نامه ای زائری به امام رضا"فقط آقا علی موسی الرضا (ع). . . "

همیشه از حرمت گفته ایم،
از نور طلایی درخشانی که از گنبدت می تابد
از تلالو گلدسته ها در دل شب، یا دم صبح...  از صحن ها گفته ایم و سقا خانه!
کاسه های طلایی و نقره ای که ترس تشنگی را به دل راه نمی دهند.
از مسجد گوهرشاد و صحن انقلاب و  امام...

همیشه از کبوترانت گفته ایم،
کبوتران دانه چین  کبوتران بلند پرواز حرم،  دانه و نان...

از ضریحت گفته ایم،  که پنجره هایش که به سبزی می زند،  شبکه های سرد فلزی دارد
و وقتی پیشانی را می چسبانی به فلز  انگار تا عمق دلت سبک می شود.
 
از آهوها گفته ایم!  که نجاتشان داده ای  و از انسان هایی که هر روز شفایشان می دهی.

از حرم گفته ایم  از صحن هم از کبوتران گفته ایم و  ضریح   و از آهوها.
ولی
هیچ وقت  
از تو نگفته ایم!
نمی دانم تو کیستی، کریم!   گاهی که فکر می کنم
به «نور علی نور»   - که تعبیر خدا از تو است-   فکر می کنم که  حرم از نور تو این چنین می تابد
ضریح از گرمی تو این چنین تسکین می دهد
مسیر صحن با شوق تو زیبا می شود   چرخش کبوتران گرد تو چنین تماشایی است
آهوها از چشمه ی  کریمانه ی بخششت می نوشند...

از تو نگفته ام
نمی دانم تو کیستی
 ایهالکریم...


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه ای به امام رضا(علیه السلام)

السلام علیک یا امام رضا (ع)،سلام آقا

قربون اون بارگاهت، قربون معرفت وصف ناپذیرت. هر چی دارم از کرم توست. یا امام رضا خودت دستمو بگیر. اون بار که اومدم حرمت همه چی رو به خودت واگذار کردم. امشب هم دلم گرفته و هوات رو کرده. دستم رو بگیر که محتاج محتاجم.از صمیم دل دوست دارم و خودتم میدونی که بعد از خدا،تنها کسی که من همه ی حرفای زندگیمو بهش میزنم،شمایی.
یا ضامن آهو…….


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

تقديم به تو ..(وحید ضمیری)

سحرگاهان  از سمت بارگاهت كه مدفن تن پاكت و مطلع آفتاب تن تاب است خورشيد طلوع ميكند... گويي عرش فرش سراي
توست و شميم دلنواز مدفنت گواه ميدهد كه اين حريم...از ملكوتست..و ضريحت ..نگين حلقه ي عشاق توست... مي درخشد چون ماه بدر در زمين بارگاه تو. مهرباني..
آقايي ...و سلطان بي چون وچراي ملك عشقي.. و چه خوب حكم ميراني بر دلهاي اسيرت..و چه شيرين است اسارت تو...كجا ملكوت اين قدر قرين است با زمين؟ يا كجا از زمين است و
نيست؟!...در زير گنبدت..ندا و ناله ...راه دوري با ملكوت ندارد..گواه مي دهد كاينات كه ... تويي امام دلها... تويي مهربان...درود خدا بر تو...اي خورشيد خورشيد ها..اي دوست دار و غمخوار ضعفا..اي ابالحسن..علي ابن موسي الرضا(ع).


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه ای به امام رضا (علیه السلام)"سمانه الیاسی"

ای طلیعه هشتم! تو آمدی تا صحیفه عشق بدون مفسر نماند و تو آمدی با خود عشق و صفا و صمیمیت را به ارمغان آوردی و من آمدم تا دلم را بر ضریح تو حلقه زنم و به دور کعبه عشق تو طواف دهم. آمدم تا اشک چشمانم را دخیل سقا خانهات کنم. آمدم تا از کبوتران حرمت گردم تا به هر صبح به دور گنبد طلائیت به پرواز درآیم و ریزه خوارخوان کرمت گردم. مولایم! ای طبیب دردمندان! ای سنگ صبور خسته دلان! ای امید ناتوانان! روزگارم بدون تو و فرزند تو همچون مرگ تدریجی و جانکاه است.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:33 PM ] [ مهدی گلشنی ]

گداي بي نام و نشان

سلام آقاي مهربوني سلام آقاي خوبيها ببخشيد

 

آقا يه كاري بكن قلبم بدجوري گرفته تورو به جان جوادت جوابمو بده

 

كجا برم جز در خونت التماست ميكنم آقا بدادم برس


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]

سلام به خورشید تابان خراسان

سلام به آقای خوبم، سلام به مولای عزیزم، سلام به امام رئوف و مهربانم، سلام به خورشید تابان خراسان، سلام به گنبد طلاییت، سلام به کبوترهای حرمت و سلام به زائرهای عاشقت.

قلم را روی کاغذ نهادم تا شاید این بار قلم روی آن حرکت کند و خودش حرف های دل مرا به امام رضا بنویسد. هزاران بار نوشتم، هزاران بار گفتم، اما باز نشد. نتوانستم به قولی که به تو دادم وفا کنم، بگو چه کار کنم، کجای کارم اشتباه است،هر وقت حاجتی دارم مهمان حرمت هستم آن قدر دخیل می بندم تا حاجتم روا شود.

 

ای امام رضای مهربونم ازت میخوام واسطه خیر بشی این دعائم برآورده بشه که ان شالله مهدی صاحب زمان بیاد ،دل ما گرفته ، تمام دل خوشی ما آمدن حضرت مهدیه درسته قلبشو ما شکستیم ولی ازت میخوام این واسطه خیربشی از کوچکی تا به حالا منتظر ظهور آقام مهدی ام ما کوچک مولایمان مهدی ام تمام زمزمه ام شده ظهور آقام مولا مهدی .به امید ظهور سرورمان ومولایمان حضرت مهدی (علیه السلام)


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]

مولایمان دستمان بگیر

آقا ی مهربونم :به شما می گن ضامن آهو چون بین  اون و صیاد واسطه شدی .آخه قربونت برم ما که از آهو کمتر نیستم .بیا بین ما و خدا واسطه شو .

رضای مهربونم: به خدا  ما قلبمون پاکه مهر شما اهل بیت تو  وجودمون موج می زنه.هرگز قلبا راضی نیستیم ازتون جدا بشیم .کمکمون کنید.تو رو به جان مادرت خانم فاطمه عزیز  .به علی اصغر شیرین زبون .به جو ن آقا مهدی گل که همه چشم انتظارشند، ما رو تنها نذارید.دستمون رو بگیرید .نذارید بیشتر از این ازتون فاصله بگیریم.ما شما اهل بیت رو از جونمون بیشتر دوست داریم.

راستی نزدیک بود یادم بره .آقای مهربونم این برو بچه های جوان بحرینی تنها هستند.اونا هم مثل شما مظلومند.خوب ثابت کردند مثل امام حسین حاضرند به شهادت برسند ولی  زیر بار زور نرند.آ‍قا به دنیا ثابت کنید که شیعه تنها نیست. بفهمند که پشت پرده یه خبر هایی هست که با چشم ظاهری دیده نمیشه.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

دلنوشته زیبای یک دخترایرانی به امام رضا(ع)

يلدا بهرامي در دل‌نوشته‌اي به امام رضا (ع) مي‌نويسد: 
مولاي من! تو را امام غريب مي‌نامند، مي‌دانم بد ميزباني بودند و در مهمان‌نوازي وفا نكردند. 
مولاي من! بعد از گذشت روزگار، حال تو ميزبان ما هستي؛ تو ميزبان گريه‌ها و نيازها؛ غم‌ها و دلتنگي‌هاي ما هستي. 
تو كه غريبي را احساس كرده‌اي! حال غريبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند. 
مولاي من! مي‌خواهم از زائراني بگويم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته‌اند تا نفسي مهمان شوند و از مي عشق تو بنوشند. 
مولاي من! مي‌خواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگويم كه سجده‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقي كه گرداگرد حرم پاك تو مي‌چرخند و تو را طواف مي‌كنند؛ از نسيم بگويم كه بيرق گنبدت را بوسه‌اران مي‌كند و عطر دلرباي تو و اشك تمناي زائرانت را به اوج افلاك مي‌برد. 
مولاي من! مي‌خواهم از آسمان بگويم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانيه از تو جان مي‌گيرد و در پيشگاه شكوه تو جان مي‌دهد. 
اي آفتاب مهرباني! مي‌خواهم از خورشيد بگويم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ مي‌زند و از ضريح تو نور مي‌گيرد. 
اي حجت خدا! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهايي خود را مي‌شكند و خاك پايشان را به سينه زخم‌آلود خود مي‌زند كه عمري است از طواف تو جا مانده است. 
خوش به حال رواق‌ها، درها و ديوارهايي كه از نفس مهمانانت پَِر مي‌گيرند و به ضريح پاك تو مي‌رسند.خوش به حال مناره‌ها وكاشي‌ها! 
حال در آستانه سالروز طلوع جاودانه تو اي شمس‌الشموس، از راه دور به ميعادگاه عاشقي تو چشم دوخته‌ايم تا از جام كرامتت جرعه‌اي بنوشيم. 
ما را بي‌نصيب مگردان!

منبع:خبرگزاری فارس


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:31 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه یه عاشق امام رضا(علیه السلام)

یا امام غریب سلام ای پناه دهنده خستگان سلام ای کسی که هیچوقت دوستدارخودت تو نا امید نمیکنی سلام یا امام رضا دلم گرفته خیلی از زمانه تو خواب بهم گفتی از رحمت خدا نا امید نشم نشدم ولی بی قرارم نمیدونم میدونم شاید کاری بدی میکنم که بی قرارم یا امام رضا نور خدا رو بدلم بتابون از خدا بخواه صبرمو در مقابل تقدیرش زیاد کنه تا بی طاقت نشم نا امید نشم یا امام رضا تو میدونی که غیر از تو وخدا هیشکیو ندارم امیدم به شماست که پیش خدا شفاعتم کنی دارم بی طاقت میشم حداقل اگه خدا نمیخاد به این زودیا حاجتمو بده بخواه ازش که صبرم بده تا ناامید نشم تا به هر چیزی غیر خودش رو نندازم یا امام رضا درموندم شاید ایمانم کم شده نمیدونم هر چی هس بی طاقت شدم کمکم کن به همه جونا کمک کن تا به حاجتاشون برسن امام رضا قولی که دادم یادم نمیره میام پابوست کمکم کن اگه شفاعتم کنی دیگه ترسی ندارم چون بزرگترین وبهترین کس منو پیش خدا تضمین کرده یا امام رضا شفاعتم کن


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نامه جالب دختر 8 ساله ارمنی به امام رضا(علیه السلام)

به نقل از گزارش «قدس آنلاین»، در میان هزاران اثر ارسالی برخی نامه ها نه از لحاظ محتوا، بلکه از لحاظ باور و اعتقاد به معنویت و مهربانی امام هشتم(علیه السلام) بیش از سایر دل نوشته ها جلب توجه می کند.

کریستینا ماناسیانس، دختر هشت ساله ارمنی است که در دل نوشته ای آرزوهایش را با علی بن موسی الرضا(علیه السلام) در میان گذاشته است.

کریستینا نوشته است:سلام امام رضا. من کریستینا هستم. اسم پیامبر ما مسیح است. من برای او نامه نوشتم و آرزوهایم را گفتم. به شما هم می گویم.من دوست دارم زود بزرگ بشوم.دوست دارم همه دوستم داشته باشند.امام رضا!من می خواهم خیلی خیلی باران بیاید. می خواهم پدر و مادرم همیشه سالم باشند.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 28 تیر 1395  ] [ 6:30 PM ] [ مهدی گلشنی ]