اصلاح الگوي مصرف، باور ملي
اسدالله افشار:
حضرت آيتالله خامنهاي، رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال 88، سال جديد را سالي مهم خواندند و با ابراز اميدواري درباره غلبه قدرت ايماني ملت ايران بر همه حوادث و تحولات اين سال، افزودند: با توجه به اهميت <حياتي و اساسي مصرف مدبرانه و عاقلانه منابع كشور>، سال جديد را در همه زمينه و امور، سال اصلاح الگوي مصرف ميدانيم.
پس از اين سخنان در طول سه هفته آغازين سال جديد شاهد درج مقالات و تحليلهاي گوناگوني در مورد سال اصلاح الگوي مصرف در مطبوعات، خبرگزاريها، سايتها و وبلاگهاي متعدد و متنوع هستيم كه اكثر نويسندگان مقالات فوق با تحليلهاي مختلف از اين امر استقبال و تجليل نمودهاند.
1ـ در اين باره چند ويژگي و شاخص وجود دارد كه دستيابي به رشد و توسعه اقتصادي نيازمند الزامات صحيح استفاده بهينه از منابع طبيعي و افزايش رشد و توسعه پايدار نيز در گرو شناسايي و گزينش بهترين فرصتها و امكانات به منظور تجهيز منابع مالي جامعه است. از ديگر سو اصلاح در ابعاد مختلف به ويژه بعد اقتصادي به معناي بهتر شدن، حركت كردن و پندآموزي، شناسايي آسيبها و رفع چالشها در مسير تكامل است. كشورهايي كه با بيپروايي ضمن هدر دادن سرمايه ملي، از منابع طبيعي خويش براي بهبود و توسعه استفاده نميكنند، به نظر ميرسد در ارتباط با اصلاح الگوي مصرف و صرفهجويي واقعي، فاقد ارائه راهكارهاي عملي هستند، اين امر از عوامل اصلي به هدر رفتن انرژي و صرف هزينههاي هنگفت است.
2ـ همانگونه كه مقام معظم رهبري تصريح كردهاند: <مسئله صرفهجويي و اجتناب از اسراف، فقط يك مسئله اقتصادي نيست، هم اقتصادي است، هم اجتماعي، است، هم فرهنگي است؛ آينده كشور را تهديد ميكند.> به راستي ابعاد فرهنگي و اجتماعي مسئله صحيح نبودن الگوي مصرف در ايران چيست؟ و عادتها و رفتارهاي مغاير يك الگوي صحيح مصرف كه در ساليان اخير تشديد هم شده است چه منشائي دارد؟
هر چند كه معمولا ساليان مديدي براي شكلگيري فرهنگ يك ملت زمان لازم است، اما نميتوان از برخي عوامل در تشديد آثار سوء رفتارهاي مرسوم غلط، چشمپوشي كرد و آنها را ناديده گرفت. بايد به دقت به گذشته نگريست و از بازگويي اشتباههاي گذشته براي ساختن آيندهاي بهتر نهراسيد و چنانكه رهبر معظم انقلاب اسلامي هم بيان داشتهاند:<ما بايد اعتراف كنيم به اين مسئله، عادتهاي ما، سنتهاي ما، روشهاي غلطي كه از اين و آن ياد گرفتهايم، ما را سوق دادهاند به زيادهروي در مصرف به نحو اسراف> و شايد يكي از مهمترين عوامل موثر در رسوخ عادتهاي نادرست در نحوه مصرف ما ايرانيان، به بزرگنمايي بيش از حد داشتههايمان مربوط باشد.
3ـ اهميت و سبب اين نامگذاري را زماني درمييابيم كه ميزان مصرف در ايران را با كشورهاي ديگر مطالعه، مقايسه و مورد بررسي قرار دهيم. براساس گزارش، موسسه <ماركت اوراكل> ايران از نظر ارائه بنزين ارزان سومين كشور و از نظر ميزان يارانه پرداختن به اين كالا نخستين كشور در ميان كشورهاي جهان است و بيش از 36 درصد كل مصرف بنزين خاورميانه در سال 2007 در ايران مصرف شده است. متوسط مصرف سوخت خودروهاي بنزيني در كشورمان حدود 11 ليتر در روز است در حالي كه متوسط مصرف سوخت در كشورهاي ديگر نظير آلمان و ژاپن 2/5، در انگليس3/5، در فرانسه1/9، در كانادا 6/5 و در كشور آمريكا7/3 ليتر در روز است. هر 10 سال يك بار ميزان مصرف سوخت در ايران 2 برابر ميشود اما اين نرخ رشد در مقياس جهاني يك تا 2 درصد بيشتر نيست و ميزان سوخت مصرفي جهان در حدود هر 50 سال يك بار 2 برابر ميشود. يعني ايران در مقايسه با ميانگين جهاني 4 تا 5 برابر بيشتر سوخت مصرف ميكند!! هماكنون 9 درصد سوخت جهان در ايران و توسط تنها يك درصد جمعيت جهان مصرف ميشود و هر ساله بيش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ايران به يارانه بنزين اختصاص مييابد در حالي كه در صورت مصرف استاندارد، ايران ميتواند يكي از صادركنندگان بنزين باشد.
سرانه مصرف نان در ايران به گفته معاون وزير بازرگاني حدود 160 كيلوگرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي نظير فرانسه كه 56 كيلوگرم و در آلمان 70 كيلوگرم در سال است، بيش از 2 تا 3 برابر است. و به اذعان رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي، يارانه نان طي 5 سال اخير به طور متوسط سالانه بيش از 30 درصد رشد داشته است و در سال جاري اين رقم بالغ بر 26 هزار ميليارد ريال است و ادامه اين روند طي 10 سال آينده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزايش يارانه قيمت نان، ميزان يارانه پرداختي 600 هزار ميليارد ريال خواهد رسيد.
در مابقي امور مثل: الگوي مصرف آب آشاميدني، ميزان مصرف گاز، ساختمان و مسكن، سرانه مصرف شكر، قند، روغن و ... شاهد وضعيت ناهنجار هستيم!!
4ـ صاحبنظران وكارشناسان معتقدند براي اصلاح الگوي مصرف موارد زير قابل تامل است؛
تدوين برنامه علمي مدون و تدوين استراتژي هدفمند با بهرهگيري از نظر كارشناسان اقتصادي و صاحبنظران دانشگاهي. در مورد مديريت اصلاح الگوي مصرف و پيشرفت همهجانبه، به جاي مديريت ساختار محور بايد به محوريت پروسه محور روي آوريم. تدوين برنامههاي تربيتي و آموزشي لازم و پرهيز از صدور بخشنامههاي تكراري از سوي مجريان امر. تجربهاندوزي از كشورهاي پيشرفته دنيا و استفاده از تحولات مثبت آنها. رجوع به روش و منش فرهنگ اسلامي و ايراني. ايجاد وفاق ملي در اين زمينه.
5ـ بايد بپذيريم كه اصلاح الگوي مصرف تنها جلوگيري از اتلاف چند قطره آب از شير معيوب آب منزل ما نيست؛ كه در ابعادي بسيار گستردهتر و با يك نگاه عميق فرهنگي و اجتماعي، تلاش براي محو هرگونه سادهانگاري در استفاده از منابع كشور است.
6ـ به نظر ميرسد براي عملياتي نمودن اصلاح الگوي مصرف بهترين نقطه آغازين طرح خود دولت است كه خود هم بزرگترين مصرفكننده منابع و ذخاير كشور است و دولت بايد اولين شروعكننده اصلاح الگوي مصرف باشد و مسئولين و مديران بايد سريعتر درصدد اجرايي نمودن اين مسئله باشند اما در اين خصوص دولت بايد در پيشبرد اين امر پيشگام باشد.
http://www.siasatrooz.ir/
شناخت الگوهای صحیح مصرف
مصرف به معنی استفاده وخرج کردن در ادبیات فارسی است فرهنگ آنندراج مصرف را اسم ظرف به معنی جای خرج کردن دانسته است هنگاهی که از مصرف صحبت می کنیم این نکته را در نظر داریم که چگونه می توانیم به بهترین شکل آنرا برای بر آورد نیازهای خویش بکار گیریم بنابراین شناخت بهترین شکل مصرف هر چیزی به معنای شناخت شیوه ای است که از آن بعنوان الگوی مصرف آن چیز تعبیر می شود شخص می کوشد تا با بهره گیری از تجربیات ودانش های دیگران وتجربیات شخصی بهترین شیوه والگوی مصرف را در زندگی بدست اورد تا علاوه بر بهره گیری کامل وبراورد نیازها بخشی را برای اینده ویا فعالیتهای دیگر ذخیره سازی نماید این گونه است که انسان همواره در اندیشه شناخت الگوهای بهتر مصرف بازسازی دایمی واصلاح آن در راستای اهداف گفته می باشد
اسوه های کامل
بدون شک هر چه شناخت انسان نسبت به خود ومحیط زیست خویش کاملتر شود میزان بهره مندی وی نیز از وسایل وامکانات افزایش می یابد ومصرف بهینه واسان وساده آن چیزرا بهتر می آموزد با این همه به عللی شناخت انسان نه تنها نسبت به محیط زیست خویش بسیار ناقص وابتدایی است بلکه حتی نسبت به خود ونیازهاوتوانمندیها وظرفیتهای خویش نیز شناخت کامل ودرستی ندارد از این رو نیازمند آن است تا کس ویا کسانی اورا به مسیر درست سوق دهند وبه او در این امر یاری رسانند این جاست که پای پیامبران در زندگی انسان باز می شود تا به وی راه درست زندگی کردن واهداف وحکمت آنرا بیآموزند
پیامبران 0ع) نه تنها به انسانها در حوزه شناختی یاری رسانده ومی رسانند بلکه در عمل به آنان نشان می دهند که بهترین شیوه زیست کدام است این همان چیزی است که ما از آن بعنوان الگو واسوه زندگی یاد می کنیم
اسوه چیست ؟
اسوه شخصی است که به سبب خصلت ها یا خصلتهایی چند لیاقت وشایستگی آنرا می یابد تا الگو وسرمشق علمی وعملی دیگر یا دیگران باشد
در قرآن کریم در آیات 11و12سوره تحریم و83و90سوره انعام و4و6سوره ممتحنه از آسیه ومریم (س)وابراهیم (ع)ودیگر پیامبران (ع)بعنوان اسوه یاد می نماید ودر آیه 143سوره بقره امت اسلام را بعنوان امتی معتدل .اسوه ای برای توده های مردم معرفی می نماید
خداوند در آیه 112سوره نحل جامعه آرمانی را بعنوان جامعه ای برخوردار از آرامش ،امنیت ،آسایش فراوان ورفاه مطلوب می داند این بدان معنی است که جامعه نمونه ومطلوب از نظر قرآن جامعه ای است که برخوردار از سعادت وخوشبختی باشد که عناصر اصلی آنرا آرامش وامنیت وآسایش تشکیل می دهند جامعه نمونه وبرتر جامعه ای است که از نظر فرهنگی وتمدنی به کمال دست یافته باشد وبتواند با بهترین شیوه توده های مردم را به آسایش وآرامش برساند این امر شدنی نیست مگر آنکه اقتصاد آن از الگوهای کامل در تولید وتوزیع ومصرف بر خوردار باشد ، افراد چنین جامعه ای انسانهایی هستند که در مسیر درست قرار گرفته اند ودر همه عرصه ها روش اعتدال را در پیش گرفته اند زیرا آنان نیز همانند پیامبر گرامی (ص)در مسیر الهی وآموزه های دینی وحیاتی گام بر می دارند واسوه ومقتتدا وپیشوای خویش را چنین شخصی قرار داده اند (آیه 21سوره احزاب )
اعتدال گرایی ،ویژگی اسوه های زندگی است
آیه 143سوره بقره با تفسیر روایی که نورالثقلین از امام صادق (ع)نقل می کند تبیین می کند که اهل بیت پیامبر (ع)همان انسانهای معتدل والگوونیز شاهدانی برای راستی ودرستی هستند که جامعه برتر در مسیر آنان گام بر می دارند وبه آسایش وآرامش دست می یابند
اسوه های زندگی که در آیا قرآن معرفی می شوند کسانی هستند که اعتدال گرایی در زندگی آنان اصل بنیادین را در کنار توحید وتوکل ومعاد تشکیل می دهند (آیه 4سوره ممتحنه )
در آیات 143بقره و161انعام و105یونس و135طه نیز اشاره دارد که دین اسلام بعنوان برترین دین وکامل والگوی الهی برای زندگی بشری آئیینی معتدل ومیانه است
ودر آیه 27سوره نساء می فرماید این اعتدال از درونی ترین وشخصی ترین احکام وقوانین زندگی تا عمومی ترین مسایل اقتصادی وسیاسی جامعه را در بر می گیرد
در آیه 9سوره نحل می فرماید : التزام خداوند به بیان راه راست ومیانه برای آن است که آدمی تنها در این مسیر است که می تواند جامعه تمدنی وبر تر خویش را بسازد وبه عنوان خلافت الهی بر زمین هستی را مدیریت وتدبیر وربوبیت نماید
در آیات 30و31حج و5بینه به رعایت اعتدال بعنوان تنها راه درست اشاره می کند ومردم را بدان می خواند ودر آیه 275بقره ربا خواری را سبب خروج از اعتدال روانی بر می شمارد
از نظر قرآن که در آیات 72و77سوره مائده آمده است که بسیاری از جوامع به سبب خروج از اعتدال در حوزه های مختلف اقتصادی واعتقادی ورفتاری گرفتار بحران های شدید شدند که در نهایت تمدن وجامعه آنهارا نابود ساخته ویا می سازد
ودر آیات 108بقره و77مائده خروج از اعتدال ومیانه روی را سبب کفر وگمراهی ونابودی بشر می شمارد زیرا ریشه خروج ار حد اعتدال در همه کارها حتی امور دینی را می بایست در تمایلات نفسانی ووسوسه های شیطانی جست که چیزی جز نابودی بشر را نمی خواهد
عوامل رشد وشکوفایی تمدنی
شکوفایی تمدنی در گرو شکوفایی اقتصادی است در آیه 15سوره سبا می فرماید رشد اقتصادی جامعه از آن درجه از اهمیت قرار دارد که بعنوان نعمت الهی یاد می شود ودر آیات 201بقره و32نساء و156اعراف دعاکردن برای پیشرفت اقتصادی را بعنوان امری شایسته مورد تأئید وتشویق قرار می دهد زیرا سعادت دنیا وآخت آدمی در بسیاری از جهات در گروه این پیشرفت است ودر آیات 201بقره و96اعراف و3هود و52هود و10تا 12نوح می فرماید رشد اقتصادی از نظر قرآن تا آن حد اعتبار دارد که انسان می بایستی هم در دعا ونیایشهای خود آنرا بخواهد وهم به عنوان هدف اصلی وماموریت کلیدی بشر در زمین بدان توجه داشته باشد
از امام صادق (ع) در ذیل آیه 201بقره این روایت نقل شده مقصود از دعا برای حسنه در نیا وآخرت رضایت وخشنودی خداوند وبهشت در آخرت وتوسعه در رزق ومعاش واخلاق نیک در دنیاست (نور الثقلین ذیل آیه )
از نظر قرآن عوامل رشد اقتصادی وپیشرفت تمدنی را می بایستی در دودسته از علل وعوامل مادی ومهنوی جست عوامل مادی مانند آب مناسب وفراوان که در آیات 52هود و10تا 12نوحو16جن به آن اشاره شده است زمین مناسب ومرغوب که در آیه 58اعراف و15نساء به ان اشاره شده است وکار وتلاش بر زمین که در آیه 15ملک اشاره شده است
از نظر قرآن ایجاد عدالت اقتصادی که از برنامه های پیامبران الهی در طول تاریخ بشریت بوده وهست می تواند در رشد وشکوفایی اقتصادی بسیار موثر باشد آیه 25حدید و7حشر به این موضوع اشاره می نماید
شیوه های دست یابی به رشد اقتصادی
اگر به علل وعواملی که قرآن به عنوان علل وعوامل شکوفایی وپیشرفت اقتصادی وتمدنی اشاره کرده توجه شود به خوبی روشن می شود که بهترین شیوه دست یابی به رشد اقتصادی چیست وچه الگوی مناسبی برای تولید وتوزیع ومصرف می بایست در پیش گرفت در ایات 85و86سوره هود و35اسرا آمده است که از نظر شعیب (ع)رعایت عدل وانصاف در امور اقتصادی به ویژه توزیع ومعاملات بازرگانی شرط دست یابی جوامع به خیر وسعادت جمعی وشکوفایی تمدنی است بر این اساس آن حضرت برای اصلاح وضعیت معاملات وتغییر روش ها وشیوه ها تأکید داشته است
اصلاح الگوی مصرف
از این رو اصلاح الگوی مصرف به عنوان راهکاری برای جلو گیری از فساد در عرصه اقتصادی مورد تأکید قرار می گیرد بر این اساس در حوزه مدیریت اقتصادی افزون بر لزوم برنامه ریزی درست مدیران بر نظارت مستمر مسئولان بر تولید وتوزیع ومصرف تأکید دارد که در آیات 47و55یوسف و93تا 97کهف و12و13سبا به این موضوع اشاره دارد
قرآن در آیه 5سوره نساء رشد وخردمندی را از جمله شرایط واگذاری مسئولیت مالی به شخص می داند وبر امانت داری بعنوان شرطی دیگر بویژه در بخش تصدی گری دولتی در آیه 55سوره یوسف پا می فشارد از جمله بخشهای مهم در حوزه اقتصاد که لازم است همواره اصلاح شود بخش مصرف است زیرا به علل وعوامل درونی وبیرونی چون غرور وتفاخر وخود خواهی انسانها در بخش مصرف گرایش شدیدی به اسراف واتراف پیدا می کنند واز حد اعتدال خارج می شوند از نظر اسلام در حوزه مصرف آنچه مهم است کم مصرف کردن نیست بلکه درست مصرف کردن وبجا مصرف کردن است زیرا اگر کم مصرف کردن به معنای نادیده گرفتن بخشی از نیازهای فطری وطبیعی بشر باشد می تواند آسیب جدی به ا بخش وارد نماید که این مسئله در خلاف اهداف و حکمت آفرینش وربوبیت الهی است
به هر حال اصلاح الگوی مصرف یکی از وظایف مهمی است که پیامبر (ص)وظیفه خود می دانست تا زمینه شکوفایی اقتصادی وتمدنی وبهره مندی در صد بیشتری از مردم نسبت به نعمت های خداوندی را فراهم آورد بر این اساس اگر بخواهیم جامعه نمونه وآرمانی وتمدنی معاصر داشته باشیم می بایست با بهره گیری از الگوهای اصلاحی پیامبر (ص)زمینه ای دوباره برای رشد وشکوفایی اقتصادی وتمدنی فراهم آوریم
معیارهای اصلاح الگوی مصرف
هرگونه الگو ی اقتصادی که مانع از رشد اقتصادی وشکوفایی جامعه شود وراه را بر بهره مندی بیش تر مردم از نعمت ها ،امکانات ،ظرفیتها وتوانمندیهای جامعه بگیرد به عنوان الگوی نادرست شناسایی ومعرفی می شود از جمله الگوهای نادرست مصرف می توان به کنز ،تکاثر ،اسراف ،تبذیر وریخت وپاش اتراف ورفاه زدگی ومانند آن اشاره کرد بنابراین لازم است این گونه الگو ی مصرف اصلاح شود وجامعه به شکلی مدیریت گردد تا بتواند از همه امکانات به درستی ومناسب بهره گیرد وبه رشد وکمال واقعی وشکوفایی تمدنی دست یابد
فرهنگ قناعت
قناعت باعث آزادی فکری وروحی واستقلال انسانی است هم چنان که طمع موجب بردگی وخواری انسان است بنابراین وقتی انسان به آن چه دارد قانع باشد وچشم داشتی به دیگران نداشته باشد در تمام کارهایش خود تصمیم می گیرد وآزادانه رفتار می کند وبا کمال صراحت همه جا سخنش را می گوید ونظر خودرا اظهار می نماید
ارزش وفواید قناعت
1- قناعت باعث عزت وسربلندی است
2- قناعت مال تمام نشدنی وبی نیازی واقعی است
3- قناعت باعث آسایش خاطر وآرامش روان است
4- قناعت باعث حریت وآزادی است
http://amozesh-khanevadeh.blogfa.co
سال 1388 از سوی مقام رهبری با عنوان سال اصلاح الگوي مصرف مورد خطاب قرار گرفته و به قاعدة دركي كه از اقتضائات توسعة ملي ايران دارم، گمانم بر اين است كه این تاکید می تواند برای کشورمان بسیار مبارک و پرثمر باشد زیرا مسئله اصلاح الگوي مصرف از مهمترين بسترهاي تسهيلكنندة توسعه در كشورمان است. در عين حال، به قاعدة تجربههاي تاريخي كه در ايران وجود دارد به دليل ويژگيهاي خاصی اقتصاد سیاسی ايران، استعداد خارقالعادهاي وجود دارد که این فرصت به گونه های خاص قلب ماهیت شود.
بنابراين، به نظر ميرسد كه ما بايد تا جايي كه در توانمان است تلاش كنيم از منظر اقتصاد توسعة مسئله در جايگاه خود مورد توجه قرار بگيرد و در عين حال، برداشتهاي ناقصي كه از اين مسئله پديد ميآيد را مطرح كنيم به اميد اينكه از فرصتي كه اکنون ایجاد شده به نحو هرچه شايستهتر استفاده كنيم. واقعيت اين است كه در حوزة مسائل مربوط به انسان بحث بر سر اين است كه مفاهيم بايد خيلي ژرفكاوانه مورد توجه قرار گيرند، و باید تلاش كنيم با ضوابط و معيارهاي علمي تفاسيري از مفاهيم كليدي ارائه دهيم، که هم راه را بر رفتارهای فرصت طلبانه ببندد و هم منشا کارنامه قابل قبول در عمل گردد .
نكتة مهم ديگر اين است كه حتي اگر در زمان خاصي درك دقيقي از يك مفهوم پيدا كنيم خود اين مفهوم در معرض تغييراتي قرار ميگيرد كه بايد به اين پوياييها هم توجه كرد و بايد بدانيم در عرصة امور مربوط به انسان هيچ مفهو مي به صورت يك بار براي هميشه تعريف نميشود.
در اين زمينه براي اينكه بتوانيم به يك فهم دقيقتر از مسئله برسيم مناسبترين رويه اين است که به عنوان نقطه عزیمت نگاهي تاريخي به اين مسئله داشته باشيم. نقطة عطف اين نگاه تاريخي را انقلاب صنعتي در نظر ميگيريم به دلايل متعدد، يكي از دلايل اين است كه اساساً به اعتباري مسئلة فاصله گرفتن كشورها از هم به شكل معنيدار- از انقلاب صنعتي شروع شده و نكتة دوم هم اين است كه فراز و فرودهايي در این دوره بالغ بر 2 قرن در اين زمینه شكل گرفته كه اگر آنها را هوشمندانه نگاه كنيم، ميتوان خيلي خوب از آنها برای توسعه ملی استفاده كرد. ولي اگر ترجمهاي و تقليدي و ایستا با این پدیده روبرو شویم خود ميتواند منشأ مشكلات جديدي شود . تا جايي كه به تجربة كشورهاي صنعتي مربوط ميشود، ملاحظه ميكنيم كه مفهوم مصرف و تلقيها و تعاريفي كه از آن وجود داشته در این كشورها در طول زمان دستخوش تغييرات بنيادي شده به اين معني كه تا قبل از ربع اول قرن بيستم تلقيهاي موجود از مصرف در فرهنگ اروپايي خواه در زبان فرانسه و خواه در زبان انگليسي تلقي منفي از مصرف بوده يعني Consumption در فرهنگ لغات هر دو آنها با تعابيري مثل چپاول كردن، خراب كردن و از بين بردن و از توان انداختن معادلسازي ميشد. تا ربع اول قرن بيستم تلقيهاي از مصرف عموماً منفي و مالامال از خشونت است تصور من اين است كه اين تلقي كاملاً انطباق دارد با آنچه ماكس وبر با عنوان اخلاق پروتستان از آن ياد ميكند.
در چارچوب اخلاق پروتستان از این زاویه دو مؤلفة كليدي وجود دارد كه وبر آنها را منشأتوسعة اروپا به حساب ميآورد. نكتة اول اين است كه در جهانبيني پروتستان شرط رستگاري انسان اين است كه تا سر حد توان تلاش كند به طوری که وبر ميگويد، انباشت سرمايه برای کارآفرینان اروپایی ارزش نفسالامري دارد. يك مؤلفة ديگر اخلاق پروتستان اكتفاي به حداقل ضرور مصرف است يعني انسان پروتستان براي رسيدن به رستگاري خود را موظف ميداند تا جايي كه در توان دارد كار كند و تا جايي كه امكان دارد از مصرف های غیر ضرور خودداري كند.
گمان وبر و بسياري از نظريهپردازان برجسته اين است كه اين رويكرد مهمترين منشأ دگرگونيهاي توسعهاي در كشورهاي صنعتي بوده است. اما شواهد بی شمار تاریخی نشان می دهد از ربع اول قرن بيستم كه نظام توليد انبوه موضوعيت پيدا كرد و كشورهاي صنعتي توانستند به توانايي بيسابقهاي دست پيدا كنند، مشاهده ميكنيم بار منفي فرهنگي دربارة مصرف جاي خود را بسیار سریع به تلقي جديدي ميدهد و تا آن جا جلو می رود كه هويت افراد برحسب الگوي مصرف مورد ارزيابي قرار ميگيرد.
به اين ترتيب به نظر ميرسد در تجربة كشورهاي صنعتي دو مورد مهم را مشاهده ميكنيم اول تقدم ارتقاي بنية توليدي نسبت به الگوي مصرف است يعني همواره بنية توليدي در كشورهاي صنعتي مقدم بوده بر الگوي مصرف و درواقع تغييرات در الگوي مصرف به دليل تغييرات در بنية توليدي آنها پديدار شده. نكتةدوم پيوند معنيداري است كه بين درآمد و مصرف وجود دارد که در چارچوب ارتقاء بهره وری مستمر نیروی کار قابل توضیح است يعني پوياييهاي پديدة مصرف هم از نظر تغييراتي كه در نوع كالاهاي مصرفي افراد پديدار شده و هم از منظر تنوع و تغييراتي كه در به كار گرفتن كالاهاي مصرفي روبرو هستيم مشاهده ميكنيم درست به اندازة تقدم بنية توليدي با تقدم بهره وری و توانمندي درآمدي هم همراه است و الگوهاي مصرف به تبع اين دو تحول در كشورهاي صنعتي تغيير كردهاند.
نكتةديگري كه براي شروع بحث بايد مورد توجه قرار دهيم اين است كه به ويژه وقتي ميخواهيم دربارة مسائل اقتصادي در يك ساخت در حال توسعه صحبت كنيم سر منشأ بسياري از سوء تفاهمهايي كه در حوزة مسائل اقتصادي پديد ميآيد به اين برميگردد كه ما با يك مفهوم به نام اقتصاد روبرو هستيم كه در سه سطح تحليلي متفاوت (خرد، كلان و توسعه) مطرح ميشود كه هر كدام از اين سطوح تحلیل اقتصادی بنيانهاي انسانشناختي، هستيشناختي و روششناختي خاص خود را دارند و همينطور دغدغهها و مسائل محوری متفاوتي دارند.
به اين ترتيب، وقتي راجع به الگوي مصرف صحبت ميكنيم بايد توجه داشته باشيم اگر در سطح خرد صحبت ميكنيم در آموزههاي سطح خرد گفته ميشود كه اصل با حاكميت مصرفكننده است و مصرفكنندهها برحسب ميزان آراء پولي كه ميتوانند داشته باشند حق تأثيرگذاري دربارة اينكه چه چيزي به چه ميزان و چگونه توليد شود، پيدا ميكنند. در حالي كه وقتي در سطح كلان بحث ميكنيم بيشتر ذهنمان متمركز است روي قاعدههاي رفتاري كه نسبت مصرف را با متغيرهاي كلان مثل پسانداز، سرمايهگذاري، توزيع درآمد و رشد اقتصادي مشخص ميكند و بالاخره وقتي از منظر ملاحظات توسعهاي به اين پديده نگاه ميكنيم درواقع تمام تمركزمان روي مسئلة تناسب بنية توليدي يك جامعه با الگوي مصرفي آنهاست و از اين منظر نهادهاي پشتيبانيكنندة اين دو مورد توجه قرار ميگيرد و البته از منظر توالی ها حتماً باید تقدم بنیه تولیدی را مورد توجه قرار دهیم .
به طور مشخص آنچه ميخواهم مطرح كنم اين است كه در تجربة كشورهاي صنعتي و در فرايند آنچه طي بیش از دو قرن گذشته شاهد هستيم تا زماني كه توانايي مربوط به توليد انبوه پديد نيامده همة ساختارها و نهادها موضعگيري شديد داشتند بر عليه گسترش تمايلات مصرفي. اما به محض اينكه اين بنية توليدي ارتقاي معنيدار پيدا كرده، ملاحظه ميكنيد عناصر جديدي وارد اين فرهنگ ميشود و در مدت كوتاهي تحولي بنيادي در الگوهاي مصرفي كشورهاي صنعتي مشاهده ميشود.
شواهد تجربي نشاندهندة اين است كه تا دهة اول قرن بيستم گرايش غالب در كشورهاي صنعتي همچنان ناظر بر مذموم انگاشتن مصرف های غیرضرور و به خصوص گرايش به مصرف كالاهاي لوكس و تجملی است و از اين به بعد است كه به محض اينكه قدرت توليد انبوه پديدار شده ميبينيد مسائلي مثل بازاريابي، تبليغات، فروش اقساطي و علائم تجاري و ترویج اخلاق مدگرا موضوعيت پيدا ميكند و كلاً كشورهاي صنعتي كه تا قبل از آن همة فضيلتها را در حداقل مصرف سامان داده و نهادهاي پشتيبان آن را هم ايجاد كرده بودند از اين دوره به بعد است كه استراتژي محوري آنها خلق نياز ميشود و وقتي استراتژي محوري خلق نياز شد چيزي موضوعيت پيدا ميكند كه گالبرايت در كتاب ارجمند جامعة برخوردار پايان دوران حاكميت مصرفكننده اعلام ميكند.
از نظر او، سيستمهاي تبليغاتي از اين دوره به بعد براي اينكه امكان مصرف هرچه بيشتر را پديد آورند از تمام عناصر و امكاناتي كه روي ذهن مصرفكنندگان ميتواند تأثير بگذارد، استفاده كردهاند و نهايتاً كار را به جايي رساندهاند كه برخلاف همة تاريخ تمدن بشري كه هميشه هويت افراد براساس شغل و کار افراد تعريف ميشده به تدريج شاهد شرايطي هستيم كه هويت افراد بر حسب الگوي مصرف و سبک زندگی آنها تعريف ميشود.
آنچه كه اين تجربه را نسبت به تجربة كشورهاي در حال توسعه متمایز می سازد اين است كه كشورهاي درحال توسعه قبل از اينكه بنیه توليدشان را بتوانند تغيير دهند در معرض طيف گستردهاي از فرصتهاي مصرفي قرار ميگيرند و اگر هوشمندي نظامهاي تصميمگيري نباشد شكافي كه بين بنية توليدي و مصرفهاي ممكن روز وجود دارد، ميتواند تبديل به مهمترين پاشنة آشيل توسعه و امنیت ملی آنها شود. پدیده هایی مثل گسترش و تعمیق نابرابری ها و انواع وابستگی ها از این زاویه به خوبی قابل تحلیل است .
به لحاظ تاريخي براي اينكه تصوري از اين ماجرا داشته باشيد، مهمترين مثال در تجربة ايران مربوط ميشود به سفرهايي كه ناصرالدينشاه قاجار به اروپا داشته و از آنجا مقداري كالاهاي مصرفي لوكس را ميآورد و اين كالاها مورد تقاضاي ديگر خانوادهها در سطوح بالای حکومت قرار ميگيرد. اينجاست كه اقتصاد ايران براي اولين بار با چالش مهمي روبرو ميشود كه عبارت از اين است كه ما براي اينكه بتوانيم به اين نيازهاي مصرفي جديد پاسخ دهيم از طريق بنیه تولیدی موجود نميتوانيم خلق درآمد ارزی كنيم در اين مرحله براي تأمين نيازهاي مصرفي بايد منابع و درآمدهاي ارزي در اختيار داشته باشيم كه آن هم مستلزم اين است كه بتوانيم كالاهايي توليد كنيم كه در كشورهاي صنعتي متقاضي دارد. در دورة قاجار اين مسئله به درستي درك نشد و به پوياييهاي مصرف هم توجه نشد و نتيجه اين شد كه از اين زاويه ما در معرض تن دادن به غيرعاديترين امتیازها قرار گرفتیم. اين شكافي كه بين نيازهاي مصرفي وارداتی ما با بنية توليديمان ايجاد شده بود از طريق دادن امتيازات غيرعادي به كشورهاي پيشرفته پوشش داده شد و به موازات اينكه اين شكاف افزايش پيدا ميكند كه برميگردد به پويایي مصرف طبيعتاً گستره و عمق امتيازاتي كه ما دادهايم، افزايش پيدا ميكند.
از این زاویه نگاه كنيد به نيمةدوم عمر حكومت قا جاريه زماني كه اين مصارف گسترش پيدا كرده بودند. مجبور شديم بسياري از نواميس اقتصاديمان را در اختيار كشورهاي اروپايي قرار دهيم تا بتوانيم شكاف بين بنية توليدي و مصرف وارداتی را پوشش دهيم. در تمام دنيا به ندرت كشورهايي را پيدا ميكنيد كه امتياز انحصاري نشر اسكناس را به خارجيها واگذار كرده باشند. در تمام دنيا سياستگذاري و اجراي امور گمركي در زمرة مهمترين نواميس اقتصادي يك كشور است در حالي كه ما براي مدتي طولاني اين دو امتياز را به خارجيها واگذار كرده بودهايم. و این تنها بخشی از واقعیت های اسف بار آن دوران است . اگر علاقمند بوديد كتاب عصر امتيازات ابراهيم تيموري را ملاحظه كنيد. تيموري ميگويد وقتي قرارداد دارسي بسته شد، آه از نهاد درباريان بلند شد. او ميگويد درباريان كه با حسرت به آن امتیاز بی سابقه نگاه ميكردند ناراحت بودند كه وقتي ميشود چنين امتيازاتي دهيم و رشوه دريافت كنيم چرا تاكنون براي قراردادهاي سطح پايينتر واسطه گری می کردیم .
آنچه خيلي حياتي است و مرتباً بر ابعاد اهمیت آن افزوده می شود اين است كه نظام توليد صنعتي يكي از مهمترين قابليتهايش در دورة پس از عصر توليد انبوه اين بود . كه دائماً ميتواند نيازهاي جديد خلق كند. اگر از همين زاويه تجربةتاريخي ايران را نگاه كنيد اگر به زمانهاي دورتر هم برنگرديد ملاحظه ميكنيد كه تا نيمة دهة 1340 درصد خانوارهاي ايراني كه يخچال داشتهاند به زحمت 12 درصد ميشود. تا سال 1360 درصد خانوارهاي شهري كه فريزر داشتند کمتر از 3 درصد بوده ولي الآن نگاه كنيد خانوارهای شهری نمی توانند حتی تصور كنند بدون يخچال، فريزر يا حتي DVD و ويدئو بتوانند زندگي كنند. بر این اساس به راحتی مشخص می شود .
که وجه ديگر پويايي مصرف جديد اين است كه مصرف های جديد گر چه در كوتاهمدت حكم مصرف تجملي و لوكس را دارد. اما به محض اينكه اين مصرف لوكس چند دوره تكرار ميشود، جزء مصرف های ضروري ميشود و ناتواني حكومت در پاسخگويي به آن، بنيانهاي مشروعيت سيستم را به چالش ميكشد. بحث بر سر اين است كه توجه به الگوي مصرف به اعتبار تجربة تاريخي نشان ميدهد اين وابستگي و امتيازات خفت باری كه دادهايم تا اين شكاف را پاسخ دهد به اعتبار تحولات جدید می تواند بسیار اسف بارتر باشد برای مثال بايد توجه كنيم الآن در نقطة عطف جديد قرار داريم كه عبارت از ورود به عصر دانايي است و به اعتبار بحث ما دربارة الگوي توليد و مصرف این بحث را وارد يك مدار جديدتر كرده و بايد اقتضائات آن را هم بشناسيم. به عبارت دیگر باید به طور همزمان ، در کنار تجربه های تاریخی به حال و آینده نیز توجهی در خور داشته باشیم .
موج سوم انقلاب صنعتي كه از آن به عنوان عصر دانايي نام برده ميشود، از منظر بنية توليدي جهان را وارد مداري جديد كرده كه اصطلاحاً به آن توليد ناب گفته ميشود كه معادل Lean Production است. منظور از آن چيست؟ بحث اين است كه تا قبل از رسيدن به توليد انبوه مهمترين ويژگي توليدات كارگاهي اين بود كه هر يك از توليدات متناسب با سليقة مصرفكنندة خاص توليد ميشد. از خودرو بگيريد تا كت و شلوار. اما وقتي وارد مرحلة توليد انبوه شديم اين مسئله به چالش كشيده شد يعني مهمترين مشخصة توليد انبوه اين است كه با سليقة يك مشتري معين خود را هماهنگ نميكند بلكه با استفاده از علومي مثل روانشناسي و جامعهشناسي طيفهاي عمدة سليقهها را شناسايي كرده و به طور یکسان و در مقیاس انبوه توليد ميكنند.
در عصر دانايي مهمترين مؤلفة نظام توليد ناب اين است كه تواناييهاي توليدي دو مرحله قبل را به طور همزمان در اختيار گرفته يعني در حاليكه خط توليد با بنية توليد انبوه كار ميكند اما هر يك محصولات ميتواند با سليقة يك مشتري خاص كه سفارش محصول داده منطبق گردد . و در این شرایط خلق نیاز جدید به مراتب امکانپذیرتر از هر دوره دیگری است و چنین الگوی از مصرف است که تشخص یافتن از طریق مصرف را وارد مرحله جدیدی کرده است به همين خاطر در دورة جديد با يك شرايط بيسابقه روبرو هستيم به اين معنا كه به صورت تنگاتنگ هويت و تشخص افراد متناسب با الگوي مصرف و سبک زندگي تعريف ميشود.
بحث بر سر اين است كه ما به طور فزاينده از دورة قاجار به بعد همچنان شكاف بين بنية توليدي و الگوي مصرفمان در حال افزايش بوده اما به طور طبيعي اين سؤال مطرح ميشود چرا در دورة پهلوي با وجود تعمیق بیشتر این شکاف رويههايي از قبيل آنچه در قاجار شاهد بوديم را نميبينيم؟ يعني چرا انحصار چاپ اسكناس دست خارجيها نيست و قراردادهايي مثل تركمانچاي و دارسي با خارجيها نميبستيم؟ يك پاسخ به اين سؤال اين است كه در اين دوره ما در معرض دستيابي به درآمدهاي نفتي بوديم و شكاف بين بنية توليدي و الگوي مصرف از طريق درآمدهاي نفتي تأمين ميشده. و فرایند توسعه نیافتگی و وابستگی ما از این ناحیه باز تولید شده است .
بر اساس شواهد موجود انقلاب اسلامي در چارچوب اين بحث نقطة عطف بزرگي بوده که با مثال كوچكي از آن عبور ميكنم. گرچه در جای خود نیازمند بحث و بسط بسیار زیادی است بعد از اينكه شوك اول نفتي اتفاق افتاد و هوس رسيدن به دروازههاي تمدن بزرگ به سر شاه افتاد، از يك گروه مهندسين مشاور خارجي دعوت كرد تا برنامهاي كه ما را به تمدن بزرگ ميرساند طراحي كنند. گروه مهندسي مشاور ست كه فرانسوي بود و بعد با يك گروه ايراني تركيب شده و گروه ستیران را تشكيل دادند،در گزارشي كه آنها تهیه کرده اند تصریح شده که بر اساس الگوی مصرف سال 1355 اگر ايران بخواهد 10 سال بعد يعني سال65 را بدون بحران سپري كند بايد حداقل 65 ميليارد دلار با قدرت خرید آن روز دلار واردات داشته باشد .
این که انقلاب اسلامي از اين زاويه نقطة عطفي در تاريخ ايران محسوب ميشود به واسطه این است که از يك طرف اراده و انرژي بزرگي برانگيخته شد تا بنيةتوليدي را در كشور ارتقا دهد و از طرف ديگر، يك جهاد همگاني براي مهار تمايلات مصرفي براي واردات مصرفي فزاينده پديدار شد. آنهایی که سالهاي اول پس از پيروزي انقلاب اسلامي را در ايران درك كردهاند، هم زیربنا سازی های بی نظیر برای تولید روستایی و هم خیزش همگانی برای خود اتکایی صنعتی را به خاطر دارند و نیز از منظر رفتار های مصرفی ميدانند فضا چگونه بود و حتي كساني كه امكانات لوكس و تجملي در اختيار داشتند شرم ميكردند براي اينكه در منظر عمومي از لوازم تجملی استفاده كنند اين دو تحول بزرگي كه پايههاي اوليهاش ريخته شد موجب شد كه ما سال 1365 را با همه شرایط پیچیده اش بدون بحران سپري كرديم. در حالي كه كل واردات ما در آن سال كمتر از 10 ميليارد دلار بود از يك طرف و از طرف ديگر، مسائلي كه مديريت توسعة ملي با آن روبرو بود بسيار فراتر از چيزي بود كه در مطالعه پیش گفته مورد توجه قرار گرفته بود. مثلاًٌ نرخ رشد جمعيت ما بسيار بيش از چيزي بود كه آنها پيشبيني كرده بودند آوارههاي عراقي و افغاني هم به ما اضافه شده بودند، شرايط جنگ را داشتيم، شرايط تحريم را هم داشتيم و طيف متنوعي از مشكلات كوچك و بزرگ داشتيم. که مهمترین آنها اولین شوک معکوس نفتی بود که قیمت آن را به حدود 5 دلار در هر بشکه رساند ولي در اثر انرژي عظیمی كه در جهت تقويت بنية تولید ملي و مهار تمايلات مصرفي در دورة پس از انقلاب ايجاد شده بود توانستيم با كمتر از 10 ميليارد دلار واردات سال 65 را سپري كنيم. بحث بر سر اين است كه با پايان جنگ و اهتمامي كه مديريت اقتصادي جدید به اجراي برنامة تعديل ساختاري نشان دادند با كمال تأسف اين دستاورد های بزرگ روند آسيبپذيري جدي پيدا كرد و از آن زمان تا امروز هم اين آسيبپذيري همواره افزايش پيدا كرده است.
در سالهاي آغازين اجراي برنامة تعديل ساختاري با اينكه درآمد نفتي ما اندكي نسبت به دورة جنگ افزايش پيدا كرده بود اما بخشی از هزینه های موج تظاهر به تجمل از طريق وامگيري خارجي پر شد و فرصتي براي ارضاء تمايلات مصرفي و دامن زدن به اين تمايلات پديدار شد. به طور همزمان اين فرصت ضد توسعه ای كه در زمينة ارضاء تمايلات مصرفي پديدار شده بود همراه شد با آزادسازي واردات كه آن هم به نوبه خود بنية توليدي را در ايران به چالش كشيد.
در دورة 1374 تا 83 به طور نسبي و به تدریج مدیریت اقتصادی کشور متوجه شدند که رها سازي الگوي مصرف قابليت تداوم ندارد و بنابراين، كنترلهايي را شروع به اعمال كردند و هم آزادسازي واردات را تا حدود زيادي از دستور كار خارج كردند و لذا از سال 1374 به بعد به طور نسبي بهبودهاي اندكي داشت مشاهده ميشد اما از 1383 به بعد به واسطة اينكه ما دوباره با شوك بسيار بزرگ نفتي روبرو شديم متأسفانه دوباره هر دو آسيب متوجه اقتصاد ما شد يعني هم بنية توليد ملي به طرز معنيداري تضعيف شد و هم الگوي مصرف فاصلهاش با توان توليدي با ابعاد غيرمتعارفي افزايش پيدا كرد. بنابراین ضرورت مطرح شدن ايدة اصلاح الگوي مصرف در چنين شرايطي قابل درك است و به اعتبار مطالعات تاريخي و نیز به اعتبار ملاحظات آيندهشناختي یک هشدار راهبردي براي آيندة ايران ميتواند باشد. در عین حال که برخورد کارشناسی و غیر سیاست زده با آن می تواند بسترهای مناسب حرکت شتابان به سمت توسعه را فراهم آورد .
براي اينكه ابعاد اين مسئله را خوب درك كنند توجهتان را جلب ميكنم به اين نكته كه در سالهاي 86 و 87 به طور متوسط حدود 70 ميليارد دلار در هر سال واردات داشتيم و با وجود اين ميزان واردات جزء چهارمين تا ششمين اقتصادهاي تورمي دنيا بوديم يعني اين هيولاي تمايلات مصرفي اشباع نشدني متکی به واردات شرايطي را ايجاد كرده كه وقتي اين همه به عرضة كل تضعيف شده در اثر آزادسازي واردات و رونق سوداگري كمك ميرسانيم باز تكافوي مهار روند تورمي را نميكند.
پس در این شرایط اصلاح الگوی مصرف يك راهبرد بسيار هوشمندانه است و اگر درست درك شود، ميتواند نقطة عزيمتي باشد براي اينكه از تهديدهاي غيرعادي كه در سياستگذاري اقتصادي به خصوص طي 3، 4 سالة اخير با آن روبرو شدهايم، بتوانيم خود را جمع و جور كنيم اما به نظر ميرسد كه ما براي اينكه مسئله را در كادري كه اقتضائات توسعة ملي ايجاب ميكند جلو ببريم با چالشهاي جدي روبرو هستيم. يكي از آنها اين است كه پيش بردن اين مسئله نيازمند يك ارادة همگاني است و بايد از طريق دا من زدن به بحثهاي اقناعی يك توافق ملي پيدا كنيم. اما در عین حال پیشبرد چنین کاری با برخی منافع مستقر و اهداف گروه های ذینفع پر نفوذ تعارض دارد ضمن آنکه در عرصه های شناخت ، سازماندهی و اجرا نیز با چالش های جدی روبرو هستیم که از قبل و بدون هیاهو باید برای آنها هم فکری کرده باشیم .
در این راستا علاوه بر متغيرهاي سنتي مطرح شده در تئوريهاي اقتصادي كه رفتارهاي مصرفی را تحت تأثير قرار ميدهند، نيازمند بازنگري جدي در نظام آموزشي، الگوي تجارت خارجي، فضای کسب و کار ، سیاست های منتهی به فساد مالی ، نابرابری فزاینده، مسئلةتوزيع درآمد و بسياري متغيرهاي ديگر هستیم . و می بایست با پرهیز از شتابزدگی و کارهای نمایشی بی ثمر و پر هزینه خود را آماده یک جهاد همه جانبه نمائیم .
بدون تردید در چنین شرایطی مناسب ترین نقطه عزیمت ، دولت است زیرا دولت در اقتصاد ایران بزرگترین مصرف کننده و نیز بزرگترین تولید کننده است اما با کمال تاسف رویکرد و رویه ای که تاکنون دولت محترم دنبال کرده نشان از آن دارد که نه تنها اهتمام مشخص برای اصلاح رویه های نادرست و خسارت بار خود نشان نمی دهد بلکه بعضاً با رویکردی فرا فکنانه می خواهد فشارهای غیر متعارفی را تحت این عنوان و با این بهانه به مردم وارد ساخته و رویه های غیر قابل دفاع گذشته را استمرار بخشد .
کیست که نداند اصرار بر رویه شوک درمانی در زمینه قیمت حاملهای انرژی با افزایشهای چشمگیر و جهشی در قیمت ها همراه شده و منشأ افزایش نابرابری ها و تعمیق فساد مالی میشود. بنابر این باید سئوال کرد که تحویل و تحریف ایده راهگشای اصلاح الگوی مصرف به شوک درمانی و تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها چه ثمری برای کشور به همراه دارد جز استمرار اسراف ها و اتلاف هایی از ناحیه الگوی ناکارآمد تولید حامل های انرژی؟!
آیا اصرار بر این کار نادرست که نوعی رأی دادن به تداوم رویه های پرخسارت و ناکارآمد تولید و تحمیل فشار های ناشی از این رویه ها به عامه مردم ،اصلاح الگوی مصرف است؟
دولت محترم باید بداند که راه اصلاح الگوی مصرف حامل های انرژی در کشورمان اصلاح الگوی تولید آنهاست که در انحصار دولت است. ضمن آن که اصرار غیر متعارف دولت محترم در زمینه خلق انتظارات مصرفی جدید از طریق رویههای مبتنی بر سوء استفاده از پدیده توهم پولی در آستانه انتخابات و بی اعتنایی به بنییه تولیدی به شدت ضعیف شده کشور حتی اگر اندکی بر آرای مردم اثر داشته باشد در مغایرت آشکار با مصالح توسعه ملی است. و نباید با علم و قانون لجبازی کرد . خوشبختانه مجلس محترم هنگام بررسی لایحه بودجه به این مسئله توجه کرد و تحت تاثیر فشار های بی منطق و غیرکارشناسی قرار نگرفت و انشاءالله در بررسی لایحه اصلی نیز به همه خسارت های پروژه شوک درمانی و به ویژه آثار غیر قابل جبران آن بر بنیه تحلیل رفته تولید ملی و تشدید ناهنجاری های الگوی مصرف وارداتی توجه کرده و باز هم به آن تن نخواهد داد اما دریغ از دولتی که شعار اصولگرایی می دهد و به علم ، قانون و برنامه بسیار کم بها می دهد .
دکتر حسن دادخواه
در متون اسلامي به واژگاني مانند قناعت، اقتصاد، اسراف و تبذير برمي خوريم که مسلمانان را به مصرف اندک و بهره برداري بهينه از داشتهها فرا ميخواند و ريخت و پاش کنندگان منابع را «برادران شيطان» مينامد.
ولي حقيقت اين است که راز ماندگاري يک دين در نو شدن، انطباق با نيازهاي روز و کنار رفتن پيرايهها از چهره تابناک آن ميباشد.
در راستاي دستيابي به الگوي تازهاي از مصرف و بهره وري بيشتر از منابع و فرصتها و با هدف سربلندي جوامع اسلامي و زدودن زنگارها و پيرايهها از مذهب؛ اين نوشته، پارهاي از آداب، سنتها و رفتارهاي ديني مرسوم را مورد خرده گيري و واکاوي قرار داده است. خواسته نگارنده اين است که در صورت راستي و درستي مطالب، مورد پشتيباني قرار گيرد و ديگران دامنه بحث را پي گيرند و در صورت نادرستي و ناسنجيده بودن استدلالات، اهل قلم و منبر وي را به راه صواب رهنمون کنند.
نمونههايي از آيينها و رفتارهاي مذهبي مشمول اصلاح الگوي مصرف:
1- نذورات خوراکي: در گذشتههاي دور «فقير بودن»، برابر با «گرسنه بودن» بوده و سير نمودن يک فرد گرسنه و دادن يک وعده غذايي به او به معناي دور کردن فقر از او بوده است.
به همين جهت نذر غذا وتوزيع آن ميان فقيران، به عنوان يک آموزه ديني مورد پذيرش مردم قرار گرفت. ولي امروز، نداشتن مسکن، عدم دسترسي به بهداشت و درمان، نداشتن امکانات آموزشي و مانند آن از مصداقهاي فقر به حساب ميآيد. بنا براين، کارکرد نذورات در شرايط کنوني و صرفا به شکل سنتي آن، فاقد اثربخشي است.
افزون براين، امروز نذورات معمولا ميان اطرافيان که نيازي به وعده غذايي ندارند؛ توزيع ميگردد. براين پايه، نذورات، نوعي هدر دادن منابع است و بايد در شکل اجراي آن تجديد نظر شود.
2- افطاريهاي ماه رمضان: ماه رمضان به جهت خودداري از خوردن و آشاميدن در ساعات روز، بهترين فرصت براي صرفه جويي و نشانهاي از لزوم کم مصرف کردن است. ولي متاسفانه مصارف غذايي در اين ماه بيشتر ميشود. پرخوري در ساعات مجاز خوردن وپختن خوراکيهاي رنگارنگ ودادن افطاري به غير نيازمندان، خود نوعي اتلاف منابع است.
http://tabnak.ir
استفاده صحيح از منابع
امسال که توسط مقام معظم رهبری به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری گردید فرصت مغتنمی است تا با پرداختن همه جانبه به موضوع اصلاح الگوی مصرف در جامعه و آثار و تبعات آن در زندگی مورد بررسی قرار گیرد. ضروری است تا این موضوع مهم در سه لایه اصلی مسئولین، نهادهای دینی و فرهنگی و مردم در رسیدن به این هدف به صورت اساسی مورد نقد و بررسی قرار گیرد تا جایگاه هر یک از آنان تبیین و حرکت به سوی عملی سازی این شعار به صورت جدی و دقیق صورت پذیرد.
نهادهای دولتی و مسئولین
نظام مقدس جمهوری اسلامی بر پایه دین و احکام اسلامی بنا شده است در حکومت اسلامی می بایست حرکت و سمت و سوی جامعه اسلامی و قوانین حاکم بر زندگی فرد و جامعه در راستای اجرای فرامین الهی باشد در این جهت مسئولین کشور می بایست جامعه را به سوی یک جامعه اسلامی که در آن احکام دین جاری و ساری است هدایت نمایند اگر غیر از این مسیر دیگری درپیش گیرد در امانتی که بدان ها سپرده شده خیانت نموده اند. از جمله وظایف یک مسئول اعمال مدیریت صحیح بر منابع کشور براساس قوانین الهی و مصالح جامعه می باشد که به طور دقیق در حوزه تحت مسئولیت خویش جاری نماید یکی از این دستورات که در قرآن کریم با روشنی تفسیری بیان شده مقوله استفاده صحیح از منابع خدادادی است که قرآن کریم امر بدان نموده است اگرچه این یک دستور فراگیر و شامل همه مردم می شود و لیکن حاکمان جامعه که منابع عظیم جامعه اسلامی در دست آنان است و از قدرت و امکانات بیشتری برخوردارند در صف اول این امر الهی قرار دارند که وظیفه سنگین مدیریت این منابع و هدایت آن به سوی مصرف صحیح بر دوش آنان قرار گرفته و از سوی دیگر به جهت قدرت و امکاناتی که قانون در اختیار آنان قرارداده بیش از دیگران در معرض تهدید و اسراف خواهند بود لذا می بایست ضمن مراقبت خود، بستگان و نزدیکان در راه اصلاح و هدایت جامعه در مسیر بهره گیری صحیح از منابع کوشش نمایند اگر در جامعه اسلامی مسئولین نظام با رفتار و عمل خود مقید به رعایت احکام الهی باشند مردم نیز بدان سو هدایت خواهند شد پس در درجه اول حاکمان جامعه باید مقید و مروج و عامل به دستورات الهی باشند تا جامعه در مسیر درست و صواب حرکت کند. امسال سال اصلاح الگوی مصرف نامیده شده فرصت خوبی است تا مسئولین یک بار دیگر با دقت و ظرافت به حوزه مسئولیت خویش نگاه دقیق بیندازند و ببینند در حیطه مدیریتی خود عمل به احکام الهی و دستورات خداوند متعال خود و زیر مجموعه شان را مورد ارزیابی قرار دهند. مسئولین دستگاه ها می بایست بیش از گذشته به موضوع دقت نظر داشته باشند که منابعی که در اختیار آنان قرار گرفته بایست در راه پیشرفت جامعه به کار گیرد و این امانت با حساسیت به صورت صحیح در راه جامعه مدیریت شود. در فرهنگ اسلامی نه تنها با اسراف در اموال شخصی به شدت مخالفت شده، بلکه ضرر زدن به بیت المال از طریق اسراف و سوءمدیریت نیز نکوهش شده است. علی علیه السلام در دستوری که به کارگزاران حکومت اسلامی صادر کردند آنها را اسراف در کوچکترین اموال عمومی جامعه اسلامی منع فرمودند. و تکلیف همه را مشخص نموده اند آن حضرت در بخشی از نامه خود چنین نوشتند: «قلم های خود را تیز بتراشید و سطرهای نوشته را نزدیک به هم قرار بدهید و در نامه هایی که می نویسید هیچ چیزی اضافه بر مقصود اصلی ننویسید و بکوشید از این طریق از وقوع کوچکترین نوع اسراف جلوگیری کنید؛ چون به اموال عمومی جامعه اسلامی نباید کم ترین زیانی وارد شود.» پس باید دقت بیشتر در حفظ بیت المال داشته باشند چرا که اگر کوچکترین اسرافی از منابع صورت گیرد در امانتی که به آنان سپرده شده خیانت نموده و بی تردید مورد غضب الهی و بازخواست قرار خواهند گرفت. در این راستا مسئولین دو وظیفه بر دوش دارند یکی در قبال خود و خانواده و دیگری در قبال جامعه که می بایست مد نظر قرار دهند.
1- آشنایی هر چه بیشتر خود، خانواده و زیر مجموعه تحت مدیریتی خود با احکام اسلامی بخصوص در مباحث اسراف
2- توجه به آموزش نیروها در زمینه آگاهی از احکام دینی و آموزش های بهره برداری درست از منابع
3- مواظبت و مراقبت از خود و زندگی فردی و خانوادگی و دوری از هرگونه استفاده شخصی از امکانات دولتی
4- دقت و توجه به رفتار عملی در حوزه مسئولیتی: اگر نیرویی در محیط کار در رفتار مدیر خود مشاهده کند که او با دقت و ظرافت و حساسیت به دستورات دینی خود عمل می کند و از کوچکترین تجمل و اسراف دوری می جوید تاثیر بسیار زیادی بر نیروهای زیر مجموعه خود خواهد داشت.
5- از بین بردن تشریفات درحوزه تحت مدیریتی اعم از تشریفات بوروکراسی اداری و برنامه های درون سازمانی مثل همایش های کم بازده و بعضا غیرضروری.
6- تصویب قوانین مناسب و مورد نیاز در جهت هدایت دستگاه ها و جامعه به سوی اصلاح ساختارهای مصرف در حوزه تولید توزیع و مصرف.
7- نظارت دقیق بر زیر مجموعه خود و اصلاح ساختارهای مورد نیاز دستگاه ها
8- تشکیل کار گروه های تخصصی در حوزه دین و مراکز دانشگاهی در جهت تدوین یک برنامه مدون بلندمدت اجرایی.
نهادهای دینی و فرهنگی
یکی دیگر ازکسانی که در اصلاح ساختار نقش بسیار پراهمیتی دارد نهادهای دینی بخصوص علما، و روحانیت است آنان با توجه به مقبولیت در میان مردم مسلمان و جایگاه و کارشناسی احکام نورانی اسلام می توانند با عمل و رفتار و همچنین تبیین درست مبانی دینی در مورد آثار و تبعات اخروی و دنیوی اسراف آحاد جامعه را نسبت به موضوع پراهمیت اسراف آگاهی بخشند و با برنامه ریزی در مساجد و منابر در میان جامعه در این راستا کمک و یاری نمایند بدون تردید آگاهی بخشی بیش از پیش مردم توسط نهادهای دینی بخصوص روحانیت، جامعه را در مسیر استفاده درست و صحیح مصرف از منابع شخصی و بیت المال و اصلاح الگوی مصرف تاثیر بسزایی خواهد داشت. هر چه مردم شناخت بیشتری از احکام و زندگی امامان معصوم پیدا نمایند تلاش خواهند کرد تا خود را هر چه بیشتر رفتار و کردار معصومین منطبق سازند لذا مسئولیت تبیین احکام دین در درجه اول متوجه روحانیت و مراکز علمیه خواهد بود که می توان با یک برنامه هدفمند و کارشناسانه در نهادینه کردن فرهنگ مصرف صحیح گام موثری برداشت که امیدواریم شاهد یک حرکت منسجم و فراگیر از سوی مراکز علمیه باشیم.
صدا و سیما و رسانه ها:
در زمینه نهادهای فرهنگی رسانه ها بویژه صدا و سیما به عنوان بزرگترین نهاد و به تعبیر امام راحل بزرگترین دانشگاه نقش منحصر به فرد را در بین رسانه ها دارد که این سازمان می تواند در جهت فرهنگ سازی مبتنی بر آموزه های دینی در راستای آموزش جامعه در جهت استفاده صحیح و درست از منابع و چگونگی بهره برداری از آن نقش ایفا نماید. ضمن تقدیر و تشکر از برنامه های خوب صدا و سیما و تلاش شبانه روزی این رسانه و کارکنان زحمت کش آنان موارد ذیل را به منظور اجرائی شدن شعار امسال اصلاح الگوی مصرف در حوزه رسانه اشاره می گردد. بدون تردید اگر اشاره ای به نقاط ضعف این رسانه می شود خدای ناکرده نافی زحمات موثر رسانه نخواهد بود.
در گام نخست صدا و سیما می بایست با تجدید نظر در برنامه ها خود و همچنین نوع دیدگاه در برنامه های زمینه های اسراف را در این رسانه به حداقل برساند متاسفانه ما در سالهای اخیر بخصوص بعد از دفاع مقدس رسانه ملی در برنامه های این سازمان یک نوع غرب گرائی با کپی برداری از شیوه های غربی شاهد بودیم وحتی در نوع پوشش و قیافه مجریان و دکور و صحنه سازی به نحوی شاهد حضور و بروز نمادهای غربی بودیم که این اقدام و روش سیما نقش بسزایی در سست نمودن پایه های فرهنگ ایرانی گردید و با بهره گیری از روشهای تبلیغاتی غرب یک رقابت کاذب را در میان خانواده های ایرانی بوجود آورد و با تبلیغات گسترد ه و افراطی اجناس لوکس وغیرضروری، فرهنگ ایرانی را دچار آسیب های فراوانی نمود و ارزش قناعت و ساده زیستی را با فرهنگ تجمل گرائی جابجا نمود این رسانه باید با تجدید نظر با رویکرد جدید در سیاستگذاری بر پایه اسلام و فرهنگ ایرانی جامعه را به سمت و سوی فرهنگ خودمان هدایت نماید در این راستا می تواند با تولید برنامه های کارآمد و تاثیر گذار مبتنی بر فرهنگ اسلام و ایران به این وظیفه مهم همت گمارد.
آموزش جامعه:
از اقداماتی که رسانه بخصوص سیما می تواند نقش مهمی را در اصلاح الگوی مصرف داشته باشدبحث آموزش استفاده از منابع و روش های بکار گیری صحیح از آنان با بهره گیری از کارشناسان در حوزه دین در جهت تبیین احکام و دستورات دین مبین اسلام و استفاده از اساتید اقتصاد، فرهنگ مصرف درست منابع را به اقشار مختلف مردم با ابزار هنر و تاثیرگذار فراهم آورد.
تهیه برنامه های جذاب اعم از فیلم، داستان، نمایش و مستندها با هدف اصلاح الگوی مصرف در جامه مبتنی بر فرهنگ اسلامی، ایرانی
¤ بیان آثار و تبعات روحی و روانی اسراف بر زندگی فردی و اجتماعی و نتایج مخرب بر منابع در قالب تهیه فیلم. داستان و...
¤ بیان آثارو تبعات مصرف غیراصولی ازمنابع در جهت وابستگی کشور به بیگانگان
¤ بیان ارزشهای واقعی انسانی در فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی و مسخ فرهنگ تجمل گرائی و اسراف زدگی به عنوان ضدارزش در فیلمها و سریالها و...
¤ به تصویر کشیدن وبیان اهداف کشورهای سلطه گر از کشاندن و تشویق جوامع بخصوص جهان اسلام به مصرف زدگی و تجمل گرائی با هدف سلطه بر کشورها و غارت منابع آنان براساس واقعیت ها و قرائن و شواهد موجود تاریخی.
¤ بیان و تبیین معیارها و ملاکهای اسراف و مسرفین در برنامه های صدا و سیما از نگاه قرآن، اهل بیت و عقل
¤ بیان آثار و فوائد و برکات صرفه جوئی درآرامش روحی و روانی درزندگی فردی و اجتماعی در غالب آثار هنری
آحاد مردم:
مردم هر جامعه دارای فرهنگ و باورهای خاص خود می باشند و هر ملتی با استفاده از جامعه شناسی مبتنی بر باورهای خود پایه های زندگی خود را بنیان می نهند در جامعه اسلامی نیز مردم با اعتقاد به ارزشهای دینی اسلام زندگی خود را در چارچوب آن پایه ریزی نموده اند که دستورات دینی و الهی را در زندگی خود جاری و ساری نمایند. یکی از این دستورات الهی که در قرآن کریم روی آن تاکید شده درست استفاده کردن از منابع و نعمت های خدادادی و مزموم شمردن اسراف می باشد که بر ما واجب شمرده شده است تا احکام و دستورات دینی فرمایشات قرآن با الگوگیری از روش زندگی بزرگان دین و امامان معصوم (علیهم السلام) را سرلوحه خود قرار دهیم. در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام به شدت با اسراف مخالفت شده و از اسراف کاران تحت عنوان برادران شیاطین یاد شده است. در خصوص اسراف تعابیر مختلفی در قرآن و روایات ائمه بیان شده. امام علی (ع) در تعریف اسراف و اسراف کاران این چنین توصیف می فرمایند: «انسان اسراف کار سه نشانه دارد: آنچه از آن او نیست می خورد و آنچه سزاوار او نیست و با شان و موقعیت او هماهنگی ندارد می خرد و لباسی که در حد او نیست، می پوشد» بدون شک هر انسانی دوست دارد از هر جهت در آسایش باشند و از زندگی مناسب برخوردار شوند. واضح است برخورداری از زندگی خوب شرایط ومقدماتی دارد که از طریق رعایت آنها می توان به این هدف مهم دسترسی پیدا کرد. علی علیه السلام میانه روی را از بسترهای مهم دستیابی به زندگی مناسب معرفی می کنند و می فرمایند: «در زندگی میانه روی پیش بگیرید؛ چرا که این کار بهترین کمک برای خوب زندگی کردن است. باید فرهنگ تجمل گرائی و اسراف از زندگی یک مسلمان و شیعه امام علی(ع) جای نداشته باشد و بدانیم که در جامعه ای که اسراف و زیاده روی حاکم باشد آن جامعه با ناهنجاریهای اجتماعی روبرو خواهد شد و این ناهنجاری ها جامعه را با چالشها و مشکلات روبرو خواهد ساخت که هیچ کس از آسیبهای آن در امان نخواهد بود حس زیاده خواهی انسان اگر مهار و کنترل نشود آرامش و آسایش را از همه خواهد ربود متاسفانه اگر به بررسی اتفاقات جامعه و قتلها و فجایعی که در جامعه رخ می دهد با دقت مورد بررسی قرار دهیم بدون شک خواهیم دید که سرچشمه ی وقایع زیاده خواهی انسان خواهد بود وقتی در اقشار مختلف جامعه رقابت در زندگانی آنچنان یک ارزش قلمداد شود چشم و هم چشمی ها رواج یابد آن جامعه در رقابت ناسالم زمینه مناسب را برای گسترش ناهنجاریها فراهم خواهد کرد و دیگر آن جامعه روی سعادت را نخواهد دید و لذا همه مردم درقبال یکدیگر و جامعه مسئول هستند تا با کمک و یاری همدیگر ستونهای جامعه را بر پایه های مستحکم که همان رعایت میان روی است استوار سازند و از اسراف و تبذیر درزندگی فردی و اجتماعی دوری جویند تا شاهد یک جامعه ای اسلامی براساس ارزشهای اسلامی ایرانی همراه با خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت باشیم.
سیدمهدی هاشمی سینقانی
اصلاح الگوي مصرف يعني اينکه اسراف نکنم؟!
وقتي انقلاب صنعتي در اروپا رخ داد ، پادشاهان قجر در ايران حکومت ميکردند، يعني يک عده آدم بي سواد، نفهم که سرمايه هاي مملکت را به راحتي در اختيار اروپاييان قرار مي دادند و اصلا به عواقب کارهايشان فکر نمي کردند. کافيست نگاه کوتاهي به تاريخ معاصر ايران بياندازيد. خوب حالا چرا من اين ها را گفتم، ربطش به اين موضوع چيست؟
فرهنگ قناعت در بين ايرانيان يک چيز عجين شده بود، يعني مردم دنبال تجملات و چيزهايي که اصلا مورد نيازشان نبود نبودند و با کمتر ين ها نيازشان را رفع ميکردند.
وقتي انقلاب صنعتي در اروپا رخ داد، توليدات انها به صورت تساعدي بالا رفت، خوب قطعا براي فروش اين محصولات به بازار عرضه نيازمندند. و چه بهتر که از کشورهاي مستعمره استفاده کنند، اما وقتي اين اجناس به بازار ما وارد شود و کسي استفاده نکند چه فايده اي دارد؟! براي همين آنها به راحتي طوري روي مردم ما کار کردند که فرهنگ مصرف گرايي را جايگزين قناعت کنند ، اين کار را کردند و موفق هم شدند.
اگر از قديمي ها بپرسيد شايد يادشان باشد که ظروف و پارچه هاي اعلا را مي اوردند و با اجناس کنهه مردم مبادله ميکردند. خوب کيست که بدش بيايد. (از ساده ترين چيزها استفاده ميکردند...)
ما که قناعت کردن جزو فرهنگ اجداد ما بوده حالا چطور شده که به مصرف گرايي روي آورده ايم؟! از چه کسي تقليد کرديم؟! من هر چه نگاه مي کنم که بگويم مردم ما شايد از غربي ها و اروپايي ها الگو برداري مي کنند نمي توانم / چون واقعا اين طور نيست ، اما ميتوانم بگويم که درست است که ما از آنها تقليد و الگو برداري نکرده ايم اما مي توانم بگويم که آنها اين الگو را به ما تزريق کرده اند...
مايي که عادت داشتيم به دو دست لباس و تا کهنه نميشد لباس ديگري جايگزينش نميکرديم حالا چه شده که جا براي لباس هايمان پيدا نميشود...
الگوي مصرف مان ر ااصلاح کنيم و منحرفش کنيم به ان چيزي که اسلام به ما دستورش را داده نه آن چيزي که عرف مردم ما مي پسندد...
چه زيبا مي گفت اقبال لاهوري "در مغرب زمين زندگي کردم، در انجا مسلمان نديدم اما مسلماني ديدم، در مشرق زمين هم زندگي کردم در انجا مسلمان ديدم اما مسلماني نديدم...
درست است که غربيان در عقايد با ما کلي متفاوت هستند اما قبول کنيم که انها بعضي اوقات کارهايي انجام ميدهند که عين دستور اسلام است و ما هنوز در ساده ترين چيزها که اسلام به ما دستور داده علت جويي مکينيم و تا دليلش را ندانيم عمل نميکنيم، آنها کتب ما را به غارت بردند و عمل کردند و ما هنوز در پي چرايي مطلب هستيم، در پايان بگويم البته اگر بهتان برنخورد ، اينکه قبول کنيم که يه جورايي خود کم بين هستيم و خود را دست کم گرفتيم ... همين
پينوشت............................................................
همشه سعي کرده ام پستم خيلي طولاني نشود و در عين حال همه حرفهايم را بزنم که جاي شبهه اي باقي نماند، اما موفق نشده ام، در اين رابطه کلي حرف دارم اما...
www.ershadeboushehr.ir
در راستاي اصلاح الگوي مصرف؛ انرژيهاي نو، فاكتور فراموش شده
رهبر معظم انقلاب در پيام نوروزي خود ضمن تبريك سال نو و با اشاره به تحولات جهاني و موفقيتهاي ملت ايران در سال گذشته تصريح كردند كه در سال گذشته شعار نوآوري و شكوفايي به طور جدي مورد توجه بود و در آينده نيز اين روند ادامه خواهد داشت. ايشان با نگاهي به دورنماي سال جديد، اين سال را سالي بسيار مهم خواندند و با اشاره به دعاي «حول حالنا الي احسن الحال» تاكيد كردند ما دچار اسراف هستيم و اجمالا عرض ميكنم بسياري از منابع كشور، دچار اسراف ميشود و به هدر ميرود و اين امر منتهي به افزايش شكاف بين فقرا و اغنياء ميشود و لذا بايد الگوي مصرف را اصلاح كنيم و در ادامه مقام معظم رهبري ميفرمايند: من از عموم مردم و مسئولين درخواست ميكنم به سمت اصلاح الگوي مصرف بروند و من امسال را سال حركت مردم و مسئولين به سمت اصلاح الگوي مصرف ميدانم.
طبق آمارها، ايران در کل جهان، بالاترين ميزان انرژي را به خود اختصاص داده است انرژي که 17 برابر کشور چون ژاپن، 5/8 برابر اروپا و 1/2 برابر چين است و در واقع با اين وصف از انرژي، برابر با کشوري ميشود که نفوذ جمعيتي 10 برابر خود را دارد. اما با اين وصف طبق آمارها اعلام ميگردد: مصرف برق خانگي در ايران 3 برابر استانداريهاي جهان است درا ين خصوص طي همايشي برگزار شده مديرعامل توانير محمد بهزاد ميگويد: مصرف برق خانگي در ايران 3 برابر استانداردهاي جهاني است و تلاش وزارت نيرو بر آن است که مصرف برق خانگي را تا قبل از پيک مصرف 1200 مگاوات کاهش دهد. در اين رابطه بهزاد مديرعامل توانير پيک بار مصرفي در تابستان را 41 هزار مگاوات پيشبيني ميکند که با برنامهريزيهاي صورت گرفته از اين سازمان سعي بر آن بوده تا با کاهش 1200 مگاوات برق مصرفي را به 39 هزار و 800 مگاوات برسانند همچنين در ادامه بهزاد خاطر نشان ميکند که با وجود بارندگيهاي اخيري که به کشور بود سعي بر آن است تا از مخازن سدهاي بزرگ آبي براي توليد برق استفاده شود هر چند در اين راستا بهزاد برنامهاي پنج ساله را براي کاهش مصرف برق و تعديل سازي آن استانداردهاي جهاني تخمين ميزند او در اين رابطه اين برنامه پنج ساله را شامل بهينهسازي خطوط انتقال و توزيع برق، و افزايش راندمان ارزيابي ميکند. او در اين خصوص ميگويد براي توليد هر کيلو وات ساعت برق و انتقال و توزيع آن يک ميليون و 400 هزار تومان هزينه ميشود. محمد بهزاد مديرعامل توانير درخصوص قياس در مورد مصرف برق طي سالهاي گذشته ميگويد در سال 86، به ازاي هر مترمکعب سوخت 723/3 کيلووات ساعت برق توليد شد در حالي که در سال گذشته سال 1387 به ازاي هر مترمکعب سوخت 874/3 کيلو وات ساعت برق توليد شد که رشد 4/1 درصدي را داشت. تعيين الگوي مصرف برق در کشور محمد بهزاد مديرعامل شرکت توانير در خصوص ادامه تعيين الگوي مصرف برق در کشور و هزينهها و تعرفههاي پرداختي مصرفکنندگان در اين خصوص ميگويد که مصرف برق خانگي در دنيا 900 کيلو وات ساعت است در حالي که در ايران در حال حاضر مصرف برق از 2900 کيلو وات ساعت به 2600 کيلو وات ساعت رسيده است او هر چند اين رقم از کاهش مصرف بين مصرفکنندگان را خوشحال کنند ميداند اما با اين وجود باز هم تفاوت و فاصلههايي با استانداردهاي جهاني به شدت محسوس است او از اين رو الگوي مصرف برق در تهران و شهرستانها عادي را به مصرف عادي در ماه 200 کيلو وات ساعت در فصل معمولي و در فصل گرم 300 کيلووات ساعت ارزيابي ميکند. او در ادامه ميزان مصرفي برق مصرفي خانگي در مناطق گرمسير را 1500 کيلووات ساعت و فصل گرم و 200 کيلو وات ساعت در فصل سرد اعلام ميکند. مديرعامل توانير در ادامه درجهاي به نرخ و تعرفه پرداختي مشترکين به مشترکين پرمصرفها مصرف آنان با بيش از الگوي مصرف برق باشد اعلام ميکند که تعرفه آنان براساس تعرفه خريد از نيروگاههاي بادي حساب ميشود او در اين خصوص اعلام ميکند که نرخ تعرفه خريد برق از نيروگاههاي بادي و تجديدناپذير در زمان پيک هر کيلو وات ساعت 130 تومان و در حالت عادي 90 تومان است. دو ميليون و هشتصد هزار خانوار که رقمي پايينتر از نرخ الگوي مصرف الگوي مصرف، مصرف گاز داشته باشند از تعرفه 45 ريالي برخوردار خواهند بود و 50 درصد مشترکين که تقريبا 7 ميليون خانوار خواهند بود از نرخ يارانهاي 100 ريال کماکان استفاده خواهند داشت. عزيزالله رمضاني مديرعامل شرکت ملي گاز ايران دراولين نشست مطبوعاتي خود در سال جديد در راستاي تحقق اصلاح الگوي مصرف به عملکرد اين شرکت با دو محور، توسعه که شامل گازرساني به خانهها و صنايع و سپس عمليات تامين گاز طبيعي امور مشترکين ميباشد پرداخته و در ادامه از مصرف 8/42 ميليارد مترمکعب گاز در بخش نيروگاهها و افزايش 16درصد آن نسبت به سال 86 خبر ميدهد او در ادامه از رشد 22درصد تحويل گاز در صنايع عمده همچون پتروشيمي ـ کارخانجات و پولاد در سال 87 خبر داد که در ضمن آن از تحويل 4/69 ميليارد مترمکعب گاز در بخش خانگي و صنايع جزء که اين امر خود با توجه به آمار و ارقام سال گذشته حاکي از کاهش مصرف گاز در مصارف خانگي است. مديرعامل گاز ايران کاهش مصرف گاز در سال گذشته را با توجه به شرايط جوي آن و اطلاعرساني و کمک مردم از رشد مصرفي 10درصد به 1درصد را کمک بزرگي در راستاي توليد و مصرف بهينه عنوان ميکند. مديرعامل شرکت ملي گاز ايران تامين گاز مصرفي در سال جديد را روزانه 560 ميليون مترمکعب پيشبيني ميکند و در ادامه خاطر نشان ميکند که اگر بتوانيم در سال جديد با توجه به بحثهاي مديريت مصرف بهينه و ارائه اصلاح الگوي مصرف و مديريت بهينه آن موفق عمل کنيم توان اداره کشوري با نفوذ جمعيتي 75 ميليون نفري با مصرف گازي 560 ميليون مترمکعب در روز ميسر خواهيم شد. اين مديرعامل پيشبيني اين مقدار از مصرف در سال جديد را از چند منظر عنوان ميکند که بخش اول حاکي از قيمت گاز در شرايط فعلي است و ديگري دنبالهروي از سناريوي سال گذشته در راستاي پلکاني کردن قيمتها است که آن را قابل بازبيني و تناسبسازي با شرايط آب و هوايي ميداند و باز سناريوي سوم را اين شرکت در خصوص مصرف گاز و تامين مقدار و ميزان آن براساس بحث هدفمند کردن يارانهها دنبال ميکند. به عبارتي بهتر در هر کدام از اين سناريوها که جهت مصرف گاز پيشبيني مصرف گاز که در سال پيش رو تنظيم شده است ميزان مصرف گاز صنعتي ـخانگي ـتجاري متفاوت خواهد بود که در هر کدام از اين سناريوهاي تنظيم شده شرکت گاز با تفاوت مصرف و نوع مصرف، قيمت متفاوتي ارائه ميشود. پلکاني کردن قيمتها مديرعامل شرکت ملي گاز در خصوص افزايش تعرفه قيمت گاز مصرفي بر عدم افزايش قيمت گاز مصرفي در بخشهاي مختلف تاکيد ميکند و ميافزايد با توجه به مطالعات و تحقيقاتي که با همکاري سازمان هواشناسي انجام شده است تصميم بر تغيير تعرفه قيمتي از استاني به شهرستاني ديده شده است که آن هم در راستاي اجراي عدالت بين تمامي مصرفکنندگان است چرا که در بخشي از استانهاي سردسير به دليل سردي هوا و نياز به ظرفيت بالاي مصرف گاز در فصول سرد هوا تعرفه کمتري را نسبت به شهرهاي گرمتر در همان فصل از سال خواهد داشت و اين ميزان از تعرفه و روش محاسبه با احتساب ميزان ظرفيت اختصاصي به آن شهر مشخص خواهد شد. رمضاني در اين خصوص از ارائه اين طرح به هيئت وزيران خبر ميدهد که از آن در ضمن رعايت موارد فوق شهرهاي کشور را به 5 گروه تقسيم ميکند و در سردسيرترين شهرها و شهرهاي مناطق سردسيري گاز با نرخ يارانهاي تا 700 مترمکعب استفاده شده و مازاد آن قيمت پلکاني محسوب ميشود و در شهرهاي گرمسيري تا 300 مترمکعب هزينهها با نرخ يارانهاي محسوب خواهند شد. اين مقام مسئول از طرح ديگر در خصوص استفاده از گاز خبر ميدهد که حاکي از آن است که مشترکين که کمتر از حد الگوي مصرف از گاز طبيعي را در طي سال استفاده داشته باشند از تخفيف برخوردار خواهند شد و کماکان از تعرفه تشويقي برخوردار خواهند شد او در اين خصوص 20 درصد از مشترکين را تخمين ميزند چرا که طي پيشبينيهاي اين شرکت از 14 ميليون خانواري که از گاز طبيعي استفاده ميکنند 20 درصد آنها داراي توان مصرف در اين مقياس هستند که آنان ميتوانند از تعرفه تخفيفي و تشويقي استفاده کنند. او در ادامه عنوان ميکند که در ماه دو ميليون و هشتصد هزار خانواري که از الگوي مصرف پايينتر استفاده کنند مشمول تعرفه ترجيحي خواهند شد که نرخ آن 45 ريال به ازاء هر مترمکعب خواهد بود او علت اين امر را تشويق مصرفکنندگان براي کاهش در مصرف عنوان ميکند اين مقام مسئول در پاسخ به تعرفه افزايش قيمت در مصرف گاز نيز عنوان ميکند که ما قيمتي مبني بر افزايش تعرفه قيمتي گاز در برنامههاي خود نخواهيم داشت چرا که هر چه دانهها تيز يا به مصرفکننده نيز ترتيب براي پرهيز از اسراف و مصرف بهينه است. در طي اين سخنراني رمضاني به جرائمي که شامل خانوارهاي پرمصرف نيز هست اشاره ميکند و ميگويد که اين جرايم براي خانوارهايي است که پرمصرفتر از الگوي مصرف هستند و تا 21 پله است رمضاني در خصوص تعرفه قيمت به 5 گروه شهرستاني در 21 پله و پلکاني به صورت افقي و در دو بازده هوايي گرم و سرد اشاره ميکند که طي چند سناريو تصويب شده تا در هيئت وزيران به تصويب برسد. در اين بين مديرعامل شرکت گاز ايران اطمينان داد که در تعرفه قيمتي قيمت گاز در حداکثر بخش ممکن از قيمت متوسط منطقهاي فراتر نخواهد رفت که در اين بين متوسط قيمت مصرفکنندگان که پايينتر است و با احتساب 21 پله، آخرين پله رقم متوسط منطقهاي است و رقم پرداختي و تعرفه قيمتي هر پله نسبت به مازاد مصرف پله قبلتر خواهد بود. يعني متوسط قيمت بسيار کمتر از قيمت منطقهاي خواهد بود در بخش جرايم مصرفکنندگان پرمصرف. مديرعامل شرکت گاز به مصارف در حوزه صنعت نيز اشاره ميکند : در بخش صنايع نيز به اين صورت خواهد بود و تعرفهها کماکان هم چون سال گذشته خواهد بود در بخش الگوهاي مصرف، وميزان مشخص الگوي مصرف در اين حوزه بايد گفت که براي تصويب به بخش هيئت وزيران ارسال شده که طبق آن تعيين خواهد شد، هر صنعتي براي هر واحد توليد محصول خود مجاز به استفاده از چه ميزان انرژي خواهد بود و اگر احيانا مازاد بر آن ميزان مصرف را داشته باشد مشمول چه نوع جرايمي و يا تعرفهاي خواهد شد و اين نيز به اتفاق سازمان بهينهسازي مصرف سوخت اين ضوابط و پيشنهادات آماده شده تا به هيئت وزيران ارائه شود که به تاييد و تصويب مراحل قانوني بتوان به مرحله اجرا دربيايد. اين مديرعامل در ادامه سخنان خود زمان تصويب و ارسال اين لايحه در مورد صنايع را تا پايان ارديبهشت ماه سال جاري اعلام ميکند که با همکاري سازمان زيربط در اين خصوص انجام خواهد پذيرفت. انرژيهاي نو گزينه فراموش شده! زماني كه اروپا طي آماري اعلام ميكند كه طي برنامهاي 25 ساله توانسته است 25 تا 30درصد از مصرف انرژيهاي خود صرفه جويي نمايد. گزينه اول استفاده درست ومنطقي مردم است اما گزينه دوم و سوم نوع برخورد اين مردمان با انرژيهايي است كه ناشناختهاند كه هر روزه سري به اكتشاف نو و بهره وري از انرژيهاي نو در سرزمين خود ميزنند. هرچند در اين بين ايران موفق شده و توانسته طي ساليان جديد با برنامهها و عمليات موفقيت آميز از معدود كشورهايي باشد كه بزرگترين منابع انرژيهاي غير فسيلي راشناسايي كند و از آنها بهره لازم را ببرد.انرژيهاي خورشيدي و بادي و حرارتي و زيست تودهاي و... كه حاصل زحمات دانشمندان و زحمتكشان اين حوزه از انرژي است كه جا دارد در اين راستا با فرهنگ سازي و حمايت از اين نوع انرژيها در جهت استفاده مطلوب از منابع انرژي فسيلي وپس انداز کردن اين انرژي براي نسلهاي آتي، علاوه بر بها دادن به ايجاد فضاي بهتر و عاري از هرگونه آلودگي، بابي جديد در اين فصل از زندگيمان باز كنيم. مهندس پيمان كنعان،مدير دفتر انرژي خورشيدي سازمان انرژهاي نو وزارت نيرو با بيان اينکه سوختهاي فسيلي (نفت، گاز، الكتريسيته) بايد منبعي جهت ذخيره براي نسلهاي آتي باشد ميگويد ميتوان با انرژي حرارتي خورشيدي در جهت تامين نيروي گرمايشي و از منبع فتوولتائيك و ذخيره آب در جايگزيني براي استفاده از منابع الكتريكي استفاده كرد او در اين خصوص به استفاده از آب گرمكنهاي حرارتي حاصل از انرژي خورشيدي اشاره دارد و درتشريح آن ميگويد: ميتوان با نصب يك دستگاه از منبع حرارتي خورشيدي در هر منزلي از ذخيره انرژي نور خورشيد و حرارت خورشيد در طي يك شبانه روز در جهت تامين آب گرم مصرفي داخل منازل جهت استحمام و آّبهاي گرم و استخرها و...داشت او در پاسخ به اين سئوال كه آيا تاكنون از اين منبع انرژي نيز در اين قبيل مصارف بهره برداريهايي داشتهايم وياموفق بودهايم، ميگويد: سالهاست كه اين منبع انرژي در اكثر نقاط جهان هم چون تايلند، چين و ژاپن استفاده ميشود. در ايران نيز ما موفق به بهره برداري طي سالهاي اخير درشهرستانهايي همچون سيستان و بلوچستان و سمنان ويزد و اصفهان و خراسان شدهايم. اين متخصص انرژي خورشيدي در ادامه چنين عنوان ميكند كه اين منبع تغذيه و حرارتي ميتواند از انرژي خورشيدي در فصل سرد نيز ميزان انرژي خود را دريافت و ذخيره نمايد ودر طي روز انرژي گرمايي لازم را پس دهد پس ميتوان در كنار استفاده از وسايل گرمايشي و منبع انرژي گازي در جهت كاهش مصرف از اين منابع فسيلي از انرژي خورشيدي و حرارتي آن نيز بهره جست. كنعاني در ادامه از به كار انداختن اين منبع انرژي رايگان (خورشيد)در دستگاههاي ايجاد الكتريسيته جهت تامين برق مصرفي درمنازل و مصارف شخصي و صنعتي نيز ياد ميكند و در اين خصوص عنوان ميكند كه ما در بسياري از روستاهاي كم خانوار كه كيلومترهااز سيستم توزيع و توليدبرق فاصله داشتهاند و توان برق رساني به آن روستاها نبود، توانستهايم با نصب تنها يك دستگاه يك كيلوواتي از سيستم فتوولتائيك خورشيدي منبع تغذيه مناسبي را جهت تامين برق مصرفي خانگي آنها كه شامل و يا برابر با استفاده به يك خانوار 4 نفره از يك عدد يخچال و يك عدد تلويزيون و يك عدد راديو و 12- 10 لامپ كم مصرف است جبران نماييم تا با نصب يك دستگاه تنها 1 كيلوواتي در بام منازل آنها بدون نياز به صرف مبالغ هنگفت هزينههاي سيستم برق رساني آنان را از نظر نيروي الكتريكي تامين نماييم. مدير دفتر انرژيهاي خورشيدي سازمان انرژيهاي نو وزارت نيرو در ادامه چنين عنوان ميكند كه در شهرهاي بزرگي چون تهران ما شاهد استفاده از اين انرژي در معابر وسطح پاركهاو خيابانها و يا پلانهاي راهنمايي و رانندگي نيز هستيم او در پاسخ به معادل سازي هر كيلووات انرژي حاصل از اين منبع انرژي خورشيدي مثال ديگري را عنوان ميكند وي ميافزايد: به عنوان نمونه در معابر معمولي روشناييهاي موجود مثال 2 لامپ كم مصرف 20واتي كه معادل يك لامپ پرمصرف 100واتي است اين ميزان قابل جبران با پنل80 واتي انرژي خورشيدي است. كه ميتوانند انرژي را در طي روز از خورشيد گرفته ودر طي شبانه روز در جهت تبديل به انرژي الكتريكي استفاده كنند. كنعاني ايران را يكي از 5 كشور مهمي ارزيابي ميكند كه توانسته است به اين منبع انرژي دست يافته باشد او ميگويد ايران در زمينه از استفاده از انرژي خورشيدي در تبديل به انرژي الكتريكي از جمله معدود كشورهايي است كه توانسته به اين دانش فني دست يابد و در اين حوزه نيز صاحب فن آوري نيروگاه حرارتي خورشيدي باشد. او در ادامه از استفاده كشورهاي اروپايي در اين خصوص آماري را ارائه ميدهد كه حاكي از استفاده موفق اين كشورها نسبت به ايران است او ميگويد: با وجودي كه در اروپا ميزان تابش انرژي خورشيدي قابل قياس با ايران نميباشد اما آنان توانستند با جلب اعتماد مردم ومقرون به صرفه كردن هزينهتاكنون چيزي نزديك به91 هزار مگاوات نيروي گرمايي را از آبگرمكنهاي خورشيدي استفاده كنند كه آنان براي تامين آب گرم و گرمايشي خود در سال 2020پيش بيني كردهاند كه ميتوانند اين رقم را به 320 هزار مگاوات گرمايي نيز برسانند. اين مقام مسئول در حوزه انرژي در خاتمه متذكر ميشود كه ميتوان در كنار استفاده از ساير منابع انرژي فسيلي و يا كاهش در مصارف آنها از اين منابع نيز در ساخت و سازهاي جديد ساختمانها نيز استفاده كرد چرا كه در طولاني مدت بسيار مقرون به صرفه تر از انرژيهاي فسيلي خواهد بود. دكتر احمد كهربائيان مدير دفتر تحقيقات و فن آوري انرژيهاي نو وزارت نيرو نيز با تاكيد بر استفاده از انرژيهاي نو و جايگزيني آن به جاي استفاده فراوان از انرژي فسيلي به مضرات بهداشتي و محيطي ناشي از سوختهاي فسيلي اشاره ميكند و از ذخيره سازي اين منابع انرژي براي نسلهاي آتي سخن به ميان ميآورد اين مقام آگاه از انرژيهاي نو در كشور در خصوص استفاده بهينه از انرژي ودرراستاي اصلاح الگوي مصرف از كاربرد انرژيهاي نو در كنار ساير انرژيها نيز مواردي را عنوان ميكند او در اين خصوص ميگويد: ما به مقدار فراواني از اين انرژيها را دارا هستيم كه يكي از اينها،همان خورشيد بالاي سرمان است كه به مقدار زيادي در طي ساليان، سال ميتواند حامل انرژي مفيد وبدون ضرر وزياني درطي انسانها براي ساليان متمادي باشد چون كه منبع انرژي فراواني است و هر روزه در دسترس است ديگر انرژي بادي وسپس انرژيهاي حرارتي. او ميگويد ما حتي از انرژي باد نيز ميتوانيم به مقدار بسيار بالايي تامين انرژي داشته باشيم کهربائيان از توليد وبهره برداري توربينهاي بادي در حدود660 كيلوواتي وپروژهاي در حال ساخت توربينهاي مگاواتي در حدود2 مگاواتي و 3 مگاواتي ياد ميكند. وي ميافزايد: براي افزايش وبهره برداري كامل از اين انرژي بايد سرمايه گذاريهاي لازم و حمايتهاي از جانب بخش دولتي نيز صورت پذيرد. مدير دفتر تحقيقات و فن آوري انرژيها در خصوص زمان بهره برداري از انرژيهايي چون باد در كشور ميگويد در اين مورد گامهاي خوبي در كشور برداشته شده است. اما نياز به زمان دارد تا بتوان در سطح كلان از ان در كشور استفاده کرد. او در ادامه ميگويد: در حال حاضر در سطح دنيا نيز بين انرژيهاي نو حدود100 هزار مگاوات برق را از توربينهاي بادي استخراج كردهاند كه در ايران هم در حدود 100مگاوات نصب شده است. مديردفتر انرژيهاي نو ميگويد: تغيير الگوي مصرف با يك سال تغيير نميكند بلكه نيازمند يك فرهنگ سازي است كه امسال، تصميم به شروع جدي آن شده است كه نيازمند يك برنامه ريزي كلي در اين راستا است او عنوان ميكند كه در دنيا نيز مصرف گرايي رواج دارد كه ما ميتوانيم در اين خصوص با مسئله صرفه جويي و آغاز بر آن در انرژيهاي فسيلي نيز صرفه جوييهايي را به كار بريم كه اين يكي از روشها است اما روش ديگر مبني بر جايگزين كردن و كمك گرفتن از انرژيهاي نو به جاي انرژيهاي فسيلي است كه اين راه در دنيا20 سال پيش ارائه شد كه در اروپا در طول 25 سال گذشته نزديك به 25 تا 30درصد از مصرف انرژي نيز صرفه جويي شده است. كهربائيان در ادامه از وجود انرژيهاي خورشيدي- بادي و انرژي امواج جزر و مدي و انرژيهاي بيوما و انرژيهاي حاصل از زيست توده نيز در كنار آن نام ميبردو در توضيح اين دسته از انرژيها واماكن قابل استخراج و بهره برداري شده آن به انرژي بادي بهره برداري شد. در منجيل و خراسان ومشكين شهر اردبيل (سرعين) اشاره ميكند و در ادامه به يكي ديگر از انرژيهاي نو به پروژه زمين گرمايي در سرعين اردبيل ميپردازد در خاتمه يادآور ميشود كه با توجه به پتانسيل بسيار بالاي انرژي خورشيدي ميتوان كاربردهاي بسيار متنوع تري از آن داشت.
http://news.tavanir.org.ir
اصلاح الگوی مصرف در سرانه مصرف
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: اصلاح الگوی مصرف نیازمند برنامهریزیهای مناسب در سطح ملی است، باید با ایجاد طوفان فکری در مسیر استفاده صحیح از منابع در جهت جلوگیری از اسراف و تبذیر گام برداشت.
به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، شبکه اطلاع رسانی بازرگانی ایران (شابا) در گزارشی نوشت: مصرف سرانه برخی از کالاهای اساسی در ایران نسبت به متوسط مصرف سرانه آن کالاها در جهان بیشتر و مصرف سرانه تعدادی از کالاها کمتر از مصرف سرانه آن در جهان است.
برای مثال مصرف سرانه گندم، برنج، شکر، چای، سیبزمینی و پیاز در ایران بیشتر از مصرف سرانه این کالاها در جهان بوده است.
در این بین وزارت کشاورزی در تازهترین آمار خود در سال جاری از ایران به عنوان هفتمین مصرفکننده گندم جهان نام برده است.
براساس گزارش شابا، سرانه مصرف گندم ایران 162 کیلوگرم اعلام شده در حالی که این نسبت در میان سایر کشورها 70 کیلوگرم است. در این گزارش آمده در میان کشورهای جهان، استرالیا که یکی از بزرگترین تولیدکننده های گندم است با سرانه مصرف 308 کیلوگرم در جایگاه نخست و ایران با سرانه مصرف 194 کیلوگرم در سال به عنوان هفتمین مصرفکننده بزرگ گندم در جهان شناخته شده است.
روسیه با مصرف سرانه 247 کیلوگرم و ترکیه با 244 کیلوگرم و کانادا 234 کیلوگرم و اوکراین با 206 و الجزایر با 201 کیلوگرم به ترتیب رتبههای دوم تا ششم را در مصرف گندم دارند.
براین اساس سرانهی کالای اساسی همچون گندم در ایران بیشتر از مصرف سرانه این کالا در جهان است که این موضوع اگر با مصرف سرانه این کالا در سایر کشورها مقایسه شود آنگاه مشخص میشود که چنین وضعیتی در مصرف گندم در تعداد کمی از کشورها و ایران وجود دارد درنتیجه نیاز به اصلاح مصرف این کالا و شاید بسیاری از کالاهای دیگر در ایران لازم باشد چرا که الگوی مصرف و تغذیه مردم کشورهای مختلف وابسته به مقدار زیادی گندم است.
لازم به ذکر است مصرف برخی از کالاهای اساسی به خصوص روغننباتی و شکر، که ضررهای زیادی برای افراد از نظر تندرستی و سلامت دارد در ایران بسیار بالاتر از استاندارد سرانه مصرف جهانی است.
مصرف سرانه برخی کالاهای اساسی در ایران کمتر از مصرف سرانه اینگونه کالاها در جهان است. این کالاها عمدتاً شامل انواع گوشت قرمز و سفید، تخممرغ و لبنیات است که گاهی عدم مصرف بهینه آنها، ضرر و زیان زیادی به روند رشد افراد جامعه وارد میکند.
در کل با توجه به الگوی تغذیه و مصرف کالاهای اساسی در ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان به خصوص کشورهای توسعهیافته که مصرف سرانه بالایی دارند در ایران مصرف سرانه گوشت قرمز، ماهی و لبنیات نسبت به مصرف جهانی کمتر است.
همچنین درحال حاضر سرانه مصرف گوشت گاو در جهان 1/11 کیلوگرم اما سرانه مصرف گوشت در ایران تنها 8/5 کیلوگرم است. از دیگر سو مصرف سرانه ماهی و سیب درختی در ایران به ترتیب 2/6 و 2/13 کیلوگرم است اما در جهان سرانه آنها 5/16 و 2/22 کیلوگرم است. مصرف سرانه 17 کیلوگرم روغننباتی در ایران در شرایطی که در جهان این رقم تنها 11 کیلوگرم است.
براین اساس لازم است اولاً علل شکلگیری الگوی نادرست تغذیه و مصرف برخی کالاها در ایران مشخص شود، ثانیاً بعد از مشخص شدن برخی از علل عمده میباید فعالیتهایی برای اصلاح دلایل شکلدهی الگوی تغذیه انجام پذیرد.
مقایسه الگوی مصرف برخی از کالاهای اساسی در ایران و جهان نشان از الگوی مصرف نادرست تعدادی از این کالاها در ایران است.
براین اساس در جهت بهبود وضعیت مصرفی کالاهایی که در ایران کمتر و یا بیشتر از مقدار استاندارد از نظر تغذیه مصرف میشوند، لازم است سیاستها و برنامهریزی لازم جهت افزایش و یا کاهش مصرف سرانه اینگونه کالا صورت پذیرد.
در هر حال بررسی مصرف سرانه برخی کالاهای اساسی در ایران و جهان حاکی از الگوی نامناسب مصرف اینگونه کالاها در ایران و نیاز به اصلاح آن در حال حاضر با توجه به نامگذاری سال 1388 به سال «اصلاح الگوی مصرف» است.
بدین ترتیب با توجه به صحبتهای وزیر بازرگانی برای اصلاح الگوی مصرف باید با ایجاد طوفان فکری در مورد استفاده صحیح از منابع و جلوگیری از اسراف و تبذیر، برنامهریزیهای مناسبی در سطح ملی صورت گیرد.
لذا با فرهنگسازی جدی و اولیه، ارائه راهکارها و سیاستهای مناسب میتوانیم درخصوص مصرف در سطح ملی به درستی عمل کنیم.
بنابراین باید به سمت ارائه الگوی اساسی مصرف در سطوح مختلف کلان و خرد گام برداشت با توجه به شرایط کنونی درحال حاضر 40 درصد منابع توسط خانوارها و 60 درصد به وسیله بنگاهها مصرف میشود اما سوال اساسی این است که چند درصد از این منابع به درستی استفاده میشود؟
http://iscanews.ir/
صحيح الگوي مصرف در بخشهاي مختلف و تحليلهاي خبري راديو و تلويزيون و همچنين طرح و تبيين مناسب موضوع با برجستهسازي مصاديق عاميانه در برنامههاي اقتصادي مورد توجه و در دستور كار اين مركز قرار دارد.
وي با اشاره به تفاوت نيازها و روشهاي مصرف در استانها و مناطق مختلف كشور، بر ضرورت توجه به مشكلات و دغدغههاي استاني در راستاي اصلاح الگوي مصرف تاكيد كرد و گفت: شناخت دقيق اولويّتها با طبقهبندي و توجه به استعداد و ظرفيت گروههاي مختلف مخاطبان در اين راستا مسئلهاي مهم و قابل توجه است.
حيدري تصريح كرد: بايد ضمن سرلوحه قرار دادن فرهنگ مصرف صحيح، نسبت به اصلاح اشكالات الگوي مصرف به صورت مصداقي، با بهرهگيري از مباني ديني و اخلاقي و نقد منصفانه گام برداشت.
مدير كل صدا و سيماي مركز چهارمحال و بختياري همچنين با تأكيد بر لزوم توجه به مصرف خانواده به عنوان اولويت اصلي مصرف و تعيين سرانه سالانه يك خانوار در مصارف انرژي و تغذيه، استفاده صحيح و مناسب از وقت و مديريت مطلوب زمان را از بهترين مصاديق اصلاح الگوي مصرف عنوان كرد.
تيمور فتاحي، رئيس سازمان امور اقتصادي و دارايي استان چهارمحال و بختياري نيز با اشاره به نقش مؤثر و هنرمندانه رسانه ملي در فرهنگ سازي صحيح براي بهينهسازي اصولي اقناع بيان داشت: هدايت و تشويق مردم به اهتمام در اصلاح الگوي مصرف، اهميت مقايسه مصارف مختلف در اين استان با استاندارد كشوري و جهاني براي برنامهريزي صحيحتر و برنامهسازي اثرگذارتر در اين راستا از جمله مقولههاي مهم و قابل توجه است.
وي با بيان اينكه بهرهوري به معناي درست مصرف كردن و نه مصرف نكردن است، گفت: اگر ما در تمام بخشهاي اقتصادي كشور بتوانيم مواردي كه خارج از الگوي منطقي مصرف و استانداردها مصرف ميكنيم، شناسايي و با برنامهريزي مناسب به حد مناسب برسانيم، به قدرت رقابت كردن در سطح جهاني دست خواهيم يافت.
فتاحي افزود: دولت نيز ضمن اينكه خود اصلاح الگوي مصرف را در دستور كار قرار ميدهد، بايد به عنوان نمونه با فرهنگسازي، اعطاي تسهيلات و حمايت تخصصي و علمي، به كمك كشاورزي بيايد كه ميخواهد با استفاده از شيوههاي آبياري قطرهاي و باراني الگوي مصرف آب خود را اصلاح كند.
رئيس سازمان امور اقتصادي و دارايي استان چهارمحال و بختياري همچنين با اشاره به آغاز به كار كارگروه اصلاح الگوي مصرف در دولت افزود: بايد تلاش شود تا با برنامهريزيهاي دقيق و علمي، فرآيند و سازوكارهاي اصلاح الگوي مصرف وارد برنامه پنج ساله پنجم كشور شده تا در اين فرآيند هم نظام يارانهاي اصلاح و هم مصرف در كشور بهينه شود.
وی افزود: انتخاب الگوی صحیح مصرف و چگونگی گذران زندگی و نحوه درآمدها و مخارج، تأثیر حتمی بر سرنوشت انسان ها در دنیا و آخرت دارد. به همین دلیل تبیین الگوی مصرف از نگاه دین ضروری به نظر می رسد.
این نویسنده دینی با استناد به فرمایشات مقام معظم رهبری و نامگذاری سال 88 با عنوان «سال اصلاح الگوی مصرف» اظهار داشت: با درست مصرف کردن و حذف هزینه های زاید، هزینه های کمتری در داخل کشور صرف می شود و نیاز کمتری به واردات خواهیم داشت و از طریق صرفه جویی در خروج ارز می توانیم با انجام تدابیر و برنامه ریزی هایی کلان، به پیشرفت های گسترده ای دست یابیم.
وی افزود: لازم است کارشناسان و متخصصان در زمینه های گوناگون تحقیقات عمیقی انجام دهند و متخصصان تألیف و تحقیق، مجموعه ای جامع و علمی را به جامعه ارایه کنند تا در تمامی عرصه ها، نهضتی بزرگ و نتیجه بخش ایجاد شود و بتوانیم احکام دین اسلام را در تمامی ابعاد در جامعه اجرا کنیم.
حجت الاسلام کلانتری با اشاره به اهمیت نامگذاری این سال از سوی چهره ای سیاسی و دینی که بدون شک بیاناتشان راهگشای مشکلات همه افراد و دستگاه های دولتی است، گفت: اگر مردم جامعه و دستگاه های دولتی ما با نگاه سطحی و شعاری با این مقوله برخورد نکنند و آن را اولویت کارهای خود قرار دهند و از طریق فعالیت های علمی، عملی و تدوین و اجرای آیین نامه هایی در این زمینه اقدام کنند، می توان دشوارترین مشکلات را نیز پشت سر گذاشت.
نویسنده این کتاب، دلیل بسیاری از فقرها و اختلافات طبقاتی موجود در جامعه را عدم توجه به الگوهای صحیح مصرف می داند و معتقد است: اگر خانواده ها در مصارف خود به درستی و با برنامه ریزی عمل کنند، به دارایی های خود قانع باشند، کمتر ابراز نیاز می کنند و می توانند از درآمد خود بخش بیشتری را به سرمایه گذاری و مصرف در آینده اختصاص دهند.
حجت الاسلام کلانتری درباره منابع مورد استناد در تدوین این کتاب گفت: به این دلیل که کتاب «اسلام و الگوی مصرف» رویکردی فقهی اخلاقی دارد، کوشیده ام از منابع روایی قرآن و حدیث در تهیه و تدوین آن استفاده کنم.
از دیگر تألیفات این نویسنده دینی می توان کتاب های «فقه و پوشش بانوان»، «نقش دانش رجال در تفسیر و علوم قرآنی»، «اخلاق و آداب دانشجویی»، «اخلاق و آداب کسب تجارت»، «اخلاق و آداب کارمندان» و «اخلاق زندگی» را نام برد.
وی اکنون در حال تألیف کتابی با عنوان «درآمدی بر اخلاق ورزشی در اسلام» است که از سوی انتشارات دانشگاه شیراز تا چند ماه آینده آماده چاپ خواهد شد.
حجت الاسلام کلانتری تصریح کرد: کتاب «اسلام و الگوی مصرف؛ درآمدی بر کم و کیف مصرف بر اساس فقه و اخلاق اسلامی» حاوی سه بخش کلیات و مباحث مقدماتی، بخش تعیین مصارف فردی و بخش تعیین مصارف دولتی است.
وی اظهار داشت: نخستین بخش این اثر حاوی مباحثی چون تعریف مصرف، ضرورت مصرف، تبدیل به مصرف، ضرورت نگاه دینی به مصرف و بحث اسراف است.
این نویسنده حوزه دین تصریح کرد: بخش دوم در 11 بخش به نحوه درست مصارف فردی نظیر خوراکی، بهداشتی، حقوق، اخلاق، انرژی، هزینه های مسکن، مصارف پوششی، تفریحی، رفاهی، تشریفاتی، آرایشی و تجملی پرداخته است و بخش نهایی آن با عنوان مصارف دولتی، معیارهایی را بیان می کند که باید در مصارف دولتی مورد توجه قرار گیرند.
چاپ اول کتاب «اسلام و الگوی مصرف؛ درآمدی بر کم و کیف مصرف بر اساس فقه و اخلاق اسلامی» از سوی موسسه بوستان کتاب در شمارگان 1500 نسخه، 358 صفحه و بهای 54000 ریال روانه بازار کتاب شده است.
http://www.hawzah.net/
وي افزود: از مهمترين و اساسي ترين مشكلات جهان درحال توسعه و عقب نگه داشته شده، الگوي نادرست مصرف است.
او تاكيد كرد: استفاده نا موزون و نادرست از مجموعه منابع موجود كشور، تهديدي براي نسلهاي آينده محسوب مي شود.
وي گفت: در اين ميان تصميم درست مديران و دست اندركاران اجرايي مملكت در تخصيص منابع فراوان انرژي، معادن، آب و غيره و بهينه سازي و بهينه يابي آنها بسيار موثر و ضروري است.
وي ادامه داد: دانشگاه سيستان و بلوچستان نيز در راستاي تحقق شعار امسال و اهميت آن در نظر دارد در 45 روز آينده ، حداقل 15 ايده جديد مرتبط را از معاونتهاي مختلف جمع آوري و اجرايي كند.
اكبري برگزاري همايش بين المللي "اصلاح الگوي مصرف" با مشورت و همكاري دانشكده اقتصاد را از جمله برنامه هاي پيشنهادي اين دانشگاه براي ارائه به هيات وزيران اعلام كرد.
رييس دانشگاه سيستان و بلوچستان اظهار اميدواري كرد: با بهره گيري از توان و پتانسيل هاي اين دانشگاه ، گام هاي ارزنده اي براي تحقق اين شعار برداشته شود. ك/3
نویسنده : ایمان چیت ساز - ساعت ٥:٥٤ ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸۸
به عنوان مثال، هنگامی که الگوی مصرف ما در بستر اقتصاد متکی برمنابع استخراجی شکل گرفته ، اصلاح این الگو جز با خروج از این بستر امکانپذیر نخواهد بود.
وقتی که اصلاح یک پدیده فرهنگی و اجتماعی مورد توجه قرار میگیرد، به واسطه تنوع متغیرهای دخیل در شکلگیری پدیدههای اجتماعی و تعاملات بین این متغیرها، با حجم گستردهای از موضوعات روبرو هستیم که اهتمام به این گستره از یک سو به دلیل تنوع و کثرت متغیرها بسیار دشوار و پیچیده است و از سوی دیگر به دلیل غفلت از ریشهها و منشا پیدایش موضوع، این اهتمام با دستاوردهای کوتاه مدت و محدود روبروخواهد بود.
در موضوع اصلاح الگوی مصرف ما از یک سو با تنوع منابع مصرفی و ارزش آنها، نوع مصرف و تنوع مصرف کننده روبرو هستیم که با توجه به گستردگی دامنه، اهتمام به آن فوقالعاده پیچیده و دشوار است حال آنکه با ارجاع مسائل به سطوح ریشهای و بنیادیتر و شناسایی منشا شکلگیری الگوی مصرف با عوامل محدودتری روبرو هستیم که میتوان با سهولت و اطمینان بیشتر به اصلاح آن اهتمام نمود. در این راستا به موانع و چالشهایی برمیخوریم که در حقیقت منشا بروز رفتارهای غلط و هنجارهای نابجای ناظر بر مصرفگرایی و مصرف زدگی هستند. به نظر میرسد مقوله اصلاح الگوی مصرف که به عنوان شعار سال۸۸ برگزیده شده باید از اینجا آغاز شود و سیاستگذاران فرهنگی و برنامهریزان رسانهای و آموزشی بیش از هرچیز به آنها توجه کنند.
-۱ وجود عادات مسرفانه نهادینه شده یا ناشی از مدپرستیها و مدلگراییها و چشم وهمچشمیها به جزئی از تربیت و هنجار فرهنگی بخش عظیمی از اقشار جامعه مبدل شده که به این زودیها قابل تغییر و اصلاح نیستند چرا که ترک آنها به مثابه وارد آمدن خدشه برحیثیت خانوادگی و آبروی افراد میشود.
-۲ نبود فرهنگ پسانداز در اقتصاد فرد و خانواده که عامل مهمی در اسراف و ولخرجی و هدر دادن منابع و امکانات در اختیار افراد است.
-۳ منافع افراد و گروههای خاص همواره باعث دامن زدن به مقوله مصرف غیردرست امکانات و اسراف در منابع ملی است. غلبه فرهنگ غربی در مصرف مبنی برشعار تولید بیشتر، مصرف بیشتر در جامعه ما نیز باعث شده است تا برخی افراد و اصناف با تبلیغات و غالبسازی عواطف برتعقل و تفکر، برای جوانان و طیفهایی از جامعه مدسازی و مدل پردازی کنند که خود به معنی مصرفزدگی و الگوی تقلیدی مصرف است. همچنین برخی پیمانکاران و ... برای استمرار منافع خود ، کار را درست انجام نمیدهند تا برای خود ایجاد اشتغال نمایند! به گفته یکی از مدیران شهرداری ، اگر ترکیب شن، ماسه و قیر و بهرهگیری از امولوسیون قیر در آسفالت درون شهری ماهرانه باشد، چگالی آسفالت و پایداری آن در مقابل فرسایش و عوامل جوی چند برابر خواهد شد!
-۴ برخورد تعارف آمیز و غیرصریح با مشکلات و رفتارهای غلط در مصرف بهگونهای که مثلا کمتر کسی جرات میکند به این بحث بپردازد که روش وسبک نذری دادنهای ما در روزهای تاسوعا و عاشورا غلط اندر غلط است!
-۵ بسیاری ازنهادها و شخصیتهای مطرح در حوزه سیاست و فرهنگ که برافکار عمومی موثرند ، خود رعایت الگوی صحیح مصرف را نمیکنند و این یعنی تسری رفتارهای مسرفانه به افراد جامعه، پس اول مسئولین ، بعد مردم!
-۶ وجود تبعیضها و بیعدالتیها، فقدان دلسوزی برخی نسبت به منافع جامعه، نبود تربیت صحیح دینی و تربیت غلط خانوادگی از جمله موانع و چالشهایی هستند که در مسیر اصلاح الگوی مصرف خود را نشان میدهند و موجب کندی این حرکت اصلاحی میشوند.
http://eslaheolgoo.persianblog.ir/
اشاره: در ماده پنج قانون برنامه چهارم توسعه آمده که تا پایان سال اجرای برنامه، هدفگذاریهای هر بخش و زیربخش با شاخصهای ستانده به نهاده مشخص شود بهطوری که متوسط رشد سالانه بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید به مقادیر حداقل 5/3، یک و 5/2 درصد برسد. به گفته رییس مرکز ملی بهرهوری ایران نباید این تصور وجود داشته باشد که تنها، مرکز ملی بهرهوری باید این رشد را محقق کند، بلکه تمام دستگاههای اجرایی و نظامهای مختلف تصمیمگیری، برنامهریزی، تخصیص منابع و... باید در تحقق این امر تلاش کنند. این موضوعی است که در احکام برنامه پنجم در قالب سه راهبرد زمینهسازی، ایجاد تمایل و تقاضا و توانمندسازی منظور شده است.
http://www.spac.ir
اسلام به عنوان کامل ترین و سالم ترین راهنمای زندگی، مجموعه کامل شناختی و دستوری را برای دست یابی به کمال در عرصه های زندگی دنیوی و اخروی فراهم آورده است. از این رو، اگر بخواهیم در هر بخش از بخش های زندگی انسان، الگوهایی را معرفی کنیم، نیازمند آنیم که به این مجموعه غنی وحیانی مراجعه کنیم.
بخش مصرف در حوزه اقتصادی، یکی از بخش های مهم است که آموزه های شناختی و دستوری اسلام و قرآن در آن بخش، در حجم بسیار بالایی است؛ زیرا از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هرگونه دست یابی به انسان کامل و جامعه سالم، نیازمند توجه کامل به حوزه اقتصادی است.
انسان در نگرش قرآنی، موجودی با مأموریت و مسئولیت الهی برای بازسازی و عمران و آبادانی زمین در راستای دست یابی به کمال شایسته و بایسته و وظیفه خطیر خلافت الهی است؛ از این رو، توجه به اقتصاد و مسائل آن، به معنای توجه دقیق و کامل به مأموریت و مسئولیت الهی وی می باشد. بر این اساس تمدن سازی به عنوان یک مأموریت برای انسان تعیین شده است و انسان چاره ای ندارد که در این مسیر گام بردارد.
دست یابی به الگوی درست و صحیح مصرف به عنوان بخش مهم و اساسی، در حوزه اقتصادی و تمدنی و ایجاد امت اسلام و تحقق جامعه جهانی براساس اصول محوری عدالت اسلامی، زمانی ممکن است که ملاک های اقتصاد سالم و درست شناخته شود. بی آگاهی از معیارهای اصول اقتصاد سالم، نمی توان امید آن را داشت که به الگوی درستی در بخش های مختلف اقتصاد از جمله مصرف دست یافت. از این رو، لازم است که پیش از هر حرکت اصلاحی، نخست شناخت جامع و کاملی از اصول اقتصاد سالم و اهداف آن داشته باشیم، تا گام های اصلاحی در بخش های مختلف از جمله اصلاح الگوی مصرف براساس آن اصول و معیارها انجام پذیرد.
نویسنده در این نوشتار کوتاه با توجه به لزوم شناسایی و تبیین اصول و معیارهای اقتصاد سالم، به آموزه های قرآنی مراجعه کرده است تا از این طریق تحلیل و تبیین قرآن را از این اصول و معیارها ارائه دهد که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
● اصول اقتصاد سالم در تحلیل قرآنی
اقتصاد در بینش و نگرش اسلامی از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مطلب را بارها شنیده ایم که: کاد الفقر کفرا؛ نزدیک است که فقر، آدمی را به کفر بکشاند؛ زیرا کمبود و یا کاهش امکانات به معنای عدم برخورداری شخص یا جامعه از نعمتی است که می تواند آدمی یا جامعه را به سوی کمال سوق دهد. کفر به معنای پوشاندن و ناسپاسی، زمانی رخ می دهد که انسان نتواند به شناخت و باوری درست نسبت به چیزی یا کسی برسد. فقر و نداری، زمینه بسیار مناسبی را فراهم می آورد تا آدمی به این شناخت و باور نرسد و در مسیر ضد کمالی گام بردارد؛ زیرا فقر و نداری بر وی فشار مضاعفی را وارد می سازد که در نقص و کاستی بماند و کمالی را درک نکند.
از این رو در تحلیل قرآنی، برخورداری انسان یا جامعه از نعمت های الهی و ثروت به معنا و مفهوم عنایت الهی نسبت به شخص یا جامعه است. (سبا آیه ۱۵) زیرا راه تأمین سعادت و خوشبختی واقعی انسان در سایه توحید و سلامت امور اقتصادی و دست یابی به نعمت و ثروت است.(اعراف آیه ۸۵ و هود آیات ۸۴ تا ۸۶)
از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه ای به معنای آن است که مایه قوام خود را یافته باشد. از این رو خداوند در آیه ۵ سوره نساء از واگذاری آن به دست نااهلان و سفیهانی که نمی دانند از ثروت خویش چگونه استفاده کنند برحذر می دارد.
پیامبران الهی همواره این مأموریت را داشته اند که به معیشت مردم توجه کنند و حتی برخی از پیامبران چون حضرت شعیب(ع) و حضرت یوسف مأموریت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادی جامعه، هم پای اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتی برای هدایت و اصلاح الگوهای اقتصادی خود زمام مدیریت اقتصادی را در دست گیرند. (اعراف آیه ۸۵ و شعراء آیات ۱۷۷ تا ۱۸۳ و نیز یوسف آیات ۴۷ تا ۵۵)
از همان آیات نخست سوره بقره می توان دریافت که مسئله اقتصادی در کنار مسائل اعتقادی از چنان اهمیتی برخوردار است که ایمان منهای اصلاح این دو مسائله مهم، ایمانی کامل و مایه رستگاری و فلاح انسان نخواهد بود. در حقیقت هرکسی یا هر جامعه ای اگر بخواهد به رستگاری و سعادت دست یابد می بایست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادی بپردازد
http://eslaheolgoo.persianblog.ir/