سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1957686
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

     

    علت رانده شدن شیطان از درگاه خدا

     

    شیطان یکی از مقربان الهی بود که بعد از سالها عبادت به علت سرپیچی از فرمان الهی از درگاه الهی رانده شد. او از جنیان بود و از فرمان الهی مبنی بر سجده در پیشگاه آدم سرپیچی نمود. خداوند متعال می فرماید: «قال: رب فانظرنی الی یوم یبعثون* قال: فانک من المنظرین* الی یوم الوقت المعلوم، ص/81-79»؛ ابلیس گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزی که برانگیخته می شوند، مهلت ده، خداوند فرمود: تو از مهلت یافتگانی تا روز معین معلوم. گویا این وقت نزد خود شیطان نیز معلوم است. کار شیطان تزیین و بزرگ جلوه دادن دنیاست، چنانکه خداوند متعال از قول او می فرماید: «لازنین لهم فی الارض، حجر/39»؛ قطعاً گناهان را در زمین برای آنان می آرایم. لذا ممکن است حتی بعد از هلاکت شیطان نیز کسانی که شیطان بذر اعمال زشت را در وجودشان کاشته، همچنان مرتکب معصیت شوند.

    خداوند متعال در آیه شریفه ای از زبان شیطان خطاب به مشرکین می فرماید: «انی بریء منکم، انی اری مالاترون انی اخاف الله، انفال/48»؛ من از شما بیزارم، من چیزی را می بینم که شما نمی بینی، من از شما بیمناکم. وجود شیطان و شیطنت و اضلال او خود مبنی بر حکمت و مصلحتی است. به موجب همان حکمت و مصلحت، شیطان شر نسبی است نه شر حقیقی و واقعی و مطلق. شیطان کافر بود. و به خدا علم و یقین داشت. در مقابل خدا می گوید به عزت خودت همه آنها را گمراه می کنم: «فبعزتک لاغوینهم اجمعین» (ص/82)؛ همچنین می گوید: «رب فانظرنی الی یوم یبعثون»؛ پروردگارا پس مهلتم ده که تا روز قیامت زنده بمانم (ص/79)؛ اعتقاد به خدا و قیامت داشت. تنها داشتن اعتقاد و علم، برای ایمان کافی نیست بلکه انسان باید نسبت به آنچه اعتقاد دارد رام باشد. «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم ظلما و علوا»؛ و با اینکه پیش نفس خود به یقین دانستند (معجزه خداست) از روی ستمگری و نخوت آن را انکار کردند (نمل/14) باید خودمان را بشناسیم. اگر حقیقتی را که می شناسیم و می دانیم، منکر می شویم، پس ما جاحدیم و مؤمن نیستیم. بشر صرف اینکه به یک مطلب علم پیدا کند کافی نیست که مؤمن باشد بلکه باید حالت عصیان و تمرد نیز نداشته باشد.

    در آیه (و لقد خلقناکم ثم صورناکم ثم قلنا للملائکة اسجدوا لادم، اعراف/ 16-11)؛ خداوند مى گوید: ما شما را آفریدیم و سپس صورت بندى کردیم، بعد از آن به فرشتگان (و از جمله ابلیس که در صف آنها قرار داشت اگر چه جز آنها نبود) فرمان دادیم، براى آدم (جد نخستین شما) سجده کنند. همگى (این فرمان را به جان و دل پذیرفتند و) براى آدم سجده کردند، مگر ابلیس که از سجده کنندگان نبود. (فسجدوا الا ابلیس لم یکن من الساجدین). سجده فرشتگان براى آدم به معنى “سجده پرستش “ نبوده است، زیرا پرستش مخصوص خداست، بلکه سجده در اینجا به معنى خضوع و تواضع است. در این آیه مى گوید: خداوند “ابلیس “ را به خاطر سرکشى و طغیانگرى مؤاخذه کرد فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟ (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک).

    او در پاسخ به یک عذر ناموجه متوسل گردید، گفت: من از او بهترم، به دلیل این که مرا از آتش آفریده اى و او را از خاک و گل! (قال انا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین). گویا چنین مى پنداشت که آتش برتر از خاک است، و این یکى از بزرگترین اشتباهات ابلیس بود، شاید هم اشتباه نمى کرد و به خاطر تکبر و خودپسندى دروغ مى گفت. اما امتیاز آدم در این نبود که از خاک است، بلکه امتیاز اصلى او همان “روح انسانیت “ و مقام خلافت و نمایندگى پروردگار بوده است. از آنجا که امتناع شیطان از سجده کردن، براى آدم (ع) یک امتناع ساده و معمولى نبود و نه یک گناه عادى محسوب مى شد، بلکه یک سرکشى و تمرد آمیخته به اعتراض و انکار مقام پروردگار بود به این جهت، مخالفت او سر از کفر و انکار علم و حکمت خدا درآورد و به همین جهت، مى بایست تمام مقامها و موقعیتهاى خویش را در درگاه الهى از دست بدهد، به همین سبب خداوند او را از آن مقام برجسته و موقعیتى که در صفوف فرشتگان پیدا کرده بود بیرون کرد و به او فرمود: از این مقام و مرتبه، فرود آى. (قال فاهبط منها).

    سپس سرچشمه این سقوط و تنزل را با این جمله، براى او شرح مى دهد که: تو حق ندارى در این مقام و مرتبه، راه تکبر، پیش گیرى. (فما یکون لک ان تتکبرفیها). و باز به عنوان تأکید بیشتر، اضافه مى فرماید: بیرون رو که از افراد پست و ذلیل هستى. (فاخرج انک من الصاغرین) یعنى؛ نه تنها با این عمل بزرگ نشدى، بلکه به عکس به خوارى و پستى گراییدى. از این جمله به خوبى روشن مى شود که تمام بدبختى شیطان، مولود تکبر او بود. از امام صادق (ع) نیز نقل شده که فرمود: اصول و ریشه هاى کفر و عصیان، سه چیز است حرص و تکبر و حسد؛ اما حرص سبب شد که آدم از درخت ممنوع بخورد، و تکبر سبب شد که ابلیس از فرمان خدا سرپیچى کند، و حسد سبب شد که یکى از فرزندان آدم دیگرى را به قتل رساند!.

    اما داستان شیطان به همین جا پایان نیافت، او به هنگامى که خود را مطرود دستگاه خداوند دید، طغیان و لجاجت را بیشتر کرد و به جاى توبه و بازگشت به سوى خدا و اعتراف به اشتباه، تنها چیزى که از خدا تقاضا کرد این بود که گفت: خدایا! مرا تا پایان دنیا مهلت ده و زنده بگذار. (قال انظرنى الى یوم یبعثون). این تقاضاى او به اجابت رسید و خداوند فرمود: تو از مهلت داده شدگانى. (قال انک من المنظرین). ولى او نمى خواست براى جبران گذشته زنده بماند و عمر طولانى کند، بلکه هدف خود را از این عمر طولانى چنین بیان کرد: اکنون که مرا گمراه ساختى! بر سر راه مستقیم تو کمین مى کنم و آنها را از راه به در مى برم. (قال فبما اغویتنى لا قعدن لهم صراطک المستقیم) تا همانطور که من گمراه شدم، آنها نیز به گمراهى بیفتند


    حضرت یونس علیه السلام از پیامبرانی است که نام او در قرآن کریم، چهار مرتبه در سوره های نسا، انعام، یونس و صافات آمده و در دو سوره انبیا و قلم نیز وصف او شده است. حضرت یونس حدودا سی ساله بود که ازطرف خدا مامور به ارشاد مردم شهر نینوا در کشور عراق شد. سالها تبلیغ کرد و در راه ارشاد آن ها کوشش نمود؛ ولی آنها که تعدادشان از صد هزار نفر هم بیشتر بود، دایما او را تکذیب می کردند و به او تهمت می زدند و می گفتند تو هذیان میگویی، ما نمی خواهیم از تو پیروی کنیم و دعوت تو راقبول نمی کنیم. با این حال یونس باز هم ماموریتش را انجام می داد و دایما آنها را هدایت میکرد. در تاریخ آمده که فقط دو نفر به او ایمان آوردند؛ یکی از آنها عابد و زاهد بود و دیگری عالم و حکیم. بقیه هیچ عکس العملی نشان ندادند و حتی در صدد قتل و آزار او بر آمدند. در این موقع، یونس به درگاه خدا شکایت کرد و خواست که مردمان شهر را نفرین کند. مرد عالم و حکیم، به علت حکمتی که داشت از یونس خواست که آنها را نفرین نکند؛ ولی مرد عابد با یونس هم عقیده بود و از او می خواست که آن ها را نفرین کند.

    بالاخره حوصله حضرت تنگ شد. مردمان را نفرین کرد و از خدا خواست تا برای آنان عذاب نازل کند. خدای متعال به یونس خبر داد که در فلان روز، عذاب برآنها نازل می شود. حضرت این خبر را به قوم خود داد و خودش هم از شهر بیرون رفت و از دور شاهد بر اوضاع آنها بود. همین که آثار عذاب پیدا شد و مردم با چشم خود آن را دیدند، به سراغ آن مرد حکیم و عالم رفتند و از او کمک خواستند. عالم گفت: به خدای بزرگ پناه ببرید، ناله و گریه کنید، با زن ها و بچه ها به بیابان ها بروید، در آنجا سر به آسمان بلند کنید و با حالت تضرع و زاری از خدا کمک بخواهید و به او ایمان بیاورید و توبه کنید. از این طریق خداوند شما را می آمرزد و رحمتش را بر شما نازل می کند.

    آن قوم، تمام حرفهای مرد عالم را انجام دادند و به همین دلیل نیز خداوند آنها را مورد ترحم قرارداد و عذاب را از آنها برطرف کرد. حضرت یونس وقتی باخبر شد که عذاب از آنها برطرف شده خشمگین و ناراحت از اینکه چرا نزد قوم خود خوار شده و عذاب از آنها برطرف گشته است، به حالت فرار و قهر از شهر بیرون آمد. در مسیر خود به ساحل دریا رسید و دید که کشتی پر از مسافر و آماده حرکت است. از آنها خواست تا او را هم سوارکنند؛ آنها قبول کردند. یونس سوار شد و کشتی به راه افتاد. همین که به وسط دریا رسیدند، دریا طوفانی و پر از امواج شد. ناگهان کشتی متوقف شد و ایستاد. درباره علت این توقف، بعضی می گویند ماهی بزرگی (یک نهنگ) در جلو کشتی ظاهر شده بود و بعضی گفته اند که کشتی سنگین شده بود و نمی توانست حرکت کند. به هر حال کشتیبان و مسافرین گفتند که باید یک نفر را به قید قرعه به دریا بیندازیم. چند بار قرعه کشیدند و هر بار، قرعه بنام یونس پیغمبر افتاد. همه دانستند که رمزی در کار است. یونس را به دریا انداختند و بلافاصله ماهی بزرگی که از طرف خدا مامور شده بود، او را بلعید؛ گر چه اراده خدا براین قرار گرفته بود که در شکم ماهی، به او هیچ آسیبی نرسد.

    یونس در شکم ماهی علت گرفتاری خود را فهمید و دانست که بی صبری و قهر او از قومش، شایسته او نبوده است. (مربیان الهی تا آنجا که امید تربیت دارند باید از درخواست عذاب بپرهیزند) این ماجرا یک بلا و آزمایشی بود که خدا این پیامبرش را به آن مبتلا کرد. لذا از همان موقع، یونس به تسبیح خدا مشغول شد؛ بسیار نالید و گریه کرد و در آن زندان تنگ و تاریک شکم ماهی، فریاد کرد که: خدایا، معبودی جز تو نیست و من از ستمکاران به نفس خود هستم. این تضرع و استغاثه ها، موجب نجات او شد. ماهی پس از چند روز، به دستور خدا، او را در کنار دریا از دهان خود بیرون انداخت. یونس بسیار مریض و بی رمق بود و به همین دلیل، خداوند درخت کدویی را بالای سر او سبز کرد تا پیغمبرش از میوه و سایه آن استفاده کند. کم کم حال او بهتر شد و مامور شد که دوباره به نزد قومش برگردد. آن قوم هم دعوت او را پذیرفتند. آنها دیگر به خدا ایمان آورده بودند و خدا را پرستش می کردند. قبری که در شهر کوفه در کنار شط فرات است، به قبر یونس پیغمبر مشهور است که گنبد و بارگاهی هم دارد.



    مسئله حجاب در ادیان مختلف
    در كتاب پوشاك باستانى ايرانيان در ذيل عنوان «پوشاك اقليت‏هاى ميهن ما» در مورد حجاب زنان زرتشتى چنين مى‏خوانيم:
    «اين پوشاك كه بانوان زرتشتى از آن استفاده مى‏كنند، شباهتى بسيار نزديك به پوشاك بانوان نقاط ديگر كشور ما دارد؛ چنان‏كه روسرى آنان از نظر شكل و طرز استفاده، نظير روسرى بانوان بختيارى است و پيراهن، شبيه پيراهن بانوان لُر در گذشته نزديك است و شلوار، از لحاظ شكل و بُرش، همان شلوار بانوان كُرد آذربايجان غربى است و كلاهك، همان كلاهك بانوان بندرى است».
    حجاب در شريعت يهود:
    ويل دورانت مى‏نويسد: اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت، چنان‏كه مثلاً بى‏آن‏كه چيزى بر سر داشت به ميان مردم مى‏رفت، و يا در شارع عام نخ مى‏رشت، يا بر هر سنخى از مردان، درد دل مى‏كرد، يا صدايش آن‏قدر بلند بود كه چون در خانه‏اش تكلّم مى‏نمود، همسايگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت، مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه‏اى او را طلاق دهد.
    او همچنين مى‏نويسد:
    ... و به استعمال سرخاب و سرمه، نكوهيده مى‏شمردند. موافق بودند كه مرد، بايد براى پوشاك زن خويش سخاوتمندانه خرج كند؛ لكن غرض آن بود كه زن، خود را براى شوهر خويش بيارايد نه براى ساير مردها.
    حجاب در مسيحيت:
    «جرجى زيدان»، دانشمند مسيحى در اين‏باره مى‏گويد:
    «اگر مقصود از حجاب، پوشانيدن تن و بدن است، اين وضع، قبل از اسلام و حتى پيش از ظهور دين مسيح، معمول بوده است و آثار آن هنوز در خود اروپا باقى مانده است».
    در اين ارتباط، نگاهى به «انجيل» مى‏اندازيم:
    «... و همچنين زنان خويشتن را بيارايند به لباس مُزيّن به حيا و پرهيز، نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رخت گران‏بها* بلكه چنان‏كه زنانى را مى‏شايد كه دعواى ديندارى مى‏كند به اعمال صالحه * ...».(انجيل، رساله پولس به تيموناؤس، باب دوّم، فقره 9 - 15)
    «همچنين اى زنان، شوهران خود را اطاعت نماييد تا اگر بعضى نيز مطيع كلام نشوند، سيرت زنان ايشان را بدون كلام دريابد * چون‏كه سيرت طاهر و خدا ترس شما را ببينند * و شما را زينت ظاهرى نباشد از بافتن موى و متحلّى شدن به طلا و پوشيدن لباس * بلكه انسانيت باطنى قلبى در لباس غير فاسدِ روح حليم و آرام كه نزد خدا گران‏بهاست * زيرا بدين‏گونه، زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكّل به خدا بودند، خويشتن را زينت مى‏نمودند و شوهران خود را اطاعت مى‏كردند * مانند ساره كه ابراهيم را مطيع بود و او را آقا مى‏خواند و شما دختران او شده‏ايد» ( انجيل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 - 6 )
    در دين اسلام :
    يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نسا المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ذلك ادني ان يعرفن فلا يوذين و كان الله غفورا رحيما «اى پيامبر! به همسران و دختران خويش و بانوان با ايمان بگو كه روپوش خود را برگيرند تا به عفاف و حُريّت شناخته شوند و مورد آزار و تعرّض هوسرانان قرا نگيرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است».(سوره احزاب، آيه 59)
    «اى زنان پيامبر! شما اگر تقوا داشته باشيد، همانند ديگران نيستيد. بنا براين، هرگز نرم و نازك با مردان، سخن مگوييد تا آن‏كه دلش بيمار است، به طمع افتد. بلكه متين و نيكو سخن بگوييد و خانه را منزلگاه خويش قرار دهيد و هرگز مانند دوره جاهليت نخستين،(براى نامَحرمان) آرايش و خودآرايى نكنيد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و از خدا و رسولش اطاعت نماييد».( سوره احزاب، آيه 32)



    متافيزيك، خودشناسي و خداشناسي
     
     
    معرفت از جمله مراحل تكامل انسان امتافيزيك، خودشناسي و خداشناسيست كه در افراد مؤمن پس از تعبد فراوان و مزين شدن به زيور زهد حاصل مي‌گردد. معرفت(شناخت) روشنايي دل و نشان فضيلت و ايمان است. آنان كه شناخت ندارند، دلهاشان تاريك و از نور ايمان تهي مي‌باشد. پيامبر گرامي اسلام حضرت ختمي مرتبت(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) مي‌فرمايند:«شناخت، سرمايه من است و خرد، ريشة دينِ من و عشق، اثاث من و شوق، مركب من و ياد خداي عزوجل، همدم من». پس براي هر فرد سالك طريق دوست، واجب است كه معارف لازم را از اهل آن بياموزد.
     مهم‌ترين اركان معارف شامل شناخت خود، خدا، رسول الله، دنيا، آخرت، مرگ و شيطان است. شناخت زماني حاصل شده كه اثرات آن آشكار گردد، مولاي عارفان و درياي معرفت الهي حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:«هركه خدا را شناخت تنها شد. هر كه خود را شناخت مجرد شد، هر كه دنيا را شناخت از آن دل كَند، هر كه مردم را شناخت تنهايي گزيد.»
    فردي كه جميع معارف لازم را كسب كند، عارف گفته مي‌شود(كه اين توفيق نصيب همه كس نمي‌گردد).
     در كتاب ارزشمند“تفسير ادبي و عرفاني قرآن مجيد” از قول عرفا نقل شده است:«حيات معرفت عبارت است، از خلق عزلت گرفتن، با حق خلوت كردن، زبان به ذكر گشودن، دل در فكر داشتن،گهي از نظر جلال و عزت در هيبت بودن، گهي بر اميد نظر لطف بر سر مراقبت رفتن، پيوسته جان بر تابه عشق كباب كردن، پروانه‌وار همي سوختن و در شب تاريك چون والان به فغان آمدن، بر اميد آنكه تا سحرگاه صبح اميد بردمد؛ و او تعهد بيماران كند و گويد: اي فرشتگان شما گِرد دل ايشان طواف كنيد تا من مرهم بر جراحات نهم.»(والله عليم حكيم)
       خودشناسي: خودشناسي غايت و نهايت شناخت‌هاست كه به شناخت خداوند حكيم منتهي مي‌شود(انشاالله). در كلام معصومين آمده است كه خودشناسي نافع‌ترين معارف است و يا آمده است كه هر كس خود را بشناسد، خداي متعال را خواهد شناخت. لذا خودشناسي برترين حكمت‌ها و سودمندترين شناخت‌هاست.(نادان‌ترين مردم آنهايي‌اند كه خود را نمي‌شناسند.)
    انسان از سه بخش جسم، روان و روح تشكيل شده است. روح هستة مركزي وجود انسان و جوهرة اصلي اوست و از حضرت حق منشاء گرفته است(و نفخت فيه من روحي) و به سوي او نيز باز خواهد گشت(انا لله‌ و انا اليه راجعون).جسم ابزار و وسيله‌اي است كه در مدت كوتاه زيستن در عالم فيزيكي در اختيار مي‌باشد و امانتي بيش نيست. روان نيز بخش حد واسط جسم و روح است، ماهيت جسم و روح بسيار متفاوت مي‌باشد؛ جسم زميني و روح آسماني و تفاوت آنها به معناي واقعي از زمين تا آسمان است، لذا با اين همه تفاوت براحتي نمي‌توانند كنار هم قرار گيرند، مگر آنكه چيز سومي بعنوان حد واسط بين آنها قرار گيرد كه همان روان مي‌باشد. برخي اعتقاد دارند روان حاصل روابط و تأثيرات متقابل جسم و روح مي‌باشد.(الله اعلم)
    گمـان مي‌رود آن خودشناسي كه منتهي به خداشناسي مي‌شود، همـان شنـاخت روح باشد. روح داراي صفات و ويژگي‌هايي است كه شناخـت آن به شناخت خالق يكتا كمك مي‌كند، چرا كه شناخت كامل حضرت حق امري محال است. شايد بهترين نتيجه حاصل از تعمق و تفحص در مقولة خداشناسي آن باشد كه بدانيم قدرت شنـاخت خداوند عظيم را نداريم پس بهتر آنكه خاضعانه عرض كنيم: مولاي يا مولا انت العظيم و انا الحقير، انت الكبير و انا الصغير… و به ياد داشته باشيم كه«قل الروح من امر ربي و ما اوتيتم من العلم الا قليلا» و اما قطره‌اي از آن قليل بدين شرح است:
    روح با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمي‌باشد و نمي‌توان از طريق ابزار مادي با آن تماس برقرار كرد. براي مثال نمي‌توان روح را ديد و يا لمس كرد، يا نمي‌توان از طريق تلفن و امثال آن با ارواح ارتباط برقرار نمود(حداقل تا امروز)، خداوند لطيفِ خبير نيز قابل احساس با حواس پنج‌گانه نبوده و قابل تماس با ابزارهاي مادي نمي‌باشد. روح در جسم يكتا بوده، جايگاه مشخص ندارد هر چند اثرات حضور آن در تمام قسمت‌هاي بدن مشهود است، خداوند احد و صمد نيز در جهان هستي يگانه بوده، در عين حال كه هيچ جاي مشخصي ندارد و در همه جا حاضر است. روح قدرت تحريك جسم را دارد و آن را اداره مي‌كند، قدرت تحريك و ادارة جهان نيز در اختيار حضرت حق مي‌باشد(ان الله علي كل شيء قدير). روح بر جسم آگاهي دارد ولي جسم از شناخت روح ناتوان است، خداوند عليم نيز بر جهان آگاهي كامل دارد ولي مخلوقات از شناخت او عاجزند(و الله واسع عليم). روح بر جسم احاطه كامل داشته، خداوند نيز بر جهان هستي احاطه و اشراف كامل دارد. روح پيش از پيدايش جسم وجود داشته، بعد از مرگ جسم نيز باقي خواهد ماند، خداوند كريم نيز ازلي و ابدي مي‌باشد.
    حضرت امام صادق(عليه‌السلام) ـ آن مؤسس اولين دانشگاه علوم الهي‌ ـ‌ مي‌فـرمايند:«خودشنـاسي انسـان اين است كه خويشتن را به چهـار طبـع و چهار ستون و چهـار ركن بشناسد، چهار طبعش خـون است و صفرا و بـاد وبلغم، ستون‌هايش خرد است كه از خرد، فهم و حافظه مايه مي‌گيرد و اركانش نور است و آتش و روح و آب.»
     
      رخنه در اسرار متافيزيك(سيري در انديشه‌هاي متافيزيك از ديدگاه اسلام)
    تأليف :دكتر مطلّب برازنده
    عضو هيأت علمي جهاددانشگاهي و مديريت مدرسه متافيزيك
    با همكاري:
                         تينا قيصري                 نجمه شاكريان‌حقيقي
                         معصومه برازنده           فاطمه ابراهيمي
                         آسيه مكرري               شيدا مرشدي 
                         محمدحسين زماني         مريم شهريوري
     ناشر: انتشارات نويد شيراز
     


     

    متافيزيك، خودشناسي و خداشناسي(2 )     

    خداشناسي : شناخت خداوند عزوجل آغاز دين‌داري، از جمله بالاترين شناخت‌ها و عامل كامل شدن معرفت است. شناخت حضرت حق تعالي سبب دوستي با او و بي‌نيازي از خلق و دل كندن از دنيا مي‌شود. كسي كه خدا را بشناسد تنها نخواهد ماند(هو معكم اين ما كنتم) هر چند به ظاهر از خلق دور ماند، چرا كه خداشناسي مونس هر تنهايي و يار و ياور هر بي‌كسي است .

    خداشناسي نيروي هر ناتواني، روشنايي هر تاريكي و شفاي هر بيماري است (يا من اسمه دوا و ذكره شفا). آنكس كه توفيق معرفت حق نصيبش شود، روزها را به روزه و شبها را به عبادت سپري مي‌كند.

    كنترل زبان و شـكم و مصون مـاندن از آفت‌هاي بيشمار و تبعـات ناشي از آنـها، از بركـات ديگر شناخت خداوند مي‌باشد.

    خدا را بايد به خدا شناخت، اگر از طريق ديگر نيز او را بشناسيم، اين طريق از خود او سرچشمه مي‌گيرد. مرحوم شيخ صدوق رحمه الله تعالي عليه مي‌فرمايند:«اگر او را با خردهاي خود شناخته باشيم، اين خردها عطيه الهي‌اند، اگر به واسطه پيامبران و فرستادگان و حجت‌هايش او را شناخته باشيم، اين خداي عزوجل است كه آنها را برانگيخته و فرستاده و به عنوان محبت‌هاي خويش برگزيده است. اگر به واسطه خودشناسي به شناخت او رسيده باشيم، نفس‌هاي ما نيز آفريده خدايند، بنابراين در هر صورت ما خدا را به خدا شناخته‌ايم.»

    شايد در ذهن برخي آمده باشد كه اگر در دوران كودكي و قبل از سن تكليف مي‌مردند، مسـتقيم به بهشت مي‌رفتـند و نـياز به تحـمل اين هـمه مشكلات و سختيها در دنيا نداشتند، مولاي متقيان حضرت علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:«دوست ندارم كه در كودكي مي‌مردم و به بهشت مي‌رفتم و بزرگ نمي‌شدم تا پروردگارم عزوجل را بشناسم.»

    شناخت خداوند به سه طريق صورت مي‌گيرد . اول شناخت او با آيات آفاق كه يك نگاه شهودي و علم حضوري است و طريق عوام مي‌باشد كه از طريق شناخت طبيعت به خداشناسي مي‌رسند. دوم شناخت او با آيات انفس(خودشناسي) كه يك نگاه فطري و نظري و علم حصولي است و طريق خواص مي‌باشدكه از طريق دل به شناخت حق تعالي مي‌رسند. شناخت خداوند منان با آيات انفس مفيدتر است چون معمولاً با اصلاح صفات و اعمال نفس همراه است. پس انديشيدن در آيات آفاقي و انفسي به شناخت خداوند منتهي مي‌شود و اين نيز به نوبة خود راهنماي انسان به سوي حق و شريعت الهي مي‌باشد. سوم شناخت خداوند لطيف از طريق رؤيت مي‌باشد كه طريق اولياء است و همگان را به آن راه نيست.

    از ديدگاه ديگر، انسانها به سه صورت، معرفت حق تعالي را حاصل مي‌كنند . اول تقليد كه خداوند به واسطه حواس و امور قابل احساس شناخته مي‌شود، دوم استدلال كه خداوند به واسطه عقل و برهان شنـاخته مي‌شود و سوم كشف كه به واسطه مكاشفات دروني، خداوند شناخته مي‌شود.

    «مردي به نام مشاجع حضور رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! راه شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فرمودند: ناسازگاري با نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه دست يـافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نـافرماني نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: از ياد بردن نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دور شدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه انس گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند: كمك جستن از حق در برابر نفس.»

    با اين همه اهميت خودشناسي و خداشناسي، جاي آن است  كه از خود سؤال كنيم، به عنوان مدعيان بودن در مسير تكامل، چقدر معارف لازم را آموخته‌ايم؟ چقدر توفيق كسب معرفت نصيب ما شده است؟ آيا سرماية لازم(معارف) را جهت بودن در اين مسير فراهم كرده‌ايم؟ آيا جزء آنان هستيم كه دوست دارند در كودكي مي‌مردند و مستقيم و بدون زحمت به بهشت مي‌رفتند؟! يا جزء آنان هستيم كه دوست دارند بزرگ شوند تا بتواند به توفيق خداشناسي نائل گردند؟

     

    اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه‌السلام): ‌ ـ آغاز دينداري شناخت خداست وكمال‌شناخت او تصديق وجود اوست. ـ نهايت معرفت، شناخت خود است. جلوه‌هاي حكمت، ص549و550،ح2و12 مولاي عارفان علي(عليه‌السلام): ـ شناخت روشنايي ‌دل است. ـ شناخت نشان فضيلت است. ـ شناخت(حق‌موجب) دست‌يافتن به خداست. ـ ايمان شناخت ‌با دل است. ميزان الحكمه، ص3555،ح،12168تا12171

    پيامبر خدا ( صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ): با ايمان‌ترين‌شما با شناخت‌ترين‌شماست. ميزان الحكمه، ص3555،ح12174 مولاي عارفان علي ( عليه‌السلام ): ـ دانش، باروركردن‌شناخت‌است. ـ بارورشدن‌شناخت‌به تحصيل‌دانش‌است، بارورشدن‌دانش به تصور و فهم‌(درست‌و دقيق‌آن‌) است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12183و12185

    امام حسين ( عليه‌السلام ): تحصيل دانش سبب باروري شناخت است. ميزان الحكمه، ص3557،ح12184

    سؤال از رسول خدا ( صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ): مردي به نام مجاشع حضور حضرت رسول‌خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم) رسيد و عرض‌كرد: اي رسول خدا! راه ‌شناخت حق چيست؟ حضرت فرمودند: شناخت نفس. عرض‌كرد: اي رسول خدا! راه سازگاري با حق چگونه است؟ فـرمودند: نـاسازگـاري بـا نفس. عـرض‌كـرد: اي‌رسول خدا! راه رسيـدن به خشنودي حق چيست؟ فرمودند: ناخشنودي نفس. عرض‌كرد: اي رسول خدا! راه رسيدن ‌به حق چيست؟ فرمودند: رهاكردن ‌نفس. عرض‌كرد: اي ‌رسول‌خدا! راه ‌دست يافتن به طاعت خدا چگونه است؟ فرمودند: نافرماني‌از نفس. عرض‌كرد: اي ‌رسول ‌خدا! راه رسيدن به ياد حق چيست؟ فرمودند: ازياد بردن ‌نفس. عرض‌كرد: اي ‌رسول خدا! راه نزديك شدن به حق چيست؟ فرمودند: دورشدن از نفس. ‌عرض‌كرد: اي رسول خدا! راه انس‌گرفتن با حق چگونه است؟ فرمودند: رميدن از نفس. عرض‌كرد: اي رسول خدا! راه رميدن از نفس چيست؟ فرمودند:كمك‌جستن از حق در برابر نفس .‌ ميزان الحكمه، ص3569،ح12227

    امام صادق ( عليه‌السلام ): خودشناسي انسان اين است كه خويشتن را به چهار طبع و چهار ستون و چهار ركن بشناسد. چهار طبعش خون است و صفرا و باد و بلغم، و ستونهايش خرد است كه از خرد، فهم ‌و حافظه مايه مي‌گيرد، و اركانش نور است وآتش و روح و آب. ميزان الحكمه، ص3571،ح12232

    پيامبر اسلام ( صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم ): ـ دربارة هر چيزي بينديشيد، اما در ذات خدا نينديشيد. ـ در آفرينش خدا بينديشيد، اما در(ذات) خدا نينديشيدكه نابود مي‌شويد. ميزان الحكمه، ص3597،ح12296و12297

    امام علي ( عليه‌السلام ): خردها در امواج خروشان ادراك اوگم‌شدند. ميزان الحكمه، ص3597،ح12305

    امام سجاد ( عليه‌السلام ): هرگاه اين‌آيه را مي‌خواندند:«اگر نعمت خدا را بشماريد نتوانيد آن را شماره‌كنيد.» مي‌فرمودند: پاك‌است آن خدايي‌كه ‌قدرت شناخت نعمت‌هـايش را به هيچ‌كـس نداده، جز همين مقدار بداننـد كه از شنـاخت نعمت ‌هاي او ناتوانند، همچنان‌كه‌معرفت ادراك خود را احدي ندارد مگر همين اندازه‌كه بداند او را درك نمي‌كند. پس، خداي عزوجل همين‌اندازه شناخت را ازكسانيكه‌مي‌دانند از شناخت ‌او قاصرند، پذيرفت و پي‌بردن آنها به‌تقصير و ناتواني خود را شكر(آنان) قرارداد، همچنان‌كه علم عالمان را به اين نكته‌كه نمي‌توانند او را درك‌كنند ايمان ‌مقرر ساخت. ميزان الحكمه، ص3599،ح12307

    امام علي ( عليه‌السلام ): ذهن‌ها او را دريابند اما نه از راه ‌ادراك‌، حواس و مشاعر و ديدنيها بر وجود اوگواهي دهند، اما نه به خاطر حضور او در آنها(بلكه از باب دلالت اثر بر مؤثر و فعل بر فاعل) و اوهام بر او احاطه نيافت، بلكه به واسطة اوهام و خردها بر آنان متجلي شد. ميزان الحكمه، ص3603،ح12329

    امام رضا ( عليه‌السلام ): نخستين‌گام دربندگي خدا شناخت اوست‌و پاية شناخت خداوند بلند نام، يگانه دانستن اوست ‌و نظام توحيدش نفي حدّ و حدود از اوست، زيرا خردها بر اين‌گواهي‌مي‌دهندكه هر موجود محدودي مخلوق است. ميزان الحكمه، ص3603،ح12334

    مولاي متقيان علي ( عليه‌السلام ): ـ هركه خدا را شناخت‌، معرفتش‌كامل‌گشت. ـ شناخت خداي سبحان، بالاترين شناخت‌هاست. ـ دوست ندارم‌كه دركودكي مي‌مُردم و به بهشت مي‌رفتم و بزرگ نمي‌شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم. ميزان الحكمه، ص3585،ح12234تا12236

    امام صادق ( عليه‌السلام ): شناخت خدا مونس هر تنهايي است و يار هر بي‌كسي و روشنايي هر تاريكي و نيروي ‌هر ناتواني و شفاي هر بيماري. ميزان الحكمه، ص3585،ح12237

    امام علي(عليه‌السلام ): ثمرة دانش‌، شناخت خداست. ميزان الحكمه، ص3585،ح12238

    امام علي(عليه‌السلام ): هركه علم و معرفت به خدا در دلش جاي‌گيرد، بي‌نيازي از خلق خدا در آن مأوي‌گزيند. ميزان الحكمه، ص3587،ح12243

    امام علي ( عليه‌السلام ): غايت شناخت، خشيت است. ميزان الحكمه، ص3589،ح12263

    امام علي ( عليه‌السلام ): خودشناس‌ترين مردم، خداترس‌ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3589،ح12265

    امام باقر ( عليه‌السلام ): در سفارش خود به جابرجعفي مي‌فرمايد: هيچ شناختي چون شناخت تو از نفست نيست. ميزان الحكمه، ص3567،ح12198

    مولاي عارفان علي ( عليه‌السلام ): ـ برترين شناخت، شناخت انسان از خود است. ـ برترين حكمت اين است‌كه انسان خود را بشناسد… . ـ غايت معرفت اين است‌كه آدمي خود را بشناسد. ـ خودشناسي سودمندترين شناخت‌هاست. ـ برترين‌خرد، خودشناسي است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12200تا12204

    مولاي عارفان علي ( عليه‌السلام ): ـ انسان را همين ناداني بس،كه خود را نشناسد . هركه خود را نشناخت، از راه نجات دور افتاد و در وادي گمراهي و ناداني‌ها قدم ‌نهاد. ـ بزرگترين ناداني، ناداني انسان نسبت‌به خويش است. ميزان الحكمه، ص3567،ح12212تا12214

    مولاي عارفان علي(عليه‌السلام ): ـ هركه خود را شناخت، به نهايت هر شناخت و دانايي رسيد. ـ هركه خدا را شناخت تنها شد. هركه خود را شناخت مجرد شد. هركه دنيا را شناخت‌از آن دل بركند. هركه ‌مردم ‌را شناخت تنهايي‌گزيد. ميزان الحكمه، ص3569،ح12220و12221

      مولاي عارفان علي ( عليه‌السلام ): ـ هركه خود را شناخت‌، پروردگارش را شناخت. ـ خودشناس‌ترين مردم‌، خداترس‌ترين آنهاست. ميزان الحكمه، ص3569،ح12223و12224

    در‌صحف‌ادريس ‌آمده‌است : هر‌كه آفريده را شناخت، آفريدگار را شناخت و هركه روزي را شناخت، روزي‌رسان ‌را شناخت ‌و هركه خود راشناخت‌، پروردگارش‌را شناخت. ميزان الحكمه، ص3569،ح12226

     


    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
       بسم الله الرحمن الرحیم

    خلقت شيطان
    خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفريده : يك نوع در آسمان ها هستند كه همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند كه شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات ديگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسليم محض ‍ پروردگار مى باشند و يك لحظه نافرمانى او را نمى كنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده .
    نوع ديگر؛ انسان است كه خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پديد آورد و ملائكه بر او سجده كردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاك و آب به وجود آمده است .
    نوع سوم ؛ نژاد جن است كه خداوند ايشان را از آتش بى دود(و باد) پديد آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است . خداوند درباره خلقت آنان چنين فرموده :
    والجان خلقناه من قبل من نار السموم
    (ما طايفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود - آفريديم ).
    همان طور كه خداوند، نخست آدم عليه السلام را خلق نمود و همسرش ‍ (حوا) را بعد از او از جنس خودش آفريد، پدر جن ها هم كه (مارج ) نام داشت از آتش و سپس همسرش (مارجه ) را نيز از او خلق نمود. (مارج و مارجه ) با هم ازدواج كردند (جان ) متولد شد و فرزندان (جان ) دو طايفه شدند، يك طايفه ، همان جن ها كه در ميان آنان ، هم مؤمن پيدا مى شود و هم كافر؛ طايفه دوم ؛ شياطين شدند كه پدر بزرگشان (ابليس ) مى باشد. ابليس يكى از فرزندان جان است .

     نام ها و صفات شيطان 
    براى شيطان اسامى و صفات متعددى ذكر شده و آنها از اين قرارند:
    1. ابليس ؛ اين كلمه اى است مفرد و داراى دو جمع (اباليس و بالسه ) از ماده بلى و ابلاس گرفته شده . معناى آن نااميدى ، ماءيوس شدن از رحمت خدا؛ تحير و سرگردانى ، حزنى كه از شدت ياس پيدا مى شود؛ اندوه گين و سر در گريبان كردن ، آمده ابليس ، كلمه عربى و اسم خاص است و معروف شده براى همان كسى كه آدم(ع) را فريب داد و باعث بيرون شدن او و همسرش از بهشت گرديد. و الان با تمام قدرت ، خود و لشگريانش در كمين انسان هاى بى ايمان و سست عنصر، بلكه در كمين همه انسان ها بوده مگر بندگان مخلص ، كه از آنان ماءيوس است .
    ابليس ، موجودى است حقيقى و زنده ، با شعور، مكلف ، نامرئى و فريب كار؛ همان كه از امر خدا سرپيچى نمود و هم اكنون هم مردم را اغوا مى كند و بر انجام گناه و خلاف تشويق مى نمايد.
    چهره ابليس ، چهره تكبر و عصيان ، نخوت و تمرد، خودخواهى و خود محورى و مظهر غرور و خود برتر بينى است .
    لفظ ابليس ، به صورت مفرد، يازده بار در قرآن آمده كه جز دو مورد بقيه مربوط به خلقت آدم عليه السلام است . از جمله :
    (همانا شما آدميان را بيافريديم و سپس شكل داديم و پس از آن به فرشتگان امر كرديم تا بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه از سجده كنندگان نبود.)
    (فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده كردند، جز ابليس ، كه سرپيچى و تكبر نمود و از كافران گرديد.)(31)
    (چون فرمان سجده بر آدم رسيد، همگى اطاعت كردند جز ابليس ، كه از سجده بر آدم امتناع ورزيد. خداوند فرمود:اى ابليس ! چه شد تو را كه با ديگران بر آدم سجده نكردى .)
    (ابليس گمان باطل خود را به صورت صدق و حقيقت ، در نظر مردم جلوه داد تا جز گروه اندكى از اهل ايمان ، همه او را تصديق كردند و پيرو او شدند .)
    (كافران و معبودان آنها (همگى ) به رو، در آتش جهنم در آيند و با تمام سپاه و لشگريان ابليس به دوزخ وارد گردند)؛ زيرا آنان پيروان او هستند. )
    و نيز در نهج البلاغه يازده مرتبه كلمه ابليس آمده است :
    چه تلبيس ابليس منظور شد
                                              ملائك پس سجده ماءمور شد
    يكايك بدين سجده اقرار كرد
                                              جز ابليس كز سجده انكار كرد
    به خود گفت من ز آتشم او ز خاك
                                               گر از سجده روى از تو تابم چه باك
    تكبر به سويش چه آورد روى
                                               بشد طوقى از لعنتش در گلوى
    2. وسواس ؛ به معناى چيز وسوسه گر، وسوسه كننده ، كلامى كه در باطن انسان مى گذرد از درون خود انسان بجوشد يا شيطان و يا از كس ديگرى - كه از بيرون عامل آن شود وسواس گويند. وسواس در اصل صداى آهسته است كه از به هم خوردن زينت آلات بر مى خيزد و به هر صداى آهسته اى هم گفته مى شود. معناى ديگر آن افكار بد و نامطلوب و مضرى است كه به ذهن انسان خطور مى كند. يا با صداى آهسته به سوى چيزى دعوت كردن و مخفيانه در قلى كسى نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. كلمه و ماده وسواس ‍ در قرآن پنج بار استعمال شده :
    (من شر الوسواس الخناس ، الذى يوسوس فى صدور الناس )
    (فوسوس لهما الشيطان )
    (فوسوس اليه الشيطان )
    (و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما يوسوس به نفسه )
    3. خناس ؛ به معناى كنار رفتن ، عقب گردكردن و پنهان شدن است ؛ چون هنگامى كه انسان به ياد خدا بيفتد و نام او را ببرد، شيطان عقب گرد مى كند. پنهان و مخفى مى شود. اين واژه نيز به چند اعتبار معناى خاصى پيدا مى كند؛ مثلا رجوع كردن و برگشتن به اين اعتبار كه انسان وقتى از خدا غافل شد و او را فراموش كرد، شيطان براى وسوسه و اغوا نمودن بر مى گردد. پنهان كارى ، از اين رو كه انسان وجود وسوسه را كمتر حس مى كند، و همه جا هست ، با ظاهرى مى آيد و خود را در لعابى از حق ، در پوسته اى از راست در لباس عبادت و گمراهى در پوشش هدايت ، جلوه گر مى شود.
    دشمنى دارى چنين در سر خويش
                                                       مانع عقل است و خصم جان و كيش
    يك نفس حمله كند چون سوسمار
                                                       پس به سوراخى گريزد در فرار
    در دل او سوراخ ‌ها دارد كنون
                                                       سر زهر سوراخ مى آرد برون
    كه خدا آن ديو را خناس خواند
                                                       كو سر آن خار پشتك را بماند
    مى نهان گردد سر آن خارپشت
                                                       دم به دم از بيم صياد درشت
    تا چو فرصت يافت سر آرد برون
                                                       زين چنين مكرى شود مارش زبون
    4. رجيم ؛ به معناى سنگسار كردن ، سنگ زدن ؛ سنگ زده شده ؛ از روى گمان سخن گفتن ؛ رانده شده از خيرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان ؛ زده شده با سنگ هاى شهابى است و وقتى مى خواهد به آسمان عروج كند ملائكه او را با سنگ هاى شهابى مى زنند و بر مى گردانند.
    حضرت عبدالعظيم فرمود: از امام هادى عليه السلام شنيدم كه مى فرمود: (رجيم ) يعنى رانده شده از مواضع خير، هيچ مؤمنى را به ياد نمى آورد مگر آن كه بر او لعن نمايد. در علم خدا گذشته است : هنگامى كه حضرت مهدى (عج ) قيام كند مؤمنى نيست مگر آن كه شيطان را سنگ مى زند.
    از امام صادق عليه السلام مى پرسند: چرا شيطان (رجيم ) ناميده شده ؟ حضرت فرمود: براى آن كه او رجم و سنگسار مى شود. عرض كردند: آيا به سبب رجم و سنگسار، او از بين مى رود و يا اعضا و جوارحش شكسته و قطع مى شود؟ آن حضرت فرمودند: خير، بلكه از بين نمى رود؛ زيرا در علم خدا گذشته كه شيطان در زمان قيام حضرت قائم رجم و سنگسار مى شود.
    5. عزازيل ؛ اين كلمه لغت (عبرى ) است و به معنى عزيز شده ؛ كسى كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام بوده ، كسى كه عزت و توانايى ظاهرى داشته باشد. شيطان را از اين رو عزازيل گفته اند كه در ميان ملائكه عزيز و با احترام و در عبادت خدا كوشا و سخت مقاوم بوده است .
    تكبر عزازيل را خوار كرد
                                      به زندان لعنت گرفتار كرد
    و نيز عزازيل ، نام بزى است كه كفاره گناهان را بر او مى گذارند و در وادى باير و بى آب و علف رها مى كنند تا كفاره گناهان قوم را به جايى نامعلوم ببرد .
    6. حارث ؛ در حديث طولانى از امير المومنين عليه السلام نقل شده كه : از آن حضرت سؤال شد: اسم ابليس در ميان ملائكه آسمان چه بوده ؟ آن حضرت فرمود: حارث . و نيز در حديث صافى از امام رضا عليه السلام نقل شده : نام او حارث بوده ولى ابليس ناميده شد، زيرا از رحمت خدا ماءيوس گرديد.
    7. صاغر؛ يكى از صفات شيطان است . به معناى پست و ذليل ، ذليل بودن به واسطه رفتن عزت و حكومت و استقلال ، از بين رفتن حيثيت و مقام و حقير و زبون بودن و.....
    بعد از آن كه شيطان انسان را سجده نكرد و در مقابل خدا تكبر نمود، خداوند خطاب به او كرد و فرمود:
    فاخرج انك من الصاغرين .
    (از بهشت خارج شو؛ زيرا تو از افراد ذليل و زبون و درمانده و پستى)
    به خاطر سجده نكردن از مقام عزت و بلندى به زير افتادى و سرنگون شدى ، نه اين كه سود نبردى ، بلكه ضرر و زيان هم كردى .
    8 و9. مذئوم و مدموره ؛ يعنى ذليلا نه و با خوارى رانده شده ؛ راندن به قهر و غلبه ؛ طرد كردن از رحمت ، معيوب شده ، ننگ عار و تمام اين ها درباره شيطان صادق است ، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بيرون كردند.
    10. مذموم ؛ سرزنش شده ؛ زيرا خداوند بعد از آن كه شيطان سجده نكرد او را سرزنش كرده و خطاب نمود: چرا سجده نكردى ؟ آيا كافر شدى يا از بلند مرتبه گان بودى ؟
    11. غوى ؛ يعنى راه هلاكت را در پيش گرفتن ؛ نوميدى از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه كردن ؛ كارى جاهلانه كه از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانى كه ناشى از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسيدن .
    چون شيطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا حضرت آدم عليه السلام و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر كرد، از مقصد خودش باز ماند و از رحمت خدا نااميد شد.
    12. عفريت ؛ يعنى قوى ، پرزور، زيرك ، گردش كش ، و خبيث ؛ اگر جن خبيث باشد همان را شيطان مى گويند و يا اگر با داشتن خباثت و شرارت نيروى زيادى هم داشته باشد عفريت ناميده مى شود. همان طور كه در داستان حضرت سليمان عليه السلام آمده ، وقتى كه حضرت فرمود: چه كسى تخت بلقيس را براى من مى آورد؟ عفريتى از جن گفت : من مى آورم ،معلوم مى شود كه به اسم اعظم واقف بوده است ؛ زيرا مى خواست در يك مدت كمى تخت را كه صدها كيلومتر از آن جا دور بود بياورد.
    13 و 14. مارد و مريد؛ كه معنى هر دو تقريبا يكى است و به معنى شيطان سركش و متمرد؛ ظالم و عصيان گر، بى شخصيت اعم از انسان و جن و شيطان ؛ عارى از خير و نيكى و بركت و فايده و (شيطان مارد و شيطانا مريدا) در قرآن به همين معنى آمده است .
    15. شيصبان ؛ مرحوم علامه مجلسى مى گويد: يكى از نامهاى شيطان شيصبان است و به بنى عباس هم بنوشيصبان مى گويند؛ زيرا شيطان در نطفه بعضى از آنها رسوخ كرده بود.
    16. ابومره
    17. ابوخلاف ،
     18. ابولبين ،
     19.ابيض ؛ كه او مردم را به خشم مى آورد.
    20. وهار؛ به خواب مؤمنان مى آيد و آنان را اذيت مى كند.
    21. ابولبينى ؛ يكى از دختران ابليس (لبينى ) است و لقبى براى ابليس ‍ است .
    22 و 23. نائل ، و ابوالجان است .


    تنيدگي را از خود دور كنيد

     

     

    باني استريچ، مردي كه شغل و سمت عالي وي سرانجام به بيماري قلبي او منجر شد، چنين مي نويسد: «هيچ چيز ارزش زندگيتان را ندارد، حتي شغلتان
    با نگاهي به عكسهاي عصبي و رنگ پريده توني بلر، نخست وزير بريتانيا در روزنامه ها، با صداي بلند مي گويم: «اگر بر زندگي خود ارج مي نهي، حرفه خود را ترك كن.» گفته هاي پزشكان مبني بر وخيم نبودن شرايط جسماني او و اين كه بيماري قلبي وي زندگي اش را تهديد نمي كند از نظر من اهميت چنداني ندارد .
    توني بلر ممكن است فرد سالمي باشد كه تغذيه مناسبي دارد و در استعمال دخانيات زياده روي نمي كند، اما تحت فشار شديد قرار دارد و در اين مورد به وي هشدار داده شده است .
    شايد اگر مشابه حادثه اي كه براي من رخ داد براي شما نيز رخ دهد، به همه دارايي خود به جز شلغتان قانع خواهيد بود! من متقاعد هستم كه استرس(فشار رواني ) حاصل از حرفه و مقام بلند پايه من به عنوان يك سرمايه گذار موفق نقش بسيار بزرگي در آگاه كردن من از خطر داشت و اكنون ديدگاه خود را نسبت به زندگي به طور كامل تغيير داده ام. كار كردن سخت در شرايطي كه تحت فشار رواني قرار داريد مشكل آفرين است . مطمئن هستم كه توني بلر نيز مانند بسياري از مردان ديگر خود را فردي كاملاً سالم فرض مي كند. اما دستگاه اصلي كه در ادامه زندگي ما نقش دارد و چگونگي مواظبت از آن را به فراموشي سپرده ايم و گمان مي كنيم كه شكست ناپذير هستيم و هيچ حادثه اي براي ما رخ نخواهد داد .
    فعاليت مخاطره آميز
    چهل ساله هستم. بيماري قلبي ام از پنج ماه پيش آغاز شد. پيش از آن در شغل خود ريسك هاي بزرگي مي كردم و به اصطلاح لقمه هاي بزرگ تر از دهان برمي داشتم. به طوري كه درآن واحد بيش از ده معامله تجاري انجام دادم، بدون آنكه به مثبت بودن نتيجه آن اطمينان داشته باشم . گرچه سعي كردم با كاهش سفرهاي تجاري به خارج از كشور كمي از سنگيني بار روي دوش خود بكاهم، اما به طور مستمر در ورطه نگراني بودم. من روزي چند سيگار مي كشيدم، هر نوع غذايي را كه در دسترس بود با عجله صرف مي كردم. اما بر اين عقيده هستم كه مخرب ترين عامل در ايجاد بيماري قلبي من استرس بود .
    تصور من بر اين بود كه هنوز از شرايط جسماني مطلوبي برخوردارم و با جلوگيري از افزايش وزن، مراجعه روزانه به ورزشگاه و ملاقات گاه و بيگاه پزشك موجب تسكين استرس حاصل از مشاغل خود مي شوم. فشار خون، كلسترول و تاريخچه خانوادگي من همگي در وضعيت مطلوبي قرار داشتند. مرتباً با همسرم ساني و دو پسر ۱۲ و ۱۵ ساله خود به تعطيلات مي رفتيم و زندگي شاد و مجللي در خانه بزرگ خود واقع در شهر كينگستون انگلستان داشتيم. بنابراين من با شتاب زياد به مشاغل مختلف رسيدگي مي كردم و تنها موضوعي كه به ذهنم خطور نمي كرد اين بود كه قلبم بيمار باشد .
    زندگي من در يك روز صبح يكشنبه در ماه مه سال جاري به طور كامل تغيير كرد . صبح با احساس بسيار خوبي از خواب برخاستم. به تازگي به محل جديد نقل مكان كرده بوديم و شب گذشته تا نزديكي صبح ورود به خانه جديد را با دوستان جشن گرفته بوديم . آن روز من و ساني بچه ها را به پرستار سپرديم و خانه را ترك كرديم. تصميم داشتيم وسايل جديد آشپزخانه را از فروشگاه تهيه كنيم .
    علائم اوليه
    در انتظار يكي از فروشندگان بوديم كه در قفسه سينه خود كمي احساس ناراحتي كردم. احساس درد نبود، بلكه احساسي شبيه كشيده شدن يكي از ماهيچه ها. اين درد هشداري براي من نبود، چون ما هنگام اسباب كشي جعبه هاي سنگين را جابجا كرده بوديم و آن را دليل اين درد فرض كردم .
    وقتي به طرف اتومبيل بازگشتيم، افزايش شدت درد مانند اين بود كه مسئله جدي است. با اين وجود با خود فكر كردم كه: «هرچه هست نمي تواند از قلبم باشد، چون من فقط چهل سال دارم.» اما احساس عجيبي به همراه سرگيجه داشتم و اتفاقاتي كه در بدنم رخ مي داد مرا به شدت عصبي كرده بود. يادآوري آن برايم خنده آور است، اما به طرف ساني برگشتم و گفتم: «من بايد خداحافظي كنم،  به گمانم امروز آخرين روز زندگي ام باشد!» ساني وحشتزده رانندگي اتومبيل را به عهده گرفت و با سرعت به سوي نزديكترين مركز درماني رفتيم. وقتي وارد بيمارستان شديم،  پزشكي كه در بخش پذيرش ايستاده بود با مشاهده دستم كه روي سينه ام قرار داشت مرا مستقيماً  به اتاق اورژانس برد. حدود چهار ساعت آنجا بودم و پس از گرفتن نوار قلب و تجويز دارو وضعيتم مطلوب اعلام شد . اولين كاري كه پس از بازگشت به اتومبيل انجام دادم كشيدن سيگار بود. آن روز عصر احساس درد در دست چپ و بالاي قفسه سينه ام شروع شد، گويي ماهيچه هايم در هم پيچيده باشند. بنابراين با پزشك عمومي تماس گرفته و خواهش كردم كه مرا در منزل ملاقات كند، اما وي نپذيرفت و گفت براي آسيب ديدگي ماهيچه- چيزي كه من هنوز باور داشتم- بيمار را خارج از مطب خود ملاقات نمي كند. او استفاده از مسكن ها را توصيه كرد كه من آن را انجام دادم. صبح روز بعد احساس بهتري داشتم و مجدداً جعبه ها را جابه جا كردم . اما هنگام صرف ناهار از شدت درد تقريباً  فرياد مي كشيدم و ساني مرا با اتومبيل به بيمارستان كينگستون رسانيد. پس از مطالعه نوار قلب و آزمايش خون اولين چيزي كه پزشكان اظهار داشتند اين بود كه «ما نمي توانيم باور كنيم كه بيمارستاني كه ديروز به آن مراجعه كرديد شما را مرخص كرده است. ضربان قلبتان نامنظم بوده و شما دچار سكته قلبي خفيفي شده ايد كه به نظر مي رسد ديروز اتفاق افتاده است.» با اين اوصاف در بيمارستان بستري شدم. انواع داروهاي جلوگيري از لخته شدن خون و اسپري زيرزباني تري نيترات براي انبساط شريانهاي منقبض شده تجويز شد و يك عمل آنژيوپلاستي روي قلبم انجام گرفت و بدين ترتيب سه هفته در بيمارستان بستري بودم .
    پس از تأثير مطلوب درمان احساس بهتري داشتم، اما مي دانستم كه با وجود آنكه چهل ساله هستم، بايد زندگي ام را به طور كامل تغيير دهم. سيگار را ترك كرده و تمام غذاهاي پرچرب را از رژيم غذايي خود حذف كردم. من هميشه از خوردن سالاد نفرت داشتم،  اما اكنون از آن لذت مي برم. پياده روي روزانه به مدت نيم ساعت به من توصيه شد كه آن را به طور مرتب انجام مي دهم .
    هشدار پزشكان
    گرچه همه اين تغييرات اهميت زيادي داشتند،   پزشكان به خصوص در مورد استرس (فشار رواني) زياد،  ساعات طولاني كار و نگراني مداوم هشدار دادند. شايد در ظاهر فردي آرام بودم، اما هميشه نگراني در مورد معاملات،   كارمندان، خانواده، منزل، اتومبيلها و هر چيز ديگر همراه من بود. توصيه پزشكان اين بود كه استرس و فشار زندگي خود را به حداقل رسانيده و اهميت سلامتي و خانواده خود را ارجحيت بنهم. «نگراني را از خود دور كن» جمله اي است كه توسط پزشكان تكرار مي شود كه در گفتار بسيار آسانتر از عمل است. تنها راه رهايي از نگراني فرار از موقعيتهاي استرس زاست .
    پس از آنكه دچار حمله قلبي شدم،  به برادرم كه چهل و شش سال دارد هشدار داده شد كه وي نيز ممكن است در معرض خطر بيماري قلبي قرار داشته باشد. بنابراين هموسستئين خون او- ماده اي شيميايي موجود در خون كه به وسيله استرس افزايش مي يابد و نمايانگر خطر سلامتي شريانهاست- مورد آزمايش قرار گرفت. در حال حاضر وي سالم به نظر مي رسد،  اما براي جلوگيري از خطر بيماري قلبي شيوه زندگي خود را به نحو بهتري تغيير داده است .
    بيماري قلبي توني بلر خفيف اعلام شده است، اما به نظر من اين گفته قطعاً يك هشدار است. براي من غيرقابل تصور است كه فردي با دارابودن چنين وظيفه سنگيني قادر باشد شب هنگام با آرامش سر بر بالين بگذارد. او حتي در طول تعطيلات با خانواده خود قادر نخواهد بود ذهن خود را از مسائل آسوده سازد. توصيه من اين است كه هيچ چيز ارزش زندگيتان را ندارد،  حتي مقام عالي نخست وزيري ...
    چگونه استرس (فشار رواني)
    موجب بيماري قلبي مي شود؟
    فردي ظاهراً سالم به نظر مي رسد. او ورزش مي كند،  از مصرف سيگار خودداري مي كند و رژيم غذايي متعادلي دارد. پس دليل بيماري قلبي او چيست؟
    مهمترين عامل بيماري قلبي افزايش هموسستئين در خون مي باشد كه معمولاً مورد آزمايش قرار نمي گيرد. ميزان اين ماده در خون نه تنها به وسيله استرس افزايش مي يابد، بلكه ارتباط محكمي با فروخوردن غضب دارد. همچنين استرس زياد موجب از بين رفتن منيزيم معدني مي شود كه از علائم اصلي آن آريتمي دهليزي قلب است. تركيب هموسستئين بالا و منيزيم پائين خطر حمله قلبي را تا هشت برابر افزايش مي دهد. نوشيدن قهوه به مقدار زياد ميزان هموسستئين خون را افزايش داده و در عين حال موجب كاهش منيزيم مي شود. بنابراين به افرادي كه به حرفه هاي استرس زا اشتغال مي ورزند توصيه مي شود كه رژيم غذايي خود را با مصرف منيزيم، اسيد فوليك و ويتامين B12 تكميل نمايند. افزايش مصرف دانه ها و سبزيجات تيره مانند اسفناج، بروكلي و لوبيا براي اين افراد مفيد است .
    چگونه قلب خسته و فرسوده مي شود؟
    دكتر مارك پورتر مي نويسد: عليرغم وجود حجم زياد كار، قلب در شرايط نرمال بيمار نمي شود. اما معمول ترين مشكلي كه قلب دچار آن مي شود ضخيم شدن ديواره رگهايي است كه ديواره ماهيچه اي قلب را تغذيه مي كنند. استعمال دخانيات،   ديابت، عدم ورزش، كلسترول بالا و رژيم غذايي نامناسب همگي موجب تشديد اين بيماري شده و با باريك شدن رگها موجب خطر مي شوند. حمله قلبي زماني رخ مي دهد كه خون در بخش هاي باريك شده رگها لخته شده و موجب عدم تغذيه ماهيچه قلب شود. اين حمله قلبي درد شديد ايجاد كرده و باعث ايست فعاليت الكتريكي طبيعي قلب براي ايجاد ضربان منظم مي شود كه در نهايت موجب انقباض مرتعش قلب يا ايست قلبي شده و منجر به مرگ حتمي مي گردد، مگر اين كه ضربان قلب سريعاً به حالت نرمال بازگردد. در برخي موارد عمل پمپ قلب به سختي صورت مي گيرد،  بدون آن كه مشكلي در ضربان قلب وجود داشته باشد . اين پديده مضر نيست، اما گاهي به شدت به كارآيي قلب آسيب مي رساند، به طوري كه در افراد مبتلا به بيماري جدي فشارخون (كه موجب افزايش فشار، روي ديواره قلب مي شود ) خطر ايست قلبي وجود دارد. از علائم اين بيماري را خستگي، عدم دفع مايعات بدن و تنگي نفس مي توان نام برد .
    مزاياي تمرينات ورزشي ايروبيك (هوازي )
    كاهش تمرينات ورزشي در دهه بيست سالگي ممكن است به ما آسيبي نرساند. اما اگر اين تمرينات را به طور مرتب انجام دهيم، در دوران كهنسالي كمتر در معرض خطر بيماري قلبي قرار خواهيم گرفت .
    بهترين تمرينات ايروبيك پياده روي و دوچرخه سواري هستند. مدت زمان اين تمرينات بايد تا حدي باشد كه كمي موجب ريزش عرق بدن و تنگي نفس شود. اين تمرينات سه روز در هفته به مدت ۳۰ دقيقه ايده آل هستند .
    تمرينات ايروبيك از اهميت زيادي برخوردارند. زيرا عضلات فعال بدن مانند قلب، كه مركز جريان خون است،  نياز به مقدار زيادي اكسيژن دارند. اين تمرينات ورزشي موجب افزايش نياز قلب،  شش ها، گردش خون و همچنين ماهيچه هاي بدن به اكسيژن مي شود. بنابراين هر قدر تمرينات ورزشي را بيشتر انجام دهيد، فعاليت قلب و شش ها افزايش يافته و كارآيي گردش خون در بدن بيشتر خواهد بود .
    قلب سالم با تغذيه مناسب
    مصرف زياد چربيهاي اشباع شده (كره،  پيه، گوشت قرمز، تخم مرغ، شير پرچرب، پنير و ماست پرچرب) براي سلامتي قلب مضر است. حال آن كه چربيهاي غيراشباع (انواع روغنها مانند روغنهاي زيتون، آفتابگردان،  سويا، دانه انگور، بادام زميني و كنجد) مناسب تر هستند. مصرف روزانه حداقل پنج قطعه ميوه و سبزيجات، آنتي اكسيدانهاي مورد نياز بدن را تأمين مي كند. آنتي اكسيدانها در حقيقت سلاح مناسبي براي جلوگيري از بيماريهاي قلبي هستند .
    منبع: نشريه گلف نيوز


     

    تالاسمي يك واژه يوناني است كه از دو كلمه تالاسا Thalassa به معني دريا و امي Emia به معني خون گرفته شده است و به آن آنمي مديترانه‌اي يا آنمي كولي و در فارسي كم خوني مي‌گويند.

     تالاسمي يك بيماري همولتيك مادرزادي است كه طبق قوانين مندل به ارث مي‌رسد . اولين بار يك دانشمند آمريكايي به نام دكتر كولي در سال ‌١٩٢٥ آن را شناخت و به ديگران معرفي كرد . اين بيماري به صورت شديد (ماژور) و خفيف (مينور) ظاهر مي‌شود. اگر هر دو والدين داراي ژن معيوب باشند به صورت شديد يعني ماژور (Major) و اگر يكي از والدين فقط ژن معيوب داشته باشد به صورت خفيف يعني مينور (Minor) ظاهر مي‌شود.

    تالاسمي براي كساني كه نوع (مينور) را داشته باشند، مشكل ايجاد نمي‌كند و آنها هم مثل افراد سالم مي‌توانند زندگي كنند و فقط در موقع ازدواج بايد خيلي مراقب باشند. اما برعكس اين بيماري حداكثر آزار خود را به بيماران نوع ماژور مي‌رساند.

    تالاسمي چگونه منتقل مي‌شود؟

    اگر يك زن و شوهر هر كدام داراي نوع كم خوني خفيف (مينور) تالاسمي باشند، هر يك از فرزندان آنها ‌٢٥ درصد احتمال ابتلا به تالاسمي ماژور (كم خوني شديد) را داشته و ‌٥٠ درصد احتمال تالاسمي مينور و ‌٢٥ درصد ممكن است سالم باشند.

    علائم و عوارضي كه تالاسمي در بيماران ايجاد مي‌كند

    در نوع ماژور تالاسمي (كم خوني شديد) هموگلوبين خون غيرطبيعي به نام F يا جنيني افزايش يافته و هموگلوبين قرمز خون كاهش پيدا مي‌كند، كودكي كه اين بيماري را در خود دارد كم خون است و اين كم خوني باعث بزرگ شدن طحال و كبد و تغيير قيافه ظاهري او مي‌شود. بنابراين به علت پايين آمدن مداوم خون، بيمار مجبور است مدام خون تزريق كند و در اثر تزريق خون كه داراي مقدار زيادي آهن است و در اثر خود بيماري كه باعث شكسته شدن هموگلوبين (گلبولهاي قرمز) و آزاد شدن آهن مي‌شود ، ميزان آهن خون افزايش يافته و در بافت‌هاي عمده بدن چون؛ قلب، كبد، طحال و ... رسوب مي‌كند و سبب ايجاد مشكلات ديگري مي‌شود كه تنها به كمك آمپول دسفرال مي‌توان از تجمع آهن جلوگيري كرد. مصرف مداوم دسفرال با قيمت بالاي آن، موجب بروز مشكلات اقتصادي در خانواده‌ها مي‌شود.

    پس اگر در اثر عدم و يا سهل انگاري، تالاسمي به خانواده شما قدم گذاشت، هيچ جاي فرار نيست.

    راهاي پيشگيري از تالاسمي

    ‌١- انجام آزمايش خون از نظر كم خوني ( CBC و هموگلوبين A2 )

    ‌٢-انجام آزمايش روي جنين در هفته‌هاي اول حاملگي در دوران بارداري.

    با يك آزمايش ساده مي‌توانيد جلوي بروز مشكلات بسياري كه در صورت داشتن فرزند تالاسمي با آن برخورد خواهيد نمود را بگيريد.

    تالاسمي در ايران

    تالاسمي در ايران حضور تاسف باري دارد و در حدود سي هزار نفر اين بيماري را در خود دارند و هر سال به اين تعداد نيز اضافه مي‌شوند . تالاسمي در ابتدا چند ماه خود را پنهان مي‌كند و بعد از مدتي مادران مي‌بينند كه كودك آنها زرد، ضعيف و ناآرام است و وقتي كه فرزند خود را به دكتر مي‌برند بعد از آزمايش، دكتر به مادر خانواده مي‌گويد تالاسمي هم همراه كودكش به دنيا آمده است.

    كساني كه در ايران تالاسمي با خود دارند به چهار گروه تقسيم مي شوند.

    گروه اول مبتلاياني كه دسترسي به امكانات پزشكي و درماني ندارند و از درمان صحيح يعني تزريق خون و دسفرال محروم مي‌باشند.

    گروه دوم بيماراني كه به موقع بيماريشان تشخيص داده مي‌شود و خون تزريق مي‌نمايند؛ اما از دسفرال و ساير اقدامات درماني استفاده نمي‌كنند.

    گروه سوم كساني كه بيماريشان به موقع تشخيص داده مي‌شود، تزريق مناسب خون همراه با روش‌هاي جانبي را به موقع دريافت مي‌دارند و طول عمري قابل ملاحظه خواهند داشت.

    گروه چهارم بيماراني كه دسترسي به پيوند مغز استخوان داشته‌اند، احتمال بهبودي آنان تا حدود زيادي ميسر مي‌باشد ، اميد است با اتكا به خداوند تبارك و تعالي در آينده‌اي نه چندان دور در اثر پيشرفت هاي علمي، تالاسمي هم مانند بيماري‌هاي شايع دوران گذشته ريشه كن شود.

    كنترل و درمان بيماري

    مهم‌ترين راه درمان تالاسمي، تزريق مداوم خون است. اگر بعد از آزمايش هموگلوبين، هماتوكريت متوجه شديد كه مقدار آن پايين تر از ‌١٠ است، فورا به مركز انتقال خون مراجعه كنيد. اگر ديرتر اقدام كنيد بدن مجبور است از خوني كه استخوان‌ها مي‌سازند، تغذيه كند و خون‌سازي استخوان‌ها باعث رشد ناهنجار استخوان‌هاي سر و صورت مي‌شود و در آن هنگام تالاسمي، قيافه وحشتناك خود را نشان مي‌دهد و بيمار خود را دچار مشكلات روحي و رواني فراوان مي‌كند . پس به ياد داشته باشيد با تزريق مداوم و به موقع خون از رشد استخوان‌هاي صورت كودك خود جلوگيري كنيد.

    اقدام مهم ديگري كه شما بايد انجام دهيد پايين آوردن آهن خون فرزندتان است. آهن، بافت‌هاي بدن است و آمپول دسفرال هم دشمن آهن، شما بعد از آزمايش آهن خون (فريتين) كودكتان، اگر مقدار آن را بالاتر از حد طبيعي مشاهده كرديد، ديگر با تزريق دسفرال به وسيله سرنگ در عظله نمي‌توانيد آن را به حد طبيعي برسانيد و حتما بايد از پمپ دسفرال استفاده كنيد.

    پمپ دسفرال

    دستگاهي است كه به طور اتوماتيك در مدت ‌٨ الي ‌١٢ ساعت آمپول را در زير پوست ناحيه شكم و يا عضلات بازوي بيمار تزريق مي‌كند و دارو در بدن با آهن تجمع يافته تركيب و سپس به وسيله ادرار دفع مي‌شود.

    همان‌طور كه قبلا گفته شد اگر آهن تجمع يافته دفع نشود باعث رسوب در كبد و قلب مي‌شود و مرگ آنان را تسريع مي كند.

    طحال برداري

    تالاسمي روي طحال بيمار خود نيز تاثير مي‌گذارد. گلبول‌هاي خون اگر ساختمان و شكل و كار غيرطبيعي داشته باشند، زودتر از موعد مقرر (‌١٢٠ روز عمر طبيعي گلبول قرمز مي‌باشد) از بين مي‌روند. گورستان و محل تخريب گلبول‌ها، طحال است و اگر پزشك متوجه شود كه به علت بزرگي و يا فقط پركاري طحال، نياز به خون بالا مي‌رود و يا اينكه هموگلوبين پس از تزريق خون در فاصله زمان كمتري سريعا پايين مي‌افتد در آن صورت تصميم مي‌گيرد كه طحال جراحي و از بدن خارج شود. ولي سن ايده‌آل بالاي ‌٥ سال است. زيرا در سنين پايين تر خطر بيماري‌هاي عفوني مهلك وجود دارد؛ بنابراين حتي در سنين بالاتر از ‌٥ سال كه طحال برداري انجام مي‌گيرد، واكسيناسيون عليه برخي بيماري‌ها مانند پنوموكك لازم است و علاوه بر آن هميشه بايد درمان با آنتي بيوتيك سريعا شروع گردد. اگر تالاسمي طبق روال طبيعي كنترل و درمان شود، بيماران مي‌توانند مثل هر انسان ديگري سال‌ها زندگي كنند. امروز تعدادي از بيماران تالاسمي ازدواج كرده و داراي فرزندان سالم هستند. شرايط بد و مرگ و يا عمر طولاني بيمار تالاسمي در دست شماست . پدران و مادران نيز بايد معاينه شوند تا اگر مواردي بود دقيقا مداوا گردد تا از نارسايي‌هاي بيشتر جلوگيري شود. بايد با دقت و حوصله در امر معالجه كودك بيمار خود اقدام كنيد؛ در صورت طحال برداري مصرف قرص پني‌سيلين و تزريق واكسن پنوموكك براي جلوگيري از عفونت بدن ضروري است.

    لازم است بيمار تالاسمي در سنين بالا توسط متخصصين قلب، كليه، چشم، گوش، غدد و ... مورد معاينه قرار گيرد.

    مشكلات يك بيمار تالاسمي

    ‌١- ضعف جسمي و رشد كم.

    ‌٢- مشكلات ناشي از تزريق خون و درد آن .

    ‌٣- تزريق مداوم دسفرال (DESFERAL) و صرف هزينه بالا.

    ‌٤- تغيير شكل و رشد ناهنجار جمجمه و بروز مشكلات رواني .

    ‌٥- نگراني حقيقي از آينده بيمار.



    باروري و ناباروري
    براي باروري, اسپرم مرد به تخمك زن ملحق شده و منجر به پديد آمدن نطفه مي شود. با اين وجود بسياري از مردان مطالب اندكي از باروري مردان مي دانند و به آن توجهي ندارند.
    ناباروري فقط مشكل زنان نيست.
    بر اساس آمارهاي موجود, 35% موارد نا باروري زوجين مربوط به مردان است. يك مرد سالم در هر نوبت انزال 120 تا 600 ميليون اسپرم خارج مي كند و در طول زندگي خويش حدود 400 ميليارد اسپرم توليد مي كند. شايعترين علت ناباروري مردان, عدم توانايي آنان در توليد تعداد كافي اسپرم هاي سالم است. همچنين مردان ممكن است در رساندن اسپرم به واژن زن مشكل داشته باشند. اين مشكل مربوط به سيستم تناسلي مردان است. در اين موارد ممكن است اختلال مربوط به آلت تناسلي و بيضه ها باشد. (عدم تخليه اسپرم). در بعضي از مردان ناهنجاري وجود دارد كه در آن، بيضه ها در جاي مناسب خود قرار نمي گيرد. همچنين ممكن است بيماري هايي سبب آسيب رساندن به سيستم توليد اسپرم در مردان شوند.
    مشخصات اسپرم هاي طبيعي در مردان كدامند؟
    - حجم كافي بايد داشته باشند.
    - بايد فعال باشند.
    - نبايد به هم بچسبند.
    - داراي اندازه و شكل مناسب باشند.
    - قادر به نفوذ در تخمك باشند و بتوانند به آساني در درون واژن و رحم حركت كنند و خود شان را به تخمك برسانند.
    اگر زوجين نتوانند پس از آميزش مكرر صاحب فرزند شوند بايد يك آزمايش تست مني مرد انچام شود.
    مايع مني از چه ساخته شده است؟
    مني سالم داراي 120 تا 600 ميليون اسپرم در هر نوبت انزال است. مايع مني علاوه بر اسپرم داراي آب, قند هاي ساده, مواد قليايي (براي محافظت در مقابل محيط اسيدي ميزراه مرد و محيط اسيدي واژن زن است. همچنين در مايع مني موادي به نام پروستاگلندين ها هستند كه سبب انقباض رحم ولوله هاي تخمداني مي شوند. علاوه بر اين موادي از قبيل ويتامين C, روي و كلسترول  نيز در مايع مني وجود دارند.
    بطور كلي مايع مني سالم, فاقد مواد ميكروبي, و آلوده كننده است.
    در آزمايش چه مواردي اندازه گيري مي شوند؟
    × حجم مايع مني
    × تعداد اسپرم (مقدار اسپرم در حجم معيني از مايع مني).
    × اندازه وشكل اسپرم
    × تحرك اسپرم (در صد اسپرم هاي فعال)
    اكنون با استفاده از كامپيوتر تمام موارد فوق ارزيابي مي شوند.
    مايع مني سالم چه مشخصاتي دارد؟
    حجم: 3 ميلي ليتر (بين 2 تا 6 ميلي ليتر)
    غلظت: 20 ميليون يا بيشتر در هر ميلي ليتر
    تحرك/ 50% فعال پس از 2 ساعت
    شكل طبيعي: 60%
    مايع مني معمولاً در عرض 1 ساعت به صورت مايع در مي آيد.
    PH: بين 7 تا 8.
    براي افزايش سلامتي براي توليد مثل چكار بايد كرد؟
    سيگار نكشيد:
    كشيدن سيگار معمولاً سبب كاهش تعداد اسپرم و تحرك ضعيف مي شود. تحقيقات اخير نشان دادند زماني كه هم مرد و هم زن سيگار مي كشند, احتمال ناباروري تا 64% بالا مي رود.
    مصرف حشيش :
     استفاده درازمدت از حشيش توسط مردان سبب كاهش اسپرم و سالم افزايش اسپرم و افزايش اسپرم ناقص مي شود.
    مصرف الكل:
     مصرف زياد الكل سبب كاهش توليد اسپرم سالم توسط مردان مي شود.
    فعاليت شديد بدني:
     فعاليت شديد بدني سبب كاهش توليد اسپرم مي شود.
    ويتامين C:
     كمبود ويتامين C سبب مي شود كه اسپرم ها به هم بچسبند و اين حالت سبب 16% موارد ناباروري در مردان مي شود.
    مصرف آنتي بيوتيك ها:
     بعضي از آنتي بيوتيك ها به طور موقت سبب كاهش تعداد و تحرك اسپرم ها در مردان مي شوند. بعضي از اين آنتي بيوتيك ها شامل اريترومايسين, نيتروفورازون يا نيتروفورانتوئين هستند.
    تماس با سموم در محيط:
     تماس با حشره كش ها, سموم آفت كش, حلال هاي آلي, سرب, تشعشعات يونيزه, فلزات سنگين و مواد شيميايي سمي سبب كاهش قدرت باروري در مردان مي شود. مرداني كه در محيط شغلي خود با اين مواد سرو كار دارند, (چاپخانه ها, سرب, سموم كشاورزي, دستگاههاي راديولوژي و ... ) بايد از پوشش ها و ماسك هاي محافظ استفاده نمايند.
    تغذيه:
     سوء تغذيه و مصرف ناكافي غذاهاي ضروري سبب اختلال در توليد و كار اسپرم ها مي شود.
    خنك نگه داشتن بيضه ها:
     بيضه ها نبايد زياد گرم شوند. سعي كنيد شورت ها ي تنگ نپوشيد. مرداني كه مشكل ناباروري دارند, نبايد از دوش آب گرم, سونا استفاده كنند و همچنين كار در محيط گرم براي آنها مفيد نمي باشد.
    فعاليت جنسي:
     فاصله گذاري در فعاليت جنسي (3 تا 6 روز در هفته), سبب افزايش حجم و قدرت باروري مي شود. ولي اگر وقفه زيادي در فعاليت جنسي ايجاد شود, سبب مي شود كه اسپرم ها تخليه شده و پير و نا توان و كم تحرك شوند.
     
    چه مواردي سبب اختلال در باروري مردان مي شود؟
    × كشيدن سيگار
    × مصرف حشيش و مشتقات آن
    × مصرف زياد و دراز مدت الكل
    × استفاده از داروهاي استروئيدي آنابوليك (اين داروها توسط افرادي كه مي خواهند داراي اندام هاي عضلاني حجيم شوند استفاده مي شود, اين داروها سبب مي شوند كه بدن نتواند هورمون تستوسترون را به طور طبيعي بسازد كه سرانجام سبب كاهش توليد اسپرم خواهد شد. (بسياري از ورزشكاراني كه به عنوان دوپينگ از اين داروها استفاده مكرر مي كنند, دچار اين مشكل خواهند شد).
    × برخي آنتي بيوتيك ها (اريترومايسين, نيتروفورانتوئين و ...)
    × داروي سولفاسالازين (اين دارو براي درمان اختلالات گوارشي به كار مي رود.)
    × داروي کتوكونازول (ضد قارچ)
    × داروي آزولفيدين (Azulfidine) – اين دارو براي درمان بيماري گوارشي کوليت اولسروبه كار مي رود.
    × واريکوسل (كلافي از وريدهاي اضافي دور لوله مني بر را مي گيرند و سبب گرمي بيش از حد آن، مي شوند كه اين حالت سبب آسيب رساني به اسپرم ها و كشتن آنها خواهد شد.
    × عفونت دستگاه تناسلي (مثل التهاب پروستات, التهاب لوله هاي اپيديديم در بيضه, التهاب بيضه (اركيت).
    × بيماري اوريون, (كه سبب آلوده شدن بيضه ها مي شود).
    × ضربات وارده به بيضه
    × مصرف داروي دي اتيل استيل استرول (DES) توسط مادر در دوران بارداري (سبب كاهش اسپرم و ناهنجاري اسپرم مي شود)
    × تب
    × شورت هاي سفت
    × سونا, آب گرم, كار در محيط گرم
    × تماس با آفت كش ها, حشره كش ها, اشعه ها, مواد راديواكتيو, جيوه, بنزن, و فلزات سنگين.
    × داروهاي ضد سرطان (شيمي درماني)
    × نقص انسدادي در لوله مني بر
    × صدمات وارده به كانال هاي اسپرماتيك در بيضه (به علت بيماري هاي سوزاك و عفونت كلاميديا)
    × سوء تغذيه و كم خوني, سل
    × استرس شديد در زندگي
     
    توصيه هاي خوب براي زوج هاي علاقه مند به بارداري:
    × ترك سيگار, الكل, داروهاي مضر و ...
    نكته اي كه زوجين بايد بدانند اين است كه بر اساس تحقيقات كنوني, حتي اسپرم هاي آسيب ديده هم قادر به بارداري تخم هستند.
    بنابراين نا اميدي در باروري معني ندارد.
    از قول پزشكان متخصص, قبل از هر گونه عمل لقاح مصنوعي بهتر است به مدت 3 ماه توصيه هاي فوق را اجرا كنيد.
    چون ممكن است بدون نياز به روش هاي مصنوعي توانايي باروري خود را بازيابيد.
    انتخاب جنسيت فرزند:
    از دير باز تا كنون دانشمندان در انديشه انتخاب جنسيت فرزندان بودند. در حال حاضراز روش موفقي (با موفقيت 80%) كه توسط دکتر دونالد اريكسون ابداع شده است, استفاده مي كنند. در اين روش اسپرم هاي x و y را از هم جدا نموده و اسپرم هاي داراي جنسيت مورد نظر را وارد رحم مي كنند.
    طول مدت اين عمل حدود 4 ساعت است و ميزان موفقيت آن (80%) مي باشد.
    در حال حاضر هزاران نوزاد با اين روش در دنيا متولد شده اند .
     
    IVF چيست؟
    IVF مخفف لغت هاي انگليسي "باروري در درون بدن انسان" است. اولين بار با اين روش در سال 1978 نوزادي را در يك زوج نابارور به دنيا بياورند.
    چه كساني براي انجام اين روش انتخاب مي شوند؟
    در ابتدا اين روش براي زناني به كار مي رفت كه لوله هاي تخمداني شان داراي كارآيي لازم براي انتقال تخمك نبود. ولي امروزه از اين روش براي موارد زيادي استفاده مي شود. به طور مثال مرداني كه داراي اسپرم هاي كافي براي باروري هستندبا اين روش داراي فرزند مي شوند.
    فوايد روش IVF: اين روش توانسته نوزادان زيادي را چه از زنان نابارور و چه از مردان نابارور به دنيا آورد.
    مراحل انجام IVF:
    1-                      مرحله جلوگيري از تخمك گذاري:
    2- زن در روز دوم يا سوم پريود خود مصرف قرص  ضد بارداري را شروع مي كند. بعد از 2 تا 3 هفته, پزشك متخصص يك سونوگرافي از تخمدان هاي زن به عمل آورد. در صورتي كه تخمدان ها حالت طبيعي داشته باشند, دارويي (Lupron) به زن تجويز مي شود. اين دارو از آزاد سازي تخمك توسط تخمدان ها جلوگيري مي كند.
    داروي Luopron به صورت زير جلدي هر روز تزريق مي شود. شايعترين عوارض اين دارو سر درد, حالت برافروختگي چهره و خشكي واژن است. در برخي موارد از داروهاي Antagon (آنتاگون) و يا Cetrotide (ستروتايد) به جاي Lupron استفاده مي كنند.
    2-                     مرحله تحريك فوليكول:
    3-                      يك هفته پس از شروع مصرف داروي Lupron يك سونوگرافي ديگر انجام مي شود. اگر كيست تخمداني مشاهده نشد (از عوارض داروي Lupron, داروي ديگري به نام گونال- اف (Gonal- F يا Follistim (فوليستيم) تجويز شده و كم كم از ميزان مصرف داروي Lupron كاسته خواهد شد.
    4- دارو هاي گونال- اف و يا فوليستيم مي تواند تخمدان ها را براي توليد تخمك هاي زيادي تحريك نمايند. اين موضوع خيلي مهم است چون كه ما براي افزايش ميزان موفقيت نياز به اين دارو داريم كه به جاي يك تخمك بارور شده چندين تخمك بارور شده را در رحم زن قرار دهيم ( به همين دليل است كه در بعضي موارد ممكن است بيشتر از يك نوزاد در يك نوبت به دنيا بيايد) و ما به اين حالت چند قلويي مي گوييم.
    در روز پنجم يا ششم مصرف گونال اف يا فوليستيم, در ساعات 7 الي 9 صبح آزمايشات اندازه گيري هورمون هاي استروژن انجام مي شوند و يك سونوگرافي ديگر از طريق واژن انجام خواهد شد. بر اساس اين نتايج, پزشك ميزان داروهاي فوق را تنظيم مي كند. اين كار تا زمان بالغ شدن فوليكول هاي تخمداني ادامه خواهد يافت.
    3- مرحله بالغ كردن فوليكول ها:
    در اين مرحله داروي hCG براي بلوغ نهايي تخمك ها تزريق مي شود.
    4- مرحله جمع آوري تخمك ها:
    در اين زمان زن را وارد اتاق عمل مي كنند. يك متخصص بيهوشي داروي بيهوشي را به صورت آرامش بخش وريدي تزريق مي كند. سپس متخصص مربوطه يك لوله متصل به دستگاه سونوگرافي را همراه با يك سوزن به نزديكي محل تخمدان ها مي رساند و با كمك سونوگرافي محل دقيق فوليكول ها را در تخمدان ها پيدا مي كند. سپس توسط سوزن مخصوص مايع فوليكول را همراه با تخمك هاي درون آن را به درون سوزن مي كشد. اين كار حدوداً 20 تا 30 دقيقه طول مي كشد.
    5- مرحله باروري:
    در اين مرحله اسپرم مرد تهيه مي شود و اين مقدار اسپرم را همراه با مايع فوليكول تخمداني زن به آزمايشگاه IVF مي برند.
    برخي از مردان نمي توانند اسپرم كافي را از خود تخليه نمايند. بنابراين با استفاده از روش هاي خاصي مقدار اسپرم مورد نظر را از داخل بيضه مرد توسط سوزن تخليه مي كنند.
    اگر اسپرم مرد كافي بوده و مشكل ناباروري مربوط به زن باشد , مايع اسپرم مرد را با مايع فوليكول زن مخلوط مي كنند و پديده لقاح خود به خود رخ مي دهد. يعني اسپرم ها در تخمك ها نفوذ كرده و تخمك ها را بارور مي كنند. ولي اگر اسپرم مرد ضعيف بوده و يا ناقص باشد, بايد اسپرم هاي سالم را با سوزن هاي بسيار ريز زير ميكروسكوپ در درون تخمك تزريق نمود.
    يك روز پس از انجام اين كار, مي توانيم بگوييم كه چند تخمك را توانسته ايم بارور كنيم.
    6- مرحله ريكاوري:
    پس از آنكه تخمك هاي زن را در مرحله جمع آوري تخمك در اتاق عمل جمع آوري كرديم, زن مرخص مي شود و براي استراحت به خانه مي رود. زن ممكن است دچار درد خفيف شكم و يا خونريزي خفيفي نيز بشود. براي تسكين درد از استامينوفن استفاده مي كنند.
    7- مرحله تزريق پروژسترون:
    در اين مرحله پروژسترون (1 سي سي در روز) به زن تزريق مي شود. البته ژل واژينال Crinone نيز همين خاصيت پروژسترون را دارد. در هر صورت پروژسترون سبب مي شود كه در جدار داخل رحم سطح مناسب براي چسبيدن و لانه گزيني جنينها ایجاد شود .
    8- مرحله انتقال جنين:
    حالا ما داراي جنين هايي هستيم كه در محيط آزمايشگاهي با لقاح مصنوعي توليد كرده ايم. ما عموماً 2 تا 4 تا جنين را زير ميكروسكوپ انتخاب كرده و آنرا در درون رحم زن منتقل مي كنيم.
    پس از انجام اين كار زن را به خانه منتقل نموده و پس از 36 ساعت استراحت او مي تواند فعاليت روزمره خود را ادامه دهد.
    9- مرحله تست بارداري:
    دو هفته پس از انجام عمل يك تست بارداري قبل از ساعت 9 صبح انجام مي شود. و نتيجه موفق يا ناموفق به زوجين اعلام خواهد شد.



    شيرين بيان
    Licorice
    شيرين بيان از ديرباز براي درمان انواع سرفه ها و نيز به عنوان يك داروي مسكن در پوست مورد استفاده بوده است. مردم از آن براي درمان اسپاسم و تورم، برونشيت، روماتيسم و روم مفاصل نيز سود مي جويند. مي توانيد از آن به عنوان ملين نيز استفاده كنيد. بسياري از پزشكان فرآورده هاي تهيه شده از ريشة اين گياه را براي درمان زخم گوارشي و التهاب معده مزمن تجويز مي كنند (گاستريت مزمن). برخي ديگر ريشه اين گياه را براي نارسايي اوليه فوق كليه تجويز
    مي كنند.
    معرفي گياه
    شيرين بيان اسپانيايي (Glycyrrhiza glabra) به صورت خودرو در برخي از نقاط اروپا و آسيا مي رويد. شيرين بيان نوعي گياه بادوام است كه طول آن به 3 تا 7 پا مي رسد و سيستم ريشه اي پرشاخ و برگي دارد. ريشه هاي آن مشتمل بر بخشهاي مستقيم چوب چين و چروك دار و اليافي بلند و سيلندري شكل است و به طور افقي در زيرزمين رشد مي كند.
    ريشه هاي اين گياه در بيرون از زمين به رنگ قهوه اي و در زير خاك به رنگ زرد است.
    "گلي سيريزين" (Glycyrrhizin) به عنوان
    ماده اي فعال در ريشه شيرين بيان پنجاه برابر از شكر شيرينتر است. اين ماده حاوي تركيبي به نام "اسيد گلي سيريزيك" مخلوط با نمكهاي پتاسيم و كلسيم است. گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك براي درمان زخم هاي گوارشي مفيد است. شيرين بيان هميشه بايد با احتياط مصرف گردد چون مادة گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك موجود در آن مي توانند به غدد فوق كليه آسيب رسانند.
    تركيبات گياه
    فرآورده هاي حاصله از شيرين بيان از ريشه ها و ساقه هاي زيرزميني گياه فراهم مي آيند. گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك مهمترين مواد موجود در اين گياه هستند. ريشه هاي اين گياه حاوي كومارين، فلاون، روغنهاي فرار و استرول گياهي نيز هست.
    اشكال موجود
    فرآورده هاي شيرين بيان از ريشه پوست كنده يا پوست دار خشك آن تهيه ميشوند. شكل پودري ريشه و همچنين محصولات ريشه اي كه به شكل خوبي برش داده شده اند، عصاره هاي خشك و عصاره هاي مايع اين گياه نيز يافت مي شوند. برخي از عصاره هاي ريشه اين گياه فاقد عناصر زيانباري است. به اينگونه عصاره هاي گياهي، شيرين بيان عاري از گلي سيريزين (DGL) گفته ميشود و به غدد فوق كليه آسيب نمي رساند. اگر از انواع زخم هاي معهده اي يا دوازدهه گانه رنج مي بريد، مي توانيد شيرين بيان عاري از گلي سيريزين مصرف كنيد.
    نحوه مصرف
    عصاره هاي ريشة شيرين بيان عفونتهاي استاف و استرپ را از بين مي برد و در قبال ويروسهايي نظير HIV، هپاتيت A و هرپس ها مقاومت مي كند. ريشه اين گياه خمير عامل عفونتهاي كانديدا را از بين مي برد. تحقيقات علمي نشان مي دهد كه شيرين بيان عاري از گلي سيريزين تورم را كاهش مي دهد و به اندازة برخي از داروهاي تجويزي براي درمان زخم هاي گاستريت مؤثر است.
    شيرين بيان را به طريق زير مي توانيد مصرف كنيد:
    ·         ريشه خشك: 1 تا 5 گرم جوشانيده يا دم كرده روزي سه بار.
    ·         تنتور شيرين بيان: 2 تا 5 ميلي ليتر روزي سه بار.
    ·         عصاره شيرين بيان عاري از گلي سيريزين: 0/4 تا 1/6 گرم براي درمان زخم گواري، روزانه سه بار.
    ·         عصاره شيرين بيان 1:4، در قالب قرص جويدني با محتواي 300 تا 400 ميلي گرم به مدت 20 دقيقه قبل از صرف غذا براي درمان زخم گوارشي.
    نكات احتياطي
    در صورت مصرف بالاي فرآورده هاي تهيه شده از شيرين بيان يا در صورت جويدن تنباكوي داراي عطر شيرين بيان يا در صورت مصرف ساير فرآورده هاي حاصل از شيرين بيان كمال احتياط را از خود نشان دهيد. در چنين حالاتي خطر مسموميت شيرين بياني ممكن است. اگر روزانه بيشتر از 20 گرم شيرين بيان مصرف مي كنيد، بروز واكنش به دور از انتظار نيست. مصرف زيادي گلي سيريزين سبب بروز حالتي به نام "سودوآلدسترونيسم" مي گردد كه سبب ميشود تا نسبت به هورمون موجود در قشر فوق كليه آشكارا حساس باشيد. اين حالت موجب سردرد خستگي ميشود.
    همچنين سبب ميشود كه آب بدن نگهداشته شود. مصرف ميزان بالاي گلي سيريزين مي تواند به  بروز حالات خطرناكي نظير فشارخون بالا و حتي سكته قلبي منجر گردد. اين علايم در صورت مصرف روزانه بيش از 100 گرم گلي كريزين ظرف يك هفته بروز مي كند.
    انسان معمولاً در اثر مصرف زياده از حد شيرين بيان يا گلي سيريزين نمي ميرد اما اگر مصرف شيرين بيان در حد متوسط هم باشد، بروز عوارض جانبي دور از انتظار نيست.
    گزارش شده است كه برخي از افراد در اثر مصرف آن با درد عضله روبرو شده و عده اي ديگر با كرخ شدن دست و پا مواجه شده اند. افزايش بيش از حد شيرين بيان سبب افزايش وزن نيز ميشود.
    اگر ميزان مصرفي را در حد توصيه شده رعايت كنيد مي توان از اين مشكلات اجتناب كرد. اگر با هرگونه مشكلات يا نگرانيهاي درماني مواجه شديد، موضوع را با پزشك معالج خود در ميان بگذاريد.
    در صورت بالا بودن فشار خون يا ناراحتي كليه، قلب يا كبد از مصرف شيرين بيان بپرهيزيد. اگر باردار هستيد از فرآورده هاي اين گياه استفاده نكنيد. اگر شير مي دهيد، باز هم از مصرف شيرين بيان بپرهيزيد. صرفنظر از نحوة سلامتي، از مصرف بيش از چهار تا شش هفته شيرين بيان دوري جويند.
    تداخل هاي احتمالي
    اگر مدرهاي تيازيد مصرف مي كنيد، فرآورده هاي شيرين بيان مصرف نكنيد چون مصرف آنها مي تواند با مصرف شيرين بيان تداخل ايجاد كند و در نتيجه سبب ميشود تا پتاسيم زيادي را از دست بدهيد.
    اشكال موجود
    عصاره دانه انگور به صورت عصاره مايع يا در قالب انواع كپسول و قرص موجود است. براي اهداف درماني از فرآورده هاي استاندارد حاوي 95 درصد محتوي ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين استفاده كنيد.
     نحوه مصرف
    نتايج تحقيقات و آزمايشهاي باليني نشان مي دهد كه مادة اليگومريك پروآنتوسيانيدين موجود در دانه انگور در درمان مشكلات نابينايي و همچنين نارسايي مزمن سياهرگي و علايم آن، ميناي دندان و اختلالات جريان خون مؤثر واقع ميشود.
    براي پيشگيري از پلاكهاي رگها، اختلالات بينايي و ساير حالات روزانه 50 ميلي گرم عصاره استاندراد آن گياه را مصرف كنيد.
    براي درمان بيماري خاص، مصرف روزانه 150 تا 300 ميلي گرم توصيه ميشود ليكن از مصرف خوسرانه اجتناب ورزيد و با پزشك معالج خود مشورت كنيد.
    نكات احتياطي
    امروزه نكات احتياطي در مورد مصرف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين به نظر نمي رسد. اين ماده خيلي سالم و بي خطر است.
    تداخل هاي احتمالي
    هيچگونه عارضه و تداخلي از مصرف ماده مذكور گزارش نشده است چون ماده مزبور خيلي جديد است و روي جريان خون و شريانهاي خوني اثر مي گذارد به طور مستند طيف وسيعي از بيماريها و تداخل گياه - دارو دور از انتظار نيست. سعي كنيد با پزشك معالج خود و پيشرفتهاي به عمل آمده در تحقيقات مربوط به عصاره انگور به ويژه در صورت ابتلا به ديابت يا ساير ناراحتيهاي جدي نظير تخريب قرنيه يا ورم لنفاوي در ارتباط باشيد.


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .