رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

 

گذاشت دست به سینه : سلام سوی حرم

لب زمین دو چشمش دوباره باران خورد

در آستانه دریا گرفت بوی حرم

گذاشت صورت خود را به صورت یک در

نفس کشید و نفس شد به رنگ و روی حرم

تمام حس عطش را به کاسه ها نوشید

و پر شد از تب و تاب لب سبوی حرم

در آن طرف پدری که خمیده . با گریه

گره زده پسرش را به آبروی حرم

چقدر قطره به دریا رسیدنش زیباست

چقدر زمزمه جاری شده به جوی حرم

در ازدحام توسل ز چشم من گم شد

ضریح بود و هزاران دعای توی حرم

شکست بین نماز زیارت آقا

شکست و ریخت قنوتش به گفتگوی حرم

شفا گرفته مریضی .....زدند نقاره

صدای معجزه پیدا شد از گلوی حرم

گذاشت دست به سینه .عقب عقب برگشت

رسید تا فلکه آب و روبروی حرم

شعر مدح امام رضا (ع) _ علیرضا لک


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:56 AM ] [ مهدی گلشنی ]

یارضا (ع)

یارضا (ع)

رفتم از کوی تو و پیش تو جا مانده دلم

پیش تو مانده و از سینه جدا مانده دلم

پشت آن پنجره افتاده و بر گردن خود

رشته ای بسته به امید شفا مانده دلم

سید فرید احمدی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:54 AM ] [ مهدی گلشنی ]

امام رضا

همچون نسیم صبح و سحرگاه می‌رود
هر کس میان صحن حرم راه می‌رود

از هر چه غصه دارد و غم می‌شود ر‌ها
هر سائلی به خدمت این شاه می‌رود

وقتی فرشته‌های حرم بال می‌زنند
از سینه‌های شعله زده آه می‌رود

اینجا بهشت روی زمین فرشته هاست
از کوی تو فرشته به اکراه می‌رود

خورشید در طواف حرم، وه! چه دیدنیست
هر شب به پای بوسی آن ماه می‌رود

باب الجواد راه ورودی به قلب توست
حاجت رواست هرکه از این راه می‌رود

شعر مدح امام رضا (ع) _ فاطمه نانی زاد


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:54 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شب ها میان صحن شما نور می وزد

شب ها میان صحن شما نور می وزد

نزدیک می وزد، اگر از دور می وزد

 

هر کس که پر گرفت در این سر سرای نور

دورش فرشته می وزد و حور می وزد

 

میهوت می شوند تمام مناره ها

آیا نسیم صحن تو از طور می وزد ؟!

 

دف می زنند اهل زمین ، اهل آسمان

کِل می کشند هلهله و شور می وزد

 

ایوان آینه پُرِ ریحانه می شود

عطر گلاب و سدره و کافور می وزد

 

جان تو را کدام غزل بی قرار کرد؟!

عطر که از هوای نشابور می وزد؟!

شعر مدح امام رضا (ع) _ فاطمه نانی زاد


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:53 AM ] [ مهدی گلشنی ]

چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید

چشم مرا پیاله ی خون جگر کنید

هر وقت تر نبود به اجبار تر کنید

من کمتر از گدای شب جمعه نیستم

خانه به خانه دست مرا در به در کنید

بدکاره ها به نیمه نگاهی عوض شدند

مارا فضیل فرض کنید و نظر کنید

این تحبس الدعا شدن از مرگ بدتر است

فکری برای این نفس بی اثر کنید

باید برای سوختنم چاره ای کنم

این روزه روزه نیست برایم سپر کنید

العفو گفتنم که به جایی نمیرسد

ذکر حسین حسین مرا بیشتر کنید

در میزنیم و هیچ کسی وا نمیکند

پس زودتر امام رضا را خبر کنید

شعر مدح امام رضا (ع) _ علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:52 AM ] [ مهدی گلشنی ]

بايد به قد عرش خدا قابلم کنند

بايد به قد عرش خدا قابلم کنند

شايد به خاک پاي شما نازلم کنند

دل مي کنم از آنکه دل ازتو بريده است

دل مي دهم به دست تو تا بيدلم کنند

امشب کميت شعرم اگر لنگ مي زند


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:51 AM ] [ مهدی گلشنی ]