پايان وقف (فصل يازدهم : فروش موقوفه) - مبحث اول (1)

  • ساعت ارسال پست : 12:04 AM ،


وقف از نگاه حقوقي
 
فصل يازدهم
 
فروش موقوفه
 
مبحث اول ـ موارد امكان فروش
 
1ـ چنان كه گذشت ماهيت وقف، حبس مال است كه خود به معني عدم نقل و انتقال است و علي الاصول نبايد موقوفه از وضعيت وقفي خودخ ارج شود و بدين جهت رهن آن نيز جايز نمي‌باشد زيرا ممكن است در اثر عدم پرداخت دين منجر به فروش ملك مورد رهن گردد و ماده 349 ق.م. اصولاً بيع وقف را جايز نمي‌داند. بنابراين در بعضي موارد كه قانونگذار امكان فروش را پيش‌بيني كرده امري استثنايي و خلاف اصل است.

بعضي از فقها امكان فروش مال وقف را با مقتضاي ذات عقد وقف و مفاد اراده واقف در تعارض مي‌دانند زيرا اراده واقف، حبس عين به طور دايم و تسبيل منافع است و به همين جهت آن را «صدقه جاريه» گفته‌اند. اينان عقيده دارند كه موقوفه قابل فروش نيست و در مواردي كه فروش آن مجاز شناخته شده وقف باطل مي‌شود و ملك به صورت «طلق» به فروش مي‌رسد. شيخ محمدحسن نجفي در جواهرالكلام و سيدمحمد كاظم طباطبايي در عروة الوثقي از اين عقيده پيروي كرده‌اند.

بعضي عدم امكان فروش را مقتضاي ذات عقد وقف ندانسته‌اند و آن را در تضاد با اراده واقف نمي‌دانند و آنچه باعث مي‌شود كه از فروش وقف جلوگيري گردد خروج مال از ملكيت واقف و پاي بند بودن موقوف عليهم به مفاد وقف و حق طبقات ديگر است و به ويژه توجه به روايات وارده در اين مورد مي‌باشد، از قبيل «صدقة لاتباع و لاتوهب و لاتورث» و «الوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها». بنابراين عقيده، وقف با پيدايش «امكان فروش» از بين نمي‌رود و تنها با «فروش» باطل مي‌شود. مي‌توان گفت تا زماني كه هدف از وقف قابل تحقق است مجوز فروش موقوفه به وجود نمي‌آيد و مواردي كه اجازه فروش داده شده است به گونه‌اي است كه ديگر اراده واقف، قابليت تحقق ندارد و بنابراين انتفاي هدف موجب بطلان وقف مي‌شود ولي باز هم ماهيت وقف از بين نمي‌رود و به همين جهت بدل وقف در صورت تلف و ثمن معامله و مالي كه با آن خريده مي‌شود خود به خود وقف است.
 

ادامه دارد ...
 
__ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
 
---------
منبع :
 
www.aqrazavi.org

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 
  • نظرات (0)
  • پايان وقف (فصل دهم : اخذ به شفعه در وقف)

    • ساعت ارسال پست : 12:00 AM ،


    وقف از نگاه حقوقي
     
    فصل دهم
     
    اخذ به شفعه در وقف
     
    1ـ ماده 808 ق.م. مي‌گويد: «هرگاه مال غير منقول قابل تقسيمي بين دو نفر مشترك باشد و يكي از دو شريك حصه خود را به قصد بيع (به عقد بيع) به شخص ثالثي منتقل كند، شريك ديگر حق دارد قيمتي را كه مشتري داده است به او بدهد و حصه مبيعه را تملك كند. اين حق را حق شفعه و صاحب آن را شفيع مي‌گويند».

    حال اگر يكي از دو نفر مالكين مشاع سهم خود را بفروشد و خريدار آن را وقف نمايد شريك ديگر مي‌تواند اخذ به شفعه نمايد يعني با پرداخت ثمن به خريدار، مورد معامله را كه وقف شده است تملك كند و عقد وقف مانع اين امر نخواهد بود، زيرا حق شفيع به وسيله عقد بيع يعني قبل از عقد وقف به مورد معامله تعلق گرفته است و عقد وقف مؤخر نمي‌تواند موجب زوال حق ثابت سابق گردد و پس از اخذ به شفعه وقف باطل مي‌شود.

    ماده 816 ق.م. مي‌گويد: «اخذ به شفعه هر معامله را كه مشتري قبل از آن و بعد از عقد بيع نسبت به مورد شفعه نموده باشد باطل مي‌نمايد» و خصوصيتي از اين حيث بين وقف و معامله به معناي عام نمي‌باشد.

    لازم به توضيح است كه اخذ به شفعه وقف را از آغاز باطل مي‌كند و بنابراين منافع ملك از زمان وقف تا زمان اخذ به شفعه به موقوف عليهم تعلق نمي‌گيرد و به علت بطلان وقف متعلق به مشتري است زيرا مالكيت شفيع از زمان اخذ به شفعه ايجاد مي‌شود و اين معني از صدر ماده 819 ق.م. قابل استنباط است. معذالك آقاي دكتر كاتوزيان بدون استدلالي اين منافع را متعلق به شفيع مي‌داند.

    2ـ ماده 811 ق.م. مي‌گويد: «اگر حصه يكي از دو شريك وقف باشد متولي يا موقوف عليهم حق شفعه ندارند» منظور اين است كه اگر مالك طلق سهم خود را به ديگري بفروشد، موقوفه نمي‌تواند اخذ به شفعه كند. علت اين است كه برقراري حق شفعه بر خلاف اصل مالكيت است زيرا اصل بر اين است كه ملك را بدون رضاي مالك نمي‌توان از او گرفت و اين حق به منظور حمايت مالك از ضرر «شركت» مي‌باشد و چون اختيارات مالك مطلق است، موقوفه از شركت با او متضرر نمي‌شود به ويژه كه حسب منابع فقهي اين حق براي اشخاص حقيقي مقرر شده است و به طوري كه ديديم موقوفه شخصيت حقوقي دارد. بعضي گفته‌اند علت به وجود نيامدن حق شفعه براي موقوفه اين است كه موقوف عليهم معمولاً متعددند در حالي كه اخذ به شفعه در موردي به وجود مي‌آيد كه مال بين دو نفر مشاع باشد و بنابراين اگر موقوف عليه واحد باشد حق شفعه خواهد داشت ولي اين تحليل صحيح به نظر نمي‌رسد زيرا موقوف عليه مالك موقوفه نمي‌باشد، از مفهوم ماده فوق مي‌توان استنباط كرد كه برعكس يعني اگر سهم موقوفه با ضوابطي كه بعداً خواهد آمد بفروش رفت مالك طلق حق اخذ به شفعه خواهد داشت.
     

    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    ---------
    منبع :
     
    www.aqrazavi.org

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: سه شنبه 28 اردیبهشت 1389 
  • نظرات (0)
  • اسلام معنا بخش وقف - موقوفات امام علي (ع) در مدينه

    • ساعت ارسال پست : 4:06 PM ،

     
     
    موقوفات امام علي (ع) در مدينه
     
    با توجه به تحقيقات انجام شده پيرامون موقوفات حضرت علي (ع) در مدينه مشخص گرديده که «نادي المدينه الادبي؛ باشگاه ادبيات مدينه» که مجمعي از اديبات و فرهنگيان مدينه منوره محسوب مي شود، طي کنفرانسي که در اسفندماه سال 86 برگزار گرديد، از موقوفات حضرت علي (ع) درمنطقه مدينه منوره در خور توجه مي باشد.
     

    پایان
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    ---------
    منبع :
     
    نشريه روشنان، شماره 5
     
    ---------
    لینک مطلب :
     

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 27 اردیبهشت 1389 
  • نظرات (0)
  • اسلام معنا بخش وقف - موقفات حضرت علي (ع)

    • ساعت ارسال پست : 2:04 PM ،


     
    موقفات حضرت علي (ع)
     
    حضرت علي (ع) نخلستان هاي زيادي را پس از آباد کردن وقف مي کرد، همچنين چاه ها و قنات هايي حفر و سپس آنها را براي مصارف مختلف مسلمانان وقف مي کرد.

    امام صادق (ع) مي فرمايد: پيامبر (ع) زميني از انفال را در اختيار گذاشت و آن حضرت در آن جا قناتي حفر کرد که آب آن را "ينبع" ناميد و آن قنات را وقف زائران خانه خدا کرد. در وقف نامه علي (ع) آمده است: «علي بنده خدا، امير مؤمنان، دو مزرعه "آبي نيزر" و "بغيبغه" را براي فقراي مدينه و در راه ماندگان وقت کرد تا خداوند روز قيامت چهره او را از حرارت آتش مصون دارد، پس فروخته و بخشيده نمي شود.
     

    ادامه دارد ...
     
    __ همت مضاعف و كار مضاعف در امور خيريه و عام المنفعه (وقف، وظيفه واقفان و ...) __
     
    ---------
    منبع :
     
    نشريه روشنان، شماره 5

  • نوشته شده توسط: میثم طاهری
  • در تاريخ: دوشنبه 27 اردیبهشت 1389 
  • نظرات (0)