لیست خرید علی دایی سرمربی پرسپولیس برای فصل آینده مشخص شد.
این دوست نزدیک سرمربی پرسپولیس که نگران فاش شدن اسمش است با بیان این مطلب میگوید: «البته چیزی مشخص نیست.من هم در حد حرف شنیده ام اجازه بدهید خودش بعدا اسامیرا اعلام میکند.»وقتی نام بازیکنان مد نظر که کاملا مشخص است در تفکرات دایی جا دارند را ذکر میکنیم نه تایید میکند و نه تکذیب،فقط میگوید«امکانش هست»
به احتمال فراوان در لیست دایی بازیکنانی مثل مجید غلامنژاد، حسین کعبی، جلال حسینی، کریم انصاریفرد و غلامرضا رضایی حضور خواهند داشت.
این طور به نظر میرسد دایی قصد دارد فصل آینده یک خانه تکانی اساسی در پرسپولیس انجام دهد و به احتمال فراوان شیث رضایی، علیرضا محمد، جلال اکبری، نبیباقریها در لیست فروش این تیم قرار خواهند گرفت. این اتفاق در حالی خواهد افتاد که با توجه به قرارداد یک و نیم ساله دایی با پرسپولیس علی کریمیهم فصل آینده نیز جایی در این تیم نخواهد داشت.
-
شنبه 12 دی 1388
4:10 AM
نظرات(0)

-
شنبه 12 دی 1388
4:09 AM
نظرات(0)
سورنا
سپهبد سورنا (رستم سورن پهلو) (۵۲-۸۲ پیش از میلاد) یکی از سرداران دلیر سپاه ایران در زمان اشکانیان است.
-
شنبه 12 دی 1388
4:07 AM
نظرات(0)
5 راه حل برای فرار از دندان های زرد
هر روز با خوردن مواد غذایی و حتی نوشیدنی هایی مانند : چای و یا قهوه باعث می شوید که دندان هایتان حالت زردی را به خود گرقته و از حالت شقاقی که شما تمایل دارید خارج شود حال باید چه کاری انجام داد؟
* بعضی از مواد غذایی مانند سیب و هویج باعث سفیدی دندان هایتان می شود زیرا این دو میوه دارای موادی هستند که باعث می شود رسوبی که بر روی دندان های شما قرار دارد از بین برود، و جرم روی دندان هایتان را نیز پاک می کند.
* مواد غذایی و نوشیدنی هایی مانند:
چای،قهوه برخی میوه هایی که دارای رنگ قرمز هستند مانند:گیلاس،تمشک و ... حالت لکه دار کردن و رسوب دندان هایتان را افزایش می دهد پس برای اینکه این لکه های و جرم های قهوه ای و زرد رنگ بر روی دندان های تان نماند،مدتی بعد از اینکه این مواد غذایی را میل نمودید بهتر است از مسواک استفاده کنید.
* اگر شما فردی سیگاری هستید این لکه های هر چه سریعتر و هر چه بیشتر بر روی دندان های تان ظاهر می شود زیرا سیگار به دلیل نیکوتین بالایی که دارد،رسوبات بسیاری را بر روی دندان های تان به جای می گذارد. و راه حلی که برای این موضوع پیشنهاد می کنیم بدین ترتیب است که شما می توانید هر جند وقت یک بار به دندانپزشک مراجعه کنید و او دندان های شما را جرم گیری کند تا این لکه های کاملا محو شوند.
* برای اینکه همیشه دندان هایتان براق بماند توصیه می کنیم که سه بار در روز مسواک بزنید و مدت زمانی که برای هر بار مسواک زدن توصیه می شود سه دقیقه است نه بیشتر که به مینای دندان آسیب برساند و نه کمتر از این مدت زمان که باعث شود دندانهای شما را به خوبی تمیز نکند.
-
شنبه 12 دی 1388
4:07 AM
نظرات(0)
مذهب در سایه اعتقاد به معاد، رشته زندگی را به دوران پس از مرگ امتداد داده و مرگ را دروازه ابدیت و فرشته ای را كه مأمور گرفتن جانهاست، پاسدار آن دانسته است واز این طریق به زندگی مادی بشر رونق و طراوت خاصی بخشیده و بر اثر نویدهای جهان دیگر، غبار غم و فنا و نیستی را از چهره آنان زدوده است و از این راه، عامل دلهره و نگرانی را از میان برداشته است.
گفتار قرآن در این زمینه
قرآن با صراحت هر چه تمامتر، آرامش و ثبات خاطر را از آن كسانی می داند كه دارای ایمان باشند. آنجا كه می فرماید:"الذین امنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئك لهم الامن" (فقط برای آن دسته امنیت و آرامش خاطر است كه دارای ایمانند و آن را با ستم نپوشانیده اند.) و در آیه دیگر، اطمینان و آرامش فكری را اثر مستقیم یاد خدای بزرگ می داند، چنانكه می فرماید:"الا بذكر ا... تطمئن القلوب" (آگاه باش كه قلبها با یاد خدا آرام می گیرند). قرآن از این آرامش خاطر در بسیاری از آیات به لفظ "سكینه" كه مترادف با آرامش است، تعبیر می كند؛ چنانكه می فرماید:"هو الذی انزل السكینة فی قلوب المومنین لیزدادوا ایماناً." (اوست كه آرامش را در قلوب افراد با ایمان فرود می آورد تا بر ایمان خود بیفزایند.) و از نظر روان شناسان، مسلم و قطعی است كه اكثر بیماریهای روانی كه از ناراحتی های روحی و تلخیهای زندگی نشأت می گیرد، در میان افراد غیر مذهبی دیده می شوند. افراد مذهبی به هر نسبت كه ایمان قوی و محكم داشته باشند، از این بیماریها مصون ترند. از این رو، یكی از عوارض زندگی عصر ما كه در اثر ضعف ایمانهای مذهبی پدید آمده است، افزایش بیماریهای روانی و عصبی است. خداشناسی و ضمانت اجرای قوانین در جامعه
هر قانونی هر چه هم پیشرفته باشد، در صورت عدم اجرا سودی نخواهد داشت.
اكنون باید دید ضامن اجرای قوانین چیست؟ در جوامع كنونی، قوای انتظامی كشورها، عهده دار رسیدگی به اجرای قوانین مملكتی هستند، اما جای سخن اینجاست كه چنین حكومتهایی می خواهند منهای دین و ایمان حكومت كنند، لذا موفقیت كاملی در این زمینه به دست نخواهند آورد. تنها از یك سلسله تعدیها و خلافهای آشكار می توانند جلوگیری كنند، ولی هرگز جلوگیری از تعدیهای پنهانی كه از دید دستگاههای انتظامی دور است، برای آنان امكان پذیر نیست. درباره چنین خلافها و قانون شكنیها جز ایمان و حس مسؤولیت و ترس از كیفرهای الهی، چیز دیگری مؤثر نیست، زیرا قلمرو حكومت ایمان، چنان نیرومند است كه نه تنها انسان را از قانون شكنیهای علنی بازمی دارد، بلكه او را از گناههای درونی پنهانی كه احدی از آنها آگاه نیست مصون داشته و حتی وی را از اندیشه گناه و تصمیم درباره عمل زشت باز می دارد. گذشته از این، كنترل خود نیروهای انتظامی یكی دیگر از مشكلات حكومت منهای مذهب است. زیرا اگر اینان خود در صدد سوء استفاده از مقام و موقعیت خود برآیند، چگونه می توان آنها را از آن باز داشت؟ اینجاست كه حكومتهای بشری در اجرای قوانین به بن بست می رسند، ولی در اجتماعی كه زیر بنای آن را اخلاق و فضیلت براساس ایمان به خدا تشكیل دهد، این مشكل وجود نخواهد داشت، زیرا خدا را همواره حاضر و ناظر می داند و این بهترین ضامن اجرای قوانین است آن هم قانونی كه تا اندرون خانه ها و در اعماق روحها و جانها حكمفرماست.
تعدیل غرایز تسلط بر نفس
وجود انسان، توده ای از یك سلسله غرایز و تمایلات درونی است، كه زندگی انسان بر آنها استوار است و اگر روزی این تمایلات از انسان گرفته شود، اندیشه حیات از او سلب می گردد و سرانجام نسل وی به نابودی می گراید؛ ولی این غرایز در صورتی وسیله سعادت و موجب خوشبختی جامعه انسانی است كه در به كار بردن آنها، از هر نوع افراط و تفریط خودداری شود و به اصطلاح خواسته های درونی او تعدیل گردد.
مثلاً تمایلات جنسی در دختر و پسر در فصل بلوغ، تجلی یك غریزه درونی است كه دست آفرینش در نهاد انسان پدید آورده است و بقای نسل بشر، در گرو اعمال این غریزه می باشد؛ ولی اگر بشر در اشباع این غریزه حد و مرزی را نشناسد، دچار هرج و مرجی می شود كه مفاسد آن بر كسی پوشیده نیست و هر كدام اساس و استوانه زندگی به شمار می روند. شكی نیست كه هر فرد از انسان، خواهان اعمال غرایز و ارضای عواطف خود تا سرحد اشباع می باشد، و كمتر كسی پیدا می شود كه به حق خود قانع گردد و از صمیم دل در صورت برخورد منافع وی با دیگران، خواهان اعتدال و میانه روی باشد و اگر هم پیدا شود، بسیار كم و انگشت شمار می باشد. اكنون باید دید كه این غرایز سركش را چگونه می توان كنترل نمود؟
بهترین راه برای تعدیل آنها، ایجاد حس مسؤولیت در دل اجتماع است؛ به طوری كه افراد جامعه خود را در برابر یك قدرت مطلق و برتری كه در تمام لحظه ها، در آشكار و پنهان، ناظر اعمال آنهاست، مسؤول بدانند و معتقد باشند كه كسانی كه در ارضای غرایز خود راه افراط و تفریط می پیمایند و از جاده اعتدال و میانه روی منحرف می گردند، سخت كیفر می بینند. یك چنین حس مسؤولیت جز در پرتو ایمان به خدای دانا و توانا، حاضر و ناظر، بینا و شنوا، آگاه از درون و برون بشر، تأمین نمی گردد. افرادی را می بینیم كه در عین تنگدستی دست به مال مردم دراز نمی كنند، در دوران قدرت شهوت، به ناموس مردم تجاوز نمی كنند، برای به دست آوردن مقام و منصبهای مادی كار نامشروع انجام نمی دهند و در بهره برداری از عواطف و تمایلات خود، جز راه عدالت و میانه روی، راه دیگری را انتخاب نمی كنند. یك چنین خودداری، دلیلی جز ایمان به خدا و امید به پاداش و بیم از كیفر او ندارد.
نقل از روزنامه قدس
1) آفریدگار جهان، ناصر مكارم شیرازی.
2) درسهایی از اصول دین در راه حق.
3) خدا و نظام آفرینش، جعفر سبحانی.
4) راز آفرینش، كرسی موریسن.
5) خداوند بزرگ و من، موریس مترلینگ.
6) ماتریالیسم و متافیزیك، محمد صادقی.
7) به سوی كامیابی، رابینز آنتونی.
8) انسان شناسی، محمود رجبی.
9) از دولت عشق، كاترین پاندر.
-
شنبه 12 دی 1388
4:04 AM
نظرات(0)
مصاحبه زير گفتگويي است با يك خانم آلماني كه به دين اسلام گرويده است . تانيا پولينگ ، در يك خانواده مسيحي متولد شده است واز اهالي هامبورك است . وي بيست و دو سال سن دارد و برداشت وي از دين اسلام بسيار جالب و شنيدني است . همچنين او علت سرزندگي اش را ، آشنايي با اسلام ميداند. او در پاسخ به اين سوال كه شرح حال خود را باز گو كند چنين ميگويد:
من در خانواده اي تقريباً مرفه زندگي مي كردم و در واقع به ظاهر همه چيز داشتم. دوستان زيادي داشتم و هميشه پس از كار با آنها به گردش و تفريح مي رفتم. اگر چه در جمع بودم اما هميشه احساس سرگرداني و پوچي داشتم و در عين خوشي دردل به دنبال چيزي مي گشتم. بيش از هر چيز از اينكه نمي دانستم اين احساس چيست و به دنبال چيستم، مضطرب بودم. يكي از روزها كه با دوستانم در مركز خريد شهر هامبورگ مشغول گشتن بوديم ، ناگهان به يك زن مسلمان محجبه برخورد كردم. با غرور خاصي شروع به مسخره كردن او كرديم و من به او گفتم : اين چه قيافه اي است كه براي خودت درست كرده اي ؟ برخلاف انتظار من كه فكر مي كردم او را خرد كرده ام ، بلافاصله جواب داد: اين چه وضعيت برهنگي است كه تو براي خودت درست كرده اي ! گفتگويي غافلگيركننده بين ما در گرفت و آن خانم مسلمان نه تنها از خود هيچ ضعفي نشان نداد بلكه تمام مدت نيز سعي كرد تا به من بفهماند كه حفظ حيا و پوشش نشانه سلامت روح و روان است. و بر عكس برهنگي نشاني از بيماري و عدم سلامتي روح است. طبيعتاً در آن وضعيت همه حرفهاي او را رد كردم و هر كدام از ما به راه خود ادامه داد. اما اين برخورد مرا شديداً به فكر فرو برده بود و روزها به شخصيت محكم و پرصلابت آن زن محجبه فكر مي كردم. همين فكر حس كنجكاوي مرا برانگيخت و بالاخره يك روز از روي كنجكاوي به مسجد امام علي (ع) در هامبورگ رفتم. حضور مليتهاي مختلف حتي آلماني مسلمان بسيار برايم جالب بود و بهت زده اعمال آنان را زير نظر گرفته بودم . آن روز با عده اي نيز صحبت كردم و خصوصاً كه متوجه شدم، دين اسلام فقط مخصوص شرقي ها نيست و اروپايي هاي زيادي نيز به اين دين مشرف شده اند . از سوي ديگر روابط عاطفي آنان خيلي مرا مجذوب خود كرده بود. احساس مي كردم همه با هم هستند و كسي احساس تنهايي ندارد، اگر چه در اقليت هستند. مقايسه مي كردم با زندگي خودم و مي ديدم ، ما اگر چه در جمع هستيم ، در كنار يكديگر زندگي مي كنيم ، دوست و رفيق و آشنا زياد داريم، بعضاً با خانواده نيز زندگي مي كنيم ، اما در واقع هر كسي براي خودش زندگي مي كند. نمي دانم شايد بهتر است بگويم ما حتي براي خود نيز نبوديم ، از آنجايي كه هيچ كس حتي به خودش نيز فكر نمي كرد و فكر نمي كرد براي چه در دنيا آمده است، يا براي چي زندگي مي كند ، آخر خط چيست ؟ من اين حالت را در مسلمانان نديدم. آنها سرگردان نبودند و مي دانستند براي چه زندگي مي كنند. از هر كه سؤالي مي كردم ، جوابي داشت و همه جوابها تقريباً يكي بود. آنها انسان را در مقابل همه چيز مسؤول مي دانستند. در حالي كه من ياد گرفته بودم، انسان فقط در برابر خودش مسؤول است. فرد هنگامي كه در جمع مطرح مي شد، ديگر معنايي نداشت و من بر عكس از فرد و حقوق فرد شنيده بودم. اينجا بود كه دريافتم اينها با هم هستند چون قلبهايشان براي يك چيز مي تپد. ارتباط من بدين صورت با مسجد هامبورگ به طور مداوم ادامه يافت و در اين رفت و آمدها با برخي از مسلمانان ، خصوصاً ايراني ها ارتباطم بيشتر شد. استدلال هاي آنان را كاملاً قبول داشتم و اين گفتگوها و رفت و آمدها تا بدانجا پيش رفت كه بالاخره احساس كردم من هم « يك مسلمان هستم » و بدين ترتيب شهادتين را به جا آوردم.
-
شنبه 12 دی 1388
4:02 AM
نظرات(0)
بشر در سایه دانش نیرومند خود، بر بسیاری از مشكلات زندگی پیروز شده و به قسمتی از بیچارگیها و ناتوانیهای خود پایان داده است. ولی در برابر این پیروزی چشمگیر علمی، به سكون خاطر و آرامش روان كه زیر بنای یك زندگی سعادتمندانه است، نه تنها دست نیافته است، بلكه به موازات پیشرفتهای مادی و افزایش وسایل استراحت جسمی، مشكلات روانی او روز به روز افزون گردیده و لحظه به لحظه به سیر صعودی خود ادامه می دهد، گویی نگرانیهای روحی و دلهره های روانی، با پیشرفتهای مادی و تمدن ماشینی او توأم و همراه بوده و به موازات هم در حال پیشرفت هستند.
البته، بشر در تمام قرون با نوعی از اضطراب و تشویش دست به گریبان بوده است؛ ولی هیچ گاه بسان این عصر دچار ترس، غم، اضطراب، دلهره، تشویش خاطر و پریشانی روان نبوده است گواه آن، آمارهایی است كه مطبوعات صنعتی ترین كشورهای جهان در این باره منتشر ساخته اند. البته، اضطراب و نگرانی عللی دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.
1) مادیگرایی بی حد و حساب:در میان گروهی كه معنویات را به بوته فراموشی سپرده اند و جز مادیات زودگذر دنیوی، هدف دیگری ندارند؛ هر فردی از آنان برای بهتر زیستن و ارضای غرایز و اشباع خواسته های درونی خود، پیوسته تلاش می كند و در عین حال به یك دهم آنچه می خواهد نمی رسد. نتیجه چنین دنیا خواهی و تجمل پرستی، جز تشویش و اضطراب و سلب آرامش فكری چیزی نیست. شخصی كه هدفی جز ثروت اندوزی و بهره گیری مادی و لذتهای جسمی نداشته باشد و در حقیقت فضای فكر و روح و روان او را دنیا طلبی و مادیات پر كرده باشد، از آنجا كه قسمت اعظم آنچه را می خواهد فراهم نمی گردد، ناچار دچار آزارهای فكری و تشویش و نگرانی روانی شده، و پیوسته رنج می برد. 2) معمای هستی:بشر در پرتو حس كنجكاوی، خواهان درك راز هستی و معمای خلقت است. او همواره می خواهد بفهمد كه سرآغاز هستی و سرانجام آن كجاست و خود او از كجا آمده و راز آفرینش او چیست، و بسیاری از افراد بشر در فصل مخصوصی از عمر خود می پرسند:از كجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟ گروهی در پرتو داشتن سرمایه علمی كافی، و رهبریهای صحیح، به درك راز خلقت و سرآغاز و سرانجام آن موفق می گردند؛ ولی برخی در اثر ناهمواری محیط، در دریای حیرت و بهت فرو می روند. در این میان، آن گروه كه حساسیت خاصی در این مسایل دارند، اگر حس كنجكاوی آنان به طرز صحیحی رهبری نشود و یا خود آنها نیز مایه كافی برای حل این معما نداشته باشند، چه بسا دچار افكار مالیخولیایی و تشویش فكری می گردند و در فشار روانی خاصی كه سرانجام بدی دارد، قرار می گیرند.
3) شداید و مصایب:جهان پر از مصایب و شداید است. هر فردی در طول زندگی خود با یك سلسله از محرومیتها، شكست، فقدان عزیزان، حوادث ناگوار و فرساینده اجتماعی، بلاهای زمینی و آسمانی و دهها گرفتاری دیگر مواجه می شود و هر كدام از آنها عامل مهمی برای اضطراب و دلهره و غم و اندوه به شمار می روند. در یك چنین توفانی كه كشتی زندگی بر اثر برخورد با كوههای مخفی دریای پر توفان اجتماعی ما، به شدت می شكند؛ عاملی لازم است كه به روح و روان آرامش بخشد، تا در پرتو آرامش روحی، كشتی شكسته خود را به ساحل نجات رهبری كنیم.
4) اندیشه فنا:هر فردی به طور قطع و یقین می داند كه رشته عمر وی پس از مدتی قطع خواهد گردید و از آنچه به قیمت عمر خود گرد آورده، دست خواهد شست. اندیشه مرگ كه به صورت هیولای مخوفی در برابر هر انسانی مجسم می گردد. گاهی در این مرحله، فشار روانی به حدی می رسد كه انسان را به مرگ زودرس دچار می سازد، زیرا وقتی بشر مرفه خود را با یك چنین اعتقادی (كه مرگ دروازه فناست و پس از مرگ خبری نیست) در آستانه فنا دید، یأس و نومیدی مطلق، محیط روح را سخت تیره و تار كرده و زندگی را به كام او تلخ می سازد. در اثر این عوامل و همانند آنهاست كه زندگی در محیطهای دور از معنویت، با رنج و فشار روحی توأم است و بشر مادی در فكر پناهگاهی است كه به روح متزلزل او ثبات و آرامش بخشد، و خود را از این اضطراب و دلهره برهاند و گروهی به مشروبات الكلی، برخی به مواد مخدر مانند هروئین و كوكائین، و ... پناه برده و عده ای خود را به قمار مشغول می سازند، تا در سایه این عوامل تباه كننده عقل و احساس، مدتی در جهان بی خبری به سر برند و به طور موقت روح و روان خود را به دست فراموشی سپرده و از فشارهای محیط مادیگری ناآگاه گردند. منبع روزنامه قدس
-
شنبه 12 دی 1388
4:01 AM
نظرات(0)
سعادت، موضوعي است که همواره ذهن آدمي را فراخور درکي که از اشياء و پديدههاي جهان هستي دارد، مشغول داشته است.
ديدگاههاي اين جهاني ياگيتيک، سعادت را آن گونه که راهي جز آن ندارد در تعلقات همين جهان ميپندارند و در سوي ديگر، ديدگاههاي متاگئيستيک (متافيزيک= مابعدالطبيعه) مفهوم سعادت را گستردهتر و حوزه پاداش برخورداري آن را پهنهورتر نمودهاند.
در اين ميانه قرآنپژوهي سعادت شناختي، گامي است درجهت شناخت معيارها و ملاکهاي خوب بودن و خوب ماندن و آراستن خود به صفات پسنديده و ارزشمند اخلاقي که موجب خوشبختي اين جهاني و رستگاري آن جهاني ميگردد. خداوند آفريننده آسمانها و زمين است (بديعالسموات والارض-بقره/17) ميداند که خدا مراقب احوال اوست (ان الله کان عليکم رقيبا، نساء/1) و به مراتب ايمان هرکس آگاه است (والله اعلم بايمانکم. نساء/25) و ميخواهد که راه سعادت را به بشر بنماياند (يريد الله لبين لکم و يهديکم سنن الذين من قبلکم و يتوب عليکم. نساء/26) و آنان را از تاريکي ناداني به روشنايي دانايي رهنمون گردد (يخرجهم من الظلمات الي النور، بقره /257) و به سوي بهشت و آموزش خود فرا بخواند (والله يدعوا الي الجنة و المغفرة باذنه. بقره/ 221) چرا که بازگشت همه موجودات و هستومندان به سوي اوست (و الي الله ترجع الامور. آل عمران /119).
هم از اين روست که انسان متاگيئيک انگار، به مفاهيم و ارزشهاي اخلاقي فردي و اجتماعي پايبند است چون که کردارهاي ارزشي را فرآيند پندارهاي نيکوست (حسن نيت و عمل) راه رسيدن به بهشت و مينوي جاودان ميداند.
پرهيزگاري (در آيات متعددي چون طلاق/ 2 و 3- آل عمران/29- شعراء/ 26) توکل (در آياتي چون يونس/71-نمل/79) راستي و راستگويي (در آياتي چون توبه/119- حجرات /15- احزاب/70) شجاعت (در آيات متعددي چون نساء/104- توبه/13- فتح/29) سپاسگزاري (در آيات متعددي چون نمل/4- انسان/3- ابراهيم/7) صبر و بردباري (در آياتي چون بقره/153- آل عمران/200- رعد/20) ادب (در آياتي چون نساء/86 و 114- نور/61- مجادله/11) کردار نيکو (در آياتي چون بقره/62-کهف/110- فصلت/46) پاکيزگي (در آياتي چون بقره/222- مائده/6- اعراف/31) استواري پيمان (در آياتي چون بقره/40- مائده/1- اسراء/34) گذشت و چشمپوشي (در آياتي چون آل عمران/159- فساء/149- اعراف/199- رعد/23) همينطور مفاهيم ديگري مانند انفاق و سخاوت، همکاري، توبه، سعي و کوشش، دادگري، فروتني، گفتار نيک، ميانروي، نيايش و دعا و... همه از ارزشهاي اخلاقي هستند که در قرآن به تائيد و تاکيد بر آنها سخن به ميان آمده است و در مقابل به نهي ضد ارزشها ميپردازد و آدمي را از خيانت، ستمگري، خشم، خودخواهي، بدگماني، زيادهروي، آزار، ناسزاگويي، دورويي، هواپرستي و... با گوشزد اين موضوع که انسان با اين کردارها دچار آسيبو زيان ميگردد و کيفر وي دوزخ خواهد بود، او را از اين اعمال شديدا" باز ميدارد.
از سويي نيز مراقبتهاي اخلاقي که در قرآن آمده تاثير بسزايي در استحکام نظام خانواده و اجتماع دارد، مراقبتهايي چون عفت (روم/2- نساء/20) نگاه (نور/30- احزاب/59) حجاب (نور/30- احزاب/59) مسئوليت خانواده (تحريم/6) احترام به پدر و مادر (آيات متعددي چون اسراء/23- انعام/151- احقاف/17- لقمان/14- مريم/14)
بيش از هشتاد آيه قرآن با لفظ ياايها الذين آمنوا در دو بخش «امر به صفات پسنديده» و «نهي از صفات ناپسند» آمده است و آنچه به طور قطع روشن ميگردد اين است که انجام اعمالي که در قرآن سفارش شده است، موجب رستگاري و سعادت بشر و آنچه نهي شده است موجب زيان و خسران خواهد بود. سواي مطالب گفته شده از تمام آيات قرآن که درباره ارزشهاي اخلاقي گفته است ميتوان نتيجه گرفت که عوامل پايهاي و درخور توجه براي سعادت اجتماعي بشر عبارت است از تلاش و کوشش انسانها (کل امري بما کسب رهين. طور/21) به دست آوردن توانايي (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة. انفال/60) و عدالت اجتماعي (کونوا قوامين بالقسط شهداءلله و لو علي انفسکم او الوالدين و الاقربين. نساء/134)
سخن آخر اين که قرآن، به روشني و براي همه زمانها دريچه و سويهاي است رو به سعادت و شناخت رستگاري جاويد.
بيش از هشتاد آيه با لفظ يا ايها الذين آمنوا در دو بخش «امر به صفات پسنديده» و «نهي از صفات ناپسند» آمده است و آنچه به طور قطع روشن ميگردد اين است که انجام اعمالي که در قرآن سفارش شده است، موجب رستگاري و سعادت بشر و آنچه نهي شده است موجب خسران خواهد بود.
قرآن براي سالمسازي جامعه و ايجاد همبستگي و نيل به سعادت. اصول و بايستههاي گوناگوني وضع کرده، چنانچه ايمانآورندگان را برادر ميخواند و از اختلاف و درگيري برحذر ميدارد و براي اينکه ريشه اختلافات اجتماعي را بخشکاند، شش عامل تفرقه را برميشمرد.
-
شنبه 12 دی 1388
4:00 AM
نظرات(0)
حجاب
-
شنبه 12 دی 1388
3:59 AM
نظرات(0)
او به تحصيل دانش، علاقه زيادي داشت و از دوران جواني در علوم رياضي و نجوم و حكمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گرديد. خواجه نصيرالدين طوسي ستاره درخشاني بود كه در افق تاريك مغول درخشيد و در هر شهري پا گذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاريك و در آن عصري كه شمشير تاتار و مغول خاندانهاي كوچك و يا بزرگ را از هم پاشيده و جهاني از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و كنار منزوي و يا فراري مي شدند و بازار كسادي دانش و جوانمردي و مروت مي بود و فساد حكمفرما. وجود و بروز چنين دانشمندي مايه اعجاب و اعجاز است. خواجه نصيرالدين طوسي را دسته اي از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهي او را عقل حادي عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصيرالدين دوره تحصيل ابتدايي را قسمتي نزد دائي خود بابا افضل ايوبي كاشاني و فخرالدين داماد كه او شاگرد صدرالدين سرخسي و او شاگرد افضل الدين جيلاني و او شاگرد ابوالعباس ريوگيري و او شاگرد بهمن يار از شاگردان شيخ الرئيس ابوعلي سينا تحصيل كرده است.
-
شنبه 12 دی 1388
3:58 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



