هنگامى كه مأمون، حضرت رضا عليه السّلام را وليعهد خود نمود، و شاعران به سوى آن حضرت روانه شدند، و مديحه سرائى نمودند و رأى مأمون را در اشعار خود، تحسين كردند، يكى از آنها «دعبل بن على خزاعى» بود. او به حضور امام رضا عليه السّلام رسيد و عرض كرد: «من قصيده اى را سروده ام، و با خود عهد كرده ام كه آن را قبل از حضور شما، در هيچ جا نخوانم».
امام رضا عليه السّلام به او فرمود: «بنشين تا مجلس خلوت شود، وقتى
ادامه مطلب
آن روز را سلیمان بن جعفر جعفری و امام رضا علیه السلام به دنبال كاری با هم بیرون رفته بودند. غروب آفتاب شد و سلیمان خواست به منزل خویش برود، علی بن موسی الرضا به او فرمود: «بیا به خانه ی ما و امشب با ما باش. » اطاعت كرد و به اتفاق امام به خانه رفتند.
امام غلامان خود را دید كه مشغول گلكاری بودند. ضمنا چشم امام به یك نفر بیگانه افتاد كه او هم با آنان مشغول گلكاری بود، پرسید: «این كیست؟»
غلامان: «این را ما امروز اجیر گرفته ایم تا با ما كمك كند».
- بسیار خوب، چقدر مزد برایش تعیین كرده اید؟ .
- یك چیزی بالاخره خواهیم داد و او را راضی خواهیم كرد.
آثار ناراحتی و خشم در امام رضا پدید آمد و رو آورد به طرف غلامان تا با تازیانه آنها را تأدیب كند. سلیمان جعفری جلو آمد و عرض كرد: «چرا خودت را ناراحت می كنی؟».
امام فرمود:
«من مكرر دستور داده ام كه تا كاری را طی نكنید و مزد آن را معین نكنید هرگز كسی را به كار نگمارید، اول اجرت و مزد طرف را تعیین كنید بعد از او كار بكشید. اگر مزد و اجرت كار را معین كنید، آخر كار هم، می توانید چیزی علاوه به اوبدهید. البته او هم كه ببیند شما بیش از اندازه ای كه معین شده به او می دهید، از شما ممنون و متشكر می شود و شما را دوست می دارد و علاقه ی بین شما و او محكمتر می شود. اگر هم فقط به همان اندازه كه قرار گذاشته اید اكتفا كنید، شخص از شما ناراضی نخواهد بود. ولی اگر تعیین مزد نكنید و كسی را به كار بگمارید، آخر كار هراندازه كه به او بدهید باز گمان نمی برد كه شما به او محبت كرده اید، بلكه می پندارد شما از مزدش كمتر به او داده اید. » [1]
[1] . بحارالانوار ، ج /12ص 31.
منبع: داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول
اگر مردم زیباییهای کلام ما را می دانستند ...

ریّان بن صلت گوید: از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم: ای پسر پیامبر! درباره قرآن چه می فرمایی؟ فرمود:
کَلامُ اللِه لا تَتجَاوَزُوهُ، وَ لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرهِ فَتَضِلّوا؛
قرآن کلام خداست. از آن فراتر نروید و هدایت را در غیر قرآن مجویید، که گمراه می شوید.
مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 308
شرح حدیث:
بیا به دامن قرآن زنیم دست امید
که روح را به جز این نسخه، هیچ درمان نیست
بود چراغ هدایت به تیرگی، قرآن
ز انحراف و ضلالت، جز او نگهبان نیست
به بحر ژرف حوادث بود چو کشتی نوح
کسی که دست در او زد، دچار توفان نیست(1)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای تداوم هدایت امت مسلمان تا دامنه ی قیامت، دو میراث گرانبها بر جای نهاده است که تمسّک به آنها مصونیت آور است:
یکی قرآن و دیگری عترت
قرآن، کلام خدا و نور هدایت و مشعل بصیرت است.
معارف ژرف قرآن را هم باید از زبان اهل بیت عصمت علیهم السلام آموخت.
در زندگی، راه های بسیاری وجود دارد و اشخاصی به مسیرهای مختلفی دعوت می کنند. ولی مطمئن ترین راه و «صراط مستقیم»، راه قرآن است. اگر هدایت می طلبیم، قرآن کتاب هدایت است. اگر علم و دانش می خواهیم، قرآن سرچشمه ی علوم ناب است. اگر عقاید صحیح می طلبیم، در آیات قرآن نهفته است.
دریغا که کسانی راه روشن قرآن را رها می کنند و به مکتبها و اشخاصی روی می آورند که اندیشه های تأیید نشده دارند.
هر که پیرو این کتاب آسمانی شد، او را به سعادت رهنمون می شود.
هر که بی اعتنا به هدایتهای قرآنی بود، در کوره راه های زندگی سر درگم می شود.
تو فروزنده اختری، قرآن
تو کلام معطّری، قرآن
ز تو باید به حقیقت ره جست
در حقیقت تو رهبری، قرآن(2)
پی نوشت:
1. محمد حسین بهجتی (شفق).
2. عبدالحسین اشعری.
منبع: حکمت های رضوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام رضا علیه السّلام)، جواد محدثی
امام رضا (ع) پس از شهادت پدر ارجمندش امام كاظم (ع)، در سال 183 قمري به مقام رفیع امامت نايل آمد و پيشوايي شيعيان و پيروان اهل بيت (ع) را بر عهده گرفت.
آن حضرت در دوران امامت خويش به مدت هجده سال در مدينه منوره سكونت داشت و در اين مدت شاهد خلافت غاصبانه هارون الرشيد و دو فرزندش امين و مأمون بود. تا اين كه در سال 200 هجري قمري مأمون تصميم گرفت كه وي را به خراسان دعوت كند و در اداره كشور وي را شريك خويش سازد.
امام رضا علیه السلام در کلام مأمون:
آن طوري كه از خود مأمون عباسي نقل گرديده است وي در نبرد با برادرش امين، نذر كرده بود كه در صورت پيروزي بر سپاهيان امين و
ادامه مطلب
زندگانی حضرت امام رضا (ع) پر است از لحظاتی نورانی و شگفت انگیز که دل شیفتگان را آکنده از محبت می کند. در ادامه چند داستان از کتاب «دیوان خدا» نوشته نعیمه دوستدار که براساس منابع موثق تدوین یافته، تقدیمتان می گردد:
1. نشانه موی پیامبر صلی الله علیه و آله:
مردی از نوادگان انصار خدمت امام رضا (ع) رسید. جعبه ای نقره ای رنگ به امام داد و گفت:
«آقا! هدیه ای برایتان آورده ام که مانند آن را هیچ کس نیاورده است». بعد در جعبه را باز کرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبراکرم (ص) است که از اجدادم به من رسیده است».
حضرت رضا (ع) دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا کردند و فرمود: «فقط این چهار رشته، از موهای پیامبر است».
مرد با تعجب و کمی دلخوری به امام نگاه کرد و چیزی نگفت. امام که فهمید مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روی آتش گرفت. هرسه رشته سوخت، اما به محض این که چهار رشته موی پیامبر (ص) روی آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن کرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن کرد.
2. صحبت گنجشک با امام علیه السلام:
حضرت رضا (ع) در بیرون شهر، باغی داشتند. گاه گاهی برای استراحت به باغ می رفتند. یک روز من نیز به همراه آقا رفته بودم. نزدیک ظهر، گنجشک کوچکی هراسان از شاخه درخت پرکشید و کنار امام نشست. نوک گنجشک، باز و بسته می شد و صداهایی گنگ و نامفهوم از
ادامه مطلب
در کتب اهل سنت، کرامات فراوانی از اهل بیت (ع) نقل شده است. در این نوشتار برخی از کرامات نقل شده از اهل سنت پیرامون امام رضا (ع) ذکر می گردد و بیانگر این مطلب است که شیعه با سنی، وجوه مشترک فراوانی دارد و هر دو دشمن وهابیت به شمار می آیند:
1. بشارت پیامبر به حمیده:
امام رضا (ع) به برکت سفارش پیغمبر و عنایات ایشان به دنیا آمدند. در نقل های اهل سنت چنین آمده: زمانی که حمیده مادر امام کاظم، کنیزی به نام نجمه را از بازار خریداری کرد، پیامبر را در خواب دید که به ایشان فرمود: «این کنیز را به فرزندت (امام کاظم) هدیه کن؛ همانا از این کنیز، فرزندی به دنیا خواهد آمد که بهترین اهل زمین است». حمیده نیز چنین کرد و امام، نام نجمه را به طاهره تغییر داد.[1]
2. معجزه ی در دوران حمل:
مادر بزرگوار ایشان می فرماید: هنگام حاملگی، سنگینی حمل را احساس نکردم و هنگام خواب، صدای تسبیح و تهلیل و تقدیس وی را می شنیدم. [2]
3. مناجات امام در دوران طفولیت:
مادر بزرگوار امام در ادامه می فرماید: زمانی که ایشان به دنیا آمد، در حالی که دستانش را روی زمین گذاشته و سر مبارکشان را به طرف آسمان بلند کرده بود، لبانش تکان می خورد، گویا مناجات خدا می کرد. در این حال پدر بزرگوارش آمد و به من گفت: «هنیئا لک کرامة ربَّکِ عزّوجل؛ مبارک باد بر تو کرامت خداوند». در این حال فرزند را به ایشان داد و ایشان در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند و با آب فرات
ادامه مطلب
آنچه پیش روی دارید، گوشه ای از سخنان بزرگان اهل سنت درباره امام رضا است که در منابع معتبر آنها نقل شده و تأثیر به سزایی در نزدیک کردن دیدگاه اهل سنت به دیدگاه شیعه درباره کرامت، شفاعت، توسل و زیارت قبور و ... دارد.بزرگان اهل سنت با اعتراف به جایگاه والای امام رضا (ع)، سخنان و اعتراف های شگفتی درباره ابعاد معنوی آن حضرت داشته اند که برخی از
ادامه مطلب
در روزگار امامرضا(ع) تعالیم صوفیه در خراسان و دیگر ایالات رواج یافته و جمعی از مشایخ همچون شقیق بلخی(م194ق) شاگرد ابراهیم ادهم، مریدانی را در حلقه صحبت خود میپرورد و با مفاهیمی همچون زهد، پرهیز از دنیا، قناعت و زندگی سخت آشنا میساخت. هنگام حضور امام در خراسان، گروهی از صوفیه نزد آن حضرت رفتند و گفتند انتخاب ایشان به عنوان فردی از اهل بیت به ولایت امر و امامت امت از سوی مأمون انتخابی شایسته بوده است؛ زیرا امت نیازمند کسی است که غذای ناگوار بخورد، لباس درشت بپوشد، الاغ سوار شود و به عیادت مریض برود. اما امام که زهد را در این ظواهر نمیدید، فرمود: یوسف پیامبر قبای دیبای زربافت میپوشید و بر اریکه فرعونی تکیه میکرد و فرمان میراند. خواسته واقعی از
ادامه مطلب
برخی از ویژگیهای شخصی امام رضا (ع) و رفتارهای ایشان با مردم عبارتند از:
-
امام رضا(ع) به اخلاق عالی و ممتاز آراسته بود و بدینسبب دوستی عام و خاص را به خود جلب فرموده بود.
-
او شبیهترین مردم به پیامبراکرم(ص) بود. رفتاری پیامبرگونه داشت و حلم و رأفت و احسانش شامل خاص و عام میشد.
-
کسی را با عمل و سخن خود نمیآزرد.
-
تا حرف مخاطب تمام نمیشد، سخنش را قطع نمیکرد.
-
هیچ حاجتمندی را مأیوس باز نمیگرداند.
-
در حضور میهمان به پشتی تکیه نمیداد.
-
پیش روی کسی پای خود را دراز نمیکرد.
-
هرگز به غلامانش دشنام نداد و با آنان مینشست و غذا میخورد.
-
شبها کم میخوابید و قرآن میخواند.
-
بیشتر اوقات از اول شب تا صبح شبزندهداری میکرد.
-
هر سه روز یکبار قرآن را ختم و در آیات آن تفکر میکرد.
-
کسی عالمتر و پرهیزکارتر از او نبود.
-
در همه وقت ذکر خدا میگفت.
-
بسیار روزه میگرفت.
-
هر ماه 3روز حتما روزه بود.
-
در نهان به ویژه شبهای تاریک، بسیار به مردم احسان میکرد و صدقه میداد.
-
کسی که از او تقاضایی داشت، اگر میتوانست بیدرنگ آن را بر میآورد تا مبادا از آن بینیاز گردد و فرصت از دست برود.
-
با مردم به نرمی سخن میگفت.
-
هیچگاه با سخنش کسی را نمیآزارد.
-
امام(ع) در تابستان روی حصیر و در زمستان روی پلاسی مینشست.
-
نظافت را در هر حال رعایت میکرد و عطر و بخور بسیار به کار میبرد.
-
عادتا جامه ارزان و خشن میپوشید ولی در مجالس و ملاقاتها و پذیراییها لباس فاخر بر تن میکرد.
-
غذا را آهسته و اندک میخورد و سفرهاش رنگین نبود.
-
قبل از غذا دستها را میشست.
-
چون صبح اول وقت نماز میگزارد تا بر آمدن آفتاب در سجده میماند.
-
سپس با مردم مینشست و سخن میگفت، یا سوار میشد و بیرون میرفت.
-
در هر فرصت مقتضی مردم مسلمان را به وظایف خود آگاه میکرد.
-
برای خنثیکردن توطئههای مأمون و اطرافیان او مراقبتی هوشیارانه داشت.
-
به طور کلی او دارای شخصیتی یگانه و صفاتی ویژه بود.
-
و از نظر شیعه امامیه آن حضرت دارای ملکه عصمت که از لوازم امامت است، بود.
-
یاسر خادم گوید: امامرضا(ع) حتی در برخورد با غلامان و خادمان خود هرگز حاضر نبود که کرامت انسانی آنان را نادیده بگیرد و چیزی از حقوق آنان فرو گذارد.
-
امام به خادمان خود میگفت اگر که مشغول خوردن طعام هستید و مرا بالای سر خود ایستاده دیدید مبادا از جای خود برخیزید مگر آنکه از خوردن فارغ شده باشید.
-
گاهی امام خادمش را صدا میزد به او میگفتند مشغول خوردن غذاست. امام میفرمود بگذارید غذایش تمام شود.
منبع: نگاهی به شیوه زندگی و سلوک دینی امامرضا(ع)، نویسنده : دکتر مرضیه محمدزاده
حضرت امام رضا عليه السلام در گفتارى پر ارزش و حكيمانه - كه كتاب هاى بسيار مهمى چون الكافى و محجة البيضاء آن را نقل كرده اند (1)- به جايگاه رفيع امامت و به اوصاف امام بر حق، به طور مفصل اشاره كرده است كه به بخشى از آن براى تيمّن و تبرك و شناخت شخص امام بر حق و جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و جايگاه و منزلت امامت اشاره مى شود:
«- بى ترديد امامت، همان منزلت و جايگاه پيامبران و ميراث اوصيا است.
- بى شك امامت، مقام خلافت اللّهى و خلافت الرسول و مقام
ادامه مطلب
در روز عید فطر مأمون از حضرت رضا خواست كه سوار شود و در مجلس عيد حاضر گردد و خطبه بخواند تا دل مردم مطمئن شود و مقام آن جناب را دريابند و بواسطه اين دولت مبارك خوشحال شوند. در جواب حضرت رضا فرمود تو ميدانى ما با هم چه قرار داريم مأمون پيغام داد من ميخواهم با اين كار موضوع وليعهدى پيش سپاهيان و فرماندهان و سربازان ثابت شود و مطمئن گرديده خوشحال شوند بالاخره در اين باره چند مرتبه پيغام فرستاد.
وقتى خيلى اصرار كرد حضرت رضا فرمود يا امير المؤمنين اگر مرا معاف دارى بهتر است در صورتى كه معذورم ندارى همان طورى كه پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و علي مرتضى خارج ميشد خارج خواهم شد مأمون گفت هر طور مايلى خارج شو مأمون بفرماندهان و مردم دستور داد كه صبح زود در خانه حضرت رضا جمع شوند مردم سر راه حضرت رضا نشستند از زن و مرد و بچه ها حتى روى پشت بامها رفتند. سرلشكران نيز درب خانه ايستادند.
خورشيد كه طلوع كرد حضرت رضا عليه السّلام غسل كرد و عمامهاى سفيد از پنبه بسر بست و يك سر آن را روى سينه انداخت و يك سرش را
ادامه مطلب
«کاترینا لدوا» می گوید: من ۲۵ ساله هستم، مذهبم مسیحی بود و در کشور جمهوری چک سکونت دارم. فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه چک و در حال حاضر مشغول تدریس هستم. این بانوی تازه مسلمان انگیزه انتخاب دین مبین اسلام و مذهب تشیع را دستورالعملهای جامع این دین عنوان کرد و گفت: اسلام دین کاملی است که پاسخگوی تمامی نیازهای انسان است و دستورالعملهای جامعی برای خوب زیستن دارد.
این استاد دانشگاه از نحوه آشنایی با دین مبین اسلام گفت:
برای سفر به کشور ترکیه رفته بودم که هنگام اذان کلماتی را شنیدم که حس عجیبی در من بوجود آورد. بسیار منقلب شدم؛ ناخواسته کلمات را ادا میکردم بدون آنکه معانی آن را درک کنم.
وی گفت:
پس از بازگشت به کشورم به مطالعه دین اسلام پرداختم و درباره این صوت دلنشین تحقیق و نسبت به دین اسلام شناخت پیدا کردم و سرانجام این دین را به عنوان کاملترین دین پذیرفتم و پاسخ سئوالاتم را در این دین یافتم.
این بانوی مسلمان شده که پس از اسلام آوردن نام زهرا را برای خود برگزید افزود:
آشنایی با دوستان ایرانی و مشاهده رفتار و کردار آنان و انجام مطالعه و تحقیق موجب شد تا نسبت به شناخت دین اسلام کنجکاوتر شده و مسیر زندگیام را انتخاب کنم و برای رسیدن به آرامش بیشتر به دنبال گمشده خود بگردم. من برای اینکه مسلمان شوم قرآن و نهجالبلاغه را بسیار مطالعه کردم و از سایتهای اسلامی کمک گرفتم.
وی از اینکه توفیق حضور در فضای ملکوتی حرم امام رضا(ع) را به دست آورده، ابراز خرسندی کرده و گفت:
من نمی توانم آن چیزی که در باره دین اسلام در قلبم است بیان کنم اما با تشرف به دین اسلام و مسلمان شدن دوباره احیا شدم.
در جلسهای که به همت مدیریت زائرین غیرایرانی آستان قدس رضوی در جوار بارگاه حضرت رضا(ع) با معنویت خاصی برگزار شد، هدایایی از جمله قرآن، نهجالبلاغه و تفسیر نمونه به رسم یادبود به وی اهداء شد.
شيخ صدوق رحمهم الله در کتاب «عيون اخبار الرضا» نقل کرده که مفضل بن عمر مي گويد: خدمت حضرت موسي بن جعفر عليه السلام رفتم، ديدم که فرزندش امام رضا عليه السلام در دامن او نشسته است و حضرت موسي بن جعفر عليه السلام «يقبله و يمص لسانه و يضعه علي عاتقه و يضمه اليه» او را ميبوسيد و زبان او را مي مکيد و او را بر دوش خود مي گذارد و بر سينه اش ميچسباند و ميگفت
«بابي انت و امي، ما اطيب ريحک و اطهر خلقک و ابين فضلک»
پدر و مادرم فداي تو! چقدر خوش بويي و چقدر آفرينش تو پاکيزه است و چه قدر برتري تو، آشکار و روشن است.
عرض کردم: فدايت شوم آقا! دل من به اين فرزندت به قدري مايل شده و محبتش به اندازهاي در قلب من جاي گرفته، مانند دوستي و علاقه اي که به حضرتت دارم.
حضرت فرمود: اي مفضل! «هو مني بمنزلتي من ابي» پسرم رضا عليهالسلام نسبت به من مانند من نسبت به پدرم است. سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: «ذرية بعضها من بعض و الله سميع عليم» [سوره آل عمران،آیه 34] .
عرض کردم: آيا حجة الله بعد از تو اين فرزند است؟ فرمود:بلي،
«من اطاعه رشد و من عصاه کفر»
هر کس از او اطاعت کند، از اهل رشد و صلاح خواهد بود و هر کس نافرمان شود و از او اطاعت نکند، کافر است. [عیون الاخبار،چ1،ص26.]
منبع: آمال الواعظین،سید ابراهیم حسینی لیلابی،ج2،ص520.
امام رئوف:
علامه طباطبایی میفرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیهالسلام محسوس است.» و در نقلی دیگر، بیان میکردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»
و نیز میفرمودند: «انسان هنگامی که وارد حرم رضوی علیه السلام میشود، مشاهده میکند که از در و دیوار حرم آن امام رأفت میبارد.»
در پناه امام علیه السلام
علامه طباطبایی وقتی به مشهد، مشرف میشد، از وی تقاضا میکردند که در خارج از مشهد چون طُرقبه و ... به دلیل اعتدال هوا، سکونت داشته باشند و گهگاهی برای زیارت مشرف گردد. ایشان ابداً قبول نمیکرد و میفرمود: «ما از پناه امام هشتم به جای دیگری نمیرویم.»
ما اینجا کاره ای نیستیمیکی از شاگردان علامه طباطبایی میگوید: ... هیچ به خاطر ندارم که از اسم هر یک از ائمه علیهمالسلام بدون ادای احترام گذشته باشند. در مشهد که همه ساله مشرف میشدند و تابستان را در آنجا میماندند وقتی وارد صحن حضرت رضا علیه السلام میشدند، بارها که در
ادامه مطلب
مدت امامت حضرت رضا عليه السلام حدود 20 سال طول کشيد که 17 سال آن در مدينه و سه سال آخر آن در خراسان گذشت.
امام رضا عليه السلام در مدينه پس از شهادت پدر، امامت بر مردم را بر عهده گرفتند و به رسيدگي امور پرداختند. سپس شاگردان پدر را به دور خود جمع کردند و به تدريس و تکميل حوزه ي علميه ي جدشان امام صادق عليه السلام پرداختند و در اين راستا گامهاي استواري برداشتند.
موقعيت امام رضا عليه السلام در مدينه، همه ي علما و شخصيتهاي سياسي و اجتماعي حجاز را تحت الشعاع قرار داد. مردم در همه ي شؤون مادي و معنوي، ايشان را مرجع و پناهگاه خود مي دانستند و نور وجود ايشان چون خورشيدي بر قلبها مي تابيد و روشني بخش افکار تاريک بود. آن حضرت براي رفع مشکلات اجتماعي، فرهنگي و سياسي مردم، در همه ي امور دخالت مي کردند و در متن جامعه قرار داشتند و در امور و مسايل مختلف اجتماعي، هرگز لحظه اي بيتفاوت نبودند؛ به ويژه در دو بعد فرهنگي و سياسي، تلاش فراواني داشتند.
بنا به روایت حاکم نیشابوری، امام رضا علیه السلام در حالی که جوانی بیست و چند ساله بود در مسجد نبوی به افتا مشغول بود! چنان که طبرسی از ابوالصلت هروی نقل کرده که امام رضا علیه السلام می فرمود:
«من در روضه منوّره نبوی می نشستم در حالی که علمای بسیاری در مدینه حضور داشتند، و هنگامی که یکی از آنان در پاسخ مسئله ای درمی ماند همگی آنان، افراد را به نزد من می فرستادند و من پاسخ گوی مسائل آنان بودم.»[1]
همچنین آن بزرگوار در گفتگويي با مأمون در خراسان فرمودند:
اين که من در اينجا (خراسان) وليعهد شده ام، از نظر من هيچ گونه بر موقعيت من افزوده نشده است. من در مدينه در موقعيتي بودم که نامه ام به مشرق و مغرب ميرفت. بر مرکب خود سوار مي شدم و در راه هاي مدينه عبور مي کردم. هيچ کس در آن جا عزيزتر از من نبود و هر کسي حاجتي داشت، آن را از من مي طلبيد و تا حد توان نيازهاي نيازمندان را تأمين مي کردم.[2]
این گفتارهای امام رضا علیه السلام نشان از موقعیت بالای آن حضرت در مدینه است.
پی نوشت ها:
[1]. فضل بن الحسن الطبرسی، اعلام الوری، تحقیق مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1417 ق، ج 2، ص 64 / مجلسی، بحارالانوار، ج 49، ص 100، ح 17.
[2]. عیون الاخبار،ج2،ص155.
درست از زمانی که از دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان متخصص پوست دانش آموخته شد تا کنون دغدغه جانبازان شیمیایی و تاول های دردناک آن ها، درد مردم غیرنظامی مناطق مرزی که بی رحمانه مورد حمله شیمیایی بعثی ها قرار گرفتند، فراگیری بیماری سالک در بین مردم داغدیده از زلزله بم و حتی بیماران ایدزی آن سوی دنیا در آفریقا یک لحظه رهایش نکرده است. به دلیل منشاء خدمات خیر در بروندی کشوری مسیحی نشین در مرکز آفریقا بنا به در خواست او و به پاس خدماتش درمانگاهی در این کشور به نام امام رضا (ع) نام گذاری شده است. دکتر سید ناصر عمادی در سال 1383 از دانشگاه علوم پزشکی تهران به عنوان متخصص پوست دانش آموخته می شود و درهمان سال بورد تخصصی خود را دریافت می کند . وی یک سال بعد وارد فعالیت های جهادی می شود.
این پزشک تهرانی درباره فعالیت های خود که در سه محور انجام شده است می گوید: محور اصلی فعالیت های من از زمانی آغاز شد که در جبهه شاهد ضایعات پوستی و تاول بدن جانبازان شیمیایی کشور و تحمل درد و رنج آن ها بودم ، بر این اساس از سال 84 بیشتر فعالیتم را بر روی عوارض دیررس گاز خردل در جانبازانی که در دوران جنگ شیمیایی شده بودند متمرکز کردم . از این رو در تهران و روستاها و شهرهای مرزی کشور از جمله در کرمانشاه ، آذربایجان غربی و کردستان حضور پیدا می کردم و علاوه بر جانبازان جنگ از پوست غیرنظامی هایی که شیمیایی شده بودند نمونه برداری می کردم تا راهی برای کمک به آن ها پیدا کنم. ضمن آن که درباره اتفاقاتی که طی 8 سال جنگ در ایران رخ داده بود مقالاتی با مستندات علمی در ژورنال های آمریکایی، اروپایی و انگلیسی منتشر و از این طریق از جانبازان شیمیایی دفاع کردم.

مرحله بعدی فعالیت های دکتر عمادی با بروز زلزله بم در سال 82 آغاز می شود. وی درباره این بخش از فعالیت هایش توضیح می دهد: بعد از زلزله سال 82 بم ، بیماری سالک در این شهر شایع شده بود. آن زمان به مدت یک سال و نیم برای کمک به بیمارانی که مشکل سالک داشتند در بم ماندم و به درمان آنها پرداختم . حدود 20 هزار نفر از جمعیت 50 هزار نفری بم سالک داشتند. حتی برای دانشجویان جلسات آموزشی گذاشتم و یا با حضور در مدارس و تهیه اسلایدهای آموزشی برای دانش آموزان راه مبارزه با سالک را آموزش دادم و از آنجا که بیماری سالک بیماری مشترک در افغانستان هم بود مدتی نیز در افغانستان به درمان بیماری و حتی آموزش پزشکان افغانی مشغول شدم.
عمادی در بخش دیگری از فعالیت های انسان دوستانه خود به قلب آفریقا و پایتخت کشور بروندی سفر می کند. وی می گوید: از سال 87 تا کنون در هر سال 3-2ماه برای اقدامات داوطلبانه و کمک به بیماران ایدزی و یا آن هایی که مشکل پوستی دارند به کشورهای آفریقایی سفر می کنم البته بدون دریافت حقوق.
این پزشک جهادی ازخاطره شیرینی می گوید که به واسطه قدردانی از زحمات او منجر به نام گذاری یک درمانگاه تخصصی پوست در آفریقا به نام مبارک امام رضا (ع) شده است. عمادی می گوید: حدود 6 ماه پیش و در پایان ماموریت به کشور بروندی، به واسطه اقدامات تاثیرگذاری که در بحث آموزش و درمان انجام شده بود مبلغ چشمگیری به بنده پیشنهاد شد، اما من آن را نپذیرفتم و در ازای آن درخواست کردم اجازه بدهند تابلوی درمانگاه به نام امام رضا (ع) در این کشور که کشوری مسیحی نشین در مرکز آفریقاست نصب شود. وزیر بهداشت این کشور در پایان ماموریت درخواست بنده را پذیرفت و تابلوی درمانگاه امام رضا(ع) به همراه پرچم جمهوری اسلامی ایران طی مراسمی ویژه در کلینیک پوست بزرگترین بیمارستان آن کشور نصب شد.
عمادی البته در داخل کشور نیز لحظه ای آرام و قرار ندارد. او می گوید: در هر ماه یک یا دو روز به روستاهای مناطق محروم کشور سر می زنم و کار درمان و ویزیت بیماران را انجام می دهم. کاری که دو روز پیش نیز انجام دادم و به روستاهایی در استان مازندران و سمنان سر زدم و حدود 400 بیمار را ویزیت کردم. این پزشک متعهد و متاهل که هم اکنون استادیار دانشگاه تهران است با بیان این که من هر چه دارم از کشورم است خاطرنشان می کند: اگر چه عدم حضور من در منزل برای اعضای خانواده ام ایجاد مشکل می کند اما آن ها با من همکاری دارند و پذیرفته اند که گاهی در کنارشان نباشم. وی می افزاید: در شرایطی که جامعه به خدمات پزشکان نیاز دارد نمی توانیم فقط به خودمان بیندیشیم چرا که نیازهای جامعه هم در کنار نیازهای خانواده دارای اهمیت هستند.
منبع: مشرق نیوز
علی بن موسی علیهالسلام (۱۴۸–۲۰۳ه.ق.) که در بین شیعیان به امام رضا علیه السلام شهرت دارد، هشتمین امام شیعه اثنی عشری است. کنیه آن حضرت، ابوالحسن و مشهورترین لقبش، «رضا» است. مدت امامت آن حضرت ۲۰ سال (۱۸۳-۲۰۳ق) بود که همزمان بود با سالهای پایانی خلافت هارون الرشید، خلافت امین (چهار سال)و 5 سال اول خلافت مأمون عباسی.[۱]
امام رضا(ع) در شهر مدینه به دنیا آمد و مأمون او را به اجبار به خراسان آورد و به اکراه، ولیعهد خویش کرد. مرقد آن حضرت هم اکنون در شهر مشهد قرار دارد و سالانه زیارتگاه میلیونها مسلمان از کشورهای مختلف است.[۲]
زندگینامه
امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام در سال 148 هـ.ق در مدينه منوره به دنيا آمد. پدر ایشان امام موسیکاظم علیهالسلام و مادرشان بانویی به نام «نجمه» یا «تکتم»[۳] است.
کنیه آن حضرت را ابوالحسن خواندهاند و القاب آن حضرت عبارت است از
ادامه مطلب
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صُلِّيَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ لَا يَزُورُهَا مُؤْمِنُ الَّا أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ حَرَّمَ جَسَدَهُ عَلَيَّ النَّارِ
به زودي پارهي تن من در سرزمين خراسان دفن ميشود که هيچ مؤمني او را زيارت نميکند، مگر اين که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پيکرش را بر (آتش) دوزخ حرام ميسازد. (الوافی ج14 ص1551)
سَتُدْفَنُ بَضْعَةُ مِنِّي بِأَرْضِ خُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مکروب الَّا نَفَّسَ اللَّهُ کربته وَ لَا مُذْنِبُ الَّا غَفَرَ اللَّهُ ذُنُوبَهُ
پارهاي از تن من در سرزمين خراسان دفن ميشود که هيچ گرفتاري او را زيارت نميکند، جز اين که خداوند پريشاني را از او ميزدايد و هيچ گنهکاري به زيارت او نائل نميشود، مگر آن که خداوند گناهانش را ميآمرزد. (وسائل الشیعه ج10 ص437)
مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُلْقِيَ اللَّهِ ضاحکا مُسْتَبْشِراً فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ موسي الرِّضَا عليهالسلام . . . فَهَؤُلَاءِ مَصَابِيحُ الدجي وَ أَئِمَّةِ الْهَدْيِ وَ أَعْلَامُ التَّقِيِّ، مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ تَوَلَّاهُمْ کنت ضَامِناً لَهُ عَلِيُّ اللَّهُ تَعَالِي بِالْجَنَّةِ
کسي که دوست بدارد خندان، خداوند را ملاقات کند، بايد محبت و ولايت علي بن موسي الرضا عليهماالسلام را داشته باشد... اينان (ائمه اطهار عليهمالسلام) چراغهاي تاريکي و امامان هدايتگر و نشانههاي تقوا
ادامه مطلب
مكانى كه ضريح پاك امام رضا علیه السلام در آن قرار دارد، سرايى از آن حميد بن قحطبه طائى يكى از فرماندهان ابومسلم خراسانى بوده است. پس از وفات هارونالرشيد در سال 193 هجرى جسد او در اين مكان به خاك سپرده شد، و فرزند وى مأمون بر فراز آن گنبدى افراشت كه بعدها «گنبد هارونيه» نام گرفت. وقتى امام رضا علیه السلام مسموم گرديده به شهادت رسيدند، پيكر ايشان را به اين مكان آوردند و در نزديكى قبر هارون الرشيد به خاك سپرده شد. اما اين گنبد در سال 380 هجرى بر دست امير «سبكتگين» به طور كامل ويران شد و مرقد امام رضا علیه السلام تنها مزار خراسان گرديد كه از تقديس و تجليل برخوردار بود. سلطان مسعود بن سبكتگين ضريحى طلايى بر قبر شريف امام قرار داد، تا باعث تمايز آن شود و به پناهگاهى براى بلاديدگان و حاجتمندان مبدل گردد و از آن پس، آن شهر كه به توس يا سناباد معروف بود جز به نام مشهدالرضا شناخته نشد.
توسعه و بازسازى
پس از آن كه امير سبكتگين قبر امام علیه السلام را ويران نمود اين مكان همچنان به عنوان ويرانهاى كه شيعيان از ترس دشمنان خود جرأت تعمير و بازسازى آن را نداشتند باقى ماند. تا آن كه سلاطين ديالمه آن را بازسازى و تعمير نمودند.
در سال 512 هجرى ابوطاهر شرف الدين قمى وزير شيعه مذهب سلطان سنجر سلجوقى گنبد آن بارگاه مطهر را تجديدبنا كرد؛ و اين گنبد همچنان برقرار ماند تا آن كه تاتارها آن را ويران كردند. بعدها سلطان محمد خدابنده نوهى هولاگو مرقد شريف امام رضا علیه السلام را تجديدبنا كرد.
در دوران ميرزا شاهرخ گورگانى و در سال 809 هجرى مجموعهى حرم بازسازى شد؛ و گوهرشاد همسر شاهرخ در اين امر اهتمام كرد؛ از جمله مسجدى را در نزديكى مرقد ساخت، كه به نام وى مشهور است. در سال 932 هجرى شاه طهماسب صفوى دستور به طلاكارى گنبد حرم داد. همچنان كه يك گلدستهى طلا نيز براى آن بنا نمود. و روى قبر نيز يك ضريح طلايى نصب كرد.
در سال 1010 هجرى شاه عباس كبير به بازسازى حرم و توسعهى صحن و طلاكارى گنبد مرقد نمود. همچنان كه در سال 1020 ايوانهاى شمالى، شرقى و غربى را بنا نمود. در سال 1086 شاه سليمان صفوى به تعمير گنبد حرم و طلاكارى آن، كه در سال 1084 بر اثر زلزله فروريخته بود، پرداخت. در سال 1153 نادرشاه تعديلات و بازسازىهايى در حرم انجام داد و يك چلچراغ طلايى مرصع و نيز يك قفل طلايى مرصع به حرم اهدا نمود. در دوران فتحعلى شاه قاجار و در سال 1223 هجرى بناى صحن جديد حرم آغاز شد. در سال 1260 و در دوران محمدشاه حرم كاشىكارى گرديد؛ و ناصرالدين شاه طلاكارى ايوان صحن را كه فتحعلى شاه ساخته بود به پايان رساند.
در سال 1401 هجرى و پس از پيروزى انقلاب اسلامى عمليات بازسازى و توسعهى حرم شريف آغاز شد كه طى آن ساختمانها و اجزاى جديد به حرم الحاق شد. محرابها و زوايا تعمير گرديد. صحنها و رواقهاى جديدى در حرم ساخته شد و كتابخانه و ديگر مراكز فرهنگى به آن اضافه گرديد. همچنان كه به بهسازى سرويسهاى بهداشتى و خدماتى زائران پرداخته شد.
برگرفته از:
حرم امام رضا علیه السلام، سایت دانشنامه اسلامی
نعمت وجود حرم امام رضا علیه السلام در ایران (1)
حرم مطهر حضرت امام رضا علیه السلام نعمت بزرگ و گرانقدری است که در اختیار ایرانی هاست؛ عظمتش را خدا می داند. به حدی که امام جواد علیه السلام می فرماید: «زیارةُ أبی أفضَلُ من زیارةِ الحسین [علیه السلام] لأنّ الحسین [علیه السلام] یَزورُهُ العامّة و الخاصَّة، و أبی لایَزورُهُ إلا الخاصّة (2)؛ زیارت پدرم [امام رضا علیه السلام] از زیارت امام حسین [علیه السلام] افضل است؛ زیرا امام حسین [علیه السلام] را عامّه و خاصّه زیارت می کنند، ولی پدرم را جز خاصّه [شیعیان دوازده امامی] زیارت نمی کنند.»
لذا کرامات از ضریح آن حضرت بیشتر از ضریح امام حسین علیه السلام ظاهر می شود. بنا بر این، ایرانی ها باید نعمت حرم امام رضا - علیه السلام- را که زیارت آن برایشان فراهم است، مغتنم بشمارند.
عنایات امام رضا علیه السلام به زائران خود (3)
دیده و شنیده شده است که اشخاصی در مشاهد مشرّفه، به امامی که صاحب ضریح است، سلام کرده و جواب سلام را شنیده اند.
شخصی گفته است: «هر وقت برای زیارت حضرت امام رضا - علیه السلام – به مشهد مشرّف می شوم (شاید در هر سال یک بار زیارت بیشتر
ادامه مطلب
امام كاظم عليه السلام :
كسى كه بدنبال رياست باشد هلاك مى شود. (1)
برخورد با بدگويان يكى از فرزندان عمربن خطاب كه در مدينه زندگى مى كرد امام كاظم عليه السلام را آزار مى داد و هر گاه به او مى رسيد بدگوئى مى كرد و اميرالمومنين عليه السلام را نيز مورد قرار مى داد.
بعضى از ياران حضرت عرض كردند اجازه دهيد ما اين فاسق را بكشيم ، اما امام عليه السلام به شدت آنها را نهى كردء و آدرس محل كار و مزرعه آن مرد را سوال كرد. گفته شد او در ناحيه اى از مركب خود پياده شد و نزد او نشست و بارويى گشاده با او صحبت كرد و خنديد.
آنگاه سوال كرد: چقدر براى زراعت خود خرج كرده اى ؟
او در جواب گفت : صد دينار
حضرت فرمود: اميد دارى چقدر سود نصيب تو گردد؟
گفت : علم غيب نمى دانم .
حضرت فرمود: گفتم : اميد دارى چه اندازه سود ببرى ؟
گفت : اميداوارم دويست دينار سود ببرم .
امام عليه السلام كيسه اى به او داد كه سيصد دينار در آن بود فرمود: زراعت هم مال خودت باشد و خداوند آنچه اميد دارى نصيب مى كند.
آن مرد سر امام عليه السلام را بوسيد و از او خواست كه از خطايش در گذرد.
امام عليه السلام بر او لبخندى زد و بازگشت .
وقتى امام عليه السلام به مسجد رفت آن مرد را ديد كه نشسته است ، وقتى چشمش به امام عليه السلام افتاد: گفت :
اللّه اعلم حيث يجعل رسالته خداوند داناتر است كه رسالتش را در چه
ادامه مطلب
کتاب "چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم علیه السلام" نوشته عبدالله صالحی در سال 1381 توسط انتشارات مهدی یار به چاپ رسیده است.
از جمله موضوعات این کتاب می توان به عناوین : "خلاصه حالات نهمین معصوم ، هفتمین اختر امامت؛ ظهور نور هدایت بین مکّه و مدینه؛ در گهواره و مسائل خانوادگی؛ کودکی دردآشنا؛ آفرینش مافوق تصوّر؛ واقعه ای حیرت انگیز در شش سالگی؛ دو جریان بسیار عظیم و خواندنی؛ نجات شخصی سرگردان از اهالی طالقان؛ معرفت همسر خانم کبوتر؛ زنده شدن گاو !؛ نشانه هائی از امامت؛ پرش نان و بلعیدن شیر؛ احتجاج و غلبه بر رقیب؛ مسافر آشنا همراه پاسخ؛ جزای بد گمانی بشوهر؛ و النگوی عروس در دریا؛ احضار نامه از کوفه و صندوق مخفی؛ آشنائی به کتابهای آسمانی و هدایت نصرانی؛ جبران خسارت ملخها؛ شناخت دینار گمشده؛ معرفت نجات بخش انسان است؛ برخورد متفاوت با افراد؛ برخورد با دشمن دوست نما؛ نابودی یا کمک و کار با ظلمه؛ مرگ گریه کننده قبل از مریض؛ انواع درد دندان و درمان آن؛ مناظره با هارون ؛ و فرق سادات هاشمی و عبّاسی؛ ادرار کجا و گناه از کیست ؟؛ ضرورت سبزی همراه غذا؛ برخورد با دشمن نادان؛ در مقابل خدمت و محبّت ، خیانت و جنایت ؟ !؛ قبولی اعمال در رضایت ساربان؛ راهنمائی شخصیّتی مسافر و آگاه؛ خبر از مرگ برادر جندب و اموال نزد همسرش؛ دلسوزی شیر برای زایمان همسر؛ ارزش کار و کشاورزی؛ خرید همسر به عنوان مادر؛ معرّفی جانشین خود؛ هلاکت سگ خلیفه به وسیله خرما؛ خبر از شهادت در دوّمین مرحله؛ خروج از زندان و طیّ الارض؛ دستور خواب تا هنگام شهادت؛ در سوگ و عزای هفتمین ستاره ولایت؛ پنج درس آموزنده ارزشمند؛ مدح و مناجات امام هفتم؛ چهل حدیث منتخب گهربار" اشاره کرد.
امام كاظم در زمینی كه متعلق به شخص خودش بود مشغول كار و اصلاح زمین بود. فعالیت زیاد عرق امام را از تمام بدنش جاری ساخته بود. علی بن ابی حمزه ی بطائنی در این وقت رسید و عرض كرد:
«قربانت گردم، چرا این كار را به عهده ی دیگران نمی گذاری؟»
- چرا به عهده ی دیگران بگذارم؟ افرادِ از من بهتر همواره از این كارها می كرده اند.
- مثلا چه كسانی؟
- رسول خدا و امیرالمؤمنین و همه ی پدران و اجدادم. اساسا كار و فعالیت در زمین از سنن پیغمبران و اوصیای پیغمبران و بندگان شایسته ی خداوند است [1]
[1] . بحارالانوار ، ج /11ص 266، و وسائل ، ج /2ص 531.
زكرياى اعورا گفت حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر (عليه السلام) را در حال نماز خواندن ديدم. در پهلوى ايشان پيرمردى سالخورده نشسته بود، اراده كرده از جاى برخيزد. عصائى داشت آن را جستجو مى كرد تا بدست آورد. امام (عليه السلام) با آنكه در نماز ايستاده بود خم شد عصاى پيرمرد را برداشته به دستش داد و برگشت به موضع نماز خود.(1)
1- منتهى الامال ، ج 2، ص 127.
منبع: آگاه شویم،حسن امیدوار،جلد پنجم.
وقتی كه به هارون الرشید خبر دادند كه صفوان «كاروانچی» كاروان شتر را یكجا فروخته است و بنابراین برای حمل خیمه و خرگاه خلیفه در سفر حج باید فكر دیگری كرد سخت در شگفت ماند؛ در اندیشه فرو رفت كه فروختن تمام كاروان شتر، خصوصا پس از آنكه با خلیفه قرارداد بسته است كه حمل و نقل وسائل و اسباب سفر حج را به عهده بگیرد، عادی نیست؛ بعید نیست فروختن شتران با موضوع قرارداد با ما بستگی داشته باشد. صفوان را طلبید و به او گفت.
- شنیده ام كاروان شتر را یكجا فروخته ای.
- بلی یا امیرالمؤمنین! .
- چرا؟ .
- پیر و ازكارمانده شده ام، خودم كه از عهده برنمی آیم، بچه ها هم درست در فكر نیستند، دیدم بهتر است كه بفروشم».
- راستش را بگو چرا فروختی؟ .
- همین بود كه به عرض رساندم.
- اما من می دانم چرا فروختی. حتما موسی بن جعفر از موضوع قراردادی كه برای حمل و نقل اسباب و اثاث ما بستی آگاه شده و تو را از این كار منع كرده، او به تو دستورداده شتران را بفروشی. علت تصمیم ناگهانی تو این است.
هارون آنگاه با لحنی خشونت آمیز و آهنگی خشم آلود گفت: «صفوان! اگر سوابق و دوستیهای قدیم نبود، سرت را از روی تنه ات برمی داشتم».
هارون خوب حدس زده بود. صفوان هرچند از نزدیكان دستگاه خلیفه به شمار می رفت و سوابق زیادی در دستگاه خلافت خصوصا با شخص خلیفه داشت، اما او از اخلاص كیشان و پیروان و شیعیان اهل بیت بود. صفوان پس از آنكه پیمان حمل و نقل اسباب سفر حج را با هارون بست، روزی با امام موسی بن جعفر علیه السلام برخورد كرد، امام به او فرمود:
«صفوان! همه چیز تو خوب است جز یك چیز».
- آن یك چیز چیست یا ابن رسول اللّه؟ .
- اینكه شترانت را به این مرد كرایه داده ای! .
- یا ابن رسول اللّه من برای سفر حرامی كرایه نداده ام. هارون عازم حج است، برای سفر حج كرایه داده ام. بعلاوه خودم همراه نخواهم رفت، بعضی از كسان و غلامان خود را همراه می فرستم.
- صفوان! یك چیز از تو سؤال می كنم.
- بفرمایید یا ابن رسول اللّه.
- تو شتران خود را به او كرایه داده ای كه آخر كار كرایه بگیری. او شتران تو را خواهد برد و تو هم اجرت مقرر را از او طلبكار خواهی شد. این طور نیست؟ .
- چرا یا ابن رسول اللّه.
- آیا آن وقت تو دوست نداری كه هارون لااقل این قدر زنده بماند كه طلب تو را بدهد؟ .
- چرا یاابن رسول اللّه.
- هركس به هر عنوان دوست داشته باشد ستمگران باقی بمانند جزء آنها محسوب خواهد شد، و معلوم است هركس جزء ستمگران محسوب گردد در آتش خواهد رفت.
بعد از این جریان بود كه صفوان تصمیم گرفت یكجا كاروان شتر را بفروشد،هرچند خودش حدس می زد ممكن است این كار به قیمت جانش تمام شود [1]
[1] . سفینة البحار ، ج 2، ماده ی «ظلم» .
منبع:داستان راستان،شهید مطهری،جلد دوم.
ائمه اطهار علیه السلام و اولیاء الهی با استفاده از علم الهی نامحدود خود؛ توانایی ارتباط با تمامی کائنات جهان من الجمله موجودات و حیوانات را داشته و آنها را مورد الطاف خود قرار داده اند.
ارادت کبوتر به امام کاظم علیه السلام:
علی بن ابوحمزه ثمالی حکایت می کند:
-
روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام به دیدار ان حضرت آمد و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد
-
امام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به منزل او رسید
-

-
-
-
-
-
-
-
-
-
همین که حضرت وارد منزل شد میزبان تختی را مهیا نمود و امام کاظم بر ان تخت جلوس فرمود
-
چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا رفت حضرت متوجه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت در حال بازی و معاشقه با یکدیگر می باشند.
-
وقتی صاحب منزل با ظرف غذا نزد حضرت وارد شد امام
ادامه مطلب
در دین مبین اسلام فراوان تاکید شده است که در برخوردهای و معاشرت های اجنتماعی توجه ای به ظاهر افراد نداشته باشید و بیشتر به اعتقادات و اعمال آنان را مدنظر داشته باشید.و این سیره را نیز به طور عملی خودشان در برخورد با اطرافیانشان به ما آموخته اند که : يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ؛ ملاک تقوای و اعمال انسانهاست نه رنگ، ظاهر، وضعیت اجتماعی، ثروت و..........
برخورد امام کاظم علیه السلام با فرد زشت روی
گفته شده است ؛در زمان ایشان كسى بخشنده تر از آن حضرت و خوش معاشرت تر از او ديده نشد.او بيش از ديگر مردمان به صله رحم اهتمام نشان مىداد.
در تحف العقول آمده است:
-
آن حضرت به مردى از حومهنشينان شهر برخورد كرد كه بسيار زشت منظر بود. پس بر او سلام كرد و در كنار او فرود آمد و ساعتى دراز با او سخن گفت.
-
آنگاه به وى فرمود: چنانچه حاجتى دارى من حاضر به رفع آن هستم.
-
به آن حضرت گفته شد: اى فرزند رسول خدا آيا نزد چنين مردى مىنشينى و سپس از حوائج او مىپرسى در حالى كه او به تو محتاجتر است؟!
-
فرمود:
-
او بنده اى از بندگان خدا و برادرى به حكم قرآن و همسايهاى در ديار خداست،
-
ميان ما و او را بهترين پدران، يعنى آدم و بهترين اديان، يعنى اسلام، جمع مىكند
-
و شايد روزگار رفع حاجت و نياز ما را به دست او مقدر كند و آنگاه است كه او ما را پس از آن كه بر او تكبر ورزيديم، روياروى خود متواضع و فروتن يابد.
-
سپس فرمود:
نواصل من لا يستحق وصالنا مخافة ان نبقى بغير صديق
با كسى كه شايسته دوستى ما نيست، دوستى و همنشينى مىكنيم، از ترس آنكه مبادا بىدوست بمانيم.
منبع: سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى/ مترجم على حجتى كرمانى، سروش:تهران،1376، ص120.
امام کاظم علیه السلام در عبادت و زهد از همه مردم عصر خويش برتر بود. و بدين روى او را لقب «العبدالصّالح» داده بودند.
-
حضرتش عابدترين مردم زمانه خويش و پارساترين و بزرگوارترين و داناترين آنان به كتاب و احكام خدا بود.
-
حضرت نمازهاى نوافل شب را مىخواند و آنها را به نماز صبح وصل مىكرد سپس تا طلوع آفتاب تعقيبات، به جاى مىآورد.
-
از ترس از خداوند مىگريست تا آنجا كه محاسنش از اشك خيس مىشد.
-
دارای صدای خوش در قرائت قرآن بود.
-
وقتى كه آن حضرت قرآن مىخواند، حالت حزن و اندوه به خود مىگرفت و مىگريست و شنوندگان نيز از قرائت او به گريه مىافتادند.
-
وى در مقام، از ساير مردمان بزرگوارتر و در دين، بالاتر و در زبان، فصيحتر و در دلاورى پردلتر بود. خداوند او را به شرف ولايت اختصاص داده بود و او ميراث نبوت را برخوردار شده و بر اريكه خلافت تكيه زده بود.
زین الجمتهدین :
موسى بن جعفر (ع) فقيهترين مردم روزگار خويش بود و كتاب خدا را از همه بهتر حافظ و نگهبان بود و از همه قرآن را خوشتر مىخواند و هر گاه قرآن تلاوت مىفرمود خود اندوهگين مىشد و مىگريست و كسانى كه قرآن خواندنش را مىشنيدند مىگريستند و مردم مدينه او را زين المجتهدين نام نهاده بودند.
عبادت امام کاظم علیه السلام در زندان
آن حضرت همواره به عبادت مشغول بود. شب را تماما با خواندن نماز و قرائت قرآن و دعا زنده مىداشت و در بيشتر روزها، روزه مىگرفت و هيچگاه رخ از محراب بر نمىتافت.
بعضى از مامورين زندان اشاره کرده اند که : بسيار شنيدم كه آن حضرت در دعايش مى گفت :
«اللهم انك تعلم انى كنت أسألك ان تفرغنى لعبادتك اللهم و قد فعلت فلك الحمد».
خدايا من از تو مى خواستم فراغت و فرصتى براى عبادت تو بيابم ، خواسته ام را برآوردى ، تو را بر اين كار حمد و سپاس مى گويم .
و در سجده خود مى گفت :
قبح الدنب من عبدك فليحسن العفو و التجاوز من عندك .
زشت است گناه از بنده تو، پس عفو و گذشت نيك از جانب تو مى باشد.
منبع:
سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى، سروش:تهران،1376،ص117.
امام کاظم علیه السلام در سخاوت و بخشندگي مانند نياكان بزرگوار خود بود . بدره هاي (كيسه هاي) سيصد ديناري و چهارصد ديناري و دو هزار ديناري مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان تقسيم مي كرد. از حضرت موسي كاظم روايت شده است كه فرمود : " پدرم (امام صادق ع) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و كرم كردن سفارش مي كرد". شبانه به تفقد از فقرا و تهيدستان مدينه میپرداخت و انبانى كه در آن پول نقره و آرد و خرما بود، بدايشان مىرساند. فقرا هم نمىدانستند كه اين انبان از جانب چه كسى است.
معنی جواد از نظر امام کاظم
در تحف العقول آمده است كه مردى معنى جواد را از آن حضرت پرسيد. او در پاسخ فرمود:
اگر منظور تو جواد از مخلوقات است بايد بدانى جواد كسى است كه هر چه از جانب خدا بر او واجب است ادا كند،و بخيل كسى است كه تكليف الهى را ادا نكند
و اگر مقصود تو جواد بودن خداست، بايد بدانى كه خداوند چه ببخشد و چه دريغ كند جواد است. چون اگر نبخشد، چيزى را بخشيده كه از آن تو نبوده استو اگر هم دريغ ورزد آن را دريغ كرده كه از آن تو نبوده است.
منبع:سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى، سروش:تهران،1376،ص119.
علامه كمال الدّين محمد بن طلحه شافعى از اکابر و رؤساي علماي شافعي (متوفي 625 هـ) که در فقه و اصول و حديث بر ديگران برتری داشته در شأن امام كاظم عليه السّلام چنين مى گويد:
«امام بلند مقام، بزرگ شأن، كه شبها را با عبادات بسيار، به پايان مى رسانيد، و در عبادت خدا، كوشش فراوان داشت، و بر انجام اطاعتهاى الهى، مداومت مى نمود، داراى كرامتهاى آشكار، كه شب را تا بامداد با سجده و قيام به سر مى آورد، و روز را با روزه و صدقه به پايان مى رسانيد، و به خاطر آنكه حلم و شكيبائى بسيار داشت، و نسبت به كسانى كه به او ستم روا مى داشتند، عفو و گذشت داشت، با عنوان «كاظم» (فروبرنده خشم) ناميده شد. آن بزرگمرد الهى، با احسان و لطف خود، گنهكاران را مجازات مى كرد، و با عفو و بخشش با كسانى كه به او جفا كرده بودند، برخورد مى نمود، و به خاطر آنكه، عبادت بسيار مى نمود، به او «عبد صالح» (بنده شايسته) گفتند، و در عراق به عنوان «باب الحوائج الى اللّه» [دربان روا كننده نيازها در درگاه خدا] ناميده مى شد، به خاطر اينكه متوسّلان به خدا، با واسطه قرار دادن او، رفع نياز مى كردند، كرامتها و عظمت مقامات او، عقلها را حيرت زده كرده است، و حكم مى كنند كه آن حضرت در پيشگاه خدا آنچنان در جايگاه عالى صدق و صفا قرار داشت كه غير قابل لغزش و زوال است»
منبع: نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی , ص: 277
امام كاظم عليه السّلام عابدترين، فقيه ترين، سخاوتمندترين مردم عصرش بود، و از همه مردم كريم النّفستر (بلندنظرتر) بود.روايت شده:
آن حضرت، نماز شب را مى خواند، و آن را به نماز صبح متّصل مى كرد، سپس تا طلوع خورشيد، به تعقيب نماز اشتغال داشت، و بعد به سجده مى رفت، و سر از سجده و حمد خدا در سجده بر نمى داشت و... بسيار دعا مى كرد و مى گفت:
اللّهمّ انّي أسألك الرّاحة عند الموت، و العفو عند الحساب
: «خدايا! از درگاهت، استراحت هنگام مرگ، و عفو هنگام حسابرسى را درخواست مىكنم».
و يكى از دعاهاى آن حضرت، اين بود:
عظم الذّنب من عبدك، فليحسن العفو من عندك
: «گناه از بنده ات بزرگ شد، پس عفو از پيشگاهت، نيكو و زيبا خواهد شد»
امام كاظم عليه السّلام از خوف خدا، آن چنان مى گريست كه محاسنش از اشكهايش خيس مى شد. او از همه بيشتر نسبت به بستگانش، صله رحم مى نمود، و شبانه به نيازهاى مستمندان مدينه، رسيدگى مى كرد، و زنبيلى كه محتوى درهم و دينار، و آرد و خرما بود، به آنها مى رسانيد، به گونهاى كه آنها نمى دانستند چه كسى به آنها كمك مى رساند. امام كاظم عليه السّلام بسيار بزرگوار و نيك روش بود و در طول زندگی هزار بنده خريد و آزاد كرد.
برگرفته ازکتاب "نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام"، شیخ عباس قمی, ص: 292
او فقيه ترين مردم زمانش و حافظترين شخص به قرآن بود، و آوايش در تلاوت قرآن، از همگان بهتر بود، وقتى كه قرآن مى خواند، محزون مى شد، و آنان كه صداى او را به تلاوت قرآن، مى شنيدند، آنچنان تحت تأثير قرار گرفته كه مى گريستند. مردم مدينه او را «زين المجتهدين» (زينت مجتهدين) مى خواندند، و چون خشم خود را فرو مى برد و در برابر ستم ستمكاران، شكيبائى و مقاومت مى كرد او را «كاظم» مى ناميدند، تا اينكه در زندان، و زير غل و زنجير ظالمان به شهادت رسيد.
او مى فرمود:
«من در هر روز پنج هزار بار، استغفار مى كنم».
روزى هارون الرّشيد (پنجمين خليفه عبّاسى) با ربيع حاجب (دربان) در پشت بام (زندان) بودند، به ربيع گفت: «اين جامه چيست كه هر روز در اينجا مى نگرم». ربيع مى گفت: «اين جامه نيست، بلكه موسى بن جعفر عليه السّلام است كه هر روز از هنگام طلوع خورشيد تا ظهر در حال سجده است.
هارون گفت: اين شخص (امام كاظم عليه السّلام) يكى از راهبان بنى هاشم است.
ربيع مى گويد در جواب گفتم: «پس چرا او را در زندان افكنده و بر او سخت گرفته اى؟».
در پاسخ گفت:
«چاره ای نیست، او حتما بايد در زندان باشد!!».
منبع: برگرفته از نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی, ص: 294
1. ولادت امام صادق (ع):
ششمین اختر تابناك آسمان امامت امام صادق علیهالسلام در روز جمعه 17 ربیع الاول سال 83 هجرى در مدینه و در زمان عبدالملك بن مروان بن حكم دیده به جهان گشود.
مادر آن حضرت «امفروه » دختر قاسم-[۱] بن محمد بن ابوبكر مى باشد.
2. شهادت امام صادق (ع):
ایشان در سال 148 هجرى به دستور منصور عباسى به وسیله انگور زهرآلود مسموم و به شهادت رسید. مدفن مطهر آن حضرت در قبرستان بقیع و در جوار ائمه بقیع-[۲] قرار دارد.-[۳]
3. مدت امامت:
وی 34 سال امام بودند-[۴] كه 18 سال در دوره اموى و 16 سال در دوره عباسى بوده است.-[۵]
4. خلفاى اموى معاصر امام صادق (ع):
به ترتیب عبارتند از:
-
هشام بن عبدالملك (114-125)،
-
ولید بن یزید بن عبدالملك (126-125)،
-
یزید بن ولید بن عبدالملك (126)،
-
ابراهیم بن ولید بن عبدالملك (2 ماه و 10 روز از سال 126)،
-
مروان بن محمد معروف به مروان حمار (132-126).
5. خلفاى عباسى معاصر امام صادق (ع):
عبارتند از:
-
ابوالعباس عبدالله بن محمد (137-132)
-
ابوجعفر منصور دوانیقى (137-148).
6. فرزندان امام:
از امام جعفر صادق علیهالسلام هفت پسر و سه دختر بر جاى ماند كه
ادامه مطلب
تمام فرقه های اسلامی اتفاق نظر دارند که امام صادق(علیه السلام) در بسیاری از علوم، از کلام و اعتقادات گرفته تا فقه و تفسیر و مسائل اخلاقی، پیشگام و پیشتاز بوده اند؛ تا آنجا که چهار هزار نفر از خزائن علوم آن حضرت خوشه چینی کردند. شیخ مفید می گوید:
«راویان حدیث، اصحاب مورد اطمینان حضرت صادق(علیه السلام) را با همه اختلافاتی که داشتند، تا چهار هزار نفر شماره کرده اند».[1]
آنان هر چه از امام می شنیدند، طبق دستور خود حضرت آن را می نوشتند. رساله های متعدد و کتاب های بی شماری منسوب به آن حضرت و شاگردان او نقل شده است که تعدادشان بیش از چهارصد اثر است.[2]
|
امام صادق(علیه السلام) نکات کلیدی و مهمی دربارۀ قرآن بیان فرموده است که در هر زمان می تواند راهگشا و کارساز باشد. |
نکاتی دربارۀ قرآن
امام صادق(علیه السلام) نکات کلیدی و مهمی دربارۀ قرآن بیان فرموده است که در هر زمان می تواند راهگشا و کارساز باشد.
1. قرآن، جامع علوم
یکی از پرسش های همیشگی این است که: آیا قرآن تمام علوم بشری را در خود جای داده است؟ از ظاهر آیات قرآن فهمیده می شود که قرآن، بیانگر هر تری و خشکی: «لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ الا فی کتاب مبین»[3]، و بیانگر هر چیزی است: «تبیاناً لکلّ شیء».[4]
علامه طباطبائی می گوید: مراد از «هر چیزی»، امور مربوط به هدایت
ادامه مطلب
روز هفدهم ربیع الاول سال 80 یا 83 هجری بنا به اقوال مختلف؛ در خانه حضرت زین العابدین واقع در مدینه طفلی متولد شد که نامش را صادق گذاشتند. امام صادق علیه السلام از همان دوران کودکی، بسیار با هوش و دانا بودند و در عین حال، با سلیقه و منظم. در یادگیری و انجام احکام دین و نماز خواندن، کوشش زیادی می کردند و در بحث های علمی، همیشه از همه موفق تر بودند. رفتار آن حضرت بسیار مؤدبانه بود و همه را به شگفتی وا می داشت. به همین دلیل، پدرش امام محمد باقر علیه السلام او را گرامی می داشت و همیشه به او محبت می کرد و همه چیز را به او یاد می داد، طوری که امام صادق علیه السلام در همان زمان کودکی، جواب بسیاری از سؤال های سخت مردم و یاران و شاگردان
ادامه مطلب
کودکی دورانی است پر از هیاهو،دورانی که در صورتی که به آن توجه شود باعث شکوفایی و رشد افراد در جوانی و رسیدن به درجات علمی می شود و در صورتی که به کودکی توجهی نشود باعث می شود فرد به بیراهه برود امام صادق علیه السلام درباره تربیت کودکان و فرق نگذاشتن بین ددختر و پسر سخنانی ارجمند دراین باره بیان نموده است که به صورت اختصار بیان می کنیم.
-
دوست داشتن کودکان
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:موسی بن عمران علیه السلام گفت: پروردگارا!کدام عمل نزد تو برتر است؟ فرمود: دوست داشتن کودکان ؛زیرا سرشت آنان بر توحید من است و اگر آنها را بمیرانم به رحمت خود بهشتشان می برم(1)
-
محبت نمودن به فرزند
خداوند عزو عجل به بنده به خاطر محبت شدید او به فرزندش رحم می کند(2)
-
میراث خداوند
میراث خداوند از بنده ی مومنش ،فرزند صالحی است که برای او آمرزش بطلبد(3)
-
از داشتن فرزند دختر ناراحت نباشید
حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به مردی که از به دنیا آمدن دختری برای خود ناراحت بود فرمودند:به من بگو، اگر خداوند تبارک و تعالی به تو
ادامه مطلب

حضرت صادق علیه السلام در کلیه صفات و سجایای اخلاقی مانند آیاء خود سرآمد روزگار و منحصر به فرد بوده و اصولاً وجود چنین امامی ،با دارا بودن تمام فضایل مسلتزم پرورش یافتن در دامن مادری پاک و با دانش بوده است.
نام و لقب :
نام مادر او فاطمه یا قربیه دختر قاسم ین محمد بن ابی بکر است.كنيه مادر امام (ع) را ام فروه گفته اند. پدرش قاسم بن محمد بن ابى بكر و مادرش را اسماء، دختر عبد الرحمن بن ابى بكر ذكر كرده اند.
ام فروه بانوی معظمه ای بود که در دامن سیادت قاسم بن محمد بن ابی بکر تربیت شده و گویند از دوجهت ایرانی نژاد است یکی از طرف پدر که به ملکه ایران شهربانو میرسد و از طرف مادر-پدرش نیز بنا بر روایتی خواهر شهربانو ملکه دیگر ایزان را داشته است و این نسب پاک آریایی بمقام سیادت جده اش حضرت زهرا (س) سیده زنان عالم اضافه شده و از دو
ادامه مطلب
امام صادق علیهالسلام در سال های آخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان، با استفاده از درگیری بنی امیه و بنی عباس و مشغولیت آنان به مسایل خود که موجب تخفیف خفقان شده بود، نهضت علمی و مذهبی خود را گسترش داده و عملا مدینه را حوزه درسی قرار دادند که در آن هزاران پژوهنده مشتاق، در رشته های گوناگون از محضر آن امام بهره می گرفتند.
شهرت علمی امام در بلاد اسلامی آن چنان چشمگیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط بسیار دور سرزمین های اسلامی برای کسب فیض به مدینه و حوزه درس او می آمدند و از دریای بی کران علوم الهی او بهره
ادامه مطلب
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) گاه مشتاقانه از زمان ظهور آخرین حجّت خدا صحبت میکند و به حال کسانی که آن زمان را درک میکنند، رشک میبرد و میفرماید: فطوبی لمن أدرک ذلک الزّمان.(2)
خوشا به حال کسی که آن زمان را دریابد.
گاه نیز عاشقانه آرزوی درک زمان آن حضرت را میکند و میفرماید: و لو أدرکته لخدمته أیّام حیاتی.
اگر زمان [ظهور] او را درک میکردم همه عمرم را در خدمتش میگذراندم.
و گاه با مشاهده شرایط غیبت آن حضرت از خود بی خود شده و سیل اشک از دیدگان جاری میسازد:«سُدَیر صیرفی» میگوید: به همراه «مفضّل»، «ابوبصیر» و «ابان» خدمت امام صادق (علیه السلام) رسیدیم و دیدیم که آن حضرت بر روی خاکها نشسته جامهای خیبری، بییقه و آستین کوتاه بر تن کرده و همانند مادر فرزند مرده در حال گریه و زاری است. سراسر وجود او را حزن و اندوه فرا
ادامه مطلب
امام صادق سلام اللَّه عليه در زمان خود از دانشمند ترین فرزندان رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله بود، و در نزد خاصه و عامه مقام ارجمندى داشت، و از هيچ كدام از ائمه علیهم السلام به اندازه حضرت صادق، علم و دانش روايت نشده، اصحاب حديث و روايت، اسامى راويان آن جناب را جمع كرده اند و آنان با اختلافى كه در عقائد و آراء داشتند، در حدود چهار هزار نفر بودند كه از آن جناب اخذ علم و فضيلت كرده اند.
- سدير صيرفى گويد: حضرت صادق عليه السّلام فرمود:
ما ترجمان وحى خداوند و گنجورهاى علم او هستيم، ما گروهى هستيم معصوم از خطا و لغزش، خداوند به اطاعت ما مردم را امر كرده و از نافرمانى ما نهى فرموده است، ما حجت پروردگار براى مردم زمين و آسمان ميباشيم.
- جميل گويد: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم مي فرمود:
مردم سه دسته هستند:عالم، متعلم، غثاء(پشه ها) ، علماء ما اهل بيت هستيم، متعلم شيعيان ما ميباشند، و ساير مردم هم غثاء بشمار ميروند.
حضرت صادق عليه السّلام مي فرمود:
- محمّد بن شريح از آن جناب روايت كرده كه فرمود:
اگر خداوند ولايت ما را بر شما واجب نمي كرد، و شما را بدوستى ما امر نمي نمود ما هرگز شما را در خانه خود نگاه نميداشتيم و شما را به منازل خود راه نمي داديم، به خداوند سوگند ما جز كلمات خداوند چيزى ديگر بشما القاء نمي كنم، ما احكام خداوند را چون گنج حفظ مى كنيم همان طور كه اين مردم طلا و نقره خود را حفظ مي كنند.
ترجمه إعلام الورى , ص389
بیان امام صادق (علیه السلام) درباره میزان شناخت عقل انسان از خدای تعالی
... (ای مفضّل)، چه شگفت است کار گروهی از منکرین كه خواستند خداوند را که با عقل درك نمى شود، با حواس ظاهری درک كنند! وهنگامى كه نتوانستند آن را درك كنند، به انكار و تكذيب او پرداختند و گفتند: چرا با عقل هم ادراك نمى شود؟
پاسخ می دهیم: زيرا او از عقل و انديشه برتر است، چنان كه چشم چيزى را كه برتر از آن است درك نمى تواند كرد. اگر سنگى را در هوا ببينى مى دانى كه كسى آن را در هوا انداخته است. اين اعتقاد از چشم نيست بلكه عقل حكم به آن مى كند؛ زيرا عقل آن را تشخيص داده است و عقل حكم مى كند كه يك سنگ خود به خود به هوا پرتاب نمى شود. نمى بينى كه ديدگان از مرز و حدّ خود نمى گذرند؟ پس عقل نيز در شناخت آفريدگار ناتوان است و از حدّ خود نمى گذرد، امّا انسان وجود او را با عقل اقرار مى كند و در مى يابد كه چيزى هست، ولى ديدنى نيست و هيچ حسى آن را درك نمى كند.
بر اين اساس مى گوييم: عقل آفرينشگر را چنان مى شناسند كه او را وادار به اقرار مى كند و نه چنان كه به او احاطه پيدا كند.
اگر بگويند: چگونه بنده ضعيف را مكلّف ساخته كه به عقل لطيف او را
ادامه مطلب
ابو بصير گفت همسايه اى داشتم از مأمورين سلطان و هواداران آنها بود و پول گزافى بدست آورده چند كنيز خواننده تهيه كرده بود گروهى را جمع ميكرد مشروب ميخوردند و بساز و نواز اشتغال داشتند كه باعث ناراحتى من بود. چند مرتبه بخودش شكايت كردم ولى دست نكشيد. چون زياد
اصرار كردم روزى گفت فلانى من مردى گرفتار هستم و تو مردى آسوده و موفق هستى اگر وضع مرا براى امام خود بگوئى شايد خدا بوسيله تو مرا نجات دهد.
حرف او بدلم مؤثر افتاد وقتى خدمت امام صادق رسيدم جريان او را عرض كردم فرمود:
موقعى كه به كوفه برگردى او بديدن تو خواهد آمد باو بگو جعفر بن محمّد عليه السّلام ميگويد هر چه از اين راه بدست آوردهاى رها كن من براى تو از طرف خدا بهشت را ضمانت ميكنم.
ابو بصير گفت وقتى بكوفه برگشتم از جمله كسانى كه بديدنم آمدند يكى او بود وقتى خواست حركت كند او را نگه داشتم تا خانه خلوت شد باو گفتم فلانى من جريان ترا خدمت امام عليه السّلام عرض كردم فرمود سلام مرا باو برسان بگو هر چه از اين راه بدست آورده واگذارد من از جانب
ادامه مطلب
شيخ مفيد (ره) در كتاب «مقنعه»، در باب پاداش زيارت مرقد شريف امام سجّاد عليه السّلام و امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام مى نويسد:
روايت شده امام صادق عليه السّلام فرمود:
من زارنى غفرت له ذنوبه و لم يمت فقيرا
«كسى كه مرا زيارت كند، گناهانش آمرزيده شود، و فقير نمى ميرد».
امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود:
«كسى كه جعفر (امام صادق «ع») و پدرش را زيارت كند، به چشم درد مبتلا نمى شود، و بيمار نمى گردد، و در حال پريشانى از دنيا نمى رود».
امام صادق عليه السّلام فرمود:
«كسى كه امامى از امامان عليهم السّلام را زيارت كند، و چهار ركعت نماز در كنار قبرشان بخواند، خداوند پاداش يك حجّ و يك عمره را براى او مى نويسد».
شخصى از امام صادق عليه السّلام پرسيد: «پاداش كسى كه شما را زيارت كند چيست؟»، آن حضرت در پاسخ فرمود:
«مانند آن كسى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را زيارت نموده است».
امام رضا عليه السّلام فرمود:
«براى هر امامى بر گردن شيعيانش، عهد و پيمانى است، همانا يكى از امور كامل نمودن وفاى به عهد، و اداى نيك حقّ آنها، زيارت قبرهاى آنها است، كسى كه از روى اشتياق، و از روى تصديق به آنچه كه اشتياق به آن دارند، آنها را زيارت كند، آنها در قيامت از زيارت كنندگان، شفاعت نمايند.
نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی, ص: 272
احترام مهمان
عبدالله بن يعفور مى گويد: مهمانى را نزد حضرت امام صادق عليه السلام ديدم؛ روزى مهمان براى انجام پاره اى از امور برخاست، حضرت او را از دست زدن به كارى بازداشت و خود آنچه را مى بايد، انجام داده، فرمود:
پيامبر صلى الله عليه و آله از اينكه مهمان به كار گرفته شود نهى كرده است.(1)
برخورد با دو فقير
مسمع بن عبدالملك مى گويد: در مِنا با جمعى از شيعيان در خدمت حضرت امام صادق عليه السلام بوديم، در مقابل ما مقدارى انگور بود كه از آن مى خورديم، فقيرى آمد و از حضرت چيزى خواست، امام خوشه اى انگور به او عطا كرد، فقير گفت: مرا به اين انگور نيازى نيست، اگر درهمى باشد مى گيرم، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى فراهم آورد. فقير رفت، سپس برگشت و گفت: خوشه انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى آورد و چيزى به او نداد!
فقيرى ديگر آمد، حضرت صادق عليه السلام سه حبه انگور به او داد، فقير سه حبه را از دست حضرت گرفت، سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.
حضرت فرمود: بايست، پس دست مباركش را پر از انگور كرد و به او داد، فقير از دست حضرت گرفت سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان
ادامه مطلب
در دوره امامت امام صادق (علیه السلام ) مسلمانان بیش از پیش به علم و دانش روی آوردند و در بیشتر شهرهای قلمرو اسلام بویژه در مدینه ، مکه ، کوفه ، بصره و ... مجالس درس و مناظره های علمی دایر واز رونق خاصی برخوردار گردید .
در این زمان با استفاده از فرصت به دست آمده امام صادق(علیه السلام ) توانست نهضت علمی فرهنگی پدرش امام باقر(علیه السلام ) را ادامه داده و علوم و معارف اهل بیت را بیان کرده در همه جا منتشر کند
سفرهای امام صادق علیه السلام موجب نشر دانش آن حضرت شدسفرهای اجباری و اختیاری امام به عراق و به شهرهای حیره ، هاشمیه و کوفه و برخورد با اربابان دیگر مذاهب فقهی وکلامی نقش بسزایی در معرفی علوم اهل بیت و گسترش آن در جامعه داشت
در این شهرها گروههای مختلف برای فراگیری دانش نزد آن حضرت می آمدند و از دریای دانش او بهره مند می بردند . برخورد وی با گروههای
ادامه مطلب
بر اساس نقل روايات صحيح و معتبر، پيامبر خدا (صلی الله علیه وآله) براي امت اسلامي دو چيز گران بها و ارزشمند به عنوان يادگار و وديعه تا روز قيامت گذاشت که عبارت اند از: قرآن و عترت آن حضرت. امام صادق (علیه السلام) خود يکي از همان عترت پاک رسول خدا است؛ کسي که هم عالم به قرآن بود و هم عامل به آن. بدين جهت، چهره قرآني اين امام معصوم را در نوشتاری کوتاه تقديم علاقه مندان مي کنيم.
1. ريشۀ قرآنی کلام امام
امام صادق (علیه السلام) مي فرماید: اي مردم! هر موضوعي که از طرف من به شما رسيد، آن را بر قرآن تطبيق کنيد. اگر موافق قرآن است، بدانيد از سوی من است و اگر مخالف قرآن است، بدانيد که من آن را نگفته ام.[1]
2. تمام قرآن در کف دست
عبد الاعلي گويد: از امام صادق (علیه السلام) شنيدم که مي گفت: به خدا سوگند! من کتاب خدا را از آغاز تا پايان مي دانم. گويي همه قرآن در
ادامه مطلب
امام باقر عليه السلام :
عالمى كه از علم او استفاده شود بهتر از هفتاد هزار پرستش كننده خداست . (1)
ارتباط دوستانه با مردم
اوعبيده گويد: من همراه امام باقر عليه السلام بودم ، به هنگام سوار شدن به كجاوه اول من سوار مى شدم و سپس او. وقتى بر روى مركب قرار مى گرفتيم حضرت به من سلام مى كرد و همانند مردى كه رفيقش را به تازگى نديده باشد احوالپرسى مى كرد و دست مى داد، و هنگام پياده شدن پيش از من پياده مى شد و وقتى از كجاوه پياده مى شديم سلام
ادامه مطلب
امام باقر، محمدبن علی بن الحسین علیه السلام، لقبش «باقر» است. باقر یعنی شكافنده. به آن حضرت «باقرالعلوم» می گفتند، یعنی شكافنده ی دانشها.
مردی مسیحی، به صورت سخریه و استهزاء، كلمه ی «باقر» را تصحیف كرد به كلمه ی «بقر» یعنی گاو، به آن حضرت گفت: «انت بقر» یعنی تو گاوی.
امام بدون آنكه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت كند، با كمال سادگی گفت: «نه، من بقر نیستم، من باقرم».
مسیحی: تو پسر زنی هستی كه آشپز بود.
- شغلش این بود، عار و ننگی محسوب نمی شود.
- مادرت سیاه و بی شرم و بدزبان بود.
- اگر این نسبت ها كه به مادرم می دهی راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستی.
مشاهده ی این همه حلم از مردی كه قادر بود همه گونه موجبات آزار یك مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد، كافی بود كه انقلابی در روحیه ی مرد مسیحی ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بكشاند.مرد مسیحی بعداً مسلمان شد [1]
[1] . بحارالانوار ، جلد 11، حالات امام باقر، صفحه ی 83.
منبع: داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول.
حكيم بن عتيبه گفت: خدمت حضرت باقر (عليه السلام) بودم، خانه پر از جمعيت بود در اين هنگام پيرمردى كه تكيه بر عصاى آهنين خود داشت وارد شد بر در خانه ايستاده، گفت: السلام عليك يابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و سكوت كرد. حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: عليك السلام و رحمة الله و بركاته .
پيرمرد رو به طرف حضار مجلس نموده بر همه سلام كرد و آنها جواب سلامش را دادند آنگاه متوجه حضرت شده و عرض كرد يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا به نزديك خود جاى ده.
فوالله انى لاحبكم و احب من يحبكم و والله ما احبكم و لا احب من يحبكم لطمع فى دنيا والله انى لا بغض عدوكم و ابرء منه والله ما ابغضه و ابرء منه لوتر، كان بينى و بينه والله انى لاحل حلالكم و احرم حرامكم و انتظر امركم فهل تر جولى جعلنى الله فداك
به خدا سوگند شما را دوست دارم و دوستان شما را نيز دوست دارم ،
ادامه مطلب


