سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1958159
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند


    به عنوان پيشگفتار :
      ( يا صاحب الزّمان ادركنا )
       مبحث انتظار، سابقه اى به قدمت تاريخ آفرينش انسان دارد.
     از آن زمان كه فرشتگان الهى به امر خدا در برابر حضرت آدم(عليه السلام)سر به سجده فرود آوردند،(  [1] ) بحث انتظار قائم موعودى از سلاله پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)مورد تأمّل قرار گرفت.(  [2] )
     از آن زمان كه حضرت نوح(عليه السلام) پس از نهصد سال اقامت در ميان قوم و فراخواندن آنان به دين خدا، نااميد گشت و براى نابودى كافران دعا نمود،(  [3] ) چشم انتظارى او آغاز گشت.
     او اگر چه تا آمدن طوفان و نابود شدن كافران زمان خودش بيش از پنجاه سال انتظار نكشيد،(  [4] ) امّا انتظار چند هزار ساله او، براى غلبه كامل دين خدا و ريشه كن گشتن همگانى كافران تا زمان ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، ادامه خواهد يافت.
     از آن زمان كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) پايه هاى كعبه را بالا برد و دعا كرد تا خداوند سر زمين مكّه را جايگاه امنيّت و ايمان قرار دهد،(  [5] )انتظارِ روزى در دلش جاگرفته بود كه فرزندى از نسل او و از سلاله آخرين پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در همين ديار و در كنار همين خانه، تكيه بر همين پايه ها خواهد داد و نداى توحيد را به گوش همه جهانيان باز خواهد خواند.(  [6] )
     از آن زمان كه حضرت لوط(عليه السلام) در برابر فاسدان هوس پرستى كه عزّت و احترام ميهمانان عرشى و خاندان با ارزش او را مورد تهديد قرار داده بودند، آرزوى داشتن قوّت و تكيه گاهى استوار كرد، انديشه انتظار قائم در روح و جانش جارى بود.
     لوط گفت:
     «كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيه گاهى استوار پناه مى جستم.»(  [7] )
     امام صادق(عليه السلام) فرمود:
     «حضرت لوط اين سخن را نگفت مگر به عنوان تمنّاى دسترسى به قدرت قائم ما(عليه السلام) ، و آن تكيه گاه استوار چيزى نبود جز استوارى و توانايى ياران او! زيرا هر يك از آنان داراى قدرت چهل مرد و قلبش قوى تر از قطعه هاى فولاد است. آنان اگر بر كوههاى آهنين گذرند، آن را از بيخ و بن بر آورند. و شمشيرهايشان در غلاف نيارامد، مگر اينكه خداى تعالى راضى شود.»(  [8] )
     از آن زمان كه حضرت موسى(عليه السلام) مردم را به مبارزه با فرعون فرا خواند و آنان را به يارى طلبيدن از خدا و شكيبايى تشويق كرد،(  [9] )بارقه انتظار حضرت مهدى(عليه السلام)در جانش مى درخشيد، و در آرزوى حاكميت مطلق او بود كه بشارت داد:
    «همانا زمين از آن خداست و آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد به ارث خواهد رساند، و فرجام نيكو براى تقوى پيشگان است.»(  [10] )
     از آن زمان كه حضرت عيسى(عليه السلام) با دلى سرشار از مهربانى و با جانى سوخته از عشق، مردم را به همدلى و همداستانى دعوت كرد و آيه هاى محبّت را در گوش جان آنان زمزمه كرد، تذكّر به انتظار را جزو آيين خويش قرار داد(  [11] ) و زمانى كه در برابر ناسپاسى و عداوت و ايمان ستيزى مردمى كه به كشتن او برخاسته بودند به جوار قدس آسمانيان بالا رفت، انتظار تاريخى خود را براى فرود آمدن در كنار كعبه و نمازگزاردنِ به امامت مهدى(عليه السلام) و يارى كردن او را آغاز كرد.(  [12] )
     پس از آن نيز، از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تا آخرين لحظات عمر امام حسن عسكرى(عليه السلام) هرگز امر انتظار فرج، مورد غفلت واقع نگشت و جلوه هاى گوناگون انتظار در ضمن صدها روايت از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و دهها روايت از اميرالمؤمنين(عليه السلام) و هر يك از امامان معصوم(عليهم السلام)، تجلّى يافت و در همه قرون گذشته نيز همين نور انتظار بود، كه سينه به سينه از نسلى تا نسل ديگر، همواره آفاق جان و دل منتظران را در طى همه بحرانها و فتنه ها روشن داشته است.
     و اينك دوران ما، به عنوان حسّاس ترين بخش از دوران غيبتِ آخرين حجّت الهى، حضرت مهدى(عليه السلام)، تابناك ترين عصر انتظار به شمار مى رود.
     پر شكوه ترين و بى مانندترين قيام مردمى شيعه، به رهبرى سرخيل شيفتگان و منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) و با فداكارى و جانبازى و خونفشانى ميليونها انسان پاكباخته راه انتظار ، در اين دوران به ثمر نشسته، تا در قالب جهمورى اسلامى ايران، اسوه و الگويى براى همه جهانيان باشد و دنيا را به سمت انتظارِ حكومت جهانى امام زمان(عليه السلام)سوق دهد.
     در آن روزگاران كه در اين مملكت;
     هر نوع آزادى تبليغ مى شد جز «آزادى انديشه دينى»!
     هر نوع سخنى آزاد بود جز سخن از «رهبرى مذهبى»!
     هر كالايى خريدار داشت جز «قرآن»!
     هر حركتى مجاز بود جز حركت در راه «اسلام ناب»!
     در آن روزگار كه «اسلام» را تسليم در برابر سلطه حاكم!
     «قرآن» را كتابى متبرّك براى عروسى ها و عزاها!
     «ولايت» را اقامه مراسمى سرگرم كننده در ولادت ها و شهادت هاى ائمه(عليهم السلام) !
    و «انتظار» را سكوتى ذليلانه و نشستنى عافيت طلبانه! مى خواستند، امام راحل برخاست و مردم را با انگيزه «چشم انتظارىِ خورشيد» به سمت روشنايى ها هدايت كرد و مردم شيعه چشم انتظار كه اينك «اسلام» را به عنوان «برنامه زندگى»،
      «قرآن» را به عنوان «كتاب قانون»،
      «ولايت» را به عنوان «رهبرى مبتنى بر وحى»،
      و «انتظار» را به عنوان «حركتى پرشور و پر اميد» به سمت هدفهاى آسمانى پذيرفته بودند تحت رهبريهاى امام، با ايمان به پيروزى قطعى و نافرجام نماندن قيام، عليه طاغوت و استكبار شوريدند و با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى، راه پرافتخار استقلال و رهايى و عزّت را به ساير ملّت هاى حرمان كشيده و در بند دنيا نشان دادند.
     اينك نيز در پايان دومين دهه اين انقلاب همه جانبه، «همان امّت» به رهبرى فرزند برومند «همان امام» (قدس اللّه نفسه) براى آشناتر كردن سرگشتگان دنياى مادّيت با انتظار حقيقى و فتح آفاق تازه ترى از آرمانهاى موعود، با ايمانى راسخ و با عزمى استوار، همچنان نستوهانه و بى ترديد در راهند.
     واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران، در آستانه سالگرد ميلاد منجى عالم بشريّت حضرت مهدى(عليه السلام)، حاصل تلاشى مختصر در زمينه بازشناسى انتظار را خدمت همه شيفتگان و منتظران امام زمان(عليه السلام)تقديم مى دارد.
     به اين اميد كه اين خدمت ناچيز، در آستان مقدّس آن امام بزرگوار مورد قبول و عنايت قرار گيرد و به دعاى حضرتش، خداوند چشمان منتظران را به ديدن جمال نورانيش فروغ و روشنى بخشد.
     «يا ايّها العزيز مسّنا و اهلنا الضّرّ و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل و تصدّق علينا إنّ اللّه يجزى المتصدقين.»(  [13] )
     
    والسلام
    واحد تحقيقات
     مسجد مقدّس جمكران ـ قم
    15 شعبان 1418
      
    ( انتظار ... انتظار مهدى (عليه السلام) ) 
    انتظار: ديده به راه دوختن است،
     لحظه شمارى كردن براى ديدار كسى يا انجام واقعه اى است،
     به اميد كسى يا چيزى ماندن است،
     چشم داشتن و توقّع كارى يا حادثه اى است،
     نگران شخص عزيزى يا امر مهمّى بودن است.
    انتظار: اميدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است.(  [14] )
    امّا انتظار مهدى(عليه السلام) : همه اين ها و فراتر از اين هاست.
    انتظار مهدى(عليه السلام): ايمان به «غيب» اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاكميت «قرآن» است.
     عصاره «يقين»، چكيده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است.
     عشق به «زيبايى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «كمالات» است.
     «تلاش» براى «يافتن»، «مقاومت» براى «رسيدن» و «جهاد» براى «ساختن» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : روايت «اشتياق»، حديث «جستجو» و قصّه «وصل» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : اقتداى به او، بيعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز پايدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پيروزى» پيروان امامت است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : سنگربانى «عقيده»، مرزبانى «انديشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولايت» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است.
      
    ( دين بر پايه انتظار ) 
     انتظار امام زمان(عليه السلام) از چنان عظمتى بر خوردار است كه در برخى روايات، نه در رديف فروع دين بلكه در شمار اصول و قواعد اساسى دين قرار گرفته است.
     انتظار در كنار شهادت به توحيد (شهادة أن لا اله اِلاّ اللّه) و ايمان به پيامبر (و أنَّ محمّداً عبده و رسوله) و اعتراف به قرآن (تقرّ بماجاء من عنداللّه) و اقرار به ولايت (والولاية لنا اهل البيت) چه مفهومى جز اصل اساسى بودن آن دارد؟
     دين اسلام بدون «انتظار قائم(عليه السلام)» ناقص مى ماند، چنانكه اگر «ولايت على(عليه السلام) » نمى بود ناقص مانده بود. پس همچنانكه اعلام ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) باعث تكميل دين و اتمام نعمت الهى و رضايت خدا نسبت به اسلام بود، انتظار مهدى(عليه السلام) نيز موجب كمال دين و تمام نعمت و رضاى خداوند است.
     خداوند «دين بى ولايت» را نمى پذيرد چنانكه «ولايت بى انتظار» را نمى پذيرد و اين خود به اين معناست كه خداوند «دين بى انتظار» را نمى پذيرد و همين است كه امام صادق(عليه السلام)همه آن اصول را تحت اين عنوان مى فرمايد كه:
     «اَلا اخبركم بما لايقبل اللّه عزّوجلّ من العباد عملاً اِلاّ به».(  [15] )
     «آيا شما را خبر ندهم از آنچه كه خداوند بدون آن هيچ عملى را از بندگانش نمى پذيرد؟»
     و امام باقر(عليه السلام) از مضمونى شبيه به آنچه ذكر شد عنوانى روشن تر و رساتر ذكر مى فرمايد:
     «الدّين الّذى يقبل اللّه فيه العمل.»
     «دينى كه خداوند بر اساس آن عمل بندگانش را مى پذيرد.»(  [16] )
     در اين حديث شريف كه در غيبت نعمانى و امالى شيخ طوسى و اصول كافى با مختصر اختلافى نقل شده و با وجوه مختلفه آن در كتاب ارزشمند بحارالأنوار نيز آمده است، اصولى ديگر چون برائت از دشمنان اهلبيت و تسليم بودن در برابر فرمان امامان(عليهم السلام) و پرهيزگارى و سخت كوشى در راه دين و ثبات و طمأنينه نيز ذكر شده است.
     و از مجموع آن نكاتى چند در خور تأمّل است:
     1 ـ انتظار يكى از پايه هاى اساسى دينِ مورد قبول خداوند را تشكيل مى دهد.
     2 ـ قرار گرفتن انتظار حضرت مهدى(عليه السلام) در كنار شهادت به توحيد و نبوّت و ولايت، حاكى از شدّت اهميّت و اعتبار آن در نزد خداوند است.
     3 ـ خداوند بر اساس مجموعه اصول مذكور است كه اعمال بندگانش را مى پذيرد، بنابراين اگر نقصى از ناحيه هر يك از اصول پيش آيد مقتضى براى قبولى اعمال حاصل نخواهد گشت، و بر اساس همين نكته است كه مى توان گفت: «هيچ عملى را از بنده غير منتظِر نمى پذيرند.»
     4 ـ آمدن دو اصل پرهيزكارى و سخت كوشى (ورع و اجتهاد) همرديف با انتظار قائم(عليه السلام)علاوه بر تصريح به جدايى ناپذير بودن «انتظار و ورع» و نيز «انتظار و اجتهاد»، به كامل نبودن دين بدون آندو نيز، دلالت دارد; همچنانكه به عدم قبول انتظار بدون آندو اشاره دارد.
     5 ـ در پايان حديث اين عبارت آمده است:
     «إنّ لنا دولةً يجيئ اللّه بها اذا شاء.»
     «ما را دولتى هست كه هر زمان خدا بخواهد آن را پديدار خواهد ساخت.»(  [17] )
     اين عبارت را مى توان «حكمت انتظار» دانست، يعنى از آنرو كه دولت پايدار و جهانى اهلبيت(عليهم السلام)روزى به دست امام زمان(عليه السلام) و به اراده خدا عملى خواهد گشت و در آن همه اهداف پيامبران(عليهم السلام)تعاليم قرآن و اهلبيت تحقق خواهد، يافت شايسته است كه مسلمان موحّد چشم انتظار آن باشد و اين انتظار از اصول اساسى دينش به شمار آيد.
    (چشم انتظار باران) 
     اميرالمؤمنين(عليه السلام) در خطبه هاى متعددى سخن از انحرافات و نابسامانى هاى پيش از ظهور پيامبر به ميان مى آورد و اوضاع اجتماعى دوران جاهليت را به بيان هاى مختلفى متذكر مى شود.
     از آن جمله مى فرمايد:
     «خداوند يكتا بنده و پيامبر خويش حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) را هنگامى فرستاد كه نشانه هاى هدايت به كهنگى گرائيده و جاده هاى دين محو و نابود شده بود. او حق را آشكار ساخت و مردم را نصيحت نمود و آنها را به سوى كمال هدايت كرد و به ميانه روى و عدالت فرمان داد.»(  [18] )
     «خداوند در زمانى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را مبعوث ساخت كه نه نشانه اى از دين برپا، و نه چراغ هدايتى روشن، و نه طريق حقّى آشكار بود!»(  [19] )
     «هنگامى او را به رسالت برگزيد كه با زمان پيامبران پيشين فاصله زيادى ايجاد شده بود، جهانيان از انجام عمل نيك دورى گزيده و منحرف گشته، و ملتها به جهالت و گمراهى گراييده بودند.»(  [20] )
     «وى را در آن هنگام كه ملت هاى جهان به خواب طولانى فرو رفته بودند و تار و پود حقايق از هم گسسته بود، براى هدايت انسانها فرستاد.»(  [21] )
     «آن زمان كه فتنه و فساد جهان را فراگرفته بود. كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر، و آتش جنگ زبانه مى كشيد، دنيا بى نور و پر از مكر و فريب گشته بود. برگهاى درخت زندگى به زردى گراييده، از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حيات انسانى به اعماق زمين فرو رفته، منارهاى هدايت مندرس گشته و پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده بود، دنيا با چهره اى زشت به اهلش مى نگريست و در برابر جويندگانش عبوس و گرفته جلوه مى كرد. ميوه درختِ آن، فتنه و طعامش مردار بود. در درون، وحشت و اضطراب و در برون، شمشير حكومت مى كرد.»(  [22] )
     «ناگهان طلوع كننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشيد، آشكار شونده اى آشكار گرديد. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كرد و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون ساخت. و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونيها بوديم.»(  [23] )
     به راستى در آن «شب سياه ستم»، در آن «ظلمت دامن گستر جهل»، در آن «ضلالت مطلق» چه چيزى جز «اميد طلوع سپيده» مى تواند حق باوران را به استقامت وا دارد؟
     چه چيزى جز «انتظار درخشش خورشيد» مى تواند ريشه ايمان را در دلها زنده نگهدارد؟
     به راستى در آن «پاييز زندگى»، چه چيزى جز چشم به راه بهارِ ماندن، مى تواند شوق جوانه زدن، اشتياق روييدن، و آرزوى ثمردادن را، در دلِ بذرِ نهفته در خاك، زنده بدارد؟
     چه زيباست تعبير خيال انگيز و حكمت آميز چشم انتظار باران بودن، در خشكسال! خصوصاً براى كسانى كه در آخرالزمان زندگى مى كنند! زيرا اين دوران را به دوران جاهليت تشبيه كرده اند، چنانكه ظهور صاحب الزمان(عليه السلام) را با بعثت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) همانند دانسته اند.
     پس اگر خشكسالى تكرار شود چه چاره اى هست جز به چشم انتظار باران بودن؟! در «خشكسالى» عاطفه ها، در «قحطى» محبت و مهربانى، در «تنگدستى» آسمان ايمان و «بى نوايى» زمين عمل، در «عطش» دشت هاى احساس و «بى آبى» چاههاى وجدان، در «سوزش» كامهاى تشنه عدل و انصاف، و در «تفتيدگى» جگرهاى سوخته به آتش ظلم و گناه، چه بايد كرد، جز «انتظار باران» كشيدن؟!
     خوشا روزى كه ناگهان طلوع كننده اى طالع گردد، درخشنده اى بدرخشد، آشكار شونده اى آشكار شود و آنچه از جاده حق منحرف گشته به راه راست بازگردد.
     خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كند و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون سازد و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونى ها بوده باشيم.
     راستى آيا مى شود وقتى قحطسالى به پايان مى رسد و بارش باران رحمت پروردگار آغاز مى شود ما از گروه منتظران باشيم؟!
     آيا مى شود وقتى حضرت مهدى(عليه السلام)مى آيد، با جانى سوخته از اشتياق، منتظرانه به استقبالش برويم؟!
     
      
    (در انتظار روح نماز)  
     در روايتى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمده است:
     «كسى كه در انتظار اقامه نماز به سر برد در طى زمان انتظارش، در حال نماز محسوب مى شود».(  [24] )
     و به همين مقدار اكتفا ننمود بلكه در جاى ديگر فرمود:
     «كسى كه منتظر وقت نماز بماند بعد از اداى نمازش در زمره زيارت كنندگان خداى عزوجل به شمار مى آيد.»(  [25] )
     اقامه نماز اگر چه ستون دين است، امّا همه دين نيست. نماز با همه اهميّتى كه دارد تنها بخشى از تعاليم انسان ساز اسلام و تنها يكى از راه هاى اصلى، قرب به خداوند است. نماز در كنار روزه و حج و جهاد و خمس و زكات و ساير احكام نورانى قرآن، تنها يكى از فروع دين به شمار مى رود و اهميّتش هرگز بالاتر از اصول دين نيست.
     حال اگر قرار باشد به فرموده مولاى متقيان، كه كلامش برگرفته از كلام پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ريشه دار در سخن خداى عزّوجلّ است، ارزش انتظار يك مؤمن براى برگزار شدن نماز جماعت و يا حتى رسيدن وقت، براى اداى نمازِ خودش در حدّى باشد كه نفس زدنهايش را قرائت و ذكر نماز، و نشستنش را قيام و ركوع و سجود نماز بشمارند و او را در حال انجام نماز محسوب دارند، بايد ديد منتظران قيام دينِ مجسّد و عدالت موعود، حضرت مهدى(عليه السلام) را در چه مقام و منزلتى مى بينند؟
     بايد ديد آنها كه منتظر اقامه تماميّت دين و پياده شدن همه تعاليم حياتبخش اسلام هستند در نزد خدا و امينان او چه جايگاهى دارند؟
     راستى اگر قرار باشد كسى كه در انتظار داخل شدن وقت نماز بسر برده و شوق «ايستادن در برابر معبود» او را چشم به راه «اذان» قرار داده است بعد از نماز در شمار ديدار كنندگان خدا (زوّار اللّه)  قرار گيرد، كسى كه در انتظار فرار رسيدن وقت «ظهور روح نماز و عبادت» بسر برده است، كسى كه اشتياق «سر نهادن همه جهانيان به اطاعت معبود» او را چشم به راه قيام مهدى(عليه السلام) قرار داده است، در شمار چه طائفه اى ازمقرّبين خداوند است؟!
     بيهوده نيست كه جايگاه منتظر را جايگاه شهيد بخون غلطيده در پيش روى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)دانسته اند. چه مقامى از اين بالاتر مى توان تصور كرد؟ شهيد كه شهادتش درى به سوى بهشت است بى هيچ وصف ديگرى، از خاصّان اولياء است. او با شهادت خود به مقامى دست مى يابد كه «ليس فوقه برّ» بالاتر از آن فضيلتى نيست.
     امّا تنها اين مقام در خور منتظِر نيست، مقام او مقام شهيدى است كه زير پرچم پيامبر و در ركاب پيامبر جنگيده و در برابر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)آخرين مرحله ايمان و جانبازى و ايثارش را به نمايش گذاشته و در پيشگاه او به خاك و خون طپيده است.
     زيباتر اينكه منتظِر نماز مى نشيند و چشم انتظار وقت نماز يا برپايى نماز جماعت مى ماند، امّا منتظِر قيام حضرت مهدى(عليه السلام) كه نماز مجسم، حج و جهاد مجسم، بلكه قرآن مجسّم و دين مجسّم است، در انتظار اقامه نماز و حج و جهاد و ... و در انتظار احياى قرآن و دين بر مى خيزد، مى كوشد و مى خروشد.
     و چقدر فاصله است بين اجر نشستگان و برخاستگان!
     چقدر دور است فاصله بين مقام منتظران قاعد و قائم!
      
    ( تلاشى هدفمند )
     «احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج.»(  [26] )
    «رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و اميرالمؤمنين(عليه السلام)»   
     گرچه به ظاهر در ترجمه اين حديث شريف، فرقى بين دو تعبير، «الى اللّه» و «عنداللّه» نيست، يعنى در هر دو صورت مى توان آن را «در نزد خدا» معنا كرد; لكن بعيد نيست واژه اوّل ـ الى ـ كه در اصل به معناى «سوى و جهت و طرف» استعمال مى شود، در اينجا نيز حاكى از عنايتى خاصّ باشد كه با حكمت و دقّتى كه در فرمايش معصومين(عليهم السلام)نهفته است، مى تواند نشاندهنده حركتى با سمت و سويى الهى باشد.
     به عبارت ديگر وقتى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) كه لسان صدق خداوندى است و اميرالمؤمنين(عليه السلام)كه امير بيان است به جاى «احب الاعمال عنداللّه» عبارت «احب الاعمال الى اللّه» را در مورد انتظار به كار مى گيرند، گويا به حركت آفرينى انتظار نظر دارند، گويا بر آن هستند كه انتظار را به عنوان عامل پويايى و رشد «الى اللّه» و پشتوانه حركت به سوى خدا معرّفى نمايند.
     پس «انتظار فرج» كار است، حركت است، تلاشى هدفمند است و با بى هدفى و سكون و تن آسايى سازگارى ندارد.
     ديگر اينكه در انتظار چون حركت و عملى در راستاى اراده خداوند و در جهت عملى شدن وعده هاى او صورت مى گيرد، محبوب خداست.
     و ديگر اينكه چون انتظار در تحقّق احكام الهى و آرمانهاى توحيدى نقشى تعيين كننده تر از ساير اعمال دارد، بيشتر از آنها مورد محبّت خداست.



    دليل تولد امام زمان (عليه السلام)
    به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟
    عقيده به مهدويت و منجى جهانى در اسلام امرى مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين كه در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟
    دليل عقلى و نقلمى قطعى داريم بر اين كه حضرت مهدى (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسكرى (عليه السلام)، متولد شده اند:
    1 ـ دليل عقلى: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفى حكم مى كند به اين كه امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اكنون زنده هستند:
    الف) در علم كلام به اثبات رسيده كه «هيچ گاه زمين نمى تواند از حجت الهى، خالى باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است،
     در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول كافى، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مى رود و نابود مى شود.
    ب) در علم كلام ثابت شده است «كه امامان معصوم بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است.
    ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) ـ در سال 260 هجرى قمرى در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است.
    نتيجه ى اين سه مقدمه اين است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالى خواهند ماند.
    2 ـ دليل نقلمى:
    الف) روايات: در روايات آمده است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسى بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقى (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است. از مجموع اين روايات استفاده مى شود كه حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسيدند.
    ب) نقل تاريخى: مورخان شيعه و سنى جريان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) و زمان و مكان آن را ضبط كرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114.
    ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، مانند: حكيمه خاتون ـ عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)ـ كه شب تولد حضرت در خانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسى، ص 141.
    ابو نصر خادم، حضرت مهدى (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. كشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمى در زمان حيات امام حسن عسكرى (عليه السلام) با جمعى براى زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام كودكى را مشاهده نمودند كه مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين كيست؟ فرمود: «مهدى قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342.
    در زمان غيبت هم افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، كه در خصوص ملاقات با حضرت كتاب هايى نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.
     نام دبير : آقاي برجي
    مصطفی رضایی


     

    به نام خدا

    زهرا عصاره ی عصمت – قسمت 1

    شیخ احمدی – معاونت آموزشگاه

    زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

    فرياد مظلوميت
    زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
    مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
    - ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله علیها) با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)»
    - كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود.
    اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
    - آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
    - عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
    بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
    حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
    سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
    اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.


     

    در میان بنى اسراییل، شخصى كشته شد كه قاتل او معلوم نبود، خداوند وحى فرستاد كه گاوى را با صفات مخصوصى كشته، یكى از اعضاى او را بر بدن مقتول بزنند تا او خبر از قاتل خود دهد. آن گاو نزد جوانى از بنى اسراییل بود كه خداوند به این جوان عنایت كرد و صلوات را به او تعلیم داده بود.

    آن جوان در خواب دید كه به او امر شد كه گاوش را نفروشد، مگر به امر مادرش . آن جوان از خواب برخاست، بنى اسراییل نزد او آمدند تا گاو را از او بخرند، مادر جوان گفت: باید پوست این گاو را پر از طلا كنید تا آن را به شما بفروشیم . آنها راضى شده، گاو را خریدند، سپس او را كشته و یكى از عضوهاى بدنش را بر پیكره مرده زدند. آن مرده زنده شد و خبر داد كه قاتل او پسر عمویش است .

    بنى اسراییل گفتند: نمى‌دانیم كه كدام عجیب‌تر است: زنده شدن این جوان یا ثروتمند شدن این مرد.

    خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى كرد كه: به بنى اسراییل بگو كه اگر مى‌خواهند زندگى دنیایى آنها نیكو گردد و در آخرت نیز بهشت نصیب آنها گردد، ذكرى را بگویند كه این جوان بدان تمسك جست و آن صلوات بر محمد و آل محمد علیهم السلام مى‌باشد.

    آن جوان به موسى (علیه السلام) گفت: من چگونه این اموال را از شر حسودانم و دشمنانم حفظ نمایم؟

    موسى گفت: بر اموالت صلوات بر محمد و اهل بیت طاهرینش بفرست تا خداوند ضرر هر دشمن و حسودى را از تو دفع نماید.

    بنى اسراییل نزد موسى آمدند و گفتند: ما همه اموال خود را به این جوان بخشیدیم، دعایى كن كه خداوند نیز به ما روزى گسترده عنایت فرماید.

    موسى گفت: شما نیز به انوار مقدس اهل بیت توسل جویید و بر محمد و اهل بیت او صلوات بفرستید. آنها نیز چنین كردند، سپس حق تعالى وحى فرستاد به موسى (علیه السلام) كه: در فلان خرابه هزاران دینار طلا وجود دارد، آن را میان خود قسمت نمایید.

    این فراوانى مال، به سبب بركت صلوات بر محمد و اهل بیت او حاصل شد.

     

    منبع:

    آثار و بركات صلوات در دنیا، برزخ و قیامت، عباس عزیزى .


     

    به نام خدا

    زهرا عصاره ی عصمت – قسمت 1

    شیخ احمدی

    زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

    فرياد مظلوميت
    زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
    مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
    - ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله علیها) با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)»
    - كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود.
    اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
    - آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
    - عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
    بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
    حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
    سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
    اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن


     

    به نام خدا

    تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى

    شیخ احمدی

     

     

    تسبيح زهرا (سلام الله علیها)؛ هديه آسمانى

    پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اى فاطمه چيزى به تو عطا كنم كه از خدمتكار و دنيا با آنچه در آن است، ارزشمندتر است; بعد از نماز سى و چهار مرتبه «الله اكبر» و سى و سه مرتبه «الحمدلله‏» و سى و سه مرتبه «سبحان الله‏» بگو و آن را با لا اله الا الله ختم كن. اين كار برايت از چيزى كه مى‏خواهى و از دنيا و آنچه در آن است، بهتر است‏». (عدنان زعفرانى، ص‏9)

    در آن لحظه كه اين هديه آسمانى به فاطمه (سلام الله علیها) عطا شد، فرمود: «از خدا و رسول خدا راضى شدم.» (عدنان زعفرانى، ص 21 )

    درك هديه بزرگى كه رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء كرد، به گونه ‏اى است كه انسان از وصف آن عاجز مى‏ماند و فقط از سرچشمه گفتار معصومين (علیهم السلام) است كه تا اندازه‏ اى مى‏توان از بركاتش بهره‏ مند شد.

    ۩ امام باقر (علیه السلام) درباره تسبيح حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، مى‏فرمايد: «خداوند متعال با هيچ ستايشى، بالاتر از تسبيحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) عبادت نشده است. و اگر چيزى افضل از آن وجود داشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن را به فاطمه (سلام الله علیها) اعطاء مى‏كرد.»  (تسبيحات حضرت زهراء، ص‏10، به نقل از علل الشرايع/366.)



    تاثير نماز بر اختلال شخصيت پارانوئيد1
        
    يا أيها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم …
    سوره مباركه حجرات ـ آيه 12
        
         شايد بد نباشد “ شخصيت پارانوئيد “ را به “ شخصيت ظنين ” ترجمه نمائيم . چرا كه مبتلايان به اين اختلال ، دچار سوء ظن عميق و عدم اعتماد نسبت به بسياري از اطرافيان خودمي باشند . اين اختلال كه به طور شايعي در مردان بيش از زنها ديده مي شود معمولا در اوايل جواني آغاز مي گردد و در جامعه ما با عناوين مختلفي مثل بدبين ، متعصب يا دل سياه ! و .. شناخته مي شود.
         مبتلايان به اين عارضه كارهاي اطرافيانشان را براي خود به شدت تحقير كننده يا تهديد آميز مي دانند و پيوسته نگران نوعي آسيب ديدن يا سوء استفاده از جانب ديگران هستند . اين افراد با اين كه به كرات ، وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و خويشاوندان خود را مورد ارزيابي و پرسش قرار مي دهند ، اما با اين وجود باز هم به دوستي و همراهي آنان شك دارند.
         مسئله شايع در مورد مبتلايان به اين بيماري ، شك و سوء ظن دائمي و بدون دليلي است كه در مورد وفاداري همسران خود به خرج مي دهند و پيوسته در جستجوي شواهدي از خيانت همسران خود بر مي آيند . بدين ترتيب رفتار آنها پيوسته در اطرافيانشان ترس و تعارض ايجاد مي كند و به طور كلي اين بيماران در زمينه كار و زندگي با ديگران دچار مشكلات هميشگي هستند و مسائل شغلي و زناشوئي فراواني برايشان ايجاد مي شود . چرا كه آنها در بسياري از مسائل ساده و خوش خيم زندگي ، نشانه هايي از تحقير يا اهانت مي يابند . مثلا “ تصور مي كنند كه فلان همسايه به قصد آزارشان ظرف زباله را دم در گذاشته است !؟!
     
    در مورد درمان اين بيماري دانش پزشكي چندان توفيقي نداشته است و چه بسا كه اين بيماري در تمام طول عمر فرد برطرف نشود ، اما آيين اسلام كثير الظن بودن را نوعي گناه به حساب مي آورد و در واقع مهر تاييد بر بيمار بودن اين افراد مي زند . پس مي توان انتظار داشت هر دستور اسلامي از جمله نماز ، كه گناه را از انسان دور مي كند ، در زدودن بيماري گناه آلود نيز موثر واقع شود 2)
         همانطور كه اشاره كرديم شروع اين اختلال در آغاز جواني مي باشد ، يعني زمانيكه چند سالي از وجوب فريضه نماز گذشته است و انسان نمازگزار سالهاست كه در نماز خود
    “ الحمدلله رب العالمين ” گفته است و خداي را به بزرگي و احاطه كامل بر جهان و جهانيان ستوده است و بدين ترتيب اين باور را در وجود خويش ملكه ساخته است كه “” جهان را صاحبي است خدا نام ، كه برگي بي اذن و اجازت او بر زمين نمي افتد “ و با زمزمه مدام
    ” اياك نعبد و اياك نستعين ” بدين باور قلبي رسيده است كه همه كار خود ، همه زندگي خود و همه هستي خودش را فقط به خدايي اينچنين قدرتمند بسپرد و از هيچ اتفاق ناگواري ، نگران نباشد و نينديشد .
         تكرار اين باور عميق ايماني ، بارها و بارها در طي شبانه روز ، نمازگزار را بدانجا مي رساند ، كه حتي اگر در اطرافيان خود رفتاري را تهديدكننده يا تحقير آميز بيابد و يا به ظني در رابطه با همسر يا بستگان خود برسد ، با تكيه بر همان نماز و ايمان ، از سوء ظن گناه آلود بپرهيزد و حساب را با پروردگار منتقم و حضرت كرام الكاتبين اندازد .
    به قول حافظ شيرازي گوي شيراز :
    كار خود گر به خدا بازگذاري حافظ                       اي بسا عيش كه با بخت خدا داده كني
         هر چند كه به نظر مي رسد در بعد پيشگيري ، با توجه به آن كه سن شيوع و شروع اين اختلال در آغاز جواني و سالها پس از وجوب نماز است ، بروز اين اختلال در نمازگزاران بسي غير قابل معمول تر از افراد تارك الصلوه باشد .
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1. مطالب علمي اين مقاله از ترجمه سيناپس كاپلان ـ سادوك جلد سوم صفحات 257 ـ 272 اقتباس شده است .
    2.اشاره به اين نكته خالي از لطف نيست كه يك مزيت بسيار مهم براي بسياري از تعاليم و فرايض اجتماعي اسلام ، از جمله نمازهاي جمعه و جماعت و همچنين آيين شكوهمند حج و حتي دستورهاي اقتصادي اسلام مثل خمس و زكات ، پروردن روح ( رحماء بينهم ) در ميان مسلمانان و فزوني بخشيدن مهر و محبت و در نتيجه دوري از سوء ظن و بدبيني نسبت به يكديگر مي باشد .



    بنام یگانه ایزد دانا و توانا
     
    برترین زنان عالم از مبدا تا انتهای جهان  فاطمه  (س )ا ست .
     
    مقام زن از دیدگاه اسلام
     
    مقدمه :
    در جامعه بشری از دیر باز تا کنون ، نظرات و عقاید مختلفی در ارتباط با تفاوت های مرد و زن وجود داشته است . متاسفانه اغلب این تفکرات و تئوری ها بر مبنای برتری مرد بر زن استوار است و هرگز نگاهی واقع بینانه به زن به عنوان نوع بشر نشده است ، لذا همواره در طول تاریخ حقوق حقه جامعه زنان تضییع شده و این مسئله بدلایل مختلف من جمله عدم آگاهی زنان و روحیه گذشت و فداکاری که در آنان وجود داشته بسیار عادی تلقی شده و همه از کنار آن براحتی گذشته اند . اما با ظهور اسلام ، رسول اکرم ( صلی ا... علیه و آله ) با رفتار و گفتارش مقام زن را ارج نهاد و با معرفی برترین و والاترین الگوی زن مسلمان به جهانیان – فاطمه زهرا (سلام ا... علیها ) - ، دیدگاه اسلام را نسبت به (( زن )) تبیین نمود.
     
    قرآن زن و مرد را یک سرشتی می داند .
     
    قرآن تنها مجموعه قوانین نیست . محتویات قرآن صرفاً یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست . در قرآن  هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر .
    از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده موضوع خلقت زن و مرد است . قرآن در این زمینه سکوت نکرده و به یاوه گویان مجال نداده است که از پیش خود برای مقررات مربوط به زن و مرد فلسفه بتراشند و مبنای این مقررات را نظر تحقیرآمیز اسلام نسبت به زن معرفی کنند . اسلام ، پیشاپیش نظر خود را درباره زن بیان کرده است .
    قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می فرماید که زنان را از جنس مردان و ازسرشتی نظیر سرشت مردان آفریده ایم. قرآن درباره آدم اول می گوید : (( همه شما را از یک پدر آفریدیم و جفت آن پدر را از جنس خود او قرار دادیم )) ( سوره نساء آیه 1) ودرباره همه آدمیان می گوید (( خداوند از جنس خود شما برای شما همسر آفرید ))  ( سوره نساء و سوره نحل و سوره روم ) .
    در قرآن از آنچه در بعضی از کتب مذهبی هست که زن از مایه ای پست از مایه مرد آفریده شده ویا اینکه به زن جنبه طفیلی و چپی داده اند و گفته اند که همسر آدم اول از عنصری از اعضای طرف چپ او آفریده شده ، اثر و خبری نیست . علیهذا در اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن از لحاظ سرشت و طینت وجود ندارد.
     
     
     
     
    بررسی نظریات تحقیرآمیز درباره زن و دیدگاه اسلام در این رابطه
     
    یکی از نظریات تحقیرآمیزی که در گذشته وجود داشته است و در ادبیات جهان آثار نامطلوبی بجا گذاشته است  این است که زن عنصر گناه است ، از وجود زن شر و وسوسه بر می خیزد ، زن شیطان کوچک است . شیطان ، زن  را وسوسه می کند و زن مرد را. می گویند آدم اول که فریب شیطان را خورد واز بهشت سعادت بیرون رانده شد ، از طریق زن بود شیطان حوا را فریفت و حوا آدم را . 
    قرآن داستان بهشت آدم را مطرح کرده ولی هرگز نگفته که شیطان با مار حوا را فریفت و حوا آدم را . قرآن نه حوا را به عنوان مسوول اصلی معرفی می کند و نه او را از حساب خارج می کند . قرآن آنجاکه پای وسوسه شیطان را به میان می کشند ضمیرها را به شکل (( تثنیه )) می آورد ، می گوید فوسوس لهما الشیطان (1) شیطان آندو را وسوسه کرد فدلیهما بغرور (2) شیطان آندو را به فریب راهنمایی کرد و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین (3) یعنی شیطان در برابر هر دو سوگند یاد کرد که جز خیر آنها را نمی خواهد . به این ترتیب قرآن بایک فکر رایج آن عصر و زمان که هنوز هم در گوشه و کنار جهان بقایایی دارد ، سخت به مبارزه پرداخت و جنس زن را از این اتهام که عنصر وسوسه و گناه و شیطان کوچک است مبرا کرد . یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود داشته است در ناحیه استعدادهای روحانی و معنوی زن است : می گفتند زن به بهشت نمی رود ، زن مقامات معنوی و الهی را نمی تواند طی کند ، زن نمی تواند به مقام قرب الهی آنطور که مردان می رسند برسد.قرآن در آیات فراوانی تصریح کرده است که پاداش اخروی و قرب الهی به جنسیت مربوط نیست ، به ایمان و عمل مربوط است، خواه از طرف زن باشد و یا از طرف مرد. قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قدیسی از یک زن بزرگ و قدیسه یاد می کند .
    گویی قرآن خواسته است در داستانهای خود توازن را حفظ کند و قهرمانان داستانها را منحصر به مردان ننماید .
    قرآن درباره مریم ، ما در عیسی ، می گوید : کار او به آنجا کشیده شده بود که در محراب عبادت همواره ملائکه با او سخن می گفتند و گفت و شنود می کردند ، از غیب برای او روزی می رسید، کارش از لحاظ مقامات معنوی آنقدر بالا گرفته بود که پیغمبر زمانش را در حیرت  فرو برده ، او را پشت سر گذاشته بود، زکریا در مقابل مریم مات و مبهوت مانده بود .
    اسلام در(( سیر من الخلق الی الحق )) یعنی در حرکت و مسافرت به سوی خدا هیچ تفاوتی میان زن و مرد قائل نیست . تفاوتی که اسلام قائل است در (( سیر من الحق الی الخلق )) است ، دربازگشت از حق به سوی مردم و تحمل مسوولیت پیغامبری است که مرد  را برای این کار مناسبتر دانسته است .
     یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که نسبت به زن وجود داشته است، مربوط است به ریاضت جنسی و تقدس تجرد و عزوبت. چنانکه می دانیم در برخی آیینها رابطه جنسی ذاتاً پلید است . به عقیده پیروان آن آیینها تنها کسانی به مقامات معنوی نایل می گردند که همه عمر مجرد زیست کرده باشند.
    اسلام با این خرافه سخت نبرد کرد : ازدواج را مقدس و تجرد را پلید شمرد. اسلام دوست داشتن زن را جزء اخلاق انبیا معرفی کرد و گفت : (( من اخلاق الانبیاء حب النساء )) . پیغمبر اکرم می فرمود : من به سه چیز علاقه دارم . بوی خوش ، زن ، نماز .
    برتراند راسل می گوید :در همه آیینها نوعی بدبینی به علاقه جنسی یافت می شود مگر در اسلام ، اسلام از نظر مصالح اجتماعی حدود و مقرراتی برای این علاقه وضع کرده اما هرگز آن را پلید نشمرده است .
    یکی دیگر از نظرات تحقیرآمیزی که درباره زن وجود داشته این است که می گفته اند زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است . اسلام هرگز چنین سخنی ندارد. اسلام اصل علت غایی را در کمال صراحت بیان می کند. اسلام با صراحت کامل می گوید زمین و آسمان ، ابرو باد ، گیاه و حیوان، همه برای انسان آفریده شده اند اما هرگز نمی گوید زن برای مرد آفریده شده است . اسلام می گوید هریک از زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده اند : ((هن لباس لکم و انتم لباس لهن )) . (4 )
    زنان زینت و پوشش شما هستند و شما زینت و پوشش آنها . اگر قرآن زن را مقدمه مرد و آفریده برای مرد می دانست قهرا در قوانین خود این جهت را در نظر می گرفت ولی چون اسلام از نظر تفسیر خلقت چنین نظری ندارد و زن را طفیلی جود مرد نمی داند، در مقررات خاص خود درباره زن و مرد به این مطلب نظر نداشته است .
     یکی دیگر از نظریات تحقیرآمیزی که در گذشته درباره زن وجود داشته این است که زن را از نظر مرد یک شر وبلای اجتناب ناپذیر می دانسته اند. بسیاری از مردان با همه بهره هایی که از وجود زن می برده اند او را تحقیر و مایه بدبختی و گرفتاری خود می دانسته اند . قرآن کریم مخصوصاً این مطلب را تذکر می دهد که وجود زن برای مرد خیر است ، مایه سکونت و آرامش دل اوست .
     یکی دیگر از آن نظریات تحقیرآمیز این است که سهم زن را در تولید فرزند بسیار ناچیز می دانسته اند . اعراب جاهلیت و بعضی از ملل دیگر مادر را فقط به منزله ظرفی می دانسته اند که نطفه مرد را – که بذر اصلی فرزند است- در داخل خود نگه می دارد و رشد می دهد . درقرآن ضمن آیاتی که می گوید شما را از مرد و زنی آفریدیم و برخی آیات دیگر که در تفاسیر توضیح داده شده ، به این طرز تفکر خاتمه داده شده است .
     از آنچه گفته شد معلوم شد اسلام از نظر فکر فلسفی و از نظر تفسیر خلقت ، نظر تحقیرآمیزی نسبت به زن نداشته است بلکه آن نظریات را مردود شناخته است . اکنون نوبت این است که بدانیم فلسفه عدم تشابه حقوقی زن و مرد چیست .
    اسلام در حق زن نظریه ای ابداع کرده که از روزی که جنس بشر پا به عرصه دنیا گذاشت تا آن روز، چنین طرز تفکری در مورد زن نداشت ، اسلام در این نظریه خود، با تمام مردم جهان در افتاد، و زن را آنطور که هست و بر آن اساسی که آفریده شده به جهان معرفی کرده اساسی که بدست بشر منهدم شده و آثارش نیز محو گشته بود . اسلام عقاید و آرائی که مردم درباره زن داشتند و رفتاری که عملاً با زن می کردند را بی اعتبار نموده و خط بطلان بر آنها کشید .
     
    مقام زن  در اسلام و در آیین های دیگر  
     
    مشاهده و تجربه این معنا را ثابت کرده که مرد و زن دو فرد ، از یک نوع و از یک جوهرند، جوهری که نامش انسان است ، چون تمامی آثاری که از انسانیت در صنف مرد مشاهده شده ، در صنف زن نیز مشاهده شده است ، ( اگر در مرد فضائلی از قبیل سخاوت ، شجاعت ، علم، خویشتن داری و امثال آن دیده شده در صنف زن نیز دیده شده است ) آنهم بدون هیچ تفاوت ، بطور مسلم ظهور آثارنوع، دلیل بر تحقق خود نوع است ، پس صنف زن نیز انسان است ، بله این دو صنف در بعضی از آثار مشترکه ( نه آثار مختصه از قبیل حامله شدن و امثال آن ) از نظر شدت و ضعف اختلاف دارند ولی صرف شدت و ضعف در بعضی از صفات انسانیت ، باعث آن نمی شود که بگوئیم نوعیت  در صنف ضعیف باطل شده و او دیگر انسان نیست .
     
    زن در سایر آیین ها
    بیشتر امتهای قدیم نیز معتقد بودند که عبادت و عمل صالح زن در درگاه خدای تعالی پذیرفته نیست، در یونان قدیم زن را پلید و دست پرورده شیطان می دانستند ، و رومیان و بعضی از یونانیان معتقد بودند که زن دارای نفس مجرد انسانی نیست و مرد دارای آن هست و حتی در سال 586 میلادی در فرانسه کنگره ای تشکیل شد تا در مورد زن و اینکه آیا زن انسان است یا خیر بحث کنند ! بعد از بگومگوها و جرو بحثهای بسیار ، به این نتیجه رسیدند که بله زن نیز انسان است اما نه چون مرد انسانی مستقل ، بلکه انسانی است مخصوص خدمت کردن بر مردان .
    در سفر جامعه تورات آمده : من و دلم بسیار گشتیم ( من با کمال توجه بسیار گشتم ) تا بدانم از نظر حکمت و عقل جرثومه شر یعنی جهالت و حماقت و جنون چیست ، و کجا است ؟
    دیدم از مرگ بدتر و تلخ تر زن است که خودش دام و قلبش طناب دام است و دستهایش قید و زنجیر است تا آنجا که می گوید من در میان هزار نفر مرد یک انسان پیدا می کنم ، اما میان هزار نفر زن یک انسان پیدا نمی کنم .
     
    زن در نگاه عارفان
     
    جناب محی الدین سر محبوب بودن زن را که در بیان پیامبر گرامی اسلام آمده است در این می داند که چون ذات اقدس خداوند منزه از آن است  که بدون مجلی و مظهر مشاهده شود ، پس هر مظهری که بیشتر جامع اسماء و اوصاف الهی باشد، بهتر خدا را نشان می دهد . و زن در مظهریت خدا کامل تر از مرد است، زیرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال الهی است ، مظهر فعل و تاثیر الهی نیز هست ،چون در مرد تصرف می کند و آن را مجذوب خویش قرار داده و محب خود می سازد ، و این تصرف و تاثیر نموداری از فاعلیت خداست ، از این جهت زن کامل تر از مرد است ، اگر مرد بخواهد خدا را در مظهریت خود مشاهده کند، شهود او تام نیست ولی اگر بخواهد خدا را در مظهریت زن بنگرد ، شهود او به کمال و تمام می رسد. لذا زن محبوب پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم  قرار گرفت و در آن حدیث فرمود :
     از دنیای شما زن و بوی خوش محبوب من قرار داده شده و نور چشم من نماز است .
     
    منابع و ماخذ :
    کتاب : ترجمه تفسیر المیزان – نویسنده : علامه طباطبایی- جلد 2 و 4 .
    کتاب : زن در آیینه جلال و جمال نویسنده : آیت ا... جوادی آملی .
    کتاب : مجموعه آثار – نویسنده استاد مرتضی مطهری – جلد 19.
    سوره های : اعراف ، آیات 20 ، 21 و 22 – بقره آیه 187 .
     
      زنان را با محبت علی ( ع) پرورش دهید و بگذارید آنان پاک دل باقی بمانند . امام صادق (ع)
                                                                                                         
           تهیه و تنظیم : معصومه لطیف نژاد
         کارشناس امور فوق برنامه
    مدیریت فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی مشهد
     



    تاثير نماز بر شياطين
     
    حضرت علي (ع:( 
    “ نماز ، كوبنده شيطان است ” (1)
     
         در سپيده دم حيات ، هنگاميكه خدا ، انسان ” را آفريد و از روح الهي خويش ، در وجود او  دميد ، مقرر فرمود تا همگي فرشتگان مقرب درگاهش ، آدم ابوالبشر (ع) را سجده كنند .
    در اين ميان “ ابليس ” انسان را فاقد لياقت براي مسجود فرشتگان بودن يافت و از فرمان الهي سر بتافت و به واسطه اين تمرد از درگاه الهي رانده شد .
         اما “ شيطان با اين كه در بسياري از موارد مترادف با “ ابليس ” معرفي شده است ، از نظر قرآن و روايات ( و با آنچه كه خواهيم گفت از ديدگاه علمي ) با “ ابليس ” به كلي متفاوت است . بدين معني كه “ شيطان ” را مي توان ، عبارت از همه آن نيروها و موجوداتي دانست كه انسان را به گناه كردن وا مي دارند و يا به طور كلي به نحوي از انحاء در انسان ،ايجاد بيماري و مرض مي نمايند .
         در اين مورد حتي بسياري از روايات اسلامي را مي توان يافت كه در آنها از ميكروبهاي بيماريزاي انسان نيز با عنوان “ شيطان ” نام برده شده است و حتي مي توان ايجاد بيماريها عفوني انسان را نيز به نوعي ، ناشي از غلبه شيطانهايي به نام باكتري ، انگل ، قارچ ، ويروس ، و .. به حساب آورد .
         به اين ترتيب ، ابيات مشهور و زيباي زير :
    شيطان كه رانده گشت بجز يك خطا نكرد                خود را براي سجده آدم رضا نكرد
    شيطان هزار مرتبه بهتر ز بي نماز                           كو سجده را بر آدم و اين بر خدا نكرد
         عليرغم آن كه حاوي مفاهيم عميق در جهت توجه دادن ، به خطر بزرگ بي نمازي است ، از لحاظ به كاربردن كلمه “ شيطان شايد اندكي اشكال داشته باشد ، چرا كه آن موجودي كه در مقابل آدم (ع) حاضر به سجده نشد ، “ ابليس ” و يكي از فرشتگان الهي بود ، اما شيطان ها  موجودات بسيار متعددي هستند كه نه تنها با وسوسه هاي شيطنت آميز خود ، باعث ايجاد بيماريهاي روحي ( گناهان ) و بيماريهاي رواني ( مثل وسواس ) مي شوند ، بلكه بيماريهاي جسمي ( مانند انواع بيماريهاي عفوني ) را نيز ايجاد مي كنند . به هر تقدير ، شايد بتوان “ شياطين ” را بعنوان لشكريان بسيار متعدد “ ابليس ” تلقي نمود .
         در شماره هاي اوليه اين مجموعه مقالات از تاثير نماز بر بيماريهاي مختلف ميكروبي ، از جمله عفونتهاي پوست ، دهان و دندان ، دستگاه تنفس ، دستگاه ادراري و .. سخن گفتيم و “ كوبندگي ” نماز را در مورد شياطين عفونت زا ، در انسان بررسي نموديم . اما نكته اي كه در اين شماره خواهيم گفت ، به بحث “ تعادل ناقل هاي عصبي ” كه در شماره گذشته مورد بررسي قرار گرفت مي باشد.
          درباره ناقل هاي عصبي با توجه به دانسته هاي جديد علمي گفتيم كه تمام بيماريهاي رواني انسان و حتي گناهاني كه مرتكب مي شود ( بيماريهاي روحي ) تماما بر اثر ايجاد تغيير و تحولاتي است كه در مواد شيميايي موجود در دستگاه عصبي او بوقوع مي پيوندد و بررسي كامل پيرامون اين نظريه تحول شگرفي در تمامي عرصه هاي بشري ، اعم از انسان شناسي و فلسفه و روانشناسي و جامعه شناسي و .. ايجاد خواهد كرد ، چرا كه با اين ديدگاه بوسيله قرص و آمپول و با روش دو  دوتا چهار تا  مي توان به سراغ مشكلات مزمني كه قرنها بشر را آزرده اند رفت و مثلا ريشه فساد و فحشاء و دروغگويي و حسادت و .. را بدين طريق خشكاند !
         اما همانجا اشاره كرديم كه علم بشر تا رسيدن به روزي كه قادر شود “ تعادل ناقل هاي عصبي ” را به بهترين شكل در وجود انسانها برقرار سازد ، راه درازي در پيش دارد ، اما آيين مقدس اسلام و بخصوص پيشوايان بزرگ مذهب تشيع ، از قرنها پيش ، ضمن قرار دادن “ عدل ” در كنار اساسي ترين اعتقاد ديني خود يعني “ توحيد ” يك جنبه مهم عدل را برقراري تعادل در وجود انسان دانسته اند و براي برقرار نمودن اين تعادل روشهاي گوناگوني پيشنهاد كرده اند كه در صدر اين روشها “ نماز ” قرار دارد .
         در بحث تعادل ناقل هاي عصبي مي توان با يافته هاي امروزي دانش بشر ، از تعادل خارج شدن برخي ناقل هاي عصبي را ( مثلا با فزوني يافتن يك ماده شيميايي نامطلوب ) منجر به ايجاد اختلالات رواني و يا انحرافات در انسان دانست . بدين معنا كه مجموعه اي از “ مواد شيميايي نامطلوب ” در دستگاه عصبي انسان حضور مي يابند  كه او را به يك بيماري رواني مبتلا مي سازند و يا او را به حسادت ، دروغگويي ، بدبيني و .. وادار مي كنند .
         حال با توضيحي كه در آغاز پيرامون “ شيطان ” ارائه نموديم مي توانيم با تكيه بر قرآن و روايات معصومين (ع) اين “ مواد شيميايي بد و نامطلوب ” را مصداق ديگري براي “ شيطان ” بدانيم ، كه همان عامل تمام بيماريهاي جسمي و رواني و انحرافات و گناهان بشر است .
         بدين ترتيب عليرغم نقشي كه براي “ شيطان ” در ايجاد بيماريها در انسان ذكر كرديم ، مي توانيم پيرامون آن بخش از مفاهيم قرآني كه به “ امراض قلب ” اشاره كرده است ، يا آن گروه از آيات شريفه الهي كه به بحث پيرامون تاثيرات شيطان بر انسان پرداخته است ، به درك بهتري با مدد توجهات علمي برسيم و بفهميم كه شيطان از چه راهي ممكن است در درون انسان  بيماري رواني يا روحي ( مرض ) ايجاد كند .
         در واقع با يافته هاي امروز علم بشر ما مي توانيم نام آن ناقلهاي عصبي نامطلوب و بيماريزا را ، زير عنوان كلي “ شياطين ” بشناسيم . و اين همان اعتقاد به ظاهر ساده و از مد افتاده ايست كه قرنها ، بشر بدان پايبند بوده است و حتي بيماريهاي رواني مثل اسكيزوفرني را ناشي از تسخير انسان به وسيله شياطين و اجنه دانسته است .
         اما بديهي است كه علم امروز بشر ، هر روز كه مي گذرد اين شياطين ، يعني همان ناقلهاي عصبي نامطلوب و بسيار ريز را ، از روشهاي دقيق و پيشرفته علمي ، بهتر و بيشتر شناسايي مي كند و به دام مي اندازد و بر خلاف روش گذشتگان كه با جن گيري يا به شلاق بستن بيماران رواني قصد بيرون راندن اجنه و شياطين از وجود آنها را داشتند ، قصد دارد با روش كاملا علمي ، تيشه بر ريشه شياطين دستگاه عصبي انسان بزند . هر چند كه اين رويا شايد در قرنهاي آينده به تحقق بپيوندد.
         ولي در اين ميان راه ديگري نيز براي مقابله شديد با اين شياطين درون موجود است و آن “ ايمان مذهبي ” و بخصوص نماز است .(2)
         نمازگزار واقعي ، هرگز دروغ نمي گويد ، هرگز حسادت نمي ورزد ، هرگز بخل نمي كند ، هرگز دشنام نمي دهد و خلاصه به همين ترتيب از همه حالتهاي نامطلوب رواني و روحي ، كه شياطين دروني در صددند او را بدان گرفتار نمايند ( يعني همان امراض قلب ) ، خلاصي پيدا مي كند ، چرا كه “ نماز ” كوبنده شيطان است و به قدرتمندانه ترين شكل ممكن با همه شياطيني كه قصد دارند انسان را دچار بيماريهاي جسمي ، بيماريهاي رواني و يا گناهان و انحرافات ( بيماريهاي روحي ) نمايند ، مقابله مي كند .
      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    1. الصلوه مدحره للشيطان ، فهرست غرر الحكم ، صلاه
    2. از برخي آيات قرآن و بسياري از روايات چنين بر مي آيد ، كه “ نماز ” و “ ايمان ” را مي توان به صورت دو كلمه مترادف و هم معنا ، به جاي يكديگر به كار برد ، به عبارت ديگر : “ نماز عين ايمان و ايمان عين نماز است ” .


     

    تاريخچه حجاب و عفاف در اديان و اقوام گذشته

     

    خديجه محمديان
    بنابر گواهي متون تاريخي در اكثر قريب به اتفاق ملت ها و آيين هاي جهان، حجاب در بين زنان معمول بوده است؛ هر چند در طول تاريخ فراز و نشيب هاي زيادي را طي كرده و گاهي با اعمال سليقه حاكمان، تشديد يا تخفيف يافته است، ولي هيچگاه بطور كامل از بين نرفته است مورخان به ندرت از اقوام بدوي كه زنانشان داراي پوشش مناسب نبوده و يا به صورت برهنه در اجتماع ظاهر مي شدند ياد مي كنند.

    دانشمندان تاريخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل از تاريخ و عصر حجر نسبت مي دهند كتاب (زن در آينه تاريخ) پس از طرح مفصل علل و عوامل تاريخ حجاب مي نويسد: با توجه به علل ذكر شده و بررسي آثار و نقوش به دست آمده پيدايش حجاب به دوران پيش از مذاهب مربوط مي شود و به اين دليل عقيده عده اي كه مي گويند (مذهب) موجب حجاب مي باشد، صحت ندارد، ولي بايد پذيرفت كه در دگرگوني و تكميل آن بسيار موثر بوده است.
    پوشش زن در يونان و روم باستان:
    دايره المعارف لاروس درباره پوشش زنان يونان باستان مي گويد: زنان يوناني در دوره هاي گذشته صورت و اندامشان را تا روي پا مي پوشاندند اين پوشش كه شفاف و بسيار زيبا بود در جزاير كورس و امر جوس و ديگر جزاير ساخته مي شد زنان فينقي نيز داراي پوششي قرمز بودند سخن درباره حجاب در لابلاي كلمات قديمي ترين مولفين يوناني نيز به چشم مي خورد حتي بنيلوب همسر پادشاه عوليس فرمانرواي ايتاك نيز با حجاب بوده است زنان شهر ثيب داراي حجاب خاصي بوده اند بدين صورت كه حتي صورتشان را نيز با پارچه مي پوشاندند اين پارچه داراي دو منفذ بود كه جلوي چشمان قرار مي گرفت تا بتوانند ببينند. در اسپارته دختران تا موقع ازدواج آزاد بودند ولي بعد از ازدواج خود را از چشم مردان مي پوشاندند نقش هايي كه بر جاي مانده حكايت مي كند كه زنان سر را مي پوشاندند خواه باكره و خواه داراي همسر باشند حجاب در بين زنان سيبري و ساكنان آسياي صغير و زنان شهر ماد و فارس نيز وجود داشته است زنان روماني از حجاب شديدتري برخوردار بوده اند به طوري كه وقتي از خانه خارج مي شدند با چادري بلند تمام بدن را تا روي پاها مي پوشانند و چيزي از برآمدگي هاي بدن مشخص نمي شود.
    يكي از تاريخ نويسان غربي نيز شواهد زيادي دال بر وجود حجاب در بين زنان يونان و روم باستان آورده است او درباره (الهه عفت) كه يكي از خدايان يونان باستان است مي گويد آرتميس، الهه عفت است و عالي ترين نمونه و الگو براي دختران جوان به شمار مي آيد داراي بدني نيرومند و ورزيده و چابك و به زيور و عفت و تقوا آراسته است.
    همچنين درباره مردم يكي از قبائلي كه نهصد سال قبل از ميلاد زندگي مي كرده اند آمده است: بالاتر از ارميان و در كنار درياي سياه سكاها بيابانگردي مي كردند آنها مردم وحشتي و درشت اندام قبائل جنگي نيمه مغول و نيمه اروپايي بسيار نيرومندي بودند كه در ارابه به سر مي بردند و زنان خود را سخت در پرده نگاه مي داشتند.
    اين مورخ در جاي ديگر مي گويد: زنان فقط در صورتي مي توانند خويشان و دوستان خود را ملاقات كنند و در جشن هاي مذهبي و تماشاخانه ها حضور يابند كه كاملا در حجاب باشند.
    همچنين از قول يكي از فلاسفه يونان باستان درباره شدت پوشش زن نقل مي كند: نام يك زن پاك دامن را نيز چون شخص او بايد در خانه پنهان داشت.
    پوشش زن در ايران باستان
    در مورد پوشش زنان ايران باستاني مطالب زيادي در تاريخ وجود دارد ويل دورانت درباره پوشش زنان ايران باستان و اين كه حجاب بسيار سختي در بين آنان رايج بوده است مي گويد: زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آنرا نداشتند كه جز در تخت روان روپوش دار خانه برون بيايند هرگز به آنان اجازه داده نمي شد كه آشكارا با مردان آميزش (اختلاط) كنند زنان شوهر دار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر يا برادرشان باشد، ببينند. در نقش هايي كه در ايران باستان بر جاي مانده هيچ صورت زن ديده نمي شود و نامي از ايشان به نظر نمي رسد.
    از دايرة المعارف لاروس نيز به دست مي آيد كه حجاب در بين مادها و پارس ها وجود داشته است همچنين در تفسير اثني عشري آمده است: ( تاريخ نشان مي دهد كه حجاب در فرس قديم وجود داشته است).
    نصوصي كه بيانگر حجاب زنان ايران باستان است نشان مي دهد كه زنان در دوره هاي مختلفي چون دوره مادها، پارسي ها (هخامنشيان) اشكانيان و سامانيان داراي حجاب و پوشش بوده اند كه به چند نمونه آن اشاره مي شود:
    دوره مادها:
    در كتاب پوشاك باستاني ايرانيان آمده: اصلي كه بايد در نظر داشت، اين است كه طبق نقوش برجسته و مجسمه هاي ماقبل ميلاد، پوشاك زنان آن دوره (مادها) از لحاظ شكل (با كمي تفاوت) با پوشاك مردان يكسان است.
    وي در ادامه براي توضيح نقوش بر جاي مانده مي نويسد: مرد و زن به واسطه اختلافي كه ميان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تميز داده مي شوند به نظر مي رسد كه زنان پوششي نيز روي سر خود گذارده اند و از زير آن گيسوهاي بلندشان نمايان است.
    دوره پارسي ها (هخامنشيان)
    پارسي ها به وسيله كوروش، دولت ماد را از ميان برداشته و سلسله هخامنشي را تأسيس كردند. آنها از نظر لباس همانند مادها بودند در مورد پوشاك خاص زنان اين دوره آمده است: از روي برخي نقوش مانده از آن زمان به زنان بومي بر مي خوريم كه پوششي جالب دارند پيراهن آنان پوششي ساده و بلند يا داراي راسته چين و آستين كوتاه است به زنان ديگر آن دوره نيز بر مي خوريم كه از پهلو به  اسب سوارند. اينان چادري مستطيل بر روي همه لباس خود افكنده و در زير آن يك پيراهن با دامن بلند و در زير آن نيز پيراهن بلند ديگري تا به مچ پا نمايان است.
    دوره اشكانيان
    در اين دوره نيز همانند گذشته حجاب زنان ايراني كامل بوده است در اين باره چنين مي خوانيم: لباس زنان اشكاني پيراهني بلند تا روي زمين، گشاد، پرچين، آستين دار و يقه راست بوده است. پيراهن ديگري داشته اند كه روي اولي مي پوشيدند و قد اين يكي نسبت به اولي كوتاه و ضمنا يقه باز بوده است روي اين دو پيراهن چادري سر مي كردند.
    در جاي ديگر آمده است چادر زنان اشكاني به رنگ هاي شاد و ارغواني و يا سفيد بوده است. گوشه چادر در زير يك تخته فلزي بيضي منقوش يا دكمه كه به وسيله زنجيري به گردن افكنده شده، بند است. اين چادر به نحوي روي سر مي افتد كه عمامه ( نوعي كلاه زنانه) را در قسمت عقب و پهلوها مي پوشانيده است.
    در كتاب پارتيان نيز آمده است زنان عهد اشكاني قبايي تا زانو بر تن مي كردند با شنلي كه بر افكنده مي شد و نيز نقابي داشتند كه معمولا به پس سر مي آويختند.
    دوره ساسانيان:
    در اين دوره اردشير پسر بابك با استفاده از ضعف اشكانيان سلسله ساسانيان را بنيان نهاد و دين زرتشت را دين رسمي كشور قرار داد. اوستا را ترجمه و آتشكده هاي ويران را بازسازي نمود زنان در اين دوره كه احكام ديني زرتشتيان در كشور اعمال مي شده است همچنان داراي حجاب كامل بودند در مورد پوشاك زنان چنين آمده است:
    چادر كه از دوره هاي پيش مورد استفاده بانوان ايران بوده است در اين دوره نيز به صورت مختلف مورد استعمال داشته است.
    حجاب زنان در اين دوره چنان اهميتي داشت كه حتي لباس هنر پيشگان زن، مانند لباس هاي بلند ساير بانوان تا پشت پا كشيده شده است براي اثبات توجه زنان در اين دوره به حجاب كافي است اين نقل تاريخي را از منابع اسلامي مرور كنيم: هنگامي كه سه تن از دختران كسري، پادشاه ساساني، را با ثروت فراواني از اموال براي عمر آوردند شاهزادگان ايراني را در برابر عمر در حالي كه با پوشش و نقاب خود را پوشانده بودند، ايستادند، خليفه دستور داد با آوازي بلند بر آنان فرياد كشند كه پوشش از چهره بر گيرند تا مسلمانان آنها را ببينند و خريداران پول بيشتري به پاي آنها بريزند دوشيزگان ايراني از برهنه كردن صورت خودداري كردند و مشت بر سينه نماينده عمر زدند و آنان را از خود دور ساختند خليفه خشمناك شد و خواست تا با تازيانه آنان را بيازارد در حاليكه شاهزادگان ايراني مي گريستند.
    حضرت علي (ع) به عمر فرمود: در رفتارت مدارا كن، از پيغمبر خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: بزرگ و شريف هر قومي را كه خوار و فقير شده گرامي بداريد عمر پس از شنيدن فرمايش حضرت علي (ع)‌ آتش خشمش فرو نشست سپس حضرت اضافه كرد: با دختران ملوك نبايد معامله دختران بازاري (كنيزان) كرد.
    پوشش زن در اديان بزرگ الهي
    حجاب در شريعت حضرت ابراهيم (ع)
    در آيين مقدس حضرت ابراهيم (ع) مسأله پوشش زنان، حائز اهميت بوده است. در كتاب تورات چنين مي خوانيم (رفقه) چشمان خود را بلند كرده و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد زيرا از خادم پرسيد: اين مرد كيست كه در صحرا به استقبال ما مي آيد؟ خادم گفت: آقاي من است پس برقع خود را گرفت خود را پوشانيد.
    از اين بيان روشن مي شود كه پوشش زن در مقابل نامحرم در شريعت حضرت ابراهيم (ع) وجود داشته است؛ زيرا (رفقه) در مقابل اسحاق كه به او نامحرم بود از شتر پياده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نيفتد.
    حجاب در آيين يهود
    در اصول اخلاقي تلمود كه يكي از كتاب هاي مهم ديني و در حقيقت فقه مدون و آيين نامه زندگي يهوديان است آمده اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت چنانچه مثلا بي آنكه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي رفت يا با هر سخني از مردان درد دل مي كرد يا صدايش آنقدر بلند بود كه چون در خانه اش تكلم مي نمود. همسايگانش مي توانستند سخنان او را بشنوند در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد.
    حجاب در آيين مسيحيت:
    در كتاب انجيل آمده است پولس در رساله خود به قدنتيان تصريح مي كند: اما مي خواهم شما بدانيد كه سر هر مرد، مسيح است و سر زن، مرد و سر مسيح خدا هر مردي كه سر پوشيده دعا يا نبوت كند سر خود را رسوا مي نمايد اما هر زني كه سر برهنه دعا كند سر خود را رسوا مي سازد زيرا اين چنان است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن مي پوشد موي را نيز ببرد و اگر زن را موي بريدن يا تراشيدن قبيح است بايد بپوشد زيرا كه مرد از زن نيست بلكه زن از مرد است و نيز مرد از زن نيست بلكه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده بلكه زن براي مرد از اين جهت زن مي بايد عزتي بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان... در دل خود انصاف دهيد آيا شايسته است كه زن ناپوشيده نزد خدا دعا كند پس در جايي كه براي دعا بايد سر زن پوشيده باشد به هنگام روبرو شدن با نامحرم پوشش سر لازم تر خواهد بود.
    و نيز در انجيل در رساله پولس به تيموتاوس مي گويد: و همچنين زنان خود را بيارايند به لباس حيا و پرهيز نه به زلف ها و طلا و مرواريد و رخت گران بها بلكه چنان كه زناني را مي شايد كه دعواي دينداري مي كنند به اعمال صالحه.

    1 - حجاب و نقش آن در سلامت اجتماع و آرامش رواني
    رعايت حجاب در سلامت و پاكي اجتماع موثر است. به علت تاثير زياد آن در استحكام خانواده به عنوان پايه و اساس اجتماع و نيز تاثير آن در ساخته شدن فرزندان با تربيت صحيح و پاك نگه داشتن محيط اجتماع از عوامل تحريك آميز حيواني.
    معلوم است وقتي كانون خانواده گرم و پر جاذبه باشد، اين گرمي و استحكام در بالا بردن روحيه عمومي مردم و جامعه تاثير بسزايي خواهد داشت. وقتي كودكان چنين خانواده اي با تربيت صحيح و تعادل روحيه و افكار پرورش يافتند، در جامعه منشأ سازندگي، ترقي و تعالي مي شوند.
    اكثر دختران و پسراني كه در سنين پايين به دام مفاسد مختلف مي افتند، كساني هستند كه از تربيت حقيقي و صحيح محروم بوده اند اين ظلم را هيچ كس جز والدين به آنها نكرده اند.
    از طرفي با رعايت حجاب، ريشه بسياري از تفاخرها، تكاثرها، اسراف ها، تحريك هاي بي موقع در اجتماع كنده خواهد شد و بذر فساد خشكيده خواهد شد. چرا كه ديگر زنان عمر خود را به جاي مصرف در اينگونه ضد ارزش ها در جهت هدف نهايي زندگي انساني و سعادت راستين صرف مي كنند و لذا ديگر، گناه به فساد كشاندن ساير افراد جامعه و اتلاف عمر آنان و ايجاد زمينه براي انواع فساد در اجتماع صورت نمي گيرد. گسترش بوتيك هاي كذايي، تهيه و توزيع لباس هاي مبتذل غربي با تصويرها، تكثير و توزيع نوارهاي مبتذل و نوارهاي موسيقي و... از مواردي هستند كه جوانان بي گناه و كم تجربه را به سوي منجلاب فساد و تباهي سوق مي دهند.
    براي اينكه جوانان از اين آفات در امان باشند، بايد در خانواده بطور صحيحي تربيت شوند، اما اگر مادر اسير انواع هوس ها و تمايلات حيواني باشد، نمي تواند براي فرزندانش الگوي كاملي باشد.
    2 – حجاب و نقش آن در مسؤوليت هاي اجتماعي
    هر انساني در برابر اجتماع خود وظايف و مسؤوليت هايي دارد و زنان نيز هر چند با گرم نگه داشتن كانون خانواده و تربيت صحيح فرزندان، بزرگترين خدمت ها را به جامعه مي كنند، اما انتظار از آنان به عنوان نيمي از پيكره جامعه بيش از اين مي رود. اسلام عزيز خواسته است كه آنان در جامعه نيز نقش داشته باشند.
    حضور زنان در ستادهاي پشتيباني، درماني و غذايي، همدوش با رزمندگان اسلام و در ديگر جاها در دوران پيامبر و حضور گسترده آنها در تاريخ انقلاب اسلامي ايران چه در پيروزي انقلاب اسلامي ايران و چه در دوام آن به خصوص دوران جنگ و ساير مسايل زندگي خود نشانگر اين انتظار است.
    امام خميني قدس سره در مورد نقش زنان در انقلاب اسلامي مطالب مهمي بيان كرده اند كه از آن جمله خطاب به آنان چنين مي فرمايند: «نقش شما زنان در اين نهضت از مردها بيشتر بوده» و نيز مي فرمايند: «همانطور كه مردها وارد ميدان بودند، بانوان محترم هم وارد بودند، بلكه زحمات اينها بيشتر از مردها بود.»
    3 – خروج از لشكريان دشمن و ايمني از عذاب الهي و كسب ثواب اخروي
    شيطان از روابط زن و مرد براي به گناه انداختن استفاده مي كند لذا بدحجابي و بي حجابي و نيز عدم رعايت اصول شرعي در روابط با نامحرم، شخص را در معرض خشم خدا قرار مي دهد. چرا كه وجود شخص هم آلوده به گناه مي شود و هم آلوده كننده ديگران و اين چيزي نيست كه خداوند براي بندگان دوست داشته باشد. بزرگان دين و همه انبياء و ائمه حاضر بودند سخت ترين آزارها و شكنجه ها را تحمل كنند ولي هرگز لحظه اي دچار خشم خداوند نشوند. گيريم كه ما محبوب هزاران و ميليون ها نفر از بندگان خدا بشويم، چه فايده اگر محبوب خدا نباشيم و او راضي نباشد. پيروزي هاي ظاهري نبايد ما را گول بزند و عقل و شعور را از ما بگيرد و ما را دچار عذاب دردناك الهي كند كه: «ان ربك لشديد العقاب»
    خانمي كه در حجاب مخالفت امر خدا را مي كند، پس از مرگ چه مي كند؟ روزي كه همه چيز و همه كس او را تنها مي گذارند و رها مي كنند چرا بايد عشق و رضايتش را فداي خودخواهي هاي ديگران كند؟ او نبايد خود را اسير هوس ها و دام هاي شيطاني كند.
    از طرف ديگر خداوند همانطور كه براي نافرماني و گناه عذاب و عقاب قرار داده، همانطور هم براي كساني كه به فرمان هاي او عمل مي كنند پاداش و ثواب اخروي قرار داده است.
    4 – پوشش اسلامي و حفظ نسل از خطر سقوط
    شكي نيست كه يكي از آثار بي حجابي، بي بند و باري و روابط نامشروع در ابعاد وسيع است چنانكه در دنياي غرب، به خوبي ديده مي شود و آثار نكبت بار روابط نامشروع بر كسي پوشيده نيست، يكي از آثار آلوده شدن نسل و به دنبال آن سقط جنين و تولد فرزندان نامشروع و غير قانوني است كه متاسفانه بر اثر عدم رعايت عفت و پوشش اسلامي، اين آثار روز بروز بيشتر مي شود و آمار نشان مي دهد كه اين موضوع در كشورهايي كه پوشش اسلامي رعايت نمي شود به مراتب بيشتر از جاهايي است كه پوشش اسلامي رعايت مي شود.
    طبق گزارشي كه اخيراً از طرف اداره «تحقيقات اجتماعي آمريكا» انتشار يافته تعداد نوزادان غير قانوني نسبت به ده سال قبل 47 درصد افزايش يافته است.
    بدون ترديد: يكي از بزرگترين مشكلات اجتماعي، وجود فرزندان بي سرپرست است كه اصل خلقتشان براساس انحراف پايه گذاري شده است و بر اثر وجود زمينه نامساعد معنوي در آنها، خطرات آنها از نظر رواني بسيار قابل توجه و جدي است چنين فرزنداني مسلماً طبيعي نيستند و چون پايه وجوديشان براساس قانون شكني پي ريزي شده تا حدود زيادي به گناه و قانون شكني متمايل هستند زيرا ميوه گناه هستند.
    روشن است كه حجاب اسلامي نقش اساسي در حفظ نسل و تامين پاكي خلقت نسل هاي آينده دارد، چرا كه زن مربي جامعه است و انسان ها از دامن او پيدا مي شوند، اگر او دامن خود را در پناه پوشش حفظ كند سعادت انسان هاي آينده را پايه ريزي كرده است.


    ادامه مطلب

    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .