▪ شيرخواران:
- شيرخواران موجودات بيياوري هستند که به امنيت و مصونيت زياد نيازمندند.
▪ هشت ماهگي:
- کودکان از هشت ماهگي شروع به کمرويي و غريبي با محيطهاي بيگانه ميکنند. آنها به يک باره از هر چيزي که برايشان ناشناس و غريبه باشد، وحشت ميکنند. به علت نداشتن تجربه در معاشرت و ارتباط با افراد ناآشنا، هنوز نميتوانند ارزيابي کنند که چهچيزي واقعا خطرناک است.
▪ در مرحله چهار دست و پا رفتن:
- کودک در مرحله چهار دست و پا رفتن به سرعت، تواناييهاي جديدي کسب ميکند. او فعاليتهاي حرکتي خود را گسترش داده و در عين حال چيزهاي بسياري را هوشيارانه حس و درک ميکند. البته قادر به فهم صحيح تمام چيزهايي که ميبيند يا ميشنود، نيست. از اينرو ترس شديدا در او گسترش مييابد.
▪ دو سالگي:
- کودک از سن دو سالگي خود را به عنوان يک شخصيت مستقل تجربه کرده و «منيت» خويش را کشف ميکند.
▪ کودکان سنين پيشدبستاني:
- خردسالان و کودکان سنين پيشدبستاني تحتتاثير ترسهاي زيادي قرار ميگيرند. ترس جدايي از پدر و مادر، ترس از رعد و برق، تاريکي و هيولا.
▪ کودکان دبستاني:
- در مهد کودک و مدرسه از کودک انتظارات و توقعات جديدي ميرود. ترسهاي کودک اغلب در ارتباط با موقعيتهاي اجتماعي است.
اگر آنها را تنها رها کنيم، باعث بهوجود آمدن ترسهاي مرگباري در آنان شدهايم. از طريق تماس بدني نزديک و علاقه ي سرشار از عشق والدين، اعتماد و اطمينان محکمي در آنها نسبت به والدين، پديد ميآيد.
گاهي براي والدين اين موضوع، شروع زماني سخت و دشوار به حساب ميآيد. کودکان امتحان ميکنند که چگونه ميتوانند به مقصود خويش رسيده و حرف خود را به کرسي بنشانند. آنها مرتبا بين خواستههاي خود و اشتياق به داشتن صميمت والدين خويش، در تکاپو و نوسان ميباشند.
بهتر است مرتب به اين موضوع فکر کنيد که هر چه از رشد و تکامل کودک خويش در سالهاي اوليه زندگي او حمايت کنيد، براي شکوفايي لياقتش به او موقعيت دهيد و کارهاي موفق او را تحسين کنيد، کودک به مراتب بيشتر و بهتر نقاط ضعف و قوت خود را خواهد شناخت.در اين مرحله بسيار مهم است که با گذاشتن خويش بهجاي کودک خود و با درک احساس او، در زندگي و آزاد گذاردن او اعتدال را رعايت کنيد.
آنها براي درک بهتر و هوشيارتر از دنياي خارج به افکار خود بسنده ميکنند و براي چيزهايي که متوجه آن نميشوند، مجبور ميشوند توضيحات جادويي و فضايي و... بدهند. در اين مرحله، اشيايي مانند جارو برقي ميتوانند براي آنها ايجاد ترس کند.
در تصور کودکان اين اشياء بيجان، زندگي دارند و ميتوانند تاثير تهديدکننده و خطرناکي داشته باشند. همچنين موجودات تخيلي مانند هيولا، در ذهن کودکان به يک پديده واقعي مبدل ميگردند.
کودک بايد با ديگران برخورد داشته باشد، بتواند با زندگي گروهي کنار آمده و درگيري نداشته باشد و در مدرسه تقاضاهايش را درست مطرح نمايد. ترس روزافزون از شکستها و ناکامي ها، افکار کودک را مشغول ميسازد. او خودش را با ديگران مقايسه کرده و با خود حساب ميکند که آيا بهتر از ديگران ميتواند کاري را انجام دهد يا بدتر از آنها.
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:49 AM
نظرات(0)
14 كليد طلايي براي گشودن در خانه عشق
نميدانم شما كه مشغول خواندن اين مطلب هستيد، ازدواج كردهايد يا نه؛ اما از قديم و نديم گفتهاند كه اين شتري است كه در خانه همه ميخوابد (كاري به موارد استثنا نداريم). به هر حال، اگر ازدواج كردهايد كه تا كنون فهميدهايد و اگر ازدواج نكردهايد، در آينده خواهيد فهميد كه زندگي مشترك، آن هم از نوع زناشويي و در «زير يك سقف»، داراي فراز و نشيبهايي است كه براي عبور صحيح و خوشايند از آنها، دانستن نكات مهمي، لازم و ضروري است.
1. در عشق ورزيدن، آرامش دادن و ابراز محبت، پيش قدم باشيد.
پيامبر اكرم (ص) ميفرمايند: «شايستهترين كس براي منت گذاري، كسي است كه در دوستي و محبت نسبت به طرف، خود پيشي گيرد».1
2. هر مردي ميخواهد براي همسرش يك قهرمان باشد.
اين احساس، زماني در مرد ايجاد ميگردد كه زن از او قدرداني و تشكر كند. شما بانوان سعي كنيد قدرشناسي خود را در مقابل محبتهاي همسرتان، آشكارا ابراز كنيد و بدانيد كه اگر مردها بدانند آنچه در زندگي و براي همسرشان انجام ميدهند، مهم و با ارزش است، بر تلاش و محبت خود نسبت به همسر ميافزايند. هرگز براي تشكر و قدرداني از همسرتان، منتظر كار مهم، بزرگ و خاصي از جانب او نباشيد، كارهاي كوچك و به ظاهر عادي و بياهميت او هم ميتواند راهي باشد تا شما به او بفهمانيد كه قدرش را ميدانيد و تلاش او را براي خوشحال كردن شما، ارج مينهيد. بزرگترين دارايي زندگي، سپاسگزاري است و بدترين و سختترين چيز، ناسپاسي است. زنان دوست دارند كه دوستشان بدارند؛ ولي مردان نياز دارند كه مورد تحسين قرار بگيرند. با تشويق، تحسين و قدرداني از شوهرتان، او را سرحال و زنده نگه داريد هر كس كه روحيه ديگران را تقويت كرده، بالا ببرد، روحيه خودش بالا ميرود.
3. ياد بگيريد خوب گوش كنيد.
وقتي كاملاً و با دقت به حرفهاي كسي گوش دهيد، گويي ميگوييد الان تو مهمترين چيز در دنياي من هستي. درك نادرست، اشتباهات و مخالفتها در روابط بين انسانها، همه ناشي از ناتواني در گوش سپردن به حرفهاي اطرافيان است و بيشترين عصبانيتها، فريادي است براي جلب توجه. بنابراين، با به كار بردن يك تكنيك ساده در گوش كردن، ميتوان اين فرياد را خاموش كرد و رفتاري صميمانه بين طرفين ايجاد كرد. وقتي همسرت با تو در حال صحبت كردن درباره مسئلهاي است و يا با تو در رابطه با يكي از مشكلاتش دردل ميكند، مشغول هر كاري هستي، از آن دست بكش. اين، بدين معناست كه كارم ميتواند صبر كند و تو برايم مهمتري و به او نگاه كن.
4. از غير همسرت چشم بپوش.
اين مطلب بايد هم از سوي مرد و هم زن رعايت گردد. هم مرد بايد چشم بر زنان ديگر ببندد و هم زن بايد نگاهش به مرد ديگري نباشد. اين، درباره محارم نيز صدق ميكند؛ بدين معنا كه مرد نبايد زن خود را با زنان ديگر، مانند خواهر و يا مادر خود، مقايسه كند.
5. بهترين همسر باش
ازدواج خوب اين نيست كه بهترين نفر را انتخاب كرده باشيد؛ بلكه اين است كه خود بهترين همسر باشيد. براي اين كه بهترين باشيد، ابتدا بايد خود را بشناسيد و از تواناييها و نيز خواستهها و وظايف خود آگاه باشيد و نيز براي خود احترام قائل باشيد. اين موضوع، باعث ميشود كه داراي يك شخصيت ممتاز و دوست داشتني شده، همسري دلخواه باشيد. انساني كه خود را دوست نداشته باشد، نميتواند ديگران را دوست داشته، به آنها عشق بورزد و نيز اگر خودتان را دوست نداشته باشيد، همسرتان نيز شما را كاملاً دوست نخواهد داشت. اگر ميتوانيد خود را تغيير دهيد، حتماً اين كار را انجام دهيد واگر نميتوانيد، خود را به عنوان مخلوقي از مخلوقات خداوند، بپذيريد. اين پذيرش خودتان، به شما كمك ميكند تا تصوير ذهني خوبي از خودتان داشته، از اعتماد به نفس برخوردار شويد و در نتيجه، مهرتان را نثار همسرتان كنيد و بهترين همراه براي او باشيد.
6. محبتت را ابراز كن
الكساندر دوما ميگويد: «قلب زن، پارچهاي است كه زود پاره ميشود و زود هم رفو ميشود». نشاط و سرزندگي زن، به محبت مرد وابسته است. زن، عشق و احساساتش را با كلمات بيان ميكند و نياز دارد كه با شنيدن كلمات، عشق و احساسات را از ديگران دريافت كند. زن، به نرمش و كلمات محبتآميز، نياز دارد؛ ولي مردان با رفتار و عمل، عشق و احساسات خود را بيان ميكنند. نياز عاطفي زن، اين است كه جمله دوستت دارم را چندين و چند بار از زبان همسرش بشنود و از اين طريق، به آرامش روحي و اعتماد به نفس دست يابد. يكي از خصوصيات مردان، اين است كه كمتر احساسات و عواطف خود را بروز ميدهند و بنابراين، در ابراز محبت خود به همسرشان، كمي با مشكل مواجه ميشوند؛ ولي اگر مردان به تفاوتهاي موجود بين زن و مرد توجه داشته باشند و بدانند كه با كمي ابراز محبت، به گرماي زندگي خود ميافزايند، با كمي تلاش، احساسات خود را بروز خواهند داد. امام صادق (ع)ميفرمايد: «زن از مرد آفريده شده و تمام توجهش به مرد است؛ پس همسرانتان را دوست بداريد»3 و در جاي ديگر ميفرمايد: «يكي از اخلاق پيامبران، اين است كه نسبت به همسران خود محبت دارند».4 همچنين پيامبر اكرم (ص)ميفرمايد: «اين كه مرد به زن بگويد دوستت دارم، هرگز از قلب زن بيرون نميرود».5
7. كارهايي كه ممكن است از سوي مرد انجام شود و باعث افسردگي زن گردد، عبارتند از:
- با او حرف نزند. منبع : سايت دانشجو
محبتي كه در دل احتكار و زنداني شود، مفيد نيست. تمام شئون زندگي، بايد جلوهگاه محبت انسان باشد.
از جلوههاي بروز محبت، ميتوان ادب در كلام و رفتار، توجه و محبت، لبخند و حسن خلق، به استقبال همسر رفتن و گشادهرويي به هنگام ديدار با او را نام برد.
خداوند در قرآن كريم به محبتي كه بين زن و شوهر ايجاد ميگردد، اشاره فرموده و آن را آيتي از آيات خود دانسته است.
خداوند، سرمايه مهر و محبت را در آغاز زندگي مشترك، بين زن و مرد قرار ميدهد و محافظت و نگهباني از آن را بر عهده خود آنها نهاده است و اين انسان است كه بايد از اين سرمايه، به نحو احسن استفاده كند. يكي از راههاي نگهداري و تقويت اين محبت، بروز آن است.
هرگز از ابراز محبت، هراسي، به دل راه ندهيد و گمان نكنيد، با اين كار از شخصيت شما كم ميشود و ضعف شما محسوب ميگردد. پيامبر اكرم در جايي ديگر ميفرمايد: «ابراز محبت، نيمي از عقل است» و حضرت امام رضا (ع)نيز زناني را كه به شوهرانشان اظهار محبت و عشق ميكنند، براي شوهران خود، بهترين غنيمت دانسته است.
حضرت علي (ع)ميفرمايد: «هر كس چشم خويش را آزاد بگذارد، هميشه اعصابش ناراحت خواهد بود و به آه و حسرت دائم گرفتار خواهد شد». 2
پيامبراكرم (ص)نيز ميفرمايد: «هر زن شوهرداري كه چشمش را از نگاه كردن به غير شوهرش پر كند، مورد غضب شديد پروردگار واقع خواهد شد».2
- به صحبتهايش گوش ندهد و نيازهايش را ناديده بگيرد.
- در مقابل او شورش كند؛ بدين معني كه در برابر خواستههاي زن، لجبازي به خرج دهد.
- هرگز به او آسايش و آرامش خيال ندهد.
- به زنهاي ديگر توجه كند.
- از او فاصله بگيرد.
- از او انتقاد بيجا كند و در امور غير مهم و ناچيز، از او انتقاد كند.
- مبهم و دوپهلو با او صحبت كند.
در مقاله ي بعد هفت کليد ديگر براي گشودن خانه ي عشق به شما معرفي مي شود.
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:47 AM
نظرات(0)
آيا مايليد به افكار كسي كه در كنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم ميتوانيم بسياري از آنها را حتي از نوع صحبت كردنشان بشناسيم. اما اين شناخت در مواجهه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روانشناسي، بهترين فرهنگ نامه آدمشناسي را برايمان ميگشايد. فرد خوددار: اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان ميدهد كه خود را به شدت كنترل كرده است.در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور كند. حالت تدافعي: اگر انگشتان دستها بهبازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حملهاي غير منتظره و ناگهاني يا بيميلي براي تغيير چهره شخص است.اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي، شديدتر است. متفكر: گره كردن دستها به دستههاي صندلي، نشان ميدهد كه شخص سعي دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده ميشود. دقت: وقتي شخصي انگشت سبابه را روي صورت و بقيه انگشتانش را به صورت گره كرده در پايين صورتش قرار ميدهد يعني با دقت است. بدگمان: انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره، نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است. او به صحبتهاي شما و صحت گفتههايتان ترديد ميكند. در اين حالت ممكن است آرنج او روي ميز قرار گرفته باشد. بيگناه: دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن حالت بيگناهي و درستكاري است. اين حالت، اثر باقيمانده از شكل سوگند خوردن است كهدست را روي قلب قرار ميدهند. مطمئن: اين حالت دستها در مردها نشان ميدهد به آنچه كه ميگويند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده ميشود. هنگامي كه دست خود را به كمر ميزنند نشان ميدهند كه به آنچه ميگويند اطمينان دارند. مرموز: دستهاي به هم مشت شده زيرچانه، نشان ميدهد كه شخص نظرياتش را پنهان ميكند و به شما اجازه ميدهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد. ظاهرساز: او آرام به نظر ميرسد اما اين آرامش پيش از توفان است.اين حالتي است كه بيشتر روِسا به خود ميگيرند تا خود را به گونهاي به زيردستان نزديك كنند و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود. اعتماد به نفس: تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده، نشاندهنده اعتماد به نفس قوي است. اگر شخصي در اين حالت صحبت ميكند بهگفتههاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبتهاي شما گوش ميدهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را ميداند.
با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار ميشود و در مدت كوتاهي خواهيم توانست به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديك شويم. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان و تقويت ارتباط ما با خودمان و اطرافيان ميشود.
هر چه بهتر و كاملتر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه، ما را زودتر به هدفهايمان ميرساند.
اين حالت نشان ميدهد كه وي بادقت زياد به صحبتهاي شما گوش ميدهد و يك يك كلمات شما را ميسنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم ميخورد.
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:45 AM
نظرات(0)
مقدمه:
امروزه با پيشرفت سريع تکنولوژي و دسترسي آسان کودکان به مراکز اطلاع رساني، پدر و مادرها نقش الگوئي قديم خود را تا اندازه زيادي از دست داده اند و کودکان از همان بدو تولد با الگوهاي جذاب فراواني آشنا مي شوند که سعي دارند رفتار مورد نظرشان را به آنها تحميل کنند و در اين ميان چه بسيارند پدر و مادرهايي که تلاش مي کنند با استفاده از روش هاي بي ثمر و گاه نادرست تربيتي (مانند نصيحت کردن، تهديد و ارعاب واجبار يا تنبيه بدني و...) فرزندشان را به سمت رفتارهاي صحيح هدايت کنند، ولي متاسفانه اين روش ها کار آيي چنداني ندارند و اوليا پس از مدتي نوميد و درمانده شده و نمي دانند که چگونه با فرزندشان برخورد کنند؟
اصول تغيير رفتار :
اصل اول – استدلال با کودکان
از هنگاميکه کودکان صحبت کردن را ياد مي گيرند مي توان با آنها استدلال کرد و نتايج احتمالي کارهاي مختلف را به آنها گفت، در چنين مواردي بايد از زباني ساده و در خور فهم کودکان استفاده کنيم و يا اينکه از آنها بخواهيم خودشان نتايج کارهاي مختلف را (مانند آتش بازي...) شرح بدهند.
اصل دوم - دادن پاداش به کودکان
اگر مي خواهيد رفتار مثبتي را در فرزندتان تقويت کنيد بهتر است براي آن رفتار پاداشي را در نظر بگيريد به عنوان مثال اگر مي خواهيد فرزندتان به درس علاقه مند شود و وضع درسي اش بهبود پيدا کند، مي توانيد با دادن انواع پاداش هاي مادي و معنوي به فرزندتان او را به اين کار تشويق کنيد، يک لبخند، يک آفرين، يک کلام زيبا، يک خوراکي، مبلغي پول، رفتن به پارک، اندکي توجه به فرزند و... همه اين ها پاداش هايي هستند که شما مي توانيد از آنها جهت ترغيب فرزندتان به سمت رفتار مورد نظر استفاده کنيد.
اصل سوم – پاداش دادن به رفتار مغاير
اگر فرزندمان کاري منفي را انجام مي دهد و ما نمي توانيم جلويش را بگيريم مي توانيم به رفتار ديگري که مغاير رفتار منفي اش است پاداش بدهيم تا به تدريج رفتار منفي فرزندمان اصلاح شود، به عنوان مثال اگر فرزندمان به تميزي اهميت نمي دهد مي توانيم اورا مسئول نظا فت خانه يا مدرسه کنيم تا ديدگاهش عوض شود.
اصل چهارم: اصل اشباع (خسته شدن از تکرار زياد يک کار)
برخي از رفتارهاي منفي نوجوانان را مي توان با استفاده از اين اصل اصلاح کرد، براي نمونه اگر فرزند شما عادت دارد يک ريز صحبت کند و به کسي مجال حرف زدن نمي دهد شما مي توانيد با استفاده از اين اصل به او اجازه بدهيد در يک روز پشت سر هم آنقدر صحبت کند که از صحبت کردن براي هميشه خسته و دلزده شود، فقط توجه داشته باشيد که از اين اصل تنها براي از بين بردن رفتارهاي منفي کم خطر و يا بي خطر استفاده کنيد (مانند تمايل فرزندتان به خوردن يک نوع غذا، زياد حرف زدن، شلوغ کردن و...) و در رفتارهاي منفي خطر ناک (مانند تمايل بچه ها به آتش بازي...) هرگز از اين اصل استفاده نکنيد.
اصل پنجم – اصل خاموشي
ما اگر بخواهيم رفتار زشتي را در فرزندمان از بين ببريم، مي توانيم از اين اصل استفاده کنيم، در اين روش پس از اينکه کودک رفتار نادرستي را انجام داد ما او را مورد بي توجهي و بي اعتنايي قرار مي دهيم، به طوري که کودک پس از انجام رفتار زشتش هيچ پاداشي را از جائي دريافت نکرده تا بتدريج رفتارش را ترک کند، براي نمونه اگر فرزندمان به تازگي از دوستانش حرف هاي زشت و رکيکي را ياد گرفته و آنها را در منزل بکار مي برد ما مي توانيم هر بار که اين سخنان زشت را برزبان مي آورد روي خود را از او بر گردانيم و به حرفهايش گوش ندهيم و هنگامي که لحن سخنش را تغيير داد و مودبانه صحبت کرد به او توجه کنيم.
اصل ششم - دادن سرمشق يا الگوي مناسب به کودک
ما اگر مي خواهيم فرزندمان را به انجام کاري مثبت ترغيب کنيم بهتر است الگو يا سرمشق مناسبي که آن کار را انجام ميدهد و مورد قبول فرزندمان است را پيدا کرده و او را با فرزندمان آشنا کنيم تا فرزندمان از او الگو برداري نمايد. به قلم: سحر ميرشاهي
اما زياد نگران نباشيد زيرا يک مساله تنها يک راه حل ندارد بهتر است راه حل هاي گوناگون را بررسي کنيد و در آن ميان بهترين راه حلي که مي تواند مشکل شما را حل کند انتخاب نمائيد.
در اين متن سعي شده است که با زباني ساده تعدادي از اين راه حل ها و روش هاي تغيير رفتار توضيح داده شود تا اولياء بنا به ضرورت از آنها جهت اصلاح رفتار فرزندشان استفاده کنند.
بهترين سرمشق و الگو براي کودک پدر و مادر هستند، پس اوليا بايد در رفتار خود بسيار محتا ط باشند زيرا کودکان هوشيارند و کوچکترين اعمال آنها را به خاطر سپرده و الگو برداري مي کنند لذا اگر ما مي خواهيم فرزندمان کار مثبتي را انجام بدهد نخست خودمان بايد آن کار را انجام بدهيم تا وي ما را سرمشق قرار داده و همانگونه عمل کند، پس اگر دوست داريد فرزند تان به مطالعه و تحصيل اهميت بدهد خود شما نيز ساعاتي از روزتان را به اين کار (مطالعه کتاب يا روزنامه) اختصاص بدهيد و اگر مي خواهيد فرزندتان آداب معاشرت را رعايت کند خود شما نيز مبادي آداب باشيد، همچنين سعي کنيد فرزندتان را هميشه از الگوهاي فاسد و بد (مانند دوستان ناباب، ارازل و اوباش خياباني، باندهاي خلاف کار و... ) دور نگهداريد، چرا که به قول سنايي غزنوي:
منشين با بدان که صحبت بد گر چه پاکي تو را پليد کند.
منبع: تغيير دادن رفتارهاي کودکان و نوجوانان/نوشته جان دي کرومبولتز، هلن بي کرومبولتز، ترجمه يوسف کريمي – تهران: انتشارات فاطمي، 1366
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:40 AM
نظرات(0)
فرزند 2 ساله شما با رژ لب روي ديوار نوشته، بچه 5 ساله شما يک کلوچه را خورده در حالي که گفته بوديد نخورد. اولين واکنش شما اين است که از خشم منفجر شويد. اما تصميم گرفتهايد که از اين به بعد صبورتر باشيد. علاوه بر آن مي دانيد زماني که بر آشفته مي شويد، بايد معذرت خواهي کنيد. آنچه که شما نياز داريد يک برنامه 60 ثانيه اي مي باشد. اين برنامه يک متد مشخص و خاص نيست بلکه يک استراتژي است که روي رفتار غلط کودک شما متمرکز نميشود بلکه روي واکنش شما تمرکز دارد. اگر اين برنامه 60 ثانيهاي را به کار ببريد به نتايج مطلوبي دست پيدا خواهيد کرد. شما مي توانيد خود را کنترل کنيد و کودک شما مي داند که چه توقعي از او داريد. 6 مرحله ساده اين برنامه از اين قرار مي باشد:
تا10ثانيه سريع اقدام کنيد:
اولين اقدام شما بايد اين باشد که رژ لب را برداريد و سريع او را از کنار ميز ببريد، همچنين از برادر و خواهرهايش جدا کنيد. نه اينکه به او امر کنيد دست بردارد و انتظار داشته باشيد وي اطاعت کند. امنيت اولين اقدام است. لذا اگر موقعيت خطر سازي وجود دارد سريع اقدام کنيد. و بايد هر چيزي که ايجاد مشکل مي کند را از فرزند خود دور کنيد. کودک شما احتياج دارد که روي شما و موقعيت تمرکز کند. از اين رو کلوچه يا ديگر چيزها حواس او را پرت مي کنند. کودک خود را از صحنه جرم دور کنيد و خودتان از درهم و برهمي و ريخت و پاش دور شويد، بنابراين کمتر کلافه مي شويد و بعدا احساس پشيماني نمي کنيد.
ثانيه هاي 10تا20 آرام بمانيد:
خود شما مي دانيد که چطور مهماندارهاي هواپيما از شما خواهش مي کنند که ماسک اکسيژن خود را بزنيد، قبل از اينکه به کودک خود کمک کنيد تا ماسک را بزند. رفتار با احساس چيزي مثل اول مراقبت از خود مي باشد. مشکل عصباني بودن نيست بلکه کنترل عصبانيت مهم مي باشد. اين که عهد کنيد عصباني و خشمگين نشويد مشکل مي باشد، شما با اين کار فقط احساس بد خود را فرو مينشانيد. کودکان حتي زماني که پدر و مادر خشم خود را پنهان مي کنند متوجه ميشوند. آنچه که بايد به آن توجه کرد اين است که بايد عصبانيت را محدود کرد. اگر در يک خانواده شلوغ و پر جمعيت بزرگ شده باشيد و هر کسي فرياد مي کشيده مهار احساسات مشکل مي باشد. شما بايد خشم خود را به گونه اي ديگر تخليه کنيد به جاي اينکه با کودک خود دعوا کنيد، مي توانيد با صداي بلند بگوييد آه ه ه ه ه. بدين طريق کودک شما تحقير نمي شود و صداي شما را مي شنود و به شما کمک مي کند که موقعيت را کنترل کنيد. اما اگر بر عکس، شما فرياد بزنيد نمي توانيد آنچه را که مي خواهيد به کودک خود ياد بدهيد. چون که فرزند شما به احساس پر تنش شما توجه مي کند نه به رفتار غلط.
ثانيه هاي20تا30 موقعيت را سنجيدن:
چند ثانيه اي فکر خود را بر روي آنچه اتفاق افتاده متمرکز کنيد. يک دکتر گفته است که من به خاطر مي آورم زماني را که کودک 2 ساله ام به روي ديوارها و کاناپه منزلم با ماژيک بنفش نقاشي کرده بود. کاناپه و ديوارها خراب شده بود، خيلي بر آشفته شدم. از طرف ديگر، پسرم هاج و واج به نظر مي رسيد و از عکس ا لعمل من قلبش شکسته بود. متاسفانه اگر چند لحظه صبر کرده بودم، متوجه مي شدم که فرزندم اين کار را از کتاب داستان کودکان ياد گرفته بود. از ديدگاه او اين يک سعي و تلاش خلاق بوده است. هر چند که آگاه شدن از قصد کودک شما، کاناپه يا هر چيز ديگر را نجات نمي دهد، اما باعث مي شود که دفعه ديگر کودک شما اين کار را تکرار نکند. بايد اتفاق را از آنچه که در گذشته به وقوع پيوسته و آنچه که احتمالا در آينده پيش مي آيد، جدا فرض کنيد و اگر به موقعيت در همان لحظه فکر کنيد، نه اينکه بگوييد اين کار را چند بار تا حالا تکرار کرده، مي توانيد تصميم عاقلانه تري بگيريد. و وقت آن است که ببينيد علت رفتار کودک شما چيست؟ مثلا وقتي کودک 3 ساله اي نق مي زند و بد اخلاقي مي کند، ممکن است گرسنه باشد. يا وقتي فرزند 8 ساله اي درست صبحانه نمي خورد، ممکن است کم خوابي داشته باشد. بنابراين بايد نقش خود را بر آورد کنيد. از خود سوال کنيد، آيا کاري ميتوانم بکنم که ديگر اين رفتار کودک در آينده تکرار نشود، مثلا ايجاد محدوديت هايي يا تغيير برنامه روتين خانواده- به عبارت ديگر به کودک نگوييد چند بار تا حالابه تو گفته ام...؟حتي اگر 100 بار هم به او گفته باشيد (که نگفته ايد) دليل نمي شود که اصلا تکرار کنيد، بلکه بايد به او دوباره و دوباره تذکر بدهيد.
ثانيه هاي 30تا40 با کودک خود صحبت کنيد:
وقتي کودک را به حال خود مي گذاريد به او بگوييد چرا از او مي خواهيد اين کار را نکند،2 يا 3 جمله کافي خواهد بود. هر چه کودک کوچکتر باشد، تعداد کلمات کمتري بايد به کار برد. به او نگاه کنيد. او احتياج دارد که بفهمد، آنچه را که انجام داده اشتباه بوده است و چه کاري صحيح مي باشد. به او بگوييد نبايد روي ديوار چيزي بکشيم بلکه بايد روي تکه کاغذ نقاشي کنيم. يا الآن نبايد کلوچه بخوري چون که زمان شام نزديک است، به جاي آن يک هويج ميل کن. اما اگر کودک اعتراض دارد بعدا با او صحبت کنيد، ممکن است در آن واحد بخواهد از خود دفاع کند و به طور صحيح وارد مکالمه نشود.
ثانيه هاي40-50 با خود بينديشيد که آيا يک پيامد احتياج است يا نه:
خيلي از پدر و مادرها فکر مي کنند تنبيه قلب نظم و انظباط است. اما کارشناسان با اين نظريه مخالف مي باشند. پيامدها در صورتي لازم هستند که رفتار مداوم شما کار ساز نباشد. مثلا 4 يا 5 بار اگر کلوچه را از دست کودک خود بگيريد و بگوييد الان موقع شام است، فايده ندارد، خود او بايد پي به نتيجه کار خود ببرد. يا اگر کودک داخل خانه توپ بازي مي کند، توپ را از او بگيريد، اما او را تنبيه نکنيد و در موقعيتي مناسب با او صحبت کنيد. فقط زماني کودک خود را تنبيه کنيد که اصلا به تذکرات شما توجه نمي کنند يا آنها را ناديده مي گيرند. آنچه که اثر بخش مي باشد اين است که کودک شما نتيجه کار خود را تجربه کند، مثلا بفهمد اگر ديگر بچه ها را بزند، آنها او را به بازي راه نمي دهند. همه اين صحبت ها، نظرات دکترها و کارشناسان بوده است-خود شما مي توانيد نظر دکتر خود را در هر زمينه اي جويا شويد.
ثانيه هاي 50-60 پيامد را تقويت کنيد:
ذهن کودک کاملا منطقي است و اگر پدر و مادر کاري را خودشان انجام ندهند، کودک از آنها پيروي مي کند و با خود مي گويد حالا که پدر و مادرم به آن عمل نمي کنند پس من هم نياز نيست عمل کنم. نظر عوام بر اين عقيده است که قوانين کمتري براي بچه ها قرار دهيم، در عوض قوانين را به مرور تقويت کنيم. کودکان را به گونه اي تهديد کنيد که امکان پذير باشد. مثلا نگوييد اين آخرين کلوچه اي است که مي خوري اين اخرين باري است که در ماه بازي مي کني. اگر به اين گونه رفتار کنيد نه تنها کودک خود را مي رنجانيد بلکه در نهايت صلاحيت خود را زير سوال مي بريد.
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:38 AM
نظرات(0)
چرا معمولاً تمايل داريم که تمام احساسات قلبي، و افکارذهــني خود را با کسي که عميقاً به او اهميت مي دهيم و دوستش مي داريم، در ميان بگذاريم؟ چـرا دوسـت داريم کـه صميمت خود را تا آخرين حد، نسبت به اين افراد ابراز کنيم؟ چرا هيچ راه ثابت شده و قطعي در اين زمينه وجود ندارد؟ به اين دليل که عشق در شکل ها و فرم هاي مختلفي بروز مي کند، تمام انسان ها با يکديگر متفاوت هستند، عشق را به طرق مختلف ابراز کرده و دريافت مي دارند، هيچ کس نمي تواند به طور کامل کليه روش هاي عشق ورزي را فرا بگيرد، به همين دليل هيچ کارشناس کارکشته اي در اين زمينه وجود ندارد؛ اما به هر حال همه ما در زندگي روزمره خود انواع جديد آن را تجربه مي کنيم. پس مي توان گفت که تک تک ما به نوعي جزء دانش آموزان کلاس عشق به شمار مي رويم. ابراز صميمت تنها به گفتگو و برقراري رابطه با همسرتان باز مي گردد، به گونه اي که با صداقت کامل احساسات خود را با او در ميان بگذاريد و هيچ گاه قضاوت اشتباهي در مورد شريک زندگي خود نکنيد. لازم به ذکر است که احساسات هم مي توانند خوب باشند هم مي توانند بد باشند، مي توانند سازنده و يا ناسالم باشند، اما همانند چاقو که هم مي توان از آن در آشپزي استفاده کرد و هم مي توان با آن آدم کشت، بايد در مسير مناسب از آنها بهره گرفت. به عبارت ديگر، روشي که شما از طريق آن احساسات خود را به نمايش گذاشته و آنها را به طرف مقابل انتقال مي دهيد، جزء مواردي است که از اهميت بسيار بالايي برخوردار مي باشد. شيوه اول: صادقانه در کنار هم بنشينيد و در مورد موضوعات مختلفي که هر يک دوست دارد در مورد آن کمي آشکار تر صحبت کند، مانند: احساسات، افکار، ترس ها و غيره با هم به گفتگو بپردازيد. اگر مي خواهيد در نهايت به نتيجه دلخواه برسيد، هر دو طرف بايد در بحث شرکت فعال داشته باشند. شيوه دوم: به هم قول بدهيد که ديگر از اين به بعد زمانيکه مي خواستيد در مورد مسائل مختلف صحبت کنيد هيچ يک از طرفين قضاوت نسنجيده اي در مورد طرف مقابل از خود ابراز نکند. به عبارت ديگر هيچ کس حق ندارد به ديگري بگويد که احساسات و ترس هاي تو در مورد مسائل مختلف مزخرف و احمقانه است. بلکه با روي خوش بايد آنها را بپذيرد. اگر شما دائما بخواهيد شريکتان را قضاوت کنيد، آنوفقت طرف مقابل سرخورده شده و ترجيح مي دهد که احساساتش را با شما در ميان نگذارد و نهايتا به هيچ کجا نمي رسيد و در همان موقعيت اوليه باقي خواهيد ماند. شيوه سوم: فکر مي کنم آسان ترين جايي که مي توان بحث را شروع کرد، صحبت کردن در مورد آمال و آرزوهاي ذهني است. شما صحبت کردن با هر کسي را مي توانيد با بيان آرزوهايتان شروع کنيد، فقط کافي است جايي را براي شروع پيدا کنيد. دقت داشته باشيد که اين امر نيازمند گذشت زمان و اندکي تلاش مي باشد، پس دست به دست هم دهيد و يکديگر را آماده کنيد. گاهي اوقات اتفاق مي افتد که شريکتان ساکت مي ماند و ترجيح مي دهد که چيزي به زبان نياورد، اما شما صبور باشيد، موقعيت هايي هستند که در آن افراد ترجيح مي دهند در مورد موضوع مشخصي در آن زمان مشخص، صحبت نکنند اما با گذشت زمان خودشان با روي باز از قضيه استقبال کرده و در مورد آن با شما به گفتگو مي نشينند. شيوه چهارم: در عين حال بايد هميشه به خاطر داشته باشيد که ما احساسات خود را تنها با کساني در ميان مي گذاريم که ما را احمق تصور نمي کنند و در حين گفتگو، احساس آرامش به ما مي دهند. براي صحبت کردن، بايد محيط آرامي را به وجود آوريد که شريکتان در آن احساس راحتي کند و بدون هيچ محدوديتي بتواند به احساسات شما گوش دهد و عواطف خودش را نيز با شما در ميان بگذارد و در عين حال از انجام چنين کاري لذت ببرد. مراقب رفتار و حرکات دست و بدن خود باشيد! به راحتي مي توان دريافت که چه زمان طرف مقابل به شما گوش نمي دهد و به احساساتتان توجهي ندارد.
مي دانـيـد چـرا؟ اين امر جزء پرسش هايي بوده که من به شخصه، تا کنون بارها و بارها از خودم سوال کرده ام.
من احساس مي کنم که تمام اين واکنش ها را تنها به اين خاطر انجام مي دهيم، چرا که دوست داريم طرف مقابل نيز يک چنين کارهايي را در قبال ما انجام دهد؛ براي اينکه در اعماق قلب خود عشق، عاطفه، و مهرباني آنها را طلب مي کنيم به همين دليل از اعماق وجود خود به آنها عشق مي ورزيم. هر کسي دوست دارد که مورد عشق و علاقه و احترام ديگران قرار بگيرد! و من احساس مي کنم که هيچ اشکالي وجود ندارد که در ازاي عشق ورزيدن به ديگري انتظار دريافت عشق داشته باشيم.
روش درست اين است که شريک زندگيتان نه تنها معني کلمه هايي را که به زبان مي آوريد، متوجه مي شود، بلکه با اين روش او معناي چيزهايي که در ذهن داريد اما به زبان نمي آوريد را نيز از روي حرکات بدن و حالات صورتتان متوجه مي شود.
بنابراين ابراز صميميت در بيان احساسات، افکار، عقايد، ايده ها، ترس ها، اميدها و آرزوها خلاصه مي شود. با اين روش خود واقعي مان را به کسي که برايش ارزش و اهميت بسيار زيادي قائل هستيم، نشان مي دهيم. مي توانيد از اينجا شروع کنيد:
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:36 AM
نظرات(0)
امروز مي خواهيم يک نکته بسيار ساده درمورد اعتماد به نفس برايتان عنوان کنيم که نه تنها روي اعتماد به نفس دروني شما تاثير مي گذارد، بلکه باعث مي شود بقيه هم شما را فردي با اعتماد به نفس بيشتر ببينند. اين تغيير کوچک در رفتارتان اگر بطور مداوم مورد استفاده قرار گيرد، تاثير شگرفي روي زندگيتان خواهد گذاشت، گرچه ساده ترين نکته اي است که بتوانيد تصور کنيد: چانه تان را بالا بگيريد. حالا براي لحظه اي از جلوي آينه کنار برويد و ژستتان را طوري تنظيم کنيد که چانه تان خيلي بالاتر از حد نرمال قرار گيرد. درواقع، چانه تان را آنقدر بالا بگيريد که باعث شود کمي ژستتان ناشيانه به نظر برسد (بعداً برايتان توضيح مي دهم که چرا چنين حسي داريد). حالا برويد و جلوي آينه بايستيد و خودتان را با اين ژست جديد برانداز کنيد. ببينيد که چقدر آن کسي که در آينه مي بينيد با اعتماد به نفس به نظر مي رسد. مطمئناً اين ژست با ژست قبليتان تفاوت زيادي دارد، درست است؟ وقتي اعتماد به نفس نداشته باشيم ناخودآگاه چانه مان را کمي پايين تر از حد نرمال مي گيريم. اين کار بعد از مدتي شکل عادت به خود مي گيرد و ژست طبيعي صورتمان مي شود. به خاطر اين عادت است که وقتي براي بار اول چانه تان را خيلي بالا نگه مي داريد احساس ناشي بودن بهتان دست مي دهد. اما دليل آن فقط اين است که به آن عادت نداريد، همين. بالا نگه داشت چانه دو تاثير خيلي قوي دارد: 1. به ديگران نشان مي دهد که اعتماد به نفس بالايي داريد و براي خودتان احترام زيادي قائليد. اما چطور يک بالا نگه داشتن ساده چانه چنين تصوري در اطرافيان ايجاد مي کند؟ داستان آن دراز است اما بيشتر به خاطر سمبل هايي است که ما بعنوان برخي انواع رفتار و شخصيت در ذهنمان داريم. نکته آخر اين است که همه آنهايي که اعتماد به نفس بالايي دارند، چانه هايشان را بالا مي گيرند. و اين هيچ استثنايي ندارد. 2. بالا نگه داشتن چانه باعث مي شود احساس اعتماد به نفس بيشتري کنيد. اين يک مفهوم روانشناسي از مکتب رفتارگرايي است. اين يک واقعيت شناخته شده روانشناسي است که برخي رفتارهاي فيزيکي توليدات شيميايي درون مغز را تغيير مي دهند. صاف ايستادن و بالا نگه داشتن چانه دقيقاً چنين رفتاري است و با چنين ژستي از درون احساس اعتماد به نفس بالاتري خواهيد کرد. و اما يک هشدار: دفعات اولي که با اين ژست (يعني صاف ايستادن و چانه را بالا گرفتن) در مجامع عمومي ظاهر مي شويد ممکن است کمي احساس ناشي گري و خامي به شما دست دهد—انگار مي خواهيد خودتان را طوري وانمود کنيد که نيستيد. اين مسئله باعث مي شود که احتمالاً اعتماد به نفستان از زمان عادي هم پايينتر بيايد. اما نگران نباشيد: اين مسئله کاملاً متداول است و براي همه ما پيش مي آيد. نکات بيشتر در رابطه با اعتماد به نفس اعتماد به نفس پايين يکي از مخرب ترين عادات و قالب هاي فکري است که کسي مي تواند داشته باشد. هرچقدر خودتان و توانايي هايتان را براي رسيدن به اهداف مختلف در زندگيتان پايينتر ببينيد، متقاعد کردن ديگران براي خلاف آن سخت تر خواهد بود. 1. به زمان هايي در گذشته فکر کنيد که به خيلي از اهدافتان رسيده بوديد. احساسي که آنزمان داشتيد را به ياد آوريد و همان لذت و رضايت را دوباره تجربه کنيد. 2. از منطقه امنتان بيرون بياييد. گاهي اوقات يک کمي که خودتان را هل بدهيد باعث مي شود آزادي بيشتري احساس کنيد و اين مي تواند کمکتان کند که اعتماد به نفس بيشتري در قسمت هايي که قبلاً نداشتيد به دست آوريد. 3. خودتان را تحسين کنيد. اکثر افراد به اندازه کافي از خودشان تعريف و تمجيد نمي کنند. هرچقدر بيشتر خودتان اينکار را بکنيد، ديگران هم بيشتر تحسينتان مي کنند.
از طرف ديگر، پايين انداختن چانه هميشه نشانه بارز پايين بودن اعتماد به نفس است. و اين ژست نه تنها به ديگران نشان مي دهد که اعتماد به نفس پاييني داريد، به ذهن ناخودآگاه خودتان هم اين پيام را مي رساند و باعث مي شود که اعتماد به نفسمان حتي پايينتر هم بيايد.
تاثير دوگانه اين ژست آنرا به يکي از ساده ترين راه ها براي ايجاد اعتماد به نفس دروني و بيروني تبديل مي کند. مشخص است که اين دو تاثير از همديگر هم تغذيه مي کنند و باعث مي شود اعتماد به نفس شما بالا و بالاتر رود.
مهمترين چيزي که بايد درمورد اين ژست به ياد داشته باشيد اين است که هر روز آن را انجام دهيد. تداوم کليد کار است. حتي وقتي تنها هستيد اينکار را تمرين کنيد.
بايد به راهتان ادامه دهيد و بپذيريد که زمان مي برد تا با اين ژست جديدتان خو بگيريد و بايد درک کنيد که ممکن است اول کار کمي برايتان سخت باشد. اما بدانيد که اين سختي و ناراحتي خيلي زود وقتي اين ژست جديد برايتان شکل عادت درآمد برطرف مي شود.
يکي از مهمترين و اصلي ترين ويژگي هاي يک فرد براي داشتن يک زندگي خوب و شاد اين است که خود را بالا ببيند و به توانايي هاي خود براي رسيدن به بزرگترين دستاوردها ايمان داشته باشد. هرچقدر بيشتر بتوانيد خودتان را فردي ببينيد که مهارت ها و ويژگي هاي لازم براي رسيدن به آرزوها و اهداف زندگي خود را دارد، ديگران هم بيشتر شما را آنطور مي بينند. و اين مي تواند فرصت هاي زيادي براي خودتان و آينده تان پيش رويتان قرار دهد. در زير به چند نکته براي کمک به بالا بردن اعتماد به نفستان اشاره مي کنيم:
از اين سه نکته استفاده کنيد و اجازه بدهيد که حس اعتماد به نفس بالاتري را تجربه کنيد. بدانيد که شايسته تحسين هستيد، لايق آن اعتماد به نفسيد و موقعيت هاي عالي همه جا منتظر شماست.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:36 AM
نظرات(0)
همانگونه که هدف از تربیت اسلامی، ساختن انسان متعادل است، هدف از ارتباط جرأت مندانه نیز ارتباطی بر مبنای اعتدال و به دور از افراط و تفریط است، ارتباطی که حد وسط برخورد منفعلانه و پرخاشگر است.
● تعریف جرأت ورزی: جرأت ورزی یعنی توانایی بیان افکار، احساسات و عقاید خود به شکل مستقیم، صادقانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود و دیگران صدمه نرسانیم.
● انواع رفتار جرأت مندانه ۱) ردّ جرأت مندانه: ۲) درخواست جرأتمندانه: ۳) بیان جرأتمندانه:
● هدف های جرأتمندی در مهارت جرأت مندی، هدف تغییر خود ماست، نه دیگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود را ابراز کنیم و از آسیب های احتمالی در امان بمانیم. البته در بعضی مواقع ممکن است به هدفی که میخواهیم دست نیابیم ولی از این که توانستهایم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا کنیم، حس نشاط و اعتماد به نفس بیشتر در ما تقویت میشود. مواردی که رفتار جرأت مندانه توصیه نمیشود: ۱) زمانی که در موقعیت خطرناکی قرار داریم. مثلاً زمانی که شاهد صحنه تصادف در خیابان هستیم و از ما میخواهند مجروحان را به مرکز درمانی برسانیم، رد جرأت مندانه میتواند بسیار خطرساز باشد.
● مهارت هایی برای ابراز جرأتمندی برای عینی تر کردن کاربرد مهارت ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی دعوت میکند که اصلاً دیگران و آن خانه را نمی شناسیم، در این صورت میتوانیم از روش های بیان جرأت مندانه زیر استفاده کنیم: ۱) «نه» گفتن: ۲) تغییر دادن موضوع: ۳) دلیل آوردن: ۴) بیان موضوع در قالب شوخی: ۵) پافشاری و اصرار در رد درخواست: ۶) دور شدن از موقعیت: ۷) ابراز همدلی: ۸) پیدا کردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل: ۹) معذرت خواهی: ۱۰) تشکر و قدردانی: نویسنده: امیرمحمد کاکیا منبع: روزنامه اطلاعات
افرادی که از جرأت ورزی بیبهرهاند، نمیتوانند از خودشان دفاع کنند، غالباً در برخورد با دیگران منفعل، پشیمان و ترسو هستند، به نیازها و خواسته های خود اهمیت نمی دهند و از خواسته و نظر دیگران تبعیت میکنند.
افراد با برخورد پرخاشگرانه از حقوق خود دفاع میکنند، اما به شیوهای خصمانه سعی میکنند نیازها و خواسته های خود را از طریق غالب شدن، توهین و تحقیر دیگران برآورده کنند و به حقوق و خواسته دیگران اهمیت نمیدهند. این افراد بعد از مدتی خود را از دیگران بیگانه میکنند و در جزیره تنهایی و انزوای خود زندانی میشوند، اما افراد با جرأت برای خود و دیگران احترام قائلند، منفعل یا پرخاشگر نیستند و با دیگران مدّبرانه ارتباط برقرار میکنند، نه اجازه میدهند که دیگران از آن ها سوء استفاده کنند و نه خود قصد سوء استفاده دارند. جرأت ورزی موجب خودکار آمدی و خودکنترلی در افراد شده، اعتماد به نفس و عزّت نفس آن ها را تقویت میکند.
جرأت ورزی نیازمند دانش، تدبیر، مذاکره و انعطافپذیری است. جرأت ورزی، هم از مهارت های مقابله با خشم محسوب شده و هم بهترین روش ارتباط رضایت بخش با دیگران است.
زمانی که با درخواست های نادرست و نامعقول دیگران مواجه میشویم، میتوانیم با روش ردّ قاطعانه(جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفی بدهیم.
از این روش در مواقعی که نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستیم، استفاده میکنیم.
از این روش برای بیان احساس و افکار خود در تقدیر و تشکر از دیگران استفاده میکنیم.
۲) زمانی که طرف مقابل ما در شرایط روحی مناسبی قرار ندارد. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد نانوایی شده و خارج از نوبت نان را برمیدارد، در این جا درخواست جرأت مندانه به عمق مشکل میافزاید.
۳) زمانی که دیگران میخواهند با رفتارشان ما را تحریک کنند. مثلاً شخصی که در حال کشیدن سیگار است، میخواهد درباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند.
ـ نه نمیآیم.
ـ من اهل این گونه میهمانی ها نیستم.
ـ نه حتماً باید بروم منزل.
ـ در این روش، موضوع صحبت را عوض میکنیم.
ـ راستی فیلم دیشب را دیدی؟
ـ فردا امتحان داریم؟
ـ لباسی که خریدی، خیلی زیباست!
ـ رفتن به خانهای که نمیشناسم را اصلاً درست نمیدانم.
ـ دلیلی ندارد به جایی بروم که راضی نیستم.
ـ روحیهام دراین جور میهمانی ها ضعیف میشود.
ـ من هنوز بچهام، بزرگ نشدهام.
ـ من شب ها زود خوابم میبرد.
ـ گفتم که اهل رفت و آمد با غریبه ها نیستم.
ـ دیگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمیآیم.
ـ در مواقعی که میبینیم شخصی خیلی اصرار میکند، بهتر است از آن محل و موقعیت دور شویم.
ـ شاید دلت میخواست که من با شما بیایم، این موضوع را میفهمم ولی متأسفانه در اینگونه میهمانی ها شرکت نمیکنم.
ـ موافقید جایی غیر از میهمانی برویم که شما هم دوست داشته باشید؟
ـ با عرض پوزش به هیچ وجه نمیآیم، امیدوارم مرا ببخشید.
ـ لطف کردید مرا به میهمانی دعوت کردید، ولی من دوست ندارم و نمی آیم.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:34 AM
نظرات(0)
بي حوصلگي مي تواند همه روزتان را خراب کند. براي غلبه بر ناراحتي و بي حوصلگي از چه تکنيک هايي استفاده مي کنيد؟ ما به شما توصيه مي کنيم که ليستي از کارهايي که در مواقع بيحوصلگي به بهبود روحيه تان کمک ميکند، جمع آوري نماييد. در زير يک نمونه از اين ليست راب رايتان آورده ايم. 1. چيزي يا کسي که خوشحالتان مي کند را به خاطر آوريد و درمورد آن خيالپردازي کنيد. مي تواند کسي باشد که دوستش داريد يا يک سفر يا محل خاص که بوده ايد يا مي خواهيد برويد. من خودم نشستن در ساحل اقيانوس و گوش دادن به موسيقي را خيلي دوست دارم. چند سال پيش به همراه دخترم در چنين محلي بوديم که چندين روز در آنجا به اتفاق هم غروب خورشيد را تماشا کرديم. کافه هاي کنار ساحل موسيقي هاي خيلي خوبي هم اجرا مي کردند. اين محلي است که من بارها در خيالم يادش را زنده کرده ام. 2. چيزي يا کسي را پيدا کنيد که از او ممنون و سپاسگذاريد و بعد از قدرشناسي را به خودتان يا به او ابراز کنيد. چه چيز باعث مي شود که يک روز عادي به يک روز خاص تبديل شود؟ تماشاي غروب خورشيد، اسکي کردن در کوهها يا تشخيص سلامت جسميتان توسط پزشک؟ کمي به دور و برتان نگاه کنيد. 3. به چيزهايي که ناديده مي گرفتيد، دقت کنيد. آخرين باري که يک کتاب داستان خوب خوانيد کي بود؟ يا آخري باري که کنار شومينه نشستيد يا روغن ماشينتان را عوض کرديد؟ کاري را پيدا کنيد که بايد انجام دهيد و انجامش دهيد. 4. در زمان حال زندگي کنيد. با تمرکز روي فعاليت هايي که بدون فکر انجام مي دهيد، مثل خوردن، حمام کردن، راه رفتن و ... دنيا را تحسين کنيد. حس خوب دوش گرفتن، نرمي زمين زير پايتان را موقع راه رفتن يا آرامش غذاخوردن در سکوت را حس و لمس کنيد. 5. کمي ورزش کنيد. براي پياده روي، دوپرخه سواري يا دويدن برويد. يک مربي ورزش داشتم که براي تغيير حال و هواي خود از توپ هاي بزرگ ورزشي استفاده مي کرد. پريدن روي توپ باعث مي شد که همه چيز را فراموش کرده و ديگر به ناراحتي ها فکر نکند. 6. کمي استراحت کرده و يک فنجان چاي بنوشيد. 15 دقيقه در آرامش بنشينيد. ذهنتان را از همه چيز خالي کنيد. اکثر اوقات سکوت براي عوض کردن روحيه تان کافي است. 7. به موسيقي شد گوش کنيد. موسيقي شاد همشه خنده روي لبهاي من مي آورد. به شما چه نوع موسيقي آرامش مي دهد؟ 8. براي تجديد قوا يک محل خاص پيدا کنيد. نشستن کنار ساحل، رفتن به کوهستان يا جنگل. در تابستان بهترين مکان کنار درياست. من خودم تماشاي امواج دريا را خيلي دوست دارم. رسيدن به گل و گياه هاي باغچه هم خيلي روحيه من را عوض مي کند. 9. به بازي کردن يک بچه نگاه کنيد. ببينيد که چقدر درگير زمان حال هستند و فقط به همان لحظه فکر مي کنند. به آنها ملحق شويد. من اخيراً خانواده اي را به خانه ام دعوت کردم که دو بچه کوچک داشتند. تماشاي اين بچه ها موقع بازي کردن واقعاً حس نشاط به من مي داد. طوري که با خنده هايشان من هم از ته دل مي خنديدم. 10. آهنگ مورد علاقه تان را بخوانيد. من خودم هيچوقت موقع خواندن احساس ناراحتي و بيحوصلگي نمي کنم. منبع : سايت مردمان
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:33 AM
نظرات(0)
شما طبيعتا فرد کنجکاوي هستيد اما تلاش ميکنيد که زياد در کارهاي ديگران دخالت نکنيد اما گاهي نمي توانيد اين احساس را مديريت کنيد و گاهي يک فضولي کوچک در امور خصوصي ديگران ميکنيد اما خوشبختانه اين کار هميشگي نيست. -تصور کنيد که صبح خواب مانده ايد و ديرتان شده است.هنگام خروج از خانه صداي دعواي همسايه را ميشنويد،آيا مي ايستيد تا ببينيد موضوع از چه قرار است؟ بله - خير 2- اگر وارد رستوراني شويد و يکي از دوستان خود را ببينيد که با غريبه اي آنجاست، آيا کنجکاو مي شويد که غريبه چه کسي است؟ بله - خير 3- با دوستتان مشغول مکالمه تلفني هستيد که مجبور مي شويد مدتي منتظر بمانيد تا او به مکالمه ديگري پاسخ دهد،وقتي برميگردد از او مي پرسيد که با چه کسي صحبت مي کرد؟ بله - خير 4- به منزل دوستتان رفته ايد و او براي انجام کاري از اتاق خارج مي شود نامه اي را روي ميز او ميبينيد آيا نگاهي به متن آن مي اندازيد؟ بله - خير 5- اگر رمز عبور شناسه دوستانتان را داشته باشيد آيا سري به ايميل هاي آنها ميزنيد؟ بله - خير 6- در اتوبوس يا تاکسي نشسته ايد و فرد کناري شما مشغول مطالعه روزنامه يا کتابي است در اين شرايط چه ميکنيد؟ - مستقيما به آنچه او مطالعه ميکند خيره شده و شما هم همراه او مطالعه ميکنيد. 7- اگر شما بدانيد يکي از آشنايان رازي دارد چه ميکنيد؟ - هرطور شده سعي ميکنيد سر از کار او درآوريد. 8- اگر جايي دعوا يا تصادفي شده باشد، آيا نزديک مي شويد تا بدانيد موضوع از چه قرار است؟ بله - خیر 9- آيا تا به حال کيف ديگران را بدون اجازه شان جستجو کرده ايد؟ بله - خیر 10- آيا معمولا درباره قيمت و محل خريد دوستانتان پرس و جو مي کنيد؟ بله - خیر جمع بندي امتيازات : براي هر جواب (بله -10 )امتياز و جوابهاي (خير-0)امتياز منظور فرماييد.
ارزيابي
اگر جمع امتيازات شما از (0تا30)باشد: شما اساسا اهل دخالت و فضولي در کار ديگران نيستيد و اين ويژگي امتياز بزرگي براي شما محسوب مي شود. مسايل خصوصي ديگران باري شما جالب نيست و به خودتان اجازه نميدهيد که به مسايل خصوصي ديگران وارد شويد.شما به ديگران احترام ميگذاريد و در موردد مسايلي که به شما ارتباطي ندارد کنجکاوي به خرج نمي دهيد دوستان و نزديکان شما به بهانه اين ويژگي که درشخصيت شما جاري است به شما اطمينان زيادي دارند شما به سبب همين خصلت از احترام و محبوبيت شايسته اي در اجتماع برخوردار هستيد. اگر جمع امتيازات شما از (35تا70)باشد : شما طبيعتا فرد کنجکاوي هستيد اما تلاش ميکنيد که زياد در کارهاي ديگران دخالت نکنيد اما گاهي نمي توانيد اين احساس را مديريت کنيد و گاهي يک فضولي کوچک در امور خصوصي ديگران ميکنيد اما خوشبختانه اين کار هميشگي نيست. زياده روي در کنجکاوي تبديل به فضولي ميشود و اين مهم شما را گاهي دچار درد سر ميکند و مردم دوست ندارند که کسي در کارهاي خصوصي آنان دخالت کند. يادتان باشد اگر شما به عنوان فردي فضول در جمع دوستان و آشنايانتان معروف نشده ايد احتمال اينکه در آينده چنين لقبي به شما بدهند وجود دارد، مراقب باشيد! اگر جمع امتيازات شما از (75تا100)باشد : شما بسيار مشتاق هستيد که همه چيز را درباره همه کس بدانيد و براي اين کار هرچه از دستتان بربيايد انجام مي دهيد. شما از آن گروه افراد هستيد که هميشه مراقب ديگران هستند، فال گوش مي ايستند و حتي بعضي مواقع مستقيما از ديگران درباره مسايل خصوصي شان سوال مي کنند. روانشناسان کنجکاوي را کودکي هاي فضول مي دانند. به ياد داشته باشيد که کنجکاوي براي دستيابي به آگاهي عالي است. اما فضولي....؟
- گاهي نگاهي دزدکي مي کنيد تا ببينيد او چه چيزي مطالعه ميکند.
- کاملا بي تفاوت رفتار ميکنيد
- اگر صحبتي درباره آن پيش بيايد، کنجکاو ميشويد.
- فکر ميکنيد راز يک مساله خصوصي است و ارتباطي به هيچ کس ندارد.
-
شنبه 29 اسفند 1388
6:33 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



