با همت و کاری مضاعف، مژده عشق و امید را هدیه می دهیم. به وبلاگ همت والا خوش آمدید

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
تناسب شخصيت فرد با شغل وي تا چه اندازه بر عملكرد و رضايت شغلي وي تاثيرگذار است؟
اشخاص از بسياري جهات با يكديگر متفاوتند. هر يك از افراد داراي صفات و ويژگي‌هايي هستند كه در مجموع هستي آنها را تشكيل مي‌دهد. هرچند بعضي اشخاص شباهت‌هايي با هم دارند ولي هيچ‌گاه دو نفر به طور كامل شبيه هم نيستند. به عبارت ديگر اشخاص، منحصر به فرد هستند.
مديران هنگام استخدام افراد براي يك شغل خاص، با توجه به نوع و ماهيت آن شغل، عوامل متعددي را درنظر مي‌گيرند از جمله عوامل فيزيكي (چهره، قد و نوع لباس پوشيدن)، توانايي‌هاي فرد اعم از توانايي‌هاي فيزيكي و فكري، مدرك تحصيلي، مهارت‌هاي فرد، تجربه كاري، تفاوت‌هاي رواني افراد مثل نحوه نگرش، ادراك، خلاقيت و... .البته دو موضوع را بايد درنظر گرفت؛ يكي اينكه علم و دانش‌ بشري در شناخت انسان بسيار محدود است و ديگر اينكه توانايي ما نيز در سنجش افراد محدود است.
يكي از عواملي كه هنگام انتخاب افراد براي استخدام يا انتخاب براي يك شغل خاص مي‌تواند مورد بررسي قرار گيرد شخصيت فرد است.شخصيت، مجموعه‌اي از ويژگي‌هاي رواني- اجتماعي است كه در فرد به صورت پايدار وجود دارد و بر رفتار و تفكر وي اثرگذار است.به عبارت ديگر هر شغل داراي ويژگي‌هايي منحصر به فرد است؛   
مثلا آيا اين شغل نيازمند كار فكري است يا جسمي، محيط شلوغ دارد يا خلوت، كار به‌تنهايي انجام مي‌شود يا با گروه، نحوه نظارت چگونه است و بسياري از مسائل ديگر؛ در مقابل، افراد هم داراي ويژگي‌هاي شخصيتي هستند، دوست دارند به‌تنهايي يا در گروه كار كنند، برخي به فعاليت‌هاي ذهني و برخي به فعاليت‌هاي جسمي علاقه دارند، برخي مسئوليت‌پذير و برخي مسئوليت‌ناپذير هستند.
تلاش اين مقاله آن است كه هر فرد را در شغل مناسب خود قراردهد به طوري كه بين شغل و خصوصيات شخصي تناسب و سازگاري وجود داشته باشد. يك گزارش تحقيقي از آژانس استخدامي توكيو حاكي از آن است كه شركت‌هاي ژاپني به تناسب شخصيت داوطلبان با شخصيت سازمان و شغل بيشترين توجه و تاكيد را دارند.
شايد راز موفقيت شركت‌هاي ژاپني در اين باشد كه شخصيت افراد را مقدم برتخصص و مهارت آنها مي‌دانند.
به اعتقاد بسياري از نويسندگان، وجود تناسب بين شخصيت و ويژگي‌هاي شغلي و سازماني باعث ايجاد رضايت بيشتر فرد، ايجاد انگيزه‌هاي درونزا در فرد، افزايش كارايي، خلاقيت و مسئوليت‌پذيري خواهد شد اما در صورت عدم وجود اين تناسب نمي‌توان آن را با انگيزه‌هاي بيروني مانند پول، پاداش و... جبران كرد.
در ادامه اشاره خواهيم كرد كه تناسب ويژگي‌هاي شغلي با شخصيت شاغل چگونه بر رضايت شغلي او اثر مي‌گذارد.به عبارت ديگر وجود تناسب بين ويژگي‌هاي شخصيتي فرد از يك‌سو و ويژگي‌هاي شغل وي از سوي ديگر باعث بالارفتن رضايت او از شغلش خواهد شد؛ همچنين وجود اين تناسب به چه شكلي مي‌تواند تاثير عميقي بر عملكرد بهتر فرد در شغلش داشته باشد.
تعريف شخصيت
شخصيت عبارت است از مجموعه ويژگي‌هاي جسماني، رواني و رفتاري كه هر فرد را از افراد ديگر متمايز مي‌كند (كريمي، 1376،7).شخصيت افراد منحصر به فرد است اما شخصيت افراد مختلف داراي وجوه اشتراك نيز هست.همچنين شخصيت فرد بالغ نسبتا ثابت باقي مي‌ماند اما دو عامل رشد و تجربه مي‌توانند آن را تغيير دهند (راس، 3.:1375.)
عوامل موقعيتي دو تاثير عمده بر شخصيت دارند:
1 – بر شخصيت فرد تاثير مي‌گذارند.
2 – باعث آشكارسازي ويژگي‌هاي فرد مي‌شوند. يعني برخي ويژگي‌هاي شخصيتي فقط در شرايط خاصي خود را نشان مي‌دهند (مورهد و گريفن، 1380، 69).
تئوري‌هاي صفات شخصيتي
بنا بر نظر آلپورت هر شخص داراي مجموعه‌اي از صفات مشترك است ولي همان شخص داراي تعدادي صفات متفاوت و منحصربه‌فرد نيز هست. آلپورت شخصيت‌ها را به چهار دسته مشترك اجتماعي، سياسي، مذهبي و زيباشناسي تقسيم مي‌كند (مورهد و گريفن، 70،1380 ).
به نظر ريموند كاتل، هر انسان را مي‌توان در قالب مجموعه صفات شخصيتي توصيف كرد:
1 – صفات سطحي و ظاهري كه منعكس‌كننده رفتارهاي قابل مشاهده و ثابت است (درستي و نادرستي، خونسردي و صميمت).
2 – صفات دروني يا منشأ كه به علت مخفي‌بودن، اغلب قابل پيش‌بيني نيستند (اعتماد و سوءظن، بلوغ و عدم بلوغ، تسلط و عدم‌تسلط) (مورهد و گريفن، 70،1380).
نظريه شخصيتي انتخاب شغل
از ديدگاه اين نظريه، انسان با توجه به ويژگي‌هاي شخصيتي خود شغلي را برمي‌گزيند كه برآورنده نيازهايش باشد. افرادي كه مشاغل يكساني را انتخاب مي‌كنند تا حدود زيادي ويژگي‌هاي شخصيتي مشابهي دارند.
به نظر جان ال هالند هركدام از انواع شخصيت، نيازمند محيطي است كه با آن خصوصيات هماهنگي و سازگاري داشته باشد و بيشترين امكان براي رشد و شكوفايي خود را فراهم آورد. او در اين زمينه شخصيت افراد را به 6 نوع تقسيم مي‌كند:1 – كاوشگر 2 – هنرگرا 3- اجتماعي 4- واقع‌گرا 5- سنت‌گرا 6- سوداگر.
تناسب بين شغل و شخصيت
چگونگي شخصيت افراد در سازگاري شغلي اهميت زيادي دارد. بعضي مشاغل براي افراد سربه‌زير و ساكت مناسب است در حالي كه تعدادي از مشاغل براي افراد برونگرا و سازگار مناسب به نظر مي‌رسد. توانايي سازگاري اجتماعي سهم بزرگي در موفقيت شغلي دارد. در بعضي از مشاغل روي انواع خاصي از مهارت‌هاي اجتماعي تاكيد مي‌شود؛ در مقابل براي برخي ديگر از شغل‌ها افراد آرام و درونگرا مناسب هستند (حسيني، 80،1379).
رضايت شغلي
رضايت شغلي يكي از عوامل بسيار مهم در موفقيت شغلي است. رضايت شغلي عاملي است كه باعث افزايش كارايي و نيز احساس رضايت فردي مي‌شود.رضايت شغلي براثر عوامل متعددي حاصل مي‌شود.
رضايت شغلي نوعي احساس مثبت فرد به شغلش است كه زاييده عواملي چون محيط كار، نظام سازماني شغل، روابط حاكم بر محيط كار، عوامل فرهنگي و از همه مهم‌تر ماهيت و چگونگي خود شغل است.
بررسی علل رضایت شغلی
رضایت شغلی چیست و چگونه می توان به آن دست یافت؟ این مسأله ای است كه بسیاری افراد با آن دست به گریبانند. چه افراد جویای كار كه می خواهند برای اولین مرتبه محیط كار را تجربه كنند و چه كسانی كه سالهاست در حرفه خود مشغولند و از مشكلات آن رنج می برند. محیط كار هر انسانی خانه دوم اوست، چه بسیار افرادی كه عمده ساعات شبانه روز خود را مجبورند در محیط كاری خود بگذرانند. ساده پیداست كه این محیط نیز همچون خانه باید برآورنده حداقلی از نیازهای روحی و روانی افراد باشد تا آنها بتوانند ضمن كسب درآمد به ارتقای دانش حرفه ای خود پرداخته و خدمتی صادقانه ارائه دهند.
عوامل متعددی وجود دارد كه در كنار هم می توانند ایجاد كننده رضایت شغلی در افراد باشد. چه بسا تنها نبود یك عامل از مجموع این عوامل می تواند از ایجاد رضایت در فرد بكاهد یا حتی او را در زمره افراد ناراضی از شغل خود قرار دهد. میزان درآمد، وجهه اجتماعی، امكان ارتقای شغلی، نحوه مدیریت در محل كار، عدم تبعیض و میزان آگاهی فرد از شغل خود از مهمترین عوامل ایجاد رضایت شغلی در افراد است.میزان درآمد یكی از جدی ترین و مهمترین دلایل انتخاب شغل در افراد است به گونه ای كه در بسیاری از موارد حتی می تواند باعث نادیده گرفتن عوامل دیگر باشد. گاه افرادی را می بینیم كه با وجود داشتن مشاغل مهم، كلیدی و دارای پایگاه و وجهه اجتماعی تنها به دلیل كمی درآمد از شغل خود احساس رضایت نكرده به گونه ای كه حتی در موارد بسیاری به تغییر شغل خود حتی با شغلهایی با منزلتی پائینتر اقدام می كنند. فیشر و هانا رضایت شغلی را عاملی روانی قلمداد می نمایند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و شرایط اشتغال می انگارند. یعنی اگر شغل مورد نظر لذّت مطلوب را برای فرد تأمین کند در این حالت فرد از شغلش راضی است در مقابل چنانچه شغل مورد نظر رضایت و لذّت مطلوب را به فرد ندهد در این حالت فرد شروع به مذمت شغل می کند و در صدد تغییر آن بر می آ ید.فلدمن وآرنولد رضایت شغلی را مجموعه گرایش های مثبت افراد نسبت به شغل دانسته ومعتقدند وقتی گفته می شود یک فرد از شغل خود رضایت بالایی دارد در حقیقت منظور این است که وی به طور کلی به میزان زیاد شغلش را دوست دارد وتوانسته است از طریق شغلش نیازهای خویش را تأمین نماید ودر نتیجه احساسا سات مثبتی به آن دارد.
فرد لوتانر رضایت شغلی را یک حالت عاطفی مثبت یا خوشایندی می داند که حاصل ارزیابی فرد از شغلش یا تجارب شغلی اش می باشد وی اضافه می نماید رضایت شغلی نتیجه ادراک کارکنان از آنچه به نظرشان مهم است وشغل شان آن را بخوبی فراهم کرده می باشد.
به اعتقادگوردن ،رضایت شغلی یک واکنش عاطفی است که از ادراک فرد نسبت به اینکه شغل او ارزش های شغلی اش را تا مین می کند و یا به او اجازه تا مین وارضای آنها را می دهد ناشی می گردد. علاوه بر این رضایت شغلی به توافق این ارزش ها با نیاز های شخص بستگی دارد.
هرزبرگ معتقد است که انگیزش شغلی تحت تأثیر عوامل درونی و خارجی می باشد. عوامل انگیزشی درونی (ذهنی) از انجام کار ناشی شده و موجب رضایتمندی فرد می شوند، مثل موفقّیت، پیشرفت، قدردانی و ماهیت کار و عوامل خارجی عمدتاً با محیط و زمینه شغل ارتباط دارند و کارکنان را در سازمان ابقا می کنند و شامل خط و مشی و مقررات و شرایط محیط کار، حقوق و دستمزد، روابط شخصی با هم ردیفان و امنیت شغلی می شود.شرتزر معتقد است رضایت شغلی به معنای دوست داشتن وظائف مورد لزوم یک شغل، شرایطی که در آن کارانجام می گیرد و پاداشی که برای آن دریافت می شود و اینکه فعالیتها، امور و شرایطی که کار یک فرد را تشکیل می دهند تا چه حدودی و با چه نحوی نیازهایش را برآورده می سازد، بستگی به قضاوت وی دارد. شخص باید موارد مثبت و منفی شغل خود را موازنه کند، چنانچه موارد مثبت بر منفی غلبه کند احتمال دارد که از کارش راضی باشد. افراد از نظر میزان رضایتی که شغلشان برای آنها فراهم می سازد بسیار متفاوتند.لوی گاربو و مونت مارکوت تعریفی دیگر از رضایت شغلی ارائه می دهند از نقطه نظر آنان، رضایت شغلی ارزیابی فرد نسبت به تجربه گذشته و اینکه انتخاب همین شغل در آینده نیز بهترین گزینه است، کارمند از میزان مطلوبیت کاری که تجربه می کند گزارش نمی دهد، بلکه در این زمینه قضاوت می کند که اگر مجدداً بخواهد شغلی انتخاب کند شغل فعلی را انتخاب می کند یا نه. هرسی و بلانچارد معتقدند رضایت شغلی تابعی است از سازگاری انتظارات سازمانی با نیازهای سرشت کلی فرد. در حالتی که این دو توافق داشته باشند رفتار به طور همزمان برآورنده انتظارات سازمان و نیازهای فرداست یعنی اثر بخشی و رضایت توأماً حاصل می گردند.وانوس ولولر، تعریف عملیاتی از رضایت شغلی مطرح می سازند این تعریف ابعاد مختلف رضایت شغلی را در بردارند:1- رضایت شغلی جامع به عنوان مجموع رضایت از جنبه های مختلف شغل 2- رضایت شغلی به عنوان جمع وزنی و رضایت حاصل از جنبه های مختلف شغل 3- رضایت شغلی به عنوان جمع دستیابی به اهداف نیازهای محقق شده 4- رضایت شغلی به عنوان سازگاری با مفهوم ظرفیت شغلی 5- رضایت شغلی به عنوان تفاوت بین آنچه هست با آنچه باید باشد. 6-رضایت شغلی به عنوان نتیجه مقایسه بین وضع موجود و وضع مطلوب 7-رضایت شغلی به عنوان معیار مطلوبها یا ایدئالهایی که فرد دارد. 8-رضایت شغلی به عنوان اهمّیت رویه های شغلی 9- رضایت شغلی به عنوان تفاوت بین اهمّیت رویه ای شغلی و درکی که از اجرای آن رویه می شود.ویکتور وروم، در مورد رضایت شغلی می گوید:یک نوع برداشت ذهنی که فرد نسبت به شغل خود دارد وانجام یک نوع رفتار سازمانی است. بنابراین رضایت ازانجام کار در اثر عوامل کاملا متفاوت بوجود می آید.
بطور کلی رضایت شغلی را به صورت زیر می توان تعریف کرد :
رضایت شغلی که نوعی احساس مثبت فرد نسبت به شغلش می باشد زائیده عواملی نظیر شرایط محیط کار، نظام سازمانی شغل، روابط حاکم بر محیط کار و تأثیر عوامل فرهنگی است. لذا می توان نتیجه گرفت رضایت شغلی،احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متأثر می شود.
گردآورنده-مژگان محسني
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:36 PM نظرات 0


همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
امروزه سرمایه انسانی به منزله با ارزش ترین ذخیره هر ملت ، در رشد حوزه های اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی جوامع نقش به سزایی دارد ، به همین منظور در نظر گرفتن قشرهای مختلف به ویژه زنان ، در جهت گیری و سیاستگذاری های کلان نظام اقتصادی توجه ویژه ای می طلبد .به گزارش خبرگزاری زنان ایران ، فرشاد جابری عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه بحث اشتغال زنان در ایران و جهان افزود : کشورهایی مثل انگلستان در ابتدا بر این عقیده بوده اند که یک دوره واحد برای زنان در خصوص دوره زایمان و پرورش کودک اختصاص دهند. این نظر در ابتدا با موفقیت همراه بود اما پس از مدت زمانی این الگو نیز به چالش کشیده شد .در مجموع امروز مشارکت زنان در بازار کار مشابه مشارکت مردان است گرچه این مسئله در سطحی پایین تر اتفاق می افتد .
بازگشت زود هنگام به بازار کار ؛اهمیت خاصی در آینده شغلی زنان دارد
بررسی های جدید نشان می دهد بازگشت زود هنگام زنان به بازار کار اهمیت خاصی در آینده شغلی و اقتصادی آنان دارد . در آمریکا نسبت زنانی که تمام سال را کار می کنند در طول دهه های اخیر افزایش یافته است این در حالی ست که علی رغم این گرایش ، کاهش قابل ملاحظه ای در رضایت و حجم کاری آنان ایجاد شده است .جابری ادامه داد : شاید به دلیل همین عدم رضایت روزافزون از کار است که بخشی از زنان به سوی مدلهای خانوادگی مشتاق شده اند یعنی مدلی که مرد نان آور خانواده باشد .   

تحول در ساختارهای فرهنگی و اجتماعی
محمدرضا زیبایی نژاد یکی دیگر از پژوهشگرانی ست که در عرصه اشتغال زنان به بررسی و پژوهش پرداخته است وی در یکی از مقالات خود در این باره می نویسد : آمار اشتغال زنان از سال 1335 تا 1385 نشان می دهد که جز مقطع زمانی سالهای 1355 تا 1365، منحنی اشتغال زنان روند صعودی داشته است .
در دهه های اخیر نظام آموزشی مدرن در کشورهای مختلف ، نقش تعیین کننده ای در کم رنگ شدن ارزشهای خانوادگی و تمایل به اشتغال در میان زنان داشته است ؛ تا آنجا که می توان یکی از فلسفه های مهم نظام آموزشی موجود را آمادگی برای احراز مشاغل دانست .از اینجا می توان حدس زد که چرا بسیاری از دختران دارای تحصیلات عالی، در صورت نبود زمینه های اشتغال به بحران هویت دچار می شوند .
از سوی دیگر جنبش فمینیسم که با استفاده از قدرت رسانه ها در دهه 1960 احیا گردید ، زنانی را که هنوز از ایفای نقش زیست شناختی خود، در تعلق به خانه و خانواده، احساس کامیابی می کردند و از وابستگی مالی به همسر خود ناراضی نبودند مورد بازآموزی قرار داد، تا از این طریق مطالبات زنان را برای دستیابی به مناصب اقتصادی و اجتماعی و رها کردن نقش های خانگی افزایش دهد .در ایران نیز انقلاب اسلامی در سال 57 زمینه ساز دگرگونی های ارزشی مهمی شد. انقلاب و پس از آن، دفاع مقدس توانست معنایی از حضور عنصر زنانه در اجتماع را به مردم نشان دهد که کم نظیر یا بی بدیل بود .گرچه متأسفانه نظام حکومتی در کشورهای اسلامی تحت استحاله فرهنگی با به فراموشی سپردن اصالت و منابع غنی مذهبی، ملی و فرهنگی خود، نه تنها نتوانسته اند جایگاه درخوری برای زن مسلمان در نظام های بین المللی و فراملی ایجاد کنند، بلکه در بعد ملی نیز با برخوردهای انزوایی یا انفعالی در برابر فرهنگ غرب، زنان را دچار وضعیتی بغرنج ساخته اند؛ به گونه ای که به نظر می رسد زنان در کشورهای مسلمان درصدد تجربه وضعیتی هستند که زنان غربی سالها پیش آن را با ناکامی آزموده اند .اشتغال زنان در کشورهای اسلامی به دلیل وجود قوانین منحصر به فرد در زمینه تأمین اقتصادی زن و حق برخورداری زنان از رفاه مادی بدون اجبار به پرداخت شخصی هزینه های خود مباحثی ست که باید به آن پرداخته شود .
علیرضا امینی در مقاله ای تحت عنوان "اشتغال پاره وقت و مشارکتی ؛ راهکارهای مؤثر در کاهش بیکاری زنان" آورده است: در وضعیتی که نرخ بیکاری در کشور بالاست، برای دوری از پیامدهای بد بیکاری دولت ها به راهبرد گسترش مشاغل پاره وقت روی می آورند .پایین بودن نرخ مشارکت زنان در ایران به دلیل تفکیک بیش از حد بازار کار بین زنان و مردان، نرخ بیکاری زنان به ویژه در مناطق شهری به طور اخص در برخی استاهای کشور بسیار بالاست .وی پیشنهاد می کند : اگر قانون بازنگری گردد و حدود پنجاه درصد شاغلان زن تمام وقت در بخش عمومی به نیمه وقت تبدیل شوند ، دست کم نیمی از بیکاران زن می توانند به صورت نیمه وقت استخدام شوند و در کوتاه مدت نرخ بیکاری زنان به سرعت کاهش می یابد .  
سايت زنان سرپرست 

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال 




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:34 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارافريني
امروزه برای بازاریابی راه هایی از روش های اینترنتی تا چاپ تبلیغات مختلفی وجود دارد. بیان ویژگی های شرکت و محصولات به طرق مختلف امکان پذیر است. اگر پول زیادی برای تبلیغات و بازاریابی ندارید نگران نباشید، تاکتیک های کم هزینه فراوانی وجود دارد که می توانید در کسب و کار خود به کار ببرید و باعث موفقیت شما شود. در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می کنیم.
با برنامه بازی کنید
یک برنامه بازاریابی به وجود آورید که در آن اهداف و بودجه اختصاص یافته به زمان سپری شده آماده باشد. با این کار دید وسیع تری نسبت به نیازمندی های بازاریابی خود و هزینه ای که صرف آن کرده اید پیدا خواهید کرد. با در دست داشتن این اطلاعات پیش از اینکه زمان آن فرا برسد، شما وقت کافی خواهید داشت از مزیت تخفیف گرفتن در تبلیغات و خدمات چاپی بهره مند شوید.
از خود سوال کنید   

پس از طراحی نقشه بازی از قابل اجرا بودن آن اطمینان حاصل کنید. خود را به جای مشتری بگذارید و از خودتان سوال کنید. از خود بپرسید چرا باید روی این موقعیت های بازاریابی سرمایه گذاری کنید. آیا شما را به سوی مقصدتان هدایت می کند؟ آیا به اندازه کاری موثر خواهد بود؟ نتیجه آن برای کسب و کار شما چه خواهد بود؟ اگر ایده شما از این آزمون موفق بیرون نیامد، پس در مورد آن بازنگری کنید.
به مشتریان خود جایزه بدهید
هزینه به دست آوردن یک مشتری جدید پنج برابر نگهداشتن یک مشتری قدیمی است. برنامه جایزه دادن به مشتری، یک گزینه بسیار خوب بازاریابی است. با ایجاد یک برنامه خوب جایزه دادن به بهترین مشتریان در آنها انگیزه به وجود آورید. این راه بسیار خوبی در نگهداری مشتریان است خصوصاً اینکه اگر به آنها همان چیزهایی را جایزه بدهید که می توانند از شرکت شما تهیه کنند.
بازاریابی مجازی
بازاریابی مجازی یک روش بسیار خوب برای بازاریابی محصولات شرکت شماست، برای اینکه در این کار موفق شوید لازم است برای آن عنوانی برگزینید که مشتریان بتوانند از آن طریق نظرات خود را به شما منتقل کنند. یک روش برای ایجاد ارتباط استفاده از وبلاگ، ایستگاه انتقال پیام و تالارهای گفت وگوست.
خودتان این کار را انجام دهید
وقتی خودتان تبلیغ می کنید، هزینه ها کاهش می یابند اما این کار ممکن است وقت گیر باشد. مطمئن شوید شیوه بازاریابی شما با نیازهای بازاریابی شرکت که قبلاً فهرست کرده اید سازگاری دارد، سپس آن را اجرا کرده و پیگیری کنید. این تماس ها و پیگیری های اولیه بسیار مهم و حیاتی هستند و به موفق شدن شما در کار کمک می کنند.
تبلیغات دهان به دهان
تبلیغات دهان به دهان بهترین شکل بازاریابی است. ایجاد تفکر مناسب در افراد بسیار حائز اهمیت است. این می تواند به صورت به راه انداختن یک مسابقه یا یک رویداد باشد. مشتریان خود را برای دریافت این اطلاعات در اولویت قرار دهید، آنها در مورد شما به همه خواهند گفت. روی بهترین مشتریان احتمالی خود تمرکز کنید
سعی کنید تعداد بیشتری از مشتریان جدید خود را شبیه به بهترین مشتریان کنونی خود کنید. مشتریان فعلی را تحلیل کنید و ببینید آنها در چه مواردی با هم اشتراک دارند و چرا این خصوصیات باعث شده است آنها را به بهترین مشتریان شما بدل سازد. پیام بازاریابی خود را با سلیقه آنها اصلاح کنید. این باعث افزایش میزان فروش شده و موفقیت شما را در مورد مشتریان جدید سبب می شود.
شراکت
با یافتن شرکای دیگر از بین سایر کسب و کارها در برنامه های بازاریابی خود می توانید دامنه کار خود را وسعت ببخشید، در عین حال هزینه شما کاهش می یابد. می توانید شرکای خود را از بین مشاغلی انتخاب کنید که خدمات و محصولات جانبی و مکملی شما را ارائه می دهند و فهرست مشتریان احتمالی خود را با هم ترکیب کرده و حتی در هزینه های تبلیغات با هم شریک شوید.این تاکتیک ها، کم هزینه ولی موثر هستند. هم به گردش کار شما کمک می کنند و هم به شما یاری می دهند که از سرمایه خود در تولید محصولات بیشتر و توجه بیشتر به کارکنان تان استفاده کنید.
ستیلا باسقی
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در شنبه 8 خرداد 1389  ساعت 5:30 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
هر کس قادر است کسب و کاری را آغاز کند اما راز موفقیت این است که آن کسب و کاری را آغاز کنید که با شخصیت شما سازگاری بیشتری دارد. در مقاله حاضر به روش های تعیین ویژگی های شخصیتی در حوزه کارآفرینی اشاره می شود.طی ند سال گذشته این پرسش مطرح شده که آیا خصوصیات شخصیتی در موفقیت کارآفرین ها موثر است؟ تحقیقات اخیر پاسخ مثبتی به این پرسش می دهند. کارآفرین های موفق دارای مجموعه ای از ویژگی های مشترک شخصیتی بوده و این ویژگی ها، شاخص های مهمی هستند که با دقت در آنها می توان تا اندازه ای آینده را پیش بینی کرد. از سوی دیگر آن دسته از افراد که کسب و کارهای متناسب با شخصیت واقعی شان انتخاب می کنند معمولاً موفقیت بیشتری کسب کرده و احساس اغنای بیشتری دارند.هرگونه شخصیتی و در نتیجه هر شخصی توان بالقوه راه اندازی و موفقیت در کسب و کار را دارد و تنها کافی است فرصت مناسب تشخیص داده شود. آگاهی از خود به ما در درک آنچه لازم است تا شکاف بین ما و این فرصت را پر کند کمک می کند. تحقیقات نشان می دهد اکثر کارآفرین هایی که به اهداف شان می رسند دارای ویژگی های رهبر هستند، در حل مساله تبحر خاصی دارند و تحت فشارهای گوناگون به خوبی وظایف خود را انجام می دهند. آن دسته از افراد که دارای چنین ویژگی هایی نیستند - یعنی اکثر افراد - لازم است ضروریات یک کارآفرین موفق بودن را درک کنند. تنها در این حالت است که این افراد آمادگی ایجاد تیم های مناسب برای حرکت به سوی کارآفرینی را دارند.   
کلید موفقیت انتخاب است. شما بایدصتی را که مناسب ویژگی های شخصیت شماست انتخاب کنید، سپس افراد مناسب را که با شما در راه رسیدن به هدف و استفاده از فرصت همراهی خواهند کرد را به استخدام درآورید. افرادی که به کارآفرینی تمایل دارند باید ابتدا به شناخت شخصیت خود در این حوزه پرداخته و سپس این ویژگی ها را که برای کارآفرینی لازم هستند برای به حداکثر رساندن احتمال موفقیت خود تعدیل کنید.
دو چهره
طی هشت سال گذشته تعدادی از شرکت های مشاوره مدیریت با 1500 کارآفرین که شرکت هایشان بیش از یک میلیون دلار در سال فروش داشتند مصاحبه کرده و نتایج را بررسی کرده اند. در این تحقیقات، ویژگی های شخصیتی و هوش احساسی آنها از طریق یکصد پرسش مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق به ما نشان داد چطور برخی کارآفرین ها بسیار ثروتمند و موفق هستند، برخی دیگر ثروتی متوسط دارند و برخی نیز صرفاً برای امرار معاش پول کافی دارند. نکته مهم دیگر این است که ما متوجه می شویم چطور پیش بینی کنیم کارآفرین ها چه کارهایی را می توانند بر مبنای شخصیت خود انجام دهند تا احتمال موفقیت خود را افزایش دهند.ما در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدیم که افراد را می توان به دو گروه کلان نگر و جزء نگر تقسیم کرد. این دو گروه در دو انتهای یک طیف قرار دارند و طبیعتاً بین آنها افراد با درجات گوناگون کلان نگری و جزءنگری وجود دارند. کلان نگرها به تفکرات استراتژیک تمایل دارند، به تصویر بزرگ نگاه می کنند، محیط هایی را ترجیح می دهند که در آن بتوانند از ماهیت نتیجه محور خود استفاده کنند. آنها از استقلال لذت می برند و ریسک پذیر هستند اما جزءنگرها مایلند مسوولیت بخش هایی را که در آن تخصص دارند برعهده بگیرند، به جزئیات بیشتر توجه نشان می دهند که محیط هایی را ترجیح می دهند و هم امنیت داشته باشد و هم ثبات. اینها ریسک گریزند مگر آنکه در حوزه تخصصی خود مشغول فعالیت باشند.
ما همچنین چهار ویژگی شخصیتی یعنی سلطه طلبی، اجتماعی بودن، آسان گیری و فرمانبرداری را بررسی کردیم. همه ما درجات مختلف از تمام این ویژگی ها را داریم.
در شخصیت های کلان نگر مولفه سلطه طلبی بسیار قوی تر از فرمانبرداری است به همین علت به پیروز شدن نیازمند هستند و معتقدند همواره حق با آنهاست. به این ترتیب این افراد دارای اعتماد به نفس هستند و ریسک پذیرند. در شخصیت جزءنگر مولفه فرمانبرداری بسیار قوی تر از سلطه طلبی است بنابراین برای این افراد انجام کارها طبق قواعد معین و رویه های جاری بسیار مهم است. آنها تلاش می کنند همکاری را درست انجام دهند و این به معنای ریسک گریزی است.با توجه به این عوامل و مولفه ها هفت گونه شخصیت قابل تعریف است، چهارگونه از این هفت گونه کلان نگر هستند یعنی دارای تفکر استراتژیک و متمایل به رهبری. این چهارگونه عبارتند از: ستیزه جو، اجتماعی، مدیر و انگیزه بخش. همچنین سه گونه شخصیتی جزءنگر وجود دارد. این افراد در رفتارهای خود به قواعد اهمیت می دهند، از جزئیات لذت می برند و به خوبی کارهای محوله را انجام می دهند.چهارگونه شخصیتی کارآفرین ها آغازکننده، مالک و مدیر بخش اعظم شرکت ها و کسب و کارهای موفق هستند. بخش کوچک تر اما تاثیرگذارتر شرکت ها تحت مدیریت افرادی است که یکی از سه گونه شخصیت جزءنگر را دارند. در ادامه مقاله حاضر نگاهی عمیق تر به چهار گونه شخصیتی کارآفرین ها که در تحقیقات شناسایی شدند خواهیم داشت.
ویژگی های کل نگرها
1- شخصیت ستیزه جو: بسیار رقابت طلب، جاه طلب و هدف محور هستید به طوری که معمولاً مهاجم هستید و رویکردی منحصر به فرد دارید، پرانرژی هستید و خستگی ناپذیر و صرف نظر از وظیفه ای که در دست دارید تلاش می کنید هر چه زودتر آن را انجام دهید،معمولاً دو سرعت در انجام کارها دارید: سریع و سریع تر.مستقل، باثبات قدم و قاطع هستید، تا مسوول و رئیس نباشید خشنود نخواهید بود. گروه ستیزه جو، منطقی، تحلیلگر، عملگرا و واقع بین هستند و معمولاً بر مبنای واقعیت ها و نه احساسات تصمیم می گیرند البته ریسک پذیری آنها حساب شده است. بهترین صنایع برای گروه ستیزه جو، صنایع داروسازی، مالی، حقوقی و مشاوره ای و نیز صنایعی است که به تکنولوژی پیشرفته مربوط می شوند. عادت به تفکر استراتژیک باعث می شود به راحتی روی بازاریابی و عملیات تمرکز کنید. چالش شما احتمالاً کار کردن و تعامل با مردم است. کارآفرین با این ویژگی شخصیتی بیشتر رهبر است تا مدیر و باید اطرافیان خود را طوری انتخاب کند که آنها به مدیریت کارکنان بپردازند.کارآفرین های ستیزه جو ترجیح می دهند نیروی پیش برنده کسب و کار باشند، نوآوری کنند و از مبارزه لذت ببرند.
2- گروه اجتماعی: این گروه از کارآفرین ها بیش از دیگران سلطه طلب و اجتماعی هستند و از استقلال عمل لذت می برند. آنها نیز به رقابت علاقه مند هستند اما عامل حرکت آنها به سوی موفقیت علاقه به دیگران است. اکثر کارآفرین ها جزء این گروه هستند. گروه کارآفرین های اجتماعی به شکل طبیعی هم به مدیریت و رهبری روندها و عملیات ها علاقه نشان می دهند و هم نیروی انسانی. این گروه نیز شبیه گروه قبلی برای انجام کارها احساس ضرورت می کنند و رهبر و مدیری خوب هستند و در ایجاد انگیزه در خود و اطرافیان تبحر طبیعی دارند.این گروه در خرده فروشی و کار در محیط های غیرمتعارف توانایی خاص دارند. این بدان معناست که قادرند کسب و کار کاملاً جدید را آغاز کنند و در آن موفق شوند. لازم نیست در این حوزه متخصص باشند زیرا توانایی همکاری با دیگران و آموختن در این گروه بسیار بالاست.
3- گروه مدیر: اگر جزء کارآفرین ها با خصوصیت شخصی مدیر باشید، سلطه طلب و مستقل هستید و این دو ویژگی یکدیگر را تقویت می کنند به همین دلیل اگر برای نخستین بار است که کسب و کاری را آغاز کرده اید بدانید که هر چه زمان می گذرد بر شدت این خصوصیات در شما افزوده می شود. اگر جزء این گروه باشید هدف محور هستید و بیشتر بر روندها و نتایج تمرکز می کنید تا افراد. همچنین این تمایل در شما وجود دارد که به افراد به عنوان ابزار دستیابی به اهداف خود نگاه کنید. بنابراین نگاه،توجهی به نقش نیروی انسانی نمی کنید یا با سبک نه چندان مناسب برقرار کردن ارتباط با آنها موجب رنجش خاطر آنها را فراهم خواهید کرد.
مدیرها برخلاف دیگر انواع کارآفرین ها آسودگی خاطر بیشتری دارند و می دانند تکمیل برخی پروژه ها مدت زمان بیشتری طول خواهد کشید، آنها توان بالایی در برقراری ارتباط با مشتری دارند و همین امر زمینه پیشرفت کسب و کار شما را فراهم خواهد کرد.
4- انگیزه بخش ها: این گروه از کارآفرین ها نیز روابط اجتماعی خوبی دارند و از استقلال لذت می برند. در اغلب موارد توانایی بالایی برای کار تحت فشار از خود نشان می دهند و برنامه ریزی های آنها با موفقیت روبه رو می شود. انگیزه بخش ها در تشکیل تیم و ایجاد اتفاق نظر و حس همکاری در سازمان موفق هستند. کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که این گروه در حوزه هایی که نیروی انسانی نقش بزرگی در سازمان دارد بهتر عمل می کنند زیرا قادرند به راحتی با استدلال و انرژی بخشیدن به جمع، دیگران را متقاعد کنند.
80 درصد کارآفرین هایی که مورد بررسی قرار گرفتند دارای ویژگی های مشترکی بودند. بسیاری از تحلیلگران می گویند کارآفرین ها با این ویژگی زاده می شوند و تربیت کارآفرین چندان موفق نخواهد بود اما تجربه نشان می دهد کارآفرین ها با آموزش و آگاهی از ویژگی های شخصیتی خود قادرند همچون کسانی که از کودکی چنین ویژگی هایی را داشته اند در کار خود موفق باشند.
نويسنده-سهيلا كياسي
منبع:www.entrepreneur.com
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 7 خرداد 1389  ساعت 8:19 PM نظرات 0

همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال

طرح آمارگيري گذران وقت كه با هدف ارائه اطلاعات مربوط به شناخت نوع و مدت زمان فعاليت‌هاي انجام شده توسط افراد جامعه و بررسي تغييرات شيوه‌ زندگي افراد در فصول متوالي سال، توسط دفتر آمارهاي جمعيت، نيروي كار و سرشماري مركز آمار ايران در زمستان سال گذشته تهيه، طراحي و اجرا شده و نتايج آن به تازگي در پايگاه اطلاع رساني مركز آمار منتشر شده ‌است، الگوي فعاليت‌هاي گذران وقت را به تفكيك بخش‌هاي مختلف نشان مي‌دهد. الگوي فعاليت‌هاي گذران وقت برحسب وضع فعاليت اقتصادي نشان مي‌دهد كه در بين شاغلان، بعد از فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي (12 ساعت و 14 دقيقه) متوسط بيش‌ترين زمان صرف شده در شبانه روز مربوط به كار و فعاليت‌هاي شغلي با هفت ساعت و 22 دقيقه و كمترين زمان صرف شده مربوط به فعاليت‌هاي داوطلبانه و خيريه دو دقيقه بوده است.
براي جمعيت بيكار نيز بعد از فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي (14 ساعت و دو دقيقه)، استفاده از رسانه‌هاي جمعي با حدود سه ساعت و فعاليت‌هاي خانه‌داري با دو ساعت و 22 دقيقه، بيش‌ترين و فعاليت‌هاي داوطلبانه با سه دقيقه، كمترين زمان صرف شده را به خود اختصاص داده‌است. 
 

بررسي‌ گذاران وقت در بين هر يك از طبقات جمعيت غير فعال اقتصادي گوياي آن است كه متوسط بيشترين زمان صرف شده مربوط به فعاليت‌هاي نگهداري و مراقبت شخصي است.همچنين در بين اين گروه از جمعيت بعد از فعاليت مذكور، خانه‌داران به طور متوسط بيشتين زمان خود را صرف گروه فعاليت‌هاي خانه‌داري (شش ساعت و 45 دقيقه) كرده، محصلان صرف گروه فعاليت‌هاي آموزشي و فراگيري حدود هفت ساعت و افراد داراي درآمد بدون كار (بازنشستگان و ...) به طور متوسط بيشترين اوقات خود را با فعاليت‌هاي خانه‌داري با سه ساعت و 15 دقيقه اختصاص داده‌اند.در شيوه‌ گذران وقت برحسب وضع سواد، بررسي الگوي گذران وقت افراد با سواد 15 ساله و بيشتر گوياي آن است كه متوسط بيشترين زمان صرف شده در شبانه روز بعد از گروه فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي (12 ساعت و 51 دقيقه) به خانه‌داري با سه ساعت و 14 دقيقه اختصاص داشته است.اين شاخص‌ها براي افراد بي‌سواد به ترتيب با 14 ساعت و 44 دقيقه مربوط به فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي و چهار ساعت و شش دقيقه مربوط به خانه‌داري و كمترين آن براي هر دو گروه مربوط به فعاليت‌هاي داوطلبانه و خيريه دو دقيقه است.
همچنين بررسي فعاليت‌هاي آموزشي و فراگيري افراد با سواد براساس سطوح تحصيلي، گوياي آن است كه افراد داراي تحصيلات پيش دانشگاهي با صرف زمان دو ساعت و 37 دقيقه و پس از آن افراد داراي تحصيلات ليسانس با صرف متوسط زمان دو ساعت و 32 دقيقه بيشتر از سايرين به فعاليت‌هاي آموزشي و فراگيري پرداخته‌اند.بررسي گروه كار و فعاليت‌هاي شغلي در بين افراد با سواد و بي سواد نشان مي‌دهد كه افراد داراي تحصيلات دكتراي تخصصي به طور متوسط با صرف زمان 9 ساعت و 31 دقيقه بيش از سايرين و افراد بي‌سواد به طور متوسط با صرف زمان يك ساعت و 30 دقيقه كمتر از سايرين به كار و فعاليت‌هاي شغلي پرداخته‌اند.بررسي شيوه‌ فعاليت‌هاي گذران وقت افراد در روزهاي تعطيل و غير تعطيل هم نشان مي‌دهد، در روزهاي غير تعطيل، كار و فعاليت‌هاي شغلي به طور متوسط با دو ساعت و 55 دقيقه و فعاليت‌هاي آموزشي با يك ساعت و 20 دقيقه بيش از روزهاي تعطيل بوده است.
از سوي ديگر، در روزهاي تعطيل مشاركت اجتماعي (ارتباطات اجتماعي) به طور متوسط با يك ساعت و 13 دقيقه و استفاده از رسانه‌هاي جمعي با دو ساعت و 15 دقيقه بيش از روزهاي غير تعطيل بوده است.
همچنين نتايج گوياي آن است كه تفاوت محسوسي بين متوسط زمان صرف شده براي ساير فعاليت‌ها در روزهاي تعطيل و روزهاي غير تعطيل وجود ندارد.نتايج اين بررسي نشان مي‌دهد، به طور متوسط بيشترين زمان صرف شده در روزهاي تعطيل و غير تعطيل مربوط به فعاليت‌هاي خانه‌داري بعد از گروه فعاليت نگهداري و مراقبت شخصي بوده است.
همت و كارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 7 خرداد 1389  ساعت 8:16 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال
نيمي از افرادي كه به‌دنبال كارند، در استخدام جايي هستند. برخي فكر مي‌كنند در خطر از دست دادن موقعيت فعلي هستند و مي‌خواهند جست‌وجوي كاري ديگر را آغاز كنند. برخي هم با كارشان شاد نيستند. در حقيقت بسياري از كارمندان استخدام شده به‌دنبال كار مي‌گردند چون شغل ديگري را مي‌خواهند. اما تعداد زيادي از افراد با كار فعلي خود رشد مي‌كنند چون شروع به شناخت رخدادهاي بيرون از شركت كرده، مهارت‌هاي جديدي كسب مي‌كنند كه در محيط كار مورد استفاده قرار مي‌گيرد و اغلب اطلاعاتي به دست مي‌آورند كه شغل فعلي آنها را پشتيباني مي‌كند. چون ديگر به يك جا احساس وابستگي ندارند، خودباوري را بيشتر توسعه مي‌دهند و در ارائه ايده و برنامه به مديران جسورتر تبديل مي‌شوند، درنتيجه مديران به‌صورت ديگري با آنها رفتار مي‌كنند.
پيشرفت مستمر

مسئله آگاه ماندن و قابل ارائه كردن دانسته‌ها، فرايندي است كه كارمندان مجبورند به‌منظور حفظ شغلشان در دراز مدت يا تغيير موقعيت در شركت طي كنند. با تمام تغييراتي كه در بيشتر شركت‌ها رخ مي‌دهد، اگر مي‌خواهيد يك تغيير شغل داشته باشيد يا مي‌خواهيد پيشرفت كنيد، محل كارتان ممكن است يك نقطه مهم براي تأمل و درنگ باشد.به ايده‌هاي مختلف براي قرار دادن شغل فعلي در مسير مورد نظرتان فكر كنيد.   
اگر يك محدوده كاري را مي‌شناسيد كه باعث ارتقاي شما مي‌شود‌، مي‌توانيد در مواجهه با پروژه‌ها و قراردادهاي جديد كه امكان تجربه در آن محدوده را مي‌دهد، منعطف باشيد. مسئوليت حوزه‌هاي جديد را بپذيريد و از حوزه‌هاي قديم كه با اهداف شغلي دراز مدت شما سازگار نيست، كناره بگيريد. وقتي پروژه‌هاي ويژه پيش مي‌آيد كه به شما امكان به دست آوردن مهارت‌هاي جديد را مي‌دهد يا مهارت‌هاي قديمي را روزآمد مي‌سازد، آنها را بررسي كنيد و اگر به‌نظر مناسب مي‌آيند، كار را بپذيريد.فعاليت در اين محدوده‌ها را به‌صورت غيررسمي شروع كنيد. اين امر هيچ تهديدي براي كارها نيست. شما از مسئولان نمي‌خواهيد كه تصميمي بگيرند يا تعهدي مبني بر اينكه شما بايد اين محدوده‌ها را كنترل كنيد، بدهند. فقط موارد همكاري را به آنها اطلاع دهيد و اگر به‌نظر مي‌رسد امور پيش نمي‌رود، خيلي زود از بازي خارج شويد.چنانچه تحت عنوان كمك و مساعدت روي پروژه‌اي كار كنيد، مي‌توانيد بيشتر در آن پروژه درگير شويد. در عين حال مراقب مسئوليت اوليه خود باشيد. اگر وقت صرف محدوده جديد مي‌كنيد و كار اولتان در حال از دست رفتن است،
به دردسر خواهيد افتاد. بايد براي مدتي هردوي آنها را به‌طور همزمان انجام دهيد. وقتي احساس مي‌كنيد بار زيادي روي شانه‌هايتان افتاده است، از ديگر نيروها كمك بگيريد يا اگر احساس مي‌كنيد حوزه جديد برايتان جالب است، كار قبلي را كنار بگذاريد. فقط مطمئن شويد كاري كه مورد علاقه شماست براي مديريت هم مهم است.اگر مهارت‌ها و دانش‌تان را بهبود ببخشيد و براي فرصت‌ها جست‌وجو كنيد، فرصت‌ها خودشان ظاهر مي‌شوند.
يك ذهنيت از قدرت
مردم به مديرانشان وابسته هستند. آنها مي‌گويند مديرم نمي‌خواهد من در اين محدوده جديد آموزش ببينم. برنامه خودتان را داشته باشيد. به افراد اجازه ندهيد شما را متوقف كنند. از موضع برتر عمل كنيد. وقتي به مديران احساس وابستگي نداشته باشيد‌، آنها معمولا بهترند.همچنين اگر در مورد آنچه در رشته و صنعت مربوطه اتفاق مي‌افتد، خبره و ماهر شويد، بيشتر طرفدار داريد و مديران از دانش و ارتباطات شما بيشتر سود مي‌برند. از حرفه‌تان بهتر مراقبت كنيد. اگر به اين نتيجه رسيده‌ايد كه مسئولان به قدر كافي به فكر شما نيستند، خودتان به‌خودتان كمك كنيد.
جابه‌جايي در يك سازمان بزرگ يا متوسط
بسياري از مردم فكر مي‌كنند كاريابي در يك شركت بزرگ فقط شامل 2 مرحله است: واكنش نشان دادن به درخواست‌هاي شغلي و سپس خوب انجام دادن مصاحبه‌ها- درخواست‌هاي شغلي تنها يك مسير به شغل جديد هستند. آنها راهي كه بيشتر مردم براي رسيدن به شغل‌هاي جديد درون همان سازمان طي مي‌كنند، نيستند.
مديريت و بررسي مداوم شغل
افراد موفق در مشاغل و حرفه‌ها مي‌دانند كه جست‌وجوي شغل‌، مديريت و بررسي مداوم موقعيت شغلي را درگير مي‌كند. اين امر به معناي برقراري ارتباط و تعامل‌، جست‌وجوي محدوده‌ها درون و بيرون شركت و توسعه مهارت‌هاي قابل ارائه در حوزه‌هاي مربوط است. اين شيوه بيشتر از واكنش نشان دادن به درخواست‌هاي شغلي كار مي‌برد. اما راهي سريع‌تر و مطمئن‌تر براي پيشرفت در بازار كار امروز است.
چگونه براي يك كار جديد در شركت فعلي جست‌وجو كنيد؟
تكنيك‌هايي كه براي پيدا كردن كار در داخل شركت استفاده مي‌كنيد، همانهايي است كه در بيرون نيز كاربرد دارد. شما مي‌توانيد به آگهي‌ها براي به دست آوردن ايده نگاه كنيد و برنامه خودتان را بنويسيد. حتي براي اينكه درباره موقعيت‌تان بيشتر بدانيد و يك ارزيابي واقعي از ارزش‌هاي خودتان داشته باشيد، مي‌توانيد چند مصاحبه بيروني انجام دهيد. اگر از يك روش سازماندهي استفاده كنيد، مانند مواردي كه اينجا مطرح مي‌شود، احتمالا درون شركت يك شغل جديد بدست مي‌آوريد:
بررسي كنيد كدام واحد درون شركت مورد علاقه شماست. مي‌توانيد يك تحقيق اوليه به وسيله شبكه‌سازي‌ داخلي انجام دهيد تا ببينيد بهترين بخش كدام است، يا مي‌توانيد تحقيق را با مطالعه گزارش‌هاي سالانه‌ مكتوب و ديگر مواد چاپي انجام دهيد. بخش يا واحد شغلي را كه تمايل داريد درون سازمان بشناسيد، مشخص كنيد. سعي كنيد با كاركنان هر حوزه آشنا شويد. نام 4 تا 6 نفر را در هر محدوده يادداشت كرده و اگر اسامي مناسب را نداريد از راهنمايي ديگران استفاده و چارت سازماني را مطالعه كنيد. حتي ممكن است افراد بيروني بتوانند اشخاص مورد نظر در داخل شركت را به شما معرفي كنند.بعد بررسي كنيد كه چگونه مي‌توانيد اين افراد را ببينيد. مي‌توانيد از طريق شبكه روابطي كه ايجاد كرده‌ايد، از طريق فردي كه قبلا مي‌شناختيد و يا به واسطه شبكه ارتباطي با شخص يا محدوده مورد نظر اين كار را انجام دهيد. اين روش‌ها حداقل شما را به افرادي در آن محدوده ارجاع مي‌دهند.
اگر افراد زيادي را در شركت نمي‌شناسيد، به اين ترتيب رفتار كنيد:
در كميته‌ها فعاليت كنيد. براي برنامه‌هاي داخلي داوطلب شويد. كارمندان را در جلسات‌، آسانسور يا رستوران ملاقات كنيد. به آنها نشان دهيد كه براي بيشتر دانستن كنجكاويد و به اين ترتيب در باره حوزه آنها اطلاعات بيشتري كسب كنيد.نهايتا مي‌توانيد يك تماس ساده داشته باشيد؛ به اين معنا كه با شخص مستقيما تماس بگيريد. به‌عنوان مثال با نوشتن يك يادداشت دستي يا نامه الكترونيك و يا از طريق تلفن.
مشخص كنيد كه به هر فرد چه مي‌خواهيد بگوييد. همانطوري كه فرايند شبكه‌سازي‌ را پيش مي‌بريد، اين موارد را هم كنترل كنيد:
- آنها چه كاري انجام مي‌دهند؟- برنامه‌هاي آن حوزه چيست؟- تمايل دارند چه نيروهايي را استخدام كنند؟
- آيا شما با افرادي كه جست‌وجو مي‌كنند، قابل مقايسه هستيد؟مي‌توانيد از آنها بپرسيد: اگر در حال حاضر گزينش نيرو داشتيد آيا استخدام فردي مانند من را درنظر مي‌گرفتيد؟- مهارت‌ها و توانايي‌هايي را كه بايد به آن محدوده انتقال دهيد، كدامند؟- از نظر آنها مهارت‌ها و توانايي‌هايي را كه فاقد آن هستيد، چگونه بايد به دست بياوريد؟همانطوري كه روابطي را با افراد در آن شغل ويژه پايه‌گذاري مي‌كنيد، تلاش كنيد بيشتر در باره هر شغل بدانيد و بفهميد چه مهارت‌هايي را بايد كسب كنيد. مانند جست‌وجوي شغل در خارج از شركت، هدف شما اين است كه افراد بگويند: ‌اي كاش من در حال حاضر حق استخدام نيرو داشتم چون ترجيح مي‌دهم فردي مانند شما را در گروهم داشته باشم. بعد كه امكان انتخاب نيرو پيش بيايد، مطمئنا به شما توجه مي‌شود.
كافي نيست كه يك حوزه را در شركت پيدا كنيد بلكه بايد قويا به فكر يك موقعيت باشيد. همچنين يك ايده خوب اين است كه بفهميد آن حوزه در بيرون شركت چگونه عمل مي‌كند. به اين ترتيب آگاهانه‌تر و كيفي‌تر عمل خواهيد كرد.كارهايي را كه در دست انجام داريد به‌طور گسترده تعريف كنيد. اين فعاليت‌ها ممكن است در صنايع ديگر هم موجود باشد‌ اما در مسيري بسيار متفاوت. اين رويه راه شما را براي ورود و انتقال مهارت‌هايتان به صنايع مرتبط هموار خواهد كرد. اگر درباره محدوده‌هايي كه بررسي مي‌كنيد بيشتر بدانيد، مي‌توانيد اطلاعات جامع‌تري را با افراد در آن واحدها يا مشاغل به اشتراك بگذاريد. اين برخورد شما را در يك موقعيت بهتر مي‌گذارد تا دريابيد كه چگونه مي‌توانيد به آنها كمك كنيد.با افراد در هر واحد در ارتباط باشيد. بفهميد در واحدشان چه اتفاقاتي افتاده است. متقابلا به آنها اجازه دهيد كه بفهمند شما در چه وضعيتي هستيد. به‌عنوان مثال برايشان در مورد پروژه‌هاي جديدي كه درگيرش هستيد و اطلاعات و مهارت‌هاي تازه‌اي كه به دست آورده‌ايد و مورد توجه آنهاست، بگوييد. تحقيق درباره حوزه‌هايي را كه بيرون از شركت پيدا كرده‌ايد و همچنين اطلاع‌يابي در‌باره واحدهاي شغلي داخلي مورد نظر را ادامه دهيد. در تمام مدت به درخواست‌هاي شغلي براي آن واحدها و مشاغل واكنش نشان دهيد.
موقعيت فعلي خود را به خطر نيندازيد
ابتدا محتاطانه عمل كنيد. خواندن مجله و ملحق شدن به انجمن‌هاي حرفه‌اي ايمن‌ترين هستند. مي‌توانيد به سادگي به اين امور بپردازيد چون به موضوع علاقه‌مند هستيد و دليل آن را هم اينگونه مطرح كنيد: اين كار به من كمك مي‌كند كه در شغل فعلي بهتر شوم.
شغل فعلي را بيشتر نگه داريد
در تلاش براي نگهداري شغل فعلي و كمك به قدرتمند ساختن شركت، خودتان را يك محقق از سوي سازمان درنظر بگيريد. منابع مختلف را درباره عملكردها و وضعيت حوزه كاري مطالعه كنيد، درباره اخبار بين‌المللي و تكنولوژي‌هاي جديد كه روي كارهايتان تأثير مي‌گذارد، تحقيق كنيد. وقتي افرادي را در شركت‌ها و كشورهاي ديگر ملاقات مي‌كنيد كه فعاليت‌هايشان مشابه كار شماست، نحوه عملكرد خودتان و آنها را مقايسه كنيد. اگر كار آنها بهتر است، براي پشتيباني امور از آنها اطلاعات بگيريد و در هر شرايطي تحقيق و يادگيري را ادامه بدهيد.
ترجمه: ناهيد مهريزي
منبع: http://tebyan-zn.ir
همت وكارمضاعف در حوزه اشتغال




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 7 خرداد 1389  ساعت 8:14 PM نظرات 0
 
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني
سهیلا کیاسی
در اين مطلب بنا داريم به ابعاد ساختاري كارآفريني سازماني و ساختار كلي و شرايط لازم براي توسعه كارآفريني سازماني بپردازيم تا در اين راستا موثر واقع شود.
پيچيدگي: اگر سازمان در سطح افقي (تعداد مشاغل و وظايف) و يا در سطح عمودي (تعدد پستهاي مديريتي) از پيچيدگي برخوردار باشد و ارتباطات سازماني آن قانونمندتر و رسمي تر شود، امكان تعامل گروهي در سازمان به شدت تقليل مي يابد و اين امر سازمان را از اهداف كارآفريني خود دور مي سازد. تحقيقات انجام شده در اين رابطه نيز مؤيد رابطه منفي پيچيدگي ساختار و كارآفريني سازماني است.
رسميت: در شرايطي كه سازمان از رسميت بالايي برخوردار باشد، ‌افراد آزادي عمل ندارند. كارها از انعطاف قابل قبول و قابل تحمل برخوردار نيست و بروز رفتارهاي مختلف ازجانب كاركنان سلب مي گردد. در اين شرايط چون يادگيري نقشي در پيشبرد برنامه و ارتقاي عملكردها نخواهد داشت لذا كاركنان تمايل به يادگيري را نيز از دست خواهند داد. درحالي كه در سازمان كارآفرين، يادگيري، انعطاف پذيري و پذيرش خطر ازسوي سازمان اصول محوري محسوب مي شوند.   
به عبارتي ديگر، سازمان در شرايطي مي تواند كارآفرين قلمداد گردد كه ضمن پذيرش خطر، قدرت تصميم گيري و قضاوتهاي شايسته را به اعضا خود واگذار و در انجام امور اجازه به كارگيري خلاقيت هاي فردي را به آنها صادر كند. اين امـــــر زماني ميسر مي گردد كه ميزان دستورالعملها،بخشنامه ها و استانداردهاي عملياتي تاحد امكان تقليل يابد و فرصت براي بروز توانايي به كاركنان داده شود. با اين وصف، رابطه كارآفريني سازماني و رسميت رابطه اي معكوس خواهدبود.
تمركز: در سازمانهاي كارآفرين كه اختيارات تصميم گيري مي بايست به واحدها و افراد تفويض شده باشد تا بتوانند در زمان مناسب حركت مناسب را طراحي و به اجرا درآورند، مفهوم تمركز رنگ مي بازد و باتوجه به خلاقيت، استعداد و قدرت فكري و اجرايي متخصصان و كارشناسان اين گونه سازمانها، عدم تمركز جلوه شفافي پيدا خواهدكرد. اين درحالي است كه ديگر ابعاد محتوايي سازمان بويژه اندازه و فناوري نيز بر سطح تمركز تاثير بسزايي دارند. به طوري كه هر قدر اندازه سازمان بزرگتر شود و يا سازمان از وجود متخصصان مجرب بهره گيرد و شبكه ارتباطي متناسب با فناوري روز دراختيار داشته باشد، مسئله تفويض اختيار و تمركززدايي بيشتر معني پيدا مي كند. اگر كاركنان ازنظر تخصصي واجد شرايط لازم باشند خطرات مربوطه به تفويض اختيار كمتر مي شود و زمينه تمركززدايي بيشتر فراهم خواهدشد. (صمدآقايي، 1378)
فرهنگ سازماني: فرهنگ سازمان نشان دهنده مجموعه اي از ارزشها، باورها و هنجارهايي است كه سازمان در آنها با كاركنان وجوه مشترك دارد از ويژگيهاي سازمانهاي كارآفرين داشتن فرهنگ انعطاف پذيري يا كارآفريني است (بدان معنا كه) از مجراي انعطاف پذيري و ازنظر استراتژيك به محيط خارجي توجه شده و كوشش مي شود تا نيازهاي مشتريان تامين گردد.در اين فرهنگ، هنجارها و باورهايي موردتاييد است كه بتوان بدان وسيله علائم موجود در محيط را شناسايي و تفسير كرد و بر آن اساس واكنش مناسب از خود نشان داد، يا رفتاري مناسب در پيش گرفت. چنين سازماني بايد در برابر طرحهاي جديد به سرعت از خود واكنش نشان داده و توان اين را داشته باشد كه تجديد ساختار كند و براي انجام يك كار جديد، مجموعه رفتارهاي جديدي را در پيش بگيرد». (دفت، 1380)«سازمانهايي كه داراي فرهنگ و ساختار غيرقابل انعطاف باشند، براي ايجاد همكاري و وحدت در دوران بحــــران، دچار آشفتگي مي شوند درحالي كه سازمانهايي كه امكان برقرار كردن رابطه مخصوصاً روابط غيررسمي و انعطاف پــذير را در ساختار خود پيش بيني مي كنند، عوامل مثبت و موثري براي ترغيب و رشد خلاقيت و نوآوري در سازمان خود به وجود مي آورند. (مشبكي و تيمورنژاد، 1378)
نتيجه گيري
مديران عالي سازمان بايستي به مفهوم كارآفريني بـــه طور اعم و كارآفريني سازماني به طور اخص حساس باشند و آن را به عنوان يكي از عوامل عمده براي بقا و رشد سازمان در شرايط پرتلاطم و شديداً رقابتي دنياي امروز درنظر بگيرند. مســــــائل امروز سازمانها با راه حلهاي ديروز حل شدني نيست و پيش بيني آينده، مشكلات آتي را حل نمي كند، بلكه بايد براي پيش سازي آينده اقدام كرد. سازمانها بايد به قدر كافي منعطف باشند تا بتوانند پاسخگوي تمام شرايط ممكن باشند. ايجاد جو كارآفريني در سازمانها كمك مي كند تا اين انعطاف پذيري را به دست آورد و نيز كمك مي كند تا سازمان براي هر وضعيتي يك ايده داشته باشد و كمك مي كند تا خلاقيت در سازمان نهادينه شود.هسته اصلي كارآفريني نوآوري است و نوآوري در سازمانها لزوماً يك فرايند پايين به بالا است. كارآفريني سازماني تنها وقتي به وقوع مي پيوندد كه سطوح پايين تر سازمان نوآوري داشته باشند. اما تنها وقتي كه به كاركنان اختيار لازم داده مي شود و آنها تشويق مي گردند، كارآفريني سازماني امكان بقا خواهديافت. بنابراين، تعهد به كارآفريني سازماني يك فرايند بالا به پايين است.تشويق به كارآفريني مي تواند از هرجا (چه درون و چه بيرون سازمان) باشد، اما دادن اختيار لازم به سطوح پايين تر تنها از مديريت عالي سازمان صادر مي شود.تعهد مديريت عالي سازمان به اين معنا است كه مدير عالي به مزاياي كارآفريني سازماني اعتقاد كامل دارد. اين باور كه مديران بنگاهها و موسسات اقتصادي و توليدي نخستين عامل در موفقيت يا عدم موفقيت بنگاهها و يا موسسات هستند و اينكه بهبود و توسعه مديريتهاي خلاق، خطرپذير و كارآفرين از مهمترين اركان توسعه و از محورهاي استراتژيك توسعه شتابان در تمامي كشورهاي صنعتي و درحال توسعه است، امروزه مورد توافق و قبول تمامي سياستگذاران و برنامه ريزان كلان اقتصادي، صنعتي و توسعه فرهنگي و اجتماعي در كشورهاي صنعتي و درحال توسعه است.يك مدير كارآفرين داراي شخصيتي ممتاز همراه با نقش خطير و بحراني در توسعه و يا عدم توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورهاست. َموضوع شناسايي، پرورش و بهبود مديريتهاي خطرپذير و كارآفرين، به عنوان يكي از عوامل متشكله طراحي كلي و همه جانبه توسعه پايدار اقتصادي كشورها، موردقبول و پذيرش قرار گرفته است. چرا كه انتخاب بهبود و پرورش مناسب مديريتهاي كارآفرين در هر جامعه اي مي تواند با خلق راههاي جديد و ابتكار عمل بر مشكلات اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جوامع فائق آمده و كشور را از بحرانهاي ركود اقتصادي، بيكاري، فقر، ناهنجاريهاي اجتماعي و حقارت در سطح جهاني خارج ساخته و به رشد شتابان توسعه اقتصادي - اجتماعي، رفاه عمومي و عزت اجتماعي و رهنمود گردد.بنابراين، شناخت چنين مديراني، توانمندسازي و ارتقاي آنها به پست هاي جديد با حوزه هاي كاري وسيعتر تا حد زيادي تضمين كننده موفقيت اقتصادي سازمانها و بقاي آن در رقابتهاي پرفشار امروزي است. بايد به چنين مديراني فرصت رشد و بالندگي داده شود، مديراني كه ويژگيهاي شخصيتي لازم را براي كارآفرين بودن و رساندن سازمان به اهداف موردنظر خود را دارا هستند.كارآفريني سازماني معمولاً از كارآفريني مستقل مشكل تر است. برخي از اين مشكلات برمي گردد به ماهيت سازمانهاي بزرگ.
اصولاً رده هاي فراوان مديريتي نياز به كنترل هاي هميشگي دارند و وجود فرهنگ محافظه كاري باعث مي شود كه فعاليت هاي كارآفرينانه در سازمان هاي بزرگ پا نگيرد. مسئله ديگر توجه سازمان ها به سودهاي كوتاه مدت و تنظيم استراتژي هايي است كه اقدامات كوتاه مدتي را در پيش مي گيرند. مسئله ديگر فقدان استعدادهاي كارآفرين است چرا كه كارآفرينان واقعي زندگي كارآفرينانه مستقل را به يك زندگــــي با امنيت بيشتر در شركت ترجيح مي دهند. آنها ممكن است ابتدا در شركتهاي بزرگ مشغول به كار شوند. اما پس از چند سال آنجا را ترك مي كنند. مشكل آخرين نيز مربوط به شيوه هاي نادرست پاداش است. هر نوع برنامه حقوق و دستمزد كه برپايه ساعت كار و يا حقوق ماهانه باشد، انگيزه اي را براي كارآفرينان به وجود نمي آورد، گرچه پاداشهاي مالي براي كارآفرينان اهميت خاصي ندارد، اما براي تداوم نوآوري، برخي از سازوكارهاي پاداشي بايستي ايجاد شود.
براي رفع اين موانع، پنج پيشنهاد عمده ارائه مي شود:
ايجاد يك مدل براي كارآفريني سازماني: كارآفريني سازماني به اشكال مختلف وجود دارد و هر سازماني بايد مدل مخصوص و مناسب براي خود به وجود آورد. اما ساختار كلي و شرايط لازم براي توسعه كارآفريني سازماني مي تواند به اشكال زير باشد:
- ايجاد يك سازمان ارگانيك كه در آن تمامي اجزاي سازمان حاوي كارآفريني سازماني باشند؛- ايجاد يك گروه توليد و ارائه محصولات و خدمات جديد در سطح معاونت سازمان كه نياز به حمايت مالي و معنوي سازمان دارد؛معاونت جديد اين اختيار را دارد كه بخشهايي از سازمان را براي نزديكتر كردن به اهداف كارآفريني سازماني، تجديد ساختار كند.اين معاونت بايستي حامي فرهنگ كارآفرينانه باشد و كاركنان را براي توليد ايده هاي متنوع و جديد آموزش دهد؛- ايجاد يك شعبه براي خلق محصولات و خدمات جديد مزيت ايجاد اين واحد جداگانه براي سازمان مادر اين است كه مي تواند از نتايج فعاليتهاي كارآفرينانه سود ببرد، بدون آنكه اين فعاليتها محل ديگر فعاليتهاي سازمان مادر باشد؛- تاسيس يك بخش در دپارتمان منابع انساني كه افرادي را كــــه به كارآفريني علاقه نشان مي دهند تشويق كند و آموزش دهد.
- توسعه فرهنگ كارآفريني سازماني: و آن عبارت است از فرهنگي كه اجازه مي دهد كارآفريني علي رغم وجود همه محدوديتها در سازمان رشد كند.
صاحبنظران عناصر زيادي را براي فرهنگ كارآفريني سازماني برشمرده اند كه در اينجا به تعدادي از آنها اشاره مي كنيم:
- به كارآفرينان سازماني اجازه داده شود كه در زمينه هاي دلخواه خويش فعاليت كنند؛- به آنها اجازه داده شود كه در كل مدت يك پروژه (از ابتدا تا انتها) حضور داشته باشند، زيرا وجود آنها استمرار و انگيزشي به كل مجموعه پروژه مي دهد؛- وجود منابع مازاد بر فعاليتهاي عادي سازمان جهت انجام فعاليتهاي كارآفرينانه؛
- فرهنگ تحمل شكست، خطر و اشتباه؛- همكاري ها و تعاملات همه جانبه بين واحدهاي سازماني؛
- استفاده از تيم هايي كه افراد از تخصص ها و واحدهاي گوناگون در آن حضور دارند و سود بردن از مهارت ها و ديدگاه هاي مختلف اعضاي تيم.
شناخت افراد مستعد براي كارآفريني: در سازمانهاي سنتي كه قصد حركت به سمت كارآفريني سازماني دارند، بايد افرادي كه داراي تمايلات كارآفرينانه هستند، شناسايي شوند. اصولاً 2 گروه از افراد بايد شناسايي شوند: نوآوراني كه به طوركامل استعداد مديريتي نيز دارند؛ و اعضاي بالقوه تيم ها كه همراه با گروه اول بتوانند به طور كامل مفاهيم مربوط به كارآفريني را توسعه دهند.
پاداش دادن به كارآفرينان سازماني: طراحي يك سيستم پاداش براي كارآفرينان سازماني نيازمند اين است كه مديران عالي هم از نياز كارآفرينان سازماني آگاه باشند و هم از نياز كارمندان عادي. اين پاداش هم بايد پولي باشد و هم غيرپولي. اما جنبه هاي غيرپولي مهمتر است. پاداشهــاي غيرپولي براي كارآفرينان سازمان مي تواند عبارت باشد از: به رسميت شناختن عملكــرد او، تاثير آن بر ميزان پاداش، تهيه بودجه هاي احتياطي، ايجاد گروه هاي حمايتي يا ايجاد سيستم هاي دوگانه ارتقا بر پايه عملكرد در توسعه پروژه هاي نوآورانه.
همت وكارمضاعف در حوزه كارآفريني




لينک مطلب
 توسط مهدی ذاکری در جمعه 7 خرداد 1389  ساعت 8:11 PM نظرات 0


  • تعداد صفحات :32
  •    
  •   
  • 23  
  • 24  
  • 25  
  • 26  
  • 27  
  • 28  
  • 29  
  • 30  
  • 31  
  • 32  
POWERED BY RASEKHOON.NET