كلم ، سبزي ضد سرطان
كلم يك سبزي بسيار مفيد وسرشار از ويتامن هاي آ ،ب و ث است.حال بابرخي از خواص آن آشنا مي شويم.
سبزي اشتها آور :كلم يك سبزي اشتها آور است وخودش هم ارزش غذايي زيادي دارد وبه رشد بدن كمك زيادي مي كند.اگرنسبت به غذايي بي اشتها شديد ،كلم بخوريد.كودكان كم اشتها وبيماراني كه ضعيف شده اند، بايد اين سبزي را بين غذاهاي روزانه ي خود قرار دهند.
سبزي ضد سرطان : بر اساس پژوهش هاي دانشمندان ،مصرف سبزي هاي خانواد رهي كلم باعث مي شود انسان ها كمتر به سرطان دچار شوند .هم چنين كلم ها در درمان سرماخوردگي وكم كردن شدت بيماري نيز مؤثر اند.
يك عينك محافظ:پژوهش هاي جديد نشان مي دهد انواع كلم، به دليل داشتن ماده اي به نام ‹ لوتيين› نقش مهمي در سلامت چشم ايفا مي كنند. اين ماده مانند يك عينك افتابي طبيعي، از چشم ها در برابر اشعه ي ماوراء بنفش خورشيد محافظت مي كند.اين سبزي هم چنين خطر ابتلا به كوري را كاهش مي دهد.
باز كننده ي سينه وصدا:مخلوطي از سوپ كلم ويك زرده ي تخم مرغ،بهترين دارو براي رفع گرفتگي سينه است.اكرصبح يك روز سرد احساس كرديدكه سينه وصدايتان گرفته است،مي توانيد از اين معجون استفاده كنيد.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
3:21 AM
نظرات(1)
با دخالت دیگران در تربیت فرزندمان چه کنیم؟
بچهها عزیزند اما تربیتشان از خودشان عزیزتر است.» این جمله آشنایی است که شاید شنیده باشید. هر زوجی وقتی تصمیم به بچهدار شدن میگیرند، در مورد شیوه تربیتی و برنامههایی که برای فرزند خود در نظر دارند با هم صحبت میکنند و به یک نتیجه خاص میرسند. البته پسندیده است که زن و شوهر در مورد قوانین خاصی که در تربیت فرزندشان باید وضع و اجرا کنند با هم اتفاقنظر داشته باشند، هر چند که گاهی چنین نمیشود. اوضاع وقتی بدتر میشود که دیگران هم در این شیوه تربیتی دخالت کنند. داستان خانم «م. الف.» درست به همین مشکل اشاره دارد....
● قصه از کجا شروع شد؟
من و همسرم هر دو شاغلایم، مثل خیلیهای دیگر. پسرم که ۴ ساله است تقریبا نصف روز در خانه مادربزرگهایش میماند. گاهی خانه مادر خودم و گاهی پیش مادرشوهرم. خوشبختانه من و همسرم در مورد شیوه برخوردمان با پویا، پسرمان تفاهم داریم اما چون مادربزرگهایش نیز به اندازه ما ساعات زیادی با او هستند به نوعی خود را محق میدانند. گویا او از روال تربیتی ما خارج شده. حق نداریم جلوی آنها دعوایش کنیم و با جانبداری بیمورد، کاری کردهاند که پسرمان لوس شده. برای نمونه دیروز مادرم حوالی ظهر پویا را به خانه آورد و من تازه رسیده بودم و مشغول انجام کارها شدم. برای پویا توپ خریده بود و او مدام با شوت به سمت میز و تلویزیون شیطنت میکرد. آنقدر به تذکرهایم گوش نکرد تا اینکه بالاخره شیشه میز وسط را شکست. دستش را گرفتم تا به دلیل کار بد و عدم توجه به اخطارم، او را به اتاق ببرم. مادرم اجازه نداد و گفت: «بچه است؛ عیب نداره!» مادرشوهرم هم اجازه نمیدهد پویا را به هیچ وجه دعوا کنیم. نمیدانم چه کنم و مضطربم که او بد تربیت شود. پس، در مورد آنهایی که با بچه شما خیلی در ارتباطاند باید این طور برخورد کنید که قواعد و قوانین خود را در میان بگذارید و بگویید چون میدانیم شما پویا را دوست دارید و میخواهید رفتار بد در او شکل نگیرد، خواهش میکنیم اگر از این به بعد در خانه شما این رفتار را انجام داد، همینطور رفتار کنید. به طور مثال انگشت مکیدن یا ناخن جویدن از جمله مواردی است که با تذکر دادن، اوضاع بدتر میشود و بهتر است در مقابل این رفتار هیچ واکنش مستقیمی نشان داده نشود و با جایگزینی برخی رفتارهای دیگر سعی کرد رفتار را تغییر یابد. مثلا تا انگشت در دهان کرد، بدون تذکر که «دستت را درآور» بگویید «برو در را باز کن»، «برو از یخچال فلان خوراکی را بیاور.» در این مورد، بهتر است به افراد دیگر هم گفته شود که ما در مشورت با هم (زن و شوهر) به این نتیجه رسیدیم که عکسالعملمان اینطور باشد، لطفا شما هم چنین کنید. ـ خانم م. الف: ولی در این مواقع، بزرگترها ناراحت میشوند و اگر چیزی بگوییم دلخوری پیش میآید و از این گذشته چون آنها در ساعاتی که نیستیم زحمت نگهداری بچهها را میکشند رودربایستی میکنیم. پس شما به مادر و پدر خودتان و خانم هم به مادر و پدر خودش بگوید و خواهش کند فلان قانون را رعایت کرده و مثلا اگر پویا فحش داد، باید دو دقیقه رو به دیوار بنشیند و یا قوانین دیگری که شما با مشورت همسرتان وضع کردهاید، رعایت کند. قطعا پدربزرگ و مادربزرگها، دوست دارند نوه مؤدب و مبادی آدابی داشته باشند و رعایت میکنند. اینطورها هم نیست. اگر بچهای قوانین خانه را درک کند و افراد در ارتباط با او باثبات و قاطعیت در اجرای قوانین عمل کنند هرگز در مواقع گذرا، مثلا اگر جایی یک حرف بد یا فحش را بگوید و بقیه بخندند، تغییر رفتار نمیدهد. پس نباید نگران و مضطرب شد. اما اینکه میگویید در ایام عید و یا در مهمانی شیرازه کار از دست والدین خارج میشود، بستگی دارد به چند عامل که اگر این نکات را رعایت کنیم چنین نخواهد شد. در ایام مهمانی و عید بهتر است رفتار معمول بچهها، مثلا ساعات خواب و خوراکشان تغییر داده نشود چون آنها حساساند و در غیر این صورت بدقلقیهایی میکنند که سابقه نداشته است و اعصاب شما را به هم میریزند. اگر مهمانی در ساعات فعالیت و بیداری او باشد، چه بهتر و اگر هم نبود، او را بخوابانید و به کسی سپرده و خودتان به مهمانی بروید. یک نکته خیلی مهم که به نظرم شما باید در مورد پویا رعایت کنید و اکثر والدین هم نمیدانند، این است که بعضی اوقات والدین عادت دارند تا مرحله بحران و رخ دادن سوءرفتار صبر کنند و آن وقت است که از کوره در میروند و با تنبیه کودک خود، واکنش دیگران را برمیانگیزند. مثلا اگر همان موقع، توپ را از پویا میگرفتید و میگفتید: «تو مثل اینکه یادت رفته، قانون ما توپبازی نکردن در خانه بوده!» یا «فقط اجازه داری در حیاط خانه مادرجون توپبازی کنی!» بدون خشونت و عصبانیت و فقط در حد یک گزارش ساده و یادآوری مساله حل میشد اما هیچ کاری نکرده و آن موقعیت را مدیریت نکردید تا اینکه با یک رفتار بد، عصبی شده و ادامه ماجرا. گاهی ما با رفتارهای غلط خود، دیگران را وادار به واکنش میکنیم قطعا اگر شما در خیابان هم به عنوان غریبه، شاهد تماشای کتک خوردن یک بچه باشید، به جلو رفته و از مادرش میخواهید این کار را نکند. اگر فکر میکنید مدیریت اوضاع را بلد نیستید و یا قادر به کنترل خشم خود نیستید آن مهارت را بیاموزید. نکته بعدی اینکه وقتی میخواهید در ایام عید پویا را به مهمانی، حتی منزل مادربزرگ ببرید، با او در حد چند جمله کوتاه صحبت کنید. فرامین زیاد صادر نکنید و سخنرانی هم نکنید. در همین حد که: «تا بهت تعارف نکردند خوراکی برندار؛ یا بیشتر از یک شکلات حق نداری بخوری و اینجور چیزها» تا قبل از رسیدن به مهمانی مثل ضبطصوت جملات را با لحنهای خاص تکرار کنید. اگر زیاد خردهفرمایش داشته باشید او یادش میرود و مضطرب میشود که دایم مورد ارزیابی شماست. ـ م. الف: پس اگر رفتار ناشایستی انجام داد، چه طوری از این روش پیشگیرانه استفاده کنیم تا از دخالت بقیه جلوگیری شود؟ آنها نیاز دارند که تحت نظارت باشند و هر از گاهی با ارتباط کلامی یا چشمی در تایید رفتار خوبشان با یک چشمک یا لبخند یا بوسه فرستادن تشویق شوند و یا با چشم درشت کردن مورد تکذیب قرار گیرند. خوب است بچه یک اسباببازی محبوب خود را همراه ببرد که اگر بچه صاحبخانه به او اسباببازی نداد حوصلهاش سر نرود و یا بتواند آن را با اسباببازی او مبادله کند و سرگرم شود. ضمنا اصلا لازم نیست غریبهترها که ارتباط ماهی یک بار با فرزند ما دارند در جریان شیوه تربیتی او باشند چون ممکن است حساس شوند و مخصوصا در جهت سنجش واکنش فرزند ما، رفتاری از خود نشان دهند.رودربایستی با دیگران را هم کنار بگذارید چون اگر پویا متوجه شود شما در حضور فلانی عجز دارید و دلتان نمیخواهد آن تنبیه همیشگی را بکنید، تلاش میکند که قواعد دیگر خانه را هم بشکند و متوجه میشود آن قدرها هم ثبات ندارید. ضمنا شما و همسرتان باید همواره یکدیگر را تایید کنید تا هم پویا متوجه هماهنگی رفتارتان در قبال رفتارش شود و هم مادربزرگها تشویق شوند و شما را در این شیوه هماهنگ یاری برسانند. از این جملهها استفاده کنید: «همانطور که بابات/ مامانت گفت، تا گریهات تمام نشده نباید از اتاق بیایی بیرون! اگر گریهات تمام شد بیا بغل من»؛ ضمنا چه اصراری دارید که با کسانی که حس میکنید در تربیت پویا اخلال ایجاد میکنند رفتوآمد آنچنانی داشته باشید؟ روابط محدود ولی عمیق و سالم خیلی بهتر است از روابط نامحدود و ناسالم.
در تربیت بچهها، ثبات در رفتار بسیار اهمیت دارد. منظورم این است که در زمانها و مکانهای مختلف یا در حضور افراد مختلف باید به یک گونه با بچه رفتار شود. مثلا اگر شما و همسرتان قرار است در مواقعی که بچه، فحش میدهد هیچ نوع واکنشی نشان ندهید و مانند یک مجسمه رفتار کنید که انگار صدای او را نمیشنوید، دیگرانی هم که خیلی با فرزند شما در ارتباط نزدیک هستند، مثل مادربزرگها، مربی مهدکودک و یا مراقبهای او باید در جریان باشند و همینطور رفتار کنند. این شیوه مشترک و ثابت باعث میشود تغییر رفتار در آن بچه تثبیت شود و به تدریج رفتارهای بهتر و مناسبتر جایگزین آن رفتار منفی گردد.
نه، اصلا نباید اینطور باشد. باید در امر تربیت بچهها قاطع بود. قاطعیت با خشونت فرق دارد. وقتی میگوییم قاطع باشید، گاهی والدین گمان میکنند منظورمان اعمال خشونت است. خشونت وقتی است که شما به حقوق دیگران تعرض کنید و آن را زیر پا بگذارید اما وقتی حقی را برای خود قایل هستید و آن را به صورت محترمانه از دیگران درخواست میکنید، فقط قاطع بودن شما را در امر تربیت میرساند و بس. بهتر است هریک از شما والدین، در مقام فرزندی، از مادر یا پدر خود درخواست کنید چون وقتی شما به عنوان پسر از مادر خود میخواهید که لطفا در مقابل گریه و جیغ زدن پویا نرمش نکرده و ظرف شکلات را به او ندهید که بخورد، رنجش حاصل نمیشود ولی شاید اگر به مادر خانم خود بگویید، در نقش یک داماد، هم خودتان شرمنده شوید که به جای دستت درد نکند، خردهفرمایش دارید و هم او به دل بگیرد.
ـ خانم م. الف: در مورد دیگران که غریبهتر هستند یا ارتباط کمتری با فرزند ما دارند چه طور؟ مثلا چند هفته دیگر عید است و بچهها از روال طبیعی تربیتی خود خارج میشوند و در فضای مهمانی هر کاری که بخواهند میکنند و از همه بدتر اینکه عمه و عمو و خاله هم نخواهند گذاشت او را تنبیه کنیم.
-
شنبه 16 آبان 1388
2:56 AM
نظرات(0)
چند پیشنهاد جهت ارتباط موثر و محبوبیت در بین دیگران:
1
یک پیشنهاد تکراری!! شنونده خوبی باشید . شاید بگویید گوش کردن که کاری ندارد, بله گوش کردن ساده است اما اگر شنونده فن گوش کردن را نتواند به درستی به کار ببندد , رابطه سالم و موثری پدید نمی آید. برای آنکه محبوب دیگران شوید باید حس گوش کردن را یاد بگیرید, تمرین کنید و بسیار به کار ببندید. هماهنگی لازم بین اینکه شما ژست بگیرید, توی چشم طرف مقابلتان زل بزنید و مرتبا سرتان را تکان بدهید اما حواستان پیش معامله خانه تان یا هر چیز دیگری باشد, هر کسی را متوجه این موضوع که شما فن گوش کردن را بلد نیستید می کند فن گوش کردن مغایر با خمیازه کشیدن , به ساعت مگاه کردن وتند تند آدامس جویدن است.
2
صادق باشید, بدون ابهام و با صراحت و صداقت صحبت کنید. روابطی که این اصل راندارند بی شک قطع خواهند شد.
3
همدلی کنید نه همدردی! هیچ کس درد هیچ کسی را به طور واقعی نمی فهمد, پس ما همدردی نمی توانیم کنیم اما همدلی فرایندی است که در طی ان خودمان را جای طرف مقابل می گذاریم و دنیا را از دریچه چشم او می نگریم. در همدلی قضاوت ممنوع است و ما حق نداریم درباره دیگران قضاوت کنیم مگر اینکه قاضی یا حقوقدان باشیم؟!
4
حرف خود را مزه مزه کنید خودتان را جای طرف مقابل بگذارید و اگر گفته هایتان تلخ نبود به زبان بیاورید.
5
نصیحت نکنید هیچ یک از ما از نصیحت خوشمان نمی اید بیهوده خود را خسته نکنید و به جای نصیحت پیشنهاد بدهید.
6
سرزنش نکنید هیچ کس بی عیب نیست و هیچ گلی بی خار نمی باشد. پس دیگر جایی برای سرزنش باقی نمی ماند.سرزنش کردن بهداشت روانی دیگران را به خطر می اندازد.
7
افراد را همان گونه که هستند بپذیرید اگر قصد محبوبیت دارید بهتر است افراد را با تمام بدی ها و خوبی هایشان بپذیرید. پذیرش بی قید و شرط را فراموش نکنید.
8
احترام دیگران را نگه دارید تا وقتی به دیگران احترام نگذارید به شما احترام نمی گذارند و اصولا مردم جواب هدیه را با هدیه و جواب کتک را با لگد!!
9
به شیوه مناسب کخالفت کنید به جای بلند کردن صدا, بحث و جدل مخرب و ...... ازروش خلع سلاح استفاده کنید. در این روش سعی می کنیم در حرفهای طرف مقابل حقیقتی را بیابیم. حتی اگر با کل سخن مخالف هستیم. این روش تسکین دهنده و آرام بخش اعصاب است
-
یک شنبه 26 مهر 1388
3:22 AM
نظرات(0)
حتما تا حالا برات پیش اومده که چیزی رو از ته دلت و با تمام وجودت بخوای. آرزویی که ذره ذره وجودت نیاز به داشتنشو فریاد می زنه. همون آرزویی که دلت به خاطرش می تپه . به امید رسیدن بهش نفس می کشی , تو رویاهات همیشه دنبالشی. همون که دلیل زنده موندنته . همون رویایی که بزرگترین امیته . قشنگترین رویا ی تو رویای سوگلی تو بالاترین امیدت واسه زنده موندن بالاترین دلیلت واسه تلاش کردن. همون چیزی که اگه بدونی یک ساعت از عمرت مونده , تموم آرزوت اونه که بهش برسی .
خواستنی از جنس آتش اشتیاق , سوزان و ملتهب , مثه نیاز یه ماهی به آب برای حیات. عین نیاز زندگی به امید برای نبریدن و تلاش.حسی که تو رو به ادامه دعوت می کنه , تشویقت می کنه و بهت انرژی می ده. چیزی که برای خواستنش تردید نداری , اون طور می خواهی که نرسیدن بهش برات زجره , رنجه , عذابه, و رسیدن بهش واست بالاترین شوق و لذتی که می تونی تصور کنی. هر چیز نهایی داره , بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهایی داره. بهای خواسته تو چقدره؟ چه بهایی واسه دریافت خواسته ات بپردازی ؟ از چه چیزارزشمند و عزیزی واسه رسیدن بهش می گذری و مایه می ذاری؟واسه رسیدن به همو ن رویای شیرینی که نمی تونی فراموشش کنی , نمی تونی جاشو با هیچی پر کنی . اون چیز مقدس و عزیزی که قلب و روح و جسم و تموم وجودت خواهش رسیدن به اون خواسته است. چند بار ناخواسته تو محاصره ابرهای تیره تردید و نا امیدی صدای تو گوشت زمزمه کرده , افسوس ,حیف که نمی شه , کاش ممکن بود, اما ممکن نیست. همون صدایی که گاهی جرات تلاش و تجربه ثمره تلاشتو ازت می گیره.و یه روز ممکنه به خودت بگی و ببینی , تحت تاثیر اون صداها نا خوانده , تو از یاد بردی . خواستنی که از عمق وجود باشه , نتونستن و نشدن سرش نمی شه , مگه بچگی هاتو از یاد بردی, که وقتی یه عروسک یا یه ماشین پشت ویترین اسباب بازی فروشی چشمتو می گرفت هیچ منطقی پاهای معصومت واسه گذشتن از اون خواسته مردد نمی کرد.
تو اون عروسک یا ماشین رو می خواستی , اون طور می خواستی که هیچ منصرف نمی شدی. اون طور پاش وامی ستادی که صاحب اول و آخرش فقط خودت بودی!
چطوری اون لحظه نمی شه و نمی تونم و حالا بعدا پدر و مادرت رو نمی فهمی و قبول نمی کردی؟
اون طور اونو نی خواستی که نشدن برات بی معنی بود. تکان نخوردن و سفت و سخت استادن و پافشاریت جلوی اون اسباب بازی تا لحظه که بهش برسی رو از یاد بردی؟چطوری یادت رفته خواستن, نتوانستن رو نی پذیره, اشتیاق رسیدن به یه آرزوی قلبی نتونستن و نشدنو نمی فهمه , خواستن فقط یه معنی داره اونم توانستنه؟!!چطور شد که امروز ما بدون این که متوجه بشویم. نخواستن رو با نتوانستن عوضی گرفتیم؟ چون به درستی پی نبردیم اون جا که نتوانستیم به سبب این بود که واقعا نخواسته بودیم. اگر فقط بخوای و باور کنی که بهش می رسی کل قانونمندی های کائنات همسو با تو می شه.خواستن به تو نیرو و انرژی می ده که تموم درهای بسته رو به روت باز می کنه و تو رو با تلاشی تجهیز می کنه که با قدرتی عظیم فقط رو یه نقطه متمرکز شده که بی شک تو رو به کامیابی می رسونه مهم ایمان و اعتقادت به خواستته , خواستن رویایی که فکر رسیدن بهش , عشق و تقلا و تلاش رو در تو زنده و صد برابر می کنه همون که تو رو مشتاق تلاش می کنه.
اگه چیزی که تو رو به تلاش کردن تشویق می کنه همون شعله داغ اشتیاقه , دیگه هیچ مانعی تو رو نمیترسونه , هیچ نگرانی دلت رو نی لرزونه , همه خواسته هات توی یه هدف جمع می شه او هدف اولویت اول و شماره یکی که همه چیز تابع اونه. و اگه چیزی هست که این جور می خوایش و این قدر برات عزیزه هیچی مانع رسیدنت به اون نمی شه.هیچ قدرتی تاب ایستادن مقابل خواسته قلبی تورو نداره. اگه عشقت به آرزو و هدفت در اون حد متعالی و بالای خودشه , اگه آرزوی رسیدن به خواسته ات اون طور تو رو بی تاب و بی قرار می کنه که شب و روز بهش فکر می کنی , از همین حالا تو رو می بینم که به خواسته ات رسیدی و اگه بهش نرسی مقصر فقط خودتی.هر چه خواسته تو متعالی و بزرگ تر باشه باید بهای بیشتری روی براش بپردازی پس اگه به خواسته ات نرسیدی یا اون قدر برات ارزش نداشت و نمی خواستیش که همپای بهاش براش خرج کنی و سختی و رنجش را واسه رسیدن به گنجش به جون بخری یا تو روزمرگی و بطالت زیر خروارها یاس و ترس دفنش کردی و واسه تبرئه خودت وقتی یادش افتادی فقط سری از افسوس تکان دادی و گفتی افسوس که رویای من شدنی نبود. یادت باشه هیچ قدرتی غیر از خودت نمی تونه مانع رسیدن به خواسته هات بشود. وقتی با بی رحمی به نا امیدی و یاس اجازه می دی رویا تو را ازت بدزده و با خودش ببره وقتی خودت واسه دفاع از رویات جلوی ترس هات نمی استی از کی توقع داری برات این کار رو بکنه ؟ وقتی اون خواسته برات اون قدر ارزشمند نبوده که بهای لازم رو بپردازی چطوری توقع داری اونو به رایگان و به سادگی به دست بیاری و به سادگی طعم شیرین رسیدن به آرزوی قلبیتو بچشی؟
و چه غم انگیز است کهیه عمر فقط به خاطر ترس تو زندگی در جا بزنی که اصلا دوستش نداری , اون زندگی ای که با روحیات و خواسته ات تو هیچ تناسبی ندارد و فقط به خاطر این که جسارت ترکشو نداری به خاطر این که جسارت کنار گذاشتن ترستو از یاد بردی و به طعم تلخ اشتباه عادت کردی تحملش می کنی.کی یادت داد معنی زندگی محدود به تکرار عادت هاست؟ اخرش چی؟ جاذبه این تکرارهای بی اراده حداکثر تا چند سال دیگه دوام دارد؟ بالاخره تاریخ انقضا اونم می رسه؟ گاهی به سبب ترسی که بهش چسبیدیم حتی متوجخ نیستیم ترس از یه اتفاق ممکنه خیلی وحشتناک و زجر اور رخداد اون اتفاق باشه و مثه یه عمر تحمل رنج واقعی به خاطر ترس از رنج احتمالی اینده کسی چه می دونه اگه با تموم وجودت برای رسیدن به رویات تلاش کنی چی پیش می آید؟ یه نگاه به دیروزت بنداز, اگر راضیت کرد جا پای دیروزت بذار اگه غمگینت کرد , اگه اون قدر رنجت می ده که حتی دلت نمی خواد به مرورش برپردی دیگه اشتباه دیروز رو تکرار نکن.
اگه دیروز و امروز و فردات تو سیاهی و غم و غصه مثل همن , کوتهی از خودته که هنوز به خودت نیومدی و هوشیار نشدی و نخواستی و فقط نخواستی تا بتونی به بهترین ع تغییرش بدی زندگی بی لطفی که فقط از سر عادت به تکرارش ادامه مشغولی ارزش زندگی کردن داره؟تنها فاصله تو با بزرگ ترین رویا ها و عزیزترین آرزوها ت فقط خواست و اراده خودته! چ.ن خواسته عمیق و قلبی تو به پشتوانه بیشترین تلاشت عامل شکوهمندترین تغییرات مثبت زندگیته تا کی نرسیدن به آرزو های قشنگتو گردن نتونستنی ها می ندازی ؟ کافیه با خودت روراست باشی کلاهتو قاضی کنی ببینی نخواستی یا نتونستی
-
یک شنبه 26 مهر 1388
3:20 AM
نظرات(0)
ده روش برای معذرت خواهی
وضعیت این گونه می باشد.سکوت....... جوابهای سربالا......پریشان خاطری........ در این شرایط می خواهید موی سر خود را بکنید. واقعا دیگر فکری به ذهن تان نمی رسد که چه بکنید.عذر خواهی از همسر یا نامزدتان ممکن است مشکل به نظر برسد بخصوص زمانی که بر سر مسئله یا موضوعی با هم چندین بار مخالفت مرده باشیدو ممکن است در خود توان گفتن متاسفم را نبینید. هر چند هر کاری را که فکر می کردید به او می فهماند از کرده خود پشیمان هستید را انجام داده اید.این مطالب چندین روش جهت عذر خواهی مطرح شده است این به روش ها حل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب خواهد انجامید.
1
انتقاد را با گشاده رویی بپذیرید
2
آنتراک دهید
3
گذشته را یاد آوری نکنید
4
به او بگویید که دشمن اش نیستید
5
محیط دور برتان را درست کنید
6
مشکل ترین کلمه را به زبان بیاورید
7
جمله ای دلپذیر به او بگویید
8
بگویید که دوستش دارید.
9
برای عصر برنامه ریزی کنید
10
ببخشید و فراموش کنید
در مجادله ای که هر دوی شما تصور می کنید حق با شماست و مشکل مربوط به طرف مقابل می باشد به ویژه اگر قبلا نیز مکررا بر سر موضوع فعلی بحث کرده اید, لطفا انتقاد همسر خود را با روی باز و به راحتی گوش کنید.
در اوج بحث فشار خونتان بالا می رود و تپش قلبتان بالا می رود و ممکن است چیز هایی بگویید که لزوما بیان آنها منظوری ندارید . همیشه به مکانی خلوت نیاز دارید که در آن از هم جدا شده آرام گرفته و افکار خود را جمع کنید.
به چیزی که اکنون در حال روی دادن است توجه کنید . اتش آور معرکه شدن راهی به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می رسید.
اگر به آرامی در مورد موضوعی بحث می کنید و همسرتان به یکباره صدایش را بالا برده و از کوره در می رود کافی است به طرفش رفته و او را نوازش کنید دست خو را به آرامی در دستش قرار دهید تا بفهمد که این مجادله بی اهمیت است.
محیط اطراف تاثیر مستقیمی روی احساسات ما دارد. عصبانیت یک احساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آمیز همیشه می توان آن را کنترل کرد.
یک عذر خواهی واقعی می تواند یکی از دشوارترین پیشنهاداتی باشد که ما ارائه می دهیم! بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.
گاهی اوقات فراموش کردن حرفهای آزار دهنده کسی که دوستش دارید مشکل به نظر می رسد اما اگر چیزی قابل تعریف را با آن بیاموزید روبه رو شدن با مسائل بسیار آسان تر خواهد شد.
هنگامی که می خواهید به حالت اشتی و صلح برگردید به دوستتان بگویید که دوستش داردی. اطمینان دادن در مورد این موضوع که احساس شما نسبت به همسرتان هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد,بسیار خوب است.
بعد از اینکه در خانه اوضاع آرام شد برای آزاد شدن فکرتان از مجادله برای انجام فعالیت تفریحی آماده شوید اگر همسر یا نامزادتان قبلا برای رزرو بلیط سینما یا هر چیزی اقدام می کرد این بار شما پیش قدم شوید و این کار را انجام دهید.
عذر خواهی تنها به این معناست که بگویید متاسفید بلکه باید آن اتفاق را برای همیشه فراموش کنید. در حقیقت فراموشی باعث می گردد که مسئله مورد نظر راه بازگشت و سرایت دوباره به رابطه تان را نداشته باشد.
-
یک شنبه 26 مهر 1388
3:17 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



