاهي بوده كه بيشتر دانشجويان سال آخر در آن اسكان داده مي‌شدند و گويا طرفداران زيادي نيز داشت. از ساختمان‌هاي غير خوابگاهي كه قدمت طولاني دارند مي‌توان به سالن سينما، خانه فرهنگ و هنر (محله صفر‌آباد)، سالن بدنسازي- كه قبلا رستوران بود- اشاره كرد. گفتني است كه بعضي از مراسم خاص مثل عيد مبعث يا اعياد ديگر با حضور دانشجويان و روشنفكران عصر مثل مرحوم آيت‌الله طالقاني، شهيد مطهري و ... در رستوران كوي برگزار مي‌شد.
بين سال‌هاي 1334 تا 1337 ساختمان‌هايي در كوي احداث شد ولي بعد از اين تاريخ فضاي كوي دانشگاه تغيير ماهيت داد و تركيب و فضاي خوابگاهي به خود گرفت.
كوي دانشگاه محل سكونت بهترين جوانان ايران زمين به لحاظ خوابگاه علمي و شخصيتي ساكنين آن، آرمان شهريست كه در انتهاي اميرآباد واقع شده و هر لحظه سكونت در آن بسان هزاران سال خاطره شيرين است.
اميرآباد كه زماني آن را "قريه اميرآباد " مي‌ناميدند در گذشته تاريخي خود كه آباداني خود را از دانشگاه و دانشجو به عاريت نگرفته بود يكي از آبادي‌هاي تهران بود كه در نيم فرسخي (5/3 كيلومتري) ديوار قلعه شهر تهران واقع شده بود تا اين كه در سال 1334 پذيراي اولين گروه دانشجويان خوابگاه‌نشين دانشگاه تهران شد.
در طرح تاسيس دانشگاه تهران به سال 1307 در يكي از پيشنهادات هفتگانه تاسيس دانشگاه بخش شبانه‌روزي دانشگاه براي اسكان دانشجويان شهرستاني پيش‌بيني شده بود كه بودجه آن مي‌بايست از محل درآمد شبانه‌روزي تامين مي‌شد.
تا اينكه دانشگاه تهران در سال 1313 تاسيس شد و در همين سال اهتمام كسب دانش توسط دانشجويان تهراني و غير تهراني آن آغاز شد. هرچند كه يك بند از بندهاي طرح تاسيس دانشگاه تا سال 1334 اجرا نشده بود، چرا كه در فاصله سال‌هاي 1313 تا 1334 - كه مقارن با تاسيس كوي دانشگاه تهران است- دانشجويان غير تهراني دانشگاه، ميهمانان آشنايان، دوستان، مسافرخانه‌ها يا اجاره‌نشين اتاق‌هاي خالي شهروندان تهراني بودند كه به تبع شرايط سختي را بر آنان تحميل مي‌كرده و خاطرات دانشجويان آن دوره شاهد اين نوشتار است.
در چنين شرايطي مسئولان دانشگاه نيك آگاه بودند كه تحصيل مؤثر، شرايط آماده‌اي را مي‌طلبد و اشراف به اهميت موضوع و آگاهي بر شرايط سخت زندگي دانشجويان، باعث عزم مسئولان دانشگاه براي عملي شدن يكي از مواد هفتگانه تاسيس دانشگاه گرديد. هرچند كه از قبل، دانشگاه، قول واگذاري هجده هزار متر مربع زمين در قسمت غرب دانشگاه را جهت احداث خوابگاه دانشجويي از متوليان امر شنيده بود ولي مرحوم علي اكبر سياسي رئيس وقت دانشگاه تهران بعد از جشن 15 بهمن 1333 (سال روز استقلال دانشگاه) با استدلال بر اين كه آن هجده هزار متر مربع نيازهاي آتي دانشگاه را كفايت نخواهد كرد، مسئله اميرآباد را پيشنهاد دادند.
بدون شك آن هجده هزار مترمربع زمين غرب دانشگاه ظرفيت احداث خوابگاه و پذيرش دانشجويان آن موقع دانشگاه را داشته است، ولي دكتر سياسي در انديشه نيازهاي آتي دانشگاه و آينده آن نگريست كه بعد از شصت سال كوي دانشگاه تهران همچنان جوابگوي نيازهاي اسكان دانشجويان بوده و عنوان بزرگترين مجتمع خوابگاهي كشور و شايد خيلي از كشورهاي ديگر را بر دوش مي‌كشد.
قريه اميرآباد در ابتدا اردوگاه سربازان آمريكايي بود كه در جريان جنگ جهاني دوم (اشغال ايران) تا سال 1334 در آن سكونت داشتند كه پس از جنگ و خروج سربازان امريكايي از ايرانيان دكتر سياسي به فكر افتاد كه آنجا را تبديل به خوابگاه دانشجويان دانشگاه تهران سازد.
در آن موقع قريه اميرآباد از تاسيسات برق، آب لوله‌كشي، تصفيه خانه آب، استخر شنا، ماشين يخ‌سازي و ساير وسايل زندگي مدرن برخوردار بود كه بعضي از آن‌ها در ايران بي‌سابقه نيز بوده است كه با خروج سربازها، دولت آمريكا مخارج تاسيسات خود را از ايران مطالبه كرد كه مبلغ آن حدود دويست هزار تومان بود كه پرداخت شد.
با موافقت واگذاري اراضي اميرآباد به عنوان خوابگاه دانشجويان، شوارتسكف مستشار نظامي و رئيس ژاندارمري ايران با اين توجيه كه اميرآباد خارج از شهر است و شرايط آن جهت تبديل به پادگان ژاندارمري مناسب است، تقاضاي واگذاري مي‌كند كه شاه نيز قبول كرده و به دكتر سياسي اعلام كرد تا از اميرآباد چشم‌پوشي كند.
در چنين شرايطي دكتر سياسي نيرو و توان دانشجويان را براي اقدامي سريع و در عين حال موثر و عقلاني بسيج مي‌كند. بدين نحو كه به دانشجويان دستور مي‌دهد هرچه سريعتر خود را به اميرآباد رسانده و تمامي ساختمان‌ها را اشغال كنند. هرچند كه از قبل زمزمه اميرآباد در بين دانشجويان مطرح شده بود و گويا دانشجويان نيز منتظر اين فرصت بودند كه با نظر موافق دكتر ساسي، وقت را غنيمت شمرده و اميرآباد را آبادي كوي دانشگاه تهران كردند. (ساختمان‌هاي اوليه كوي دانشگاه به صورت سالن‌هاي بزرگ و عمدتا "U " شكل بود كه آخرين بازمانده آن، ساختمان يك بود كه بعد از تخريب در سال 1383 ساختمان رسوليان يزدي به جاي آن احداث گرديد).

همزمان با اشغال امير‌آباد، دكتر سياسي بلافاصله پيش شاه رفت و اعلام كرد: "اميرآباد را به دانشگاه مرحمت فرموده‌ايد و همه سپاسگزار اين عطيه ملوكانه هستند، اما تصور نمي‌فرمايند كه باز پس گرفتن آن چه انعكاس نامطلوب و ياس‌آوري در دانشگاه خواهد داشت ". شاه زماني كه متوجه شد اين بار نيز مانند دفاعيات قبل عجولانه تصميم گرفته، ظاهرا منصرف شد. با سكونت دانشجويان در اميرآباد به تاريخ 5 بهمن 1334 خوابگاه‌هاي مومي سربازان امريكايي و حتي ساختمان شماره يك كه بازداشتگاه سربازان بود، توسط جفرودي- استاد دانشكده فني- به سرعت تقسيم‌بندي و به دانشجويان واگذار شد و وي اعلام كرد: دانشجويان شهرستاني كه با وضع نامناسبي در مسافرخانه‌ها يا جاهاي ديگر سكونت داشتند در خوابگاه‌هاي دانشگاه تهران اسكان پيدا كرده‌اند. اما مستشار نظامي كه همچنان چشم طمع به اميرآباد دوخته بود روزي به حضور دكتر سياسي رفت و پاكت‌ نامه‌اي را به وي تقديم كرد. محتواي نامه كه به امضاي احمد قوام نخست‌وزير وقت خطاب به دكتر سياسي رسيده بود، مضمونش اين بود كه "نظر به احتياج ژاندارمري كشور براي توسعه و نياز آن به محل وسيع، ترتيب انتقال و تحويل اميرآباد به ژاندارمري كل كشور داده شود "، چرا كه "اميرآباد براي اين منظور در نظر گرفته شده بود ". حامل نامه اعلام مي‌دارد كه "ما با اين افسران آمده‌ايم اميرآباد را تحويل بگيريم ". مرحوم سياسي ضمن ناراحتي و تعجب از اين اقدام با كمال خونسردي و ملايمت اعلام مي‌دارد: "اين كاري نيست كه در عرض يكي دو ساعت يا حتي يكي دو روز انجام شود، مقدماتي دارد، از ديدن شما آقايان خيلي خوشوقتم، مقدمات كه فراهم شد اطلاع خواهم داد ". در ادامه دكتر سياسي از جاي برخاسته و دست خود را جهت خداحافظي با شوارتسكف و مراهان او دراز مي‌كند تا دفتر وي را ترك كنند.
بعد از اين اتفاق دكتر سياسي بلافاصله به دفتر نخست‌وزير رفته و لغو دستور دولت را خواهان مي‌شود و خطاب به قوام مي‌گويد كه: "اميرآباد را كه متعلق به وزارت جنگ بود شاه با وجود مخالفت آن وزارتخانه به دانشگاه داده است آيا خوشايند است كه شاه بخشد و نخست‌وزير پس بگيرد "؟
دكتر سياسي ادامه مي‌دهد كه: "استدعا دارم امر بفرماييد شوارتسكف پايش را از كفش دانشگاه كه پر از سيخ و ميخ است بيرون بياورد و محل ديگري را براي ژاندارمري برگزيند ". با اصرار و استدلال، قوام ملايم شده و مي‌پذيرد و خطاب به دكتر سياسي مي‌گويد: "اين هم به خاطر شما ".
بعد از اين قضايا آباداني و عمران اميرآ‌باد شد كه تا به امروز نيز ادامه دارد و در نوع خود منحصر به فرد است. هرچند كه اميرآباد را شاه در اختيار دانشگاه گذاشت و بعدها نيز كمك‌هايي به كوي دانشگاه و دانشجويان كرد ولي دانشگاه و دانشجويان ثابت كردند هيچ وقت با سياست‌هاي "شاهانه شاه " و رفتارهاي عوام‌فريبانه توام با جاه‌طلبي، همراه و موافق نبوده‌اند و بر عليه رژيم ستمشاهي بود كه از منظر دولتمردان رژيم گذشته "لانه زنبور " بوده كه رژيم را نيش مي‌زده، زيرا دانشجويان در مبارزات خود بهترين پاسخ‌ها را به سياست‌هاي شاه دادند.
اميرآباد بعد از تبديل وضعيت (تغيير كاربري) به كوي دانشگاه،‌ "شهرك دانشگاه " ناميده شد كه در بهترين نقطه تهران بر فراز تپه‌اي با آبي خوش واقع شده بود كه منطقه‌اي وسيع‌تر از امروز را كه شاهد آن هستيم شامل مي‌شده است. يعني از دانشكده اقتصاد تا موسسه ژئوفيزيك غرب و شرق خيابان كارگر شمالي. اما گرايشات استقلال‌طلبانه دانشجويان و فريادهاي استكبارستيز دانشجويان در سال‌هاي ملي شدن نفت كه تا آخرين فرصت و لحظه بر آرمان خود پاي فشردند، كوي دانشگاه بخشي از املاك خود را از دست داد. البته اين مساله جزؤ ذات و جوهر دانشگاه و دانشجو است كه منافع ملي و اجتماعي را در همه حال بر منافع شخصي ترجيح مي‌دهد.
فرداي كوتاي ننگين 2 مرداد 1333 يكي از زناني كه خود را از خاندان فتحعلي شاه و از دودمان اعتضاد مي‌دانست و در سقوط مصدق نيز نقش داشت، ادعا كرد كه مالك نصف اراضي اميرآباد است. در نتيجه راي موافق نيز به دست آورد و به خواسته خود رسيد و در اين راستا "شهرك دانشگاه " در تاريخ 11/6/133 تقسيم شد و خيابان كارگر شمالي در مرز اين تقسيم‌بندي قرار گرفت و در اين ادعاي مالكيت كوي پرنده كه در قسمت غرب كوي دانشگاه نير قرار داشت از پيكره دانشگاه جدا شد. هرچند كه بخشي از زمين‌هاي دانشگاه در شرق كارگر شمالي كه امروزه دانشكده تربيت بدني، چاپخانه، خوابگاه كيانوري و زمين‌هاي پيرامون آن براي دانشگاه باقي ماند. ولي در طول زمان ساختمان‌هايي چون مركز مخابرات و آزمايشگاه خاك چون وصله‌اي ناجور پيكر زيباي كوي دانشگاه را نازيبا ساخت.
تا اين كه در تبصره سي لايحه قانون فروش خالصجات به تاريخ 37/10/1334 روزنامه رسمي كشور آمده كه: "آن قسمت از اراضي خالصه اميرآباد كه متعلق به دولت است به دانشگاه تهران واگذار مي‌شود تا پس از وضع مقداري كه براي كوي دانشجويان و ساير تاسيسات فني، علمي، امور ورزشي و غيره دانشگاه مورد احتياج است مابقي را بر طبق نقشه و شرايطي كه شوراي دانشگاه مكلف است تنظيم نمايد براي تهيه خانه مسكوني معلمين و كاركنان دانشگاه با ترتيب مقتضي تخصيص داده و هرگونه درآمدي كه عايد شود صرف آبادي و عمران كوي دانشگاه بنمايد ". بنابراين بعد از گذشت ده سال از تاسيس كوي دانشگاه وضعيت حقوقي املاك كوي دانشگاه مشخص شد.
بعدها در آن هجده هزار متر مربع، ساختمان مركزي دانشگاه و باشگاه دانشجويان احداث گرديد.
كوي دانشگاه در تاريخ 23/ آذر/ 1334 به دانشگاه تهران واگذار شد كه اين تاريخ سال روز تاسيس كوي دانشگاه است كه بعد از چهار ماه و هجده روز بنا به دلايل گفته شده دانشجويان در آن اسكان يافتند.
از شخصيت‌هاي علمي-فرهنگي مطرحي كه در كوي دانشگاه تهران ساكن بوده‌اند مي‌توان به "محمد علي اسلامي ندوشن "، "رضا فرجي دانا "، "فرهاد رهبر "، "شفيعي كدكني "، "قيصر امين پور "، "محمد ابراهيم باستاني پاريزي " و ... اشاره كرد.
باستاني پاريزي شعري نيز درباره كوي دانشگاه تهران دارد كه عبارت است از " فاش مي‌گويم و از گفته خود دلشادم ؛ ساكن ساده دل كوي امير‌آبادم. "

وضعيت فعلي كوي دانشگاه تهران

به گزارش خبرگزاري فارس، يكي از مهمترين اعتراضاتي كه دانشجويان ساكن كوي به مسئولين و انتظامات دارند اين است كه وقتي دانشجويي كارت خود را به دلايلي همراه ندارد با اينكه نگهبان‌ها وي را مي‌شناسند از ورود اين دانشجو ممانعت مي‌كنند، در حالي كه فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران چندي پيش طي مصاحبه‌اي اعلام كرد كه ما در حال حاضر نزديك به 1200 نفر افراد غيرمجاز ساكن در كوي دانشگاه داريم. به گفته برخي دانشجويان، اين موضوع شائبه برخورد سليقه‌اي و رفاقتي نگهبانان با برخي اشخاص را به وجود مي‌آورد كه موجب ايجاد نارضايتي در بين برخي دانشجويان شده است. با اين حال دانشگاه سال گذشته اقدام به نصب گيت‌هاي ورود و خروج كرد كه با لمسي كردن اين گيت‌ها اين مشكل قابل رفع بود. ولي تا به حال اهتمام خاصي از مسئولين كوي براي رفع اين مشكل صورت نگرفته است.

اياب و ذهاب

م.م دانشجوي دكترا كه جلوي درب اصلي كوي دانشگاه تهران منتظر آمدن سرويس دانشگاه است درباره نارسايي‌هاي سرويس اياب و ذهاب مي‌گويد: سرويس‌هاي دانشگاه روزهاي سه شنبه و چهارشنبه بسيار شلوغ است. خود بنده در اين روزها حتي تا 30 دقيقه منتظر سرويس‌ها مانده‌ام. بعدازظهرها هم از ساعت 4 به بعد علي‌رغم اينكه در دانشگاه كلاس داير است ولي از كوي به دانشگاه اتوبوس نيست و دانشجويان هم مجبورند يا زودتر به دانشگاه بروند يا اينكه از مسافربرهاي شخصي استفاده كنند.

مسجد كوي

مهدي غفاري از ساكنين كوي دانشگاه كه سابقاً از اعضاي فعال مسجد كوي بود در رابطه با تغيير و تحولات مسجدي كوي دانشگاه مي‌گويد: پيش از اين مسجد كوي هيئت امنا داشت و 20-30 نفر از خود دانشجويان در مسجد به صورت خودجوش فعاليت داشتند و در اراده مسجد سهيم بودند ولي متاسفانه از وقتي اداره مسجد به ارگان ديگري سپرده شده شاهد كاهش استقبال از مسجد هستيم. به طور مثال سال قبل سوگواري ماه محرم را با جمعيتي نزديك به 2 هزار دانشجو برگزار كرديم ولي امسال اين تعداد به هزار نفر نمي‌رسيد.
وي ادامه مي‌دهد: در بعد فعاليت‌هاي فرهنگي نيز فعاليت‌هاي فرهنگي مسجد كوي تنزل يافته است؛ چه آنكه پيش از اين مسابقات فرهنگي، كتابخواني، نهج‌البلاغه، پخش فيلم، اردوهاي علمي زيارتي، فعاليت‌هاي ورزشي و گروه تئاتر داشتيم ولي در حال حاضر هيچكدام از اينها اجرا نمي‌شود.
يكي ديگر از دانشجويان ساكن كوي نيز با انتقاد از وضعيت امنيتي ساختمان موقت مسجد كوي گفت: يكي از دلايل عدم مراجعه‌ من به مسجد در مراسم خاص اين است كه مي‌ترسم حادثه ناگواري مانند ريزش سوله يا خداي نكرده اتفاق ديگري به دليل نامقاوم بودن اين ساختمان موقت روي بدهد

نامقاوم بودن برخي ساختمان‌ها

برخي ساختمان‌هاي قديمي كوي دانشگاه‌ تهران بسيار نامقاوم نشان مي‌دهند و در برخي موارد ملاحظه شده است كه برخي از اين ساختمان‌ها در حال تخريب هستند.
به عنوان نمونه، چندي پيش بر اثر بارش باران مختصر در تهران، قسمتي از سقف ساختمان شماره 3 ريزش كرده و آب در كف سالن و داخل اتاق‌ها وارد شده بود كه در فصل امتحانات باعث معضلات عديده‌اي براي ساكنين اين ساختمان شد.

شركت‌هاي هرمي ؛ از اين بيداد ، مي‌كنم فرياد

آسيب‌هاي اجتماعي از جمله مواردي هستند كه همواره دانشجويان ساكن در خوابگاه‌هاي دانشجويي را تهديد مي‌كنند و در صورت عدم توجه مسئولان، اين آسيب‌هاي اجتماعي به راحتي مي‌توانند ساكنان خوابگاه‌ها را دربرگرفته و با مشكلات عديده‌اي مواجه سازند.
از جمله اين آسيب‌ها، ورود شركت‌هاي هرمي و نتورك‌ها به محافل دانشجويي است. اين معضل در كوي دانشگاه تهران به گونه‌اي است كه به گفته تعدادي از ساكنان كوي، در اكثر اتاق‌هاي اين مجتمع خوابگاهي دانشجويي، محوريت بحث‌ها با شركت‌هاي مذكور و نحوه سودآوري از اين طريق است تا جايي كه برخي دانشجوياني كه پول تهيه ژتون غذا را به سختي فراهم مي‌كنند، با رفتن زير بار قرض‌هاي سنگين به اين شركت‌ها وارد مي‌شوند و موجبات سرخوردگي و تباهي آينده خود را فراهم مي‌آورند.
در حال حاضر متاسفانه بخشي از دانشجويان ساكن در كوي دانشگاه به اين امر آلوده شده‌اند و تقريبا در اكثر اتاق‌ها مباحثي در اين باره مطرح مي‌شود و دانشجويان از هم اتاقي‌هاي خود براي تكميل هرم استفاده مي‌كنند.
ناگفته پيداست كه اين امر موجب افت شديد تحصيلي دانشجويان ساكن در كوي شده است به گونه‌اي كه برخي نخبگان علمي ساكن كوي، اين مجتمع خوابگاهي را رها كرده و به خانه‌هاي تيمي در محله‌هايي مانند شهرك غرب و عباس‌آباد ‌روي آورده‌اند تا ادامه فعاليت خود را در اين خانه‌ها پيگيري كنند.
يكي ديگر از موارد مشاهده شده در خصوص افت شديد علمي وارد شدگان به شركت‌هاي هرمي آن است كه يك نخبه علمي كه با معدل بالا (بالاي 19) در كارشناسي ارشد فارغ‌التحصيل شده و در مقطع دكترا تحصيل مي‌كرد، پس از ورود به شركت‌هاي هرمي ترك‌ تحصيل كرده است.
خبرگزاري فارس به دليل حفظ شأن اين دانشجوي سابق عزيز از ذكر نام وي خودداري مي‌كند اما مسئولان دانشگاه تهران در صورت اغراق‌آميز دانستن ذكر اين نمونه‌ها مي‌توانند با اين خبرگزاري تماس گرفته و از نام و رشته تحصيلي وي مطلع شوند.

غذاي دانشجويي ؛ مشكلي به درازاي عمر دانشگاه

يكي ديگر از عواملي كه موجبات نارضايتي دانشجويان اكثر دانشگاه‌ها را فراهم كرده، غذاي دانشجويي است كه دانشجويان ساكن كوي دانشگاه تهران نيز از اين قاعده مستثني نيستند.
چند تن از دانشجويان كوي دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار ما خاطرنشان مي‌كنند كه وقتي آقاي فرهاد رهبر رئيس دانشگاه تهران شدند، كيفيت غذاها بهبود يافته بود و دانشجويان تقريبا راضي بودند، اما بعد از مدتي كيفيت غذا به روال سابق برگشت به طوري كه در حال حضار مرغ‌هايي كه به دانشجويان مي‌دهند اكثراً نپخته‌اند. در مورد كباب هم اصطلاحي در خوابگاهي وجود دارد كه به چلوكباب به دليل سختي‌اش كمربند مي‌گويند.
به گفته اين دانشجويان، روغن مصرفي در پخت خورشت قيمه و قرمه ‌سبزي آنقدر زياد و نامطلوب است كه در چندين مورد باعث مسموميت و ايجاد اختلالات گوارشي در دانشجويان شده است.
اين دانشجويان معتقدند كه متأسفانه از كارشناسان امور تغذيه در تهيه برنامه غذايي و تاييد كيفيت مواد اوليه و نحوه پخت غذا استفاده نمي‌شود و به صورت سنتي كار طبخ غذا انجام مي‌گيرد.

اينترنت نفتي ؛ مسئول بي‌خيال

هرچند مشكل اينترنت در تعداد قابل توجهي از دانشگاه‌هاي كشور تا حدود زيادي رفع شده است، اما كندي و قطع و وصل زياد اينترنت در كوي دانشگاه تهران از ديگر موارد اعتراضي دانشجويان ساكن در اين خوابگاه‌ها است.
منصور خيري‌زاده از دانشجويان ساكن كوي كه سابقه ادمين(به يكي از مديران سايت گفته مي‌شود) سايت كتابخانه كوي دانشگاه تهران را داشته است، درباره وضعيت اينترنت در كوي دانشگاه تهران مي‌گويد: امسال سرعت اينترنت "wireless " در كوي پائين است و قطع و وصل مي‌شود و از اين روي دانشجويان در استفاده از اينترنت با مشكلي روبرو هستند.
سايت كتابخانه كوي دانشگاه تهران جايي است كه دانشجويان فاقد سيستم‌هاي كامپيوتري در اتاق‌هايشان مي‌توانند به آنجا رجوع و از سيستم‌هاي موجود در آنجا بهره ببرند اما به گفته دانشجويان، امسال اداره سايت را به يكي از كارمندان مرز انفورماتيك كوي داده‌اند كه اين مسئول با توجه به اينكه كارمند كوي است در روزهاي تعطيل رسمي و پنجشنبه‌ها سايت را تعطيل مي‌كند و دانشجويان فاقد سيستم به مشكلي برمي‌خورند.

اجاره امكانات دانشجويان به افراد غيردانشجو

برخي دانشجويان خوابگاهي كه به ساختمان‌هاي خارج از كوي دانشگاه منتقل شده‌اند مي‌گويند: متاسفانه با توجه به اينكه سينما و امكانات ورزشي در اين ساختمان‌هاي خوابگاهي وجود ندارد و آنها خواستار استفاده از امكانات داخل كوي هستند، دانشگاه از ورود آنان به داخل كوي ممانعت مي‌كند ولي خود مسئولين كوي اين امكانات رفاهي و ورزشي را به افراد غير دانشجو و خارج از دانشگاه خدمات دهي مي‌كنند و يا حتي بعضا اجاره نيز مي‌دهند. مثلا استفاده از سالن اسكواش كه جديداً‌ احداث شده به دليل اجاره به افرادي خارج از دانشگاه يك روز در ميان مورد استفاده دانشجويان قرار مي‌گيرد.

فروشگاه كوي

با يكي از دانشجويان دوره دكتراي رشته مكانيك كه سابقه چندين سال سكونت در كوي را دارد، حين خريد از فروشگاه مركزي كوي دانشگاه درباره ميزان رضايت از فروشگاه گفتگو مي‌كنيم كه وي در پاسخ مي‌گويد: قيمت‌هاي ميوه فروشي كوي دانشگاه نسبت به بيرون پائين‌تر و كيفيت محصولات نيز قابل قبول است، اما متاسفانه در مورد بقيه غرفه‌هاي فروشگاه دقت لازم نمي‌شود و بعضا اجناسي كه تاريخ مصرفشان در حال انقضاء است فروخته مي‌شود يا قيمت‌هاي غير واقعي روي اجناس درج مي‌شود و به صورت صوري تخفيف داده مي‌شود كه اين قيمت‌ها از بيرون نيز گرانتر است. چنانچه من خودم كاپشني قيمت كردم كه همان جنس با همان مشخصات در بيرون 30% ارزانتر بود.
وي افزود : اين نارسايي‌ها اكثرا مربوط به تغييرات مديريتي فروشگاه ها در مدت زمان كوتاه مي‌گردد.

 

0
نظر

شركت در هرم هاى دسيسه

نويسنده : حسین رضایی

شركت در هرم هاى دسيسه
شركت در هرم هاى دسيسه

گفت و گو شونده : ترحم اسديان
خبرنگار : كامبيز محبوبى

 
شركت هاى هرمى چند سالى است به صورت جدى به يكى از مسائل اجتماعى تبديل شده كه آميخته با مسائل اقتصادى موجب جذب عده اى از افراد جامعه از همه قشرهاى كارى و سنى به آن شده است.
شركت هاى هرمى با ساز و كار خاص خود و براساس روش هاى بازاريابى هرمى، منجر به شكل گيرى محافل مختلف با هدف جذب افراد جديد براى كسب درآمد بيشتر شده است، اما همزمان با گسترش اين شركت ها بسيارى از مسئولان اجرايى و تقنينى كشور درصدد مقابله با آثار مخرب اين كار بر مسائل اقتصادى و حتى اجتماعى برآمده اند و هر روز خبرهاى جديدى از نحوه مقابله و تعداد شركت هاى غير قانونى در اين زمينه به گوش مى رسد. دادسراى مبارزه با قاچاق كالا و ارز در تهران، مسئول رسيدگى به پرونده هاى شكل گرفته حاصل از فعاليت افراد در شركت هاى هرمى است. در اين زمينه با ترحم اسديان سرپرست اين دادسرا به گفت وگو نشسته ايم.

● ساختار شركت هاى هرمى به چه صورت است؟

ساختار شركت هاى هرمى به صورتى است كه فعاليت در رأس هرم از يك نفر شروع شده و به تدريج اين فعاليت در بدنه هرم گسترش مى يابد، البته دسيسه هايى كه اين افراد براى جذب مشترى به كار مى برند و مشتريان را اميدوار به كسب درآمد مى كنند، بسيار اغفال كننده و غير قانونى است و قانونگذار هم براى حمايت از جامعه، فعاليت اين نوع شركت ها را ممنوع اعلام كرده است.

● پيشينه شركت هاى هرمى چيست و از چه زمانى اين شركت ها به ايران وارد شدند؟

شركت هاى هرمى ماهيت ايرانى ندارند، فعاليت اين شركت ها از آمريكا شروع شد و در دهه ۷۰ به تدريج در كشورهاى اروپايى و سپس آسيايى وارد شد و در حال حاضر محل تمركز اين شركت ها، جنوب شرقى آسياست. شروع فعاليت اين شركت ها در ايران به حدود ۱۳- ۱۲ سال پيش بر مى گردد كه در آن زمان شركتى به نام پنتاگونا فعاليتش را در كشور آغاز كرد، اما پس از كمتر از ۲ سال فعاليت به علت مخالفت قانونى با آن، متوقف شد و چند سالى است كه با شروع فعاليت شركت گلدكوئيست جو خاموش شركت هاى هرمى در ايران دوباره روشن شده است.

● قانون ايران با فعاليت اين گونه شركت ها چگونه برخورد مى كند؟

طبق بند «ز» ماده يك قانون اخلالگران نظام اقتصادى، هرگونه تأسيس، قبول نمايندگى وعضو گيرى در شركت هايى كه با افزايش زنجيره انسانى كسب درآمد مى كنند و به طور كلى هر شركتى كه فعاليتش به صورت مصرح مطابق اين قانون باشد، ممنوع است.
البته هيچ دستگاهى براى فعاليت اين نوع شركت ها مجوز صادر نمى كند، اما برخى از شركت ها با ارائه نام هايى با آرم و سربرگ ثبت شركت ها و قوه قضائيه به مشتريان خود، آن را مجوزى براى فعاليت به ظاهر قانونى، اما غير قانونى خود مى دانند در صورتى كه اين برگه ها تنها مجوز ثبت شركت باعناوين مجاز و قانونى بوده و اداره كنندگان اين شركت ها در پوشش فعاليت هاى مختلف مجاز، اقدام به فعاليت هاى غير قانونى مى كنند.
طبق قوانين موجود فعاليت اقتصادى آزاد است، اما قانونگذار در هر كشورى به دلايل مختلف موجود در آن كشور، استثنائاتى را براى آزادى فعاليت اقتصادى مشخص كرده كه در كشور ما فعاليت هايى كه منتهى به رباو كلاهبردارى مى شود جزو همين استثنائات بوده و قانونگذار از آنها به عنوان فعاليت هاى غير مجاز نام برده است.
در بحث شركت هاى هرمى، به صراحت قانونى وجود ندارد كه شركت هاى مجاز رامشخص كند، اما شركت هاى غير مجاز از سوى قانونگذار عنوان شده است.

● چه زمانى مى توان عليه يك شركت هرمى اعلام جرم كرد؟

تا زمانى كه دادگاه فعاليت شركتى را هرمى اعلام نكند نمى توان بنابرقانون آنها را شركت هرمى ناميد و اگر بازپرس در تحقيقاتش به اين نتيجه برسد كه شركتى فعاليت هرمى دارد، مى تواند دستور توقف فعاليت، پلمب محل و دستگيرى اعضا را صادر كند، اما تشخيص نهايى هرمى بودن شركتى با دادگاه، است.

● آيا در باره پرونده هاى شركت هاى هرمى تاكنون حكمى صادر شده است؟

البته حكم نهايى براى هيچ يك از پرونده هاى شركت هاى هرمى صادر نشده است، اما براى تعداد قابل توجهى از پرونده ها قرار صادر شده و به دادگاه ارسال كرده ايم اما تصميم نهايى به عهده دادگاه است كه هنوز به دست ما نرسيده است.

● چند نفر از سرشاخه هاى اصلى تاكنون دستگير شده اند و پرونده آنها در چه مرحله اى است؟

در حال حاضر ۳ نفر از سرشاخه هاى اصلى دستگير و روانه زندان شده اند و قرارهاى ميلياردى براى آنها صادر شده است، در ضمن رسيدگى به پرونده هاى سرشاخه هاى اصلى مستلزم استعلام حساب هاى بانكى آنها، كسب اطلاعات از طريق سياست مربوطه و همچنين شناسايى همدستان احتمالى آنهاست و همين امر موجب طولانى شدن زمان رسيدگى به پرونده هاى آنها شده است كه امرى طبيعى است، البته فكر مى كنم پرونده يكى از اين سرشاخه ها در مرحله نهايى و آماده صدور قرار مجرميت است.

● مردم از چه طرقى مى توانند شكايات خود راعليه اين شركت ها مطرح كنند؟

شيوه ارائه شكايت به ۲ صورت است. يكى اين كه ممكن است شاكى، شكايت خود را عليه فردعضو گير اعلام و تشكيل پرونده دهد، و يا اين كه ممكن است گزارش خبر عضو گيرى و يا جلسات مربوطه و ياگزارشى مبنى بر معرفى سرشاخه اى كه تعداد زيادى زير شاخه دارد از طريق مراجع و نهادهاى مربوط اعلام شود كه در اين مورد تحقيقات به وسيله ضابطين انجام مى شود و در صورت صحت موضوع، پرونده در اين ارتباط تشكيل و به شعبه ارجاع خواهد شد.

● آيا پرونده شكايات در شهرستان ها به وسيله دادسراى تهران رسيدگى مى شود؟

خير، پرونده هاى شكايات مردم عليه اين شركت ها به وسيله دستگاه قضايى همان شهرستان ها قابل رسيدگى و پيگيرى است و طبق رأى صادره از سوى ديوان عالى كشور، دادسراى تهران تنها مسئول رسيدگى به شكايات شهر تهران بوده و به موجب قانون آئين دادرسى، هر دادسرايى تنها صلاحيت محلى براى رسيدگى به جرائم حوزه خودش را دارد و اگر پرونده اى به صورت اشتباه از شهرستان ارسال شود، به همان شهرستان عودت داده مى شود.

● آيا مجازات تعيين شده مصوب مجلس شوراى اسلامى براى فعالان شركت هاى هرمى كافى است؟

بله، به نظر من طبق بند «ز» ماده يك قانون اخلالگران نظام اقتصادى مصوب مجلس، مجازات حبس تعيين شده (۶ ماه الى ۳ سال) كافى است، البته بايد گفت: اين قانون صراحت لازم را براى اين كه مشخص كند در برگيرنده چه نوع فعاليتى است، ندارد.
يعنى اين قانون بايد بين فعاليت هاى اقتصادى سالم با ساختار زنجيره اى و فعاليت هاى اقتصادى ناسالم تفاوت مشخص كننده اى قائل شود تا دادرس و مقام قضايى در هنگام صدور رأى تفاوت بين فعاليت اقتصادى مجاز و فعاليت غير مجاز را احساس كند.
منبع: روزنامه ایران 12/11/1385

 

0
نظر

بورس (9) افزايش سرمايه

نويسنده : حسین رضایی

بورس (9) افزايش سرمايه
بورس (9) افزايش سرمايه





 
شرکت‌ها به منظور تأمین منابع مورد نیاز برای طرح‌های توسعه‌ای و پاسخگویی به نیاز خود به نقدینگی، اقدام به افزایش سرمایه می‌کنند. افزایش سرمایه از طریق انتشار سهام جدید یا بالا بردن مبلغ اسمی سهام موجود امکان‌پذیر است. با توجه به این که در ماده 6 اساسنامه نمونه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس قید شده است که سرمایه شرکت‌ها باید به سهم عادی یکهزار ریالی با نام تقسیم شود، افزایش سرمایه در این شرکت‌ها به صورت انتشار سهام جدید صورت می‌گیرد. از اهداف این امر (یکسان‌سازی قیمت اسمی سهام شرکت‌ها در اساسنامه شرکت) می‌توان به شفاف‌سازی اطلاعات شرکت‌ها و قابلیت مقایسه وضعیت آن‌ها با یکدیگر اشاره کرد.
در حالت افزایش سرمایه به صورت انتشار سهام جدید، شرکت‌ها می‌توانند سهام جدید را برابر مبلغ اسمی به‌فروش برسانند یا این که مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم به عنوان اضافه ارزش (صرف) از سهامدار دریافت و عواید حاصل از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل یا به صورت نقدی بین صاحبان سهام تقسیم کنند یا در ازای آن، سهام جدید به آنها بدهند. از آن‌جا که قوانین مالیاتی عواید حاصل از اضافه ارزش سهام فروخته شده را درآمد تلقی می‌کند و در نتیجه مشمول مالیات سال مالی انتشار سهام جدید می‌داند، شرکت‌ها تمایل به استفاده از این روش (افزایش سرمایه از طریق دریافت اضافه ارزش علاوه بر مبلغ اسمی سهم) ندارند.

راه‌هاي افزايش سرمايه

افزایش سرمایه از محل منابع زیر امکان‌پذیر است :
1 – آورده نقدی سهامداران شرکت ( پرداخت مبلغ اسمی سهام به صورت نقدی )
2 – اندوخته‌ها و سود تقسیم نشده سال‌های قبل ( تبدیل سود تقسیم نشده ( اندوخته ) به سرمایه )
3 – مطالبات حال شده سهامداران شرکت ( تبدیل مطالبات حال شده به سرمایه )

در ماده 166 لایحه اصلاحی قانون تجارت، حق‌تقدم برای صاحبان سهام قدیم پیش‌بینی شده و مقرر گردیده است که :
"در خرید سهام جدید، صاحبان سهام شرکت به نسبت سهامی که مالک‌اند حق‌تقدم دارند و این حق قابل نقل‌وانتقال می‌باشد. مهلتی که طی آن سهامداران می‌توانند حق‌تقدم مذکور را اعمال کنند کمتر از 60 روز نخواهد بود. این مهلت از روزی که برای پذیره‌نویسی تعیین می‌گردد، شروع می‌شود."
وجود چنین حقی به سهامداران شرکت این امکان را می‌دهد که نه تنها درصد مالکیت خود را – در مقایسه با وضعیت قبل از افزایش سرمایه – ثابت نگه دارند بلکه خود را در مقابل کاهش بهای سهام – به علت انتشار سهام جدید – مصون سازند.
سازوکار اجرایی افزایش سرمایه بدین‌صورت است که مجمع عمومی فوق‌العاده پس از تصویب افزایش سرمایه، شرایط مربوط به فروش سهام جدید و تأدیه بهای آن را تعیین می‌کند یا این که اختیار تعیین آن را به هیئت مدیره واگذار می‌نماید.
پس از اتخاذ تصمیم راجع به چگونگی افزایش سرمایه از طریق انتشار سهام جدید، مراتب از طریق نشر آگهی در روزنامه کثیرالانتشار به اطلاع صاحبان سهام می‌رسد. در این آگهی، اطلاعات مربوط به مبلغ افزایش سرمایه و مبلغ اسمی سهام جدید و تعداد سهامی که هر صاحب سهام، حق‌تقدم در خرید آنها را دارد و مهلت پذیره‌نویسی و نحوه پرداخت آن ذکر می‌شود. گواهی‌نامه‌های حق‌تقدم خرید سهم به آخرین آدرس اعلام شده توسط سهامداران، ارسال می‌شود. بعد از دریافت گواهی‌نامه مزبور، سهامداران می‌توانند ظرف مهلتی که در اعلامیه پذیره‌نویسی سهام جدید معین شده است، از حق خود استفاده نمایند، بدین صورت که پس از پرداخت بهای اسمی سهم و امضای برگ تعهد سهم، مبادرت به پذیره‌نویسی کنند.
مثال : فرض کنيد شرکتي با سرمايه 10000 ميليون ريال منقسم به 10 ميليون سهم، افزايش سرمايه‌اي به ميزان 100% را در نظر دارد. در اين حالت به هر يک از سهامداران، معادل سهام قبلي‌شان امتياز حق تقدم تعلق مي گيرد. (به ازاء هر سهم يك سهم جديد ) و سهامداران پس از واريز 1000 ريال براي هر حق تقدم صاحب يک سهم جديد مي شوند . قيمت سهم پس از بازگشايي، معمولا به‌گونه‌اي است که در دارايي سهامداران از شرکت مزبور تغييري حاصل نشود. براي مثال اگر قيمت سهم قبل از مجمع 5000 ريال باشد و با توجه به اينکه سهامدار بابت هر سهم 1000 ريال پرداخته است. قيمت جديد در حدود 3000 ريال خواهد بود و با دوبرابر شدن تعداد سهام، در عمل دارايي سهامدار بدون تغيير مي‌ماند. البته ممكن است با توجه به ديد مثبت يا منفي سهامداران نسبت به فعاليت آتي شركت و طرح‌هاي تامين مالي شده، قيمت واقعي سهم بيشتر يا كمتر از قيمت تئوريك، تعيين شود.
اگر شركت براي افزايش سرمايه، بخشي از منابع را از محل اندوخته‌ها و بخشي را از آورده سهامدار، تامين كند، افزايش سرمايه از راه اندوخته و آورده نقدي شكل مي‌گيرد و اگر تمام منابع از محل اندوخته‌هاي شركت( انوخته ها و سود تقسيم نشده) تامين مالي گردد، افزايش سرمايه به شكل سهام جايزه و بدون پرداخت نقدي از سوي سهامداران خواهد.

فروش حق تقدم

در صورتی که سهامدار تمایل به پذیره‌نویسی و دریافت سهم جدید نداشته باشد می‌تواند با مراجعه به کارگزاران سازمان بورس اوراق بهادار، گواهی‌نامه حق‌تقدم ‌خرید سهم خود را بر پایه قیمت روز بازار، به فروش برساند. اگر سرمایه‌گذار مایل به خرید گواهی‌نامه حق‌تقدم باشد باید مانند سهامداران فعلی شرکت اقدام به پذیره‌نویسی نماید. در این حالت وی باید معادل مجموع بهای گواهی‌نامه مزبور – برای تحویل به فروشنده گواهی – و ارزش اسمی را – برای تحویل به شرکت – به کارگزار پرداخت کند. چنانچه سهامداران در مهلت اعلام شده، اقدام به پذیره‌نویسی نکنند یا از فروش گواهی حق‌تقدم صرف‌نظر کنند، شرکت پس از اتمام دوره پذیره‌نویسی گواهی‌های مزبور را در بورس اوراق بهادار در معرض فروش قرار می‌دهد و پس از فروش، مبلغ حاصل از فروش را پس از کسر ارزش اسمی و هزینه‌های مربوط به حساب سهامدار واریز می‌کند.

دادوستد گواهی حق‌تقدم

در صورتی که سهامداران تمایل به پذیره‌نویسی و دریافت سهم جدید نداشته باشند می‌توانند با مراجعه به کارگزاران، گواهی‌نامه حق‌تقدم ‌خرید سهم خود را بر پایه قیمت روز بازار، به فروش برسانند. اگر سرمایه‌گذار مایل به خرید گواهی‌نامه حق‌تقدم باشد باید مانند سهامداران فعلی شرکت اقدام به پذیره‌نویسی نماید. در این حالت وی باید معادل مجموع بهای گواهی‌نامه مزبور – برای تحویل به فروشنده گواهی – و ارزش اسمی را – برای تحویل به شرکت – به کارگزار پرداخت کند. چنانچه سهامداران در مهلت اعلام شده، اقدام به پذیره‌نویسی نکنند یا از فروش گواهی حق‌تقدم صرف‌نظر کنند، شرکت پس از اتمام دوره پذیره‌نویسی گواهی‌های مزبور را در بورس اوراق بهادار در معرض فروش قرار می‌دهد و پس از فروش، مبلغ حاصل از فروش را پس از کسر ارزش اسمی و هزینه‌های مربوط به حساب سهامدار واریز می‌کند.
منبع: www.parsecommerce.ir
/خ

 

0
نظر

ويژگي هاي اقتصاد در جامعه اسوه ي اسلامي

نويسنده : حسین رضایی

ويژگي هاي اقتصاد در جامعه اسوه ي اسلامي
ويژگي هاي اقتصاد در جامعه اسوه ي اسلامي




 
مکتب اقتصادي اسلام، در صدد تامين اهداف فراواني است که برخي از آنها اخلاقي و برخي ديگر اجتماعي است، در اين جا به بعضي از آن اهداف که داراي اهميت بيشتري است، اشاره مي شود:
1. حاکميت سياسي اسلام
2. تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي
3. برپايي عدالت اجتماعي
4. عدم وابستگي اقتصادي
5. خودکفايي و اقتدار اقتصادي
6. توسعه و رشد
7. رفاه عمومي
اهداف مذکور همه در عرض هم نيستند بلکه برخي از آنها با حفظ برخي ديگر هدف قرار مي گيرند، مثلا سه هدف آخر به اين شرط مطلوب اند که لطمه اي به چهار هدف اول نزنند. دو هدف اول، به نظر مي رسد که اقتصادي نيستند، ولي جزء اهداف اقتصادي اسلامي گنجانده شده اند، زيرا، در احکام اسلام، اين اهداف جدا از يکديگر مطرح نشده اند و جدا کردن آنها جزء اهداف وظايف سازمان هاي اقتصادي نيستند و از وظايف ساير سازمان هاي اجتماعي سياسي اسلام مي باشند، در صورتي که اين گونه نيست، مثلا، درباره زکات، در عين اين که هدف از آن توازن اقتصادي و تعديل در خلال رفتارهاي اقتصادي در نظر گرفته شده اند. موارد ذکر شده، به جز اين که خود، اهداف مکتب اقتصادي اسلام را شکل مي دهند، هر يک از آنها در بسياري از موارد، به عنوان محدوديت براي اهداف ديگر و يا ابزاري براي رسيدن به اهدافي مثل رفاه عمومي است و گاهي تحقق آن ارزش ها در جامعه، ابزاري براي رسيدن به ساير اهداف است. نکته ديگري که بايد به آن توجه داشت، اين است که در اين مبحث، نظر به مکتب اقتصادي اسلام است، که در اين جا از آن بحث نخواهيم کرد و به توضيح اهداف اقتصادي ذکر شده مي پردازيم.

1- حاکميت سياسي اسلام:

در اقتصاد اسلامي، سعي در حفظ حاکميت سياسي اسلام در روابط با بيگانگان است، زيرا در روابط خارجي، مناسبات اقتصادي و سياسي بسيار به هم پيوسته اند، هم اکنون وابستگي سياسي بسياري از کشورهاي جهان سوم در اثر وابستگي اقتصادي آنهاست، به اين سبب يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، حفظ حاکميت سياسي اسلام است.
در روايتي از پيامبر اکرم (ص) آمده است: «الاسلام يعلوا و لا يعلي عليه، اسلام برتر است و چيزي بر آن برتري ندارد». (تذکره الفقها، ج1، ص 446)، بنابراين در مناسبات سياسي نيز بايد برتري اسلام و مسلمين مراعات گردد. قرآن کريم مي فرمايد: «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوکم ... براي مقابل با دشمنان تا آنجا که مي توانيد نيرو و اسبهاي بسته و آماده فراهم کنيد تا به اين وسيله دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد.» (انفال/60).
هم چنين قرآن کريم مي فرمايد: «ولن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند براي کافران بر مومنان راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)

2- تحکيم ارزش هاي معنوي و اخلاقي:

اسلام در رسيدن به همه اهداف اقتصاديش از قبيل، زدودن فقر، ايجاد رفاه و اجراي عدالت، از چهارچوب ارزش هاي اخلاقي، خارج نمي شود. زيرا تحقق اين ارزش ها همراه با پياده شدن اقتصاد اسلامي از اهداف مکتب اسلام است. اين از اهدافي است که هم افراد بايد مراعات کنند و هم دولت بايد در تحقق آن بکوشد. کسي حق ندارد از راههاي حرام کسب درآمد کند يا با اکراه، طرف مقابل را به معامله اي وادار نمايد. قرآن مي فرمايد: «يا ايها الذين أمنوا لا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم ... اي کساني که ايمان آورده ايد اموالتان را در ميان خود به باطل نخوريد مگر اين که داد و ستدي از روي رضايت شما باشد». (نساء/29)
در اسلام پرداخت زکات و خمس عبادتي است که فرد با رضايت کامل به آن اقدام مي کند. به علاوه، قرآن گرفتن زکات را وسيله پاک شدن و تزکيه پرداخت کننده به شمار مي آورد. «خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها... از اموال آنان زکات بگير و بدين وسيله آنان را پاک و تزکيه کن» (توبه/103). هم چنين به انفال کنندگان سفارش مي کند که از بهترين اموال خود انفاق کنيد تا به «نيکي» دست يابيد . « لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. هرگز به نيکي نمي رسيد، مگر آنکه از آن چه که دوست داريد، انفاق کنيد» . (آل عمران/92)

3- برپايي عدالت اجتماعي:

عدالت اجتماعي در بعد اقتصادي از نظر اسلام با تامين زندگي متوسط اجتماعي براي فقرا و جلوگيري از انباشته شدن بيش از حد ثروت در دست اغنيا تحقق مي يابد. از آنجا که عدالت اجتماعي به صورت جداگانه مورد بحث قرار گرفته است در مورد اين موضوع بيش از اين توضيح نمي دهيم.

4- خودکفايي و اقتدار اقتصادي:

مقصود از خود کفايي اين است که جامعه بتواند نيازمنديهاي خود را در حد بالايي از رفاه توليد کند و ناگزير به وارد کردن کالا از خارج نباشد. البته ممکن است ترجيح دهد بعضي از نيازهاي خود را از خارج تامين کند، به اين سبب که هزينه تهيه آن در داخل بيشتر مي شود و با وارد کردن آنها، اين جامعه مي تواند امکانات خود را در راه مفيدتري به کار گيرد. در اين صورت با خودکفايي ناسازگار نيست، زيرا جامعه قدرت لازم براي توليد آن کالا در دارد. در اين تعريف، بيان شده که جامعه اي که توانايي تامين نيازمندي هاي خود را در سطح عالي رفاه داشته باشد، خودکفاست. زيرا ممکن است کشوري به توليدات داخلي اکتفا کند ولي وضعيت فقيرانه اي داشته باشد. در اين حال آن کشور خودکفا نيست، در خودکفايي، توانمندي و اقتدار نهفته است، جامعه خودکفا، روي پاي خود ايستاده است. اين ايستادگي بدون وجود حيات و نشاط ممکن نيست. قرآن مجيد درباره مومنان به پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «کزرع اخرج شطئه فأزره فاستغلظ فاستوي علي سوقه يعجب الزراع ليفظ بهم الکفار. مانند دانه اي است که شاخ و بال بيرون آورده و (اين شاخه ها) او را تقويت کرده و در نتيجه آن گياه درشت شده، تا آنکه بر ساقه استوار گرديده، بدان گونه که کشاورز را به شگفتي واداشته است (خدا آنان را قوي کرده)، تا به وسيله آنان کافران را به خشم آورد». (فتح/29) مفاد اين آيه، قدرت يافتن مسلمانان و رسيدن آنان به شکوه و عظمتي است که دشمنان اسلام تاب تحمل آن را ندارند. قطعا بايد اين اقتدار هم اقتدار سياسي، هم اقتدار نظامي و هم قدرت اقتصادي و هم توانمندي فرهنگي باشد.

5- عدم وابستگي اقتصادي:

معناي استقلال غير خودکفايي است. خودکفايي به اين است که يک جامعه همه نيازهاي خود را تامين کند و نيازي به وارد کردن کالا از خارج نداشته باشد. اما استقلال اعم از اين است يک جامعه مستقل اقتصادي ممکن است احتياج به وارد کردن برخي کالاها داشته باشد،اما تامين اين نياز تکيه بر ساير جوامع ندارد، ناگزير به باج دادن و سر فرود آوردن نيست، بلکه در روابطي سالم، برخي از محصولات خود را مي دهند و توليدات ديگران را مي ستاند. اما خودکفايي بيش از اين است يک جامعه خودکفا مي تواند همه نيازهاي خود را هر چند بار هزينه بيشتر تامين کند، گرچه ترجيح مي دهد براي بهتر استفاده کردن از امکانات خود و صرفه جويي کردن، برخي کالاها را از بيرون وارد کند.
استقلال در آيات قرآن: از اطلاق برخي از آيات و لازمه برخي ديگر، لزوم استقلال اقتصادي فهميده مي شود که درذيل به آنها اشاره مي شود. «و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا. خداوند هرگز براي کافران بر مومنين راه تسلطي قرار نداده است». (نساء/141)
غالب فقهاي بزرگ اسلام، براي نفي هر گونه سلطه کافران برمسلمانان به اين آيه استناد کرده و مفاد آن را حکم دانسته اند نه اخبار. يعني، مسلمانان مي بايد کاري کنند که کفار بر آنان مسلط نشوند و هر عملي که منتهي به سلطه کفار شود نامشروع است. از جمله راههاي سلطه کفار بر مومنين سلطه اقتصادي است. متاسفانه در اين روزگار، سلطه اقتصادي بيگانگان بر مسلمانان تحقق يافته است و اين واقعيت تلخ به دليل عمل نکردن مسلمانان به مقتضاي ايمان است. مطابق مستفاد از اين آيه مومنان وظيفه دارند تلاش کنند و خود را از وابستگي ها - از جمله وابستگي اقتصادي - رهايي دهند. «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه. براي مقابله با آنان کفار و مشرکان آن چه مي توانيد نيرو آماده کنيد». (انفال/60). سياق آيه نشان مي دهد که درباره جنگ است و طبعا مهم ترين نيرو براي مقابله با دشمن نيروي نظامي است. اما کلمه «من قوه» هر نيرويي را شامل مي شود. نيروي اقتصادي براي رويارويي با دشمن از اهميت برخوردار است. به خصوص در جنگ هاي امروز که قدرت اقتصادي يکي از دو طرف جنگ در سرنوشت آن نقش به سزايي دارد. روايتي در تفسير اين آيه آمده است که با استفاده از آنها شمول آيه را نسبت به توان اقتصادي بهتر مي توان فهميد. از امام صادق (ع) نقل شده است که فرموده سياه کردن موي صورت (براي پير مردان) از مصاديق «قوه» در آيه است. «منه الخضاب بالسواد».(1). در روايت ديگري از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود: گروهي بر امام حسين (ع) وارد شدند و ديدند که آن حضرت به رنگ سياه خضاب کرده است. علت آن را پرسيدند، فرمود: رسول خدا (ص) در يکي از جنگها به مسلمان دستور داد با رنگ سياه خضاب کنند تا به اين وسيله بر مشرکان قوت بگيرند و قويتر بنمايند. (همان منبع).

6- توسعه و رشد:

يکي از اهداف اقتصاد اسلامي، ايجاد توسعه و رشد است. اين هدف را در راهنماييهاي اسلام و عمل رهبران بزرگ آن مشاهده مي کنيم. که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود.
الف) اسلام بر فراگيري معلومات و افزايش اطلاعات مسلمين سفارش اکيد دارد، تا آنجا که از پيامبر (ص) نقل شده است: «اطلبوا العلم من المهد الي اللحد». به اين معني که براي اندوختن دانش محدوديت زماني نبايد شناخت و نيز آمده است: «اطلبوا العلم ولو بالصين». (2) بدين معني که دوري راه و رنج سفر براي کسب دانش بايد ناچيز شمرده شود هم چنين آمده است: «اطلبوا العلم و لو بخوض اللحج و شق المهج». (3) که مفاد آن اين است که هر چه طلب دانش، دشواري به همراه داشته باشد، گرچه در حد فرو رفتن در گردابها و ريختن خون قلبها، اين سختيها را بايد بر خويش هموار کرد و هيچ مشکلي نبايد مانع افزايش دانش مسلمانان شود.
ب) تغيير وضعيت اقتصادي جزيره العرب از بازرگاني صرف و واسطه داد و ستد کالاها بودن به افزايش کشاورزي تا آنجا که مدينه مرکز مهم توليد کشاورزي شد. اسلام، عرب جاهلي را از تنبلي و تن پروري و آماده خوري بيرون آورد و به کار و کوشش و تلاش واداشت تا آنجا که از اميرالمومنين (ع) نقل شده است که فرمود: «من وجد ماء و ترابا ثم افتقر فابعده الله (4). هر که آب و خاکي بيابد و باز هم فقير باشد، خدا او را از رحمت خود دور کند». يعني هر که آب و خاک در اختيار داشته باشد نبايد فقير بماند. هم چنين هنگامي که کسي از امام صادق (ع) تقاضا کرد که دعا کند رزق و روزي او به راحتي برسد: «لا ادعو لک، اطلب کما امرک الله عزوجل. برايت دعا نمي کنم. آنگونه که خدا به تو امر فرموده است روزيت را طلب کن». يعني با به زحمت انداختن خود روزي بخواه. (5)
ج) اسلام بر آباد کردن زمين ها و شهرها و تعطيل نگذاردن اراضي تاکيد فراوان دارد که از عوامل مهم رشد توليد مي باشد.
قرآن مي فرمايد: «هو أنشاکم من الارض و استعمرکم فيها. خدا شما را از زمين ايجاد کرد و به آباداني در آن گماشت» هم چنين در روايتي از پيامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرموده: من کان له ارض فيزرعها و الا فليؤدها اخاه و لا يؤاجرها اياه، هر که زميني دارد آن را به کارد و گرنه به برادرش بدهد و از او اجاره نگيرد»و اين روايت بيانگر يکي از سياست هاي اقتصادي پيامبر (ص) است. در عهدنامه اميرالمومنين (ع) به مالک اشتر يکي از وظايف استاندار را عمران و آبادي شهرهاي منطقه ماموريت وي قرار مي دهد و مي فرمايد: «جبايه خراجها، و جهاد عدوها و استصلاح اهلها و عماره بلادها، وظايف استاندار عبارت است از: جمع آوري ماليات آن منطقه و مبارزه با دشمن آن و به صلاح آوردن اهل آن و آباد کردن شهرهاي آن». (6) و نيز به او مي فرمايد: «و ليکن نظرک في عماره الارض ابلغ من نظرک في استجلاب الخراج. بايد نظرت درباره آباد کردن زمين رساتر از نگاهت درباره گرفتن ماليات باشد». (7)

7- رفاه عمومي:

رفاه در ضمن توسعه و رشد حاصل مي شود، يعني اگر جامعه اي توسعه و رشد لازم را فراهم کرده باشد، به دنبال آن رفاه نيز به وجود مي آيد. از مطالعه آيات و روايات مربوط به بحث بسيار روشن به دست مي آيد که نظام اقتصادي اسلام تنها در صدد رفع نيازهاي ضروري بشر نيست و با تامين آنها کار خداوند را تمام شده نمي داند، بلکه در صدد تامين رفاه بشر است. خداوند نعمت هاي بي شماري را در اختيار انسان قرار داده که از آنها بهره گيرد. «قل من حرم زينه الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق. بگو چه کسي زينت خداوند را که براي بندگانش (از زمين) بيرون آورده و روزيهاي پاک را حرام کرده است؟» (اعراف/32) و اميرالمومنين (ع) نيز در وصف متقين مي فرمايد: «همانا متقين بهره دنياي نقد و آخرت آينده را بردند، با اهل دنيا در دنيايشان شريک شدند، ولي اهل دنيا در آخرت آنان شريک نشدند. در دنيا به بهترين نوع مسکن گرفتند و به بهترين وجه خوردند. از دنيا به آن گونه که مترفين بهره مند مي شوند، استفاده کردند و از آن چيزي را که جابران متکبر بر مي داشتند، برگرفته اند. سپس از آن با توشه کافي و تجارب سودمند بيرون رفتند. هم چنين در روايتي از معصوم (ع) نقل شده است که فرمود: «نعم المال الصالح للعبد الصالح. چه نيکوست مال شايسته براي بنده شايسته». (8)
و از ديگري ويژگي ها مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:

نظام بانکي در جامعه اسوه اسلامي

1. نظام بانکي مي بايست برطبق موازين شرعي و اسلامي باشد.
2. داشتن فرمولهاي مختلف در فعاليت نظام بانکي اسلامي در جهت کمک به دولت، مردم و بالاخص مردم محروم و مستضعف.
3. ايجاد مؤسسات شخصي يا گروهي (به صورت قرض الحسنه اسلامي).
4. توجه داشتن به مقوله ربا و اشکال مختلف آن در اسلام.
- نظام مالياتي در جامعه اسوه اسلامي مي تواند:
الف) مردم را نسبت به ماليات و ثمرات خوب آن آگاه نمايد.
ب) نسبت دريافت ماليات براي اقشار مختلف با توجه به وضعيت امرار معاش چه در سرمايه هاي ملي، سرمايه هاي پنهان و سرمايه هاي جاري را مشخص گرداند.
ج) ثمرات دريافت ماليات را به سرعت براي مردم قابل دسترس نمايد.
اقسام مختلف بيمه هاي اجتماعي، با رعايت عدالت اجتماعي به معناي واقعي مي تواند نقش بسزايي در اقتصاد پويا در جامعه اسوه داشته باشد.

هفت بعد اساسي در ساختار اقتصاد:

1- مبارزه با فقر و تأمين نيازهاي هر فرد در پرتو کار خلاق او و ارزش افزوده اي است که او در جامعه توليد مي کند.
2- آزاد نگه داشتن بخشي از وقت هر انسان، براي اين که فرصتي مناسب براي خودسازي و رشد انساني و تعالي معنوي داشته باشد، به تعبير ديگر در نظام اقتصادي جامعه اسوه تلاش براي نيازمنديهاي اقتصادي، نبايد همه وقت ملت را بگيرد بلکه مقداري از آن وقت بايد براي خودسازي انسان و رشد معنوي آزاد باشد.
3- اعتدال در مصرف، مبارزه با اسراف و نفي هر نوع اقتصاد تخريبي نسبت به امکاناتي که خداوند در جامعه براي زندگي انسان ها در اختيار همه قرار داده است.
4- حفظ آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد، در برابر کساني که انسان را يک حيوان اقتصادي معرفي مي کنند و بدين ترتيب او خود به خود برده اقتصاد سرمايه داري و خصوصي و يا برده اقتصاد دولتي يا به تعبير صحيح تر، برده سرمايه داري خصوصي و سرمايه داري دولتي مي شود، بايد آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود.
5- تأکيد بر استقلال اقتصادي جامعه اسوه اسلامي و اين که براستي از نظر اقتصادي به روي پا خود بايستد؛ خود توليد کند و متناسب با نيازهاي خود مصرف کند. به ديگران وابسته نباشدکه وابستگي اقتصادي امروزه زيربنا و ريشه وابستگي هاي ديگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نيست.
6- تأکيد به تکامل فني و صنعتي، زيرا پيشرفت هاي صنعتي از جلوه هاي رشد انسان است و هيچگاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بنابراين در برنامه ريزي اقتصادي جامعه اسوه اسلامي بايد به آن تأکيد شود.
7- برقراري عدل اقتصادي نسبت به بي عدالتي هايي که در گذشته صورت گرفته است.
اين هفت بعد، اساس اقتصاد است و اصل 43 قانون اساسي در حقيقت نسبت به بسياري از اين افراد توجه تام دارد. در حل برخي از مشکلات امروزه در جامعه اسوه اسلامي، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد:
الف- مبارزه با بيکاري
ب- اشتغال کامل
ج- افزايش مهارت و ابتکار
با توجه به فعاليت هاي انجام شده در خصوص توان بسيج در حل بسياري از مشکلات جامعه اسوه اسلامي به اطلاع مي رساند که در بحث اقتصاد، مقوله کار و اشتغال به عنوان محور فعاليت قرار دارد و اعضاء گروه تحقيقات در اين بخش در صدد طرحي جامع براي فعاليت بسيج نسبت به رفع اين معضل مي باشد.

پي نوشت :

1- بحار الانوار ج 61 ص 158 - من لا يحضره الفقيه ج 1 ص 123 - وسايل الشيعه ج 2 ص 89
2- بحار الانوار، ج 1، ص 177
3- بحار الانوار، چاپ بيروت، ج 75، ص 277
4- بحار الانوار، ج 100، ص 65
5- اصول کافي ج 5 ص 78
6- بحار الانوار ج 33 ص 599
7- بحار الانوار ج 33 ص 606
8- بحار الانوار، ج 70، ص 62

منبع:کتاب طرح تحقيقاتي شهر اسوه
/س

 

0
نظر

دلايل نامشروع بودن شركت هاي هرمي

نويسنده : حسین رضایی

دلايل نامشروع بودن شركت هاي هرمي
دلايل نامشروع بودن شركت هاي هرمي

نويسنده: آيت الله جعفر سبحاني



 
نخست بايد ماهيت اين شركت تبيين گردد و سپس به بيان حكم شرعي آن پرداخته شود. رايج ترين صورت آن اين است كه شركتي تشكيل مي شود مثلا به نام «شركت آفتاب» كسي بخواهد به عضويت اين شركت درآيد بايد برگي را از اين شركت به قيمت خاصي مثلا يك هزار تومان بخرد و در آن برگ اسامي پنج نفر به ترتيب نوشته شده است مثلا:
1- زيد 2- عمرو 3- بكر 4- عدي 5- خالد
نفر اول همراه با شماره حساب بانكي است.
پس از خريد اين برگ بايد سه كار انجام دهد:
اولا: مبلغي مثلا يك هزار تومان به حساب نفر اول كه شماره حساب بانكي دارد واريز كند.
ثانيا: يك هزار تومان مثلا به حساب بانكي شركت كه گرداننده اين امور است نيز واريز نمايد.
ثالثا: همه مدارك را با پست سفارشي به آدرس شركت كه عضويت آن را پذيرفته است بفرستد. و در انتظار بنشيند كه پاسخ شركت به او برسد.
وقتي پاسخ شركت به وي رسيد چنين خواهد بود كه چهار برگ براي اين عضو ارسال مي شود و در آن برگ ها همان اسامي پنجگانه ذكر شده ولي اسم نفر اول حذف گرديده و اسم اين عضو در رتبه پنجم قرار گرفته است و طبعا افراد ديگر نيز يك رتبه پيش افتاده اند.
پس از رسيدن اين چهار برگ بايد اين عضو تلاش كند هر يك از اين برگ ها را به فرد ديگري كه مايل است عضويت شركت را بپذيرد بفروشد در اين صورت هر يك از اين چهار عضو كه خريدار 4 برگ شدند بايد راهي را كه عضو نخست پيموده است بپيمايند يعني هر برگي را مثلا به قيمت يك هزار تومان از عضو اول بخرند (در اين صورت با فروش هر چهار برگ به 4 هزار تومان كليه هزينه هايي كه عضو اول انجام داده بود تامين مي شود بلكه چيزي نيز افزون باقي مي ماند).
سپس هر يك از اين چهار عضو مبلغي را مثلا هزار تومان به حساب نفر اول ليست خود واريز مي كنند و مبلغي نيز مثلا هزار تومان به حساب شركت كه اشراف بر اين كارها دارد نيز واريز مي نمايند سپس هر كدام كارهايي را كه صورت داده به وسيله پست سفارشي براي شركت ارسال مي كند در اين صورت هر يك از اين چهار نفر كه هر كدام سه هزار و اندي هزينه كرده بايد ناچار بسان عضو نخست منتظر باشد كه پاسخ شركت به او برسد.
آنگاه كه جواب رسيد براي هر يك از اين چهار نفر بسته اي كه حاوي 4 برگ ديگر است ارسال مي شود كه در آن برگ ها يك نام ديگر از نام اين عضو دوم در رديف پنجم و نام عضو نخست در رديف چهارم قرار گرفته است و بايد هر يك از اين چهار نفر كه در عرض هم مي باشند 4 برگ ارسالي را به 4 نفر بفروشند و خريدار جديد علاوه بر اين كه مبلغي را بايد به عنوان خريد بپردازد دو مبلغ ديگر را نيز بايد هزينه كند مبلغي را براي فردي كه در رتبه اول ليست فروش قرار دارد و مبلغي را نيز براي شركت واريز نمايد سپس همه رسيدهاي بانكي خود را براي شركت ارسال نمايد و در انتظار پاسخ بنشيند.
در اين صورت خواهيم ديد كه تعداد كساني كه به وسيله عضو اول عضويت پذيرفته اند 4 نفر و كساني كه به وسيله اعضاي رديف دوم عضويت يافته اند به شانزده نفر خواهد رسيد.
سپس اين شانزده نفر كه علاقه مندند عضويت شركت را بپذيرند بايد هر يك كارهاي پيشين را انجام دهند يعني پس از خريد برگ به قيمت هزار تومان دو كار ديگر نيز انجام دهند يكي واريز مبلغي به حساب فرد رتبه يك ليست خود و ديگري براي شركت سپس مجموع فيش ها را براي شركت بفرستند و در انتظار پاسخ باشند. طبعا نتيجه پاسخ ارسال 64 برگ براي 16 نفر خواهد بود كه براي شركت 64 عضو جديد بيابند و هر يك از اين 64 نفر علاوه بر خريد برگ دو كار ديگر را انجام دهند و فيش هاي بانكي را براي شركت ارسال كنند و منتظر نتيجه باشند طبعا نتيجه اين خواهد بود كه براي اين 64 نفر 256 برگ خواهد آمد كه خواهان عضويت اين تعداد است.
هرگاه آن 64 نفر توانستند (256 =4 * 64) 256 برگ را بفروش برسانند و كارهاي پيشين را تكرار كنند قطعا براي هر يك از اين نفرات 4 برگ خواهد آمد كه مجموع برگها 1024 (4 * 256) برگ خواهد بود. در اين مرحله عضو نخست به تدريج از رتبه پنجم به رتبه اول ارتقا يافته و از هر يك از اين 1024 نفر يك هزار تومان بلاعوض دريافت خواهد كرد. و در نتيجه مالك يك ميليون و 24 هزار تومان خواهد بود (1000 * 1024) بدون اين كه ديناري ضرر ببيند بلكه آنچه را هزينه كرده بود با فروش چهار برگ تامين كرده و در نهايت اين مبلغ هنگفت را مالك شده است. و به همين ترتيب اگر عضويت پيش برود عضو دوم نيز پس از عضو اول مالك اين مبلغ خواهد شد و همچنين اعضاي ديگر به سان عضو اول بدون هزينه كردن چيزي مالك آن مبلغ خواهند شد.
اين است واقعيت اين شركت كه نامش همه جا را پر كرده و در حقيقت خواب و خيالي است كه جهانخواران مي خواهند از اين طريق جيب خود را پركرده و جيب ملت هاي فقير را خالي كنند زيرا قطع نظر از ادله شرعي كه اين نوع شركت را حرام مي داند خيالي بودن آن را با ارقام رياضي روشن مي كنيم.
عضو نخست در صورتي مالك اين مبلغ مي شود كه اعضاي رديف نهايي شركت به 1024 نفر برسد ولي عضوهاي چهارگانه كه همگي در رتبه دوم قرار دارند اگر امكان تملك اين مبلغ براي آنها باشد بايد اعضاي رديف نهايي به چهار هزار و نود و شش نفر (4096 =4 * 1024) برسد و همچنين اعضاي رديف سوم كه همگي در يك رتبه قرار دارند (16 نفر) اگر امكان تملك اين مبلغ براي آنها شد بايد اعضاي رديف نهايي شركت به 16386 نفر (6 * 4096) برسد و همچنين اعضاي رديف چهارم كه همگي در يك رتبه اند (64 نفر) زمينه تملك اين مبلغ بستگي دارد كه تعداد اعضا به 5536 نفر (4 * 16386) برسد و اگر اعضاي رتبه پنجم كه تعداد آنها 256 نفر است بخواهند مالك چنين مبلغي شوند بايد تعداد اعضا به 262144 نفر برسد (4 * 65536) .
و در محاسبات تجاري چنين احتمالي با صفر مساوي است و چگونه اين شركت مي خواهد همه اعضا به چنين مبلغي برسند در حالي كه احتمال تملك مبلغ يادشده حتي براي نخستين عضو بسيار بعيد است.
و لذا گفته شد اين نوع شركت افسانه اي بيش نيست و هرگز نمي تواند در دل جامعه به صورت منطقي جايي باز كند جز اين كه اعضاي نخست بدون محاسبات رياضي فريب وعده هاي توخالي را مي خورند و مبالغي را خرج مي كنند.
تاكنون ماهيت شركت بيان شد اكنون به حكم شرعي آن مي رسيم.

دلايل نامشروع بودن اين شركت :

1- كار و توليد اساس اقتصاد اسلامي است

اقتصاد اسلامي براساس كار و توليد استوار است نه بر بخت و شانس. پيامبر گرامي (ص) فرمود: «آن كس كه بار زندگي را بر دوش ديگران بيندازد از رحمت خدا دور است» . (1)
از احاديث اسلامي استفاده مي شود توليد اساس زندگي اسلامي است. امام صادق (ع) مي فرمايد:
«من در برخي از اراضي مزروعي خود كار مي كنم و عرق مي ريزم با اين كه كساني هستند كه براي من كار كنند ولي من عملا مي خواهم بگويم خدايا من دنبال روزي حلال هستم و من دوست دارم كه مرد در طلب روزي زير آفتاب سوزان ناراحت شود» . (2)
در احاديث اسلامي كشاورزان گنج هاي خدا در روي زمين معرفي شده اند آنجا كه امام صادق (ع) مي فرمايد:
«الزارعون كنوزالله في ارضه» .
«كشاورزان گنجينه هاي خدا در روي زمينند» (3)
امام در فرمان خود به مالك اشتر صنعتگران را مورد توصيه قرار مي دهد و درباره آنان چنين مي فرمايد:
«فانهم مواد المنافع و اسباب المرافق»
«آنان ريشه هاي سود و وسيله استراحت مردم مي باشند.» (4)
و در مبارزه باتنبلي و دست روي دست گذاردن و انتظار كمك از ديگران نكوهش هاي زيادي وارد شده كه فقط به يك حديث اكتفا مي كنيم. پيشواي هفتم امام موسي بن جعفر (ع) مي فرمايد:
«ان الله ليبغض العبدالنوارم وان الله ليبغض العبدالفارغ» (5)
بنابراين اين نوع شركت ها اگر در جامع ريشه بدواند نتيجه اين مي شود كه افراد با كاغذ بازي و بخت آزمايي در فكر درآمد بوده و كار و كوشش را تعطيل كنند. نه كشاورزي رواج پيدا مي كند و نه صنعت و نه ابتكار در علم و دانش.
چگونه مي توان چنين اقتصادي با اقتصادي اسلامي تطبيق كند. و در پايان بحث خواهيم گفت شبيه اين نوع بخت آزمايي در ميان عرب جاهلي رواج داشته و در قرآن از آن به نام ازلام» ياد شده است.

2 ـ مبناي اقتصاد اسلامي

اقتصادي اسلامي بر اساس اين است كه تجارت با اسباب عادي و عقلايي كه پيوسته در ميان عقلا رواج داشته پيش برود و هر نوع درآمدي را بر اساس امور واهي و باطل باشد حرام و غير مشروع اعلام فرموده است چنان كه مي فرمايد:
(يا ايها الذين آمنوا لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجاره عن تراض منكم)
«اي افراد باايمان اموال يكديگر را به باطل (از طريق نامشروع) نخوريد مگر اين كه تجارتي با رضايت شما انجام گير» . (6)
ظاهر آيه اين است كه تملك اموال ديگران بايد براساس تجارت انجام گيرد و اگر بر غير آن اساس شد نوعي اكل مال به باطل است.
ممكن است گفته شود انسان از طريق هبه مالك هديه مي شود پاسخ آن اين است كه هبه از مقوله تجارت نيست بلكه يك نوع تكريمي است به بستگان و دوستان در حالي كه شركت هاي هرمي با گستردگي عظيم خود رنگ تجارت به خود گرفته و ادعا مي كند كه مي خواهد مردم را از اين طريق ثروتمند كند.

3 ـ چنين خريد و فروشي غرري است

محدثان اسلامي از رسول گرامي (ع) نقل كرده اند آن حضرت از هر نوع داد و ستد غرري نهي كرده است و لفظ حديث اين است كه «نهي النبي عن بيع الغرر» (7) و غرر در لغت به معني خطر است و اگر هم به جهل تفسير مي شود به خاطر اين است كه جهل سبب خطر مي گردد. چه معامله اي پر خطرتر از اين كه افراد در خريد اين برگها هزينه مي كنند در حالي كه طبق محاسبات رياضي رسيدن به آن هدف عالي (1420000 تومان) جز يك احتمال مثبت در مقابل هزاران احتمال منفي نيست.

4 ـ حكم قمار

روح اين كار نوعي قمار و برد و باخت است كه در حقيقت مبلغي را خرج مي كند به اميد آن كه مبلغ گزافي نصيب او گردد. شگفت اين كه در دوران جاهليت صورتي از اين قمار وجود داشته كه از آن به «ازلام» تعبير مي كردند و قرآن كريم در آيه اي به آن اشاره كرده و مي فرمايد:
(يا ايها الذين آمنوا انما الخمر و الميسر والانصاب والا زلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون انما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه و البغضا في الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون) (8)
«اي كساني كه ايمان آورده ايد شراب و قمار و بتها و ازلام (= نوعي بخت آزمايي) پليد واز عمل شيطان است از آنها دوري كنيد تا رستگار شويد. شيطان مي خواهد به وسيله شراب و قمار در ميان شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد آيا (با اين همه زيان و فساد و با اين نهي اكيد) خودداري خواهيد كرد» .
قرآن كريم در آغاز سوره مائده آيه 3 آنجا كه محرمات الهي را مي شمارد و مي فرمايد: «حرمت عليكم...» به اين مساله نيز اشاره مي كند كه: «..وان تستقسموا بالازلام» «برشما حرام شده است قسمت كردن گوشت حيوان به وسيله چوبه هاي تير مخصوص بخت آزمايي» جريان از اين قرار بود:
ده نفر با هم شرط بندي مي كردند و حيواني را خريداري و ذبح نموده سپس ده چوبه تير كه روي هفت عدد از آنها عنوان «برنده» و سه عدد عنوان «بازنده» ثبت شده بود در كيسه مخصوصي مي ريختند و به صورت قرعه كشي آنها را به نام يك يك از آن ده نفر بيرون مي آوردند هفت چوبه تير به نام هر كس مي افتاد سهمي از گوشت برمي داشت و چيزي در برابر آن نمي پرداخت ولي آن سه نفر كه تيرهاي بازنده را دريافت داشته بودند بايد هر كدام يك سوم قيمت حيوان را بپردازند بدون اين كه سهمي از گوشت داشته باشند. اين چوبه هاي تير را «ازلام» جمع «زلم» (بر وزن «قلم» ) مي ناميدند. (9) اسلام خوردن اين گوشت ها را تحريم كرد نه به خاطر اين كه اصل گوشت حرام بوده باشد. بلكه به خاطر اين كه جنبه قمار و بخت آزمايي دارد و مي فرمايد: (وان تستقسموا بالازلام) روشن است كه تحريم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حيوانات ندارد بلكه در هر چيزي انجام گيرد ممنوع است و تمام زيانها و فعاليتهاي حساب نشده اجتماعي و برنامه هاي خرافي در آن جمع مي باشد.

5 ـ مايه نزاع و جدال در جامعه است

قرآن مجيد يكي از علل تحريم شراب و قمار را اين مي داند كه در جامعه دشمن پرور و موجب ستيزه جويي است اكنون با توجه به همين مطلب در رسانه ها مي بينيم پرونده هايي در قوه قضائيه مطرح است كه همگي مربوط است به شركت هاي هرمي كه بسياري از آنان فريب سراب را خورده و تصور كرده اند كه به آب خواهند رسيد.

6 ـ حقيقت يكي است شيوه هاي مختلف

اكنون براي جلب مشتري شيوه كار را عوض كرده مساله الماس فروشي را مطرح مي كنند كه اگر كسي الماسي را بخرد و ضمنا 4 مشتري معرفي كند براي او پاداش چنين و چنان خواهد بود در حقيقت الماس بهانه است و حقيقت همان است كه از اين طريق افراد را براي عضويت جلب كرده و همگي در انتظار بخت و شانس باشند.
بنابراين هر چه هم شيوه شركت را عوض كنند روح شركت همان است كه گفته شد.

7 ـ ريشه در خارج

بسياري از اين شركتها به ظاهر ايراني است و گردانندگان با چهره هاي ديني مشغول كارند و از اين طريق مردم را فريب مي دهند كه كاملا شركت ايراني و ديني است اما پشت سر آنان قدرتها و يا شركتهاي خارجي هستند كه از اين طريق مي خواهند سرمايه شركت را به خارج منتقل كنند و فقر را براي ما به ارمغان بياورند.

8 ـ ورشكستگي كشوري كه مجوز داده بود

پيش از ما كشورهاي ديگر اين كار را تجربه كرده و جز ورشكستگي چيزي نصيب آنان نشده است از قرار اطلاع كشور آلباني يكي از اين كشورهاست كه براي تاسيس اين شركتها مجوز صادر كرد چيزي نپاييد كه با شورش مردمي روبرو شد و همگان احساس كردند كه اقتصاد كشور در سراشيب نابودي است و دولت كنار رفت و دولت ديگر تشكيل گرديد و مجوزها را ابطال كرد.
با توجه به آنچه گفته شد هيچ فرد مسلماني نبايد دست به چنين كار آلوده بزند و دنيا و سراي ديگر خود را پايمال سازد.

پی نوشت:

1 ـ ملعون من القي كله علي الناس. وسائل الشيعه ج 12 ص.37
2 ـ اني احب ان يتاذي الرجل بحر الشمس في طلب المعيشه. وسائل الشيعه ج 12 ص 23 حديث 7 و8
3 ـ وسائل الشيعه ج 12 ص 25 باب.10
4 ـ نهج البلاغه بخش نامه ها نامه 53
5 ـ وسائل الشيعه ج 12 ص 36 ـ 37
6 ـ نسا29
7 ـ غرالي اللالي: 248 2 ح 17 وسائل الشيعه: 12 باب 40 از ابراب آداب التجاره ح.3
8 ـ مائده 90 ـ91.
9 ـ مجمع البيان ج 3 ص 244 تفسير آيه 3 سوره مائده.

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی - 13/10/1388

 

0
نظر

تجارت الكترونيك يا توطئه هرمي

نويسنده : حسین رضایی

تجارت الكترونيك يا توطئه هرمي
تجارت الكترونيك يا توطئه هرمي

نويسنده: رضا پرويزي



 
اخيرا شاهد فعاليت هاي گسترده بخش فرهنگي توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) در رسانه هاي گروهي بوديم. آنها كه در پي تحمل ضربات شديد ناشي از برخورد مراجع قضايي و پليسي ، عدم توانايي در ثبت نمايندگي شركت و افشاي ماهيت فعاليتهايشان در سايت هاي اينترنتي و مطبوعات دلسوز و خير، تا اندازه زيادي مخاطبان خود را از دست داده اند و حاضر به چشم پوشي از طعمه هاي چند ميليون نفري ايران نيستند، با پرداخت پولهاي كلان مقالات سفارشي تهيه نموده و با تطميع يا تهديد برخي نشريات ، تبليغات گسترده اي را در ستايش و تعريف و تمجيد از توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) آغاز كرده اند. اهميت اين كار براي آنان به حدي بوده است كه حتي از تهديد و تطميع نيز فرو گذاري نكرده اند.
براي نمونه در پي درج مطلبي عليه توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) در يكي از روزنامه ها ، آنان به دفتر روزنامه مراجعه و با تهديد به طرح دعوي تقاضاي انتشار مقاله اي در تمجيد از توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) مينمايند و چون موفقيتي حاصل نمي شود حاضر مي شوند در مقابل چاپ مقاله تعداد بسيار زيادي از تيراژ روزنامه را به سه برابر قيمت تك فروشي خريداري نمايند. كه مسئول شرافتمند روزنامه پيشنهاد آنان را رد مي كند.
در مقالات منتشره از جانب عوامل فرهنگي توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) مخالفان و منتقدان اين شيوه شوم به مخالفت با تجارت الكترونيك متهم شده اند. نويسندگان مقالات از روشهاي مختلف سفسطه و مغالطه براي گرفتن نتيجه مورد نظر خود استفاده نموده اند.
بيان صفات و خصوصيات مثبت و امتيازات تجارت الكترونيك ، كه جزو بديهيات مي باشد، و منتسب نمودن همان صفات و خصوصيات مثبت و امتيازات به توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) و متهم نمودن منتقدين توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) به مخالفت با تجارت الكترونيك شيوه مورد استفاده در نگارش مقالات بوده است.
آنان به تفضيل درباره تجارت الكترونيك و مزاياي آن سخن گفته اند و ما نيازي به تكرار مكررات نمي بينيم،
در اين مقاله صرفا به بررسي ماهيت توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي ) و دلايل غير قانوني و مجرمانه بودن فعاليت هاي مرتبط با آن در ايران مي پردازيم.

ماهيت توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي )

بازاريابي شبكه اي در سال 1921 توسط يك كلاهبردار آمريكايي بنام پونزي ابداع گرديد و در محافل آكادميك اقتصادي آن زمان به طرح پونزي يا توطئه هرمي مشهور گشت و در حوزه رشته بازاريابي با عنوان بازاريابي چند لايه از آن نام برده شد. طرفداران بازاريابي چند لايه معتقد بودند كه اين شيوه آرزوي ديرينه ارتباط بدون واسطه توليد كننده با مصرف كننده را تا حدودي برآورده كرده است .اما چندي نگذشت كه تعدادي سودجو با استفاده از اين روش اقدام به كلاهبرداري هاي كلان كردند و اين شيوه مطرود گرديد. اما با پيدايش شبكه هاي بين المللي مثل اينترنت مجرمان يقه سفيد و كلاهبرداران حرفه اي در سطحي گسترده تر اقدامات خود را از سر گرفتند و شيوه مذكور به كلاهبرداري شبكه اي معروف گرديد . دولت آمريكا براي مقابله با اين وقابع قانوني تصويب كرد و بهره گيري غير اخلاقي از اين شيوه را ممنوع ساخت.
پرونده هاي زيادي در اين خصوص در آنجا مطرح گرديده است.براي نمونه در 22 مارس سال 2000 در كليولند در شمالي ترين ناحيه اوهايو ، كيفر خواستي بر عليه 4 نفر به اتهام بازاريابي شبكه اي صادر شد كه منجر به محكوميت آنان به حبس گرديد. آنها 36 ميليون دلار از مردم دريافت نموده بودند.
براي روشن شدن ماهيت تجارت شبكه اي يا تو طئه هرمي به تجزيه و تحليل اين پديده خوا هيم پرداخت. فرض كنيد شركتي پيدا كرده ايد كه از طريق بازار يابي شبكه اي اقدام به فروش شير مي كند .همچنين فرض كنيد كه هر فرد به طور ميانگين ماهانه 000/10 تومان شير ميخرد ,اگر شركت مذكور به ازاي يافتن هر مشتري 5% به شما پورسانت دهد ,و اگر اين كار را تا 7 طبقه از مشتريان ادامه دهد ,فكر مي كنيد در صورتي كه بتوانيد 5مشتري سخت كوش شير پيدا كنيد كه هر كدام بتوانند 5 مشتري سخت كوش ديگر پيدا كنند كه هر كدام ...

چه اتفاقي خواهد افتاد؟

- رده1 = 5 نفر = 000/50تومان فروش = 500/2 تومان پور سانت
- رده 2 = 25 نفر = 000/250 تومان فروش = 500/12 تومان پورسانت
- رده3 = 125 نفر = 000/1250 تومان فروش = 500/62 تومان پورسانت
- رده4 = 6254 نفر = 000/250/6 تومان فروش = 500/312 تومان پورسانت
- رده 5 = 3125 نفر = 000/250/31 تومان فروش = 500/562/1 تومان پورسانت
- رده6 = 15625 نفر = 000/250/156 تومان فروش = 500/812/7 تومان پورسانت
- رده 7 = 78125 نفر = 000/250/ 781 تومان فروش = 500/062/39 تومان پورسانت
پس اگر هر نفر بتواند 5 نفر ديگر را جذب كند و اگر هر يك بطور ميانگين000/10تومان در ماه خريد كند ، شما ماهانه بيش از 45 ميليون تومان در آمد خواهيد داشت. اما صبر كنيد موضوع به اين سادگي نيست. متاسفانه پيدا كردن بيش از 000/90 مشتري آن هم از نوع سخت كوش آن هم توسط يك نفر خيال باطلي بيش نيست. عليرغم آنچه تصور ميشود يافتن 5 نفر مشتري سخت كوش كه آنها هم حاضر باشند هر يك 5 مشتري ديگر پيدا كنند نه تنها كار ساده اي نيست ، بلكه تقريبا غير ممكن است. در هرمي كه شما مي خواهيد بسازيد ، اگر خيلي خوش شانس باشيد ممكن است يك يا دو آدم سخت كوش مثل خودتان پيدا شود كه لزوما در عرض هم نبوده و به اين ترتيب هرم شما اگر به هيچ بدل نشود به نخ باريكي تبديل خواهد شد . براي نمونه يكي از ISP هاي تهران در سايت اينترنتي خود داراي بخشي تحت عنوان فروش جادويي مي باشد و مدعي شده است كه « بدون قرعه كشي 300 ميليون تومان جايزه » به خريداران كارت اينترنت اين شركت اعطا خواهد كرد.
اين شركت مي گويد اگر شما بتوانيد 4 كارت 10 ساعته بفروشيد يك كارت جايزه خواهيد گرفت. اگر هر كدام از مشتريان شما 4 كارت بفروشند هيچ سودي عايد شما نمي شود اما اگر هر يك از اين 16 مشتري بتوانند 4 كارت آن هم به طور متقارن و منظم بفروشند شما يك كارت جايزه خواهيد گرفت و كل جوايز اعطايي به شرح زير خواهد بود :
مرحله.........................................................................پورسانت
تكميل لايه اول................................................................يك كارت جديد
تكميل لايه سوم..............................................................يك كارت جديد
تكميل لايه ششم...........................................................000/ 135
تكميل لايه نهم...............................................................000/300/1
تكميل لايه دوازدهم..........................................................000/000/30
تكميل لايه پانزدهم...........................................................000/000/300
ظاهرا ادعاي مذكور خيلي وسوسه انگيز است اما با اندكي تامل متوجه خواهيد شد كه براي دريافت اولين جايزه نقدي يعني 000/135تومان شما بايد دقيقا 5460 نفر آن هم به طور كاملا متقارن و منظم مشتري داشته باشيد . همانطور كه متوجه شده ايد مسئو لين شركت مذكور حتي قصد پرداخت مبلغ نا چيز 000/135 تومان را به هيچ كس ندارند چه رسد به جايزه 300 ميليون توماني كه بيش از يك ميليارد مشتري ( 4به توان 15 ) آن هم از نوع كاملا منظم و متقارن احتياج دارد .

خصوصيات توطئه هرمي ( بازاريابي شبكه اي )

آنان براي دستيابي به اهدافشان به راههاي فريبنده اي متوسل گشته اند و براي اغفال يا اغواي مردم شگردهاي گوناگوني را به كار ميگيرند.
مثلا يكي از همين موسسات مالي مجازي بنام پريم بانك كه از طريق بازاريابي شبکه اي ( Network Marketting ) فعاليت مينمايد و ايرانيان را دعوت به سرمايه گذاري و بازاريابي ميكند ، از شگردهاي زير استفاده مي نمايد :
1- انتخاب نامي مشابه با نام پريم بانك اصلي كه يكي از معتبرترين موسسات اعتباري آمريكا است و از شهرت بسياري برخوردار است، براي موسسه خودشان و استفاده از سابقه طولاني موسسه مذكور در تبليغاتشان ميباشد. در حاليكه از ثبت شركت پريم بانك قلابي بيش از 8 ماه نميگذرد.
2- ثبت شركت در انگليس مجازي و استفاده از خدمات دفتر مجازي، كه كار كم هزينه و پيش و پا افتاده اي است.
3- افتتاح حساب در يكي از بانكهاي ايراني كيش و جعل و سوء استفاده از آرم با نك ملي و استفاده غير مجاز از آرم سيستم بانكي سيبا.
4- ادعاي پرداخت درصدي از درآمد موسسه به آوارگان فلسطيني وبه اين ترتيب سوء استفاده از احساسات و علاقه مردم مسلمان ايران به فلسطينيان .
5- طرح شايعه ارتباط شركت با فرزندان يكي از مقامات عالي رتبه كشور
6- پرداخت مبالغي پول به عنوان پورسانت به سرمايه گذاران
7- تبليغات وسيع و گسترده كه هزينه آن از محل پولهاي سرمايه گذاران تامين ميگردد.
همان شگرد در باره شركت كيمبرلي سو لاتير نيز صادق است. اين شركت براي جلب اطمينان مردم ادعا ميكند كه اعتبار و شهرت اين كارخانه به حدي است كه پليس IGI(پليس جواهر شناسي) مقر اصلي خود را در كنار اين كارخانه بنا نهاده است و پليس بين المللي بر آن نظارت دارد.اين شركت از نظر تضمين و اعتبار توسط بانك بزرگ و عظيم( PNC American Bank)مورد پشتيباني و حمايت قرار دارد.و اليزابت دوم انگلستان از جمله افرادي است كه به صورت مستقيم پشتيبان و حامي كيمبرلي سو لاتير است .
سئوال اين است كه چرا شركتي با اين اعتبار و عظمت نتوانسته است شعبه يا نمايندگي خود را در ايران به ثبت برساند و بطور قانوني به فعاليت بپردازد.؟ چون تمامي ادعاهايشان كذب است و آنان نتوانسته اند حتي يك مورد آن يعني مورد تائيد. اينترپول بودن را به اثبات برسانند و مدرك قابل قبولي به مرجع ثبت شركتهاي كيش در اين مورد ارائه كنند.

دلايل غيرقانوني بودن فعاليت هاي شركت هاي بازاريابي شبكه اي خارجي در ايران

1- شركت كيمبرلي سو لاتير، پريم بانك، گلد كوئيست و ...... يك شركت خارجي است و مطابق ماده 3 قانون ثبت شركتها هر شركت خارجي براي اينكه بتواند در ايران به فعاليت تجاري، صنعتي و مالي بپردازد بايد در مملكت اصلي خود شركت قانوني شناخته شده و در اداره ثبت شركتها ي تهران به ثبت رسيده باشد. صرفنظر از ترديد هايي كه در باره قانوني بودن شركت هاي بازاريابي شبكه اي خارجي مذكور در كشورهاي متبوعشان وجود دارد، شركت هاي مذ كور در ايران به ثبت نرسيده اند و اقدام انان براي ثبت شركت در منطقه ازاد تجا ري كيش عقيم مانده و مسئولين مربوطه از ثبت ان به دليل غير قانوني بو دن فعاليتهاي شركت ممانعت به عمل اورده اند با اين وجود عوامل داخلي شركت كيمبرلي هنوز نيز به فعاليت هايشان در داخل كشور ادامه ميدهند و اقدامات آنان برابر مواد 5و11 قانون ثبت شركتها جرم محسوب ميشود.
ماده 5 قانون ثبت شركتها بيان ميدارد: اشخاص كه به عنوان نمايندگي يا مديريت شركتهاي خارجي د ر ايران اقدام به امور تجارتي يا صنعتي يا مالي كنند وشركتشان را ثبت نمايد به تقاضا ي دادستان به مجازات مقرر در قانون محكوم خواهند شد و اگر تخلف ادامه يابد دولت از عمليات نماينده يا مدير شعبه شركت متخلف جلوگيري خواهد كرد.
همچنين در ماده 11 قانون ثبت شركتها آمده است كه نماينده هر شركت خارجي يا مدير شعبه آن كه قبل از ثبت به سمت نمايندگي در ايران اقدام به عمليات تجاري يا صنعتي يا مالي كند مجرم شناخته شده و به مجازات مقرر در قانون محكوم خواهد شد.
2- اقدام سر شاخه هاي باند تجارت شبكه اي شركت هاي خارجي در ايران از بعد كلاهبرداري نيز قابل بررسي است .
مطابق ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري هر كس از راه حيله و تقلب مردم را به وجود شركتها و...يا به داشتن اموال و اختيارات واهي بفريبد....و از اين طريق مال ديگري را ببرد كلاهبردار محسوب ميشود واگر جرم با استفاده از تبليغ عامه از طريق وسايل ارتباط جمعي ورسانه ها يا انتشار آگهي صورت گرفته باشد مجازات شديدتري در انتظار مرتكب خواهد بود .
با عنايت به عدم ثبت شركت كيمبرلي ... در ايران و عدم تعلق الماس خيالي به سر شاخه هاي ايراني و فعاليت آنان از طريق رسانه هاي گروهي مثل روزنامه ها و انتشار اگهي ارتكاب كلاهبرداري از جانب آنان محرز است و مقامات پليسي وقضايي كشور بايد سريعانسبت به برخورد قاطع با اين موضوع اقدام نمايند.البته برخي اقدامات پراكنده اما موثر در برخي از شهرها مثل اصفهان با سر شاخه ها به عمل آمده است اما بر خورد با اين باند كلاهبردار بايد در سطح كشور و به صورت هماهنگ صورت پذيرد.
3- اگر به خاطر داشته باشيد اواخر سال گذشته سايت اينترنتي شركت كيمبرلي يعني (www.my7diamonds.com) هك شده و اطلاعات مربوط به يكي از سر شاخه هاي اصلي شركت بنام عظيمي در معرض ديد بازديد كنندگان سايت اي تي ايران قرار گرفت با اندكي مداقه در اطلاعات مذكور مي توان دريافت كه حدود يكصد هزار نفر ايراني زير شاخه وي مي باشند . اگر هركدام از آنان تنها 000/50 تومان به حساب شركت مذكور واريز كرده باشند مبلغي معادل 5 ميليارد تومان از سرمايه ايرانيان از حسابهاي قرض الحسنه و... خارج شده و به جيب خارجيان سرازير گرديده و در صورت عمل كردن شركت و عوامل آن به وعده و وعيدهايشان تنها 10% از مبلغ مذكور آن هم در غالب الماس يا طلاي بي كيفيت به كشور بازگشته است اگر تنها 10 نفر از اين سر شاخه ها با اين حجم عظيم زير مجموعه در كشور ما عمليات موفقي داشته باشند 50 ميليارد تومان پول و سرمايه كشور بي سرو صدا به خارج منتقل گرديده است .
پاسخ هزاران تن از قربانيان اين تجارت شوم را كه اقدام به شكايت از يكديگر در مراجع قضايي و پليسي نمود ه اند چگونه و چه كساني بايد بدهند؟چرا بايد بيت المال را صرف رسيدگي به پرونده هايي كه در اثر اقدامات غير قانوني عوامل شركتهاي خارجي تشكيل شده اند نمود ؟ بند ه ماده 1 قانون مجازات اخلالگران در نظام اقتصادي كشور بيان مي دارد كه :
وصول وجوه كلان به صورت قبول سپرده اشخاص حقيقي يا حقوقي تحت عنوان مضاربه و نظاير آن كه موجب حيف و ميل اموال مردم يا اخلال در نظام اقتصادي كشور شود جرم محسوب ميگردد و مرتكب به مجازات حبس از5 تا20سال محكوم خواهد شد .ايا اقدامات مذكور اخلال در نظام اقتصادي كشور محسوب نميشود؟
4- مطابق قانون ورود هر گونه طلا و سنگ هاي قيمتي به كشور ممنوع است و مرتكبين به مجازات قانوني محكوم خواهند شد. متوليان بازار يابي شبكه اي شركت هاي خارجي بدون پرداخت حقوق و عوارض گمركي و از طريق ايجاد باندهاي قاچاق اقدام به وارد كردن طلا و الماس خريداري شده توسط قربانيانشان مي نمايند و بدين ترتيب مرتكب جرم ديگري ميگردند.
5- اخيرا بر خي از روزنامه ها در مقابل خريد بخشي از روز نامه شان توسط سر شاخه هاي شركت كيمبرلي به قيمت 2 يا 3 برابر، اقدام به انتشار مقالاتي در ستايش بازار يابي شبكه اي نموده اند. مطابق قانون نه تنها اقدام نويسندگان مقالات مذكور بلكه اقدام روزنامه ها و مجلات وكلا رسانه هاي گروهي در تبليغ و ترويج بازاريابي شبكه اي براي شركت هاي خارجي نظير كيمبرلي و پريم بانك و... معاونت در جرايم فوق الذكر به شمار ميرود .
برخي از سر شاخه هاي بازاريابي شبكه اي شركت هاي خارجي پس از برخورد مقامات قضايي با موضوع ، اقدام به راه اندازي شركتهاي بازاريابي شبكه اي مشابه تحت عناوين npyramid به آدرس www.irdir.com/npyramid.asp و طرح جامع فروش سكه غدير به آدرس www.alghadirgroup.com/amalkard.htm در داخل كشور نموده اند . اين شركت ها يا فعاليت ها از نظر اداره كل ثبت شركتها غير قابل ثبت و ممنوع اعلام گرديده است و اقدامات مذكور جرم تلقي مي شود. من به تمامي هموطنان عزيز توصيه ميكنم از هر نوع سرمايه گذاري در اين فعاليتهاي مجرمانه خودداري نمايند.
منبع: آی تی ایران

 

0
نظر

هرم شوم اقتصاد و تجارت جهاني

نويسنده : حسین رضایی

هرم شوم اقتصاد و تجارت جهاني
هرم شوم اقتصاد و تجارت جهاني





 
شايد صابون شركت‌هاي هرمي به تن شما يا افراد خانواده ، دوستان ، آشنايان و فاميل خورده باشد و پس از مدتي فعاليت پر اميد در آن ، نه‌تنها سودي كسب نكرده‌ايد و روياهايتان جامه عمل نپوشيده است ، بلكه تمام يا بخشي از سرمايه خود را نيز از دست داده‌ايد؛
اما بدانيد اين مساله مختص شمايي كه در ايران هستيد و احتمالا به خاطر مشكلات و موانعي كه در راه كسب و كار عادي و سالم وجود دارد يا در مواردي كسب سود هنگفت يك شبه بوده‌ايد ، نيست.
معضل شركت هاي هرمي سالهاست كه دغدغه بزرگ اقتصاد و تجارت دنيا به شمار مي‌رود. چرا كه در اقصا نقاط كره خاكي از اروپا گرفته تا آسيا و اقيانوسيه و آفريقا ، شركت هاي هرمي تحت لواي شبكه هاي قانوني بازاريابي به فعاليت مشغولند و سالانه ده‌ها هزار نفر را مي‌فريبند.
به تبع اين مساله، پليس قضايي يا مالي كشورها نيز با به روز كردن مداوم اطلاعات خود در پي كشف ترفندها يا شيوه‌هاي مخفي شدن شركت‌هاي هرمي در قالب شبكه‌هاي نوين بازاريابي است؛ اما تنوع و گستردگي علم بازاريابي و اضافه شدن متد‌هاي جديد كه عبارت از بازاريابي الكترونيك يا اينترنتي يا بازاريابي شبكه‌اي است، ريشه‌كن كردن اين پديده را دشوار كرده است؛ چراكه با كشف هر شبكه جديد و متلاشي كردن آن، شبكه‌هاي جديدتر با ترميم ايرادهايي كه باعث آشكار شدن فعاليت شركت‌ هرمي مي‌شود، شكل مي‌گيرند.

مسابقه جهاني

مي‌توان قضاوت كرد كه پديد آمدن شركت‌هاي هرمي در جهان همزمان با تولد بازاريابي شبكه‌اي بوده است.
دكتر احمد روستا، كارشناس بازاريابي در اين باره به خبرنگار جام جم آنلاين مي‌گويد: مفهوم بازاريابي شبكه‌اي سابقه‌اي تقريبا 70 ساله دارد. از دهه 30 ميلادي، بازاريابي شبكه‌اي در آمريكا شكل گرفت و اكنون با تحول در شيوه‌ها و ساختارها به زبان مشترك تجارت تبديل شده است.
وي افزود: در حال حاضر بيش از 3 هزار شركت در جهان در حوزه بازاريابي شبكه‌اي فعاليت مي‌كنند و بيش از 44 ميليون نفر در اين نوع شبكه‌ها مشغول به كار هستند. درآمد شركت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي در سال 2003 بيش از 80 ميليارد دلار بوده است.
وي اظهار كرد: فعاليت شركت‌هاي هرمي رابطه بسيار نزديكي با شركت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي دارد و اكنون بيشتر شركت‌هاي هرمي در پوشش اين شركت‌ها فعاليت مي‌كنند. البته شايد از جهاتي فعاليت شركت‌هاي هرمي و بازاريابي شبكه‌اي با يكديگر مرتبط باشند، اما در واقع چنين نيست، چراكه شركت‌هاي قانوني بازاريابي شبكه‌اي اقدام به بازاريابي براي فروش كالا از طريق نمايندگي‌هايي كه عضو شبكه بازاريابي هستند به مشتري مي‌كنند.
در واقع به هر مقدار كه مشتري پول داده، كالايش را دريافت مي‌كند، اما در شركت‌هاي هرمي، كالا يا پورسانت يا پاداش و هر اسم ديگري كه مي‌خواهيد برايش بگذاريد، براي تعداد محدودي از اعضا موجود است و ديگر فعالان شبكه بليت يا امتياز يا كارتي در دست دارند كه نمي‌دانند بايد با آن چه كنند، جز اين‌كه خريدار جديدي براي آن بيابند. درست مانند زماني كه خودشان خريدار قبلي آن كارت بوده‌اند.
روستا گفت: اين چنين است كه تجارت دنيا بويژه در حوزه تجارت الكترونيك با معضل شركت‌هاي هرمي روبه‌روست و دائم در حال دست و پنجه نرم كردن شگردهاي مخفي شدن آنهاست.

نخستين شركت هاي هرمي در جهان

شايد كسي بدرستي نداند نخستين شركت هرمي در جهان كي و كجا متولد شد. با اين حال يكي از قديمي‌ترين‌ نمونه‌هايي كه براي اين مساله در دست است بر خلاف تصور، مربوط به اقتصاد آزاد اروپا و آمريكا نيست، بلكه به پيش از دوران شوروي كمونيستي و اقتصاد بسته و اشتراكي‌اش باز مي‌گردد. براساس نوشته‌هايي كه از پرلمان، رياضيدان روسي بر جاي مانده است در روسيه در سال‌هاي قبل از حكومت شوروي، كساني بودند كه براي فروش كالاهاي خود دست به اقدامات ويژه‌اي مي‌زدند.
آنها كار خود را از اينجا آغاز مي‌كردند كه مثلا در روزنامه‌ها و مجله‌هاي پرتيراژ آگهي مي‌‌دادند دوچرخه با 10 روبل! ‌هر كس مي‌تواند با پرداخت 10 روبل مالك دوچرخه شود. به جاي 50 روبل فقط 10 روبل!‌ شرايط خريد به طور مجاني در اختيار شما گذاشته مي‌شود.
اما براي متقاضيان در مقابل 10 روبلي كه پرداخت مي‌كردند، دوچرخه‌اي فرستاده نمي‌شد،‌ بلكه 4 بليت به آنها داده مي‌شد كه هريك از آنها را به يكي از آشنايان خود مي‌فروختند و 40 روبل باقيمانده به اين ترتيب جمع مي‌شد و بايد به موسسه تحويل داده مي‌شد تا دوچرخه براي آنها فرستاده شود؛ البته واقعا قيمت دوچرخه براي خريدار 10 روبل تمام مي‌شد، زيرا 40 روبل بقيه را او از جيب خود نپرداخته بود.
مساله اينجاست كه يك نفر صاحب دوچرخه شده،‌ اما 4 نفر ديگر فقط بليت‌هايي در دست داشتند كه نمي‌دانستند با آن چه كنند. تنها راه فروش بليت‌ها به اشخاص ديگر با هدف يا پس گرفتن 10 روبل از جيب رفته يا تصاحب دوچرخه در رويا بود! در نتيجه مي‌توان قضاوت كرد كه افتخار اولين نوع شركت هرمي كلاهبردار كه پول را از 100 درصد جمعيت دريافت و كالا را به 20 درصد تحويل مي‌دهد با سابقه يك قرني‌اش در اختيار روسيه تزاري است!
البته مدت زيادي نگذشت كه اسامي متنوع و بسيار زيادي به فهرست شركت‌هاي هرمي بين‌المللي اضافه شد كه نام برخي از آنها در ايران آشنا است و بعضي ديگر ناآشنا به نظر مي‌رسند: گلدكوئست، مگاهولدينگز، پنتاگونا، ماي سون دياموندز، گلدبيز، ‌اي.بي.ال، گلدماين، گلدبست، شاي نينگ، بيگ ردفريو، بيزنت، ويژن مركاند، استيرام و غيره.

سرطان تجارت جهاني در كشورهاي مختلف

شركت‌هاي هرمي مخل تجارت جهاني و بازاريابي سالم هستند، بنابراين كشورهاي مختلف از ديرباز قوانين و ابزارهاي مختلفي براي مقابله با آن به كار بسته‌اند. اثرات مخرب اين شركت‌ها تا بدانجاست كه مشكلات فراوان اقتصادي و حتي سياسي، فرهنگي و امنيتي براي كشورهاي مختلف دنيا ايجاد كرده‌اند.
به عنوان مثال در كشوري چون آلباني طي سال‌هاي 1995 تا 1998، تجربيات تلخي از گسترش و رشد بي‌رويه شركت‌هاي هرمي بر جاي مانده كه سقوط دولت، استعفاي رئيس‌جمهور، انحلال مجلس و كشته شدن حدود 2 هزار نفر در جريان درگيري‌ها و ناامني‌هاي ناشي از فروپاشي اين طرح‌ها از جمله آن است.
فعاليت گسترده شركت‌هاي هرمي در آلباني سبب شد بيش از 50 نامه از سوي بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول به دولتمردان اين كشور ارسال شود مبني بر اين كه ادامه فعاليت چنين شركت‌هايي منجر به ورشكستگي اقتصاد آن كشور خواهد شد، چرا كه مردم با استقراض از بانك‌ها به عضويت اين شبكه‌ها درمي‌آيند.
متاسفانه اين اتفاق در سال 1997 افتاد و با اشباع شدن بازار آلباني، دولت با بحران مواجه و ساقط شد. براساس آمارهاي رسمي حجم بدهي طرح‌هاي هرمي در زمان اوج خود در اين كشور تقريبا برابر با نيمي از توليد ناخالص داخلي كشور بوده و نزديك به دوسوم مردم اين كشور در اين طرح‌ها سرمايه‌گذاري كرده بودند. اما با روشن شدن ماهيت اين شركت‌ها يك جنگ داخلي در كشور درگرفت و قربانيان بسياري برجاي گذاشت.
شركت‌هاي هرمي روي سيستم بانكداري بورس، تجارت بازار، خرده فروشي و همچنين امنيت اجتماعي سياسي و حتي اخلاقي تاثير مي‌گذارنداين گزارش مي‌افزايد: مورد ديگر مربوط به كشور نپال است.
بيش از 15 هزار نفر از مردم نپال كه بيش از 64 هزار روپيه براي خريد سكه‌هاي طلاي شركت گلدكوئست پرداخت كرده بودند، حداقل بيش از نيمي از سرمايه خود را از دست دادند. اين موضوع باعث بروز اعتراضات در 5 شهر اصلي اين كشور شد و سرانجام به قيمت از دست رفتن ميليون‌ها روپيه دارايي مردم فقير اين كشور فروكش كرد. اين غائله در كشور بوتان و هند نيز تكرار شد.
راه ورود و حيله شركت‌هاي هرمي و از جمله گلدكوئست به اين كشورها سوءاستفاده و تحريف مجوز بانك مركزي اين كشورها بوده است. ظاهرا يكي از شگردهاي اين شركت‌هاي هرمي كه مثلا سكه طلا توليد مي‌كنند اين است كه ضرب بخشي از سكه‌هاي طلا را به بانك مركزي كشور هدف سپرده و در مقابل مجوزي از وي دريافت مي‌كنند.
اما اين مجوز، مجوز فعاليت شركت هرمي نيست بلكه فقط گارانتي اصل بودن سكه‌هاي طلايي است كه بانك ضرب كرده. اما شركت هرمي با تحريف مجوز اين گونه وانمود مي‌كند كه بانك مركزي بوتان و هند اين شركت را تاييد كرده و اين موضوع روزنه‌اي براي ورود به بازار مالي اين كشورها فراهم مي‌كند. مورد كلمبيا و روسيه نيز در نوع خود جالب است.
در كلمبيا يك شركت هرمي به نام وي.ام.جي با ادعاي پرداخت سود سالانه 150 درصد توانست حدود 3 ميليون نفر از مردم اين كشور را جذب كند. اما با اشباع بازار، اعتراضات مردمي در سطح وسيعي به وقوع پيوست.
به طوري كه در آذر 87 آشوب‌هاي خياباني در اين كشور موجب وارد آمدن خسارات زيادي به اماكن و تاسيسات دولتي و خصوصي شد. براساس گزارش دولت كلمبيا، فعاليت اين شركت هرمي علاوه بر كلاهبرداري 200 ميليون دلاري از مردم، موجب وارد آمدن يك ميليارد دلار خسارت به اقتصاد آن كشور شد.

مورد بزرگ روسيه

اما روسيه يكي از بزرگ‌ترين قربانيان شركت‌هاي هرمي بوده است كه باعث درگير شدن 2 ميليون نفر، بدهكاري 5/1 ميليارد دلاري و خودكشي دست‌كم 50 نفر از خسارت‌ديدگان شده است. ماجرا از تاسيس يك شركت هرمي در سال 1989 با عنوان ام.ام.ام كه مخفف نام خانوادگي بنيانگذاران آن و در راس آن شخصي به نام سرگئي ماوردي بود، آغاز شد.
اين شركت با راه اندازي تبليغات جذاب تلويزيوني و طرح هاي تبليغاتي ، شروع كرد به جمع آوري سرمايه از سرمايه گذاران خصوصي با بازپرداخت سالانه 10 برابر سرمايه. اين مساله باعث شد بين 2 تا 5 ميليون نفر در اين شركت سرمايه گذاري كنند.
اما عمر اين شركت با اشباع بازار و همچنين بازي‌هاي سياسي به پايان رسيد و نمايندگي رئيس شركت در دوماي روسيه نيز نتوانست از ضررها جلوگيري كند. سرانجام سرگئي ماوردي در آمريكا و در حالي كه توسط جمعي از مامورين ويژه سابق خود محافظت مي‌شد، در آپارتمانش دستگير شد.
فروپاشي ام.ام.ام تاثير بسيار بدي بر بازار سهام روسيه گذاشت و موجب بدبيني و سلب اعتماد مردم از بازارهاي سهام شد. محبوبيت و سپس فروپاشي غيرقابل اجتناب ام.ام.ام كه سرنوشت تمام دسيسه‌هاي هرمي است، به اين منجر شد كه بازار سهام و سيستم بانكي روسيه به مدت يك دهه بدون پيشرفت باقي بماند.
دكتر روستا در اين باره مي‌گويد: شركت‌هاي هرمي چون به طور مستقيم با مردم و بطن اجتماع سروكار دارند، مي‌توانند اثرات مخربي در كشور بر جاي بگذارند. آنها روي سيستم بانكداري، بورس، تجارت، بازار، خرده فروشي و همچنين امنيت اجتماعي ، سياسي و حتي اخلاقي تاثير مي‌گذارند. چرا كه بحران را آغاز كرده و آن را گسترش مي‌دهند.
وي مي‌افزايد: به همين سبب كشورهاي پيشرفته و در راس آن ايالات متحده قوانين سخت و غيرقابل اغماضي را براي شناسايي و برخورد با شركت‌هاي هرمي وضع كرده‌اند و به طور مداوم شركت‌هاي بازاريابي را زير نظر دارند تا مبادا حين فعاليت خود به جاي فروش سالم كالا و خدمات به عضوگيري هرمي رو بياورند. چرا كه مي‌دانند رشد شركت هرمي يعني بازي با سرنوشت كشور.
وي اظهار داشت: در آمريكا فعاليت شركت‌هاي بازاريابي شبكه‌اي تحت نظارت دائم وزارت دادگستري قرار دارد و به محض اين كه يك شركت بازاريابي شبكه‌اي از مسير خود خارج شد و به طرح هرمي روي آورد، فعاليت آن ممنوع شده و تمام شركت‌كنندگان در اين طرح بازداشت و با‌ آنها برخورد قانوني صورت مي‌گيرد. حداقل مجازات آن نيز سنگين است: 5 هزار دلار جريمه و 5 سال زندان.
روستا گفت: قوانين اين كشور در برخورد با شركت‌هاي هرمي آنقدر سخت است كه كميسيون تجارت فدرال ايالات متحده حتي اجازه بازاريابي بيشتر از يك سطح را نمي‌دهد تا مبادا كار به تشكيل هرم بكشد. اين مساله اهميت و حساسيت خطر شركت‌هاي هرمي را در تمام دنيا و ايران نمايان مي‌سازد.
وي تصريح كرد: شركت‌هاي هرمي انگل جدايي ناپذير علم بازاريابي و تجارت الكترونيك هستند كه با پيشرفت تجارت و پيچيده شدن روش‌ها، حقه‌هاي اين شركت‌ها نيز پيچيده‌تر مي‌شود.
به نظرم در دنيا كامل‌ترين قوانين و كامل‌ترين مبارزه و تجربيات لازم براي برخورد با شركت‌هاي هرمي را ايالات متحده دارد. ما در ايران قوانين خاصي در اين باره داريم اما سطح آموزش در اين باره بسيار پايين و قابليت‌هاي فني براي مبارزه با شركت‌هاي هرمي وجود ندارد.
وي خاطرنشان كرد: ما در حال پيوستن به سازمان تجارت جهاني هستيم و با اين عضويت و باز شدن درهاي كشور و حذف سياست تعرفه‌اي در بسياري از كالاها، رقابت شديدي مبتني بر فروش كالا در بازار تازه باز شده ايران شكل خواهد گرفت و به تبع آن شركت‌هاي هرمي در قالب شركت‌هاي بازاريابي فعاليت خود را صد چندان خواهند كرد. لذا با توجه به فقر اقتصادي و كمبود شديد آگاهي بايد ابزار مقابله با شركت‌هاي هرمي را توسعه بخشيد و از تجربيات تلخ دنيا درس گرفت.
منبع: جهان نیوز 28/09/1388

 

0
نظر

بورس (4) بازار پول

نويسنده : حسین رضایی

بورس (4) بازار پول
بورس (4) بازار پول





 
بنا به تعریف، بازار پول بازاری برای دادوستد پول و دیگر دارایی‌های مالی جانشین نزدیک پول است که سررسید کمتر از یک‌سال دارند. همچنین می‌توان از بازار پول به عنوان بازار ابزارهای مالی کوتاه مدت با ویژگی اندک بودن ریسک عدم پرداخت، نقدشوندگی و ارزش اسمی زیاد نام برد. تمرکز فعالیت این بازار در استفاده از ابزارهایی است که به اشخاص و بنگاه‌های تجاری این امکان را می‌دهند که به سرعت نقدینگی خود را به میزان مطلوب در آورند

1- ابزارهای بازار پول

الف - اسناد خزانه

اسناد خزانه، اوراق بهادار کوتاه مدتی هستند که توسط دولت منتشر می‌شوند و سررسید آن‌ها به‌طور معمول سه ماه، شش ماه و یک‌سال است. این اسناد هنگام فروش به صورت تنزیل شده (به مبلغی کمتر از مبلغ اسمی) به فروش می‌رسند و در تاریخ سررسید، دارنده آن مبلغ اسمی سند را دریافت می‌کند. پس در ردیف ابزارهای تنزیل شده بازار پول قرار می‌گیرند.
انتشار و بازخرید این اوراق توسط بانک مرکزی و به نمایندگی از دولت انجام می‌شود. مهمترین ویژگی اسناد خزانه، ریسک اندک آن است. سرمایه‌گذاری که وجوه خود را در اسناد خزانه سرمایه‌گذاری می‌کند مایل به پذیرش کمترین ریسک ممکن است. به همین دلیل این اسناد از بازده نسبتاً پایینی برخوردارند.
اسناد خزانه عمدتاً توسط مؤسسات سرمایه‌گذاری که به‌دنبال سرمایه‌گذاری موقت در مکانی مطمئن هستند، خریداری می‌شود.

ب - پذیرش بانکی

پذیرش بانکی که دستور پرداخت مبلغ معینی به حامل آن در تاریخ معینی است، از جمله قدیمی‌ترین و کوچکترین (از نظر حجم و مبلغ) ابزارهای بازار پول به شمار می‌رود. اگر چه این ابزار مالی از قرن دوازدهم مورد استفاده واقع شده است، اما تا سال‌های دهه شصت که حجم تجارت بین‌الملل افزایش فوق‌العاده‌ای یافت، یک ابزار مهم در بازار پول به شمار نمی‌رفت.
در هر حال این ابزار به منظور تأمین مالی کالاهایی که هنوز از فروشنده به خریدار منتقل نشده است مورد استفاده قرار می‌گیرد. بدین‌ترتیب که این اوراق توسط یک مؤسسه تجاری و در وجه یک بانک تجاری خصوصی کشیده می‌شود و وقتی که بانک مزبور آن را یعنی بپذیردبه عنوان یک پذیرش بانکی شناخته می‌شود.
پذیرش بانکی از بازار ثانویه بسیار مناسبی برخوردار است. که دلالان، بانک‌های مرکزی خارجی و بانک‌های داخلی از مهمترین فعالان آن هستند.

ج - اوراق تجاری

نوعی اوراق قرضه کوتاه مدت – با سررسید 270 روز یا کمتر – است که توسط شرکت‌های مالی و مؤسسات غیرمالی منتشر می‌شود. اوراق تجاری برای شرکت‌هایی که در کوتاه مدت به وجه نقد نیاز دارند، ابزار مالی مؤثری محسوب می‌شود. همچنین این اوراق می‌توانند به عنوان راهکار تأمین مالی میان مدت و حتی دراز مدت نیز مورد استفاده قرار گیرند. در این حالت، شرکت، اوراق تجاری جدید را به قصد پرداخت بدهی‌های سررسید شده قبلی خود منتشر می‌کند. البته در سال‌های اخیر بازار اوراق تجاری به طور فزاینده توسط بانک‌های تجاری به عنوان منبع وجوه قابل استقراض مورد استفاده قرار گرفته است.
اوراق تجاری بدون پشتوانه هستند و معمولاً بازپرداخت آن‌ها به وسیله دارایی خاصی تضمین نمی‌شود. هر چند که بنگاه‌های فروشنده این اوراق، می‌بایست دارای خطوط پشتیابی کننده از طرف بانک‌های تجاری باشند. در اکثر کشورها دسترسی به این بازار قانونمند است و تنها بنگاه‌هایی که در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده و از حداقل سرمایه تعیین شده‌ای برخوردار باشند، می‌توانند به انتشار اوراق تجاری اقدام کنند. اوراق تجاری همانند اسناد خزانه، به صورت تنزیل شده به فروش می‌رسند و بازده آن‌ها به روش نرخ تنزیل محاسبه می‌شود. اوراق تجاری بر خلاف اسناد خزانه، بازار دست دوم قابل‌توجهی ندارند و این عامل باعث کاهش قدرت نقدینگی آن شده است.
بزرگترین بازار اوراق تجاری در جهان مربوط به امریکاست. به طوری که حجم دادوستد در آن نزدیک به 80 درصد مبادلات جهان را تشکیل می‌دهد. پس از آن، بازار کشورهای اروپایی قرار دارند که به رغم جوان بودن، طی سال‌های اخیر رشد قابل‌ملاحظه‌ای داشته‌اند.

د - گواهی سپرده

گواهی سپرده جوان ترین و در عین حال مهمترین ابزار بازار پول است. این گواهی‌ از اوایل دهه 1960 میلادی مطرح شد و به دلیل انعطاف‌پذیری، تنوع و بازار دست دوم سازمان یافته، به سرعت گسترش یافت.
گواهی سپرده، سندی است که توسط یک مؤسسه سپرده‌پذیر – به‌طور معمول یک بانک – در قبال مبلغ مشخصی پول که نزد آن سپرده شده، منتشر می‌شود. این گواهی دارای سررسید و همچنین نرخ بهره معین است. این نوع سرمایه‌گذاری در واقع دو مزیت عمده دارد، نخست این‌که سرمایه‌گذار می‌تواند به دقت بازده پول خود را محاسبه کند. دوم، زمان سررسید اصل و بهره گواهی نیز مشخص است.
به طور معمول گواهی سپرده قابل‌معامله براساس بازار در نظر گرفته شده برای فروش به دو دسته داخلی و خارجی تقسیم می‌شود. نوع داخلی این گواهی‌ها برای فروش در داخل کشور و نوع خارجی آن برای فروش در کشورهای دیگر به صورت ارزی منتشر می‌شوند. گواهی‌های سپرده ارزی خود به دو دسته بانکی و یورو تقسیم می‌شوند که این امر به دلیل اهمیت و جایگاه بازار آمریکا و بازار اروپا در بازار پول جهان است. گواهی‌های سپرده ارزی که به قصد فروش در آمریکا منتشر می‌شوند به نام گواهی‌های سپرده یانکی و گواهی‌های سپرده‌ای که برای فروش در اروپا منتشر می‌شوند به گواهی‌های سپرده یورو معروفند. همچنین نوع دیگری از گواهی‌های سپرده وجود دارند که توسط مؤسسات اعتباری غیربانکی منتشر می‌شوند و به نام گواهی‌های سپرده اعتباری معروف هستند.

2- نهادهای بازار پول

بانک مرکزی و دیگر واسطه‌های مالی بانکی از قبیل، بانک‌های تجاری و مؤسسات اعتباری غیربانکی از مهمترین نهادهای بازار پول به شمار می‌آیند. در کنار این واسطه‌های مالی، شرکت‌های تجاری، دولت و مؤسسات دولتی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری، کارگزاران و معامله‌گران و در نهایت سرمایه‌گذاران نیز در نقش مهمی در این بازار ایفا می‌کنند.
منبع: www.parsecommerce.ir
/خ