دیشب پرِ من كبوتر بامت شد

دیشب پرِ من كبوتر بامت شد

آهوی بیابانی من رامت شد

حالا دلِ من پیمبر نامت شد

از معجزه ی درخت بادامت شد

امروز اگر مریض درمان توام

 

تو آینه می شوی زلالم بكنی

با طرز نگات خوش به حالم بكنی

یا فكری به حال خشكسالم بكنی

یا فكری به حال پرّ و بالم بكنی

من منتظرِ نماز باران توام

 

هر چند بَدَم اگر كه بهتر نشدم

پیش كرم تو شاه گداتر نشدم

در بارگهت اگر چه نوكر نشدم

هر چند كه آهو و كبوتر نشدم

گر پا بدهی سگِ نگهبان توام

 

هر چند به این سو و به آن سو نزدم

هر چند به این كو و به آن كو نزدم

پیش تو به آفتاب هم رو نزدم

در صحن تو من اگر چه جارو نزدم

مشغول غلامی غلامان توام

 

در سجده به پای تو هزاران آدم

جاروكش صحن تو هزاران مریم

محتاج دعای تو هزاران خاتم

ای شاه گدای تو هزاران حاتم

من نیز یكی از این هزاران توام

شعر مدح امام رضا (ع) _ علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:21 AM ] [ مهدی گلشنی ]

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور

هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور

 

دستی به روی سینه و دستی به سوی تو

روی لبم گُل می‌کند آقا سلام از دور

 

تصویر زیبایی ست از بالا که می‌بینی

سوی تو می‌آیند آهوهای رام از دور

 

گاهی نسیمی سوی مشتاقان خود بفرست

گاهی بده این زخم‌ها را التیام از دور

 

بین من و تو چارده ساعت زمان راه ست

از منزل این هیچ تا ماه تمام از دور

 

من آشنا هستم به این درگاه از نزدیک

من حتم دارم دعوتم کرده امام از دور

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر مدح امام رضا (ع)

مانند دیدن با دو چشم کور از نزدیک

معنی ندارد فرق بین دور از نزدیک

 

خیلی برایم گفته اند از طعم اشک شوق

امروز در جان من ست این شور از نزدیک

 

اندازه‌ی شان شما هرگز نمی‌گنجد

در چشم‌های طاقت این مور از نزدیک

 

شکلی شبیه گنبدت پیداست وقتی که

دقّت کنی در دانه ا‌ی انگور از نزدیک

 

آغوش وا کردم ضریحت را و می‌دانم

هستم به آغوش تو خیلی دور از نزدیک

 

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:20 AM ] [ مهدی گلشنی ]

چشم در تاثير زيبايي از ابرو كمتر است

چشم در تاثير زيبايي از ابرو كمتر است

مستي ابروي يار از گيسوي او كمتراست

 

اصل زيبايي ست اينكه پلك در بالاي چشم

شك كند در صحن از امثال جارو كمتر است

 

يا به وقت بيخودي زائر به دور مرقدت

حس كند كه ازخودش هشتاد كيلو كمتر است

 

بارها در تنگ آغوش ضريحت ديده ام

فاصله بين من و روح من از مو كمتر است

 

با حساب دنيوي در اين حرم سر خم نكن

چون بهاي چار زانو از دو زانو كمتر است

 

بسكه با نيت نخوردي زود باور مي كني

آب سقاخانه از يك مشت دارو كمتر است

 

ازخودت بگذر به ترفندي كه در اين بارگاه

عارف بالله هم گاهي از آهو كمتر است

شعر مدح امام رضا (ع) _ مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:19 AM ] [ مهدی گلشنی ]

یا امام رضا (ع)

یا امام رضا (ع)

هر سحرگاه گل روی شما برخیزد

تا که از جا گدا پشت گدا برخیزد

تا که لب تر کند و دست دعا بردارد

طرف اهل کرم زود صدا برخیزد

دربرت شاه سلامم زجگر می آید

کرمت فرق کند یک به سه جا برخیزد

هر گرسنه به سر خوان تو گر بنشیند

از سر خوان تو والله رضا برخیزد

اصلا انگار مسیر حرمت فرق کند

پای ابریشم تو جاده ها برخیزد

دیده شد در حرم امن تو لالی آمد

تا که آمد ز لبش شاه رضا برخیزد

همه نقاره زنان باز شتابان رفتند

در شلوغی فلجی روی دو پا برخیزد

ای کریمی که نگفته همه را می دانی

ای مقسم !! تو خودت درد مرا می دانی

علیرضا عنصری


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:17 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر مدح امام رضا (ع)

ساعات طوفان، وقت جزر و مد رسیده

نبضم چه محکم می زند تا صد رسیده

آیا قبولم می کند یا نه؟ ولی نه

اصلاً چرا این فکرهای بد رسیده

این جا تمام مهربانی مال آقاست

این جا مگر بر سینه دست رد رسیده؟


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:16 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شکر صد بار خدا را که سعادت دارم

شکر صد بار خدا را که سعادت دارم

فرصت آمدن و عرض ارادت دارم

باز در کسوت یک عبد گدا آمده ام

من از این جامه به تن خلعت شهرت دارم

دست من نیست اگر بی سر و پا آمده ام

دست من نیست اگر شوق زیارت دارم

قصّه ی پنجره فولاد و مرا می دانی

من به بوسیدن این پنجره عادت دارم

در این میکده خیمه زده ام شاهد باش

دست امید به دامان اجابت دارم

این دل مرده ی من زندگی اش دست شماست

من خودم خوب به این نکته عنایت دارم

معجزه از تو عجیب است مگر من حتّی

به گدایان تو هم چشم کرامت دارم

حاجتم را ندهی پیش خودم خواهم گفت

او مرا خواسته پیداست که قیمت دارم

" داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم "

این سلامی است که تا صبح قیامت دارم

پدرم گفت تو هم خادم این آقا باش

خادمی کردم و عمریست که عزّت دارم

خوشتر از طعم عسل طعم دعای سحر است

با همین زمزمه ها راه به رحمت دارم

شرط آن سلسله ی زرد تو را یادم هست

هر چه دارم من از آن شرط ولایت دارم

شعر مدح امام رضا (ع) _ وحید محمدی


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:15 AM ] [ مهدی گلشنی ]

این که گفتی غریب یعنی چه ؟

یا ابن شبیب :

این که گفتی غریب یعنی چه ؟

از وطن بی نصیب یعنی چه ؟

تا ابد ما کبوتر حرمیم

قمری و عندلیب یعنی چه ؟

تا رضا هست ای خدا

اصلا ذکر امن یجیب یعنی چه ؟

دیدم عیسا دخیل میبندد

عیسوی آن صلیب یعنی چه ؟

کربلا هم به جای خود امّا

بی رضا بوی سیب یعنی چه ؟

سجاد محرابی

با تشکر از "سجاد محرابی" عزیز


ادامه مطلب
[ شنبه 26 تیر 1395  ] [ 10:15 AM ] [ مهدی گلشنی ]