
همت وكارمضاعف و اشتغال
آيا مديري را ميشناسيد که نخواهد فکر و ضمير ناخودآگاه کارمندانش در همه حال، چه در محل کار و چه در منزل، چه پشت ميز کار و چه پشت فرمان اتوموبيل، به دنبال کشف عيب و نقصهاي امور سازمان و ارائه راه حل براي آنها باشد؟ کدام مديري است که نخواهد چشم تيزبين کارمندانش، غربالگر بهترينها براي سازمانش باشد؟ آيا ميدانيد اين روياي مديران چگونه قابل تحقق است؟ مسلما براي تحقق اين خواسته، قبل از هر چيز وجود ساختار و نظامي متناسب مورد نياز است. سيستم و نظامي که اشتياق و انگيزه کافي را در کارکنان براي اين امر بوجود آورد. آنچنان که شرح داده خواهد شد "نظام پيشنهادات" گام نخست در مسير اين تحول است سيستم مديريتي که تاثير قابل ملاحظه آن بر روي وجوه مختلف سازمانها از جمله رضايت شغلي، تعهد سازماني، بهداشت رواني کارکنان و نيز بهبود بهره وري ، کيفيت و سودآوري شرکتها به عينه و در تحقيقات متعدد به اثبات رسيده است.
اين سيستم که با طي مراحل فرهنگ سازي، پيشنهادگيري فردي ، پيشنهادگيري گروهي (با تشکيل گروههاي بهبود مستمر يا همان گروههاي QC) ، پيشنهادگيري از مشتريان و پيمانکاران و پيشنهادگيري از خانواده کارکنان به اجرا در ميآيد در شرکتهايي که مرتکب اشتباهاتي نظير تاکيد بيش از حد بر پاداشهاي مادي، عدم فرهنگ سازي مناسب، عدم تثبيت ساختار سازماني مورد نياز و جانشيني مديران نامعتقد به مشارکت کارکنان نشدهاند تحولي عظيم بوجود آورده است. براي مثال « [در سال2001] شرکت ماتسوشيتا الکتريک به ازاي هر کارمند 23.7پيشنهاد دريافت کرد و ادعا کرده است که بواسطه اين پيشنهادها در اين سال 3000 دلار به ازاي هر کارمند صرفهجويي داشته است.» (Bodek 2002، 361)
يوزو ياسودا (Yasuda)در کتابش با عنوان "40 سال، 20 ميليون ايده" (40 Years; 20 Million Ideas) (1991) اظهار ميدارد تويوتا در کمتر از40 سال (از 1951 که سال شروع پيشنهادگيري در تويوتا است تا سال 1988) توانسته است20ميليون پيشنهاد براي بهبود امور از کارکنانش دريافت کند. در سالهاي اخير با مشارکت نود و پنج درصدي کارکنان تعداد پيشنهادات به 2 ميليون پيشنهاد در سال رسيده است که به معناي 40 پيشنهاد در سال به ازاي هر کارمند ميباشد که 96% اين پيشنهادها به اجرا در ميآيند. (Yuzo Yasuda 1991) بودک(Bodek) (2004) سود و صرفهجويي حاصل از اجراي اين پيشنهادها را 300 ميليون دلار در سال گزارش ميکند.
هنوز هم شعار تويوتا ((فکر خوب مساوي توليد خوب)) (good thinking, good product) ميباشد و «بهسازي و ارائه پيشنهادات بوسيله اعضاي تيمها سنگ بنيادين موفقيت تويوتا به حساب ميآيد.» (وب سايت رسمي شرکت تويوتا) جالب است بدانيد تويوتا قبل از شروع پيشنهادگيري از کارکنان يعني قبل از 1951 هيچ وضع خوبي نداشت و پس از اينکه 13سال از زمان تاسيساش (1937) ميگذشت فقط توانسته بود 2685 خودرو توليد کند اين در حالي بود که در همان زمان کارخانه فورد روزانه ???? خودرو توليد ميکرد. (سقايي،????)
در سال 2004 شرکت امريکايي تکني کالر(TechniColor) (فعال در حوزه توليد، تکثير و توزيع فيلم و محصولات سرگرمي) با1800 کارمند، 22000 پيشنهاد دريافت کرد که بيش از 12000عدد از آنها به اجرا در آمدند و در عرض يک سال 10ميليون دلار براي اين شرکت سود و صرفهجويي حاصل کردند. (&Bodek Chuck 2005، 209)
ماساکي ايمايي در کتاب "کايزن، کليد موفقيت رقابتي ژاپن" (ترجمه صحيح آن "بهبود مستمر، کليد موفقيت ژاپن در رقابت [جهاني]" است) مي نويسد: « آيا مي توانيد به نوعي سرمايه گذاري فکر کنيد که سالانه 500درصد بازدهي سرمايه داشته باشد؟ آن هم از نوعي که به آغاز يک فعاليت اقتصادي جديد و يا توليد محصولي جديد نياز ندارد؟ ظاهرا مديران شرکت نيسان کميکال به چنين سرمايه اي درست يافته اند: فعاليت گروه هاي کوچک نظام پيشنهادها. آنها از سال 1978 يک سيستم پيشنهادات را در سطح شرکت بر اساس فعاليت اين گروه ها بکار گرفته اند و سرمايه گذاري کل 200 ميليون يني آنها منجر به کاهش هزينه به مبلغ يک ميليارد ين شده است.»
نظام پيشنهادها با بوجود آوردن فرصت رفع نياز کارکنان به احترام، خوديابي، آزادي بيان و برابري، به علاوه توجه بيشتر به مشکلات کارکنان و کاهش مشکلات کاري ايشان با اجراي پيشنهادها و نيز با اعطاي پاداشهاي مادي و احترامات عالي، باعث افزايش رضايت شغلي و احساس تعلق و نزديکي بين کارکنان و سازمان ميشود. نتيجه اين حس نزديکي، تلاش متقابل کارکنان براي رفع مسائل سازمانشان خواهد بود. شاهد اين گفته تحقيقات دانشگاهي متعددي است که تاثير مثبت نظام پيشنهادها بر رضايت شغلي کارکنان را تاييد ميکند براي مثال تحقيق حبيبي(1383) نشان ميدهد که بين نظام پيشنهادها و رضايت شغلي کارکنان و نيز انگيزش کارکنان در حوزه ستادي سازمان بازرسي و نظارت بر قيمت و توزيع کالا و خدمات رابطه مثبت معناداري وجود دارد. همينطور در تحقيقات کريمي (1378) در شرکت برق منطقهاي فارس وجود رابطه معنيدار و مثبت بين اجراي نظام پيشنهادها و رضايت شغلي کارکنان به اثبات ميرسد. تحقيقات اورين(Orin) (1991) در صنايع خدماتي کلورادو امريکا نيز نشان ميدهد با اجراي تکنيکهاي تصميمگيري مشارکتي ميزان بهرهوري و رضايت شغلي کارکنان صنايع افزايش مييابد. (حبيبي1383)
لينک مطلب