(1)عیون الاخبار الرضا،ج2،ص8.
منبع: زندگانى حضرت جواد و عسكريين(ع)، ترجمه بحار الأنوار ،صص:89-88.
اسماعيل بن سهل گويد: به امام جواد عليه السّلام نوشتم كه مرا چيزى آموز كه چون آن را گويم در دنيا و آخرت با شما باشم؛ پس امام عليه السّلام با خط خويش كه آن را مى شناختم نوشت:
سوره «إنّا انزلناه» را بسيار تلاوت كن و لبانت را با آمرزش طلبى تر بگردان.
(1)ثواب الأعمال و عقاب الأعمال / ترجمه حسن زاده، ارمغان طوبى - تهران، چاپ: اول، 1382ش.،ص
- مرد ! چرا سنگ اندازي ميکني ؟ هر دختر و پسري سرانجام بايد ازدواج کنند و زندگي مشترک خود را آغاز کنند .
- سنگ اندازي کدام است زن ؟ هر که از راه رسيد و دخترمان را خواست ، بايد بدهيم ؟ مگر تو او و خانواده اش را چقدر مي شناسي که اين همه اصرار مي کني ؟ !
- شناخت زيادي ندارم ، ولي مگر تو با آنها آشنا نيستي ؟
- من فقط چند بار در مسجد با او سلام و عليک داشته ام ، همين ! ظاهرش نشان مي دهد که جوان بدي نيست . زحمتکش است . با زور
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه به طور مستند به نقل از علي بن مهزيار اهوازي - که يکي از اصحاب و ياران باوفاي امام جواد، امام هادي و امام حسن عسکري عليهمالسلام ميباشد - حکايت نمايد:
در يکي از روزها، نامهاي به محضر مبارک حضرت ابوجعفر، امام محمد جواد عليهالسلام بدين مضمون نوشتم:
يا ابن رسول الله! در شهر اهواز و حوالي آن، زلزله بسيار رخ ميدهد، آيا اجازه ميفرمائي که از اين جا کوچ کنيم و در محلي با أمن و امان سکني گزينيم؟و سپس نامه را براي حضرت ارسال کردم.
امام عليهالسلام پس از گذشت چند روزي، در جواب نامه چنين مرقوم فرمود:
در آن محل بمانيد و از آن جا کوچ نکنيد، بلکه روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگيريد. و چون روز جمعه فرا رسيد، غسل جمعه نمائيد؛ و سپس لباس تميز بپوشيد و تمام افراد در محلي مناسب تجمع کنيد و در آن جا همه با هم با خداوند متعال راز و نياز و مناجات نمائيد و از درگاه با عظمتش بخواهيد تا مشکل همگان را برطرف سازد.
علي بن مهزيار گويد: چون طبق دستور حضرت جوادالأئمه عليهالسلام، همگي ما چنين کرديم، زلزله آرامش پيدا کرد؛ و پس از آن، عموم اهالي اهواز به برکت راهنمائي آن حضرت از خطر زمين لرزه در أمان قرار گرفتند. [1] .
(1) من لایحضره الفقیه:ج1،ص343،ح1518-وسایلالشیعه:ج7،ص504،ح1-بحارالانوار:ج50،ص101
منابع:
چهل داستان و چهل حدیث،عبدالله صالحی،صص70-73.
آسمانی ترین مهربانی،مهدی شجاعی،کتاب نیستان:1385،ص92.
بکربن صالح نقل مي کند به امام جواد عليه السلام نوشتم: پدرم ناصبي و داراي رأي خبيثي است از ايشان خيلي سختي ديده ام، قربانت بروم براي من دعا فرما و بفرمائيد چه کار کنم آيا افشا و رسوايش نمايم يا با ايشان مدارا نمايم؟
امام جواد عليه السلام در جواب نوشت:
مضمون نامه ي شما را پيرامون پدرت فهميدم، اگر خدا بخواهد پيوسته براي تو دعا مي کنم، مدارا براي تو از افشاگري بهتر است، هر آينه با سختي آساني هست، صبر نما و شکيبا باش همانا سرانجام کار از آن پرهيزکاران است، خدا تو را در ولايت کسي که به ولايتش معتقد هستي ثابت قدم دارد ما و شما امانت هاي خدائي هستيم که امانات خود را ضايع نمي کند.
بکربن صالح مي گويد - در اثر دعاي آن حضرت - خداوند قلب پدرم را به سوي من برگرداند به نحوي که در کاري با من مخالفت نمي کرد[1]
(1)بحارالانوار،ج50،ص55.
منابع:
(1)زندگانی امام جواد علیه السلام،حسین ایمانی یامچی، ناشر:نشر روح - زمستان 1376
(2)نمونه هایی از فضایل و سیره فردی امام جواد علیه السلام،سیدعلی اکبر قریشی
مرحوم شيخ صدوق رضوان الله تعالي عليه به طور مستند به نقل از علي بن مهزيار اهوازي - که يکي از اصحاب و ياران باوفاي امام جواد، امام هادي و امام حسن عسکري عليهمالسلام ميباشد - حکايت نمايد:
در يکي از روزها، نامهاي به محضر مبارک حضرت ابوجعفر، امام محمد جواد عليهالسلام بدين مضمون نوشتم:
يا ابن رسول الله! در شهر اهواز و حوالي آن، زلزله بسيار رخ ميدهد، آيا اجازه ميفرمائي که از اين جا کوچ کنيم و در محلي با أمن و امان سکني گزينيم؟و سپس نامه را براي حضرت ارسال کردم.
امام عليهالسلام پس از گذشت چند روزي، در جواب نامه چنين مرقوم فرمود:
در آن محل بمانيد و از آن جا کوچ نکنيد، بلکه روزهاي چهارشنبه و پنج شنبه و جمعه را روزه بگيريد. و چون روز جمعه فرا رسيد، غسل جمعه
ادامه مطلب
بکربن صالح نقل مي کند به امام جواد عليه السلام نوشتم: پدرم ناصبي و داراي رأي خبيثي است از ايشان خيلي سختي ديده ام، قربانت بروم براي من دعا فرما و بفرمائيد چه کار کنم آيا افشا و رسوايش نمايم يا با ايشان مدارا نمايم؟
امام جواد عليه السلام در جواب نوشت:
مضمون نامه ي شما را پيرامون پدرت فهميدم، اگر خدا بخواهد پيوسته براي تو دعا مي کنم، مدارا براي تو از افشاگري بهتر است، هر آينه با سختي آساني هست، صبر نما و شکيبا باش همانا سرانجام کار از آن پرهيزکاران است، خدا تو را در ولايت کسي که به ولايتش معتقد هستي ثابت قدم دارد ما و شما امانت هاي خدائي هستيم که امانات خود را ضايع نمي کند.
بکربن صالح مي گويد - در اثر دعاي آن حضرت - خداوند قلب پدرم را به سوي من برگرداند به نحوي که در کاري با من مخالفت نمي کرد[1]
(1)بحارالانوار،ج50،ص55.
منابع:
(1)زندگانی امام جواد علیه السلام،حسین ایمانی یامچی، ناشر:نشر روح - زمستان 1376
(2)نمونه هایی از فضایل و سیره فردی امام جواد علیه السلام،سیدعلی اکبر قریشی
امام جواد(ع) به عنوان پاسدار حریم وحی از تفسیرهای نابجا و غیر عقلانی آیات قرآن جلوگیری کرده و علماء و دانشمندان را به سوی فهم صحیح آیات قرآن راهنمایی می فرمود.
1-در زمان معتصم عباسی، عوامل خلیفه عدّه ای دزد را - که راههای عمومی در بین شهرها را برای مسافرین و کاروانهای حج نا امن کرده بودند - دستگیر کرده و از مرکز خلافت در مورد چگونگی مجازات آنان خواستار دستور بودند. خلیفه در مورد این حادثه حساس، مجلس مشورتی تشکیل داده و از دانشمندان عصر، کیفیت اجرای حد شرعی را در مورد آنان خواستار شد. آنان گفتند: قرآن در این مورد بهترین راهکار است، آنجا که می فرماید: إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الاَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الاَرْضِ؛(1) کیفر کسانی که با خدا و رسول او به جنگ و محاربه برمی خیزند و در روی زمین در اشاعه فساد تلاش می کنند، این است که: اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا دست و پای آنان به عکس یکدیگر قطع شود و یا این که از سرزمین خود تبعید گردند.
آنان به خلیفه پیشنهاد کردند طبق این آیه، یکی از کیفرهای فوق را در مورد تبهکاران انتخاب کند. معتصم عباسی در همان جلسه از امام جواد(ع) نیز نظر خواست. آن حضرت اوّل از اظهارنظر خودداری کرد، امّا وقتی که با اصرار خلیفه مواجه شد، نظر خود را چنین اعلام کرد: اینان در استدلال به آیه شریفه خطا کردند. استنباط حکم شرعی از این آیه شریفه دقت بیشتری می طلبد و باید تمام جوانب مسئله در نظر گرفته شود و نسبت به جرمهای مختلف، کیفرها فرق می کند؛ زیرا این مسئله صورتهای مختلف و احکام جداگانه دارد:
الف) اگر این راهزنان فقط راه را ناامن کرده اند؛ نه کسی را کشته و نه مال دیگری را به غارت برده اند، مجازات آنان فقط حبس است و این همان معنای نفی از ارض است.
ب) اگر راه را ناامن کرده و افراد بی گناهی را کشته اند، امّا به مال دیگران تجاوز نکرده اند، مجازات آنان اعدام است.
ج) اگر امنیت را از راههای عمومی سلب کرده، انسانهای بیگناه را کشته و مال مردم را نیز به غارت برده اند، کیفر آنان باید سخت تر باشد؛ یعنی اوّل دست و پایشان را به عکس یکدیگر قطع می کنند، پس به دار مجازات آویخته می گردند.
معتصم این نظریه را پسندیده و به عامل خود دستور داد، طبق نظر امام جواد (ع) عمل کند.(2)
(1)سوره مائده، آیه 33.
(2)تفسیر العیاشی، مکتبة العلمیة، تهران، ج 1،ص 315.
منابع: 1.نگاهی گذرا به سیره قرآنی حضرت جواد الائمه (ع)،پاسدار اسلام ، آبان 1388 ، شماره 335
2.اندیشه های قرآنی امام جواد،عبدالکریم جوادنیا
زرقان دوست صميمي ابن ابي داود نقل مي کند که: روزي ابن ابي داود در حالي که اندوه و حزن بر چهره اش نمايان بود از نزد معتصم باز مي گشت. از وي علت حزنش را جويا شدم، که او گفت: امروز آرزو کردم که کاش بيست سال قبل مرده بودم. به او گفتم به چه دليل؟ گفت: به خاطر اينکه امروز ابي جعفر محمد بن علي بن موسي (ع) نزد اميرالمؤمنين خود را تثبيت کرد.
گفتم: چگونه؟ گفت: دزدي به سرقتش اعتراف کرده بود و خليفه هم براي
ادامه مطلب
مرحوم شيخ مفيد، کليني، راوندي و ديگر بزرگان به طور مستند به نقل از يکي از اهالي مدينه ي منوره آورده اند:
شخصي به نام مطرفي حکايت کند: هنگامي که حضرت ابوالحسن، علي موسي الرضا عليهماالسلام به شهادت رسيد، مبلغ چهار هزار درهم از آن حضرت طلب داشتم و کسي ديگر، غير از من و خود حضرت از اين موضوع اطلاع نداشت. به همين جهت با خود گفتم: پولهايم از دستم رفت و ديگر قابل وصول نيست.
در اين افکار بودم، که فرزندش حضرت ابوجعفر، جواد الأئمه عليهالسلام برايم پيامي فرستاد که فرداي آن روز پيش حضرتش بروم و در ضمن پيام افزود: هنگام آمدن کيسه و يا خورجيني را نيز همراه بياور. پس چون فرداي آن روز فرا رسيد و در محضر مبارک امام محمد جواد عليهالسلام شرفياب شدم، حضرت مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: پدرم حضرت ابوالحسن، امام علي بن موسي الرضا عليهماالسلام رحلت نموده است؛ و تو مقدار چهار هزار درهم از پدرم طلب کار هستي؟ عرضه داشتم: بلي، پدر شما مبلغ چهار هزار درهم به من بدهکار ميباشد.
پس در همين لحظه متوجه شدم که حضرت جواد عليهالسلام گوشه اي از آن جانمازي را که روي آن نشسته بود، بلند کرد و مقداري دينار از زير آن برداشت و تحويل من داد و فرمود: اين مقدار دينارها بابت بدهي پدرم به تو ميباشد، آنها را تحويل بگير.
و من چون آن پول ها را از حضرت تحويل گرفتم، آنها را محاسبه کردم، درست به مقدار همان چهار هزار درهمي بود که از امام رضا عليهالسلام طلب داشتم. [1] .
(1) اصول کافی:ج1،ص497،ح11-ارشاد شیخ مفید:ص325،خرایج راوندی: ج1،ص378،ح7،بحارالانوار:ج50،ص54،ح29.
منبع:چهل داستان و چهل حدیث از امام جواد،عبدالله صالحی،صص37-38.
مردی خدمت امام جواد علیه السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردی ات به من کمک کن. امام فرمود: این قدر نمی توانم. گفت پس به اندازه جوانمردی خودم، کمک کن. فرمود: این را می توانم. ای غلام! صد دینار به او بده.(1)
(1)کشف الغمه، ج2، ص368؛ حلیة الابرار، ج2، ص408، (در روایت آمده است: یا غلام اعطه مائة دینار. اما بعضی به اشتباه 200 دینار نوشته اند.)
منبع:خدمت در سیره و سخن جواد الائمه علیه السلام،مبلغان، آذر و دی 1383، شماره 61 .
مردی نزد امام جواد(ع) آمد که بسیار خوشحال و خندان به نظر می رسید. امام علت خوشحالی اش را بپرسید، و گفت: یابن رسول اللّه! از پدرت شنیدم که فرمود: شایسته ترین روز برای شادی یک بنده روزی است که در آن، انسان توفیق نیکی و انفاق به دوستانش را به دست آورد و امروز ده نفر از دوستان و برادران دینی که فقیر و عیالوار بودند، از فلان شهرها به نزد من آمدند و من هم به هر کدام چیزی بخشیدم. به همین خاطر خوشحال شدم. آن حضرت فرمود: لعمری انّک حقیق بان تسرّ ان لم تکن احبطته او لم تحبطه فیما بعد؛(1) به جانم سوگند! شایسته است که خوشحال باشی، امّا ممکن است که اثر کار خود را از بین برده باشی یا بعداً از بین ببری
او با شگفتی پرسید: چگونه عمل نیک من بی فایده می شود و از بین می رود؟ در حالی که من از شیعیان خالص شما هستم.
امام فرمود: با همین سخنی که گفتی، کارهای نیک و انفاق های خود را در حق دوستان از بین بردی، او توضیح خواست و آن حضرت، این آیه را تلاوت کرد: یا ایّها الّذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمنّ و الاذی؛(2) ای مؤمنان صدقه ها و بخشش های خود را با منّت و اذیّت کردن باطل نکنید.
مرد گفت: من که به آن افراد منّت نگذاشتم و آزارشان ندادم.
امام فرمود: همین که گفتی: چگونه عمل نیک من بی فایده می شود و از بین می رود؟ و یقیناً خود را جزء شیعیان خالص ما قرار دادی، ما را آزردی! آن مرد بعد از اعتراف به تقصیر خود پرسید: پس چه بگویم امام فرمود: بگو من از دوستان شما هستم. دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می دارم.(3) مرد قبول کرد و امام جواد فرمود: الآن قد عادت الیک مثوبات صدقاتک و زال عنها الاحباط؛(4) اکنون پاداش بخشش هایت به تو برگشت و حبط و بی اثر بودن آن زایل شد.
1. بحارالانوار، ج 68، ص 159.
2. سوره بقره، آیه 264.
3. بحارالانوار، ج 74، ص 159.
4. بحارالانوار، ص 160.
منبع:دوستی و تعامل با همنوعان در سیره امام جواد(ع)،پاسدار اسلام ، آبان 1388 ، شماره 335 .
امام جواد علیه السلام مانند اجداد طاهرینش به کار و کوشش در زمینه زراعت می پرداخت. در مدت 15 سالی که در مدینه زندگی کرد،شغل عمده ایشان کشاورزی بود.
کار در نخلستانها:
اکثراً مشغول کار در باغستانها و نخلستانها که صدقات جاریه جدشان امام موسی کاظم علیه السلام بوده،مشغول بود.
تقسیم بندی اوقات شبانه روز
زمانی به عبادت، زمانی به تدریس و تعلیم احکام الهی،زمانی به رسیدگی به دعاوی مردم، و اصلاح بین مسلمین و زمانی به تفسیر قران و بیان معجزات علمی آن می پرداخت.
مسئولیت در هنگام انجام کار
مردی دید که امام جواد علیه السلام چیزی خریده و آن را به خانه می برد. اجازه خواست که امام علیه السلام را در حمل آن کمک کند .امام فرمود:
«جان و مال از نعمت هایی است که خداوند به ما ارزانی داشته است و این امانتی است در اختیار ما تا از آن بهره مند شویم و در زندگی از ان استفاده کنیم.اگر کسی در کم و زیاد مال دنیا صبرش کم باشد و فریادش بسیار،پاداشش کم می شود و به خدا پناه می برم که من چنان باشم.»(1)
پی نوشت:
(1)اعیان الشیعه،ج4،ص246.
محمدبن علی علیه السلام؛ امام جواد،مرضیه محمدزاده،قم:دلیل ما،1390،ص58.
لباس افراد نوعی پوشش برای معرفی و تشخیص و تمییز افراد از یکدیگر است و به مقتضای زمان و مکان تغییر شکل داده می شود و در زمانهای مختلف از جهت کمیت و کیفیت متفاوت است
نگاهی کوتاه به پوشش در زمان ائمه معصومین علیه السلام:
در دورانی همه مردم عربستان به یک پیراهن اکتفا می کردند به طوری که رسول خدا صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام به دو جامه کهنه وصله زده قناعت داشتند تا مانند پایین ترین افراد طبقه مردم باشند.
در دورانی که کوکبه سلطنت رومیان به امویان رسید و قصرها و کاخها و تجملات به وجود آمد باید لباس متناسب با آن داشت که انسان در نظر
ادامه مطلب
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام از جمله ائمه ای بود که تا سن بیش از 40 سالگی اولادی پسری نداشت .وی قلیل اولاد بود.بهمین جهت موجب گردید که مردم در امامت آن حضرت توقف کردند و مکتبهای انحرافی فراوانی پدید آمد. لذا امام رضا علیه السلام پیش از تولد امام جواد علیه السلام و پس از ولادتش او را به اسم و رسم و شخصیت معرفی می فرمود و در دوران کودکی او را به اصحاب خود نشان می داد و در وداع آخر تصریح به وجود او نمود .هنگامی که امام رضا عازم سفر به خراسان شد امام جواد علیه السلام چهار ساله بود.امام رضا علیه السلام او را به علم و تقوا،فضیلت و سخائت سفارش فرمود و اسرار امامت را به او سپرد .
دعای امام رضا علیه السلام قبل از تولد امام جواد علیه السلام:
امام رضا علیه السلام قبل از تولد فرزندش امام جواد علیه السلام فرمود:
دعا کردم و از خدا خواستم که فرزندی به من عنایت فرماید که در مراحل کمال توحید یگانه عصر باشد.
سخن امام رضا علیه السلام بعد از متولد شدن امام جوادعلیه السلام:
و چون امام جواد علیه السلام متولد شد امام رضا علیه السلام به اصحاب خود فرمود:
خداوند به من فرزندی عنایت فرموده که شبیه به موسی بن عمران علیه السلام است، یعنی او شکافنده دریاهاست و مانند
ادامه مطلب
همه نوابغ و بزرگان از دوران کودکی و خردسالگی آثار نبوغ و جلالت از سیمایشان آشکار است ،سنخ فکر و روش عقل آنها با اطفال مشابه انها فرق دارد. ائمه ما نیز که معصوم بوده و در مکتب تربیتی ربوبی نشو و ارتقا یافته اند دوران خردسالی آنان با سایر خردسالان متمایز می باشد.امام جواد علیه السلام می فرماید:
خداوند ما را برای این کارها خلق نکرده است، ما را با بازیجه کودکان چکار است؟(1)
به عبارتی فکرمعصومین،هدایث قوم و استوار ساختن عدالت اجتماعی،ادب نمودن بی ادبان،قصاص و انتقام از جسوران و متعدیان بود و پیوسته در نشر معارف می کوشیدند.
انتقام گرفتن از قاتلان حضرت زهرا سلام الله علیها
محمد بن هارون بن موسی از پدرش از ابن ولید از برقی از زکریا بن آدم روایت کرده که:
در خدمت امام رضا علیه السلام حضور داشتم که امام جواد علیه السلام را خدمت آن حضرت آوردند ،سن آن حضرت از چهار سال نمی گذشت ،لحظانی بعد دیدیم امام جواد علیه السلام سر به آسمان کرد و مدت طولانی فکر می کرد.
- امام رضا علیه السلام به او فرمود: فرزندم!در چه باره فکر می کنی؟
- عرض کرد:درباره مادرم فاطمه زهرا سلام الله علیها و آن ظلمی که دشمنان با او کردند می اندیشم،آنگاه فرمود:
به خدا قسم جسد آندو را بیرون می آورم و می سوزانم سپس خاکسترشان را به دریا می ریزم.
- امام رضا علیه السلام دست به صورت فرزندش کشید و مابین دیدگان او را بوسید و فرمود: پدر و مادرم فدای تو باد که تو شایسته مقام امامتی
این همان حقیقتی است که فرمود:«الحب و البغض یثوارثون»
آری ،آن حضرت نسبت به ستمی که بر جده آنها رفته بود و قریب دویست سال از آن می گذشت، از خداوند طلب نیروی انتقام می کرد.(2)
پی نوشت:
(1)بحارالانوار،ج50،ص58
(2)دلایل الامامه:212،بحارالانوار:ج50،ص59.
منبع: زندگانی حضرت امام محمد تقی جواد الائمه علیه السلام،مرحوم استاد حسین عماد زاده،حسینیه عمادزاده:1386،صص316-317
امامان معصوم علیهم السلام در اعتقاد شیعه صاحبان علم لدنی و آگاهترین افراد به مسائل دین الهی هستند. از صحنه های جذاب جلوه علم ائمه علیهم السلام، مناظرات علمی ایشان است. در منابع تاریخی و روایی مواردی از مناظرات علمی امام جواد علیه السلام نقل شده است.
مناظره برای اثبات امامت
شيعيان امامى از يك سو امامت را از جنبه الهى آن مى نگريستند و به همين دليل كمى سنّ امام هرگز نمى توانست در عقيده آنها خللى وارد آورد، اما از سوى ديگر آنچه اهميت داشت بروز اين وجهه الهى بود كه مى بايست در علم و دانش امامان عليهم السّلام باشد.در واقع امامان، پاسخگوى كليّه سؤالات شيعيان بودند. از اين رو آنان درباره تمامى امامان
ادامه مطلب
شيخ صدوق آورده است:
عبدالعظيم حسني در روايتي گفت: بر آقا و مولايم امام جواد عليه السلام، وارد شدم و مي خواستم راجع به قائم از او سؤال کنم که آيا قائم، همان مهدي عليه السلام است يا نه؟
حضرت قبل از سؤال من، شروع به جواب کرد و به من فرمود:
اي ابوالقاسم! همانا قائم ما، همان مهدي است که واجب است در روزگار غيبت، منتظرش بمانند و در ظهورش، فرمانبرداري اش کنند و او، سومين فرد از فرزندان من است، سوگند به آن خدايي که حضرت محمد را به پيامبري برانگيخت و ما را به امامت مخصوص فرمود، اگر از دنيا باقي نماند، جز يک روز، هر آينه خداوند آن را طولاني خواهد کرد تا قائم ما ظهور کند و زمين را از عدل و داد آکنده سازد، چنانکه از ظلم و جور، پر شده باشد و خداي متعال البته در يک شب، کار او را سامان مي دهد، چنانکه کار موساي کليم را سامان، بخشيد، هنگامي که رفت تا براي خانواده ي خود آتش بياورد و رسول و نبي مراجعت نمود.
سپس فرمود:
برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج است.[1].
(1)اکمال الدین،ص377،ح1
منبع: فرهنگ جامع سخنان امام جواد، مسلم صاحبی، زمستان:1387، صص132-134.
امام جواد علیه السلام از نگاه دانشمندان اهل سنت
سیمای پرفروغ و عالم تاب امام جواد علیه السلام نه تنها شیعیان را شیدای جمال و جلال خویش ساخته، که دانشمندان اهل سنّت را نیز از سکوت و خاموشی رهانیده است. آنان در منابع تاریخی و حدیثی خویش، به قدر ایمان و معرفت خود، زبان به حقیقت گشوده اند و شخصیت آسمانی پیشوای نهم شیعیان را چنین به تصویر کشیده اند:
1. سبط ابن جوزی حنفی (متوفّای 654 ق):
«و محمد، الامام ابوجعفر الثانی کان علی منهاج أبیه فی العلم و التقی و الزهد و الجود... و کان یلقّب بالمرتضی والقانع ...».1
محمد، ابوجعفر ثانی، مانند پدرش (علی ابن موسی الرضا) اهل علم و
ادامه مطلب
سبز شدن درخت
ابو هاشم جعفری می گوید: وقتی که آن حضرت از مأمون جدا شد و با همسرش ام فضل از بغداد به سوی مدینه می رفت، با همراهان خود هنگام غروب در راه کوفه به دارالمسیب رسید و در آنجا داخل مسجدی شد. در صحن مسجد درختی بود که همواره خشک و بی ثمر بود. امام مقداری آب خواست و کنار آن درخت وضو گرفت و نماز مغرب را در آن مسجد با جماعت برگزار نمود. ... امام بعد از تعقیب نماز، دو سجده شکر نموده و از مسجد خارج شد. حضرت وقتی به کنار آن درخت رسید، مردم
ادامه مطلب
آیت الله کشمیری: برای رفع مشکلات مادی به امام جواد (ع) توسل کنید (پوستر)
یکی از توصیه های آیت الله سید عبدالکریم کشمیری، توسل به حضرت جواد الائمه (علیه السلام) بود.
بسیار دیده و شنیده شد که افراد برای امور مادی، مانند خرید خانه و ماشین و رزق و ازدواج، از وی راهنمایی می خواستند. آن بزرگوار می فرمود:
«سوره یس بخوانید و ثواب آن را به امام جواد (علیه السلام) تقدیم کنید، حاجت شما را خواهند داد. گاه امر می کرد صلوات برای حضرتش هدیه کنند و آن را در توسل به این امام کریم مجرّب می دانست.»
منبع: روح و ریحان، ص 93

امام جواد علیه السلام تحت تربیت پدر و به جهت اصالت ذاتی خاندانش، فردی بسیار بخشنده بود. لقب جواد حاکی از آن است که آن حضرت اهل بخشش و به سخاوت مشهور بود.
نمونه هایی از سخاوت امام جواد علیه السلام:
- امام علیه السلام در آغاز هر ماه صدقه می داد.(1)
- آنچه به دست می آورد عمده اش را به علویان اختصاص می داد.
- مقداری از بیت المال که به ایشان پرداخت می شد را نیز انفاق می کرد.
- همچنین درآمدهای ناشی از موقوفات اجداداش را که خود شخصاً بر روی باغها و مزارع آنها کار می کرد ،صرف اهداف عالیه خود و نیازهای جامعه اسلامی می کرد.
- درآمد آنچه را که امیرالمومنین علی علیه السلام در مدینه وقف نموده و در اختیار امام علیه السلام بود را نیز بین خویشاوندان و فقرا تقسیم می نمود .
- همچنین هنگامی که قصد داشت بغداد را به سوی مدینه ترک کند، هر آنچه داشت در راه خدا انفاق کرد.
- اسماعیل بن عباس هاشمی می گوید از تنگی معشیت نزد امام علیه السلام شکایت نمودم. امام علیه السلام قطعه ای طلای خالص که وزنش 16 مثقال بود، به من داد.(2)
- مردی به حضور امام جواد علیه السلام رسید و عرض کرد: مرا به اندازه مروت خودتان احسان کنید امام علیه السلام فرمودند: اکنون در وسعت من نیست. سائل عرض کرد: پس به مقدار مروت و مردانگی خودم احسان فرمائید. امام علیه السلام به خدمتگزار خود فرمود: مبلغ دویست دینار به او عطا کنید(3)
اندرز امام رضا علیه السلام:
در روایتی آمده است: امام جواد علیه السلام در سن سه یا چهارسالگی بود که پدر بزرگوارش امام رضا (علیه السلام) به او مرقوم فرمود: «باید بخشش و بذل و عطای تو کمتر از پنجاه درهم نباشد و بیشتر از آن در اختیار توست.»
از این رو حضرتش به هر فقیر و بینوا این مقدار و بیشتر عطا می فرمود و جایزه های چندین هزار درهمی داشت که طبق اخبار روایت شده به جهت جود و بخششی که حضرتش داشته او را جواد و بخشنده گفته اند.(4)
امام علیه السلام با اینگونه بخشش به شیعیانش آموخت که دنیا را باید برای آخرت خواست و مال را برای انفاق در راه خدا فراهم کرد.(5)
پی نوشت:
(1)الدروع الواقیه،ص42
(2)الخرایج و الجرائح،ج1،ص105
(3)حلیه الابرار،ج2،ص408.
25درس زندگی از سیره عملی حضرت جواد علیه السلام،حمیدرضا کفاش،تهران: عابد،1383،ص22.
(4)محمد بن علی علیه السلام؛امام جواد،مرضیه محمدزاده،قم:دلیل ما،1390،ص315-316.
(5) محمد بن علی علیه السلام؛امام جواد،مرضیه محمدزاده،قم:دلیل ما،1390،ص57.
مولود خجسته
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در پاسخ به سؤال عبد اللّه بن مسعود از امامان از نـسل حسين عليه السلام ـ فرمود :
وَ يَخرُجُ مِن صُلبِ عَليٍّ (الرِّضا) ابنُهُ مُحَمَّدٌ المَحمودُ أطهَرُ النّاسِ خَلقا وَ أحسَنُهُم خُلقا .
. . . و از صلب على (امام رضا) فرزندش محمّدِ ستوده شده به دنيا مى آيد ، كه پاكترينِ مردم از نظر خلقت و خوش خلق ترين آنهاست .
الكافى ـ به نقل از يحيى صنعانى ـ :
دَخَلتُ عَلى أبي الحسن الرِّضا عليه السلام وَ هُوَ بِمَكَّةَ وَ هُوَ يَقشِرُ مَوزا وَ يُطعِمُهُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام فَقُلتُ لَهُ : جُعِلتُ فِداكَ هذا المَولودُ المُبارَكُ ؟ قالَ : نَعَم يا يَحيى هذا المَولودُ الَّذي لَم يولَد في الإسلامِ مِثلُهُ مَولودٌ أعظَمُ بَرَكَةً عَلى شيعَتِنا مِنهُ .
در مكّه به حضور امام رضا عليه السلام رسيدم ، ديدم حضرت ، موزى پوست مى كَند و در دهان ابو جعفر (امام جواد) عليه السلام مى گذارد . عرض كردم : فدايت شوم ! فرزند گرامى شما همين است ؟ فرمود : آرى يحيى ! اين فرزندى است كه هيچ فرزندى در اسلام با بركت تر از او براى شيعيان ما زاده نشده است .
بحار الأنوار ـ به نقل از عبد اللّه بن جعفر ـ :
دَخَلتُ على الرِّضا عليه السلام أنا و صَفوانُ بنُ يحيى ، و أبو جعفرٍ عليه السلام قائمٌ قد أتى لهُ ثلاثُ سِنينَ ، فقُلْنا لَه : جَعَلَنا اللّه ُ فِداكَ ، إنْ ـ و أعَوذُ باللّه ِ ـ حَدَثَ حدَثٌ فَمن يَكونُ بَعدَكَ ؟ قالَ : ابْنِي هذا، و أومَأَ إليهِ . قالَ : فقُلْنا لَه: و هُو في هذا السِّنِّ ؟! قالَ : نَعَمْ ، و هُو في هذا السِّنِّ ، إنَّ اللّه َ تبارَكَ و تعالى احْتَجَّ بعيسى عليه السلام و هُو ابنُ سنَتَينِ .
من و صفوان بن يحيى به خدمت امام رضا عليه السلام رسيديم. ابو جعفر عليه السلام كه سه سال از عمرش مى گذشت ايستاده بود. عرض كرديم: خدا ما را فداى شما كناد! اگر نعوذ باللّه اتفاقى بيفتد، چه كسى
ادامه مطلب
توسد الصبر؛صبر و شکيبايي را بالش و متکاي خويش قرار بده،و اعتنق الفقر؛ فقر و تهيدستي را در آغوش بگير،و ارفض الشهوات؛شهوتها و خواسته هاي نفس را از خود دور کن،و خالف الهوي؛با هوي و هوس مخالفت کن،و اعلم انک لن تخلو من عين الله؛بدان که تو در مد نظر خدا هستي،فانظر کيف تکون؛اکنون ببين چگونه خواهي بود. [1]
(1)بحارالانوار،ج75،ص358
منبع:آمال الواعظین (جلد دوم)، سید ابراهیم حسینی لیلابی، نسیم کوثر:1386، ص532.
«اَلشَّریفُ کُلُّ الشَّرِیفِ مَنْ شَرَّفَهُ عِلْمُهُ وَ السُّودَدُ کُلُّ السُّودَدِ، لِمَنِ اتَّقی اللهَ رَبَّه»؛
شریف واقعی، فردی است که با شرافت علم و دانش آراسته گردد و سیادت و بزرگواری حقیقی با فردی است که راه تقوا و خداشناسی را پیش گیرد.[1]
شرح کوتاه:
جمعی، افتخار و شرافت را در ثروت و عدّه ای در ریاست، پاره ای از مردم در رفاه و مادیت و جمعی هم در نسب و نژاد و قبیله گرایی جست وجو می کنند و کسانی را که فاقد این مزایا باشند به دیده حقارت و پستی می نگرند؛ ولی در منطق امام جواد(علیه السلام) شرافت واقعی و اصالت حقیقی از آن علم و دانشی است که زینت بخش فرد می گردد، بزرگواری
ادامه مطلب
صبر و بردباری
امام نهم علیه السلام در مقابل مصائب و گرفتاری های روزگار به شدّت شکیبا و بردبار بود. آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پیشآمدهای ناگوار هیچ گاه برآشفته و مضطرب نمی شد، بلکه با توکل به خدای متعال به صبر و تحمّل روی می آورد. البته این در صورتی بود که به شخص حضرت مشکلات روی می آورد؛ اما در مورد اصول اسلامی و حدود الهی کاملاً در مقام دفاع برآمده و موضع گیری های اساسی و حساب شده داشت. مدارا با همسر ناشایست، بردباری در قبال ستم های حاکمان مستبد و صبر در ناملایمات فراوان زندگی همانند شهادت پدر، نمونه هایی از بردباری آن حضرت است. آن بزرگوار صبر بر مصائب را از بهترین صفات نیک مردان قلمداد کرده است.
مردی از حضرت جوادعلیه السلام تقاضا کرد که وی را سفارشی
ادامه مطلب
زندگانی سراسر افتخار پیامبر اسلام و ائمه ی هدی -صلوات الله علیهم اجمعین- از زوایای مختلف قابل بررسی است. روش تبلیغی معصومان علیهم السلام نیز مانند دیگر ابعاد زندگی شان اسوه و الگو به شمار می آید. وقتی از این زاویه زندگی این بزرگان را مورد مطالعه قرار می دهیم، خود را با وظیفه ای سنگین رو به رو می یابیم; زیرا این نورهای پاک لحظه ای از عمل به تکلیف و ابلاغ رسالت الهی غافل نبودند. در سیره ی تبلیغی امام جواد علیه السلام، موارد زیر مهم و در خور تامل می نماید:
1. تبلیغ از راه مناظره
بارزترین نوع تبلیغ امام جواد علیه السلام مناظره است. مناظره های آن حضرت -که از نخستین روزهای امامتش آغاز شد- وی را در تثبیت جایگاه ولایت و امامت، هدایت حق جویان و آشکار ساختن سستی گفتار ستمگران یاری داد. آن حضرت به دو جهت در عرصه ی مناظره های علمی گام نهاد.
نخست نیاز شیعیان که با توجه به سن اندک آن حضرت در پی کشف جایگاه معنوی اش بودند و دوم خواست مامون و معتصم که اندیشه ی خوار ساختن امام و اثبات الهی نبودن آگاهی های وی در سر می پروراندند. خلفا می کوشیدند با برپا ساختن مجالس مناظره امامان شیعه
ادامه مطلب
1. بایدها و نبایدها در خدمت به مردم
|
خداوند بندگانی دارد که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده است و مقرر کرده است که از آن بذل و بخشش کنند و اگر خودداری کنند، از آنان می گیرد و به دیگران منتقل می کند. |
اخلاص
شرط پذیرش هر عملی، از جمله خدمت به مردم، اخلاص است و مؤمن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار «عیال الله» باشد و هرچه ناخالصی در عمل بیشتر باشد، درجه مطلوبیت آن هم پایین تر خواهد آمد. از دیدگاه امام جواد علیه السلام، علاوه بر دخالت اخلاص در اصل عمل، در تداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد. چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است، ولی عامل به آن بعد از عمل، آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می کند؛
لذا امام جواد علیه السلام فرمود: «اَلإبْقاءُ عَلَی الْعَمَلِ اَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ»؛ بقای بر عمل سخت تر از خود عمل است.
و آن گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه؟ امام فرمود:
«یَصِلُ الرَّجُلُ بِصِلَةٍ وَیُنْفِقُ نَفَقَةً لِلهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ فَکُتِبَ لَهُ سِرّا ثُمَّ یَذْکُرُها وتُمْحی فَتُکْتَبُ لَهُ عَلانِیَةً، ثُمَّ یَذْکُرُها فَتُمْحی وَتُکْتَبُ لَهُ رِیاءً»(1)؛ مردی هدیه ای می دهد و برای خدای یگانه انفاقی می کند، پس برایش به عنوان «عمل پنهانی» نوشته می شود. سپس او کارش را یادآوری می کند، در این وقت عنوان قبلی محو می شود و «عمل آشکار» برایش نوشته می شود. آن مرد دوباره عملش را یادآوری می کند، پس عنوان قبلی محو می شود و برایش «عمل ریایی» نوشته می شود.
خدمت در حد توان
مردی خدمت امام جواد علیه السلام آمد و گفت: به اندازه جوانمردی ات به من کمک کن. امام فرمود: این قدر نمی توانم. گفت پس به اندازه
ادامه مطلب
اثر دوستان صالح
رهیافت های دینی و روان شناختی نشان می دهد انسانی که از نعمت دوستی و تعامل با همنوعان محروم است، غریب و تنهاست چنین شخصی حرف دل خود را کتمان می کند و نمی تواند خودش را آن چنان که هست بشناسد، به طوری که در زندگی از شکوفایی عقلی محروم می گردد و نشاط و شادابی خود را از دست می دهد. امام جواد(علیه السلام) در این رابطه می فرماید:
«ملاقاةُ الإخوان نُشرةٌ و تلقیحٌ للعقل و إن کان نَزراً قلیلاً»؛(1)
دیدار و ارتباط با دوستان باعث شادابی و زیادی عقل می شود. هر چند مدت دیدار کم باشد.
از دیدگاه نهمین فروغ امامت، کسانی دوستان واقعی محسوب می شوند که آیینه اخلاق، محرم اسرار و معاون افکار در مصائب و مشکلات زندگی باشند و دیگران را در راه دینداری و بالا بردن سطح
ادامه مطلب
امام جواد(علیه السلام) در شرایطی به مقام امامت رسید که از یک طرف، نخستین امامی بود که در سن کودکی به امامت می رسید(1) و این مسئله باعث چالشهای اعتقادی در جامعه آن روز شده بود. و از طرف دیگر، چون یکی از اصلی ترین وظیفه های امام در جامعه پاسداری از اعتقادات صحیح و راستین است، به این جهت امام جواد(علیه السلام) دراین وادی با قدرت قدم نهاده و نکاتی را در سخنان نغز و عمیق خویش بیان نموده که به اهم موارد آن اشاره می شود.
توحید
از اساسی ترین اعتقادات دینی و مشترک بین همه ادیان الهی توحید است در این وادی نیز حضرت جواد(علیه السلام) نکته های ارزشمندی دارد ازجمله:
1ـ معنای أحد:
ابی داود بن قاسم جعفری می گوید: به ابی جعفر ثانی (امام جواد) عرض کردم: «قل هو الله احدٌ» ما معنی الاحد؟ قال(علیه السلام) المجمع علیه بالوحدانیّة، اما سمعته یقول: «ولئن سئلتَهم مَن خلقَ السّموات و الارض و سخّر الشمس و القمر لیقولُنّ اللهُ» ثمّ یقولون بعد ذلک له شریکٌ و صاحبةٌ»؛ معنای احد در آیه «قل هو الله احد» چیست؟ فرمود: کسی که به وحدانیّت او همه اتفاق دارند، آیا نشنیده ای سخن خدا را که می فرماید: «اگر از آنان سؤال کنی چه کسی آسمانها و زمین را آفرید و خورشید و ماه را تسخیر کرد حتماً می گویند:
ادامه مطلب





ادامه مطلب
|
هر كس گوش جان به گوينده اى بسپارد، او را پرستيده است. حال اگر گوينده از خدا بگويد، خداى را پرستيده و اگر گوينده از زبان ابليس سخن گويد، ابليس را پرستيده است. |
| چنين مباش كه در آشكار، دوست خدا باشى و در نهان دشمنش باشى |
ستمكار و ياری رسانش و کسی که راضى به اين كارش است، همه با هم شريكند و هنگام عدالت بر ستمكار از هنگام ستم بر مظلوم، سخت تر است.
منبع
مادرش امّ ولد، و نامش «سبيكه» بود. حضرت رضا عليه السّلام نام او را «خيزران» گذاشت. او از اهالى «نوبه» از خاندان «ماريه قبطيّه» مادر ابراهيم پسر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود، و از بهترين بانوان عصرش به شمار مىآمد،
و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در سخنى به او اشاره كرده و مىفرمايد:
«پدرم به فداى بهترين كنيزان اهل نوبه كه پاكيزه بود».
در روايت آمده: يزيد بن سليط به قصد انجام عمره، به سوى مكّه حركت كرد، در مسير راه با امام كاظم عليه السّلام ملاقات نمود، امام كاظم عليه السّلام به او فرمود:
«من امسال دستگير مى شوم، و امر امامت به عهده پسرم على (امام رضا عليه السّلام) همنام على، و على است، اما علىّ اوّل؛ حضرت على بن أبي طالب عليه السّلام است، اما علىّ دوم؛ على بن الحسن [امام سجّاد عليه السّلام] است، فهم و بصيرت و محبّت و دين علىّ اوّل به او داده مى شود، و رنج و صبر در برابر ناگوارى هاى علىّ دوّم را خواهد داشت، او سخن نمى گويد، مگر بعد از گذشتن چهار سال از مرگ هارون الرّشيد
سپس فرمود:
«اى يزيد بن سليط، هنگامى كه به آن مكان عبور كردى و او (حضرت رضا عليه السّلام) را ملاقات نمودى- و بزودى با او ملاقات خواهى كرد- به او بشارت بده كه بزودى پسرى امانتدار و مبارك، براى او متولّد مىشود، و او به تو خبر مىدهد كه با من ملاقات نمودهاى، در اين هنگام به او خبر بده، كنيزى كه اين پسر از او متولّد مىشود، كنيزان از خاندان ماريه قبطيّه، كنيز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است، و اگر توانستى سلام مرا به آن كنيز برسان»
در عظمت مقام ارجمند اين بانو، همين حديث معتبر كافى است، كه امام كاظم عليه السّلام به يزيد بن سليط امر مىكند سلام مرا به او برسان، چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به جابر بن عبد اللّه انصارى (ره) امر كرد، سلام مرا به ابو جعفر (امام باقر عليه السّلام) برسان.
منبع: نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی , ص: 391
روز چهارشنبه به چهار تن از امامان معصوم، از جمله امام جواد علیه السلام تعلق دارد. امام عسکری علیه السلام در فضیلت زیارت امام جواد علیه السلام می فرماید:
«برای زیارت کنندگان جدّم امام جواد علیه السلام، ثواب بزرگی از طرف خداوند است».
وجود مقدس امام زمان(عج) هم در شب های جمعه به زیارت جدّ بزرگوارش مشرف می شود. در قسمتی از زیارت نامه امام جواد علیه السلام آمده است:
«سلام بر تو ای نور خدا در تاریکی های زمین، سلام بر تو ای ستون دین، شهادت می دهم کسی که پیرو تو شد، در راه حق و هدایت گام نهاده وهر کس تو را انکار کرده و با تو دشمنی کند، گمراه شده است».
منبع: ولادت امام جواد علیه السلام، مجله گلبرگ - مرداد 1384، شماره 65، نقل از سایت حوزه
امام نهم که نامش «محمد» و کنیه اش «ابوجعفر» و لقب او «تقی» و «جواد» است، در ماه رجب سال 195 هـ..ق در شهر مدینه دیده به جهان گشود.[1]
روزی که پدر بزرگوار امام جواد(علیه السلام) به شهادت رسید، امام نهم، حدود هشت سال داشت.[2] بنابراین حضرت جواد(علیه السلام) نخستین امامی بود که در کودکی به منصب امامت رسید. به طور طبیعی نخستین پرسشی که هنگام مطالعه زندگی آن حضرت به نظر می رسد، این است که چگونه یک کودک هشت ساله می تواند مسئولیت حساس و سنگین امامت و پیشوایی مسلمانان را بر عهده بگیرد؟
در پاسخ این سؤال باید توجه داشت: درست است که دوران شکوفایی عقل و جسم انسان معمولاً حد و مرز خاصی دارد که با رسیدن آن زمان، جسم و روان به حد کمال می رسد؛ ولی چه مانعی دارد که خداوند قادر حکیم، برای مصالحی، این دوران را برای بعضی از بندگان خاص خود کوتاه ساخته، در سال های کمتری خلاصه کند؟ در جامعه بشری از آغاز تاکنون افرادی بوده اند که از این قاعده عادی مستثنا بوده اند و در پرتو لطف و عنایت خاصی که از طرف خالق جهان به آنان شده است، در سنین کودکی به مقام پیشوایی و رهبری امتی نائل شده اند.[3]
دو گواه الهی
1. حضرت یحیی (علیه السلام) در دوران کودکی به نبوت برگزیده شد. قرآن مجید درباره حضرت یحیی و رسالت او و اینکه در دوران کودکی به نبوت برگزیده شده است، می فرماید:
«... وَ آتَیناهُ الحُکْمَ صَبِیّاً»؛ ... و از کودکی به او نبوّت دادیم».[4]
2. با اینکه برای آغاز تکلم و سخن گفتن کودک، معمولاً زمانی حدود دو سال لازم است، ولی می دانیم که حضرت عیسی(علیه السلام) در همان روزهای نخستین تولد زبان به سخن گشود و از مادر خود (که به قدرت الهی بدون ازدواج باردار شده و نوزادی به دنیا آورده بود و به این جهت مورد تهمت و اهانت قرار گرفته بود) به شدت دفاع کرد و یاوه های معاندین را با منطق و دلیل رد کرد، درصورتی که این گونه سخن گفتن و با این محتوا، در شأن انسان های بزرگ سال است. قرآن مجید گفتار او را چنین نقل می کند:
«قالَ إِنّی عَبْدُاللهِ آتانِیَ الْکِتابَ وَ جَعَلَنی نَبِیّا وَ جَعَلَنی مُبارَکًا أَیْنَ ما کُنْتُ وَ أَوْصانی بِالصّلاهِ وَ الزّکاهِ ما دُمْتُ حَیّا وَ بَرّا بِوالِدَتی وَ لَمْ یَجْعَلْنی جَبّارًا شَقِیّا.»؛ (عیسی) گفت: بی شک من بنده خدایم، به من کتاب (انجیل) عطا فرموده و مرا پیامبر خویش قرار داد. او مرا در هر جا که باشم وجودی پربرکت قرار داده است، و مرا تا آن زمان که زنده ام به نماز و زکات توصیه فرموده و (نیز مرا) به نیکی در حق مادرم سفارش کرده و جبار و شقی قرار نداده است».[5]
با توجه به آنچه گفته شد به این نتیجه می رسیم که قبل از امامان نیز، مردان الهی دیگری از این موهبت و نعمت الهی برخوردار بوده اند و این امر اختصاص به امامان ما نداشته است.[6]
تصریح امام رضا(علیه السلام) بر امامت امام جواد(علیه السلام) در کودکی
1. شیخ مفید در کتاب «ارشاد» با سند پیوسته خود از صفوان بن یحیی که از اصحاب امام هشتم(علیه السلام) بود نقل می کند: «من به امام رضا(علیه السلام) عرض کردم، پیش از آنکه خداوند متعال ابوجعفر را (کنیه امام جواد(علیه السلام)) به شما عنایت فرماید، مکرّر می گفتید که خداوند، پسری به من عنایت خواهد فرمود. اکنون که خداوند متعال چشمان ما را با وجود آن عزیز، روشن ساخته است، این نکته را به یاد می آورم که خداوند آن روز را پیش نیاورد اگر شما را در میان خود، مشاهده نکنیم در چنین صورت، ما به کدام سو و به کدام پیشوا باید پناهنده شویم؟»
امام، با دست خود به سوی ابوجعفر که هنوز طفل خردسالی بیشتر نبود اشارت فرمودند، که او جانشین من خواهد بود، دوباره به حضور امام عرض کردم: «فدایت گردم، ابوجعفر بیشتر از سه سال ندارد».
فرمودند: «خردسالی در ابلاغ رسالت الهی، ایرادی ندارد! مگر عیسی بن مریم وقتی که بر مقام رسالت و پیشوایی رسید، بیشتر از سه سال داشت؟»[7]
2. فرزند نجاشی به یکی از یاران امام رضا(علیه السلام) به نام ابی نصر بزنطی گفت که این سؤال را از امام رضا(علیه السلام) بپرسید که امامت و پیشوایی ملّت، پس از امام با چه کسی خواهد بود؟
امام در پاسخ او فرمودند: «امامت و پیشوایی پس از من، با پسرم خواهد بود.» این کلام را امام وقتی ایراد فرمودند که هنوز امام جواد(علیه السلام)، به دنیا نیامده بود و از طرفی می دانیم که امام، فرزند دیگری جز او نداشت.[8]
3. کلیم بن عمران می گوید: «به حضور امام رضا(علیه السلام) عرض کردم، خدا را بخوانید تا فرزندی به شما عنایت فرماید که چشمان ما روشن گردد».
امام فرمودند: «خداوند متعال، تنها فرزندی به من عنایت خواهد کرد که او وارث من می گردد.» هنگامی که نوزادی در دودمان امام پا به عرصه حیات گذاشت، امام رو به یاران و اصحاب خود فرمودند: «خداوند متعال پسری همانند موسی بن عمران به من عنایت فرموده است که وارث و جانشین من می گردد، این فرزند با جور و ستم، در راه خدا کشته می شود».[9]
4. یکی از یاران امام رضا(علیه السلام) می گوید: در خراسان در محضر امام رضا(علیه السلام) بودیم. یکی از حاضران به امام عرض کرد: سرور من، اگر (خدای نخواسته) پیش آمدی رخ دهد، به چه کسی مراجعه کنیم؟ امام فرمود: به فرزندم ابوجعفر.[10] در این هنگام آن شخص سن حضرت جواد(علیه السلام) را کم شمرد، امام رضا(علیه السلام) فرمود: خداوند عیسی بن مریم را در سنی کمتر از سن ابوجعفر، رسول و پیامبر و صاحب شریعت تازه قرار داد.[11]
5. امام رضا(علیه السلام) به یکی از یاران خود به نام «معمفر بن خلّاد» فرمود: «من ابوجعفر را در جای خود نشاندم و جانشین خود قرار دادم، ما خاندانی هستیم که کوچک ترینِ ما، مو به مو از بزرگانمان ارث می برند»![12]
_______________________
پی نوشت:
[1]. کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبه الصدوق، 1381 هـ .ق، ج 1، ص 292.
[2]. طبرسی، اعلام الوری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ص 344.
[3]. سیره پیشوایان، ص 535.
[4]. مریم: 12.
[5]. مریم: 30 ـ 32.
از بعضی از روایات استفاده می شود که حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ در آن زمان که سخن گفت، «نبی» بوده و هنوز منصب «رسالت» نداشته است و در هفت سالگی به مقام رسالت نائل گردیده است. بنابراین هیچ استبعادی ندارد که ائمه ـ علیهم السلام ـ هم در سنی همانند سنّ حضرت عیسی به منصب امامت برسند (کلینی، اصول کافی، تهران، مکتبه الصدوق، 1381 هـ . ق، ج 1، ص 382).
[6]. سیره پیشوایان، ص 536.
[7]. چهارده نور پاک، ج 2، ص 1433؛ به نقل از: ارشاد مفید.
[8]. اصول کافی، چاپ غفاری، ج 1، ص 320.
[9]. چهارده نور پاک، ج 2، ص 1435.
[10]. ابوجعفر کنیه امام جواد(ع) است، ایشان را برای تمایز از امام باقر(ع) ابوجعفر ثانی می نامند.
[11]. اصول کافی، ج 1، صص 322 و 384.
[12]. شیخ مفید، الارشاد، قم، مکتبه بصیرتی، ص 318.
منبع: مجله اشارات - آذر 1387، شماره 115
شخصیت والای علمی اخلاقی امام جواد علیه السلام در نگاه خلفاء، دانشمندان، نویسندگان و تاریخ نگاران غیر شیعه؛ سندی گویا بر جایگاه رفیع این امام همام در بین مسلمانان میباشد كه به عنوان نمونه به چند مورد آن اشاره میشود:
مامون عباسی
خلیفه مقتدر عباسی در پاسخ به اعتراض بزرگان بنی عباس در خصوص به تزویج در آوردن دخترش "امالفضل" به امام جواد علیه السلام، این امام همام را اعجوبه عصر خواند و گفت: " قد اخترته لتبریزه علی كافه اهل الفضل فی العلم والفضل مع صغر سنه والاعجوبه فیه بذالك "؛ من بدان جهت وی را به دامادی خود برگزیدم كه با كمی سن در علم و فضیلت بر همه اهل زمان برتری دارد و اعجوبهای است در علم و دانش. (1)
اسقف بزرگ مسیحی
اسقف مسیحی پس از آگاهی یافتن از علم و دانش امام جواد علیه السلام در مسائل پزشكی گفت:
به نظر میرسد این شخص "امام جواد علیه السلام " پیامبری از نسل پیامبران است . (2)
سبط بن جوزی
سبط بن جوزی از تاریخ نویسان اهل سنت پس از بیان تاریخ تولد و شهادت حضرت مینویسد:
كان علی منهاج ابیه فی العلم والتقی و الزهدوا الجود؛ او در علم و تقوا، پرهیزگاری و سخاوت چون پدر بزرگوارش "امام رضا علیه السلام" و دنبالهرو او بود. (3)
ابن ابی طلحه
ابن ابی طلحه شافعی در كتاب مطالب السؤول فی المناقب آل الرسول در باره شخصیت امام جواد علیه السلام مینویسد: او گرچه صغیر السن است ولی كبیرالقدر و رفیع الذكر میباشد .(4)
ابن صباغ مالكی
علی بن محمد احمد مشهور به "ابن صباغ" فقیه مالكی و متوفای 855 در مكه پس از بیان گوشهای از خصوصیات زندگی حضرت جواد علیه السلام، مینویسد: آری چنین بود كرامات جلیل و مناقب او.
و در جای دیگر میافزاید: چه گوییم ما در جلالت و مقام امام جواد علیه السلام و فضیلت كمال و عظمت و جلال او، حضرتش در میان طبقات ائمه علیهم السلام سنش كمتر از همه و قدر و شانش اعظم است . او در اندك مدتی از عمر شریفش كراماتی بسیار و معجزاتی بیشمار از خود نشان داده و معارج و فضیلت كمال را طی كرده و از رشحات و تراوش دانش و بینش خود اثرها گذاشته و از نفحات و ریزش فضل كمالش بی اندازه و شمار فیوضاتی به عالم علم نثار فرموده (5)
ابن تیمیه
ابن تیمیه که وهابیت با پیروی از کتابهای او شکل گرفت، میگوید: محمد فرزند علی ملقب به جواد از بزرگان و اعیان بنی هاشم است كه در سخاوت و بزرگواری شهرت تام دارد . (6)
یوسف بن اسماعیل نبهانی
یوسف بن اسماعیل نبهانی حنفی ادیب و شاعر فلسطینی، متولد 1350 هجری كه از وی سیزده كتاب مهم بر جای مانده، مینویسد:
محمد جواد فرزند علی رضا علیه السلام از بزرگان امامان و چراغ هدایت امت و سادات اهلبیت علیهالسلام است كه عبدالله شبراوی شافعی نیز از وی در كتاب خود " الاتّحاف بجبّ الاشراف " با ستایش و تكریم یاد كرده است .(7)
ابن حجر هیثمی
ابن حجر هيتمي محدث و رجالي بزرگ اهل سنت ميگويد:
... او داراي موقعيت عظيم در خاندان مكرمي است، كه عضويت در آن توفيق خداوندي ميخواهد. ... و خداوند ما را در زمره دوستان اين خاندان محشور نمايد! آمين. (8)
علی جلال حسینی
علی جلال حسینی دانشمند بزرگ مصری مینویسد:
محمد الجواد ابوجعفر دوم فرزند علی علیه السلام در سال 195 هجری در مدینه دیده به جهان گشود. وی با وجود سن كم در علم و فضیلت سرآمد همه عالمان و اهل فضیلت زمان خویش بود. (9)
خیرالدین زركلی
خیرالدین زركلی از دانشمندان بزرگ اهل سنت مینویسد: ابوجعفر جواد علیه السلام چون اجداد خویش مقام بلندی داشت . هوشمند و خوش بیان بود و استعداد نیرومند و اصیلی داشت. (10)
پىنوشتها:
1- بحارالانوار، ج50، ص75/ موسوعة الامام الجواد علیه السلام، ج1،ص360 و 363/ اعیان الشیعه ، ج 3 ، ص 129 .
2- المناقب لابن شهر آشوب، ج 4، ص389 / موسوعة الامام الجواد علیه السلام، ج 1، ص362.
3- تذكرة الخواص، ص202 / الامام جواد علیه السلام، ص72 .
4- كشف الغمه، ج 2، ص186/ سرورالفؤاد، ص40 .
5- حلیة الابرار، ج 4، ص 568/ الفصول الهمه، ص266/ موسوعة الامام الجواد علیه السلام، ج 1، ص 364 / سرور الفؤاد ابوالقاسم سحاب، ص 40 و 41 .
6- منهاج السند، ص 127.
7- جامع كرامات الاولیاء، ج 1، ص100 .
8- الصواعق المحرقة على أهل الرفض و الضلال و الزندقة ج2/ص531.
9- الحسین، ج 2، ص207/ الامام محمدالجواد علیه السلام،ص 76/ زندگانی امام جواد علیهالسلام، ص200 .
10- الامام محمد الجواد علیه السلام، ص 76/ زندگانی امام جواد علیه السلام، ص200.
منابع:
1. امام جواد علیه السلام از منظر دیگران، نشریه موعود
2. چهره امام جواد (ع) در منابع اهل سنت، سایت خبری ایبنا
ادعیه الوسائل الی المسائل امام جواد (ع)؛ دعاهایی کوتاه برای رسیدن به حاجت ها
ادعية الوسائل الى المسائل به معنی "دعاهایی که وسیله براى نيل به درخواستها هستند" مجموعه ده مناجات هستند که امام جواد علیه السلام آنها را به نقل از پدران خویش از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله نقل نمودند. این ده مناجات در باب پنجم بخش باقیات الصالحات مفاتیح الجنان که نام آن حرزها و دعاهای مختصراست، آمده است. مجموعه دعاها و حرزهای این بخش از مفاتیح الجنان از دو كتاب «مهج الدعوات» و «مجتنى» كه هر دو از نوشته هاى رضى الدين سيّد ابن طاووس هستند انتخاب شده اند.
جریان ادعیه الوسائل الی المسائل
ادامه مطلب
«همانا خداوند يك پسر را به من روزى مى دهد، او از من ارث مى برد».
«پسرى براى من به دنيا آمد كه شبيه موسى بن عمران، شكافنده درياها، و شبيه عيسى بن مريم كه مادرى پاك و با قداست، او را زائيد، آنگاه فرمود: مادرى كه اين نوزاد [حضرت جواد عليه السّلام] را زائيد، پاك وپاكيزه آفريده شده است».
«اين پسر (حضرت جواد عليه السّلام) بر اثر ظلم، كشته می شود، و اهل آسمان براى او گريه و ندبه مىكنند. خداوند بر ظلم كننده به او و دشمنش، غضب می كند، و پس از اندكى، خداوند آن دشمن را شتابان به سوى عذاب دردناك، و عقاب سخت، روانه می سازد».
«اين، آن نوزادى است كه هيچ نوزادى پربركتتر از او براى شيعيان ما، متولّد نشده است».
منبع: نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی, ص: 394



