آشنايي با الكترونيك - تقسيم جريان
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:30 AM
نظرات(0)
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:29 AM
نظرات(0)
منبع تغذيه اي كه جريانش بيشتر باشد
ميتواند كار بيشتري انجام دهد يا منبع تغذيه اي كه ولتاژش بيشتر باشد ؟
گفتيم كه ولتاژ باعث حركت الكترونها ميشود كه حركت الكترونها همان
جريان ميباشد
.
در منابع تغذيه يك مقاومت داخلي وجود دارد كه باعث ميشود در
هنگام تغذيه نمودن يك مصرف كننده ولتاژ منبع تغذيه كاهش يابد پس قدرت يك منبع تغذيه
به دو عامل بستگي دارد يكي ولتاژش و ديگري مقاومت داخلي اش
.
حالا ميخواهيم ببينيم كه چگونه براي يك منبع تغذيه جريان تعيين
ميكنند ؟
وقتي ميگويند مثلاً : يك باطري يا يك آدابتور 12 ولت و 2
آمپر است يعني اينكه اگر جريان 2 آمپر از اين منبع تغذيه دريافت كنيم كاهش ولتاژش
در حدود 5 - 10 درصد است كه اين مقدار كاهش ولتاژ تاثير چنداني بر روي مدارات ندارد
حالا اگر بيشتر از اين مقدار جريان از منبع تغذيه بگيريم (مصرف كننده هاي بيشتري به
آن وصل كنيم ) اين كار دو پي آمد دارد يكي اينكه ولتاژ مورد نياز را به مانمي دهد
(
ولتاژش كاهش ميابد) و دوم اينكه به خود منبع تغذيه آسيب وارد ميشود
.
معمولاً ولتاژ منابع تغذيه را كمي بيشتر انتخاب ميكنند كه در حالت كار
معمولي كه جريان متوسطي از آن گرفته ميشود ولتاژش به ولتاژ اصلي برسد مثلاً يك منبع
تغذيه را كه ما به عنوان منبع 12 ولتي خريداري ميكنيم در حالتي كه هيچ مصرف كننده
اي به آن وصل نيست اگر با ولتمتر ولتاژش را اندازه گيري كنيم حدوداً 14 ولت را نشان
ميدهد
.
چرا در حالتي كه منبع به هيچ مصرف كننده اي وصل نيست مقاومت داخلي
ولتاژ را افت نميدهد ؟
چون كه مقدار ولتاژي را كه مقاومت داخلي افت ميدهد
به مقدار جريان عبوري از منبع تغذيه بستگي دارد كه در اين حالت چون جريان صفر است
افت ولتاژي هم وجود ندارد
.
نتيجه گيري كلي
:
هر منبع تغذيه دو كميت دارد ، يكي ولتاژ و ديگري قابليت جريان دهي
(
حداكثر جريان مجاز) كه بستگي به مقاومت داخلي اش دارد پس قدرت كلي منبع تغذيه به
اين دو كميت وابسته است لذا براي تعيين قدرت يك منبع كميت سومي نيز بوجود مي آيد كه
توان نام دارد و واحد آن وات
(W)
است كه از حاصلضرب جريان و ولتاژ بدست مي آيد يعني
توان يك منبع 12 ولتي 2 آمپر 24=12*2 وات است كه نشان دهنده قدرت آن ميباشد
.
هر چه توان يك منبع بيشتر باشد حجم و وزن آن نيز بيشتر ميشود . فرق باطري
ماشين با 8 عدد باطري 1.5 ولتي سري(باطري قلمي) در اين است كه اگر با 8 عدد باطري
1.5
ولتي بتوانيم حداكثر 2 لامپ 12 ولتي را روشن كنيم با باطري ماشين دست كم 50 عدد
از همان لامپ را ميتوان هم زمان روشن كرد زيرا مقاومت داخلي باطري ماشين خيلي كم
است و وقتي جريان زيادي از آن دريافت ميكنيم كاهش ولتاژش كم است ولي در باطري قلمي
وقتي بيشتر از 2 يا 3 لامپ به آن وصل ميكنيم ولتاژش كاهش يافته و نور لامپها كم
ميشود
.
براي محاسبه مقدار افت ولتاژ از همان رابطه اهم استفاده ميكنيم
V=R*I
طبق اين رابطه مقدار افت ولتاژ
دو سر مقاومت با تغيير جريان تغيير ميكند
.
براي هر عنصري كه در يك مدار
الكتريكي وجود دارد ميتوان توان را محاسبه كرد بطور كلي دو نوع توان در يك مدار
وجود دارد 1- توان توليدي كه توسط منبع تغذيه توليد ميشود 2- توان مصرفي كه توسط
مصرف كننده ها مصرف ميشود ، در يك مدار هميشه توان توليدي با توان مصرفي برابر است
((
در صورت صرفنظر كردن از تلفات سيمهاي رابط
))
W=R*I^2
بطور كلي سه فرمول براي توان ميتوان نوشت
:
W=V^2/R
W= V*I
W=R*I^2
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:28 AM
نظرات(0)
قوس الكتريكي چيست؟
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:27 AM
نظرات(0)
تا به حال هر چه گفتيم راجع به جريان مستقيم بود يعني جرياني كه
دامنه و جهت آن نسبت به زمان ثابت است به زبان ساده تر اينكه مقدار جريان عبوري از
مدار و جهت حركت الكترونها ثابت بوده و با گذشت زمان هيچ تغييري نميكند
.
جريان متناوب
تعريف : جريان متناوب
جرياني است كه مقدار و جهت آن نسبت به زمان دائماً در حال تغيير است. به زبان ساده
تر اينكه مقدار جريان دائماً كم و زياد ميشود و جهت حركت الكترونها هم عوض ميشود
(
از ماكزيمم به صفر و از صفر به مينيمم ميرسد
).
سوال
:
چگونه مقدار جريان تغيير ميكند در صورتيكه عناصر مدار ثابت هستند ؟
جواب
:
ولتاژ منبع تغذيه دائما در حال
تغيير (متناوب ) است به همين جهت در مقدار جريان تاثير ميگذارد
.
سوال
:
جهت الكترونها چگونه عوض ميشود ؟
معروف
ترين جريان متناوب جريان متناوب سينوسي است
.
در نمودار روبرو مشخص است كه
در لحظه 1 ثانيه جريان صفر، در لحظه 5/1 ثانيه 5- آمپر و در لحظه 5/2 ثانيه 5 آمپر
است
.
سيكل چيست ؟
كوچكترين قسمت موج
كه دائماُ تكرار ميشود يك سيكل نام دارد مثلا در شكل روبرو از لحظه صفر ثانيه تا
لحظه 2 ثانيه يك سيكل است كه تا بينهايت تكرار ميشود
.
فركانس چيست ؟
به تعداد سيكل هايي كه در يك ثانيه
توليد ميشود فركانس گويند كه واحد آن هرتز است . مثلاً در شكل بالا فركانس 5/0 هرتز
است
.
نكته
:
برقي كه در خانه هاي ما
استفاده ميشود همين جريان متناوب است كه فركانس آن 50 هرتز ميباشد. يعني جرياني كه
از يك لامپ عبور ميكند ثانيه اي 100= 50×2 بار صفر ميشود پس چه انتظاري داريد حتماُ
انتظار داريد كه لامپ در هر ثانيه 100 بار خاموش و روشن شود ولي اين عمل صورت
نميگيرد چون لامپ بر اساس گرما توليد نور ميكند اگر بخواهيم كه يك لامپ را ثانيه اي
صد بار خاموش و روشن كنيم بايد بتوانيم در يك ثانيه صد بار لامپ را گرم و صد بار
سرد كنيم . ولي گرما چيزي نيست كه در مدت 1 صدم ثانيه صفر شود پس مدتي طول ميكشد كه
دفع شود و تا آن مدت لامپ دوباره روشن ميشود
.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:27 AM
نظرات(0)
BOIS تنها کلمه اي است که مي تواند تمام درايورهايي را که در يک سيستم به عنوان واسط سخت افزار و سيستم عامل کار مي کنند ، را شرح دهد.
BOIS در حقيقت نرم افزار را به سخت افزار متصل مي نمايد . قسمتي از بايوس بر روي چيپست ROM مادربرد و قسمتي ديگر بر روي چيپست کارتهاي وفق دهنده قرار دارد که FIRE WARE (يعني ميانه افزار يا سفت افزار) ناميده ميشود .
يک PC مي تواند شامل لايه هايي (بعضي نرم افزاري و بعضي سخت افزاري ) باشد که واسط بين يکديگرند. در اکثر اوقات شما مي توانيد يک کامپيوتر را به چهار لا يه تقسيم کنيد که هر کدام از لايه ها به زير مجموعه هايي کوچکتر تقسيم کنيم . هدف از اين نوع طراحي اين است که سيستم عامل ها و نرم افزار هاي مختلف بر روي سخت افزار هاي مختلف اجرا شوند (حالت مستقل از سخت افزار ) . بدين طريق دو ماشين با دو پردازنده مختلف، رسانه هاي ذخيره سازي متفاوت و دو نوع واحد گرافيکي و غيره مي توانند يک نرم افزار را اجرا کنند .
در معماري اين لايه ها برنامه هاي کاربردي با سيستم عامل از طريق API (Application Program Interface)ارتباط برقرار مي کنند .
API بر اساس سيستم عاملي که مورد استفاده قرار مي گيرد و مجموعه توابع و دستورالعملهايي که براي يک بسته نرم افزاري ارائه مي دهد ، متغير مي باشد . به طور مثال يک بسته نرم افزاري مي تواند از سيستم عامل براي ذخيره و بازيابي اطلاعات استفاده کند و خود نرم افزار مجبور نيست که اين کارها را انجام دهد.
نرم افزارها طوري طراحي شده اند که ما مي توانيم آنرا بر روي سيستمهاي ديگر نصب و اجرا نمائيم و اين به دليل مجزا شدن سخت افزار از نرم افزار است و نرم افزار از سيستم عامل براي دستيابي به سخت اقزار سيستم استفاده مي کند . سپس سيستم عامل از طريق واسط ها به لايه هاي بايوس دستيابي پيدا مي کند .بايوس شامل نرم افزارهاي گرداننده اي است که بين سخت افزار و سيستم عامل ارتباط برقرار مي کند . به خودي خود سيستم عامل هيچگاه نمي تواند مستقيما به سخت افزار دستيابي پيدا کند ، در عوض مجبور است از طريق برنامه هاي گرداننده اي که به اين کار تخصيص يافته اند عمل کند .
يکي از وظايف توليد کنندگان قطعات سخت افزاري آن است که گرداننده اي براي قطعات توليدي خود ارائه دهند ، و چون گرداننده ها بايد بين سخت افزار و نرم افزار عمل نمايند ، بايد گرداننده هاي هر سيستم عامل مجزا توليد شوند . بنابراين کارخانه سازنده قطعات بايد گرداننده هاي مختلفي ارائه دهد تا قطعه مورد نظر بتواند بر روي سيستم عاملهاي مرسوم کار کند .
چون لايه هاي بايوس همانند يک سيستم عامل به نظر مي رسند ، مهم نيست که با چه سخت افزاري کار مي کند ، و ما مي توانيم سيستم عاملها را بر روي هر کامپيوتري و با هر نوع مشخصات سخت افزاري نصب و استفاده نمائيم .
براي مثال شما مي توانيد Windows 98 را بر روي دو سيستم متفاوت با پردازنده ، هارد ديسک و کارت گرافيکي و . . . که متفاوت از يکديگرند نصب و اجرا کنيد ، اما بر روي هر دو سيستم همان کارائي خود را داراست، زيرا که گرداننده ها همان عملکرد پايه را انجام مي دهند و مهم نيست که بر روي چه سخت افزاري کار مي کنند .
معماري سخت افزار و نرم افزار بايوس
البته بايوس ، نرم افزاري است که شامل گرداننده هاي مختلفي است که که رابط بين سخت افزار و سيستم عامل هستند يعني بايوس نرم افزاري است که همه آن از روي ديسک بارگذاري نمي شود بلکه قسمتي از آن ، قبلا بر روي چيپهاي موجود در سيستم يا برروي کارتهاي وفق دهنده نصب شده اند.
بايوس در سيستم به سه صورت وجود دارد :
1-ROM BIOS نصب شده بر روي مادر برد.
2- بايوس نصب شده بر روي کارتهاي وفق دهنده (همانند کارت ويدئويي)
3- بارگذاري شده از ديسک(گرداننده ها)
چون بايوس مادربرد مقدمات لازم را براي گردادننده ها و نرم افزارها ي مورد نياز فراهم ميکند ، اکثراً به صورت سخت افزاري که شامل يک چيپ ROM مي باشد موجود است.
سالهاي پيش هنگامي که سيستم عامل DOS بر روي سيستم اجرا ميشد خود به تنهائي کافي بود و گرداننده اي (Driver) مورد نياز نداشت . بايوس مادربرد به طور عادي شامل گرداننده هايي است که براي يک سيستم پايه همانند صفحه کليد، فلاپي درايو، هارد ديسک ، پورتهاي سريال و موازي و غيره ... است.
به جاي اينکه براي دستگاههاي جديد لازم باشد که بايوس مادربرد را ارتقاء دهيد، يک نسخه از گرداننده آن را بر روي سيستم عامل خود نصب مي نمائيد تا سيستم عامل پيکربندي لازم را در هنگام بوت شدن سيستم را براي استفاده ار آن دستگاه انجام دهد ،
براي مثال مي توانيم CD ROM،Scanner،Printer و گرداننده هاي PC CARD را نام برد.چون اين دستکاهها لازم نيستند که در هنگام راه اندازي سيستم فعال باشند ، سيستم ابتدا از هارد ديسک راه اندازي مي شود وسپس گرداننده هاي آنرا بار گذاري مي نمايد.
البته بعضي از دستگاهها لازم است که در طول راه اندازي سيستم عامل فعال باشند ، اما اين امر چگونه امکان پذير است مثلا قبل از آنکه گرداننده کارت ويدئويي از ROM BIOS و يا از روي هارد ديسک فراخواني شود شما چگونه مي توانيد اطلاعات را بر روي مانيتور ببينيد ..
يک جواب اين است که در ROM تمام گرداننده هاي کارت گرافيکي وحود داشته باشد اما اين کار غير ممکن نيست زيرا کارتهاي بسيار متنوعي وجو دارد که هر کدام گرداننده مربوط به خود را داراست که اين خود باعث مي شود صدها نوع ROM مادربرد به وجود آيد که هر کدام مربوط به يک کارت گرافيکي مي باشد.
اما هنگامي که IBM , PC هاي اوليه خود را اختراع نمود راه حل بهتري ارائه داد . او ROM مادربرد را طوري طراحي کرد که شکاف (Slot)کارت گرافيکي را براي پيدا کردن ROM نصب شده روي کارت گرافيکي را جستجو کند .
و اگر ROM روي کارت را مي توانست پيدا مي کرد ، مرحله اوليه راه اندازي را قبل از اينکه سيستم عامل از روي ديسک فراخواني (Load) شود ،اجرا مي نمود. بدين وسيله از تعويض ROM قرار داده شده بر روي مادربرد براي استفاده و فعال کردن دستگاه مورد نظر،ممانعت مي کند.
کارتهاي مختلفي که تقريبا بر روي همه آنها ROM وجود دارد ، شامل موارد زير هستند :
کارتهاي ويدئويي که هميشه داراي BIOS مي باشند.
وفق دهنده هاي SCSI که امکان استفاده از دستگاههاي با اتصالات SCSI را فراهم مي آورد .
کارتهاي شبکه که امکان راه اندازي سيستم با استفاده از فايل سرور که معمولا Boot Rom يا IPL(Initial Program Load) ROM ناميده مي شوند، را فراهم مي آورد ..
استفاده از دستگاههاي IDE
بردهاي Y2K که براي کامل کردن CMOS RAM هستند .
BIOS و CMOS RAM
اکثر افراد BIOS رابا CMOS RAM اشتباه مي گيرند ، اين از آنجا سرچشمه مي گيرد که برنامه Setup براي پيکربندي BIOS و ذخيره آن در CMOS RAM مي شود استفاده مي شود.
در حقيقت BIOS و CMOS RAM دو چيز متفاوت از هم مي باشند. بايوس مادربرد در يک چيپ ROM به طور ثابت ذخيره شده است.
همچنين بر روي مادربرد يک چيپ است که RTC/NVRAM ناميده مي شود ، که زمان سيستم را نگهداري مي کند و يک حافظه فرار و ثابت است که اولين بار در چيپ MC146818 ساخت شرکت موتورلا استفاده شده است، و ظرفيت آن 64 بايت است که 10 بايت آن مربوط به توابع ساعت است ..
اگرچه اين چيپ غير فرار ناميده مي شود اما با قطع برق ، ساعت و تاريخ تنظيم شده در آن و داده هاي درون RAM پاک مي شود .
در حقيقت غير فرار ناميده مي شود چون با استفاده از تکنولوژي) CMOS(Complementarry Metal-Oxide Semicondector ساخته شده است ، در نتيجه با يک جريان بسيار کم که بوسيله باطري سيستم تامين مي گردد ، پايدار باقي مي ماند که اکثر مردم به اين چيپ ،CMOS RAM مي گويند .
هنگامي که وارد BIOS Setup مي شويد و پارامترهاي خود راتنظيم و ذخيره مي نماييد ، اين تنظيمات در ناحيه اي از چيپ RTC/NVRAM ذخيره مي شوند(که همچنين CMOS RAM نيز ناميده مي شود).
و در هر موقع که سيستم خود را راه اندازي مي کنيد پارامترها از CMOS RAM خوانده مي شوند و تعيين مي کنند که سيستم چگونه پيگربندي شده است.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:25 AM
نظرات(0)
آذرخش يا رعدوبرق يك تخليه ي الكتريكي شديد و بسيار سريع در
هواست و همين تخليه الكتريكي است كه نور و صدا توليد ميكند.پيش از ايجاد رعدوبرق
ابرها طي فرايندهايي بشدت باردار ميشوند كه اين بار معمولا مثبت است, روي سطح زمين
بار منفي القا ميكند و به اين ترتيب مجموعه ي ابر هوا و زمين به يك خازن بسيار بزرگ
تبديل ميشود كه لحظه به لحظه بارشان بيشتر ميشود و بنابراين اختلاف پتانسيل دو قطب
ان در حال افزايش است. بالاخره مقدار اين بار الكتريكي انقدر زياد ميشود كه اختلاف
پتانسيل بين ابر و زمين به 10 تا 100 ميليون ولت ميرسد
.
ميدان الكتريكي
حاصل از چنين اختلاف پتانسيلي ميتواند هوا را با اينكه در حالت عادي نارساناست در
يك سير خاص يونيزه و انرا به رسانا تبديل ميكند.به محض اينكه چنين سيري از
مولكولهاي يونيزه رسانا از ابر تا زمين ايجاد شود بارهاي الكتريكي به طرف هم حركت
ميكنند و در عرض يك ده هزارم ثانيه جريان وحشتناكي در حدود 30 هزار امپر از هواي
يونيزه ميگذرد.اما هر جرياني ضمن عبور از ماده با مقاومت اتمهاي ان روبرو ميشود و
اين مقاومت بخشي از انرژي الكتريكي را به گرما تبديل ميكند. با استفاده از اصول
اوليه الكترومغناطيس ميتوانيد تخمين بزنيد اين جريان در ولتاژ 10 ميليون ولت توان
گرمايي در حدود 100 ميليارد وات دارد.چنين تواني حتي در مدت زمان ناچيز - يك ده
هزارم ثانيه - ميتواند گرمايي در حدود 10 ميليون ژول ايجاد كند اين گرما باعث ميشود
دماي هوا در مسير اذرخش به 30 هزار درجه سانتي گراد برسد اگر كمي با قوانين حاكم بر
گازها اشنايي داشته باشيد مي بينيد كه اين تغيير ناگهاني دما (از حدود 300 كلوين به
300
هزار كلوين) حجم هوا را 100 برابر ميكند و اين يعني يك انفجار واقعي انبساط
سريع و شديد هوا يك موج ضربتي
shock wave
در هواي اطراف ايجاد ميكند كه با سرعت صوت
و به شكل تندر يا رعد به گوش شما ميرسد
.
اين از بخش صوتي ماجرا,اما گرماي
ايجاد شده غير از انبساط بلاهاي ديگري هم سر مولكولهاي هوا مياورد.لامپ معمولي را
به ياد بياوريد (لامپ نئون مثال بهتريست) يك جريان نه چندان زياد از رشته تنگستن
ميگذرد و دماي ان را به بيش از 2000 درجه ميرساند .اين دما انرژي لازم براي بر
انگيختگي اتمهاي فلز را فراهم ميكند.اتمها بر انگيخته ميشوند و در بازگشت انرژي
اضافي را به صورت فوتونهاي نوري ازاد ميكند و به اين ترتيب رشته تنگستن روشن
ميشود.در اذرخش هم چيزي شبيه اين ماجرا اتفاق مي افتد:جريان شديدي از هوا ميگذرد ان
را گرم ميكند و به تابش وا ميدارد و تابشي كه يك مسير نوراني بين ابر و زمين ايجاد
ميكند.حالا ميتوانيد تصور كنيد اگر هوا نبود رعدوبرق به چه روزي مي افتاد؟
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:23 AM
نظرات(0)
ساختمان ترانسفورماتور
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:21 AM
نظرات(0)
ارتقای سطح اطلاع رسانی دولت ها در هزاره سوم، روش های متعددی دارد که یکی از آنها، استفاده از نهاده های موجود در سایبر دیپلماسی می باشد. سایبر دیپلماسی در ساده ترین تعریف، استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطی روز، جهت تبیین، گسترش و ارتقای سطح اثر بخشی دستگاه دیپلماسی یک کشور در فضای مجازی می باشد. در سایبر دیپلماسی، مخاطبان چه داخلی و چه خارجی، همه از اعضای جامعه اطلاعاتی هزاره سوم هستند که بیش از یک میلیارد عضو دارد. بنابراین، فعالانی که در این حوزه اشتغال دارند باید بدانند که مخاطب آنها، یکی یا گروهی از اعضای خانواده یک میلیارد نفری کاربران فضای مجازی است.
سایبر دیپلماسی قصد دارد تا سیاست داخلی یا خارجی یک کشور را در حوزه های مختلف مربوط به خود، درمحیطی متفاوت از نهاده های ساختار سنتی، عرضه کند. مثلا در انتخابات شوراهای سوم تهران، که صدها هزار کاندید به همراه داشت، اگر ابزارهای لازم در سایبر دیپلماسی ایران از قبل طراحی شده بود، فرآیند ثبت نام و تعیین صلاحیت کاندیداها، می توانست به صورت کاملا الکترونیکی در سایت وزارت کشور یا فرمانداری های استان ها، هدایت شود. یا آنکه در پایگاه های سفارتخانه ای ایران در خارج از کشور، بتوان فرآیند صدور ویزای الکترونیکی را برای متقاضیان سفر به ایران در جهت گسترش توریسم الکترونیکی (e-tourism) در اختیار داشت.
● فواید سایبر دیپلماسی
فواید سایبر دیپلماسی حداقل در کشور خودمان را می توان در موضوعات زیر خلاصه کرد؛
▪ توسعه سطح اطلاع رسانی دیجیتالی فعالیت های دولتی در وب
▪ ارتقای ضریب نفوذ دیپلماسی ایران در رسانه های جهان
▪ توسعه بدنه دولت الکترونیک کشور در حوزه بین المللی
▪ فعال شدن حوزه عملکرد دولت در فضای دیجیتالی داخلی و جهانی
▪ تقویت ارگان های دیجیتالی خصوصی مانند e-NGOs و e-Forums
▪ تنظیم سیاست های دولت در زمینه گسترش e-commerce و e-banking در سطوح بین المللی
مشخص است که حوزه سیاست خارجی یک کشور، مسوول تنظیم و ساماندهی روابط یک کشور با کشورهای جهان است و بر همین اساس، تشکیل یک نهاد سایبر دیپلماسی که برنامه آن، حرکت بخشی و هدایت برنامه های IT مدار دولت، در ارتباط با بدنه IT سایر کشورها است، ضروری به نظر می رسد. حتی پس از آنکه تجارت الکترونیک و بانکداری الکترونیکی در ایران سرعت و رشد قابل ملاحظه ای گرفت، تنظیم سطح ارتباطات دولت در این حوزه با مراکز اقتصادی و تجاری جهان، با تکیه بر اصول سیاست خارجی ایران، باید توسط سایبر دیپلماسی ایران تنظیم شود، وگرنه کارشناسان تجارت الکترونیک یا وب مستر یک سایت دولتی که توانمندی و قابلیت تعریف و تنظیم سطوح و لایه های ارتباطی را ندارد.
● سایبر دیپلماسی و دولت الکترونیک
سایبر دیپلماسی در واقع بخشی از بدنه دولت الکترونیک است. جزئی از کلیت ساختار دولت مجازی در یک کشور می باشد. در واقع، اگر دولت الکترونیک با بدنه ضعیف و متولی پراکنده و برنامه بی هدف، هدایت شود، قطعا انتظاری که از مجریان سایبر دیپلماسی می توان انتظار داشت، همان در اندازه تولید محتوای مقطعی در تارنماهای دولتی است ! در حالی که وقتی یک دولت الکترونیک منسجم موجود باشد، سایبر دیپلماسی یک کشور نیز در راستای اهداف آن حرکت می کند و عاملی برای تحقق خواسته های دولت الکترونیک در حوزه بین الملل می شود.
دکتر رها خرازی، محقق فعال کشور در حوزه سایبر دیپلماسی در این باره معتقد است؛ ظهور ارتباطات بین المللی همگان با همگان many to many، تسریع روند های دیپلماتیک فارغ از زمان، قابلیت تصویرسازی، قدرت نرم، تقویت زیرساخت های جهانی ارتباطات و اطلاعات از مشخص ترین نتایج حاصل از تاثیرات تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات بر دیپلماسی و سیاست خارجی است.
شاید پیش از این دولت ها برای اقنای افکار عمومی مجبور بودند سمینارها و مذاکرات متعددی را برگزار کنند، اما براساس سیاست قدرت نرم بایستی پیام های خود را به صورت غیر مستقیم بیان کنند. به مرور زمان، مسائل مرتبط با تکنولوژی های نوین ارتباطات و اطلاعات و تاثیراتی که بر مسائل بین المللی می گذارند، همچنین نیازی که دیپلماسی و روند مذاکرات نسبت به آن پیدا می کند، روشن تر خواهد شد و در پی آن امکان نیاز به زیر ساخت های تحقیقاتی جدید بیش از پیش نمایان خواهد شد. بنابراین، یک سایبر دیپلماسی قوی، فقط در شاکله دولتی مبتنی بر نهاده های منسجم ICT قابل تعریف و بازشناسی است.
سابقه دولت الکترونیک در ایران هنوز به یک دهه نمی رسد. مجموعه قوانین و لوایحی که دولت و مسوولان در این باب ارائه کرده اند، هنوز در عنفوان عملکرد قرار دارد. بیش از یکهزار سایت دولتی ایران، پس از فراز و نشیب های فراوان، به زودی روی هاستینگ شارع ۲ خواهند رفت. وزارت ارشاد، برای ساماندهی پایگاه های وب ایرانی، از طریق www.samandehi.ir قصد هویت بخشی! به فعالیت های پراکنده در این حوزه را دارد.
تکفا، مکفا و شوراهای فعال ایرانی درحوزه ICT، با بالاترین سطح علاقه مندی، برنامه های IT خود را تعقیب می کنند، اما با وجود همه این تلاش ها، هنوز جایگاه دولت الکترونیک ما و در کنار آن، سطح سایبر دیپلماسی کشورمان در مقایسه با کشورهای آسیایی، وضعیت نامطلوبی دارد. ماهانه صدها هزار فیش بیمه پیمانکاران به صورت دستی به واحدهای بیمه ای سراسر کشور ارائه می شود که الکترونیکی کردن این روند، گویا در سال آینده صورت می گیرد.
ثبت نام اینترنتی کنکور، ساماندهی فعالیت صادرکنندگان نرم افزار، حمایت از فعالیت های جامعه اطلاعاتی ایران در مباحث حقوقی و فنی برای کاربران و اختصاص درصدی از بودجه سالانه شرکت های دولتی به امور IT، بخشی از فعالیت های دولت در این زمینه است که هنوز با انتظارت فاصله زیادی دارد. در نهایت، باید پذیرفت نوک پیکان دولت الکترونیک در حوزه بین الملل، نهاده های سایبر دیپلماسی است که تبیین و تعریف مبانی نظری و اجرایی آن، باید توسط یک ارگان مسوول برای حضور شفاف تر و عمیق تر ایران در جامعه اطلاعاتی جهان صورت پذیرد.
● نمونه ها
نمونه های سایبر دیپلماسی را اگر بخواهیم در این گزارش نام ببریم، می توانیم به سایت های کشورهای شرق آسیا، اروپا و شمال آمریکا اشاره کنیم. کشوری مانند مالزی، که سالانه میلیون ها گردشگر خارجی از آن دیدن می کنند، در این حوزه عملکرد موفقی داشته است. سایت های اطلاع رسانی دولتی این کشور مانند هندوستان، با حداکثر به روزرسانی و استفاده از مالتی مدیا، به صورت واقعی و نه آرمانی !، قابلیت های صنعتی، اقتصادی و فرهنگی کشورشان را در صدها تارنمای خود منتشر و ارائه کرده اند.
۱۰ هزار دانشجویی که هم اکنون از سراسر جهان در دانشگاه های مشهور و ITمدار این کشور مانند دانشگاه مالتی مدیای مالزی (www.mmu.edu.my) در حال تحصیل هستند، قطعا بخشی از برنامه جامع سایبر دیپلماسی کوالالامپور در جهت افزایش مخاطب پذیری دولت در سطح قاره به شمار می آید. توسعه سیستم های صدور ویزای الکترونیکی و اطلاع رسانی کشورهای فرانسه و انگلیس برای شهروندان کشورهای حوزه خلیج فارس در سال های اخیر، از دیگر شواهد مشخص در این باب است. به عنوان نمونه ای دیگر، می توان به رفتار سازمانی سایبر دیپلماسی واشنگتن اشاره کرد که از پیچیدگی و لایه های عملکردی ماتریسی و متنوعی برخوردار است.
از فاکس نیوز و CBS و CNN تا پایگاه وایت هاوس، واشنگتن از این مراکز اطلاع رسانی خود به عنوان ابزاری اثربخش در تبیین سیاست خارجی خود در سطح جهان استفاده می کند. اگر قرار است پیروزی آمریکائی ها در عراق به تصویر کشیده شود، سایبر دیپلماسی آمریکایی این کار را با نمایش یک بنر اینترنتی نشان می دهد.
در داخل این Banner که در سایت های مختلف منتشر می شود، تصویر شادی کودکان عراقی با بک گراند سربازان و پرچم این کشور نمایش داده می شود. در کنار این لینک، هزاران فایل صوتی، متنی و تصویری قرار داده می شود تا میلیون ها مخاطب، آنگونه که سیاست خارجی آمریکا می خواهد، اوضاع عراق را مشاهده کنند. مایکروسافت، گوگل، AT&T و حتی آمریکن آنلاین (www.aol.com) را باید بخشی محرمانه از سایبر دیپلماسی فعال آمریکا در جهان دانست که تحلیل عملکرد آنان، تجربه های خوبی را می تواند برای علاقه مندان به این مسائل به دنبال داشته باشد.
● چه کنیم؟
حال سوال اینجاست که با وجود اهمیت و ارزش سایبر دیپلماسی در دولت الکترونیک، برای آغاز فعالیت باید چه برنامه هایی در دستور کار داشت. در ابتدا باید بدانیم که مسوول و متولی سایبر دیپلماسی، چه ارگانی باید باشد. نه اینکه چه ارگانی می تواند این وظیفه خطیر را به عهده بگیرد. باید تفاوت این دو مسئله را بدانیم. مشخص است که شورای عالی فناوری اطلاعات وزارت امور خارجه، می تواند با تعیین کمیته ای ویژه، هدایت سایبر دیپلماسی کشور را برعهده بگیرد، چراکه براساس قانون اساسی، وزارت امورخارجه در حوزه دیپلماسی کشور، وظیفه و ماموریت دارد. این وظیفه برای شورای عالی فناوری اطلاعات یا شورای عالی اطلاع رسانی یا وزارت کشور، تبیین نشده است.
یکی از وظایف این کمیته می تواند ساماندهی و مدیریت پایگاه های دولتی ایران در وب و همچنین سرعت بخشی به فرآیندهای صدور ویزا به مخاطبان و همه امور مرتبط با حوزه بین المللی IT ایران باشد.
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:18 AM
نظرات(0)
يادداشتي در باب مقاومت مصالح
مباحث مرتبط با مكانيك جامدات
(mechanics of solid)
يا مكانيك مصالح
mechanics of material)
) كه در ايران اغلب با نام مقاومت مصالح
(strength of material)
از آن ياد مي شود شاخه اي از علم مكانيك است كه با استفاده از روشهاي تحليلي به بررسي و تعيين مقاومت
(strength)
و صلبيت
(rigidity)
و نيز پايداري ارتجاعي
(elastic stability)
اعضاي باربر مي پردازد. مبحث مقاومت مصالح كه اصالتاً در حيطه مسائل مهندسي مطرح مي گردد مانند علم تئوري ارتجاعي
(theory of elasticity)
و تئوري خميري
(theory of plasticity)
رفتار اجسام را با نگرش صرفاً رياضي و با چنان دقتي تحليل نميكند. مكانيك جامدات در سطحي كه در دانشكده هاي فني و مهندسي تدريس ميگردد بنام مكانيك جامدات مهندسي
(technical mechanics of solids)
شهرت دارد و اساساً بر پايه شرح رفتار يك عضو تحت ﺗﺄثير بار
,
مقاومت داخلي و تغيير شكل آن قرار دارد. علم مكانيك جامدات موضوع بسيار گسترده اي است كه با گذشت زمان
,
بر درك و تشريح مسائل و نيز بر دامنه آن افزوده مي شود و نگرشهاي نويني در اين زمينه طرح ميگردند. مباحث مطروحه در كتابهاي فلسفه علوم و مهندسي ﺗﺄليف دكتر مسعود دهقاني از جمله اين رويكردهاي نوين در مبحث مكانيك مصالح است. بخشهايي از اين كتاب به توضيح و تبيين ماهيت تنش
(stress)
در سازه ها اختصاص دارد. نيروهايي كه درداخل يك عضو ايجاد مي گردند
(internal forces)
تا اثر نيروهاي خارجي را متعادل كنند كميتهايي برداري هستند. در مقاومت مصالح تنش بصورت شدت گسترش نيرو بر روي سطوح تعريف ميگردد.
همچنين محاسبه تنش در يك نقطه با اين فرض صورت مي گيرد كه جسم يك محيط پيوسته و مصالح آن همگن
(homogeneous)
باشند. در غير اينصورت به لحاظ اتمي ابهاماتي به وجود خواهد آمد. با التفات به برداري بودن ﺗﺄثير نيروهاي داخلي عمومي ترين حالت تنشهايي كه بر روي سطح عمل مي كنند نمايش تنسوري تنش
(stress tensor)
است .
]
ر.ك به كتاب مقاومت مصالح ايگور پوپوف/ ترجمه شاپور طاحوني
[
ديدگاههاي مطرح شده توسط دكتر مسعود دهقاني در ابتدا با اشاره به وابستگي تنش ها به سطح بيان مي دارد كه هرگونه سطح يا مرز زمينه مناسبي براي ايجاد و تمركز تنش روي آن است. [ بر اين اساس از ديدگاه اصل بقاي اندازه حركت خطي و دوراني مي توان نوشت:
كه
S
سطح و
V
حجم و
n
بردار عمود بر سطح و
T
يك تنسور است. اين انتگرال حجمي كه قابل تبديل به انتگرال روي سطح است, در بر گيرنده مفاهيم بسيار مهم فلسفي است كه از جمله آن اثبات نظريه انبساط جهان است. اين قانون با عنوان تئوري انتگرال گرين- گوس يا ديورژانس نيز شناخته شده است. از سوي ديگر بر اساس قانون استوكس مي توان انتگرال روي سطح را به روي مرز گسترش داد.
اين رابطه بيانگر آن است كه مي توان انتگرال هر كميتي را از حالت حجمي به سطح و در نهايت روي مرز تبديل كرد. اين موضوع اهميت مرز خارجي هر پديده مادي را به خوبي نشان مي دهد و در حقيقت در عالم مادي
,
شخصيت هندسي هر جسم در نحوه و شكل اشغال فضا خلاصه مي شود و نكته مهمتر آنكه لازمه ايجاد هرگونه تنش در ماده
,
وجود سطح و مرز
(Boundry)
ميباشد. از آنجاييكه تنش ها در نهايت باعث متلاشي شدن شخصيت هندسي جسم مي گردد اين ﺴﺆال مطرح ميگردد كه سمت و سوي اين تلاشي به كدام جهت است و از ديدگاه فلسفي مقصد نهايي اين تنشها و تمايل آنها به كدام سو است؟] از ديدگاه دكتر مسعود دهقاني در كتاب ـ جهان در انبساط ـ اگر ذرات مادي به سمت درجات آزادي بالاتر ميل كنند و از تراكم حجمي آنها كاسته گردد سطح و مرز گسترش يافته و براي يك مقدار نيروي مشخص تنش ها كاهش مي يابند. و در نهايت زماني كه مرز يا سطح به سوي بي نهايت ميل مي كند تنش ها نيز به صفر خواهند رسيد. در اينصورت هم مطابق تعريف تنش و هم بر اساس روابط ديورژنس و استوكس
,
تنش ها به سمت صفر رفته و حصول اين امر به معناي انبساط جهان مادي است. در رابطه مذكور مقدار انتگرال روي مرز يا سطح وابسته بردار
n
مي باشد. در صورت ميل كردن سطح يا مرز يك مقدار مشخص جرم
m
به سمت بينهايت در اين صورت سطح يا مرز محو شده و بعبارتي بردار
n
جاي تعريف ندارد . از اين رو مقدار تنش ها وابسته به سطح و باندري جسم هستند و به عبارتي تنش هاي حجمي
(Body force)
نيز وابسته به حجم و قابل تبديل روي مرز نهايي جسم مي باشد.
1.1 نقش تكيه گاهها و درجات آزادي در ايجاد تنش
از ديدگاه روابط فيزيكي درجات آزادي براي اجسام مادي هم در سطح مولكولي تعريف مي شود و هم در سطح ماكروسكوپيك. [ كاملاً روشن است كه يك سازه يا جسم مادي هرچه داراي تكيه گاههاي بيشتر در امتدادهاي مختلف باشد از درجه آزادي آن كاسته مي شود و كاسته شدن از درجات آزادي به مفهوم ايجاد نيروها و تنش هاي بيشتر در نقاط تكيه گاهي است و از طرفي افزايش نيروها وتنش ها سبب كاهش عمر و دوام سازه ها مي گردد. اين مفهوم به خوبي نشان مي دهد كه كاهش درجات آزادي باعث افزايش تنش ها شده در ثاني براي حفظ موقعيت هر جسم يا هر سازه در درجات آزادي كم بايد انرژي زيادي مصرف شود لذا بخوبي پيداست كه ماده به سمتي ميل مي كند كه هر چه بيشتر درجات آزادي ذاتي ميكروسكوپي و ماكروسكوپي را افزايش دهد و حد نهايي اين درجه آزادي با ايجاد تناظر يك به يك بين نقاط فضا و جسم حاصل مي گردد و اين به معناي انبساط جهان است]. شايد اينگونه تصور شود كه نگرش دكتر دهقاني به مبحث مكانيك مصالح, جهت تبيين تئوري انبساط جهان, نحوه رفتار اشياء را به گونه اي تشريح مي نمايد كه به نوعي با ديدگاههاي جاندارانگارانه(
animistic
) از طبيعت چيزها مشابهت پيدا مي كند . اما بايد گفت در اينجا اشياء و چيزها واجد يك روح دروني نيستند. آنچه سبب ايجاد تنش در سازه ها مي گردد نه يك تعيين دروني كه سنتز جدال ميان ماده
(Material)
و ابعاد فضا است. بنابراين به وضوح مي توان نوعي پس زمينه فلسفي هگلي را در اين مبحث مشاهده نمود. در نهايت اين نوع نگرش به خوبي از پس توضيح و تبيين سمت و سوي پديده ها بر مي آيد. در بحث تكيه گاهها
(supports)
با بررسي انواع تكيه گاهها نظير تكيه گاههاي غلتكي و ميله اي
(roller and link supports)
,
تكيه گاههاي مفصلي
(pinned supports)
,
و تكيه گاههاي گير دار و ثابت
(fixed supports)
به نتايج مشابهي مي رسيم. افزايش تكيه گاهها سبب كاهش درجه آزادي شده و به تبع آن تنش ها نيز افزايش مي يابند. و همچنين مطابق با اين ديدگاه [ تا زماني كه ذرات بنيادين ماده به بالاترين درجه آزادي نرسند حركت و جنبش و تنش در جهان مادي وجود خواهد داشت. و فقط زماني جهان مادي از قيد تنش رها خواهد شد كه ماده به صورت انرژي در آيد. صورتهايي از ماده كه متراكم تر هستند مانند جامدات بيشتر تحت اثر اسارت مكان و فضا دچار تنش مي شوند و به همين دليل رو به استهلاك و تحليل مي روند و به صورتهايي از ماده كه داراي درجات آزادي بيشتري هستند ميل مي كنند.] در بخشهاي ديگري از كتاب انبساط جهان در توضيح ماهيت تنش آمده است:[اصولاً در اسارت فضا و مكان بودن كه از خصلتهاي ماده است به معني تحمل تنش ها و نيروهاست. و اين تنش ها ماده را به سمت تسليم شدن و افزايش كرنش ها و در نهايت افزايش درجات آزادي مي كشاند. به همين دليل صورتهايي از ماده كه درجات آزادي و انعطاف پذيري
(flexibility)
بيشتري دارند دوام و پايداريشان بيشتر است و مرز
Boundry)
) و شخصيت هندسي آنها داراي بقاء بيشتري است. حفاظت از شخصيت هندسي اجسام و بويژه اجسام جامد توسط كميتهاي فيزيكي مانند مدول الاستيسيته حفاظت از شخصيت هندسي اجسام و بويژه اجسام جامد توسط كميتهاي فيزيكي مانند مدول الاستيسيته
(modulus of elasticity)
و مدول برشي
E
و
G
و ضريب پواسون
υ
صورت مي گيرد كه در صورت غير ايزوتروپ و غير همگن بوده اجسام اين مدول ها افزايش مي يابند و در هر امتداد و جهت
,
مقدار خاص خود را دارند. در حالت نيروهاي ديناميكي ضرايب مادي ديگري مانند ضريب استهلاك اضافه مي گردد كه براي اجسام مادي با اشكال هندسي مختلف و تحت نيروهاي ديناميكي و استاتيكي اين ضرايب در قالب ماتريسهاي چند بعدي مانند سختي و جرم و ... ارائه مي گردند. اما همه اين مقاومت هاي دروني مادي بالضروره و با گذشت زمان و تحت اثر تنش ها و خستگي ها رو به كاهش گذاشته و اجسام با تراكم حجمي بالاتر به سمت انبساط و تلاشي جرمي حركت مي كنند. در بعد سازه اي نيز هرچه انعطاف پذيري و درجات آزادي سازه ها بيشتر باشد دوام و پايداريشان بيشتر است و سطح و مرز و شخصيت هندسي آنها داراي بقاي بيشتري است. به هم فشردگي ماده به اين علت كه تراكم حجمي بالا مي رود و درجات آزادي ذرات بنيادين كاهش مي يابد به شدت تنش زاست. و لذا اين به هم فشردگي به اجبار و به طور طبيعي داراي حد و مرز خواهد بود. در حاليكه در بعد افزايش حجم و كشش در ماده هرگونه افزايش حجم و بزرگ شدن جسم داراي حدود مشخص نيست و به دليل سازگاري و انطباق اين حالت كششي با افزايش درجات آزادي باندري جسم به سرعت گسترش مي يابد. به همين علت بسياري از مصالح در مقابل كشش
(Tensional stress)
ضعيف بوده و مقاومت چندان نشان نمي دهند در حاليكه در مقابل فشار
(Compressional stress)
ايستادگي مي كنند.] در ادامه فرسودگي و استهلاك صورتهاي مادي بر اساس درجات آزادي و تنشهايي كه هر صورت مادي متحمل مي شود توجيه مي گردد. بنابراين مشاهده نموديم كه تبيين فلسفي تئوري انبساط جهان با براهين دقيق
,
مستدل و حساب شده چگونه قادر است رفتار مكانيكي مصالح را به خوبي توجيه نمايد.
1.2 انرژي كرنشي , پايداري سازه و تنش هاي پس ماند
با كاهش تنش ها انرژي واحد حجم نيز به حداقل مي رسد. در اين صورت پايداري و دوام و ثبات بيشتري براي جسم حاصل خواهد شد. اين مطلب دقيقاً با اصل بقاي انرژي(
principle of conservation of
energy
) همخواني دارد. در محدوده ارتجاعي با جايگزيني رابطه هوك و رابطه خطي تنش و كرنش رابطه وابستگي انرژي واحد حجم به توان دوم تنش بدست مي آيد. چگالي انرژي كرنش در محور طولي برابر خواهد بود با:
و براي هر سه محور خواهيم داشت:
لذا با جايگزيني رابطه هوك داريم:
اين رابطه انرژي كرنشي قابل بازيابي يا ذخيره كردن براي يك جزء تحت بار محوري را نشان مي دهد. بر اساس اين رابطه ضريب فنريت و
(modules of resilence)
و طاقت مصالح
(toughness)
كه نقش موثري در دوام و پايداري جسم جامد دارند بدست مي آيد. بحث انرژي كرنشي را همچنين مي توان براي خمشهاي خالص
(pure bending)
و تنشهاي برشي نيز بيان كرد كه همگي پيام فلسفي واحدي دارند.
براي تنش هاي برشي:
بااستفاده از قانون هوك :
و در حالت كلي:
بنابراين انرژي ذخيره شده يا قابل بازيابي در اجسام جامد خطي ارتجاعي با توان دوم تنش و عكس مدول الاستيسيته رابطه مستقيم دارد. براي يك مقدار مشخص جرم با كاهش جرم حجمي و انبساط مصالح سطح و مرز جسم افزايش يافته و حتي مقدار سختي جسم در برابر تغييرات شكل
E
و
G
نيز به شدت كاهش مي يابد. لذا انبساط جسم براي مقدار مشخص جرم تنش را به شدت كاهش مي دهد. اين امر به دليل وابستگي انرژي به توان دوم تنش باعث كاهش شديد سطح تراز انرژي كرنش شده و حالت پايدارتري را ايجاد مي نمايد. در ادامه اين پرسش را طرح مي نمايد كه زايش تنش ها تا كجا ادامه مي يابد و مقصد نهايي جهان مادي كجاست؟ .
]
زايش تنش ها حداقل تا انبساط كامل و قابل تصور ماده و ايجاد تناظر يك به يك بين ذرات مادي و نقاط فضا ادامه مي يابد... هدف
,
رسيدن به صورتي از ماده در قالب نوعي از انرژي است كه صورت اشغال كننده فضا در قالب جامد و مانع نباشد... نزديكترين تصور به حالت نهايي ماده براي فرار از تنش ها انرژي نوراني است.
[
جهان مادي بر اساس ضرورت به سمتي ميل ميكند كه هر حجم اختياري از فضا منطبق بر حداقل سطح تراز انرژي گردد و يا به سمتي ميل مي كند تا به حداكثر سطح دوام و ثبات و پايداري با حفظ اصل بقاي ماده و انرژي و حذف تنش ها برسد يا بعبارتي ذرات مادي داراي بي نهايت درجه آزادي شوند و اين به معني انبساط جهان است. تبيين تئوري انبساط جهان با قانون نسبيت اينشتين نيز شايسته توجه است.
]
از آنجايي كه مطابق با قانون
E = mc
²
پايداري و دوام بيشتر ماده در سطوح تراز انرژي پايين تر اتفاق مي افتد هر مقدار از جرم
m
با توان دوم سرعت نور وابستگي دارد لذا هرچه جرم حجمي كمتر باشد سطح تراز انرژي جرم اختياري
m
كمتر بوده و پايدارتر است
[
بنابراين مي توان گفت معادلهء
E = mc
²
نيز ﻤهر ﺘﺄييد ديگري بر تئوري انبساط جهان ميكوبد.
در ادامه اينطور تحليل مي گردد كه غايت انبساط ماده صرفاً شكل انرژي نوراني ندارد. و اين مساله بدرستي با نتايج آزمايشگاهي و انحراف نور در اطراف ميدان گرانشي هماهنگي دارد. بنابراين حد نهايي انبساط جهان فراغت و رهايي كامل از تنش ها خواهد بود.
يكي ديگر از نگرشهاي مطرح شده در انديشه هاي دكتر مسعود دهقاني در كتابهاي فلسفه علوم و مهندسي بيان اين مطلب است كه در دسته بندي حالات ماده و ملاك و معيار تقسيم بندي آن بايد ميزان تنش هاي پس ماند
(Residual stress)
را نيز علاوه بر ميزان درجه آزادي ذرات بنيادي ماده مورد توجه قرار داد.
]
اين تنش ها در ماده و به ويژه در حالت هاي جامد
(solid)
بخاطر شكل و ساختار ايجاد مي شود و مي توان گفت در اكثر حالت هاي جامد ماده اين تنش ها وجود دارد... در مايعات و گازها كه مولكولها و ذرات مادي داراي درجات آزادي بيشتري هستند تنش هاي پس ماند به سمت صفر ميل مي كنند. بحث تمركز تنش ها
(concentrated stress)
در جامدات نيز از جمله مباحثي است كه به تغيير ناگهاني تراكم جرمي محيط هاي مادي بر مي گردد كه با به سمت صفر ميل كردن اين اختلاف تراكم جرمي دو محيط و افزايش انعطاف پذيري محيط مادي به سمت كاهش يافتن و در نهايت حذف شدن ميل مي كند. ]
-
یک شنبه 8 آذر 1388
5:16 AM
نظرات(0)
موضوعات اصلي



