|
دبير كل انجمن بازاريابي، بازاريابي اسلامي را شيوه عملي اصلاح الگوي مصرف در همه كالاها و خدمات دانست.
حسين خطيبي دبيركل انجمن بازاريابي در نشست خبري در تشريح رويكردهاي كلان اين انجمن گفت: ترويج فرهنگ بازاريابي و كمك به نهادينه شدن آن در جامعه، ايجاد اشتغال جوانان به اين حرفه كمك به توليدكنندگان داخلي جهت شناسايي بازارهاي داخلي و خارجي براي محصولات توليدي خود، توسعه فرهنگ مصرف صحيح در جامعه، استفاده از توان صاحبنظران، متخصصين و اساتيد علم ارزشمند بازاريابي، و به طور كلي توليد علم در زمينه بازاريابي با هدف قدم گذاشتن در مسير عدالت اقتصادي از جمله رويكردهاي كلان اين انجمن ميباشد. حسين خطيبي، بازاريابي اسلامي را شيوه عملي اصلاح الگوي مصرف در همه كالاها و خدمات دانست و خاطرنشان كرد: بازاريابي علمي پيچيده است كه براي رسيدن به اهداف خود از علمي همچون اقتصاد، جامعهشناسي، روانشناسي، مديريت و آمار كمك ميگيرد و با تقويت سيستم اطلاعاتي بازار به فرآيند ارتباطي بين توليدكننده و مصرفكننده كمك مي كند. وي ادامه داد: توسعه بازاريابي يعني قدم گذاشتن در مسير عدالت اقتصادي و بازاريابي يعني حمايت از توليدكننده يعني فروش و درآمد بالاتر براي توليدكننده، و در واقع احترام گذاشتن به سلايق، عقايد و ايدههاي مصرف كننده است. دبير كل انجمن بازاريابي توليد علم كاربردي مقوله بازار را براي اقتصاد كشور بسيار لازم و ضروري دانست و تصريح كرد: انجمن بازاريابي با بررسي فعاليتهاي بخش بازاريابي، ارزيابي نتايج حاصله و مقايسه با نتايج موردنظر سعي دارد به نقاط ضعف و قوت كالا يا خدمات دست يابد و با ارايه راهكار مناسب به منظور رفع نقايص و نارساييها، فرصتهاي جديد توليد را مهيا نماييد. حسين خطيبي در تشريح تقويم فعاليتهاي سالانه انجمن بازاريابي تصريح كرد: برگزاري سمينارها و همايشهاي علمي _ پژوهشي از جمله اقدامات انجمن در سال جاري است. وي ادامه داد: اولين سمينار ملي نقش نهادهاي اجرايي و قضايي در ايجاد اشتغال و حمايت از كارآفريني، سمينار نقش رسانهها در توسعه بازاريابي و رقابت (خدمات متقابل رسانه و بازار)، سمينار بازاريابي در فوتبال، سمينار بينالمللي بازاريابي اسلامي از جمله سمينارهاي علمي _ پژوهشي است كه تا پايان سال جاري برگزار خواهد شد. دبير كل انجمن بازاريابي، آموزش را نياز اساسي و محوري نيروي انساني بخش بازار دانست و خاطر نشان كرد: يكي از مهمترين رسالتهاي معاونت آموزشي انجمن، برگزاري كارگاههاي آموزشي «تربيت بازارياب» در سه سطح كاربردي، پيشرفته و عالي است، و در برخي از كارگاههاي آموزشي بينالمللي از توان اساتيد و صاحبنظران بازاريابي خارج كشور نيز بهره خواهيم جست و دورههاي آموزشي خارج كشور را نيز در قالب تورهاي علمي _ آموزشي برگزار خواهيم نمود. وي گفت: رئوس دورههاي آموزشي بعدي با توجه به نيازسنجي و نظرسنجي از مخاطبين تدوين و اجرا خواهد شد. خطيبي در اشاره به فعاليتهاي در دست اقدام انجمن بازاريابي به راهاندازي اتحاديه بازاريابي كشورهاي اسلامي اشاره كرد و گفت: 53 كشور اسلامي با مشتركات و عقايد اسلامي يكساني كه دارند مخصوصا با توجه به قواعد و قوانين تجارت اسلامي ميتواند در قالب اتحاديه منسجم قدرت اول بازار باشند. وي در ادامه از تشكيل مركز تحقيقات و افكارسنجي بازار، تشكيل پژوهشكده بازار و بازاريابي، بانك مقاله، كتاب، پژوهش، پايان نامه با موضوع بازاريابي و يا مفاهيم وابسته و انتشارات الكلترونيكي و نشريات كتاب خبر داد. دبيركل انجمن بازاريابي گفت: طرح مطالعاتي «نامگذاري يك روز در تقوي ملي به نام روز بازاريابي» در دست اجرا است و انشاءالله بعد از تكميل به رياست جمهوري و مجلس شوراي اسلامي تقديم خواهد شد. خطيبي گفت: براي اجراي اين فعاليتها، كارگروههاي تخصصي در انجمن شكل گرفته و يا در شرف شكلگيري است. وي ادامه داد: به عنوان نمونه كارگروه رسانه يكي از مهمترين كارگروههايي است كه با هدف به روز كردن اطلاعات تخصصي خبرنگاران در مقولههاي مختلف اقتصادي و بازاريابي و برگزاري تورهاي آموزشي خارج از كشور و ايجاد بستر براي عرضه تخصص رسانهاي خبرنگاران و با حضور خبرنگاران علاقمند حوزه اقتصاد و بازرگاني و صنعت شكل خواهد گرفت. خطيبي در تشريح نقش رسانهها در تبيين اهداف و رسالتها خاطر نشان كرد: در حقيقت رسانههاي جمعي بازوان مديريت پويا و اثربخش در كشور است |
| اصلاح الگوي مصرف و هدفمندسازي يارانة بنزين |
|
|
|
گرچه مي توان درباره ريشه ها و آسيب شناسي بحث بنزين در كشورمان مقاله مفصلي نوشت ولي امروزه كه همة مسئولين و صاحب نظران به هدفمندسازي يارانه ها اعتقاد دارند و صرفاً بحث و اختلاف نظر درباره روشهاي اجرايي آن است، شايد بيان نكاتي ساده ولي قابل توجه كه كمتر به آن پرداخته مي شود مفيدتر از ارائه مقاله اي مفصل باشد. از اين رو در پي به بيان نكاتي كلي درباره هدفمندسازي يارانه بنزين مي پردازيم.
تصميم گيري درباره تعيين قيمت، ميزان و نحوه عرضه بنزين در كشورمان به دليل تاثيرگذاري بر بخشهاي مختلف و فعاليتهاي روزمره مردم، معمولاً دشوار و قابل تامل است. بنابراين منطقي به نظر مي رسد كه هنوز هم مسئولين و تصميم گيرندگان براي بررسي ابعاد مختلف اين موضوع، زمان بيشتري را به آن اختصاص مي دهند. اگر بپذيريم كه نتيجه اصلاح الگوی مصرف، نهادينه كردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است پس بايد اذعان داشت در حالي كه از محل صرفه جويي ارزي ناشي از حذف تدريجي يارانة بنزين وارداتي مي توان پروژه هاي اجرايي ميادين مشترك را تسريع نمود و سهم كشور را از استفاده از منابع ميادين مشترك نفت و گاز كشور (كه تنها محدود به ميدان گازي پارس جنوبي نيست) افزايش داد، از بين بردن اين ميزان يارانه از طريق اگزوز خودروها كاري است ناصواب. مهمترين سوالي كه در ذهن نقش مي بندد اين است كه چه تضميني وجود دارد كه پس از حذف يارانه بنزين، منافع حاصله از آن صرف پروژه هاي زير بنايي و نهايتاً ايجاد درآمد براي دهكهاي پايين تر جامعه شود؟ شايد ارائه ساده ترين و مستقيم ترين پاسخ به همين سوال بود كه موجب شد در طرح تحول اقتصادي موضوع بازپرداخت نقدي يارانه ها به اقشار كم درآمد، بيش از روشهاي ديگر مد نظر قرار گيرد. در اين خصوص مي توان بررسي اخذ ماليات بر مصرف مازاد بر نياز از كالاهاي يارانه بر را يكي ديگر از گزينه ها به عنوان راهكارهاي ميان مدت اجرايي هدفمندسازي يارانه ها دانست. ضروري به نظر مي رسد كه مسئولين دولتي و نمايندگان مجلس علاوه بر بررسي تعيين قيمت، ميزان و نحوه عرضه بنزين، به بررسي يافتن راهكارهايي براي كنترل، نظارت و هدايت بخشها و فعاليتهايي از جامعه كه مستقيم يا غيرمستقيم بعد از حذف يارانه بنزين، ممكن است دچار آشفتگي و بي نظمي گردد نيز بپردازند. بنابراين به نظر مي رسد جديت در طرح سهميه بندي بنزين كه البته در كنار آن عرضه بنزين مازاد بر سهميه با نرخ آزاد را نيز شامل مي شود، تا زماني كه منابع مالي ناشي از منطقي نمودن يارانه ها به سرعت در چهار بخش محوري "تسريع در بهره برداري از منابع ميادين مشترك"، "توسعه زيربنايي ناوگان حمل و نقل عمومي از جمله مترو، نه صرفاً تعدد در توليد يا واردات خودروهاي با مصرف بالا"، "بهبود توليد موتور خودروها خصوصاً بنزيني و گازي" و "توسعه همه جانبه استانهاي محروم كشور" مصرف شود، بايد ادامه يابد. اگر چهار موضوع محوري فوق همزمان با روشهاي مختلف اجرايي حذف تدريجي يارانة بنزين انجام نشود، بي ترديد آثار زيانبار كوتاه مدت و بلند مدتي از جمله ركود تورمي، مهاجرت بي رويه به شهرهاي بزرگ، تراكم جمعيت و افزايش قيمت مسكن و مشكلات حمل و نقل عمومي در شهرهاي بزرگ، تضعيف صنعت توريسم و افزايش فقر در استانهاي توريستي را به همراه خواهد داشت. فرهنگسازي كه ريشة همه تغييرات مثبت و پايدار است بايد توسط رسانه ها نه تنها براي ترويج الگوهاي صحيح مصرف بلكه در جهت تنوير افكار عمومي درباره نتايج مثبت همكاري مردم با دولت و مجلس در اجراي هدفمندسازي يارانه ها، صورت گيرد. مسعود فزون بال (كارشناس انرژي) http://www.sanayenews.com |
بازکردن ديد هنرمندان جوان به موضوع روشهاي تصميمگيري در زندگي فردي و اجتماعي آحاد جامعه، بويژه نقشي که تصميمگيري الگوها، نخبگان و مديران جامعه در سرنوشت يک جامعه بازي ميکنند، يکي ديگر از لوازم حضور جدّي در پاسخگوئي به انتظار مقام معظّم رهبري در سال اصلاح الگوي مصرف است.
اين بحث نيز ميتواند در ابعاد مختلفي، موضوع بحث و تبادلنظر قرار گيرد که اهم آن عبارت است از:
1ـ3ـ نقش دانش و عقلانيت در تصميمات روزمرۀ مردم جامعه: اصولاً شيوههاي تربيتي و آنچه از فرهنگ هر جامعه به ارث رسيده، مردم متفاوتي را بوجود آورده است، هماکنون نيز با مقايسۀ تطبيقي مردم مناطق مختلف کشور، ميتوان نمونههاي واقعي از اين موضوع را شناسائي و با ابزارهاي هنري به معرفي آن پرداخت.
ـ مقايسۀ رفتار کويرنشينان و مردم پرتلاش يزد را در کار و تلاش عقلاني ميتوان با بسياري از مردم مناطق ديگر مقايسه نمود و متوجه شد که ريشههاي عدم توسعه و پيشرفت بعضي از استانها در چه خصوصياتي است؟
ido.ir
ـ مقايسه عملکرد مديران علممحور با مديران سياستزده و تأثيري که اين تفاوتها در نابودي منابع جامعه دارد، عرصۀ مهم ديگري است که ميتواند با شناخت کافي و بهرهگيري از هنر طنز مورد توجه قرار گيرد.
2ـ3ـ نقش دانش و بهرهگيري از تجربههاي بشري در مديريت سازمانهاي مختلف: يکي از پديدههائي که بسياري از منابع جامعه را تخريب و يا با بهرهوري بسيار اندک روبهرو ميسازد، تفاوت شيوههاي مديريت در بخشهاي مختلف اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي است. مطالعه در اين موضوع، عرصۀ مهمي را براي خدمت به اصلاح الگوي مصرف جامعه باز ميکند.
مقايسۀ تطبيقي شيوههاي تصميمگيري در علوم پزشکي و مهندسي با شيوههاي تصميمگيري در حوزههاي سياسي و فرهنگي و سازمانهائي که در اين عرصهها به فعاليت مشغول هستند، مسئله را روشن ميسازد.
گرچه ميتوان فهرستي طولاني از ضعفها و کاستيهاي مديريتي در حوزههاي مهندسي و پزشکي را نيز برشمرد، اما وقتي مقايسه ميکنيم که چه روندي براي ساخت يک سد يا توليد يک دارو يا عرضۀ يک خدمت پزشکي به بيماران طي ميشود، با روندي که در توليد آثار هنري، يا ارائۀ يک خدمت فرهنگي يا انجام يک فرآيند انتخاباتي، يا در جريان گزينش شعارهاي انتخاباتي صورت ميگيرد، متوجه عمق فاصلهها از جهت بهرهگيري از علوم و تجربۀ بشري خواهيم شد، شايد ذکر مثالي کاربردي بتواند زمينه را براي آغاز تحولي در اين بخش باز نمايد:
«اگر روند توليد يک دارو براي درمان يک بيماري جسمي در علم پزشکي مورد مطالعه قرار گيرد، ملاحظه خواهد شد از آغاز طرح يک فرضيه که حاصل مطالعات اوليۀ علمي و يا کشف اين مسئله در تاريخ علم پزشکي در مناطق مختلف جهان است، مشاهده ميکنيم که بايد رابطهاي علمي را بين دارو و عوامل بيماريزا توضيح داد و پس از اين مرحله است که داروئي ساخته ميشود و روي انواع حيوانات تست ميشود و با پاسخدادن آن از مراجع علمي ذيربط براي آزمايش روي يک نمونهاي علمي از انسانها، مجوز کسب ميکند، بعد از اين مرحله است که متناسب با نوع دارو، چند سال مرحلۀ تست و بررسي پيآمدهاي دارو روي اصل بيماري و ساير اعضاء بدن انسانها مورد مطالعه قرار ميگيرد، تا بالاخره مجوز ورود در بازار را پيدا کند، تازه در آن مرحله، همراه هر دارو ليستي از آثار مخرّب احتمالي براي افراد مختلف ذکر ميشود و توصيه ميشود که در صورت بروز اين آثار، بلافاصله با پزشک خود تماس برقرار کنيد.»
«اگر موضوع مشابهاي را در عالم فرهنگ مورد بررسي قرار دهيد، فرض کنيد هنرمندي دعوت شده است تا فيلمي بسازد که مخاطب پس از ديدن آن، نسبت به آسيبها و خطرات اعتياد واقف گردد و ارادۀ او در ترک اعتياد تقويت شود و حالا مشابهسازي نمائيد رفتار نويسنده و کارگردان توليد اين اثر هنري را با کاري که در جريان توليد دارو عمل ميشود.»
اگر قرار باشد با همان شيوۀ علمي توليد دارو به اين موضوع نگاه شود، قاعدتاً بايد اين کارگردان و نويسندۀ فيلمنامه، مسيري به شرح زير را طي کند:
ـ ابتدا علل بوجود آمدن اعتياد را در معتادين شناسايي نمايد.
ـ آثار و پيآمدهاي اعتياد در زندگي فردي، اجتماعي، اقوام، آشنايان و کلّ جامعه را تحقيق و مطالعه نمايد.
ـ با دعوت از روانشناسان، پزشکان مرتبط نسبت بين فهم، درک و احساسات معتاد را با ساز و کارهاي جسمي و بيولوژيک او را بررسي نمايد، چرا که در بسياري موارد ممکن است به لحاظ عقلي و احساسي ارادۀ ترک اعتياد بوجود آيد، اما ظرفيتهاي جسمي فرد، اجازۀ چنين تصميمي را ندهد.
ـ با مشورت با روانشناسان تربيتي، چگونگي نفوذ در فکر و انديشه و تصميم افراد معتاد را بشناسد.
ـ با تشکيل يک موقعيت پژوهشي، تعدادي مخاطب را به عنوان نمونه انتخاب و با نمايش اثر، اثربخشي آن را ارزيابي نمايد و کشف کند چند درصد تأثير ميپذيرند، اين تأثير چه بخشي از مشکل را حل ميکند، آثار مثبت و منفي جانبي نمايش اين فيلم روي افراد سالم جامعه چيست؟
ـ آيا پخش اين فيلم با روالهاي عادّي مورد استقبال مخاطبين مورد نظر قرار ميگيرد يا بايد تمهيداتي انديشيده شود؟
ـ بعد از دريافت پاسخ اين سئوالات، در صورت پيشيگرفتن آثار مثبت آن، مجوز پخش داده شود.
ـ اگر فيلم بازگشت سرمايۀ اقتصادي ندارد اما مورد استقبال مخاطب خاصّ خود قرار ميگيرد، از چه محلي بايد تأمين اعتبار شود؟
ـ بعد از پخش فيلم نيز در سطح جامعه، بار ديگر آثار و پيآمدهاي آن مورد ارزيابي قرار گيرد تا در توليد آثار بعدي مدّ نظر قرار گيرد.
با توجه به اين مثال، ميتوان فرآيندهاي فعاليتهاي فرهنگي و هنري جامعه را با وضعيت مشابه در حوزههاي پيشرفتهاي مثل پزشکي مقايسه نمود، تا در خود فعاليتهاي فرهنگي، تعداد زيادي از موارد اسراف و تبذير را شناسائي کرد.
بطور طبيعي طرح اينگونه مطالب موجب ايجاد يک سلسله گلهمندي در بعضي از هنرمندان امروز جامعۀ ما ميشود که از جمله آن طرح اين سئوال است که:
ـ آيا درست است که جريان خلق و عرصۀ هنر را با دارو و ساختمان مقايسه نمائيم؟
پاسخ اين است که منظور از اين مقايسه، ميزان استفاده از علم و تجربههاي قبلي بشري در خلق يک خدمت است و گرنه ماهيت فرهنگ و هنر بسيار پيچيدهتر از اين مباحث است.
و يا اينکه آيا اگر هنرمندي بخواهد چنين روالي را طي کند، مديران فرهنگي جامعه، آمادۀ تأمين منابع آن هستند؟
پاسخ روشن است، غرض از طرح اين موضوع، فقط نشان دادن کمي مراجعۀ جامعۀ هنرمندي به تجربيات و دانش علمي نيست، بلکه مشکل بزرگتر، دوري مديران فرهنگي از دانش مناسب براي انجام وظايف خود ميباشد.
و يا اينکه آيا اساساً، حاکمشدن چنين نگاههايي بر فرآيند توليد آثار فرهنگي و هنري، رشد، نوآوري و خلاقيت را در عالم هنر مانع نميشود و جريان سانسور را تقويت نمينمايد؟
پاسخ اين است که در همۀ زمانها و مکانها سانسور، خود را بر روند توليد آثار تحميل ميکند، بخشي از سانسور حاصل کمبود دانش خود هنرمند در جريان توليد هنر و بخشي تحميل سلائق و پيشفرضهاي غيرعلمي دستگاههاي نظارتکننده، بخشي از آن حاصل تفاوت منافع فردي و اجتماعي است و لذا به نظر ميرسد، اگر در جريان توليد آثار هنري در کنار خلاقيت و نوآوري هنري تجربههاي علمي وارد شود، در عمل بسياري از اختلافات و سانسورهاي بيجا حذف خواهد شد.
جدا از اين مسائل، هنرمندان را ميتوان دعوت کرد که با همين ميزان دانش و تجربۀ خود روي اثربخشي بسياري از فعاليتهاي فرهنگي و هنري کشور مطالعه کنند تا دريابند چگونه بسياري از مداخلات سياسي، کاستيهاي علمي، تأمين منابع بدون نظارت عالمانه از سوي حکومت، موجب شده بازدهي و اثربخشي فعاليتهاي فرهنگي و هنري در حداقل ممکن باشد و همين امر سبب شود که تأمين منابع جديد براي فعاليتهاي بيشتر فرهنگي و هنري با شک و ترديد روبهرو شود.
همانطور که ملاحظه شد، روشهاي تصميمگيري در مصرف منابع جامعه از تصميمات کلان در عرصۀ مديريت ارشد جامعه شروع تا به تصميمات روزمرۀ عادّي زندگي مردم ميرسد و ميتوان در تمامي اين سطوح، کاستيهايي را شناسايي و موضوع توليد آثار هنري قرار داد. اين تصميمات از سوي ديگر در عرصههاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي قابل ارزيابي است و نبايد صرفاً مصرف منابع را در حوزۀ اقتصاد تعقيب نمود، چرا که بسياري از اسرافها و تبذيرها حاصل ضعف دانش و ناکارآمدي بعضي از مديران است که حضور آنها حاصل تصميمات غلط در عرصههاي سياسي است، همانطور که در اصل اين حرکت و اعلام سال اصلاح الگوي مصرف قبول کردهايم که نميتوان صرفاً با اصلاح روشهاي اقتصادي مسئله را حل کرد و بايد در کنار اصلاح روشها و روابط عرصۀ اقتصاد، روي فرهنگ جامعه نيز اقدام نمود.
عليايحال آنچه تاکنون مورد بحث قرار گرفت توضيح يک الگوي عمومي مطابق مدل زير بود تا روشن شود دامنۀ اين بحث ميتواند در چه عرصههايي وارد بشود و بايد مواظبت نمود که تنگنظري و عدم شناختها از مسئله به اين مهمي، در صرفهجويي در مصرف آب، برق، گاز و نان خلاصه نشود:
در پايان بايد بر اين نکته تأکيد شود که مطالب مطرح شده در مباحث فوقالذکر در فاز اول بايد در هستههاي فکري مورد بحث قرار گيرد، اما به موازات پيگيري مباحث نظري، ميتوان ايدههايي را براي توليد آثار مرتبط مدّ نظر قرار داد تا کسب تجربه در دنياي عمل نيز حاصل شود. براي نمونه تعدادي از موضوعات مرتبط با اصلاح الگوي مصرف پيشنهاد ميشود:
1. توليد يک تئاتر سيار براي حضور در دبيرستانها به منظور قانعسازي دانشآموزان پسر در درس خواندن تا از تخريب بخش مهمي از عمر جوانان کاسته شود.
2. توليد يک تئاتر سيار براي حضور در دبيرستانهاي دخترانه به منظور طرح محترمانه و مؤثر براي توجيه دختران در حفظ پوشش اسلامي تا از رشد بسياري از مشکلات اجتماعي جلوگيري شود.
3. توليد فيلمهاي کوتاه طنز براي پخش در جلسات اداري براي تذکر به مديران کل در تعامل با کارمندان و مردم، از جهت فرار از دام تملق و چاپلوسي و پذيرش نقد مشفقانه براي بهرهگيري بهتر و بيشتر از علم و تجربۀ جامعه در تصميمات مديران.
4. توليد فيلمهاي کوتاه از پيآمدهاي بينظمي مردم در عبور و مرور در نابودسازي منابع کشور.
5. توليد فيلمهاي کوتاه از مشاغلي که در جامعه در توليد ثروت نقش دارند و مقايسۀ تطبيقي با مشاغلي که نقش مخرّب در اقتصاد جامعه ايفاء ميکنند.
6. توليد فيلمهاي کوتاه از حاکميت منافع در تصميمگيري بعضي از پزشکان در انجام اعمال جراحي غيرضروري براي پخش در جلسات داخلي پزشکان به منظور کاهش خسارتهاي مالي و انساني جامعه.
7. توليد فيلمهاي مستند از نحوۀ نامگذاري فروشگاهها در تابلوهاي شهري و نشان دادن بيهويتي و تخريبهاي فرهنگي اين تابلوها نسبت به هويت ايراني و اسلامي.
8. توليد قصههاي مناسب براي هدايت کودکان و نوجوانان براي تقويت فکر و مشورت در موقع تصميمگيري در زندگي روزمره.
9. توليد قصههاي مناسب براي جوانان در عرصههاي تصميمگيري در تصميمات بزرگ زندگي همچون ازدواج، انتخاب شغل، انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب مشي زندگي.
در پايان انتظار دارم، با حرکت آگاهانۀ همکاران در سرتاسر ميهن اسلامي، کارنامهاي مناسبي را در اين حرکت ارزشمند تهيه و به رهبر گرامي و ملّت ايران تقديم نمائيم.
مرکز پژوهشها افزود: امروزه هنر در هدایت و شکلدهی به افکار عمومی نقش بسزایی دارد. چنان که بسیاری از الگوهای زندگی، بر اساس آثار هنری انیمیشنی که تنها تصاویر متحرکی از انسانهاست، انتخاب یا رد میشوند.
بنابراین هنر، فرصتی را در اختیار سیاستگذاران فرهنگی قرار میدهد تا بتوانند الگوی مناسبی از مصرف را در لابلای آثار هنری بگنجانند تا از آن طریق مخاطبین به اصلاح عادات فرهنگی خود در حوزه مصرف بپردازند.
| طراحى الگوى مصرف براى مطالعه |
|
|
|
كتابخانه هاي عمومي درشهرها به مثابه دانشگاه عمومي هستند كه عموم مردم براي افزايش معلومات خود و نيز حل بعضي مسائل اجتماعي و فرهنگي به آنها مراجعه مي كنند.كتابخانه مي تواند زمينه ساز پيشرفت افراد باشد اما با توجه به آمار برگرفته از اينترنت سرانه مطالعه در كشور 3 دقيقه درسال است و نيز بر اساس تحقيقات انجام گرفته درسال 1387 ميزان مطالعه روزانه ايرانيان 6 دقيقه بوده است اين سرانه كم مطالعه، راهكارهاي عملي مناسب را مي طلبد.
هم اكنون استفاده از كتابخانه هاي عمومي سطح شهر، بصورت مطالعه درسالن هاي مطالعه براساس كار دانش آموز يا دانشجو طبق برنامه خاص درسي انجام مي گيرد و آن نوع كتابخواني كه مربوط به اطلاع گيري از منابع كتابخانه ها و باز شدن افق ديد اجتماعي و علمي است چندان جايگاهي ندارد و اكثر منابع كتابخانه ها همچنان دست نخورده مي ماند و اين مشكل درشهرهاي كوچك بيشتر خود را نمايان مي كند زيرا دانش آموزان كه قسمت اعظم مراجعين به كتابخانه ها مي باشند منابع كتابخانه را در حد انجام تكليف مدرسه يا تحقيق استاد جستجو مي كنند و فرهنگ كتابخواني درجامعه ما هنوز نهادينه نشده است. مي توان از جمله عوامل و موانع رشد كتابخواني كمبود امكانات مطالعه، نبود برنامه مطالعه درخانواده ها و مدارس و جامعه، عدم مديريت زمان جهت مطالعه و استفاده از رسانه هاي ديگر جهت پر كردن اوقات فراغت، گراني كتاب و تخصيص ندادن بودجه خريد كتاب درخانواده ها و بطور كلي عدم سرمايه گذاري لازم در بحث كتاب را نام برد. با بكارگيري راهكارهاي مناسب جهت برطرف نمودن موانع ذكر شده از طرفي و از طرف ديگر خود كتابخانه ها با تهيه منابع و كتب استاندارد و همچنين منابع مرجع روز آمد، حل مشكل نارسايي فضاي مناسب كتابخانه ها و بكارگيري پرسنل متخصص و كارآزموده جهت پاسخگويي به نياز مراجعين و انجام فعاليتهاي مرجع، مجهز نمودن كتابخانه ها، انجام فعاليت هاي جانبي و همچنين تجديد نظر در برخي شيوه هاي فعاليتي كتابخانه و در دسترس قرار دادن كتابخانه ها به طوري كه امكان دسترسي هر فرد به كتاب و كتابخانه فراهم باشد مي تواند به نوعي به ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني كمك كند. |
نا گفته نماند كه قيمت لامپهاي كم مصرف در بازار به مراتب بالاتر از لامپهاي رشتهاي 100 وات ميباشد. در عوض، مصرف برق پايين و راندمان بالا به همراه طول عمر مناسب اينگونه لامپها در مقايسه با لامپهاي رشتهاي باعث تشويق توليد كنندگـان و مصرف كنندگان بـرق بـه توليد و استفاده از اين لامپها گرديده است.
چنانچه يك مشترك برق خانگي، سه عدد از لامپهاي رشتهاي 100 وات خود را كه بطور متوسط 5 ساعت متوالي در شبانه روز روشن هستند، با سه عدد لامپ كم مصرف تعويض نمايد، در طول يكسال به مقدار 410 كيلووات ساعت صرفهجويي انرژي و معادل 39800 ريال كاهش هزينه خواهد داشت و در طول عمر لامپ كم مصرف كه قريب هشت برابر لامپ رشتهاي است (800ساعت) با فرض ثابت بودن نرخ برق، بالغ بر 180000ريال نفع اقتصادي حاصل ميگردد. اين در حالي است كه در طول عمر يك لامپ كم مصرف، قريب 8 بار بايستي لامپ رشتهاي تعويض گردد و هزينه سرمايه گذاري در هر دو صورت يكسان است.
از ديدگاه ملي در صورتيكه نيمي از مشتركين خانگي نسبت به جايگزيني سه عدد لامپ رشتهاي 100 وات با لامپ كم مصرف اقدام نمايند. پيش بيني ميشود قريب 880 مگاوات (880=6/0×75×3×5/0× 106×13) از توان مصرفي ساعات اوج مصرف كاسته شود، كه معادل 1100مگاوات توان توليدي است و كاهش هزينه سرمايهگذاري آن بالغ بر 660 ميليون دلار بعلاوه 1300 ميليارد ريال خواهد شد .http://www.zrec.co.ir/
مسئله استفاده بهينه از منابع يكي از اساسي ترين ستونهاي اقتصادي و فرهنگي جامعه ايده آل اسلامي است. البته اين مهم از يك نگاه جامع و عميق به مولفه هاي اساسي اين دين الهي حاصل خواهدشد و لذا اصلاح الگوي مصرف يك گام بلند در جهت اسلامي ترشدن جامعه و دستيابي به جامعه اي واجد حد بالايي از رفاه است.
تاريخ بشري در ملل گوناگون داراي نقاط درخشنده و برجسته اي است كه مبناي ايجاد آن عموما يك حركت جمعي براساس رهنمود يك حكيم دانشمند، سياستمدار تيزهوش و يا حاكم خردمند بوده است، موضوع الگوي مصرف مي تواند يكي از اين نوع تصميمات در هر ملتي باشد.
تصميماتي كه براي جهش در مسير رشد عمومي كشور حياتي است و ضرورتا بايد از نگاه جزئي و يا گروهي بدان به شدت پرهيز كرد.
با توجه به اهميت اين موضوع و درسالي كه ازسوي رهبر فرزانه انقلاب بدين نام، نامگذاري شده است، به چند نكته دراين رابطه اشاره مي شود. اميد است كه مورد عنايت اهل انديشه و دورانديشي قرارگيرد.
مسئله استفاده بهينه از منابع يكي از اساسي ترين ستونهاي اقتصادي و فرهنگي جامعه ايده آل اسلامي است. البته اين مهم از يك نگاه جامع و عميق به مولفه هاي اساسي اين دين الهي حاصل خواهدشد و لذا اصلاح الگوي مصرف يك گام بلند در جهت اسلامي ترشدن جامعه و دستيابي به جامعه اي واجد حد بالايي از رفاه، رضايت عمومي، پيشرفت و عدالت مي باشد.
اصلاح الگوي مصرف را نبايد به معناي رياضت اقتصادي يا صرفا صرفه جويي تفسير و تعبير كرد. زيرا تجربه بشري نشان دهنده اين واقعيت است كه در جوامعي كه نقشه صحيحي براي مصرف تدوين و عملياتي شده است سطح رفاه عمومي بسيار بالاتر از سايرين مي باشد. بنابراين هدف از اين سياست تامين رفاه بيشتر با مصرف كمتر منابع اساسي كه اغلب تجديدناپذير نيز مي باشند، است. به عنوان مثال استفاده از لامپ هايي با مصرف كمتر و قدرت روشنايي بخشي بيشتر، اصلاح سيستم هاي سوخت رساني خودروها، تعويض شبكه هاي فرسوده انتقال آب يا انرژي درشهرها و داخل منازل، دورنريختن اضافي غذاها بويژه در ميهماني هاي بزرگ، اصلاح روش هاي آبياري كشاورزي و برداشت محصولات؛ اصلاح مهندسي و مصالح ساختمانها و بسياري فعاليتهاي از اين قبيل عموما ممكن است چه رياضت يا سختي را براي افراد جامعه ايجاد كنند؟
مسئله صرفه جويي شايد جزء توابع اصلاح الگوي مصرف باشد ولي هرگز معادل دقيق آن نيست زيرا اساساً صرفه جويي مي بايست براساس يك الگوي مصرف تعريف شود تا با كمك آن و براساس الگوي مصرف به سوي وضعيت ايده آل حركت كرد و عملا طراحي الگوي مصرف يك گام قبل از صرفه جويي قرار دارد. صرفه جويي بدون تدوين يك الگوي مناسب مصرف، حتي ممكن است آسيب آفرين باشد به عنوان نمونه ممكن است براي كاهش و صرفه جويي هزينه ساختمان از پنجره هاي معمولي استفاده شود ولي يك الگوي مصرف صحيح ايجاب مي كند حتي در صورت هزينه بالاتر از پنجره هاي دوجداره با عايق بندي مناسب در ديوارها استفاده شود.
همانطور كه اشاره شد رعايت الگوي مصرف هميشه كمتر هزينه كردن نيست و اين موضوع مي تواند پاشنه آشيل اين سياست باشد. لذا لازم است تا در تدوين روندهاي الگوهاي مصرف از كارشناسان خبره و اهل فن بهره گيري شود و از برخي كارهاي گزارشي، نمايشي يا غيراصولي به شدت پرهيز شود و مي بايست به اين نكته توجه كرد كه جريان اصلاح الگوي مصرف بيشتر بر طراحي مدل ها و روندهاي جديد استوار است تا امور سلبي و دستوري و ممنوعيت و محروميت، به هرحال عدم دقت كافي دراين مهم خيلي ممكن است شيريني و سودمندي عظيم اين سياست هوشمندانه را به تلخي برخوردهاي غيرعلمي و فني عوامل اجرايي حتي دست چندم بدل نمايد.
مشهور است نجاري در حالي كه عرق ريزان با اره كند مشغول بريدن درخت تنومندي بود، دانايي به او گفت: اي نجار! اره ات را تيز كن. اما نجار در پاسخ گفت: كارم عقب افتاده و فرصت اين كار را ندارم!
سياست اصلاح الگوي مصرف صرفا يك موضوع اقتصادي نيست بلكه هم فرهنگ در آن موثر و هم آن در فرهنگ جامعه موثر است. بايد دقت كرد كه در «اصلاح الگوي مصرف» كه با «اصلاح مصرف» تفاوت دارد- سخن از تدوين يك الگو و نقشه اي است كه اگر مصرف جامعه براساس آن الگوي ساماندهي شود، جامعه به همان ميزان مصرف نسبت به حالت قبل از سطح ثروت و رفاه چند برابري برخوردار شود، بنابراين بايد دستگاههاي فرهنگي وظايف خود را با شناخت كافي از جوانب انجام دهند.
در پايان تاكيد مي شود كه سياست اصلاح الگوي مصرف را بايد درست فهميد، درست مديريت كرد، درست اجرا و پياده سازي نمود تا جامعه از ثمرات بسيار شيرين آن بهره مند شود و همچنين بايد دقت كرد يك سياست رياضتي نيست كه برخي مديران بخواهند عدم توان طراحي و نوآوري خود را درپوشش اجراي نمايشي اين سياست با تحميل نوعي فشار يا كاهش رفاه عمومي دربخش هاي مختلف به جامعه يا دستگاهها پنهان دارند. هدف يافتن راههاي افزايش رفاه و كارآمدي با مصرف منابع كمتر است. بايد همه با هر سليقه و عقيده اي دست به دست هم دهيم تا آينده اين كشور را در طليعه دهه چهارم انقلاب، دهه پيشرفت و عدالت بسازيم.
http://www.sanayenews.com/
فرمايش رهبر معظم انقلاب مبني بر اصلاح الگوي مصرف درسال 1388 تنها يك واژه ساده براي نامگذاري يك سال، دو سال و يا يك دوره محدود نيست اگر چه شروع اين فرآيند را ميتوان سال 1388 دانست اما در حال حاضر پايان آن مشخص نيست مگر اين كه با برنامهريزيهاي دقيق، دوره مشخصي را براي نيل به اهداف مورد نظر تعريف كرد.
نكته مهم ديگر اين است كه به هيچ وجه نبايد اصلاح الگوي مصرف را با صرفهجويي مترادف دانست بلكه صرفهجويي را ميتوان يك فرهنگ نامگذاري كرد كه بايد به طور صحيح و با شيوههاي مطلوب در جامعه گسترش يابد اما اصلاح الگوي مصرف در برگيرنده بهينهسازي و تصحيح روشهاي توليد، عرضه و مصرف بر اساس مباني علمي است.
در حيطه صنايع غذايي آن چه كه بايد با جديت در اصلاح و بهينهسازي آن كوشيد، زنجيره يا مسيري است كه يك ماده غذايي از مزرعه تا سفره يا به اصطلاح From Farm To Table طي ميكند كه يك مثال ساده در اين زمينه، زنجيره گندم تا نان است.
سالهاست كه محققين براي گندم از نظر تجاري، تكنولوژيكي و علمي، طبقهبنديهاي خاصي قائل شدهاند، لذا بر اين اساس نميتوان از يك نوع گندم، فرآوردههاي متنوع نظير نان، بيسكويت، ماكاروني و غيره توليد كرد و براي هر فرآوردهاي بايد از گندم مخصوص آن استفاده كرد.
پژوهشهاي انجام شده دركشورهاي پيشرفته، ارتباط بين منشا ژنتيكي پروتئينهايي از گندم نان با كيفيت مطلوب نانهاي حجيم (نان هاي صنعتي) را به خوبي به اثبات رسانده است اما ايران نبايد اين الگو را در خصوص نانهاي سنتي مسطح و نيمه مسطح ايراني نظير سنگك، بربري، تافتون و غيره به كار برد مگر اين كه خود از نظر علمي به اين گونه يافتهها نايل آيد.
يكي از مشكلات اين مقطع آن است كه متاسفانه هنوز استاندارد خاصي در خصوص كيفيت اين گونه فرآوردههاي سنتي در ايران وجود ندارد و واضح است كه پس از تبيين اينگونه استانداردها ميتوان ماده اوليه مطلوب (گندم مطلوب) را تعريف كرد.
نيل به اين هدف كه نقطه شروع اصلاح زنجيره گندم تا نان است نيازمند يك كار تخصصي تيمي از متخصصين ژنتيك، اصلاح نباتات و صنايع غذايي است.
اين استاد دانشگاه حلقه بعدي در زنجيره توليد نان را كه نيازمند اصلاح و بهينهسازي است، فناوريهاي پس از برداشت شامل حمل و نقل، انبارداري و حفاظت و نگهداري از گندم ميداند و توضيح داد: مبناي علمي براي اين امر، شناخت دقيق و توجه به فيزيولوژي پس از برداشت گندم است تا بتوان براساس يافتههاي علمي، گندم را در فاصله بين برداشت و فرآوري به نحو مطلوب حفاظت كرد.
اعلمي گفت: مرحله بعدي در زنجيره توليد نان، آرد كردن گندم و يا به اصطلاح، آسياباني گندم است و ذكر اين نكته ضروري است كه آرد كردن گندم به معناي پودر كردن ساده گندم نيست بلكه فرايندي است كه نتيجه سالها تحقيق و تجربه است.
به گفته وي، آرد كردن علمي گندم به معناي جداكردن تمامي عواملي از گندم است كه باعث كاهش كيفيت نان حاصل ميشوند به عنوان مثال، جوانه گندم اگرچه از نظر تغذيهاي داراي پروتئين، روغن و ويتامينهاي بسيار مطلوب است، اما وجود آن در آرد نان باعث افت كيفيت آرد براي توليد نان ميشود و لذا بايد به طور كامل و توسط دستگاه جوانهگير از گندم جدا شود و از طرف ديگر، اين جوانه خالص در صنايع داروسازي و ساير صنايع غذايي كاربردهاي فراواني دارد و لذا توليد آن ميتواند براي كارخانه آرد، ارزش افزوده و بهرهوري مطلوبي به همراه داشته باشد.
اعلمي افزود: وجود سبوس در آرد اگر بيشتر از يك حد مشخص باشد، از يك طرف كيفيت آرد را براي نانوايي پايين ميآورد و از طرف ديگر به خاطر داشتن تركيبي به نام اسيد فايتيك باعث بروز مشكلات تغذيهاي (دفع املاحي مانند آهن و كلسيم از بدن) در افراد ميشود و همچنين وارد آمدن صدمه فيزيكي زياد به نشاسته گندم در حين آرد كردن ميتواند سبب بروز مشكلاتي در توليد نان شود، لذا آسياب كردن گندم و بهينهسازي فرايند توليد آرد بايد بر مبناي اصول علمي مدنظر قرار گيرد.
اين متخصص صنايع غذايي حلقه بعدي در زنجيره گندم تا نان را فرايند توليد نان بيان كرد و گفت: سالهاست با آن مشكل داريم، گاهي نانواها از كيفيت پايين آرد گلهمندند و گاهي مردم و مسئولان از كمكاري نانواها، اما مسلم اين است كه توليد ناني با كيفيت مطلوب و ماندگاري مناسب مرهون هر دو عامل يعني ماده اوليه (آرد) مناسب و فرايند نانوايي صحيح است.
به گفته اعلمي، فرآيند توليد نان اگرچه به ظاهر ساده به نظر ميرسد، اما در واقع بسيار پيچيده و كاملا بر مباني علمي استوار است كه در اينجا مجال گفتن آن نيست.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: در توليد يك نان مطلوب، صرف نظر از جزئيات، بايد حداقل سه فرآيند اصلي مخلوط كردن اجزا، تخمير و پخت را به نحو مطلوب اجرا كرد كه متاسفانه در سيستم سنتي توليد نان، همه چيز در گرو تجربه نانوا است و بهتر بگوييم، نانوايي به عنوان يك هنر به حساب ميآيد تا يك علم.
وي ادامه داد: واضح است كه در چنين سيستمي، مخلوط كردن نامناسب اجزاي خمير، انجام تخمير نامطلوب و پخت نامناسب نان، دور از انتظار نيست و در چنين شرايطي، حتي تغيير فصل و شرايط آب و هوايي ميتوانند دركيفيت نان توليدي موثر باشند.
اعلمي، يكي ديگر از عواملي را كه در سيستم سنتي به آن توجه نميشود، مصرف انرژي دانست و گفت: اين در حالي است كه در فرآيند توليد نان صنعتي، تمام مراحل كاملا حساب شده و دقيق و بر اساس يافتههاي علمي انجام ميشود، مخلوطكنهاي مدرن، اتاقكهاي تخمير كاملا كنترل شده و فرهاي پخت با دما و شرايط كنترل شده و خودكار، به طوري كه با ثابت نگه داشتن كيفيت ماده اوليه، همواره ميتوان ناني با كيفيت يكسان توليد كرد.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي، دو راه حل را در اين مقطع پيشنهاد ميكند كه يكي توليد نان به روش صنعتي در تمام كشور است و ديگري صنعتي و يا نيمه صنعتي كردن فرآيند توليد نان سنتي است.
به گفته اعلمي، مسلم اين است كه راه حل اول سازگاري چنداني با فرهنگ مصرف و عادات و رسوم ايراني نداشته و اگر به طور كامل اجرا شود با موفقيت همراه نيست، لذا به نظر ميرسد كه تلفيقي از هر دو روش موفقيتآميزتر باشد.
وي گفت: از معايب ديگري كه ميتوان براي سيستم سنتي توليد و مصرف نان قائل شد اين است كه كمترين توجهي به شرايط نان پس از توليد نميشود كه اگر در اين مرحله به طور صحيح عمل نشود، تمام اقدامات مفيدي كه در مراحل پيشين انجام دادهايم به هدر ميرود و ضايعات زيادي را به همراه دارد.
اعلمي از جمله اقدامات مفيد در اين زمينه را استفاده از بستهبندي مناسب نان بيان ميكند و افزود: اين اقدام بايد به گونهاي انجام شود كه از لحاظ تبادل گاز و رطوبت كاملا با نيازهاي محتويات بسته سازگاري داشته، از جذابيت لازم براي مصرفكننده برخوردار باشد و حاوي اطلاعات تغذيهاي صحيح مناسب باشد.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: يكي از عادات غلط ايرانيها اين است كه اغلب مواد خوراكي خود را به صورت فله و مازاد بر نياز روزانه تهيه ميكنند كه اين امر در مورد نان بسيار حائز اهميت است چرا كه عامل بخش قابل توجهي از ضايعات است.
وي اظهار داشت: در زنجيره از مزرعه تا سفره بايد بسياري از مسائل، علمي و به روز شوند تا حداقل مصرف انرژي، بالاترين بهرهوري و كمترين ضايعات را داشته باشيم.
اعلمي افزود: در صورتي كه اصلاح زنجيره گندم تا نان در مورد ساير مواد غذايي از جمله ميوهها، سبزيجات و غيره به خوبي انجام شود، در بلند مدت در شكوفايي و توسعه اقتصادي كشور موثر است و از ديگر پيامدهاي مطلوب آن دستيابي به امنيت غذايي و ارتقاي سلامت جامعه است.
وي اضافه كرد: اجراي طرح هدفمند كردن يارانه در خصوص محصولاتي مانند نان و گندم و استفاده از شيوههاي خصوصي و يا نيمه خصوصي موجب بهينهسازي زنجيره گندم تا نان ميشود در حالي كه دسترسي آسان و ارزان به نان اگرچه نياز قشر كم در آمد را برآورده ميسازد اما بخش اعظم ضايعات و سوء استفاده سودجويان را به همراه داشته است.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: خود اتكايي، جلوگيري از واردات بيرويه و نظارت دقيق و كارشناسانه بر واردات محصولات كشاورزي نظير گندم و برنج بر اساس نيازهاي واقعي جامعه و واحدهاي صنعتي و اصلاح حلقه اتصال صنعت با دانشگاه و مراكز تحقيقاتي موجب اصلاح زنجيره گندم تا نان ميشود.
وي يادآور شد: اگر چه سالهاست كه در خصوص برقراري ارتباط متقابل صنعت و دانشگاه تلاش شده، اما متاسفانه به پيشرفتهاي قابل توجهي نائل نشدهايم كه دلايل عمده آن، ميتواند عدم احساس نياز صنعت به دانشگاه، عدم ريسكپذيري برخي از صنايع در خصوص ارتباط با دانشگاه و مراكز تحقيقاتي، عدم اعتماد و اطمينان به تحقيقات داخلي كه شايد از تجربههاي ناموفق برخي از صنايع ناشي ميشود، باشد.
اعلمي همچنين دلايل ديگر برقرار نشدن ارتباط متقابل ميان صنعت و دانشگاه را، ضعف برخي از سيستمهاي دانشگاهي و مراكز تحقيقاتي در اجراي تحقيقات كاربردي، موازي كاري در تحقيقات داخل كشور و انجام تحقيقات كمي و غيركاربردي، تنها به منظور ارائه آمار بيشتر در چاپ مقالات و برخورداري از امتيازات پژوهشي ميداند.
وي ايجاد مركز واحد، متمركز و هماهنگكننده كارهاي تحقيقاتي با هدف تحقيقات كاربردي، همراهي و هماهنگي مراكز تحقيقاتي و صنايع و نيز استفاده از كارشناسان خبره را از راهكارهاي ديگر افزايش ارتباط دانشگاه و صنعت ميداند و
با اصلاح اين شيوهها، بخش صنعت براي همكاري بيشتر با دانشگاه ترغيب ميشود.
برخي از منابع طبيعي به طور مستقيم و برخي ديگر به طور غير مستقيم، چنان ارزش هايي را ايجاد مي كنند كه آن ها را به ثروت مادي و معنوي بسيار ارزشمندي تبديل مي نمايد. منابع طبيعي، يا به صورت ماده اوليه به مصرف مي رسند و يا براي بالا بردن كيفيت زندگي و تامين نيازهاي ضروري انسان ها و دام هاي آن ها به كار مي آيند.بنابر اين، از بين رفتن ، به هدر رفتن، پايين آمدن كيفيت يا از دست رفتن كارايي طبيعي آن ها، خسارات سنگيني را به جوامع بشري تحميل خواهد نمود.اغلب فعاليت هاي صنعتي باعث بروز چنين مشكلاتي در منابع طبيعي مي شوند.اما رفته رفته با پيشرفت فناوري ها، اين اثرات منفي در حال كاهش هستند.برخي از اين مشكلات ، تنها با استفاده از فناوري هاي نوين، به نحو مطلوب قابل رفع هستند.زيست فناوري يكي از فناورهاي نوين است كه با روش هاي زير مي تواند نقش بسزايي در جلوگيري از تخريب يا تحليل رفتن منابع طبيعي داشته باشد.
بررسي شواهد و قرائن موجود حاكي از آن است كه با اجراي صرف سياست اصلاح قيمتها لزوما نميتوان شاهد رخداد تحولات واقعي چشمگير بود و به طور خاص تاثير اين سياست بر الگوي مصرف خانوار به ميزان و دايره شمول افزايش قيمت ناشي از اصلاح قيمتها باز ميگردد، به بيان ديگر در صورتي كه افزايش قيمتها به سمت آزادسازي با يك جهش يك باره صورت گرفته و بخش وسيعي از كالاها و خدمات سبد مصرفي را شامل شود، ميزان مصرف كالاها به دليل عدم امكان جانشيني با ساير كالاهاي همان سبد، با كاهش مواجه خواهد شد.
همچنين در صورتي كه سناريوي پيشنهادي دولت در لايحه هدفمند كردن يارانه در اصلاح قيمت حاملهاي انرژي مدنظر قرار گيرد بسته به اينكه اين اصلاح قيمت به صورت همزمان و يك باره يا پلكاني باشد نرخ تورم به ترتيب در صورت يكباره و همزمان 6/48 درصد و در حالت پلكاني 5/10 درصد علاوه بر تورم پايه افزايش خواهد يافت، همچنين ميتوان پيشبيني كرد كه چون جامعه مورد هدف (از نظر هدفمند كردن يارانهها)، هفت دهك (1 تا 7) هستند، حداقل 50 درصد از 18 ميليارد دلار (پرداختي به مصرف كنندگان) به احتمالا بالا با افزايش ميل نهايي به مصرف، به تقاضا تبديل ميشود. بنابراين پيشبيني ميشود تورم ناشي از فشار تقاضا با اجراي پرداخت نقدي يارانهها به هفت دهك اول (با فرض آنكه 50 درصد به تقاضا تبديل شود)، احتمالا 7/2 درصد باشد كه با تاثير ضريب فزاينده پول (5/1) به 4 درصد بالغ شود.
از سوي ديگر پيشبيني ميشود با اجراي سناريوي آزادسازي قيمتها مصرف كل در سال 1388 نسبت به سال 1387 از رشد 8/10 درصدي برخوردار شود كه اين نرخ براي هزينههاي مصرفي خصوصي و دولتي به ترتيب 2/12 و 3 درصد خواهد بود.
http://www.sanayenews.com
هر ساله شرکتهاي دارويي، داروهاي جديدي را به پزشکان معرفي ميکنند.اين داروها بهطور مجـزا ميتواننـد باعـث بـهبـود بيـماريها شونـد يا دردهاي مختلف را تسکين دهنـد ، اما استفاده همزمان از هميـن داروهاي مفيـد ميتوانـد مضر و حتي مرگبار باشد . بنابـرايـن اگر ميخواهيـد از داروهاي بدون نسخه استفاده کنيد بد نيست به موارد زير نگاهي داشته باشيد :
1 - به پزشک خود بگوييد چه داروهايي مصرف ميکنيد . اين مسئله بـه پـزشک شما کمک ميکنـد تا ديدگاه بـهتـري نسبت به تاريخچه پزشکي شما پيدا کنـد . فايـده ايـن قضيـه پـرهيـز پـزشک از تجويـز داروهايي اسـت که ممکن است با داروهاي ديگر تداخل اثر داشته باشند، بخصوص اگر شما همزمان توسط چند پزشک مختلف تحت درمان باشيد. در ايـن موارد هم بـراي شما و هم بـراي پـزشکتان لازم اسـت که دربـاره داروهاي تجويـز و مصـرف شده اطلاعات مورد نياز را رد و بدل کنيد .
مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال 1388 فرمودند که « اسلام و صاحبنظران بر این تأکید دارند که مصرف باید به صورت عقلانی و هوشمندانه مدیریت گردد» که امام صادق (ع) نیز تضمین می کند که افراد میانه رو و مقتصد، گرفتار تنگدستی نشوند.
مصرف، از نظر اقتصادی، دارای اهمیت به سزایی است که اقتصاددانان، اظهار می نماید که مصرف، در عین اینکه هدف نهایی از تولید و توزیع است، یکی از عوامل مؤثر در ان نیز به حساب می آید.
بر همین اساس، صاحب نظران اقتصادی اصلی را به عنوان « حاکمیت مصرف کننده » مطرح کرده اند؛ (( یعنی، مصرف کننده است که به تولیدات و چگونگی تخصیص منابع تولید و توزیع شکل می دهد.)) مصرف، فقط تابعی از تولید و توزیع نیست بلکه از جهت دیگر، تولید و توزیع هم تابع مصرف است. بین مصرف، تولید و توزیع رابطۀ علی و معلولی وجود دارد و هم اینکه مصرف ابزار مهمی در توجیه چگونگی تولید می باشد، چونکه سیاستهای مصرفی معاصر، در سیاستگذاریهای اقتصادی مدرن تأثیر چشمگیر دارد. تمام بنگاههای تولیدی امروز برپایۀ سیاستهای مصرفی و تبلیغات مصرفی می چرخند.
ایجاد انگیزه در بازارهای مصرف سبب به کار افتادن تولیدات و ازدیاد در آمدها می شود؛ همچنانکه سیاستهای مصرفی بی حدومرز، موجب از بین رفتن شرایط سرمایه گذاری و کاهش تولیدات ملی در جامعه خواهد بود. در مقابل، کنترل مصرف به منظور فراهم کردن زمینۀ پس انداز و سرمایه گذاری، به طور طبیعی رشد و شکوفایی اقتصادی را به دنبال دارد.
معادله مصرف در یک جامعه اسلامی در رابطه با دو عامل 1- درآمد و تغییرات آن 2- خواسته های معنوی، رشد و کاهش آنها شکل می گیرد. و اساساً هم تراز با مطلوبیت کالای مادی و اقتصادی تأثیر پذیری و مطلوبیت کالاهای معنوی و غیر مادی به عنوان متغیرهای مستقل ایفای نقش می نماید، و به قول اقتصاددانان میل نهایی به مصرف افراد را تعیین می نماند. این دو عامل، متغیر مؤثری در تقویت رابطه میان مصرف و توزیع مجدد به حساب می آیند.
در تقسیم بندی انواع مصرف می توان به مصارف واجب، و غیر واجب، فردی و اجتماعی، ضروری و غیر ضروری، حلال و حرام که هر یک از انواع مصرف ناشی از ضرورتهای اقتصادی، رفتارعقلانی مصرف کننده، محدودیتهای عقیدتی، مصالح سیاسی- اجتماعی و برخی از اثرات محیطی و بعضاً مصرف زدگی های یک جامعه مصرفی رقم می خورد و با تعیین گرایش و میل متوسط و نهایی به مصرف و همچنین مطلوبیت کل و نهایی از مصرف، تابع یا معادله مصرف را در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت افراد، خانواده ها و جامعه شکل می دهد. با توجه به زیرساختهای اقتصادی و درجه مصرفی یا تولیدی اقتصادی یک کشور باید الگوی مصرف جامعه را زیر نظر گرفت.
و در حالات و شرایط تولیدی متفاوت، سطح شاخص های درآمدی ملی و سرانه نسبت به اصلاح و تعدیل الگوی مصرف یعنی چگونه مصرف آحاد فردی و اجتماعی کشور الیته نه با صدور بخشنامه ها، دستورالعمل ها بلکه با شناخت زیر ساخت ها، اجراء برنامه های اقتصادی – اجتماعی به توان رفتار عقلانی بخش های تولید، توزیع و مصرف را همزمان و در ارتباط با هم جهت دهی کرد. عوامل باز دارنده و سوق دهنده مصرف بهینه را با روشهای منطقی و تحقیقی شناسایی و استراتژی، خط مشی و راهبردهای اثر بخش به منظور کارآمدی اقتصادی در بخش مصرف را عملیاتی کرد. ضرورت بحث پیرامون الگوی مصرف از این امر ناشی می گردد که رابطه ای نزدیک میان عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی جامعه از یک سو و الگوی جامع مصرف از سوی دیگر وجود دارد که شناخت هر چه دقیقتر و بهتر از این رابطه می تواند به تنظیم برنامه های اقتصادی – اجتماعی جامعه کمک نمایند. در یک نمای کلی، مقدار و نوع کالاهای مورد مصرف افراد و اقشار جامعه یا به عبارتی کمیت و کیفیت اقلام مصرفی افراد جامعه را الگوی مصرف می نامند. با توجه به اینکه امروزه در جهان و به ویژه کشورهای توسعه نیافته، دولت به عنوان یک عامل اقتصادی بزرگ به طور وسیعی در سیستم اقتصادی دخالت می نماید و همچنین به عنوان یک مصرف کننده مستقل نیز دارای اثرات مستقیمی بر الگوی مصرف جامعه می باشد. ندا الگوی مصرف صرفاً محدود به رفتار مصرفی افراد و خانوارها نبوده بلکه تصمیمات و استراتژی های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دولت نیز بر آن تأثیر خواهد گذارد.
به همین خاطر شناخت هر چه دقیقتر رفتار مصرفی بخشهای اقتصادی زیر نظر دولت براساس تئوریهای مصرف اقتصاد در چارچوب شرایط فرهنگی، اقلیمی و سیاسی کشور ضرورت دارد. و نظر به رفتار مصرف کنندگان و تقاضا در اقتصاد، اقشار مصرفی می کوشند تا درآمد خود را بین کالاها و خدمات در دسترس طوری تخصیص دهند که مطلوبیت مورد انتظار خود حداکثر سازند.
آنچه که به طور عمده تعیین کننده ترکیب کالاها و خدمات موجود در سبد مصرفی خانوارها اقشار اجتماعی و به طور عمده الگوی مصرف جامعه می باشد، همان عوامل و متغیرهاتی است که بر تقاضای کالاها و خدمات گوناگون اثر می گذارند. در این میان متغیرهایی چون نیاز، ذوق، سلیقه و رجحانهای مصرف کنندگان، اندازه خانوارها، بخش های اقتصادی، مشخصات فردی و جایگاه اجتماعی هر یک همانند سن، جنسیت، شغل، تحصیلات، درآمد، زندگی در شهرها یا روستا، انتظارات مصرف کنندگان از روند قیمتها و فراهم بودن کالا در حال و آینده و مطلوبیت های معنوی همواره بر کمیت و کیفیت تابع، معادله و الگوی مصرف جامعه مؤثرند.
حال باید تصمیمات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دولت نیز بدان افزوده شود. لذا شناخت توابع تقاضا برا مکالاهای گوناگون در گروههای اجتماعی و به ویژه اینکه چه عوامل اقتصادی – اجتماعی به طور عمده بر تقاضا اثر می گذارند وبررسی علل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی تغییرات این متغییرهای مستقل در تابع تقاضای کالا در طول زمان، ما را در شناخت هر چه بهتر نحوه شکل گیری الگوی مصرف و دلایل عمده آن یاری و مساعدت می نماید.
در این رابطه طبق قانون برنامه پنج ساله چهارم دولت با جلسات متعدد اقتصاددانان و کارشناسان امور تولیدی، اقتصادی بازرگانی وتغذیه ای، همچنین ارتباط با دیگر ارگانها و سازمانهای صاحبنظر توجه به نیازهای مصرفی جمعیت و مناطق کشور ، سلیقه های مصرفی آنان و نیازهای وارداتی کشور، الگوی مصرفی مناسبی تهیه و با اعتبار سنجی آن به گونه ای که هر یک از افراد و افشار کشور بتوانند از حداقل درآمد سرانه مورد نیاز برخوردار باشند. به عنوان الگوی جامع و ملی کشور مصرف معرفی گردد.
به نظر می رسد است پیشنهاداتی در تواناسازی مدیریت مصرف و در فرایند طراحی، اصلاح و نهادینه کردن الگوی مصرف خرد و کلان بهینه قبل از تولید و واردات ( توزیع و مصرف عوامل تولید ) و بعد از تولید و واردات (توزیع و مصرف کلا و خدمات ) مؤثر باشد.
گسترش و نهادینه سازی و شرطی سازی فرهنگ مصرف و قناعت و ساده زیستی و مبارزه با تجمیل گرایی، اسراف و تبذیر.
انجام برنامه ریزی برای هدایت و تعدیل سطح و نوع تقاضا و ارائه پیشنهادات و طرحهای لازم به مراجع ذی ربط در قالب الزام
http://www.sanayenews.com
تدوین و ارائه الگوهای مصرفی قابل قبول و مطابق با امکانات و مطلوبیت جامعه اسلامی
کنترل و نظارت مستمر بر اجرای صحیح الگوهای مصوب مصرف و اتخاذ تدابیر لازم جهت انجام عملیاتی الگوها
تدوین و تهیه برنامه های تبلیغی، ارشادی و و آموزشی ویژه مصرف در مدارس، دانشگاهها و اماکن عمومی و پخش انتشار آنها از طریق رسانه های عمومی و کتابهای درسی
پیش بینی تولید و مصرف کالاهای اساسی و اقدام در جهت تأمین کمبودها
تعیین قیمتهای تضمینی برای خرید محصولات استراتژیک در مناطق کشور
ممانعت از صدور و آزاد سازی ورود کلاهایی که کمبود داخلی آنها احساس می شود.
نظارت و کنترل برقیمت و کیفیت کالاهای استراتژیک بررسی پیشنهاد روشهای تولید به منظور ارتقاء کیفیت و جلوگیری از ضایعات و افزایش بی رویه قیمتها.
توسعه و گسترش صادرات بخشهای اقتصادی و افزایش ارزش افزوده کالای صادراتی
مهندسی ارزشی و مجدد نظام واردات و بازخوانی ترکیب، ساختار و تأمین نیازهای وارداتی
اصلاح نظام سازماندهی تأمین و توزیع کالا و حمایت از جامعه مصرف داخلی از آسیب پذیریها .....
وفاداری به نظام عرضه و تقاضا در نظام بازار آزاد داخلی
برنامه جهت پایین سطح عمومی قیمتهاً و وفاداری به نظام عرضه و تقاضاً در بازار پول و کالا
بررسی وضعیت مصرف کالا و خدمات مصرفی در زمینه اهمیت اقلام مصرف – میانگین های مصرف اقدام – حداقل های سبد هزینه ای – عمده مصرف – سرانه های کالری – مقایسه الگوی مصرف داخلی و مشابه خارجی – ترکیب های غذایی – استاندارهای مصرفی – اقدام مصرفی جانشین و مکمل – بررسی مقدار تولید کالا و خدمات داخلی – مقدار کالا و خدمات وارداتی جانشین نیازها و صرفه جوئی های ارزی برای واردات.
مسلماً جهت اصلاح الگوی بهینه مصرف در یک نظام اقتصادی دهها راهبرد و تصمیم سازی استراتژیک می توان معرفی و پیشنهاد نمود که با رعایت اصول مدیریت توزیع که در سطح خرد وکلان، قبل و بعد از تولید با احتساب پراکندگی های مکانی، زمانی، ابزاری و مصادیق قوانین ترمودینامیک طبیعی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که قاعدتاً در هم ریختگی و بی نظمی سیستم توزیع عوامل تولید و درآمد و نهایتاً در سازوکار، تابع، معادله و الگوی فردی و اجتماعی مصرف کمک می کند ارائه نمود که از این رو با ایجاد یک رابطه صحیح داده – ستاده و مکانیزم بازگشت و اصلاح تطبیق تولید و نیاز مادی و معنوی بازار مصرف امکان پذیر می گردد که لذا تحقق همه جانبه به فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر تمرکز بر مدیریت عقلانی و هوشمندانه در عرصه مصرف است رویکردهای نظام مدیریتی کارکزاران سلسله مراتبی نظام بویژه در بخشهای اقتصادی – اجرائی میسر می گردد که خود نیاز به تحلیل و تبیین خوشبینانه یا بدبینانه است.
زيست فناوري مي تواند نقش برجسته اي در كاهش اين هزينه ها داشته باشد.برخي از اين موارد در بخش هاي پيشين گفته شد، اما موارد ديگري نيز وجود دارد كه زيست فناوري مي تواند به صورت مستقيم و غير مستقيم باعث كاهش هزينه ها شود:
-برخي از فرايندهاي زيستي نسبت به فرايندهاي غير زيستي كه كار مشابهي را انجام مي دهند ساده تر بوده و به همين علت در زمان احداث، فعاليت ،تعمير و نگه داري تجهيزات ، نيرو هاي انساني و مواد مصرفي، هزينه هايي به مراتب پايين تر خواهند داشت.
-هزينه هاي تعمير و نگهداري در بسياري از موارد مربوط به جايگزيني قطعات خورده شده يا رسوب گرفته با قطعات جديد و يا اعمال روش هايي براي كاهش اين اثرات مي شود.عوامل زيستي يا برخي محصولات زيستي وجود دارند كه مي توانند با هزينه اي كمتر، ايجاد آلودگي كمتر و گاهي كارايي بيشتر، از بروز خوردگي يا رسوب گرفتگي جلوگيري كنند.
-گاهي مواد مصرفي زيستي كه جايگزين مواد مصرفي سنتي مي شوند؛ داراي ارزش اقتصادي كمتري هستند، حال آنكه ممكن است داراي همان كارايي يا حتي كارايي بيشتري نسبت به آن نيز باشند.
-حذف يا كاهش نياز به برخي مراحل عملياتي همچون فرايندهاي جداسازي يا تصفيه كه به نوبه خود هزينه هايي را تحميل مي كنند ، مي توانند باعث كاهش چشم گيري در هزينه ها شود، زيست فناوري مي تواند در برخي موارد باعث حذف يا كاهش نياز به وجود اين مراحل شود.
-كاهش نيازبه انرژي باعث كاهش هزينه هاي مربوط به تامين انرژي مي شود كه در بخش مربوطه مورد اشاره قرار گرفت.
در برخي موارد، استفاده از فرايندهاي زيستي، نياز به استفاده از برخي تخصص ها يا نيروهاي كار معمولي را كاهش مي دهد و به اين ترتيب، هزينه نيروي انساني كاهش پيدا مي كند.نمونه هاي فراواني از اين قبيل را مي توان برشمرد كه در اينجا به همين ميزان بسنده مي شود.
با توجه به نمونه هايي كه مورد اشاره قرار گرفتند، مشخص مي شود كه بسياري از مواردي كه باعث مصرف نادرست در بخش هاي صنعتي مي شوند، با استفاده از فنون زيستي و يا محصولات حاصل از زيست فناوري يا مواد داراي پايه زيستي قابل رفع هستند و صرفه جويي هاي زيادي در اثر استفاده از زيست فناوري و دستاوردهاي آن در صنايع مختلف قابل دست يابي است.در سال 1388، كه سال اصلاح الگوي مصرف نام گذاري شده است، مي توان نگرش هاي تازه اي نسبت به الگوهاي مصرف در بخش هاي مختلف صنعتي داشته و راه حل هاي مناسبي براي آنها اتخاذ نمود.