كودكان موجودات در حال رشدي هستند و براساس اين كه در سالهاي اوليه زندگي چگونه تربيت شوند و آموزش ببينند، سبك خاص رفتاري پيدا مي كنند. اين سبك رفتاري الگويي تقريباً ثابت و دائمي براي آنها به وجود ميآورد، و تعيين كننده نحوه ارتباطات و برخوردهاي آنان نيز مي باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شيوه خاص خود را دارد؛ و اين نحوه برخورد، در تلاقي با ساختار ژنتيكي هر فرد، باعث مي شود كه شخصيتهايي بسيار متفاوت و متمايز شكل بگيرند.
چرا كودكان لوس مي شوند؟
يكي از دلايل لوس شدن كودكان روش هاي غيرقابل قبول والدين به لحاظ تربيتي است؛ والدين محبت كنندهِ افراطي كه معيارهاي تربيتي و روشهاي يادگيري را در نظر نمي گيرند و صرفاً با محبتهاي بي حد و حساب مانع اجتماعي شدن رفتارهاي كودكان مي شوند. چنين كودكاني معناي صبر و تحمل را در زندگي نميآموزند و انسانهايي عجول و شخصيتهايي متزلزل بار خواهند آمد.
آيا مي توان كودكان لوس را اصلاح كرد؟
بله؛ چنانچه والدين از روشهاي غير قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانين تربيتي درستي را اعمال كنند، و به شرط آن كه روشهاي جديد ثابت و مستمر باشد، مي توان اميد داشت كه اين روشها به تدريج مؤثر واقع شوند.
رشد اجتماعي كودكان يكي از حيطه هاي رشدي است كه دقيقاً به ما نشان مي دهد آيا فرزند مطابق با سن تقويمي يا شناسنامه اي خود رفتار مي كند يا خير؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه اي رفتار نمي كند چه دلايلي براي اين مسئله وجود دارد و رفتارهاي او چگونه شكل گرفته است؟ يكي از سبكهاي غلط رفتاري كودكان، ناتواني در ايجاد و برقراري رابطه سالم با همسالان است؛ يعني كودكاني وجود دارند كه راههاي برقراري ارتباط سالم را نمي دانند. اين گروه از كودكان بعضاً تحت عنوان «كودكان لوس» نامگذاري ميشوند. آن چه در اين نوشتار مورد بحث قرار مي گيرد عوامل مؤثر در شكل گيري اين گونه رفتارهاست.
-
دوشنبه 2 فروردین 1389
7:17 AM
نظرات(0)
شما و كودكتان
اگر شما كودكى تهاجمى داريد، براى شروع جزئيات رفتارى خود و همسرتان را دقيقاً بررسى كنيد و چنان چه با خودتان رو راست باشيد، متوجه خواهيد شد كه شما نيز مانند يك معلم يا سرمشق در انجام وظيفه خود قصور كرده ايد. پيشگيرى از شكل گيرى رفتارهاى تهاجمى در كودك كار بسيار ساده اى است در عين حال كمتر نمودن اين گونه رفتارها كار بسيار دشوارى به نظر مى رسد. فراموش نكنيد كه كودك همه كارهاى شما را تقليد مى كند حتى رفتارهاى تهاجمى تان را بنابراين بكوشيد صبور و آرام باشيد! فكر نكنيد كه با پنهان كردن مسايل از كودك مى توانيد چشمان تيزبين او رابه روى مسايل جارى در محيط زندگى ببنديد. كودك معمولاً جو حاكم را درك مى كند و اين خود مى تواند دليلى براى احساس ناامنى كودك باشد.
دزدى نه سرقت!
بيشتر كودكان خردسال عادت دارند وسايل متعلق به ديگران را بردارند: لوازم آرايشى مادر، اسباب بازى خواهر يا برادر و يا كليدهاى پدر، زيرا او فقط مى خواهد با آن ها بازى كند. كودكان در اين سنين قادر به درك«حق مالكيت» ديگران نبوده و اين احتمال وجود دارد كه پس از بازگشت از خريد يا منزل دوستان متوجه شويد كه كودك چيزى را با خود برداشته است. در چنين وضعيتى كافى است به او بگوييد اين كار دزدى است و معمولاً كودك مطلب را درك خواهد كرد.
كودكان خجالتى و كم رو
برخى از كودكان طبيعتاً خجالتى اند. مطالعات نشان داده است كه ۱۰ درصد نوزادان با سيستم عصبى خاصى متولد مى شوند كه آن ها را مستعد كم رويى مى كند. اين كودكان از صحبت با كودكان و يا بزرگسالان امتناع مى كنند و بازى در تنهايى را ترجيح مى دهند. اگر كودك تان خجالتى و كم روست نبايد او را مورد انتقاد قرار داد بكوشيد طبيعت او را تغيير دهيد. هر گاه تجربه جديدى براى كودك فراهم شد سعى كنيد او را از قبل آماده كنيد تا عوامل ناشناخته را براى او كاهش دهيد. هر گاه با افراد جديدى ملاقات مى كنيد پيش از اين كه از او بخواهيد تا با ديگران احساس راحتى نمايد به او زمان كافى بدهيد تا با ديگران خو بگيرد.
-
دوشنبه 2 فروردین 1389
7:17 AM
نظرات(0)
عده اي از پدر و مادرها وقتي مي بينند فرزند کوچکشان به حرف هاي آنها موقع لباس پوشيدن يا جمع کردن وسايلش و… توجهي نمي کند و به تماشاي تلويزيون يا بازي ادامه مي دهد، دايم صدايش مي کنند و فرياد مي کشند. آنها فکر مي کنند هرچه بيشتر حرفشان را تکرار کنند، فرزندشان سريع تر گوش مي دهد. در حقيقت قضيه برعکس است.
● چه کار کنيم؟
▪ عصباني نشويد
تلاش کنيد آرامش خود را حفظ کرده و با صداي آرام صحبت کنيد، حتي اگر مجبور شديد براي چند لحظه اي به خلوتگاهي پناه آوريد. هرقدر بلندتر صحبت کنيد، مطمئناً بچه ها نه متوجه صداي بلند شما و نه متوجه مفهوم کلمات تان خواهند شد.
▪ مسائل را براي فرزندتان شرح دهيد
بچه ها هنگامي که به آنها دستور داده مي شود، لجبازي مي کنند. به جاي آن که بگوييد، چطور جرئت کردي سنگ پرتاب کني! بگوييد: سنگ براي پرتاب کردن نيست، توپ را پرتاب مي کنند. بدين طريق برروي رفتارش تأثير گذاشته و راه چاره اي را بدون پرخاشگري يافته ايد.
▪ مطالب را به سادگي عنوان کنيد
به جاي سخنراني کردن به نرمي ولي با قاطعيت حرف بزنيد. به اين طريق او ياد مي گيرد راجع به هر کاري که بايد انجام دهد، فکر کند بدون آنکه به سرزنش براي فراموش کردن کاري يا گوش ندادن نيازي باشد.
▪ از فرزند خود بخواهيد که مطالب مهم را تکرار کند
اين روش زماني مفيد خواهد بود که مي خواهيد فرزندتان نتيجه کاري را بفهمد. بگوييد: بايد ماژيک هايت را قبل از ناهار جمع کني بگو ببينم کي ماژيک هايت را جمع مي کني؟
▪ ارتباط واقعي برقرار سازيد
چنانچه فرزندتان جذب کاري شده، به آرامي دست به شانه او بزنيد تا متوجه شما شود. از او بخواهيد موقعي که صحبت مي کنيد به شما نگاه کند. اگر او با چشم ارتباط برقرار سازد، برايش بسيار سخت خواهد بود که لجبازي کند.
▪ جدولي تهيه کنيد
به او مسئوليت دهيد و با کمکش جدولي از تمام کارهايي که بايد انجام دهد (مسواک زدن، شستن صورت، لباس پوشيدن، خوردن صبحانه و پوشيدن کفش ها) تهيه کنيد. بسياري از بچه ها دوست دارند که جدول را بررسي کرده و موفقيت خود را اعلام کنند.
● بچه هاي لجباز…
به او توجه کامل داشته باشيد. چنانچه مي خواهيد او به حرف هاي شما گوش دهد، بايد به گفته هايش گوش دهيد. بنابراين هنگامي که روزنامه در دست تان است و آن را مي خوانيد با او صحبت نکنيد. تمام توجه خود را به او بدهيد و اگر امکان پذير نيست، علت آن را برايش شرح دهيد: "عزيزم، اکنون مشغول انجام کاري هستم. اما دوست دارم که به گفته هايت گوش دهم. پنج دقيقه ديگر. به حرف هايت گوش مي کنم ".
به طور معمول اگر قبل از انجام کاري گفته خود را چندين مرتبه تکرار کنيد، بچه مي آموزد که نبايد گوش دهد. وي ارزش زماني که براي اولين مرتبه او را صدا مي کنيد و زماني که واقعاً با او کار داريد را مي داند و احتمالاً از ۵ تا ۱۰دقيقه اضافي استفاده مي کنند و به بازي خود ادامه مي دهند.
اگرچه هنگامي که کودک، خود را به نشنيدن مي زند و يا حرفتان را جدي نمي گيرد، بسيار ناراحت کننده است، ولي بچه هاي ۳ـ۴ ساله از اين که مي توانند با بي اعتنايي و گوش ندادن، والدين را عصباني کنند، احساس قدرت مي کنند. پس با اين قضيه به طور شخصي برخورد نکنيد. بچه ها در اين سن نمي خواهند بي ادب باشند، آنها فقط مي خواهند استقلال خود را نشان دهند.
البته اگر از ابتدا، کودک را به خوب گوش دادن تشويق کنيم، مشکلات گوناگون آينده برطرف خواهد شد. مثلاً فرزندتان در مدرسه خوب توجه نمي کند و نمي تواند در درس هايش تمرکز کرده و يا دستورات را دنبال کند و يا حرف هاي شما را ناديده مي گيرد، در اين صورت نبايد بگوييد اين مسئله به مرور زمان به خودي خودحل خواهد شد. دستورات زير به فرزند شما کمک مي کند بدون آنکه خود بفهمد، دقت و توجه بيشتري برروي مسائل داشته باشد.
به علاوه، به آنچه مي گويد اهميت دهيد. چنانچه مي گويد سردش شده است، نگوييد: اين جا آن قدرها هم سرد نيست. به جايش بگوييد: سردت شده؟ بيا برويم و لباس گرمت را برداريم. بي جهت نگران نشويد. اگر بچه هاي کوچک که در گوش دادن با مشکل مواجه اند و بعضي اوقات بي قرار مي شوند با کمبود توجه روبرو هستند. افراد با اين مشکل، اين رفتارها برايشان به صورت عادت درآمده است، بنابراين چنانچه اين بي توجهي در زندگي روزمره اش تأثيرگذاشته، بايد مورد ارزيابي قرار گيرد.
به خاطر داشته باشيد، در اين زمينه بچه ها با بزرگترها واقعاً فرقي ندارند. بچه ها مي خواهند مثل شما، هنگام انجام کاري، کسي مزاحمشان نشود. اين مسئله مانند اين است که کتاب جالبي را در دست داريد و حاضر نيستيد لحظه اي آن را کنار بگذاريد. در اين شرايط شخصي مي خواهد شما را وادار به انجام کار ديگري کند. بنابراين اگر مي خواهيد فرزندتان به آنچه که گفته مي شود دقت کند و آن را انجام دهد، در حالي که او را در هنر گوش دادن کمک مي کنيد، صبور باشيد و کاملاً به او توجه نشان دهيد.
-
یک شنبه 1 فروردین 1389
9:44 AM
نظرات(0)
حتی در بهترین ازدواج ها هم، زن و مرد بر سر تربیت بچه ها و شناساندن خوب و بد به آنها با یکدیگر اختلاف دارند. وقتی شما و همسرتان در رابطه با تعلیم و تربیت فرزندانتان اختلاف داشته باشید، جه باید بکنید؟ در این مقاله قصد داریم نقطه نظرات روانشناس بالینی دکتر راس پیترز را برایتان عنوان کنیم تا بفهمید که چطور می توانید این اختلافات را به توافقات تبدیل کنید. از همان قدیم الایام هم بر سر تربیت بچه ها در خانواده ها مشکل وجود داشته است. این مشکلات معمولاً ترکیبی است از اینکه کدامیک از والدین ابتدا كودك را حین ارتکاب جرم دیده است، هر کدام از والدین تا چه میزان با رفتارهای ناشایست فرزندانشان عصبانی می شوند، خلق و خو و میزان تحمل ناکامی در پدر و مادر متفاوت است، کدامیک از والدین زمان بیشتری را در روز با کودک می گذراند و در آخر کدامیک از والدین از اینکه نتوانسته است زمان بیشتری را صرف کودک خود کند احساس گناه می کند. و اگر بخواهید موضوع را پیچیده تر کنید، این مطلب را هم می توانید به مطالب بالا اضافه کنید که آیا کار ناشایست کودک در خفا انجام شده است یا در ملاء عام. خوب حالا چه باید کرد؟ درک، تفاهم و اصول پایه ای را در خود پرورش دهید یادتان باشد که اختلاف و عدم توافق با همسرتان سر تربیت و تادیب فرزندانتان مسئله ای کاملاً طبیعی و غیر قابل اجتناب است. این اختلاف به این معنا نیست که شما والدینی ناسازگار هستید و با یکدیگر تفاهم ندارید. اجازه ندهید که این عدم توافق برایتان تبدیل به مشکل بزرگی شود. بحث و گفتگوی مناسب در مقابل کودکان می تواند تجربه تكاملي خوبی برای آنها باشد. اشکالی ندارد اگر فرزندتان شما را در حال بحث، مخالفت و حل و فصل موضوعی ببینند. در واقع اگر این بحث ها به طریقی صحیح انجام گیرد، درس زندگی فوق العاده ای برای آنها خواهد بود. یادگیری مهارت های گوش دادن، عنوان کردن مشکل، در نظر گرفتن هر دو طرف قضیه و رسیدن به راه حل و توافق، ازجمله ابزارهایی است که فرزند شما باید از همان ابتدای کودکی، به تدریج آموزش ببیند. جنگ و جدل های نابرابر به هیچ عنوان درس زندگی خوبی برای کودکان نیست. برای بچه ها وحشتناک است که والدین خود را مشغول توی سر هم زدن، داد و فریاد و قلدری کردن ببینند. این مسئله باعث خواهد شد که آنها از اختلاف و عدم توافق گریزان شوند. از قبل تصمیم بگیرید که چه مسئله ای در خانواده شما از اهمیت بیشتری برخوردار است. مطمئنم که شما و همسرتان سر حداقل چندین موضوع به توافق می رسید که اهمیت زیادی داشته باشند و فکر می کنید که در موقعیت های خاص باید انجام گیرند. بسیاری از خانواده ها سلامتی (از گذاشتن کلاه کاسکت حین دوچرخه سواری گرفته تا مصرف مواد مخدر)، آموزش و تحصیل (انجام صحیح تمرینات و تکالیف مدرسه)، احترام (در خانه، مدرسه و در اجتماع) و صداقت را در درجه اول اهمیت قرار می دهند. اگر کودکان این مسائل را رعایت نکنند، عواقب بدی از طرف والدین در انتظار آنها خواهد بود. از اینرو، بهتر است که والدین نتایج و عواقب این خطاها را پیش خود تعیین کرده و آنها را به فرزندانشان گوشزد کنند. حتی می توانید آن را روی تکه ای کاغذ نوشته و به یک دیوار از خانه بچسبانید تا همیشه جلوی چشم باشد. اگر رفتاری از کودک سر زد که در آن لیست قید نشده باشد، برای والدین آسان تر است که در مورد برخورد با آن رفتار با هم مخالفت کنند. البته اگر شما تنها والد کودک هستید که از او مراقبت می کنید، باید خودتان به تنهایی برخوردی مناسب با آن اشتباه و رفتار انتخاب کنید. اما وقتی پدر و مادر هر دو حضور داشته باشند، احتمالاً آنکه بیشتر نسبت به آن رفتار حساسیت دارد می تواند با آن برخورد کند. اما اگر همسرش با طرز برخورد او مخالف باشد، باید تشخیص دهند که آیا ارزش بحث کردن دارد یا نه. اما یادتان باشد قصد ما امتیاز دادن نیست. خانواده ها وقتی دچار مشکل می شوند که تادیب و تربیت و تصمیم گیری درمورد بچه ها فقط بر دوش یکی از والدین باشد، چه خودشان بخواهند و چه نخواهند. اگر بطور مداوم با طرز برخورد همسرتان در برابر اشتباهات و بدرفتاری های فرزندتان مشکل دارید، سعی کنید موضوع را با او درمیان بگذارید. اگر آن را با لحن خوب و مناسب به اطلاع همسرتان برسانید، مطمئناً بیشتر مورد توجه او قرار خواهد گرفت و کمتر درمورد رفتار خود حالت دفاعی خواهد گرفت. اما نمی توانید درمورد همه ی تصمیمات تربیتی فرزندتان جلسه تشکیل دهید. والدینی آسوده تر هستند که زمان بیشتری برای رسیدگی به این موضوعات در اختیار دارند و استرس و فشار کمتری متوجه آنهاست. و راحت تر می توانند به دلیل و منشاء اشتباهات و بدرفتاری های فرزندشان فکر کنند و تصمیمات تربیتی آنها را با آرامش و اطمینان بیشتری بگیرند. اگر عادت به شرط گذاشتن برای فرزندتان دارید، "اگر تکالیفت را خوب انجام ندهی، اجازه نداری که عصر به کلاس کاراته بروی"، و همسر شما با این طرز برخورد شما مخالف است، باید به تنهایی این شروط را به مرحله عمل بگذارید و مسئولیت تهدیدتان تمام و کمال بر عهده خودتان است. حرف آخر اینکه مهم نوع تصمیمات تربیتی است نه اینکه چه کسی این تصمیمات را گرفته است. هدف ما از این تنبیهات و تادیبات این است که کودک کمتر آن رفتار ناشایست را تکرار کند و رفتارهای مناسب تری در آینده از خود نشان دهد. اگر فکر میکنید که همسرتان در مقابل فرزندانتان خیلی سخت گیری می کند، سعی کنید با او صحبت کنید تا مشکلتان برطرف شود. اگر می بینید که در بحث با همسرتان مغلوب می شوید، یادتان باشد که هیچوقت نمی توانید اثر کلمات زشت و بد و بیراه هایی که از دهانتان خارج می شود را از بین ببرید، اما همیشه وقت برای بحث مجدد و رسیدن به نتیجه ای که هر دو نفر از آن راضی باشند وجود دارد. مثلاً اگر فرزندتان شبانه بدون اجازه وارد اینترنت شده است، و شما هنوز تصمیمی برای تنبیه او نگرفته اید، می توانید به کودک بگویید که، "من و پدرت هنوز سر تنبیه تو به توافق نرسیده ایم، اما بعد از شام حتماً بهت می گوییم که چه تصمیمی گرفته ایم". اینکار به شما فرصت کافی میدهد تا با آرامش فکر همه ی جنبه های قضیه را بررسی کرده و تصمیم درستی اتخاذ کنید. می توانید مودم کامپیوتر را شب ها غیرفعال کنید یا تا یک ماه به او اجازه چَت کردن ندهید....انتخاب های خیلی زیادی پیش روی شماست. اما یادتان باشد که هدف هر دو شما یکی است، آن هم گرفتن تصمیم برای تربیت و تادیب فرزندتان است، نه بحث های غیر مرتبط!
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:15 AM
نظرات(1)
اهمیت و لزوم مشاوره خانواده با توجه به شیوههای زندگی نوین و پیچیدهتر شدن شرایط زندگی افراد با استرسها و فشارهای حاصل از این زندگی مواجه هستند. مشاوره خانواده فرآیندی است که راه کارهای مناسب برای سازگاری افراد با این شرایط و مدیریت استرس فراهم میسازد. علاوه بر این چنین شرایط پیچیده زندگی نیاز افراد به دریافت اطلاعات مناسب در زمینههای مختلف را موجب میشود. از اینرو مشاوره خانواده چنین وظیفهای را بر عهده میگیرد، به ارائه راهنمایی ، اطلاع رسانی و حل مسائل خانوادگی مبادرت میورزد. موضوعات قابل طرح در مشاوره خانواده هر چند میتوان گفت که بطور کلی تمام زمینههایی که با خانواده و مسائل آن مرتبط هستند به عنوان موضوع قابل طرح در مشاوره خانواده مطرح هستند، اما به مواردی از موضوعات رایج در این فرآیند اشاره میشود: ازدواج و تشکیل خانواده یا مشاوره قبل ازدواج هر چند مشاوره قبل از ازدواج عموما اصطلاح کلیتری است و زمینههای مختلف را در جریان ازدواج در بر میگیرد از جمله مشاورههای پزشکی و ژنتیکی. اما مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی موضوع بسیار مهمی است که امروزه مورد توجه فراوان قرار گرفته است. آشنایی افراد با مشکلاتی که اغلب بعد از ازدواج منجر به پدیدههای شومی چون طلاق میشود، انگیزه افراد را برای انجام مشاوره قبل از ازدواج از لحاظ روان شناختی برانگیخته است. چنین فرآیندی به جوانانی که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند کمک خواهد کرد، اطلاعات مناسب و کاملتری از ویژیگیهای یکدیگر کسب کنند و تنها به معیارهای ظاهری به عنوان ملاک انتخاب همسر توجه نکنند. در این راستا روانشناسان و مشاوران کمک شایان توجهی در جهت شناسایی افرادی که ازدواج آنها با یکدیگر اغلب مشکل آفرین بوده و ازدواجهای ناموفقی را سبب میشوند، مینمایند. به عنوان مثال ازدواج یک فرد درون گرا با یک فرد برون گرا و در سطوح تخصصیتر ، افراد ناایمن اجتنابی با افراد ناایمن دوسوگرا. مشاوران خانواده در این فرآیند از انواع مصاحبه و در صورت نیاز از آزمونهای روانی استفاده میکنند. تربیت فرزندان مقوله تربیت فرزندان از موضوعات بسیار مهمی است که اغلب مشاوران خانواده ، مراجعین زیادی در این راستا دارند. بطوری که خانوادهها با افزایش اطلاعاتی که در زمینه تربیت مناسب فرزندان و لزوم آن پیدا کردهاند و رغبت فزاینده در جهت آموزش راهکارهای مناسب برای تربیت کودکان و نوجوانان خود نشان میدهند. در این زمینه خدمات مشاوران ممکن است درزمینه آموزش و ارائه راهنمایی باشد و یا زمینه حل یک مشکل تربیتی. در موضوع اول مشکلی اتفاق نیافتاده و خانواده راغب است به صورت پیشقدم مطالبی مفید را در زمینه تربیتی بیاموزد، اما در موضوع دوم اغلب بعد از بروز مشکل است که خانواده مراجع میکنند و در جهت حل مشکل اقدام میکند. به عنوان مثال خانوادههایی که متوجه شدهاند فرزند آنها مدتی است دروغهای زیاد میگوید. شیوههای ارتباطی مناسب بین همسران روابط موجود بین اعضاء خانواده در سلامت خانواده و اعضاء آن از جنبههای مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی اهمیت فراوانی دارد. بسیاری از مشکلاتی که بین همسران رخ میدهد و گاه آنها را تا مرحله طلاق پیش میبرد به خدشه بودن روابط بین آنها مربوط است و اگر بررسی دقیقی صورت بگیرد، میبینیم که در واقع هیچ مشکل جدی و حادی مطرح نبوده است. در این مقوله مشاوره خانواده تلاش میکند به همسران بعد از تشکیل خانواده آموزشهای لازم را بدهد، به آنها را در شناخت یکدیگر کمک نماید. همچنین به آنها کمک خواهد کرد شکل مناسبی به روابط خود بدهند، شیوههای مناسب ارتباط با یکدیگر بشناسند و از همه مهمتر به تفاوتهای موجود بین زن و مرد که اغلب مشکلات ارتباطی را به بار میآورد، آشنا شوند. بررسی اختلافات خانواده و ارائه راهکارهای مناسب هر چند وجود برخی مشکلات در اکثر خانوادهها به صورت جزئی و خفیف طبیعی به نظر میرسد، اما خانوادههایی نیز وجود دارند که با مشکلات حادتری روبرو هستند. بحث و بررسی این نوع اختلافات در جریان مشاوره خانواده اغلب کمک شایان توجهی به این خانوادهها میکند. هر چند در گذشته حل چنین مسائلی اغلب به صورت ریش سفیدی و کمک بزرگان خانواده صورت میگرفت. ولی آنچه اهمیت مشاوره خانواده را امروزه در این قبیل مسائل بارزتر میسازد دور شدن خانوادهها از یکدیگر و فقدان اطلاعاتی مناسب افراد در زمینه مسائلی است که خانواده با آن روبروست. در چنین جلساتی اغلب اعضاء مشکلدار و حتی اعضاء غیر مشکلدار شرکت میکنند. از جمله این مشکلات عبارتند از اختلافات مربوط به خانوادههای همسران ، دخالت آنها و یا سایر عوامل و ... . مشکلات روحی اعضاء خانواده وجود یک عضو که از لحاظ روانی دارای مشکلاتی است تأثیرات زیادی روی بافت خانواده دارد. این مشکلات چه خفیف باشند مثل یک افسردگی خفیف و چه عمیق باشند، مثل وجود یک فرد اسکیزوفرن یا عقب مانده ذهنی در خانواده قابل توجه هستند. با توجه به اینکه این دسته از مشکلات اغلب کل اعضاء را میتواند به نحوی تحت تاثیر قرار دهد مشاوره با کل اعضاء خانواده لازم به نظر میرسد. به عنوان مثال آموزش خانوادهای که یک عضو معتاد دارد. به عبارتی مشاوره خانواده در این کارکرد خود علاوه بر شناسایی و ارجاع مناسب اختلالات روانی مثل انواع افسردگی ، اضطرابها ، اختلالات شخصیت ، اختلالات روان تنی ، اختلالات جنسی ، اختلالات سوء مصرف مواد ، آموزشهای لازم را برای سایر اعضاء سالم خانواده ارائه میکند. وضعیت فعلی مشاوره خانواده در ایران امروزه در کشور ایران ما این فرآیند گسترش فراوانتری نسبت به گذشته پیدا کرده است. مردم اطلاعات بیشتری در زمینه انواع مشکلات پیدا کردهاند و به لزوم انجام مشاوره تمایل بیشتری نشان میدهند. با افزایش گرایش مردم به انجام مشاورههای خانواده در زمینههای گوناگون ، مراکزی که چنین خدماتی را ارائه میدهند نیز افزایش چشم گیری داشتهاند. این مراکز در دو دسته دولتی و خصوصی انجام وظیفه میکنند. استفاده از خدمات دولتی به علت پایین بودن هزینه جلسات که اغلب تعداد جلسات هم زیاد است طرفداران بیشتری پیدا کرده است. مراکز وابسته به بهزیستی ، بیمارستانها ، ادارات بیمه و کارخانجات معمولا چنین خدماتی را ارائه میکنند. مباحث مرتبط با عنوان آزمونهای روانی اهمیت خانواده خانواده از دیدگاه اسلام خانواده درمانی درمان طبیعی استرس روانشناسی ازدواج زوج درمانی طلاق مدیریت استرس مشاوره ازدواج مشاوره قبل از ازدواج کارکردهای خانواده
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:09 AM
نظرات(0)
متاسفانه چیزی در حدود %50 از ازدواجها با شکست رو برو میشود و بسیاری از آنها حتی یک سال هم دوام نمی آورد. فهـمیدن عـلت شکست ایــن ازدواج ها می تواند به شما در بهـبـود زنـدگـی زناشویی خودتان کمک کند. برخی از عوامل دخیـل در شـکست ازدواج شـامـل ضـعـف در بـرقراری ارتباط، مشـکلات مـالـی، و شرایط محیطی است. همه این مسائل در ازدواج هـای ـسالم و بـادوام هـم وجـود دارنـد، امـا اگـر بـه طـریق منـاسـب با آنـها بــرخورد نشود، منجر به شکست آن ازدواج خواهد شد. برقراری ارتباط و گفتگو یکی از اصلی ترین عوامل موفقیت در ازدواج اسـت. بــدون برخورد و مکالمه درست، اختلافات و جر و بـحـــث ها به مشکلات بسیار بزرگی تبدیل می شوند. اگر زن و مرد مهارت های ارتباطی لازم برای حل و فصل اختلافاتشان را نداشته باشند، حتی کوچکترین مشکلشان، غیرقابل حل خواهد شد. گفتگو باعث رشد و پیشرفت رابطه ها می شود و به طرفین فرصت می دهد تا رویاها، نگرانی ها، امیدها و آرزوهایشان را با یکدیگر سهیم شوند. بدون آن زن و مرد قادر نخواهند بود آنطور که باید و شاید به یکدیگر نزدیک شده و با هم صمیمی شوند. ارتباط و مکالمه همچنین به زن و مرد فرصت می دهد تا مشکلاتشان را به طریقی سالم حل و فصل کنند. اگر یکی از طرفین یا هر دو آنها فاقد مهارتهای ارتباطی باشد، حل مشکلات بسیار دشوار خواهد شد، چون زن و مرد قادر نخواهند بود نقطه نظرات و حرف های همدیگر را به درستی بفهمند و درک کنند. اگر ازدواجی دچار مشکل شده است، زن و مرد باید روی مهارت های ارتباطی خود تا حد ممکن کار کنند تا بتوانند ازدوجشان را نجات دهند. فقدان مهارت های صحیح ارتباطی باعث شکست ازدواج خواهد شد. ممکن است عشق یارای مقابله با همه مشکلات را داشته باشد، اما گاهی اوقات وقتی دو طرف با مشکلات جدی مالی روبه رو هستند، حتی عشقشان هم نمی تواند به کمکشان بیاید. ممکن است خودِ مشکلات مالی باعث شکست یک ازدواج نشود، اما فشار و بحران های ناشی از آن در این زمینه بسیار مؤثر است. برخورد و کنار آمدن با مشکلات مادی کار بسیار دشواری است که فشار بسیار زیادی بر هر دو طرف رابطه وارد می آورد. این فشار خود به تنهایی برای ویران کردن پایه های یک ادواج سالم کافی است. اگر یکی از طرفین ازدواج خود را در مسائل مادی غرق کند، قادر نخواهد بود به جنبه های دیگر ازدواج نیز توجه داشته باشد. این رفتار مسامحه کارانه باعث خواهد شد که طرف دیگر احساس کند مورد بی تفاوتی و بی توجهی همسر خود قرار گرفته است که بسیار ویرانگر است. محیط و شرایط پیرامون ازدواج نیز گاهي ممکن است باعث شکست ازدواج شود. ازدواجهای مصلحتی، ازدواج سالمی نیست. وقتی تصمیم ازدواج بر مبنای چیزی جز عشق واقعی باشد، حالت معامله به خود می گیرد. یکی از نمونه های این نوع ازدواج، ازدواج هایی است که طرفین به خاطر فشاری که از طرف خانواده یا دوستان و اطرافیان متحمل می شوند، تن به آن می دهند، یا برخی دیگر که به خاطر صاحب فرزند شدن ازدواج می کنند. هیچیک از این دلایل نمی تواند دلیل سالم و صحیح برای ازدواج باشد و بدن شک به طلاق منجر خواهد شد. یکی دیگر از این عوامل محیطی ازدواج کردن در سنین پایین است. البته سن ازدواج به خود فرد و آمادگی های او بستگی دارد، اما اکثریت اعتقاد دارند که ازدواج در نوجوانی یا ابتدای بیست سالگی صحیح نیست. ازدواج کردن قبل از اینکه فرد فرصت لذت بردن از زندگی را داشته باشد می تواند باعث بی میلی در ازدواج شده و به شکست آن منجر شود. یکی دیگر از دلایلی که می تواند منجر به شکست ازدواج ها شود، جامعه است که اهمیت کمی به ازدواج قانونی می دهد. امروزه زن و مرد می توانند به راحتی با یکدیگر زندگی کنند، و حتی صاحب فرزند شوند درحالیکه قانوناً زن و شوهر نیستند. این انحطاط جامعه می تواند دلیل بسیاری از طلاق ها باشد. با این روند، زوج ها تلاش کمتری برای نگاه داشتن زندگیشان می کنند و با هر مشکل کوچکی تقاضای طلاق کرده و زندگیشان را رها می کنند. خیلی از ازدواج ها حتی قبل از شروع هم دچار مشکل هستند. از آنجا که ازدواج دیگر قدم ضروری برای ایجاد رابطه با جنس مخالف نیست، زوج ها تمایل بیشتری به طلاق پیدا میکنند و برای حل مشکلاتشان تلاش نمی کنند. ضعف در برقراری رابطه و مشکلات مالی و همچنین شرایط محیطی از عوامل موثر شکست در ازدواج هستند.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:08 AM
نظرات(0)
برخی از خانواده ها به خوبی توانسته اند خود را با این حقیقت که در دنیایی از تضاد زندگی می کنند وفق دهند و با رویی باز از این موضوع استقبال کنند. اما افرادی نیز هستند که در این راه اندکی نابخردانه و مردد عمل می کنند، به ویژه اگر در گذشته به حد کافی با افرادی که متفاوت از خودشان هستند، ارتباط برقرار نکرده باشند. البته توانایی کودکان نسبت به والدین در برقراری ارتباط با افراد غیر هم فرهنگ خود، بیشتر است. چرخه دوستان، همکلاسی ها، و حتی تیم های ورزشی کودکان نسل جدید، نسبت به یک نسل پیش، از تنوع نژادی و فرهنگی بیشتری برخوردار می باشد. اما به راستی دلیل این موضوع که والدین باید به فرزندان خود کمک کرده و آنها را برای رویارویی با محیط های درسی و شغلی گوناگون آماده کنند، تا چه حد از اهمیت برخوردار می باشد؟ تعلیم نحوه رویارویی با سایر فرهنگ ها به این دلیل حائز اهمیت است که اگر فردی یاد بگیرد چگونه می تواند با روی باز از تضادها استقبال کند، آنگاه فرصت های بیشماری در زمینه شغلی، تجاری، و سایر موارد به رویشان باز خواهد شد. به طور خلاصه باید گفت که موفقیت فرزندان ارتباط مستقیمی به تحمل و بردباری آنها در مقابل افراد و شرایط مختلف دارد. موفقیت به معنای امروزی - و حتی در آینده - بسته به توانایی درک و فهم شما از سایرین است. بردباری چیست؟ بردباری به منزله اظهار احترام به تفاوت هایی است که در افراد مختلف وجود دارد. شاید معنای ابتدایی آن را بتوان در متون مذهبی و کتیبه های نژاد پرستانه یافت کرد، اما مفهموم کلی بردباری را می توان به پذیرش و کنار آمدن با تفاوت در تمام زمینه ها از جمله مقوله های: جنسیت، ناتوانی معلولین جسمی یا ذهنی، و ... نسبت داد. بردباری یعنی احترام گذاشتن به دیگران، ارزش قائل شدن برای تفاوت ها، پل زدن ما بین شکلاف های فرهنگی، عدم پذیرش کلیشه های غیر منصفانه، پیدا کردن راهی به منظور رسیدن به ارزش های مشترک، و خلق پیوندهای جدید نا گسستنی. می توان گفت که در بسیاری از موارد بردباری درست معنایی در مقابل تبعیض را در بر دارد. اما آیا بردباری به این معناست که ما ملزم به پذیرش تمام رفتارهای دیگران هستیم؟ نه؛ البته که اینطور نیست. به هیچ وجه نباید با رفتاری و اسلوبی که منجر به آزار و رنجش دیگران می شوند (مثل بدجنسی و گردن کلفتی)، و یا رفتارهایی که سبب زیر پا گذاشتن قوانین اجتماعی می شوند ( نظیر دروغگویی و دزدی ) ، مدارا کرد. بردباری به این معناست که اطرافیان خود را همانطور که هستند بپذیرید، نه اینکه رفتار نا متعارف افراد ناشایست را قبول کنید. بردباری یعنی با دیگران همان طور رفتار کنید که دوست دارید آنها با شما رفتار کنند. چگونه بردباری آموزش داده می شود؟ مانند سایر گرایش های رفتاری دیگر، بردباری نیز باید از راههای زیرکانه و نافذ آموزش داده شود. کودکان پیش از اینکه صحبت کردن را آغاز کنند به دقت اطراف خود را نگاه کرده و دیده های خود را عیناً تقلید می کنند - به ویژه از پدر و مادر - کودکان در هر سنی که باشند، ارزش های شخصی خود را تا حد بسیار زیادی بر اساس ارزش ها و رفتار کسانی که برایشان ارزش قائل هستند، توسعه می دهند. اکثر پدر و مادرها در محیط های مختلف اداری مشغول به کار هستند و افرادی را ملاقات می کنند که کمی تا قسمتی با فرهنگ خانوادگی آنها در تضاد می باشند. نحوه برخورد و میزان احترام والدین به آنها تبدیل به جزء جدا نشدنی وجودشان می شود، و حتی بدون اینکه خودشان هم تصور کنند، آنرا به راحتی به نسل بعدی انتقال میدهند. آنها رفتارهایشان را به سادگی و همانطور که زندگی عادی شان را دنبال می کنند به فرزندانشان منتقل می کنند. آن دسته از افراد که در زندگی روزانه خود بردباری نشان می دهند، پیغام های نیرومندی را برای فرزندانشان می فرستند. و نتیجه هم این است که فرزندانشان یاد می گیرند تا برای تفاوت ها احترام قائل شوند. به طور قطع منظور از احترام گذاشتن به تفاوت های دیگران، به معنای دست کشیدن از ارزش های نژادی فرد نیست. مطمئنا خانواده شما سنن قومی، نژادی، و مذهبی خاصی دارد که باید به تک تک آنها افتخار کنید. اما مهم اینجاست که در عین حال که فرهنگمان را برای خودمان محترم می شماریم، یاد بگیریم برای تفاوت های دیگران نیز به طور یکسان ارزش قائل شویم. به علاوه فرهنگ اصیل خود را حفظ کرده و به نسل های آینده انتقال دهیم. والدین چه نقشی را در آموزش بردباری به فرزندان ایفا می کنند؟ والدین می توانند با استفاده از مثال های عینی و یا سایر موارد، بردباری را به فرزندان خود آموزش دهند. گفتگو در مورد بردباری و احترام گذاشتن به دیگران، به کودکان کمک می کند که راحت تر با ارزش هایی که شما می خواهید در وجودشان پرورش دهید، آشنایی پیدا کنند. فضا دادن به کودکان برای بازی و همکاری با دیگران نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. این امر در وهله اول به کودک یاد می دهد که هر کسی چیزی برای ارائه کردن دارد و همچنین او را قادر می سازد که در هر لحظه با بهره گیری از تفاوت ها و شباهت های موجود، چیزهای نویی را تجربه کنند. در این قسمت نکاتی وجود دارد که والدین با استفاده از آن می توانند بردباری را به فرزندان خود آموزش دهند. مراقب طرز برخورد و رفتار شخصی خود باشید. والدینی که تصمیم دارند تا فرزندانشان برای تنوع و گوناگونی ارزش قائل باشند، باید ابتدا از خودشان شروع کنند و پایشان را را فراتر از کلیشه های نادرست بگذارند. به خاطر داشته باشید که گوش بچه ها در هر حالتی شنواست. مراقب صحبت کردن در مورد افرادی که نسبت به شما متفاوت هستند، باشید. شوخی هایی نکنید که باعث جاودانه کردن تصورات قالبی و کلیشه ای در ذهن کودک شود. شاید برخی از این جوک ها برای زمانی موقتی موجبات خوشحالی و سرگرمی شما فراهم آورند، اما در دراز مدت تاثیر منفی در بر داشته و توانایی احترام به تقابل فرهنگی را از کودک شما سلب می کنند. در خرید کتاب، اسباب بازی، موزیک، کارهای هنری و فیلم را دقت کنید. تاثیر قدرتمند رسانه گروهی در شکل گیری نگرش فرزند خود را هیچ گاه از ذهن دور نسازید. کلیشه های غیر منصفانه ای که از رسانه های گروهی پخش می شود را به صورت آگاهانه در پیش روی کودک مخاطب قرار داده در مورد آنها با یکدیگر صحبت کنید. به سوالات کودکان در این زمینه صادقانه و با احترام پاسخ دهید. این امر به آنها آموزش می دهد که در فضایی سرشار از احترام متقابل می توانند بر روی تفاوت های خود با دیگران انگشت گذاشته و در مورد آنها گفتگو کنند. به تفاوت های موجود در افراد خانواده خود احترام گذاشته و آنها را تایید کنید. موافقت و پذیرش خود را از توانایی ها، و علائق، و سلایق متنوع فرزندتان اعلام کنید. به یگانگی و تمایز هر یک از اعضای خانواده احترام بگذارید. به خاطر داشته باشید که بردباری به معنای تحمل رفتارهای غیر قابل قبول نیست، بلکه به این معناست که هر کسی استحقاق دارد از سوی دیگران مورد احترام قرار گیرد و همانطور که از دیگران انتظار احترام دارد، خودش نیز باید به آنها احترام بگذارد. به فرزندانتان کمک کنید تا احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند. کودکانی که احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند، با دیگران نیز به بدی رفتار می کنند؛ اما از سوی دیگر کودکانی که عزت نفس دارند، برای خود ارزش و احترام قائل هستند، و این امر سبب می شود تا با دیگران نیز با ملاحظه و بزرگداشت برخورد نمایند. به فرزند خود کمک کنید تا احساس پذیرفتگی، مورد احترام بودن، و ارزش قائل شدن را در خود احساس کنند. به آنها این فرصت را بدهید تا با کودکانی که دارای فرهنگ های متفوتی هستند ارتباط برقرار کرده و یا با آنها بازی کنند. زمانیکه یک مدرسه، مهد کودک، و یا اردوگاه را برای فرزند خود انتخاب می کنید، سعی کنید محیطی را انتخاب کنید که مملو از جمعیت های متفاوت باشد. با یکدیگر در مورد تعطیلات و جشن های مذهبی- فرهنگی ملل دیگری که جزء سنن و آیین شما نسیتند، مطالعه داشته باشید. به سنن مرسوم خانواده خود احترام بگذارید و آنها را به فرزندان خود نیز یاد بدهید و اگر لازم شد به افراد دیگری که در خارج از خانواده شما بوده و از خود به یادگیری آن دارند. زمانیکه والدین تصمیم به تشویق فرزندان به منظور پرورش بردباری می گیرند، باید در مورد ارزش های فردی با آن ها صحبت کنند، و الگوهای رفتاری که تمایل دارند در فرزاندانشان ایجاد شود را در وهله اول خودشان بروز دهند. با به کارگیری موارد ذکر شده می توانید مطمئن باشید که کودکان هم جا پای قدم های شما می گذارند و همواره از شما دنباله روی خواهند کرد.
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:07 AM
نظرات(0)
تغییر در رسیدگی به دادخواست مهریه و اجرای ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی شيوه نامه اجرايى پرونده هاى مطالبه مهريه و اعسار طبق در ۱۶ ماده و يك تبصره تصويب و از سوى رئيس قوه قضائيه ابلاغ شد. ماده يك اين شيوه نامه تصريح دارد: در مراجعات مربوط به دعاوى خانواده، بر اساس دستورالعمل شماره يك طرح جامع رفع اطاله دادرسى ابتدا بايد از طريق واحد ارشاد و معاضدت قضايى اقدام هاى مقتضى صورت پذيرد. براساس ماده ،۳ در صورت تمايل نداشتن زوجين به صلح و سازش يا اصرار زوجه بر دريافت مهريه، كارشناس ذيربط در واحد ارشاد و معاضدت قضايى با برشمردن مزاياى اقدام از طريق اجراى ثبت، مشاراليها را به واحد اجراى سازمان ثبت ارجاع مى كند.در كنار اين امر از بيان مزاياى ساير روش هاى حل مشكل نظير دلالت به شورا هاى حل اختلاف، توصيه به استفاده از داور و يا بهره مندى از نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى نيز استفاده مى شود. براساس ماده ،۴ در صورت اصرار دوطرف يا زوجه بر اقدام قضايى، مراتب تمايل نداشتن وى به اقدام از طريق واحد اجراى ثبت به صورت كتبى ثبت شده و به امضاى وى رسيده، آنگاه دادخواست مربوط پذيرفته مى شود. نحوه ارجاع و رسيدگى و صدور حكم طبق ماده ،۶ دادگاه پيش از صدور حكم محكوميت راجع به مهريه بايد مباشرتاً يا از طريق نهاد هاى شبه قضايى مانند شورا هاى حل اختلاف و داورى و نهاد هاى مشاوره دولتى و خصوصى، سعى در صلح و سازش و حصول توافق بين دوطرف داشته و مراتب اقدام هاى خود را اعم از آن كه منتهى به رفع اختلاف شده يا نشده باشد در پرونده صورتجلسه كند. وقت رسيدگى به ادعاى اعسار و تقسيط پرداخت مهريه به صورت فوق العاده و خارج از نوبت و حداكثر با تعيين وقت ۱۰ روزه است. اقدام هاى اجرايى بر اساس ماده ،۹ بلافاصله پس از صدور احكام اعسار و تقسيط، اقدام هاى اجرايى لازم آغاز مى شود.اعتبار قانونى اين حكم تا زمانى است كه در مرحله اعتراض و تجديد نظر حكم دادگاه بدوى نقض نشده باشد. اقدام هاى مربوط به زندانيان مهريه طبق ماده ،۱۱ در صورتى كه محكوم عليه بابت بدهكارى مهريه در اجراى ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس باشد، بلافاصله پس از صدور حكم تقسيط يا اعسار آزاد مى شود. براساس ماده ،۱۳ قضات ناظر زندان موظفند، بلافاصله پس از ابلاغ اين شيوه نامه پرونده تمام افرادى را كه به موجب اعمال ماده ۲ قانون نحوه اجراى محكوميت هاى مالى در حبس به سر مى برند، بررسى و اظهارات هر يك از آنها را راجع به وضع پرونده، استماع و صورت مجلس تهيه و به شرح ذيل اقدام كنند: الف) چنانچه زندانى اعلام كند اموالى براى اجراى حكم دارد، ليست اموال مذكور با مشخصات كامل به دادگاهى كه حكم تحت نظر آن در حال اجراست، ارسال مى شود تا از طريق مرجع قضايى مربوط با قيد فوريت دستور آزادى زندانى طبق مقررات صادر شود. ب) در صورتى كه زندانى براى اخذ رضايت و پرداخت دين نياز به مرخصى يا تماس با اشخاص ديگر حتى غير خانواده اش داشته باشد، ترتيب مرخصى مورد نياز و امكان ارتباط وى داده خواهد شد. ج) در صورت طرح دعوى اعسار و تقسيط مهريه، با اخذ سوابق پرونده از زندانى يا خانواده وى نسبت به پيگيرى پرونده تا حصول نتيجه اقدام خواهد شد. د) چنانچه زندانى مدعى اعسار باشد اما دعوى اعسار يا تقسيط مهريه را مطرح نكرده باشد، با اعطاى مرخصى به وى و يا از طريق وكالت معاضدتى جهت طرح دعوى اقدام مى شود و تا حصول رضايت زوجه و آزادى زندانى موضوع در دستور كار و تحت پيگيرى مستمر قاضى ناظر زندان خواهد بود. بنقل از گروه اجتماعى روزنامه ایران
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:06 AM
نظرات(0)
شيردهي دوراني خاطره انگيز براي مادراست. سختي ها و شيريني هايش همه در ذهن مادر به خوبي نقش مي بندد. مادر و كودك عاشق و نيازمند يكديگرند و مادر فداكارانه آنچه در روح و جسمش دارد به كودك مي بخشد و براي آنكه بتواند با سلامت كامل و خاطره اي خوش اين دوران را به پايان برساند ، بايد بداند كه چگونه نيازهايش را تامين كند.
نان سبوس دار 3 برش + پنير30گرم + كره 2قاشق مرباخوري + عسل يا مربا 2قاشق مرباخوري + شيركم چربي 1ليوان
ساعت 10
ميوه 1 عدد ، چاي وكيك
نهار
لوبيا پلو با سالاد شيرازي؛ گوشت 120گرم ، كته 15 قاشق غذاخوري، لوبيا سبز پخته يك دوم ليوان ، روغن مايع 2 قاشق مرباخوري ، ماست كم چربي 1 ليوان ، خيار 1عدد ، گوجه 1عدد، پياز يك دوم عدد به همراه آبليمو و روغن زيتون
عصرانه
ميوه 2 عدد ، نان 2برش ، پنير 30 گرم ، گردو 2 مغز كامل
شام
كوكوي سبزي با ماست؛ تخم مرغ 1 عدد ، سبزي خام 2 ليوان ، نان 2 برش ، روغن مايع2 قاشق غذاخوري ، ماست كم چربي 1 ليوان
پيش از خواب
شيركم چربي 1 ليوان ، عسل 1 قاشق غذاخوري
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
7:00 AM
نظرات(0)
-
چهارشنبه 26 اسفند 1388
6:59 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



