تعادل در مدیریت و مشارکت. مدیریت یا مشارکت؟ هر دو به چه دلیل؟ به دلیل قرآن؛ قرآن به پیغمبرش میگوید «شاورهم» یعنی با مردم مشورت کن از فکر مردم استفاده کن بعد میگوید «و اذا عزمت، عزمت» «هم» یعنی از مردم کمک بگیر عزمت یعنی تصمیم با... با توجه با آراء و بحثها و چالشهایی که مطرح میشود. ابراهیم (علیه السلام) صد ساله از پسر 13 سالهاش مشورت میکند میگوید من مامور شدهام تو را بکشم «فانظر» یعنی نظریه بده «ماذا تری» رای تو چیه؟ صد ساله از 13 ساله مشورت میکند توی خانه باید از هم مشورت کرد بچهها نظرشان چیه خانم نظرش چیه؟ شوهر نظرش چیه؟ بنشینند گفتگو کنند بعد کم و زیاد بشود بعد وقتی یک تصمیم گرفتند بچهها احساس کنند خانواده احساس کنند آنها هم به حساب آمدند خیلی جاها هم آنها یک چیزهایی را متوجه میشوند که ما متوجه نمیشویم چه اشکالی دارد یک چیزهایی متوجه میشوند که با بچهها... خوب به نظرم میگویند وقت تمام است خیلی خوب اگر وقت تمام است که هیچی چی گفتیم گفتیم توی این چند دقیقه. تعادل هم نظریه هم عمل هم گذشته هم آینده هم حال هم با بودن شرائط هم با نبودن شرائط هم شنیدن هم گفتن اینکه هم دنیا هم آخرت هم روح هم جسم این تعادل طریق سوّی است. ابراهیم (علیه السلام) به عمویش گفت میخواهم هدایت ات کنم به «سواء السبیل» میخواهم به راه مستقیم تو را ببرم غیر از این باشد این طرف بیفیم افراط است آنطرف بیفتیم تفریط است و هر دو گیر است «اهدنا الصراط المستقیم» خدایا من را در وسط قرار بده هیچ تندروی و کند روی افراط و تفریط در من نباشد بعضیها عصبانی میشوند اصلاً پاره میشوند کنترلش خارج میشود هرچه میخواهد میگوید اعتدال ندارد در غضب بعضیها عاشق میشوند اما خاک، قربان خاک زیر پایت اُه!! چه خبره چه خبره؟ حالا قربان خاک زیر پایت یعنی عاشق میشود تند میرود عصبانی میشود عرض کردم دیروز هم گفتم یا چهل ستون میسازد یا بیستون میسازد نه چهل ستون نه بیستون چهار ستون.
«والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته»