سروده دل غزلی را به رنگ چشمانت

سروده دل غزلی را به رنگ چشمانت

به رنگ آبی رنگین كمان رضوانت

در این سپیده دمان بهار پرور عشق

نشسته مرغ خیالم درون ایوانت

چه نغمه های لطیفی به گوش جانم خورد

ببین كه بلبل طبعم شده غزل خوانت

ضریح دست كریمت به رنگ سبز سخا

 هزار حاتم طایی فقیر احسانت

به این كویر نیازی كه پیش راه شماست

دوباره جان بده با چند قطره بارانت

رسیده نیمه ی ماه ضیافت و همگی

 به دور سفره ی فضلت شدیم مهمانت

امیر کشور دل، پادشاه آینه ها

كنار كاخ تو جبریل گشته دربانت

میانِ بازیِ چوگانِ عشقِ دستِ توأم

بزن هر آن چه كه خواهی به گوی میدانت

چقدر سجده به جا آوری! امام خشوع

خدای عزّوجل گشته مات عرفانت

 وضو گرفتی و از ترس حق تنت لرزید

 هزار عابد و عارف شدند حیرانت

تمامی گره هایی كه خورده در كارم

 دوباره باز شود با نسیم دستانت

 غروب یاس كبود مدینه را دیدی

فدای موی سپید و دو چشم گریانت

وحید قاسمی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:43 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام حسن مجتبی

نیمه ماه رسید و قمری می آید 
خبر آمد که مبارک سحری می آید 
ماه در لاک خودش رفت و نیامد بیرون
تا شنید از خود او ماه تری می آید
رفت خورشید پی کار خودش تا گفتند:


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:38 PM ] [ مهدی گلشنی ]