بهينه دات آي ار
بهينه دات آي ار
این دستگاه سبز رنگ مجهز به سنجنده های خودکار است که به صرفه جویی در مصرف آب برای وضو گرفتن کمک می کند.
در شیوه وضو گرفتن اهل سنت علاوه بر دستها و صورت، پاها نیز شسته می شود که نیازمند مصرف آب زیادی است.
بیش از یک میلیارد و 700 میلیون مسلمان در جهان زندگی می کنند که بخش عمده ای از این جمعیت در آفریقا و خاورمیانه که منابع آبی اندکی دارند، بسر می برند.
مخترعان این دستگاه قصد دارند با سرمایه گذاری کشورهای ثروتمند آفریقا و خاورمیانه، دستگاه خود را تا شش ماه آینده به بهای سه تا چهار هزار دلار وارد بازار کنند.
آنتونی گومز رییس شرکت AACE می گوید: این دستگاه نسبت به شیوه های معمولی وضو گرفتن که میزان زیادی آب را به هدر می دهد، صرفه جویی بیشتری در میزان آب مصرفی دارد.
این وسیله که 1/56 متر ارتفاع دارد و تنها 1/3 لیتر آب برای انجام وضو مصرف می کند که در مقایسه با شیوه های رایج وضو گرفتن آب کمتری هدر می رود.
در شیوه های کنونی معمولا در هنگام وضو گرفتن که می تواند چندین دقیقه به طول بینجامد شیر آب همچنان باز می ماند.
به گفته گومز، در آیین حج دو میلیون مسلمان 50 میلیون لیتر آب برای وضوی روزانه خود مصرف می کند که با نصب این دستگاه روزانه 40 میلیون لیتر در مصرف آب صرفه جویی می شود.
مقامات شرکت سازنده مالزیایی با اشاره به اینکه دوبی قصد دارد این دستگاه را در فرودگاه های خود بکار گیرد افزودند: این دستگاه در مدت دو سال و با صرف 2/5 میلیون دلار انجام شده است.
این شرکت قصد دارد محصول خود را در طرحهای قابل نصب به دیوار، به مساجد و ادارات کشورهای مسلمان عرضه کند.
به گفته آنها این دستگاه در راستای آموزه های اسلامی ساخته شده است
تغيير الگوي مصرف در جامعه به هيچ وجه به معناي مصرف نكردن نيست. انسان به هر حال اين حق را دارد كه در رفاه و آسايش ناشي از آن به سر ببرد. تغيير الگوي مصرف به هيچ وجه به معناي تغيير الگوي رفاه در جامعه نيست. تلاش آگاهانه در جهت استفاده درست از امكاناتي است كه در زندگي به آنها نياز داريم.
«محمد كريم زاده » كارشناس مسائل اجتماعي در اين باره مي گويد: « بخشي از اين امكانات، امكانات عمومي نامگذاري شده اند. در اينجا استفاده از الگوي مناسب براي استفاده از اين امكانات به دليل تأثيرات عمومي آن است. چه آنكه همه ما به يكسان حق استفاده از اين وسايل را داشته و هر گونه استفاده نا درست از اين وسايل از سوي ديگران به زير پا گذاشتن حق ديگري مي انجامد. اما در رابطه با امكانات خصوصي ديگر كه ما در زندگي خود داريم و بسته به شرايط اقتصادي خود از آن بهره مي بريم؛ من فكر نمي كنم استفاده درست هيچ ضربه اي به آن امكانات وارد كند. در هر حال در چنين وضعيتي استفاده درست تعبير به مصرف بهينه مي شود كه با استفاده از الگوي مناسب آن را در جامعه ترويج مي كنيم. براي اين كه درك بهتري از رابطه مصرف درست خود با فرهنگ ناشي از آن داشته باشيم مي توان به ميزان زباله سازي در يك جامعه اشاره كرد. چندي پيش در خبرها خواندم كه شهرداري با همكاري مراجع قضايي تصميم گرفته كساني را كه مثلاً هنگام رانندگي زباله در خيابان مي اندازند، جريمه كند. به نظر ميان اين رفتار يعني انداختن زباله در خيابان و سطح مصرف گرايي نادرست در يك جامعه ارتباط ارگانيك وجود دارد. آن رفتار اين رفتار را هم به وجود مي آورد. در آن رفتار امكانات به خاطر نياز آني شان مورد استفاده قرار مي گيرند، به همين علت رابطه اي بين آن نياز آني و نياز هاي بلند مدت احساس نمي شود. شهر در اينجا به وسيله مصرف آني تبديل مي شود. در نتيجه مصرف شهر به خاطر رفع نياز هاي آني،چندان به فكر مراقبت از آن نمي افتيم. زباله مان را در خيابان مي ريزيم و بين اين رفتار با آسيب رساندن به زندگي خود هيچ ارتباطي نمي بينيم.»
http://www.magiran.com
نويسنده: داوود پنهاني
|
مصرف درست در ذهن يك عده از افراد به هيچ وجه جا نيفتاده است. آنجا كه قرار است مثلاً براي خريد يك چيز ساده مغازه اي را انتخاب كند ، با ورود به آن مكان حد و حدود مورد نياز را فراموش مي كند. او در آن مغازه خريد را آغاز مي كند. اين خريد مي تواند خريد ميوه باشد، خريد لباس باشد، خريد گوشت و خوراك و ديگر مايحتاج موردنياز باشد. فرقي نمي كند. خريد بيشتر در چنين مواقعي مي تواند نشانه آگاهانه اي باشد كه از سوي خريدار بر جاي نهاده مي شود، به اين معني كه او با اين انتخاب، ديگران را به هويتي ارجاع مي دهد كه تنها بر مبناي ثروت بيشتر پايه گذاري شده است.اين ثروت آنجا كه عيان مي شود هويت تازه فرد مرفه را مي سازد. اينجاست كه او هنگام ساده ترين خريد، دست و دلبازي خود را آگاهانه با خريد اقلامي بيش از نياز روزمره به رخ ديگران مي كشد.از زاويه ديگر هم مي توان به چنين موضوعي نگاه كرد، اين زاويه را مي توان تحت عنوان فرهنگي نام گذاري كرد و در آن بر نداشتن الگوي درست مصرف در جامعه تأكيد كرد
هميشه نمي توان با استفاده از مفاهيمي طبقاتي به تحليل رابطه انسانها با خريد و مصرف ناشي از آن پرداخت. به نظر مي رسد اصرار ما به خريد بيشتر و نداشتن آگاهي كافي به چگونگي مصرف اين كالاها بيش از آن كه مفهومي طبقاتي و ناشي از رفاه بيشتر و در نتيجه چشم و هم چشمي متأثر از آن باشد، موضوعي است ناظر به شناخت ناكافي ما از الگوي مصرف. اين شناخت ناكافي را در محيط اطراف خودمان مي توانيم ببينيم. بخشي از اين نا آگاهي به بي توجهي ما به توصيه هاي پزشكي در هنگام مصرف برخي كالاها و بخشي ديگر نيز به ناتواني ما از درك رابطه بين صرفه جويي و مصرف باز مي گردد. فردي را به ياد بياوريد كه به توصيه هاي پزشك خود مبني بر استفاده متناوب و به اندازه دارو توجه نكرده از مبناي مورد علاقه خود تبعيت مي كند. مثلاً با خوردن شربت در يك يا دو وعده به خود اطمينان كاذب مي دهد كه با استفاده از اين روش به تسريع در درمان خود كمك مي كند. فرد ديگري را هم به ياد بياوريد كه هنگام مراجعه به ميوه فروشي سرگذر بدون توجه به ميزان مورد نياز مصرف خود كيسه ها را چند كيلو چند كيلو پر كرده و روانه منزل مي شود.نصف آن ميوه ها مصرف مي شود و نصف ديگر روانه سطل زباله شده تا ميوه تازه دوباره به خانه راه پيدا كند. اين وضعيت درباره گرايش به خريد كالاهاي بزرگ تر در زندگي عده اي رنگ ديگري به خود مي گيرد. گرايش عجيب و غريب عده اي بر تغيير مكرر دكوراسيون منزل، وسايل آن و خريد و فروش مكرر كالاها و وسايلي مثل اتومبيل چيزي جز اشتباه در الگوي مصرف نيست. علي ياسري كارشناس مسائل اقتصادي با تعريف الگوي مصرف به شرح و توضيح آن بر مبناي اصول توسعه پرداخته، مي گويد: «الگوي مصرف در ايران بايد متناسب با شرايط اقتصادي و ميزان توسعه كشور تغيير كند.» وي مي ا فزايد: « از جمله عوامل مؤثر در تعيين الگوي مصرف هر كشور، سطح درآمد مردم آن است. خانوارهاي پردرآمد عمدتاً گرايش به پس انداز و سرمايه گذاري دارند و كمتر مصرف مي كنند ولي در كشورهاي با درآمد پائين (مبتني بر معيارهاي جهاني)، مصرف در اين گونه كشورها بيشتر و سرمايه گذاري و پس انداز در آنها كمتر مي شود.» به اعتقاد وي مسائل فرهنگي نيز در گرايش مردم به مصرف كمتر و صرفه جويي مؤثر است. او در اين باره توضيح مي دهد: «برخي كشورهاي آسياي جنوب شرقي مانند ژاپن، كره جنوبي، مالزي و چين به لحاظ ويژگي هاي فرهنگي، مردم آن بسيار صرفه جو بوده و با عنايت به بالابودن نرخ پس انداز در آن كشورها، اقتصاد آنها نيز بر همين اساس شكل گرفته است. در كشورهاي پيشرفته ديگر هم كه يك جامعه كاملاً مصرفي هستند، پس انداز نسبتاً كم بوده و با عنايت به مصرف زياد مردم، كارخانه هاي آنها به توليد و اشتغالزايي بيشتر مي پردازند.در بين حالت هاي مذكور، ايجاد يك موازنه ظريف مي تواند مفيد فايده به حال كشوري مانند ايران باشد كه از نظر درآمدي در بين كشورهاي با درآمد متوسط تا كم درآمد (متوسط پائين) دسته بندي مي شود. » وي با بيان اين كه هر قدر درآمد كشوري پائين باشد گرايش به سمت مواد غذايي در آنها بيشتر مي شود، مي گويد: «در كشوري مانند ايران آن هم با ميزان درآمد مذكور، گرايش درآمد عمدتاً به سمت مواد غذايي است. البته هر قدر ديد مردم نسبت به آينده كشورشان مطمئن تر و با ثبات تر باشد به شكلي كه بتوانند آينده اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور را با اطمينان پيش بيني كنند، الگوي مصرف مردم نيز منطقي تر خواهد شد. در غير اين صورت الگوي مصرف تحت تأثير بي ثباتي و بي اطميناني نسبت به آينده حالت غير منطقي پيدا مي كند.» وي از ديگر عوامل تأثيرگذار بر الگوي مصرف به تورم اشاره كرده و مي افزايد: «نرخ تورم در ايران به نسبت ساير كشورهاي جهان بالااست كه اين مسأله سبب مي شود تا مردم به سمت خريد برخي كالاها كه در قبال تورم حالت پوشش دهنده دارند (مانند طلا، دلار ) ترغيب شوند كه اين مسأله در خصوص درآمدهاي بالاتر به سمت خريد زمين و مسكن ارزان گرايش مي يابد. در چنين شرايطي با توجه به بالابودن نرخ تورم، امكان رونق امور دلالي و واسطه گري فراهم مي شود كه بدون هرگونه تلاشي افراد از سود ناشي از مابه التفاوت قيمت خريد و فروش بهره مي برند. باز در چنين شرايطي است كه الگوي مصرف تحت تأثير سوء همين تورم و دلال بازي هاي ناشي از آن قرار مي گيرد. با وجود عوامل و دلايل مذكور، امكان اصلاح اين الگو با موانع و مشكلات بسياري روبرو خواهد بود.»
اگر چنين ديدگاهي را از منظر اقتصاد توسعه در رابطه با نداشتن الگوي منطقي در مصرف مبناي تحليل قرار دهيم، آنگاه بهتر مي توان به ترسيم چشم انداز كنوني حيات اجتماعي پرداخت و به به ارتباط آنها با نحوه مصرفشان پي برد. در اين چشم انداز خريدار بدون هيچ اطلاعي از ارتباط خريد هاي فراوان خود با توسعه كشور، افق آينده را بي ارتباط با نقش خود مي بيند. چندي پيش يكي از مديران وزارت بهداشت حين صحبت از وضعيت كمياب شدن چند قلم دارو در بازار به نكته اي اشاره كرد كه دقيقاً ناظر به تلقي نادرست ما از ارتباط ارگانيك مصرفمان با وضعيت مصرف انبوه و بي ضابطه در كشور است. آن نكته ساده اين بود: «برخي پزشكان دارو ها را به خاطر تأثيرات مشترك در مورد بيماري هاي متعدد به كار مي برند. اين استفاده متعدد باعث مي شود كه در يك دوره زماني آن دارو سريع تر از محاسبه پيش بيني شده تمام شود. اين وضعيت در مورد قرص هاي مسكن و مصرف انبوه آن در كشور نيز صدق مي كند. اينجاست كه در برخي موارد وقتي شخصي واقعاً به آن دارو نياز پيدا مي كند در بازار پيدا نمي شود .» اين وضع را مي توان در گروه هاي تخصصي ديگر نيز پي گرفت. الگوي مصرف سوخت در كشور، الگوي مصرف مواد غذايي، آب ، پوشاك و ديگر كالاهاي مورد نياز... در تمامي اين موارد مي توان آن رگه مشترك فرهنگي را به چشم ديد. اينجاست كه بايد كمي هم كه شده در رسانه ها به اين نكته توجه كرد و براي حل آن از كارشناسان كمك خواست.
بهترین الگوی مصرف شیوه های در زندگی اهل بیت رسول اكرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) یعنی ائمه اطهار (علیهم السّلام) و در رأس آنان زندگی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسّلام)است. در محیط خانواده زن به عنوان یكی از دو ركن اساس خانواده در سازماندهی و مدیریت، نقش اساسی ایفا میكند. و وظیفه مادری، همسری و بیشتر منابع مصرف به زن سپرده میشود و زنان با تدبیر صحیح میان درآمد ومصرف هماهنگی به وجود میآورند.
در حقیقت زنان در این زمینه نقش كلیدی و با برنامهریزی صحیح در رشد اقتصادی خانواده و در نهایت در توسعه اقتصادی جامعه و برنامههای بزرگ تأثیر بسیاری دارند.
اما غیر از وظایف نامبرده سرمایههای دیگری چون عشق، ایثار، تعاون، انسجام، همدلی درك موقعیت ومصرف منطقی و مدیریت بر زمان در كانون خانواده وجود دارد كه قابل صرفهجویی نیست؛ بلكه باید همه را به انجام آن تشویق كرد.
در این زمینهها تك تك عناصر خانواده نقشی مهم و زنان نیز در مدیریت آن سهم زیادی دارند. حضرت زهرا (س) همان گونه كه در انجام همهی وظایف، الگویی تمام وكمال بودند در این مورد هم بهترین نقش را ایفا میكردند.
در سیرهی عملی (اخلاق و رفتار) روحیه ساده زیستن و قناعت از صفتهای بازر ائمه (علیهالسلام) به ویژه حضرت زهرا(س) است. زنان میتوانند با الگو قراردادن ایشان خود را از تجملات دنیایی دوركنند در تفسیر رفتارهای خانواده و در نهایت جامعه بسیار تأثیر داشته باشند. حضرت زهرا(سلام الله علیها) همراه با تعالیم پدر زندگی عملی با قناعت را به دختران و رهبران اجتماعی نشان دادند.
بخشیدن لباس عروسی به فقیر نشانهی پرهیز از مصرفگرایی و دلنبستن به دنیاست. اما در مدیریت غیرمادی، همان مدیریت خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) تربیت نیروی انسانی و فرزندان را در اولویت قرار داده است.
حضرت زهرا(سلام الله علیها) در مدیریت زنان نیازهای تربیتی را برنیازهای روزمره زندگی، اولویت میدادند. بلال میگوید:«روزی حضرت زهرا(سلام الله علیها) را دیدم كه مشغول آرد كردن گندم بودند در آن هنگام از فرزندش امام حسین(علیه السلام) نگهداری میكردند و ذكر خداوند را هم بر لب داشتند. خدمت آن حضرت گفتم، برای كمك به شما آسیاب كنم یا از بچه مراقبت نمایم؟ حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند:
« مراقبت از فرزند وظیفه من است و شما آسیاب را بچرخانید. »
با این كار حضرت زهرا(سلام الله علیها) نشان دادند كه آرامشروانی فرزند شیرخوار را باید مادر برطرف كند. اما سایر كارهای منزل را دیگران هم میتوانند انجام دهند. نتیجهی این تلاشها، پرورش نیروی انسانی و سرمایهی گرانبها است. كه تاریخ بشر را در برقراری عدالت اجتماعی و اقتصادی و... رهبری نمودند.
منبع:روزنامه اطلاعات /س
http://behine88.mihanblog.com
در پايان ذكر اين نكته حائز اهميت است كه آموزش از دو طريق مستقيم و غير مستقيم صورت ميپذيرد. نبايد با خواندن اين سطور، اين تصور پديد آيد كه تمامي موارد فوق لزوما بايد از طريق آموزش مستقيم به فرزندان صورت بگيرد، اي بسا رفتارهاي صحيح ما اثر عميقتري در رفتار فرزندانمان ايجاد كند. پس بياييد با اصلاح رفتارهاي مسرفانه خود، نسلي پرورش دهيم كه مصرف صحيح را نه تنها هدف بلكه وظيفه خود بداند.
این استاد جامعه شناسی درباره الزامات کلان نگری مفهوم قناعت و اصلاح الگوی مصرف خاطرنشان کرد: باید این مفهوم را در سطح کلان دید یعنی نباید آن را در سطح مسائل جزئی آورد اما می دانم که مسئولین آن را به مسائل جزئی و صرفه جویی های مستعمل و مصطلح خواهند برد. در صورتی که باید اصلاح الگوی مصرف در زمینه وسیعتری مطرح شود یعنی نسبت اخلاق با اقتصاد و اولویت بخشی به تقدم ارزشی نسبت به تقدم رتبی مدنظر قرار گیرد.
افروغ در پیوند "تقدم ارزشی نسبت به تقدم رتبی" با مبحث "اصلاح الگوی مصرف و قناعت" به مهر گفت: سایه تقدم ارزشی بر تقدم رتبی باید مشروط باشد یعنی به هر شیوه ای نمی توانیم حکومت تشکیل دهیم و با تمسک به هر ابزاری نمی توانیم حفظ حکومت کنیم و توسعه اقتصادی داشته باشیم.
وی افزود: درست است که ارزش مقدماتی با امنیت، حکومت، اقتصاد و رفاه است اما اینها مقدمه ای برای تحقق ارزشهای متعالی و بسط معنویات و اخلاقیات در جامعه هستند. اگر این را متوجه باشیم آنگاه فهم بهتری از انقلاب به دست آورده و به هر طریقی نمی توان دست به هر سیاستی زد.
عماد افروغ خاطرنشان کرد: نگرانم "اصلاح الگوی مصرف" که می تواند در سطح کلان تعریف و بازتاب کلانی نیز داشته باشد و تحولات عظیمی را در "دهه پیشرفت و عدالت" برای کشور رقم بزند، دستاویز یک سری سیاستهای جزئی و خرد قرار گیرد و از سطح نظری آن غفلت شود. البته امیدواریم نظریه پردازان و روشنفکران کشور سطح کلان این موضوع را نهادینه کنند، سطح کلانی که به شدت نیازمند آن هستیم.
وی در توضیح بیشتر تاثیر اخلاق بر اقتصاد با اشاره به برخی برداشتهای موجود در جامعه گفت: برخی فکر می کنند اهمیت ارزشهای اخلاقی فقط به لحاظ زمانی است یعنی فکر می کنند ابتدا نیاز داریم یک امنیت سیاسی و رفاه اقتصادی قابل قبول به دست آوریم و سپس در صورتی که چیزی اضافه ماند به اخلاق اختصاص دهیم. این نشان می دهد خیلی ها جایگاه اخلاق را متوجه نشده و فضیلتی را برای اخلاق و ارزشهای اخلاقی از جمله قناعت و بازتاب آن بر اقتصاد قائل نیستند.
عماد افروغ درباره پیوند "نگاه کلان نگر و اخلاقی به اصلاح الگوی مصرف" و اهداف نظام جمهوری اسلامی به مهر گفت: هدف غایی نظام جمهوری اسلامی ایران، اخلاقی و معنوی است که باید بر روی اهداف مقدماتی نظام اعم از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نظام نیز بازتاب داشته باشد. امنیت و رفاه اقتصادی تقدم رتبی دارند اما نباید فراموش کنیم که اینها ارزش وسیله ای دارند. تقدم ارزشی و ارزش غایی در جای دیگری تعریف می شود. در قانون اساسی نیز ذکر شده که اقتصاد وسیله است و هدف چیز دیگری است.
این عضو هیئت علمی پژوهشکده علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه "نسبت هدف غایی (تقدم ارزشی) با ارزشهای وسیله ای (تقدم رتبی) صرفا یک نسبت زمانی نیست" گفت: نمی توان به هر طریق و شیوه ای که شده امنیت و رفاه اقتصادی تامین شود و بعد به ارزشهای متعالی توجه شود. بلکه به دلیل تقدمی که ارزشهای غایی نظام دارند حق نداریم به هر شیوه ای امنیت و اقتصاد خود را سامان دهیم.
وی خاطرنشان کرد: با وجود اینکه امنیت و رفاه اقتصادی دارای تقدم رتبی هستند اما چون تقدم ارزشی ندارند لذا دستمان باز نیست که به هر شیوه ای حکومت تشکیل دهیم یا اینکه بخواهیم به هر شیوه ای که شده حکومت را حفظ کنیم و اقتصاد را سامان دهیم. این مسئله بسیار ظریفی است که متاسفانه سالهاست مورد توجه مسئولان کشور قرار ندارد. اگر فهم کنیم که تقدم ارزشی مان جای دیگری تعریف می شود، حق نداریم به هر شیوه ای حکومتمان را حفظ کنیم یا اقتصادمان را سامان دهیم یعنی حق نداریم به سازمان تجارت جهانی بپیوندیم.
افروغ در ادامه به مهر گفت: اگر به سازمان تجارت جهانی پیوسته بودیم امروز بحران سرمایه داری گریبانمان را بیشتر می گرفت. از یک طرف وقتی سرمایه داری با بحران روبرو می شود همه مسئولان پایکوبی می کنند اما از طرف دیگر تا چندی پیش می خواستند به سازمان تجارت جهانی بپیوندند! این وضعیت را "شتر سواریهای دولا دولا" می گوییم. این نشان می دهد که فرق بین تقدم ارزشی و تقدم رتبی را هنوز متوجه نشده ایم.
عماد افروغ که در این گفتگو با پیش کشیدن "تقدم ارزشی" و "تقدم رتبی" در صدد تبیین نقش اخلاق بر اقتصاد بود به مهر گفت: چون تقدم ارزشی با اخلاق است لذا اخلاقیات باید بر اقتصاد بازتاب داشته باشد و تاثیرش مشروط باشد. یکی از تجلیات این بازتاب به این امر بازمی گردد که ما نمی توانیم از هر وسیله ای برای ساماندهی اقتصادی کشور استفاده کنیم.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه "مهم ترین فعل اخلاقی که می تواند بر روی اقتصاد مشروط باشد، ارزش و فضیلتی به نام قناعت است." افزود: اگر "قناعت" در دستور کار قرار دهیم هم زمینه ای برای رشد اقتصادی ایجاد کرده و هم یک فعل اخلاقی را پاس داشته ایم.
وی با بیان اینکه "قناعت" زمینه رشد اقتصادی است، گفت: در غرب نیز چنین بوده است. یک جامعه شناس معروف آلمانی معتقد است که سرمایه داری ریشه در فضیلتی به نام کار و ارزشی با نام قناعت داشته است. یعنی مردم به دست نمی آوردند که مصرف کنند بلکه به دست می آوردند که سرمایه گذاری کنند.
افروغ در پایان این گفتگو تاکید کرد: "اصلاح الگوی مصرف" بحثی سابقه دار است و در تجربه غرب نیز می توان آن را ملاحظه کرد. البته این به معنای آن نیست که غرب الگوی ماست بلکه درغرب نیز بنا به ادعای یکی از جامعه شناسان غربی "کار، فضیلت است" و "قناعت، ارزش والایی دارد".
گروه حوزه و دانشگاه خبرگزاری مهر در سلسله گفتگوهایی دیدگاه اعضای هیئت علمی در زمینه اصلاح الگوی مصرف را منعکس می کند. پیش از این گفتگو با دکتر فرهاد رهبر نیز منتشر شده بود و در روزهای آتی نیز سایر گفتگوها با صاحبنظران دانشگاهی منتشر خواهد شد.
http://www.isca.ac.ir
|
راه نجات از وابستگي به بيگانگان كاهش مصرف است.
طبق فرمايش مقام معظم رهبري اصلاح الگوي مصرف همان مصرف مدبرانه و عاقلانه در همه امور است. وي افزود: اصلاح الگوي مصرف درست مصرف كردن منابع، كاهش ضايعات ومصرف كارآمد و ثمربخش است. ملكيراد از اسراف به عنوان زياده روي در مصرف و از تبذير به عنوان تخريب و دور ريختن منابع نام برد و افزود: بايد با تجديد در برنامهريزيهاي شخصي و سياستگذاريها، هم نگاه مردم را به مصرف عوض كنيم و هم نگاه دولتمردان را به مصرف درست منابع كشور معطوف سازيم، زيرا اينها لازم و ملزوم يكديگر هستند. وي ضايعات نان، اتلاف آب و استفاده از انرژي بيش از ميانگين جهاني را از مصاديق اسراف بيان كرد و خواستار فرهنگسازي مناسب در زمينه اصلاح الگوي مصرف شد. مدير كل دفتر هماهنگي امور اقتصادي استانداري لرستان با بيان اينكه راه نجات از وابستگي، كاهش مصرف است اصلاح الگوي مصرف در سطوح ملي، سازماني و فردي را به عنوان وظيفه اقشار جامعه دانست و گفت: اصلاح الگوي مصرف ارتباط مستقيم با پيشرفت توسعه كشور ما در آينده دارد و وفاق و اتحاد ملي و استفاده از همه منابع براي افراد جامعه از نتايج صرفهجويي است. در ادامه عضو هيئت رئيسه كانونهاي كار آفرينان ايران واتاق بازرگاني صنايع و معادن لرستان نيز گفت: براي اصلاح الگوي مصرف در كشور بايد به سمت بهرهوري حركت كنيم و فرمايش مقام معظم رهبري تاكيدي بر انجام بهرهوري است. حسين سالاحورزي افزايش بهرهوري در سطح جامعه را به عنوان يك راهكار مهم در سرمايهگذاري اقتصادي عنوان كرد و افزود: دانشگاهيان و رسانهها به ويژه صدا و سيما ميتوانند نقش بسيار موثري در فرهنگسازي و اطلاعرساني در زمينه بهرهوري داشته باشند. وي ابراز اميدواري كرد؛ با تلاشهاي صورت گرفته بتوانيم به حد قابل قبولي در بهرهوري برسيم. صنايع نيوز
|
تقوا به معناي پرهيزگاري و خودداري نفس و برگرفته از كلمه وقايه، در كاربردهاي قرآني از چنان گستره معنايي برخوردار مي باشد كه برخي بر اين عقيده هستند كه بسياري از مفاهيم كليدي در حوزه هاي اعتقادي و رفتاري را مي توان ازطريق اين واژه بيان كرد.
به اين معنا كه در كاربردهاي قرآني و فرهنگ آن، تقوا به مفهومي گسترده تر و فراگيرتر از آن است كه بتوان با تك واژگاني چون پرهيزگاري آن را بيان كرد. از اين رو، هنگامي كه از تقوا در مصرف سخن به ميان مي آيد، به معناي رعايت و حفظ حدود و ثغوري است كه خداوند براي بهره مندي شخص از نعمت ها و رزق الهي بيان كرده است تا به اين وسيله خود را از خشم و غضب الهي كه نماد و مظهر آن دوزخ و عذاب هاي آن است حفظ كرده و نگه دارد.
براين اساس مي توان از تقوا در مصرف سخن گفت. نويسنده در اين حوزه معنايي بر آن است تا شيوه ها و الگوهاي درست مصرف را براساس آيات قرآني بيان كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
¤ ¤ ¤
رعايت حدود الهي
شايد يكي از كليدي ترين اصطلاحات و واژگان قرآني تقوا باشد. حضور پررنگ آن را در همه آيات قرآني مي توان مشاهده كرد. از اين رو هر واژه و اصطلاح ديگر قرآني چون توحيد و ايمان به گونه اي با اين اصطلاح قرآني ارتباط تنگاتنگي مي يابد و نمي توان از توحيد يا ايمان سخني گفت اما معترض تقوا و مسايل آن نشد.
اصولاً توحيد، زماني به عنوان اعتقاد، خود را نشان مي دهد كه ايمان و باور شخص در حوزه معنايي تقواي قرآني بروز و ظهور يابد و شخص در عمل، انساني متقي باشد و رفتارهاي وي بيانگر باطن و باورهاي دروني او باشد.
بنابراين،تقوا هرچند كه به معناي حفظ كردن خويشتن از چيزي است كه انسان از آن مي ترسد و در اصطلاح شرعي به معناي نگهداري نفس از چيزي است كه موجب گناه مي شود و اين معنا با پرهيز شخص از آن چه خداوند از آن نهي نموده حاصل مي شود و حتي كمال آن به وسيله ترك برخي از مباحات تحقق مي يابد (مفردات راغب اصفهاني؛ ص 881 ذيل واژه وقي) ولي مي توان گفت كه تقوا اصولاً شامل رعايت همه حدود الهي است كه به شكل امر و نهي صادر شده است. در اين صورت مي توان گفت همان اندازه كه انجام حرام و مكروه، عملي ضدتقوايي است، به همان اندازه ترك واجب يا مستحب نيز عملي ضدتقوايي مي باشد.
براين اساس، نمي توان گفت كه تقوا در مفهوم اسلامي و معناي گسترده آن، تنها شامل خودداري از گناهان و رعايت حدود الهي در ترك حرام و يا مكروه و يا حتي برخي از مباحات مي باشد، بلكه شامل رعايت همه حدود الهي از واجب و حرام است؛ زيرا عدم انجام واجب و يا مستحبي، خود نوعي عدم رعايت حدود الهي و عدم پرهيز ازخواسته هاي الهي است كه به دو شكل امر و نهي صادر مي شود.
اين گونه است كه رعايت تقوا در مصرف خود را بر انسان متقي تحميل مي كند و لازم است كه شخص براي دست يابي به تقرب و رهايي از دوري از خداوند، به همه خواسته هاي الهي توجه داشته و آن را رعايت نمايد، حال اين خواسته ها به شكل ترك عملي و يا انجام كاري باشد.د.
نقش تقوا در عرصه اقتصادي
خداوند در آيات چندي به مسأله تقوا در حوزه اقتصادي مي پردازد و از مردم مي خواهد تا از كم فروشي اجتناب كنند، زيرا كم فروشي موجب مي شود تا امنيت اقتصادي در مبادله از دست رود و جامعه از رشد اقتصادي و شكوفايي تمدني باز ماند. (شعراء آيات179تا183)
تأكيد بر تقواي الهي در حوزه اقتصادي از آن رو صورت مي گيرد كه انسان، با تقواي الهي نه تنها مي تواند به بهره مندي بهتر از امكانات و نعمت ها دست يابد بلكه تقواي الهي در حوزه اقتصادي موجب مي شود تا شخص و جامعه از روزي هاي پيش بيني نشده و امكانات برتر و فوق العاده اي بهره مند شود. (طلاق آيات 2و3)
به سخن ديگر، هر جامعه اي كه احتمال دست يابي به رشد و شكوفايي اقتصادي و تمدني را براساس حساب و كتاب هاي منطقي نمي دهد مي تواند با بهره مندي از شيوه تقواي الهي در حوزه اقتصادي به رشد و شكوفايي برسد كه بيرون از تفكر و برنامه ها و توانايي هاي عادي بشر است. (همان)
تقوا عامل مهم در شكوفايي امر تعاون و همكاري ميان مردم جامعه (مائده آيه2) و تقسيم انفال (انفال آيه1) و ديگر امكانات و توانمندي هاي جامعه و اصلاح امور جامعه (حجرات آيه10) مي شود و بدين ترتيب رشد اقتصادي و تمدني مي تواند در جامعه سالم و متقي تحقق يابد؛ زيرا همدلي ايماني و همكاري ميان مؤمنان و تقسيم درست ثروت و امكانات، شرايطي را فراهم مي آورد كه جامعه بتواند درست توليد و توزيع و مصرف كند و همگان در شرايط مساوي به سوي كمال حركت كنند.
خداوند در آيه 109 سوره توبه تبيين مي كند كه چگونه مراعات تقوا مي تواند موجبات پي ريزي و تأسيس مؤسسات ديني كه مردم را به سوي كمال هدايت مي كند، شود.
هرچند كه آيه در ارتباط با مسأله مسجد و بناهاي ديني است ولي مي توان با توجه به معيار اين كه مراد از آن بناهايي است كه شرايط بهبودبخشي انسان و دست يابي به كمال را در وي فراهم مي آورد، مي توان گفت كه تقوا عامل مهمي در پي ريزي هر بناي با شكوه تمدني و كمالي در هر جامعه اي است. اين بنا مي تواند بناي فرهنگي يا ديني و يا بناي ساختار نظام سياسي و اجتماعي و يا اقتصادي باشد. چنان كه تقواي الهي امام خميني(ره)، بناي عظيم و مستحكم انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي را گذاشت و مردم را از بركات آن بهره مند ساخت.
خداوند در آيات4، 88، 93 سوره مائده و نيز 69 سوره انفال بر ضرورت رعايت تقوا در بهره گيري از امكانات و روزي هاي خدادادي تأكيد مي كند و از انسانها مي خواهد كه همواره در مصرف امكانات و نعمت هاي الهي تقوا را مراعات كنند تا شخص و جامعه به سلامتي دست يابد و راه رشد و شكوفايي تمدني را طي كند؛ زيرا شخص و جامعه با اين شيوه مي تواند اميد داشته باشد به مسئوليت خويش به عنوان مأمور خداوند در استعمار و آباداني زمين عمل كرده است. (هود آيه61)
ازنظر قرآن، راه رهايي از بي تقوائي در مصرف آن است كه از اسراف و تبذير خودداري شود و انسان زياده روي و ريخت و پاش را به عنوان رفتاري زشت و نابهنجار ترك كند.
نويسنده:رضا افتخاري
نوع ديگر بي تقوايي را مي توان در تبذير و ريخت و پاش ها ديد. برخي از افراد اعم از فقير و يا ثروتمند، نسبت به هر چيزي كه دارند راه تبذير را مي پيمايند. به اين معنا كه اگر امكان بهره مندي از چيزي را به وفور بيابند به گونه اي رفتار مي كنند كه همراه با ريخت و پاش است بي آن كه فايده و بهره اي درست و حسابي از آن چيز ببرند.
البته تبذير در اقشار ثروتمند و سرمايه دار بيش تر است؛ زيرا امكانات در اختيار آنان بيش تر است و همين امر موجب مي شود تا بي اندازه ريخت و پاش كنند.
اتراف، روش ديگري است كه از سوي سرمايه داران نسبت به مصرف چيزها انجام مي گيرد. اتراف به معناي رفاه زدگي، آن است كه شخص روحي و رواني طبيعي خويش را از دست دهد و رفتاري به دور از انسانيت در پيش گيرد و تفاخر و تبختر و استكبار، منش وي شود.
در حقيقت مي توان گفت كه اتراف، حالت رواني در سرمايه داران است كه به سبب وجود امكانات و رفاه زدگي به آنان دست مي دهد. اين رفتار در اشكال مختلف حاوي نابهنجاري بسياري است كه از جمله مي توان به اسراف و تبذير در مصرف و نيز تفاخر و تكبر و تجاوز از قوانين و حدود در رفتارهاي اجتماعي اشاره كرد.
اصولاً مسرفان و مبذران و مترفان مردماني بي تقوا هستند و از افساد در طبيعت و منابع و امكانات پرهيزي ندارند. (بقره آيه205و 206) از اينرو خشم و غضب الهي را به جان مي خرند و با مصرف نادرست و بي رويه خويش خود را به سوي دوزخ قهر الهي سوق مي دهند.
گروهي از مردم، متأثر از رفتار نابهنجار برخي از مسرفان و اهل تبذير و اتراف، راه بي تقوايي را در پيش مي گيرند و همانند آنان در مصرف نعمت ها و امكانات بي تقوايي مي كنند؛ زيرا اين دسته از انسانها را به عنوان الگو و سرمشق خويش قرار مي دهند و همانند آنان عمل مي كنند.
شگفت آنكه برخي ديگر از مردم نه تنها مسرفان را الگوي رفتاري خويش مي كنند بلكه از ايشان اطاعت كرده و خود را برده آنان مي سازند. خداوند در آيات 150 تا 152 سوره شعراء از مردم مي خواهد تا تقوا را پيشه خويش ساخته و از اطاعت اسرافكاران خودداري ورزند؛ زيرا مسرفان كساني هستند كه نه تنها به اصلاح امور جامعه عنايتي ندارند بلكه به افسادگري در جامعه مي پردازند و با مصرف نادرست و بي رويه امكانات و نعمت هاي الهي، فرصت بهره مندي ديگران از نعمت ها را مي گيرند و جامعه را از رشد و شكوفايي همه جانبه و تمدني و فرهنگي و اقتصادي باز مي دارند.
صنايع نيوز
هرچند كه خداوند در آيات بسياري بيان مي كند كه همه هستي مسخر انسان است و انسان به عنوان خليفه الهي اين حق و توانايي را دارد كه در جهان هرگونه كه بخواهد تصرف كند و تغييراتي را انجام دهد، ولي جواز تصرف و تسخير جهان و ايجاد تغييرات در چيزها مي بايست برپايه حكمت و فلسفه نظام آفرينش باشد. از آن جايي كه نظام آفرينش به هدف خاصي چون دست يابي همه چيزها به كمال شايسته و بايسته ازطريق حركت از نقص به سوي كمال برنامه ريزي شده است، تصرفات انسان به عنوان خليفه الهي هم مي بايست در راستاي دست يابي چيزها به كمال باشد.
از آن جايي كه انسان به سبب برخي محدوديت ها به ويژه در حوزه علم و دانش نمي تواند به همه كمالات امور و روش هاي دست يابي به آن آگاه باشد، نيازمند برخي از دانش هاي بيروني است كه از راه وحي به او الهام مي شود و از آن آگاه مي گردد. اين دانش ها كه از آن به دين اسلام ياد مي شود از زمان آدم(ع) تا حضرت خاتم(ص) به انسان از راه وحي منتقل شده است. انسان ها مي توانند وبلكه مي بايست با بهره گيري از اين دانش ها در مسيري حركت كنند تا خود و ديگر موجوداتي كه تحت ربوبيت خلافت الهي آنها قرار دارند به كمال شايسته و بايسته خويش برسند.
بنابراين هرگونه تصرف و تغييري مي بايست براساس اين حكمت و فلسفه آفرينش انجام گيرد و هرحركتي برخلاف آن، حركتي ضدكمالي و ضدتقواي الهي شمرده مي شود و آثار و نتايج بد و زيانباري در دنيا و آخرت به شكل تكويني و تشريعي بر آن بار مي شود.
در دستورالعمل ها و راهنمايي هايي كه از سوي خداوند درباره چگونگي مصرف و بهره گيري از نعمت ها و روزي هاي خداوندي، از سوي خداوند به شكل وحي در دين اسلام تبيين شده، بر پرهيز از هرگونه اسراف و تبذير و اتراف تأكيد بسيار شده است.
اسراف به معناي زياده روي به عمل و تصرفي گفته مي شود كه مورد مصرف، بيش از اندازه تغيير يابد و از حد اعتدال و عدالت بيرون رود. به اين معنا كه براي هر چيزي سه حالت مي توان تصور كرد: تفريط، اعتدال و افراط.
عدم بهره گيري درست از نعمت و يا رزقي به معناي تفريط بوده و امري نادرست و غلط است؛ زيرا هرچيزي به عنوان مسخر انساني مي بايست به درستي مورد مصرف قرار گيرد تا افزون بر دست يابي آن چيز به كمال خود، زمينه كمال يابي مطلق را براي آدمي فراهم آورد.
اگر كسي از نعمتي چون آب استفاده نكند و به تفريط، آن را هدر دهد، زمينه آسيب جسماني و رواني و روحي خود را فراهم مي آورد و از راه كمالي بازمي ماند. از اين رو بر انسان است كه از هر نعمتي كه در اختيار اوست بهره گيرد و آن را هدر ندهد اجازه هرزرفتن آن را نيز ندهد.
بسياري از مردم از بهره گيري نعمت هاي الهي خودداري مي كنند. برخي به ادعاي زهد و رهبانيت استفاه از اين نعمت ها را بر خود حرام مي كنند. نتيجه چنين تحريمي عدم پاسخ گويي درست و كامل به نيازهاي جسمي و روحي بشر و عدم دست يابي به وظيفه و مسئوليت شخص در دنيا به عنوان خليفه الهي است. لذا ازنظر قرآن حركت هايي چون رهبانيت و زهدگرايي افراطي به معنا و مفهوم ضدكمالي و ضدتقربي بوده و مردم بايد از آن حذر كنند.
برخي ديگر از مردم نيز نعمت هاي الهي را بي دليل مورد بي توجهي قرار مي دهند و از بهره گيري آن خودداري مي كنند و زمينه تعالي و تكامل را برخود و خانواده و گاه بر جامعه مي بندند. اين گونه اعمال و رفتار به عنوان شيوه تفريطي از سوي خداوند، زشت و نادرست معرفي شده و از آن پرهيز داده شده است.
در مقابل گروهي ديگر راه افراط در مصرف را در پيش مي گيرند و بيش از اندازه به تصرف و تغيير در نعمت ها اقدام مي كنند. آنان بيش از نياز بدن در چيزي تصرف مي كنند و سبب آن مي شوند تا به انواع و اقسام بيماري ها دچار شوند.
زياده روي در مصرف غذا و اسراف مي تواند سد راهي براي تكامل شخص و جامعه باشد؛ زيرا افزون بر اين كه موجب مي شود تا شخص بيش از اندازه نياز مصرف كند و خود را به بيماري و نواقص دچار سازد سبب مي گردد امكان بهره مندي ديگران از آن چيز فراهم نشود و يا به سختي به دست آيد.
از اين رو اسراف ازنظر قرآن، حرام و گناه مي باشد و خداوند به صراحت بيان مي كند كه مسرفان را دوست نمي دارد.
تنها روشي كه مي توان آن را درست و سالم ارزيابي كرد، روش اعتدال و ميانه روي است. به اين معنا كه به اندازه نياز از هر چيزي استفاده و بهره برد و اجازه داد تا نفس به اندازه كافي از آن بهره گرفته و راه كمالي خويش را بپمايد و ديگران نيز فرصت بهره مندي از آن را بيابند.
صنايع نيوز
واكنش و برخورد بخشي، سليقهاي و غيركارشناسي با مقوله اصلاح الگوي مصرف اين نگراني را افزايش داده كه اين مقوله از هدف و نيت واقعي خود منحرف شده و بيش از آنكه سرآغاز تحول بزرگ اقتصادي و فرهنگي در كشور شود، صرفا هزينههاي كشور را بدون دربرداشتن نتايج واقعي افزايش دهد
افراط و تفريط همواره از آفتهاي اقتصاد ايران قلمداد ميشود. تسري اين مسئله به مقوله اصلاح الگوي مصرف اين نگراني را دامن زده كه عملا اين سياست راهبردي از همان ابتدا خلعسلاح شود و به سرنوشت ديگر سياستهاي راهبردي كلان و توسعهاي كشور دچار گردد.
طيف وسيعي از واكنشها، آنقدر دامنه و حوزه اين سياست را وسيع و گسترده ميبينند كه عملا با پيچيده كردن موضوع و گم شدن در مسيرهاي انحرافي، زمينههاي اجراي آن را از همان ابتدا از بين ميبرند. از سوي ديگر، طيفي ديگر موضوع را آنقدر محدود و كوچك مينگرند و آنرا به حوزههاي كوچك و جزئي تقليل ميدهند كه ارزش و اهميت مسئله را زير سؤال ميبرند.
واقعيت اين است كه اصلاح الگوي مصرف مقولهاي بسيار وسيع و گسترده است كه در حوزههاي اجتماعي و اقتصادي و همچنين در ابعاد مختلف زندگي مردم و بخشهاي اقتصادي و مديريتي عملياتي ميشود.
لازمه اجراي اين سياست راهبردي، در گام اول شناخت موضوع و پي بردن به اهميت و جايگاه مصرف در توسعه اقتصادي و رفاه عمومي است. اصلاح الگوي مصرف به معناي مصرفنكردن نيست بلكه بهينهشدن مصرف با لحاظ مجموع شرايط و توانمنديهاي اقتصادي كشور است.
از منظر ادبيات اقتصادي، مصرف بالا و در عين حال اقتصادي و درست لازمه توسعه و رشد اقتصادي است. بدون مصرف، بخشهاي توليد و عرضه كالا و خدمات موضوعيت و حيات ندارد و با ضعف توليد بيكاري و فقر دامنگير كشور ميشود. بنابراين در كنار تشويق توليد بايد بازاريابي و زمينههاي مصرف كالاهاي توليد شده را نيز تشويق كرد.
البته بايد توجه كرد كه توليد نيز بايد اقتصادي و منطقي باشد. توليد منطقي و اقتصادي، بازار مصرف خود را نيز پيدا ميكند. بنابراين الزام اول، درك اين واقعيت است كه اصلاح الگوي مصرف در خلأ و بدون توجه به توليد و عرضه صورت نميگيرد؛ چهبسا در برخي بخشها با هدف كمك به اقتصاد ملي بايد مصرف بيشتر را تشويق كرد.
اما بايد به اين واقعيت مهم نيز اعتراف كرد كه هزينهاي كه اقتصاد ملي بابت مصرف برخي كالاها و خدمات ميپردازد، بسيار زياد، غيرمتعارف و ناعادلانه است؛ هزينهاي كه نهايتا پرداختكننده آن مردم هستند. در واقع ثروت كشور آگاهانه و ناآگاهانه بهدليل ضعف مديريت مصرف به سرعت در حال از بينرفتن است؛
ثروتي كه بايد به سرمايه پايدار كشور تبديل شود و با مديريت آن ارزش افزوده بالا براي نسلهاي كنوني و آينده كشور ايجاد كند. مصرف بهينه اين كالاها و خدمات از سوي مردم، هم به اقتصاد ملي در حال توسعه كمك ميكند و هم بسترساز رفاه عمومي از طريق ايجاد سازوكارهاي پايدار اقتصادي است.
بنابراين، اصلاح الگوي مصرف بايد از حوزهها و بخشهايي آغاز شود كه داراي 2ويژگي مهم است: اول، مشمول يارانه كلان دولتي است و دوم مشمول قيمتگذاري دولتي است. در واقع، با هدفمند كردن يارانهها و حذف قيمتگذاري دولتي، اقدام اساسي و اوليه براي بهينهسازي مصرف برداشته ميشود.
اين مهم با توجه به نهادينه شدن الگوها و رفتارهاي نادرست در اقتصاد ملي بسيار سخت، پرهزينه و زمانبر است.
در واقع اجراي اين سياست بايد در 2سطح مديريت كلان با بهرهگيري از تمامي ابزارها و امكانات موجود بهويژه ساختارهاي قانوني موجود نظير سياستهاي كلي اصل 44 قانون اساسي و طرح هدفمند كردن يارانهها با هدف تحول ساختار اقتصادي و همچنين سطح عمومي از طريق فرهنگسازي و آموزش شيوههاي مديريت اقتصاد خانواده مورد توجه قرار گيرد.
| اصلاح الگوي مصرف و هدفمندسازي يارانة بنزين |
|
|
|
گرچه مي توان درباره ريشه ها و آسيب شناسي بحث بنزين در كشورمان مقاله مفصلي نوشت ولي امروزه كه همة مسئولين و صاحب نظران به هدفمندسازي يارانه ها اعتقاد دارند و صرفاً بحث و اختلاف نظر درباره روشهاي اجرايي آن است، شايد بيان نكاتي ساده ولي قابل توجه كه كمتر به آن پرداخته مي شود مفيدتر از ارائه مقاله اي مفصل باشد. از اين رو در پي به بيان نكاتي كلي درباره هدفمندسازي يارانه بنزين مي پردازيم.
تصميم گيري درباره تعيين قيمت، ميزان و نحوه عرضه بنزين در كشورمان به دليل تاثيرگذاري بر بخشهاي مختلف و فعاليتهاي روزمره مردم، معمولاً دشوار و قابل تامل است. بنابراين منطقي به نظر مي رسد كه هنوز هم مسئولين و تصميم گيرندگان براي بررسي ابعاد مختلف اين موضوع، زمان بيشتري را به آن اختصاص مي دهند. اگر بپذيريم كه نتيجه اصلاح الگوی مصرف، نهادينه كردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است پس بايد اذعان داشت در حالي كه از محل صرفه جويي ارزي ناشي از حذف تدريجي يارانة بنزين وارداتي مي توان پروژه هاي اجرايي ميادين مشترك را تسريع نمود و سهم كشور را از استفاده از منابع ميادين مشترك نفت و گاز كشور (كه تنها محدود به ميدان گازي پارس جنوبي نيست) افزايش داد، از بين بردن اين ميزان يارانه از طريق اگزوز خودروها كاري است ناصواب. مهمترين سوالي كه در ذهن نقش مي بندد اين است كه چه تضميني وجود دارد كه پس از حذف يارانه بنزين، منافع حاصله از آن صرف پروژه هاي زير بنايي و نهايتاً ايجاد درآمد براي دهكهاي پايين تر جامعه شود؟ شايد ارائه ساده ترين و مستقيم ترين پاسخ به همين سوال بود كه موجب شد در طرح تحول اقتصادي موضوع بازپرداخت نقدي يارانه ها به اقشار كم درآمد، بيش از روشهاي ديگر مد نظر قرار گيرد. در اين خصوص مي توان بررسي اخذ ماليات بر مصرف مازاد بر نياز از كالاهاي يارانه بر را يكي ديگر از گزينه ها به عنوان راهكارهاي ميان مدت اجرايي هدفمندسازي يارانه ها دانست. ضروري به نظر مي رسد كه مسئولين دولتي و نمايندگان مجلس علاوه بر بررسي تعيين قيمت، ميزان و نحوه عرضه بنزين، به بررسي يافتن راهكارهايي براي كنترل، نظارت و هدايت بخشها و فعاليتهايي از جامعه كه مستقيم يا غيرمستقيم بعد از حذف يارانه بنزين، ممكن است دچار آشفتگي و بي نظمي گردد نيز بپردازند. بنابراين به نظر مي رسد جديت در طرح سهميه بندي بنزين كه البته در كنار آن عرضه بنزين مازاد بر سهميه با نرخ آزاد را نيز شامل مي شود، تا زماني كه منابع مالي ناشي از منطقي نمودن يارانه ها به سرعت در چهار بخش محوري "تسريع در بهره برداري از منابع ميادين مشترك"، "توسعه زيربنايي ناوگان حمل و نقل عمومي از جمله مترو، نه صرفاً تعدد در توليد يا واردات خودروهاي با مصرف بالا"، "بهبود توليد موتور خودروها خصوصاً بنزيني و گازي" و "توسعه همه جانبه استانهاي محروم كشور" مصرف شود، بايد ادامه يابد. اگر چهار موضوع محوري فوق همزمان با روشهاي مختلف اجرايي حذف تدريجي يارانة بنزين انجام نشود، بي ترديد آثار زيانبار كوتاه مدت و بلند مدتي از جمله ركود تورمي، مهاجرت بي رويه به شهرهاي بزرگ، تراكم جمعيت و افزايش قيمت مسكن و مشكلات حمل و نقل عمومي در شهرهاي بزرگ، تضعيف صنعت توريسم و افزايش فقر در استانهاي توريستي را به همراه خواهد داشت. فرهنگسازي كه ريشة همه تغييرات مثبت و پايدار است بايد توسط رسانه ها نه تنها براي ترويج الگوهاي صحيح مصرف بلكه در جهت تنوير افكار عمومي درباره نتايج مثبت همكاري مردم با دولت و مجلس در اجراي هدفمندسازي يارانه ها، صورت گيرد. مسعود فزون بال (كارشناس انرژي) http://www.sanayenews.com |
فرمايش رهبر معظم انقلاب مبني بر اصلاح الگوي مصرف درسال 1388 تنها يك واژه ساده براي نامگذاري يك سال، دو سال و يا يك دوره محدود نيست اگر چه شروع اين فرآيند را ميتوان سال 1388 دانست اما در حال حاضر پايان آن مشخص نيست مگر اين كه با برنامهريزيهاي دقيق، دوره مشخصي را براي نيل به اهداف مورد نظر تعريف كرد.
نكته مهم ديگر اين است كه به هيچ وجه نبايد اصلاح الگوي مصرف را با صرفهجويي مترادف دانست بلكه صرفهجويي را ميتوان يك فرهنگ نامگذاري كرد كه بايد به طور صحيح و با شيوههاي مطلوب در جامعه گسترش يابد اما اصلاح الگوي مصرف در برگيرنده بهينهسازي و تصحيح روشهاي توليد، عرضه و مصرف بر اساس مباني علمي است.
در حيطه صنايع غذايي آن چه كه بايد با جديت در اصلاح و بهينهسازي آن كوشيد، زنجيره يا مسيري است كه يك ماده غذايي از مزرعه تا سفره يا به اصطلاح From Farm To Table طي ميكند كه يك مثال ساده در اين زمينه، زنجيره گندم تا نان است.
سالهاست كه محققين براي گندم از نظر تجاري، تكنولوژيكي و علمي، طبقهبنديهاي خاصي قائل شدهاند، لذا بر اين اساس نميتوان از يك نوع گندم، فرآوردههاي متنوع نظير نان، بيسكويت، ماكاروني و غيره توليد كرد و براي هر فرآوردهاي بايد از گندم مخصوص آن استفاده كرد.
پژوهشهاي انجام شده دركشورهاي پيشرفته، ارتباط بين منشا ژنتيكي پروتئينهايي از گندم نان با كيفيت مطلوب نانهاي حجيم (نان هاي صنعتي) را به خوبي به اثبات رسانده است اما ايران نبايد اين الگو را در خصوص نانهاي سنتي مسطح و نيمه مسطح ايراني نظير سنگك، بربري، تافتون و غيره به كار برد مگر اين كه خود از نظر علمي به اين گونه يافتهها نايل آيد.
يكي از مشكلات اين مقطع آن است كه متاسفانه هنوز استاندارد خاصي در خصوص كيفيت اين گونه فرآوردههاي سنتي در ايران وجود ندارد و واضح است كه پس از تبيين اينگونه استانداردها ميتوان ماده اوليه مطلوب (گندم مطلوب) را تعريف كرد.
نيل به اين هدف كه نقطه شروع اصلاح زنجيره گندم تا نان است نيازمند يك كار تخصصي تيمي از متخصصين ژنتيك، اصلاح نباتات و صنايع غذايي است.
اين استاد دانشگاه حلقه بعدي در زنجيره توليد نان را كه نيازمند اصلاح و بهينهسازي است، فناوريهاي پس از برداشت شامل حمل و نقل، انبارداري و حفاظت و نگهداري از گندم ميداند و توضيح داد: مبناي علمي براي اين امر، شناخت دقيق و توجه به فيزيولوژي پس از برداشت گندم است تا بتوان براساس يافتههاي علمي، گندم را در فاصله بين برداشت و فرآوري به نحو مطلوب حفاظت كرد.
اعلمي گفت: مرحله بعدي در زنجيره توليد نان، آرد كردن گندم و يا به اصطلاح، آسياباني گندم است و ذكر اين نكته ضروري است كه آرد كردن گندم به معناي پودر كردن ساده گندم نيست بلكه فرايندي است كه نتيجه سالها تحقيق و تجربه است.
به گفته وي، آرد كردن علمي گندم به معناي جداكردن تمامي عواملي از گندم است كه باعث كاهش كيفيت نان حاصل ميشوند به عنوان مثال، جوانه گندم اگرچه از نظر تغذيهاي داراي پروتئين، روغن و ويتامينهاي بسيار مطلوب است، اما وجود آن در آرد نان باعث افت كيفيت آرد براي توليد نان ميشود و لذا بايد به طور كامل و توسط دستگاه جوانهگير از گندم جدا شود و از طرف ديگر، اين جوانه خالص در صنايع داروسازي و ساير صنايع غذايي كاربردهاي فراواني دارد و لذا توليد آن ميتواند براي كارخانه آرد، ارزش افزوده و بهرهوري مطلوبي به همراه داشته باشد.
اعلمي افزود: وجود سبوس در آرد اگر بيشتر از يك حد مشخص باشد، از يك طرف كيفيت آرد را براي نانوايي پايين ميآورد و از طرف ديگر به خاطر داشتن تركيبي به نام اسيد فايتيك باعث بروز مشكلات تغذيهاي (دفع املاحي مانند آهن و كلسيم از بدن) در افراد ميشود و همچنين وارد آمدن صدمه فيزيكي زياد به نشاسته گندم در حين آرد كردن ميتواند سبب بروز مشكلاتي در توليد نان شود، لذا آسياب كردن گندم و بهينهسازي فرايند توليد آرد بايد بر مبناي اصول علمي مدنظر قرار گيرد.
اين متخصص صنايع غذايي حلقه بعدي در زنجيره گندم تا نان را فرايند توليد نان بيان كرد و گفت: سالهاست با آن مشكل داريم، گاهي نانواها از كيفيت پايين آرد گلهمندند و گاهي مردم و مسئولان از كمكاري نانواها، اما مسلم اين است كه توليد ناني با كيفيت مطلوب و ماندگاري مناسب مرهون هر دو عامل يعني ماده اوليه (آرد) مناسب و فرايند نانوايي صحيح است.
به گفته اعلمي، فرآيند توليد نان اگرچه به ظاهر ساده به نظر ميرسد، اما در واقع بسيار پيچيده و كاملا بر مباني علمي استوار است كه در اينجا مجال گفتن آن نيست.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: در توليد يك نان مطلوب، صرف نظر از جزئيات، بايد حداقل سه فرآيند اصلي مخلوط كردن اجزا، تخمير و پخت را به نحو مطلوب اجرا كرد كه متاسفانه در سيستم سنتي توليد نان، همه چيز در گرو تجربه نانوا است و بهتر بگوييم، نانوايي به عنوان يك هنر به حساب ميآيد تا يك علم.
وي ادامه داد: واضح است كه در چنين سيستمي، مخلوط كردن نامناسب اجزاي خمير، انجام تخمير نامطلوب و پخت نامناسب نان، دور از انتظار نيست و در چنين شرايطي، حتي تغيير فصل و شرايط آب و هوايي ميتوانند دركيفيت نان توليدي موثر باشند.
اعلمي، يكي ديگر از عواملي را كه در سيستم سنتي به آن توجه نميشود، مصرف انرژي دانست و گفت: اين در حالي است كه در فرآيند توليد نان صنعتي، تمام مراحل كاملا حساب شده و دقيق و بر اساس يافتههاي علمي انجام ميشود، مخلوطكنهاي مدرن، اتاقكهاي تخمير كاملا كنترل شده و فرهاي پخت با دما و شرايط كنترل شده و خودكار، به طوري كه با ثابت نگه داشتن كيفيت ماده اوليه، همواره ميتوان ناني با كيفيت يكسان توليد كرد.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي، دو راه حل را در اين مقطع پيشنهاد ميكند كه يكي توليد نان به روش صنعتي در تمام كشور است و ديگري صنعتي و يا نيمه صنعتي كردن فرآيند توليد نان سنتي است.
به گفته اعلمي، مسلم اين است كه راه حل اول سازگاري چنداني با فرهنگ مصرف و عادات و رسوم ايراني نداشته و اگر به طور كامل اجرا شود با موفقيت همراه نيست، لذا به نظر ميرسد كه تلفيقي از هر دو روش موفقيتآميزتر باشد.
وي گفت: از معايب ديگري كه ميتوان براي سيستم سنتي توليد و مصرف نان قائل شد اين است كه كمترين توجهي به شرايط نان پس از توليد نميشود كه اگر در اين مرحله به طور صحيح عمل نشود، تمام اقدامات مفيدي كه در مراحل پيشين انجام دادهايم به هدر ميرود و ضايعات زيادي را به همراه دارد.
اعلمي از جمله اقدامات مفيد در اين زمينه را استفاده از بستهبندي مناسب نان بيان ميكند و افزود: اين اقدام بايد به گونهاي انجام شود كه از لحاظ تبادل گاز و رطوبت كاملا با نيازهاي محتويات بسته سازگاري داشته، از جذابيت لازم براي مصرفكننده برخوردار باشد و حاوي اطلاعات تغذيهاي صحيح مناسب باشد.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: يكي از عادات غلط ايرانيها اين است كه اغلب مواد خوراكي خود را به صورت فله و مازاد بر نياز روزانه تهيه ميكنند كه اين امر در مورد نان بسيار حائز اهميت است چرا كه عامل بخش قابل توجهي از ضايعات است.
وي اظهار داشت: در زنجيره از مزرعه تا سفره بايد بسياري از مسائل، علمي و به روز شوند تا حداقل مصرف انرژي، بالاترين بهرهوري و كمترين ضايعات را داشته باشيم.
اعلمي افزود: در صورتي كه اصلاح زنجيره گندم تا نان در مورد ساير مواد غذايي از جمله ميوهها، سبزيجات و غيره به خوبي انجام شود، در بلند مدت در شكوفايي و توسعه اقتصادي كشور موثر است و از ديگر پيامدهاي مطلوب آن دستيابي به امنيت غذايي و ارتقاي سلامت جامعه است.
وي اضافه كرد: اجراي طرح هدفمند كردن يارانه در خصوص محصولاتي مانند نان و گندم و استفاده از شيوههاي خصوصي و يا نيمه خصوصي موجب بهينهسازي زنجيره گندم تا نان ميشود در حالي كه دسترسي آسان و ارزان به نان اگرچه نياز قشر كم در آمد را برآورده ميسازد اما بخش اعظم ضايعات و سوء استفاده سودجويان را به همراه داشته است.
استاد دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان گفت: خود اتكايي، جلوگيري از واردات بيرويه و نظارت دقيق و كارشناسانه بر واردات محصولات كشاورزي نظير گندم و برنج بر اساس نيازهاي واقعي جامعه و واحدهاي صنعتي و اصلاح حلقه اتصال صنعت با دانشگاه و مراكز تحقيقاتي موجب اصلاح زنجيره گندم تا نان ميشود.
وي يادآور شد: اگر چه سالهاست كه در خصوص برقراري ارتباط متقابل صنعت و دانشگاه تلاش شده، اما متاسفانه به پيشرفتهاي قابل توجهي نائل نشدهايم كه دلايل عمده آن، ميتواند عدم احساس نياز صنعت به دانشگاه، عدم ريسكپذيري برخي از صنايع در خصوص ارتباط با دانشگاه و مراكز تحقيقاتي، عدم اعتماد و اطمينان به تحقيقات داخلي كه شايد از تجربههاي ناموفق برخي از صنايع ناشي ميشود، باشد.
اعلمي همچنين دلايل ديگر برقرار نشدن ارتباط متقابل ميان صنعت و دانشگاه را، ضعف برخي از سيستمهاي دانشگاهي و مراكز تحقيقاتي در اجراي تحقيقات كاربردي، موازي كاري در تحقيقات داخل كشور و انجام تحقيقات كمي و غيركاربردي، تنها به منظور ارائه آمار بيشتر در چاپ مقالات و برخورداري از امتيازات پژوهشي ميداند.
وي ايجاد مركز واحد، متمركز و هماهنگكننده كارهاي تحقيقاتي با هدف تحقيقات كاربردي، همراهي و هماهنگي مراكز تحقيقاتي و صنايع و نيز استفاده از كارشناسان خبره را از راهكارهاي ديگر افزايش ارتباط دانشگاه و صنعت ميداند و
با اصلاح اين شيوهها، بخش صنعت براي همكاري بيشتر با دانشگاه ترغيب ميشود.