61 : بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل على محمد وآل محمد و متعنى بالاقتصاد، واجعلنى من اهل السداد.
شرح و تفصيل دعاى شريف مكارم الاخلاق از صحيفه سجاديه است . حضرت زين العابدين عليه السلام در اين قطعه فرستد، سپس در جمله اول عرض مى كند: بارالها! با اعتدال و ميانه روى در جميع شئون زندگى ، مرا از مزاياى اقتصاد بهره مند فرما. در جمله دوم عرض مى كند: بارالها! گفتار و رفتارم را به گونه اى قرار ده كه تمام آنها بر وفق حق و صواب باشد.
اعتدال در شئون زندگى
به خواست خداوند توانا، موضوع سخنرانى امروز، بحث درباره اين دو جمله است . امام سجاد (ع ) در جمله اول دعا، كلمه اقتصاد را به كار برده است و معناى آن در لغت عرب ، ميانه روى و اعتدال است .
الاقتصاد من القصد بمعنى العدل و هو التوسط فى الامور بين الافراط و التفريط . (1)
اقتصاد از ماده قصد است ، به معناى عدل و آن عبارت از توسط در امور مختلف بين افراط و تفريط است .
معنى قصد و اقتصاد
اقتصاد، كلمه اى است عربى از ماده قصد. اين لغت در زبان فارسى نيز راه يافته و فارسى زبانان در گفتگوهاى خود آن را به كار مى برند، با اين تفاوت كه قصد و اقتصاد در زبان عرب به معناى وسيع و براى ميانه روى و اعتدال در امور مختلف به كار برده مى شود، ولى در زبان فارسى ، كلمه قصد به معناى اعتدال اساسا به كار نمى رود و كلمه اقتصاد هم فقط در امور مالى مورد استفاده قرار مى گيرد. براى آنكه معناى وسيع قصد و اقتصاد در زبان عرب روشن شود، لازم است در اينجا پاره اى از مواردى كه از اين لغت در قرآن شريف و روايات استفاده شده ، مذكور افتد:
واقصد فى مشيك . (2)
از مواعظ لقمان حكيم به فرزندش كه در كتاب مجيد آمده ، اين است كه : در راه رفتن معتدل و ميانه رو باش . ملاحظه مى كنيد كلمه قصد در اين آيه براى اعتدال در راه يافتن به كار برده شده است .
و على الله قصد السبيل . (3)
آنچه بر عهده خداوند است ، ارائه صراط مستقيم و راهى است كه بركنار از افراط و تفريط است .
در اين آيه نيز قصد به معناى اعتدال و ميانه روى آمده است . على (ع ) كلمه قصد را براى بيان ميانه روى و اعتدال آورده و رعايت آن را به دوستان خود توصيه فرموده است .
عليك بالقصد فى الامور فمن عدل عن القصد جار و من اخذ به عدل . (4)
على (ع ) فرموده : بر تو باد كه در جميع امرو ميانه رو باشى ، كسى كه از ميانه روى تجاوز كند، ستم نموده و كسى كه خط ميانه را بپيمايد، عدل را رعايت كرده است .
رعايت ميانه روى
قصد، ميانه روى و بركنارى از افراط و تفريط است و اين همان صراط مستقيمى است كه پيمبران از طرف بارى تعالى مبعوث شده اند تا آن را ارائه نمايند. كسانى كه در شئون مختلف زندگى راه اعتدال را مى پيمايند، سرانجام به سعادت نايل مى گردند و كسانى كه آن راه را ترك مى گويند و به انحراف گرايش مى يابند، پايان كارشان سقوط و تباهى خواهد بود.
عن على عليه السلام قال : اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادة . (5)
على (ع ) فرموده : راست و چپ بيراهه و ضلالت است ، خط وسط، جاده واقعى و راهى است كه به نجات و سعادت منتهى مى گردد.
اقتصاد در امر مال و عبادت
كلمه اقتصاد همانند قصد در روايات ائمه عليهم السلام آمده است ، اما آن را نيز در امور مالى فقط محصور ننموده اند، بلكه گاهى در امر مال به كار برده اند و گاه در امر عبادت .
فى وصية امير المؤ منين للحسن عليهما السلام عند وفاته : و اقتصد يا بنى فى معيشتك ، و اقتصد فى عبادتك و عليك فيها بالامر الدائم الذى تطيقه . (6)
از وصاياى امير المؤ منين در بستر مرگ به فرزندانش حضرت مجتبى اين بود كه : فرزند! در امر معيشت ، مقتصد و ميانه رو باش و در عبادتت نيز ميانه رو، و بر تو باد در امر عبادت به اندازه اى عمل كنى كه هميشه توان انجام آن را داشته باشى .
مرحوم كلينى رضوان الله تعالى عليه در كتاب كافى بابى باز نموده تحت عنوان الاقتصاد فى العبادة و روايات مربوط به اين امر را در آن باب آورده ، از جمله اين حديث شريف است :
عن النبى صلى الله عليه و آله قال : يا على ! ان هذا الدين متين فاوغل فيه برفق و لاتبغض الى نفسك عبادة ربك . (7)
عبادت و رعايت اعتدال
رسول اكرم (ص ) به على عليه السلام فرمود: اسلام دينى است محكم و استوار، مقررات آن را با رفق و مدارا انجام ده و كارى نكن كه نفست به عبادت خدايت بدبين شود و نسبت به آن حالت بغض به خود بگيرد. اقتصاد و ميانه روى در امور مالى و اجتناب از افراط و تفريط از جمله تعاليم شرع مقدس و مورد تاءكيد اولياى گرامى اسلام است و چون اين امر مبتلا به عموم مردم است ، لازم مى داند درباره آن توضيح بيشترى داده شود و روايات زيادترى به عرض شنوندگان محترم برسد.
عن على عليه السلام قال : اذا اراد الله بعيد خيرا الهمه الاقتصاد و حسن التدبير و جنبه سوء التدبير و الاسراف . (8)
الهام ميانه روى
على (ع ) فرموده : وقتى خداوند درباره بنده اى اراده خير نمايد، اقتصاد و حسن تدبير معاش را به وى الهام مى كند و او را از سوء تدبير و زياده روى و اسراف بركنارش مى دارد.
ملاحظه مى كنيد كه در اين روايت ، اقتصاد و حسن تدبير در امر معاش آنقدر رفيع و بلند پايه معرفى شده كه حضرت بارى تعالى آن را به بندگانى كه درباره آنها اراده خير فرموده است ، الهام مى نمايد. خطبه همام كه در نهج البلاغه آمده ، از خطب معروف حضرت على (ع ) است . امام در اين خطبه متقين را بيان نموده ، از آن جمله فرموده است :
و ملبسهم الاقتصاد. (9)
یکی از ویژگی های دین اسلام، میانه روی است. قرآن کریم، مسلمانان را امت وسط می نامد و می فرماید:
1. بی نیازی در سایه میانه روی.
لباس اقتصاد
در بيان ويژگيهاي شيعيان از زبان امير مؤمنان به اين جمله رسيديم: « مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ »؛ سخن گفتنشان صواب و مطابق با واقع است و خطا در آن نيست و نيز، پوشاکشان ميانهروي است. در اينجا، شارحين از نظر ادبي گفتهاند: مبتدا يک مضاف مقدر دارد، يعني «صفة مَلْبَسِهُمُ الِاقْتِصَادُ ». چون ملبس يعني پوشاک و اقتصاد و ميانهروي عنواني است که از رفتار انسان انتزاع ميشود. به هر حال، به اعتقاد همه شارحين نهجالبلاغه، منظور از اينکه پوشاک متقين، شيعيان يا مؤمنين اقتصاد است، يعني آنان در لباسشان ميانهروي دارند؛ نه خيلي لباس فاخر و گرانقيمت ميپوشند و نه لباسهاي پاره و کثيف و پست. کلمه اقتصاد در لغت عربي معاني متعددي دارد؛ ولي همة اهل لغت اتفاق دارند که در اينجا، مصداق کلمه اقتصاد؛ يعني اعتدال و ميانهروي. منظور از اقتصاد در قرآن کريم و در عبارت « وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ »1، يعني کساني که در حالت اعتدال هستند و افراط و تفريط ندارند. همانطور که بيان شد، ميانهروي در لباس، يعني اينکه از لحاظ ارزش، لباس معتدلي بپوشد.
نکتهاي اينجا است که اين حالت اعتدال در لباس و چيزهاي ديگر از شؤون زندگي، نسبت به افراد و گروههاي مختلف در شرايط مختلف زماني و مکاني تفاوت ميکند. اينگونه نيست که هميشه نوع، جنس يا قيمت لباس ملاک اقتصاد و اعتدال باشد. اينکه فقها در مواردي ميفرمايند بر حسب شؤون، واقعيتي است که در همهجا بايد رعايت شود.
به گزارش خبرنگار باشگاه خبری فارس "توانا "، نصرتالله سیفی در نشست تخصصی "اصلاح الگوی مصرف و فناورینو " كه عصر دیروز در سالن آفتاب مركز تحقیقات استراتژیك برگزار شد، اظهار داشت: ایران از لحاظ زیرساختهای تولیدی در وضعیت مطلوبی قرار دارد و همچنین منابع بسیاری از از جمله زغال سنگ در طبس وجود دارد.
سیفی ادامه داد: ایران جزو بزرگترین مصرفكنندگان انرژی جهان محسوب میشود.
وی افزود: باید در استفاده از مصرف انرژی صرفهجویی كنیم زیرا در سالهای آینده با كمبود انرژی مواجه خواهیم شد و نمیتوانیم برای رفع نیازمان به طور مداوم از سایر كشورهای جهان نفت و گاز تهیه كنیم.
عضو هیئت مدیره بهینهسازی مصرف سوخت كشور گفت: از عوامل مؤثر در اصلاح الگوی مصرف میتوان به مسائل فرهنگی، فناوری نانو، ساختار اقتصادی و وضعیت نظارتی و امنیتی اشاره كرد.
وی بیان كرد: شركت انرژی با شركتهایی اعم از مؤسسات مالی، مشتریان، شركتهای بیمه، پیمانكاران جزء و بازرسان بیطرف ارتباط دارد.
سیفی ادامه داد: از مزایای شركتهای خدمات انرژی میتوان به كمك و نیل به اهداف سند چشم انداز، ایجاد اشتغال، ایجاد گردش مالی در سطح كلان، كمك به اجرای هدفمند كردن یارانهها، جذب فناوریهاینو در تمامی حوزهها، ارتقای رضایت اجتماعی، ارتقای ضریب امنیت اجتماعی و مزایای زیست محیطی اشاره كرد.
عضو هیئت مدیره بهینهسازی مصرف سوخت كشور گفت: از موانع رشد شركتهای خدمات انرژی در ایران میتوان به عدم آگاهی، قیمتهای یارانهای، عدم وجود قوانین و ساختار اقتصادی نامناسب اشاره كرد.
اعتدال در مصرف كه يكى از ويژگىهاى بندگان ممتاز الهى است،كه در ميانه دو چهره قرارگرفته است، نخست جنبه افراطى آن استكه از آن به اسراف و تبذير ياد مىشود كه بيان گرديد، دوم جنبهتفريطى آن است كه چهره تفريط اعتدال در مصرف است كه از آن بهتقتير يا سختگيرى و زندگى رنجآور تعبير مىگردد، اسلام دين سمحهو سهله است، هرگز حاضر نيست كه مسلمانان در سختى و رنج اقتصادىزندگى كنند، بايد با كار و كوشش و سرپنجه تدبير، شكل زندگى رابه شيوهاى تبديل كرد كه موجب وسعت در زندگى و آسايش گردد.
و امّا چند سؤال:
اخلاق «خوش» یا «معتدل»
معیارهای اعتدال اخلاقی
بهترین روش برای شناسایی ویژگیهای انسان اقتصادی مطلوب در فرهنگ دینی، ردیابی ویژگیهای «انسان کامل» است. انسان کامل که قرآن کریم با عنوان «عباد الرحمن» از آنها یاد کرده در گسترههای گوناگون رفتاری ویژگیهای خاص دارد. در گستره رفتارهای اقتصادی، مهمترین ویژگی که به آن اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن این ویژگی به تلاش دیگری نیاز دارد که به نظر میرسد شناخت وحیانی به خوبی از عهده آن بر میآید. در «اخلاق اسلامی» و «فقه اسلامی» میتوان مبانی را یافت که با استفاده از آن ثابت میشود، تعریف اعتدال به برداشت ویژه از عنصر «بهترین ترکیب» در تعریف ارائه شده برای الگوی انسان اقتصادی باز میگردد. در این برداشت باید ترکیب بین بهرهمندیهای گوناگون به گونهای باشد که هیچیک از آنها مورد غفلت و فراموشی قرار نگیرد و جای خود را به دیگری ندهد
ضرورت پرهيز از افراط و تفريط
برخي از مومنان درعبادت هاي خويش راه افراط را در پيش مي گيرند و در هنگامي كه به خودسازي مي پردازند، براي دست يابي به كمالات، خود را به آب و آتش مي زنند. گروهي، شيوه رهبانيت را در پيش مي گيرند و يا همانند مرتاضان هندو از زندگي دنيايي و بهره هاي آن چشم مي پوشند. اين گونه است كه نه تنها به نقش ربوبيت خود توجهي ندارند بلكه آسيب هايي را نيز به اطرافيان و جوامع بشري وارد مي سازند. آنان به جاي آن كه به مسئوليت و وظيفه الهي خود نسبت به آباداني زمين بپردازند، دست از كار و توليد بر مي دارند و يا حتي ثروت و درآمد خويش را به انفاقي افراطي از دست مي دهند و خود را نيازمند و محتاج ديگران و كار و توليد آنان مي كنند.
در زمان پيامبر (ص) يكي از صحابه هنگام مرگ خويش همه سرمايه و ثروت خود را به ديگران مي بخشد و از حوزه تصرف خود بيرون مي كند. اين در حالي بود كه وي دختران چندي داشت كه نيازمند ثروت پدر بودند. پيامبر (ص) هنگامي كه از انفاق مال از سوي مرد و فقر و نداري دختران آگاه مي شود اجازه نمي دهد تا اين مرد در گورستان مسلمانان دفن شود؛ زيراچنين رفتاري را به دور از مسلماني مي دانست.
بنابر اين، اگر كسي بخواهد به مسئوليت الهي خويش عمل كند مي بايست در همه امور راه اعتدال و ميانه روي را در پيش گيرد و با اين روش آسايش و خوشبختي را نه تنها براي خود بلكه ديگران به همراه آورد.
خداوند در بيان جامعه برتر و كامل و ارايه نمونه عيني آن، جامعه اسلامي و برتر را جامعه اي معتدل و ميانه رو معرفي مي كند كه استقامت با اين روش در ذات و نهاد آن سرشته مي شود. (بقره آيه 143) بنابر اين، از نظر قرآن و اسلام، صراط مستقيم هر كس و جامعه اي، ميانه روي و اعتدال در همه امور و اقتصاد در زندگي است.
چرا اعتدال گرايي؟
پرسش اين است كه چرا اعتدل گرايي در حوزه هاي مختلف به ويژه اقتصاد و مصرف اين اندازه مهم است؟ اعتدال گرايي چه آثار و پيامدهايي را مي تواند به دنبال داشته باشد؟ اعتدال گرايي به حالتي گفته مي شود كه در آن دو طرف از لحاظ كميت و يا كيفيت در سازگاري و تناسب باشد. (لسان العرب، ابن منظور، ذيل واژه عدل) بنابراين مي توان گفت كه اعتدال به معناي تناسب است. همين حالت تناسب است كه مقتضاي استقامت، قوام پيدا كردن و موزون شدن ميان چيزها مي شود. بنابراين هنگامي كه از اعتدال سخن به ميان مي آيد مقصود آن است كه تناسب در آن رعايت شود كه لازمه مراعات چنين تناسبي استقامت و قوام يافتن چيزها مي شود.
انساني را متعادل مي گويند كه در عقيده، انحراف و گرايش به باطل نداشته و در پي حق و حقيقت باشد و در رفتار هرگز مناسبات ميان اشيا و چيزها را ناديده نگيرد. از اين رو انسان موحد و يكتاپرست را انسان معتدل مي نامند؛ زيرا چنين شخصي مراعات تناسب ميان هستي را كرده و حق هر چيزي را به درستي ادا نموده است. نتيجه چنين بينش و نگرشي آن است كه از افراط و تفريط و كژي به دور مي باشد. (بقره آيه 135 و آل عمران آيه 67 و 95 و نساء آيه 125 و نحل آيات 120 و 123) وي در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعي خويش نيز ميانه روي و تعادل را مراعات مي كند (لقمان آيه 19) و در انفاق و ديگر امور اجتماعي نيز ميانه روي را از خود دور نمي كند (فرقان آيات 63 و 67) زيرا مي داند كه حتي در كارهاي عبادي نيز مي بايست رعايت تناسب را بنمايد و سازگاري و تناسب را در كم و كيف، ملحوظ دارد.
علت گرايش به اعتدال و ميانه روي از آن روست كه چنين رفتاري موجب مي شود تا انسان در مسير خردمندي و كمال گرايي قرار گيرد و گرفتار شرك درعقيده و عمل نشود و راه نقصان و باطل را نپيمايد.
دست يابي به استقامت و قوام يابي در شخصيت و عمل اجتماعي از ديگر آثار و پيامدهاي اعتدال گرايي بشر در زندگي است كه در آيات 63 و 67 سوره فرقان به آن توجه داده شده است. از نظر خداوند، انسان متعدل و ميانه رو با رعايت تناسب و عدالت است كه مي تواند زندگي خويش را قوام بخشد و به استقامت دست يابد.
بهره مندي از خوشبختي و آسايش از ديگر آثاري است كه آيات 63 تا 67 سوره فرقان بر آن تاكيد دارد. به اين معنا كه انسان اگر بخواهد سعادت و خوشبختي را در دنيا و آخرت تجربه كرده و آن را به دست آورد مي بايست راه اعتدال و ميانه روي را در زندگي خويش بپيمايد.
اسلام، دين اعتدال
از نظر اسلام، هستي بر بنياد عدالت و اعتدال نهاده شده است و انسان كامل، معتدل ترين شخصيت در همه حوزه هاست. از اين رو خداوند از مردم مي خواهد براي دست يابي به كمال مطلق و تقرب الي الله و زندگي سعادتمند در دنيا و آخرت، اعتدال گرايي را در زندگي خويش در پيش گيرند و هرگز گرايش به افراط و تفريط نداشته باشند. دين اسلام، به عنوان كامل ترين و ساده ترين برنامه و راهنماي زيستن، ديني معتدل و ميانه است و بر همين اساس آن را دين حنيف ناميده اند.
بر اين پايه مي توان گفت كه هر كس كه اسلام را راهنماي زندگي خويش قرار دهد، زندگي معتدلي خواهد داشت و از نظر شخصيتي نيز به تعادل دست خواهد يافت. از اين رو، شخص هم در حوزه روان شناسي شخصيت و هم در حوزه روان شناسي اجتماعي و تعامل با ديگران و هم در حوزه هاي ديگر، انساني معتدل مي باشد.
بخش اساسي در زندگي انسان كه تاثير شگرفي بر شخص و محيط و جامعه وي به جا مي گذارد، حوزه مصرف و بهره گيري از امكانات و نعمت هايي است كه خداوند به وي بخشيده است؛ زيرا انساني كه با كار و كوشش خويش و يا با عنايت و فضل الهي، از نعمت هاي او برخوردار مي شود، زماني مي تواند سپاسگزار نعمت باشد كه در مصرف آن چيز، دقت و تامل داشته و راه اعتدال رابپيمايد؛ چون سپاسگزار نعمتي بودن به معناي درست مصرف كردن و بهره گيري مثبت و سازنده از آن چيز در راستاي كمال شخصي و جمعي بلكه همگاني است كه معناي اخير شامل همه موجودات هستي مي باشد؛ زيرا انسان به عنوان خليفه الهي موظف است تا در مقام ربوبيت طولي با تغيير و تصرف در اشيا و چيزها آن ها را به كمال شايسته و بايسته خود برساند.
از نظر اسلام هرگونه گرايشي به سوي افراط و تفريط به معناي خروج از جاده حقيقت وحقانيت و رهسپاري در بيراهه هبوط و سقوط فردي و اجتماعي است. ولذا در همه حوزه ها از جمله حوزه اقتصاد، خواهان اعتدال و ميانه روي است. همين تاكيد بر مصرف درست و معتدل است كه واژه اقتصاد را براي مفهوم خاصي به كار گرفته است؛ زيرا اقتصاد ازواژه قصد به معناي ميانه روي و اعتدال گرفته شده است. (مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهاني، ذيل واژه قصد).
به سخن ديگر، بهره گرفتن از واژه قصد به معناي اعتدال و ميانه روي براي بيان فعاليت هاي فردي و اجتماعي مربوط به توليد، مبادله و مصرف كالا و خدمات (تئوري اقتصاد خرد، ص 9) تاكيد بر اين معناست كه اصول فعاليت هاي مربوط به اقتصاد مي بايست براساس اعتدال و ميانه روي باشد.
از جمله بخش هاي حوزه فعاليت هاي اقتصادي، بخش مصرف است. بنابراين، در اين بخش نيز اعتدال و ميانه روي از سوي اسلام و قرآن به عنوان اصل اساسي مورد توجه و تاكيد است. بلكه حتي مي توان گفت كه در ميان سه بخش توليد، مبادله و مصرف، بخش اخير از اهميت بيش تري برخوردار است تا ميانه روي و اعتدال در آن به عنوان بنياد رفتاري انسان خودنمايي كند.

در توضیح معناى اسراف گفته اند:
اسراف ، تجاوز از حد است ،در هر عملى، اگر چه حلال که انسان آن را انجام مى دهد. گرچه کاربرد و مصداق آن در انفاق و مصرف کردن بیشتر است. از این رو به کارگیرى هر چیز در غیر مسیر و حد خودش، چه از نظر کمیت و چه کیفیت، ((اسراف)) نامیده مى شود
1 ـ ضایع کردن مال و بیهوده تلف کردن آن، هر چند کم باشد، مثل بیرون ریختن آب باقیمانده در لیوان، پوشیدن لباس قیمتى مخصوص مهمانى، در محیط کار
2 ـ صرف مال در آنچه به بدن ضرر مى رساند. مثل خوردن پس از سیرى در صورتى که مضر باشد.
امام صادق (ع) مى فرماید:
اسراف در چیزى است که موجب اتلاف مال و اضرار به بدن شود.
اما اگر درمان بیمارى و سلامتى آدمى به هزینه ی زیاد نیاز دارد، باید هزینه کرد و به یقین اسراف نخواهد بود.
3 ـ صرف مال در مصارفى که شرعا حرام است. مانند خرید شراب و ابزار و ادوات حرام.
انفاق در راه خدا نیز باید اندازه را نگه داشت و از حد تجاوز نکرد، زیرا تامین نفقه همسر و فرزندان و تهیه مسائل رفاهى اولیه آنها از واجبات است.
مردى از دنیا رفت و پیامبر (ص) بر او نماز خواند. سپس پرسید: چند تا بچه دارد و چه چیزى براى آنها گذاشته است؟ ـ یا رسول الله! مقدارى ثروت داشت اما قبل از مردن همه را در راه خدا داد.
ـ اگر این را قبلا به من گفته بودید، بر این آدم نماز نمى خواندم. بچه هاى گرسنه را در اجتماع رها کرده است؟ یکى از ویژگى هاى عالى فرهنگ اسلام این است که در مصرف و استفاده از بعضى امکانات ((شان و موقعیت)) افراد را مدنظر قرار مى دهد و ملاک اسراف و عدم اسراف در بعضى از زمینه ها و موارد را با اوضاع اقتصادى هر زمان و موقعیت اقتصادى و اجتماعى هر فرد گره مى زند. به عنوان مثال خانه بزرگ داشتن و لباس فلان قیمت پوشیدن و میزان طلا و جواهرات و اندازه نفقه همسر را مى توان به این مساله نیز منوط کرد. ولى باید توجه داشت که وسعت و سادگى چیزى است و تجمل پرستى و زرق و برق پرستى چیز دیگر. از دیدگاه اسلام اولى ممدوح و دومى مذموم است. مساله اى که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد این است که بهره بردارى از نعمتهاى الهى چنانچه از حد طبیعى هر فرد بگذرد، اسراف است ولى در حد اعتدال مانعى ندارد و چه بسا کمتر از آن حد براى بعضى افراد، مصداق ((بخل)) باشد
على علیه السلام درباره ی نشانه ی مسرف مى فرماید:
للمسرف ثلاث علامات: یاکل مالیس له و یلبس مالیس له و یشترى مالیس له
اسراف کار سه ویژگى دارد: مافوق شأن خود مى خورد، مى پوشد و خرید مى کند.
در تعابیر اسلامى حدى را که براى مسکن معین کرده اند این است که به اندازه کفایت و ((کفاف)) آدمى باشد و این مقدار نسبت به افراد، خانواده ها، زمانها و مناطق فرق مى کند، ولى در عین حال باید بگونه اى باشد که از حد اعتدال آن زمان و منطقه تجاوز نکند.
على علیه السلام در بیان حد لباس انسانهاى باتقوا مى فرماید:
ملبسهم الاقتصاد لباس پوشیدنشان در حد اعتدال و میانه روى است.
نه لباسهاى قیمتى مى پوشند و نه لباسهاى ژولیده و پست. بلکه در پرتو لباس معمولى، ظاهرى آراسته، پاکیزه و متین دارند.
اعتدال در انفاق و مصرف " وَالذینَ اذااَنفَقوا لَم یُسرفوُا و لَم یَفتروُاوَکانَبینَ ذلکَ قواماً»
آنان کسانى هستند که هرگاه انفاق کنند ، نهاسراف کنند و نه سختگیرى، بلکه در میان این دو، اعتدال مىورزند.» این آیه،بیانگر یکى از مهمترین مسایل زندگى است که رعایت آن موجب آسایش و آرامش فرد و جامعه شده و باعث گشودن گرههاى مشکلات و برطرف شدن بسیارى از نابسامانىهاى اجتماعى و اقتصادى مىگردد . و مىتوانازآن به عنوان معجزه زندگى یاد کرد، و آن مساله اعتدال در انفاق و مصرف است. اعتدال،یعنى میانهروى و حدفاصل بین افراط و تفریط، که چنینکارى از نظر اسلام در همه چیز ، محبوب و مطلوب است ، قرآن مسلمانان را به خاطر پیروى از اسلام، به عنوان «امت وسط» یعنى امت معتدل خوانده ومى فرماید: « وَکذلکَ جَعلناکُم اَمةٌ وَسَطاً)بقره /143) اینگونه شما را امت میانه قرار دادیم. امیرمؤمنان على(ع) آنان را که از راه اعتدال به سوى افراط یاتفریط کشانده مىشوند، جاهل خوانده و مىفرماید: « لا تَرَی الجاهِلُ الّامفرطا او مفرطا » همیشه جاهل را نمىنگرى جز این که یا زیادهروى مىکند، و یا کم مىآورد. در آیه مورد بحث،که بیانگریکی ازنشانه های بندگان ممتاز خداست ، از یکى از شاخههاى مهم اعتدالى ، که مربوط به امور اقتصادى و زندگى اجتماعى است سخن به میان آورده،که نقش مهمى در اصلاح زندگى و سامان یافتنشؤون اجتماعى و خانوادگى دارد؛ و آن رعایتاعتدال در مصرف است ، یعنى انسان مسلمان، در انفاق و مصرف، نهاسراف مىکند و نهسختگیری، بلکه راه میانه ی بین این دو را برمىگزیند
گروهی از مردم آنچنان دلبسته به فرزند و زندگی هستند که همه قوانین و ارزشهای دینی و اجتماعی را فدای آنان میکنند و دستهای چنان دچار جهالت گشتهاند که محبت به خدا را مستلزم بیمهری به غیر خدا میدانند. یکی از اموری که در عواطف انسانی ممکن است به سهولت جنبه افراطی به خود بگیرد، محبت است. محبت اگر چه کاملاً پاک و بی آلایش باشد، سبب اشتغال فکری میشود و فراغت دل را که لازمه ذکر خداست، از بین میبرد. محبتهای پاک و بی آلایش گاه با دخالتهای شیطانی رو به تزاید مینهد و روح انسان را تسخیر میکند. انسان باید در همه احوال مراقب باشد، تا از هرگونه افراط و یا تفریط در محبت و علاقه جلوگیری به عمل آورد. به طور کلی در ارزیابی محبت میتوان به یک ملاک کلی توجه داشت و آن این که آیا محبت موجب تقویت توجه انسان به خدا شده و محبت الهی را در دل تقویت مینماید و یا با ایجاد حواسپرتی و یا هر اثر دیگری انسان را از توجه به خدا و انجام وظایف الهی باز میدارد نکتهای که در محبت به اطرافیان مخصوصاً فرزندان باید در نظر داشت رعایت اعتدال است. محبت بیش از حد به فرزندان میتواند به گستاخی و سوء استفاده کودکان و تباهی آنها بیانجامد و از سوی دیگر خردهگیری بیش از حد میتواند زمینه سرپیچی و سرکشی را فراهم آورد. امام باقر علیه السلام در این باره فرمودهاند: «بدترین پدران کسانی هستند که در نیکی به فرزندان خود افراط میکنند و بیش از حد به آنان مهر میورزند
سعدی نیز با الهام از آموزههای اسلام به میانهروی تأکید میورزد
«نه مر خویشتن را فزونی نهد نه یکباره تن در مذلت نهد
عدهای خدمت امام باقر علیه السلام مشرف شدند. فرزند آن حضرت در بستر بیماری بود. جماعت آثار غم و اندوه را در چهره امام مشاهده میکردند. لحظاتی بعد آن کودک بیمار مُرد ولی با تعجب بسیار دیدند که از شدت اندوه، در صورت حضرت کاسته شده است. مردم عرض کردند: فدای تو شویم، از آن حالی که در شما مشاهده کردیم، ترسیدیم، که اگر اتفاقی روی دهد حال شما دگرگون شود و موجب ناراحتی ما شود. حضرت فرمودند: به درستی ما دوست میداریم که عاقبت آن چیزی نصیب ما شود که ما دوست داریم اما زمانی که مشیت الهی بر چیزی قرار گیرد ما راضی به رضای او هستیم

در عقاید اسلامی، غلو، شرک، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است که مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگرکشی با دشمنان متوجه فتح دروازههای علم و فرهنگ شدند. افکار جبریه که به اشاعره نسبت داده میشود و جبرگرایی و ارجاء که به وسیله بنیامیه برای توجیه حکومت خود به وجود آمده بود از جمله افکار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان که در عشق اهلبیت افکار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهمالسلام مواجه میشدند. گروهی از بنیهاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه کنید که زیادهروها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض کردند: غالی کیست؟ فرمود: کسی است که درباره ما مقامی معتقد است که ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی کیست؟ فرمود: کسی است که به دنبال خیر و نیکی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش میشود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمیتوان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت. هر کس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر کس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشید
امام باقر و امام صادق علیهماالسلام بنیانگذاران دانشگاه اهل البیت هستند که حدود شش هزار رساله علمی از فارغ التحصیلان آن به ثبت رسیده است. ایشان در علم آموزی مردم را به طریق صحیح رهنمون میکردند و میفرمودند: «علم سلاحی است علیه دشمنان». در عین حال به ممنوعیت سوء استفاده از دانش اذعان داشتند و میفرمودند: کسی که با انگیزهای نادرست به دانش دست یافته باشد هر چند از عهدهکاری برآید، از نظر روحی شایستگی تصدی امور و ریاست را ندارد. امام باقر علیه السلام با آن که همواره مومنین را به کسب علم دعوت مینمودند، ولی همواره سفارش میکردند که: خداوند متعال از قیل و قال و تباه نمودن مال و زیاد سوال کردن نهی مینماید، زیرا هر انسانی ظرفیت تحمل پاسخ برخی سوالات را ندارد امام باقر علیه السلام نه فقط در علوم اسلامی شهره آفاق بود، بلکه دارای شخصیتی عظیم در سایر علوم بودند.

اعتدال به معنی میانه روی و میانه است و در مقابل، انحراف از اعتدال گرایش به فزونتر است که افراط یا اسراف گفته
میشود و گرایش به کمتر که تفریط خوانده میشود
گر همی خواهی که گیرد کار نور معتدل می باش در خیرالامور
در قرآن کریم این اصل، وجه تمایز مسلمانان با سایر فرق و ادیان و سبب برتری آنها دانسته شده است؛ همان گونه که قبله شما قبلهای میانه است، شما را نیز امتی میانه قرار دادیم. (در حد اعتدال میان افراط و تفریط.) تا بر مردم گواه باشید و پیامبر نیز بر شما گواه باشد.» اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است. در مکتب انسانساز اسلام میانهروی همواره در رأس امور قرار دارد. از حرام بودن طلا بر مرد و استفاده نکردن زیاد زنان از طلا «در حد اعتدال» و نهی از استفاده ظروف طلا و نقره و به کار نبردن ابریشم خالص و یا طلابافت برای کفن مرده ملاحظه میشود که اسلام بر شخصیت الهی انسان تأکید دارد و سفارش میکند حتی جسم انسان را با احترام باید غسل داد و کفن کرد و دفن نمود، ولی بر خلاف برخی مکاتب با دفن اشیاء گران قیمت همراه میت مخالف است اعتدال همان صراط مستقیم در سوره حمد است و با مزاج انسان سازگار است. «تبذیر مکن. زیرا تبذیر کنندگان برادران شیطانند و شیطان به پروردگارش بسیار کفر ورزیده است
اعتدال در مکتب تشیع
در عقاید اسلامی، غلو، شرک، جبر، تفویض، تشبیه و سایر عقاید افراطی جایی ندارد و این در حالی است که مسلمانان از زمان امام باقر علیه السلام از میدان جنگ و لشگرکشی با دشمنان متوجه فتح دروازههای علم و فرهنگ شدند. افکار جبریه که به اشاعره نسبت داده میشود و جبرگرایی و ارجاء که به وسیله بنیامیه برای توجیه حکومت خود به وجود آمده بود از جمله افکار افراطی آن زمان بود. در این میان برخی شیعیان که در عشق اهلبیت افکار افراطی داشتند، نیز با برخورد شدید امامان معصوم علیهمالسلام مواجه میشدند. گروهی از بنیهاشم و سایر شیعیان خدمت امام باقر علیه السلام رسیدند. امام به آنها فرمودند: بپرهیزید از شیعیان غالی آل محمد و میانه روی پیشه کنید که زیادهروها و غلات به شما برگردند و عقب مانده و تالی نیز به شما برسد. عرض کردند: غالی کیست؟ فرمود: کسی است که درباره ما مقامی معتقد است که ما خود آن مقام را برای خویش قائل نیستیم. گفتند: عقب مانده و تالی کیست؟ فرمود: کسی است که به دنبال خیر و نیکی است و این پیگیری او موجب افزایش خیر برایش میشود. قسم به خدا بین ما و خداوند قرابتی نیست و نه ما به خدا حجتی داریم و نمیتوان به خدا نزدیک شد مگر با اطاعت. هر کس از شما مطیع خدا باشد و عمل به دستور او نماید ولایت ما برایش سودمند است و هر کس معصیت خدا را نماید ولایت ما او را سودی نخواهد بخشید