امام حسن (ع)- سرور جوانان اهل بهشت
سبک زندگی فرزندان حضرت علی ابن ابی طالب علیهم‌السلام
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

امام كاظم عليه السلام :

كسى كه بدنبال رياست باشد هلاك مى شود. (1)

برخورد با بدگويان  يكى از فرزندان عمربن خطاب كه در مدينه زندگى مى كرد امام كاظم عليه السلام را آزار مى داد و هر گاه به او مى رسيد بدگوئى مى كرد و اميرالمومنين عليه السلام را نيز مورد قرار مى داد.
بعضى از ياران حضرت عرض كردند اجازه دهيد ما اين فاسق را بكشيم ، اما امام عليه السلام به شدت آنها را نهى كردء و آدرس محل كار و مزرعه آن مرد را سوال كرد. گفته شد او در ناحيه اى از مركب خود پياده شد و نزد او نشست و بارويى گشاده با او صحبت كرد و خنديد.
آنگاه سوال كرد: چقدر براى زراعت خود خرج كرده اى ؟
او در جواب گفت : صد دينار
حضرت فرمود: اميد دارى چقدر سود نصيب تو گردد؟
گفت : علم غيب نمى دانم .
حضرت فرمود: گفتم : اميد دارى چه اندازه سود ببرى ؟
گفت : اميداوارم دويست دينار سود ببرم .
امام عليه السلام كيسه اى به او داد كه سيصد دينار در آن بود فرمود: زراعت هم مال خودت باشد و خداوند آنچه اميد دارى نصيب مى كند.
آن مرد سر امام عليه السلام را بوسيد و از او خواست كه از خطايش در گذرد.
امام عليه السلام بر او لبخندى زد و بازگشت .
وقتى امام عليه السلام به مسجد رفت آن مرد را ديد كه نشسته است ، وقتى چشمش به امام عليه السلام افتاد: گفت :
اللّه اعلم حيث يجعل رسالته خداوند داناتر است كه رسالتش را در چه



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

کتاب "چهل داستان و چهل حدیث از امام موسی کاظم علیه السلام" نوشته عبدالله صالحی در سال 1381 توسط انتشارات مهدی یار به چاپ رسیده است. 

از جمله موضوعات این کتاب می توان به عناوین : "خلاصه حالات نهمین معصوم ، هفتمین اختر امامت؛ ظهور نور هدایت بین مکّه و مدینه؛ در گهواره و مسائل خانوادگی؛ کودکی دردآشنا؛ آفرینش مافوق تصوّر؛ واقعه ای حیرت انگیز در شش سالگی؛ دو جریان بسیار عظیم و خواندنی؛ نجات شخصی سرگردان از اهالی طالقان؛ معرفت همسر خانم کبوتر؛ زنده شدن گاو !؛ نشانه هائی از امامت؛ پرش نان و بلعیدن شیر؛ احتجاج و غلبه بر رقیب؛ مسافر آشنا همراه پاسخ؛ جزای بد گمانی بشوهر؛ و النگوی عروس در دریا؛ احضار نامه از کوفه و صندوق مخفی؛ آشنائی به کتابهای آسمانی و هدایت نصرانی؛ جبران خسارت ملخها؛ شناخت دینار گمشده؛ معرفت نجات بخش انسان است؛ برخورد متفاوت با افراد؛ برخورد با دشمن دوست نما؛ نابودی یا کمک و کار با ظلمه؛ مرگ گریه کننده قبل از مریض؛ انواع درد دندان و درمان آن؛ مناظره با هارون ؛ و فرق سادات هاشمی و عبّاسی؛ ادرار کجا و گناه از کیست ؟؛ ضرورت سبزی همراه غذا؛ برخورد با دشمن نادان؛ در مقابل خدمت و محبّت ، خیانت و جنایت ؟ !؛ قبولی اعمال در رضایت ساربان؛ راهنمائی شخصیّتی مسافر و آگاه؛ خبر از مرگ برادر جندب و اموال نزد همسرش؛ دلسوزی شیر برای زایمان همسر؛ ارزش کار و کشاورزی؛ خرید همسر به عنوان مادر؛ معرّفی جانشین خود؛ هلاکت سگ خلیفه به وسیله خرما؛ خبر از شهادت در دوّمین مرحله؛ خروج از زندان و طیّ الارض؛ دستور خواب تا هنگام شهادت؛ در سوگ و عزای هفتمین ستاره ولایت؛ پنج درس آموزنده ارزشمند؛ مدح و مناجات امام هفتم؛ چهل حدیث منتخب گهربار" اشاره کرد.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

امام كاظم در زمینی كه متعلق به شخص خودش بود مشغول كار و اصلاح زمین بود. فعالیت زیاد عرق امام را از تمام بدنش جاری ساخته بود. علی بن ابی حمزه ی بطائنی در این وقت رسید و عرض كرد:

«قربانت گردم، چرا این كار را به عهده ی دیگران نمی گذاری؟» 

- چرا به عهده ی دیگران بگذارم؟ افرادِ از من بهتر همواره از این كارها می كرده اند.

- مثلا چه كسانی؟ 

- رسول خدا و امیرالمؤمنین و همه ی پدران و اجدادم. اساسا كار و فعالیت در زمین از سنن پیغمبران و اوصیای پیغمبران و بندگان شایسته ی خداوند است [1]


[1] . بحارالانوار ، ج /11ص 266، و وسائل ، ج /2ص 531.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

زكرياى اعورا گفت حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر (عليه السلام) را در حال نماز خواندن ديدم. در پهلوى ايشان پيرمردى سالخورده نشسته بود، اراده كرده از جاى برخيزد. عصائى داشت آن را جستجو مى كرد تا بدست آورد. امام (عليه السلام) با آنكه در نماز ايستاده بود خم شد عصاى پيرمرد را برداشته به دستش داد و برگشت به موضع نماز خود.(1)

 


1- منتهى الامال ، ج 2، ص 127.

منبع: آگاه شویم،حسن امیدوار،جلد پنجم.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

وقتی كه به هارون الرشید خبر دادند كه صفوان «كاروانچی» كاروان شتر را یكجا فروخته است و بنابراین برای حمل خیمه و خرگاه خلیفه در سفر حج باید فكر دیگری كرد سخت در شگفت ماند؛ در اندیشه فرو رفت كه فروختن تمام كاروان شتر، خصوصا پس از آنكه با خلیفه قرارداد بسته است كه حمل و نقل وسائل و اسباب سفر حج را به عهده بگیرد، عادی نیست؛ بعید نیست فروختن شتران با موضوع قرارداد با ما بستگی داشته باشد. صفوان را طلبید و به او گفت.

- شنیده ام كاروان شتر را یكجا فروخته ای.

- بلی یا امیرالمؤمنین! .

- چرا؟ .

- پیر و ازكارمانده شده ام، خودم كه از عهده برنمی آیم، بچه ها هم درست در فكر نیستند، دیدم بهتر است كه بفروشم».

- راستش را بگو چرا فروختی؟ .

- همین بود كه به عرض رساندم.

- اما من می دانم چرا فروختی. حتما موسی بن جعفر از موضوع قراردادی كه برای حمل و نقل اسباب و اثاث ما بستی آگاه شده و تو را از این كار منع كرده، او به تو دستورداده شتران را بفروشی. علت تصمیم ناگهانی تو این است.

هارون آنگاه با لحنی خشونت آمیز و آهنگی خشم آلود گفت: «صفوان! اگر سوابق و دوستیهای قدیم نبود، سرت را از روی تنه ات برمی داشتم».

هارون خوب حدس زده بود. صفوان هرچند از نزدیكان دستگاه خلیفه به شمار می رفت و سوابق زیادی در دستگاه خلافت خصوصا با شخص خلیفه داشت، اما او از اخلاص كیشان و پیروان و شیعیان اهل بیت بود. صفوان پس از آنكه پیمان حمل و نقل اسباب سفر حج را با هارون بست، روزی با امام موسی بن جعفر علیه السلام برخورد كرد، امام به او فرمود:

«صفوان! همه چیز تو خوب است جز یك چیز».

- آن یك چیز چیست یا ابن رسول اللّه؟ .

- اینكه شترانت را به این مرد كرایه داده ای! .

- یا ابن رسول اللّه من برای سفر حرامی كرایه نداده ام. هارون عازم حج است، برای سفر حج كرایه داده ام. بعلاوه خودم همراه نخواهم رفت، بعضی از كسان و غلامان خود را همراه می فرستم.

- صفوان! یك چیز از تو سؤال می كنم.

- بفرمایید یا ابن رسول اللّه.

- تو شتران خود را به او كرایه داده ای كه آخر كار كرایه بگیری. او شتران تو را خواهد برد و تو هم اجرت مقرر را از او طلبكار خواهی شد. این طور نیست؟ .

- چرا یا ابن رسول اللّه.

- آیا آن وقت تو دوست نداری كه هارون لااقل این قدر زنده بماند كه طلب تو را بدهد؟ .

- چرا یاابن رسول اللّه.

- هركس به هر عنوان دوست داشته باشد ستمگران باقی بمانند جزء آنها محسوب خواهد شد، و معلوم است هركس جزء ستمگران محسوب گردد در آتش خواهد رفت.

بعد از این جریان بود كه صفوان تصمیم گرفت یكجا كاروان شتر را بفروشد،هرچند خودش حدس می زد ممكن است این كار به قیمت جانش تمام شود [1]


[1] . سفینة البحار ، ج 2، ماده ی «ظلم» .

منبع:داستان راستان،شهید مطهری،جلد دوم.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

در دین مبین اسلام فراوان تاکید شده است که در برخوردهای  و معاشرت های اجنتماعی توجه ای به ظاهر افراد نداشته باشید  و بیشتر به اعتقادات  و اعمال آنان را مدنظر داشته باشید.و این سیره را نیز به طور عملی خودشان در برخورد با اطرافیانشان به ما آموخته اند که : يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ؛ ملاک تقوای و اعمال انسانهاست نه رنگ، ظاهر، وضعیت اجتماعی، ثروت و..........

برخورد امام کاظم علیه السلام با فرد زشت روی

گفته شده است ؛در زمان  ایشان  كسى بخشنده ‏تر از آن حضرت و خوش معاشرت تر از او ديده نشد.او بيش از ديگر مردمان به صله رحم اهتمام نشان مى‏داد.

در تحف العقول آمده است:

  • آن حضرت به مردى از حومه‏نشينان شهر برخورد كرد كه بسيار زشت منظر بود. پس بر او سلام كرد و در كنار او فرود آمد و ساعتى دراز با او سخن گفت.

  • آنگاه به وى فرمود: چنانچه حاجتى دارى من حاضر به رفع آن هستم.

  • به آن حضرت گفته شد: اى فرزند رسول خدا آيا نزد چنين مردى مى‏نشينى و سپس از حوائج او مى‏پرسى در حالى كه او به تو محتاج‏تر است؟!

  • فرمود:

  • او بنده اى از بندگان خدا و برادرى به حكم قرآن و همسايه‏اى در ديار خداست،

  • ميان ما و او را بهترين پدران، يعنى آدم و بهترين اديان، يعنى اسلام، جمع مى‏كند

  • و شايد روزگار رفع حاجت و نياز ما را به دست او مقدر كند و آنگاه است كه او ما را پس از آن كه بر او تكبر ورزيديم، روياروى خود متواضع و فروتن يابد.

  • سپس فرمود:      

نواصل من لا يستحق وصالنا             مخافة ان نبقى بغير صديق
 با كسى كه شايسته دوستى ما نيست، دوستى و همنشينى مى‏كنيم، از ترس آنكه مبادا بى‏دوست بمانيم.


منبع: سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى/ مترجم على حجتى كرمانى‏، سروش‏:تهران‏،1376، ص120.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

 امام کاظم علیه السلام در  عبادت و زهد از همه مردم عصر خويش برتر بود. و بدين روى او را لقب «العبدالصّالح» داده بودند.

  •  حضرتش عابدترين مردم زمانه خويش و پارساترين و بزرگوارترين و داناترين آنان به كتاب و احكام خدا بود.

  • حضرت نمازهاى نوافل شب را مى‏خواند و آنها را به نماز صبح وصل مى‏كرد سپس تا طلوع آفتاب تعقيبات، به جاى مى‏آورد.

  • از ترس از خداوند مى‏گريست تا آنجا كه محاسنش از اشك خيس مى‏شد.

  • دارای صدای خوش در قرائت قرآن بود.

  • وقتى كه آن حضرت قرآن مى‏خواند، حالت حزن و اندوه به خود مى‏گرفت و مى‏گريست و شنوندگان نيز از قرائت او به گريه مى‏افتادند.

  • وى در مقام، از ساير مردمان بزرگوارتر و در دين، بالاتر و در زبان، فصيح‏تر و در دلاورى پردل‏تر بود. خداوند او را به شرف ولايت اختصاص داده بود و او ميراث نبوت را برخوردار شده و بر اريكه خلافت تكيه زده بود.

زین الجمتهدین :

موسى بن جعفر (ع) فقيه‏ترين مردم روزگار خويش بود و كتاب خدا را از همه بهتر حافظ و نگهبان بود و از همه قرآن را خوشتر مى‏خواند و هر گاه قرآن تلاوت مى‏فرمود خود اندوهگين مى‏شد و مى‏گريست و كسانى كه قرآن خواندنش را مى‏شنيدند مى‏گريستند و مردم مدينه او را زين المجتهدين نام نهاده بودند. 

عبادت امام کاظم علیه السلام در زندان

آن حضرت همواره به عبادت مشغول بود. شب را تماما با خواندن نماز و قرائت قرآن و دعا زنده مى‏داشت و در بيشتر روزها، روزه مى‏گرفت و هيچ‏گاه رخ از محراب بر نمى‏تافت.

بعضى از مامورين زندان اشاره  کرده اند که :  بسيار شنيدم كه آن حضرت در دعايش ‍ مى گفت :

«اللهم انك تعلم انى كنت أسألك ان تفرغنى لعبادتك اللهم و قد فعلت فلك الحمد».

خدايا من از تو مى خواستم فراغت و فرصتى براى عبادت تو بيابم ، خواسته ام را برآوردى ، تو را بر اين كار حمد و سپاس مى گويم .

و در سجده خود مى گفت :

قبح الدنب من عبدك فليحسن العفو و التجاوز من عندك .

زشت است گناه از بنده تو، پس عفو و گذشت نيك از جانب تو مى باشد.


منبع:

سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى‏، سروش‏:تهران‏،1376،ص117.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

امام کاظم علیه السلام  در سخاوت و بخشندگي مانند نياكان بزرگوار خود بود . بدره هاي (كيسه هاي) سيصد ديناري و چهارصد ديناري و دو هزار ديناري مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان تقسيم مي كرد. از حضرت موسي كاظم روايت شده است كه فرمود : " پدرم (امام صادق ع) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و كرم كردن سفارش مي كرد". شبانه به تفقد از فقرا و تهيدستان مدينه می‏پرداخت و انبانى كه در آن پول نقره و آرد و خرما بود، بدايشان مى‏رساند. فقرا هم نمى‏دانستند كه اين انبان از جانب چه كسى است.

معنی جواد از نظر امام کاظم

 در تحف العقول آمده است كه مردى معنى جواد را از آن حضرت پرسيد. او در پاسخ فرمود:

اگر منظور تو جواد از مخلوقات است بايد بدانى جواد كسى است كه هر چه از جانب خدا بر او واجب است ادا كند،و بخيل كسى است كه تكليف الهى را ادا نكند

و اگر مقصود تو جواد بودن خداست، بايد بدانى كه خداوند چه ببخشد و چه دريغ كند جواد است. چون اگر نبخشد، چيزى را بخشيده كه از آن تو نبوده استو اگر هم دريغ ورزد آن را دريغ كرده كه از آن تو نبوده است.


منبع:سيره معصومان، سيد محسن امين عاملى / مترجم على حجتى كرمانى‏، سروش‏:تهران‏،1376،ص119.





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

علامه كمال الدّين محمد بن طلحه شافعى از اکابر و رؤساي علماي شافعي (متوفي 625 هـ) که در فقه و اصول و حديث  بر ديگران برتری داشته در شأن امام كاظم عليه السّلام چنين مى‏ گويد:

 «امام بلند مقام، بزرگ شأن، كه شب‏ها را با عبادات بسيار، به پايان مى‏ رسانيد، و در عبادت خدا، كوشش فراوان داشت، و بر انجام اطاعتهاى الهى، مداومت مى ‏نمود، داراى كرامت‏هاى آشكار، كه شب را تا بامداد با سجده و قيام به سر مى‏ آورد، و روز را با روزه و صدقه به پايان مى ‏رسانيد، و به خاطر آنكه حلم و شكيبائى بسيار داشت، و نسبت به كسانى كه به او ستم روا مى‏ داشتند، عفو و گذشت داشت، با عنوان «كاظم» (فروبرنده خشم) ناميده شد. آن بزرگمرد الهى، با احسان و لطف خود، گنهكاران را مجازات مى‏ كرد، و با عفو و بخشش با كسانى كه به او جفا كرده بودند، برخورد مى ‏نمود، و به خاطر آنكه، عبادت بسيار مى ‏نمود، به او «عبد صالح» (بنده شايسته) گفتند، و در عراق به عنوان «باب الحوائج الى اللّه» [دربان روا كننده نيازها در درگاه خدا] ناميده مى‏ شد، به خاطر اينكه متوسّلان به خدا، با واسطه قرار دادن او، رفع نياز مى‏ كردند، كرامتها و عظمت مقامات او، عقلها را حيرت زده كرده است، و حكم مى‏ كنند كه آن حضرت در پيشگاه خدا آنچنان در جايگاه عالى صدق و صفا قرار داشت كه غير قابل لغزش و زوال است»


منبع:    نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی , ص: 277





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

امام كاظم عليه السّلام عابدترين، فقيه‏ ترين، سخاوتمندترين مردم عصرش بود، و از همه مردم كريم النّفس‏تر (بلندنظرتر) بود.روايت شده:

آن حضرت، نماز شب را مى‏ خواند، و آن را به نماز صبح متّصل مى‏ كرد، سپس تا طلوع خورشيد، به تعقيب نماز اشتغال داشت، و بعد به سجده مى‏ رفت، و سر از سجده و حمد خدا در سجده بر نمى‏ داشت و...  بسيار دعا مى‏ كرد و مى‏ گفت:

اللّهمّ انّي أسألك الرّاحة عند الموت، و العفو عند الحساب‏

: «خدايا! از درگاهت، استراحت هنگام مرگ، و عفو هنگام حسابرسى را درخواست مى‏كنم».

 

و يكى از دعاهاى آن حضرت، اين بود:

عظم الذّنب من عبدك، فليحسن العفو من عندك‏

: «گناه از بنده ‏ات بزرگ شد، پس عفو از پيشگاهت، نيكو و زيبا خواهد شد» 

 

امام كاظم عليه السّلام از خوف خدا، آن چنان مى ‏گريست كه محاسنش از اشكهايش خيس مى ‏شد. او از همه بيشتر نسبت به بستگانش، صله رحم مى‏ نمود، و شبانه به نيازهاى مستمندان مدينه، رسيدگى مى‏ كرد، و زنبيلى كه محتوى درهم و دينار، و آرد و خرما بود، به آنها مى‏ رسانيد، به گونه‏اى كه آنها نمى‏ دانستند چه كسى به آنها كمك مى ‏رساند. امام كاظم عليه السّلام بسيار بزرگوار و نيك روش بود و در طول زندگی هزار بنده خريد و آزاد كرد.


برگرفته ازکتاب  "نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام"، شیخ عباس قمی, ص: 292





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 تیر 1395  توسط مهدی زارع | نظرات (0)

Image result for ‫امام كاظم (ع)‬‎

 او فقيه‏ ترين مردم زمانش و حافظترين شخص به قرآن بود، و آوايش در تلاوت قرآن، از همگان بهتر بود، وقتى كه قرآن مى ‏خواند، محزون مى ‏شد، و آنان كه صداى او را به تلاوت قرآن، مى ‏شنيدند، آنچنان تحت تأثير قرار گرفته كه مى‏ گريستند. مردم مدينه او را «زين المجتهدين» (زينت مجتهدين) مى‏ خواندند، و چون خشم خود را فرو مى‏ برد و در برابر ستم ستمكاران، شكيبائى و مقاومت مى‏ كرد او را «كاظم» مى ناميدند، تا اينكه در زندان، و زير غل و زنجير ظالمان به شهادت رسيد.

او مى ‏فرمود:

«من در هر روز پنج هزار بار، استغفار مى‏ كنم».

روزى هارون الرّشيد (پنجمين خليفه عبّاسى) با ربيع حاجب (دربان) در پشت بام (زندان) بودند، به ربيع گفت: «اين جامه چيست كه هر روز در اينجا مى ‏نگرم». ربيع مى‏ گفت: «اين جامه نيست، بلكه موسى بن جعفر عليه السّلام است كه هر روز از هنگام طلوع خورشيد تا ظهر در حال سجده است.

هارون گفت: اين شخص (امام كاظم عليه السّلام) يكى از راهبان بنى هاشم است.

ربيع مى‏ گويد در جواب گفتم: «پس چرا او را در زندان افكنده و بر او سخت گرفته‏ اى؟».

در پاسخ گفت:

«چاره ای نیست، او حتما بايد در زندان باشد!!».


منبع: برگرفته از  نگاهى بر زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، شیخ عباس قمی,  ص: 294