بيشفعالي يك بيماري نوروبيولوژيك پيچيده مغز است كه بعد از 3 سالگي خود را به خوبي نشان ميدهد. اگرچه مختص سنين كودكي نيست ولي در اين سنين شايعتر است و اغلب به علت مراجعه ديرهنگام، دير تشخيص داده ميشود.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
5:27 AM
نظرات(0)
دانشمندان آمريكايي توانستهاند با دستكاري ژنتيكي موشهاي آزمايشگاهي در آنها علائم بيماري شيزوفرني (روان گسيختگي) ايجاد كنند. اما تحقيق جديد كه براساس تغييرات ژنتيكي بوده، نكات تازهاي را در مورد شيزوفرني (اسكيزوفرني) به دانشمندان ارائه كرده است. نتيجه تحقيق دانشگاه جان هاپكينز آمريكا در نشريه "فرهنگستان ملي علوم آمريكا" منتشر شده است. دانشمندان جان هاپكينز در جريان تازهترين تحقيق خود ژن موسوم به "ديسك يك" ( ,(DISC-1را به عنوان يكي از عوامل دخيل در بروز اين بيماري نام بردهاند. اين ژن با توليد نوعي پروتئين، به سلولهاي عصبي كمك ميكند موقعيت درست خود در مغز را پيدا كنند. اين گروه از دانشمندان قادر بودهاند در شرايط آزمايشگاهي موشهايي را پرورش دهند كه ژن "ديسك يك" در آنها معيوب بوده است. از آنجا كه بروز شيزوفرني دلايل متفاوت و متعددي دارد ايجاد اين بيماري در حيوانات آزمايشگاهي دشوار بوده است. رفتار اين موشها هر چه پيرتر ميشدند پريشانتر ميشد، توانايي يافتن مواد غذايي مخفي را كمتر داشتند و مثل موشهاي سالم قادر به شنا كردن نبودند. اين رفتارها حاكي از بيش فعالي، كاهش حس بويايي و همدردي است كه در بيماران شيزوفرني مشاهده ميشود. همچنين عكسبرداري از مغز اين موش نشان داد كه مانند بيماران شيزوفرني در ساختمان مغز آنها اختلالاتي به وجود آمده است. پرفسور "آكيرا ساوا" از دانشگاه جان هاپكينز ميگويد علائم در موشهاي آزمايشگاهي به بدي علائم در انسانهاي بيمار نبوده چون براي بروز علائم باليني شيزوفرني بيشتر از يك ژن دخيل است. وي گفت: " تحقيق جديد به دانشمندان كمك خواهد كرد نقاط مبهم در شناخت شيزوفرني را بهتر درك كنند."
--------------------------------------------------------------------------------
به گزارش روز شنبه پايگاه اينترنتي ساينس ديلي، دانشمندان در تحقيقات قبلي با استفاده از دارو توانسته بودند علائم فيزيكي و رفتاري اين بيماري، مانند توهم و پارانويا، را در موشها به وجود آوردند.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
5:07 AM
نظرات(0)
در ساختمان بافتي تارچه هاي ماهيچه اي در هر ساركومر دو نوع ميوفيلامان (ميوفيلامنت) قطور و نازك وجود دارد. تركيب شدن و جا به جا شدن پروتئين هايي كه در اين ميوفيلامان ها وجود دارند ، اساس مولكولي انقباض ماهيچه اي و كوتاه شدن ساركومرها را تشكيل مي دهند. هر يك از ميوفيلامان هاي قطور كه در بخش مياني ساركومر قرار دارند از صدها مولكول پروتئيني به نام ميوزين ساخته شده اند. هر مولكول ميوزين شبيه ميله ي نازكي با يك سر كروي است كه با زاويه ي خاصي به صورت يك پل عرضي به يك ميوفيلامان نازك مي چسبد. ميوفيلامان هاي نازك داراي سه نوع پروتئين اند:پروتئين اصلي آن ها اكتين نام دارد كه مولكول هاي آن كروي و كوچك بوده ، به صورت يك زنجيره ي دوتايي قرار گرفته اند. دو پروتئين ديگر تروپوميوزين(
(Tropomyosin
و تروپونين(
Troponin
) نام دارند. تروپوميوزين به صورت مولكول هاي دراز و رشته اي است و هر يك از اين مولكول ها روي چند مولكول اكتين را مي پوشاند. مولكول هاي تروپونين كه در طول رشته هاي تروپوميوزين چسبيده اند ، با يون هاي كلسيم ميل تركيبي شديد دارند و اتصال آن ها با يون هاي كلسيم باعث شروع مكانيسم مولكولي انقباض مي شود.
در حال استراحت ماهيچه ، مجموعه ي مولكول هاي تروپوميوزين و تروپونين از تركيب مولكول هاي اكتين و ميوزين جلوگيري مي كنند. اگر كلسيم بر تروپونين اثر كند ، تغييري در آرايش مولكول ها پديد مي آيد كه باعث اتصال و انفصال متناوب پل هاي عرضي مولكول هاي ميوزين به مولكول هاي اكتين و لغزاندن ميوفيلامان هاي نازك بر روي ميوفيلامان هاي قطور مي شود. به اين ترتيب كه سرهاي فعال مولكول هاي ميوزين با زاويه ي معيني به مولكول هاي اكتين چسبيده و آن ها را مانند يك چرخ دندانه دار جابه جا مي كنند.اين تغييرات باعث كوتاه شدن ساركومرها و نزديك شدن خطوط
Z
به يكديگر و در نتيجه كوتاه شدن طول ماهيچه مي شود. در هنگام انقباض ماهيچه پل هاي عرضي ميوفيلامان هاي قطور پس از اتصال به ميوفيلامان هاي نازك و حركت دادن آن ها از ميوفيلامان هاي نازك جدا شده و دوباره در نقطه ي دورتري به آن متصل مي شوند. انرژي لازم براي اين جابه جايي از مصرف
ATP
به وسيله ي سر فعال ميوزين حاصل مي شود.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
5:04 AM
نظرات(0)
غشا در ابتدا دیواره ساده ای بود که سلول را از محیط اطرافش جدا میکرد، اما به مرور زمان تکامل پیدا کرد. بر روی سطح غشا تعداد زیادی گیرنده برای مواد مختلف ایجاد شده است.
در سلولهای گیاهی، یک جدار سخت اطراف سلول را فرا گرفته است. این جداره باعث استحکام بیشتر سلول میشود.
بیشتر اجزای سلول در این قسمت قرار دارند. برای این که کارها درست انجام شود، آنها مدام به هم پیام میفرستند.
هسته مرکز کنترل تمام فعالیتهای درون سلول است. تمام اطلاعات ژنتیکی در این بخش ذخیره شده اند.
سلول هر روز مواد مختلف را به درون سیتوپلاسم خود میبرد و مواد زائد را به بیرون میفرستد. فکر میکنید این کار چطور انجام میشود؟
مهم ترین هدف هر سلول، ادامه بقا است. سلول باید بتواند اطلاعات ژنتیکی خود را با نسخه برداری از DNA به نسل بعدی منتقل کند.
سلولها به دو روش میتوز و میوز تولید مثل میکنند. در این بخش با اهداف و مراحل این دو آشنا میشوید.
سلول مواد غذایی مختلف را به درون میکشد و آنها را به انرژی قابل مصرف تبدیل میکند. به اینجا بروید تا بفهمید این کار چطور انجام میشود.
سلولهای باید با هم ارتباط داشته باشند تا بتوانند فعالیتهای خود را هماهنگ کنند. به نظر میرسد این پیچیده ترین کار یک سلول باشد، نه؟!
هر چه ابزارها و روشها پیشرفت کرد، تصاویر بهتری به دست آمد.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
5:02 AM
نظرات(0)
سي تي اسكن چيست؟
ريشه لغوي
اين شيوه
تصوير برداري در حقيقت به معني تصوير گيري مقطعي و عرضي از اعضاي بدن ميباشد. اما
داراي اسامي مختلفي است كه از آن جمله ميتوان به
CAT مخفف كلمات Computerized Axial Tomography به معني توموگرافي كامپيوتري محوري ميباشد. CTAT مخفف كلمات Computerized trans Axial Tomography به معني توموگرافي كامپيوتري عرضي محوريميباشد. CTR مخفف كلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف كلمات computerized Digital Tomography به معني توموگرافي ديجيتالي كامپيوتري ميباشد. اما نام ترجيحي آن كه در كتابها و كاربردهاي پزشكي بكار ميرود كلمه CT اسكن مخففكلمات computerized tomography scan ميباشد كه كلمه scan اسكن به معني تقطيع كردنو واژه توموگرافي از Tomo به معني برش يا قطعه و graphy به معني شكل و ترسيم است،گرفته شده است. در اصل به معني تصويرگيري از برشهاي قطع شده از يك عضو به صورتكامپيوتري ميباشد.
اگر با يك درخواست سيتي اسكن ، به بخش سيتي اسكن يكبيمارستان مراجعه كرده باشيد، شايد براي شما اين سوال پيش آمده باشد كه فرو رفتن دريك دستگاه تونل مانند و بي حركت ماندن براي مدتي در داخل آن شما را دچار دلهرهميكند يا نه. آيا با توجه به اخبارهاي راديو و تلويزيون راجع به خطرات اشعه ايكسخطري شما را تهديد ميكند يا نه؟ يا اينكه چگونه يك كارشناس راديولوژي بعد از قراردادن شما در داخل دستگاه خود به اتاق ديگري رفته و از پشت يك شيشه بزرگ و يككامپيوتر چه كاري انجام ميدهد و با بلندگو با شما صحبت ميكند؟
تاريخچه
در سال 1917 ميلادي يك رياضيدان
اتريشي به نام رادون
(J.Radon) ثابت كرد كه يك شيئي دو يا سه بعدي را ميتوان باگرفتن بينهايت عكس از آن در جهات مختلف به تصوير كشيد كه پايهاي براي سيتي اسكنمحسوب ميشد. در سال 1956 دانشمندي به نام بارسول (Barcewell) نقشه خورشيدي ازتصاوير شعاعها درست كرد. در سال 1961 الدندرف (oldendorf) و در سال 1963 آلنكورمارك (Allencormarck) انديشههايي از سيتي اسكن را فهميده و مدلهايي در حدآزمايشگاهي ساختهاند. در سال 1968 كول (kuhl) و ادواردز (Edwords) يك دستگاه اسكنمكانيكي براي تصويري از هسته ساختهاند كه موفق بودند. اما نتوانستند كار خود را درحد راديولوژي تشخيصي ، توسعه دهند. تا اينكه در سال 72-1970 اصول رياضي گفته شدهتوسط رياضيدان انگليسي (God feryhaunsfield) بكار گرفته شد و توانست يك دستگاهسيتي اسكن را بسازد و جهت مصرف باليني معرفي كند. در سال 1979 جايزه نوبل بطورمشترك به پروفسور آلن كورمارك و گاد فري هانسفيلد تعلق گرفت.
سير تحولي و رشد
مانند تمام رشتههاي تصوير
گيري پزشكي (راديولوژي) دستگاههاي سيتي اسكن بطور مداوم تغيير كرده و بوسيله
كارخانهها و سازندگان مختلف پيش رفته است. دستگاه اوليه كه بوسيله هانسفيلد و توسط
شركت
EMI ساخته شده بود، فقط براي ارزيابي مغز طراحي شده بود، كه دستگاه نسل اول يا EMI نام داشت. مدت زمان كوتاهي نگذشت كه نسل دوم دستگاههاي سيتي اسكن با امكاناتبيشتر به بازار آمد و نسل سوم اين دستگاهها با امكاناتي از جمله كم شدن زمان تصويرگيري معرفي شد. هم اكنون نسل چهارم با سرعت خيلي بالا و امكانات بهينه و نتايجعالي موجود ميباشد.
ساختمان يك دستگاه سيتي
اسكن
يك دستگاه اسكن توموگرافي كامپيوتري از يك ميز براي قرار
گرفتن بدن بيمار ، يك گانتري كه سر بيمار در آن قرار ميگيرد، يك منبع توليد اشعه
ايكس ، سيستمي براي آشكار كردن تشعشع خارج شده از بدن ، يك ژنراتور اشعه ايكس ، يك
كامپيوتر براي بازسازي تصوير و كنسول عملياتي كه تكنولوژيست راديولوژي بر آن قرار
ميگيرد، تشكيل شده است
.
اصول كار دستگاه سيتي
اسكن
پس از اينكه بدن بيمار بر روي ميز و سر آن در گانتري قرار
گرفت و شرايط دستگاه بر حسب ناحيه مورد تصوير برداري تنظيم شد، يك دسته پرتو ايكس
توسط كوليماتور (محدودكننده دسته اشعه) به صورت يك باريكه در آمده و از بدن بيمار
رد ميشود (پالس ميشود). مقداري از انرژي اشعه هنگام عبور از بدن جذب و باقيمانده
اشعه با عنوان پرتو خروجي كه از بدن بيمار عبور ميكند توسط آشكار سازي كه مقابل
دسته پرتو ايكس قرار دارد، اندازه گيري شده و بعد از تبديل به زبان كامپيوتري در
حافظه كامپيوتر ذخيره ميشود. بلافاصله پس از اينكه اولين پالس اشعه بطرف بيمار
فرستاده و اندازهگيري شد و لامپ اشعه ايكس يك حركت چرخشي بسيار كم انجام داد، دسته
پرتو ايكس دوباره پالس شده ، مجددا اندازهگيري ميشود و در حافظه كامپيوتر ذخيره
ميگردد
.
اين مرحله چند صد يا چند هزار بار بسته به نوع دستگاه تكرارميشود تا تمام اطلاعات مربوط به عضو مورد نظر در حافظه كامپيوتر ذخيره شود. كامپيوتر ميزان اشعهاي را كه هر حجم معيني از بافت جذب ميكند، اندازه گيريميكند. اين حجم بافتي را واكسل (Voxel) مينامند كه مشابه چند ميليمتر مكعب ازبافت بدن ميباشد. در سي تي اسكن يك لايه مقطعي از بدن به اين واكسلهاي ريز تقسيمميشود، كه با توجه به مقدار جذب اشعهاي كه توسط هر كدام از اين واكسلها صورتميگيرد، يك شماره نسبت داده ميشود. اين شمارهها نيز بر روي تصوير كه بر صفحهتلويزيون مانند كامپيوتر ميافتد، يك چگالي با معيار خاكستري (از سفيد تاسياه) اختصاص داده ميشود.
نمايش هر كدام از واكسلها را بر روي مونيتور يك پيكسل (Pixl) ميگويند. يعني واكسلها حجم سه بعدي و پيكسلها دو بعدي ميباشند و هر چهتعداد پيكسلها بر روي مونيتور بيشتر باشد تصوير واضحتر و قابل تفكيكتر است. اعدادي كه با توجه به مقدار جذب اشعه به هر بافت اختصاص داده ميشود، را اعداد سيتي يا اعداد هانسفيلد مينامند. بطور مثال بافت چربي كمتر از بافت عضلاني و بافتعضلاني كمتر از بافت استخواني اشعه را جذب ميكند. بنابراين بطور مثال استخوان 400+ ، آب صفر و چربي 50 و هوا 500 ميباشد كه هر چه مقدار اين اعداد كمتر باشد، بر رويفيلم سيتي اسكن آن قسمت طبق معيار خاكستري بيشتر به سمت سياهي تمايل دارد و برعكسهرچه عدد سي تي مثل استخوان بالا باشد تصوير به سمت سفيدي تمايل دارد. گاهي برايمشخص تر شدن اعضايي كه داراي چگالي شبيه به هم هستند از مواد كنتراست زا استفادهميشود كه تفاوت را به خوبي مشخص كند.
كاربرد
تشخيص
بيماريهاي مغز و اعصاب
چون سي تي اسكن
ميتواند تفاوت بين خون تازه و كهنه را به تصوير بكشد، به همين دليل براي نشان دادن
موارد اورژانس بيماريهاي مغزي بهترين كاربرد را دارد
.
بيمارهاي مادر زادي مانند بزرگي يا كوچكي جمجمه
.
تشخيص تومورهاي داخل جمجمهاي و خارج مغزي
.
خونريزي در قسمتهاي مختلف مغز و
سكتههاي مغزي
.
تشخيص بيماري اعضاي
داخل شكمي مانند كبد ، لوزالمعده ، غدد فوق كليوي
.
بررسي بيماريهاي ريه
.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:59 AM
نظرات(0)
روش مبارزه فیبر غذایی با سرطان فیبر چیست ؟
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:57 AM
نظرات(0)
رشد جنین
در درون رحم در دوران بارداری
جنین در طول بارداری از راه تبادل با
خون
مادر تغذیه میکند، بنابراین رشد جنین
کاملا تابع مادر است
. رژیمغذایی
،
سلامتی
،
بیماری و میزان استراحتی که مادر دوران بارداری دارد، رشد جنین موثر است. مادر
باردار باید تحت نظر مواظبتهای پزشکی قرار گیرد
.
جفت
جفت ، بندناف و مایع آمنیوتیک ، جنین را در دوران داخل رحمی حفظ
میکنند و در رشد و نمو آن دخالت دارند جفت یک شبکه عروقی خونی است که به دیواره
رحم چسبیده است و بوسیله بندناف به
جنین
متصل است. این شبکه خونی با شبکه
دیواره رحم (بدون اینکه خون مادر و جنین با یکدیگر مخلوط شود) مرتبط است و از این
طریق، جنین مواد غذایی لازم برای رشد خود را از ما میگیرد و مواد زاید خود را نیز
از این راه دفع میکند. در حقیقت جفت کار
کلیه
و
کبد
و
دستگاه گوارش
و
ریه
را برای جنین
انجام میدهد و همچنین جفت جنین را از ابتلا به بعضی عفونتهایی که مادر اتفاقا بدان
مبتلا میشود، حفظ میکند
.
کیسه آمینیوتیک
کیسه مایعی است که دور تا دور جنین را احاطه کرده است. هر
چه وزن جنین زیادتر میشود، حجم مایع نیز افزایش مییابد. منشا مایع آمنیوتیک در
اواسط دوران بارداری ، ادرار جنین میباشد. در اواخر دوران بارداری قسمتی از مایع
آمینوتیک بوسیله جنین بلعیده میشود مایع آمینیوتیک با درجه حرارت ثابت ، جنین را
از ضربات و فشارهایی که ممکن است در دوران داخل رحمی برای او پدید آید، حفظ میکند
.
زیرا در آن غوطهور است
.
سه ماه اول دوران بارداری
جنین در پایان هفته چهارم بارداری
قلب جنین در پایان هفته چهارم ضربان
نسبی دارد و
خون
را به تمام قسمتهای جنین میرساند. در
این زمان ،
چشم
،
بینی
و
گوش خارجی
هنوز تشکیل نشده و
دیده نمیشود. تشکیل
دستگاه گوارش
آغاز میشود و جوانههای کوچکی
که در آینده دست و پاها را تشکیل میدهند در این موقع دیده میشوند. در این زمان
اندازه جنین 6 تا 10 میلیمتر میباشد. یعنی به اندازه یک
تخم سیب درختی
.
جنین در پایان هفته هشتم
وزن جنین در حدود یک گرم و طول قد او در حدود 2.5
سانتیمتر است. اندامها شروع به مشخص شدن کردهاند،
بازو
،
آرنج
،
ساعد
، دستها ،
ران
، ساق پاها کم و بیش دیده میشوند. در
این موقع قسمتی که قبلا به شکل دم دیده میشد، از بین میرود
.
جنین در پایان هفته دوازدهم
وزن جنین 30 گرم و طول قد او 7.5 تا 9
میباشد، اندامها کاملا تشکیل شده است. بازوها ، انگشتان ، دستها و پاها کاملا مشخص
شده و تشکیل بافتها آغاز میگردد. گوش خارجی دیده میشود، چشم تقریبا کامل شده ولی
پلکها هنوز بسته است
. ضربانقلب
جنین را با وسایل مخصوص و دقیق
اولتراسوند
تشخیص داد
.
سه ماهه دوم دوران بارداری
سه ماهه اول دوران بارداری زمانی است که انحصار
و اندامهای جنین تشکیل میشوند، در صورتی که در سه ماه دوم اعضا و اندامهای تشکیل
شده نمو کرده و به تدریج تکامل مییابند. در پایان شش ماهگی ، طول قد جنین در حدود
27.5
تا 30 سانتیمتر وزن آن در حدود 600 تا 720 گرم میرسد. پوست بدن جنین در
ماههای پنجم و ششم تقریبا رنگ قرمز دارد و در این زمان است که به تدریج
غدد چربی پوست
، ترشح چربی کرده و با
سلولهای مرده پوست تشکیل ماده سفید رنگی (پنیری شکل) را میدهد که پوست جنین را
میپوشاند و عمل حفاظت پوست را خواهد داشت در این موقع پلکها از هم جدا
شده و
مژههای جنین نیز تشکیل گردیده است
.
در ششمین ماه دوران بارداری ، رحم مادر
بقدری بزرگ میشود که انتهای فوقانی آن را در بالای
ناف
او میتوان لمس کرد در این زمان مادر
حرکات جنین خود را حس میکند. ولی حرکاتی را که قبل از این زمان حس میکرده است
بیشتر مربوط به حرکات دستگاه گوارش خود او بوده و مربوط به حرکات جنین نبوده است
.
اغلب از اواخر پنجمین ماه بارداری است که مادر ممکن است وزن اضافه نماید و حتی در
هر هفته در حدود 500 گرم بر وزنش اضافه شود. در این زمان است که او باید مواظب باشد
که بیش از معمول اضافه نگردد
.
سه ماهه آخر دوران بارداری
در خلال سه ماهه آخر دوران بارداری وزن مادر
نباید بیش از معمول زیاد شود. اضافه وزن مادر در تمام
دوران حاملگی
نباید از 11 کیلوگرم زیادتر
گردد که 3.5 کیلو گرم آن خود جنین است. در این دوران است که انقباضهای
رحم
زیادتر خواهد شد و این انقباضات معمولا
بدون درد است و سبب میشود که رحم گشاد شود. تا جنین در حال رشد را در خود جا
میدهد. در حدود 10 تا 14 روز قبل از
زایمان
سر جنین به داخل لکن نزول پیدا
میکند و این تغییر وضع سبب راحتی مادر میگردد زیرا دیگر رحم به پرده دیافراگم و
ریه
مادر فشار نخواهد
آورد
.
در این زمان گهگاه دردهایی شبیه درد زایمان ولی نه چندان شدید احساس
میکند. در سه ماه آخر دوران بارداری ، جنین از مادر خود ، از راه جریان خون جفت ،
مادهای به نام
پادتن
دریافت میدارد. که
نوزاد
را برای مدتی در مقابل بعضی از
بیماریها مانند
سرخک
،
سرخچه
،
مخملک
،
آنفولانزا
و حتی بیماریهای ویروسی مثل
سرماخوردگی
محفوظ و مصون میدارد. اگر مادری
در ماههای آخر دوران بارداری در مقابل بعضی از بیماریها واکسینه شود، مصونیت نسبی
در نوزاد بوجود آمد. پادتن نیز از راه
آغوز
و حتی از طریق
شیر مادر
نیز به کودک میرسد. و این مصونیت
نسبی در کودک وجود دارد تا زمانی که به کودک
واکسن
زده شود
.
هفته 6
اولين ضربان قلب جنين در اين هفته است
.
اندازه جنين در اين هفته 8 تا 10 ميليمتر است به اندازه ناخن انگشت كوچك است
.
هفته 29
كودك در اين هفته تمام فضاي رحم را اشغال مي كند . رشد كودك از اين هفته به بعد كمتر از يك سانتي متر در هفته است . از اين هفته به بعد هفته اي 200 گرم به وزن كودك اضافه مي شود
.
كودك روزانه نيم ليتر ادرار وارد مايع آمنيوتيك مي كندو همچنين از اين هفته شروع به تنظيم دماي بدن خويش مي كند وزن جنين حدود1200 گرم است
.
هفته16
در اين هفته ناخن جنين شروع به رشد كرده . جنين هر 45 تا 60 دقيقه ادرار مي كند جنسيت جنين در اين هفته ممكن است با سونوگرافي مشخص شود وزن جنين 80 گرم و قدش 14 تا16 سانتي متر است.
هفته 31
ناخن كودك در اين هفته به انتهاي انگشت ميرسد لايه چربي زير پوست كاملتر شده وزن جنين هم حدود 1600 گرم است.
از اين هفته به بعد موهاي كركي و ورنيكس (ماده مومي شكل پوشانده بدن كودك) شروع به محو شدن مي كنند.
هفته33:
از اين هفته سورفاكتانت در ريه جنين شروع به ساخت مي كند بنابراين اگر از اين هفته به بعد کودک بدنيا بيايد مشكل كمتري از نظر تنفسي خواهد داشت.
ولي حتما نياز به دستگاه انكوباتور دارد زيرا چربي زير پوستي هنوز كم است وزن جنين 2000 گرم وقدش 41 سانتي متر است.
هفته 39
روده هاي كودك در اين هفته پر از مواد دفعي كه مكونيوم نام دارد مي باشداين مواد به رنگ سبز تيره و چسبناك است در طي 2 هفته اول تولد, كودك ان را دفع مي كند . گاهي در اثر فشار طي زايمان ممكن است اين ماده دفع شود وزن جنين در اين هفته 3250 گرم است.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:54 AM
نظرات(0)
قلب
یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن
و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی
خون
را به سرتاسر بدن تلمبه میکند. در حدود
100000
بار در روز قلب ضربان میزند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام
دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت
پذیرد
.
آناتومی قلب
این عضو مخروطی شکل بصورت کیسهای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل
به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی
ریهها
پنهان شده و سپس توسط
یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب
در یک فرد بزرگسال حدود 6
x9x12
سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها
حدود 250 گرم (یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) میباشد
.
قلب توسط یک دیواره
عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم میشود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و
نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک
تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم میشوند. حفره های بالایی که کوچکتر
و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون میباشند. حفرههای
پایینی که بزرگتر و ضخیمترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء
بدن پمپ میکنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای
راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ
)
كاركرد قلب
کارکرد اصلی قلب , تلمبه کردن خون قرمز و مقادیر فراوانی اکسیژن و مواد غذایی از راه سرخرگهای بزرگ به سرتاسر بدن میباشد وقتی اکسیژن این خون بدست بافتها برداشته شد, سیاهرگها خون فاقد اکسیژن کافی را که به رنگ تیرهتری در آمده است را دوباره به قلب بر میگردانند .
همانگونه که میدانید قلب نوعی تلمبه است. خون به وسیله آن در بدن جریان مییابد و
زندگی را برای جاندار مسیر میسازد. اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا
صد سانتیمتر مکعب خون را در بدن پخش میکند. روزانه حدود 10 هزار لیتر خون به
وسیله این تلمبه در درون رگهای هدایت میشود. در مدت عمر متوسط یک انسان شاید 250
میلیون لیتر خون به وسیله قلب، تلمبه زده شود. طول مدت هر تپش قلب انسان، کمی بیش
از هشتدهم ثانیه است. بنابراین، قلب روزی صدهزار بار میتپد و در فاصله هر یک
تپش به مدتی برابر زمان یک تپش، به استراحت میپردازد. پس قلب روزانه حدود 6 ساعت
آرامش دارد. این که میگوییم «تپش» قلب، مقصودمان بسته و باز شدن آن است؛ یعنی
انقباض و انبساط آن. تلمبه قلب در حالت انقباض (بسته شدن) خون را بیرون میراند؛
اما در حالت انبساط (باز شدن) خون را به درون قلب میکشد. البته گمان نکنید که این
کار به سادگی مثلا باز و بسته شدن مچ دست صورت میگیرد. خیر؛ بلکه انقباض قلب
بهصورت نوعی موج از پایین قلب شروع شده، تا به بالای آن حرکت میکند. اکنون باید
دید عامل این تپش چیست؟ به سخن دیگر، چه چیز سبب ادامه تپیدن قلب است؟ آیا انقباض و
انبساط آن یک عامل خارجی دارد، یا از درون خود قلب برمیآید؟ این مساله یکی از
جالبترین پرسشها در زیستشناسی است که در پاسخ آن هنوز بسی ابهام وجود دارد. با
این وصف، اکنون برایتان آزمایشی را تعریف میکنم که از صدها سال پیش، دانشمندان
با آن آشنا بودهاند. فرض کنید تخم مرغی را حدود 24 ساعت در ماشین جوجهکشی حرارت
دهیم، حال اگر آن را بشکنیم و با ذرهبین به درون آن بنگریم، خواهیم دید که
سلولهایی که قرار است بعدا قلب جوجه را تشکیل دهند، از هماکنون میتپند. آری،
این یاختهها از هماکنون که هنوز قلبی درست نشده است، تپش را آغاز کردهاند! باز
فرض کنید این سلولها را برداریم و در یک مدیوم ـ یعنی «ماده کشت مخصوص» ـ پرورش
دهیم. خواهیم دید که قلب رشد میکند و سپس اگر آن را به شش قسمت برش دهیم، باز
خواهیم دید که هر قسمت آن تا مدتی عمل «انقباض» را انجام میدهد. دلیلش چیست؟ ما
نمیدانیم؛ فقط این را میتوانیم بگوییم که قلب دارای این ویژگی است که بهطور
خودکار میتواند عمل باز و بسته شدن را انجام دهد. نتیجه آنکه تپیدن دایمی قلب هنوز
از معماهای زندگی است
!
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:53 AM
نظرات(0)
کُلیه
(فارسی قدیمیتر گُرده) یکی از اندامهای درونی بدن انسان و برخی دیگر از جانداران است.
کلیه
یکی از اندامهای
مهم برای تنظیم اسمولاریته بدن مهرهداران است و این کار را از طریق تشکیل ادرار
انجام میدهد. تشکیل ادرار در کلیه به طریق موضعی و هورمونی کنترل و تنظیم میشود
.
دستگاه ادراری شامل کلیه و مجاری ادراری است که ادرار را به مثانه میرسانند و از
طریق پیشابراه دفع میکنند. تنظیم اسمولاریته بدن در مهرهداران عالی عمدتا بر عهده
کلیههاست. کلیه
پستانداران
در ثبات محیط درونی یعنی حجم مایعات و الکترولیتهای بدن نقش اساسی دارند. کلیه
همچنین در تثبیت
PH
مایعات بدن اهمیت زیادی دارد
.
بطور معمول در هر فرد سالم دو کلیه وجود دارد که هر یک در یکطرف ستون مهرهها و زیر دندههای تحتانی واقع شده اند. کلیهها به رنگ قرمز متمایل به قهوهای بوده و از نظر شکل شبیه لوبیا میباشند. هر کلیه به اندازه مشت بسته فرد است. اکثر اعضاء بدن برای عملکرد مطلوب وابسته به کلیهها هستند.
وظايف كليه
مهمترین وظیفه کلیهها برداشت مواد زائد از خون و بازگرداندن خون تصفیه شده به بدن میباشد. هر دقیقه حدود یک لیتر خون (یک پنجم خونی که توسط قلب پمپ میشود) از طریق سرخرگ کلیوی وارد کلیهها میشود. پس از اینکه خون تصفیه شد خون تصفیه شده از طریق سیاهرگهای کلیوی به بدن باز میگردد. داخل هر کلیه متجاوز از یک میلیون واحد بسیار ریز عملکردی بنام نفرون وجود دارد. هر نفرون از یک صافی بسیار کوچک بنام کلافه (گلومرول) که به یک لوله کوچک (توبول) متصل است تشکیل میشود. آب و مواد زائد توسط این صافی از خون جدا میشوند و به داخل لولههای کوچک (توبول ها) جریان پیدا میکنند. قسمت عمده این آب توسط لولههای کوچک باز جذب میشود و مواد زائد بصورت غلیظ وارد ادرار میشوند تا دفع گردند. ادرارهای جمع شده از لولههای کوچک وارد قسمت قیفی شکل بنام لگنچه کلیه شده و سپس از طریق لولهای بنام حالب وارد مثانه میشود. مثانه ادرار را تا زمانی که ادرار کنید نگهداری میکند. پس از مثانه ادرار از طریق لولهای بنام پیشابراه از بدن خارج میشود. کلیه سالم بطور معمول یک تا ۲ لیتر ادرار در روز و بر اساس میزان مایعات دریافتی تولید میکند. کلیه سالم قابلیت افزایش فعالیت خود را دارد بطوریکه اگر یک کلیه از دست رود کلیه دیگر بزرگ شده و کار دو کلیه را انجام خواهد داد.
سه وظيفه اصلي كليه ها
1-کلیهها آب بدن را تنظیم میکنند: برای اینکه بدن شما بدرستی و به نحو مطلوب فعالیت کند لازم است که دارای حجم مناسب آب باشد. یکی از مهمترین وظایف کلیهها برداشت آب اضافی یا حفظ آب بدن در موارد ضرورت مي باشد.
2-کلیهها مواد زائد را برداشت میکنند: بسیاری از مواد در خون و مایعات بدن باید در اندازه مناسب وجود داشته باشند تا بدن به درستی عملکرد داشته باشد. برای مثال: سدیم و پتاسیم مواد معدنی هستند که از مواد غذایی بدست میآیند. این مواد معدنی برای سلامتی لازم هستند اما باید در حد معینی نگهداشته شوند. زمانیکه کلیهها بدرستی فعالیت کنند، مواد زائد از بدن داخل ادرار ترشح میشوند همچنین کلیهها در تنظیم سایر مواد معدنی در بدن مانند: کلسیم و فسفر که برای تشکلی استخوان لازمند، کمک میکنند مواد زائد مانند: اوره و کراتی نیز باید از بدن خارج شوند. اوره و سایر مواد زائد زمانی که بدن پروتئینها مانند: گوشت را تجزیه میکند، تشکیل میشوند. کراتی نین یک محصول زائد ماهیچه است. اگر فعالیت کلیهها کاسته شود، اوره و کراتی نیز در خون افزایش مییابند بسیاری از محصولات زائد اگر از مایعات بدن جدا نشوند برای بدن سمی هستند برای مثال، وقتی فردی دارویی مصرف میکند، مواد زائد شیمیایی که از مصرف این دارو در بدن بوجود میآیند، عمدتاً توسط کلیهها از بدن خارج میشوند
۳- کلیهها هورمون میسازند: کلیههای سالم پیک (پیغام بر)های شیمیایی مهمی بنام هورمونها را نیز میسازند.
ساختمان کلیه
کلیهها به صورت جفت در پشت
صفاق
قرار دارند. کلیهها با وجود وزن کمشان
(
حدود 1% وزن بدن در انسان) مقدار قابل ملاحظهای
خون
دریافت میکنند. کلیه توسط پوششی سخت و مقاوم از
بافت
همبند
به نام کپسول پوشیده شده است. بطور کلی کلیه از قشر ، مرکز و لگنچه تشکیل
شده است. لگنچه از طریق میزنای به
مثانه
ارتباط پیدا میکند
.
ادرار در
طی عمل دفع از طریق مجرای ادراری مثانه را ترک میکند تشکیل ادرار هنگامی که به
لگنچه میرسد کامل میشود. ادرار از لگنچه به مثانه حمل شده و بدون تغییر دفع
میشود. دفع ادرار از طریق کنترل عصبی اسفنکتر ارادی مثانه که در گردن پیشابراه
قرار دارد صورت میگیرد. کلیه از واحدهای ساختاری به نام
نفرون
ساخته شده است
.
مکانیسمهای تنظیم کننده کلیه
کلیه میتواند به کمک مکانیسهای عصبی یا
هورمونی یا ترکیبی از هر دو وظیفه خود را در حفظ ثبات محیط درونی انجام دهد. کلیه
این کار را به سه طریق انجام میدهد
:
کنترل میزان پالایش گلومرولی
کنترل جذب مجدد لولهای یون سدیم
کنترل نگهداری اسمزی آب
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:49 AM
نظرات(0)
-
دوشنبه 18 آبان 1388
4:46 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



