با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت و كارمضاعف در حوزه اقتصادي
برنامه پنجم توسعه زماني بر محور دانش و علم خواهد بود كه هماهنگي كامل ميان دانشگاهيان،‌ برنامه ريزان و دولت به وجود آيد. تا زماني كه به اين مسئله اعتقاد نداشته باشيم اقتصاد دانش بنيان شعاري بيش نخواهد بود.
محمدرضا قنبري ـ عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي ـ در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا، پيرامون موضوع اقتصاد دانش بنيان دليل اصلي رويكرد به اين نوع اقتصاد را اين گونه توضيح داد: توسعه وتوليد ثروت زماني بر محورمنابع كشاورزي، صنعت و خدمات بود اما اقتصاددانان به اين نتيجه رسيدند در اين استراتژي ها كه تاكيد بر نيروي انساني و منابع طبيعي است اقتصاد نميتواند با سرعت کافي توسعه يابد، در نتيجه بحث فراصنعتي و توسعه‌ اقتصاد دانش بنيان مطرح شد.قنبري با بيان اينكه شايد پرداختن به اقتصاد دانش بنيان اكنون براي كشور ديرهم شده باشد. براي رسيدن به اقتصاد مبتني بر دانايي بر همكاري دانشگاهيان و صاحب نظران علم اقتصاد و آحاد مردم تاكيد كرد و گفت: با توجه به آن كه اقتصاد دانش بنيان براساس علم و دانش پايه گذاري شده است بايد براي حركت در اين مسير، دانشگاه‌ها پايه اصلي رشد اين اقتصاد باشند.   

او در ادامه گفت: در مراحل اوليه تاسيس دانشگاه‌ها در جهان، آموزش به عنوان تنها رسالت اين مراکز مطرح بود. در دوران دوم بحث پژوهش هم با وجود برخي مخالفت‌ها عنوان شد و موجب شد در مباحث آموزشي از نتايج پژوهش ها استفاده شود كه نتيجه آن غناي آموزش و افزايش كارايي و بهره‌وري بود. اما عدم بازگشت سرمايه هزينه شده براي آموزش و قرار گرفتن نتايج اغلب پژوهش ها در قفسه‌ها، موجب ايجاد موج سوم كه همان حلقه گمشده‌ي اقتصاد بود شد. اين موج با كافي ندانستن آموزش و پژوهش، خواهان استفاده از نتايج پژوهش‌هاي هدفمند با استفاده از خلاقيت و نوآوري در عمل براي حل مشكلات مردم، كشورها وتوليد ثروت شد.
اين استاد دانشگاه با انتقاد ازاينكه دانشگاه‌هاي كشور اكنون آمادگي لازم را براي دستيابي به اقتصاد دانش بنيان ندارند.دلايل آن را اين گونه ذكر كرد: آموزش در دانشگاه‌ها براساس نياز بازارنيست بلكه آموزش، تئوري آن هم از نوع ضعيف است. ديگر آن كه رشته هايي كه ارائه مي‌شود براساس تخصص اساتيد موجود است نه نياز جامعه. اگرچه از سوي وزارت علوم،‌ تحقيقات و فناوري رهنمودهايي داده شده است تا زمينه براي برخي از رشته‌هاي تحصيلي بين رشته اي فراهم شود. اما برخي از اساتيد كه فارغ التحصيل خارج از كشور بوده‌اند، براساس موضوعاتي كه در همان كشور مطرح بوده است و خود تحصيل كرده‌اند به ايجاد رشته در دانشگاه‌ها پرداخته‌اند. به همين دليل ما شاهد بيشترين ميزان بيكاري در بين فارغ التحصيلان و افراد تحصيل كرده هستيم.
قنبري با ابزار تاسف از اينكه فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها بعد از چهار سال علم آموزي اعتماد به نفس كافي را براي انجام فعاليت هاي اقتصادي ندارند بر آشنايي با فضاي کسب و کارو مهارت هاي كارآفريني تاكيد كرد و گفت: علاوه بر تخصص تئوريك، دانشجويان بايد بطور عملي و كاربردي با رشته خود آشنا شوند كه اگرچنين شود ريسك پذيري و اعتماد به نفس اين افراد نيز افزايش مي‌يابد.قنبري پايه علمي فعاليت‌هاي اقتصادي را كارآفريني دانست و با تاكيد بر آموزش مهارت‌هاي كارآفريني گفت: فارغ التحصيلان دانشگاه‌ها با شناختن مهارت هاي كارآفريني و بازار كالا و خدمات، كسب تجربه هاي فني و تخصصي و داشتن دانش مديريتي مي توانند نتايج پژوهش‌هاي علمي درعرصه توليد كالا و خدمات به كار گيرند.اين اقتصاددان با ضروري دانستن ايجاد واحدهاي كوچك ومتوسط كارآفريني(SME) در رشد سريع توسعه اقتصادي، درادامه به ورشكستگي اين واحدها به دليل بي تجربگي وجوان بودن آنها اشاره كرد و براي حل اين مشكل برايجاد مراكز رشد تاكيد كرد و افزود: مراكزرشد با دادن مشاوره به واحدهاي كوچك و متوسط كارآفرين، آن‌ها را تا رسيدن به بلوغ كاري حمايت مي‌كنند.
عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اينكه موضوع كارآفريني در كشورهاي غربي براي اولين بار در دانشگاه‌هاي علوم انساني به خصوص در رشته‌هاي اقتصاد و بعدها مديريت مطرح شد از اين كه در بزرگترين دانشگاه علوم انساني كشور به اين موضوع در حد نياز پرداخته نشده است ابزار تاسف كرد و دليل آن را برخي اعتقادات مبني بر مختص بودن كارآفريني به دانشگاه هاي فني دانست و افزود: اين درحالي است كه دانشگاه هاي علوم انساني بايد در زمينه ي توسعه كارآفريني، مراكز رشد و پارك‌هاي صنعتي سرآمد باشند.
وي با بيان اينكه كارآفريني داراي دو مبحث اقتصاد كارآفرين و مديريت كارآفرين است.اين مباحث را اين گونه توضيح داد: اقتصاد كارآفريني به ترکيب بهينه منابع و ايجاد ارزش افزوده بيشتر و ايجاد واحدهاي توليدي و خدماتي كه محصول آن‌ها با بهترين كيفيت و قيمت رقابتي دقيقا مورد نياز بازار خاص خود باشد، مي‌پردازد. در حالي كه مديريت كارآفريني، تحول، خلاقيت و نوآوري را در قسمت مديريت بنگاه، بازاريابي، تجارت الكترونيكي و فروش كالا و خدمات بررسي مي‌كند. اما با اين وجود در دانشكده كارآفريني تاسيس شده تنها به مديريت كارآفريني پرداخته ‌شده و سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه در ابتدا چه چيزي براساس اقتصاد كارآفريني توليد شده است كه بخواهيم براي آن بازاريابي كنيم؟اين اقتصاددان با اشاره به اينكه در دو سال گذشته دولت وام‌هايي را در اختيار شركت‌هاي كوچك وزود بازده قرار داده است‌،گفت: اگرچه اين تصميم خوبي بود ولي با عجله اجرايي شد چرا كه من معتقدم اين وام بايد در صورتي پرداخت مي‌شد كه مديران اين واحدها مهارتهاي لازم را در دوره‌هاي آموزش كارآفريني کسب مي كردند تا با نوشتن طرح کسب و کار و تسلط نسبي بر نقشه راه ابزار کافي براي موفقيت را دراختيار مي گرفتند . دليل اين عملكرد توجه به مديريت كارآفريني به جاي اقتصاد كارافريني بوده است. لذا ضروريست براي رفع اين مشكل هرچه سريعتر دانشكده‌هاي اقتصاد كارآفريني نيز تاسيس شوند چرا كه اولويت در اقتصاد دانش بنيان با اين اقتصاد است.
قنبري ازمقاله‌هاي ISI كه اغلب به ارائه راه حل هايي براي مشكلات كشورهاي غربي مي پردازند انتقاد كرد و آن ها را در حل مشكلات جامعه ايران مخصوصا در علوم انساني کم تاثير دانست.
وي كارآفريني را امري سهل و ممتنع دانست و اظهار كرد: برخي با خواندن يك كتاب و جزوه خود را استاد كارآفريني مي‌دانند در حالي كه استاد كارآفرين علاوه بر تحصيلات اين رشته بايد خود كارآفرين باشد تا بتواند تجربيات خود را در اختيار دانشجويان قرار داده وايشان رادر جريان ريسک هاي احتمالي قرار دهد.
اين اقتصاد دان ضمن بيان اينكه دسترسي به اطلاعات صحيح در توسعه اقتصاد دانش بنيان بسيار مهم است. ايجاد مركز آمار مستقل را براي خارج شدن از بحران آمار موجود در كشور ضروري عنوان كرد و گفت: اساس پژوهش هاي دانشگاهي دسترسي به آمار و اطلاعات صحيح و شفاف است كه ارائه آمارهاي متفاوت از سوي سازمان هاي گوناگون يا به روز نبودن اطلاعات باعث ايجاد اختلال در روند تحقيقات مي شود.
قنبري در پايان با بيان اينكه بايد آمار در فواصل زماني كوتاه انجام شود گفت: دولت بايد سيستم جمع آوري اطلاعات را برعهده مراكز آمارگيري مستقل قرار دهد و از طريق مركز آمار كشور به عنوان متولي اصلي، آمارنهايي را ارائه دهد و بر عملكرد اين مراکز نظارت نمايد.
 

همت وكارمضاعف در حوزه اقتصاد




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 8:27 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه فناوري
آیدا بکتاشی
راه انداختن كسب و كار آرزوي بسياري از جوانان چيني است اما براي تحقق اين آرزو آن ها با موانع گوناگوني روبه رو هستند. تحقيقات انجام شده در زمينه سهولت كارآفريني در كشورهاي اسپانيا، چين و ايالات متحده نشان مي دهد در اقتصادهاي رقابتي، ميزان سهولت كارآفريني بسيار بالاتر است.
با آن كه چين از حدود دو دهه پيش سياست هاي باز اقتصادي را در پيش گرفته اما هنوز هم هزاران شركت و نهاد دولتي در اين كشور نسبت به بخش خصوصي و كارآفرين هاي جوان از هر جهت مزيت دارند. اين در حالي است كه در چين نسبت به آمريكا و اسپانيا، جوانان دانشجو تمايل بسيار بيش تري به كارآفريني دارند. تقريبا نيمي از دانشجويان چيني مايلند به طريقي رييس خود باشند و به طور مستقل به رشد اقتصاد كشورشان كمك كنند. طي سال‌هاي گذشته رشد نفوذ اينترنت در جامعه چين با سرعتي بسيار بالا ادامه پيدا كرده است. تحقيقات نشان مي‌دهد طي سال‌هاي آتي تاثير تجارت الكترونيك در تمام سطوح از خرد و كلان بر اقتصاد چين بسيار بيشتر از تاثيري است كه اين نوع تجارت بر اقتصادهاي غربي بر جا مي‌گذارد.   

در حدود سال 1995 براي چيني‌ها تصور خريد يك كالا (اغلب از يك غريبه) با كليك كردن يا فشار يك دكمه در صفحه كليد تصوري غيرممكن بود. همچنين اگر آنقدر خوش‌شانس بوديد كه خط تلفن داشته باشيد، سرعت اينترنت آنقدر پايين و گران بود كه امكان انجام اين امور يا استفاده از اين ابزار براي كسب و كار غيرممكن مي‌شد. بانك‌ها با اين روش‌ها آشنا نبودند و انجام معاملات بسيار وقت‌گير بود. به اين ترتيب در آن سال‌ها اينترنت يك روش مناسب براي انجام معاملات تجاري و مالي شركت‌ها محسوب نمي‌شد. اما روند رو به رشد مبادلات در شكل الكترونيك در جهان به تدريج شركت‌هاي تجاري چين را وادار كرد اين شيوه را امتحان كنند. در سال‌هاي اوليه شركت‌ها براي يافتن خريدار كالاي خود يا فروشنده مواد اوليه از اينترنت استفاده كردند.
تحول کارآفرینی چین در 2008با ورود چين به سازمان تجارت جهاني، زمينه براي استفاده شركت‌هاي متوسط و كوچك اين كشور از تكنولوژي اطلاعات فراهم‌تر شد. طي سال‌هاي اوليه يعني بين سال‌هاي 2000 تا 2003 دو روند باعث شد تمام اقشار جامعه چين اعم از شركت‌ها و مصرف‌كنندگان به استفاده از اينترنت بپردازند: نخستين نسل استفاده‌كنندگان از اينترنت از دانشگاه‌ها فارغ‌التحصيل شدند و به جاي پرداختن به بازي‌هاي كامپيوتري به خريد كالا از طريق‌ اين شبكه پرداختند. با رشد سرانه درآمد و متنوع شدن كالاها، رفتار مصرف‌كنندگان‌ تغيير كرد و زيرساخت‌هاي لازم براي خرده‌فروشي اينترنتي فراهم شد. بديهي است كه با پديد آمدن اين تحولات بسياري از افراد جوياي ابزارهاي جديد كارآفريني، از اين شيوه‌ استفاده كردند.
روند دوم آغاز سرمايه‌گذاري عظيم شركت‌هاي فعال در حوزه تجارت الكترونيك در چين بود. در نتيجه اين تحول رقابتي شديد بين شركت‌هاي چيني و اين شركت‌ها پديد آمد كه به افزايش استفاده شركت‌هاي چيني از اين ابزار منجر شد. شركت‌هاي چيني براي تامين نيازهاي مصرف‌كنندگان وادار شدند خدمات متنوعي ارائه دهند. در سال 2007 ، 50 ميليون چيني از طريق اينترنت به خريد كالا پرداختند و براي نخستين بار ارزش مبادلات تجاري از اين طريق بيشتر از ارزش فروش كالا توسط فروشگاه‌هاي بزرگ خرده‌فروشي نظير وال مارت شد. همچنين سال پيش تعداد خريداران كالا از اينترنت بيشتر از استفاده‌كنندگان از كارت‌هاي اعتباري بود. آمارها نشان مي‌دهد يك ميليون كارآفرين در چين از تكنولوژي‌ اطلاعات جهت انجام كارهاي مختلف خود استفاده مي‌كنند. اين افراد غير از كساني‌اند كه كسب و كارشان مبتني بر اينترنت است. حركت فعالان اقتصادي چين به سوي تجارت الكترونيك فرصت‌هاي بي‌شماري را هم براي چيني‌ها و هم در سطح جهان به وجود آورده‌ است. اين حركت همچنين ساختار تجاري چين را بيش از پيش با ساختار جهاني تجارت تلفيق‌ كرده است. نسل جديد كارآفرين‌هاي چيني كساني‌اند كه با هزينه پايين و با استفاده‌ از ابزارهاي جديد و پيشرفته در اقتصاد خود نقشي بزرگ ايفا مي‌كنند.
استراتژی توسعه روستایی چین
سال‌های 1978 و 1979 را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ چین به‌حساب آورد. در این سال‌ها پس از گذشت 30 سال از انقلاب کشاورزی، مقامات کشور متوجه سیاست‌های اشتباه خود در توسعه سیاسی و اقتصادی چین شدند و اقدامات اصلاحی جدیدی را جهت رفع مشکلات و چالش‌ها به اجرا در‌آورند. اصلاحات سیاسی چین در این سال‌ها، تحولات عمده‌ای در اقتصاد ملی چین پدید آورد و مهمترین بخشی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت، بخش کشاورزی بود. در آن زمان دولت چین سیاست‌های خود را دگرگون کرد. به‌جای تأکید بر صنایع سنگین‌‌، بر صنایع سبک و فعالیت‌های کشاورزی تمرکز کرد؛ برنامه‌هایی را جهت کنترل جمعیت به مرحله اجرا گذاشت؛ و از میزان دخالت‌های خود در امور کشاورزی کاست. این سیاست‌ها تأثیر مثبتی در بخش کشاورزی داشت.
توسعه کارآفرینی و اشتغال در چین
تا قبل از انجام اصلاحات اغلب روستانشینان در بخش کشاورزی مشغول به کار بودند. در سال 1991 حدود 350 میلیون کشاورز به کار اشتغال داشتند که این تعداد تا سال 1997 به 190 میلیون نفر کاهش یافت. نسبت افراد شاغل در بخش کشاورزی به کل شاغلان این کشو روزبه‌روز کاهش می‌یابد و در حال حاضر به نزدیک 50 درصد رسیده است .
روستاهای چین، تا قبل از انجام اصلاحات نقش " انبار نیروی کار" را برای شهرها ایفا می‌کردند. در مواقعی که شهرها نیاز به نیروی کار به‌ویژه نیروی کار ارزان قیمت داشتند، روستاییان برای کار جذب شهرها می‌شدند و در مواقعی که به دلیل رکورد اقتصادی در شهرها، نیازی به نیروی کار جدید نبود، روستاییان مهاجر دوباره به روستاهای خود باز می‌گشتند . برای بسیاری از مهاجران نه در شهرها شغل مناسبی یافت می‌شد و نه می‌توانستند دوباره در روستا به شغل کشاورزی بپردازند. برای حل این معضل دولت چین اقدام به تأسیس و راه اندازی شرکت‌های کوچک تولیدی و صنعتی در روستاها و شهرک‌ها نمود. این شرکت‌ها، شرکت‌هایی نیمه دولتی محسوب می‌شوند که با پشتیبانی دولت و توسط جمعی از روستانشینان تأسیس شده و تحت قوانین محلی و منطقه‌ای اداره می‌شوند. دولت مرکزی چین دخالت چندانی در اداره این شرکت‌ها ندارد.
با توسعه کشاورزی و افزایش درآمد روستاییان، تعداد زیادی از کشاورزان که با اجرای سیاست‌های جدید صاحب سرمایه و امکاناتی شده بودند، در این شرکت‌ها سرمایه‌گذاری کردند. این شرکت‌ها در تمام دوران اصلاحات به‌جز سال 1989 و 1990 پیشرفت چشمگیری داشتند. در دوره زمانی بین سال‌های 1981 تا 1994 تولیدات این شرکت‌ها سالیانه 30 درصد رشد داشته است. در سال 1978 حدود 25 میلیون نفر در این شرکت‌ها مشغول به کار بودند، که این تعداد تا سال 1990 به 90 میلیون نفر رسید.حدود 60 درصد کارکنان این شرکت‌ها به فعالیت‌های صنعتی مشغولند. شرکت‌های صنعتی در روستاها و شهرک‌ها محصولات گوناگونی را از کالاهای سرمایه‌ای عمده گرفته تا کالاهای مصرفی ارزان‌قیمت تولید می‌کنند.
شرکت‌های روستایی از نظر ابعاد، نوع فعالیت و تعداد کارکنان طیف گسترده‌ای دارند. تعداد کارکنان این شرکت‌ها بین 90 تا 4100 نفر است. اغلب این کارکنان در همان شهرک یا روستای محل کار خود زندگی می‌کنند.
ارزش تولیدات این شرکت‌ها در سال 1986 بالغ بر 354 میلیارد یو‌آن بوده که حدود 7/31 درصد ارزش کل تولیدات صنعتی این کشور است. با تأسیس این شرکت‌ها متوسط درآمد روستاییان افزایش یافت؛ فرصت‌های شغل جدید و متنوعی فراهم آمد و زمینه برای مهاجرت از روستا به روستا فراهم شد. در حال حاضر این شهرک‌ها حدود 40 درصد از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و برای نزدیک به 130 میلیون نفر اشتغال ایجاد کرده‌اند.
مؤسسات مالی و اعتباری روستایی نقش مهمی در راه‌اندازی و پیشرفت این شرکت‌ها ایفا می‌کنند. این مؤسسات ابعاد متفاوتی دارند و هر یک نقش منحصر به فردی در ارائه خدمات مالی به روستاییان و در نتیجه اقتصاد ملی کشور دارند بانک کشاورزی چین، بانک توسعه کشاورزی چین، شرکت‌های سرمایه‌گذار روستایی و شرکت‌های تأمین اعتبار از جمله این مؤسسات هستند. این مؤسسات با اعطای وام و تسهیلات به کارآفرینان روستایی آنان را تشویق به راه‌اندازی شرکت‌های صنعتی و تولیدی می‌کنند
 
همت وكارمضاعف در حوزه فناوري




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 8:11 PM نظرات 0


همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال
خوب است بدانيم در واقع صداقت وهر گونه باور و اعتقاد نسبت به کاری که انجام می دهیم بر عملکرد ما اثرگذاشته و زمينه ساز موفقيت شغلي می شود.ذهنیت مثبت وصادق بودن در كسب و كارباعث افزایش کارایی و موفقيت فرد می گردد و دید منفی و صداقت نداشتن نسبت به كسب و كار عاملی مهم جهت کاهش عملکرد فردی است.اشتیاق و علاقه به کار که از ذهنیت مثبت نسبت به کار ایجاد می شود هم زمینه های موفقیت و خلاقیت را فراهم می کند و هم باعث آرامش روحی و ذهنی فرد در طول مدت روز می گردد. اگر صادق باشید، دیگران نسبت به شما این برداشت را پیدا می کنند که همیشه با مشتری ها و مراجعین صادق هستید. اگر هم آنها در مورد شما یک چنین برداشتی ندارند، باید کاری کنید تا این عقیده در ذهن آنها ایجاد شود. به هر حال رعایت صداقت در عرصه ی کار و تجارت همیشه حاکی از این امر است که به موفقیت بیشتری دست پیدا خواهید کرد.
چرا صداقت؟
در تجارت، صداقت بدان معناست که شما هر کسی را که با او تعامل دارید، در جریان تمام امور قرار داده و اطلاعات کافی در مورد موضوع مورد بحث در اختیار او قرار میدهید. این امر نه تنها می تواند سطح انتظار طرف مقابل را در حد کاملاً مقبولی قرار دهد، بلکه شما نیز می توانید با قاطعیت تصمیم بگیرید که آیا آماده ی انجام تجارت مورد نظر هستید یا نه.   
البته همانطور که مطلع هستید امروزه برخی از تجارت ها به صورت آن لاین انجام میپذیرد و در چنین شرایطی ایجاد اعتماد و اطمینان امر دشواری به نظر می رسد. به این منظور باید سعی کنید درک صحیح از توانایی های خودتان ارائه دهید. از اینرو باید سعی کنید تا با صداقت کامل دید شخصی طرف مقابل را نسبت به خودتان بهبود ببخشید.
زمانیکه فرد از چیزی که شما به او ارائه می دهید، قدر دانی نمی کند، می توانید به این نتیجه برسید که او تمایلی نسبت به مشارکت با شما را ندارد. اگر در مورد خودتان و چیزی که پیشنهاد کرده اید، حقیقت را بازگو کرده باشید، به هر حال باز هم این احتمال وجود دارد که خدمات ارائه شده از جانب شما مورد قبول طرف مقابل واقع نگردد. به این معنا که شما تجارت را از دست می دهید. شاید هم دلیلش این باشد که موفق نشده اید تصویر مناسبی در نظر فرد مقابل ایجاد نمایید و یا اینکه شاید انتظارا طرف مقابل قدری زیاد به نظر برسد. به هر حال روند زندگی به این شکل است و شما می توانید با کسانی کار کنید که ارزش خدمات شما را به خوبی می دانند و قدردان هستند.
چگونه می توان صادق بود؟
زمانیکه شما تمام اطلاعات را در اختیار مشتری خود قرار بدهید، او می تواند با آگاهی کامل، بهترین گزینه را انتخاب کند. البته شاید گاهی سخت باشد و نتوانید اغراق و مبالغه در کار خود نکنید؛ اما اگر شما تصمیم می گیرید که صادق باشید، باید به دنبال ویژگی های منحصر بفردی در خدمات خود باشید و آنها را به مشتری گوشزد کنید. در این میان هیچ وقت نباید صمیمت و خلوص نیت را فراموش کنید.
به عنوان مثال در ابتدا شما باید به طور معقول پیشنهاد خود را ارزیابی کنید و ببینید که محصولات شما دارای چه مزیت منحصر بفردی نسبت به انواع مشابه خود هستند و سعی کنید از آن منظر وارد معامله شوید. شما همچنین می توانید به سایر مزایایی که در نظر مشتری از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، اشاره کنید (اما به هر حال همه چیز به مشتری و اولویت بندی های او بستگی دارد) سپس باید با استفاده از یک زبان ساده کلیه مزایای خدمات خود را برای او تشریح کنید به طوریکه برایش قابل فهم باشد.
آیا گفتن حقیقت به آن معناست که باید همه چیز را بگویید؟ به نظر من "بستگی دارد." از این مهمتر شما باید اطلاعاتی را در اختیار مشتری قرار دهید که به او ارتباط دارد یعنی اطلاعاتی که به او کمک میکند تصمیم معقولی اتخاذ نماید؛ اما این اطلاعات شامل چه مواردی می تواند باشد؟ اینکه تمام داستان های زندگی خود را برای او تعریف کنید و یا اینکه با او در مورد سود و زیان خود صحبت کنید؟ به هر حال تصمیم با خودتان است. باید توجه داشته باشید که قصد شما از انجام این کار تنها ایجاد ارزش است. درست نیست؟
من حقیقت را گفتم حالا چه شد؟
متاسفانه مشکلی که این روزها به وفور دیده می شود این است که مردم به راحتی نمی توانند تصمیم گیری کرده و انتخاب کنند که آیا یک معامله تجاری به نفع آنهاست و ارزشش را دارد که انجامش دهند یا خیر. این امر به ویژه در زمانی که قیمت کالا و یا خدمات ارائه شده قدری افزایش پیدا می کند، معنا پیدا می کند. به همین دلیل است که اگر شما کار را به سرویس های کاری معرفی می کنید و یا کالاهای گرانقیمتی تهیه و عرضه کنید ممکن است برخی از افراد اگر متوجه حقیقت شوند هیچ تمایلی به وارد شدن در معامله با شما از خود نشان ندهند.
آیا واقعاً اگر شما حقیقت را بازگو کردید و طرف مقابل از شما روی گرداند، خیلی بد می شود؟
در حقیقت شاید اصلا اینطور نباشد. اما به هر حال باز هم همه چیز بستگی به شرایط و موقعیت خاص خود دارد. به عنوان مثال اگر طرف مقابل حسن نیت شما در پیشنهادتان را نادیده بگیرد، این بدان معناست که آنها برای کاری که شما انجام میدهید، هیچگونه اهمیتی قائل نمی شوند. این همچنین بدان معناست که آنها در حال حاضر انتظارات بالایی از شما دارند. این روند در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد و روزی پیش می آید که آنقدر انتظارشان زیاد می شود که به هیچ وجه قابل تطمیع نخواهد بود. برخی از این افراد نیز دمدمی هستند و خیلی زود مواضع خود را تغییر میدهند و علاوه بر این انتظارات نابحایی را در ذهن خود پرورش می دهند.
اما زمانیکه شما صادقانه برخورد می کنید و مشتری های مناسبی را برای خود بر می گزینید، به احتمال زیاد به حرف های شما گوش می دهند. همچنین مشتری هایی که یک چنین خصوصیتی داشته باشند در خیلی از موارد با شما راه می آیند، برای مدت زمان طولانی با شما کار می کنند و شرایط مختلف شما را می پذیرند. این دقیقاً همان مشتری است که هر کسی آرزوی داشتن آن را دارد. درست نیست؟ در این شرایط صحبت کردن از روی صداقت به شما کمک می کند که بتوانید به خواست های خود برسید.
باید توجه داشت که یکی از مزایای بزرگ صداقت این است که به سرعت می توانید متوجه این امر بشوید که چه کسی به خدمات شما علاقه دارد و می توانید با او کار کنید به هیمن دلیل دیگر وقت تان را با افرادیکه از خدمات شما لذت نمی برند تلف نمیکنید. در عوض با کار کردن با افردی که آنها هم به کار کردن با شما تمایل دارند، لذت خواهید برد. چندی قبل یک مقاله در این مورد نوشتم که چرا افراد برای موفقیت نیازمند این مطلب هستند که به کاری که انجام می دهند علاقه داشته باشند. صحبت صادقه در این میان از اهمیت بالایی برخوردار است و نیز یکی دیگر از زوایای الماس موفقیت است که باید در این قسمت در نظر گرفت. اما به هر حال الزام و اجبار در تمام زوایای زندگی وجود دارد. یکی از نادر مواردی که شما می توانید حقیقت را بازگو نکنید (دقت داشته باشید که عدم اعلام حقیقت به معنای دروغ گقتن و یا مبالغه کردن نیست) زمانی است که شدیداً به پول نیاز دارید و حاضرید تحت هر شرایطی کار کنید. به این معنا که شما هر یک از خواست های مشتری را براورده می کنید.
مثال های عینی
شاید برخی از افراد تا کنون در حرفه ی خود صادقانه با مشتری ها برخورد نکرده باشند وبا خواندن این مقاله بگویند: "من نمی خواهم تجارت خودم را با چند جمله ای که در این مقاله می خوانم به خطر بیندازم."
شما مطمئن باشید که اگر من نمی توانستم از حرف هایم دفاع کنم، هیچ گاه یک چنین مسائلی را مطرح نمی کردم. خوب اجازه دهید یکی از مواردی را که خودم به شخصه با آن مواجه شدم را برایتان بازگو کنم: چند وقت پیش مشتری هایی داشتم که می خواستند به سرعت به نتیجه برسند، و در عین حال هزینه بالایی پرداخت نکنند و من نیز مطابق میلشان کار را انجام دهم. زمانیکه به آنها گفتم این پروژه ی آن لاین در حدود 3 تا 12 ماه به طول می انجامد، شوکه شدند. من تبدیل به فردی شده بودم که حامل خبرهای بدی برای آنها بودم، به همین دلیل بعد از این اتفاق آنها به تدریج شروع کردند به توجهی نسبت به من.
آیا من ناامید شدم؟ البته که نه. منطقی بودن و صداقت داشتن مسئله مهمی است اما باعث شده بود من پروژه ی جدید را از دست بدهم. این امر واقعاً گیج کننده بود. سپس تصمیم گرفتم بر روی نتیجه ی کار آنها تمرکز کنم. آیا آنها نتیجه می خواستند؟ البته؛ اما آیا به آنها گفتم که من پروژه های دیگری را نیز در دست دارم و کار کردن با آنها خیلی برایم سخت است؟ بله؛ اما این حرف من اصلاً آنها را نترساند و باعث نشد که بروند و کارشان را به کس دیگری ارجاع دهند. به محض اینکه گفتم آنها را به نتیجه دلخواه خواهم رساند، کاملاً منطقی برخورد کردند و توانستم منظور خودم را به آنها تفهیم کنم.
همه این مسائل به این معناست که:
• نهایتاً مشتری را جذب می کنید
• می توانید بهترین مشتری ها را برای خود داشته باشید
• باید صبور و مصر باشید و به خودتان ایمان داشته باشید
به همین دلیل هم هست که باید سعی کنید مشتری های قدیمی را برای خود حفظ کنید، چرا که نیمی از کار را قبلاً برای آنها انجام داده اید، به شما اعتماد دارند . همچنین باید در کار خود اصل شفافیت را نیز رعایت کنید. اگر این اصل را رعایت کنید مشتری ها از کار کردن با شما خوشحال و راضی خواهند بود و شما نیز از آنها راضی می شوید. اگر این کار را انجام دهید، مشتری ها به راحتی متوجه می شوند که شما در حال انجام چه کاری برای آنها هستید و به همین دلیل با اعتماد و اطمینان بیشتری قدم به جلو می گذارند. البته در این سایت مقالات متنوعی در مورد روش های موفقیت ذکر شده است که با مطالعه ی آنها می توانید اطلاعات دقیق تری در مورد اینکه چگونه می توانید تجارت موفق تری داشته باشید بدست آورید. یکی دیگر از مواردی که باید همیشه به آن توجه داشته باشید، مسئله تبلیغات است. به جای اینکه بخواهید برای مردم تاثیر "وای شگفت انگیز است" بگذارید سعی کنید تاثیر منطقی روی آنها بگذارید و اهداف و خدمات خود را به طور معقول برای آنها توضیح دهید. زمانیکه به شروع کاری اقدام می نمایید: باید با خودتان بگویید که چالش های بسیار زیادی در پیش روی شما و تشکیلاتتان قرار خواهد داشت، مقام های ارشد چه کارهای ارزشمندی که انجام نمی دهد، چقدر خوب است که در آنجا کار می کنید، و چه مزایایی به همراه دارد.
جمع بندی
به هر حال صداقت تنها به جنبه های کاری زندگی ختم نمی شود. اگر شما بخواهید چیزی را پنهان کنید به هر حال دیر یا زود همه چیز فاش می شود و اطلاعات حقیقی برای طرف مقابل آشکار خواهند شد. در تجارت صداقت به آن معناست که شما افرادی را که بعداً در آینده قرار است با شما کار کنند را به خود جلب می کنید. ماهیت این کار هم بدان معناست که شما را قادر می سازد تا از زندگی لذت بیشتری ببرید. هم از زندگی و هم از کار کردن با مردمی که آنها هم از کار کردن با شما لذت می برند. هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی دیر نیست.
www.mardoman.com
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 8:09 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه زندگي و مديريت
یکی از نیازهای اجتناب ناپذیر برای دستیابی به موفقیت، آن است که ما خودمان باید متحول شویم. ما باید زندگی خود را در عصری متفاوت با دوران تولد خود بسازیم. این، به نحوی کاملا طبیعی، ما را به رفتاری نوین فرا می خواند. نواندیشیدن و اندکی جسارت بیشتر. امروزه تغییر مهم‌ترین عامل مؤثر در مدیریت کسب و کار موفق محسوب می‌شود. سازمان‌ها (و افراد شاغل در آنها) باید نگرش مثبتی نسبت به مساله تغییر داشته باشند تا از این طریق توان رقابتی خود در بازارهای تهاجمی امروزی را حفظ کنند. عدم توجه به یک روند در حال تغییر ممکن است بسیار پرهزینه باشد. تغییر کلیه جنبه‌های زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اتخاذ یک رویکرد آینده‌نگر، تنها راهی است که به کمک آن می‌توانید آینده را، چه به عنوان یک فرد و چه به عنوان یک سازمان، در دست بگیرد. بنابراین،‌ پذیرای تغییر باشید و یاد بگیرید که عناصر مثبت آن را توسعه دهید.
 

کار...
کار، بخش مهمی از زندگی ماست و این، تنها به خاطر پول نیست. کار به زندگی معنا و هدف می دهد. در درک ما از ارزش ... در خودشناسی ما ... حتی در سلامت روح و جسم مان موثر است.
کار کمک می کند تا تمرکز پیدا کرده – و موقعیتمان را ثابت نگهداریم – و این امر در خلال تحولات آشفته و نامنظم کنونی، بسیار با ارزش است.اما در اینجا تناقضی وجود دارد: تنها راهی که کار ما می تواند اینگونه تاثیر مثبت و پایداری در زندگی – روزمره مان داشته باشد، آن است که نگرش خود به شغل را، در تغییر دایم نگاه داریم. همچنانکه جهان متحول می شود، ما نیز باید دگرگون شویم. اگر روش ها و اندیشه های خود را روزآمد نکنیم، کار به آرامی ما را از بین خواهد برد.درست به خاطر بسپارید، توانایی بزرگی برای تحول در شما به ودیعه گذاشته شده است. شما قدرتمندترین فرد در زندگی خود و راه حل آینده تان هستید.
اسرار دستیابی به موفقیت در قرن جدید، در متن آن نهفته است. در اندیشه ها و تصورات شما، در انرژی شما، در استعدادهای شما برای کشف، نوآوری و پیشگامی شما.این منابع قدرتمند، توام با توانایی ذاتی شما در مدیریت، خود، موقعیتی را فراهم می کند تا از فرصت های طلایی و جالبی که هزاره سوم برای شما به ارمغان آورده است، بهره جویید.شتاب روند تحولات، افزایش خواهد یافت. جهان ما حتی پیچیده تر از آنچه هست، خواهد شد. اما ما بزرگ تر از چالش هایی هستیم که با آن روبرو می شویم.یکی از نیازهای اجتناب ناپذیر برای دستیابی به موفقیت، آن است که ما خودمان باید متحول شویم.ما باید زندگی خود را در عصری متفاوت با دوران تولد خود بسازیم. این، به نحوی کاملا طبیعی، ما را به رفتاری نوین فرا می خواند. نواندیشیدن و اندکی جسارت بیشتر.در ورای همه اینها، ما باید در آینده بیامیزیم.
این متن راهنما بر آن است تا طرح کلی قواعد نوین این آمیزش را ارایه دهد.

متفاوت بیاندیشید، متفاوت ببینید
امروزه بزرگترین چالش های حرفه ای، فراست و هوشمندی ... و مسایل روان شناختی است نه مسایل تکنیکی و نه حتی مهارت های حرفه ای.
اصلی ترین سازگاری که ما باید بوجود آوریم، ذهنی است. به عنوان مثال، چگونه در کار، امور را تنظیم می کنیم. شیوه ای که رویدادها را در مغزمان پردازش می کنیم. نگرش و چشم انداز ما پیرامون اینکه در شرایط کنونی، مشاغل و سازمان های ما چگونه باید عمل کنند. بازار با بسیاری از روش های اعتقادی گذشته ما در مورد تجارت، شغل و نظایر آن، سازگار نخواهد بود. این موارد را می توان اینگونه توضیح داد.
تصور کنید در بازی شطرنج، بی نظیر هستند. بیایید بگوییم شما سالها است این بازی را انجام می دهید و می دانید که چگونه برنده شوید. اما چه اتفاقی خواهد افتاد اگر حریف شما بر روی تغییر بازی به یک بازی ویدئویی پافشاری کند. مهارت شما در عرصه شطرنج خیلی به حساب نخواهد آمد، اینطور نیست؟ شما به واکنش سریع و سرعت عمل نیاز دارید. یک رویکرد بسیار متفاوت. و مهم نیست که شما در استراتژی شطرنج چقدر نخبه بوده اید، اکنون شما باید در تعامل با این رویکرد جدید، یک تغییر ذهنی بزرگ در خود بوجود آورید؛ چرخشی از یک بازی فکری به بازی دستی، جایی که علاوه بر مغز و بیشتر از آن، مهارت در چرخاندن یک دسته یا فرمان (بازی کامپیوتری) می تواند حریف شما را به عقب براند.
اگر شطرنج بازی تفکر، استراتژی و نقشه است، بازی های مدرن ویدئویی تماما سرعت، تطبیق پذیری و تفاهم می باشد. سرعت روی دست دقت بلند می شود. اینکه چگونه زمان را مدیریت می کنید یکی از عوامل مهم موفقیت است. توانایی شما در برخورد با غیر منتظره ها، نقش کلیدی در توانایی شما برای رقابت ایفا می کند.این بدان معنا نیست که یک بازی از بازی دیگر سخت تر است. بازی های ویدئویی بسیار متفاوت از شطرنج هستند و چنانچه تلاش کنیم با شیوه شطرنج بازی کنیم، در عمل با اهرم های کنترل ویدئو دچار مشکلات زیادی خواهیم شد. ما نیاز داریم که قواعد جدید را بپذیریم... و براساس مجموعه ای متفاوت از فرضیات، با توجه به اینکه بازی چگونه پیش می رود، عمل کنیم ... پس متفاوت بیاندیشید و ببینید.
امروز در دنیای کار هم چنین است. بازی در حال تغییر در ما است.
به عنوان نتیجه، برخی از الگوهای کاری بسیار پیشرفته مان، در حال حاضر، عملا" با کارآیی ما تداخل دارند. هر چه بیشتر برای بکار بستن بسیاری از عقاید و روش های قدیمی مان تقلا کنیم، موفقیت دشوارتر به دست می آید. تا زمانی که روش ذهنی مان را تغییر ندهیم، سازمانهای ما شکست خواهند خورد و ما نیز از سرکار با حالتی مایوس، خسته و شکست خورده به خانه خواهیم رفت. یا ما تغییر ذهنی لازم برای ورود به بازی جدید را ایجاد می کنیم یا کارهایمان شدیدا" پیچیده و گیج کننده به نظر خواهند آمد.
در اینجا، نکته بسیار جالبی وجود دارد. کار، در ذات خود، دشوارتر نمی شود. در عمل آسان تر هم شده است. اما از آنجا که تغییر زیادی نسبت به آنچه که در گذشته ها بوده، کرده است، ما آن را پیچیده تر ارزیابی می کنیم. از آنجا که ما به صورت تاریخی تمایل به نزدیک شدن به آن داریم، در حال تجربه دشواری های جدیدی هستیم. وضعیت موجود اقتضای روابط جدیدی را دارد - بین شما و کارتان ... شما و کارفرمای تان ... شما و خودتان.به یاد داشته باشید، ایده های نو، کم بنیه و شکننده اند، با پوزخندی یا دهن دره ای می توان آن را از بین برد، می توان با اخمی بر ابرو یا با طعنه ای آن را در هم شکست. در هر دقیقه، هزاران ایده ی بزرگ در اثر مسموم بودن محیط، جوان مرگ می شوند! بر خلاف محیط مسموم، محیط مساعد برای ایده، مثل گلخانه است، تخم گل را می کارد، دانه سبز می شود، شکوفا می شود و به گل می نشیند.
این امر نشان می دهد که باید در کارها جسور و بی باک بود تا به نتیجه رسید. اما این بی باکی هم باید در گذر زمان تحول پیدا کند. و اینجا است که سخن رومن رولان تحقق می یابد که: برای موفق شدن، مرزی است در بی باکی که باید به آن رسید، اما از آن عبور نکرد.باید "تغییر" را پذیرفت و آن را کلید واژه رفتارهای نوین شغلی در هزاره سوم به حساب آورد. باید به رغم مقاومت های موجود در این زمینه، "تغییر" و پیامدهای مثبت آن را به دیگران باوراند تا تجربه جدید "کار" مند بودن را احساس کرد.

نوشته: پرایس پریچت
همت وكارمضاعف در حوزه زندگي و مديريت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 8:07 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت 
آيا به اين موضوع توجه كرده ايد كه بيشتر كارفرمايان باهوش طى مراحل استخدام كاركنان خود به گونه اى مى كوشند تا به علت جابه جايى هاى شغلى فرد متقاضى كار پى ببرند؟
اين درست است كه صرف نظر از علت جابه جايى ها نمى توان فقط با در نظر گرفتن تعداد جابه جايى ها درباره افراد قضاوت كرد اما بديهى است كه جابه جايى هاى پياپى و پشت هم در رده كاركنان غالبا به حساب قوت و تجربه بالاى فرد متقاضى به حساب نمى آيد. شايد وقت آن فرا رسيده باشد كه از تجربه هاى ذى قيمت موجود در بازار كار و انتظارى كه كارفرمايان از كاركنان خود دارند بهره بگيريم و ترجيحا مرتكب 8 خطاى زير نشويم.
1- بعيد است كه گم كردن ملزومات ادارى مانند خودكار، پاكت نامه و … در كسى ايجاد حساسيت كند اما گم شدن گوشى تلفن، رايانه تاشو، يك نامه مهم و از اين قبيل قابل اغماض نخواهد بود.

2- عدم رعايت شئونات صنفى و اجتماعى، رفتار شما در خانه و يا در كوچه و خيابان هرچه كه باشد به خودتان و صد البته محيطى كه در آن قرار داريد مربوط مى شود اما رفتارتان در محل كار نشان دهنده شخصيت سازمان و بدنه كسب و كارتان است و همچنين به كارفرماى شما هم مربوط مى شود بنابراين بهتر است در اين زمينه به يك تعريف درست برسيد تا زمينه هاى ناهماهنگى با فرهنگ تقريبا اتو كشيده فرهنگ سازمانى تان را فراهم نكنيد.
3- پرواضح و آشكار است كه بسيارى از حرفه اى ها همواره نيم نگاهى به بازاركار دارند اما اگر هر روز مشخصات شناسنامه اى و سابقه كاريتان را با چاپگر محل كار تهيه و از همانجا فكس و يا اى ميل كرديد يعنى اعلام عمومى به اين كه من در اين مجموعه ادامه نخواهم داد. بنابراين چرا فكر مى كنيد در چنين شرايطى كارفرما بايد منتظر شما بماند؟
4- استفاده خصوصى از تجهيزات و فن آورى ارتباطات محل كار مانند تلفن و اينترنت تا اندازه اى پذيرفتنى است كه مطابق با عرف باشد و به نفس كار لطمه وارد نكند. در غير اين صورت علايق شخصى شما نخستين دشمن تان خواهد بود.
5- بسيار بديهى است كه همه به مرخصى نياز دارند اما رفتن به مرخصى در اوج دوره كارى يعنى بى مسووليتى پس چرا كارفرما بايد نسبت به شما احساس مسووليت بكند؟
6- البته همه واقعيت را نگفتن(كتمان حقيقت) با دروغ گفتن تفاوت دارد و اين موضوع به خرد و كياست افراد در ارتباطات مربوط مى شود اما چنان چه با دروغ خود را فارغ التحصيل فوق تخصص از كمبريج معرفى كنيد(!) و به كارى مشغول شويد دير يا زود براى خودتان دردسر درست خواهيد كرد.
7- برخى از كارفرمايان خيلى خوب، كارهاى جانبى را در محل كار تا اندازه اى مى پذيرند كه براى خودشان و ديگر كاركنان و يا مشترى ايجاد حساسيت نكند بنابراين انجام كار دوم در محل كار اصلى يعنى اقدامى ساده و راحت براى اخراج از كار اصلى.
8- بسنده كردن به حافظه براى انجام كارها و دستورات رييس مافوق اگر چه ساده و تا اندازه اى هم سريع است اما گاه بسيار پرمخاطره است. زيرا در شرايطى كه حجم كارها بالا برود و تعداد مراجعات بيشتر شود ديگر كارى از حافظه محدود برنمى آيد و بى ترديد برخى از موارد يا فراموش مى شوند و يا با كيفيت دلخواه كارفرما به اجرا درنمى آيد بنابراين استفاده از يك دفترچه يادداشت براى فهرست كردن كارهايى كه به شما سپرده مى شود، مى تواند از مخاطرات احتمالى از جمله اخراج به خاطر اهمال در انجام كارى بكاهد.
همت و كارمضاعف در حوزه پيشرفت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 8:01 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت
نويسنده : جعفر ممي زاده.

شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي امروز جامعه به گونه اي است كه حل مشكلات، تنگناها و الگوها و راه حل هاي جديد و متفاوتي را مي طلبد فضاي حاكم بر طرح ساماندهي اقتصادي كشور در برگيرنده دغدغه هاي جدي و غير قابل انكاري است كه هر گونه ترديد و عدم تحرك در پرداختن به آنها آثار زيانباري براي جامعه ما دارد. تركيب جمعيتي جوان كشور، ضرورت ايجاد فرصت هاي شغلي و كاهش نرخ بيكاري و نيز روند مستمر كاهش بهاي نفت عواملي هستند كه موجب مي شود تا سياستگذاران و تصميم گيرندگان كلان كشور به فكر بهره برداري بهينه از منبع ارزشمند انساني باشند، تا افراد متحول و مبتكر بتوانند اقتصاد جامعه را از حالت سكون خارج ساخته و در راستاي پاسخگويي به نيازهاي (انساني-اجتماعي و تكاملي) منشا تحولات عظيمي گردند. دنياي امروز، عصر دانايي و بينش است و هر كه متفكرتر باشد متحول تر است ودر نهايت موفق تر، تجارب ساير كشورها نيز نشان مي دهد كه آنهايي كه بيشتر به فكر متكي بودند تا به ذخائر زير زميني (نظير نفت و گاز) در بلند مدت موفق تر و سرافرازتر بوده اند. نمونه اين كشورهاژاپن، آلمان، انگليس و فرانسه را مي توان نام برد.
اكنون در عرصه جهاني، افراد خلاق، نوآور، نوساز و مبتكر به عنوان ( كارآفرينان) منشا تحولات بزرگي در زمينه هاي توليدي و خدماتي شده اند كه از آنها به عنوان قهرمانان ملي ياد مي شود. چرخهاي توسعه همواره با توسعه كارآفريني به حركت درمي آيد. اكنون بايد عرصه هاي مختلف كارآفريني در برابر نسل جوان كشور گشوده شود. متاسفانه در كشور ما به دلايل گوناگون به آموزش و پرورش كارآفريني و ترغيب افراد بالقوه كارآفرين و نوآور چندان توجهي نشده است. كارآفريني فرآيندي است كه نقش حياتي در تداوم رشد و توسعه ملي و حتي اقتصادي جهاني ايفا مي كند، فلذا بر كارگزاران و سياستمداران دولت است كه با ايجاد بستر و جو مناسب و حمايتهاي منطقي اعم از مادي، معنوي، فرهنگي، تحقيقاتي و علمي، همچنين برداشتن موانع موجود بر سر راه جوانان كارآفرين زمينه رشد آنها را در اقتصاد بيمار جامعه فراهم آورده، مقدمات متحول كردن نظام اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي را ايجاد نمايد. كارآفريني: سابقه مفهوم كارآفريني در دانش امروزيبه دويست سال پيش برمي گرددو اولين كسي كه مساله را مطرح كرد فردي بود به نام( كانتيلون )، اما اين واژه در ورود به ادبيات مديريت و اقتصاد تغييرات زيادي را به خود گرفته و از رشد تكاملي برخوردار بوده است. يكي از تعريفهاي جامع در مورد كارآفريني را متفكري اقتصاددان به نام ( شومپيتر ) ارائه كرد. او مي گويد كارآفرين كسي است كه نوآوري خاص داشته باشد. اين نوآوري مي توانددر ارائه يك محصول جديد، در ارائه يك خدمت جديد، در طراحي يك فرآيند نوين و يا نوآوري در رضايت مشتري و ... باشد. وي اين مهم را با مفهوم جديد (تخريب خلاق ) مطرح مي كند.بطور كلي از ديد اقتصاد داناني نظير شومپيتر، كارآفريني جوهره اي است كه فرد كارآفرين و نوآور در درون خود دارد و فرآيندي است كه در جهت چيزهاي نو به آنها توجه مي كند، و فرد كارآفرين كسي است كه در مقايسه با ديگران از نوآوري، خلاقيت و ريسك پذيري بالاتري برخوردار است.
همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت
 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در پنج شنبه 13 خرداد 1389  ساعت 7:33 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
دوره آموزش فضاي كسب‌وكار و كارآفريني براي مديران كل اقتصادي استانداري‌هاي سراسر كشور در تاريخ 11 و 12 مهرماه برگزار خواهد شد.محمدرضا سپهري در گفتگو با فارس ، در مورد آموزش مديران كل اقتصادي استانداري‌هاي كشور، اظهار داشت: از سوي موسسه كار براي اين مديران در 17 و 18 مهرماه آموزش كسب و كار و كارآفريني برگزار خواهد شد.وي ادامه داد: اين آموزش‌ طي دو روز براي بهبود فضاي كسب و كار، كارآفريني و آموزش نحوه طرح‌هاي سرمايه‌گذاري، اشتغال در استان‌ها است كه از نظر اقتصادي و فني بررسي و مطالعه براي ارسال و تصويب به بانك‌ها يا شوراهاي سرمايه‌گذاري استان‌ها خواهد رفت.

* كتاب راهنماي سرمايه گذاري در هر استان تدوين مي‌شود

رئيس موسسه كار و تامين اجتماعي در مورد هدف از طرح آموزش مديران اقتصادي استانداري‌ها گفت: طرح‌هاي سرمايه‌گذاري موجود در استان‌ها معمولا بايد با شاخص‌ها و آيتم‌هايي بررسي و تصويب شود كه در همين راستا براي شناخت جريان كسب و كار و كارآفريني آموزش خواهند ديد.  
سپهري در خصوص برنامه‌هاي مختلف آموزش مديران اقتصادي استانداري‌ها تصريح كرد: طرح پنجره واحد يكي از برنامه‌هاي اين آموزش است، كه هر سرمايه‌گذاري وقتي وارد استاني مي‌شود به جاي سرگرداني در اداره‌هاي مختلف براي راهنمايي، مشاوره و مجوز به يك پنجره واحد (ستاد) مراجعه كند تا تمام خدمات مورد نياز براي سرمايه‌گذاري به اين فرد ارائه شود.وي افزود: يكي ديگر از برنامه‌هاي اين آموزش تدوين كتاب راهنمايي سرمايه‌گذاري استان است كه بايد بر اساس قوانيني جمله معافيت‌هاي مالياتي، شرايط سرمايه‌گذاري و ويژگي‌هاي اقتصادي استان مشخص شود.
به گفته اين مقام مسئول در كتاب راهنماي سرمايه‌گذاري استان، بنگاه‌هاي و ويژگي‌هاي اقتصادي منطقه معرفي شده تا با داشتن اطلاعات كافي از فعاليت‌هاي صورت گرفته، سرمايه گذاري جديد توجيه اقتصادي داشته باشد كه اين تهيه و تدوين اين كتاب براي تمام استان‌ها طي يكسال آينده الزام آور است.

* ارائه راهكارهاي برون رفت از مشكلات واحدهاي توليدي براي افزايش اشتغال
سپهري درباره خوشه‌هاي صنعتي در كشور خاطرنشان كرد: آموزش خوشه‌هاي توليد و كسب‌وكار جزء برنامه‌هاي آموزشي مديران كل اقتصادي استانداري‌ها است.
رئيس موسسه كار و تامين اجتماعي افزود: از ديگر برنامه هاي آموزش مديران اقتصادي بحث تكميل طرح‌هاي نيمه تمام استان‌ها است كه با آسيب‌شناسي از علت آن، راه‌هاي تعيين تكليف اين طرح‌ها بايد توسط استانداري داده شود.وي در مورد پنجمين برنامه در طرح آموزشي مديران، اظهار داشت: شناسايي واحد‌هاي توليدي كه كمتر از ظرفيت خود مشغول به توليد هستند از ديگر برنامه‌هاي اين دوره آموزش است كه راه‌هاي برون رفت از نبود بازار سرمايه، فرسودگي ماشين الات يا اختلاف سهامداران واحدهاي توليدي را ارائه مي‌دهند.

* اطلاعات سرمايه گذاران و واحدهاي توليدي هر استان ايجاد مي‌شود
سپهري با بيان اينكه در طرح آموزشي مديران اقتصادي بايد بانك اطلاعاتي براي سرمايه‌گذاران استان‌ها تهيه شود، گفت: سرمايه گذاران بومي منطقه كه در حال حاضر در قسمت‌هاي ديگر مشغول به فعاليت هستند با راهكارهاي حمايتي و تشويقي جذب منطقه خود كنند.وي ادامه داد: اطلاعات مربوط به افراد بومي هر استان با مدرك كارشناسي ارشد و دكترا كه به هر علتي مهاجرت كرد‌ه‌اند،‌ جمع آوري و براي بازگشت اين افراد به مناطق بومي خود زمينه بستر فعاليت‌هاي اقتصادي فراهم شود.به گفته سپهري هر استانداري موظف است راهكارهاي حمايتي و تشويقي براي سرمايه‌گذاران را از نظر زمين، معافيت ماليات، آب و پرداخت تسهيلات و همچنين موارد ديگر فراهم كند كه اين موضوع موجب رقابتي شدن فعاليت اقتصادي و همچنين ورود بخش خصوصي را به همراه دارد.

جذب 5/1 ميليارد دلار سرمايه‌هاي خارجي در كشور طي سال گذشته
رئيس موسسه كار و تامين اجتماعي با بيان اينكه نبايد ارائه تسهيلات بانكي براي امر اشتغال و سرمايه‌گذاري به صورت پراكنده و خرد هزينه شود، خاطرنشان كرد: با اجرايي شدن راهكارهاي فوق، مي‌توان در سطح كلان با مديريت‌هاي علمي و منطقي به امر سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال در استان‌ها كمك كرد.
اين مقام مسئول با اشاره به جذب سرمايه‌گذاري خارجي در استان‌ها براي كاهش نرخ بيكاري گفت: استاندارهاي با توجه به سند اشتغال هر استان‌ بايد به هر وسيله راه‌هاي جذب و ايجاد بستر براي سرمايه‌گذاري خارجي را تامين كنند.به گفته سپهري گزارش آخرين آمار جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي (EDL) در سال 2008 نشان مي‌دهد ايران 5/1 ميليارد دلار، عربستان 38 ميليارد و تركيه 18 ميليارد دلار سرمايه‌هاي خارجي جذب كرده‌اند كه اين موضوع نشان از ظرفيت بالاي كشور در جذب سرمايه‌گذاري دارد.
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در چهارشنبه 12 خرداد 1389  ساعت 8:49 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  •   
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET