من راجع به زودباوری چند تا آیه نوشتهام. یک خاطره برایتان بگویم زیادی گوش بدهید یهودیها گفتند چه کنیم اسلام را بشکنیم گفتند یک کاری میکنیم جمعی از دانه درشتهای ما مهمین یهودی صبح میروند ایمان میآورند به مسلمانها غروب بر میگردند میگویند نه خیر ما صبح ایمان آوردیم ولی اسلام چیز حسابی نداشت ما همان یهودی باشیم به دین خودمان بر میگردیم آنوقت این دوتا فایده دارد یکی یهودیها دیگر هوس مسلمان شدن نمیکنند میگویند علمایی هم که صبح رفتند غروب برگشتند پس پیداست اسلام چیز به دردبخوری ندارد یکی یهودیها فکر مسلمان شدن نمیکنند یکی مسلمانها هم توی دلشان خالی میشود میگویند معلوم میشود دین ما غنی نیست باری ندارد نتوانست میهمانها را جذب کند اینهایی هم که آمدند در رفتند مسلمانها در مسلمان بودنشان شک میکنند یهودیها در یهودی بودنشان سفت میشوند گفتند طرح خوبی است این تهاجم فرهنگی است این ضربه زدن به عقائد است تا این طراحی را کردند خداوند به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفت یا رسول الله به مسلمانها بگو امروز صبح یک عده از یهودیها خواهند آمد و مسلمان میشوند شما به اسلام اینها گول نخورید غروب هم خواهند رفت از رفتن شان هم ناراحت نشوید اصل اسلامشان توطئه است آمدنشان و رفتن شان توطئه است بنابراین حواستان جمع باشد زودباور نباشید آیهاش اینست «آمنوا به» یهودیها گفتند «آمنوا»ایمان بیاورید «وجه النهار» «وجه» یعنی صورت روز «نهار» هم یعنی روز طرف صبح ایمان بیاورید «واکفروا» کفر بورزید «آخره» آخر روز صبح ایمان بیاورید غروب کافر بشوید یا یهودیها دیگر هوس نکنند مسلمان بشوند بگویند علمایی هم که صبح رفتند غروب برگشتند مسلمانها هم بگویند عجب معلوم میشود دین ما بار نداشت نتوانست میهمانها را نگه دارد این توطئه هست بنابراین زودباور نباشید از ایمان آوردنشان دلتان خوش نشود که ایمانشان توطئه است مثل اینکه من میروم سخنرانی کنم یک کسی نامه مینویسد جناب آقای قرائتی یک گروهی میآیند پای سخنرانی تو ولی اینها جاسوس هستند آمدهاند نوار بگیرند حرفها را مثلا ببرند جایی دیگر از... فکر نکن اینها جزو علاقمندان شما هستند اینها جزو مخالفین هستند منتهی عامل نفوذی هستند این زودباور نباشید این یک آیه برای زود...
من راجع به زودباوری چند تا آیه نوشتهام. یک خاطره برایتان بگویم زیادی گوش بدهید یهودیها گفتند چه کنیم اسلام را بشکنیم گفتند یک کاری میکنیم جمعی از دانه درشتهای ما مهمین یهودی صبح میروند ایمان میآورند به مسلمانها غروب بر میگردند میگویند نه خیر ما صبح ایمان آوردیم ولی اسلام چیز حسابی نداشت ما همان یهودی باشیم به دین خودمان بر میگردیم آنوقت این دوتا فایده دارد یکی یهودیها دیگر هوس مسلمان شدن نمیکنند میگویند علمایی هم که صبح رفتند غروب برگشتند پس پیداست اسلام چیز به دردبخوری ندارد یکی یهودیها فکر مسلمان شدن نمیکنند یکی مسلمانها هم توی دلشان خالی میشود میگویند معلوم میشود دین ما غنی نیست باری ندارد نتوانست میهمانها را جذب کند اینهایی هم که آمدند در رفتند مسلمانها در مسلمان بودنشان شک میکنند یهودیها در یهودی بودنشان سفت میشوند گفتند طرح خوبی است این تهاجم فرهنگی است این ضربه زدن به عقائد است تا این طراحی را کردند خداوند به پیغمبر (صلی الله علیه و آله) گفت یا رسول الله به مسلمانها بگو امروز صبح یک عده از یهودیها خواهند آمد و مسلمان میشوند شما به اسلام اینها گول نخورید غروب هم خواهند رفت از رفتن شان هم ناراحت نشوید اصل اسلامشان توطئه است آمدنشان و رفتن شان توطئه است بنابراین حواستان جمع باشد زودباور نباشید آیهاش اینست «آمنوا به» یهودیها گفتند «آمنوا»ایمان بیاورید «وجه النهار» «وجه» یعنی صورت روز «نهار» هم یعنی روز طرف صبح ایمان بیاورید «واکفروا» کفر بورزید «آخره» آخر روز صبح ایمان بیاورید غروب کافر بشوید یا یهودیها دیگر هوس نکنند مسلمان بشوند بگویند علمایی هم که صبح رفتند غروب برگشتند مسلمانها هم بگویند عجب معلوم میشود دین ما بار نداشت نتوانست میهمانها را نگه دارد این توطئه هست بنابراین زودباور نباشید از ایمان آوردنشان دلتان خوش نشود که ایمانشان توطئه است مثل اینکه من میروم سخنرانی کنم یک کسی نامه مینویسد جناب آقای قرائتی یک گروهی میآیند پای سخنرانی تو ولی اینها جاسوس هستند آمدهاند نوار بگیرند حرفها را مثلا ببرند جایی دیگر از... فکر نکن اینها جزو علاقمندان شما هستند اینها جزو مخالفین هستند منتهی عامل نفوذی هستند این زودباور نباشید این یک آیه برای زود...
امام سجاد (علیه السلام) که مریض میشود میگوید خدایا مریض شدم اما شاید همین مرض من برای تربیت از سلامتی اثرش بیشتر باشد مرض برای تعدیل است در اخلاق تعدیل در عقائد تعدیل همه چیز تعدیل این مسئله مهمی است که عرض کردم. در جلسه... راجع به تعدیلدر... اینکه کارها را به خدا نسبت بدهیم یا به خودمان بعضی همه کارها را به خدا نسبت میدهند بعضی تمام کارها را به خدا نسبت میدهند بعضی تمام کارها را به خودشان نسبت میدهند کدام درست است؟ بعضی همهاش... به قارون گفتند از آن پولهایی که خدا به تو داده بده میگفت خدا کیه؟ «علی علم» آیه قرآن است «عندی» یعنی نزد من یک علمی هست مخ اقتصاد دان هستم من مدیریت بازرگانی دارم من! هر چه به فرعون، به قارون میگفتند بده خدا به تو داده می گفتند «احسن کما احسن الله علیک» یعنی خداوند احسان کرده به تو میگفت نه خیر «علی علم عندی» نمرود میگفت «اذا احیی» اینهایی که مینویسم آیه قرآن است «انا احیی» من حیات میدهم «وامیت» من مرگ میدهم مرگ و حیات دست من است خدا کیه بگویید ببینم دو تا زندانی بیاورید این زندانی اعدام این را آزاد کنید دیدید من یکی را اعدام کردم فرعون میگفت «و هذه الانهار» نمیبینید توی کاخ من چه نهرهایی است «تجری، هذه الانهارانهار نهرها تجری »جاری است «تحتی، تجری من تحتی» ببینید از زیر صندلی من جوی آب رد میشود من کاخ دارم باغ دارم «تحتی» زیر پای من «أنا» من «علی علم عندی» عند من «عندی، أنا، تحتی» بعضیها میگویند من، من پدرت را در میآورم اوه! من میدانی پدربزرگم رئیس کارخانه سکنج است، مدرک، وصل میشود به یک کس هایی خدا را فراموش میکند نوح (علیه السلام) به پسرش گفت پسرجان ایمان بیاور سوار کشتی شو گفت من سوار نمیشوم گفت خدا اراده کرده کفار را غرق کند گفت من، خدا میخواهد من را غرق کند «سا» یعنی آینده «آوی» یعنی مأوا میگیریم «سآوی الی جبل» من تا ببینیم خدا هست «سآوی الی جبل یعصمنی» حفظ میکند من را اینکه میگویند فلانی معصوم است معصومه همان یعصمنی معصوم است یعنی محفوظ است یعنی گناه نمیکند «یعصمنی» یعنی حفظام میکند ما ببینم غرق میشوم «آوی» یعنی مآوا میگیرم محل میگیرم منزل میگیرم سرکوه تا کوه من را... هر چه نوح میگفت خدا این میگفت کوه این شرک است آقاجان، بچهها بیایید سراغ بچهها هیچ نیاز نیست من فوق لیسانسم آقاجان بندگی خدا نکن نه خیر من مراعات بهداشت را میکنم هیچوقت هم مریض نمیشوم! آقاجان بنده الان علم ترقی کرده خانههای ضد زلزله میسازیم دیگر سقف هم خراب نمیشود زود مست میشود دو کلمه بلد است دو فلس پول دارد یک وزنه بلند میکند یک خانه ضدزلزله میسازد
اعتدال چیه؟ اعتدال یعنی اینکه نگوئیم مقصر آن است یا مقصر آن است بیائیم تقسیم کنیم یکوقتی ما... مثلا بنده خودم یکوقتی عصبانی بودم میگفتم که مثلا فلان کتاب تربیت نمیکند بعد گفتند آقای قرائتی این کتاب را به تو بدهیم تدریس کنی میتوانی بعد دیدم نه یک خوردهاش مربوط به کتاب است خوردهاش مربوط به معلم است اگر کتابی هم ضعیف باشد معلم قوی باشد مثل ماشینی که ضعیف است ولی رانندهاش مکانیک باشد با ماشین متوسط هم میتواند سفر کند اما اگر بهترین ماشین را بدهی دست یک راننده ناشی خراب میکند یعی خورده ماشین مسئله دارد یک خورده هم راننده یک خورده هم جاده یک خورده هم طبیعت که باران است لغزنده است باران نیست یک خورده هم اطلاعاتی که من دارم از جاده پیچها را بدانم یا ندانم یک خورده احتیاط و عدم احتیاطی که من میکنم ببینید در یک تصادف همهاش نگوئید مرگ بر ماشین مرگ بر راننده مرگ بر جاده مرگ بر... تقسیم کنیم آقا، اعتدال نه همه کارها را بگوئید دست خداست «رب اکرمنی رب اهاننی» خدا داد خدا نداد قرآن میخوانم سوره والفجر است میگوید «کلا» این تحلیل تو درست نیست «بل لاتکرمون الیتیم» «ولایحاضون علی طعام المسکین» آقان پولدار که پای بحث من نشستهاید اگر فردا خدا پولتان را گرفت نیست شدید بزنید توی سر خودتان حدیث داریم 8 جا محکم بزن توی سر خودت «فلا یلومن الا نفسه» بزن توی سر خودت یک جا بی دعوت رفتی گفتند جنابعالی کی باشی اگر خیط شدی خجالت بکش خودت را ملامت کن «فلایلومن الا نفسه» دو نفر حرف میزنند گوش ایستادهای «فلا یلومن الا نفسه» خودت را... گاهی باید خودمان را ملامت کنیم «انا کنا...» بگذارید قرآن بخوانم چه قشنگ است چند تا «انا کنا» داریم توی قرآن «انا کنا ظالمین» خودمان ظلم کردهایم «انا کنا طاغین» خودمان طغیان کردهایم «انا کنا خاطئین» خودمان خطا کردهایم این تحلیل درست است. »
اعتدال در احکام و تکالیف دینی
خیلی اسلام دین قشنگی است در کارها یکسری کارها را به مرد گذاشتهاند چون قدرت و خشونت میخواهد مرد قدرت خشونت و قاطعیت اش قوی است یکسری کارها را مهر و عاطفه و حوصله میخواهد به زن واگذاشتهاند یک کسی میگفت چرا زنها مثلا فلان شغل را نداشته باشند گفتیم بابا پست که نیست دنبال آن بدوی تکلیف است تکلیف را اگر خدا از روی دوش برداشت باید بگویی قربانش بروم که این تکلیف را از روی دوش من برداشت بعضی کارها تکلیف است و چون آن تکلیف خشونت میخواهد گفتهاند این کار را باید به آدم عاطفی ندهید به آدمی بدهید که یک خورده قلدری اش بیشتر باشد وگرنه اگر عاطفی باشد در مقابل اش گریه کنی دل اش میسوزد و... ببینید اصلا تقسیم کار تنظیم خانواده مرگ و میر شما هیچ میدانید مرگ و میر چه تعادلی است؟ همین مقداری که میزایند با مقداری کم و زیاد میمیرند یعنی همیشه کفه یه جوری است که... وگرنه اگر خدا مثلا مرگ را قطع کند چی میشود؟صبح از خواب بلند میشوی خوب پدرت هست 50 سال دارد پدر پدرت هم هست 90 سال دارد پدر پدرت هم هست 130 سال یک مشت یک قطار پیرمرد تا یک پیرمرد 80 ساله یکی یک آب جوش دهانشان بدهی شب شده دیگر آدم به هیچ کاری... یعنی واقعا میگویم اگر مرگ و میر نباشد این مرگ، اصلا خود مرگ و میر مرض، نعمت است خود مگر و میر همین مریضی نعمت است آدم خیلی گردن کلفت است نه خیر من زیر بار نمیروم یکمرتبه میافتد.
حدیث داریم اگر مرض نبود خیلی انسان گردن کلفتی میکرد این مرض تنظیم باد است همین سرنگون شدن شاه صدام درس است وصل به غرب شویم نمونه شاه وصل به شرق شویم نمونه صدام قرآن یک آیه دارد میگوید به هر قدرتی وصل شوید انگار به تار عنکبوت وصل شدهاید کسانی که سراغ غیر خدا میروند به خانه عنکبوت پناهنده شدهاند دیدید صدام حفظ نشد شاه حفظ نشد پس یک تعادل هست حتی توی... گاهی آدم فراموش میکند یک چیزی را همین نعمت است که دیگر به هوش خودت مغرور نشو... من تیز هوشم همان تیزهوشه یکمرتبه یک چیزی یادش میرود اه! اه ندارد (امام (رحمة الله علیه) فرمود خدا یک دفعه حافظه را از من گرفت یادم رفت که اسم من روح الله است یک ربع فکر کردم که اسم من روح الله است آخر اسمت چیه؟ همین برای امام (رحمة الله علیه) مفید است که یعنی یکوقت مثلا... بداند که هرلحظه در محضر خداست هیچکس نباید خودش را...
قرآن میگوید «بشیراً و نذیراً» هم بشارت هم اخطار همهاش بشارت بدهیم غلط همهاش اخطار غلط توی جامعه ما بعضی همهاش اخطار...
بابا جوانها از دست رفتند دین رفت مگر ندیدی چنین است چنین است چنین است 3 تا فساد 10 تا فساد 100 تا 2 میلیون میبینند مثلاً میگویند 50 میلیون امت اسلامی از انقلاب خبری نیست از اسلام خبری نیست نه اینطور نیست بعضی افراد هم مثلاً ممکن است که اصلاً واقعیت را نبینند یعنی مثلاً نگاه میکند اوضاع خودش خوب است خیال میکند همه دنیا خوب است اینکه هم بشیر هم نذیر هم بیم هم امید هم تشویق هم تنبیه در ماه رمضان دعایی هست بنام دعای افتتاح میفرماید «ارحم الراحمین» در یک جا «اشد المعاقبین» در یک جای دیگر هم «ارحم الراحمین» است رحمتش اوج دارد بالاترین درجه رحمت و لطف هم «اشد المعاقبین» است سختگیر است خداوند هم «ارحم الراحمین» است. خدا را به سختگیری... امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) گاهی میگویند امام زمان بیا گل بلبل رفاه آزادی شیرینی صفا صمیمیت یک عده امام زمان را معرفی میکنند یک عده میگویند امام زمان بیاید نهرها از خون جاری میشود از دم میکشد یک امام زمان را معرفی میکنند که کشنده بشر یک عده آنطرف میروند یک عده اینطرف عرض کردم یا چهل ستون یا بی ستون یا چهل ستون...
قرآن میگوید «بشیراً و نذیراً» هم بشارت هم اخطار همهاش بشارت بدهیم غلط همهاش اخطار غلط توی جامعه ما بعضی همهاش اخطار...
بابا جوانها از دست رفتند دین رفت مگر ندیدی چنین است چنین است چنین است 3 تا فساد 10 تا فساد 100 تا 2 میلیون میبینند مثلاً میگویند 50 میلیون امت اسلامی از انقلاب خبری نیست از اسلام خبری نیست نه اینطور نیست بعضی افراد هم مثلاً ممکن است که اصلاً واقعیت را نبینند یعنی مثلاً نگاه میکند اوضاع خودش خوب است خیال میکند همه دنیا خوب است اینکه هم بشیر هم نذیر هم بیم هم امید هم تشویق هم تنبیه در ماه رمضان دعایی هست بنام دعای افتتاح میفرماید «ارحم الراحمین» در یک جا «اشد المعاقبین» در یک جای دیگر هم «ارحم الراحمین» است رحمتش اوج دارد بالاترین درجه رحمت و لطف هم «اشد المعاقبین» است سختگیر است خداوند هم «ارحم الراحمین» است. خدا را به سختگیری... امام زمان (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) گاهی میگویند امام زمان بیا گل بلبل رفاه آزادی شیرینی صفا صمیمیت یک عده امام زمان را معرفی میکنند یک عده میگویند امام زمان بیاید نهرها از خون جاری میشود از دم میکشد یک امام زمان را معرفی میکنند که کشنده بشر یک عده آنطرف میروند یک عده اینطرف عرض کردم یا چهل ستون یا بی ستون یا چهل ستون...
یکمرتبه مسجد شلوغ بعد از ماه رمضان دیگر کسی نمیآید همه مال را حق داریم یک جا وقف کنیم نه نمیتوانم اموالم را یکجا وصیت کنم در راه خیر... نه شما حق نداری شما اگر 9 میلیون پول داری 3 میلیونش را حق داری وصیت کنی آقا میخواهم بچه هایم کوفت بخورند تو حق نداری آقا من مالکم باسمه تعالی مالک هستی اما حق وقف نداری باید بچههایت اجازه بدهند حق نداری باید بچههایت اجازه بدهند حق نداری همه چیزی را وصیت کنی در راه... ثلث یعنی از 9 میلیون 3 میلیون از90 میلیون 30 میلیون حق داری ثلثات را حق داری آن 60 میلیون را اگر بچههایت اجازه دادند میتوانی اگر اجازه ندادند آقا بچههایم دارند؟ داشته باشند با اینکه دارند اسلام گفته با اینکه دارند باز هم به آنها بده بخورند چون افرادی هم که دارند باز اگر آنها محروم بشوند به اسلام بدبین میشوند میگویند این چه دینی است به پدرمان اجازه داد همه اموالش را بدهد... یک ریال به ما ندهد... اصلاً ما این دین را... بعضی آدمها با اینکه سیر هستند اما باز هم باید بخورند وگرنه بی دین میشوند اصلاً بعضیها اگر در رفاه باشند دین دارند والا شانه تخم مرغشان جابجا شود ضد انقلاب میشوند در مشهد نذری است که وقف است روز تولد امام حسین (علیه السلام) تمام میوههای این زمان را بخرید تمام غذاهای لذیذ را البته حالا اینکه تمام میگویم با آن مقداری که شنیدهام میگویم یعنی بهترین میوه به پولدارترین آدمها بدهید بخورند یعنی هرچه روز تولد امام حسن (علیه السلام) مثلاً اگر 13 رقم میوه هست 13 رقم را بخرید عالیترین غذا عالیترین میوه گرانترین میوه را تهیه کنید یک نهار بدهید به پولدارترین آدمهای مشهد از امام هم سؤال کردند که آقا یک همچین وقفی است فرمود عمل کنید طبق وقف عمل کنید هستند آدمهایی که خیلی پولدارند باز هم به اسم امام حسین (علیه السلام) خوردند این با امام حسین (علیه السلام) البته حالا یک روز است باقی سال اینطور نیست باقی سال به فقراء و محرومین و اینها آدمهای متوسط یا فقراء ولی یک روز را اینطور.
اسلام برای اعتدال هم گفته به جسمات برس هم گفته به روحات برس برای جسم تمام چند هزار حدیث داریم برای خوردنیها و آشامیدنیها.
اصلاً کتابی داریم بنام اطعمه و اشربه، اطعمه طعام، اشربه شراب، یعنی نوشیدنید اه! عدس داریم باقلا حدیث داریم کاهو حدیث داریم پیاز، سیر، نخود، لوبیا، خربزه، هندوانه، خیار، اسفناج عرض کنم خرما انگور عسل، انجیز، 2،3 هزار حدیث برای... بنده سوادی ندارم اما میتوانم 20 روز راجع به لباس حرف بزنم در اسلام با همین سواد کمی که دارم رنگ لباس جنس لباس دوختن لباس وصله کردن لباس، لباس شهرت، لباس تجمل، لباس احرام، لباس جنگ، شستن لباس، لباس دادن به برهنهها اسراف در لباس لباس غصبی اُه!! برای جسم بحث سیر و سیاحت داریم ورزش داریم تفریح داریم دستورات خوردنی دستورات نخوردنی مقدار خوردن نوع خوردن جنس خوردن برای مرکب... آنوقت برای روح برای روح هم داریم فکر، در شب بیست و سوم که شب قدر است مثلاً به ما میگویند که از کارهایی که شب قدر باید کرد خواند سوره روم و عنکبوت است در سوره روم و عنکبوت عرض کنم به حضور جنابعالی که چند تا «و من آیاته» قدم به قدم فکر تو را بالا میبرد مثلاً میگوید که «و من آیاته» از نشانههای خداست «ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً» از آیات خدا اینست که برای شما همسر قرار داد «لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة» بعد میگوید «لقوم یتفکرون» فکر غذای روح است دو مرتبه میگوید «و من آیاته خلق السموات والارض» علم غذای روح است دو مرتبه میگوید «و من آیاته بالیل و النهار لقوم یسمعون» شنیدن حق. شنیدن فکر کردن دانستن «و من آیاته، و من آیاته، و من آیاته» نشانه خدا، نشانه قدرت خدا، نشانه قدرت خدا نشانه قدرت خدا علم و فکر و مشورت و تحصیل اینها همه غذای روح است هم برای جسم هم برای روح این توازن. در تعلیم و تربیت داریم کمال در چیست «الکمال کل الکمال» بهترین تکامل این است «التفقه فی الدین» دینشناسی «و تقدیر المعیشه» اقتصاد «والصبر علی النّائبة» بردباری، اقتصاد، بردباری، شناخت عمیق دین، تکامل یعنی باز اعتدال بین دین و اقتصاد و کارها... اسلام برای اینکه ما معتدل باشیم یک دستوراتی داده. امام حسن (علیه السلام) کاروان راه میانداخت، اسب و شتر ولی پیاده میرفت میگفتند یعنی، چرا کاروان شتر راه میاندازی؟ گفت کاروان راه میاندازم برای اینکه در راه مکه پول خرج کنم اگر کسی مثلاً پیاده بود سوارش کنم اما خودم پیاده میروم میخواهم برای خدا عبادت کنم.
در تعلیم و تربیت ببینید دو تا ماشین را فرض بکنید این یک ماشین است این هم یک ماشین یک ماشین سرازیری دارد میرود یک ماشین جادهاش سر بالایی است ماشینی که سرازیری میرود همهاش باید بگوئیم آهسته خطر آهسته حداکثر سرعت 20 کیلومتر احتیاط ببینید چون تند میرود این افراط را باید جلویش را گرفت آهسته خطر حداکثر 20 کیلومتر احتیاط آهسته آهسته آهسته پدر و مادر در علاقه به بچه تند میروند چون پدر و مادر نسبت به بچه تند میروند تمام آیات آهسته آهسته توی آن هست آیاتی که به پدر و مادر حرف میزند همهاش میگوید آهسته پدر و مادر والدین این ماشین والدین است والدین آهسته «لا تلهکم اولادکم» بچهها سرگرمات نکنند دین فروشی نکنی بخاطر بچهها «ان من ازواجکم و اولادکم عدو لکم» بعضی بچهها دشمن تو هستند همه، هرچی داری فدای بچهات نکن «یوم لا ینفع مال و لا بنون» بچهها روز قیامت به درد تو نمیخورند دین فروشی نکنی بخاطر بچهها «لن تغنی عنکم اموالکم و لا اولادکم» «لن تغنی عنکم» ببینید «لن تغنی، لا ینفع، عدو، لا تلهکم» همه آیاتی که مخاطبش پدر و مادر است همهاش گفته یواش یواش یواش چون پدر و مادر در علاقه سُر میخورند و لیز میشوند و افراطی هستند تمام آیات آیات ترمزی است همهاش ترمز کرده یواش کمتر اما پسر، دختر، فرزند باز زور باباش را دوست دارد همهاش ترمز کرده یواش کمتر اما پسر، دختر، فرزند با زور باباش را دوست دارد خدا همهاش گاز داده.
تمام آیات والدین ترمزی است تمام آیات فرزندی گازی است و لذا خدا اینجا گاز میدهد «وبالوالدین احسانا» میآید اینجا باز میایستد «ان اشکر لی و لوالدیک» تشکر کن باز میآید اینجا میایستد «لا تقل لهما اف» به پدر و مادر یکبار وه نگویی «لا تنهرهما» اینها را از خودت نرانی ببینید «و بالوالدین احسانا» گاز میدهد اینجا میایستد «أن اشکر لی و لوالدیک» شکر کن از... باز میآید اینجا و میایستد «ولا تقل لهما اف» به پدر و مادرت اف نگو اف یعنی وه «لا تنهرهما» «قل لهما قولاً کریما» با پدر و مادرت با کرامت حرف بزن پسر را هی گاز داده پدر را هی ترمز کرده این چرا؟ این برای اینکه اعتدال در تعلیم و تربیت جسم مرکب است روح راکب.
«لا تبع آخرتک بدنیاک» اعتدال حسن جان امیرالمؤمنین به امام حسن (علیه السلام) نصیحت میکند آخرتت را به دنیا نفروش من خیلی غصه میخورم اینهایی که توی... برای اینکه یکی دیگر پولدار شود زوردار شود مشهور بشود این آخرت خودش را میفروشد دروغ میگوید اسوه علم و تقوی ای دروغگو! حالا مثلاً میخواهد 4 تا رأی جمع کند برای مثلاً کاندیدای خودش نگو اسوه بگو آدم خوبی است بگو من این را لایق میدانم دیگر اسوه... بادش نکنید آخرتت را به دنیا نفروش «و لا تأخذک فی اللّه لومة لائم» اگر راه خدا بود مردم ملامت کردند بخاطر ملامت مردم خدا را رها نکن راه خدا را بگیر ولو مردم تو را ملامت کردند یکی از صفات امیرالمؤمنین (علیه السلام) این بود که علی جان! یا امیرالمؤمنین سلام بر تو که در راه خدا کار به نیش و نوشها نداشتی «وصیتی» وصیت من به تو امیرالمؤمنین به امام حسن میفرماید «وصیتی تقوا اللّه» یکی هم «والاقتصار علی ما فرض اللّه علیه» فقط واجبات را انجام بده این سیر و سلوک و عرفان... آخر بعضی از جوانها پناه میبرند به درویشی خانقاه سیر و سلوکی بابا همه را بریزید توی اقیانوس اطلس هرچی مجتهد عادل گفته این هم مجتهد باید دو تا شرط داشته باشد هم اسلامشناس عمیق باشد هم در عمرش از او گناهی ندیده باشی هم هوی و هوس نداشته باشد یک همچین آدمی را پیدا کن واجبات را انجام بده «والاقتصار علی» اکتفا کن به کارهای واجب بعضی از جوآنهامی زنند به کارهای مستحب یکمرتبه هم قیچی میشوند کارهای واجب را انجام بدهید سیر و سلوک را بگذارید برای اهلش «و لا تکن خازنا لغیرک» تو خزینهدار مردم نباش دین فروشی کنی برای اینکه مردم پولدار شوند «لا تحملن علی ظهرک فوق طاقتک» بیش از طاقتت کار نکن میبُری تعادل بله یک جاهایی که تحقیر میکنند آدم باید در مقابل عکسالعمل...
به پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلم) میگفتند ابتر یعنی پسر نداری یک دختر داری دو سه روز دیگر از دنیا میروی قیچی شدهای ابتر یعنی قیچی شده تو قیچی میشوی تو نسلی، تو پسر نداری که نامت را نگه دارد تا گفتند ابتر خدا گفت تو به اینها میگویی ابتر «انّا اعطیناک الکوثر» کوثر در مقابل ابتر یک جایی را که تحقیر میکنند. دختر جزو آدم نبود در صد... زمان جاهلیت قرآن میگوید «یهب لمن یشاء اناثا» هر کسی را خدا بخواهد دختر میدهد بعد میگوید «و یهب لمن یشاء الذکور» اول اسم دخترها را میبرد اول میگوید دختر چرا؟ چون میگفتید دختر پَست است اسلام اول اسم دخترها را میبرد حدیث هم داریم چیزی که آوردید توی خانه اول بدهید به دختر بعد بدهید به پسر. تکلیف هم اول خدا به دخترها گفته بیائید با من حرف بزنید تکلیف، چون گاهی دخترها میپرسند چرا دخترها زودتر به تکلیف میرسند تکلیف یکی از ارزشهاست مثلاً گربه که به تکلیف نمیرسد فیل که به تکلیف نمیرسد انسان به تکلیف میرسد. پس پیداست تکلیف یک مقامی است که خدا داده به انسان این مقام انسانیت را خدا اول به دخترها داده، مثل اینکه توی یک جلسه میخواهند پذیرایی کنند خوب پذیرایی کنند خوب یک ارزش است میگویند اول از خانمها پذیرایی کنید تکلیف یک ارزش است چون یک ارزش است خداوند این ارزش را اول به دخترها داده بس است.
خدایا! خیلی تند رفتهایم خیلی کند رفتهایم، یک پیرزن بود کاشان شاید 90 سالش بود از بستگان ما بود یک شعری میخواند خیلی شعر خوبی بود بچه بودم این شعر را از او شنیدم میگفت هر کاری کردم عبس، هر کاری نکرد عبس، یعنی چقدر کارهای بیخودی که نباید بکنیم انجام دادیم چه کارهای مهمی را که باید انجام بدهیم انجام ندادهایم هر کاری کردم عبس هر کاری نکردم عبس. پیرزن با خودش زمزمه میکرد چقدر افراط و چقدر تفریط. چه جاهایی بیخود غیض کردیم چه جاهایی باید غیض کنیم بی غیرتی کردیم، بی تفاوتی کردیم، چقدر از مرز اعتدال دور شدیم. خدایا تو را به... یک جاهایی باید محبت کنیم بی اعتنایی کردیم، یک جاهایی باید بی اعتنایی کنیم خودشیرینی کردیم یک جاهایی باید پول خرج کنیم، خمس، زکات واجب است ندادیم یک جایی بریز و بپاش کردیم میلیونها تومان بریز و بپاش کردیم بیخودی آنوقت آن واجب را انجام ندادیم، یک غسل واجب است انجام ندادیم صبح تا شب توی اقیانوسها شیرجه رفتیم یعنی خیلی افراط و تفریط توی ما بوده با یکی از فامیل جان جانی شدیم با یکی از فامیل قهر کردیم.
خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد به همه ما توفیق بده راه حق را مستقیم، راهی که تو راضی هستی بشناسیم و آنی از آن راه جدا نشویم.
تا حالا هم هرچه از راه تو جدا شدهایم از راه مستقیم جدا شدهایم لغزشها و انحرافهای ما را هم ببخش و بیامرز.
رهبر و دولت و امت و نسل و ناموس، دین و دنیا و مرز و انقلاب و آبرو و هرچه که به ما دادهای حفظ و قلب آقا امام زمان (علیه السلام) را از ما راضی بدار.
«والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته»
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
اللهم صّل علی محمّد و آل محمّد الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی
مثل اینکه ما از خاک چی درست میکنیم، خشت و آجر و سرامیک و سفال، و خدا از خاک چی درست میکند، هزاران رقم از گل و بلبل و میوه،...، خاک، خاک است، تا ببینیم این خاک دست چی است. بعد میفرماید: بحث زکریا میکند که حضرت زکریا با خدا گفتگو کرد، گفت: خدایا من پیر شدم و موهای سرم سفید شده است، البته من نسبت به دعا مأیوس نیستم، پیر هم شدم، هنوز هم امیدی هست، آرزو بر پیرها هم عیب نیست. خدایا اصلاً زن من نازاست، من هم پیر هستم، ولی حالا، ولی تو دستت باز است، یک اولاد به ما بده، که پیر شدیم زن ما هم آن زمان هم که جوان بود نازاز بود، اما یک بچهای به ما بده خدا به آن گفت که: «یا زکریا انّا نبشرک بغلام» یک پسر به تو میدهم، اسم او یحیی است «لم نجعل له من قبل سمیا» یک همچین اسمی سابقه ندارد، اسم نوعی است. حضرت زکریا گفت آخه «انی یکون لی غلام و کانت امرأتی عاقرا و قد بلغت من الکبر عتیا» من پیر شدم و زنم نازاست، چطور در این سن به من بچه میدهی. خدا گفت: از قدرت خداوند تعجب نکن، برای ما آسان است. اصلاً خودت را خلق کردیم، با آنکه هیچی نبودی، همانطور که خودت را خلق کردیم، بچه ات را هم خلق میکنیم. حضرت زکریا گفت: خدایا یک علامت نشان من بده، خلاصه گفت: «قال رب اجعلنی آیة» یک علامت، گفت: علامت اینکه آیاتی که «ان لا تکلم الناس ثلاث لیال» سه روز زبانت بسته میشود این علامت، یعنی من از یه زبان میخواهم باز میکنم، میخواهم قفل میکنم، خیلی خوب، حضرت یحیی به دنیا آمد و به هر حال کار نداریم. اینجا میگوید: «واذکر فی الکتاب مریم» یک لطیفه برای شما بگویم.
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
درباره عزای امام حسین (علیه السلام) مطالبی را خدمتتان بگوئیم گفتیم که همینطور که انسان عقل دارد عاطفه هم دارد بیان نشانگر عقل است اشک نشان دهنده عاطفه و چشمی که اشک ندارد عاطفهاش کم است معلوم میشود سنگدل است و سنگدلی را حدیث داریم از لقمه حلال... حرام و از گناه است و گفتیم که اشک ریختن برای امام حسین (علیه السلام) در طول تاریخ قبل از امام حسین (علیه السلام) بوده انبیاء چه گریه هایی کردهاند وقتی تاریخ امام حسین (علیه السلام) را قبل از تولد امام حسین (علیه السلام) نقل شده پیغمبر (صلی الله علیه و آله)، امیر المومنین و چقدر ثواب دارد شعر گفتن و امام صادق (علیه السلام) فرموده کسی بتواند شعری بگوید مردم را بگریاند 50 نفر 30 نفر 10 نفر 1 نفر و حتی خودش حتی گریه نکند تباکی کند یعنی در قیافه آدم محزون باشد چقدر این اشک ارزش دارد و چقدر عزاداری ارزش دارد اینها را در جلسه قبل مفصل صحبت کردیم در این جلسه میخواهیم آفاتی را بگوئیم که شیرنی خوب چه آفاتی دارد.
غلو و زیاده گویی، از آفات عزاداری
بسم الله الرحمن الرحيم
اگر عرض كنم باباش يك وصيتي كرد هر بچهاي وصيت باباش را ميخواند ديگر اين حداقل است كه مخلوق كتاب خالقش را بخواند، حالا اين بحث هم، تقريباً اواخر ماه رمضان پخش ميشود، روزهاي آخر و ما هم سر سفره وحي بنشينيم، سوره اسراء
«وَات ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً» اسراء/26، آيه قبل از اين آيه مربوط بود كه خداوند فرمان داده به يكتاپرستي، جز او را نپرستيد و فرمان داده كه به پدر و مادرتان احسان كنيد و اگر پدر و مادر هم پير شدند اينها رو تشر نزن و كريمانه با آنها حرف بزن، آيه قبلي بود كه صحبتهايي كرديم، ايه اين است، اين آيه اين رو ميگويد، «وَات ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ»، حق فاميلها را هم بده، حق مسكين را هم بده، «وَ ابْنَ السَّبيلِ»، حق كساني هم كه در راه ماندهاند بده، افرادي هستند حالا خب پولدار بودهاند، حالا وسط خيابان پنچر شده، ماشينش سقوط كرده، حالا خطري كشتيش رو غرق شده، بالاخره توي مسافرت جيبش رو زدهاند، اين سبيل است، يعني توي راه مانده است، فعلاً كمكش كنيد ولو توي شهر خودش پولدار است ولي الان نداره، بهش بدهيد و بريز و بپاش هم نك، توي اين آيه بوديم دو سه تا نكته گفتيم كه بايد اينجا باز بگوئيم. 1- درسهايي كه از اينجا ميگيريم نكات، چند تا نكته هست اينجا من خدمتتان بگويم 1- نكته اول بعد از والدين نوبت فاميلِ چون ايه قبل، والدين بود اين ايه ذالقربي، فاميل بود اين ايه كه نازل شد، خداوند به پيغمبر دستور داد فدك رو بده به فاطمه زهرا، فدك يك مزرعه بسيار بزرگي بود كه به اسلام بخشيده بودند به پيغمبر ما، پيغمبر ديد اين يك سرمايه خوبي است، گفت بدهم به كسي كه زندگيش زاهدانه باشد، به هر كسي بدهم بخور بخور است. بدهم به اميرالمؤمنين كه نان خالي ميخورد، بدهم به فاطمه كه بريز و بپاش نداره، اين را بدهم به اهل بيت كه اين پشتوانه مالي باشد براي نشر تبليغات اهل بيت، پشتوانه اقتصادي، تفكر علوي، تفكر فاطمي، نه بخاطر اين كه دختر است، فاطمه زهرا كسي است كه آن شبي هم كه ميبرندش خانه داماد در راهي كه ميبرندش خانه داماد، فقيري ميبيند پيراهن عروسياش را ميدهد فقير، علي بن ابيطالب، اين رو بگم مثل اين كه شما يك پولي داريد و ميخواهيد برويد مسافرت ميگوئيد اينرا بدهم به كي؟ ميدهيد به كسي كه زندگيش از همه سادهتر، دينش از همه قويتر، ميگوييد پول را بدهم به اين، اين آدم سالمي است، هم دينش بالاست هم اين آدم مال خودش هم باشد، مصرفش خيلي كنترل شده است، فدك را داد به فاطمه ولي بعد از پيغمبر فدك را از فاطمه گرفتند.
تقريباً يك صد سالي گرفتند عمر بن عبدالعزيز بود ظاهراً، پس داد، باز چند سالي دست اهل بيت بود، دو مرتبه زمان مأمون الرشيد و هارون الرشيد گرفتند و بعد هم وقتي گرفتند، گفتند پيغكبر ارث نميگذارد كه فاطمه زهرا يك سخنراني كرد، گفت نفهميدم چي شد؟ اين چه ديني است كه تو ارث ببري، من ارث نبرم؟ گفتند انبياء ارث نميگذارند، گفت اين ضد قران است چون قران ميفرمايد «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» نمل/16، يعني حضرت داوود از سليمان ارث برد، يعني چه؟ مگر پيغمبر. . . ، مثل اينكه پيغمبرها غذا نميخورند، نفس نميكشند، زندگي عادي پيغمبرها با ما يك جور است يعني چه؟ اصلاً هر چه خواستند توجيه كنند اين حق فاطمه زهرا گرفته شد، حالا عرض كردم بخاطر اين كه فاطمه، فاطمه استها! نه بخاطر اين كه دختر پيغمبر است، پيغمبر با كسي رودربايستي ندارد عمويش هم باشد يم گويد تبت يدي ابي لهب، خدا بكشد ابي لهب را، خدا بكشد عموي مرا، پيغمبر ما به دخترش اگر فدك ميدهد بخاطر اين است كه ميداند اين درآمدها بريز و بپاش نميشود، خوب پس درس اول بعد از والدين نوبت بستگان است، در انفاق، كمك، اولويتها را رعايت كنيد، اصلاً يك حديثي داريم، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: «لَا صَدَقَةَ وَ ذُو رَحِمٍ مُحْتَاجٌ»(منلايحضرهالفقيه، ج2، ص68)، افرادي هستند از روستا آمدند در شهر، روستايشان مدرسه ندارد، دبستان ندارد، درمانگاه ندارد، مسجد ندارد، روحاني ندارد، دكتر ندارد، اين آمده در شهر پولدار شده است، حالا مثلاً در مسجد محلهشان دو تا منار ميسازد، كاشي كاري ميكند، محراب را كاشي كاري ميكند، چند ميليون خرج ميكند.
بسم اللّه الّرحمن الّرحيم
«الحمدللّه رب العالمين و صلي اللّه علي سيدنا و نبينا محمّد و علي اهل بيته و لعنة اللّه علي اعدائهم أجمعين من الآن الي قيام يوم الدين»
پس بحث اين هفتهي ما تحت عنوان درسهايي از قرآن مسئلهي مصرف است و مسئلهاي است كه همهي كساني كه پاي تلويزيون نشستهاند، به آن نياز دارند. كلمه اقتصاد را كه ميگويند، در اصل كلمه اقتصاد از قصد است. قصد به معناي ميانه روي است. دربارهي مصرف اصولاً قرآن به اين امت ميگويد: «وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً»(بقره/143) دين شما، دين وسطي است. اصولاً اسلام به امت، امت نمونه گفته است و فرموده كه شما را امت وسط قرار داديم. يعني امتي كه توازن دارد و هم در اين جهان و هم در آن جهان، هم در مسائل مادي و هم در مسائل معنوي تعادل و توازن دارد. در قرآن گفته است امت وسط و همهي ما مأموريم كه در نماز بگوييم: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ»(فاتحه/6) معناي صراط مستقيم اين است كه نه افراط و نه تفريط باشد. نه تمايل به بالا و نه به پايين داشته باشد. بايد در خط مستقيم باشيم و اين اعتدال بايد در همه چيز ما باشد. بايد در تفريح ما اعتدال باشد، در تحصيل ما اعتدال باشد، در علاقههاي ما بايد اعتدال باشد. اگر به بچه كم مهرباني كني، محكوم هستي. حديث داريم كسي به يكي از بچه هايش مهرباني كرد، او را بوسيد و ديگري را نبوسيد، معصوم(ع) او را سرزنش كرده و فرموده است: چرا به آن ديگري كم مهرباني كردي؟ مهرباني كم باشد، مورد عتاب اسلام است، يعني اسلام داد ميزند، چرا به يكي كم مهرباني ميكني؟ مهرباني زياد باشد، پيغمبر داد ميزند. واي بر پدرهايي كه به خاطر زياد دوست داشتن فرزندان، آنها را لوس تربيت ميكنند. مهرباني كم و زياد محكوم است. امت وسط امتي هستند كه راه مستقيم را دنبال ميكنند كه نه افراط و نه تفريط است. اگر كم تشويق كني محكومي و اگر زياد تشويق كني، باز هم محكوم هستي. كسي كه نيم كيلو خوبي دارد، اگر به اندازهي يك كيلو تعريف كني، چاپلوس هستي، اگر به اندازهي نيم مثقال از او تعريف كني، حسود هستي. در تشويق بايد ميانه روي باشد. مسئلهي اقتصاد و ميانه روي با هم در ارتباط مستقيم است. يعني مثل روحي كه در همهي بدن هست. مسئلهي ميانه روي در همهي برنامههاي اسلام هست. حتي در عبادات هم ميانه روي مطرح است. روايات زيادي داريم كه وقتي حال عبادت نداري، عبادت را به خودت تحميل نكن، البته اين عدم تحميل در غير از واجبات است. «القصد في العبادة» به معناي ميانه روي در عبادات است. روايات زيادي داريم «قليل يدوم خير من كثير ينقطع»(غررالحكم، ص481) كمي كه ادامه دارد، بهتر از كثيري است كه دوام نداشته باشد. يعني اگر آدم كم عبادت كند، ولي عبادت او هميشگي باشد، بهتر از عبادت بسياري است كه قطع شدني است. مثلاً آدم هر شب جمعهاي يك صفحه دعا بخواند، بهتر از اين است كه يك شب جمعه، شب تا صبح احيا بگيرد و بيست شب جمعهي ديگر هيچ توجهي به خدا نداشته باشد. در مورد دوستي هم همينطور است. مسئلهي ميانه روي، در همهي ابعاد اسلام مطرح شده است.
من یک چیزی برایتان بگویم برای شما نو است همه گوش بدهید دو تا «نعم العبد» توی قرآن داریم «نعم العبد» یعنی بسیار خوب آدمی است خدا میگوید بسیار خوب است یکی از پیغمبرها همه امکاناتی داشت پیغمبری که همه امکانات را داشت حضرت سلیمان (علیه السلام) بود یک پیغمبر هم هیچی نداشت داغون داغون بود حضرت ایوب (علیه السلام) جالب این است هر دو تا پیغمبر تاریخشان کنار هم آمده هر دو هم در سوره (ص) است رفاه کامل این را میگوید داغونی کامل این را میگوید آخرش هم میگوید «نعم العبد» جوهر هر دوی اینها یک جور بود. قرآن یک آیه در سوره فاطر عرض کنم که... صلواتی بفرستید تا پیدا کنم، الحمدللّه با صلوات اول پیدا کردم «بسم اللّه الرحمن الرحیم» سوره فاطر آیه 12 «و ما یستوی البحران» فکر میکنم بحر... بحر را میدانید یعنی چه؟ بحر یعنی دریا بحران یعنی چه؟ یعنی دو تا دریا «یستوی» میدانید یعنی چه مساوی «لا یستوی، یستوی»«هذا» میدانید یعنی چه؟ خوب «فرات» میدانید یعنی چه؟ آب فرات، فرات یعنی گوارا «ملح» میدانید یعنی چه؟ ملح نمک خوب «اکل» میدانید یعنی چه؟ خوردن «لحم» میدانید یعنی چه؟ گوشت، خوب چند تا از کلماتش را میدانید آن کلماتی را هم که نمیدانید من معنا میکنیم اینهایی که گفتید توی این آیه هست میفرماید «و ما یستوی البحران» دو تا دریا مساوی نیستند «هذا» این یکی «عذب فرات» آبش شیرین است دو تا دریا مثل هم نیستند این یکی شیریناند «و هذا ملح اجاج» این یکی شور است و تلخ دو تا دریا مثل هم نیستند یکی شیرین یکی شور بعد میگوید غصه نخور که امکانات داری یا نداری کامپیوتر دارم یا ندارم منار دارم یا ندارم تو اگر موذنی بی منار هم میشود اذان گفت اگر هم مؤذن نباشی دور تا دورت هم منار بسازند آخرش بلند میشوی میبینی آفتاب زده. اگر نماز خوان هستی با برگ درخت هم میشود نماز خواند. نماز خوان هم نباشی سجاده داشته باشی قدر بقچه حمام باز هم نمازت قضا میشود دنبال نماز برو دنبال سجاده نمیخواهد بروی.
.