آیا آنها میتوانند گردابهایی را چه در داخل و چه در خارج از جو بوجود آورند که اجسام و اشیا به داخل آنها بیفتد و به بعد زمان و مکانی دیگر منتقل شوند؟
گذشته و آینده برمودا
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضانیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:33 AM
نظرات(0)
دكتر حميد عباسنژاد مدرس دانشگاه ميگويد: «منطقه گندم بريان شهداد كه گرمترين نقطه كوير در جهان و در قلب ايران به شمار ميرود، به كره ماه ميماند و گدازههاي سياه رنگ واقع در اين منطقه، نور خورشيد را بيش از حد معمول جذب ميكند و باعث افزايش بيش از حد دما ميشود. همچنين برخي لايههاي شكل گرفته در كوير، از نظر زمين شناسي غير قابل باروري است».
شهداد، در شرق ارتفاعات كرمان با نخلستانها و باغهاي مركبات و نيز آثار تمدن شش هزار ساله «آراتا» از ديدنيهايي است كه به راستي در طبيعت نفسگير كوير، نفس هر طبيعتگردي را ميگيرد.
پروفسور كردواني همچنين ميگويد: «سوراخ نبودن لايه ازون در فضاي بالاي كوير لوت از مهمترين قابليتهاي اين دشت بزرگ ايران است و اشعه آفتاب در كوير لوت نه تنها خطرناك نيست، بلكه خاصيت درماني نيز دارد، بنابراين، ماسه درماني و آفتابدرماني از قابليتهاي مهم كوير لوت است».
به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، وي يكي ديگر از جاذبههاي گردشگري اين منطقه را برنزه كردن پوست براي گردشگراني كه علاقه بسياري به اين امر دارند، ميداند، ضمن اينكه توريستها نيز در شب، كوير لوت را محل مناسبي براي رصد ستارگان ميدانند.
براساس گزارشهاي موجود، درجه حرارت در قسمت مياني كوير لوت بسيار بالاتر از صحراي آفريقا و نواداست، به طوري كه صحراي آفريقا و عزيزيه ليبي 57 درجه است اما در دشت لوت 65 درجه گزارش شده است. يك ژنرال انگليسي در ايران پس از ديدار از كلوتها ميگويد: «آثار مهم كلوتها از عجايب طبيعت است و كسي كه از اين منطقه عبور ميكند، از شگفتي آن به خود ميلرزد و اين حس القا ميشود كه انسان در ساخت و ساز آنها نقش داشته است».
نگرش جهاني به كوير
سازمان ملل متحد سال ۲۰۰۶ را به عنوان سال بينالمللى کوير و کويرزدايى نامگذارى کرد. اين اقدام به منظور افزايش آگاهى عمومى مردم جهان به منظور حمايت از تنوع زيستى سرزمينهاى خشک که يکسوم کره زمين را تشکيل مىدهند و نيز حمايت از دانش بومى ۲ ميليارد انسانى که در کوير زندگى مىکنند صورت گرفته است.
غول بيابان بيدار ميشود
دانشمندان پيشبيني ميكنند زمين تا سال 2100 ميلادي خشكساليهاي شديد به خود خواهد ديد و تا آن زمان 30 درصد كل اين سياره خاكي بيابان ميشود. به گزارش ايسنا، خشكسالي بيشتر دامن كشورهاي پيشرفته را خواهد گرفت و فوج عظيم گرسنگان و تشنگان در اين سرزمينها قد علم خواهند كرد چرا كه كشاورزي اين كشورها نابود خواهد شد.
وي با اشاره به مناطق خشك و نيمه خشك دنيا كه 40 درصد سطح كره خاكي را تشكيل ميدهند، يادآوري كرد: حدود 800 ميليون نفر از مردم جهان در مناطق كويري و بياباني زندگي ميكنند». اين مدرس دانشگاه اكوسيستمهاي بياباني را ضعيف و شكننده ميداند و ميافزايد: «بيتوجهي به مراتع فقير و چراي نامناسب و بي رويه باعث تبديل آن اراضي به بيابان ميشود، دخالتهاي غلط انسان در طبيعت باعث شده شتاب بيابانزايي از فعاليتهاي بيابانزدايي پيشي بگيرد بهطوري كه به گفته برخي كارشناسان هر سال بخش عظيمي از كشور با شدت يك درصد به سوي بيابانزايي پيش ميرود».
ايران، يكي از كشورهاي پيشرو و با سابقه در اجراي برنامههاي بيابانزدايي در منطقه و جهان است و در سالهاي پيش از انقلاب با اجراي موفق طرحهاي مبارزه با بيابانزايي، مردمي كه گرفتار غول بيابان بودند به همكاري با مجريان طرح پرداختند و در نهايت ايران جزو پنج كشور موفق در اجراي برنامههاي مهار بيابانزايي و تثبيت شنهاي روان شناخته شد و در سالهاي اخير نيز امكانات و بودجه براي بيابانزدايي دو تا سه هزار برابر شده، اما به دليل مديريت ضعيف بخش منابع طبيعي غول بيابان دوباره به پاخاسته و فعال شده است.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:32 AM
نظرات(0)
آب ماده اي است که حيات بدون آن ميسر نيست. بشر در دوره نو سنگي سعي در مهار آب داشته است و بر روي الواحي که از 4 هزار سال قبل از ميلاد از سومري ها باقي مانده است سنگ نوشته هائي با اين مضمون موجود است. در دين يهود اشاره شده است که حضرت موسي در 1400 سال قبل از ميلاد مسيح با عصاي سحرآميز خود چشمه اي در دل کوير پديد آورد. اين موضوع بر اهميت آب در زمانهاي گذشته صحه مي گذارد، به نحوي که تمدنهاي بزرگ در کنار رودهاي بزرگ ظاهر شده اند.
در يك ويژه نامه ترويجي آب و امنيت غذائي (وزارت جهاد كشاورزي، 1381) به نقل ازگزارش صندوق جمعيت ملل متحد آمده است كه طي 70 سال گذشته جمعيت جهان 3 برابر و مصرف آب در جهان 6 برابر شده است. ساليانه به جمعيت جهان 75 ميليون نفر افزوده مي شود و پيش بيني مي شود كه جمعيت كشورهاي توسعه نيافته و كم توسعه يافته طي 50 سال آتي نيز از رشدي 300 درصدي فراتر رود. پيش بيني هاي خوش بينانه تا سال 2050 ميلادي جمعيت جهان را
7.9
ميليارد نفر برآورد نموده اند، اين در حالي است كه برخي پيشگوئي ها خبر از جمعيت
10.9
ميليار نفري در جهان دارند. نظريه اي بينابين اين رقم را
9.3
ميليارد نفر برآوردمي كند. همان منبع اضافه مي نمايد كه در سال 1381 جمعيت ايران نيز از مرز 70 ميليون فراتر رفت. با در نظر گرفتن اينكه متوسط بارش ساليانه در ايران چيزي حدود يك سوم ميزان جهاني آن است (مهدوي 1378)؛ مي توان گفت مبحث آب توجه ويژه اي را مي طلبد
. (قابل ذکر است که
همين مقدار ناچيز بارندگی نيز از توزيع مکانی يکسانی برخوردار نميباشد بطوريکه در 28 درصد از سطح کشور مقدار بارش متوسط سالانه کمتر از 100 ميلی متر بوده واين مقدار در96 درصد از سطح کشور از 200 ميلی مترنيز کمترمي
باشد). اقليم فراخشک
در 15 استان
کشور ،
در 7 استان
و
در 10 استان اقليم غالب است
، بنابراين مسئله بالا بودن تبخير و تعرق نيز محدوديتي مضاعف محسوب مي شود. (براي مشاهده جزئيات اينجا کليک کنيد.) با آنکه کشور ايران حدود 1.1 درصد از خشکي هاي جهان را به خود اختصاص داده است صرفا 0.34 درصد از آبهاي جهان را در اختيار دارد. مسئله ريزشي فصلي اين بارش و پارکندگي نامنظم آن هم خود مبحث جداگانه اي است.
عامل
ايران
جهان
بارندگي
242
860
تبخير و تعرق پتانسيل
900
1132
تبخير و تعرق واقعي
180
485
استخراج آبهاي زيرزميني سابقه اي طولاني در کشورهاي مختلف
چون چين (حفر چاهي تا عمق 1500 متر بوسيله دسته هاي ني) ، مصر (چاه يوسف با عمق تقريبي 100 متر 3000 سال قدمت دارد) و ايران باستان دارد. منوچهر پادشاه ايراني حدود 3400 سال پيش دستور داد تا حفر کاريز (قنات ) را به برزگران بياموزند. پيوند دادن لوله هاي چاه و انتقال ثقلي آب زيرزميني کاري طاقت فرسا بوده که ايرانيان سرآمد آن بوده اند. کهن ترين قناتي که آثاري از آن باقي مانده است در شمال ايران پيدا شده است. اين قنات همزمان با ورود آريائي ها حفر گرديده است. عمر قنات گناباد که مادرچاه آن 300 متر عمق دارد را 2500 سال برآورد کرده اند.
امپراطوري ايران تا دوره طولاني از لحاظ قدرت در دنيا بيمانند بود و اين نه فقط به لحاظ نظامي بلکه فنآوري سرآمد سپاه ايران بود. در تاريخ آمده است که کورش بزرگ پس از گرفتن سرزمين سوريه در آسياي صغير به بابل که همچون دژي مستحکم بود حمله کرد. ديده بانان بابلي وقتي ايرانيان را در حال حفر کانال ديدند به آنان ريشخند زدند تا اينکه سپاه ايران با انحراف آب رودخانه و پائين افتادن سطح آب فرات از رود گذشتند و وارد بابل شدند. پس از کورش پسرش کمبوجيه به فکر حفر کانال سوئژ افتاد ولي به دليل اوضاع نابسامان سياسي در نقاط ديگر کشور مجبور به ترک مصر شد تا اينکه پادشاه ديگر ايران داريوش، کانالي حفر کرد و رود نيل را به درياي سرخ پيوند داد تا کشتي هاي جنگي ايران از درياي مديترانه وارد رود نيل شوند. خشايار شاه پسر داريوش در 480 سال قبل از ميلاد با سپاه بزرگي از کشتي هاي جنگي به يونان حمله کرد و با حفر کانال بزرگ خشايار شاه که عرضي نزديک به 45 متر داشت لشکريان خود را به جاي عبور از درياي اژه از آن عبور داد.
مک لوئي (1984) اظهار مي کند که ايرانيان نخستين مردمي بودند که با ساختن "چرخ آبي" آب رودخانه ها را به زمين هاي زراعي پائين تر و بالاتر منتقل کنند. اهميت آب در ايران باستان آنچنان زياد بود که برخي رودخانه ها با نام رودخانه هاي شاهنشاهي شناخته مي شد و براي شروع آبگيري از آنها الزاماٌ مي بايست فرستاده فرمانروا حضور داشته باشد و مردم مي بايست آب بهاي استفاده از رودخانه را به خزانه واريز مي کردند.
در کتب و آثار به جامانده از دانشمندان قديمي ايران بطور مفصل به بحث شناخت و اهميت آب پرداخته شده است. ابوبکر محمدبن الحسن الکرجي دانشمند ايراني بود که بيش از 1000 کتابي بنام "استخراج آبهاي پنهاني" نگاشت و جالب اينجاست که ايشان در آن زمان سيکل هيدرولوژيکي را تشريح مي نمايند. خواجه نظام الملک در کتاب سياست نامه خود موضوع توزيع عادلانه آب را امري حياتي بر مي شمرد و عدول از آن را باعث تباهي مملکت مي داند. ايرانيان تجارب خود در صنعت آب را به مردم ديگر منتقل مي کردند، آنچنانکه نقل است سلمان فارسي با انديشه حفر خندق مانع از نفوذ لشکر قريش شد.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:30 AM
نظرات(0)
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:30 AM
نظرات(0)
حوزه هاي آبخيز کشور ايران عبارتند از:
2- حوزه آبخيز خليج فارس و درياي عمان
3-حوزه آبخيز درياچه اروميه
4- حوزه آبخيز درياچه نمك قم
5- حوزه آبخيز اصفهان و سيرجان
6- حوزه آبخيز نيريز يا بختگان
7- حوزه آبخيز جازموريان
8- حوزه آبخيز دشت كوير
9- حوزه آبخيز كوير لوت
10- حوزه آبخيز اردستان و يزد و كرمان
11- حوضة صحراي قرهقوم
12- حوزه آبخيز هامون
اين حوزه آبخيز كه مساحت آن به 173،300 كيلومتر مربع ميرسد، داراي شيب زياد بوده و بيشترين اختلاف ارتفاع حوزه آبخيزهاي كشور را كه بالغ بر 5500 متر است، به خود اختصاص داده است. در اين محدوده سيزده رودخانه با مساحت حوزه آبخيز بيش از هزار کليومتر مربع وجود دارد که رودخانههاي ارس، سفيدرود، هراز و اترك از نظر وسعت حوزه آبخيز و ويژگيهاي اقليمي و تداوم آبدهي متفاوت از حوزه ديگر مي باشند. رودهاي فوق داراي حوزه آبخيزهاي كوهستاني وسيعي هستند و پوشش گياهي غالب آنها جنگلي است.
اين حوزه آبخيز با مساحت 437،150 كيلومتر مربع يكي از پهناورترين حوزه آبخيزهاي ايران محسوب ميگردد و رودخانههاي غرب، جنوب غربي و جنوب زيرحوزه هاي سرچشمه گرفته از كوههاي زاگرس و بشاگرد و بلوچستان را در بر ميگيرد. جمعاً 29 رودخانه با مساحت بيش از 1000 كيلومتر مربع در اين زيرحوزه وجود دارد كه يا به درون كشور عراق جريان مييابند و پس از پيوستن به رودخانة دجله به خليج فارس ميريزند و يا بطور مستقيم به خليج مزبور و يا درياي عمان وارد ميگردند. برخي ازبزگترين رودخانههاي اين حوزه آبخيز به ترتيب از شمال تا جنوب خاوري عبارتند از: سيروان، كرخه، كارون، جراحي، زهره، هله، موند، كل، ميناب و سرباز.
در باب اهميت اين زيرحوزه فقط به اين نکته بسنده مي شود که رودهاي دشت خوزستان به تنهائي 30 درصد منابع آب کشور را دارا مي باشند.
مساحت اين حوزه درياجه اروميه 50،850 كيلومتر مربع است در اين حوزه درياجه اروميه هشت رودخانه با
مساحت حوزه درياچة نمك قم 89،650 كيلومتر مربع است و بخش بسيار ناچيز و كوچكي از آن نيز به درياچة حوضسلطان و كوير ميغان و دشت جنوبي قزوين وارد ميگردد. رودخانههاي جاجرود، كرج، شور، قرهچاي و قمرود به اين حوزه زهکشي مي شوند در اين محدوده شش رودخانه با مساحت بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد كه رودخانة شور و قرهچاي و قمرود بزرگترين آنها محسوب ميشوند.
اين حوزه كه از زير حوزه هاي كوچك باتلاق گاوخوني، كوير ابركوه، شورهزار مروس و كوير سيرجان تشكيل يافته است، داراي 90،700 كيلومتر مربع مساحت است و زايندهرود بزرگترين رودخانة آن بشمار ميآيد. انتقال آب کارون از طريق تونل کوهرنگ به زاينده رود از وقايعي است که بر بيلان هيدرولوژيک اين محدوده تاثير دارد.
اين حوزه با مساحت 31،000 كيلومتر مربع از حوزهاي فرعي درياچة كافتر، درياچة بختگان و درياچة مهارلو تشكيل شده و رودخانة كر مهمترين رود اين منطقه محسوب ميشود.
حوزه جازموريان با مساحتي برابر 69،600 كيلومتر مربع در جنوب شرقي ايران و بين رشتهكوههاي بشاگرد (در جنوب) و جبال بارز (در شمال) جاي دارد و آبهاي سطحي آن كلاً به هامون جزموريان ميريزد. در اين حوضه پنج رودخانه با مساحت آبريز بيش از هزار كيلومتر مربع وجود دارد كه هليلرود بزرگترين آنهاست.
اين حوزه که يکي از کم بارش ترين حوزه هاي کشور محسوب مي شود از حوضههاي كوچكتري چون كوير حاج عليقلي، كوير نمك و دشت گناباد تشكيل مييابد و مساحت آن به 227،400 كيلومتر مربع بالغ ميگردد.. از رودخانههاي قابل توجه اين حوزه به حبلهرود ( واقع در گرمسار) و كالشور جاجرم كه يكي از طويلترين رودخانههاي ايران است، ميتوان اشاره نمود.
مساحت اين حوزه كه حوضة كوير لوت از زيرحوزه هاي كوچكتري چون نمكزار طبس، دغ محمدآباد، كوير ساغند، شورهزارهاي شمال خاوري شهرستان بافق و كوير سرجنگل تشكيل يافتهو يکي از كمبارانترين و خشكترين حوضههاي ايران است به199،000 كيلومتر مربع بالغ ميگردد و از مهمترين رودخانههاي آن كه اغلب سيلابي و فصلي هستند ميتوان به رودخانة تهرود واقع در استان كرمان اشاره كرد.
اين حوزه كه با مساحت 99،800 كيلومتر مربع يكي از خشكترين و بيآبترين حوضههاي ايران بشمار ميآيد، از زيرحوزضههاي كوچكتري چون دغسرخ، كوير سياهكو، كوير درانجير، دشت جنوب خاوري يزد، شنزار كشكوئيه، دشت كويرات و شنزارهاي جنوب كرمان تشكيل يافته است.
- حوضة صحراي قرهقوم
-مساحت اين حوضه 43،550 كيلومتر مربع است و يكي از حوضههاي كمبارش ايران محسوب ميگردد. به همين دليل حوزه آبخيز آن حالت سيلخيزي و رودها حالت فصلي دارند و رودهاي كشفرود و جامرود از مهمترين آنها بشمار ميآيند.
اين حوزه که در شرق کشور واقع گرديده است مساحتي برابر با 109،850 كيلومتر مربع داراست و از حوضههاي كوچكتري چون نمكزار خواف، دغ شكافته، دغ بالا، دغ پترگان، دغ توندي، درياچة نمكزار، درياچة هامون صابري، لورگشتران، درياچة هامون، هامون گودزره، درياچة كرگي، هامون ماشكل و نمكزاركپ تشكيل يافته است. اين حوزه نيز از جمله كمبارانترين و خشكترين حوضههاي ايران محسوب ميشود و رودهاي هيرمند و ماشكل مهمترين رودهاي آن بشمار ميآيند.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:28 AM
نظرات(0)
مدرسه غیاثیه خرگرد
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:24 AM
نظرات(0)
* درياچة فصلي كه گسترة آن در فصول خشك و مرطوب تغييرات زيادي دارد و در بيشتر جاها در اواخر تابستان و اوايل پاييز ناپديد ميشود. * پهنة مرطوب كه سطحي در حدود 22 درصد ميپوشاند.
* پهنة باتلاقي كه 59 درصد از منطقة مرطوب را زير پوشش دارد و مرز بالايي آن به پهنههاي سيلتي – ر سي است.
هامون جازموريان در مركز يك فرونشست زمينساختي جوان است كه بين رشته كوههاي جبالبارز (در شمال) و رشته كوههاي بشاگرد (در جنوب) قرار دارد. در گذشته اين فرونشست را لبة جنوبي بلوك لوت ميدانستند، ولي در حال حاضر اين باور وجود دارد كه جازموريان نوعي فرونشست پيش كماني است كه در شكلگيري آن، فرورانش پوستة اقيانوسي عمان به زير مكران و همچنين عملكرد گسلهاي همروند با فروافتادگي، به ويژه مجموعة گسلي بشاگرد، نقش داشتهاند. اشتوكلين (1970) پديدة فروافتادگي را به رخدادهاي نئوژن – كوارترنري نسبت داده، ولي كرينسلي (1970) زمان تشكيل آن را پليستوسن ميداند.
درياچة حوضسلطان :
درياچة حوضسلطان يا درياچة شاهي، فروافتادگي نامتقارني با 330 كيلومترمربع وسعت، در 35 كيلومتري شمال قم و در شمال باختري درياچة نمك است. اين درياچه شامل دو چالة جدا از هم يكي به نام « حوضسلطان » و ديگري به نام « حوضمره » است كه با آبراهة باريكي به هم وصل ميشوند. حوضة باختري (حوضسلطان) داراي بلندي 806 متر از سطح دريا است كه به طور معمول از روانآبهاي سطحي تغذيه ميشود. حوضة خاوري (حوضمره)، افزون بر روانآبها، از رودهايي مانند رودشور و قرهچاي نيز بهره ميگيرد. مطالعات مستوفي (1350) نشان ميدهد كه آب ابتدا وارد حوضمره شده و پس از پر شدن آن، از مسيل دو حوض گذشته وارد حوضسلطان ميشود و هنگامي كه آب در حوضسلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوضمره بازميگردد و سرريز اين دو حوض، به درياچة نمك تخليه ميشود. مشاهدات صحرايي كرينسلي (1970)، نشان ميدهد كه از مركز درياچه به خارج دو پهنة جداگانة قابل شناسايي است. يكي مركز درياچه كه حدود 24 درصد از مساحت آن را زير پوشش دارد و با پوستة نمكي پوشيده شده است. دوم، زون مرطوب كه 76 درصد بقيه را تشكيل ميدهد كه به زون گياهان ريشه بلند به پهناي 20 متر ميرسد. پوستة نمكي با 5 سانتيمتر ضخامت، شامل نوارهاي هممركز سفيد و خاكستري است و در زير آن سيلتهاي رسي و خاكستري رنگ مرطوب قرار دارد. اين زون (پوستة نمكي) به طور فصلي با آب پوشيده ميشود، ولي مناطق مركزي آن ممكن است در تمام سال، آبدار باشد. مطالعات انجام شده در زون مرطوب نشان داده كه ميزان رس موجود در نمونهها، 35 تا 45 درصد است كه 10 تا 90 درصد كانيها، كائولينيت است. در پشتههاي شن و ماسهاي زون گياهان با ريشة بلند، چند خط داغ آب وجود دارد كه به سمت سراشيبي تا ارتفاع 826 متر ادامه دارد. اختلاف ارتفاع بين پستترين و بلندترين خط داغ آب 20 متر است. پيشروي وسيع مخروطافكنهها در پهناي زون مرطوب و روي پوستة نمكي نشانگر آن است كه روانآب سطحي بيش از گذشته است و تغيير آب و هوايي به سوي دورة مرطوبتر از گذشته، پيش ميرود.
مطالعات معتمد و همكاران (1356) نشان داده است كه رسوبات حوضسلطان بيشتر از نوع گچ و نمك، مارن و رس است. بررسيهاي لرزهنگاري و حفاري نيز نشان داده كه نمك تا عمق 46 متر وجود دارد. اين نمك، به صورت 5 لاية جدا از هم با ضخامت كل تا 20 متر است كه با رسهاي قهوهاي تا خاكستري از يكديگر جدا ميشوند.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:21 AM
نظرات(0)
آیا دارای افتادگی پلک هستید و می خواهید پلک خود را بکشید؟ قبل از انجام این عمل توصیه می کنیم این مطلب را بخوانید
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:14 AM
نظرات(0)
نقش جنگلها
تعریف اول
جنگل ناحیهای که از درختهای انبوه پوشیده باشد را جنگل مینامند. در جنگل طبیعی معمولاً درختان کوچک و بزرگ وتنومند بطور نامنظم وهمچنین علفهای خودرو فراوانند.
جنگل مجموعه ای است از درختان، درختچه ها، پوشش گیاهی، جانوران و میکروارگانیسم ها (قارچها، باکتریها و ویروسها) که به همراه عوامل طبیعی غیر حیاتی مانند خاک، آب، دما، باد و ... محیط و رویشگاه (Habit) مشخص و معلومی را به وجود آورده اند.
جنگلها در تمام نواحی زمین که قابلیت رشد درخت در آنها وجود دارد و از نظر ارتفاع در زیر خط درخت قرار دارند یافت میشوند، مگر اینکه بارش باران در آنجا کم بوده، یا تناوب آتش سوزیهای طبیعی زیاد باشد. جنگلها عمدتاً شامل تعداد زیادی از گونههای درختان با ارتفاع مختلف میباشند، و در کنار اینها درختچهها و درختان جوان رشد میکنند، که سبب استفاده بهینه از نور آفتاب میشود. یک جنگل به شکل طبیعی اش، محل زندگی بسیاری از جانوران و گونههای گیاهی میباشد، و زیست توده آن در هر واحد سطح، در مقایسه با بیشتر زیست بومها زیادتر میباشد. از دیدگاه بومشناختی، ممکن است یک جنگل از یک درختزار متمایز باشد. جنگل کم و بیش، سایبانی متراکم دارد، و شاخ و برگ درختان به هم میرسند یا این که در هم تنیده میشوند؛ یک درختزار عمدتاً سایبان بازی دارد، که مقداری نور خورشید از بین درختان نفوذ میکند.
عوامل زیستی و غیر زیستی رویشگاههای جنگلی با تأثیرات متقابلی که بر هم می گذراند، سبب برقراری و تداوم سیکل حیاتی در جنگل می شوند به عبارتی دیگر این تأثیرات دینامیک سبب ایجاد مراحل و فازهای تحولی در جنگل می شود. جوامع جنگلی گوناگون در نتیجه تأثیرات متقابل عوامل حیاتی و غیر حیاتی بر هم در طی دوران بسیار طولانی که به میلیونها سال قبل بر می گردد؛ توانستهاند بر مبنای ویژگیهای اکولوژیکی و نیازهای زیستی خود، مناطق مختلفی را تحت پوشش خود قرار دهند. به عبارتی دیگر هر گونه گیاهی شرایط اکولوژیکی خاصی را می تواند؛ تحمل کند و بر همین اساس در مناطق مختلف دنیا پوشش گیاهی متفاوتی را شاهد هستیم. به طوری که در عرض های جغرافیایی پایین جنگلهای تروپیکال (مناطق حاره ای) را شاهدیم و با افزایش عرض جغرافیایی به ترتیب گونه های مناطق مدیترانهای، معتدله خزان کننده و در نهایت گونه های سوزنی برگ همیشه سبز (مناطق بوره آل) را می توانیم مشاهده کنیم. اما این وضعیت در برخی مناطق به دلیل تفاوتهایی که در شرایط اکولوژیکی به وجود می آید از جمله شرایط توپوگرافیک (پستی و بلندی)، ادافیک (خاک)، بیوتیک (زیستی)، کلیماتیک (آب و هوا)، ممکن است مغایر با اصول کلی عنوان شده در بالا باشد. به طور مثال در ارتفاعات مناطق تروپیکال (حاره ای) چه بسا گونه های مناطق معتدله و... را شاهد هستیم. اما آنچه را که باید به آن اشاره نمود این است که اجزا اصلی تشکیل دهنده رویشگاههای جنگلی نیز مانند تمام جوامع زیستی در طول حیات خود همواره متأثر از عوامل طبیعی و غیر طبیعی، تحولات گوناگونی را سپری می نمایند.
تخریب جنگل
در جنگلهای طبیعی شروع سیکل تمامی و تحملی در جنگل و به تبع آن روند توسعه و پایداری در اکوسیستمهای جنگلی همراه با مرحله تحولی «تخریب» همراه است. بنابراین یک درخت جنگلی پس از رسیدن به سن دیر زیستی فیزیولوژیک، یعنی زمانی که اندامهای مختلف یک درخت جنگلی در نتیجه کهولت سن و پیری، دچار نارسایی شدند، در نتیجه اختلالاتی که در فعالیتهای بیولوژیکی گیاه حادث می شود، که نماد ظاهری آن خشک شدن شاخه ها و اندامهای قسمتهای هوایی درخت (تاج)، کوچک شدن سطح تاج پوشش درخت، پوسیده و توخالی شدن تنه در اثر حمله آفات و بیماریها خواهد بود. در چنین شرایطی با حدوث یک باد سنگین و با بارش سنگین نزولات جوی (بخصوص برف)، ایجاد زلزله، صاعقه، زمین لغزش و سایر عوامل تخریب طبیعی، درختان مزبور افتاده و در نتیجه حرفه هایی در تاج پوشش جنگل ایجاد می شود که در واقع روندهای تحولی در جنگلهای دست نخورده (جنگل بکر) از همین نقطه آغاز می شود. (دلفان اباذری ۱۳۸۱). این مرحله تحول می تواند به طور نسبی طولانی (در یک سیکل طبیعی) و یا کوتاه مدت (در نتیجه حدوث عوامل غیر مترقبه طبیعی) باشد (Emborg و همکاران ۲۰۰۰). به دنبال ایجاد حفره در توده های جنگلی و تابش نور بر عرصه رویشگاه با مساعد بودن شرایط رویشگاهی و وجود بذر مناسب (به لحاظ کمی و کیفی)، گروههای زادآوری به تدریج حفره های موجود را پوشش می دهند که این مرحله از تحول را تحت عنوان «مرحله تحولی تجدید حیات» نامیده می شود. گروههای زادآوری به مرور زمان و در نتیجه رقابت بین آنان بر میزان رشد قطری و ارتفاعی خود می افزاید و در این مرحله تعداد قابل توجهی از نهالها مغلوب واقع شده و به تدریج حذف می شوند. ولی پایه های موجود بر میزان رشد خود همچنان خواهند افزود، این مرحله را در اصطلاح«مرحله تحولی صعود و افزایش رشد» یا «مرحله تحولی تشکیل توده» نامیده می شود. توده های جوان تشکیل شده در حفره ها، در مراحل اولیه به صورت یک جنگل جوان نسبتاً همسال به نظر می رسند که در اصطلاح تحت عنوان «فاز جنگل جوان» نامیده می شوند. در این توده ها به تدریج برخی از پایه ها که از شرایط رویشگاهی مطلوب تری مانند نور، رطوبت، خاک، جهت و ... بهره مند هستند از نظر رشد قطری و ارتفاعی از سایر پایه ها پیشی گرفته و ضمن ایجاد تفاوت آشکوب، تفاوتهایی نیز از نظر قطر نمایان می سازند. در این مرحله جنگل دارای ساختار پلکانی خواهد بود و به عبارت دیگر درختان با قطر و ارتفاع متفاوتی در عرصه جنگل دیده می شوند که در اصطلاح این وضعیت را تحت عنوان «فاز تک گزیده» می توان نامگذاری نمود. با عبور از این مرحله و به تدریج درختان موجود در توده جنگلی به یک ساختار مشخصی می رسند که در آن درختان موجود دارای ارتفاع نسبی برابر (یک آشکوبه) و از نظر قطری نیز نزدیک به هم هستند. در این وضعیت جنگل به ظاهر به توده جنگلی همسال نزدیک است که از آن تحت عنوان «جنگل همسال دروغین» نیز اسم برده می شود، که این مرحله تحت عنوان «مرحله تحولی اپتیمال» نامگذاری می شود. تحولات در جنگل چنانچه تحت مداخلات شدید انسانی قرار نگیرد در جنگلهای طبیعی شمال ایران در یک سیکل طبیعی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ سال به درازا می کشد (دلفان اباذری ۱۳۸۱ و Korpel 1995). اما در جنگلهایی که تحت مدیریت قرار می گیرند، دخالتهای علمی سبب آن می شود که طول هر یک از این مراحل تحولی را کوتاهتر نموده و در ضمن ارزش های تولیدی درختان جنگلی را نیز افزایش می دهند.] نمونهها
در طول ساحل غربی آمریکای شمالی، آب و هوای مرطوب و معتدل، جنگلهای کاج بارانی را که از آلاسکا تا شمال کالیفرنیا امتداد یافتهاند بوجود آورده است. این جنگل منحصر به فرد، مدتهای مدید در معرض تهدید بوده است زیرا میتوان از درختانش برای سوخت و کاغذ سازی استفاده کرد. حدود ۹۰ درصد ازجنگلهای اولیه اکنون کاملاًَ از بین رفتهاند. گرچه جنگلهایی که درختانشان قطع شدهاند معمولاَ دوباره کاری میشوند، اما رستنی های جدید، حیات وحش کمتری را نسبت به جنگلهای اولیه در خود پناه میدهند.
جنگل ها می توانند با ایجاد سایه باعث تاخیر در ذوب شدن برف ها شود و یا با ایجاد مانع در انباشتگی برف ، رد تداوم آب شدن برف ها تاثیر گذار باشد. مدیران جنگل می توانند از یان خصوصیت در کنترل رواناب بهاره متناسب با نیازهای آبی کشتزارهای مجاور جنگل بهره بگیرند. بعضی از جنگل های مناطق شمالی امریکا طوری مدیریت می شوند تا بتواند تجمع مقدار برف را افزایش دهند بدین معنی که درختان را با توجه به وضعیت پستی و بلندی منطقه و جهت وزش بادهای غالب ، برش می زنند.
اندازه گیری مقدار برف کاری است مشکل ، اما در آبخیز های مناطقی که میزان بارش در آن زیاد است لازم است مقدار برف روی زمین با عمق برف پشته و مقدار آب تولید شده از آن را بدانیم . در این مناطق ریزش برف 70-80% مقدار بارش سالیانه را تشکیل می دهد. این وضعیت سبب ابداع روش های ویژه ای برای اندازه گیری و اداره ی برف پشته شده است. جنگل بانان در امر اندازه گیری و مدیریت برف پشته وظیفه ی مهمی به عهده دارند زیرا مناطق برف گیر اغلب جنگلی است و گفته می شود که تقریبا 75% آب مورد نیاز مناطق امریکای شمالی از این اراضی جنگلی برف گیر تامین می کند.
منابع آبی –جنگلی در ایران و جهان
بر اساس آمارهای ارائه شده از طرف سازمان هواشناسی جهان , حجم کل آب دنیا 1.4 میلیارد متر مکعب است. از این مقدار 2.5 درصد را آب شیرین تشکیل می دهد که تقریبا معادل 35 متر مکعب می باشد. بخش عظیمی از این آب شرب در سیستم چرخه ی آب به صورت تبخیر به هوا بر می گردد و فقط 41000 کیلومتر مکعب آب باقی می ماند که معادل 35 متر مکعب است. بیشترین قسمت این آب به صورت آب هرز هدر می رود و چیزی حدود 1000کیلو متر مکعب به صورت آب شیرین مصرفی دنیا در کشاورزی ،صنعت و مصارف شهری مورد استفاده قرار می گیرد.این آمار گویای این مطلب که اگر کل آب موجود دنیا به اندازه یک بشکه 200 لیتری فرض شود . آ ب قابل استفاده ساکنین زمین از آن فقط CC20خواهد بود. به طوری که 275میلیارد متر مکعب آب موجود در کشور ناشی از نزولات جوی و ورود آبهای خارج از کشور ، سهم آب شیرین مصرفی بخش های صنعت ، کشاورزی و شهری حدود 40 میلیارد متر مکعب است. آمارهای فوق بیانگر میزان هدر رفتن آب شیرین و مصرفی در سطح این کره ی خاکی است. به طوری که اکثر کشورهای دنیا از جمله کشور خودمان با مسئله ی بحران آب به صورت جدی مواجه هستند. لازم به ذکر است که منظور از بحران آب کمبود آب نیست بلکه مسئله تنش آبی مطرح است. متوسط نیاز سرانه هر نفر در سال 800 متر مکعب است که تا سال 2050 میلادی به 1150 متر مکعب خواهد رسید. بر اساس نوعی تقسیم بندی که در سال 1933 توسط خانم فالکن مارک صورت گرفت و مورد تائید سازمان کشاورزی و خوار بار جهانی (FAO) وابسته به سازمان ملل متحد نیز واقع شد، کشور های دنیا بر اساس تنش آبی به سه دسته تقسیم بندی می شوند:
1- کشورهای بدون تنش ( با سرانه ی بیش از 1000 متر مکعب در سال)
2- کشورهای با تنش آبی مزمن ( با سرانه ی بیش از 500 تا 1000متر مکعب در سال)
3- کشورهای با تنش آبی مطلق (با سرانهی زیر 500 متر مکعب در سال)
بر اساس این تقسیم بندی ، ایران در حال حاضر در دسته ی (ب) قرار داردو در سال 2050 میلادی به دسته ی (ج) ملحق خواهد شد.
جنگل ها با توجه به اثرات و نقش های انکار ناپذیری که در نظام هیدرولوژیکی زمین دارند می توانند نقش ارزنده ای در جلوگیری از هرز رفتگی منابع آبی داشته باشند. جنگل های دنیا با سطحی معادل 3.5 میلیارد هکتار که 26% از سطح خشکی ها را در بر می گیرند، به سهم خود در جهت حفظ منابع آبی دنیا موثر بوده و بهینه نمودن این اثر می تواند مورد توجه جدی باشد ، چناچه در کشورهایی نظیر امریکا و استرلیا سالهاست بر روی این مسئله کار شده است و هیدرولوژیست های جنگل با استفاده از تکنیک های مهندسی گام های موثری در این زمینه برداشته اند. درایران نیز جنگل ها با سطحی حدود 12.4 هکتار که حدود 7.4% از خاک کشورمان را تشکیل می دهند.
کلیه ی اثراتی که جنگل ها و بوته زارها بر روی آب و هوا ، گردش آب ، فرسایش خاک، سیلابها ، حاصلخیزی خاک، فیزیک دمای ماده و شدت اندازه ی حرکت آنها در بیوسفر جنگلی می گذارند( ا زنوک تاج درختان تا انتهای ریشه) را هیدرولوژی جنگل گویند.
دو مشکل عمده در اندازه گیری بارندگی وجود دارد که هیچ کدام از آنها به طور کامل برطرف نشده است. اولین مشکل نبود دستگاه اندازه گیری دقیق و دومین مشکل نصب و به کارگیری دستگاه مورد نظر است. اولین مشکل را اشتباه دستگاه اندازه گیری و دومین مشکل را اشتباه در نمونه برداری می گویند.
این اشتباهات در اثر وجود موانع ، صعود هوا برای دامنه ها و بالاخره وجود بادهای ویژه در مناطق باز و کم وسعت جنگلی حادث می شود. طبق مطالعات آماری توده های هوایی که ایجاد بارندگی می نمایند به طور متوسط 26 کیلو متر مربع وسعت دارند لذا اگر از نظر اقتصادی امکان پذیر باشد رد هر 26 کیلومتر مربع حداقل می بایست یک دستگاه اندازه گیری نصب شود. اندازه گیری بارش در مناطق جنگلی و اطراف آن مشکلات عمده ای در بردارد. معمولا دستگاه ها در مناطقی نصب می گردد که به قدر کافی باز شده اند به طوری که هیچ گونه تاج پوششی بین زاویه ی45 درجه حادث از محل محور دهانه دستگاه وجود نداشته باشد و نیاز به باز کردن اطراف دستگاه ها در مناطق پر شیب کوهستانی بقدری وسیع است که عملا این کار غیر محتمل می گردد. بعضی ا زکارشناسان هیدرولوژی جنگل پیشنهاد کرده اند که دستگاها را روی میله های بالاتر ا زتاج پوشش درختان قرار دهند اما این وضعیت اثر جریان های باد را به طور شدیدی در دهانه باران گیر دستگاه افزایش می دهد . باز کردن جنگل در اطراف دستگاه تا اندازه ای عنوان یک حفاظ را دارد و معمولا برآورد قابل قبولی را از کل باران به دست می دهد.
پوشش گیاهی به ویژه در جنگل ها اثرات مهمی در توزیع و پراکنش در طی ریزش دارد. کل بارش به سه طریق پراکنده می گردد:
1- قطراتی از باران که به وسیله ی شاخ و برگ درختان دریافت می شود برگاب نام دارد.
2- قطراتی را که بدون برخورد به اندام درختان می گذرند و یا از تاج پوشش آنها به زمین می ریزند میان گذر نام دارند.
3- آن قسمت از باران را که به وسیله ی شاخ و برگ درختان و ساقه ی آنها جمع آوری می شود و به زمین می رسند ساقاب نام دارند.
میان گذر و ساقاب مقدار خالص باران را نشان می دهند که بستگی به مقدار باران ، گونه ی گیاهی و فصل سال دارد. در مناطق جنگلی خالص بارش ممکن است از صفر درصد در باران های خفیف تا بیش از 95% مقدار بارش ناخالص ، در باران های شدید تغییر کند.
-
یک شنبه 13 دی 1388
5:07 AM
نظرات(0)
به عقيده صاحب نظران حوزه ميراث فرهنگي کشف کتيبه اي سنگي به خط فارسي باستان و متعلق به دوره هخامنشيان در جزيره خارک مهمترين يافته باستان شناسان براي اثبات استفاده از نام خليج فارس از دير باز بوده است.
اين کتيبه به شکل نا منظم و نا متعارف در 5 سطر و سطرهاي آن به صورت 3 و 2 سطر به هم چسبيده و به زبان فارسي باستان نوشته شده است.بر اساس تحقيقات باستان شناسان کتيبه يافت شده در جزيره خارک روي نوعي سنگ مرجاني مخصوص اين جزيره که به آن سنگ خارا گفته مي شود و احتمالا به صورت صخره اي بوده شکل گرفته.
پيش از اين سطرهاي جدا از هم در دوره هخامنشي تنها در متوني ديده شده است که به زبانهاي مختلف بوده و براي نشان دادن اين زبانها آنها را جدا از هم و با يک سطر فاصله مي نوشتند.در اطراف اين سطرها چند حروف هجاي پراکنده روي سنگ ديده مي شود که به شکل خط ميخي هستند و بايد مورد مطالعه قرار گيرند تا اين خطوط به طور کامل خوانده شوند.
بر اساس گفته شاهدان محلي روي کتيبه عکسي از يه تاج نيز ديده مي سود که اين موضوع مي تواند باعث کشف اسرار جديد تري از اين موضوع باشد.
کارشناسان ميراث فرهنگي معتقدند کشف اين کتيبه سنگي را در جزيره خارک آن هم زماني که بر سر نام خليج فارس بحثهاي متعددي در دنيا با راه افتاده است مي توان به شکل يک هديه آسماني ديد.اين کشف بي شک يکي از مهمترين يافته هاي باستان شناسي براي اثبات نام خليج فارس خواهد بود.
-
یک شنبه 13 دی 1388
4:56 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



