موضوع تحقيق :مناظره با دانشمندان
آن گاه رو به قاضي نمود و گفت :««مسئله اي دارم اجازه مي فرماييد در حضور اين بزرگان سوال كنم ؟»»
گفت:««آن زن اهل آتش است و بايستي قصاص شود.»»
معاويه گفت:««او عموي اين مرد است (و اشاره كرد به عقيل و خواست او را خفيف كند.) فوراًٌُ عقيل گفت:«« اي مردم! زن ابو لهب را مي شناسيد كه خدا مي فرمايد:
گفت:«« او عمّه اين مرد است. »» و به معاويه اشاره كرد.
-
شنبه 12 دی 1388
3:56 AM
نظرات(0)
گروه انديشه: دائرةالمعارف قرآنی لايدن، در سرای انديشه و قرآن نمايشگاه بينالمللی قرآنكريم مورد نقد و بررسی استادان حوزه و دانشگاه قرار گرفت.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، تاليف اين دائرةالمعارف قرآنی كه در سال ۲۰۰۱ در شهر لايدن هلند به سرويراستاری خانم «جیمكلويس» استاد ادبيات عرب دانشگاه «جرجتاون» آمريكا، حاوی هزار مدخل قرآنی، آغاز شد، كه تا به حال سه جلد آن منتشر شده است و دو جلد بعدی آن تا پايان سال ۲۰۰۵ ميلادی عرضه میشود.
در اين نشست كه در ادامه سلسله برنامههای «سرای انديشه و قرآن» دوازدهمين نمايشگاه بينالمللی قرآنكريم برگزار شد، «مهرداد عباسی» عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد و بنياد دائرةالمعارف اسلامی، با اشاره به سنت دائرةالمعارف اسلامینويسی در غرب گفت: سابقه اين نوع دائرةالمعارفنويسی با تدوين دائرةالمعارف اسلامی توسط دانشگاه آكسفورد به يك قرن قبل بازمیگردد كه از قضا دائرةالمعارف ايران و اسلام كه تأسيس آن به ۲۵ سال پيش برمیگردد، الهام گرفته از روششناسی دائرةالمعارف اسلامی است.
وی دائرةالمعارف قرآنی لايدن را دائرةالمعارفی با مشخصات يك دائرةالمعارف علمی عنوان كرد و افزود: اگر ما با فرآيند علمی دائرةالمعارفنويسی آشنا باشيم، میتوانيم به خوبی از پس نگارش يك مدخل دائرةالمعارف قرآنی بهخوبی برآييم، همچنين اگر ما بخواهيم يك مدخل دائرةالمعارفی بنويسيم حتماً بايد منابع متعدد آن حوزه را به خوبی بشناسيم؛ از اين حيث دائرةالمعارف لايدن يك اثر علمی است، چراكه تعدد منابع در يك مدخل از محتوای متن بيشتر مورد تأكيد بوده است.
«عباسی» در ادامه، با اشاره به غربیبودن خاستگاه مؤلفان دائرةالمعارف لايدن، سابقه قرآنپژوهی در غرب را دو قرن خواند و يادآور شد: حدود دو قرن است كه موضوع «قرآنپژوهی» در نزد خاورشناسان رشد كرده است، بنابراين چون غرب يك ماهيت علمی همراه خود دارد، از اين حيث رهيافت خاورشناسان به موضوع قرآنپژوهی برای ما مسلمانان میتواند قابلتوجه باشد.
عضو هيأت علمی بنياد دائرةالمعارف اسلامی، به معرفی نويسندگان و هيأت تحريريه اين دائرةالمعارف قرآنی پرداخت و تصريح كرد: «آندرو روبين» يكی از سرويراستاران و اعضای هيأت تحريريه اين دائرةالمعارف، متخصص «تاريخ تفسير اسلام»و كلاً مباحث تفسيری است كه ايشان را در غرب به عنوان يكی از تفسيرشناسان بسيار زبده میشناسند، تا جايیكه «الياده» در دائرةالمعارف دين نگارش مدخل تفسير را به ايشان سپرد؛ ايشان نويسنده مدخل «تفسير» در دائرةالمعارف قرآنی لايدن است.
وی «نصرحامد ابوزيد» را يكی از مؤلفان مسلمان اين دائرةالمعارف توصيف كرد و گفت: او استاد علوم قرآنی دانشگاه لايدن و متخصص مباحث «تأويلی» و «تاريخ تفسير» است كه از قضا كتابهای مهمی هم با نام «فلسفه تأويل»، رويكرد عقلانی به تفسير و معنای متن تأليف كرده است كه هر كدام از آنها به زبانهای مختلف ترجمه و تدريس میشود.
اين پژوهشگر قرآنی، «محمد اركون» را از ديگر نويسندگان اين دائرةالمعارف دانست كه آوازه فلسفهدانی وی در جهان غرب شهره است و اظهار كرد: عليرغم اينكه «محمد اركون» را در جهان غرب به عنوان يك فيلسوف میدانند تا يك قرآنشناس، اما آميختن مباحث «زبانشناسی» و «نمادشناسی» با مباحث قرآنی توسط وی، يكی از معيارهايی بوده است كه او را به عنوان تحريريه اين دائرةالمعارف معرفی كنند.
«عباسی»، اين نويسنده را يك متفكر دينی بديعی دانست كه در پروژه «نقد عقل اسلامی» خود هم به نقد سنت خاورشناسی قرآنی میپردازد و هم به نقد سنت تفسيری مسلمانان مینشيند.
وی اين روش را روش معتدلی در عرصه قرآنپژوهی دانست و افزود: اركون در كتاب «اسلام ديروز و امروز»، به مقايسه مدخل «قرآن در اسلام» دائرةالمعارف اسلامی آكسفورد و كتاب «الاتقانفیالعلومالقرآن»، «محمد سيوطی» میپردازد؛ در اين مقايسه وی میگويد روش سيوطی عليرغم گذشت زمان هنوز جديد است، اما مقاله قرآن در اسلام آكسفورد، بسيار سطحی است، بنابراين دليل نمیشود كه يك اثر باتوجه به وابستگی آن به سنت، سخن جديدی نداشته باشد.
«عباسی» در خاتمه سخنانش، ويژگی بارز دائرةالمعارف لايدن را جامعبودن آن ارزيابی كرد و گفت: در اين دائرةالمعارف هم مؤلف مسيحی و هم مؤلف يهودی و هم مؤلفان مسلمان و غيرمسلمان حضور دارند، تا جايیكه ۲۰۰ مؤلف از سراسر دنيا با اعتقادات مختلف برای تدوين اين دائرةالمعارف جمع شدهاند؛ نهايتاً ديدگاه دستاندركاران اين دائرةالمعارف در انتخاب مؤلفان اين است كه نويسنده بايد حتماً تحصيلكرده و مدرس غرب باشد.
دكتر «محمدجواد اسكندرلو» سخنران بعدی اين نشست، چهار ويژگی را برای اين دائرةالمعارف برشمرد كه اولين آنها تعدد و جامعيت مداخل و عناوين و عرصههای مختلف قرآنی و علوم قرآنی بود و افزود: امتياز دوم اين مجموعه، تحقيقی و متدولوژيكبودن اثر صرفنظر از صحت و سقم مدعيان آن است؛ سومين ويژگی روانورسا بودن ادبيات مقالهها است و اما آخرين ويژگی آن منصفانه و بدون غرضورزی بودن دائرةالمعارف است.
وی در ادامه به نقد اين مجموعه پرداخت و اظهار كرد: در اين دائرةالمعارف، چندان تناسبی بين صفحههای مقالهها نيست مثلاً برخی از مقالات مثل «جامعه در قرآن» ۲۰ الی ۲۵ صفحه است ولی مقاله «غريبالقرآن» ۲ صفحه دارد.
اسكندرلو، وجود مقاله «كنترل جمعيت»، «آرارات» و «آفريقا» را در اين دائرةالمعارف قرآنی بيجا خواند و اشكال ديگر اين دائرةالمعارف را عدم استفاده از نويسندگان شيعه و ايرانی در نگارش مقالهها توصيف كرد.
وی در خاتمه نگاه مجموعه لايدن را به شيعه چندان علمی فرض نگرفت و با اشاره به حذف مفسران شيعه در دائرةالمعارف تصريح كرد: اشتباه محتوايی اين مجموعه را میتوان در مقاله «جمع و تدوين قرآن» ديد كه در آن مقاله نظريه تحريف قرآن را مسبوق به سنت شيعی دانسته است، در صورتیكه در اين مقاله هيچ استنادی به آرای شيعی نمیكند، تنها به قول «آرتور جفری» در كتاب «تدوين قرآن» بسنده میكند كه اين البته خارج از انصاف علمی است.
پس از سخنان دكتر «اسكندرلو»، حجتالاسلام والمسلمين دكتر «محمدعلی رضايیاصفهانی»، مسئول گروه قرآن پژوهشگاه فرهنگ و انديشه معاصر از ترجمه اين اثر در اين پژوهشگاه خبر داد و افزود: اين دائرةالمعارف با اين هدف تدوين شد كه بزرگترين اثر قرآنی قرن شود تا همواره بتواند بهعنوان يك اثر در گسترش فعاليتهای مدرن قرآنی عمل كند؛ اين دائرةالمعارف با هدف ديگری هم تدوين شد و آن «نگاهی به گذشته و نگاهی به آينده» است.
وی، انصاف در نگارش مقالههای دائرةالمعارف را يكی از نقاط قوت اين اثر خواند و اظهار كرد: نمونه بارز اين انصاف در مقاله «حقوق زن در اسلام» ديده میشود كه در اين مقاله گفته میشود كه دفاعی كه قرآن در ۱۴۰۰ سال پيش از حقوق زن در آن مقطع میكند، امر بیسابقهای در طول تاريخ است.
اين پژوهشگر قرآنی با اشاره به اينكه برخی از نويسندگان اين دائرةالمعارف از حوزه علم خارج شدهاند تا جايیكه به تقليد دچار شدهاند، گفت: متأسفانه آن نوع مداخلی كه بر عليه اسلام و شيعه بوده است، نويسندگان آنجا را پايگاه خوبی برای قلمفرسايی دانستهاند، اما آنجا كه در راستای شيعه بوده است، آنان سكوت كردهاند؛ مثلاً آنها در مقاله حضرت فاطمه(س)، هيچ اشارهای به سوره كوثر كه در شأن ايشان نازل شده است، نكردهاند.
در خاتمه اين نشست «مهرداد عباسی» در پاسخ به انتقادهای مطرح در اين نشست يادآور شد: چون اهل تسنن ارتباط تنگاتنگی با جهان غرب دارند، طبيعی است كه منابع دست اول خاورشناسان آثار اهل تسنن باشد، كما اينكه در مقاله تاريخ تفسير دائرةالمعارف لايدن تنها به آثار مفسران سنی اكتفا شده است؛ انشاءالله ما با برقراری ارتباط بيشتر با غرب بتوانيم آثار تفسيری خود را به آنان معرفی كنيم.
-
شنبه 12 دی 1388
3:55 AM
نظرات(0)
منبع روزنامه قدس
1،رسیدن به مقام محمود و شفاعت:خداوند متعال در قرآن كریم می فرماید:"و قسمتی از شب را به تهجد و شب زنده داری بپرداز و نافله شب بخوان، امید است پروردگارت تو را به مقام محمود برساند."(1) مقام محمود، بدون شك مقام بسیار برجسته ای است كه ستایش برانگیز است (چرا كه "محمود" به معنی ستایش می باشد.) از آنجا كه این كلمه به طور مطلق آمده است، شاید اشاره به این باشد كه ستایش همگان را از اولین و آخرین متوجه تو می كند. روایات اسلامی،اعم از شیعه و سنی،"مقام محمود" را به عنوان مقام شفاعت كبری تفسیر كرده اند، زیرا پیامبر(ص) بزرگ ترین شفیعان در عالم دیگر است و آنها كه شایسته شفاعت باشند، مشمول این شفاعت بزرگ خواهند شد. (2) 2،رزق و روزی و رفع مشكلات:در حدیث است كه همانا بنده، شب را به پا می خیزد و خواب از راست و چپ به او رو می آورد، در حالی كه چانه اش بر سینه افتاده. پس خداوند امر می كند كه درهای آسمان گشوده شود، آنگاه به ملائكه خود می گوید:"آنچه به این بنده ام در راه تقرب به من می رسد، نگاه كنید كه با چیزی تقرب می جوید كه بر او واجب نكرده ام، در حالی كه سه چیز را امیدوار است:گناهی را كه ببخشم یا توبه ای را كه دوباره بپذیرم یا رزقی را كه درباره او زیاد كنم؛ شما را شاهد می گیرم كه همه اینها را برایش جمع می كنم."(3)
در احادیث دیگر نیز وارد شده است كه نماز شب در رزق، بركت می دهد(4) و روزی را فراوان می كند.(5) پیامبر اكرم(ص) می فرمایند:"بدانید هیچ چیزی مؤمن را به خدا نزدیك نمی كند، مگر نماز شب و تسبیح و تهلیل گفتن و استغفار و گریه های نیمه شب و خواندن قرآن تا طلوع فجر و متصل نمودن نماز شب به نماز صبح؛ پس هر كس چنین باشد او را بشارت می دهم به فراوانی روزی كه بدون رنج و زحمت و زور بازو به دستش آید." (6) امام صادق(ع) فرمودند:"دروغ می گوید كسی كه بگوید در شب نماز می خوانم در حالی كه گرسنه می مانم؛ همانا نماز شب رزق روز را ضمانت می كند." (7) همچنین فرمودند:"نماز شب...
قرض را ادا كرده و گرفتاری را می برد و دیده را جلا می دهد."(8) 3،تندرستی و سلامتی:پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"نماز شب... موجب راحتی بدنها است(9) و درد را از جسم، دور می كند.(10) و حضرت علی(ع) می فرمایند:"نماز شب، بدن را تندرست و سالم می نماید."(11) 4،زیبایی و نورانیت:پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"كسی كه در شب نماز می خواند، صورتش به هنگام روز نیكو می شود."(12) امام صادق(ع) نیز فرمودند:"نماز شب صورت را نیكو می كند."(13) از حضرت سجاد(ع) پرسیدند:چه سری است كه افراد نماز شب خوان و شب زنده دار، چنین نیكوچهره اند؟ حضرت فرمود:"آنها با پروردگارشان خلوت می كنند و خداوند از نور خود، آنان را می پوشاند"(14) و خوشا به حال آنها كه پاسی از شب را به تهجد و شب زنده داری می پردازند؛ آنان كسانی هستند كه وارث نور دائم می شوند به این دلیل كه در تاریكی شب به پا خواسته اند.(15) 5،محبت و دوستی:نماز شب، خشم خدا را خاموش می كند(16) و باعث خشنودی خداوند شده و موجب رضایت پروردگار می گردد(17) و دوستی فرشته ها را به دنبا دارد(18) و انسان را در معرض رحمت و مهربانی قرار می دهد.(19) پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"خداوند حضرت ابراهیم را خلیل (دوست) خود نگردانید، مگر به این خاطر كه به دیگران طعام می داد و در شب آنگاه كه مردمان در خواب بودند نماز می خواند."(20) درباره آثار و بركات نماز شب، همین بس است كه امام صادق(ع) فرمودند:"هر عملی كه بنده انجام می هد، ثوابش در قرآن آمده:مگر نماز شب كه خداوند ثوابش را بیان نكرده است؛ زیرا ارزش و مقام آن در نزد خدا، بسیار بزرگ است. لذا فرموده:پهلوهای آنها از خوابگاهها دور می شود(از بستر خواب برمی خیزند) و پروردگارشان را از روی ترس و طمع می خوانند و از آنچه روزی شان داده ایم انفاق می كنند؛ پس كسی نمی داند كه چه چشم روشنی های در برابر آنچه انجام می دهند، برای آنها ذخیره شده است."(21) علامه طباطبایی(ره) می فرماید:"چون به نجف اشرف برای تحصیل مشرف شدم، گاهی به محضر مرحوم قاضی شرفیاب می شدم تا این كه یك روز، كنار در مدرسه ای ایستاده بودم كه مرحوم قاضی از آنجا عبور می كردند. چون به من رسیدند دست خود را روی شانه من گذاشته و گفتند:ای فرزند. دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان."(22) پانوشتها:
1،اسراء/79.
2،تفسیر نمونه، ج12، ص225.
3،بحارالانوار، ج87، ص 14.
4،امالی صدوق، ص 42.
5،نماز شب یا تهجد، ص 16.
6،پاداشهای نمازگزاران، ص120.
7،همان، ص 119.
8،نماز شب یا تهجد، ص 16.
9،فضائل و آثار نماز شب، ص 55.
10،نماز شب یا تهجد، ص 7( به نقل از بحارالانوار، ج 87، ص 123)
11،بحارالانوار، ج 87، ص 144.
12-همان، ص 140.
13،نماز شب یا تهجد، ص 16.
14،منش طلبگی، ص 57.
15،فضایل و آثار نماز شب، ص 55.
16،كنزالعمال، ج 7، ح21431.
17،بحارالانوار، ج87، ص 144 و لقاءا...، ص 33.
18،امالی صدوق، ص 42.
19،بحارالانوار، ج 87، ص 144.
20،میزان الحكمه، ج 5، ص 417.
21،منش طلبگی، ص 51(به نقل از بحارالانوار،ج 87،ص140)
22،حیات عارفانه فرزانگان، ص 35( به نقل از مهر تابان،ص 16)
علی اكبر طحانیان
-
شنبه 12 دی 1388
3:54 AM
نظرات(0)
نگاه دکتر علي شريعتي نسبت به مسائل گوناگون زندگي و به ويژه نسبت به مسائل اسلام اگر نگوييم کاملا متفاوت بايد بگوييم که کاملا متمايز است. با توجه به اينکه اکنون در سالروز شهادت حضرت فاطمه(س) قرار داريم و همچنين با توجه به اينکه در سالروز درگذشت دکتر شريعتي نيز هستيم به مرور کتاب ارزشمند وي درباره حضرت فاطمه(س) ميپردازيم. حقيقت اين است که در اين کتاب ما با چهره ديگري از اين شخصيت بزرگ جهان اسلام آشنا ميشويم و ايشان را از منظري ديگر به نظاره مينشينيم. منظري که با آنچه تاکنون ديدهايم تفاوتهاي بسياري دارد.
شخصيت حضرت(س)
منبع: روزنامه قدس
به اعتقاد شريعتي اينکه حضرت فاطمه درعصر «زنده به گور کردن دختران و در دوران اوج مردسالاري عرب» متولد شد يک اتفاق ساده نبود وجدان جامعه قبايلي عرب همه ارزشهاي انسان را به پسر اختصاص ميداد و دختر را فاقد هرگونه فضيلت و اصالت بشري ميشمرد. پسر نه تنها عامل کسب ثروت و دستيار پدر و حامي خانواده درجنگهاي قبايلي افتخارآفرين پدر و خاندان و قبيله بود، بلکه وارث همه مفاخر اجدادي و حامل ارزشهاي نژادي و ادامه موجوديت اجتماعي و معنوي خانواده بود.
از اينروست که مردي که پسر ندارد ابتر است و در اين زمان و نيز در زماني که خانواده عبدالمطلب سخت نيازمند پسر است، فرزندان حضرت محمد يکي پس از ديگري دختراست.
«فرزند نخستين دختر بود زينب اما خانواده درانتظار پسر است دومي دختر بود رقيه انتظار شدت يافت و نياز شديدتر سومي: امکلثوم دو پسر قاسم و عبدالله آمدند، مژده بزرگي بود اما ندرخشيده افول کردند و اکنون در اين خانه سه فرزند است و هر سه دختر مادر پير شده است و سنش از شصت ميگذرد و پدر گرچه دخترانش را عزيز ميدارد. اما با احساسات قومش و نياز وانتظار خويشاوندانش شريک است. آيا خديجه که به پايان عمر نزديک شده است فرزندي خواهد آورد؟
اميد سخت ضعيف شده است.
آري ، اميد در اين خانه جان گرفت و التهاب به آخرين نقطه اوج رسيد اين آخرين شانس خانواده عبدالمطلب است و آخرين اميد اما... بازهم دختر،
شور و شوق از خانواده بنيهاشم به بنياميه منتقل شد دشمن کامي
زمزمهها و دشنامها و فريادها که: محمد ابتر شده مردي که آخرين حلقه زنجير خاندان خويش است خانواده «چهار دختر»و همين
فاطمه وارث همه داراييهاي پدر
و اين مرد چهار دختر دارد اما نه، سه تنشان پيش از خود وي مردند واکنون تنها يک فرزند بيش ندارد. يک دختر، کوچکترينش فاطمه وارث همه مفاخر خاندانش وارث اشرافيت نويني که نه ازخاک وخون و پول که پديده وحي است آفريده ايمان و جهاد و انقلاب و انديشه و انسانيت...
انا اعطيناک الکوثر... به تو کوثر عطا کرديم اي محمد(ص) پس براي پروردگارت نماز بگزار و شتر قرباني کن، همانا دشمن کينهتوز تو هم «ابتر » است.
به اعتقاد دکتر شريعتي دختر بودن فرزندان پيامبر و به ويژه آخرين فرزندان او جزيي از
تقدير رسالت پيامبر بود تا با فاطمه «دختر» به عنوان وارث مفاخر خاندان خويش و صاحب ارزشهاي نياکان خويش و ادامه شجره تبار واعتبار پدر و جانشين پسر شود.
رقيه و امکلثوم، عروس ابولهب بودند و پس از بعثت براي آزاد و تحقير پيامبر دستور داد تا پسرانش هر دو را طلاق دهند عثمان که جواني اشرافي و ثروتمند بود رقيه رابه همسري گرفت و با او به حبشه هجرت کرد در سختترين دوران دوحامي بزرگ پيامبر يعني ابوطالب و حضرت خديجه زندگي را وداع ميگويند و فاطمه درچنين شرايطي است که معناي کينه او «ام ابيها»آشکار ميشود و در همه درد و رنجها با پدر خود شريک ميگردد سرانجام نيز زماني حاضر به ازدواج و آماده ترک پدر ميشود که احساس ميکند پدر چون گذشته به او نياز ندارد.
ازدواج باعلي(ع)
فاطمه با علي بزرگ شده است. او را برادري عزيز براي خويش و پروانهاي عاشق بر گرد پدر خويش ميبيند تقدير سرنوشت اين دو را از کودکي به گونه خاصي به هم گره زده است.
اماعلي که به خواستگاري فاطمه ميرود هيچ چيز ندارد جز زرهي که درجنگ بدر پيامبر به او داده است عثمان آن زره را به 47 درهم ميخرد.
صورت جهيزيه فاطمه از اين قرار است: يک دستاس، يک کاسه چوبي، يک زيلو سختگيريهاي پيامبر نسبت به فاطمه(س) گاه حيرتآوراست.
«در چهره همه ستمديدگان -که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند- هالهاي از فاطمه پيدا بود. غصبشدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشقها و عاطفهها و ايمانهاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي وعدالت ميجنگيدند، در توالي قرون، پرورش مييافت... اين است که همه جا در تاريخ ملتهاي مسلمان و تودههاي محروم دو امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حقخواهي و عدالتطلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه يک «زن» بود. آن چنان که اسلام ميخواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر، خود رسم کرده بود و او را در کورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
مظهر يک «دختر» در برابر پدرش. مظهر يک «همسر» در برابر شويش. مظهر يک «مادر» در برابر فرزندانش. مظهر يک«زن مبارز و مسئول» در برابر زمانش و سرنوشت جامعهاش. وي خود يک «امام» است. يعني يک نمونه متعالي، يک تيپ ايدهآل براي زن يک «اسوه» يک «شاهد» براي هر زني که ميخواهد «شدن خويش» را خود انتخاب کند.
او با طفوليت شگفتش، با مبارزه مدامش در دو جبهه خارجي و داخلي در خانه پدرش، خانه همسرش ، در جامعهاش، در انديشه و رفتار و زندگي اش، «چگونه بودن» را به زن پاسخ ميداد....
پس از فاطمه، علي همسراني ميگيرد و از آنان فرزنداني مييابد.
اما از همان آغاز فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا ميکند. اينان را «بنيعلي» ميخواند و آنان را «بني فاطمه»
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر.
و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونه ديگري ميبيند از همه دخترانش تنها به او سخت ميگيرد. از همه تنها به او تکيه ميکند. او را -در خردسالي- مخاطب دعوت بزرگ خويش ميگيرد.
لحظه ديدار و وداع
در واپسين لحظات «به امرافع» گفت: بستر مرا در وسط اتاق بگستران. آرام و سبکبار بر بستر خفت، روبه قبله کرد. در انتظار ماند، لحظهاي گذشت و لحظاتي... ناگهان از خانه شيون برخاست. پلکهايش را فرو بست و چشمهايش را به روي محبوبش که در انتظار او بود گشود. شمعي از آتش و رنج در خانه علي خاموش شد و علي تنها ماند با کودکانش...
شب- خاموش و غمگين- زمزمه درد او را گوش ميدهد، بقيع آرام و خوشبخت و مدينه بيوفا و بدبخت. سکوت کردهاند، قبرهاي بيدار و خانههاي خفته ميشنوند نسيم نيمهشب کلماتي را که به سختي از جان علي بر ميآيد از سر گور فاطمه به خانه خاموش پيغمبر ميبرد.
«بر تو از من و از دخترت، که در خواب فرود آمد و بشتاب به تو پيوست، سلام اي رسول خدا»
وي در همه ابعاد گوناگون «زن بودن» نمونه شده بود.
-
شنبه 12 دی 1388
3:54 AM
نظرات(0)
منبع: سايت بينات
زندگي حضرت زهرا سراسر ارتباط معنوي با خداوند و اتصال روحاني به او و تسليم کامل به ذات حق است. تلاش در راه هدايت امت از شاخصهاي مهم زندگي اوست که البته تاريخ در بسياري از موارد از آن ياد نکرده است و از اين افق به اين موضوع تاکنون نگريسته نشده است. زيرا يک انسان مکتبي که تمامي توجه خود را به سوي خداوند معطوف کرده نيازي به ارائه آن به ديگري ندارد بويژه اينکه برخي از مفاهيم مکتبي و بندگي اصولا قابل ارائه نيستند. (بطور مثال) وقتي که يک بوته گل را در اوج عطرافشاني و طراوت نظارهگريم و از بوي و زيبائي آن لذت ميبريم تمامي آنچه را که حس ميکنيم نميتوانيم بيان کنيم و بر زبان آوريم و اينچنين است که يک انسان مکتبي عليرغم ارتباطات معنوي که بين خود و خداي خود دارد امکان بيان آن را نميتواند داشته باشد و قلم و بيان از وصف آن عاجز است. براين اساس است که آنچه از اين ارتباطات روحاني به انسانها ميرسد قابل بيان و لمس نيست زيرا يا کلمات قادر به وصف آن نيستند و يا اينکه موحدان اين احساس و تجربههاي ديني را صرفا براي ماندگاري نزد حضرت حق و تنها در جهت اخلاص او کسب ميکنند از اين رو نميخواهند آنها را آشکار کنند.
چکيده زندگي اين انسان بزرگ آن است که او حتي براي لحظهاي براي خود زندگي نکرد او براي اهداف رسالت، براي ادامه راه پدرش، براي تحقق اهداف اميرالمومنين و براي امامت دو فرزندش زندگي کرد همانهايي که رسول خدا فرمود حسن و حسين دو پيشواي اين امت هستند خواه قيام کنند و خواه سکوت و حضرت زهرا نه از جهت وابستگي خويشاوندي به اين چهرههاي مقدس اينگونه رفتار ميکرد بلکه او زندگي خود را براي رسالت و خدمت به آن وقف کرده بود زيرا اين گونه زندگي را خدمت به اسلام تلقي ميکرد و پيشبرد اسلام بيشترين تلاش او را تشکيل ميداد.
عليرغم مظلوميت ذاتي حضرت زهرا و اذيت و آزارهايي که به ساحت ايشان شد و عليرغم مشکلات عديدهاي که او در اين راه تحمل کرد به راحتي ميتوان از ميان کلمات و سخنان حضرتش فهميد که آنچه ذهن و فکر و عقل حضرت زهرا را به خود مشغول کرده بود مسئله اسلام و مفاهيم مربوط به آن مثل خلافت حضرت علي (ع) اين امر براساس روايت غدير حق مسلم اميرالمومنين است و زهرا مرضيه براي اثبات اين حق و ياري نمودن حقيقت تمامي تلاش خود را بکار گرفت و اينگونه بود که تمامي مشکلات و رنجها را تحمل کرد تا در محضر عموم مسلمانان با ايراد خطبه روشنگري کند. او در اين راه با زنان مهاجرين و انصار سخن گفت با مردان آنان نيز تکلم کرد و محور همه اين گفتگوها حق حضرت علي در باب خلافت بود اين تلاش در جهت علاقه شخصي و همسري او با حضرت علي نبود حتي مطالبه فدک نيز در جهت حمايت و پشتيباني از امامت بود زيرا فدک رمز استمرار خلافت محسوب ميشد چنانچه ابن ابيالحديد که از بزرگان معتزله است به نقل از برخي از اساتيد خود ميگويد درخواست فدک در واقع درخواست حق شرعي و جلوگيري از انحراف امت پس از وفات رسول خدا (ص) است.
و اينگونه است که مکتب در شخصيت اين بانو تجسم پيدا ميکند و شجاعت زهرا در مطالبه حق شرعي از هويت مکتبي او نشات ميگيرد و نگراني و حزن او نيز از آن برميخيزد گريه او در راستاي اهداف اسلام است و زماني که در فقدان پدر گريان است نه از جهت از دست دادن پدر زيستن است بلکه گريه او از جهت رابطه عميق با پيامبر به عنوان رسول خداست.
حضرت زهرا (س) در کنار تلاش براي استقرار و استمرار جريان رسالت، قدم در راه حل مشکلات مردم برميدارد زيرا توجه به مردم را بخشي از رسالت ميداند و ارزش حضرت زهرا از اين جهت بسيار والاست ارج و مقام حضرتش عليرغم رفيع بودن اهتمام تبار و خاندان او در راه مکتب و مردم است ارزش او به پايبندي به ارزشهاي اسلامي است که او منادي آن بود و براي تحقق اين ارزشهاست که انسان براي ديگران زندگي ميکند قبل از آنکه براي خود زيست کند، پذيرش مشکلات مردم دوست داشتن دوست داشتنيهاي مردم، و طرد آنچه مردم نميپسندند در زندگي زهرا مرضيه متجلي است بلکه حضرت زهرا افقي بالاتر از اين هم داراست او نعمتهاي الهي را تنها بين خود و مردم تقسيم نميکرد بلکه ديگران را بر خود ترجيح ميداد عليرغم آنکه خود به آنها به شدت نياز داشت.
او عليرغم نياز شديد خود به دعا براي رفع دردها و الام خود از فرصت شبهاي راز و نياز استفاده ميکرد تا در پيشگاه خداوند به بندگي و عبادت بپردازد او نماز و نيايش به درگاه احديت در هالهاي از معنويات و روحانيت را صرف دعا براي رفع نيازمنديهاي مومنين و طلب بخشش گناهان ديگران ميکرد و از خداوند اعتلا و پيشرفت منان و روا شدن حاجات شفاي بيماران را طلب ميکرد و در آن نيايشهاي شبانه از ذکر نام افراد هم دريغ نميکرد فرزندش امام حسين(ع) وقتي اين شيوه مناجات را مشاهده کرد پرسيد مادرم چرا براي خود دعا نميکني و او جواب داد اي پسرم اول همسايه سپس خانه به عبارت ديگر ابتدا بايستي در انديشه ديگران بود پيش از آنکه به فکر خودمان باشيم و به مشکلات ديگران فکر کنيم قبل از آنکه در انديشه خودمان باشيم. تلاش کنيم تا آرزوهاي ديگران محقق شود پيش از آنکه در راه تحقق آرزوهاي خودمان قدم برداريم و از خداوند بخواهيم آنچه به ديگران داده به ما هم بدهد و اين حقيقت را زهرا خواهان است و اينگونه بود که آيات جاويدان قرآن بر اين خانواده نازل گشت آياتي که نشان ميدهد آنها ديگران را بر خود ترجيح ميدهند و نتيجه آن دور شدن از عذاب الهي و کسب رضايت خداوند است.
زهراي اطهر تمامي عشق خود را به مردم داد و به واسطه همين ايثار به مراتبي رسيد که تمامي وقت خود را صرف حل مشکلات مردم ميکرد و اين روحيه بر تمامي صفات زيباي او برتري داشت عشق الهي را براي عشق به مردم ميخواست و بر اين باور بود که آنکه خداوند را دوست دارد امکان ندارد که بغض برادر دينياش را به دل بگيرد الخلق کلهم عيالالله واحبهم الي الله انفعهم لعياله مخلوقات خداوند همگي خانواده اوهستند و دوست داشتنيترين آنها آن است که براي خلق سودمندتر باشد.
-
شنبه 12 دی 1388
3:52 AM
نظرات(0)
-
شنبه 12 دی 1388
3:50 AM
نظرات(0)
تجربه ديني
-
شنبه 12 دی 1388
3:50 AM
نظرات(0)
موضوع:
الف - هدف از ترجمه مقاله
-
شنبه 12 دی 1388
3:45 AM
نظرات(0)
-
شنبه 12 دی 1388
3:43 AM
نظرات(0)
الكسين كارل پزشك و جراح و فيزيولوژيست وزيست شناس مشهور قرن بيستم فرانسه و برنده جايزه نوبل 1912مي گويد:نيايش و تفرع و ناله و طلب ياري و استعانت و گاهي يك حالت كشف و شهود روشن و آرام دروني و مستمر و دورتر از اقليم همه محسوسات است.به عبارت ديگر مي توان گفت كه نيايش پرواز روح به سوي خدا يا حالت پرستش عاشقانه نسبت به آن جدايي است كه معچزه حيات از او سرزده است و بالاخره نيايش نمودار كوشش انسان است براي ازتباط با آن وجود نامرئي آفريدگار عقل كل و قدرت مطلق وخير مطلق و منچي هر يك از ما . اين سير روحاني انسان به سوي پروردگار داراي فوايد بسيار و غير قابل انكار و از همين رو در تمامي اديان بر آن تاكيد شده است چرا كه از يك سو فرد نيايش كننده به ويژه اگر با شور و حرارت دعا كند بسياري از اوقات به هدف و مقصودش نامل مي شود و از سوي ديگر نفس اين عمل داراي ارزش و اعتبار خاصي است و به انسان ارامش و امنيتي پايدار هديه مي دهد و رفته رفته باعث صلح دروني و هماهنگي و سازش خوش فعاليت هاي عصبي را اخلاقي مي شود و بزرگترين ظرفيت عمل در برابر محروميت اتهام و اندوه و بيماري و و درد را به انسان مي دهد.
-
شنبه 12 دی 1388
3:30 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



