شعر مدح پنج تن آل عبا

آفریدند آفرینش را برای ، پنج تن

پس همه هستند خلق ماجرای ، پنج تن

مثل جبرائیل تا عرش بالا می روم

آن زمان هایی که می افتم به پای ، پنج تن

نذر "اهل بیت" ، اهل بیت باید ذبح کرد

بچه های ما فدای بچه های ، پنج تن

استجابت در قسم دادن به نام فاطمه است

پس بدون او نمی گیرد دعای ، پنج تن

فاطمه در عین وحدت گاه ، کِثرَت می شود

می رسد از جانب یک تن صدای ، پنج تن

یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت

لاجرم تکثیر شد در جای جای ، پنج تن

هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه

هم رضای فاطمه یعنی رضای ، پنج تن

ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دو ایم

یا غلام پنج تن یا که گدای ، پنج تن

شعر مدح پنج تن آل عبا (علیهم السلام) _ علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ جمعه 25 تیر 1395  ] [ 1:26 PM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر مدح امام حسن مجتبی (ع)

کریم های دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ی خاص و عام زاده شدند

 اگر که ظرف نباشد توقع مِی نیست

شراب ها همه از فیض جام زاده شدند

 چقدر خام شدم تا مرا کمی بپزند

پیاله ها همه از خشت خام زاده شدند

 تو امر کردی و تکوینا استجابت شد

و عاشقان تو با یک کلام زاده شدند

 جواب دادن تو اشتیاق می آرد

سلام ها ز علیک السلام زاده شدند

 چه خوب شد که محبان حلال زاده ی عشق

و دشمنان حسن هم حرام زاده شدند

 حسن حسین و یقینا حسین هم حسن است

نشسته ام که ببینم کدام زاده شدند

 همین دو تا پسر فاطمه همان اول

 امامزاده شدند و امام زاده شدند

 چقدر دور و بر تو فرشته ریخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

 بساط نوکری ما کنار تو پهن است

از اول ایل و تبارم غلام زاده شدند

 عجیب نیست به دنبال گنبدت هستیم

کبوتران همه بالای بام زاده شدند

 چه بهتر است که بشینی و سکوت کنی

که از قعود تو صدها قیام زاده شدند

علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ جمعه 25 تیر 1395  ] [ 1:25 PM ] [ مهدی گلشنی ]

باغ گُل اید و ما بقیه شبنم شما

باغ گُل اید و ما بقیه شبنم شما

باغ بهشت، باغچه­ی خرم شما

 چیزی ز کم ، زیاد ندارد زیاد ما

چیزی کم از زیاد ندارد کم شما

 شیطان که نیستیم ، یقیناً فرشته ایم

پس سجده می بریم بر این آدم شما

 این سیئات را حسناتم نوشته اید

یعنی به جای آن همه ما...! این همه شما...!

 حتی مسیح میّت ما را نفس نداد

ای بچه های فاطمه بازم دم شما...

 روح القدس شدید و کسی باردار شد...

احساس می کنم شده ام مریم شما

 در عالم شماست خدا جلوه می کند

ای مظهر صفات خدا عالم شما

علی اکبر لطیفیان


ادامه مطلب
[ جمعه 25 تیر 1395  ] [ 1:24 PM ] [ مهدی گلشنی ]

خبری نیست اگر معجزه ای بر پا شد

خبری نیست اگر معجزه ای بر پا شد

خبری نیست اگر سینه ی دریا وا شد

خبری نیست که دریا صدف موسی شد

خبر آن است که گفتند علی بابا شد

امشب از جام جنون مِی زده، کم نگذارید

که من عاشق شده ام، سر به سَرم نگذارید

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]

امام حسن مجتبی(ع)-ولادت

ای مقتدای دستِ تمام كریم ها

مولای سبز پوش، امام كریم ها

ای چشمه سار فیض خدا كوثر لبت

ای جای چشم فاطمه دور و بر لبت

عالم گدای ریزه خور خوان دست توست

روزی میان سفره ی احسان دست توست

اول امام زاده ی دنیا خوش آمدی

ابن الكریمِ اُمّ ابیها خوش آمدی

اول پدر به حضرت حیدر تو گفته ای

پیش از همه به فاطمه مادر تو گفته ای

×××

آغوش گرم فاطمه بوی بهار داشت

صبحی كه مادرانه تو را در كنار داشت

آن روز با لبان تو افطار خود گشود

بابا علی كه كام تو را انتظار داشت

قنداقه ات شمیم دل انگیز خویش را

از عطر سیبِ سرخ خدا یادگار داشت

خورشید با نگاه تو از خواب می پرید

پیش از طلوع با تو و چشمت قرار داشت

پای بساط سفره ی افطاریِ خدا

هفت آسمان ملائكه ی روزگار داشت

عالم به عشقِ خالِ لبت آفریده شد

ور نه خدا به عالم و آدم چه كار داشت

×××

ای نازدانه كودكِ دلبند فاطمه

ای خنده ات بهانه ی لبخند فاطمه

تو چشم خود به روی نبی باز می كنی

جا دارد این كه بَهر همه ناز می كنی

ناز و كرشمه سُنتِ مانده ز عهدِ توست

شهبالِ سبز حضرت جبریل مهدِ توست

غوغاترین، عزیزترین، خوش قدم ترین!

در بینِ ایلِ جود و سخا با كرم ترین

چشمِ بد از قشنگیِ چشمت به دور باد

ملعونه ی حسوده اله ی كه كور باد!

مصطفی متولي


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ما از ازل به جز تو هوایی نداشتیم

ما از ازل به جز تو هوایی نداشتیم

چشم امید جانب جایی نداشتیم

آواره می شدیم در این شهر بی پناه

جایی اگر به زیر كسایی نداشتیم

هر بار كه پرستوی دل، بال و پر گرفت

جز یا كریم دست دعایی نداشتیم

بس كه گدا رسیده به شوق رسیدنت

جایی برای این كه بیایی نداشتیم

مرد كریم نسل نسیم آمدی و ما

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:44 PM ] [ مهدی گلشنی ]

چه می شود که دوباره مجالمان بدهی

چه می شود که دوباره مجالمان بدهی

و وسعتی به فضای خیالمان بدهی

برای آن که بیاییم در بقیع شما

برای آن که بیاییم بالمان بدهی

چه می شود که برای گرفتن حاجت

برای این همه پاسخ سوالمان بدهی

کنار حج که دعای مدام این ماه است

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:43 PM ] [ مهدی گلشنی ]

ما را غلام کوی حسن آفریده اند

ما را غلام کوی حسن آفریده اند

مبهوت و مات روی حسن آفریده اند

 

ما را پیاله نوش شرابش رقم زدند

مست از خم و سبوی حسن آفریده اند

 

خورشید را به این همه نقش و نگارها

از طلعت نکوی حسن آفریده اند

 

روشن ز نور روی مهش گشته روزها

شب را اسیر موی حسن آفریده اند

 

آری ز مقدمش همه جا بوی گل گرفت

گل را ز رنگ و بوی حسن آفریده اند

 

از انبیاء و اولیا همه را صف به صف ببین

مدهوش خلق و خوی حسن آفریده اند

 

میل نگاه هر چه گدایان شهر را

ولله سمت و سوی حسن آفریده اند

 

میلاد یعقوبی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:43 PM ] [ مهدی گلشنی ]

حسن جان

حسن جان

 

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم 

اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

 

ای  محشر امروز چه تشبیه بیارم

از قد تو فردای قیامت بنویسم

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:42 PM ] [ مهدی گلشنی ]

امام بی کسان

امام بی کسان

حس خوبی ست که امشب به زبان آمده است

در تن عاطفه ام، باز توان آمده است

چه مبارک سحری هست وچه فرخنده شبی

که در آن عطر خوش خوش نفسان آمده است

چه نشستید درِ میکده ها باز شده

آی مستان خدا! پیر مغان آمده است

حرف ازکوثر واز ساقی کوثر بزنید

حال که صحبت مستی به میان آمده است

روزه دارانِ شبِ پانزدهم مژده دهید

نمکِ سفره ماه رمضان آمده است

سفره تکمیل شد و ماه خدا کامل شد

سوره قدر شب پانزدهم نازل شد

محسن عرب خالقی


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 24 تیر 1395  ] [ 12:42 PM ] [ مهدی گلشنی ]