کرامت امام حسن مجتبی علیه السلام

مردی نامه ای به دست امام حسن (علیه السّلام) داد که در آن حاجت خود را نوشته بود. امام بدون آن که نامه را بخواند به او فرمودند: حاجتک مقضِیه. حاجتت رواست.

شخصی عرض کرد: ای فرزند رسول خدا خوب بود نامه اش را می خواندی و می دیدی حاجتش چیست، و آن گاه طبق حاجتش پاسخ می دادی؟

امام فرمودند: نه،

اخشی ان یسئلنی الله عن ذلّ مقامه حتّی اقره رقعته.

(بیم آن دارم که خدای تعالی تا بدین مقدار که من نامه اش را می خوانم از خواری مقامش، مرا مورد مؤاخذه قرار دهد.)

به نقل از ملحقات احقاق الحق، ج 11 ص 141

منبع:كتاب گلواژه های روضه


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اینجا کریمی هست که بسیار می بخشد

اینجا کریمی هست که بسیار می بخشد
لب وا نکردی تا کنی اقرار می بخشد
تاثیر استغفار اوج باور عبد است
قبل از گنه کردن تو را غفار می بخشد
وقت گنه پرده به روی ما می اندازد 
مشغول عصیانیم که ستار می بخشد !
هر قدر هم دوری کنیم او در پی ما هست
گاهی به خلوت ، گاه در انظار می بخشد
این صبر که دارد خدا ، شرمندگی دارد ...
هر چه گنه را می کنی تکرار می بخشد ...
ظرف ترک خورده در اینجا بند خواهد خورد
رفتی و برگشتی اگر صدبار می بخشد
پیچیدگی زندگی تمرین رشد ماست
اینها مقاماتی است که دلدار می بخشد
مومن در امواج بلاها دم نخواهد زد
زیرا بلاها نخل او را بار می بخشد
در میهمانی هوشیاری جزء ارکان است
این صاحب خانه به ما اسرار می بخشد 
حب علی در سینه باشد کار ما جور است 
ما را به مهر حیدر کرار می بخشد
آب حیاتی که خدا فرموده این اشک است
این هدیه را بر دیده ی بیدار می بخشد
فرموده است شیخ الائمه : " حق ، کسی را که 
اشکی بریزد در عزای یار می بخشد"
ذکر "حسین" در تشنگی تسبیح ما باشد
جان را صفا این ذکر گوهربار می بخشد
امشب خدا ما را به حق آن یتیمی که
افتاد از ناقه در آن بازار می بخشد
امشب خدا ما را به حق چشم هایی که 
گردیده بود از ضرب سیلی تار می بخشد

رضا رسول زاده


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:37 PM ] [ مهدی گلشنی ]

یاس ها با نفس یاسمن افطار کنند

یاس ها با نفس یاسمن افطار کنند

علی و فاطمه چون روح و تن افطارکنند

حسن آمد که در خانۀ او شاه و گدا

همه با ذکر غریب وطن افطارکنند

خود ماهی و اگر روز به بیرون بروی

تا ببینند تو را مرد و زن افطار کنند

تازه از نور فراوان تو در مکه که هیچ

روزه داران عراق و یمن افطار کنند

گوش کردم که میایی خبرت مستم کرد

چه کسی گفته فقط از دهن افطار کنند

تا شما پشت در بیت یتیمان هستی

اهل خانه همه با در زدن افطار کنند...

مهدی رحیمی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

ای  محشر امروز چه تشبیه بیارم

از قد تو فردای قیامت بنویسم

من قطره ام از عهده ی من بر نمی آید

از حضرت دریای کرامت بنویسم

لطف تو مرا پشت در خانه ات آورد

تا اینکه علیکم به سلامت بنویسم

شان تو نگنجید و از این قاب در آمد

دیدم که غزل مثنوی از آب در آمد

من ایل و تبارم سر این سفره نشستند

جمع کس و کارم سر این سفره نشستند

در باغ نگاه تو من کال رسیدم

پر سوخته بودم به پر و بال رسیدم

هم رنگ نگاه تو شده دامن دریا

آئینه زده ریسه به پیراهن دریا

اول نوه ی دختری خلق عظیمی

تو جلوه ی پیغمبری خلق عظیمی

مدیون تو هستند همه مردم عالم

نان عمل توست سر سفره ی آدم

مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته

از صندوق قرض الحسنت وام گرفته

حرف کرَم تو همه جا ورد زبان است

 

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

صابر خراسانی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

ای  محشر امروز چه تشبیه بیارم

از قد تو فردای قیامت بنویسم

من قطره ام از عهده ی من بر نمی آید

از حضرت دریای کرامت بنویسم

لطف تو مرا پشت در خانه ات آورد

تا اینکه علیکم به سلامت بنویسم

شان تو نگنجید و از این قاب در آمد

دیدم که غزل مثنوی از آب در آمد

من ایل و تبارم سر این سفره نشستند

جمع کس و کارم سر این سفره نشستند

در باغ نگاه تو من کال رسیدم

پر سوخته بودم به پر و بال رسیدم

هم رنگ نگاه تو شده دامن دریا

آئینه زده ریسه به پیراهن دریا

اول نوه ی دختری خلق عظیمی

تو جلوه ی پیغمبری خلق عظیمی

مدیون تو هستند همه مردم عالم

نان عمل توست سر سفره ی آدم

مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته

از صندوق قرض الحسنت وام گرفته

حرف کرَم تو همه جا ورد زبان است

 

چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

صابر خراسانی


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:36 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ترنّم جلواتت نسیم آورده

ترنّم جلواتت نسیم آورده

وَ بوی نرگس چشمت شمیم آورده

خدا برای خودش آینه پدید آورد

دوباره یاعلی و یاعظیم آورده

تبارك اله از این خلقت خداوندی

دوباره دست كریمی، كریم آورده

هر استخاره به یُمن قدوم تو خوب است

كه آیه های بِقَلبٍ سلیم آورده

نماز را بسوی قبله ی تو باید بست

برای كعبه هم امشب سهیم آورده

تویی مذلِّ مضلّینِ در صف شیطان

برای كفر، عذابی الیم آورده

به جلوه ی حسن هستی و با صفات علی

خدا قسیم جنان و جحیم آورده

به پاس مقدم تو آسمان، زمینی شد

برات، فرش به جای گلیم آورده

بهشت، روبروی كوی تو تواضع كرد

به كوی عشق مُقام و مُقیم آورده

علی تمام خودش را خلاصه یافته است

خلیل و روح الله و كلیم آورده

برای نوكری خانه ات درست شدیم

خدا به عشق شما یاكریم آورده

 (اسیر) در قفس یار می شود آزاد

صراط بندگی مستقیم آورده

حمید رمی َ

 


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:35 PM ] [ مهدی گلشنی ]

اشعار میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام

از ستاره می گیرم  اذن احترامم را

می برم زیارت گاه شعر نا تمامم را

عرش تا که می بیند مستیِ سلامم را

یک فرشته می پرسد اسم و رسم و نامم را

من به خاک می افتم لحظهٔ قیامم را

می دهم نشان آن گاه خانه امامم را


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:34 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر میلاد امام حسن

بــلا از گــــدا و دوا بــــا کـــریــــــم

روا مــــی شــود هـر دعـــا با کریم

اگر کیسه ی عبد و مولا یکی ست

"نــــداری" نــداریــم مـا بــا کـریـــم


ادامه مطلب
[ جمعه 15 مرداد 1395  ] [ 2:32 PM ] [ مهدی گلشنی ]