چاي مهمترين عامل بيماري هاي قلبي
در دنيا اگر شما بررسي كنيد، بيشترين ناراحتي هاي انسان كه باعث مرگ و مير انسان مي شود، ناراحتي هاي قلبي است ناراحتي هاي قلبي سهم اول را در دنيا دارد و جالب اينجاست تحقياتي كه من كردم، حاكي از اين است كه كسايي كه دچار ناراحتي هاي قلبي و انفاركتوس قلبي و مغزي ميشوند كساني هستند كه چاي زياد مصرف مي كنند، بر خلاف آن چيزي كه شما شنيده ايد.
مي گوييد كه چايي در روز پنج تا ليوان بخوري، تا دچار سكته نشويد و من مي گويم اگر ميخواهيد زودتر سكته كنيد بيشتر چايي بخوريد دلائل علمي هم داريم و شصت و پنج تا بيماري براي چايي با دلائل علمي نوشتم.
آماري از بيمارستان شهيد رجايي تهران گرفتي كه تمام بيماران قلبي بدون استثناء فوق العاده چايي زياد مصرف ميكردند. چاي گياهي است سمي و هيچ موجودي در جهان آفرينش مصرف مصرف نمي كندبه جز انسان و تنها آفتي كه چايي دارد انسان است. اياين مساله را مي توانيد آزمايش كنيد، چايي از زماني كه كاشته مي شود تا زماني كه از بين مي رود نه آفت مي زند نه سمپاشي مي شود. چون پنج هزار سال است كه چايي شناخته شده، هيچ حديث و روايتي هم ما در مورد چاي نداريم. حتي روي حيوان هم آزمايش كرديم، چند تا برگ چاي لاي نان گذاشتيم، داديم گاو خورد، انداخت بيرون و نخورد !
شما اگر يه عدد بذر چاي را ميل كنيد ، مي توانم بگويم كه از زندگي بيزار مي شويد از بس كه تلخ و سمي است. بذر چاي مثل فندق است ولي كوچكتر.
پس خداوند مي فرمايد به غذايت نگاه كن، بي مورد نميگويد. شما اگر چايي زياد بخوريد اولين عارضه اش ناراحتي استخوان است بعد سائيدگي استخوان است، ديسك كمر است و فتق ديسك است و در نهايت اگر بيشتر ادامه بدهيد، سنگ هاي كليوي و تومورهاي كلسيمي مغز.
اگر راست ميگويند پنج ليوان چايي در روز سرطان را درمان مي كند پس چرا استفاده نمي كنند. چرا شيمي درماني و راديو تراپي مي كنند. خوب بيايند روزي پنج تاليوان چايي بدهند به بيمار يا اصلا در روز پنجاه تا ليوان چايي بدهند تا سرطان زودتر ريشه كن شود!
نقاطي كه مردم آن چايي زياد مصرف ميكنند، سرطان مري در اين مكانها زياد است آذربايجان، خراسان و گنبد . برويد بررسي كنيد، بيماريهاي سرطان مري در اين مكانها زياد است براي اينكه چايي زياد مصرف ميكنند ، داغ هم ميخورند و قبل از غذا ميخورند.
ما اين را قبول داريم كسي كه به چايي عادت كرده باشد، چايي بخورد غذا زودتر هضم ميشود زيرا چايي اسيد معده را زياد ميكند. آنهايي كه ميخواهند فشارشان سريع پائين بيايد، چايي را بدون قند بخورند. اگر صبح ناشتا چايي بدون قند بخورند، ديگر نمي توانند چهار تا پله بالا بروند، سرشان گيج مي رود و ميخورند زمين. زيرا اسيد معده زياد شده و مغز را مختل ميكند.
چيزهايي ميشنويد كه تا حالا نشنيده ايد!
پرمصرف ترين گياه مضر!
چاي گياهي است كه پنج هزار سال قبل توسط چيني ها شناخته شد و فعلا پرمصرف ترين گياهي است كه بين خانواده ها وجود دارد. از زماني كه چاي كشت مي شود تا زمانيكه از بين مي رود, هيچ نوع آفتي به آن صدمه نمي زند و سم پاشي هم نمي شود و هيچ جانور گياهخواري از برگ سبز آن استفاده نمي كند. تنها مصرف كننده چاي در جهان انسان است! چاي بخاطر داشتن تئين آرام بخش است و مقداري از خستگي را دفع و موجب هضم غذا مي شود زيرا در اثر نوشيدن چاي اسيد معده زياد ترشح مي شود ولي در عوض موجب بيماريهاي زيادي از جمله كم خوني, ناراحتي هاي قلبي و كليوي، ناراحتي هاي پوستي, آرتروز, ريزش مو، حساسيت، زودرنجي، يبوست، داغ شدن كف پا و... مي شود (توضيح اينكه قهوه و نسكافه از چاي مضرترند).
مضرات مصرف چاي زياد 5 تا 6 ليوان در روز
بدليل از بين بردن آهن فريتين خون آنها بالا رفته كبد مي خواهد كمبود آهن را جبران كند پس از آهن ذخيره استفاده كرده و فريتين خون روي 300 يا400 مي رود.1- بيماري قلبي
2- ساييدگي استخوان
2- ساييدگي استخوان
3- ديسك كمر
4- فتق ديسك
5- سنگهاي كليوي
6- تومورهاي مغزي
7- كم خوني
8- سرطانزا (سرطان مري 5 تا 6 ليوان چاي داغ در روز)
9- عرق كردن زياد (كف دست – زير بغل – كف پا)
چاي گياه سمي است كه هيچ آفتي نداره غير انسان
هيچ حديثي در مورد چايي نداريم
كساني كه چايي زياد مصرف ميكنن اكثرا دچار ناراحتي قلبي هستند
اگه ميخوايد سكته كنيد روزي 5 ليوان چايي بخوريد
65 تا بيماري براي چايي نوشتند با دليل
آماري كه از بيمارستان شهيد رجايي گرفتند نشون مي داده كه اين بيماران خيلي چايي مصرف مي كردند
چاي موجب سائيدگي استخوان- ديسك كمر -سنگ كليه و تومور هاي مغزي (كلسيمي)
پلي فنول ماده ايست آروماتيك مي دانيد كه مواد حلقوي يا آروماتيك سرطان زا هستند چاي هم اين ماده را دارد
كزانتين و هيپو كزانتين از ديگر تركيبات چاي هستند
هماتولوژي هاريسون بيماريهاي خوني صفحه 101پاراگراف اول يكي از عوامل كم خوني چايي اعلام شده !
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:33 AM
نظرات(0)
محورهاي بحث اين جلسه عبارتند از:
۱- روش روانكاوي
۲- زمينه هاي مورد مطالعه روانشناسي
الف – يادگيري
ب – اختلالات رفتاري
۱- نوروز
۲- پسيكوز
الف – علل اختلالات
ج – عقب ماندگي ذهني
روش روانكاوي: به نظر فرويد بخش عظيمي از علل رفتارهاي ما ناهشيار و ناخودآگاه هستند. از طريق روش روانكاوي مي توان به ماهيت پديده هاي ناخودآگاه پي برد زيرا پديده هاي ناخودآگاه پويايي خاصي داشته و اثرات بسيار شديدي بر رفتار ما به جا مي گذارند.
- يكي از زمينه هاي مهم مورد مطالعه روانشناسي، يادگيري است. روانشناسي به بررسي چگونگي يادگيري، علل آن، تفاوتهاي فردي در يادگيري، روشهاي يادگيري، درك مطالب، روشهاي تسهيل يادگيري، كاربرد حافظه در يادگيري، استفاده از شاخص ها براي يادگيري بهتر مي پردازد.
- زمينه ديگر اختلالات رفتاري است. مبحث عمده روانشناسي شناخت بي نظمي هاي رفتاري و علل اختلالات رفتاري است. اختلالات رفتاري به ۲ مقوله نوروز و پسيكوز تقسيم مي شوند.
- عقب ماندگي ذهني، پر جنب و جوشي، اتيسم و مطالعه عيني رفتار نيز در اين جلسه مورد بررسي قرار گرفت. نشانه هاي اتيسم در خود فروماندگي، تكلم طوطي وار، رفتار قالبي و بي اعتنايي نسبت به محيط است.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:32 AM
نظرات(0)
2- اگر فرضا روزانه يك ميليون مسافر با اتوبوسهاي شركت واحد جابجا شوند و فقط سه مسافر ناراضي باشند، شركت واحد به شش سيگما دست يافته است. اگر تعداد مسافران ناراضي، 333 نفر باشند شركت واحد يك شركت پنج سيگمائي است. اگر مسافرين ناراضي 6210 نفر باشند شركت واحد 4 سيگمائي و اگر تعداد مسافران ناراضي از مرز 66807 نفر بگذرد شركت واحد شركت سه سيگمائي است. پس شش سيگما ميزان رضايتمندي مشتريان را اندازه گيري ميكند. بيشتر شركتها در سطح عملكرد 2 تا 3 سيگما قرار دارند؛ يعني از هر ميليون مشتري، 66807 تا 308538 نفر ناراضي اند و طبعا شركتهائي كه در اين سطح قرار داشته باشند در دنياي كسب و كار با مشكل مواجه هستند. چنين شركتهائي براي سهامداران و صاحبان سرمايه به اندازه كافي سود ايجاد نميكنند، سهامداران ناخوشنود هستند و سرمايه خود را بجاي ديگري منتقل مي كنند.
3- سطح سيگما 5000 عمل جراحي اشتباهي در هفته در دنيا (معادل 1% كل اعمال جراحي اتفاق افتاده در دنيا در هفته)، 7/2 است.
4- گم شدن 20000 مرسوله پستي در هر ساعت (1% مرسوله هاي گم شده در دنيا) معادل 7/2 سيگما است.
5- سطح سيگماي فعلي شرکت فرضی و فاصله آن از 6 سيگما :
الف – PPM ضايعات شاتون در ايستگاه كنترل نهائي در دو هفته قبلي بترتيب: 2120 و 4170 بوده است؛ يعني سطح سيگما فرآيند شاتون به ترتيب 3/4 سيگما و 15/4 سيگما بوده است. آيا خطوط ديگر توليدي نيز چنين هستند ؟!
ب – در تير ماه 84 ، 16% محموله هاي ورودي به شرکت مردود و 28 % آنها قبول مشروط شده اند يعني سطح سيگماي عملكرد كيفي تأمين كنندگان این شرکت بترتيب 5/2 سيگما و 1/2 سيگما بوده است.
ج- ضايعات ماشين كاري خطوط توليدي در نيمه دوم 83، 98/0 % بوده است يعني عملكرد آنها در سطح 85/3 سيگما بوده است.
د- ميانگين نمره آديت محصول در نيمه دوم 83 ، 3/98 بوده است يعني 62/3 سيگما.
ه- نسبت هزينه هاي گارانتي به فروش در نيمه دوم 83 ، 15/1% بوده است يعني 78/3 سيگما.
و- ميزان بهره وري كل توليد در نيمه دوم 82 ، 51% بوده است يعني 5/1 سيگما، كه اين شاخص در نيمه دوم 83 به 35/2 سيگما رسيده است.
ز- نسبت انحراف از برنامه هاي توليد 13% بوده است يعني 6/2 سيگما.
ح- انحراف نسبت زمان واقعي صرف شده براي تكميل و راه اندازي پروژه ها به زمان پيش بيني شده است 20% بوده است يعني 3/2 سيگما.
ط – مقدار انحراف فروش واقعي نسبت به فروش برنامه ريزي شده 23% بوده است يعني 2/2 سيگما.
ي – انحراف نسبت تعداد محموله هاي تحويلي به مشتريان نسبت به محموله هاي درخواستي 23%(2/2 سيگما) است.
ك- سطح سيگماي محموله هاي قطعات با مرجوعي به كل محموله هاي تحويلي،7/2 بوده است.
ل- هزينه هاي مواد نسبت به قيمت تمام سده 5% انحراف داشته است يعني 1/3 سيگما.
- شش سيگما، يك روش و متدولوژي جامع حل مسأله و مشكل به شكل گام به گام است. يعني مشكلات مهم و با ارزش سازمان شناسائي و سپس تك تك آن ها را ميتوان در قالب اين متدولوژي حل كرده و پس از آن، جواب را تثبيت كرده و سراغ مسايل ديگر رفت. پس اين متدولوژي در درون خود از ساختار، برنامه و ابزارهاي توانمند مديريت كيفيت برخوردار است.
- مزيت شش سيگما: تنها راه بهبود يك سازمان اجراي پروژه هاي متوالي براي حل مشكلات است پس شش سيگما يكي از مؤثرترين روشهاي بهبود كيفيت است. تفاوت شش سيگما با ساير روشهاي اين چنيني
تقريبا تمام اقدامات مشابه (SPC,TQM,CFT و نظام پيشنهادات و.... ) مشکلاتی داشتند چون آن ها هرگز نتوانستند توجه مديريت ارشد را به خود جلب كنند و مديريت ارشد به ندرت از اين برنامه ها حمايت جدي و مستقيم كرده اند در اغلب موارد، افراد علاقمند تيم هائي براي بهسازي شركت تشكيل داده و ابزارها و تكنيك هاي بهبود را به كار گرفتند ولي بخاطر عدم حمايت جدي مديريت ارشد، نتيجه اي از اقدامات افراد علاقمند ومشتاق بدست نيامد.
1- كمربند زردها (Yellow Belts) : افرادي هستند كه در سطح عملياتي وظيفه جمع آوري اطلاعات را با دانش موجود در خصوص مفاهيم اوليه، به عهده دارند.
2- كمربند سبزها ( Green Belts ) : افرادي كه هدايت اجزاي پروژه هاي شش سيگما و استفاده از ابزارهاي اصلي بهبود (پارتو- استخوان ماهي– SPC و ......) به عهده آن هاست.
3- كمربند مشكي ها ( Black Belts ) : افرادي كه مديريت اجراي پروژه هاي شش سيگما را بعهده داشته و برنامه هاي آموزشي معرفي رويكرد و ابزارهاي آن را تدوين و اجرا مي كنند.
4- كمربند مشكي هاي ارشد ( Master Black Belts) : افرادي كه پروژه هاي جامع شش سيگما را مديريت و هدايت مي كنند.
5- قهرمانان(Champions) : افرادي كه وظيفه تهييج و معرفي فلسفي و فرهنگي شش سيگما را به عهده داشته و راهبران فكري و روحي ايجاد و بسط اين متدولوژي هستند.
6- مديران ارشد(Executives ): مدير/ مديران ارشدي كه انگيزه توجه و رويكرد به 6 سيگما را در سازمان جاري كرده و نسبت به اجراي آن متعهد و پاسخگو هستند.
مراحل پنجگانه پروژه هاي شش سيگما DMAIC : 1- تعريف مسأله، تدوين منشور پروژه، تعيين و تأئيد مشتري و شرايط وي، تهيه نقشه سطح بالا از فرآيند فعلي.
تحول و تكامل مفهوم TQM همراه با نيازها و الزامات كسب و كار صورت گرفته و بر اين پايه بوده است كه TQM روش شناسي جامع بهبود مستمر سازمان مي باشد. در روش شناسي مديريت كيفيت، جان مايه فرآيند بهبود مستمر در سازمان بر پايه تفكرحذف اتلاف و خطا (ZERO DEFECT) قرار داده شده است.
روش شناسي TQM به همراه تكامل آن در قالب مدل تعالي سازماني با تفكر ZERO DEFECT اگرچه طي دهه هاي 60 تا 80 تأثيرات شگرفي در سازمان به جاي گذاشت اما در دهه ي 80 دچار تحولي ديگري گرديد.
آن چه كمپاني موتورلا در دهه 80 به آن پرداخت را مي توان يك نوع مهندسي مجدد در مديريت كيفيت جامع دانست كه نهايتا“ به طرح روش شناسي شش سيگما منجر گرديد. ضرورتي كه اين شركت را به سمت شش سيگما كشانيد اين بود كه در فضاي پيچيده و بسيار رقابتي كسب وكار ديگر نمي توان صرفا“ با تفكر حذف اتلاف و خطا و برخي راهكار هاي عملياتي به موفقيت رسيد. شش سيگما با تاكيد بر حصول نتايج بسيار اثر بخش تر نسبت به رويكرد هاي كلاسيك TQM عمل مي نمايد .
مثالهاي ساده در شش سيگما:1- چراشرکتها ميخواهند شش سيگما را انتخاب كنند ؟
2- چه كسي گواهينامه شش سيگما را ميدهد؟
3- كمربندهاي ‹‹سبز›› و ‹‹سياه›› در ‹‹تاتامي›› توليد چكاره اند ؟
مثالهاي ساده برای شش سيگما :
1- سطح يك سيگما يعني وجود 170 غلط املائي در هر صفحه از 1 كتاب است ولي سطح شش سيگما معادل حدود يك غلط املائي در تمامي كتابهاي يك كتابخانه است.
- پروژه هاي 6 سيگما تمام فرآيندهاي اصلي، پشتيباني، مديريتي را پوشش داده و دنبال بهبود عملكرد و رساندن سطح عدم رضايت آنها به حداكثر 4/3 مورد در ميليون ميباشد. شش سيگما فقط منحصر به بحث هاي سنتي كنترل كيفيت نميباشد. همه واحدها آماده باشند !!
( كايزن – توليد ناب ) در اين است كه بهبودهاي شش سيگما، جهشي تر، بزرگتر و در زمانهاي كوتاه تر ميسر ميشود.
- در فضاي اقتصادي كنوني كشور ( فقدان بسياري از مؤلفه هاي اقتصاد آزاد و رقابتي ) چه نيازي به روشهاي ارتقاي كيفيت و حل مسأله داريم ؟ ذات بهبود ، يك الزام و نه يك انتخاب بلكه تقديري گريز ناپذير است. به همان علت كه يك بچه، ذاتا بايد رشد كند، بهبود هم يك امر ذاتي است.
فرصت فعلي فضاي اقتصادي كشور كه مانع ورود رقبا ميشود اگر شناخته نشود قطعا در آينده تبديل به تهديد خواهد شد.
- خودتان را راحت كنيد كسي در مورد شش سيگما به ما گواهينامه نخواهد داد ! فقط حل مشكلات و كاهش هزينه ها دليل موفقيت خواهد بود که معمولا مدیران مالی شرکتها هم تائیدیه کاهش هزینه ها را میدهند.
- شش سيگما بر خلاف ساير برنامه هاي بهبود كيفيت، يك فلسفه مديريتي است كه بايد مديريت در آن فعالانه مشاركت كند.
- رويكرد شش سيگما : كاهش مشخص كليه خطاهاي فرآيندي ( نه فردي ) سازمان و رساندن آنها به سطح شش سيگما ( 4/3 خطا در ميليون ) ميباشد. طبعا سازمان، مجموعه ايي از فرآيند هايي است كه هدف آنها ايجاد ‹‹ ارزش ›› براي مشتري است.
فرق 6 سيگما با ساير فعاليتهاي كيفيت چيست؟
اما در شش سيگما مديريت ارشد، فعالانه مشاركت دارد. مديريت ارشد شش سيگما را بطور راهبردي بكار ميگيرند. شش سيگما آن ها را قادر ميسازد به اهداف مورد انتظار خود برسند. حمايت و تشويق و تخصيص منابع لازم از طرف مديريت ارشد، موجب موفقيت شش سيگماست. پس تفاوت اصلي شش سيگما و ساير برنامه هاي كيفيت در حمايت مديريت ارشد نهفته است.
چه كساني در برنامه شش سيگما حضور دارند ؟
2- اندازه گيري و محاسبه عملكرد فرآيند بر حسب سيگما.
3- تجزيه و تحليل داده ها و فرآيند و مشخص كردن ريشه هاي بروز عملكرد ضعيف فرآيند.
4- ايجاد و انتخاب مجموعه ايي از راه حلها جهت بهسازي فرآيند توسط تيم پروژه.
5- بكارگيري مجموعه ايي ازابزارها و تكنيكها برروي فرآيند تازه بهبود يافته جهت كنترل پايداري دراز مدت سطح جديد عملكرد فرآيند(بر حسب سيگما).
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:30 AM
نظرات(0)
پاسخها
1
2
3
4
5
محورهاي اين جلسه عبارتند از:
۱- تعريف روانشناسي
۲- تعريف رفتار
۳- انواع مطالعه رفتار و تفاوتهاي آنها
روانشناسي در لغت به معناي شناخت روان يا ذهن مي باشد. از آنجا كه روان يا ذهن را نمي توان مستقيماً شناخت، روانشناسي براي حل اين مشكل به انتخاب موضوع خاصي (رفتار) مي پردازد كه به طور عيني مورد مطالعه قرار گيرد. مثلاً يادگيري، حافظه، احساس و ادراك.
به طور كلي مي توان گفت روانشناسي علم مطالعه عيني رفتار موجودات زنده در ارتباط با محيط و بررسي علل رفتار و چگونگي رفتار مي باشد. جذابيت روانشناسي در پاسخگويي به علل رفتار است. به طور مثال علل فراموشي، هيجان، شادي، غمگيني، عواطف، انگيزه و ...
روانشناسي مي بايستي رفتار را به صورت عيني مطالعه نمايد، زيرا خطاي اين نوع مطالعه كم است اما مطالعه ذهني و استنباط شخصي احتمال خطاي بالايي دارد.
تعريف رفتار عبارتست از تمامي فعاليتهاي قابل مشاهده افراد. يعني آنچه افراد انجام مي دهند.
۱- علم روانشناسي مطالعه چه موضوعي را مد نظر قرار مي دهد؟
الف) روان، ذهن ب) جلوه هاي ذهن
ج) علل رواني د) علل اجتماعي
الف) رفتار ب) علل رفتار
ج) روان يا ذهن د) تجارب محيطي
الف) ذهني ب) عيني
ج) عيني و ذهني د) آماري
الف) آگاهانه ب) ناخودآگاه
ج) نيمه خودآگاه د) هشيارانه
الف) روش مستقيم ب) تداعي آزاد
ج) استفاده از درون نگري د) بررسي عملكرد ذهن
الف
ب
ج
د
ü
ü
ü
ü
ü
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:24 AM
نظرات(0)
محورهاي اين جلسه عبارتند از:
۱- تعريف روانشناسي
۲- تعريف رفتار
۳- انواع مطالعه رفتار و تفاوتهاي آنها
روانشناسي در لغت به معناي شناخت روان يا ذهن مي باشد. از آنجا كه روان يا ذهن را نمي توان مستقيماً شناخت، روانشناسي براي حل اين مشكل به انتخاب موضوع خاصي (رفتار) مي پردازد كه به طور عيني مورد مطالعه قرار گيرد. مثلاً يادگيري، حافظه، احساس و ادراك.
به طور كلي مي توان گفت روانشناسي علم مطالعه عيني رفتار موجودات زنده در ارتباط با محيط و بررسي علل رفتار و چگونگي رفتار مي باشد. جذابيت روانشناسي در پاسخگويي به علل رفتار است. به طور مثال علل فراموشي، هيجان، شادي، غمگيني، عواطف، انگيزه و ...
روانشناسي مي بايستي رفتار را به صورت عيني مطالعه نمايد، زيرا خطاي اين نوع مطالعه كم است اما مطالعه ذهني و استنباط شخصي احتمال خطاي بالايي دارد.
تعريف رفتار عبارتست از تمامي فعاليتهاي قابل مشاهده افراد. يعني آنچه افراد انجام مي دهند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:15 AM
نظرات(0)
روانشناس ورزش سه هدف مهم را دنبال ميكند: افزايش كارايي: كمك به ورزشكاران براي بهبود عملكردشان با استفاده از اصول روانشناسي. درك تأثير همكاري، تمرينات بدني و فعاليتهاي فيزيكي،مؤلفههاي شناختي و هيجاني روي سلامت. پيشگيري از صدمات مانند صدمات ناشي از ضربههاي مغزي. حوزه فعاليت خاص روانشناسي ورزش: · برنامهريزي براي عملكرد بهينه · آموزش مهارتهاي تصويرسازي · مديريت انرژي هيجاني · پرورش مهارتهاي توجه و تمركز · افزايش انگيزه و اعتمادبهنفس · انتخاب استراتژي · بهبود قواي ذهني · آموزش بيوفيدبك · مديريت استرس · مشاوره براي اضطرابهاي حاد · آموزش غلبه بر افت عملكرد · استفاده از نوروفيدبك براي كمك به تمركز و قرار گرفتن در Zone اولين آزمايشگاه (لابراتوار) روانشناسي ورزش در سال 1920 و در برلين آلمان تأسيس شد. بعدي به فاصله كمي از آن در روسيه و در سال 1925 نيز اولين لابراتوار روانشناسي ورزش در دانشگاه ايلينويس در آمريكاي شمالي و توسط كلمان گريفيث روانشناس تأسيس شدند. گريفيث اولين كتاب روانشناسي ورزشي را در سال 1926 نوشت. عملكرد بهينه در ورزش ورزش يك فعاليت بصري است و موفقيت در آن به حفظ گوش بزنگي و توجه به تكليف از طريق بينايي وابسته است. يك ورزشكار در ميدان رقابت با محركهاي زيادي روبروست، بنابراين به منظور تمركز بر روي يك محرك خاص و كنترل محركهاي ديگر، منابع انرژي و منابع تمركزي زيادي استفاده ميكنند: 1- جستجوي مهمترين اطلاعات محيطي 2- پيشبيني محركها و واكنش صحيح مقابل آنها 3- تصميمگيري در مورد اينكه كي و چگونه بايد پاسخ دهد 4- ايجاد پاسخ حركتي مناسب در مواجهه با محركها به عنوان مثال يك فوتباليست در ميدان رقابت، محركهاي زيادي از قبيل بازيكنان حريف، تشويق هواداران، بازيكنان خودي، توپ، داور، دروازه و ... را تجربه ميكند. چنانچه اين بازيكن بخواهد پاس صحيحي بدهد، بايد: 1- به بازيكني كه موقعيت خوبي دارد پاس دهد 2- مراقب تكل بازيكن حريف باشد 3- در پاس دادن تأخير يا عجله نداشته باشد 4- پاس را صحيح بدهد ورزشكاران زبده اغلب حركات پيچيده را طوري انجام ميدهند كه به نظر ميرسد بدون كمترين هوشياري و آگاهي و بصورت خودكار انجام ميشوند. به اين حالت اصطلاحا? بودن در "Zone" يا « خودكار شدن رفتار » ميگويند. اين ويژگي اغلب مرتبط با تمركز و توجه بيروني است. اين افراد در هنگام ورزش بجاي توجه هوشيارانه به حركات دروني (مثل دستها و پاها)، بر جنبههاي خارجي از قبيل توپ، هدف، بسكت و ... توجه ميكنند. يکي از مهم ترين عوامل عملکرد بهينه ورزشکاران در ميدان رقابت، تنظيم توجه بگونه اي است که تلاش هوشيارانه کمي لازم دارد. عملکرد ضعيف، به دليل پردازش هوشيار و تلاشمند اطلاعات است. نتيجه چنين حالتي، تحريک زياد حرکات ماهيچهاي و درگيري زياد نيمکره چپ، قبل و در حين انجام تکليف است. در صورتيکه در عملکرد بهينه، ورزشکار بر حرکات خود تمرکز نکرده و تمام توجه خود را معطوف به اهداف خارجي ميکند. به عبارت ديگر، کنترل دقيق و هوشيارانه حرکات بدني، اثربخشي کمتر از کنترل ناهشيار و خودکار حرکات بدني ( و در عوض توجه به محرکات بيروني ) داشته، و باعث افزايش اضطراب و افت عملکرد ميشود. اضطراب بوجود آمده، هيجانات منفي را بههمراه ميآورد و ورزشکار را مجبور ميسازد تا به جاي توجه به محرکات بيروني، توجه خود را معطوف افکار و هيجانات منفي خود کند و در کل يک بازي احساسي ارائه دهد. اهميت وضعيت ذهني و رواني در قهرمانان براي يك ورزشكار زبده، كسب تمركز در پراسترسترين لحظات به معناي تفاوت در كسب مقام اول و چهارم است. امروزه تفاوت فيزيكي زيادي بين قهرمانان ورزشي وجود ندارد بلكه اختلاف در وضعيت ذهني و رواني آنان است، معمولاً در سطوح قهرماني، شرايط فيزيكي و تجارب ورزشكاران همانند است و آنچه اهميت پيدا ميكند آمادگيهاي ذهني و رواني افراد است. در آينده، رقابت بر سر مديريت ذهني ورزشكاران جاي تلاش روزافزون براي بهبود وضعيت فيزيكي و جسمي آنان را ميگيرد. اندازهگيري مسائل پنهان مانند فكر و احساس در ورزشكاران كليد پيشرفتهاي آتي در ورزش است. ورزشهاي مختلف به انواع و درجات مختلفي از ملزومات رواني نياز دارند. مثلاً ورزش وزنهبرداري نسبت به تنيس كمتر به مسائل رواني و فكري وابسته است. تنيس تاكتيكها و استراتژيهاي پيچيدهاي را به خدمت ميگيرد، تكنيك بالايي ميطلبد وفريب دادن حريف و داشتن خلاقيت نقش مهمي در آن بازي ميكند. نوروفيدبك و دستيابي به Zone قهرمانان ورزشي، بدنهايشان را به روشهاي مختلف اما يا هدف مشترك رسيدن به بهترين كارايي و عملكرد ممكن پرورش ميدهند. شما اغلب عضلاتتان را آماده ميكنيد اما به اهداف بزرگتان دست پيدا نميكنيد. مانعي سر راه شما قرار دارد و آن در بسياري از مواقع فعاليتهاي مغز شماست. با استفاده از نوروفيدبك ميآموزيد كه چگونه بطرز مؤثر و كارآمدي مغزتان را براي رسيدن به شرايط مطلوب اصلاح و تربيت نماييد. نوروفيدبك يكي از لوازم اساسي مورد استفاده تيمهاي بزرگ ورزشي و قهرمانان المپيك براي دست يافتن به عملكرد بهينه است. نوروفيدبك طي جلسات مختلف، مغز را براي فعاليت با الگوي مناسب پرورش ميدهد. اين حالت در برگيرنده افزايش يا كاهش فعاليت امواج خاصي در مناطق خاصي از مغز است. فعاليت امواج مغزي شما به شكل برانگيختگي در بدن يا مغزتان بروز ميكند. براي اينكه يك ورزشكار موفق باشد لازم است بدنش در حالت برانگيخته و ذهنش در آرامش باشد. اين حالت غالباً قرار گرفتن در «Zone» ناميده ميشود. هركدام از امواج مغزي (بتا، آلفا، تتا و دلتا) بايد در سطح خاصي از فعاليت باشند تا اين وضعيت حاصل شود. نوروفيدبك (EEG بيوفيدبك) قابليت بازآموزي فعاليت امواج مغزي براي كسب بهترين عملكرد در ورزشكاران رشتههاي مختلف ورزشي را فراهم ميكند. براي مثال براي آرامسازي ذهن هنگام تيراندازي با كمان ميتوان از نوروفيدبك كمك گرفت. نوروفيدبك همچنين ميتواند براي بهبود تمركز، كاركرد شناختي و كنترل هيجانات و مسائل بوجود آمده بدنبال ضربههاي مغزي و يا صدمات سبك وارده به افزايش تعادل فيزيكي در ژيمناستيك، اسكيت روي يخ، اسكي و... استفاده شود. نوروفيدبك همان بيوفيدبك امواج مغزي است. معمولاً يك جفت الكترود روي پوست سر و يك يا دو الكترود هم به لاله گوشها وصل ميشوند. اين وسيله فيدبك سريع صوتي يا تصويري از فعاليت امواج مغزي فرد به او درآمد ميدهد. فعاليت الكتريكي مغز به كامپيوتر فرستاده ميشود. ما معمولاً بدليل ناآگاهي از فعاليت امواج مغزي خود، از تأثيرگذاري مناسب و مطمئن بر آنها ناتوانيم. در حاليكه نمايش اين امواج روي صفحه مانيتور و فقط چند هزارم ثانيه پس از توليد آنها، به ما اين امكان را ميدهد كه از طريق فرايند شرطيسازي عامل آنها را تغيير دهيم. اكنون و به اين ترتيب ما واقعاً قادر به بازآموزي مغزمان شدهايم. در ابتدا تغييرات كوتاهمدت هستند اما پس از مدتي دوام بيشتري مييابند و با استمرار بيوفيدبك، تمرين و مديريت، اين آموزش در اكثر افراد اتفاق افتاده و تداوم مييابد. محل قرار دادن اكترودها بر مبناي نقشه مغزي بدست آمده از الكتروانسفالوگرافي كمي (QEEG) و مناطق مغزي مرتبط با كاركردهاي خاص تعيين ميشود. مهمترين امواج مغزي عبارتند از دلتا، تتا، آلفا و بتا. در تمام حلالات رواني تمام اين امواج وجود دارند اما هركدام در حالت خاصي فعاليت بيشتري دارند. امواج دلتا مرتبط با خواب هستند. امواج بتا در طول انجام فعاليتهاي شناختي پيچيده، گفتگوهاي منطقي، تفكر ... ديده ميشوند. به طور كلي امواج بتا در حالت برانگيختگي (Arousal) بيشترين فعاليت را دارند. امواج آلفا در حالت آرامش، ريلكسيشن، قدم زدن در پارك و لذت بردن از محيط و... ديده ميشود. برخلاف بتا، آلفا در حالت عدم برانگيختگي بيشترين فعاليت را دارد. امواج تتا در حالت خيالپردازي و تفكر خلاقانه وجود دارد. تتا حالتي است كه فرد تكاليف پيچيده را بصورت خودكار و بدون اينكه فعاليت ذهني زيادي داشته باشد انجام ميدهد. با بررسي وضعيت مغز از لحاظ فعاليت امواج مغزي (نقشههاي مغزي QEEG) و استفاده از نوروفيدبك ميتوان امواج را در مواقع لازم و در شرايط مناسب تنظيم كرد. نوروفيدبك فرصت بهينهسازي عملكرد ورزشي و فكري را بدون استفاده از دارو فراهم ميآورد. زمينههاي مختلف ورزشي وجود دارند كه نوروفيدبك در آنها كاربرد دارد، از جمله: افزايش تمركز و توجه، كاهش اضطراب، افزايش كنترل روي هيجانات (مانند خشم)، غلبه بر تأثيرات ناشي از ضربات سبك يا سخت مغزي و نيز افزايش تعادل فيزيكي. براي مثال در تيراندازي يا گلف، آموزش نوروفيدبك به منظور افزايش موج آلفا و آرام كردن ذهن بكار ميرود در حاليكه ورزشكاران در بعضي ورزشها از نوروفيدبك براي كاهش فعاليت آلفا و تتا در بعضي مناطق مغزي همراه با افزايش بتا و به منظور كسب نوع متفاوتي از تمركز يا برانگيختگي استفاده ميكنند. در كنار نيازهاي متفاوت فعاليتهاي ورزشي مختلف، كاركرد مغزي خود ورزشكاران نيز برحسب مسائل ژنتيكي مانند (ADD/ADHD)، در استفاده از نوروفيدبك مؤثر است. شواهد نشان ميدهد بازيكنان فوتبال كه از ضربات سر بسيار استفاده ميكنند ممكن است تغييرات EEG و نورولوژيك و نقائص عصب ـ روانشناختي را تجربه كنند. بنابراين تمام مغزها يك نوع مشابه آموزش را احتياج ندارند. حوزه ديگر تأثيرگذاري نوروفيدبك بر ورزش، افزايش تعادل فيزيكي در ورزشكاران است. فوايد حاصل از افزايش تعادل فيزيكي بر ورزشهايي مانند ژيمناستيك، اسكي، اسكيت روي يخ، هاكي، اسكيت، اسنوبورد، باله و حتي تنيس، بسكتبال، بيسبال، فوتبال و هنرهاي رزمي واضح و روشن است. همچنين گاهي مشكلات تعادلي به دنبال صدمات مغزي در ورزشهايي مانند اسكي يا هاكي بوجود ميآيند. بعضي قهرمانان و ورزشكاراني كه از بيوفيدبک و نوروفيدبك استفاده كردهاند: بازيكنان تيم فوتبال آث ميلان ايتاليا ريچارد فالدز (Richard Faulds)، دارنده مدال طلاي المپيك 2000 سيدني: تكنولوژي امواج مغزي، آينده ورزشهاي رقابتي است. اين تكنولوژي به من كمك كرد تا هنگام تحت فشار بودن، تمركز و خونسردي خود را حفظ كنم. هرمان ماير (Herman Maier) دارنده مدال طلاي المپيك در رشته اسكي قهرمان تنيس ماري پيرس (Mary Pierce) شناگر آمريكايي المپيك، چادكاروين (Chad Carvin) در ميان اولين نفراتي بود كه از اين سيستم استفاده كردند. وي ميگويد كه سيستم آموزش دستيابي به عملكرد بهينه (peak Achievement Training) به او كمك كرد تا در Zone تمركز بهينه قهرماني قرار گيرد. مارك توايت (Mark Twight) كوهنورد برجسته و مشهور از 1996 استفاده از آموزش امواج مغزي را آغاز كرد. او ميگويد: در حرفه من، شكست بيشتر بدليل رواني اتفاق ميافتد تا فيزيكي. تكنولوژي امواج مغزي به من كمک ميكند تا در مواقع ضروري اعتمادبهنفس و كارايي فوقالعاده خود را بدست آورم. گردآوري : سحر آذرنگ، کارشناس مهندسي پزشکي
صفحه اصلی آلبوم های عکس لینکستان درباره ما تماس با ما
روانشناسی ورزش
روانشناسي ورزشي با عوامل روانشناسي مربوط به عملكرد و همكاري در ورزش، تمرينات بدني و انواع ديگر فعاليتهاي فيزيكي سروكار دارد.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:15 AM
نظرات(0)
بعضي از سلولهاي بدن، مانند سلولهاي عضلات اسكلتي و سلولهاي عصبي عمري برابر با عمر موجود زنده دارند و بعضي ديگر از سلولها مانند سلولهاي پوست و گلبولهاي قرمز پس از مدتي ميميرند و بدن بايد به جاي آنها سلولهاي جديدي بسازد.
انسان و اكثر موجودات زنده از تقسيم و تكثير يك سلول بنام سلول تخم بوجود ميآيند.
اكثر سلولهاي بدن مانند گلبولهاي خون عمري محدود دارند. در دستگاههاي گلبول ساز، سلولهايي وجود دارند كه مرتباً تقسيم و توليد گلبولهاي تازه مينمايند.
تقسيم ميتوز و تقسيم ميوز :
در تقسيم ميتوز از هر سلول دو سلول يكسان و مانند سلول قبلي توليد ميشود. در تقسيم ميوز از هر سلول، 4 سلول با نيمي از ماده وراثتي توليد ميشود كه سلولهاي لازم براي توليد مثل جنسي ميباشند.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:14 AM
نظرات(0)
تمام دستگاههاي بدن شما در كارهاي روزمره به كار گرفته ميشود .كارهايي نظير راه رفتن ، نشستن ،نوشتن، حتي تماشاي تلويزيون همه به كمك دستگاههاي بدن انجام ميگيرند .
الف) بالاي بدن سر قرار گرفته است.
ب) دوازده جفت دنده كه قفسه سينه را تشكيل ميدهند، از قسمت عقب به بخش بالاي ستون مهرهها متصل هستند .دندهها در قسمت جلو به استخوان جناغ سينه وصل ميشوند.
ج) دست و پا به وسيلهي رابطي به ستون مهرهها مربوط هستند. كمربند كلنگي با بخش انتهايي ستون مهرهها ، مفصلي محكم و ثابت دارد شانه از دو قسمت كتف و ترقوه تشكيل شده است . مفصل شانه با ستون مهرهها ثابت نيست بلكه حركت دارد و ماهيچههاي شانه آن را در جاي خود نگه داشتهاند.
د ) استخوان بالايي دست باز و نام دارد ـ سراستخوان بازو در گودي كاسه مانند استخوان كتف قرار ميگيرد . استخوان بالايي پا را ن نام دارد. سراستخوان ران در گودي استخوان لگن قرار ميگيرد .
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:13 AM
نظرات(0)
واكنشهاي شيميايي زيادي در درون سلولهاي زنده صورت ميگيرد كه موجب زنده ماندن سلول ميشوند، بعضي از مواد حاصل از اين واكنشها سمي و زيان آورند كه بايد از بدن خارج شوند
آمينو اسيدهاي اضافي بدن در كبد تجزيه ميشوند و توليد گيلوژن و اوره ميكنند. اوره به وسيله خون به كليهها منتقل شده و از كليهها به بيرون از بدن دفع ميشود.
ششها : در عين حال كه اكسيژن را از هوا جذب و به خون ميدهند دياكسيدكربن را از خون گرفته و از بدن خارج ميكنند.
كليه ها: مواد زايد نيتروژندار و نيز آب و املاح اضافي و همچنين هورمونها و مواد دارويي را از بدن دفع ميكنند.
كبد : صفرا را از بدن خارج ميكند. صفرا داراي ماده رنگي (زرد) بنام بيليروبين است كه از تجزيه هموگلوبين گلبولهاي خون بدست ميآيد. همين ماده است كه تقريباً رنگ قهوهاي مدفوع را موجب ميشوند.
پوست : كه غدد مخصوص عرق در پوست وجود دارد.
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:13 AM
نظرات(0)
كليه اعمالي كه منتهي به هضم و جذب غذا ميشود گوارش نام دارد. دستگاه شامل دهان ( دندانها، زبان و غدد بزاقي) ، حلق ، مري ،معده ، روده كوچك و بزرگ ، كبد و لوزالمعده است
مينا : بخش اعظم دندان را ميپوشاند و سطح سختي براي دندانها پديد ميآورد.
عاج : اين ماده شبيه به استخوان بوده و از مينا نرمتر است و رشتههاي سيتوپلاسمي از ميان آن عبور ميكنند.
مغز دندان : در مركز دندان يك بافت همبند نرم قرار دارد كه اين بافت شامل سلولهاي سازنده عاج ميباشد و دندان را زنده نگه ميدارد.
ساروج : اين ماده نيز شبيه به استخوان بوده و ريشه دندان را ميپوشاند.
لوله گوارش از دهان شروع و به مخرج ختم ميشود و از سه قسمت لايه داخلي مخاطي، لايه مياني ماهيچهاي و لايه خارجي پيوندي تشكيل شده است .
حلق : فضاي انتهاي دهان است و راه عبور هوا ( بيني و ناي) و راه عبور غذا ( دهان و مري ) است .
-
چهارشنبه 2 دی 1388
4:12 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



