اهل بیت در قرآن و روایات
خداوند در آیه 33 سوره احزاب به صراحت از لفظ اهل بیت پیامبر نام برده و می فرماید: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت ویطهّرکم تطهیر. همانا خداوند اراده کرده که رجس و آلودگی را از شما اهل بیت پیامبر ببرد.نکته ای که در این آیه به چشم می خورد آن است که خداوند هر گونه رجس وآلودگی را از اهل بیت دور کرده است. پس اهل بیت را هر که در نظر بگیریم عصمت ویژگی ای است که برای او در این آیه وارد شده است. در مورد شأن نزول این آیه احادیث بسیاری درمیان علمای اهل سنت و شیعه وارد شده است که در بین آنها احادیثی وجود دارد که حاکی از اتفاق نظربین این دو فرقه و اتحادشان در بیان علت نزول این آیه می باشد. آنچه ما به عنوان اهل بیت پیامبر می شناسیم پنج تن آل عبا یعنی پیامبر،علی،فاطمه وحسنین (سلام الله علیهم) هستند،اما اهل سنت در این مسأله با ما اختلاف کرده وآن را به موارد دیگر هم سرایت داده اند. در مجموع به جز عدّه کمی اتفاق بر این دارند که منظور از بیت، خانه پیامبر و مقصود از اهل بیت، اهل بیت پیامبر می باشد.آنگاه دراین امر اختلاف شده است که آیا از اهل بیت همسران پیامبر منظور است یا علی و فاطمه و حسنین می باشند و یا هر دو گروه داخل در اهلبیت پیامبر می باشند. ما شیعیان اعتقاد راسخ داریم که مراد از اهل بیت در این آیه پنج تن آل عبا هستند و بر گفته خود دلایل زیادی از شیعه و سنی در دست داریم. از جمله این دلایل روایات بسیاری است که از اهل سنت بدست ما رسیده است. که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
1. عن عمر بن ابی سلمه ربیب النبی قال:لما نزلت هذه الآیة علی النبی انما یرید الله لیذهب عنکم.فی بیت ام سلمه فدعا فاطمه وحسنا وحسینا فجللهم بکساء وعلی خلف ظهره فجلله بکساء ثم قال اللهم هولاءاهل بیتی فاذهب عنهم الرجس وطهّرهم تطهیرا قالت ام سلمه وانا معهم یا نبی الله قال انت علی مکانک وانت علی خیر.(1) از عمر بن ابی سلمه پرورش یافته پیغمبر منقول است که گفت: چون این آیه بر پیامبر نازل شد در خانه ام سلمه بود پس فاطمه وحسن و حسین را خواسته و در زیر
ادامه مطلب
| نیمه ماه خدا نور خدا آمد خوش آمد | سبط پیغمبر امام مجتبی علیه السلام آمد خوش آمد |
| شد گلستان دامن زهرا ز ریحان محمد صلی الله علیه و آله | میوه قلب علی مرتضی آمد خوش آمد |
| حجّت آمد، رحمت آمد مقدمش بادا مبارک | سَرْوَرْ آمد، رهبر آمد، مقتدا آمد خوش آمد |
| آن حَسَنْ خُلقُ و حَسَنْ خوی و حسن روی و حسن مو | آیت نور خدا، سر تا بپا آمد خوش آمد |
| نور ایزد، پور احمد، جان احمد، روح زهرا | مَظْهَر حِلمْ و عطا، صدق و صفا آمد خوش آمد |
| بَدْر ساطع، حِلْم شافع، صبر جامع، صلح قاطع | آنکه دارد این صفات از کبریا آمد خوش آمد |
در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری اوّلین فرزند خانواده علی و زهرا علیهاالسلام پا به عرصه وجود گذاشت و نشاط و شادی را در بیت نبوّت و امامت به ارمغان آورد.
امام هشتم علیه السلام از پدران خود از علی بن الحسین علیه السلام و او از اسماء بنت عمیس جریان ولادت و نامگذاری آن حضرت را این گونه گزارش نموده است.
اسماء می گوید: من قابله جدّه ات فاطمه علیهاالسلام هنگام ولادت [امام [حسن علیه السلام و [امام] حسین علیه السلام بودم، پس آنگاه که امام حسن متولّد گشت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمد و فرمود: اسماء!(1) پسرم را بیاور. او را در پارچه زردی پیچیده، خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بردم. حضرت آن پارچه را کنار انداخت و فرمود: اسماء! مگر من سفارش نکرده بودم که نوزاد را با پارچه زرد نپیچید. پس او را در
ادامه مطلب
یکی از رسالت های مهم امامان معصوم تبلیغ دین، بیان احکام و تفسیر قرآن است. میراث قرآنی باقی مانده و ارزشمند وجود مبارک امام حسن مجتبی7 از نمونه های اعلی و عظیم ذخایر تفسیری معصومان8 است. در این مقاله با نگرش قرآنی و تفسیری امام حسن مجتبی7 آشنا می شویم.
منزلت و پیشوایی قرآن در زندگی
قرآن در آیات فراوانی به بیان منزلت رفیع و شأن والای خویش پرداخته است تا هیچ کس حجتی در رویگردانی از قرآن نداشته باشد و کسی هم که به قرآن روی می آورد، با معرفت و بینش در وادی آن گام نهد. اهل بیت: که عارف به حقیقت قرآن هستند، همپای آن، این منزلت و فضیلت را به خوبی تبیین کرده اند. اینک نمونه ای از سخنان امام حسن مجتبی7 در این خصوص ذکر می شود:اربلی از امام حسن7 نقل می کند که فرمود: در این قرآن، چراغ های نور و شفای سینه هاست. پس باید سالک، در نور آن سلوک کند و با این ویژگی، دل خود را لگام زند؛ زیرا
ادامه مطلب
در پانزدهم رمضان سال دوم و یا سوم هجرت خداوند سبحان بالاترین هدیه خویش را به بیت نبوت وامامت اهدا کرد.
مولود سعیدی که صورت و سیرتش آیینه تمام نمای سیمای نبوی و علوی بود و امتیازات فاطمی نیز در اندامش درخشش داشت.
این هدیه الهی از بالاترین خیرات و برکات ماه رمضان بعد از هجرت بشمار می رفت.
ولادتش نویدی بر مهاجران سخت کوش و موحد و معتمد بر خدا شد.
تسبیح و تهلیل سبط اکبر رسول خدا(ص) و ثمره رسالت و امامت به هنگام ولادت درنیمه رمضان و قرائت قرآن او برترین تحفه رمضانیه بر روزه داران عصر پیامبرخدا(ص) و نسل های آینده گشت.
این مولود مسعود «حسن بن علی(ع) » است که کره خاکی و همه افلاک بر زاده شدن اوبر خود بالیدند و مدینه منوره حرم دوم الهی در این میان شرفی دیگر یافت.
فرشتگان به یکدیگر تهنیت و تبریک گفتند و انتظار رسیدن به خدمت رسول خدا(ص)را جهت تبریک گویی داشتند که به این فیض نائل گشتند.
بهشت برین سالیان دراز آرزوی بوسه زدن بر گامهایش داشت و بارها در برابر حضرت حق عرضه داشته بود. یا رب الیس قد و عدتنی ان تسکنی رکنا من ارکانک; بارخدایا! آیا وعده نکردی که یکی از پایه های اساسی عالم خلقتت را در من سکنی دهی؟!
بعد از دنیا آمدن امام حسن مجتبی(ع) و برادرش حسین بن علی(ع) خداوند چنین پاسخی داد: اما ترضین انی زینتک بالحسن و الحسین فاقبلت تمیس کما تمیس العروس; آیاخشنود نمی گردی به اینکه زینت دهم تو را با جای دادن حسن و حسین[علیهماالسلام]؟
بهشت به پیش خواهد آمد و همانند داماد آنان را در آغوش خواهد گرفت.
با ولادت سبط اکبر رسول خدا(ص) موجی از سرور و شادمانی اهل بیت علیهم السلام را فرا گرفت زیرا اعطاء کوثر که وعده اساسی حضرت حق بر
ادامه مطلب
انس بن مالک درباره امام حسن(ع)می گوید:.
(لم یکن أحد أشبه برسول اللّه ص من الحسن بن علی (1)؛ هیچ فردی از امام حسن(ع)شبیه تر به پیامبر(ص)نبوده است.).
أحمدبن حنبل به نقل از علی بن ابیطالب(ع)می نویسد:.
(کان الحسن أشبه برسول اللّه مابین الصدر إلی الرأس والحسین أشبه فیما کان أسفل من ذلک (2)؛ حسن(ع)از سینه تا سر شبیه ترین فرد به نبی گرامی اسلام بود و حسین از سینه به پایین بیش ترین شباهت را به آن حضرت داشت).
ابن صبّاغ مالکی در زیبایی صورت و اعضای حسن بن علی(ع)می نویسد: رنگ چهره حسن بن علی(ع)سفید آمیخته با سرخی بود؛ چشمانش سیاه، درشت و گشاده؛ گونه هایش هموار، موی وسط سینه اش نرم؛ موی ریشش پر و انبوه؛ پشت گوشش پرمو؛ گردن آن حضرت کشیده، برّاق همچون شمشیری از نقره؛ مفاصلش درشت و دوشانه اش پهن و دور از یکدیگر بود؛ انسانی چهارشانه، میانه قد و نمکین که نیکوترین صورت را داشت؛ ریش خود را با رنگ سیاه خضاب می کرد؛ مویش پرچین و کوتاه و قامتش رسا بود.(3).
واصل بن عطا گفته است:.
صورت حسن بن علی(ع)چون سیمای انبیا و هیأت و شکل او چون هیأت ملوک و امرا بوده است.(4).
محدثان، سیمای ملکوتی امام مجتبی(ع)را چنین توصیف کرده اند: رخسارش سفید و آمیخته با سرخی؛ سیاهیِ چشمانش در کنار سفیدی آن درخششی خاص داشت؛ دارای مویی درهم و پیچیده و انبوه بود؛ استخوان و عضلاتش درشت؛ فاصله شانه و بازوانش زیاد؛ گردنش همانند ابریقی نقره می درخشید؛ با هوش و ذکاوت سرشاری که داشت، هر آنچه از جدّ و پدر و مادرش سرمی زد، همانند آینه تمام نما در وجودش منعکس می گشت؛ او در امتیازهای عقلی و اخلاقی در بلندترین قلّه قرار داشت؛ در کنار همه آنچه گذشت، از اصالت و ریشه ای بس والا برخوردار بود و بر اساس قانون وراثت و نسب همه برجستگی ها و سرمایه های معنوی رسول گرامی اسلام در وجود حسن بن علی(ع)تبلور یافته بود و به قول معروف: (آنچه خوبان همه دارند او تنها داشت).
رسول خدا(ص)در مواردی از حسن و برادرش حسین به ریحانه و سیّد تعبیر می کند، آن جا که می فرماید: (وریحانتای: الحسن والحسین (5)؛ حسن و حسین دو ریحانه منند.) و نیز فرمود:.
(الحسن والحسین ریحانتای من الدنیا(6)؛ حسن و حسین دو ریحانه من در دنیایند. و گاهی در مورد حضرت مجتبی(ع)فرموده است:.
(إنّ هذا ریحانتی وإنّ ابنی هذا سیّد سیصلح اللّه به بین فئتین من المسلمین (7)؛ همانا حسن ریحانه من است و این فرزندم آقاست و به زودی خداوند به دست او بین دو گروه مسلمان، صلح برقرار خواهد کرد.).
علامه طریحی در توضیح واژه (ریحانه) می نویسد: (کل نبت طیب الرائحة؛ هر گیاه خوشبو و لذّت بخشی را ریحانه گویند) و سپس درباره احادیث فوق اضافه می کند: خوشبوترین و جذاب ترین گل و گیاه نزد رسول خدا(ص)دو فرزندش حسن و حسین بودند و این زیباترین نوع تشبیه است.(8).
همچنین واژه (سیّد) که صفت مشبّهه است و دلالت بر ثبات و دوام دارد، یعنی کسی که سیادت و آقایی با تمام وجودش عجین گشته و از او جدا نخواهد شد و مجد و بزرگواری در تمام حالات در سراسر وجودش متبلور است.
آری، مجموعه اوصاف زیبای ذاتی و مورثی، او را بر دیگران برتری داده بود و برای همین، وی از نظر بیان، شجاعت، سخاوت، هیبت، تقوا، و عبادت و... زبانزد خاص و عام بود.
پینوشتها:
1. شیخ عباس قمی، انوار البهیّه فی تواریخ الحجج الإلهیّة، ص 38.
2. بحارالانوار، ج 43، ص 301، ح 64.
3. سیدمحسن امین، أعیان الشیعة، ج 1، ص 563؛ کشف الغمه عن معرفة الائمه، ج 2، ص 151.
4. اعیان الشیعه، ج 1، ص 562.
5. بحارالانوار، ج 43، ص 264، ح 13.
6. الصواعق المحرقه، ص 114؛ صحیح ترمذی، ص 306.
7. الإصابة فی تمییز الصحابه، ج 2، ص 12.
8. مجمع البحرین، ج 2، ص 363.
ابن صبّاغ مالکی در زیبایی صورت و اعضای حسن بن علی(ع)می نویسد: رنگ چهره حسن بن علی(ع)سفید آمیخته با سرخی بود؛ چشمانش سیاه، درشت و گشاده؛ گونه هایش هموار، موی وسط سینه اش نرم؛ موی ریشش پر و انبوه؛ پشت گوشش پرمو؛ گردن آن حضرت کشیده، برّاق همچون شمشیری از نقره؛ مفاصلش درشت و دوشانه اش پهن و دور از یکدیگر بود؛ انسانی چهارشانه، میانه قد و نمکین که نیکوترین صورت را داشت؛ ریش خود را با رنگ سیاه خضاب می کرد؛ مویش پرچین و کوتاه و قامتش رسا بود .[1]
[1] سیدمحسن امین، أعیان الشیعة، ج 1، ص
سوال
سلام علیکم - احتراما درخواست میکنم به پرسش من پاسخ مستند به آیات الهی مرقوم فرمائید مقد مه : 1 - خداوند در سوره نحل آیه 44 به پیامبر(ص) میفرماید آیاتی که برتو نازل میشود برای مردم بیان کن شاید فکرکنند 2 - خداوند درسوره احزاب آیه 40 میفرماید محمد(ص) پدرهیچ یک ازمردان شما نیست ( بطورقطع هدف گوینده این کلمات علاوه بر داستان همسر فرزند خوانده رسول خدا ( زید ) تذکر وهشداربه سایر موئمنان نیزبوده است وبهمین دلیل واثبات مفاد این آیه همه فرزندان ذکور پیامبر(ص) فوت کرده اند ) 3 - پیامبر(ص) در سوره نجم آیات 2و3و4 میفرماید محمد منحرف نشده وآنچه بیان میکنم از روی هواوهوس نیست بلکه وحی الهی است که بمن نازل شده 4 - خداوند درسوره انعام آیه 15 به پیامبر (ص) میفرماید . بگو . اگر نا فرمانی پروردگارم را بکنم از عذاب قیامت میترسم : سئوال - با توجه به دلایل فوق رسول خدا محمدخاتم (ص) پدرحقیقی هیچکدام از مردان نیست ولی برابر آیات دیگرقرآن پیا مبر(ص) وهمسران ایشان پدر و مادر معنوی همه مسلمانان هستند حال : چگونه در مذهب شیعه اعتقاد براین است .که حسن ابن علی و حسین ابن علی و9 نفر امامان شیعه(ع) فرزندان رسوالله هستند درحالیکه نسبت این افراد به علی ابن ابیطالب (ع) میرسد چه دلیل الهی برای نفی
ادامه مطلب
پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی (ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.
پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوند فرخنده علی (ع) با دختر گرامی پیامبر اسلام (ص) بود، در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.(1)
حسن بن علی (ع) از دوران جد بزرگوارش چند سال بیشتر درک نکرد زیرا او تقریباً هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.
پس از درگذشت پیامبر (ص) تقریبا سی سال در کنار پدرش امیر مومنان (ع) قرار داشت و پس از شهادت علی (ع) (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه شهادت رسید.
شناخت مختصری از زندگانی امام حسن(ع)
فریادرس محرومان
در آیین اسلام، ثروتمندان، مسئولیت سنگینی در برابر مستمندان و
ادامه مطلب
سوال
إمام حسن (ع) در چه سالی متولد شد؟ و در چه سالی صلح نامه بین آن حضرت و معاویه امضا شد؟ کدام یک از همسرانش با نیرنگ معاویه آن حضرت را مسموم کرد؟ مدت زمان خلافت آن حضرت چند سال بود؟ و مشهور ترین صفات آن حضرت چیست؟
پاسخ
پاسخ اجمالی:
امام حسن پسر علی بن ابی طالب (ع) در شب نیمه ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود. در سن 37 سالگی با وی برای خلافت و جانشینی امام علی (ع) بیعت شد. مدت امامت حضرتش شش ماه و سه روز به طول انجامید. پس از آن تحت شرایط و عوامل خاص در سال 41 ه.ق با معاویه صلح کرد و به مدینه مراجعت نمود و مدت ده سال در مدینه زندگی کرد، سرانجام با دسیسه و نیزنگ معاویه به دست همسرش (جعده دختر اشعث کندی) به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار قبر مادربزرگش فاطمه بنت اسد (ره) به خاک سپرده شد.
به اعتراف دوست و دشمن، در فضایل و کمالات اخلاقی انسانی کامل بود: قرابت و نزدیکی آن حضرت به رسول الله (ص)، علاقه و محبت پیامبر نسبت به وی، دارا بودن بیشترین شباهت به رسول الله، یکی از مصادیق آیۀ تطهیر و حدیث کساء بودن، حضور با پیامبر در جریان مباهله، تواضع و سخاوت فراوان، عبادت زیاد، به اتفاق برادرش (امام حسین) سرور جوانان بهشت بودن، برخی از بارزترین خصائص و ویژگی های اخلاقی و کمالات آن حضرت است.
پاسخ تفصیلی:
امام حسن، پسر علی بن ابی طالب، پسر عبد المطلب، پسر هاشم، پسر عبد مناف، سرور جوانان بهشت است.[1]
بنابه روایت مشهور بین شیعه و اهل سنت،[2] امام حسن (ع) در شب نیمۀ ماه مبارک رمضان، سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.[3] البته نقل های ضعیفی هم وجود دارد که یکی از آنها
ادامه مطلب
در 15 مبارک رمضان سال سوم هجری در مدینه منوّره و در خانه ولایت، علی و زهرا این دو نور چشم رسولخدا صلی اللّه علیه و آله لحظه شماری می کنند تا اوّلین هدیه الهی و نخستین گل خوشبوی درخت نبوّت و ولایت را از خدای خود دریافت دارند و سرانجام در بهترین زمان و شریفترین مکان این گل خوشبو به دنیا آمد و با این ولادت خجسته و مبارک مدینه پیامبر غرق در شادی و نور شد.
فرا رسیدن این میلاد مبارک را به حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، مقام معظم رهبری و ملّت قهرمان ایران تبریک و تهنیت گفته برای تیمّن و تبرّک به گوشه هایی از سخنان دیگران درباره آن حضرت می پردازیم:
1. پیامبر اکرم (ص)
شیفتگی و علاقه زیاد پیامبر اکرم(ص) به امام حسن(ع) به اندازه ای بود که در زمان زندگانی ایشان، همه مردم جایگاه وارسته امام حسن(ع) را می شناختند. پیامبر بسیار می فرمود: «حسن از من و من از اویم. هر کس او را دوست بدارد، خدا دوستش خواهد داشت». پیامبر(ص) همواره امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بر دوش خود سوار می کرد و می فرمود: «به خدا قسم شما دو نفر (حسن و حسین) را گرامی می دارم، زیرا خدا شما را گرامی داشته است».
و نیز همواره می فرمود: «حسن (ع) گل خوشبوی من است». و می فرمود: «پروردگارا! من او را دوست دارم، پس تو هم او را و هر که او را دوست دارد، دوست بدار». و نیز می فرمود: «هر که مرا دوست دارد، باید
ادامه مطلب
نگاهی به شخصیّت و فضایل امام حسن مجتبی علیه السلام در منابع اهل سنّت
مظلومیّت اهل بیت علیهم السلام ، به ویژه امام مجتبی علیه السلام در همه ابعاد مشهود است؛ از جمله در ثبت و ضبط سخنان و زندگینامه و شخصیّت آنان در منابع مکتوب، به خصوص در کتب اهل سنّت.
از این رو، دلباختگان این خاندان کوشیده اند تا غبار غربت از سیمای نورانی آنان بزدایند و با تألیف آثاری مستند به کتب اهل سنّت، گوشه ای از فضایل خورشیدگون و جاودان امامان شیعه را تبیین کنند.
محقق ارجمند، استاد حسن مصطفوی با نگارش کتابی با عنوان «الامام المجتبی، ابومحمد الحسن بن علی علیه السلام ، حیاته، مقاماته، خلافته، حلمه، جریان صلحه، کلماته، خطبه، ردّ الاعتراضات» و با استناد به کتب تاریخی و حدیثی و صحاح اهل سنّت، تلاش کرده است شخصیّت حضرت مجتبی علیه السلام را ترسیم کند.
به پاس ارج نهادن به تلاش ارزشمند آن پژوهشگر نامدار، گزارشی از
ادامه مطلب
اشاره
زندگی افتخارآمیز امام حسن مجتبی علیه السلام را می توان به دو بخش کلّی زیر تقسیم کرد:
1. از کودکی تا امامت؛
این بخش، خود می تواند دارای سه مرحله باشد:
الف) امام در عهد رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ؛
ب) امام در زمان خلفاء ثلاث؛
ج) امام در عصر خلافت پدر.
2. از شهادت پدر تا شهادت خودش؛
این بخش نیز به دو مرحله قابل تفکیک است:
الف) از بیعت مردم تا زمان صلح؛
ب) از هنگام صلح تا شهادت.
بررسی همه دوره های حیات آن امام همام، در این نوشتار نمی گنجد؛ آنچه می خوانید، نگرشی کوتاه به فضایل ملکوتی، ویژگی های ظاهری و مقامات معنوی آن سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است.
طلوع مهر
در تاریخ میلاد خجسته امام مجتبی علیه السلام اندکی اختلاف وجود دارد. طبق قول مشهور، در 15 ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.1 هفت سال از عمر شریفش مصادف با حیات پربار خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم بود. پدر گرامی اش امام علی بن ابیطالب علیه السلام و مادر ارجمندش حضرت
ادامه مطلب
کتابنامه: ص. ۱۱۵-۱۱۸؛ همچنین بصورت زیرنویس // در پژوهش حاضر سؤال اصلی این بود که شیوه مدیریتی امام حسن مجتبی(ع) چیست و تحت تؤثیر چه عناصری شکل گرفته است؟ در پاسخ به این پرسش فرضیه ای مطرح شده که اینگونه است. شیوه مدیریتی امام حسن مجتبی(ع) دارای ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اخلاقی بوده و تحت تاثیر مبانی اسلامی و مقتضیات شکل گرفته است. جهت آزمون فرضیه مذکور نوشتار را در یک مقدمه و چهار فصل سازماندهی کردیم. در مقدمه طرح تحقیق ارائه شده است در فصل اول به بررسی مفهوم مدیریت پرداخته که به مدیریت و رهبری جامعه به عنوان یک امر معنوی نگریسته شده است و رهبری جامعه با توجه به مکتبی که در جامعه مورد نظر پذیرفته شده است و با شناخت استعدادهای افراد و تلاش جهت شکوفایی آن استعدادها به اداره آن جامعه می پردازد و جامعه را به استفاد حداکثری از توانمندی های موجود در آن وادار می نماید و افراد جامعه را با حقوق آنان آشنا کرده و قدرت خود را در خدمت تأمین کامل و همه جانبه آن قرار می دهد. در فصل دوم به تبیین اوضاع و شرایط دوره امامت امام حسن مجتبی(ع) پرداخته و متذکر شدیم که با توجه به شرایط موجود آن دوره چه در چند ماه خلافت آن حضرت و چه در دوره ۱۰ ساله امامت ایشان در مدینه امام حسن مجتبی(ع) بهترین تصمیم و عمل را داشته است و اتخاذ فرموده اند. در فصل سوم به تبیین مبانی مدیریت سیاسی امام(ع) پرداخته و هم از کلام آن حضرت در این باره و هم از ادله نقلی و عقلی برای اثبات امامت رهبری آن حضرت بهره جستیم. بالاخره در فصل چهارم با توجه به انواع فعالیت های آن حضرت درصدد برآمدیم که شیوه های اتخاذی از سوی آن امام(ع) را بیرون بکشیم که البته با توجه به شیوه برخورد سیاسی آن حضرت به عنوان الگویی برای سیاستمداران جامعه و رهبران جامعه می توان بهره جست. به ترتیب درمی یابیم که شیوه مدیریتی امام حسن(ع) داری ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و اخلاقی بوده و تحت تاثیر مبانی اسلام و مقتضیات زمان شکل گرفته است.
مســجد امام حسن مجتبی (ع)
نکاتی اخلاقی از: داستان ساخت مسجد امام حسن مجتبی (ع)
« مســجد امام حسن مجتبی (ع) » با لطف و عنایت خود حضرت ســاخته شده و مورد توجه دوستان حضرت هم هست . داستانش را آقای عســکری که برای خودشــان در آنجا اتفاقــی افتاده در ســال چهل شمســی نقل می کنند . آقای احمد عسکری می گوینــد : من در تهران جلســه ای قرآنی داشــتم که نوجوان ها و جوان ها در آن مجلس شــرکت می کردند وهمین طور با جوان های محل آشنا بودیم . یک روز پنج شنبه ســه تا از جوان ها آمدند منزل ما.
اگــر از جادة کمربندی قم کــه از اصفهان به تهران مــی رود رد شــوید در اثنای آن کمربندی بــه تقاطعی برخورد می کنید که شــما البته از روی پل رد می شــوید منتها در خیابانی که از زیر پل رد می شــود و به ترمینال قم می رود در آنجا تقاطعی هســت ســمت راست مسجد باشکوهی اســت که دارای گنبد و گلدسته هست و کنار مســجد هم حسینیه ای ســاخته اند که آن هم دارای یک گنبد و گلدسته ای هم هست . اگر فرصت کردید بروید هم نمازی بخوانید و هم توسلی داشته باشید .
این مسجد به نام « مســجد امام حسن مجتبی (ع) » اســت که با لطف و عنایت خود حضرت ســاخته شده و مورد توجه دوستان حضرت هم هست . داستانش را آقای عســکری که برای خودشــان در آنجا اتفاقــی
ادامه مطلب
منبع : مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 8 (سال 83) ,
پانزدهم ماه مبارک رمضان، سالروز ولادت امام مجتبی علیه السلام است، به همین مناسبت به نشر این مقاله پرداختیم
ششمین همایش انتخاب کتاب سال ولایت، در 26 شهریور ماه 1383، برابر با سوم شعبان المعظم 1425، در شهرستان کرمان برگزار شد. در این همایش برخلاف بسیاری از همایش ها که غالبا گروه خاصّی شرکت می کنند، طیف های گوناگون با عقاید مختلف -ولی به یک-انگیزه در آن شرکت جسته بودند و انگیزه همگان، تکریم از اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و بزرگداشت خاندان وحی بود.
گذشته از این که گروهی از شخصیت های علمی کشور از حوزه علمیّه قم و مشهد و تهران، در آن شرکت کرده بودند، برخی از نویسندگان عراقی و لبنانی که آثاری درباره اهل بیت داشتند، در آن همایش به چشم می خوردند.
ستاد کتاب سال ولایت، در تمام سال در بیت آیة اللّه العظمی حائری، فعال است و از طرق مختلف خصوصا نشریّه خانه کتاب، کلّیه کتاب هایی را که پیرامون شرح حال اهل بیت علیهم السلام در سال قبل، (مثلاً سال 82 نوشته شده) مورد شناسایی قرار داده و با بررسی های گوناگون، به وسیله داوران متعدد و کارآمد، بهترین های آنها گلچین می شوند و به
ادامه مطلب
درباره زندگانی حضرت امام حسن مجتبی و مسائل مربوط به آن حضرت، مقالات متعددی در این مجلّه به چاپ رسیده است.
در این شماره به بیان خاطراتی از آن حضرت اکتفا می کنیم، و تحلیل و توضیح آن را به عهده خود مبلّغان گذاشته و امیدواریم با استفاده از توان شخصی و مقالات قبلی، از آنها بهره ببرند.
1. سخاوت بی بدیل
مورّخان نوشته اند: «حضرت مجتبی علیه السلام » در طول عمر خویش دو بار تمام اموال و دارایی خود را در راه خدا خرج کرد و سه بار ثروت خود را به دو نیم تقسیم کرده و نصف آن را برای خود نگهداشت و نصف دیگر را در راه خدا بخشید.»
2. بخشش و عنایت همراه با هدایت
عثمان در کنار مسجد مدینه نشسته بود. مرد فقیری از او کمک مالی خواست. او پنج درهم به وی داد. فقیر گفت: مرا نزد کسی راهنمایی کن که کمک بیشتری به من کند. عثمان به طرف حضرت مجتبی و حسین بن علی علیهماالسلام و عبداللّه جعفر، که در گوشه ای از مسجد نشسته بودند اشاره کرد و گفت: نزد این چند نفر جوان که در آنجا نشسته اند رفته، از آنها تقاضای کمک می کنی.
وی نزد آنها رفت و درخواست کمک نمود. امام حسن علیه السلام فرمود: از دیگران کمک مالی خواستن، تنها در سه مورد رواست: دیه ای (خونبها) به گردن انسان باشد و از پرداخت آن به کلّی عاجز باشد، یا بدهی کمرشکن داشته باشد که از عهده پرداخت آن ناتوان است، و یا فقیر و
ادامه مطلب
اشاره
برترین و والاترین ویژگی جانشینان پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) دوری از هر گونه گناه و اشتباه و فراموشی است و داشتن این ویژگی برای او ضروری است؛ زیرا پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله) او پاسدار شریعت و نگهبان قرآن و حجت بالغه خداوند در عالم هستی است و کسی که چنین وظیفه سنگینی بر عهده دارد، باید از همه آلایش های مادی و معنوی پاک باشد. بنابراین، امام برای برآوردن این هدف، نه تنها در دوران امامت، بلکه پیش از آن نیز باید از این ویژگی برخوردار باشد که خداوند در آیه تطهیر می فرماید: «اِنَّما یُریدُ اللّه لِیُذهِبُ عَنکُم الرِّجسَ اَهلَ البَیتِ وَ یُطَهِّرَکُم تَطهیرا»؛ «خداوند خواسته است تا هر گونه پلیدی را از شما اهل بیت (علیهم السلام) بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.»
این ویژگی بزرگ از امامان و پیشوایان ما کامل ترین الگوهای هستی را ساخته و سر منشأ دیگر خوبی ها و نیکی های آن ها است به گونه ای که هر لحظه از حیات پر برکت شان برای بشر افتخار آفرین و نجات بخش است. ویژگی های روحی و رفتاری آنان به گونه ای بود که دوست و
ادامه مطلب
سوال
اهل البیت چه کسانی هستند و آیا حضرت رقیه هم جزو اهل البیت محسوب می شود؟
اهل البیت اصطلاح خاص قرآنی است و به معنای کسانی که در یک خانه و اطاق جمع شده بودند می باشد و حدود 70 روایت اهل البیت را به حسن(ع) و حسین(ع) علی(ع) و فاطمه(س) و پیامبر(ص) معرفی کرده اند که چهل و چند طریق این روایات از اهل سنّت است و حتی یک روایت نداریم که اهل البیت از غیر از این پنج تن بداند تنها بعضی از مفسرین اهل سنّت با استفاده از سیاق آیات و این که این آیه در ردیف آیات زنان پیامبر(ص) آمده است می گویند که زنان پیامبر(ص) هم به حکم سیاق از اهل البیت هستند ولی آنان از دو نکته غافل مانده اند الف: به تصریح روایات خود اهل سنّت این آیه در واقع جدای از آیات زنان پیامبر(ص) نازل
ادامه مطلب
سوال
آیا حدیث کساء از سلسله قابل اعتماد معصومین (علیهم السلام) نقل شده است یا خیر؟ آیا خواندن آن توصیه شده است یا نه؟
پاسخ
داستان حدیث کساء از مشهورترین روایات شیعه و سنی است که از حدود هفتاد و اندی طرق نقل شده است و بیشتر طرق آن [حدود 40 طریق] از اهل سنت و سی و مقداری از طریق شیعه نقل شده است. برای دستیابی به اسناد این روایت معروف و جالب که در شأن نزول آیه 33 سوره احزاب وارد شده است به تفاسیر شیعه و سنی مراجعه کنید. مانند کتب المیزان علامه طباطبایی و در المنثور سید جلال الدین سیوطی و تفسیر کبیر فخر رازی و تفسیر آلوسی و... ذیل آیه شریفه 33 سوره احزاب
مهم و قابل دقت این است که تمام روایات رسیده از اهل سنت در مورد اهل بیت علیهم السلام که از پیامبر(ص) نقل کرده اند اهل بیت(ع) را تنها
ادامه مطلب
سوال
در بسیاری از اخبار آمده که امامان ما، از جمله امام حسن و امام حسین (علیهم السّلام) ، با پای پیاده به حج می رفتند، در حالی که مرکب ایشان نیز با ایشان بوده. از آن جایی که این اولیاء، الگوی ما هستند، آیا برای ما و زمان ما نیز چنین عملی نیک است؟ در این صورت، با توجّه به این که پیاده رفتن خیلی بیشتر از سواره (یا با هواپیما) طول می کشد، آیا بهتر نیست که سریع تر رفت و در عوض آن وقتِ اضافی را در عبادت و اعمال دیگر (مثل کسب علم) صرف کرد؟ اگر اوّلی بهتر است، چرا اکثر بزرگان و علمای روز ما این کار را انجام نمی دهند، و اگر دومی بهتر است، چرا امامان که وقتشان پر ارزش ترین و عبادتشان کامل ترین بوده، چنین نمی کردند؟
پاسخ
حج بیت الله الحرام ، یکی از مهم ترین عبادات اسلامی ، و یکی از ارکان اسلام است .در روایات زیادی آمده است که اسلام بر پنج پایه بنا نهاده شده است ( نماز – روزه – زکات – حج – ولایت ) [1] یعنی باید همان اندازه که به نماز اهمیت داده می شود به حج نیز اهمیت داده شود .
همچنین روایات زیادی داریم که می فرماید: اگر کسی بدون هیچ گونه عذری حج خانه خدا را ترک کند ( حج واجب ) بی ایمان ( یهودی یا نصرانی ) از دنیا می رود. [2]
حج به این میزان اهمیت داشته است ولی این عمل با این اهمیت ، ممکن بود بعلت دوری راه و مشکلات زیاد و سختی شرایط آب و هوایی مکه ، از طرف مسلمانان ، اهمیت داده نشود و یا حداکثر هرکس وقتی
ادامه مطلب
آغاز سخن:
برای ساختن جامعه ای نمونه و تربیت انسان های کامل و سالم، اصول و روش هایی لازم است که انسان در سایه آن ها بتواند به دور از هر گونه انحراف مسیر سعادت را بپیماید.
ارائه کامل ترین و سالم ترین روش های اطمینان بخش تربیتی، انسان را به سعادت حقیقی و زندگی جاودانه و رضای پروردگار متعال نزدیک می کند. این شیوه ها را می توان از زندگی و رفتار و گفتار اسوه های حقیقی دین اسلام و پیشوایان راستین به دست آورد.
در این نوشتار به بررسی سیره تربیتی امام حسن مجتبی علیه السلام می پردازیم، به امید این که بتوانیم از راه و روش آن پیشوای معصوم کمال بهره را برده و در پرتو رهنمودهای نورانی اش تربیت شویم.
ضرورت تربیت
انسان موجودی متعالی و دارای استعداد رسیدن به کمال است و برای سیر تکاملی خویش نیازمند پیروی از یک روش تربیتی قوی و کامل می باشد. انسان فاقد تربیت، فاقد همه چیز است، پس باید به دنبال تربیت
ادامه مطلب
تربیت امروزه نه تنها در جوامع و خانواده های مسلمان مورد توجه قرار گرفته و هر پدر و مادری آرزو می کند که فرزندان خود را طبق رهنمودهای صحیح و اصول و ارزشهای والای انسانی و الهی تربیت نموده و در آینده فرزندی رشد یافته و کارآمد داشته باشد بلکه اهداف عالی و اخلاقی تعلیم و تربیت از مهم ترین دغدغه های جهانی است.
سازمان ملل متحد در بند2 از ماده 26 اطلاعیه جهانی حقوق بشر مقرر داشته است که: تعلیم و تربیت باید به توسعه شخصیت انسان و تقویت و احترام به حقوق بشر و آزادی های اساسی متوجه گردد و تفاهم و اغماض و مودت را بین کلّیه ملل و دسته های نژادی و مذهبی به وجود آورد و موجب پیشرفت فعالیت های ملل متحد در راه حفظ صلح شود.(1)
موضوع این نوشتار افزون بر اهمّیتی که در خودمسئله تربیت وجود دارد به نقطه نظرات شخصیتی برمی گردد که خود نمونه بارزی از یک انسان کامل و تربیت یافته در مکتب نبوی، علوی و فاطمی است و هم چنین پرورش دهنده فرزندانی است که هر کدام به نوبه خود به عنوان اسوه های عالی و تجلی ارزشهای والای انسانی در تاریخ بشر می درخشند. امام حسن مجتبی(ع) همان شخصیت تربیت یافته در دامان رسالت است که پیامبر اکرم(ص) در مورد وی فرمود: حسن پسر من است ،او از من است. او نور
ادامه مطلب
«انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»
نخستین مظهر و نشانه ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه ی اطهر (س) پا به عرصه ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه ای از تجلی مقدس ترین پدیده ای که از خجسته ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت به ظهور پیوست ومعجزه ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان » . (1) را تجسم بخشید و کلام خدا در کلمه ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاکیان و جلوه ای برافلاکیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی محمدی، منهجی علوی، زهره ای زهرایی که عصای فرعون کوب موسی را در دست صلح آفرین عیسوی داشت و تندیس زنده ی اخلاق قرآن بود و رایت جاودانگی اسلامی را در زندگی توام با مجاهده و شکیبایی تضمین کرد و بقاع امن و ایمان را به ابدیت در بقیع شهادت بر افراشت و مکتبش از خاک گرم مدینه به همه سوی جهان جهت یافت و با همه ی مظلومیتش در برابر سیاهی و تباهی جبهه گرفت و به حقیقت اصالت بخشید و مشعلدار گمراهان و زعیم ره یافتگان گردید. حضرتش در بقیع بی بقعه; در جوار جده ی پدریش فاطمه بنت اسد، برادر زاده نازنینش امام سجاد علیه السلام و مضجع امام باقر و امام صادق علیهما السلام آرمیده است. (2)
تولد و کودکی
فرزند گرامی رسول الله و نخستین نوه ی او در مقدس ترین ماه های سال قمری یعنی پانزدهم (3) رمضان سال سوم هجرت چشم به جهان گشود.امام مجتبی علیه السلام در دامان حضرت زهرا (س) بزرگ شد. او از همان دوران کودکی از نبوغ سرشاری برخوردار بود وی با حافظه ی نیرومندش، آیاتی را که بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل می شد، می شنید و همه را حفظ می کرد و وقتی به خانه می رفت برای مادرش
ادامه مطلب
(به مناسبت پانزدهم رمضان، سالروز تولد امام حسن مجتبی علیه السلام )
امیر مؤمنان علی علیه السلام جلوه زیبای عشق و مظهر تجلّیات ربّانی است. جذبه جمالش هر عارف سالک را به وجد و شوق آورده و دل انگیزترین آهنگ و ترنّم یاد دوست رابدان ها ارزانی می دارد. او چنان است که خود فرمود: «ینحدر عنّی السّیل و لا یرقی الیّ الطّیر؛ سیلاب از ستیغ من ریزان است و مرغ از پریدن به قلّه ام گریزان»(1)
آل محمّد صلی الله علیه و آله وسلم گردد که باید گفت:
|
«چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن |
به رخت نظاره کردن سخن خدا شنیدن» |
اکنون میهمان بوستان کلمات الهی او شده و گلواژه هایی از سخنان عشق آفرینش را مرور می کنیم، باشد تا شاهد جلوه ای از جذبه های جمال علوی در آیینه تمام نمای امام حسن علیه السلام باشیم.
ایمنی بخش بودن امام علی علیه السلام
امام حسن علیه السلام کودکی است خردسال و سخنانش برای پدر شورآفرین و گرمابخش محفل نورانی اوست. امیرالمؤمنین علیه السلام از او می خواهد سخنرانی کند تا کلامش را بشنود. خانواده اش به دستور حضرت آماده گوش فرا دادن به سخنانش می شوند. حضرت خطبه را با
ادامه مطلب
اشاره
ابعاد صلح شجاعانه امام حسن علیه السلام با معاویة بن ابی سفیان که یگانه عامل بقای اقلیت شیعه در آن عصر بود، چنان با عظمت است که تاکنون محققان زیادی را به تحلیل و تبیین آن واداشته است. بدون اغراق می توان گفت: اکثر مقالات و تحقیقات پیرامون آن حضرت، در اطراف این رویداد دور می زند. این نوع نگرش هر چند بیانگر عمق و عظمت صلح امام علیه السلام است اما در دوره دیگر (قبل از امامت و بعد از صلح) کمتر مورد توجه قرار گرفته اند و به تبع آن میزان آگاهی مردم نیز از این دوره ها اندک است. بر این اساس و به مناسبت سالگرد شهادت حضرت، در این شماره با دوران امامت حضرت بعد از صلح (9 سال و اندی) آشنا می شویم.
نفوذ اموی ها در حاکمیت دین
مهم ترین چالشی که امام حسن علیه السلام در طول دوره امامت و بلکه حیات خود با آن رو به رو شد، مساله نفوذ اموی ها در حاکمیت دینی دوره های قبل و بروز آثار آن در این دوره است. نفوذی که از زمان رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (8 سالگی) شروع و در خلافت عثمان به اوج خود رسید. طبیعی است که باید سابقه نفوذ اموی ها را از دوره فراگیری حکومت اسلامی (فتح مکه) پی گرفت زیرا به موازات گسترش اسلام، گروه های مختلفی به علل گوناگون به اسلام رو آوردند. منافقان نیز از باب ناچاری نتوانستند در مقابل این سیل خروشان قرار بگیرند و به ناچار با آن بنای هم سویی گذاشتند. این هم سویی نه از روی میل که از باب اضطرار
ادامه مطلب
دوره امامت
واقع نگری و مصلحت بینی در زندگانی امام حسن و امام حسین
زندگانی امام حسن (ع ) را می توان به پنج دوره تقسیم کرد. هر مرحله ویژگیهای خاصّی داشتهاست که در مطالعهء نوع برخورد
امام ، اهمیّت دارد.
1 دورهء حیات پیامبر(ص ).
2 دورهء خلفای سه گانه .
3 دورهء خلافت علی (ع ).
4 دورهء خلافت پس از شهادت امام علی (ع ).
5 دورهء پس از صلح با معاویه .
مرحلهء اوّلین ، به واسطهء کوتاهی مدّت و نیز سن امام ، خارج از بحث و مقوله ماست .
وهر چند خود نکاتی تربیتی و اخلاقی قابل مطالعه ای را در بر دارد. بنابراین ، سخن ر، از مرحلهء دوّم آغاز می کنیم :
الف : امام حسن در دورهء خلفای سه گانه : گرچه مواضع امام در این
ادامه مطلب
مقدمه
در سیمای تابناک امام حسن علیه السلام می توان نظاره گر ابعاد مختلف از جمله شخصیّت علمی و قرآنی حضرت بود؛ هرچند لحظات زندگی امام حسن علیه السلام آمیخته و متبرک با قرآن کریم بود و امام به مقتضای امامت (پاسداری از اندیشه ها و مرزهای قرآنی) آگاه ترین، مأنوس ترین و عامل ترین فرد به کتاب الهی بود، اما به دلیل رویکرد محققان به موضوعاتی خاص (به ویژه صلح با معاویه) چنین فرازهای درخشانی از سیمای حضرت کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. بدین جهت شایسته است گوشه هایی از زندگی قرآنی امام حسن مجتبی علیه السلام را به تماشا بنشینیم.1
1. عشق به قرآن از خردسالی
مدینه محل نزول وحی الهی بود و حسن و حسین علیهماالسلام نوادگان رسول، شاهدان آن. از این رو حسن علیه السلام از همان خردسالی با زلال وحی آشنا شد، شهدشیرین کلام الهی را چشید و شیفته آن شد و از کودکی به حفظ، قرائت، تفسیر و معارف قرآنی دل بست. نمونه هایی از عشق حضرت و علاقه وی به وحی الهی را در فضای معطّر عصر نبوی مرور می کنیم.
با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در سایه قرآن
الف) حفظ و بازخوانی کلام اللّه
شیخ ابوالفتوح نقل کرده که حسن بن علی علیهماالسلام در هفت سالگی، در مجلس رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم حاضر می شد. وحی را می شنید و آن را حفظ می کرد. آن گاه به خانه بر می گشت و برای مادرش باز می گفت. از این روی هر وقت علی علیه السلام به خانه بر می گشت متوجه می شد که همسرش فاطمه صلی الله علیه و آله وسلم هم از آنچه نازل شده، مطلع است. یک روز که در این باره پرسید: فاطمه علیهاالسلام فرمود: از فرزندت حسن شنیدم. بعد از آن، روزی علی علیه السلام در خانه پنهان شد و حسن علیه السلام طبق معمول به خانه آمد و خواست آنچه را شنیده بود، بازگوید، اما زبانش بند آمد. حضرت فاطمه شگفت زده شد و حسن گفت: مادرجان! تعجب نکن؛ زیرا
ادامه مطلب
ابعاد شخصیّت امام مجتبی علیه السلام
دامنه شخصیّت بی مانند سبط اکبر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم امام حسن مجتبی علیه السلام آنقدر وسیع و گسترده است که آثار و نشانه های آن در تمام کتاب های حدیث، تراجم، سیره، تاریخ و مناقب فراوان به چشم می خورد.
تواضع، فروتنی، خداترسی، روابط حسنه، احترام متقابل و کمک به بینوایان از ابعاد برجسته زندگی آن سرور جوانان بهشتی است. آن بزرگوار بازویی علمی، قضایی و نیرویی بسیار کارآمد برای حکومت علوی و شخص امیرمؤمنان علیه السلام بوده است.
امام از جمله کسانی بود که از آغاز تا پایان به دفاع از حریم رهبری پرداخته و در جنگ های جمل، صفّین و نهروان فعالانه شرکت جسته، بلکه در بسیج نیروها از کوفه برای مقابله با فتنه طلحه و زبیر، گام های بسیار مثبت و مؤثری برداشته است.
زندگی پر رنج و محنت امام، پر از این مسائل است که فقط به یک بُعد آن، که جایگاه علمی امام مجتبی علیه السلام باشد، اشاره می کنیم.
الف) امام در نگاه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم
امام حسن مجتبی علیه السلام کودک بود که پیامبر بزرگوار اسلام از او به عظمت و بزرگی یاد می کرد. به یقین این برخوردهای محبت آمیز که هیچ گاه در زمان خاص و یا در محدوده خاصّی ابراز نمی شد، نشان
ادامه مطلب
ای فاطمه چیدند گل یاسمنت را
تاراج نمودند عقیق یمنت را
آن قوم که پهلوی تو را هم بشکستند
کشتند پس از کشتن محسن، حسنت را
پیشوای دوم جهان تشیع، اولین ثمره زندگی مشترک علی علیه السلام و فاطمه، در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در «مدینة الرسول » دیده به جهان گشود . (1)
حسن بن علی، هفت سال در دوران جدش، رسول اکرم صلی الله علیه و آله، زندگی کرد و سی سال از همراهی پدر بزرگوارش، امیرمؤمنان علیه السلام، برخوردار بود . پس از شهادت پدر (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت . سرانجام معاویه، با فریفتن «جعده » همسر آن حضرت و اعطای صدهزار درهم و وعده ازدواج با فرزند خود یزید، امام علیه السلام را مسموم ساخت، و حضرتش بعد از 40 روز تحمل بیماری در 28 صفر سال 50 هجری در سن 48 سالگی مظلومانه به شهادت رسید، و در قبرستان «بقیع » در مدینه منوره مدفون گشت . (2)
در این مقاله به مناسبت شهادت امام مجتبی علیه السلام به نمونه هایی از کرامتها و معجزات آن حضرت اشاره می کنیم . هدف از کرامتها و
ادامه مطلب
طلیعه سخن:
درنیمه رمضان سال دوم یا سوم (1) هجری ستاره ای دیگر در آسمان امامت و ولایت بدرخشید و با نور خود جهان را منور ساخت . پس از تولد، حضرت فاطمه علیها السلام او را برای نام گذاری خدمت امیر المؤمنین علیه السلام آورد، آن حضرت فرمود: من در نام گذاری او بر رسول خدا پیشی نمی گیرم . پس او را به نزد رسول الله صلی الله علیه و آله آوردند، ایشان فرمودند: من در نام گذاری او برخداوند عزوجل پیشی نمی گیرم . در این هنگام خداوند به جبرئیل فرمود: محمد صلی الله علیه و آله صاحب فرزندی شده، فرود آی و به او سلام برسان و تبریک بگو و بگو که علی علیه السلام نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی علیه السلام است، پس نام فرزند هارون را بر او بگذار . جبرئیل فرود آمد و پس از ابلاغ
ادامه مطلب
| در دامن وحی مجتبی دیده گشود | آن جلوه حق زغیب آمد به شهود |
| چون ماه خدا، دو نیمه شد طلعت او | با حسن حسن روی زمین جلوه نمود |
پیشوای دوّم جهان تشیّع، اوّلین ثمره زندگی مشترک علی(ع) و زهرا(س) دیده به جهان گشود.(1)
وقتی خبر ولادت امام مجتبی(ع) به گوش گرامی پیامبر اسلام رسید، شادی و خوشحالی رخسار مبارک آن حضرت را فرا گرفت، و مردم نیز شادی کنان می آمدند و به محضر مبارک پیامبر(ص) و علی و زهرا(علیهما السلام) تبریک می گفتند. رسول خدا آنگاه که قنداقه حسن را بغل گرفت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند(2) در روز هفتم ولادت، پیامبر اکرم گوسفندی را عقیقه (قربانی) کرد و هنگام ذبح گوسفند این دعا را خواند: «بِسمِ اللّهِ عَقیقَةٌ عَنِ الحَسَنِ، اَللّهُمَّ عَظمُها بِعَظمِهِ و لَحمُها بِلَحمِهِ شَعرُها بِشَعرِهِ اَللّهُمَّ اجعَلها وِقاءً لِمُحَمّدٍ و آله(ع)؛(3) بنام خدا، عقیقه ای است، از جانب حسن، خدایا! استخوان عقیقه در مقابل استخوان حسن، و گوشتش در برابر گوشت او، خدایا! عقیقه را وسیله حفظ(او و بیمه جان او) قرار بده به (عظمت) محمّد و آل محمّد(ص) سپس پیامبر گرامی (ص) موهای سر او را تراشید و فاطمه زهرا(ع) هم وزن آن به مستمدان «درهم» نقره سکّه دار انفاق نمود.(4)
از این تاریخ آیین عقیقه و صدقه به وزن موهای سرنوزاد مرسوم شد حسن بن علی، هفت سال در دوران جدّش زندگی کرد و سی سال از همراهی پدرش امیرمؤمنان برخوردار بود. پس از شهادت پدر(در سال 40 هجری) به مدّت 10 سال امامت امّت را به عهده داشت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیّت در سنّ 48
ادامه مطلب
داستان ماه
تا چشم کار می کرد بیابان بود و ریگ های تفتیده.
آفتاب چون همیشه هرم سوزانش را در دشت خاموش می پراکند و می گذشت. جزخدمتگزاری پاکدل، هیچ کس امام حسن(ع)، مسافر پیاده بیت الله، را همراهی نمی کرد.
راه دشوار بود و نفس گیر. هر گامی تاولی نو بر پای فرزند رسول خدا پدید می آورد وتورم دردناکش را فزونی می بخشید.
خدمتگر به گام های سرور سپیددستان نگریست و با خود اندیشید:
بی تردید درد پیکرش را فرا گرفته، ولی شوق خانه دوست وی را از پرداختن به خویش باز می دارد. پس در چهره پیشوای نیک فرجامان نگریست و گفت:
اگر بر چارپا بنشینید، از تاول و تورم رهایی می یابید.
سرور جوانان پردیس نشین فرمود:
هرگز چنین نمی کنم. چون به منزلگه دیگر رسیم، سیه چرده ای می یابی که روغن می فروشد، بی درنگ خریداری کن.
خدمتگر با دست به رو به رو اشاره کرد و گفت: پدر و مادرم فدایت باد. در مسیری که ما راه می سپاریم، کاروان سرایی که در آن دارو فروشند، یافت نمی شود.
امام سپیدبختان فرمود: اندکی مانده به منزلگاه.
با این سخن دیگربار خاموشی بر دشت تفتیده سایه افکند و کاروان کوچک سالارپاکدلان در مسیر معنوی حج به راهش ادامه داد. ساعتی دیگر، هنگامی که آثارمنزلگاه بعدی در دور دست نمایان شد، سیه چرده ای توجه خدمتگر را به خود جلب کرد.
راهبر پاک نهادان فرمود: هان، این همان مردی است که گفتم. از او روغن ستان وبهایش را، چنان که باید بپرداز.
خدمتگر شتابان سمت مرد دوید و دارو خواست. رهگذر پرسید: چنین روغنی برای که می خواهی؟
خدمتگر پاسخ داد: سرورم حسن بن علی(ع) مرد گفت: مرا نزد او ببر.
خدمتگر رهگذر را نزد امام روشن روانان برد. مرد دارو را به نزد فرزند رسول خداسپرد و گفت: پدر و مادرم فدایت باد! یکی از شیفتگان شمایم. در برابر آنچه عرضه می دارم، هرگز بهایی نمی ستانم و به چیزی جز دعای شما نمی اندیشم. وقتی پای ازخانه برون نهادم، همسرم واپسین ساعات بارداری را پشت سر می گذاشت; پروردگار رابخوانید تا پسری تندرست و دوستدار خاندان رسالت به من ارزانی دارد.
راهبر سپیدرویان فرمود: به خانه بازگرد، آفریدگار توانا پسری سالم و پیرو مابه تو بخشیده است.
مرد خدای را سپاس گفت، بی درنگ سمت خانه رهسپار شد. ولی به زودی بازگشت و سرورناموران گیتی را به سبب درستی گفتارش ستود.
به نوشته برخی از روایتگران آثار اهل بیت(ع) آن پسر سید اسماعیل بن محمد حمیری بود که بعدها در شمار ستایشگران بلندآوازه خاندان عصمت جای گرفت
پیشوای دوم جهان تشیع، اولین ثمره زندگی مشترک علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام در نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در «مدینة الرسول » دیده به جهان گشود (1) . وقتی خبر ولادت امام مجتبی به گوش پیامبر گرامی اسلام رسید، شادی و خوشحالی در رخسار مبارک آن حضرت نمایان شد . مردم شادی کنان می آمدند و به پیامبر صلی الله علیه و آله و علی و زهرا علیهما السلام تبریک می گفتند، رسول خدا در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت (2) .
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز هفتم ولادت، گوسفندی را عقیقه (و قربانی) کرد و در هنگام کشتن گوسفند، این دعا را خواند: «بسم الله عقیقة عن الحسن، اللهم عظمها بعظمه ولحمها بلحمه شعرها بشعره . اللهم اجعلها وقاء لمحمد و آله (3) ; بنام خدا، [این] عقیقه ای است از جانب حسن، خدایا! استخوان عقیقه در مقابل استخوان حسن، و گوشتش در برابر گوشت او . خدایا! عقیقه را وسیله حفظ محمد و آل محمد قرار ده .»
سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله موهای سر او را تراشید و فاطمه زهرا علیها السلام هموزن آن به مستمندان «درهم » نقره سکه دار انفاق نمود (4) . از این تاریخ آیین عقیقه و صدقه به وزن موهای سر نوزاد مرسوم شد .
حسن بن علی، هفت سال در دوران جدش زندگی کرد و سی سال از همراهی پدرش امیرمؤمنان برخوردار بود . پس از شهادت پدر (در سال 40 هجری) به مدت 10 سال امامت امت را به عهده داشت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه بر اثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه
ادامه مطلب
اشاره
زندگی افتخارآمیز امام حسن مجتبی علیه السلام را می توان به دو بخش کلّی زیر تقسیم کرد:
1. از کودکی تا امامت؛
این بخش، خود می تواند دارای سه مرحله باشد:
الف) امام در عهد رسول اللّه صلی الله علیه و آله وسلم ؛
ب) امام در زمان خلفاء ثلاث؛
ج) امام در عصر خلافت پدر.
2. از شهادت پدر تا شهادت خودش؛
این بخش نیز به دو مرحله قابل تفکیک است:
الف) از بیعت مردم تا زمان صلح؛
ب) از هنگام صلح تا شهادت.
بررسی همه دوره های حیات آن امام همام، در این نوشتار نمی گنجد؛ آنچه می خوانید، نگرشی کوتاه به فضایل ملکوتی، ویژگی های ظاهری و مقامات معنوی آن سبط اکبر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم است.
طلوع مهر
در تاریخ میلاد خجسته امام مجتبی علیه السلام اندکی اختلاف وجود دارد. طبق قول مشهور، در 15 ماه مبارک رمضان سال سوم هجری، در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.1 هفت سال از عمر شریفش مصادف با حیات پربار خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم بود. پدر گرامی اش امام علی بن ابیطالب علیه السلام و مادر ارجمندش حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، دختر پیامبر خداست.
هنگامی که مژده ولادت امام حسن علیه السلام به گوش پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم رسید، به خانه دخترش فاطمه آمد و فرمود:
«یا اسماء هاتی ابنی؛ ای اسماء! فرزندم را بیاور».2
پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله وسلم و والدین حضرت نه تنها در نامگذاری آن کودک از خدای متعال سبقت نگرفتند که در انتظار نشستند تا اسم آن مولود مبارک را خداوند بی همتا برگزیند. سرانجام وحی الهی نازل شد و به رسولش خبر داد که: «این نوزاد را حسن بنامید.» آنگاه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم گوسفندی را قربانی کرد و موی سر
ادامه مطلب
ویژه نامه مجتبوی
آن سبط اکبر نبوی، آن ارشد اولاد مرتضوی، آن زاده زهرای اطهر، آن بالیده در ساحل کوثر، آن سیّد جوانان جنّت، آن امام ثانی امّت، آن خلیفه برحق رسول، آن پور پارسای بتول، آن آیت ایمان و جهاد، آن رایت سلم و سداد. آن آفتاب هیبت و سیادت، آن دریای بیکران جود و سخاوت، آن نور ابهر، آن سراج انور، آن قرة العین نبی، آن میوه دل وصّی، آن پیشوای معصوم، آن شهید مسموم، آن صابر ممتحن حضرت ابومحمد حسن، یگانه اعصار بود و اسوه ابرار و محبوب کردگار، زندگی اش موضوع این نوشتار است. این ویژه نامه به نامش مزیّن است و ماه پربرکت رمضان با میلادش مبارک تر. همه را به نشستن بر سر سفره ضیافت و معرفتش فرا می خوانیم و در
ادامه مطلب
توجهی ویژه به خداوند داشت،آثار این توجه را گاه ازچهره ی او به هنگام وضو در می یافتند: چون وضو می گرفت،رنگ می باخت و به لرزه می افتاد،می پرسیدند که چرا چنین می شوی؟
می فرمود:آن را که در پیشگاه خدا می ایستد،جز این سزاوار نیست.
از امام ششم (ع) آورده اند که امام حسن (ع) عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت ترین چون به یاد مرگ و...و رستخیز می افتاد،می گریست.و بی حال می شد (16).
پیاده و گاه برهنه پا،25 بار به خانه ی خدا رفت (17)...
2-بخشندگی
آن روز به خانه ی خدا رفته بود...همان هنگام می شنید که مردی با خدا به گفتگو نشسته است که:خداوندا،ده هزار درهم نصیبم کن...امام (ع) هماندم به خانه بازگشت و آن پول را برای او فرستاد.
یکروز،کنیزی از کنیزان او،دسته گلی خوشبوی به تحفه،پیشکش کرد،امام (ع) ،در مقابل او را آزاد فرمود و چون پرسیدند چرا چنین کردی؟،فرمود:
خدا ما را چنین تربیت کرده است و این آیه را باز خواندند:
«و اذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها»یعنی چون به شما هدیه ای دادند،به نیکوتر،پاسخ گویید (18).
سه بار در زندگی،هر چه داشت،حتی کفش-و پای افزار-را به دو نیم تقسیم کرد و در راه خدا داد (19).
3-بردباری
مردی از شام،به تحریک معاویه،روزی امام را به دشنام گرفت.امام (ع) چیزی نفرمود تا ساکت شد،آنگاه با لبخندی شیرین او را سلام گفت و فرمود:پیر مرد!فکر می کنم غریب هستی، و گمان می برم در اشتباه افتاده ای،اگر از ما رضایت بخواهی،خواهیم داد و هم اگر چیزی بطلبی،و اگر راهنمایی می جویی،راهنماییت خواهیم کرد،و اگر باری بر دوش داری،بر می داریم و یا گرسنه یی سیرت می سازیم و اگر نیازمندی،نیازت بر می آوریم و باری،هر کاری داری،در انجام آن حاضریم.و هم اگر بر ما وارد شوی،راحت تر خواهی بود که وسایل پذیرایی از هر گونه ما را فراهم است.مرد،شرمسار شد و گریست و گفت:گواهی می دهم که تو جانشین خداوند بر زمینی،خدا بهتر می داند که رسالت خویش،کجا قرار دهد (20).
تو و پدرت،نزد من،مبغوضترین بودید و اما اکنون محبوبترین هستید.
پیر مرد آنروز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت به دوستی آن گرامی،گرویده بود (21).
مروان حکم،-که هیچگاه از آزار آن گرامی فرو گذار نمی کرد-،به هنگام رحلت آن امام،در تشییع شرکت کرد.
حضرت امام حسین (ع) فرمود:تو به هنگام حیات برادرم،هر چه از دستت بر آمد،کردی،و اما اینک در تشییع او،حاضر آمده ای و می گریی؟!.
پاسخ داد:هر چه کردم،با کسی کردم که بردباریش از این کوه-اشاره به کوهی در مدینه-بیشتر بود (22).
پیشوای دوم جهان تشیع که نخستین میوه پیوندفرخنده علی علیه السلام با دختر گرامی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم بود،در نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در شهر مدینه دیده به جهان گشود.
حسن بن علی علیه السلام بیش از چند سال از دوران جدبزرگوارش را درک نکرد زیرا او تقریبا هفت سال بیش نداشت که پیامبر اسلام بدرود زندگی گفت.پس ازدرگذشت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم تقریبا سی سال در کنار پدرش امیر مؤمنان علیه السلام قرار داشت و پس از شهادت علی علیه السلام(در سال 40 هجری ) به مدت 10 سال امامت امت رابه عهده داشت و در سال 50 هجری با توطئه معاویه براثر مسمومیت در سن 48 سالگی به درجه شهادت رسید و در قبرستان «بقیع » در مدینه به خاک سپرده شد
کوچه خلوت تر از هر لحظه دیگر به نظر می رسد. به سمت جلو قدم برمی دارد. سرکوچه که می رسد، دستش را به کمرش می گذارد. حرفهای کودکش در ذهنش تداعی می شود:
ـ پدر! من گرسنه هستم؛ پس کی گندم می آوری تا مادرم نان درست کند؟
به فکر فرو می رود. عالم خیال، ذهنش را به بازی می گیرد. زنش را می بیند که به دیوار رنگ و رو رفته خانه اش تکیه داده است. چشمش پر آب می نماید. قطره های اشک در کاسه چشمان همسرش تلنبار شده اند. به او چشم می دوزد. قطره ای اشک از چشمش فرومی غلتد. لبهایش را به زحمت می جنباند:
ـ پس می خواهی چکار کنی؟ دیگه بچه ها تحمّل گرسنگی را ندارند؟
مرد سر به زیر می اندازد. دلش می خواهد زمین دهان باز کند و او را در خود فرو برد. سرش داغ می شود. آب دهانش را قورت داده، می گوید:
ـ تو می گویی چکار کنم؟ به کی رو بیندازم؟ درِ خانه چه کسی را بزنم؟ در این دور و زمانه، چه کسی به من قرض می دهد؟
زن دست روی زمین می گذارد و از جا بلند می شود. نگاه نگرانش را به صورت خسته او می دوزد و می گوید:
ـ برو در خانه حسن بن علی؛ دست خالی بر نمی گردی؟
برق امید در چشمان مرد می جهد. سرش را به عنوان تأیید تکان می دهد. لبخندی گرم روی لبهایش نقش می بندد. در آن حال اندکی به فکر فرو می رود. صدای همسرش او را به خود می آورد:
ـ خدا این بنده های خوبش را برای ما فرستاده است.
* * *
مرد به دیوار تکیه می دهد. زانوهایش می لرزد و طاقت نگهداشتن جسمش را ندارد. کوچه خلوت است. مردم از تابش بی رحمانه آفتاب به خانه هایشان پناه می برند. شنهای سوزان، کف پایش را به سوزش می آورد. از جا بلند می شود. نگاهش تا ته کوچه می دود. چشمش به در چوبی دوخته می شود. قدمهایش را آهسته تر برمی دارد. لحظه بعد، خودش را جلوی در خانه امام می بیند؛ نفس عمیقی می کشد و آرام بر در می کوبد.
در گشوده می شود. طولی نمی کشد که وارد خانه می شود. نگاهش را به اطراف خانه می چرخاند. همه جا ساده و بی آلایش است. خانه از صفا و صمیمیت لبریز است. از خود می پرسد:
ـ با اینکه می تواند بهترین وسایل خانه تهیه کند، پس چرا...؟!
و بعد ادامه می دهد:
ـ شاید سادگی، حُسنی دارد.
باز هم به فکر فرو می رود. طولی نمی کشد که صدای دلنشین امام توجه اش را جلب می کند:
ـ خوش آمدید!
با دیدن سیمای جذّابش از جا بلند می شود. به چهره نورانی امام خیره شده، می گوید:
ـ ای پسر امیرمؤمنان! به فریادم برس.
آنگاه بعد از مکث کوتاهی، ادامه می دهد:
ـ مرا از دست دشمن ستمکارم نجات بده؛ دشمنی که نه حُرمت پیران را نگه می دارد و نه به خُردسالان رحم می کند.
نفس عمیقی می کشد و خاموش می شود. مثل اینکه خیالش راحت شده است. امام که به اضطراب درونی او پی برده است، می فرماید:
ـ دشمنت کیست تا داد تو را از او بستانم؟
آب دهانش را قورت داده، لبهایش را به حرکت در می آورد:
ـ دشمن من، فقر و پریشانی است.
حضرت رو به خدمتگزارش می فرماید:
ـ آنچه مال نزدت است، حاضر کن.
لحظه ای نمی گذرد که خدمتکار امام پنج هزار درهم جلو امام و مرد فقیر می گذارد. امام در حالی که به مرد نیازمند اشاره می کند، به خدمتگزارش می گوید:
ـ آنها را به او بده.
کیسه پول در دست فقیر است که امام خطاب به او می فرماید:
ـ هرگاه این دشمن به تو رو کرد، شکایت آن را نزد من بیاور تا آن را دفع کنم.
از ضربان قلب مرد کاسته شده است. لبخندی از رضایت، روی لبهایش نقش می بندد. مثل اینکه احساس می کند کوله بار سنگینی از روی دوشهای خسته اش برداشته شده است. با امام خداحافظی می کند. قدم به بیرون می گذارد. نسیمی گرم، صورتش را به سوزش وامی دارد. به آسمان صاف و آبی چشم می دوزد. دستانش را به سوی آسمان بلند نموده، خدایش را سپاس می گوید. چشمان منتظر بچه هایش در ذهنش مجسّم می شود. آنگاه در حالی که شوق و ذوق وصف ناپذیری وجودش را گرفته است، به سوی خانه اش گام برمی دارد.*
* منتهی الآمال، ج 1، ص 417 و 418.
محبت و عطابخشی اهل بیت(ع)به ویژه امام حسن مجتبی(ع)زبانزد عام و خاص گردیده بود. او که دارای قلبی پاک و رؤوف و پرمهر نسبت به دردمندان و تیره بختان جامعه داشت، همانند پدرش علی بن ابی طالب(ع)با خرابه نشینان دردمند و اقشار مستضعف و کم درآمد همراه و همنشین می شد، درد دل آنان را با جان و دل می شنید و به آن، ترتیب اثر می داد و در این حرکت انسان دوستانه جز خدا را نمی دید و اجرش را جز از او نمی طلبید و او بارزترین مصداق آیه شریفه ذیل بود:.
(الَّذینَ یُنْفِقُونَ أمْوالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلاخَوْف عَلَیْهِمْ وَلاهُمْ یَحْزَنُونَ (1)؛ آنانی که اموال خود را شب وروز،
ادامه مطلب
مسئله اخلاق از مسائل مهمی است که دانشمندان اسلامی و غیر اسلامی درباره آن کتابها نوشته و قلمفرسایی ها کرده اند تا جایی که برخی از علمای علم الاجتماع آن را هدف خلقت، و آخرین مرحله کمال انسانیت دانسته اند با این بیان که گفته اند:
ملتهای گذشته در آغاز خلقت با نیروی بدنی خود، بر یکدیگر برتری می جستند، و پس از آنکه جامعه بشریت آن مرحله و دوران اولیه را پشت سر گذارد و ارتقا یافت، علم و دانش معیار برتری انسانها گردید، و چون به حد اعلای ارتقا و مقام والای انسانی رسید، وسیله برتری آنها اخلاق گردید، و با این بیان، اخلاق مرحله نهایی کمال انسان و علت غائی خلقت اوست .و از این سخن که بگذریم در آیات قرآن و روایت اسلامی نیز شواهدی بر این مطلب می توان یافت و اهمیت اخلاق تا بدان درجه و پایه است که علت بعثت اشرف انبیا و خاتم پیغمبران را همان تزکیه انسانها و تعلیم حکمت و فرزانگی آنها، و اکمال مکارم اخلاق ذکر فرموده، که آیه کریمه: «لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة..» . (1)
و حدیث شریف نبوی: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (2)
را می توان نمونه ای از این آیات و روایات دانست.
و جالب این است که مکارم اخلاق را خود آن بزرگوار در حدیثی به اینگونه تفسیر کرده و فرموده است:
«یا علی ثلاث من مکارم الاخلاق: تعطی من حرمک، و تصل من قطعک و تعفو عمن ظلمک»
(ای علی سه چیز از مکارم اخلاق است: دهش و عطا کنی به کسی که تو را محروم کرده و بپیوندی به کسی که از تو بریده، و در گذری از کسی که به تو ستم کرده!)
پی نوشت ها:
1.سوره آل عمران، آیه .164
2.خصال صدوق، «باب الثلاثه» ، حدیث .121
خورشید خسته از حضوری طاقت فرسا، پشت تپّه های شنی افق ناپدید شد. کاروان از حرکت بازایستاد. صدای یکنواخت زنگ شتران قطع شد. پشت سر، کویر بود و پیش رو واحه ای با درختان خرما و برکه ای کوچک. ستاره ها تک تک در آسمان ظاهر شدند. کاروانیان کنار برکه وضو گرفتند. شتران با ولع آب می نوشیدند. کسی اذان گفت. بعد از نماز آتشی برافروخته شد و حلقه ای انسانی بر گرد آن شکل گرفت. شام مختصری خوردند. مسافران اهل کوفه و عازم زیارت خانه خدا بودند. در میان جمع، مردی خوش صورت و گشاده رو بود. کاروان سالار پیر به او اشاره ای کرد و گفت:
ـ سیّد حِمْیَری! شعری برایمان بخوان.
سیّد حمیری نگاهی به جمع مشتاق انداخت و گفت:
ـ آخرین شعرم را در مدح کریم اهل بیت علیهم السلام سروده ام. آن را
ادامه مطلب
درباره سخاوت امام حسن (ع) روایات زیاد و جالبی نقل شده که برخی از آنها را ذیلا خواهید خواند، و در حدیثی آمده که امام حسن (ع) هیچ گاه سائلی را رد نکرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت، و چون به آن حضرت عرض شد: چگونه است که هیچ گاه سائلی را رد نمی کنید؟ پاسخ داد: «انی لله سائل و فیه راغب و انا استحیی ان اکون سائلا و ارد سائلا و ان الله تعالی عودنی عادة، عودنی ان یفیض نعمه علی، و عودته ان افیض نعمه علی الناس، فاخشی ان قطعت العادة ان یمنعنی المادة» !
(من سائل درگاه خدا و راغب در پیشگاه اویم، و من شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم، و خداوند مرا به عادتی معتاد کرده، معتادم کرده که نعمتهای خود را بر من فرو ریزد، و من نیز در برابر او معتاد شده ام که نعمتش را به مردم بدهم، و ترس آن را دارم که اگر عادتم
ادامه مطلب
مقدمه
«کریم»، در زبان و فرهنگ اسلامی، نژاد و اصیل1، خوش خوی و خوش روی2، پاکدامن و عفیف،3 جوانمرد و با مروّت، بخشاینده، بلند همّت و بزرگوار، خیرخواه و مهربان، نیکوکار، نیک نفس و نیکونهاد و در یک کلمه، جامع همه ارزشها4 است. و این همه در امام حسن مجتبی علیه السلام گرد آمده بود و به حقیقت، دوست و دشمن به او کریم می گفتند.5 و در میان شیعیان و پیروان اهل بیت به «کریم اهل بیت علیهم السلام » شهره است.
او، نژاده بود و کریم الطرفین و دارای پدر و مادر و اجداد و عموهایی شرافتمند، بزرگوار و جوانمرد از خاندان هاشم. بیهقی نقل کرده است:
«معاویه روزی نزد جماعتی از اشراف قریش و مردمانی دیگر، گفت:
«اخبرونی بأکرم النّاس اباً و امّاً و عمّاً و عمّةً و خالاً و خالةً و جدّاً و جدّةً؛6 به من خبر دهید کدامین انسان از نظر پدر، مادر، عمو، عمه، دایی، خاله، پدر بزرگ و مادر بزرگ نژاده تر و بزرگزاده تر است.»
مالک بن عجلان به سوی حسن بن علی علیهماالسلام اشاره کرد و گفت: او اکرم و اصیل ترین مردم است؛ چه، پدرش علی بن ابیطالب، مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، عمویش جعفر طیّار، عمّه اش امّ هانی دختر ابوطالب، دایی اش قاسم فرزند پیامبر، خاله اش زینب دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم ، جدّش رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و جدّه اش خدیجه دختر
ادامه مطلب
اشاره
تعالی شخصیت معنوی انسان، از والاترین و مقدس ترین اهداف پیشوایان دین بوده است. آنان با تحمل مشقت های بسیار در این مسیر، تمامی همّ خویش را بر آن گذاشتند تا اخلاق نیک را با شیوه های رفتاری و گفتاری خویش به آدمی بیاموزند واو را از زشتی ها به دور داشته، متوجه حقیقت والای انسانی و ارزش سترگش کنند. در این میان نقش برجسته امام مجتبی(علیه السلام) بسیار چشم گیر جلوه می نماید. از این رو، برآن شدیم که با تأملی کوتاه در رفتارهای اجتماعی امام مجتبی(علیه السلام) دریچه ای به بی کران سجایای اخلاقی آن امام همام بگشاییم.
مهربانی و مهرورزی
مهربانی با بندگان خدا از ویژگی های بارز امام مجتبی(علیه السلام) بود. اَنس می گوید: روزی در محضر امام بودم که یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن گل را به امام تقدیم کرد. حضرت گل را از او گرفت و با مهربانی به او فرمود: «برو، تو آزادی!» من که از این رفتار حضرت شگفت زده بودم، گفتم: «ای فرزند رسول خدا! این کنیز تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد. آن گاه شما او را آزاد می کنید؟!» امام در پاسخم فرمود: «خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است هرکس به شما
ادامه مطلب
منبع : زندگانی امام حسن مجتبی , رسولی محلاتی، سید هاشم
ابن شهرآشوب در مناقب و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه و دیگران به سند خود روایت کرده اند که امام حسن بن علی (ع) بر جمعی ازفقرا (1) عبور کرد که روی زمین نشسته و تکه های نانی در پیش روی خود گذارده و می خوردند، و چون آن حضرت را دیدند تعارف کرده گفتند:
هلم یابن بنت رسول الله الی الغداء» !
(ای پسر دختر رسول خدا بفرما! به صبحانه!)
امام (ع) پیاده شد و این آیه را خواند:
ان الله لا یحب المستکبرین»
(براستی که خدا مستکبران را دوست نمی دارد!)
و سپس شروع کرد به خوردن غذای آنان و چون سیر شدند امام (ع) آنها را به مهمانی خود دعوت کرد و از آنها پذیرایی و اطعام کرده و جامه نیز بر تن آنها پوشانید، و چون فراغت یافت فرمود:
«الفضل لهم (2) لأنهم لم یجدوا غیر ما اطعمونی، و نحن نجد اکثر منه» (3)
(با همه اینها فضیلت و برتری از آنهاست، زیرا آنها بغیر از آنچه ما را بدان
ادامه مطلب
همان گونه که در روایت خواندید، منظور از مکارم اخلاق آن اعمالی است که از نظر اخلاقی فوق العادگی داشته باشد، چون برخی از کارها و اخلاقیات انسان است که به طور عادی برای عموم مردم عادی است مثل آنکه کسی به شما نیکی و احسان کند و شما نیز در برابر به او احسان و نیکی کنید، که این یک امر عادی و طبیعی است، و خلاف این کار غیر طبیعی است که قرآن کریم نیز آن را به عنوان یک اصل طبیعی عنوان کرده و می فرماید:
«هل جزاء الاحسان الا الاحسان» (1)
اما اگر کسی توانست تا این حد خود را کنترل کند و این اندازه بر نفس خود مسلط گردد که بدی و ظلم را با احسان و نیکی مقابله کند، این کار از نظر اخلاقی یک کار فوق العاده است که هر کس نمی تواند چنین کاری
ادامه مطلب
نام مبارک امام مجتبی علیه السلام یعنی «الحسن» هدیه جبرئیل به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بوده1 و این نام در دنیا نبوده بلکه از نامهای اهل بهشت است.2 نام «حسن» مربوط به ملکوت عالم است نه عالم ناسوت و ماده. و به حکم آن که «الاسماء تنزل من السماء»نامها از آسمان نازل می شوند. نام مبارک امام حسن علیه السلام از ملکوت عالم بوده و بر انسانی ملکوتی نهاده شده که ما فوق ماده و طبیعت است. و در حدیث آمده است که پیامبرگرامی صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است: «سمّی الحسن حسناً لأنّ باحسان اللّه قامت السموات و الارض»3؛ یعنی امام حسن، حسن نامیده شد. زیرا «احسان» خدای متعال سبب پایداری آسمان ها و زمین می باشد. این حدیث شریف حسن بودن را اشاره به مقام «احسان» می داند. و برخی از روایات دیگر
ادامه مطلب
«انا اعطیناک الکوثر فصل لربک و انحر. ان شانئک هو الابتر»
نخستین مظهر و نشانه ی کوثر که بر دامان پاک فاطمه ی اطهر (س) پا به عرصه ی گیتی نهاد امام حسن علیه السلام بود. نشانه ای از تجلی مقدس ترین پدیده ای که از خجسته ترین پیوند برین انسانی، نصیب حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی مرتضی علیه السلام و فاطمه زهرا (س) گردید. همان لؤلؤی که از برزخ دو اقیانوس نبوت و امامت به ظهور پیوست ومعجزه ی بزرگ «مرج البحرین یلتقیان، بینهما برزخ لا یبغیان، یخرج منهما اللؤلوء والمرجان » . (1) را تجسم بخشید و کلام خدا در کلمه ی وجود چنین ظاهر شد. از نیایی الهام گیر و پدری پیشوا، وارثی برخاکیان و جلوه ای برافلاکیان پدید آمد با وراثتی ابراهیمی، مقصدی
ادامه مطلب
اخلاق آن حضرت
شمه ای از فضایل امام مجتبی(ع)را در بخشهای گذشته به مناسبتهای مختلف ذکر کرده ایم و در اینجا نیز شمه ای را به اطلاع شما می رسانیم:
مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی به سند خود از امام صادق(ع)روایت کرده که آن حضرت فرمود:
حسن بن علی(ع)عابدترین مردم زمان خود و زاهدترین آنها و برترین آنها بود، و چنان بود که وقتی حج به جای می آورد، پیاده به حج می رفت و گاهی نیز پای برهنه راه می رفت. (1)
و چنان بود که وقتی یاد مرگ می کرد می گریست، و چون یاد قبر می کرد می گریست، و چون از قیامت و بعث و نشور یاد می کرد می گریست، و چون متذکر عبور و گذشت از صراط-در قیامت-می شد می گریست.
و هر گاه به یاد توقف در پیشگاه خدای تعالی در محشر می افتاد، فریادی می زد و روی زمین می افتاد...
و چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید، و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده می شد مضطرب و نگران می شد و از خدای تعالی رسیدن به بهشت و دوری از جهنم را درخواست می کرد...و هر گاه در وقت خواندن قرآن به جمله «یا ایها الذین آمنوا»می رسید می گفت: «لبیک اللهم لبیک »...
و پیوسته در هر حالی که کسی آن حضرت را می دید به ذکر خدا مشغول
ادامه مطلب
امام حسن(ع) به عنوان یکی از پیشوایان معصوم(ع) در سنت و سیره اش بر آن بود تا فلسفه اسلامی را در سبک زندگی خود به نمایش گذارد و دیگران را نیز بدان توصیه و سفارش کند. نویسنده دراین مطلب با مراجعه به آموزه های امام حسن مجتبی(ع) بر آن است تا گوشه ای از سبک زندگی اسلامی را از نظر آن حضرت به نمایش گذارد. با هم آن را از نظر می گذرانیم.
فلسفه زندگی مسلمان از نظر امام حسن(ع)
از آن جایی که سبک زندگی هر فردی به فلسفه زندگی او باز می گردد، برای درک سبک زندگی اسلامی از نظر امام حسن مجتبی (ع) نخست باید فلسفه زندگی مسلمان را درک کنیم و بشناسیم. فلسفه زندگی در حقیقت مجموعه بینش ها و نگرش ها و باورهایی است که شخص نسبت به جهان هستی و معنا و مفهوم زندگی انسانی در دنیا دارد. اگر انسانی آخرت را باور کند و به معاد و حساب و کتاب اخروی ایمان داشته باشد، به طور طبیعی اصالت را به آخرت می دهد و نسبت به دنیا نگاهی پیش نیاز و مقدماتی دارد و آن را مزرعه ای برای آخرت می داند که هنگام دروی محصول نیز آخرت است. اما اگر آخرتی را باور نداشته باشد یا در مقام عمل و عزم با شک و تردید با آن مواجه شود، به طور طبیعی، دنیا و زندگی مادی و دنیوی برایش ارزش پیدا می کند و سبک زندگی اش را بر
ادامه مطلب


