با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
اگر در جستجوي يافتن شغل هستيد اول از همه بايد بدانيد بهترين شيوه جستجوي شغل کدامست؟ طبيعي است که پيدا کردن شغل زمان و انرژي زيادي را مي طلبد اما بهترين راه اين است که مطمئن شويد حداکثر تلاشتان را کرده ايد . اگر نمي خواهيد به دنبال مشاغلي باشيد که پيش از اين داشتيد کارتان سخت ترمي شود ديدن روزانه آگهي هاي استخدام شانس شما را براي يافتن شغل مناسب افزايش مي دهد.دومين چيزي که مايلم توجه شما را به آن جلب کنم اين است که در مورد خودتان خوب فکر کنيد . همه ما نقاط ضعف و قوت داريم بنابراين مهم است که نقاط قوت تان را کشف کنيد و بدانيد چه مواردي را بايد بهبود ببخشيد و اين امر از راههاي زير قابل دستيابي است :
نوشتن رزومه ، نحوه معرفي خود ، ‌تحليل آگهي هاي شغلي ، ‌پيگيري مصاحبه هاي شغلي ، بازنگري در مورد مهارتهايتان ،‌ مثبت انديشي و هماهنگ شدن با تغييرات .اين روش ها براي هر کس متفاوت از ديگري است ونمي توان صادقانه اظهار نظر کرد که در همه مراحل شکار شغل موثراند. بنابراين مهم است که درباره اين روش ها فکر کنيد و مناسب ترين راه را بيابيد.   

ارزيابي وضعيت شکار شغل
چک ليست زير به شما کمک مي کند که بدانيد آيا همه چيز را درباره يافتن شغل مي دانيد.
1- آيا آگاهي کافي درباره مهارت ها و تجربياتتان داريد ؟ بله ، خير
2- آيا مي دانيد چه مهارت ها ، توانايي ها و ويژگي هايي براي مشاغلي که در جستجوي آن مي باشيد مورد نياز است ؟ بله ، خير
3- آيا رزومه شما به روز است؟ بله ، خير
4- آيا رزومه شما حاوي اغلب مهارت ها و تجربياتان مي باشد؟ بله، خير
5- آيا مي توانيد فرم هاي درخواست شغل را تکميل نماييد؟ بله ، خير
6- آيا مي توانيد از طريق تلفن درخواست شغل بنماييد ؟ بله ، خير
7- آيا مي توانيد بصورت آنلاين درخواست شغل بنماييد؟ بله ، خير
8- آيا مي توانيد از سايت بازار کار براي جستجوي شغل بطور منظم استفاده نماييد ؟ بله، خير
9- آيا از اينترنت براي جستجوي شغل استفاده کرده ايد ؟ ( در حال حاضر بيشتر شرکت ها بصورت آنلاين تبليغ مي کنند) بله، خير
10- آيا مي دانيد آگهي هاي مربوط به مشاغل چه روزهايي در روزنامه محلي چاپ مي شوند ؟ بله، خير
11- آيا روزنامه هاي محلي را بطور منظم مطالعه مي نماييد به اين منظور که بفهميد چه شرکت هايي در حال توسعه و چه شرکت هايي در حال ايجاد شدن در منطقه محل سکونت تان مي باشند؟ بله ، خير
12-آيا با اين شرکت ها تماس گرفته ايد که ببينيد آيا آنها شغلي براي شما دارند؟ بله، خير
13- آيا در کاريابي‌ها ثبت نام کرده ايد؟ بله، خير
14- آيا در نمايشگاههاي شغلي شرکت کرده ايد ؟ بله، خير
15- آيا دوستان و خانواده شما درباره مشاغل اطلاعات دارند ؟ بله ، خير
چنانچه پاسخ شما به بيشتر موارد بالا خير است ضروري است در خصوص شکار شغل اطلاعات بيشتري کسب نماييد.به منظور شناسايي نقاط قوت و مهارت ها ازخودتان صادقانه بپرسيد چه مهارت ها و تجربياتي داريد. درباره مهارت هايي که از مشاغل قبلي تان و يا فعاليت هاي بيرون از کار کسب کرده ايد،‌ فکر کنيد.
بازار کار در سال‌هاي اخير تغيير کرده است ديگر کمتر احتمال دارد که افراد در طول زندگي شغلي شان يک شغل با يک کارفرما داشته باشند. به همين دليل بايد منعطف و سازگار باشيد وقتي تغيير در زندگي شغلي تان ايجاد مي شود ،‌ شناخت مهارت هاي انتقالي مي تواند به شما کمک کند به سمت انواع مشاغل جديد حرکت کنيد.

مهارت هاي انتقالي چيست؟
مهارت هايي هستند که در طول انجام يک شغل و يا فعاليت به وجود مي آيند و مي توانيد آنها را در مشاغل ديگر بکار بگيريد. اين مهارت ها مي تواند در طول انواع فعاليت ها ، مشاغل ، پروژه ها ، کارهاي داوطلبانه ، ‌سرگرمي ، ‌ورزش و هر چيز ديگر ايجاد شود. اين مهارت ها شامل موارد زير است:
الف: ارتباط ؛ب: توانايي برقراري ارتباط مناسب از طريق صحبت کردن ، نوشتن و يا ايميل با مخاطب؛ج: کار گروهي؛د: عضو سازنده يک گروه بودن بطوري‌که عملا به موفقيت تيم منجر شود؛ه: رهبري ؛و: ايجاد انگيزش و تشويق ديگران ؛ز: ابتکار عمل ؛ح: ديدن فرصت ها و هدفگذاري و دستيابي به اهداف؛
ط: حل مساله؛ي: تفکر در مورد مسائل به شيوه منطقي به منظور حل کردن آنها . حل مساله اغلب با تفکر خلاق همراه است؛ك: انعطاف و سازگاري ؛ل: تغيير و سازگاري با موقعيت هاي جديد ؛م: خودآگاهي ؛
ن: شناخت مهارت ها و نقاط قوت و توانايي ارايه آن؛س: تعهد و انگيزش ؛ع: داشتن انرژي و اشتياق هنگام اجراي پروژه ها؛ف: مهارت هاي بين فردي ؛ظ: داشتن رابطه خوب با ديگران وايجاد ارتباط کاري مناسب؛
ق: آشنايي با علم حساب؛ر: توانايي کار با اعداد ، آمار و نمودار.
احتمالا شما مهارت هاي انتقالي ارزشمندي داريد که مي تواند از شما يک نامزد شغلي خوب بسازد . دوباره به مشاغلي که داشته ايد ، فعاليت هاي زمان اوقات فراغتتان و فعاليت هاي ديگري که درگيرآن بوده ايد، فکر کنيد. با استفاده از فهرست بالا مهارت هايي را که داريد بنويسيد.به عنوان مثال وقتي شغل شما اجرايي است و در اداره عضوي از يک تيم کاري هستيد بنابراين مهارت هاي ارتباطي و کار گروهي شما خوب است و وقتي در زمان فراغت يک شيريني فروشي را اداره مي کنيد به اين معناست که مهارت هاي ديگري مانند ابتکار عمل و رهبري داريد که مي توانيد در شغلتان از آن استفاده نماييد.اگرچه گاهي اوقات تشخيص نقاط قوت دشوار است . در اين مواقع مشاوران شغلي مي توانند به شما کمک کنند تا مهارت‌هايي را که در سازمان هاي ديگر مورد نياز است بشناسيد و کسب کنيد همچنين دوستان و آشنايان مي توانند به شما کمک کنند نقاط قوت ومهارت هاي انتقالي خود را کشف کنيد.وقتي به فهرست مهارت هايي که داريد نگاه مي کنيد ممکن است متوجه شويد که در بعضي زمينه ها به اندازه کافي قوي نيستيد . جاي نگراني نيست براي کسب مهارت هايي که به آن نياز داريد راههايي وجود دارد که مي تواند شما را به آنچه مي خواهيد برساند. ابتدا لازم است تصميم بگيريد که چه نوع شغلي مي خواهيد . زمانيکه فهميديد چه شغلي را واقعا دوست داريد ، در خصوص مهارت ها و تجربه هاي مورد نياز آن شغل تحقيق کنيد ، سپس اين موارد را با فهرستي که از مهارت هاي انتقالي خود درست کرده ايد مقايسه کنيد و فاصله ها و شکاف ها را بيابيد.در ادامه راهکارهايي براي کسب مهارت هاي مورد نياز ارايه مي شود.

چطور مهارت هاي انتقالي جديد را کسب کنيم ؟
مهارت هاي انتقالي جديد به طرق مختلف مانند کارداوطلبانه ، مشارکت در يک فعاليت سرگرم کننده ، کميته و يا گروه ،‌ کار پاره وقت ، ثبت نام در كاريابي‌ها براي کار موقت، گذراندن دوره هاي آموزشي ايجاد مي شوند. همه اين فعاليت ها مي توانند به کسب مهارت و تجربه جديد به شما کمک کنند و اعتماد به نفس شما را تقويت نمايند و زندگي اجتماعي تان را بهبود بخشند . بخاطر داشته باشيد کسب مهارت ها به يافتن کار ، باقي ماندن در کار و پيشرفت درزندگي شغلي کمک مي نمايد و به روزکردن مهارت ها و يادگيري مهارت هاي جديد مي تواند شانس شما را براي يافتن شغل جديد افزايش دهد.
ترجمه: فاطمه برخورداري
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در یک شنبه 9 خرداد 1389  ساعت 5:48 PM نظرات 0


همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی ای گفته می شود که توانایی تحمل ریسک - اغلب مالی - را دارد و می تواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم. یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و arrange یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و .... همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثال هایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی می توان این نتیجه را گرفت که "کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد."   


کارآفرین چه ویژگی هایی دارد
- خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.
- نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا" در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.
- استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.
- تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.
- آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.
- نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگی های این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.
- کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.
- آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.
- کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.
- خوش بینی از ویژگی های مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود می گويد "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".
- شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدف های خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک - یا همان هزینه - آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.
- کارآفرین معمولا" قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی - که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد - مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.
- کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.

گرد آورنده-سهیلا کیاسی
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 6:02 PM نظرات 0


همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
مشتری اینک مدار و محور سازمان ها و کمپانی ها قرار گرفته است. پژوهش های متنوع و مکرر جملگی بر این باورند که «مشتری» قادر است خط تولید را عوض کند زیرا با عدم خرید خود در عمل تمامی خط تولید، مدیران و کارکنان آن کالا یا محصول کاری برای انجام دادن ندارند. اینک سازمان ها و کمپانی های بزرگ بیش از گذشته به «صدای مشتری» بها می دهند. همواره در حالت آماده باش دائم به سر می برند تا بتوانند رضایت مشتری را برآورده کنند. فارغ از آن همواره مترصد آنند که در صورت بروز شکایت مشتری به وارسی این شکایت، دلیل یا دلایل آن بپردازند.

کشف شکایت مشتری بانظرخواهی یا نصب صندوق شکایات
سال ها پیش سازمان ها و موسسات مشتری مدار برای کسب نظرات مشتری و شنیدن صدای مشتری، اقداماتی را به انجام رساندند که همچنان الگو و سرلوحه فعالیت دیگر سازمان هاست.   
این موسسات با طراحی تیم نظرسنجی در فرصت های مناسب از مشتریان درخواست می کردند تا به پرسش ها یا پرسشنامه هایی پاسخ دهند. بعدها دریافتند این پرسش ها و پرسشنامه ها در تلاش هستند نظرات مدیران و کارشناسان حرفه ای را در قالب مشخص سوال یا سوالاتی درآورند و از مشتریان می خواهند خود را در این قالب ملزم به پاسخگویی کنند.گو آنکه شیوه های طراحی پرسشنامه ها یا پرسش ها به مرور زمان تغییرات جدی پیدا کرد اما همچنان این پرسشنامه ها دارای محدودیت هایی است که نمی تواند به واقع نظر مشتریان را جویا شود. حضور صندوق هایی که روی آن با خط زیبا یا توجه برانگیز نوشته شده بود «صندوق شکایات» از جمله اقدامات بعدی بود. هنوز هم این صندوق ها را در سازمان های دولتی یا موسسات خصوصی می توان دید. بدون تردید حضور چنین صندوقی می تواند برخی از مشتریان ناراضی را برانگیزد تا به جای دسترسی به مسوول راساً اقدام به نوشتن شکایت کنند. تصدیق خواهید کرد که این صندوق ها برای بسیاری از مشتریان توجه برانگیز نیست و دلیلی نمی بینند تا وقت بگذارند و نارضایتی خودرا در قالب واژه ها و جملات ابراز کنند. فراموش نشود که برخی مشتریان تمایل دارند با نوشتن شکایت خود مدیران عالی سازمان را در جریان ماوقع قرار دهند اما خودکار ندارند، کاغذ سفید در دسترس آنان نیست، از سرنوشت نامه خود و طی مراحلی که این نامه خواهد داشت بی اطلاعند. بدین ترتیب می توان دریافت این صندوق ها نیز تا چه اندازه در دستیابی به شکایت مشتریان ناکارآمدند.
خدمات جدید برای دستیابی به شکایات مشتریان
سازمان ها و موسسات مشتری مدار همچنان در پی آنند تا راه های ساده و آسانی پیدا کنند، راه هایی که صدای اعتراض مشتریان را به سرعت به گوش آنان برساند.
نصب تلفن های رایگان با معرفی شماره های تلفن مورد نظر، برقراری خط های تلفنی که برای مشتریان هزینه ای ندارد از جمله این خدمات جدید است که بسیاری از شرکت ها و موسسات با استفاده از آن می کوشند هر چه سریع تر صدای اعتراض مشتریان را بشنوند.
تلاش هر چه بیشتر برای کشف صدای مشتری
سازمان ها و موسسات مشتری مدار با دستیابی به راه های جدید همچنان در تلاش هستند تا راه های دیگری بیابند زیرا به خوبی آگاهند تنوع وسیع مشتریان با منش ها و شخصیت های متفاوت به آنان یادآور می شود که راه های فراوان بیشتری پیدا کنند تا مشتریان بیشتری را برانگیزند به تناسب سلیقه ها و منش ها، صدای خود را به مدیران عالی سازمان برسانند. برای مثال کارت های اینترنتی رایگان از این جمله هستند. کوشش خستگی ناپذیر سازمان ها و موسسات در این باره برای آن است که می دانند مشتری تعیین کننده سازمان ها و موسسات است، اینکه سازمانی باشد یا انحلال یابد در انحصار نظر مشتری است. سازمان ها بدون مشتری هیچ معنا و مفهومی ندارند. شایسته است خاطرنشان شود منظور از سازمان، موسسه، شرکت، سازمان ها و موسساتی است که بر پایه اصل رقابت پدید آمده اند و در فضای رقابتی حرکت می کنند. در غیر این صورت موسسات و سازمان هایی که در فضای انحصاری عمل می کنند برای «مشتری» و نظر و نگاه او اهمیتی قائل نیستند. با وجود این اینک در شرایطی جهانی شاهد آنیم که حتی بسیاری از سازمان هایی که با «انحصار» پدید آمده اند و در فضای انحصاری و بدون رقابت منافع اقتصادی خود را به دست می آورند آنها نیز دریافته اند تا چه حد نقش مشتری در بنیان و اساس آن تاثیرگذار است. پرسش اساسی این است که چرا تا این اندازه نظر مشتری پراهمیت است و چرا ضروری است به نظر مشتریان بیشتر واقف شد؟ سازمان های برتر مشتری مدار بیش از دیگر سازمان ها می دانند وقتی جزئیات از نظر دور می مانند یا از قلم می افتند حتی شکیباترین مشتریان نیز ممکن است دلسرد شوند و خطای پرهزینه رخ دهد.
مشتریان شکایت نمی کنند شما را فراموش می کنند
سازمان ها و موسسات مشتری مدار می دانند فقط درصد ناچیزی از مشتریان ناخشنود، شکایت خود را مستقیماً به مدیریت اعلام می کنند. آنها در چشم به هم زدنی جای دیگر می روند، پول هایی را که به زحمت به دست آورده اند در فروشگاه ها و موسسات رقبا خرج می کنند. گلایه و ناخشنودی خود را با ده ها نفر از اعضای خانواده، دوستان و آشنایان در میان می گذارند. به ویژه اگر دریابیم در جوامعی نظیر جامعه ما که بیشتر بر فرهنگ شفاهی استوار است مشتریان ناخرسند، هر روز و هر لحظه، در هر مجلس، جشن و عزایی بدون مقدمه و با مقدمه درباره این شکایت خود،داد سخن خواهند داد بی آنکه حاضر باشند لحظه ای این شکایت خود را به موسسه مربوطه یا شما، مدیر آن موسسه اطلاع دهند حتی اگر شما به آنها وقت دهید و از آنان قدردانی کنید. چگونه می توانید به سرعت به شکایت مشتریان دست یابید؟ بدون تردید این وظیفه شماست که هزینه های بیشتری بپردازید تا مشتری با هزینه کمتر شکایت خود را به شما اعلام کند اما آنچه بیش از پیش اهمیت دارد اینکه باید بتوانید مشتری را مشاهده کنید، رفتار او را در نظر بگیرید و از دریچه چشم مشتری به کالاها و خدمات خود بنگرید.
احمد آخوندی، محسن جاوید مؤید
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 6:00 PM نظرات 0
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال
يك ماه از سال 2010 ميلادي مي‌گذرد و سرمايه‌هاي خارجي در ابتداي سال به دنبال مكان‌هاي مناسب براي سرمايه‌گذاري مي‌گردند و يكي از شاخص‌هايي كه براي ورود سرمايه به يك كشور مهم است شاخص فضاي كسب و كار است. ايران از نظر فضاي كسب و كار رتبه كل 137 را در بين كشورهاي جهان دارا است كه به نسبت سال 2009 به ميزان پنج رتبه بهبود داشته است. همچنين رتبه ايران در منطقه خاورميانه از بين 19 كشور كه سال گذشته 17 بود به 15 رسيده است.به گزارش ايسنا،كنفرانس توسعه و تجارت ملل متحد (آنكتاد) وابسته به بانك جهاني، هر ساله اقدام به رتبه‌بندي كشورها از نظر فضاي كسب و كارشان با استفاده از 10 شاخص تعريف‌شده مي‌پردازد. اين گزارش كه چند ماه قبل از آغاز سال جديد ميلادي منتشر مي‌شود بيان‌گر ميزان مناسب بودن فضاي كسب و كار يك كشور عموما براي سرمايه‌گذاري خارجي است و در جهان تجارت از نفوذ زيادي برخوردار است.به همين دليل سازمان سرمايه‌گذاري، كمك‌هاي فني و اقتصادي ايران كه از معاونت‌هاي وزات امور اقتصادي و دارايي به شمار مي‌ر‌ود و مسئوليت مستقيم بهبود فضاي كسب و كار در كشور را بر عهده دارد، فعاليت‌هاي زيادي را در زمينه بهبود رتبه ايران در فضاي كسب و كار انجام داده است كه از جمله آن‌ها مي‌توان به تشكيل 10 كارگروه براي راهبري موارد مرتبط با شاخص‌هاي ده‌گانه ،برگزاري بيش از 100 نشست در چارچوب كلي پروژه و هر شاخص به صورت جداگانه و پي‌گيري رفع مشكلات و گلوگاه‌هاي اثبات‌شده اشاره كرد.  
اين فعاليت‌ها در بسياري از وارد منجر به بهبود شده اما به دليل اينكه شاخص‌هاي ده‌گانه بسيار بين‌بخشي هستند بهبود مستمر آن‌ها نياز به يك كار درازمدت تخصصي و هماهنگ بين تعداد زيادي از وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي كشور دارد.

* شاخص‌هاي مورد بررسي براي ارزيابي فضاي كسب‌وكار
سازمان آنكتاد براي تعيين رتبه هر كشور به بررسي كمي و كيفي 10 شاخص تعريف‌شده مي‌پردازد كه عبارتند از شروع كسب و كار، اخذ مجوزهاي ساخت، اشتغال، ثبت املاك، اخذ اعتبارات، حمايت از سهام‌داران خرد، پرداخت ماليات ، تجارت فرامرزي ، اجراي قرارداد، پايان كسب و كار. هر اصلاح در هر كدام از اين شاخص‌ها ثبت شده و در تعيين رتبه هر كشور نقش موثري دارد. بايد توجه داشت كه صرف بهبود از سوي يك كشور، منجر به بهبود رتبه آن كشور در رتبه‌بندي نهايي نمي‌شود چون همزمان كشورهاي ديگر هم مشغول اصلاحات هستند و رتبه خود را ارتقا مي‌دهند؛ در واقع بهبود يك شاخص وابستگي زيادي به كيفيت آن دارد.

* ‌اصلاحات در جهان
از ابتداي تابستان سال 1387 تا پايان بهار 1388 تعداد 287 اصلاح در 131 كشور جهان انجام شده است كه 20 درصد بيشتر از مدت مشابه در گزارش سال قبل بوده است ،هر يك از كشور‌هاي اصلاحگر بيش از دو اصلاح انجام داده‌اند و 38 كشور بيشتر از 3 اصلاح.
بر اساس تعداد اصلاحات انجام‌شده انجام اصلاح شاخص‌هاي شروع كسب و كار ،اخذ اعتبارات و ثبت املاك از همه آسان‌تر و انجام اصلاح در شاخص‌هاي اشتغال، حمايت از سهام‌داران خرد و پايان كسب و كار از همه دشوارتر بوده است.

* اصلاحات در ايران
در اين دوره براي ايران چهار اصلاح منظور شده است كه در شاخص‌هاي شروع كسب و كار، ماليات، تجارت فرامرزي و اخذ مجوهاي ساخت بوده است.شاخص شروع كسب و كار به دليل استقرار سامانه ثبت الكترونيكي باعث ارتقاي 48 رتبه‌اي ايران نسبت به گزارش سال 2009 شده و جايگاه ايران را به 48 رسانده است.
با وجود اينكه جايگزيني ماليات بر ارزش افزوده به جاي ماليات بر فروش به عنوان يك اصلاح براي ايران در نظر گرفته شده است اما منجر به ارتقاي رتبه ايران در زمينه شاخص ماليات نشده و حتي افت 13 رتبه‌اي را به همراه داشته و رتبه ايران را در اين شاخص به رقم 117 در جهان رسانده است. اين امر نشان‌دهنده اين است كه سرعت بهبود كشورهاي ديگر بهتر بوده است.شاخص تجارت فرامرزي به دليل كم كردن زمان فرايند‌ها در بندر شهيد رجايي و تسهيل فرايند بازرسي در گمرك، هشت پله صعود كرده و جايگاه ايران را دراين شاخص به 134 رسانده است.اخذ مجوز‌هاي ساخت هم به دليل راه‌اندازي دفاتر خدمات الكترونيك شهر، تسهيل فرايند اخذ مجوز‌ها و كاستن از زمان اخذ انشعابات آب و برق با ارتقاي 24 پله‌اي به رتبه 141 در جهان رسيده است.
* پس‌رفت ايران در 5 شاخص
ايران در پنج شاخص ثبت اموال، اخذ اعتبارات، حمايت از سهام‌دران خرد، ماليات و پايان كسب و كار سقوط كرده كه بيشترين سقوط ها مربوط به شاخص‌هاي اخذ اعتبارات با 29 پله سقوط و ماليات با 13 پله سقوط است.
به نظر مي‌رسد سياست‌هاي انقباضي بانك مركزي در سال 2009 كه ادامه آن در سال 2010 هم مشاهده مي‌شود ايران را به جايگاه 113 از نظر شاخص اخذ اعتبارت رانده است.بدترين شاخص ايران در حمايت از سهام‌دران خرد با رتبه 165 ثبت شده كه نسبت به سال قبل يك رتبه سقوط كرده است. پس از آن در شاخص ثبت اموال با شش پله سقوط رتبه ايران به 153 رسيده است.

* بيشترين اصلاحات در كدام كشورها؟
جالب اين است كه در سه سال گذشته بيشترين اصلاحات در كشورهاي در حال توسعه انجام شده است. در اين مدت تعداد اصلاحات در كشور‌هاي با درآمد بالا به ديگران 34درصد به 66 درصد بوده است. البته اين رقم در اولين گزارش(2005) 55 درصد به 45 درصد بوده است.

* كشورهاي فعال در هر شاخص
به نظر مي‌رسد كشور آفريقايي رواندا تحرك عجيبي براي بهبود محيط كسب و كار خود انجام داده است به گونه‌اي كه در سه شاخص اشتغال، اخذ اعتبارات و حمايت از سهام‌داران خرد رتبه اول را به دست آورده است. در زير رتبه‌هاي اول در هر اهژخص آورده شده است.
شروع كسب و كار: ساموآ، اخذ مجوز‌هاي ساخت: انگلستان، اشتغال: رواندا، ثبت املاك: موريس، اخذ اعتبارات: رواندا، حمايت از سهام‌داران خرد: رواندا، پرداخت ماليات: تيمور شرقي، تجارت فرامرزي: گرجستان، اجراي قرارداد: بوتسوانا، پايان كسب و كار: مالاوي
رتبه 2009 رتبه 2010 بهبود-رتبه كل 142 137 5+شروع كسب 96 48 48+اخذ مجوزها 165 141 24+
اشتغال 147 137 10+ثبت اموال 147 153 6-اخذ اعتبارات 84 113 29-حمايتداران 164 165 1-ماليات 104 117 13-فرامرزي 142 134 8+قرارداد 56 53 3+پايان كسب 107 109 2-* اقدامات براي 2011
سازمان سرمايه‌گذاري و كمك‌هاي فني و اقتصادي ايران اقداماتي را براي سال 2010 در ايران انجام مي‌دهد كه بنا به اعلام بهروز عليشيري ـ رييس اين سازمان ـ برخي از آن‌ها عبارتند از پيگيري مستمر اجراي مفاد آيين‌نامه ماده 7 قانون اصلاح، استمرار پروژه بهبود فضاي كسب و كار با تاكيد بر تجربيات گزارش 2010، پيگيري رفع گلوگاه‌هاي قانوني مرتبط با فضاي كسب و كار (قانون تجارت، قانون كار، .....)، بررسي تجربيات ديگر كشور‌ها با همكاري مستمر كارگروه‌ها در هر شاخص.اين سازمان همچنين خواهان پيگيري رسانه‌ها براي بهبود مستمر فضاي كسب و كار در ايران شده است.
ايسنا- هادي احمدي
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:58 PM نظرات 0


همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
اگر در جستجوي يافتن شغل هستيد اول از همه بايد بدانيد بهترين شيوه جستجوي شغل کدامست؟ طبيعي است که پيدا کردن شغل زمان و انرژي زيادي را مي طلبد اما بهترين راه اين است که مطمئن شويد حداکثر تلاشتان را کرده ايد . اگر نمي خواهيد به دنبال مشاغلي باشيد که پيش از اين داشتيد کارتان سخت ترمي شود ديدن روزانه آگهي هاي استخدام شانس شما را براي يافتن شغل مناسب افزايش مي دهد.دومين چيزي که مايلم توجه شما را به آن جلب کنم اين است که در مورد خودتان خوب فکر کنيد . همه ما نقاط ضعف و قوت داريم بنابراين مهم است که نقاط قوت تان را کشف کنيد و بدانيد چه مواردي را بايد بهبود ببخشيد و اين امر از راههاي زير قابل دستيابي است :
نوشتن رزومه ، نحوه معرفي خود ، ‌تحليل آگهي هاي شغلي ، ‌پيگيري مصاحبه هاي شغلي ، بازنگري در مورد مهارتهايتان ،‌ مثبت انديشي و هماهنگ شدن با تغييرات .اين روش ها براي هر کس متفاوت از ديگري است ونمي توان صادقانه اظهار نظر کرد که در همه مراحل شکار شغل موثراند. بنابراين مهم است که درباره اين روش ها فکر کنيد و مناسب ترين راه را بيابيد.   

ارزيابي وضعيت شکار شغل
چک ليست زير به شما کمک مي کند که بدانيد آيا همه چيز را درباره يافتن شغل مي دانيد.
1- آيا آگاهي کافي درباره مهارت ها و تجربياتتان داريد ؟ بله ، خير
2- آيا مي دانيد چه مهارت ها ، توانايي ها و ويژگي هايي براي مشاغلي که در جستجوي آن مي باشيد مورد نياز است ؟ بله ، خير
3- آيا رزومه شما به روز است؟ بله ، خير
4- آيا رزومه شما حاوي اغلب مهارت ها و تجربياتان مي باشد؟ بله، خير
5- آيا مي توانيد فرم هاي درخواست شغل را تکميل نماييد؟ بله ، خير
6- آيا مي توانيد از طريق تلفن درخواست شغل بنماييد ؟ بله ، خير
7- آيا مي توانيد بصورت آنلاين درخواست شغل بنماييد؟ بله ، خير
8- آيا مي توانيد از سايت بازار کار براي جستجوي شغل بطور منظم استفاده نماييد ؟ بله، خير
9- آيا از اينترنت براي جستجوي شغل استفاده کرده ايد ؟ ( در حال حاضر بيشتر شرکت ها بصورت آنلاين تبليغ مي کنند) بله، خير
10- آيا مي دانيد آگهي هاي مربوط به مشاغل چه روزهايي در روزنامه محلي چاپ مي شوند ؟ بله، خير
11- آيا روزنامه هاي محلي را بطور منظم مطالعه مي نماييد به اين منظور که بفهميد چه شرکت هايي در حال توسعه و چه شرکت هايي در حال ايجاد شدن در منطقه محل سکونت تان مي باشند؟ بله ، خير
12-آيا با اين شرکت ها تماس گرفته ايد که ببينيد آيا آنها شغلي براي شما دارند؟ بله، خير
13- آيا در کاريابي‌ها ثبت نام کرده ايد؟ بله، خير
14- آيا در نمايشگاههاي شغلي شرکت کرده ايد ؟ بله، خير
15- آيا دوستان و خانواده شما درباره مشاغل اطلاعات دارند ؟ بله ، خير
چنانچه پاسخ شما به بيشتر موارد بالا خير است ضروري است در خصوص شکار شغل اطلاعات بيشتري کسب نماييد.به منظور شناسايي نقاط قوت و مهارت ها ازخودتان صادقانه بپرسيد چه مهارت ها و تجربياتي داريد. درباره مهارت هايي که از مشاغل قبلي تان و يا فعاليت هاي بيرون از کار کسب کرده ايد،‌ فکر کنيد.
بازار کار در سال‌هاي اخير تغيير کرده است ديگر کمتر احتمال دارد که افراد در طول زندگي شغلي شان يک شغل با يک کارفرما داشته باشند. به همين دليل بايد منعطف و سازگار باشيد وقتي تغيير در زندگي شغلي تان ايجاد مي شود ،‌ شناخت مهارت هاي انتقالي مي تواند به شما کمک کند به سمت انواع مشاغل جديد حرکت کنيد.

مهارت هاي انتقالي چيست؟
مهارت هايي هستند که در طول انجام يک شغل و يا فعاليت به وجود مي آيند و مي توانيد آنها را در مشاغل ديگر بکار بگيريد. اين مهارت ها مي تواند در طول انواع فعاليت ها ، مشاغل ، پروژه ها ، کارهاي داوطلبانه ، ‌سرگرمي ، ‌ورزش و هر چيز ديگر ايجاد شود. اين مهارت ها شامل موارد زير است:
الف: ارتباط ؛ب: توانايي برقراري ارتباط مناسب از طريق صحبت کردن ، نوشتن و يا ايميل با مخاطب؛ج: کار گروهي؛د: عضو سازنده يک گروه بودن بطوري‌که عملا به موفقيت تيم منجر شود؛ه: رهبري ؛و: ايجاد انگيزش و تشويق ديگران ؛ز: ابتکار عمل ؛ح: ديدن فرصت ها و هدفگذاري و دستيابي به اهداف؛
ط: حل مساله؛ي: تفکر در مورد مسائل به شيوه منطقي به منظور حل کردن آنها . حل مساله اغلب با تفکر خلاق همراه است؛ك: انعطاف و سازگاري ؛ل: تغيير و سازگاري با موقعيت هاي جديد ؛م: خودآگاهي ؛
ن: شناخت مهارت ها و نقاط قوت و توانايي ارايه آن؛س: تعهد و انگيزش ؛ع: داشتن انرژي و اشتياق هنگام اجراي پروژه ها؛ف: مهارت هاي بين فردي ؛ظ: داشتن رابطه خوب با ديگران وايجاد ارتباط کاري مناسب؛
ق: آشنايي با علم حساب؛ر: توانايي کار با اعداد ، آمار و نمودار.
احتمالا شما مهارت هاي انتقالي ارزشمندي داريد که مي تواند از شما يک نامزد شغلي خوب بسازد . دوباره به مشاغلي که داشته ايد ، فعاليت هاي زمان اوقات فراغتتان و فعاليت هاي ديگري که درگيرآن بوده ايد، فکر کنيد. با استفاده از فهرست بالا مهارت هايي را که داريد بنويسيد.به عنوان مثال وقتي شغل شما اجرايي است و در اداره عضوي از يک تيم کاري هستيد بنابراين مهارت هاي ارتباطي و کار گروهي شما خوب است و وقتي در زمان فراغت يک شيريني فروشي را اداره مي کنيد به اين معناست که مهارت هاي ديگري مانند ابتکار عمل و رهبري داريد که مي توانيد در شغلتان از آن استفاده نماييد.اگرچه گاهي اوقات تشخيص نقاط قوت دشوار است . در اين مواقع مشاوران شغلي مي توانند به شما کمک کنند تا مهارت‌هايي را که در سازمان هاي ديگر مورد نياز است بشناسيد و کسب کنيد همچنين دوستان و آشنايان مي توانند به شما کمک کنند نقاط قوت ومهارت هاي انتقالي خود را کشف کنيد.وقتي به فهرست مهارت هايي که داريد نگاه مي کنيد ممکن است متوجه شويد که در بعضي زمينه ها به اندازه کافي قوي نيستيد . جاي نگراني نيست براي کسب مهارت هايي که به آن نياز داريد راههايي وجود دارد که مي تواند شما را به آنچه مي خواهيد برساند. ابتدا لازم است تصميم بگيريد که چه نوع شغلي مي خواهيد . زمانيکه فهميديد چه شغلي را واقعا دوست داريد ، در خصوص مهارت ها و تجربه هاي مورد نياز آن شغل تحقيق کنيد ، سپس اين موارد را با فهرستي که از مهارت هاي انتقالي خود درست کرده ايد مقايسه کنيد و فاصله ها و شکاف ها را بيابيد.در ادامه راهکارهايي براي کسب مهارت هاي مورد نياز ارايه مي شود.

چطور مهارت هاي انتقالي جديد را کسب کنيم ؟
مهارت هاي انتقالي جديد به طرق مختلف مانند کارداوطلبانه ، مشارکت در يک فعاليت سرگرم کننده ، کميته و يا گروه ،‌ کار پاره وقت ، ثبت نام در كاريابي‌ها براي کار موقت، گذراندن دوره هاي آموزشي ايجاد مي شوند. همه اين فعاليت ها مي توانند به کسب مهارت و تجربه جديد به شما کمک کنند و اعتماد به نفس شما را تقويت نمايند و زندگي اجتماعي تان را بهبود بخشند . بخاطر داشته باشيد کسب مهارت ها به يافتن کار ، باقي ماندن در کار و پيشرفت درزندگي شغلي کمک مي نمايد و به روزکردن مهارت ها و يادگيري مهارت هاي جديد مي تواند شانس شما را براي يافتن شغل جديد افزايش دهد.
ترجمه: فاطمه برخورداري
 
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:56 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
طبق اصل 43 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تامين شرايط و امكانات كار براي همه و قرار دادن وسائل كار در اختيار همه كسانيكه قادر به كارند ولي وسائل كار ندارند مويد اهميت و جايگاه ويژه اشتغال در قوانين كشور ماست. با نگاه به تركيب جمعيتي جوان كشور و از طرف ديگر روند مستمر كاهش بهاي نفت و ضرورت كاستن از وابستگي به درآمد نفت و همچنين با امعان نظر قرار دادن شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه بايد در فكر الگوها و راه‌حل‌هاي جديد و متفاوتي بود تا با بسترسازي مناسب مقدمات متحول كردن نظام اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را ايجاد نمود. تجارب ساير كشورها نشان مي‌دهد آن‌هايي كه به فكر و انديشه متكي بودند تا به ذخائر زيرزميني (نفت و گاز و...) در بلند مدت موفق و سر فرازتر بوده‌اند.
موضوع بيكاري در كشور يكي از مهمترين دغدغه‌هاي اقتصادي و اجتماعي است كه بيش از دو دهه است به طور جدي با آن مواجه است بنابراين حل مشكل بيكاري برنامه‌اي نيست كه بتوان فقط در كوتاه مدت براي آن راه‌حل ارائه داد بلكه نيازمند برنامه‌ريزي بلند مدت است، البته بايد توجه داشت كه راهكارهاي كوتاه مدت و مياني مي‌تواند شدت و حدت آن را كاهش دهد. در اين گفتار سعي مي‌شود با نگاهي به راهكارهاي توسعه اشتغال به دنبال مهار بيكاري به عنوان يكي از موانع توسعه بود.   

1. توسعه بخش خصوصي به معناي واقعي خود مي‌تواند بستر مناسبي براي توسعه اشتغال در كشور باشد. با ايجاد زيربناها و جاذبه‌هاي لازم براي توسعه و سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و حذف موانع ورود بخش غير دولتي به حوزه‌هاي تصدي گري اقتصادي تجاري و نيز مشاركت مالي در مخاطرات سرمايه‌گذاري بخش خصوصي، با استفاده از سازوكارهاي لازم با هدف بهره‌گيري از ظرفيت‌ها و توانمندي‌هاي تخصصي، نوآوري، كارآفريني و منابع مالي اين بخش، به ويژه در مناطق كمتر توسعه يافته، به ايجاد پايداري، توسعه و توانمندي بخش خصوصي نائل آمد.
2. در حال حاضر يكي از مباحث توسعه اشتغال جذب سرمايه‌گذاري خارجي است. اما بايد توجه داشت كه پذيرش سرمايه‌گذاري خارجي باعث اخلال در اقتصاد كشور و تضييع توليدات مبتني بر سرمايه‌گذاري‌هاي داخلي نشده و به منظور عمران و آبادي و فعاليت‌هاي توليدي و خدماتي صورت پذيرفته و موجب رشد اقتصادي، ارتقاء فناوري، ارتقاء كيفيت توليدات، افزايش فرصت‌هاي شغلي و افزايش صادرات شود. به نظر مي‌رسد چنانچه بخواهيم در شاخص‌هاي محيط كسب و كار به رقابت بپردازيم لازم است شرايط حضور سرمايه‌گذاران خارجي را آسانتر كنيم و در اين بين موسسات بانكي يكي از ابزارهاي تغيير ديپلماسي تلقي شده و به اين منظور مي‌توانند وارد عمل شوند.
3. براي توسعه اشتغال بايد سرمايه‌گذاري‌هاي جديد در كشور صورت گيرد يقينا رشد سرمايه‌گذاري از جمله ابزارهاي لازم براي توسعه اشتغال است. از طريق فرآيندهاي پرورش دهنده و تقويت كننده كارآفريني مي‌توان به شكل‌گيري بنگاه‌هاي كوچك و متوسط كمك كرده و با رفع موانع رشد و توسعه آن‌ها به رقابت پذيري و ارتقاي بهره‌وري و كيفيت در اين گونه بنگاه‌ها افزود تا ضمن بسترسازي جهت بلوغ و تبديل آن‌ها به بنگاه‌هاي بزرگ بايد شرايط لازم را از طريق مشوق‌هاي مناسب براي حضور در بازارهاي منطقه‌اي و بين‌المللي و پيوند با شركت‌هاي معتبر بين‌المللي مهيا ساخت.
4. توسعه كسب و كارهاي خانگي كه از مشاغل كوچك و متوسط است و ضمن اينكه هزينه بالايي را به خانواده تحميل نمي‌كند مي‌تواند سبب افزايش درآمد و در نهايت توليد ثروت در كشور شود از جمله راهكارهاي مناسب براي توسعه اشتغال‌هاي خرد و متوسط به ويژه براي زنان است. زنان كه نيمي از جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند و جمعيت وسيعي از آنان داراي مهارت كافي در برخي كارها هستند اما به دليل بازار نامناسب كار نمي‌توانند جذب شوند در نتيجه نقش عمده‌اي در بازار كار كشور ندارند. با وجود تنوع فراوان در بخش‌هاي توليدي و خدماتي در سطح جامعه مي‌توان از نيروي كار زنان و افراد مستعد و كوشا در كانون خانواده‌ها استفاده كرد.
5. كارآفريني راهكار توسعه اشتغال است زيرا در عرصه كنوني افراد خلاق، مبتكر و نوآور كه كارآفرين ناميده مي‌شوند منشا تحولات بزرگي در زمينه‌هاي توليدي و خدماتي شده‌اند. نوآوري منشا و نيروي محركه رشد اقتصادي در عصر فرا صنعتي است و تنها با توليد كالاهاي نوين و ارتقاء كيفيت كالاها، رقابت‌پذيري يك اقتصاد ملي به طور پايدار تامين مي‌گردد.
شركت‌هاي كوچك و متوسط نوين عامل نوآوري بوده و در بسط روش‌هاي نوين توليد و مديريت نقش بسزايي دارند آن‌ها از يك سو ايجاد كننده نوآوري از ديگر سو به كارگيرنده نوآوري مي‌باشند. به كارگيري شيوه‌هاي نوين مديريتي و تكيه بر ديدگاه‌ها و روش‌هاي كارآفريني از ضرورت‌هاي مهم متقاضيان تاسيس واحدهاي توليدي مي‌باشد و نيز براي نوسازي و بازآفريني صنايع به ويژه صنايع كوچك، توسعه مديريت كارآفرينانه به عنوان ضرورت و ابزاري كارآمد و اولويت اساسي به شمار مي‌رود كه مي‌تواند جايگاه واحدهاي صنعتي را احيا و بقايشان را در عرصه متغيير و رقابتي تضمين نمايد.
حمايت پور بابا
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:41 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
هر کس که به مربيگري بيش تر از يک علاقه سطحي و گذرا علاقمند باشد احتمالا با " بازي هاي دروني" آشنايي دارد. تيم گالوي ( Tim Gallawy ) که مربي مجربي است در مقاله اي تحت عنوان "بازي دروني ورزش تنيس " توضيح مي دهد که چگونه به اين مطلب رسيده است که حريفي که در ذهن يک بازيکن وجود دارد نگران کننده تر از حريف آن سوي تور است.به اعتقاد من ابن مساله در کار هم به همين صورت است .در آنجا هم دو تا بازي بيروني و دروني در حال انجام است. براي مثال هنگام فروش، بازي بيروني همان داشتن اطلاعات در مورد محصولات، تکنيک هاي فروش و رفتار مشتريان است و در همان لحظه نيز بازي دروني اعتماد به نفس، تفکر مثبت و سماجت و پا فشاري در حال انجام است.
مهارت و استادي در اين بازي هاي دروني است که تفاوت بين عملکردهاي قوي و ضعيف را مشخص مي کند و مربي ها بايد مراقب بهبود حالت هاي ذهني لازم باشند که افراد را براي " بردن بازي دروني" توانمند سازند. البته تمام بازيها، تکنيک ها و قواعد منحصر به فرد خودشان را دارند ولي در اين مقاله من مي خواهم به هفت ويژگي اصلي ذهني که مي توانيم به‌وسيله آموزش آنها را براي افراد تحت آموزش خود جا بيندازيم تا بتوانند از موفقيت بيشتري بهره مند شوند و بر موانع ذهني خود غلبه کنند و در بازيهاي دروني پيروز باشند، متمرکز شوم.  
به عنوان يک نمونه عملي، ما بررسي خواهيم کرد که چگونه مي توان با بهبود و توسعه اين ويژگي ها جاني (Johnny ) را که عضو جديد پرسنل بازرسي يک شرکت هواپيمايي بود ،تحت تاثير قرار داد. جاني سرگرم کنترل ورود مسافراني است که در يک صف طولاني در حالي ايستاده اند که پروازشان ساعتها است که تاخير داشته است.
مسوليت پذيري:
ماهيت مساله مسوليت پذيري در "رشد فردي" اغلب با مساله توضيح و سرزنش اشتباه گرفته مي شود. وقتي مي‌گوييم در نهايت اين ما هستيم که مسوول حوادث و رخدادهاي زندگي خود هستيم منظور اصلا اين نيست که همه چيزي که در زندگيمان اتفاق مي افتد را کنترل کنيم .آب و هوا، بحران اقتصادي جهاني و يا کارهايي را که ديگران با ما مي کنند را کنترل نماييم. اما قطعا مي توانيم پاسخ هاي خود را انتخاب و کنترل نماييم ، صددرصد مي توانيم. ما کاملا پاسخگو هستيم.وقتي ما مسوليتي را قبول مي کنيم به خودمان قدرت مي دهيم. حوادث تبديل به چيزهايي مي شوند که يا الان بر اساس آن ها عمل مي کنيم يا در آينده از آنها درس مي گيريم، .هميشه يک انتخاب وجود داشته است. توجه دادن مردم به اين واقعيت مي تواند هديه ارزشمندي باشد. در مورد جاني(Johnny) او بايد متوجه شود که نمي تواند تاثيري روي علت تاخير ها، زمان حرکت و يا حالات مشتريان داشته باشد اما او مي تواند براي مسولانه رفتار کردن با افرادي که در صف بازرسي ايستاده اند تمرين کند و کار خود را با حداکثر سرعت ممکن و با کمترين دستپاچگي توام با ادب و همدردي فراوان انجام دهد.
آگاهي و هوشياري:
آموزش افزايش ميزان آگاهي و هوشياري موضوعي در موردکمک رساني به ديگران است که به تجربه حسي و ملموس افراد بر مي‌گردد نه به ذهن و فکر آنها. منظورم اين است که در توجه کردن به آنچه مي بينيم مهارت پيدا کنيم نه اينکه خودمان را با افکار و انتقادات منفي بمباران کنيم.چه خوب است به اين سوال جواب دهيم که"چه اتفاقي دارد مي افتد؟ " اگر واقعا بتوانيم خودمان را آزادانه در معرض تجربه حسي فروش و يا رسيدگي به شکايات قرار دهيم به صورت ناخودآگاه و اتوماتيک تنظيمات لازم براي بهتر عمل کردن را انجام خواهيم داد. تنظيمات و جرح و تعديل هايي که از بازخورد مديران و رهبران گروه به دست مي آيند.
سادگي زيباي اين مساله در آموزش اين است که هوشياري آگاهانه منجر به بهبود ناخودآگاه مي شود. . همين که مردم هوشيارتر شوند کافي است که عملکرد بهتري از خود نشان بدهند. اگر جاني(Johnny) خوب آموزش ديده باشد مي توانيم از او انتظار داشته باشيم که سريعتر مشتري‌هاي خود را آرام کند و سطح استرس خود را پايين بياورد. آگاهي و هوشياري خود چاره درد است بنابراين اگر او بدون قضاوت خويش فقط به اين چيزها توجه کند بهبود عملکرد به طور طبيعي در پي خواهد آمد.
تمرکز:
وقتي ما مي خواهيم تمرکز پيدا کنيم در حقيقت هوشياري و آگاهي خود را به طرف چيزهاي صحيح هدايت مي کنيم. تمرکز را نبايد با "سخت کوشي" که تنش و خستگي به بار مي آورد اشتباه گرفت. متاسفانه ما در جامعه اي زندگي مي کنيم که خيلي روي سخت کوشي تاکيد مي کند."تلاش در خور" ، "حداقل يک بار امتحان مي کردي"، "باز هم تلاش کن" جملاتي هستند که ما به خود و ديگران مي گوييم. کارمند هاي بلند پرواز با عجله خود را قبل از رييس به محل کارشان مي رسانند و آخرين نفري هستند که خداحافظي مي کنندو فکرمي کنند پر کردن ساعت کاري همان عملکرد عالي است.هيچ اشکالي ندارد که به افراد کمک کنيم به تمرکز بيشتري دست يابند. در مثال ما جاني (Johnny) مي توانست با تنشي که در صف او بوجود آمده بود و يا با سر و صداي مسافراني که با ديگر مامورين بگومگو مي‌کردند حواسش پرت شود و يا براي نحوه صحبت کردن با آنها از کوره در برود، يا اينکه روند کاري خود را به طور موثري ادامه دهد و به کارش بپردازد و به مسافرانش نشان دهد که هر کاري از دستش بر مي آيد انجام مي دهد.
خونسردي و آرامش:
هوشياري تمرکز يافته، ذهن ما را کاملا اشغال مي کند و ما را از سر و صداي دايمي صحبت با خودمان ،که معمولا بي فايده هم است ، و از غرق شدن در افکارمان رها مي سازد. اين مسا له ذهن و بدن ما را آرام مي کند و اين امکان را به ما مي دهد تا به توانايي هاي واقعي خودمان رو بياوريم.يوساين بولت (Usain Bolt ) در حاليکه آدامس مي جويد و با جمعيت سرگرم بود سه رکورد المپيک را شکست.چه مي شد اگر ما مي توانستيم از آموزش هايي بهره ببريم که يوساين بولت استفاده کرد و تيم هاي حسابداري، مديريت و فروش خود را پيدا مي کرديم.آرامش و خونسردي در موقعيت جاني(Johnny) سخت بدست مي آيد اما بايد به مشتريانش هم کمک مي کند آرام شوند. آرامش و خونسردي به معناي بي خيالي و بي توجهي نيست بلکه يعني موثر کار کردن.
اعتماد:
اعتماد، بر توانايي ما براي آموزش دادن موفقيت آميز به سه روش تاثير مي گذارد: اول، بايد به افرادي که آموزش مي دهيم اعتماد کنيم. يعني لازم است که بتوانيم از کنترل مديريتي خود کم کنيم و به آنها اجازه دهيم راههاي منحصر به فرد خود را براي انجام کارها پيدا کنند. اين مساله نياز به تحمل خطا و ريسک دارد که بسياري از مديران از آن متنفرند اما ارزش آن بي اندازه است چون پرسنل ما در فضايي رشد و پيشرفت مي کنند که رشد را تشويق و ترغيب مي کند.ثانيا، ما بايد اعتماد کنيم که روند آموزش کارآمد است. البته نه در هر موردي ، اما در اغلب موارد لازم است ما از نجات دادن افراد و جواب دادن به همه پرسشها خودداري کنيم و به جاي آن توانايي پرسيدن سوال هايي را که سطح هوشياري را بالا برده و تمرکز ايجاد کرده و باعث بروز مسووليت پذيري مي شوند را توسعه دهيم.ثالثا، ما بايد به خودمان اعتماد کنيم که قادريم بيشتر از چيزهايي که در دو پاراگراف بالا گفتم انجام دهيم. فارغ از سن و سال، موقعيت و تجارب گذشته مان.
بياييد تصور کنيم که جاني (Johnny ) به عنوان بخشي از بهبود نقش خود تا کنون آموزش ديده است. قابل پيشگويي است که اين آموزشها شامل برخي نکات آموزشي در مورد رفتار با مسافراني است که به علت تاخير عصباني شده اند.اگر من به او آموزش مي دادم از او مي خواستم که با خود فکر کند " من قبول دارم که مي توانم اين مسئله را رفع و رجوع کنم" و " مشتاقم که حداکثر سعي خود را در شرايط سخت" بنمايم. براي اينکه اين ها اتفاق بيفتد، در طول دوره آموزش جاني اعتماد خواهد کرد که من صميمانه به او علاقمند هستم و آموزش براي کمک به پيشرفت اوست و نه براي جبران خطاهاي او.
بي طرفي و استقلال:
مطمئنم که مي توانيد متوجه شويد که چقدر رشد ويژگيهايي که تا کنون شرح داده شد نياز به اين دارد که بي طرف باشيم.اگر هوشياري و آگاهي تماما در اين مورد توجه به آن چيزهايي است که مي بينيم ، بي طرفي و استقلال تقريبا به معناي اين است که چه کسي دارد به اين چيزها توجه مي کند. اگر به نظر مي رسد که اين مسائل قدري کوچک و زيادي هستند، فقط مدتي روي آن فکر کنيد.در حال حاضر من نمي خواهم بحث کنم که وقتي "جاني" دارد مسافران رنجيده خود را چک مي کند بايد بي طرف باشد، گرچه خوب به خاطر دارد که مردم از آن موقعيتي که در آن قرار دارند به احتمال ضعيف از دست او عصباني تر هستند. اما اگر تصور کنيم که آموزش "جاني" فرضا در آخر شيفت کاري است هيچ گونه هوشياري، تمرکز ديد و يادگيري واقعي انجام نخواهد شد تا اينکه ما فرصت دهيم ذهن او يک گام به عقب بايستد.
تعهد:
فرق بين " درگير بودن" و " متعد بودن" چيست؟
تعهد مسووليت عملي است. در مورد "جاني" و صف او سوالي مطرح است. در مورد پاسخ او به موقعيتي که خارج از کنترل اوست. او مي توانست به خودش بگويد‌ " به هيچ وجه تقصير من نيست لذا من سرم را مي اندازم پايين و روزم را مي گذارم" يا مي توانست بگويد " اگر من جاي آنها بودم من هم عصباني مي شدم " من مي خواهم هر کاري را که مي توانم بکنم تا اين افراد در اسرع وقت به پرواز خود برسند."جاني" در هر زماني مي تواند اين گزينه را انجام دهد اما بحث در مورد اين سناريو در آموزش قبل از اينکه اتفاق بيافتد، تقريبا يعني هدايت کردن او براي انجام تعهد مفيد تر.افراد خود را خوب آموزش دهيد تا تعهدي باورنکردني ايجاد کنيد. وقتي آموزش مي دهيد از طريق هوشياري، آگاهي، مسئوليت و اعتماد اهداف قابل درکي به وجود مي آوريد. شما آنگاه مي توانيد تمرکز، خونسردي و بي طرفي را براي از بين بردن سيستماتيک موانع داخلي و خارجي به کار ببريد در چنين فضايي آنها حقيقتا غير قابل توقف مي شوند.
ترجمه:فيروزه سلطاني محمدي
کارشناس وزارت کاروامور اجتماعي
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:38 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  •   
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • 30  
  • 31  
  • 32  
POWERED BY RASEKHOON.NET