امام باقر عليه السلام :
عالمى كه از علم او استفاده شود بهتر از هفتاد هزار پرستش كننده خداست . (1)
ارتباط دوستانه با مردم
اوعبيده گويد: من همراه امام باقر عليه السلام بودم ، به هنگام سوار شدن به كجاوه اول من سوار مى شدم و سپس او. وقتى بر روى مركب قرار مى گرفتيم حضرت به من سلام مى كرد و همانند مردى كه رفيقش را به تازگى نديده باشد احوالپرسى مى كرد و دست مى داد، و هنگام پياده شدن پيش از من پياده مى شد و وقتى از كجاوه پياده مى شديم سلام
ادامه مطلب
امام باقر، محمدبن علی بن الحسین علیه السلام، لقبش «باقر» است. باقر یعنی شكافنده. به آن حضرت «باقرالعلوم» می گفتند، یعنی شكافنده ی دانشها.
مردی مسیحی، به صورت سخریه و استهزاء، كلمه ی «باقر» را تصحیف كرد به كلمه ی «بقر» یعنی گاو، به آن حضرت گفت: «انت بقر» یعنی تو گاوی.
امام بدون آنكه از خود ناراحتی نشان بدهد و اظهار عصبانیت كند، با كمال سادگی گفت: «نه، من بقر نیستم، من باقرم».
مسیحی: تو پسر زنی هستی كه آشپز بود.
- شغلش این بود، عار و ننگی محسوب نمی شود.
- مادرت سیاه و بی شرم و بدزبان بود.
- اگر این نسبت ها كه به مادرم می دهی راست است خداوند او را بیامرزد و از گناهش بگذرد، و اگر دروغ است از گناه تو بگذرد كه دروغ و افترا بستی.
مشاهده ی این همه حلم از مردی كه قادر بود همه گونه موجبات آزار یك مرد خارج از دین اسلام را فراهم آورد، كافی بود كه انقلابی در روحیه ی مرد مسیحی ایجاد نماید و او را به سوی اسلام بكشاند.مرد مسیحی بعداً مسلمان شد [1]
[1] . بحارالانوار ، جلد 11، حالات امام باقر، صفحه ی 83.
منبع: داستان راستان،شهید مطهری،جلد اول.
حكيم بن عتيبه گفت: خدمت حضرت باقر (عليه السلام) بودم، خانه پر از جمعيت بود در اين هنگام پيرمردى كه تكيه بر عصاى آهنين خود داشت وارد شد بر در خانه ايستاده، گفت: السلام عليك يابن رسول الله و رحمة الله و بركاته و سكوت كرد. حضرت باقر (عليه السلام) فرمود: عليك السلام و رحمة الله و بركاته .
پيرمرد رو به طرف حضار مجلس نموده بر همه سلام كرد و آنها جواب سلامش را دادند آنگاه متوجه حضرت شده و عرض كرد يابن رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم) مرا به نزديك خود جاى ده.
فوالله انى لاحبكم و احب من يحبكم و والله ما احبكم و لا احب من يحبكم لطمع فى دنيا والله انى لا بغض عدوكم و ابرء منه والله ما ابغضه و ابرء منه لوتر، كان بينى و بينه والله انى لاحل حلالكم و احرم حرامكم و انتظر امركم فهل تر جولى جعلنى الله فداك
به خدا سوگند شما را دوست دارم و دوستان شما را نيز دوست دارم ،
ادامه مطلب
ادامه مطلب
1- محمد بن مسلم از بزرگان اصحاب و حوارى حضرت باقر و صادق عليهما السلام است .
2- دارالسلام نورى ، ج 2، ص 271.
كميت يكى از شعراى عاليقدر و مديحه سراى كم نظير ائمه طاهرين (عليهم السلام) است. علامه بزرگ حضرت آقاى امينى كه با رنج فراوان در ساليان دراز اسناد حقانيت شيعه را از لابلاى كتب اهل سنت خارج نموده و با قلم تواناى خود به دنياى امروز در ضمن صفحات پر ارج ((الغدير)) معرفى كرده است . در جلد دوم كتاب خود صفحه 187 از مروج الذهب نقل مى كند.
كميت وارد مدينه شد. شبانگاه به حضور حضرت باقر (عليه السلام ) شرفياب گرديد. قصيده ميممه خود را كه در مدح اين خانواده سروده بود به عرض رسانيد تا پايان شعر رسيد:
و قتيل بالطف غودر منهم
بين غوغاء امة و طغام
حضرت باقر (عليه السلام ) از شنيدن اين قسمت شعر گريست . فرمود
ادامه مطلب
کتاب " چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر علیه السلام "نوشته عبدالله صالحی توسط انتشارات مهدی یار به چاپ رسیده است.
از جمله سرفصل های این کتاب الکترونیک می توان به عناوین :خلاصه حالات هفتمین معصوم، پنجمین اختر امامت علیه السلام؛ مدح هفتمین ستاره فروزنده علیه السلام؛ بشارت بر نور هدایت و نشر علوم؛ شهامت و خطاب به کودکی معصوم علیه السلام؛ آئینه تمام نمای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم؛ نجات نسل دو پرنده و تسلیم نخل خشکیده؛ دخالت بیجا و خواسته هرکس؛ پدر مرده و گنج مخفی؛ موقعیت و منزلت ائمه علیهم السلام؛ شرمساری دشمن در کنار کعبه؛ ملکوت آسمان ها و طبقات زمین؛ توجیه مغرضان و بی خردان؛ جن در طواف کعبه و تبعیت از ولایت؛ کلید بدبختی و شرارت ها؛ چهار مطلب یا مباحثه تکان دهنده؛ نفرین در جایگاه حضرت شعیب علیه السلام؛ پیش گوئی از کشتار؛ مرگ شامی و حیاتی دوباره؛ حاجیان انسان نما؛ نصیحت به عمر بن عبدالعزیز و بازگشت فدک؛ آسایش دنیا و یا سعادت آخرت؛ خدا را چگونه می توان دید؛ کشاورزی و کار افتخار است؛ ارزش و اهمیت خوردنی ها؛ اطلاع از جریانات و افشای خیانت؛ هدیه به شاعر از خزینه خالی؛ بهترین دارو و درمان؛ اهمیت افطاری دادن؛ خود آرائی برای همسر؛ زائیدن گرگ باوفا؛ شرایط و حدود سفره؛ خوردن انگور و خرید بهترین مادر؛ پیرزنی، جوان شد؛ اعتراض و پاسخی دندان شکن؛ دو سؤال درباره قیامت؛ بهترین کلام در آخرین فرصت؛ تسلیم در مقابل حوادث؛ چهارده معما و پاسخ؛ انقراض بنی عباس توسط هلاکو؛ تیراندازی در کهولت سن؛ تواضع و فروتنی؛ مروری بر لحظات حساس؛ در رثای پنجمین اختر تابناک؛ پنج درس ارزشمند و آموزنده؛ چهل حدیث گهربار منتخب؛ مدح و ثنای پنجمین اختر فروزنده اشاره کرد.
گرمی هوای تابستان شدت كرده بود. آفتاب بر مدینه و باغها و مزارع اطراف مدینه به شدت می تابید. در این حال مردی به نام محمدبن منكدر- كه خود را از زهّاد و عبّاد و تارك دنیا می دانست تصادفا به نواحی بیرون مدینه آمد، ناگهان چشمش به مرد فربه و درشت اندامی افتاد كه معلوم بود در این وقت برای سركشی و رسیدگی به مزارع خود بیرون آمده و به واسطه ی فربه ی و خستگی به كمك چند نفر كه اطرافش هستند و معلوم است كس و كارهای خود او هستند راه می رود.
با خود اندیشید: این مرد كیست كه در این هوای گرم خود را به دنیا
ادامه مطلب
بی گمان شخصیت علمی امام باقر علیه السلام در دوران حیات اوبسیار برجسته و محضر او همواره مملو از دانمشندان و دانشورانی بوده است که در جستجوی سرچشمه دانش بوده اند .ان چنان که از کودکی «شکافنده دانش ها »شناخته شده و سرآمد دانمشندان و عالمان روزگار بود.
ياَ باقِرَ الْعِلْمِ لاَهْلِ التُّقى وَ خَيْرَ مَنْ لَبّى عَلَى الاَجْبُلِ(1)
باقر:شکافنده علوم
-
در فصول المهمة آمده است: آن حضرت را بدين لقب مى خواندند زيرا علوم را می شكافت و باز مى كرد.
-
در صحاح آمده است: «تبقر، يعنى توسع در علم».
-
و در قاموس گفته شده است: محمد بن على بن حسين را باقر مى خواندند چون در علم تبحر داشت.
-
در لسان العرب نيز ذكر شده است: آن حضرت را باقر می خواندند چرا كه علم را می شكافت و به اصل آن پى می برد و فروع علم را از آن استنباط مى كرد و دامنه علوم را مى شكافت و وسعت مى داد.(2)
آوازه علم و دانش امام محمد باقر چنان در بین مردم پیچید که وی را «باقر» نامیدند، در زبان عرب آن حضرت به باقر شهرت داشت چون علم را می شکافت و اهل آن را می شناخت و شاخه های علم را گسترش می داد . در زبان عرب نیز «تبقر» به معنی توسع«گسترش داد»آمده است.(3)
ابن حجر در کتاب صواعق المحرقه می گوید: او را باقر نامیدند و بقر الارض به معنی شکافت زمین را و هویدا کرد نهفته ها و مکنونات آن را.او نیز معارف و علوم و حقایق احکام و لطایف را از گنجینه های نهان استخراج و آشکارا می کرد و این امور جز بر کسی که بصیرتش ربوده شده یا سرشت و باطنش به تباهی گراییده بر همگان مبرم و آشکار است.از این روست که
ادامه مطلب
بندگان برگزیده الهی خالق خود را تکیه گاهی می دانند که همیشه به آن توکل می کنند و در تمامی حالات به او تمسک می جویند و پیوسته از خداوند متعال مغفرت و آمرزش را طلب می کنند. امام باقر علیه السلام در این زمینه می فرماید:«از قدرت خداوند بترس و حیا کن از او که به تو نزدیکتر است»(بحارالانوار،ج68،ص336)
شناخت خداوند از نظر امام باقر علیه السلام
ابی حمزه می گوید امام محمد باقر علیه السلام به من فرمود:
همانا هر کسی خدا را بشناسد عبادت می کند،پس اگر خدا را نشناسد او را با گمراهی پرستیده است ،گفتم فدیات شوم !شناخت خدا چیست؟ فرمود: تصدیق خداوند عزو عجل و تصدیق رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ولی او علی (علیه السلام) و پیروی از او و امامان هدایتگر و دشمنی با دشمنان خداوند عزوجل این است .شناخت خداوند عزو جل
صـاحـب ( كـشـف الغـمـّه ) روايت كرده از يكى از غلامان حضرت امام محمدباقر عليه السـلام كـه گـفـت : وقـتـى در خـدمـت آن حـضـرت بـه مـكـه رفـتـيـم پـس چـون آن حـضرت داخـل مـسـجـد شد و نگاهش به خانه كعبه افتاد گريست به حدى كه صداى مباركش در ميان مـسـجـد
ادامه مطلب
کمک به محرومان و نیازمندان اصل بزرگی در زندگانی امام باقر علیه السلام بود و برطرف کردن نیازهای مادی و روحی مردم را مهم ترین فعالیت های اجتماعی خود به شمار می آورد.امام آنان را دور خود جمع می کرد و سخنانشان را می شنید و دردهایشان را آرامش می بخشید. امام روزهای تعطیل (به ویژه جمعه) را به دستگیر و انفاق به مستمندان اختصاص می داد و دیگران را به این کار تشویق می کرد.
در روایتی از امام صادق آمده است :
«با وجود اینکه پدرم از نظر بنیه مالی ضعیف تر از سایر افراد خاندانش و نیز مخارج زندگی اش نیز بیشتر از بقیه بود ولی در هر روز جمعه به نیازمندان کمک می کرد حتی اگر کمک او به اندازه یک دینار بود و می فرمود: پاداش صدقه وکمک به نیازمندان در روز جمعه برتری دارد ؛همانگونه که روز جمعه نسبت به دیگر روزهای هفته دارای برتری است.»(1)
-
هر چند امام عائله زیاد و زندگی ساده ای داشت ولی بین
ادامه مطلب
رعایت بهداشت فردی نقش مهمی در زندگانی امام باقر علیه السلام داشت .هر چند در آن دوران امکانات بهداشتی بسیار محدود بود،ولی امام در همان دوران بسیار بدان اهمیت می داد و رعایت آن را به پیروان خویش نیز سفارش می کرد.
آرستگی ظاهر:
-
حضرت صادق فرمود حضرت باقر با كتم (كتم گياهى است كه با وسمه مخلوط ميكنند و بريش براى رنگ كردن ميمالند). خضاب ميكرد، شيبه اسدى گفت از حضرت
ادامه مطلب
منبع: برگرفته از کتاب "نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام"، شیخ عباس قمی, ص: 215
كار و كوششمحمّد بن منكدر مى گويد: من گمان نمى كردم على بن الحسين عليه السلام جانشينى برتر از خود بنهد، تا آنكه پسرش محمّد بن على را ديدم و خواستم او را پند دهم ولى او مرا پند داد، دوستانش گفتند: امام عليه السلام به چه چيزى تو را پند داد؟
گفت: در ساعتى بسيار گرم به بخشى از نواحى مدينه رفته بودم، حضرت امام باقر عليه السلام را ديدم كه مشغول کار بود، پيش خود گفتم: مردى از مردان بزرگ قريش در اين ساعت با اين حال در طلب دنياست! سوگند مى خورم كه او را قاطعانه موعظه كنم.
نزديك او شدم و سلام كردم، نفس زنان جواب سلامم را داد. از شدّت گرما
ادامه مطلب
از حـضـرت امـام صـادق عـليـه السـلام نقل شده اسـت كـه فـرمـود: در كـتـاب رسـول خـدا صـلى اللّه عـليـه و آله و سـلم اسـت كه هر وقت مماليك خود را در كارى ماءمور ساختيد كه بر ايشان دشوار گردد شما نيز در آن كار با ايشان كار كنيد.
امام جعفر عليه السـلام مـى فـرمـايـد پـدرم چون مملوكان خود را به كارى فرمان مى داد خويشتن مى آمد و نظاره مى نمود:
-
اگر آن كار دشوار و سنگين بود مى فرمود بسم اللّه و خود با ايشان به آن كـار اشـتـغـال مـى ورزيـد
-
و اگـر آن مـهـم سـبـك و هـمـوار بـود از ايـشـان بـر كـنـار مى شد. (حلیه اولیاء،ص289و302)
آزادی غلامان بد:
روایت شده است که امام باقر علیه السلام به هنگام شهادت،غلامان بد خویش را آزاد کرد و خوبان آنها را نگاه داشت.من گفتم: ای پدر اینها (بدان) را آزاد می کنی و آنها (خوبان ) را نگاه می داری؟فرمود: اینان از من اندوهناک شده اند پس این در برابر آن.( همان،ص300)
منبع: حلیه اولیاء، ص289و302
در توصيف علم امام باقر عليه السّلام، عبد اللّه بن عطاء مكّى مى گويد:
«دانشمندان را نديدم كه در برابر كسى آن گونه باشند كه در برابر امام باقر عليه السّلام كوچك هستند. من حكم بن عتيبه را با اينكه داراى مقام ارجمندى از علم در ميان قوم بود، ديدم، كه در مقابل امام باقر عليه السّلام گوئى كودكى در برابر معلّم خوداست، و جابر بن يزيد جعفى، وقتى كه از امام باقر عليه السّلام حديثى را روايت می كرد، می گفت: «حديث كرد مرا، وصىّ اوصياء، و ميراث دار دانشهاى پيامبران، محمّد پسر على بن حسين، درودهاى خدا بر آنها باد».
محمّد بن مسلم می گويد:
«هر چه در ذهنم خطور كرد، از امام باقر عليه السّلام پرسيدم، تا آنكه از سى هزار حديث از او پرسيدم، و از امام صادق عليه السّلام، از شانزده هزار حديث، سؤال نمودم».
روايت شده: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ضمن گفتارى فرمود:
ادامه مطلب
تصريح به امامت آن بزرگوار
امام زين العابدين عليه السلام ـ وقتى از ايشان پرسيده شد: امام بعد از شما كيست؟ ـ فرمود :
مَنِ الإمامُ بَعدَكَ ؟ ـ : محمّدٌ ابْنِي ، يَبقَرُ العِلمَ بَقْرا .
فرزندم محمّد، كه دانش را ژرف مى شكافد.
كفاية الأثر:
مَرِضَ عليُّ بنُ الحسينِ عليهما السلام مَرَضَهُ الّذي تُوفّيَ فيهِ ، فجَمَعَ أولادَهُ محمّدا و الحسَنَ و عبدَ اللّه ِ و عُمرَ و زَيدا و الحسَينَ ، و أوْصى إلَى ابنِهِ محمّدٍ و كَنّاهُ الباقرَ ، و جَعلَ أمرَهُم إلَيهِ .
امام على بن الحسين عليهما السلام در بستر بيمارى اى كه به وفاتش منجر شد، افتاد. پس، فرزندان خود محمّد و حسن و عبد اللّه و عمر و زيد و حسين را جمع كرد و فرزندش محمّد را وصى قرار داد و او را باقر لقب نهاد و كار ديگر فرزندانش را به دست او سپرد.
او دانش را تا ژرفايش مى شكافد
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به جابر بن عبد اللّه انصارى ـ فرمود :
يا جابِرُ ، إنّكَ ستَبْقى حتّى تَلْقى وَلَدي محمّدَ بنَ عليِّ بنِ الحسينِ بنِ عليِّ بنِ أبي طالبٍ المعروفَ في التّوراةِ بالباقرِ ، فإذا لَقِيتَهُ فأقْرِئهُ مِنّي السّلامَ .
جابر! تو چندان زنده مى مانى كه فرزندم محمّد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب را، كه در تورات به باقر معرفى شده است، مى بينى. هرگاه ديدارش كردى سلام مرا به او برسان.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به جابر ـ فرمود :
إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّي، اسمُه اسْمِي و شَمائلُهُ شَمائلي يَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا .
تو مردى از [ خاندان] مرا درك خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و
ادامه مطلب
از امام باقر «علیه السلام» روایت شده است که حضرت فرمودند:
ترجمه حدیث:
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
-
به شیعیان ما سفارش کنید به زیارت قبر حسین بن علی «علیهما السلام» بروند! «مُرُوا شِيعَتَنَا بِزِيَارَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ «علیه السلام». «مُرُوا شِيعَتَنَا»، یعنی به آنها تذکّر بدهید، به آنها امر کنید که به زیارت بروند. حضرت در این روایت سه اثر برای زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» بيان میفرماید:
-
اوّل؛ اگر کسی به زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» برود، بر روزی او افزوده میشود. زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» وسعت رزق میآورد، «فَإِنَّ إِتْيَانَهُ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ».
-
دوم؛ زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» طول عمر می آورد، «وَ يَمُدُّ فِي الْعُمُرِ».
-
سوم؛ انسان را از پیشامدهای ناگوار حفظ میکند، «وَ يَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ.
-
اینها آثار مادّی زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» است که زائر قبر حضرت، در این عالم به آنها نائل میشود. این آثار غیر از آثار معنوی مطرح شده در روایات دیگر است؛ به طور مثال در برخی روایات ثواب هر گام در راه زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» برابر حجّ و عمره عنوان شده است. آثار معنوی زیارت قبر امام حسین «علیه السلام» را فقط خدا میداند، ما نمیتوانیم آن را اندازهگیری کنیم.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
مَن عَلَّمَ بابَ هُدیً فَلَهُ مِثلُ اَجرِ مَن عَمِلَ بِهِ وَ لا یُنقَصُ اُولئِکَ مِن اُجُورِهِم شَیئاً وَ مَن عَلَّمَ بابَ ضَلالٍ کانَ عَلَیهِ مِثلُ اَوزارِ مَن عَمِلَ بِهِ وَلا یُنقَصُ اُولئِکَ مَن اَوزارِهِم شَیئاً
ترجمه حدیث:
اگر کسی به شخص و یا اشخاصی عمل نیکی یاد بدهد و یا اینکه او را راهنمایی به کار نیکی بنماید و آن شخص یا اشخاص، به آن عمل نیک عمل نمایند، شخص یاد دهنده، تمام پاداش عمل کنندگان به آن عمل نیک را میبرد، بدون اینکه ذرّه ای از پاداش آن اشخاص نزد خداوند کم گردد، و هرکس کار زشت و گمراهی را به کسی یا اشخاصی یاد بدهد و یا آنان را به عمل زشتی دعوت و یا راهنمایی کند، تمام گناه عمل کنندگان به آن کار زشت در نامۀ عمل او هم نوشته میشود. بدون آنکه ذرّه ای از گناه عاملان به آن کار زشت کاسته گردد.
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
-
با راهنمایی و یا یاد دادن کار نیک به دیگران و با انجام آن کار نیک، یک دری از هدایت، خیر و سعادت به سوی انسان باز میشود. این تعلیم و یاد دادن، میتواند زبانی، عملی و یا نوشتنی باشد و یا ممکن است تسلسلی باشد، یعنی این کار نیک را که به دیگری یاد داده است، او هم به دیگری یاد بدهد و همین کار ادامه پیدا کند تا روز قیامت؛ بدون اینکه عمل خیری انجام دهد، پاداش عمل کننده ها برای او نوشته میشود.
-
برعکس، اگر انسان به دیگری یک راه گمراه، زشت، گناه، شیطنت، خدعه و نیرنگ را یاد بدهد، با انجام آن عمل زشت، دری از ضلالت به سوی او باز میگردد. حتی ممکن است عمل زشتی را آن شخص انجام ندهد ولی دیگران را به آن عمل راهنمایی کند.
-
در روایت داریم: الدّالُ عَلَی الخَیرِ کَفاعِلِه[1] و الدّالُ علی الشَّرِکَفَاعِلِه. ثواب و اجر راهنمایی کنده به خیر و نیکی همانند عمل کننده به آن است. و گناه راهنمایی کننده به کار زشت و شر به اندازه انجام دهندۀ آن کار زشت است.
-
راهنمایی و تعلیم انسانها به کار نیک -که پرسودترین تجارت دنیوی و اخروی است- کار انبیاء و اولیاء علیهم السلام است. برای همین هم تربیت فرزند، بستگان، دوستان، جامعه و... بسیار مهم است. انسان باید بداند که بی توجهی به این امر مهم و به انحراف کشیده شدن نزدیکانش، گناه یا مغفرتش تا روز قیامت برای پدر، مادر، مربّی و... نوشته میشود.
پی نوشت:
[1] من لا یحضره الفقیه، جلد 4، صفحه 380
منبع: اصول کافی، جلد 1، صفحه 35، نقل از سایت حاج آقا مجتبی تهرانی
جابر جعفی از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند که فرمودند: حضرت رسول خدا (صلّی اللهُ علیه وآله وسلّم) فرمودند:
يَاْتي عَلَي الناسِ زَمانٌ يَشْکُونَ فيهِ رَبَّهُمْ قُلْتُ: وَ کَيْفَ يَشْکُونَ فيهِ رَبَّهُمْ قالَ علیه السلام: يَقُولُ الرَّجُلُ وَ اللهِ ما رَبِحْتُ شَيْئاً مُنْذُ کَذا وَ کَذا ولاآکُلُ وَ لااَشْرَبُ اِلامِنْ رَأِْس مالِي، وَيْحَکَ وَ هَلْ اَصْلُ مالِکَ وَ ذِرْوَتُهُ اِلاّ مِنْ رَبِّکَ
ترجمه حدیث:
روزگار و زماني مي آيد که مردم در آن زمان از پروردگار خود شکايت مي کنند. جابر مي پرسد: مردم چگونه از پروردگار خود شکايت مي کنند؟! حضرت فرمود: شخصي مي گويد: به خدا قسم! مدتي است که سود نبرده ام و نمي خورم و نمي آشامم مگر اين که اين خوردن و آشاميدن من از سرمايه ام مي باشد. واي بر تو! آيا اين چنين نيست که سرمايه و توشه اي که جمع کرده اي، همگي از پروردگار توست؟!
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
-
در اين روايت جابر تعجّب کرده و حيرت مي کند و از حضرت سؤال مي کند: چطور مي شود اينها از خداوند شکايت ميکنند؟ البته شکايت يک وقت اين طور است که تو اين کار را کردي، متن اين شکايت است ولي يک وقت چيزهايي مطرح مي شود که به طور مستقيم شکايت نيست ولي در ارتباط با خداوند است. اينکه سود نبرده ام و دارم از سرمايه مي خورم، واقعا شايد هم درست است و دروغ نمي گويد، ولي سرمايه ات را از کجا آوردي؟ و اينکه از آن مي خوري، مگر جز اين است که آن را خداوند به تو عطا فرمود؟!
-
انسان در تمامي حالات بايد شاکر خداوند باشد و بداند همين حرفهاي او شکايت از خداوند بزرگ است. اين ناسپاسي باعث مي شود که گره و مشکل به کار او افتاده و به چه کنم چه کنم، مبتلا و گرفتار مي شود.
-
از پيامبر اکرم (صلّی اللهُ علیه وآله وسلّم) مي پرسيدند: حالتان چطور است؟ در جواب مي فرمودند: الحَمدُلله عَلي کُلِّ حال، ستايش مخصوص خداوند است در همه حالات.
-
شکر و سپاس قبلي عملي و زباني باعث مي شود تا خداوند مشکلات انسان را برطرف کند و هرلحظه به روزيها و نعمتهايش اضافه گردد. درقرآن سوره مبارکه ابراهيم آيه 7 مي فرمايد: «لَئِن شَکَرتُم لَأَزيدَنَّکُم» اگر شکرگزاري کنيد، نعمت شما را افزون مي کنم.
منبع: وسائل الشيعة، جلد 17، باب 53، صفحه 462، نقل از سایت آقا مجتبی تهرانی
ترجمه حدیث:
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
- کدامیک از عبادات افضل است؟ حضرت جواب این سؤال را ندادند، بلکه مطلب اساسی تر دیگری را فرمودند:
- «مَا مِنْ شَيْءٍ»، هیچ چیز، حتّی عبادت؛ «مَا مِنْ شَيْءٍ اَحَبَّ إِلَى اللَّهِ»، هیچ چیزی نزد خداوند محبوبتر از این نیست که: «مِنْ اَنْ يُسْاَلَ وَ يُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ»، عبد آنچه را نزد خدا دارد که همه چیز هم هست، از او تقاضا کند.
- روایات متعدّد راجع به عبادات وارد شده است که: مغز عبادت دعا است. ما بدون مغز نمیتوانیم کار کنیم. همه کارهایمان به واسطه مغز است. در عبادات هم همین گونه است. آنچه مغز عبادت است و به آن جان میدهد، دعا است. چه بسا اگر دعا در عبادت نباشد، آن عبادت محبوب عندالله نیست.
- نمیدانید دعا چه میکند! دعا مرده را زنده میکند. تمام معجزات انبیاء و کرامات اولیاء، بر محور دعا بوده است. مثلاً حضرت عیسی با دعا مرده زنده میکرد، معجزات پیامبر اکرم با دعا بوده. هیچگاه نباید از دعا غافل شویم. چون محبوبترین عمل عندالله است. فکر هم نکنیم اگر دائماً از صبح تا شب به خدا بگوییم: این را میخواهم، آن را میخواهم، مزاحم خدا شده ایم. این فکرها باطل و غلط است. چون خودمان نظر تنگیم، خیال میکنیم خدا هم نظرتنگ است.
- «يُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ»، آنچه پیش خدا است، تمام شدنی نیست، پس دعای تو هم نباید تمام شدنی باشد.
به امام باقر(علیه السلام) گفته شد:
كَيْفَ أَصْبَحْتَ؟ قَالَ عَلَيهِ السَّلَامُ: أَصْبَحْنَا غَرْقَى فِي النِّعْمَةِ مَوْقُورِينَ بِالذُّنُوبِ يَتَحَبَّبُ إِلَيْنَا إِلَهُنَا بِالنِّعَمِ وَ نَتَمَقَّتُ إِلَيْهِ بِالْمَعَاصِي وَ نَحْنُ نَفْتَقِرُ إِلَيْهِ وَ هُوَ غَنِيٌّ عَنَّا.
ترجمه حدیث:
چگونه صبح كردید؟ فرمود: صبح کردیم در حالی که غرق در نعمت الهی هستیم و از این طرف هم زير بار گناهان هستیم. معبودمان ما را با نعمتهاى خود به دوستى ميخواند و ما با معاصى او را به دشمنى مي خوانيم. و ما به او نيازمنديم، و او از ما بی نياز است.
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
-
در روایت این شخص به امام باقر(علیه السلام) عرض میکند: «كَيفَ أَصبَحتَ»؛ یعنی حالتان چطور است؟ حضرت در جواب، حال خودشان را نميگويند. بلکه ميفرمايد: «أَصْبَحْنَا» و نمیفرماید: «اصْبَحْتُ». در واقع حضرت زبان حال
امام باقر علیه السلام فرمودند:
يَا جَابِرُ مَنْ هَذَا الَّذِي سَأَلَ اللَّهَ فَلَمْ يُعْطِهِ أَوْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكْفِهِ أَوْ وَثِقَ بِهِ فَلَمْ يُنْجِهِ.
ترجمه حدیث:
جابر جعفي، از اصحاب امام باقر (عليه السلام) نقل ميكند که آن حضرت فرمود: اى جابر! چه كسی از خداوند چيزى خواسته و خدا حاجت او را نداده، و يا بر او توكل نموده و خدا او را كفايت نكرده و يا به وى اطمينان كرده و او نجاتش نداده است؟!
شرح حدیث (از حاج آقا مجتبی تهرانی):
-
«يَا جَابِرُ مَنْ هَذَا الَّذِي سَأَلَ اللَّهَ فَلَمْ يُعْطِهِ»؛ در يك روايت مفصل که من بخشي از آن را خواندم امام باقر (علیه السلام) به جابر جعفی خطاب فرمودند: چه كسي است كه از خداوند تقاضا كند ولي خداوند به او عطا نكند؟ به تعبير ما، يعني به من نشان بده کسی را كه از خدا درخواست كرده باشد اما خدا به او نداده باشد!
-
اين تعبير خيلي عجيبی است؛ شاید به ذهن انسان خطور کند که چه بسا ما آنقدر از خدا چيزهایی را خواسته ايم که به ما نداده است! جواب: اشكال در من بوده، اشكال از آن طرف نيست. من آنطور كه بايد درخواست كنم، نكرده ام. یعنی اخلاص در دعا نداشته ام.
-
ما يك «اخلاص در عبادت» داريم، يك «اخلاص در دعا» داريم. اينها با هم فرق ميكند. اخلاص در عبادت معنايش اين است که من براي رضاي خدا آن عمل را انجام دهم و رضاي غير خدا نزد من مطرح نباشد. چرا كه اگر بخواهم خشنودي غير خدا را در نظر بگيرم، اين ميشود «ريا» و عبادتم ميشود «باطل». به عنوان نمونه فقط براي رضا و خشنودي خدا اين نماز را بخوانم، روزه را بگيرم. اما اخلاص در دعا يعني آن هنگامی كه دارم درخواست ميكنم، هيچكس جز خدا در ذهن من كارساز نباشد. اخلاص در دعا معنايش اين است و با اخلاص در عبادت فرق ميكند.
-
اگر اخلاص در دعا باشد و انسان از خدا درخواست کند، ردخور ندارد. امام باقر (عليه السلام) بي حساب حرف نميزند! میفرماید: ای جابر! بياور ببينم اين كيست كه از خدا خواست، و خدا به او نداد؟! معلوم ميشود تو هنگام دعا، تنها خدا در ذهنت نبوده است.
-
«أَوْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ فَلَمْ يَكْفِهِ»؛ بياور ببينم آن كسی را که واقعاً كارش را به خدا واگذار كرده باشد و خدا را در كار خود وكيل كرده باشد، امّا خدا او را كفايت نكرده باشد! توكّل از وكالت است. اگر بگويي من توكّل كردم و نشد، معلوم میشود در توكّلت اشكال بوده است. يعني واقعاً به خدا واگذار نكردي وگرنه او تو را كفايت ميكرد و به جاي تو كار را انجام ميداد.
-
«أَوْ وَثِقَ بِهِ فَلَمْ يُنْجِهِ»؛ وثوق به خدا، با توکّل و واگذار کردن کار به خدا تفاوت دارد. وثوق به خدا يعني اعتماد کردن به خدا. آدمی در زندگی اش گرههایی پيدا ميشود. اگر یقین دارد که پشتيبانش خدا است و گرهها را خدا باز ميكند و او است که حمايتش میکند، به خدا اعتماد کرده است.
-
حضرت در این فراز میفرماید: بياور ببينم آن كسي را كه واقعاً اعتماد به خدا کرده باشد و خدا نجاتش نداده باشد! انسان مشكلاتي در زندگي دارد که اگر تمام روي كره زمین را هم به او بدهي، برايش كارساز نيست. هيچ پولي، هيچ رياستي، هيچ چيزي چاره مشکل او نیست. گاهی این چنین گرههايی در زندگی انسان ميافتد. در اینجا نجات بخشش فقط كيست؟ لاحول ولا قوة الا بالله.
منبع: بحار الانوار، جلد 75، صفحه 183، نقل از سایت آقا مجتبی تهرانی
ترجمه حدیث:
شرح حدیث:
الف) شیعیان جغرافیایی:
ب) شیعیان ارثی:
ج) شیعیان لفظی:
ادامه مطلب
امام باقر علیه السلام فرمودند:
عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِیْنَ اَلْفَ عَابِد (بحارالأنوار، ج 75، ص 173)
ترجمه حدیث:
عالمی که مردم از علم او بهره بگیرند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.
شرح حدیث:
-
«عبادت» مسأله مهمّی است به طوری که خداوند در قرآن میفرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الجِنَّ و الإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونَ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز برای این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)».(ذاریات، 56) حتّی در تشهّد هم قبل از رسالت، عبودیّت مطرح شده است: «أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ». ولی با این همه اهمیّتی که عبادت دارد، در حدیث چنین آمده که مقام عالم از عامه بسیار برتر است. پس مقام عالم، مقام والا و باعظمتی است؛ در صورتی که او قدر این نعمت را بداند. و مردم از علم او بهره بگیرند یعنی او چراغ هدایت، ستاره درخشان و کشتی نجاتی برای هدایت مردم باشد. چنین عالمی است که از هفتاد هزار عابد بالاتر است.
-
گاهی به وسیله یک عالم میلیونها نفر هدایت میشوند که این هدایت از تمام فضایل در عالم ارزشمندتر است و به همین دلیل است که میگویند اگر قرار شود بین عبادتهای مستحبّی و تحصیل علم یکی را برگزینیم، تحصیلِ علم برتری دارد. حتّی در شبهای قدر که شب عبادت است، کسی که برای بحث و تحقیق علمی بیدار باشد، عمل برتری انجام میدهد زیرا کار علما، کار انبیا و اولیا و در نهایت کار خداست که مردم را هدایت میکنند و به همین دلیل، عالم از هفتاد هزار عابد افضل است.
-
سعی کنیم به همان اندازه که علم را فرا میگیریم آن را منتشر کنیم. کسانی که محتکران علماند در پیشگاه خدا مسوولند؛ به خصوص در این عصر و زمان که دشمنان بشریّت و جهانخواران، مانع اصلی پیشرفت اسلام هستند. در جنوب لبنان، در سرزمینهای اشغالی و در جنگ تحمیلی، اسلام مانع راه دشمنان بود، لذا تبلیغاتشان را متوجّه آن کردهاند. به کمک اینترنت که دنیا را از لحاظ اخلاقی ناامن کرده، بدترین توهینها، تخریبها و تهاجمات فرهنگی را انجام میدهند که اگر ذرّهای انسانیّت، شرف و دین داشته باشند این کار را نمیکنند.
-
گاهی میگویند که دین از سیاست جدا شود، در حالی که جدایی دین از سیاست یعنی محو اسلام، تخریب عقاید و اخلاق. اسلام دینی است که برای تمام لحظات زندگی انسان برنامه دارد؛ از لحظهای که متولّد میشود تا پایان عمر بخشی از زندگی اوست و از او جدا نمیگردد.
-
امروزه زورمندان نهادهایی تأسیس کردهاند که در آن به هیچ نوع اخلاقی ملتزم نیستند و به هر جا که مصلحت خود بدانند حمله میکنند. وقتی مردم دنیا این برنامهها را میبینند، از دروغ گفتن آنها مأیوس و خسته شده و پناهگاهی جز دین که مطابق فطرتشان است، برای خود نمییابند.
-
بنابراین ما باید از شرایط موجود استفاده کنیم، از اسلام بیشتر بدانیم، به دستورات آن بیشتر عمل کنیم، بیشتر تبلیغ و دعوت کنیم و از نقشههای شوم دشمنان آگاه و در مقابل تهاجمات آنان هوشیارتر باشیم.
-
خوشبختانه جاذبه اسلام به عنوان یک عامل مهم برای پیشرفت و تعالی انسانها، در مقابل آنها ایستاده است. حتّی در آمریکا و اروپا که مرکز این تهاجمات است، اسلام در حال پیشرفت است و این جاذبه اسلام است که به ما کمک میکند تا در مقابل آنان بایستیم.
منبع: مشکات هدایت (سلسله مباحث اخلاقی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته)، تدوین: مسعود مکارم و محمدرضا حامدی.
امام باقر عليه السلام فرمودند: در نصايح لقمان به پسرش، اين است كه گفت:
-
«پسرم! اگر درباره مرگ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيز ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ؛ زيرا اگر انديشه كنى، مى دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ».
-
لقمان همچنين گفت: «اى پسرم! آن چنان [به مردم] نزديك نشو كه [از دل هاى آنان] دور شوى و آن چنان دور نشو كه خوار شوى. هر موجودى، همنوع خود را دوست مى دارد و همانا آدميزاد نيز همنوع خود را دوست مى دارد.
-
خوبى [يا متاع] خود را جز در برابر مشترىِ آن، نگستران. چنان كه ميان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نيست، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى و رفاقتى نيست.
-
هر كه به زشتى [يا قير] نزديك شود، پاره اى از آن به تنش مى چسبد. همچنين، هر كه با بدكار همدستى كند، بعضى از روش هاى او را مى آموزد.
-
هر كه جدال را دوست بدارد، دشنام مى شنود،
-
و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مى شود
-
و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمى ماند،
-
و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مى گردد» .
-
و گفت: «اى پسرم! با صد نفر رفاقت كن؛ ولى حتّى با يك نفر هم دشمنى نكن.
-
اى پسرم! تو هستى و بهره و اخلاق تو! بهره تو دين توست، و اخلاق تو [رابطه] بين تو و مردم است. پس به آنان كينه نورز، و اخلاق نيكو را بياموز.
-
اى پسرم! غلام نيكان باش؛ ولى فرزند بدان نباش.
-
اى پسرم! امانت را ادا كن، تا دنيا و آخرتت سالم بماند، و امين باش؛ زيرا خداى تعالى خيانتكاران را دوست ندارد.
-
اى پسرم! خود را به مردم چنان نشان نده كه از خدا مى ترسى، در حالى كه دلِ تو گنهكار است».
منبع: قصص الأنبياء: ص 190 ح 239، بحار الأنوار: ج 13 ص 417 ح 11.
خداوند متعال در قرآن مجید هدف از خلقت انسان و همه موجودات هستی را عبودیت و توحیدمحوری بیان نموده است: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ»(1)؛ من جن و انس را نیافریدم جز برای عبودیت و بندگی.
نیز فرموده است: «و لقد بعثنا فی کل امت رسولا ان اعبد و ا الله و اجتنبو الطاغوت و منهم من هدی الله و منهم من حقت علیه الضلاله»(2)؛ میان هر امتی پیغمبری برانگیختیم که خدا را بپرستید و از طغیانگری کناره گیری کنید. بعضشان را خدا هدایت کرد و بعض دیگرشان، ضلالت برایشان مقرر شد.
برای رسیدن به این بندگی و توحیدمداری، بیشک سبک زندگی از مهمترین لوازم آن است.
اگر انسان در همه شئون زندگی خویش و در همه فعالیتها و افعال و گفتار خود به صبغة اللهی عمل نماید و رنگ خدا را که بهترین رنگهاست بر گزیند، به یقین زندگی معنادار خواهد شد.
در روایت زیر گوشه ای از زندگی امام باقر علیه السلام نقل شده است که در آن حضرت به صورت کاربردی و مختصر، سبک زندگی اسلامی را در تهیۀ معیشت، تعلیم می دهند. همچنین در روایت دوم که از خود ایشان نقل شده است، تقدیر در معیشت را یکی از کمالات بیان فرموده اند.
من آمدم تو را موعظه كنم؛ و لی در عوض شما مرا موعظه كردى!

عبد الرحمن بن حجاج از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه محمّد بن منكدر می گفت: من گمان نمی كردم علی بن الحسين عليه السّلام با آن جلالت و فضلى كه داشت، فرزندى مانند خودش را بجاى گذارد، تا يكى از روزها فرزندش محمّد را ديدم، خواستم وى را موعظه كنم، ناگهان او مرا موعظه كرد.
ياران ابن منكدر پرسيدند وى چگونه تو را موعظه كرد؟ گفت: در هواى بسيار گرمى، به اطراف مدينه رفتم.
در اين هنگام با محمّد بن علی برخورد كردم. وى مرد سمينى بود و بر دو غلامش تكيه داشت. با خود گفتم: يكى از بزرگان قريش، در اين وقت روز و در اين گرما، در طلب دنيا كوشش ميكند! اينك مي روم و او را پند می دهم.
نزديك رفتم و بر او سلام كردم و جواب شنيدم. از شدت گرما، عرق می ريخت.
گفتم: خداوند تو را عافيت دهد. تو يكى از شيوخ قريش هستى! در اين وقت گرما و با اين مزاج، باز هم در طلب دنيا كوشش ميكنى؟! اگر اينك مرگ، تو را فرا رسد در اين حال چه كار ميكنى؟
محمّد بن منكدر گويد: وى در اين هنگام دستش را از غلامان رها كرد و بر زمين نشست و فرمود: اگر اكنون مرگ من رسد مرا در حال طاعت پروردگار خواهد ديد. من با اين زحمت خود، براى اهل بيتم، زندگی فراهم ميكنم و بطرف تو و امثالت، دست درازی نمی كنم. من می ترسيدم مرگ من رسد و مرا در حال نافرمانى مشاهده كند.
گفتم: خداوند تو را رحمت كند. من آمدم تو را موعظه كنم؛ و لی در عوض شما مرا موعظه كردى.(3)
تقدیر در معیشت
قال الباقر عليه السّلام: الكمال كلّ الكمال: التّفقّه فى الدّين، و الصّبر على النّائبة، و تقدير المعيشة.
امام باقر علیه السلام فرمود: كمال و تمام كمال است؛ تفقّه و بصيرت پيدا كردن در دين و صبر كردن در مصيبت و كار دشوار و اندازه آوردن امر معيشت.
يعنى مثلا آنچه در ماه، عايد او مى شود بسنجد ، پس به همان اندازه خرج كند. پس هرگاه ماهى سه تومان عايد او مىشود، روزى يك قران خرج كند و بيشتر از آن خرج ننمايد و اگر اتّفاقا يك روز زيادتر خرج كرد زيادى را كم روز ديگر گذارد تا آن كه به ذلّت قرض و سؤال از مردم گرفتار نشود.(4)
پی نوشت
1. ذاریات، 56
2. نحل، 36
3. ترجمه إعلام الورى، ص373
4. منتهى الآمال، شيخ عباس قمى، ج2، ص1301
روايت شده: امام باقر عليه السّلام براى انجام حجّ، از مدينه به سوى مكّه رهسپار شد، وقتى كه در مكّه وارد مسجد الحرام شد، و به كعبه نگريست و بلند بلند گريه كرد، سپس طواف كعبه نمود، و پس از طواف، در مقام ابراهيم نماز خواند، وقتى كه سر از سجود برداشت، ديده شد كه محل سجده اش بر اثر اشك فراوانش، تر شده است.
و آن حضرت وقتى كه خنده می کرد، متوجّه خدا شده، عرض مى كرد:
اللّهمّ لا تمقتنى: «خدايا بر من خشم نكن».
امام صادق عليه السّلام فرمود:
«هنگامى كه چيزى پدرم را غمگين مى نمود، امر مى كرد تا زنان و كودكانش جمع شوند، سپس دعا مى كرد و آنها آمين می گفتند».
نيز فرمود:
«پدرم بسيار ذكر خدا می گفت، گاهى همراه او می رفتم، آن حضرت ذكر خدا می گفت، و وقتى كه با مردم گفتگو می كرد، از ذكر خدا غافل نمى گشت، و همواره مى ديدم كه زبانش به ذكر «لا اله الّا اللّه» حركت مى كند. آن حضرت ما را جمع مى كرد و به ذكر الهى امر مى نمود، تا خورشيد طلوع كند، و هر كدام از ما كه تلاوت آيات قرآن را مى توانست، او را امر به آن مى كرد، و هر كدام كه نمی توانست امر به ذكر مى كرد».
منبع: برگرفته از کتاب "نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام"، شیخ عباس قمی, ص: 215
1. ولادت امام باقر (ع):
امام باقر(ع)، پنجمين امام معصوم در یکم رجب سال 57 هجرى قمری در شهر مدينه چشم به جهان گشود [۱].
2. نام، کنیه و لقب حضرت:
او را «محمد» ناميدند و «ابو جعفر» كنيه و «باقر العلوم» يعنى «شكافنده ى دانشها» لقب آن گرامى است.
3. نسب امام باقر (ع):
وی از دو سو- پدر و مادر- نسبت به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى رساند، زيرا پدر او امام زين العابدين (ع) فرزند امام حسين (ع)، و مادر او بانوى گرامى فاطمه «ام عبد الله » دختر امام مجتبى (ع) است. بدین سبب آن حضرت را ابن الخیرتین و علوی بین علویین می نامیدند.
4. دانش امام:
دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه ى وحى بود. آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به جابر ـ فرمود :
إنّكَ ستُدرِكُ رجُلاً مِنّي، اسمُه اسْمِي و شَمائلُهُ شَمائلي يَبْقَرُ العِلْمَ بَقْرا .
تو مردى از [ خاندان] مرا درك خواهى كرد كه نامش نام من، و رفتار و كردارش ، رفتار و كردار من است و دانش را تا ژرفايش مى شكافد.
وقتى از ايشان امام سجاد علیه السلام پرسیده شد: امام بعد از شما كيست؟ ـ فرمود :
فرزندم محمّد، كه دانش را ژرف مى شكافد.
علم اما باقر علیه السلام چنان خورشید درخشان نوری برای هیچ ستاره ای باقی نمی گذاشت. «عبد الله بن عطاء مكى» مى گوید: هرگز دانشمندان را نزد كسى چنان حقير و كوچك نيافتم كه نزد امام باقر عليه السلام؛ «حكم بن عتيبه» كه در چشم مردمان جايگاه
ادامه مطلب
در توصيف علم امام باقر عليه السّلام، عبد اللّه بن عطاء مكّى مى گويد:
«دانشمندان را نديدم كه در برابر كسى آن گونه باشند كه در برابر امام باقر عليه السّلام كوچك هستند. من حكم بن عتيبه را با اينكه داراى مقام ارجمندى از علم در ميان قوم بود، ديدم، كه در مقابل امام باقر عليه السّلام گوئى كودكى در برابر معلّم خوداست، و جابر بن يزيد جعفى، وقتى كه از امام باقر عليه السّلام حديثى را روايت می كرد، می گفت: «حديث كرد مرا، وصىّ اوصياء، و ميراث دار دانشهاى پيامبران، محمّد پسر على بن حسين، درودهاى خدا بر آنها باد».
محمّد بن مسلم می گويد:
«هر چه در ذهنم خطور كرد، از امام باقر عليه السّلام پرسيدم، تا آنكه از سى هزار حديث از او پرسيدم، و از امام صادق عليه السّلام، از شانزده هزار حديث، سؤال نمودم».
روايت شده: پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ضمن گفتارى فرمود:
«هنگامى که امام حسين عليه السّلام از دنيا رفت، پسرش على عليه السّلام بعد از او امر امامت را به دست می گيرد، و او حجّت و امام است؛ و خداوند از صلب على (امام سجّاد عليه السّلام) پسرى را خارج سازد كه همنام من و شبيه ترين انسانها به من است، علم او علم من، و داورى او داورى من است، و او امام و حجّت بعد از پدرش می باشد».
روايت شده: امام باقر عليه السّلام فرمود:
«اگر براى علم خودم افراد شايسته اى را می يافتم، همانا علم توحيد، اسلام، دين و شرايع را از كلمه «صمد» آشكار می نمودم، ولى چگونه من (در اين عصر) افراد شايسته علم خود را بيابم، با اينكه امير مؤمنان على عليه السّلام كسى را كه علمش را تحمّل كند نيافت».
كوتاه سخن آنكه: امام باقر عليه السّلام اسرار گنجينه هاى معارف و احكام حقايق الهى، و حكمتها و لطائف را آشكار نمود، و اين موقعيّت علمى امام باقر عليه السّلام بر كسى مخفى نيست، مگر آن كسى كه ديده بصيرتش، نابينا گشته، و درون آلوده و ناپاك داشته باشد، از اين رو گفته شد كه آن حضرت: «شكافنده علمها، و گستراننده آن است».
و شيعيان، قبل از امام باقر عليه السّلام مناسك حجّ و حلال و حرام خود را نمى شناختند، تا آنكه امام باقر عليه السّلام شناخت اين احكام را به روى آنها گشود، و مناسك حجّ و حلال و حرام آنها را براى آنها بيان كرد، به گونه اى كه مردم (اهل تسنّن) در بيان احكام، به شيعيان، نيازمند شدند، بعد از آنكه شيعيان (قبلا) در اين جهت، به آنها نياز داشتند.
شيخ مفيد (ره) می گويد:
«از هيچيك از فرزندان امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام آشكار نشد، آن قدر كه از علم دين، آثار مذهب، شريعت، علم قرآن، و طريقت و انواع امور دينى از امام باقر عليه السّلام آشكار گشت، شخصيتهاى برجسته دين، باقیماندگان صحابه، بزرگان تابعين، رؤساى فقيهان مسلمانان، علوم را از آن حضرت گرفته و روايت مى كردند، و آن حضرت به دانستن علوم و فضائل، مشهور و ضرب المثل شد، و در شأن او آثار و اشعار تدوين گرديد.
قرطى [شاعر دانشمند] می گويد:
يا باقر العلم لاهل التّقى و خير من لبّى على الاجبل
: «اى شكافنده علم، براى پرهيزكاران، و اى بهترين كسى كه بر كوههاى مكّه لبّيك گفت» «1».
__________________________________________________
(1) ابن حجر عسقلانى، با اينكه ناصبى و دشمن سرسخت اهل بيت عليهم السّلام است، در كتاب «صواعق» در شأن امام باقر عليه السّلام می گويد: «او شكافنده و گردآورنده و آشكار كننده علم، و برافرازنده آن است، او داراى قلب با صفا، و علم و عمل درخشان، و روحى پاك و خویى شريف است، همه عمر خود را به اطاعت خدا، سپرى كرد، و در مقامات عارفان به مقامى رسيد كه زبان توصيفگران از وصف او عاجز است. او داراى گفتار بسيار در سير و سلوك و معارف می باشد كه ذكر آنها در اين مختصر نمی گنجد»
منبع: برگرفته از کتاب "نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام" از شیخ عباس قمی، ص: 207


