با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
طرح كسب و كار سندي مكتوب است كه جزئيات كسب و كار پيشنهادي را مشخص مي كند. اين سند بايد ضمن تشريح موقعيت كنوني ، نيازها ، انتظارات و نتايج پيش بيني شده را شرح دهد و كليه جوانب آن را ارزيابي كند. طرح هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، به دلايل زير لازم است:
1- مهم آن است كه مالك درباره هدف خود از كسب و كار و منابعي كه براي آن نياز دارد به دقت فكر كند. اين موضوع در برآورد ميزان سرمايه مورد نياز، به وي كمك خواهد كرد.
2- بعيد به نظر مي رسد كه مالك كسب و كار، براي راه اندازي آن سرمايه كافي داشته باشد. حمايت كنندگان مالي بانكها يا سرمايه گذاران ريسكي بايد متقاعد شوند كه سرمايه گذاري در كسب و كار جديد، منطقي و درست است.
3- فرض بر اين است كه اگر كسب و كار ايده خوبي نداشته باشد، هم براي صاحب آن و هم براي حمايت كنندگان مالي آن، بايد اين موضوع را در مرحله برنامه ريزي و قبل از هدر رفتن مقدار زيادي از زمان و هزينه، شناسايي كنند.
اجزاي يك طرح كسب و كار:
1- اهداف كلي2- مشخصات مجري طرح و همكاران3- تعريف و توصيف كسب و كار4- تحليل استراتژي بازار 5- تحليل مالي6- خلاصه
 
طرح كسب و كار نشان دهنده چيست؟
آماده كردن يك طرح كسب و كار نتيجه نهايي روند طرح ريزي نيست ، بلكه تحقق طرح ، هدف نهايي است. با اين وجود نوشتن طرح يك مرحله مياني مهم است. طرح نشان مي دهد كه بمنظور يك كسب و كار محرز ، بررسيهاي دقيق در ايجاد كسب و كار انجام شده است و براي راه اندازي آن كارآفرين ، وظيفه اش را انجام داده است.
هدف طرح
وجود يك طرح كسب و كار رسمي ، صرفنظر از اندازه كسب و كار آن ، به همان اندازه كه براي راه اندازي مهم است براي يك كسب و كار برقرار ( محرز ) نيز مهم است.
اين طرح چهار عمل اصلي را بصورت زير انجام مي دهد:
1- به مدير يا كارآفرين كمك مي كند كه جوانب و پيشرفت پروژه يا كسب و كارش را مشخص ، متمركز و بررسي كنند. 2- يك چهارچوب منطقي و حساب شده ايجاد مي كند تا در آن يك حرفه بتواند توسعه يابد و تدابير مربوط به آن حرفه را در چند سال آينده دنبال مي كند. 3- بعنوان ماخذ و مبنايي براي مذاكره با اشخاص ثالث مانند سهامداران ، دفاتر نمايندگي ، بانكها ، سرمايه گذاران و ... بكار مي رود. 4- معياري را براي سنجش وضعيت واقعي كسب و كار در برابرآنچه كه بايد باشد، ارائه مي دهد.
همانطور كه دو شغل مثل هم وجود ندارد و بنابراين طرح هاي كسب و كار مانند هم نيز وجود ندارد. از آنجائي كه ، برخي موضوعات در طرح به يك طيفي از كسب و كارها مرتبط هستند بنابراين اين امر مهم است كه مفاد و مندرجات طرح ها با امور فردي متناسب باشد. با اين حال ، بيشتر طرح ها از يك ساختار آزموده شده و نظر عمومي بر روي ( در مورد ) آماده سازي طرحي ك بطور وسيعي قابل اجراست متابعت مي كنند.
طرح كسب و كار مي بايست نگرشي واقع بين از پيش بيني ها ومقاصد بلندمدت داشته باشد. اين ديد و نگرش چهارچوبي را به وجود مي آورد كه طرح بايد در آن فعاليت كند و نهايتا" يا موفق مي شود يا شكست مي خورد. براي مديران و يا كارآفريناني كه به دنبال حمايت خارجي هستند ، آماده كردن يك طرح جامع ، موقعيت را در افزايش بودجه ها يا تجهيز پشتيبان ضمانت نخواهد كرد. عدم وجود يك طرح منطقي ، يقينا شكست را حتمي خواهد كرد.

اهميت پروسه
ايجاد يك طرح كسب و كار رضايت بخش امري پردردسر ، اما ضروري است ، روند برنامه ريزي ، مديران يا كارآفرينان را وادار مي كند كه كاملا دريابند آنچه را كه مي خواهند بدست بياورند و اينكه چطور و كي آنرا انجام دهند. حتي اگر هيچ حمايت خارجي هم نياز نباشد ، طرح كسب و كار مي تواند براي دوري گزيدن از اشتباهات يا تشخيص فرصتهاي پنهاني نقش حياتي را بازي كند. براي عده بسيار زيادي از كارآفرينان و طراحان ، روند طرح ريزي ( فكر ، مذاكره ، تحقيق ، تجزيه و تحليل ) به اندازه طرح نهايي و يا حتي بيشتر از آن مفيد است. بنابراين حتي اگر به يك طرح رسمي نياز نداريد ، درباره روند طرح ريزي بطور دقيقي فكر كند. اين كار مي تواند سود زيادي براي طرح كسب و كار شما داشته باشد. هفته هاي بسيار زياد كار سخت و پيش نويسهاي متعدد را از زمان بروز طرح تا گرفتن حق كار پيش بيني كنيد. يك طرح مكتوب واضح با بسته بندي جذاب سبب خواهد شد تا حاميان ، سرمايه گذاران و ... آسانتر به آن گرايش پيدا كنند . يك طرح كسب و كار كاملا آماده نشان خواهد داد كه مديران يا كارآفرينان، كار را مي شناسند و آنها را براي پيشرفت طرح بر حسب فرآوريها ، مديريت ، سرمايه ها و مهمتر از همه بازارهاي اقتصادي و رقابت انديشيده اند.
منبع:بانك مقالات فارسي

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 4:09 PM نظرات 0
 

همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت

بسیاری از افراد تصمیم‌های شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ می‌کنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز می‌شود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما می‌بایست از مهارت ها، استعدادها، توانایی‌ها، امکانات و ویژگی‌های منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخه‌ای است که فرد را به سمت یک شغل رضایت‌بخش هدایت می‌کند. شناخت مهارت های قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامه‌ریزی شغلی است.

انواع مهارت ها

مهارت ها را می‌توان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی ، مهارت های اکتسابی و مهارت های قابل انتقال. مهارت های فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح می‌کند و فرد را قادر می‌سازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن. مهارت های اکتسابی ریشه در ویژگی‌های شخصی یک فرد مانند انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، قدرت تصمیم‌گیری و بهینه سازی دارد.  
مهارت های قابل انتقال مهم ترین نوع مهارتها در توسعه مسیر شغلی است. این مهارت ها را می‌توان از حرفه‌ای به حرفه دیگر و از یک حوزه صنعت به حوزه دیگر منتقل کرد. شناخت مهارتهای قابل انتقال اولین قدم در خودآگاهی و برنامه‌ریزی شغلی است. این مهارتها در هفت مقوله جای می‌گیرند:
• ارتباطات: نگارش، گفت و گو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازی، مدیریت، تبلیغ و بیان
احساسات

• خلاقیت: تجسم، ذهنی سازی، ابداع، ایجاد، بداهه پردازی، تعبیر و تفسیر و استفاده از توانایی‌های
هنری
• تحقیق: جمع آوری، ارزیابی و طبقه بندی اطلاعات
• تشریح: استفاده از تحلیل‌های منطقی، توسعه چارچوب‌های کاری، تشخیص ضعف‌ها و شناخت
شباهت ها
• حل مسائل: تعریف یک مسئله، ارزیابی گزینه‌ها، تسلط بر راه حل‌ها و بهبود یک موقعیت
• سازماندهی: از طریق دنبال کردن برنامه‌ها و دستور العمل‌ها، توجه به جزئیات، بایگانی، جستجو و

طبقه‌بندی
• ترکیب: تلفیق قطعات اطلاعات در یک کل به هم پیوسته، بررسی اطلاعات و بیان آنها در یک شکل واضح آگاهی از مهارتهای قابل انتقال کمک می‌کند، دریابید چه توانایی‌های ویژه‌ای دارید و ضمناً امکانی برای واضح سازی آن توانایی‌ها به شما می‌دهد.

مديريت منابع انساني
تشخیص مهارتهای قابل انتقال
منبع مهارتهای قابل انتقال اغلب در زندگی روزانه وجود دارد. در تجربیات زندگی، کارهایی که در هر دوره زندگی انجام داده‌اید و از انجام آن لذت برده‌اید، اعتقاد داشته‌اید که به خوبی از عهده آن برآمده‌اید و باعث غرور و خوشحالی شما شده است. این مهارتها باید خیلی زود در زندگی آشکار شود تا محملی باشد برای معرفی فرد.مهارتهای قابل انتقال عموماً در موفقیت ها و تجربیات مثبت زندگی پیدا می‌شوند. خاطراتتان را مرور کنید و درباره مواقعی که برایتان خیلی ارزشمند بوده، بنویسید چون از طریق نوشتن درک جامع تری از خودتان خواهید داشت. تمرین دو مرحله‌ای زیر کمک می‌کند که مهارتهای قابل انتقال را بشناسید:
• موفقیت‌های خود را فراخوانی کنید. یک سفر در خاطراتتان (از کودکی تا زمان حاضر) داشته باشید. تا جایی که می‌توانید تجربیاتی را که به شما احساس رضایت می‌دهد به یاد بیاورید. سعی کنید تجربیات را در زمان‌های مختلف زندگی مرور کنید.این تجربیات رضایت‌بخش می‌تواند طیفی از مسائل مانند کمک به برادر یا خواهرتان در یادگیری خواندن، ساختن یک اسباب بازی مکانیکی، توسعه یک سیستم تجهیزاتی تا سازماندهی یک رخداد سیاسی را در بر گیرد. این طیف باید شامل کارهایی باشد که شما انجام داده‌اید نه رویدادهایی که برایتان اتفاق افتاده است. اصل لذت یا رضایت بسیار مهم است. ممکن است این قضیه برای بقیه دنیا اهمیتی نداشته باشد، اما در چشمان شما باید ارزشمند جلوه کند و یک رخداد حیاتی و معنادار در زندگیتان قلمداد شود.
• خاطرات تان را تحلیل کنید. همان طوری که رویدادهای رضایت‌بخش زندگی را به خاطر می‌آورید، جزئیات آن را مشخص نمایید. به موقعیت‌ها، موضوعات، افراد درگیر و نقشی که بازی کرده‌اند، توجه داشته باشید. جمع آوری جزئیات را کامل کنید تا جایی که می‌توانید درباره فعالیتی که خودتان در این فرآیند انجام داده‌اید و نحوه انجام آن را بنویسید: چگونه کار را سازماندهی کرده‌اید، دیگران را متقاعد کرده‌اید، مسائل را حل کرده‌اید و غیره.این تمرین کمک خواهد کرد که مهارت هایتان را با بررسی تجربیات واقعی در زندگی مشخص کنید. بخش عمده‌ای از امور پنهان در تجربیات (چیزی بیش از آنچه که از خودتان انتظار دارید یا قادر به درکش هستید) مهارتها و استعدادهای شما هستند. به عنوان مثال، موضوع خاطرات چه بود؟ آیا درباره مردم بود و یا در مورد مفاهیم کلی، هنر، علوم یا پزشکی؟ از چه قابلیتهایی استفاده کردید؟ نگارش، آموزش، تحقیق، طراحی و یا اقناع؟ چه وضعیتی به طور مکرر رخ داد؟ حل مسئله، نیازهایی که باید برآورده می‌شد و یا یک وضعیت بحرانی؟ چه چیز باعث دستیابی شد؟ چه نیازی آشکار شد؟ سازماندهی اهداف، نیاز برای کمک رسانی، نیاز برای کامل کردن یک فعالیت خاص؟ شرایط انجام کار چگونه بود؟ آیا مجبور به رعایت ضرب‌الاجل‌های تعیین شده بودید و یا آزاد و مستقل کار می‌کردید و فرصت کافی برای آموختن و تجربه‌اندوزی نیز داشتید؟

مديريت منابع انساني
وقتی که شما محدوده وسیعی از تجربیات را مرور می‌کنید به رخدادهای کوچکی که در پس این محدوده قرار می‌گیرد، دقت کنید. آنها علایمی برای راهیابی به معانی عمیق‌تر هستند. به فعالیتهایی که در زندگی روزانه به شما انرژی می‌دهد و نشانی از استعدادهایتان است، توجه کنید: گلکاری در باغ، فعالیتهای مالی، خواندن نقشه‌ های پیچیده و یا تمرکز نمودن روی یک مورد کاری خاص.استعدادها ممکن است به قدری طبیعی در شما پدیدار شوند که آنها را بی‌اهمیت تلقی کنید. اما این ویژگی‌ها شما را از دیگران جدا می‌کنند و دارایی ارزشمندی هستند. به همین لحاظ مهمترین کارکرد پاداش این است که به عنوان یک محرک عمل می‌کند و مجالی به بروز استعدادها می‌دهد.دانستن این که در بسیاری از فعالیت ها خوب هستید به شما شاهدی از مجموع مهارتها ارائه می‌دهد و به اصولی که در زندگی اجرا می‌کنید، تأکید می‌نماید. به عنوان مثال مهارتهای شما مربوط به کدام یک از امور ذیل است: مدیریت، رهبری، تحقیق، طراحی و برنامه‌ریزی، ارتباطات میان فردی و یا تحلیل مسائل؟بعد از انجام این تمرین شما باید درک بهتری از مهارت های قابل انتقال یا به عبارتی مهارت های شخصی و میزان مهارت ها داشته باشید.

موجودی مهارت ها
موجودی مهارتها میزان دارایی شما از مهارتها و روشهای ترجیحی فعالیتهاست. همچنین مجموعه منحصر به فردی از استعدادهاست. این موجودی عامل ثبات حرفه‌ای شما در دنیای کار است. شناخت این مهارتها باعث امنیت می‌شود. چون آنها وسایل و امکاناتی نیست که در اختیار دارید، بلکه موجودیت شماست. توانایی و قابلیتی است که شما از یک موقعیت به موقعیت دیگر و از یک شغل به شغل دیگر منتقل می‌کنید.

روی عناوین شغلی تأکید نکنید
عناوین شغلی فقط برچسب هستند و اغلب باعث گمراهی می‌شوند. شرکتها هنوز این عناوین را خیلی جدی می‌گیرند. آنها مشخصه‌ای هستند که شغل‌ها را توصیف می‌کنند. این مهارتهای مورد نیاز حرفه‌ها را توصیف نمی کنند. عناوین شغلی در رشته‌های مختلف معانی متفاوت دارند. بنابراین بسیار مهم است که دریابیم هر عنوان شغلی چه معنایی می‌دهد و چگونه به استعدادها و مهارتهای قابل انتقال مرتبط می‌شود. به عنوان مثال یک مدیر پروژه در صنایع شیمیایی با یک مدیر پروژه در شرکت بازرگانی متفاوت عمل می‌کند.
در مواجهه با عناوین شغلی باید چند سئوال اساسی را مطرح نمایید. به عنوان نمونه به این موارد توجه کنید: وقتی این عناوین شغلی بر عهده ما گذاشته می‌شود، دقیقاً می‌بایست چه اقدامی انجام دهیم؟ آیا پیدا کردن راهکارها بر عهده ماست یا سازماندهی و تحلیل؟

روش کار را با مهارت ها ربط دهید
گاهی اوقات درک این نکته که چگونه مسئولیت را کامل کنید از خود آن مسئولیت مهم‌تر است. روش شما در به نتیجه رساندن فعالیت‌ها چیست؟ آیا فرآیندمدار هستید و کنجکاوید که ببینید چگونه اجزاء و مراحل یک فعالیت به هم مرتبط می‌شوند یا هدف مدار هستید و روی خروجی بیشتر تأکید دارید تا فرآیند؟ آیا شما در چارچوب فرجه‌های زمانی کار می‌کنید یا جلوتر از زمان حرکت می‌کنید؟ آیا پروژه‌ها را مانند یک اکتشاف در نظر می‌گیرید یا برنامه زمان‌بندی شده دارید؟ آیا دوست دارید به تنهایی کار کنید و یا ترجیح می‌دهید در تعامل با دیگران باشید؟ هنگامی که مهارت هایتان را با روش‌های مورد علاقه انجام کار ترکیب می‌کنید، امکاناتی دارید که شما را به سوی یک فعالیت کامل‌تر هدایت می‌نماید. در واقع اگر حرفه‌ای را که به آن علاقه دارید، پیشه خود سازید و آن را با روش کاری مورد نظرتان هماهنگ سازید، احساس متعالی بودن خواهید کرد.

مديريت منابع انساني
مهارتهایتان را در سطح مطلوب نگه دارید
هدف شما می‌بایست به روز نگه داشتن مهارتها و بالا بردن توانایی کاری در سطحی انعطاف‌پذیر باشد. اگر می‌خواهید انتقال شغلی داشته باشید و یا در حوزه‌ای که هستید پیشرفت کنید، مشخص کردن شکافها در مهارتها و معلومات یک قدم اساسی است. بالا بردن توانایی کاری به معنای بارور ساختن قابلیت‌ها و درک این نکته است که کجا می‌توان این شکاف‌ها را از بین برد. در این میان توسعه مهارتهای چندگانه نیز ضروری است.اگر شما بتوانید از مرزهای قراردادی بگذرید و بین وظایف کاری روزمره و پروژه‌های خاص هماهنگی و توازن ایجاد نمایید، پس می‌توانید پیشرفت کنید. آموزش مستمر بدین معناست که خودتان را مطابق با تکنولوژی‌ ها، صنایع و ساختارهای کاری جدید روزآمد نگه دارید و از رویه‌های بازار و تغییرات نیازهای کاری مطلع شوید.

تعریف موفقیت
موفقیت برای افراد مختلف معانی متفاوتی دارد. برای برخی از افراد به دست آوردن قدرت مالی و برای برخی صرف وقت برای خانواده و یا داشتن یک شغل مستقل و مکفی موفقیت محسوب می‌شود. اما یک نکته بین همگان مشترک است و آن این که استفاده از استعدادها و توانایی‌ها و ابراز وجود، یکی از راضی کننده ترین تلاش‌های انسانی است. در این میان کار یک چرخه طبیعی برای ابراز وجود است.شناخت مهارت ها و استعدادها انسان را به خودآگاهی بیشتر می‌رساند. خودآگاهی و توانایی باعث ایجاد اطمینان و اعتماد به نفس می‌شود و اعتماد به نفس باعث موفقیت می‌گردد.
منبع: سایت دانشنامه
همت وكارمضاعف در حوزه پيشرفت




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 4:07 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
امروزه دیگر اقتصاد ملی جای خود را به اقتصاد جهانی داده است و در این عرصه کشورهایی موفق خواهند بود که فرصت‌های شغلی را تنها به چارچوب جغرافیایی خود محدود نسازند، بلکه فضای کاری وسیعی به وسعت جهان در ذهن خود داشته باشند. اما واقعاً چه ابزار یا وسیله‌ای می‌تواند چنین فضای گسترده‌ای را فراهم نماید؟
در این مقاله به بررسی مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی و ایجاد فرصت‌های شغلی پرداخته شده است. در حقیقت فناوری اطلاعات به عنوان موتور محرکی در نظر گرفته شده است که ضمن به حرکت درآوردن چرخ‌های شغلی و استخدامی، سبب رشد و پویایی اقتصاد جامعه و ایجاد نوع جدیدی از اقتصاد می‌شود که اقتصاد دانش محور نامیده می‌شود. هدف از نگارش این مقاله مروری بر وضعیت فعلی در بازار کار فناوری اطلاعات و تأکید بر نقش کارگشای آن به عنوان یکی از راه حل‌های معضل بیکاری در جوامعی است که بخش عظیمی از جمعیت جوان آنها علیرغم برخورداری از استعداد و انرژی کافی، همچنان از مشکل بیکاری رنج می‌برند.
● کارآفرینی چیست، کارآفرین کیست؟   

کارآفرینی موضوعی است که از اواخر قرن بیستم مورد توجه محافل آموزشی کشورهای جهان قرار گرفته است. بررسی تاریخ ادبیات کارآفرینی مؤید آن است که این واژه اولین بار در تئوری‌های اقتصادی و توسط اقتصاد دانان ایجاد شده و سپس وارد مکاتب و تئوری‌های سایر رشته‌های علوم گردیده است. کانتیلون (1755) که ابداع کننده واژه کارآفرینی است، کارآفرین را فردی ریسک‌پذیر می داند که کالا را با قیمت معلوم خریداری می‌کند و با قیمت نامعلوم می‌فروشد. جین بپنتیست سی کارآفرین را هماهنگ کننده و ترکیب کننده عوامل تولید می‌داند اما ویژگی خاصی را برای او در نظر نمی گیرد. به عبارت دیگر فردی باید عوامل تولید (زمین، نیروی کار و سرمایه) را جهت تولید، تجارت یا ارائه خدمات ترکیب کند که به این شخص "کارآفرین" و به کار او "کارآفرینی" گفته می‌شود. یکی دیگر از تعاریف کامل و جامع کارآفرینی توسط شومپیتر ارائه شده است. وی در کتاب خود با عنوان "ئئوری توسعه اقتصادی" بین مفهوم واژه نوآوری و اختراع تفاوت قائل شده است و نوآوری را استفاده از خطرپذیری اختراع برای ایجاد یک محصول یا خدمت تجاری می‌داند. به نظر وی نوآوری عامل اصلی ثروت و ایجاد تقاضاست. بنا بر این کارآفرینان مدیران یا مالکانی هستند که با راه اندازی یک واحد تولیدی- تجاری از اختراع بهره برداری می‌کنند.
با توجه به تعاریف ارائه شده در این خصوص می توان گفت کارآفرین کسی است که:
- کار و شغل ایجاد کند. - خوداشتغالی و دیگر اشتغالی ایجاد کند. - ارزش افزوده ایجاد کند. - محصولات یا خدمات جدید به وجود آورد. - خلاقیت و نوآوری کاربردی داشته باشد. - با خطرپذیری، فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی انجام دهد. - نیازها را شناسایی و آنها را برآورده سازد. - فرصت‌ها را به دست‌آوردها تبدیل کند. - منابع و امکانات را به سوی هدف هدایت کند. - برای تقاضاهای بالقوه محصول بیافریند (پیش‌بینی در عرضه و تقاضا) - ایده خلاق را به ثروت تبدیل کند.
● انواع کارآفرینی
در یک نگاه کلی می‌توان کارآفرینی را به دو نوع اساسی تقسیم نمود. کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی. اگر نوآوری و ساخت محصولی جدید یا ارائه خدماتی نو با توجه به بازار، حاصل کار فرد باشد؛ آن را کارآفرینی فردی و اگر حاصل تلاش یک تیم در سازمانی باشد؛ آن را کارآفرینی سازمانی می نامند.
بسیاری از کارآفرینان کار خود را در قالب ایجاد شرکت‌های کوچک و متوسط SMEها شروع می‌نمایند. این شرکت‌ها سهم به سزایی در توسعه صنایع پیشرفته وایجاد اشتغال داشته و نسبت به شرکت‌های بزرگ از انعطاف‌پذیری بالایی برخوردارند. لذا بسیاری از دولت ها متقاعد شده اند که باید بستر رشد را برای واحدهای کوچک و متوسط در قالب انکوباتورها (مراکز رشد فناوری)، پارک‌های صنعتی و فناوری فراهم نمایند و آنها را تا زمانی که بتوانند به صورت یک شرکت مستقل وارد بازار شوند، حمایت کنند. در کشورهای جنوب شرقی آسیا ۹۵% کل بنیادهای اقتصادی و صنعتی کشورها را SMEها تشکیل داده و به عنوان رکن اساسی در اقتصاد و اشتغال این کشورها تاثیرگذارند.
● مشارکت فناوری اطلاعات در کارآفرینی
امروزه روشن شده است که اطلاعات و ارتباطات دو قدرت مهم هستند. این دو هم خود ارزش دارند و هم ارزش بوجود می‌آورند. فردی که از بازراهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازارها اطلاع داشته باشد یا از گذشته و آینده بازار باخبر باشد، تصمیمات بهتری را برای رسیدن به سود بیشتر می تواند بگیرد. اطلاعات علاوه بر ارزش ذاتی، جنبه دیگری دارد که به دانش منتهی می‌شود و در مکانیزم تصمیم‌گیری و انجام بهتر آن اثر می‌گذارد. ارتباطات نیز مانند اطلاعات ارزشمند بوده و ارزش افزوده‌ای متناسب با اندازه و نوع ارتباطات نصیب افراد می‌کند. اطلاعات و ارتباطات دو ابزار اساسی مورد نیاز هر فعالیت کارآفرینی هستند. کارآفرینی در انزوا و بدون حمایت نهادها، سازمان‌ها و انسان‌ها امکان‌پذیر نیست. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است. و کشف نیازهای اجتماعی به شناخت اجتماع، نیازهای آن و بافت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی آن وابسته می‌باشد. در شناسایی نیاز هر فعالیت کارآفرینانه، ایده‌پرداز یا تئوریسین می‌بایست نسبت به محیط بینش و بصیرت داشته باشد و بداند چه راه‌حل‌هایی برای رفع‌آن نیاز، در نقاط دیگری از دنیا ارائه شده است. بنابراین اطلاعات و دانش مانند ارتباطات از ملزومات هر فعالیت کارآفرینی است.
فناوری اطلاعات و در رأس آن اینترنت شرایط تازه‎ای را پدید آورده است که در آن تولیدکنندگان، تامین‎کنندگان، فروشندگان و مشتریان، و تقریباً همة عوامل دست‎اندرکار یک چرخه اقتصادی قادرند در یک فضای مجازی مشترک با یکدیگر در ارتباط باشند و به تبادل اطلاعات، خدمات، محصولات و پول بپردازند. اینترنت تئوری‎ها و نظریات جدیدی را به میان آورده است که یکی از آنها اشتغال پیوسته است. در این نوع اشتغال فرد شاغل کار خود را با استفاده از امکانات رایانه‌ای انجام می دهد و حاصل کار را (که می تواند محصولی مانند یک نرم‌افزار یا خدمتی نظیر کاوش باشد) از طریق اینترنت در اختیار کارفرما یا مشتریان قرار می دهد. جالب‌تر آنکه دریافت دستمزد یا پرداخت مبالغ نیز با استفاده از اینترنت و از طریق مجاری اعتباری اینترنتی نظیر حساب‌های اینترنتی و کارت‌های اعتباری صورت می‌گیرد. مجموعه این فعالیت‌ها و تعاملات در قالب آنچه که امروزه تجارت الکترونیک نامیده می‌شود، قابل بررسی است. در حقیقت تجارت الکترونیکی یکی از نمودها و کاربردهای ویژه فناوری اطلاعات است و هم اکنون حجم وسیعی از تعاملات بازرگانی در کشورهای پیشرفته به شیوه الکترونیکی صورت می‎پذیرد.
شرکت‌هایی مانند Yahoo، eBay،Amazon و دیگران در مدت کوتاهی توانسته‌اند ارزش بسیاری را کسب نمایند. آمارها نشان می‌دهد که در طی 5 سال آخر قرن گذشته ارزش برخی از این شرکت‌ها بیش از 200 برابر شده است. کارآفرینی در اینترنت به این موارد خلاصه نمی‌شود و موارد بسیاری خصوصاً در زمینه نرم‌افزارهای مبتنی بر شبکه و همچنین محتویات شبکه وجود دارد. کارآفرین در شیوه‌های جذب مشتریان اینترنتی، بازاریابی اینترنتی، همکاری‌ها و شبکه‌های مجاز، واقعیت مجازی، آموزش و کار از راه دور و ... همه و همه گستردگی کارآفرین در عصر اطلاعات را نشان می‌دهند. اینترنت شبکه‌ای مجازی است که تا حد زیادی مستقل از محل می‌باشد. این شبکه بازاری بدون مرز است که می‌توان به راحتی در آن تجارت نمود. برای این منظور می‌بایست افراد کارآفرین با ایده‌هایی نو، شرکت‌هایی اینترنتی را تاسیس کنند و پس از مدتی که ارزش فوق‌العاده‌ای یافتند آنها را بفروشند. گسترش روز افزون اینترنت در عرصه‌های گوناگون خدمات که بر مبنای پیدایش نیازهای جدید صورت می‌گیرد، سبب شده است تا هر روز افراد بیشتری جذب این بازار کار مجازی شوند و شانس خود را در یافتن مشاغل مناسب امتحان کنند. مؤسسات، سازمان‌ها و نهادهای خصوصی و دولتی در همه کشورها بر آن شده‌اند تا معرفی محصولات و خدمات خود را در بستر اینترنت انجام دهند، از این رو اولین نیازی که فرا روی آنها قرار می گیرد؛ مراجعه به افرادی است که از دانش و مهارت کافی برای انجام چنین فعالیت‌هایی برخوردار باشند. طبیعی است که امروز نمی‎توان مؤسسه‎ای را عاری از متخصصان فناوری اطلاعات یافت. ورود رایانه و فناوری‎های مرتبط با آن به بازار کار و تجارت و کاربرد روز افزون تعاملات اینترنتی سبب شده است که بازاری دائمی برای متخصصان فناوری اطلاعات به وجود آید. بنا براین فناوری اطلاعات به عنوان یک پدیده به نوبه خود سبب کارآفرینی در حوزه‌های مختلف گردیده است.
● ویژگی‌های مؤثر فناوری اطلاعات در کارآفرینی
فناوری اطلاعات با برخورداری از ویژگی ها و قابلیت‌های مختلف توانسته است انعطاف پذیری شایان توجهی را در زمینه کارآفرینی از خود نشان دهد. همین ویژگی ها سبب افزایش کارایی این فناوری در امر کارآفرینی و ایجاد اشتغال شده اند. در یک نگاه کلی می توان به برخی از این ویژگی ها اشاره نمود:
▪ افزایش سرعت
محاسبه و پردازش سریع اطلاعات و انتقال فوری آن، زمان انجام کار را کاهش و در نتیجه بهره‌وری را افزایش می‌دهد. فناوری اطلاعات امکان جست‌وجو و دستیابی سریع به اطلاعات را نیز فراهم می‌کند.
▪ افزایش دقت
در مشاغل مبتنی بر انسان دقت انجام کار متغیر است؛ درحالی که فناوری اطلاعات دقتی بالا و ثابت را تامین و تضمین می‌کند. در انواع فعالیت‌های پردازشی و محاسباتی دقت کامپیوتر به مراتب بیشتر از انسان است.
▪ کاهش اندازه ي فیزیکی مخازن اطلاعات
با توسعة فناوری اطلاعات و بکارگیری آن دیگر لزومی به حمل و نگهداری حجم زیادی از کتاب‌های مرجع تخصصی وجود ندارد. به راحتی می‌توان در هر دیسک فشرده اطلاعات چندین کتاب را ذخیره نموده و یا آنکه منابع مورد نیاز را از طریق شبکه‎های رایانه‎ای دریافت نمود.
▪ رفع برخی از فسادهای اداری . استفاده از فناوری اطلاعات شفافیت در انجام کارها را افزایش می‌دهد و بسیاری از واسطه‌ها را حذف می‌کند. این دو مزیت کلیدی منجر به رفع برخی از فسادهای اداری خصوصاً در سطوح پایین می‌شوند.
▪ ایجاد امکان کار تمام وقت
به کمک فناوری اطلاعات بسیاری از استعلام‌ها و مراجعات افراد و غیره از طریق شبکه‌های کامپیوتری و به صورت خودکار انجام می‌گیرد. بنابراین می‌توان به صورت بیست و چهار ساعته از آن بهره گرفت.
▪ ایجاد امکان همکاری از راه دور
مخابرات، تلفن، تله کنفرانس، ویدئو کنفرانس و همچنین سیستم‌های همکاری، EDI و غیره نمونه‌هایی از کاربردهای فناوری اطلاعات در این زمینه هستند.
▪ کاهش هزینه‌های سیستم یا سازمان
با توجه به موارد فوق به خصوص افزایش سرعت که باعث انجام تعداد کار بیشتر می‌شود و انجام کار تمام‌وقت، بهره‌وری سیستم افزایش می‌یابد و در نتیجه باعث کاهش مقدار زیادی از هزینه‌ها می‌گردد.
● وضعیت فعلی و آینده در بازار کار فناوری اطلاعات
گزارشی که توسط مجمع فناوری اطلاعات آمریکا تهیه و ارائه شد، روشن ساخت در آینده تقاضا برای نیروی کار فناوری اطلاعات (IT) در کشورهای در حال رشد رو به فزونی خواهد گذاشت و در کشورهای پیشرفته کاهش خواهد یافت. همچنین در گزارش مذکور آمده است که تفاوت‌های چشمگیری میان روش‌های شرکت‌های IT و غیر IT در رسیدگی به نیازهای نیروی کار وجود دارد، از جمله تمایل به صادر نمودن متخصصان معینی از مشاغل IT به کشورهای خارجی.
در حال حاضر از هر 10 نفر کارمند IT ، 9 نفر در بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، کارخانه‌های تولیدی و دیگر سازمان‌های غیر IT کار می‌کنند. بررسی جدیدی که توسط مجمع فوق الذکر به عمل آمده است، نشان می‌دهد که نه تنها اکثریت کارکنان IT در خارج از صنعت IT فعالیت دارند، بلکه دیدگاه و امیدهایی که از دو گروه کارکنان IT و غیر IT وجود دارد، کاملًا متفاوت است. در سال‌های گذشته مشاغل IT با یک ضریب رشد دو رقمی به عنوان راهی برای پیشرفت مطرح بودند، حداقل برای کسانی که به دنبال سریع ترین روش استخدام بودند. اکنون نسبت به سال‌های قبل چیزهای زیادی تغییر کرده است، حتی اقتصاد هم روند بهبود خود را خیلی آرام و به تدریج طی می‌کند. امکان استخدام خارج از صنعت IT مطمئن‌تر به نظر می‌رسد و به آشفتگی کمتری دچار می‌شود. شرکت‌های غیرIT استعداد بیشتری در استخدام نیروی کار مطابق برنامه‌های خود دارند و مشاغل را به ندرت به خارج از کشور منتقل می‌کنند، ضمن آنکه روند افزایش حقوق در آنها طبیعی‌تر است و پرداخت مابه‌التفاوت یا مساعده به پرسنل شان را قطع نمی‌کنند.
اما در کنار این واقعیت‌ها افق‌های امید بخشی نیز به چشم می‌خورند. همان طور که اقتصاد تعداد فزاینده‌ای از متقاضیان واجد شرایط کار را به وجود آورده است، مدیران کارفرما نیز می‌توانند در پرکردن مشاعل خود آزادی انتخاب بیشتری داشته باشند. در اواخر دهه 1990 و در بازارهای رقابتی، کارفرمایان بیشتر مایل به دادن آموزش رسمی و گرفتن تجربه مشخص کاری بودند. با نرمتر شدن بازار، کارفرمایان نیز بیشتر مایل به جذب آموزش و تجارب کاری ویژه شدند. اکنون شرکت‌ها می‌خواهند مشاغل IT خود را به چند دلیل به خارج از کشور منتقل کنند. این دلایل شامل نیاز به بومی سازی گسترده محصولات و خدمات، توانایی استفاده از اختلافات زمانی و جغرافیایی برای ایجاد شیفت‌های دوم یا سوم کاری به عنوان وسیله‌ای جهت باز نگه داشتن بازارها و نیز یک استراتژی برای کاهش هزینه‌ها می باشد. از آنجایی که طبیعت شرکت‌های خارجی جمعیت‌های نیروی کاری IT را بیش از گذشته پیچیده ساخته است، تعادل سنتی میان هزینه و کیفیت به تدریج از میان می رود. در نتیجه، توسعه خارجی مشاغل بیشتر به عنوان یک گزینه مطرح می‌شود و کارفرمایان بیشتری این راه حل را در ارتباط با انواع بیشتری از مشاغل IT در نظر می‌گیرند.
● نتیجه گیری
ملاحظه شد که فناوری اطلاعات تحولات زیادی در کلیه فعالیت‌های اجتماعی ازجمله کارآفرینی بوجود آورده و به عنوان مهم‌ترین ابزار کارآفرینی مدرن مورد توجه قرار گرفته است. همچنین کارآفرینی در فناوری اطلاعات پهنه وسیعی برای فعالیت دارد. کارآفرینی لازمة توسعه فناوری و توسعه فناوری بستر کارآفرینی است. بنابراین با یک تعامل دو سویه میان این دو مواجه هستیم و بر اساس اهمیت نقش بسترساز کارآفرینی، وظیفه نهاد‌های مسئول مدنی و اجتماعی مشخص می‌شود. دولت‌ها باید بستر کارآفرینی در حوزه فناوری اطلاعات که همان شبکه‌های ارتباطی و اطلاعاتی می‌باشد را توسعه دهند و تقویت کنند و امکان دسترسی آسان همگان به این شبکه‌ها را فراهم نمایند. ضمن اینکه فرهنگ استفاده از شبکه‌ها را ایجاد کرده و گسترش دهند و قوانین و مقررات لازم را تدوین و اجرا نمایند.
از سوی دیگر در بخش‌های خصوصی شرکت‌های IT در حال افزایش کارکنان پشتیبانی فنی هستند و این نشان دهنده آن است که همواره در ارتباط با محصولات یا برنامه‌های جدید نیازمند نیروهای انسانی تازه نفس هستند. این گونه فعالیت‌ها علاوه بر آنکه سبب رشد سرمایه IT می‌شوند، جذب منابع انسانی را نیز در پی دارند. بنابراین به نظر می‌رسد این شرکت‌ها بتوانند فراتر از اهداف استخدامی خود بروند و سهم بیشتری در کارآفرینی داشته باشند. همچنین انتقال مشاغل IT به خارج می تواند به عنوان یکی از قابلیت‌های بالقوه بازار کار فناوری اطلاعات در نظر گرفته شود.
سايت آفتاب
همت و كارمضاعف در حوزه كارافريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در سه شنبه 11 خرداد 1389  ساعت 3:59 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
همه ما گاهی درگیر فشارعصبی شده ایم . فشارعصبی سودمند می تواند تعداد کمی ازافراد را به قهرمان تبدیل کند درصورتی که فشارعصبی زیان بخش تعداد زیادی ازافراد را دچار یاس وناامیدی وبیماری های جسمی می کند . فشارعصبی ناشی ازکار،به « بیماری نامرئی » مشهوراست که می تواند برفرد، سازمان وافراد درون آن تاثیر بگذارد . بنابراین هرگز نباید آن راکوچک شمرد . دراین مقاله قصد داریم تا شما رابا علایم فشار عصبی ناشی ازکار و راه های مقابله با آن آشنا کنیم.
فشارعصبی چیست ؟
عارضه ای است که سلامت جسمی وفکری فرد را به مخاطره می اندازد وزمانی به وجود می آید که بدن بیشتر ازحد معمول ازتوانایی هایش استفاده میکند.زمانی که فشارفیزیکی وروانی برانسان وارد می شود، ترشح هورمونی هایی مانند آدرنالین وکورتیزول دربدن افزایش می یابد . این هورمون ها تغییرات عمده ای را درضربان قلب ، فشار خون ،سوخت وسازبدن وفعالیت فیزیکی به وجود می آورند. این واکنش ها درزمانی که فرد تحت فشاراست کمک می کنند که کارآیی او افزایش یابد ، اما دردرازمدت برای بدن مضر هستند .   

علاوه برزیان های فردی ،عوارض عمومی فشارعصبی همچنان بالاو رو به افزایش است . هزینه های خدمات عمومی نظیر مراقبت بهداشتی ازکسانی که دراثر فشار عصبی دچار بیماری یابازنشستگی زودهنگام شده اند ، کمک های درحال ارائه به معلولینی که دراثرفشار عصبی ناتوان شده اند و.... برجامعه سنگینی می کند .علاوه براین فشارعصبی ،افراد را دچار زودرنجی وتحرک پذیری می کند واین موضوع برکیفیت کلی زندگی افراد تاثیر سوء به جا می گذ ارد .علایمی نظیر بی حوصلگی ونوسان دررفتار ممکن است همکاران ، دوستان وخانواده فرد را ازاو بیزار کند. گاهی هم این مسئله می تواند یک دور باطل ازاعتماد به نفس رو به زوال را ایجاد کند که به مشکلات عاطفی جدی تری نظیر افسردگی منجرمی شود.
اثرات فشارعصبی برسلامت بدن
یکی ازدلایل عمده بروز بسیاری ازعوارض مانند فشارخون بالاو بیماری های قلبی ، فشارعصبی درازمدت است.درعین حال این گونه فشارهای طولانی مدت می تواند خطرابتلا به بیماری های فکری وروانی را نیز افزایش دهد تغییرات رفتاری ناشی ازفشاربالای عصبی مانند کشیدن سیگار به میزان زیاد واحیانا استفاده از مواد مخدر نیزمنجر به کاهش چشمگیر سطح سلامت جسمی می شود . داروهای تجویزشده مانند آ رام بخش ها اگر چه درکوتاه مدت برای تسکین اضطراب مفیدند ،ولی گاهي اوقات اعتیاد آور هم هستند وعوارض جانبی همچون کاهش تمرکز، ضعف درهماهنگی باهمکاران وسردرگمی را به همراه دارند وچون دلایل اصلی فشارعصبی رااز بین نمی برند ، لذا درمان مناسبی محسوب نمی شوند. فشارعصبی ناشی از کارخواه ناخواه برجنبه های دیگر زندگی فرد هم تاثیر می گذارد اتخاذ تصمیم های اشتباه درمحل کارومنزل ممکن است به حادثه ودرگیری ،خسارت مالی یا حتی ازدست دادن شغل فرد منتهی شود.
اثرات فشارعصبی ناشی ازکاربرخانواده
فشارعصبی ناشی ازکارمی تواند کانون خانواده را به نابودی بکشاند .خصوصا درمواردی که زوجین به صورت تمام وقت کارمی کنند ویا حتی دوشغل دارند . اگرکار سخت وفشارزا باشد ، دیگر برای حمایت ورسیدگی به خانواده انرژی باقی نمی ماند . اگربحث مراقبت ازبچه ها نیزدرمیان باشد ،فشارعصبی مشکل دیگری ایجاد می کند که ناشی ازکاروبچه داری است . درمجموع روابط اعضای خانواده رو به سردی می گذارد وفضای آکنده ازمهر ومحبت خانواده به فضای سرد وتنفرآمیز تبدیل می شود.
علایم فشارعصبی ناشی ازکار
فیزیکی : بی خوابی ، سردرد ،احساس خستگی مداوم ، نامنظم شدن وضعیت گوارشی ( خصوصا دفع مدفوع) سوزش معده ،زخم معده ، بی اشتهایی یازیاد خوردن ، گرفتگی عضلات و.... به خاطر داشته باشید که وجود هرکدام ویاچند علامت نامبرده دلیل بالا بودن فشارمحیط کارشما نیست .ازاین بابت حساسیت زیاد به خرج ندهید! فشارعصبی ناشی ازکار می تواند برفرد، سازمان وافراد درون آن تاثیر بگذارد. زمانی که فشارفیزیکی وروانی برانسان وارد می شود ، ترشح هورمون هایی دربدن افزایش می یابد که دردرازمدت برای بدن بسیارمضر هستند. یکی ازدلایل عمده بروز بسیاری ازعوارض مانند فشارخون بالا وبیماری های قلبی ،فشار عصبی درازمدت است.
روانی : تندمزاجی ،حملات عصبی ، تحرک پذیری کم شدن احساس شادی ، ضعف درتمرکز ،کم شدن حافظه ، احساس گناه ، بی تفاوتی ،احساس بیچارگی وشکست ، عدم توجه به وضع ظاهری ،عدم توانایی درتصمیم گیری واحساس بی ارزش بودن
دلایل ایجاد فشارعصبی درمحیط کار
فشار کاردربرخی موارد به نوع وماهیت کارمربوط می گردد . به این معنی که برخی مشاغل ذاتا پراسترس هستند .مثلا مشاغل مربوط به حرفه پزشکی ،کارمندان بازار بورس ، خبرنگاران روزنامه ها، تجار ، مدیران تبلیغاتی ،برنامه ریزان درسطح کلان و.. یکی ازدلایل مهم ایجاد فشار درکاربالابودن « تقاضای کاری » بیش ازحد وتوان فرداست . به این معنی که فرد احساس کند تقاضای محیط کاربیش ازتوان اوست واو برای برآورده کردن آنها باید تلاش بسیاری به خرج دهد. یک دلیل دیگر می تواند پایین بودن « محدوده اختیارات کاری» فرد باشد بسیاری ازصاحب نظران دراین زمینه این عامل رادرحد بالابودن تقاضای کاری می دانند .اگر فرددرمحیط کارخود ازحدود اختیارات بالایی برخوردار باشد مسلما با افزایش تقاضای کاری بهتر کنارخواهد آمد . نمونه بارزاین مسئله مقایسه یک کارمند زیردست بارئیس اوست . کارمند مجبوراست کارها راطبق برنامه دیکته شده انجام دهد اما رئیس می تواند با وجود بارکاری بالا، برنامه ها را تغییر دهد. دستور وظایف رابازنویسی کند ، تنبیه وتشویق کند وخلاصه ازاختیارات بالایی برخوردار است.
وضعیت حقوق ومزایا ، روابط همکاران باهم وبارئیس خود ، محیط فیزیکی دلچسب وعاری ازخطر، احساس جاری بودن عدل وانصاف درارزشیابی کارکنان وچند عامل دیگر نیز می توانند درکم وزیاد کردن فشارکاری تاثیرگذارباشند.
چند توصیه برای کاهش فشارعصبی ناشی ازکار
1- هرگاه دچار فشارعصبی شدید ، چند دقیقه دست ازکار بکشید ودرمحلی مانند حیاط یا راهروی محل کارقدم بزنید .
2- ازانجام کارهای اداری درمنزل خود داری کنید.
3- مراقب هرگونه تغییر دروضعیت سلامت خودباشید.
4- ازافرادی که دچار فشارعصبی نمی شوند الگو بگیرید .
5- ازکارکردن درساعت های طولانی وتعطیلات آخرهفته اجتناب کنید.
6- هرچیزی را که به شما درایجاد آرامش کمک می کند یادداشت کنید.
7- هرزمان که احساس کردید کارهای زیادی برای انجام دادن دارید حداقل یک کار را تفویض کنید.
8- سعی کنید حتی المقدور میزکارتان رانزدیک پنجره قراردهید.
9- خود را قانع کنید که ممکن است خواهان خیلی چیزها باشید اما امکان دسترسی به آنها را نداشته باشید.
10- برای حفظ ونگهداری شغل خود به ارزش آن توجه کنید.
11- یادگیری تکنولوژی های جدید ( مثلا کاربا کامپیوتر ) را به تدریج شروع کنید واعتماد به نفس خود را بالا ببرید.
12- قبل ازانتخاب شغل جدید عوامل تنش زای آن را شناسایی کنید.
13- اگر محل زندگی تان نزدیک به محل کاراست گاهی این فاصله را پیاده یا با دوچرخه طی کنید.
14- هرروز ازکارهایی که باید انجام دهید لیستی تهیه کنید وپس ازانجام دادن هرکارروی آن خط بکشید تا لیست کوتاه شود . این کار رضایتمندی شما را افزایش می دهد.
15- « نه » گفتن را یاد بگیرید. وقتی ازپس کاری برنمی آیید یا وقت انجام آن را ندارید ، لزومی ندارد آن را به گردن بگیرید.
16- به عقاید دیگران احترام بگذارید .همیشه حق با شما نیست !
17- برای تعطیلات آخرهفته فعالیت هایی را برنامه ریزی کنید اجازه ندهید روزها همین طور بی برنامه وبیهوده بگذرند.
18- ورزش می تواند به صورت موقت خشم را درمان کند .حتی اگر آن را پشت میزودرحالی که روی صندلی خود نشسته اید انجام دهید!
مریم پوردهقان – کارشناس ارشد آموزش پرستاری
منابع:
1- بررسی ارتباط شدت فشارشغلی وفشارخون درطی نوبت کاری پرستاران. پایان نامه کارشناسی ارشد ،پوردهقان ، مریم ، 1378
2- هیندل ،تیم ، کاهش فشار درمحیط کار،ترجمه منتظری ، محمد. انتشارات سارگل ، 1381
3- کوپر ،کاری ال، فشار روانی و راه های شناخت ومقابله انتشارات رشد 1373
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 5:30 PM نظرات 1

همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
كارآفرينان موفق نگاه نو و متفاوتي به كار و زندگي‌شان دارند. تفاوت آنها با كارآفرينان ناموفق ظريف اما قابل تميز است. اين تفاوت‌ها فراتر از خواسته‌ها و روياهاي آنهاست. اين تفاوت‌ها به عادات يا رموز نهايي برنمي‌گردد. تفاوت آنها به نيروي قابل سنجشي برمي‌گردد كه در دايره تفكر و تعقل اين افراد نهفته است و موجب مي‌شود تحولاتي در شيوه كار، زندگي و روابط شغلي آنها پديد آيد.
در اين مقاله قصد داريم "ويژگي‌ هاي" متمايز كننده كارآفرينان موفق را بررسي كنيم نه "عادات" آنان را. زيرا "عادات" پيش از مطالعه كردن به وجود مي‌‌آيند و در اصل نيازي به مطالعه آنها نيست. از سوي ديگر، كسب عادات ديگران موجب مي‌شود از مسير خود دور افتيد، چرا كه اينها عادات "شما" نيست.9 وجه تمايز كارآفرينان موفق در زير شرح داده شده است كه با فراگيري آنها مي‌توانيد تفاوت قابل ملاحظه‌اي در نوع تفكر، ارزيابي و ديدگاه تان ايجاد كنيد.
1 - اجبار يا توان :
وقتي مي‌خواهيد چيزي را به زور كسب كنيد، بايد از همه طرف متوسل به جبر شويد كه نيازمند تلاش و تقلاي بسيار است. اين در حاليست كه تكيه بر آنچه در توان داريد نيرويي خلق مي‌كند كه از تونايي‌ها فراتر مي‌رود. وقتي فرد تمام نيروهاي دروني، باورها و عواطفش را هم سو مي‌سازد احساس قدرت وتوانمندي مي‌كند و اين امر موجب مي‌شود با صرف انرژي كمتر به اهدافش نايل گردد.   
به عبارتي فرد با هر قدم كه برمي‌دارد چندين گام جلو مي‌افتد.
2- تحقق وظايف يا نيل به هدف
تحقق كارها با به پايان رساندن و تمام كردن آنها همراه است و بيشتر به وظايف برمي‌گردد. وقتي انسان كاري را به پايان مي‌رساند آن چيز معنا و اهميت خود را از دست مي‌دهد. آيا تا به حال براي تحقق كاري تلاش و كوشش كرده‌ايد؟ اگر چنين بوده است آيا با تحقق آن احساس نكرده‌ايد آنقدرها هم مهم نبوده است؟ اين تجربه همواره با ياس همراه است. اما نيل به هدف هيچ‌گاه پايان‌پذير نيست. چرا كه با آگاهي معنوي از معنا و اهميت كار همراه است. اين ديدگاه همواره آرامش دهنده و الهام‌بخش است.
3- كسب اطلاعات يا به كار بستن آنها
بديهي است كه كسب اطلاعات تنها در صورت به كار بستن آنها ثمربخش خواهد بود. متاسفانه بسياري از كارآفرينان و كارفرمايان ساعات زيادي را صرف مطالعه و كسب اطلاعات مي‌كنند. اما هيچ‌گاه آنها را به كار نمي‌بندند.
4- تفكيك يا تلفيق
كارآفرينان موفق مي‌گويند پيش از هر چيز به زندگي‌شان به صورت بخش‌هاي تفكيك شده نگاه كرده‌اند. اين افراد حتي در تجارتشان هم چنين نگاهي به خدمات، محصولات و حتي تلاش‌هايشان دارند. اين امر بايد به صورتي باشد كه كسب موفقيت در هر زمينه به پيشبرد زمينه ديگر منتج شود. براي اين كار مولفه‌ها و طرح‌هاي گوناگون تجارتتان را بنويسيد. سپس درباره اينكه فعاليت در كدام زمينه به برجسته‌سازي زمينه ديگر مي‌‌انجامد بيانديشيد و برنامه‌ريزي كنيد.
5- فقط كار يا كار همراه با تفريح
كار جدي و بدون تفريح تحميلي از "بايد"‌ها و "وظايف" است كه نتيجه‌اي جز خستگي ندارد. با كار سخت و طاقت‌فرسا انسان مي‌خواهد در مقابل چيزي ايستادگي كند. اما كار همراه با تفريح، منبع شادابي، نور،‌الهام و آرامش است. كارآفرينان موفق پيش از پي بردن به نحوه صحيح انجام كارها، فكر مي‌‌كردند بايد فقط تلاش كنند و اين امر سلامتي، انرژي و شادابي را از آنان مي‌گرفت. آنها پس از كسب نتايج ضعيف تصميم گرفتند روش خود را تغيير دهند و آن وقت بود كه خودشان هم شگفت‌زده شده بودند كه "آيا واقعا اينقدر راحت مي‌شد كارها را انجام داد"!
6- حمايت ساختار يا كل فضاي كاري
ساختارها در نحوه انجام امور نقش مهمي ايفا مي‌كنند و حتي اگر ساختار تشكيل‌شده بسيار متفاوت از ساختار ديگران باشد باز هم ايرادي بر آن نيست.ساختارها روي وظايف و نتايج از پيش تعيين شده تكيه مي‌كنند اما برخورداري از حمايت كل فضاي كاري ساختار وسيعتري فراهم مي‌‌آورد كه پيشرفت و ترقي را آسانتر مي‌سازد. تفاوت اين دو در اينست كه محيط براي شما كار مي‌كند ولي براي ساختار شما بايد كار كنيد. حمايت فضاي كاري، ‌ساختارهاي كوچكتر را از آن شما مي‌سازد. كارآفرينان موفق معتقدند اين تفاوت بسيار حائز اهميت است. آنها با بسط ساختارهاي حمايتگر به كل فضاي كاري موفقيت بيشتري نصيب خود مي‌كنند.
7- تغيير رفتار يا تحول
تغيير رفتار سطحي‌تر از تحول است. اين امر به ترك يا آغاز يك رفتار اشاره دارد كه ممكن است ساده يا گذرا باشد. تحول نيروي قوي‌‌تري است كه در نتيجه يك تجربه به وجود مي‌آيد و به دگرگوني عميق و دروني منجر مي‌شود كه اغلب هويت فرد را هم دستخوش تغيير قرار مي‌دهد و براي او ديدگاه متفاوتي به ارمغان مي‌‌آورد.
لحظاتي را به ياد بياوريد كه به يكباره و ناگهان "چيزي دريافت كرده‌ايد". اين شروع يك دگرگوني است. البته هميشه امكان برگشت به روش و رويكرد گذشته وجود دارد. اما هميشه صدايي از درون به شما خواهد گفت كه با برگشت به رويكرد نخست نمي‌توانيد از توانايي‌هاي خود نهايت استفاده را بكنيد. براي نمونه وقتي متوجه شويد افكار شما نتايج كارتان را تحت الشعاع قرار مي‌دهند ديگر نمي‌توانيد اين امر را منكر شويد و اگر گاهي از اين حقيقت غفلت كنيد باز هم صدايي از عمق وجودتان شما را به آن فرا مي‌خواند.كارآفرينان موفق همواره به دنبال كشف تحولات لازم هستند تا بتوانند زندگي و كارشان را باز هم در جهت بهتري هدايت كنند.
8- بدبيني يا خوش‌بيني
بديهي به نظر مي‌رسد كه بهتر است خوش‌بين بود تا بدبين. اما مسئله اينجاست كه مشكل مي‌توان تشخيص داد چه زمان بدبين هستيم. افرادي كه در كشاكش تجارت هستند خود را "واقع‌گرا" توصيف مي‌كنند و مي‌گويند واقعيات و حقيقت امور را مي‌بينند.اما حقيقت اين است كه آنها تنها بخشي از واقعيات را مي‌بينند و اكثر اوقات شرايط را از آنچه كه هست بدتر جلوه مي‌دهند.خوش‌بيني تنها يك طرز تفكر يا رويكرد نيست بلكه يك تعهد است كه فرد را ملزم مي‌دارد نقطه قوت و روشن شرايط را ببيند و آنها را بارور سازد. اين يك اصل معنوي و علمي است كه وقتي انسان قواي خود را بر نقاط سازنده و مثبت متمركز كند و با شور و بصيرت از آنها براي رسيدن به هدفش استفاده نمايد خلاق‌تر و با درايت‌تر مي‌شود.كارآفرينان موفق اين مهارت را در خود "به حد كمال" رسانده‌اند.
9- ارج نهادن به جايگاه خود يا توجه به كمبودها
خواستار شرايط بهتر بودن و بيشتر خواستن چيز بدي نيست. اما بيشتر مردم وقتي درباره خواسته‌هايشان صحبت مي‌كنند بر خلئي كه ميان خواسته‌ها و داشته‌هايشان وجود دارد تكيه مي‌كنند. اين كار موجب مي‌شود نداشتن‌ها از داشتن‌ها پررنگ‌تر شوند و يك گره كور ايجاد شود. ارج نهادن به جايگاهي كه داريد به معناي در لحظه زيستن، عشق ورزيدن به لحظه لحظه زندگي و قدر آن را دانستن است.ارج نهادن به جايگاهي كه داريد آرزوها و روياهايتان را زير سوال نمي‌برد بلكه نيروي اعتماد و احساسات مثبت را تقويت و راه را براي نيل به خواسته‌ها باز مي‌كند.در آخر بايد گفت تفاوت كارآفرينان موفق با ديگران در ديدگاه‌ها، باورها و رفتارهاي آنان نهفته است. بنابراين علاوه بر تغيير عملكرد بايد ذهنيات دروني را هم متحول ساخت و از آن بهره برد.
شما براي موفق شدن در كارتان چه تحولاتي در خود ايجاد كرده‌ايد؟
امیر هوشنگ آذردشتی
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 5:28 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
در دنیای درحال تحول امروز، كامیابی از آن جوامع و سازمانهایی است كه بین منابع كمیاب و قابلیت های مدیریتی و كارآفرینی منابع انسانی خود رابطه معنی داری برقرار سازد. به عبارتی دیگر جامعه و سازمانی می‌تواند در مسیر توسعه، حركت روبه جلو و با شتابی داشته باشد كه با ایجاد بسترهای لازم منابع انسانی خود را به دانش و مهارت كارآفرینی مولد تجهیز كند تا آنها با استفاده از این توانمندی ارزشمند، سایر منابع جامعه و سازمان را به سوی ایجاد ارزش و حصول رشد و توسعه، مدیریت و هدایت كنند.
امروزه كه كار و فعالیت شكل تازه ای به خود گرفته است و به سوی خودكارفرمایی و خوداشتغالی در حركت است. كارآفرینی و كارآفرینان نقش كلیدی در روند توسعه و پیشرفت اقتصادی جوامع مختلف ایفا می‌كنند. تجارب كشورهایی مانند ژاپن، كره جنوبی، مالزی و هند آكنده از فعالیتهای چشمگیر كارآفرینانی بوده است كه امروز به توسعه یافتگی كشور خود می بالند. باید توجه داشت كه كارآفرینان تنها به ایجاد فرصتهای شغلی جدید نمی پردازند بلكه با ساختار، تفكر، تحرك و فرهنگ لازم دست به تخریب خلاق می زنند تا از دل ویرانه های كهن بنای رفیع آبادانی و پیشرفت را برافرازند.   
با توجه به نقش و اهمیت كارآفرینی و سابقه درخشان كارآفرینان در توسعه بسیاری از كشورها و با توجه به مشكلات اقتصادی زیادی كه كشور ما با آن مواجه بوده و دست یاری از هر سویی می طلبد، ترویج و اشاعه مفهوم كارآفرینی، بسترسازی برای فرهنگ حامی كارآفرینی و مهمتر از همه تربیت افراد (به ویژه تحصیلكردگان) كارآفرین سازمانی برای تمامی جوامع بــه خصوص برای جوامع درحال توسعه ای مانند ایران از اهمیت و ضرورت حیاتی برخوردار است.
مقدمه
شرایط اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و فرهنگی امروز كشور به گونه ای است كه حل مشكلات و تنگناها، الگوها و راه حل های جدید و متفاوتی را طلب می كند. تركیب جمعیتی جوان كشور، ضرورت ایجاد فرصتهای شغلی و نیز نوسان بهای نفت سه عامل عمده ای هستند كه موجب می شوند سیاستگزاران و تصمیم سازان كلان كشور به منبع درآمد سهل الوصول دیگری به جز نفت بیندیشند و بی شك آن منبع جز ابتكار، خلاقیت و نوآوری چیز دیگری نیست.
اكنون در عرصه جهانی، افراد خلاق، نوآور و مبتكر به عنوان كارآفرینان منشا تحولات بزرگی در زمینه‌های صنعتی، تولیدی و خدماتی شده اند و از آنها نیز به عنوان قهرمانان ملی یاد می شود. چرخهای توسعه اقتصادی همواره با توسعه كارآفرینی به حركت درمی آید. در اهمیت كارآفرینی همین بس كه طی بیست سال (1980 - 1960) در یكی از كشورهای جهان سوم (هند) تنها 500 موسسه كارآفرینی شروع به كار كرده‌اند و حتی بسیاری از شركتهای بزرگ جهان برای حل مشكلات خود به كارآفرینان روی آورده‌اند.
امروزه نیروی انسانی به عنوان یك منبع نامحدود و محور هر نوع توسعه مطرح می باشد. در این بین كارآفرینان به طورخاص دارای نقشی موثرتر در فرآیند توسعه اقتصادی‌اند. تحقیقات نشان داده كه بین رشد اقتصادی و تعداد كارآفرینان در یك كشور همبستگی مثبت وجود دارد. زیرا كشوری كه دارای تعداد زیادی كارآفرین باشد از محركهای تجاری و اقتصادی قویتری برخوردار است.
آموزش و پرورش كارآفرینان سازمانی نیازمند یك متدولوژی آموزشی اجرایی برای همكاری تنگاتنگ بین صنعت و دانشگاه جهت مواجهه با فشارهای شدید اجتماعی حاصل از رشد سریع فناوری و كمبود نیروی انسانی متخصص در جهان امروز است.
در این روش كه عنوان كارآفرینی یافته، انسانها به گونه ای پرورش می یابند كه خود درجهت خلق كار قدم بردارند. مشاهدات حاصل از اعمال این متدولوژی به صورت موردی در قالب مأموریت اجتماعی، اهداف، مقصد مشخص، و نیز فعالیتهای مترتب آن منعكس گردیده اند.

تعریف كارآفرینی
كارآفرینی، واژه ای است نو كه از معنی كلمه اش نمی توان به مفهوم واقعی آن پی برد. این واژه به جای كلمه Entrepreneurship به كار می رود كه در اصل از كلمه فرانسوی ENTREPRENDER به معنای متعهدشدن نشأت گرفته است. بنابر تعریف واژه نامه وبستر كارآفرین كسی است كه متعهد می شود یك فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل نماید. بعضی از دانشمندان نظیر شومپیتر، كارآفرین را مهمترین عامل توسعه اقتصادی دانسته‌اند. وی معتقد است كارآفرین یك مدیر صاحب فكر و ابتكار است كه همراه با خلاقیت، ریسك پذیری، هوش، اندیشه، و وسعت دید، فرصتهای طلایی می آفریند. او قادر است كه با نوآوریها تحول ایجاد كند و یك شركت زیان ده را به سوددهی برساند.
سیر تكامل فعالان اقتصادی یا كارآفرینان نشان می دهد كه كارآفرینی در نظریه های اقتصادی تبلور یافته و به عنوان عامل اصلی ایجاد ثروت یا موجد ارزش اقتصادی شناخته و از قرن پانزدهم تاكنون در كانون بحث مكاتب مختلف اقتصادی قرار داشته است. اما سابقه مفهوم كارآفرینی در دانش امروزی به دویست سال پیش برمی‌گردد. اولین كسی كه این مسئله را مطرح كرد فردی به نام كانتیلون است. این واژه دستخوش تعاریف جدید شده و ترجمه آن در ایران به معنای همان كسی است كه زیربار تعهد می رود. امروزه بسیاری از شركتها به لزوم كارآفرینی سازمانی پی برده اند.
می توان گفت در واقع‌، هنوز هم‌ تعریف‌ كامل و جامع‌ كه مورد پذیرش‌ همه‌ی‌ صاحبنظران‌ قرار گیرد از واژه كارآفرینی ارائه‌ نشده‌ است‌، لیكن‌ در این‌ بین‌ تئوری‌ و تعاریف‌ اقتصاددان‌ مشهور اتریشی‌ به‌ نام‌ جوزف‌ شومپیتر از كارآفرینی‌ و نقش‌ كارآفرینان‌ در فرآیند توسعه؛‌ مورد توافق‌ و ارجاع‌ اكثر محققین‌ در این‌ زمینه‌ است‌. بر طبق‌ نظر وی‌ كارآفرین‌ نیروی‌ محركه اصلی‌ در توسعة‌ اقتصادی‌ و موتور توسعه‌ می‌باشد و نقش‌ وی‌ عبارت‌ است‌ از نوآوری‌ یا ایجاد تركیب‌های‌ تازه‌ از مواد. شومپیتر مشخصه اصلی‌ كارآفرین‌ را «نوآوری‌»می‌دانست‌ و كار یك‌ كارآفرین‌ را «تخریب‌ خلاق‌» تعریف‌ كرد. وی‌ در كتاب‌ «نظریة‌ اقتصاد پویا» اشاره‌ می‌كندكه‌ تعادل‌ پویا از طریق‌ نوآوری‌ و كارآفرینی‌ ایجاد می‌گردد و اینها مشخصه‌ی‌ یك‌ اقتصاد سالم‌ هستند.
سابقه كارآفرینی در دنیا
در اوایل سده شانزدهم میلادی كسانی را كه در كار مأموریت نظامی بودند كارآفرین می خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت‌هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانكاران دولت كه دست اندركار امور عمرانی بودند، از لفظ كارآفرین زیاد استفاده شده است.
كارآفرینی و كارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مكاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاكنون به نحوی كارآفرینی را در نظریه‌های خود تشریح كرده‌اند. ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 كه همزمان با دوران ركود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری كارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را «پدر كارآفرینی» لقب داده‌اند.
از نظر وی «كارآفرین نیروی محركه اصلی در توسعه اقتصادی است » و نقش كارآفرینی عبارت است از «نوآوری یا ایجاد تركیب های تازه از مواد». همچنین كارآفرینی از سوی روانشناسان و جامعه‌شناسان با درك نقش كارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگیها و الگوهای رفتاری آنها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفته است.
سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی
به طور کلی و با عنایت به موارد اشاره شده در فوق ، سیر تاریخی مفهوم كارآفرینی را می‌توان به پنج دوره تقسیم نمود:
دوره اول ( قرون 15 و 16 میلادی) : در این دوره به صاحبان پروژه‌های بزرگ كه مسئولیت اجرایی این پروژه‌ها همانند ساخت كلیسا، قلعه ها، ‌تأسیسات نظامی و .... از سوی دولتهای محلی به آنها واگذار گردید. كارآفرین اطلاق می‌شد، در تعاریف این دوره پذیرش مخاطره، لحاظ نشده است.
دوره دوم ( قرن 17 میلادی) : این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و بعد مخاطره پذیری به كارآفرینی اضافه شد كارآفرین در این دوره شامل افرادی همانند بازرگانان ، صنعتگران و دیگر مالكان خصوصی می‌باشد.
دوره سوم ( قرون 18و 19 میلادی) : در این دوره كارآفرین فردی است كه مخاطره می‌كند و سرمایه مورد نیاز خود را از طریق وام تأمین می‌كند، بین كارآفرین و تأمین كننده سرمایه (سرمایه‌گذار) و مدیر كسب و كار در تعاریف این دوره تمایز وجود دارد.
دوره چهارم ( دهه‌های میانی قرن بیستم میلادی) : در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولی جدید، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یك جزء اصلی به تعاریف كارآفرینی اضافه شده است.
دوره پنجم، دوران معاصر( از اواخر دهه 1970 تاكنون ) : در این دوره همزمان با موج ایجاد كسب و كارهای كوچك و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش كارآفرینی به عنوان تسریع كننده این سازوكار، جلب توجه زیادی به این مفهوم شد و رویكرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. تا قبل از این دوره اغلب توجه اقتصاددانان به كارآفرینی معطوف بود، اما در این دوره به تدریج روانشناسان، جامعه ‌شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف كارآفرینی و كارآفرینان توجه نموده‌ا‌ند.
تا دهه 1980 سه موج وسیع ، موضوع كارآفرینی را به جلو رانده است:
موج اول: انفجار عمومی مطالعه و تحقیق در قالب انتشار كتابهای زندگی كارآفرینان و تاریخچه شركتهای آنها، چگونگی ایجاد كسب و كار شخصی و شیوه‌های سریع پولدار شدن می‌باشد. این موج از اواسط دهه 1950 شروع می‌شود.
موج دوم: این موج كه شروع آن ازدهه 1960 بوده شامل ارائه رشته‌های آموزش كارآفرینی در حوزه‌های مهندسی و بازرگانی است كه در حال حاضر این حوزه‌ها به سایر رشته‌ها نیز تسری یافته است.
موج سوم: این موج شامل افزایش علاقمندی دولتها به تحقیقات در زمینه كارآفرینی و بنگاههای كوچك، تشویق رشد شركت‌های كوچك و انجام تحقیقات در خصوص نوآوری‌های صنعتی می‌شود كه از اواخر دهه 1970 آغاز شده است.
سابقه كارآفرینی در ایران
علی‌رغم اینكه در كشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به بعد به موضوع كارآفرینی توجه جدی شده و حتی در بسیاری از كشورهای درحال توسعه هم از اواخر دهه 1980 این موضوع را مورد توجه قرار داده‌اند، در كشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به كارآفرینی نشده بود. حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشكل بیكاری و پیش‌بینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد كه در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه كارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه كارآفرینی در سطح وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، ‌جهاد كشاورزی، صنایع و معادن و فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیت‌های آنها، مطرح شده است.
متأسفانه واژه كارآفرینی كه ترجمه‌ای از كلمه Entrepreneurship است، موجب گردیده است كه معنی ایجاد كار و یا اشتغال‌زایی از این واژه برداشت می‌شود. در حالیكه كارآفرینی دارای مفهومی وسیعتر و با ارزشتر از اشتغال‌زایی است. این برداشت ناصحیح از این مفهوم و همچنین تورم نیروی انسانی بیکار در جامعه ( به ویژه در بین دانش‌آموختگان دانشگاهی)، موجب شده بسیاری از سیاستهایی که برای توسعه آن اتخاذ شده و نیز در بخشنامه‌ها و سخنرانی‌های مسئولان در این خصوص، صرفاً جنبه اشتغال‌زایی برای آن در نظر گرفته شود. در حالیکه کارآفرینی دارای پیامدهای مثبت و مهم دیگری همانند: بارور شدن خلاقیت‌ها، ترغیب به نوآوری و توسعه آن، افزایش اعتماد به نفس، ایجاد و توسعه تکنولوژی، تولید ثروت در جامعه و افزایش رفاه عمومی است و در صورتیکه فقط به جنبه اشتغال‌زایی آن توجه شود، از سایر پیامدهای آن بی‌بهره خواهیم ماند .
منبع: سایت خبری عصر ایران
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 5:26 PM نظرات 0
 

همت وكارمضاعف در حوزه كارافريني
راه آغاز كسب و كار تداوم كارآفريني لزوما دشوار نيست اما از آن جا كه بسياري از افراد قبل از وارد شدن اين عرصه به نكات مهم و اساسي توجهي ندارند، پس از آغاز فعاليت خود را در مسيري دشوار مي يابند. در مقاله حاضر به مهم ترين اشتباهات كارآفرين ها اشاره مي شود. اين گروه از افراد بايد طوري به نكات ذكر شده در اين مقاله توجه كنند كه گويي زندگي حرفه اي شان به اين توجه و اجتناب از اشتباهات بستگي دارد.
1- توجه بيش از حد به كارهاي روزمره: مسلما كارآفرين ها در تمام شركت ها چه كوچك و چه بزرگ بايد تا اندازه اي در فعاليت هاي روزمره كسب و كار درگير شوند اما به ياد داشته باشيد كه شما همواره بايد به تصور بزرگ يعني اهداف بلندمدت كسب و كار فكر كرده و هدف خود را رشد مداوم شركت قرار دهيد. درگيري بيش از حد به كارهاي خرد باعث مي شود از وظيفه اصلي تان كه هيچكس ديگر قادر به انجام آن نيست يعني تعيين اهداف توسعه اي شركت غافل شويد.
2- آشنا نبودن با جنبه هاي مختلف فعاليت حرفه اي: نقريبا تمام كارآفرين ها قبل از آغاز فعاليت مستقل اقتصادي، در ديگر بنگاه ها به عنوان كارمند مشغول كار بوده اند. در دوران كارمندي بايد به تمام رمز و رازهاي فعاليت شركت از نزديك آشنا شده باشيد.   
اين تجربه در مديريت كسب و كار كمك فراواني به شما خواهد كرد. در تحقيقات مختلف ثابت شده كارآفرين هايي كه سال ها قبل از شروع كارآفريني، ايده فعاليت مستقل اقتصادي را در سر داشتند و با اين ذهنيت به تجربه آموزي از محل كار كنوني شان پرداخته اند، بسياري موفق تر هستند.
3- شراكت بدون تحقيق: بسياري از كسب و كارهاي جديد ابتدا با همكاري چند نفر آغاز مي شود اما هنگامي كه كار جنبه جدي به خود مي گيرد. مشخص شدن وضعيت حقوقي و قانوني هر يك از طرف ها از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. تجربه نشان داده كارآفرين هايي كه در نخستين قدم ها بدون توجه به اين موضوع ديگران را در فعاليت هاي شركت شريك كرده اند با مشكلات گوناگون روبه رو شده اند. به اين ترتيب به جاي آن كه دنبال شريك باشيد، وقت و انرژي خود را صرف يافتن بهترين نيروي انساني كنيد.
4- خريد يك كسب و كار به جاي راه اندازي شركت از ابتدا: در نگاه نخست به نظر مي رسد آغاز يك كسب و كار از نقطه صفر بسيار كم هزينه تر از خريد يك شركت است اما به اين نكته توجه كنيد كه با آغاز از صفر، مهم ترين دارايي شما يعني زمان بيش از حد مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر شركتي را كه كم تر از حد واقعي قيمت گذاري شده به تملك درآوريد و آن را سر و سامان دهيد، در بلندمدت بسيار موفق تر خواهيد بود.
5- تصور اين كه يك ايده براي موفقيت شركت كافي است: موفقيت يك كسب و كار به عوامل مختلف از جمله مديريت صحيح، كالاي باكيفيت و ايده هاي خلاق نيازمند است. هرگز نبايد تصور كنيد يكي از اين عوامل به تنهايي شركت را پيش خواهد برد. مدير به عنوان كسي كه سياست هاي شركت را تدوين مي كند بايد با دقت در تمام عوامل موثر بر عملكرد شركت زمينه موفقيت آن را فراهم كند.
6- بيش از حد كوچك فكر كردن: بسياري از كارآفرين ها دچار اين اشتباه مي شوند يعني هدف نهايي شان از آغاز فعاليت اقتصادي مستقل، داشتن درآمد محدود به اندازه وقتي است كه خود كارمند بودند. اين تصور باعث مي شود حتي همين درآمد محدود نيز حاصل نشود. زيرا معمولا تنها بخشي از هدف تحقق مي يابد. به ياد داشته باشيد كه اگر ستاره ها را هدف بگيريد حتي اگر موفق نشويد حداقل به ماه خواهيد رسيد. پس بزرگ بينديشيد. هدف نهايي خود را تبديل شركت به شركتي بزرگ و پر سود قرار دهيد.
7- رقابت صرفا بر سر قيمت: اين روش سريع ترين راه براي ورشكسته شدن است. كسب و كار بدون سود يا با سود اندك بي معناست و تنها به هدر رفتن منابع منجر مي شود. كارآفرين ها بايد با ارايه محصول با كيفيت و آموختن فنون بازاريابي و فروش، قيمت محصول را با سودي منطقي و قابل قبول تعيين كنند. هميشه اين طور نيست كه مشتري كالاي با قيمت پايين را خريداري كند.
8- صرفه جويي غيرمنطقي در هزينه ها: در هر شركت يا كسب و كار فعاليت هاي مختلفي انجام مي شود كه شما به عنوان كارآفرين شخصا قادر به انجام بسياري از آن ها هستيد. در نگاه اول ممكن است اين ايده وسوسه كننده به نظر رسد كه با انجام كارها، در هزينه هاي استخدام نيروي كار صرفه جويي خواهيد كرد اما با اين اقدام در بلندمدت از وظايف اصلي خود بازخواهيد ماند.
9- استخدام نيروي كار ارزان: به ياد داشته باشيد هر قدر پول بدهيد آش خواهيد خورد. استخدام افراد با دستمزد پايين به اين معناست كه آن افراد تبحر و تخصص لازم را براي انجام امور شركت ندارند. حتي اگر متخصص باشند و به اجبار دستمزد پايين را بپذيرند، آن طور كه بايد كار نخواهند كرد. بنابراين هر كس از راه رسيد و دستمزد پايين را پذيرفت استخدام نكنيد. صبر كنيد تا فرد مورد نظر را كه از توانايي هاي لازم جهت پيشبرد اهداف شركت برخوردار است، بيابيد با اين كار در بلندمدت در بسياري از هزينه ها صرفه جويي خواهيد كرد و كارآيي را افزايش خواهيد داد.
10- بي توجهي به تنها يك حوزه از كسب و كار: كارشناسان متفق القول معتقدند هم كسب و كار از سه حوزه اصلي تشكيل شده است: فروش و بازاريابي، امور مالي و مديريتي و عمليات. شما به عنوان كارآفرين بايد هر سه حوزه را همزمان و سازگار با هم پيش ببريد نه صرفا حوزه اي را كه در آن تبحر داريد. در زمينه هايي كه تبحري نداريد از افراد متخصص استفاده كنيد.
11- نظارت نداشتن: مديران موفق كساني هستند كه قادرند در تمام حوزه هاي فعاليت اقتصادي شركت، كارآيي و ميزان موفقيت را اندازه گيري كنند. به عبارت ديگر چيزي را كه نمي توانيد اندازه گيري كنيد، نمي توانيد مديريت كنيد. از همان روز اول فعاليت شركت همه چيز بايد ثبت شده و روند تغييرات با دقت مورد بررسي قرار گيرد. مقايسه ميزان پيشرفت با اهدافي كه از پيش در جدول زماني بريا شركت تعيين كرده ايد به شما نشان خواهد داد در كجاي مسير قرار داريد و در آينده چطور بايد حركت كنيد تا عقب ماندگي ها جبران شود. فواصل زماي ارزيابي حساب هاي مالي و معيارهاي پيشرفت به نوع فعاليت شركت بستگي دارد اما هر چه اين فواصل كوتاه تر باشد درك شما از وضعيت شركت بيش تر خواهد بود.
12- برقرار نكردن رابطه بلندمدت تجاري با مشتري ها: يكي از كليدهاي موفقيت كسب و كار، برقراري رابطه بلندمدت و سودده با مشتري هايي است كه براي نخستين بار از كالا و خدمات شما استفاده مي كنند. در دنياي كنوني تجارت، روابط بلندمدت با مصرف كننده حرف نخست را در سوددهي شركت مي زند. براي موفقيت در برقراري اين رابطه بيش از آنچه وعده داده ايد خدمات به مشتري ارايه دهيد.
منبع: www. Businessweek.com
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در دوشنبه 10 خرداد 1389  ساعت 4:09 PM نظرات 1


  • تعداد صفحات :32
  •    
  •   
  • 20  
  • 21  
  • 22  
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • >  
POWERED BY RASEKHOON.NET