
تأملی برآثار و بركات عزادارى و گريه بر سيدالشهداء (علیه السلام)
«گريه» مظهر شديدترين حالات احساسى انسان است، و علتها و انگيزههاى مختلفى دارد كه هر يك از آنها نشان دهنده حالتى خاص است . در روايات ، بعضى از انواع گريه تحسين شده و از صفات پسنديده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است ، و بعضى از انواع گريه مذموم شمرده شده است .
گريه ، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمهاى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبيعى به ظهور مىرسد، و گاه ممكن است انگيزهاش هيجانات تند روانى باشد . مثل شوق و ذوقى كه از ديدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى شود. همچنين گاهى هم گريه كردن حاكى از عقايد مذهبى انسان است با اين توصيف، از آنجايى كه گريه عملى طبيعى و اى بسا غير ارادى است؛ لذا نمى شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گيرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگيزههاى گريه مىباشد . چنانكه گفتهاند: «تو آنى كه در بند آنى».
در اينجا براى اينكه بدانيم گريه بر سيدالشهدا (ع) چگونه گريهاى است و چه تأثيرات و بركاتى مىتواند داشته باشد، بهتر آن است كه اشارهاى به انواع گريه كنيم تا بعد از آن، نوع گريه بر آن حضرت برايمان معلوم گردد.
ادامه مطلب

قرآن و جلوههای عزّت و آزادگی در نهضت امام حسین علیهالسلام(1)
مفهوم «عزّت» در فرهنگ واژه شناسان
واژه «عزّت» و بزرگمنشی در فرهنگ واژهشناسان به معنی عزیز، دوست داشتنی، گرامی، نیرومند، بی نظیر(1)، کمیاب، نایاب،(2) ارجمند، ارجدار، سخت، گران و دشوار، انجام ناشدنی، غیرقابل نفوذ و شکستناپذیر آمده،(3) و نیز وصف و حالتی است که اگر در دنیای وجود انسان راه یافت و فرد، جامعه و تشکیلاتی به آن گوهر گرانبها و زندگیساز آراسته گردید، آن حالت اجازه مقهور شدن و تن سپردن به ذلّت و فرومایگی را به او نمیدهد، و وی را در برابر مشکلات، موانع رشد، دشواریهای طاقت فرسا، دشمنان ددمنش، فراز و نشیبهای تند و سخت و انواع وسوسهها و دمدمههای ویرانگر و لغزاننده، شکستناپذیر و بیمه میسازد.
اصل این واژه و مفهوم آن از ریشه «عَزاز» (زمین سخت و نفوذناپذیر) گرفته شده؛ به همین جهت هنگامی که گفته میشود: «اَرْضٌ عَزازٌ»؛ منظور زمین سخت و نفوذناپذیر است، و آن گاه که گفته میشود: «تَعَزَّزَ اللَّحْمُ» منظور این است که: «گوشت، در بازار به گونهای کمیاب و یا نایاب شده است، که نمیتوان به آن دست یافت».(4)
با این بیان شاید بتوان گفت که این واژه در اصل به مفهوم صلابت، و شکستناپذیری آمده، آن گاه به تناسب ریشه و از باب توسعه در به کارگیری معانی دیگر، به مفهوم عزیز، ارجمند، نایاب، توانا، و حتی تعصب، خودبزرگ پنداری در برابر حق و حقناپذیری نیز به کار رفته است.
قرآن و کاربرد این واژه
در آیات قرآن نیز واژه «عزّت» و مشتقات آن در این معانی و مفاهیم به کار رفته است:
1ـ عزیز و ارجمند، در برابر ذلیل و بیارج و بها:
«فَلَمّا دَخَلُوا عَلَیْهِ قالُوا یا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ»(5)
«پس هنگامی که برادران یوسف بر او وارد شدند، گفتند: هان ای عزیز! ... .»(6)
2ـ سرفراز و پرصلابت، دربرابر فروتن و نرمخو:
«یَا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یِاْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنینَ اَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرینَ»(7)
«ای کسانی که ایمان آوردهاید! هر کس از شما از دین و آیین خویش برگردد به خدا زیانی نمیرساند، چرا که به زودی خدا گروهی را خواهد آورد که آنان را دوست میدارد و آنان نیز او را دوست میدارند؛ با مردم با ایمان و قانونگرا فروتن و نرمخو هستند، و بر کفرگرایان و قانون ستیزان پرصلابت و سرفراز.»
3ـ نیرومندتر و پرتوانتر، در برابر ناتوانتر و زبونتر:
«اَنَا اَکْثَرُ مِنْکَ مالاً وَ اَعَزُّ نَفَرا»(8)
«دارایی من از تو افزونتر است و از نظر شمار نفرات نیز از تو پرتوانترم.»
4ـ غالب و چیره، در برابر مغلوب و شکستپذیر:
«إِنَّ هَذَا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِیَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ أَکْفِلْنِیهَا وَعَزَّنِی فِی الْخِطَابِ»(9)
«این برادر من است. او نود و نه عدد میش دارد، و من تنها یک میش دارم، امّا او میگوید: آن را هم به من واگذار کن؛ و در سخنوری بر من چیره شده است.»
ادامه مطلب
پیام های عاشورا از دیدگاه روایات
منبع : اختصاصی راسخون
چکیده
ازجمله مهمترین قیام هایی که بعد از رحلت پیامبراکرم (ص) رخ داد و پایه های اسلام را مستحکم و پایه های کاخ ستمکاران را برای همیشه تاریخ به لرزه درآورد، قیام امام حسین (ع) در سال 60 هـ.ق بود. امام حسین (ع) با خون مطهر خود پیام بندگی، اطاعت الهی، تسلیم هوای نفس نشدن، ظلم ستیزی، صبر، بردباری، امر به معروف و نهی از منکر، تسلیم محض در برابر حضرت حق جل و اعلی، و اینکه مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است را برصفحه تاریخ نوشت. امام حسین (ع) با شهادت خود به جهانیان فهماند که حکومت مشروع از آن آل پیغمبر (ص) است نه آل ابوسفیان. خطبه های آتشین امام سجاد (ع) در مسجد شام و حضرت زینب (ع) در بازار کوفه ماهیت کفر آلود و ننگین بنی امیه و میزان درندگی، قساوت قلب، رذالت، و چهره اهریمنی آنها را برملا کرده با ید حادثه عاشورا به پیام های عاشورا متصل شود تا عبرت واقع شدن آن ملموس تر گردد. امام حسین (ع) با آن فداکاری بی نظیر اسلام را زنده کرد و بقاء آن را تا ابد تضمین نمود، همانطور که جمله زیر بیانگر این مطلب است (الإسلامُ، محمدیُّ الحدوث و حسینیُّ البقاءُ) (1)حضرت محمد (ص) آئین اسلام را آورد و امام حسین (ع) سبب بقاء و ثبات آن شد.
کلید واژه: امام حسین (ع)، پیام، عاشورا، شهادت، اباعبدالله (ع)،کوفه
مقدمه
شهید مرتضی مطهری در تعریف پیام می گوید: « پیام یعنی فکری را، پیغامی را به دیگران رساندن » کلمه پیامبر و پیغامبر که در زبان فارسی آمده است نیز به معنای پیام آور است یعنی اینکه پیامبر (ص) حکم را از جانب خداوند می گیرد و به مردم می رساند و خود کلمه پیامبر ترجمه کلمه رسول است که از رسالت گرفته شده است ورسالت در جایی به کار می رود که پیامی در کار باشد. (2)
واژه عاشورا بروزن «فاعولا» است و این وزن یکی از وزن های عددی،در زبان عربی است که بعد از اسلام برای دوعدد نهم و دهم به کار رفته است. عاشورا، عاشوراء، عشورا ء، عاشوربه معنای دهم ماه محرم می باشند، گفته اند عاشورا عربی شده واژه عبری «عاشور» نام روز دهم ماه تشری یهودیان است. (3)
دلایلی که ضروری دانسته شده درباره موضوع پیام های عاشورا از دیدگاه روایات تحقیق شود: الف ـ اززمانیکه خداوند حضرت آدم را آفرید، حق وباطل در مقابل یکدیگر بوده اند که نمونه آن کشته شدن هابیل بدست قابیل بود. خداوند یکصد وبیست وچهار هزار پیامبر برای هدایت بشریت فرستاد که هر کدام از آنها با طاغوت یا طاغوتهایی مواجه بوده اند، تاریخ تکرار نمی شود ولی وقایع تاریخی در هر زمان ممکن است اتفاق بیفتد، مطالعه و بررسی عمیق نهضت عاشورا باعث می شود از بروز چنین حوادثی در آینده جلوگیری کنیم. در هر زمان حسینی هست و در طرف مقابل یزیدی، حادثه عاشورا این پیام را داد که مبادا حسین های زمان ندای «هَل مِن ناصرٍ یَنصُرُنی» آیا کسی هست مرا یاری دهد. سردهند ولی کسی نباشد آنها را یاری کند.
ب ـ اگر ما نسبت به نهضت عاشورا شناخت و آگاهی پیدا کنیم از جمله فوائد آن این است که اولاً: باعث پای بندی بیشتر به فرامین و دستورات اسلامی می شود. ثانیاً: عاشورا را در یک مدار که مصیبت جانگداز اباعبدالله (ع) و یاران با وفایش در آن روز واقع شد نمی بینیم، بلکه عاشورا از دیدگاه دیگر قابل بررسی است وآن شناخت پیام های عاشورا است که سبب حرکت در خط و مشی اباعبدالله (ع) و دست یابی به حقایق است.
ادامه مطلب
امر به معروف و نهي از منكر، مبناي مقاومت و قيام امام حسين(ع)(1)
چكيده
تبديل شد و تا ظهور امام عصر (عج) دانشجو مي پذيرد و تربيت مي كند. اساس اين دانشگاه، تعليم و ايصال انسان به اوج عرفان اسلامي يا نهايت امر به معروف و نهي از منكر است.
آنچه در اين مقاله آمده، تلاشي است براي تبيين يكي از درس هاي اين دانشگاه عرفان و مقاومت كه نشان مي دهد چگونه نهي از منكر اساس قيام و مقاومت حسيني بوده است.
مقدمه
در وصيت نامه خود به هنگام حركت از مدينه به محمدبن حنفيه مي فرمايد : «اني لم اخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً، إنما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي (ص) أييد أن اَمر بالمعروف و أنهي عن المنكر...».(2)
راز اساسي اين است كه حسين (ع) خليفه الله في الارض و نماينده و نماياننده خدا در زمين بود و دو اصل امر به معروف ونهي از منكر، دو اصل اساسي است كه ريشه ي فطري دارد و جزئي از ساختار باطني انسان است؛ چه اينكه خداوند متعال بعد از اعطاي اختيار، ميل به فطريات و خوبي ها را در درون انسان قرار داده و به ضميرهاي پاك، بدي ها را از خوبي ها نمايانده است : «فألهَمَها فُجُورَها و تَقْواهَا»: سپس بدي ها و پرهيزگاري هايش را به او
الهام كرده است.(3)
در حقيقت باطن تكويني همين اصل تشريعي امر به معروف و نهي از منكر است. اساس رسالت الهي نيز همان است؛ از همين رو در روايات آمده است : كسي كه امر به معروف و نهي از منكر نمايد، خليفه و جانشين خدا در زمين و جانشين رسول خدا است؛ قال رسول الله (ص) «من امر بالمعروف و نهي عن المنكر فهو خليفه الله في الارض و خليفه رسوله.»(4)
سيره انبياء و امامان (عليهم السلام) نيز بر همين اصل استوار بود. قال ابوجعفر (ع): «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصالحين»(5)و از شاخصه هاي مهم زندگي معصومين (عليهم السلام) بوده است : «وامرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر»؛ (6)هر چند اين دو اصل به امت اسلامي اختصاص نداشته و در امم قبل نيز جاري بوده است :«وَ لَقَد بَعَثْنَا فِي كلِّ اُمَّهٍ رَسُولاً أنِ اعْبُدُواللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطّاغُوت» : به ميان هر ملتي پيامبري مبعوث كرديم كه خدا را بپرستيد و از بت دوري كنيد؛ (7)«لَيْسوا سوَاءً مِّنْ أَهْلِ الْكِتَبِ أُمَّةٌ قَائمَةٌ يَتْلُونَ ءَايَتِ اللَّهِ ءَانَاءَ الَّليْلِ وَ هُمْ يَسجُدُونَ... وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »: اهل كتاب همه يكسان نيستند گروهي به طاعت خدا ايستاده اند و آيات خدا را در دل شب تلاوت مي كنند و سجده به جاي مي آورند و امر به نيكي و نهي از بدكاري مي كنند.(8)
«لَوْ لا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الاَحْبَارُ عَن قَوْلهِِمُ الاثْمَ وَ أَكلِهِمُ السحْت لَبِئْس مَا كانُوا يَصنَعُونَ»(9): چرا علما و روحانيون، آنها را از گفتار زشت و خوردن حرام باز نمي دارند، همانا كاري زشت مي كنند؛ و «يَا بُنىَّ أَقِمِ الصلَوةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَ اصبرْ عَلى مَا أَصابَك إِنَّ ذَلِك مِنْ عَزْمِ الاُمُورِ»(10) لقمان به فرزندش سفارش كرد: فرزندم! نماز را به پا دار، امر به معروف و نهي از منكر كن ودر مصيبت ها شكيبا باش.
امتياز امت اسلامي و پيروان پيامبر (ص) همين اصل امر به معروف و نهي از منكر معرفي شده است. «كُنتُمْ خَيرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَت لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ»(11)شما برترين وبهترين امتي هستيد كه از ميان مردم پديد آمده و امر به معروف و نهي از منكر مي كنيد.
اين برترين و بهترين، يك مظهر اعلا و عالي مي خواهد و حسين (ع) مظهر اين بهترين و برترين بود؛ زيرا افزون بر اينكه اساس نهضت او اين دو اصل قرار گرفت، اقدام او بالاترين مرتبه اجراي اين دو اصل هم بود.
1.حسين (ع) مجري نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر
داشت و آن را به اجرا در آورد.
در كتب فقهي، مدلل و روشن شده است كه امر به معروف و نهي از منكر داراي مراتب متعددي است.(12)از انكار قلبي كه واجب عيني است(13)شروع مي گردد و به توصيه و نهي زباني و سپس عمل و اجراي حدود و جهاد كشيده مي شود. اوج و نهايت مرتبه ي امر به معروف و نهي از منكر كه بر اساس حكمت بالغه ي الهي بايد در اين عالم يك باره محقق مي شد، همان اقدام و قيام حسين(ع) است.
در اوج مرتبه نهي از منكر و امر به معروف، امام معصوم (ع) و فرزندان پيامبر اسلام (ص) بايد به قتلگاه بروند. پس از قتل، اجساد نيز لگدكوب اسب ها گردند، خيمه هاي آل الله به آتش كشيده شود و خاندان پاك خاتم المرسلين (ص) به اسارت برده شوند.... نفس اين رخدادها در جانب حسين (ع) و اهل بيت، آشكار شدن نهايت و اوج مرتبه ي نهي از منکر است. بعد از اين مرتبه ديگر مرتبه اي نيست. اين مرتبه فقط يك بار در تاريخ انسان ها اتفاق مي افتد و تكرار نمي شود؛ اما يك باري كه اثرش تا ظهور آخرين حجت الهي باقي است و چون تكرار نمي شود، خوني كه در كربلا ريخته شد ثارالله است و امام عصر (عج) طالب و منتقم خون اوست؛ از سوي ديگر اينكه تأكيد شده امام عصر (عج) منتقم خون حسين (ع) است، در حالي كه ساير معصومين (عليهم السلام) ديگر تا امام عصر (عج) همه شهيد شدند، ريشه در همين نكته دارد.
2. اسرار نهفته در نهايت مرتبه امر به معروف و نهي از منكر
1-2. حيات و عزت جاويد در پرتوي اجراي آخرين مرتبه نهي از منكر
قال ابوعبدالله (ع): «و لو أن احدكم حج دهره ثم لم يزرالحسين بن علي (ع) لكان تاركا حقا من حقوق [الله و حقوق] رسول الله (ص)».(15)امام صادق (ع) مي فرمايد : اگر كسي از شما در سراسر عمرش خانه ي خدا را زيارت كند، اما به زيارت قبر حسين (ع) نرود، حقي از حقوق خدا و رسول خدا را ترك كرده است.
امام حسين (ع) بعد از كشته شدن علي اكبر (ع) به خاندان خود مي فرمايد : «... فوالله لا رأيتم هوانا بعد هذا اليوم ابدا»؛ (16)يعني به خدا سوگند هرگز پس از اين روز شما پستي و كوچكي [و به جز عزت ] نخواهيد ديد.
2-2. نهايت عبويت در اجراي نهايت مرتبه نهي از منكر
3-2. بهره مندي آسمان تشنه از باران خون
اين سه مشت خون باريده شده بر آسمان، از دست آسمان روي زمين (حسين (ع)) به خورسيد قوت بخشيد تا ظهور امام عصر (عج)، براي بيدار كردن انسان ها و ظهور ثارالله و منتقم خون حسين (ع) بدرخشيد و هر زمين را كربلا و هر زمان را عاشورا نمايد.
4-2. تلاوت سر بريده، مظهر نص «لن يفترقا» ي پيامبر (ص)
5-2. تجلي نهايت نقش زن در عالم هستي
اقدام زن زينب (سلام الله عليها)، در اين مرتبه زوج و مكمل اقدام مرد (حسين (ع) ) است و با اقدام زينب (سلام الله عليها) پس از اقدام حسين (ع) كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا... محقق مي شود.
6-2. تكرار ناپذيري اصل واقعه كربلا
آل الله را براي نهي از منكر به قتلگاه ببرد و آل الله را به دست اسارت بسپارد؛ اين فقط و فقط در حيطه ي اختيار امام معصوم (ع) است.
بنابراين اوج مرتبه ي امر به معروف ونهي از منكر فقط توسط امام (ع) به اجرا در مي آيد؛ اما در عين حال هر مسلماني نيز مكلف است راهي را كه امام حسين (ع) در پيش گرفت، برود؛ اگر نتواند عين واقعه ي كربلا و عاشورا را پديد آورد.
7-2. ضرورت و گريزناپذيري واقعه كربلا
پينوشتها:
* عضو هيئت علمي دانشگاه شيراز.
1. مقتل العوالم؛ ص 54. حياه الامام الحسين؛ ص 259. تاريخ طبري؛ ج6، ص 191 و مقتل الحسين للمقرم؛ ص 133.
2. مقتل العوالم؛ ص 54. مقتل خوارزمي؛ ص 188 و مقتل الحسين، صص 37 و 139.
3. شمس : 8.
4. شيخ محمد بن الحسين حرّ عاملي (1391م) ؛ وسائل الشيعه؛ بيروت : دارالاحياء التراث العربي، ج11.
5. وسائل الشيعه، ج11.
6. زيارت جامعه كبيره؛ مفاتيح الجنان.
7. نحل :36.
8. آل عمران : 113-114.
9. مائده :63.
10. لقمان :17.
11. آل عمران :110.
12. جواهر الكلام؛ ج21، ص 353.
13. شرايع الاسلام؛ ج1، ص 343.
14.بقره :195.
15. المزارمفيد؛ ص 26. وسايل الشيعه؛ ج10، ص 346 و بحارالانوار؛ ج101،ص 3.
16. اللهوف؛ ص 67.
17. ترجمه الامام الحسين از ابن عساكر؛ ص 37. الارشاد؛ ص 103. حياه الامام الحسين؛ ص 43 و كشف الغمه؛ ص 213.
18. مقتل خوارزمي؛ ج2، ص 32. البدايه ابن اكثير؛ ص 186. مناقب ابن شهر آشوب ؛ ج2، ص 222. مقتل الحسين؛ ص 272 و اللهوف؛ ص 68.
19. كامل الزيارات؛ ص 239 و مقتل الحسين؛ ص 260.
20. تاريخ ابن عساكر؛ ج4، ص 338 و مقتل خوارزمي؛ ج2، ص 34.
21. مناقب شهر آشوب؛ ج2، ص 18 و مقتل الحسين؛ 332.
22. و ما يتقرب الي عبد ما عبادي بشي احب الي مما افترضت عليه و انه يتقرب الي بالنافله حتي احبه فاذا حبه كنت اذا سمعه الذي بسمع به و بصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به...(چهل حديث امام (رحمه الله) ص 487).
23. فلما أتها نودي من شطي الواد الأيمن في بقعه المباركه من الشجره أن يا موسي إني أنا الله رب العالمين (قصص :30).
24. اعراف :14.
25. اعراف :16.
26. قالو أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء...(بقره :30)
/ج
ادامه مطلب
سوگواري ائمه معصومين (عليهم السلام) بر امام حسين (ع): زنده نگهداشتن قيام كربلا (1)
چكيده
مقدمه
كوفه كه روزگاري مركز قدرت اسلام و خلافت حضرت علي(ع) بود، روحيه، شخصيت و هويت انقلابي خود را از دست داده بود.
هراندازه مسلمانان از عصر پيامبر (ص) دور مي شدند، خوي و خصلت مسلماني را بيشتر فراموش مي كردند و سيرت هاي عصر جاهلي به تدريج بين آنان زنده مي شد؛ چه اينكه برتري فروشي نژادي باعث رو در روي هم قرار گرفتن قبيله ها شده بود.(1)
در چنين شرايطي، امام حسين (ع) نداي هشدار و خطر برآورد؛ چه اينكه هنگامي كه با خبر شد يزيد خليفه ي مسلمانان شده است، با تأسف فرمودند : «اِنا لِله و انا اليه راجعون و علي الاسلام السلام، اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد» : فاتحه اسلام را بايد خواند؛ زماني كه امت اسلام خليفه اي مانند يزيد داشته باشد.(2)
دراين زمان لازم بود امام حسين(ع) براي بيداري و آگاه ساختن اين مردم به خواب رفته و غفلت زده، حركتي انجام دهد و به پا خيزدي؛ آنگونه كه انگيزه قيام خود را چنين بيان كرده است: «اني لم اخرج اشراً و لا بطرو لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب اصلاح في امه جدي»: من نه از روي خود خواهي و سركشي و هوسراني و نه براي ايجاد فساد و ستمگري به پا خاستم، بلكه هدف من ازاين حركت، اصلاح امت جدم بوده است.(3)
لذا با شعار زنده كردن سيره رسول خدا (ص) خط بطلاني بر بدعت ها و كج روي ها و فتنه هايي كه در جامعه اسلام به وجود آمده بود، بايد كشيده مي شد و اين به هيچ طريق امكان نداشت مگر آنكه با شهادت خود و يارانش اين مردم در جهالت خفته را بيدار سازد؛ پس ايشان با نهضت عاشورا زمينه ي حركت را براي همه ي نسل ها و عصرها پديد آورد.
روز عاشوراي سال 61 هجري كه آن حضرت با ياران و اهل بيت خود در سرزمين كربلا مظلومانه به شهادت رسيدند، امت اسلامي سوگوار شد و از آن روز تا كنون كه بيش از چهارده قرن مي گذرد، نه تنها آتش دروني امت اسلامي به سردي نگراييده، بلكه هر روز شعله هاي آن افروخته تر شده است.
راز اين حقيقت بر هيچ كس پوشيده نيست؛ زيرا امام حسين (ع) با تمام هستي خويش آنگاه كه اسلام در خطر بود، از اسلام دفاع كرد و با خون خويش درخت اسلام را آبياري كرد و زير بار ستم نرفتن را براي همه نسل ها پيام آور شد.
بي ترديد بعد از حماسه كربلا، امويان سخت در تلاش و تكاپو بودند تا اينكه براي حفظ حكومت وموقعيت خودشان نام امام حسين (ع) و واقعه
شهادت آن حضرت را از صفحه روزگار محو كنند تا در دراز مدت حماسه ي عاشورا در اذهان مردم به دست فراموشي سپرده شود.
از سوي ديگر حادثه شهادت امام حسين(ع) يك اتفاق عادي و گذرا نبود، بلكه طراحي الهي داشت؛ چه اينكه مجلس سوگواري و خواندن مرثيه براي امام حسين(ع) بيان كننده ي مظلوميت و حقانيت آن امام (ع) و منعكس كننده ي جنايت هاي بي نظير و قساوت هاي قلب دشمنان آن حضرت است كه همواره از سوي مسلمانان مورد توجه قرار گرفته و يكي از كهن ترين سنت هاي تغيير ناپذيرالهي شده است؛ به طوري كه بسياري از حركت هاي عظيم و انقلاب هاي بشري در طول تاريخ از نهضت امام حسين (ع) الهام گرفته و از همين مجالس سوگواري آغاز شده است؛ لذا، برخي سعي كرده اند با اين سوگواري ها مبارزه كنند و جوانان را از انجام آن منصرف نمايند؛ آنگونه كه «ابن تيميه» برگزاري مراسم عزاداري حسين بن علي (ع) را حرام و بدعت در دين دانسته است (4) و محمدبن عبدالوهاب، مؤسس فرقه وهابيت، عزاداري امام حسين (ع) را كفر و خارج شدن از دين مي دانست.(5)
امروز دوباره برخي از كساني كه از اين مراسم سوگواري مي ترسند، كوشش مي كنند عزاداري امام حسين (ع) را در اسلام زير سؤال ببرند و با آن مبارزه كنند و انجام عزاداري امام حسين (ع) را بي ارزش و خلاف شرع جلوه دهند. در اين مقاله سعي كرده ايم سوگواري براي امام حسين (ع) را از ديدگاه
ائمه اطهار (عليهم السلام) بررسي نماييم تا بدانيم كه آيا آنان به اين مجالس اهميت مي داده اند يا عزاداري براي امام حسين (ع) بدعتي در دين بوده است.
سوگواري در لغت
فردوسي آن را به معني مصيبت زده و بلاديده آورده است :
همه سوگوار و پر از آب روي
سوي راه ايران نهادند روي
زكنار مكه نبود ايچ كس
بدل نا شده سوگوار علي
گفتني است سوگواري، حاصل مصدر است به معني عمل سوگوار، غم، مصيبت زدگي و غمخواري؛ چه اينكه آمده است : «سوگواري كنيد و براين تعريف جهانيان را آگاه كنيد.»(6)
اين واژه به صورت «سوكواري » هم آمده است. در فرهنگ «آنندراج» مي خوانيم : كسي كه سوگوار است را سوكوار گويند؛ نيز كسي كه غم داشته باشد و لباس ماتم پوشيده باشد.
ضرورت سوگواري بر امام حسين (ع)
دلايل ذيل برگزاري آن ضروري است :
1. مبارزه با ستم و ستمگر
بر پايي مجلس عزاداري براي امام حسين(ع) در حقيقت تأييد راه و روش اوست. از آنجا كه امام حسين (ع) زير بار ستم و خواري و ذلت نرفت و اين سخن مشهور او در روز عاشوراست كه «هيهات منّا الذله». انسان سوگوار با برگزاري مجلس سوگواري براي امام حسين (ع) در حقيقت بيزاري خود را از ستم و ستمگر اعلام مي كند و از راه و روشي كه امام حسين (ع) برگزيد، حمايت مي كند؛ آنگونه كه در زيارت عاشورا مي خوانيم :«دوست دارم كسي كه تو را دوست دارد و دشمنم با كسي كه با تو دشمن است»؛ همچنين لعن و نفرين بر قاتلان آن امام بزرگوار، شعارهاي اصلي زيارت عاشوراست.(7)
2. طرفداري از مظلوم
يكي از آثار و بركات سوگواري براي امام حسين(ع) اعلام حمايت و طرفداري از مظلوم است، كسي كه در سوگواري شركت مي كند و اشك مي ريزد، با اين عملش راه و روش امام حسين (ع) را تأييد مي كند و دوستي خود را نسبت به او بيان مي دارد و لذا سوگواري امام حسين (ع) در حقيقت مي گويد : اگر من در كربلا نبودم كه تو را ياري كنم، در مصيبت تو اشك مي ريزم و در حقيقت هر مظلوم و ستمديده اي را ياري خواهم كرد؛ آنگونه كه حضرت مهدي (عج) فرمودند: «جد بزرگوارم، اگر چه روزگارم مرا از تو دور كرده و در كربلا نبودم كه با دشمنانت نبرد كنم، اما صبح و شام در
سوگ تو عزادارم و به جاي اشك بر مصيبت تو خون گريه مي كنم.»(8)
3. احياي ارزش ها
از آثار و بركات سوگواري براي امام حسين(ع) احياء و ترويج ارزش هاي انساني است كه در نهضت كربلا وجود داشت. سوگواران برامام حسين (ع) سعي مي كنند از پيام هاي عاشورا درس بگيرند و جامعه را به طرف آن ارزش ها سوق دهند؛ آنگونه كه گاندي نهضت كربلا را سرمشق خويش قرار داده است و به مردم هند مي گويد: «من چيز تازه اي براي مردم هند نياورده ام، آنچه آورده محصولي است از مطالعات و تحقيقاتي كه درباره ي تاريخ زندگاني قهرمانان كربلا انجام داده ام. اگر بخواهيم هند را از چنگال استعمار نجات دهيم، لازم است همان راهي را بپيماييم كه ابا عبدالله الحسين (ع) پيمود.(9)
4.هدايت مردم
رسالت تمام پيامبران هدايت مردم به سوي «الله» است. قيام امام حسين (ع) به منظور جهت بخشيدن به مردم انجام گرفت؛ زيرا وقتي مشاهده كرد كه مردم از هياهوي تبليغات دشمنان و حاكمان فاسق دچار سرگرداني شده اند، حاضر شد با ريختن خونش مردم را از حيرت گمراهي نجات دهد.
از سوي ديگر مجالس سوگواري امام حسين (ع) نيز اين رسالت را داراست. مجالس امام حسين (ع) باعث بيداري و رهايي انسان ها از ضلالت گمراهي است؛ آنگونه كه اموي ها شخصيت ملت مسلمان را چنان له كرده و
كوبيده بودند كه ديگركسي آن احساس هاي پاك اسلامي را در خودش نمي ديد؛ اما همين كوفه، بعد از سه سال، به سبب همين عزاداري ها انقلاب كرد؛ حتي هزار نواب از همين كوفه پيدا شد كه بر سر قبر حسين بن علي (ع) رفتند و در آنجا عزاداري كردند و به درگاه الهي از تقصيري كه كرده بودند، توبه كردند و گفتند : «ما تا انتقام خون حسين بن علي (ع) را نگيريم از پا نمي نشينيم».(10)
5. ايجاد معنويت در جامعه
جامعه ي انساني به سبب مشكلاتي كه انسان ها در زندگي روزانه شان دارند، از معنويت و صفا روز به روز دور مي شود. يكي از آثار و بركات مجالس عزاداري براي امام حسين(ع) اين است كه عزادار دست كم براي مدتي حال و هواي ديگري مي يابد و در صفا و معنويت خاصي قرار مي گيرد كه باعث صفاي دل و صيقل روح زنگ خورده او مي شود؛ بنابراين آناني كه به درستي با خلوص نيت به سوگواري مي پردازند، پس از گذشت و تكرار اين معنويات، شخصيت روحاني خاصي پيدا مي كنند.
6. انتقال فرهنگي
از آنجا كه فرهنگ، حلقه ي اتصال بين نسل هاست، يكي از آثار مراسم سوگواري نيز انتقال فرهنگي اين نهضت از نسلي به نسلي ديگر است؛ چه اينكه برقراري سنت عزاداري براي امام حسين (ع) علاوه بر حفظ اصل حادثه از هزار و و چهارصد سال پيش، باعث انتقال پيام ها و ارزش هاي
فرهنگي آن، به اين نسل و سرانجام به نسل هاي آينده خواهد شد و چنانچه اگر روزي خداي ناخواسته اين سوگواري ها كم رنگ شود، آن موقع باعث انقطاع فرهنگي و بي هويتي جامعه اسلامي خواهد شد.
7. الگودهي
انسان ها از قديم براي خويش به دنبال الگوهايي بوده اند و نياز به اين الگوها باعث شده است در مليت هايي مختلف، آثار حماسي پديد آيد؛ زيرا انسان هميشه در جستجوي آن است كه آن كس را كه منشأ دلاوري، شجاعت، ايستادگي و گذشت باشد، براي خويش برگزيند.
يكي ازبركات نهضت امام حسين (ع) الگو دادن به جامعه است؛ چه اينكه در قيام كربلا الگوهايي براي تمام افراد، زن و مرد، پير و جوان وجود دارد، از پيرمرداني چون حبيب بن مظاهر، جواناني چون ابوالفضل و علي اكبر، نوجواناني چون حضرت قاسم و حتي كودكاني چون حضرت علي اصغر؛ همچنين در نهضت كربلا براي زنان الگوهايي چون حضرت زينب، رباب و ام وهب وجود دارد.
همچنان كه آمد، مراسم سوگواري امام حسين (ع) الگوهاي صحيح را براي جامعه و فرد معرفي مي كند؛ زيرا در اينگونه مراسم، از فداكاري، ايثار، جانبازي و خصلت هاي نيكوي قهرمانان كربلا گفته مي شود و شركت كنندگان از رفتار آنان درس ها مي آموزند و در زندگي به كار مي بندند؛ آنگونه كه «توماس كارلايل» گفته است : «بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم اين است كه حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند، آنها با عمل خود روشن كردند كه برتري عددي در جايي كه حق و باطل رو به رو مي شوند، اهميت ندارد و پيروزي حسين (ع) با وجود اقليتي كه داشت، باعث
شگفتي من است ».(11)
مراسم سوگواري بر امام حسين (ع) بركات ديگري چون همبستگي ديني، اجتماعي، مانور سياسي، تلطيف روح انساني و حتي منافع مادي نيز دارد.
در فرهنگ شيعه برپايي مراسم سوگواري امام حسين (ع) عبادت است؛ چرا كه عزادار امام حسين(ع) همنشين با آن حضرت است (12) و به فرمايش امام صادق (ع): «سوگواران بر مظلوميت امام حسين (ع) نفس كشيدن شان هم عبادت محسوب مي شود.»(13)
پينوشتها:
1. جعفر شهيدي؛ قيام امام حسين؛ ص 109.
2. سيد بن طاووس؛ الهوف؛ ص 11 و في رحاب اهل بيت؛ ج3،ص 74.
3. مجلسي؛ بحار الانوار؛ ج44، ص 329.
4. احمد تقي الدين ابن تيميه؛ منهاج السنه؛ ج2، ص 141.
5. همايون همتي؛ نقد و تحليلي پيرامون وهابي گري؛ ص 139.
6. ابوالفضل بيهقي؛ تاريخ بيهقي؛ 235.
7. كليات مفاتيح الجنان، ص 904.
8. مجلسي؛ بحارالانوار؛ ج101، ص420.
9. محمد سماوي؛ حماسه سازان كربلا؛ ترجمه عقيقي؛ ص 28.
10.مرتضي مطهري؛ مجموعه آثار؛ ج17، ص 57.
11. مجله نور دانش؛ ش 3، ص 1341.
12. مجلسي؛ بحارالانوار؛ ج44، ص 293.
13. همان؛ ج2، ص 64.
/ج
ادامه مطلب