مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید: - به طور مرتب با آنها گفتگو کنید. هر روز وقتی را به این کار اختصاص دهید. حتی اگر این وقت فقط پنج دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت کردن می تواند متغیر باشد اما جای آن باید در برنامه روزانه شما مشخص باشد. - برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک با شما می خواهد صحبت کند یا به طور غیر شفاهی اشاره می کند که چیزی او را آزار می دهد،در اسرع وقت به طور خصوصی با او خلوت کرده و یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید. بخصوص برای کودکان خردسال،بهترین وقت همان موقع است. اگر مجبورید وقت گفتگو را به تأخیر بیاندازید وقت خاصی را مشخص کنید: «الان وقت مناسبی نیست،ولی امشب درست بعد از جمع کردن ضرفهای شام می تونیم توی اتاقت صحبت کنیم»بعد از تعیین قرار بد قولی نکنید. - تمام توجه تان را به او جلب کنید. به بقیه افراد خانواده بگویید که مزاحم شما نشوند. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می خواهید گوش کنید. همان قدر که برای دوستان خود که برای مشورت نزد شما آمده اند وقت میگذارید،برای کودکان خود نیز وقت بگذارید. - سر صحبت را باز کنید. گاهی شروع صحبت برای کودکان مشکل است. پس سر صحبت را با جملاتی نظیر «خوب چی شد» یا «بگو از چی ناراحتی» باز کنید. ولی هر چه این جملات اختصاصی تر باشند مؤثرترند. برای مثال ممکن است بگویید: «وقتی امروز از مدرسه اومدی خانه خیلی ناراحت به نطر می اومدی. می خوای راجع به اون با من حرف بزنی. اگر کودک نشان داد چیزی در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمی خواهد راجع به آن صحبت کند به او القاء کنید که:آزاد است و می تواند در فرصت دیگری این کار را انجام دهد. - به کودک اجازه صحبت کردن بدهید. وقتی صحبت را آغاز کردید از مهارت های خود استفاده کنید تا مکالمه را زنده نگه دارید. از پرسش ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید«بعدش چی شد؟»،«اون چی گفت؟»از جملاتی استفاده کنید که همدری شما را می رساند:«شرط می بندم که خیلی ناراحتت کرد.»،«اگر کسی با من این کار رو کرده بود،خیلی عصبانی می شدم»یا حتی با کلمات کوتاهی نظیر «چه بد!» یا «عجب!» می توان مکالمه را ادامه داد. سعی کنید حرفهای کودک را به خودش برگردانید تا شما را با بخش بیشتری از احساساتش شریک کند.
چگونه با کودک خود صحبت کنیم؟
آیا به نظر می آید کودکان شما درخواست هایتان را نمی شنوند؟ اگر این طور است،به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست،بلکه نشانه بی توجهی آنها به حرفهای شما است. آنها تا هنگامی که صدای تان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می دهند. رفع این مشکل دو جزء ضروری را می طلبد :والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما به زودی یاد خواهد گرفت که در اولین لحظه ای که شروع به صحبت می کنید ،به شما گوش فرا دهند. برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید: 1- مجبورش کنید به چشمهایتان نگاه کند.از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می شود،اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن،به شما نگاه می کنند. شاید این مهمترین عامل در پیروی کودک از دستورات یا گوش دادن به شما باشد.
نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید: چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشمهای هم نگاه کنید ، هر کس زودتر به اطراف نگاه کند بازنده است. اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می ترسد یا احساس ناراحتی می کند،به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دستتان را روی شانه اش بگذارید و یا در صورت لزوم،دوتا دستتان را روی شانه هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید. فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید. برای کودکان بزرگتر هر چیزی بیش از،یک اشاره کوچک، با دست بر شانه اش،ممکن است به جای جلب توجه،به یک رویارویی بدون ثمر بیانجامد. وقتی کودک هنگام صحبت به شما نگاه می کند ،برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید. بعدها در صورتیکه علاوه بر نگاه کردن به شما،از دستورات نیز پیروی کرد،او را تحسین کنید. 2- آرام ولی محکم صحبت کنید.اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید،کودک می آموزد تا هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید،به شما بی توجهی کند. اگر متوجه شدید صدایتان لحظه به لحظه بلندتر می شود،صبر کنید.یک نفس عمیق بکشید، به چشمهای کودک خیره شوید، با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید. بگویید،«علی،(با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می کنید)،من . . . ازت . . . می خوام . . . لباسهات رو . . . همین حالا . . . جمع کنی . . . و توی . . . کمد . . . بگذاری. 3- از جملات پرسشی اجتناب کنید. وقتی به کودکتان می گویید«چطوره لباسهات رو جمع کنی؟»اگر پاسخ دهد،«حالا نه!»متعجب نشوید. اگر بگویید،«می آیی حالا اطاقت رو تمیز کنیم؟»این فرصت را به او داده اید تا بگوید،«نه نمی آم.»اگر در مورد چیزی که می خواهید کودکتان انجام دهد سؤالی در ذهن ندارید،از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چکار باید بکند و به علاوه آن را چه موقع،کجا و چگونه انجام دهد. 4- با جملات ساده صحبت کنید.از کلماتی که کوکتان آنها را نمی فهمد استفاده نکنید. ساده و روشن حرف بزنید. پرچانگی نکنید. دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش های اصلی صحبت تان شود. نوجوانان برای به یادآوردن سرنخ های اطلاعات شفاهی ،توانایی محدودی دارند. گفتگوهای کوتاه و ساده، همراه با یک عکس العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی ،درک و به خاطر سپرده می شود. 5- احساستان را به کودک بگویید. بدون آنکه به طور مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید که در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال،«برای اینکه خودت تخت را مرتب نمی کنی ،واقعا ناراحتم.» یا،«وقتی به موقع خونه نمی آی واقعا نگران می شم». اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به خودتان اشاره کند،می توانید از انتقاد،سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید ،هم چنان احساسات را به طور مؤثری بیان کنید. ثبت شده توسط : sara_tm18
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:27 AM
نظرات(0)
ما وقتی شروع به خلق چیزی که میخواهیم می کنیم، دیگر برای آن تلاش نمی کنیم. ما دست از تلاش کردن برای رسیدن به مقصودمان برمی داریم و ادعا می کنیم که همه چیز همان طور که در حال حاضر هست، خوب است. وقتی دست از تغییر دادن همه چیز برمی داریم و همه چیز را همانطوری که هست قبول می کنیم، در کوتاه زمانی میبینیم که آنچه میخواستیم، یعنی همان آرزوی همیشگیمان، مثل معجزه در زندگیمان نمودار می شود. پس به جای تغییر دادن همه چیز و ساختن آن چیزی که می خواهید، اجازه بدهید به طور ناخودآگاه همانی که هستید و همان چیزهایی که دارید را دوست داشته باشید و قبول کنید که هیچ اشکالی ندارند. وقتی اینکار را می کنید، به جای اینکه در زندگی کمبود و فقدان داشته باشید، احساس رضایت خواهید کرد. تفکر منفی بر پایه بیاطلاعی از موهبتها و قوانین طبیعت و الطاف خداوند سرچشمه گرفتهاند که به این شکل در زندگی بروز میکنند در صورتیکه اگر شخصی از قوانین طبیعت و بخصوص قانون جذب خبر داشته باشد، هرگز منفیبافی نکرده و افکار منفی را در مغز خود جای نمیدهد. وقتی در مشکلات زندگی گرفتار می شویم، دیگر از آنچه که داریم لذت نمی بریم و با آن خوشبخت نیستیم، و همیشه به چیزی فکر می کنیم که نداریم و دوست داریم داشته باشیم. و هیچوقت قدر چیزهایی که داریم را نمی فهمیم مگر وقتی که آن چیزها را از ما می گیرند. پس سعی کنیم هر چه که در زندگی خود داریم را تا آنجا که می توانیم دوست داشته باشیم و قدر آن را بدانیم. مطمئناً خیلی خوشحال خواهید شد اگر بفهمید آنچه که می خواستید و آرزو داشتید را به دست آورده اید. وقتی به خودمان اجازه بدهیم که همه چیزهای خوب زندگی را درک کرده و دوست داشته باشیم، زندگیمان سراسر لذت خواهد شد. شخصیت هر کس بر اساس طرز تفکر و نحوه تخیل او شکل میگیرد. به جای اینکه فقط به خاطر اینکه چیزی را در زندگیمان نداریم، به دنبال آن باشیم، خوب است که اطمینان کنیم و فکر کنیم به هرچه که می خواستیم رسیده ایم و شکرگذار باشیم. در این حالت به جای اینکه چیزی بسازید، با همان چیزهایی که دارید شاد و راضی خواهید بود. گرچه دوست دارید چیزی بسازید و خلق کنید، اما تمرکز و توجه اصلی شما در این خواهد بود که از انجام آن لذت ببرید و نتیجه ای که به دست می آورید در درجه دوم اهمیت قرار می گیرد. هر شغل و حرفه ای که دارید و از هر راهی که امرار معاش میکنید در هنگام کار کردن این جمله را تکرار کنید خدا با من است و با من حرف میزند من خودم را به او و عقل و درایت او میسپارم تا مرا راهنمایی کند. وقتی باور کنید که به آنچه خواسته بودید، رسیده اید، دیگر برای به دست آوردن آن خودتان را به در و دیوار نمی زنید. در این صورت شاد و آرام به کارتان ادامه می دهید و به جای اینکه مدام نگران باشید که آیا به آن می رسید یا نه، با اطمینان منتظر آن می مانید. در این شرایط آزادی بیشتری را در زندگی تجربه می کنید. یادتان باشد، اگر در حال حاضر به همه آرزوهایتان رسیده باشید و هرچه میخواستید را به دست آورده باشید، از زندگی لذت می برید و قدر چیزهایی که دارید را می فهمید. اگر بخواهید با رویاها و آرزوهایتان در هماهنگی و هارمونی باشید، باید چنین حالتی داشته باشید. به جای اینکه برای خود آرزوسازی کنید، سعی کنید یاد بگیرید برای هرچه که در زندگی برایتان پیش می آید قدردان باشید. سعی کنید از زمان حال و آنچه که دارید لذت ببرید و آخر اینکه سعی کنید آنطور که باید و شاید خوشبخت باشید. اگر همه خواسته هایتان به عرصه ظهور رسیده اند، دیگر تلاشی برای آشکار ساختن چیزی نمی کنید، بلکه از آنچه دارید لذت می برید و قدردان و سپاس گذار آن هستید. شما از همه آنچه که در زندگی خود دارید شاد و راضی هستید، از داشتن آن لذت می برید و کاملاً زندگی خود را دوست می دارید. این دقیقاً همان وضعیتی است که باید داشته باشید تا در هماهنگی و هارمونی با امیال و آرزوهای خود قرار گیرید. این رمز کار است. یعنی باید سعی کنید تا آنجا که می توانید شاد و خوشبخت باشید.
دکتر محسن بهشتی پور/ خانواده مطهر
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:25 AM
نظرات(0)
اين روزها در خانههايي که دانشآموز دارند حال و هواي خاصي برپاست. خريد لوازم التحرير و کيف و کفش مدرسه و آمادهکردن لباس دانشآموزي از کارهايي است که در اين روزها انجام ميشود اما آماده شدن براي مدرسه فقط به اين موارد خلاصه نميشود. آماده بودن شرايط خانه در پيشرفت تحصيلي دانشآموزان نقش بسيار مهميدارد. در اين فصل بهتر است در خانه تغييراتي انجام دهيد تا شرايط براي بهتر درس خواندن و رشد تحصيلي فرزندتان آماده شود... يکي از مهمترين کارهايي که مقارن با شروع سال تحصيلي بايد انجام دهيد، تنظيم نور خانه است. لامپهاي کم نور را تعويض کنيد يا چند لامپ اضافه در محل مخصوص مطالعه نصب کنيد. گاهي تميز کردن لامپها و گرفتن گرد و خاک روي آن نور خانه را به مقدار قابلتوجهي بيشتر ميکند. مناسبترين نور براي مطالعه نور خورشيد و نور طبيعي روز است. بنابراين بهتر است فرزندتان را تشويق کنيد قبل از تاريک شدن هوا و در ساعات روشن روز مطالعه و تکاليف درسياش را انجام دهد اما از آنجايي که اين کار هميشه امکان پذير نيست، بايد نور مصنوعي را هم براي مطالعه فراهم کنيد. طبق استاندارد حداقل روشنايي مورد نياز براي مطالعه 400 لوکس است که براي تامين آن بهتر است از ترکيب نور زرد و سفيد استفاده شود.
وقتي از چراغ مطالعه استفاده ميکنيد...
اگر براي تامين روشنايي بيشتر از چراغ مطالعه استفاده ميکنيد، به چند نکته توجه کنيد. چراغهاي مطالعه پايه بلند به دليل اينکه نور را از فاصله دورتري ميتابانند و موجب چشمزدگي نميشوند، مناسبترند. هنگام استفاده از چراغ مطالعه دقت داشته باشيد نور از سمت چپ بتابد تا سايه دست به سمت راست بيفتد و مزاحم نوشتن و مطالعه نشود. قاعدتا براي افرادي که با دست چپ مينويسند، نور بايد از سمت راست بتابد. جايي براي درس خواندن جاي مشخص و ثابتي براي درس خواندن بچهها در خانه در نظر بگيريد. اگر فضا و متراژ خانه و تعداد افراد خانواده اين امکان را به شما ميدهد که اتاق جداگانهاي براي مطالعه و درس خواندن داشته باشيد حتما اين کار را انجام دهيد، در غير اين صورت گوشهاي از خانه که از نظر نور، تهويه و آرامش فضاي مناسبتري دارد براي اين منظور در نظر بگيريد. جايي دور از تلويزيون، تلفن و هر چيزي که آرامش و تمرکز را به هم بزند. اتاق مطالعه بهتر است چند پنجره داشته باشد تا علاوه بر تهويه طبيعي و جريان هوا، امکان استفاده از نور طبيعي روز هم وجود داشته باشد. ميز تحرير مهم است؟ فرزندتان را تشويق کنيد هنگام مطالعه و انجام تکاليف مدرسه از ميز و صندلي استفاده کند. عادتهاي غلطي مانند لم دادن و دراز کشيدن هنگام مطالعه فشار زيادي به شانهها، گردن و کمر وارد ميکند و در طولاني مدت ممکن است سبب ايجاد مشکلات اسکلتي عضلاني شود. ضمن آنکه از تمرکز فرزند شما نيز در هنگام مطالعه مي کاهد. سطح ميز تحرير بهتر است 10 تا 15 درجه شيب داشته باشد تا دانش آموز مجبور نباشد هنگام مطالعه سر و گردنش را به سمت ميز خم کند. ميز تحرير بايد ارتفاع مناسب و فضاي کافي براي پاها داشته باشد. جنس سطح ميز تحرير هم بهتر است مات باشد تا سبب انعکاس نور لامپ و خستگي و آزردگي چشمها نشود.
معيارهاي انتخاب صندلي مناسب
انتخاب يک صندلي مناسب آن هم در ابعاد و اندازه دانشآموزاني که در حال رشدند و هر ماه اندازههايشان تغيير ميکند، کار آساني نيست. بهتر است از صندليهاي با قابليت تنظيم ارتفاع استفاده کنيد. اگر پاي فرزندتان هنگام نشستن روي صندلي به زمين نميرسد، حتما از يک زير پايي استفاده کنيد. صندلي بايد تعادل داشته باشد. صندليهايي که داراي پنج چرخ يا پايه هستند تعادل بيشتري دارند. وجود دو دسته در کنارههاي صندلي براي تعادل بيشتر و همچنين استراحت دستها لازم است. قسمت پايين پشتي صندلي بايد گودي کمر را پر کند. جنس سطح ميز تحرير بهتر است مات باشد تا سبب انعکاس نور لامپ و خستگي و آزردگي چشمها نشود.
سلامت با اضافات
چگونه خانه را براي درس خواندن بچهها آماده کنيم؟
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:25 AM
نظرات(0)
آيا براي تربيت کودکان اصول يکساني وجود دارد که والدين با رعايت آن اصول بتوانند به نحو مطلوبي عمل کنند؟ هر چند که شايد نتوان اصول کاملا روشني را براي تربيت بيان کرد، ولي مي توان به چند اصل کلي اشاره کرد که فرايند تربيت را آسانتر مي کند. در زير به برخي ار مهارتها و اصول مهم اشاره مي شود:
با ثبات عمل کنيد
هماهنگ باشيد بعنوان پدر و مادر لازم است اصول يکساني داشته باشيم حداقل در جلوي کودکان وانمود کنيم که در تربيت آنان هماهنگيم. اگر رفتاري را پدر تائييد مي کند و مادر رد، باعث تعارض کودک مي شود پس بهتر است به عنوان والدين قبلا با يکديگر هماهنگ باشيم و حداقل در جلوي کودکان عدم هماهنگيمان را بروز ندهيم.
زماني خاص براي توجه بدون قيد و شرط به بچه ها اختصاص مي دهيد
منظور از توجه بدون قيد و شرط، يعني بدون توجه به رفتار کودک زمان خاصي را با وي صحبت مي کنيم، درد دل مي کنيم، درد دل او را گوش ميدهيم و يا بازي مي کنيم، بستگي به سن فرزندان دارد. وي بايد احساس کند زماني خاص را به وي اختصاص داده ايم. مي توانيم هر روز چند دقيقه و در آخر هفته يک ساعت اين کار را انجام دهيم. رابطه اي سالم با کودکتان برقرار کنيد براي ايجاد رابطه اي سالم از شيوه گوش دادن فعال استفاده کنيد. وقتي فرزندتان چيزي مي گويد به خوبي به سخنانش گوش دهيد، حتي اگر با کودک موافق نيستيد، اجازه دهيد صحبتهايش تمام شود، تماس چشمي مناسب و انجام ندادن کاري ديگر در هنگام صحبت با کودک، به وي مي فهماند که براي حرف زدن وي ارزش قائليد و عقايد او براي شما مهم است. لحن صحبت شما در هنگام امر کردن به وي بايد مودبانه باشد و حتي الامکان دستوري نباشد. به همان اندازه که نسبت به بهترين دوست خود مودب هستيد در مورد فرزند خود مودب باشيد. صحبت مودبانه به کودک ياد مي دهد که حتي در هنگام خشم به طور صحيحي رفتار کنند. اگر خيلي هم از دست فرزند خود ناراحتيد بگوييد تو فلان کار را انجام دادي و من به اين علت عصبانيم ولي توهين نکنيد. وعظ کردن و بحث اخلاقي را در حداقل خود بکار بريد، زيرا آنها در بازنگهداشتن ارتباط، مفيد نمي باشد. الگوي مناسبي باشيد هر چه امر مي کنيد، بهتر است در ابتدا خودتان آن کار را انجام دهيد و از هر چه فرزندتان را باز مي داريد خودتان هم انجام ندهيد. بچه ها بيشتر از آنکه از کلام ما آموزش ببينند، از رفتار ما آموزش مي بينند. پس ابتدا از خود شروع کنيم.
آزادي و محدوديت زياد ايجاد نکنيد
کودک نبايد زياد آزاد باشد و نه زياد محدود. محدوديتهايي که ايجاد مي شود بايد پايدار و منطقي باشد. اگر مي گوييد شب بايد در منزل خودتان بخوابد و منزل کس ديگري نباشد، دليل آن را توضيح دهيد و در برابر اصرار کودک و ديگران کوتاه نياييد. اگر محدوديتها منطقي باشد، چانه بردار نيست و براي آينده کودک بهتر است.
درموقع مناسب به کودک دستور دهيد
لازم نيست همه خواسته هاي کودک برآورده شود در اين مورد منطقي عمل کنيد و بلافاصله بعد از اين که کودک چيزي خواست برايش تهيه نکنيد. ضمن اينکه بايد زياد او را ناکام نگذاريد ولي عمل کردن به همه خواسته هاي او باعث مي شود در آينده از کنترل شما خارج شود.
متناسب سن کودک به او کار و مسئوليت محول کنيد
لازم نيست همه کارهاي فرزندتان را شما انجام دهيد و کودک در منزل فقط مصرف کننده باشد. همچنانکه کودک رشد مي کند مي تواند بسياري از کارهاي خود و خانه را انجام دهد. چنين استقلالي را به کودک بدهيد. در غير اين صورت کاملا متکي به ديگران تربيت مي شود. در مورد موفقيتها و شکستهاي کودکان منطقي عمل کنيد برخورد منطقي با شکستها و موفقيتها باعث مي شود انگيزه براي کارهاي بعدي در کودک از بين نرود. بزرگ کردن موفقيت و زياد منفي جلوه دادن شکست هيچ کدام صحيح نيست. اگر فرزندتان در يک مسابقه ورزشي مدال مي آورد، آن را زياده از حد بزرگ و با اهميت جلوه ندهيد، زيرا اگر دوباره نتوانست مدال بياورد شديدا احساس بي ارزشي مي کند و اگر هم شکست خورد آن را زياد مهم تلقي نکنيد تا بتواند باز تلاش خود را از سر گيرد. در اين مورد، شکست و موفقيت در تحصيل حائز اهميت ويژه اي است.
مرکز روانشناختي مهر
چند اصل ساده براي تربيت فرزند براي گروه 3 تا 14 سال
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:25 AM
نظرات(0)
هر چند براساس قوانين موضوعه کنوني جمهوري اسلامي مقررات متعددي پيرامون خانواده و نحوه و راههاي تشکيل خانواده پيش بيني گرديده است. اما در رأس همه ي اين مقررات و قوانين آنچه که بايد به عنوان سرلوحه و راهنماي اصلي براي قانون گذاران و نيز مجريان قانون مدنظر قرار گيرد ، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است؛ براين اساس و در راستاي آموزش و اطلاع رساني صحيح و مناسب به کاربران گرامي يکي از زواياي مهم و تأثير گذار قانون اساسي به ازدواج را تقديم مي نمائيم.
- خانواده در قانون اساسي کجاست؟!
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران علي رغم سياست قانون گذاران آن در مشروح مذاکرات نهايي مجلس خبرگان قانون اساسي که برپايه پرداختن به مسايل عام و کلي و پرهيز از وضع قوانين و مقررات جزيي که احتمال نياز به تغيير در آن بيشتر مشاهده مي شود ، با پرداختن به مسأله خانواده نه تنها در يک اصل بلکه در اصول متعدد نشان داده است که اين نهاد اجتماعي که به لحاظ فقهي – حقوقي يکي از عقود مورد اهتمام و توجه شارع مقدس نيز بوده است، از منظر واصفان قانون اساسي جمهوري اسلامي در چهار اصل مورد توجه قرار گرفته و به صراحت موضوع قانون گذاري در اين سطح عالي قرار گرفته است؛ جالب آنکه اين کار در فصل هاي گونه گوني هم انجام شده است؛ 1- اصل دهم در فصل اول قانون اساسي «اصول کلي» 2- اصل بيست و يکم در فصل سوم قانون اساسي «حقوق ملت» 3- اصل سي و يکم در فصل سوم قانون اساسي «حقوق ملت» 4- اصل چهل و سوم در فصل چهارم قانون اساسي (اقتصاد و امور مالي»
ازدواج آسان، بي معطلي؟! (اصل دهم)
اصل دهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، به عنوان يکي از مهمترين اصول اين قانون که در نخستين فصل آن که «اصول کلي» عنوان صريح آن مي باشد، نگاهي جامع و بنياني که داراي ابعاد ذيل است به خانواده دارد: نگاه يکم – خانواده واحد بنيادي جامعه است. نگاه دوم – همه قوانين و مقررات و برنامه ريزي هاي مربوط بايد در جهت آسان کردن تشکيل خانواده باشد. نگاه سوم – همه قوانين و مقررات مربوطه بايد در جهت پاسداري از قداست خانواده باشد. نگاه چهارم – همه برنامه ريزي هاي مربوط بايستي در راستاي استواري و روابط خانوادگي برپايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد. ازدواج آسان و بي معطلي که در اصل دهم و در همه ي قوانين و مقررات آن آسان کردن تشکيل خانواده است ، متاسفانه اشکالات و موانع بي شماري را در پيش دارد؛ به عنوان مثال کافي است به موارد زير کمي فکر نمائيم.
مصداق يکم – مسکن جوانان جوياي ازدواج!
هنوز پس از اين همه آثار سوء برقراري هزينه هاي متعدد مادي بر زوجين به دليل مسکن، يکي از اولين دلايلي که جوان مجرد جامعه کنوني ما براي عدم ازدواج خود يا تأخير در اقدام براي ازدواج بيان مي دارد ،مشکل و معضل مسکن است. هر چند سياست هاي دولت بويژه در سالهاي اخير مؤيد توجه خاص به اين مساله بوده و هست لکن عبارت قانون گذاري در اصل دهم قانون اساسي از اين ها خيلي بالاتر است و در نتيجه نيازمند اين است که همه ي قوانين و مقررات و همه برنامه ريزي ها در جهت بهبود و رفع اين مشکل ازدواج هاست نه صرفا يک قانون! يک طرح! يا يک برنامه!
مصداق دوم = هزينه هاي ثبت و الزامات قانوني ديگر.
يکي ديگر از راههاي تسهيل ازدواج و قرار گرفتن در مسير اصل دهم قانون اساسي يعني وضع همه قوانين در جهت آسان کردن تشکيل خانواده، کاستن از هزينه هاي تشکيل خانواده که يا الزاماتي همچون پرداختن هزينه هاي ثبت نکاح که گاه دفاتر ثبت ازدواج براساس مهريه و ميزان آن، هزينه هاي قابل ملاحظه اي را توقع دارند! مي باشد؛ در واقع با وجود اين همه مشکل و هزينه، آيا دريافت اينگونه هزينه ها از جوانان در شُرُف تشکيل خانواده صحيح است؟! آيا اينگونه مقررات ثبتي که نه تنها در جهت آسان کردن ازدواج يعني همان آرمان مورد نظر اصل دهم قانون اساسي نيستند بلکه دقيقاً و به روشني برخلاف آن و در راستاي دشوار ساختن و مانع تراشي براي تشکيل خانواده نيستند؟! آيا نبايد اين مقررات و قوانين مشابه آن اصلاح گردند؟! همينطور مي توان الزامات قانوني ديگري که در قوانين اطراف و جوانب تشکيل خانواده وجود دارد به عنوان مصاديق نقض اصل دهم قانون اساسي که ازدواجي آسان وبي معطلي با برنامه ريزي همه جانبه و همه ي مدني؛ اجازه مخصوص دولت را براي ازدواج زن ايراني که مي خواهد با يک تبعه ي خارجي (مثلاً عراقي يا لبناني) ازدواج نمايد و تشکيل خانواده بدهد،لازم شمرده است. امري که به طور آشکار برخلاف سياست آسان سازي تشکيل خانواده و اصل دهم قانون اساسي است؟
نتيجه گيري:
هر چند تشکيل خانواده آسان و بي معطلي مدنظر قانون گذاران قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بوده است و آنها نهايت تلاش خود را در نگارش اصلي کامل و صريح نموده اند. بگونه اي که اين دقت در امر را در وضع همه قوانين و مقررات لازم دانسته اند؛ با اين حال موارد متعددي را (به تفصيلي که در مقاله اشاره شد) مي توان يافت که هنوز نيازمند اصلاح و بهبودي براي آسان کردن ازدواج و تشکيل خانواده است. زهرايي(دانشجوي دکتري حقوق دانشگاه تهران)
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:23 AM
نظرات(0)
دكتر عليرضا عصارنيا معاون فرهنگي ـ اجتماعي سازمان ملي جوانان در باره ي تاخير سني در ازدواج مشكلات فرهنگي را مهمترين علت افزايش سن ازدواج و حتي عدم ازدواج معرفي مي كند و مي افزايد : ما به همين دليل هميشه بايد به اصل مساله ازدواج تاكيد كنيم و اگرازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشكلاتي كه در نهايت مي تواند منجر به پديده شوم طلاق هم شود كاهش مي يابد .
وي مي گويد : ما به هيچ وجه اعتقاد نداريم جوان ها به اين دليل كه ازدواج موضوعي ترسناك براي آنها شده پس به سمت ازدواج نمي روند جوان ها علاقمندترين طبقه براي ازدواج هستند اما شرايط براي آنها مهيا نيست كه اگر ما شرايط فكري و فرهنگي را فراهم كنيم ازدواج ها رخ مي دهد و مشكلات اقتصادي هم فقط مربوط به امروز و ديروز و كشور ما و... نيست هر نقطه اي در جهان جوانان دلايلي براي مشكلات زندگي دارند اما صرفا به دلايل اقتصادي ازدواج را به تاخير نمي اندازند يا از آن فاصله نمي گيرند. دكتر عصار نيا با اشاره به اينكه هم اكنون حدود 14 ميليون جوان مجرد در آستانه ازدواج در كشور داريم ادامه مي دهد : يكي از عوامل تاخير در ازدواج جوانان گسترش باورهاي غلط است كه تقويت مراكز مردمي و گسترش فعاليت مراكز مشاوره و همكاري رسانه هاي گروهي به ويژه صداوسيما مي تواند تا حدود بسيار زيادي با فراهم كردن زمينه ازدواج آگاهانه ساده و پايدار جوانان مجرد را به سمت تاهل تشويق كرد. متاسفانه در كشور ما بحث وساطت براي همسريابي ضعيف شده است در حاليكه در گذشته بزرگترهاي فاميل هم اين كار را نه دخالت در امور جوانان بلكه همراهي آنها براي گذر از يك مرحله حساس در زندگي تلقي مي كردند كه به نظر مي رسد اين بعد از مسائل اجتماعي هم نيازمند رويكرد دوباره است . وي مي افزايد : مساله ازدواج داراي دو بخش فردي و اجتماعي است و جوانان هم نبايد پيشنهاد ازدواج از سوي فاميل و آشنا را دخالت به شمار آورند زيرا براساس سفارش هاي شرعي و ديني جنبه هاي اجتماعي ازدواج بر عهده همه افراد و حتي دست اندركاران دولتي است . جوانان چه دختر و چه پسر اگر به موقع ازدواج نكنند دچار اختلالات روحي و رواني مي شوند كه نيازهاي جنسي تنها بخشي از اين نيازها محسوب مي شود زيرا اين همدلي و همدمي زوج هاي جوان است كه سنگ بناي زندگي با دوام و شيرين را فراهم مي آورد و زندگي سالم سبب آرامش رواني در جامعه هم مي شود كه با خود پيشرفت و توسعه فرهنگي اجتماعي اقتصادي و... جامعه را هم بر همراه دارد. يكي از بخش هاي مربوط به تربيت را ازدواج مي دانستند و تاكيد مي كردند كه تاثيري كه ازدواج بر رشد و تكامل آدمي دارد آنقدر منحصر به فرد است كه هيچ چيز ديگري جايگزين آن نمي شود . اگر نياز نباشد آدمي تلاش نخواهد كرد و تجربه نشان داده كه اگر جوانان احساس بي نيازي كنند به سمت انحرافات مي روند و خوشي و تجملات بي انتها آن ها را به بي راهه خواهد كشاند كه يكي از عيش و نوش هاي بي ريشه و اساس اعتياد به مواد مخدر و مشروبات الكلي است كه بشر قرن معاصر گرفتار آن شده است . وي يكي ديگر از موانع ازدواج را ادامه تحصيل معرفي مي كند و مي افزايد : اين در حاليست كه تحقيقات انجام شده نشان مي دهد دانشجويان متاهل در تحصيل و تحقيقات علمي موفق تر هستند. محدود كردن شرط ازدواج با داشتن مسكن و ماشين با آموزه هاي ديني هماهنگ نيست زيرا در روايت هست كه جواني خدمت پيامبر(ص ) رسيد و از فقر و نداري گله و شكايت كرد پيامبر(ص ) فرمود برو ازدواج كن ! آن جوان تعجب كرد و گفت كه من ندارم كه خودم را اداره كنم اما پيامبر دوباره مي فرمايند برو ازدواج كن ! بعد آن جوان به خودش نهيب زد كه پيامبر حكيمانه سخن مي گويد و به توصيه پيامبر عمل كرد و اتفاقا موفق هم شد و خدمت رسول اكرم (ص ) رفت و پس از شكر خدا اعلام كرد به سفارش شما عمل كردم و هم زن خوبي نصيب من شد و هم از فقر و نداري نجات پيدا كردم ! متاسفانه مدت هاست در كشور ما ملاك هاي واقعي ازدواج از مسير اصلي خود منحرف شده است . براي مقابله با اين انحراف عزم مردمي ـ دولتي مي خواهد كه آب رفته را به جوي بازگردانيم در غير اينصورت شرايط ازدواج روز به روز سخت تر خواهد شد. ستار هدايت خواه مخبر كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي : محدود كردن شرايط ازدواج به مسايل مادي و جنسي دوري از فضل پروردگار است زيرا خداوند ازدواج را امري مقدس دانسته است و كسي را كه به دليل فقر و نداري از ازدواج سر باز زند از فضل و رحمت خدا بي بهره خواهد شد. هم اكنون خودخواهي ها به جاي خداخواهي. تجمل گرايي به جاي زندگي آسان ساده و صميمي فرزند سالاري به جاي حق سالاري و شايسته سالاري فاصله گرفتن اعضاي خانواده با هم به دليل استفاده غير صحيح از كامپيوتر تلويزيون ماهواره و... نداشتن مسكن و شغل مناسب رسوخ فرهنگ غربي و برخي روابط خارج از چارچوب خانواده بين دختران و پسران از عوامل اصلي كاهش ازدواج و افزايش طلاق است . دكتر عليرضا عصارنيا معاون فرهنگي ـ اجتماعي سازمان ملي جوانان : اگر ازدواج آگاهانه به هنگام و ساده باشد 50 درصد از مشكلاتي كه ممكن است در زندگي منجر به بروز پديده شوم طلاق شود كاهش مي يابد. منبع :روزنامه جمهوري اسلامي- با تغيير و تلخيص
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:23 AM
نظرات(0)
ظرفیت انسان برای خویشتنداری یکی از قدرتمندترین و سودمندترین تواناییهای وی به شمار میآید. یافتههای پژوهشی نشان دادهاند که افراد در میزان خویشتنداری با هم تفاوت دارند. برخی از مردم بهتر از دیگران میتوانند زندگیشان را اداره كنند، خشمشان را کنترل كنند، تغذیه متعادلی داشته باشند، به تعهداتشان عمل کنند یا رازدار باشند. اما چرا بعضی افراد در شرایط دشوار قادر به کنترل خویش نیستند؟ زیرا خویشتنداری کار آسانی نیست و ممکن است فرد در مسیرش با موانعی برخورد کند. از آنجایی که آشنایی با این موانع میتواند به غلبه بر آنها کمک کند، به ذکر مهمترین آنها میپردازیم:
* اطلاعات ناکافی درباره معنای واقعی این ویژگی
* پاسخهای هیجانی شدید و کنترل نشده
* واکنش نشان دادن به محرکهای محیطی، بدون اندکی تفکر
* در نظر گرفتن خویشتنداری به عنوان فعالیتی ناخوشایند و محدود کننده
* اعتقاد به اینکه خویشتنداری مانع بهرهمندی از لذات زندگی میشود
* اطمینان نداشتن به تواناییهای فردی برای خودتان این قانون را وضع کنید که در ازای هر روز انجام ندادن فعالیت تعیین شده سه روز متناوب به آن بپردازید.
1- یکی از عادات بدتان را انتخاب کنید : برای شروع میتوانید یکی از عادات بد کوچکتان مثل مصرف زیاد چای یا قهوه و مسواک نزدن دندان بلافاصله پس از صرف غذا را انتخاب كنید و تصمیم به ترک آن بگیرید. بهتر است عادت بزرگی را که به جزئی از زندگیتان تبدیل شده است در آغاز کار انتخاب نکنید، زیرا ترک آن به وقت و انرژی فراوانی نیاز دارد. کنار گذاشتن عادتی کوچک اما مهم اولین گام برای افزایش خویشتنداری است. 2- یک هفته به فعالیتی بپردازید که میدانید باید انجام دهید : کارهایی وجود دارند که علیرغم اینکه همه ما به مفید بودن آنها واقفیم به بهانههای واهی از انجام دادنشان طفره میرویم. از رایجترین امور میتوان به شرکت در فعالیتهای ورزشی، سحرخیزی و رسیدگی به امور خانوادگی اشاره کرد. یکی از این فعالیتها را انتخاب کنید و به مدت یک هفته، مرتب آن را انجام دهید. برای خودتان این قانون را وضع کنید که در ازای هر روز انجام ندادن فعالیت تعیین شده سه روز متناوب به آن بپردازید. 3 - برای خود هدفی دشوار اما قابل دسترسی تعیین كنید و برای دستیابی به آن زمانی را در نظر بگیرید : هدفی مانند ترک سیگار، کاهش وزن یا خواندن تعداد معینی کتاب را انتخاب کنید. در مورد راهکارهایی که موجب رسیدن به آن میشوند فکر و آنها را یادداشت کنید. هدف خود را به اهداف جزئیتر تقسیم كنید و برای گذر از هر مرحله زمانی خاص در نظر بگیرید، به طوری که با گذشت هر روز به اهداف خود نزدیکتر شوید. 4 - سعی کنید در ماه آینده، هیچ یک از کارهای خود را عقب نیندازید : هر روز به ما تکالیف و وظایفی محول میشود که میتوانیم همان لحظه آنها را انجام دهیم، اما عموماً پرداختن به آنها را تا آخرین لحظه عقب میاندازیم. اموری مانند پرداخت قبوض، ثبتنام در کلاسهای مختلف و مرتب کردن اتاق کار کارهایی هستند که معمولاً در دقیقه نود و با حداکثر عجله انجام میشوند. سعی کنید در ماه آینده، وظایفی در حد توانتان برعهده بگیرید و به محض مشخص شدن این وظایف، آنها را به انجام برسانید. حتی پنج دقیقه هم برای شروع کارتان مکث نکنید. هدف خود را به اهداف جزئیتر تقسیم كنید و برای گذر از هر مرحله زمانی خاص در نظر بگیرید، به طوری که با گذشت هر روز به اهداف خود نزدیکتر شوید. 5 - ضعفهای خود را مشخص کنید: مشخص کنید که لازم است در کدام یک از ابعاد زندگی، خویشتنداری بیشتری به دست آورید. فکر میکنید بیشتر در چه مواردی قادر به کنترل خود نیستید؟ مهمترین این حوزهها عبارتند از: خوردن، خرید، کار كردن، سیگار كشیدن، وابستگی به مواد، و افکار و رفتارهای وسواسی. با مشخص شدن ضعفهایتان بهتر میتوانید برای بهبود آنها برنامهریزی کنید. با دانستن نقاط ضعف خود بهتر می توانید با خود اگاهی مراقبه را ادامه دهید.
6- هیجانات خود را مشخص کنید : سعی کنید هیجاناتی را که هنگام انجام دادن رفتارهای کنترل نشده دارید مشخص کنید. این هیجانات ممکن است شامل خشم، ناکامی، ترس، اندوه و اضطراب باشند. حال موقعیتی را به خاطر آورید که توانستهاید، به خوبی خود را کنترل کنید. چه احساسی داشتید؟ آیا احساس غرور، شادی و اعتماد به نفس نمیکردید؟ ترجیح میدهید در آینده کدام دسته از این احساسات را تجربه کنید؟ انتخاب با شماست.در مواقع وساوس درونی این احساس های خوب را در نظر آورید و حلاوت ان را به خود بچشانید.
7- افکار و باورهایی را که سبب میشوند نتوانید بر رفتار و اعمالتان کنترل داشته باشید، شناسایی کنید : زمانی که به این افکار پی بردید، آنها را یادداشت و سعی کنید با استفاده از استدلالهای منطقی آنها را به چالش بکشید. اگر احساس میکنید اعتماد به نفستان ضعیف است و یا از واکنش دیگران میترسید، میتوانید برای راهنمایی از یک دوست آگاه یا از اعضای خانواده کمک بگیرید. توجه داشته باشید که تمرین های آغازین برای هر کاری از قدم های بعدی آسان تر است. اگر مشکلتان حل نشد، بهتر است از کمک تخصصی یک روان شناس یا مشاور بهره بگیرید.
سپیده دانایی همراه با اضافات
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:22 AM
نظرات(0)
قصه، قصه تکراری و سوژه سوژه نخ نمای لباس های نامناسب، آب رفتن لحظه به لحظه مانتوهای برخی علیامخدرات جامعه ایرانی است. کار به جایی رسیده که استفاده از هیچ نخ و الیافی دیگر قادر نیست جلوی آب رفت این مانتوهای خزنده و پرنده را که هر لحظه بالاتر می جهند بگیرد. گفته می شود،البته برخی هم با چشم خود دیده اند و گروهی نیز با چشم مسلح و از طریق صفحه های تلویزیونی که مستظهر به ماهواره های فضایی و غیرفضایی هستند، دیده اند که معمولا آن طرف مرزهای ما مکان ها و سالن هایی وجود دارد که علاقه مندان و شیفتگان «مد» به تماشای انواع و اقسام مدهای جدید با فیگورهای آن چنانی می نشینند و هرکه هر «مدی» دارد آن جا به جمع تقدیم می کند و تماشاکنندگان نیز هریک به فراخور حال خویش بهره لازم را می برند، و «مد» و «مدلی» را که دوست دارند انتخاب می کنند، تا مرحله بعد که نمایش دیگری آغاز شود و ... می گویند سال های سال است که این قطار سریع السیر مد همچنان شتابناک بر ریل بی تابی می تازد و عده ای را به دنبال خود یدک می کشد، اما هرچه هست بالاخره این کورس و نمایش در مکان های مشخص و با حضور افرادی که نشستن و بهره جستن از این نوع نمایش ها را انتخاب کرده اند ، برگزار می شود. اما گویی به خاطر مشغول شدن بیش از حد برخی آقایان و حضرات مسئول در کشور و نگاه روبنایی به مسائل فرهنگی ،امروز بسیاری از کوچه ها و خیابان های برخی از شهرهای کشور به سالن نمایش مد و مدپراکنی تبدیل شده است. القصه ماجرای آب رفت مانتوها از طول و عرض و ارتفاع گویی تمامی ندارد. مانتوها از روی کفش به ساق پا از آن جا به محدوده زانوها و بالاتر و بالاتر و خلاصه تا امروز که به حدود منطقه کمر برخی مخدرات عقب نشینی کرده، که دیگر به این ها مانتو گفته نمی شود و قصه، قصه کت های مخصوص است که خود ماجراها دارد، حالا البته با توجه به اقدامات و برنامه های غنی فرهنگی و پاسخ های علمی به پرسش های مطرح و غلبه سیاست زدگی بر اذهان برخی مسئولان و به خواب زدگی عده ای دیگر و سرعت مافوق صوت مدزدگی شاید تا برچیده شدن پیش و پس و هر دو آستین این کت ها نیز فاصله چندانی نداشته باشیم! تازه همین روزها دیگر مانتوی کوتاه و کت و امثال آن موجبات دلزدگی برخی را ایجاد کرده است و پوشیدن مانتو های آستین کوتاه و بیآستین ،پیراهن های مردانه و تی شرت ها را جایگزین کرده اند. القصه، اما اگر قرار نیست برای این وضعیت چاره ای اندیشیده شود و یا اساسا این ها مسئله و معضل و ناهنجاری برای عده ای محسوب نمی شود که قرار باشد برای آن چاره اندیشی شود! آیا از ترویج آن هم نباید پیشگیری کرد؟ آیا سیمای جمهوری اسلامی با مجوزهای خاص یا مطالعه و آسیب شناسی درباره این مسائل، در برخی برنامه ها و سریال های تلویزیونی چهره های بزک کرده با پوشش ها و رفتارهای نه چندان مناسب را به نمایش می گذارد؟ آیا برخی کارمندان بعضی دوایر حتی دولتی با مجوز خاص با لباس نامناسب و صورت های نصفه نیمه نقاشی شده سر کار خود حاضر می شوند؟ خوب بگذریم، قصه پوشش اسلامی که خیلی وقت است برای عده ای فراموش شده، اما انتظار این بود که لااقل با توجه به دیرینه فرهنگی و ارزشی که در فرهنگ ایرانی برای پوشش مناسب وجود دارد لااقل آن عده که چندان میانه ای با آموزه های دینی و حجاب اسلامی ندارند و یا به دلایلی شناخت لازم از این مقوله را ندارند، به اتکای ارزش های ملی، لباس و هنجاری متناسب با شان ملی و ایرانی خود برگزینند، ولی واقعیت ها و نشانه های موجود در جامعه از چیزهای دیگر حکایت می کند! و اساسا از قرار معلوم قصه، قصه دیگری است!
و اما سر و صدای بحث «لباس ملی» و متن و حواشی این مسئله نیز مدتی است که به فراموشی سپرده شده هم از سوی طراحان، هم از سوی نمایندگان مجلس و هم از سوی بخش فرهنگی دولت که این نیز ماجراها دارد! القصه چشم و ذهن مبارک خوانندگان را خسته نکنیم . قصه کوتاه و ختم کنیم به این نکته که ظریفی می گفت: عزیزجان گذشت آن زمان که بر دیوارها این جمله علامه شهید مطهری را می نوشتند: کسی که زیبایی اندیشه دارد زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد. عزیز پنجاه و هفتی من امروز برخی خیابان های شهرهای ما جولانگاه مانکن های مانتو جهنده، با صورت های هم چون بوم نقاشی بزک کرده است، کار به جایی رسیده که این ها شده اند طلبکاران جامعه و دیگران شده اند بدهکار، مگر می شود خدای ناکرده به این ها گفت بالای چشم شما ابرویی هم وجود دارد، تازه می گویند در برخی جاها کارهای اداری این جور آدم ها زودتر راه می افتد. کجایی عزیز من برخی حتی می گویند این ها «های کلاس» اند و در کلاس A جا می گیرند، خلاصه می گفت این گونه حرف ها امروز مشتری چندانی ندارد، آن ظریف ادامه می داد، فقط خیال ما را راحت کنند و بگویند اگر قرار است همین گونه کم کم و زیاد و زیاد به سمت حذف حجاب و بی تفاوتی چنین آشکار درباره این مسئله و چیزهایی مانند آن که برای خیل کثیری از مردم هنوز که هنوز است بسیار اهمیت دارد حرکت کنند، لااقل یک جوری این قصه را یواشکی اعلام کنند، تا خیال عده ای هنجار شکن حسابی از این که هست تخت تر شود!
منبع : روزنامه خراسان - با تلخیص
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:18 AM
نظرات(0)
-
یک شنبه 1 آذر 1388
6:02 AM
نظرات(0)
کودکان باهوش در برابر حوادث و پیامد های نا خوشایند آن آسیب پذیری کمتری دارند
.
محققان می گویند بهره هوشی بالاتر کودکان را در برابر حوادث خطر
آفرین محافظت می کند
.
به گزارش هلث دی ، نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد این
اثر در میان کودکان و نوجوانان 6 تا 17 ساله مشاهده می شود بطوریکه این گروه کمتر
خود را در معرض چنین وقایعی قرار می دهند و اگر هم با آن مواجه شوند کمتر دچار
استرس پس از حادثه می شوند
.
همچنین کودکانی که در سنین خردسالی دچاراضطراب هستند
در دوران نوجوانی بیشتر دچار استرس پس از حادثه می شوند
.
به گفته محققان نحوه
تاثیر بهره هوشی درحفاظت از اثرات استرس پس از حادثه مشخص نیست. یافته های فوق
اهمیت مطالعه و تحقیق درباره فرآیندهای شناختی در پاسخ افراد به چالش ها ی زندگی و
تجارب پس از حادثه و نیز دخالت هوش در شکل گیری این واکنش ها را نشان می دهند.
-
دوشنبه 18 آبان 1388
3:21 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



