دل همیشه غریبم هوایتان كرده است
دل همیشه غریبم هوایتان كرده است
هواى گریه پایین پایتان كرده است
وَ گیوههاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر كوچه هایتان كرده است

ادامه مطلب
دل همیشه غریبم هوایتان كرده است
هواى گریه پایین پایتان كرده است
وَ گیوههاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر كوچه هایتان كرده است

باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»
سید حسن رستگار
ز درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضا:کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود
مریم اخوان طاهری
سلام آقا سلام سلام آقای غریبم سلام یک سال شد و من دلم از فراقت آتیش گرفته .آخه آقا من هرچه دارم از تو دارم ...آخه آقا منم مث شما غریبم... زیارت میکنم هردم....صدایت میکنم هر دم...باشد دعوت نامه ام رو امضا کنی آقا...باشد ندایم را پاسخ بدی آقا .....من هر چه دارم از تو دارم ...سلامتی ام رو ....شفایم و ....شاید خدا غریبم کرده صدایم بزنی آقا.... آقا جان بطلب ..دارم دیوانه میشوم ....اگه نیام به پابوست .....اگه نبینم صحن و سرایت چه کنم آقا؟؟؟؟ میدانم که اشک هایم را میبینی....میدانم بدادم میرسی ... یا غریب دستم بگیر ....دیگهدنمیدونم چی بگم ...نمیدونم اشک امانم نمیدهد...."کاش که همسایه ما میشدی"
"السلام عليك يا علي ابن موسي رضا!
آقا جان چند ساله پيش وقتي خدا قسمتم كرد و رفتم به سفر حج با خودم عهد كردم كه در قنوت نماز هميشه براي ظهور آقا دعاي فرج بخونم و بعد از آن به شما سلام بدم آقا جان من 3 سال از ايران دورم ولي ديگر نمي تونم؛ من رو دعوت كنم بيام پا بوست.
آقا جان حوائجم رو برآورده كن، آقا خودت مي دوني شما پيش خدا آبرو داريد شما رو به آبروي حضرت زهرا (س ) شفاعت منو كنيد."
همیشه از حرمت گفته ایم،
از نور طلایی درخشانی که از گنبدت می تابد
از تلالو گلدسته ها در دل شب، یا دم صبح... از صحن ها گفته ایم و سقا خانه!
کاسه های طلایی و نقره ای که ترس تشنگی را به دل راه نمی دهند.
از مسجد گوهرشاد و صحن انقلاب و امام...
همیشه از کبوترانت گفته ایم،
کبوتران دانه چین کبوتران بلند پرواز حرم، دانه و نان...
از ضریحت گفته ایم، که پنجره هایش که به سبزی می زند، شبکه های سرد فلزی دارد
و وقتی پیشانی را می چسبانی به فلز انگار تا عمق دلت سبک می شود.
از آهوها گفته ایم! که نجاتشان داده ای و از انسان هایی که هر روز شفایشان می دهی.
از حرم گفته ایم از صحن هم از کبوتران گفته ایم و ضریح و از آهوها.
ولی
هیچ وقت
از تو نگفته ایم!
نمی دانم تو کیستی، کریم! گاهی که فکر می کنم
به «نور علی نور» - که تعبیر خدا از تو است- فکر می کنم که حرم از نور تو این چنین می تابد
ضریح از گرمی تو این چنین تسکین می دهد
مسیر صحن با شوق تو زیبا می شود چرخش کبوتران گرد تو چنین تماشایی است
آهوها از چشمه ی کریمانه ی بخششت می نوشند...
از تو نگفته ام
نمی دانم تو کیستی
ایهالکریم...
السلام علیک یا امام رضا (ع)،سلام آقا
قربون اون بارگاهت، قربون معرفت وصف ناپذیرت. هر چی دارم از کرم توست. یا امام رضا خودت دستمو بگیر. اون بار که اومدم حرمت همه چی رو به خودت واگذار کردم. امشب هم دلم گرفته و هوات رو کرده. دستم رو بگیر که محتاج محتاجم.از صمیم دل دوست دارم و خودتم میدونی که بعد از خدا،تنها کسی که من همه ی حرفای زندگیمو بهش میزنم،شمایی.
یا ضامن آهو…….
سحرگاهان از سمت بارگاهت كه مدفن تن پاكت و مطلع آفتاب تن تاب است خورشيد طلوع ميكند... گويي عرش فرش سراي
توست و شميم دلنواز مدفنت گواه ميدهد كه اين حريم...از ملكوتست..و ضريحت ..نگين حلقه ي عشاق توست... مي درخشد چون ماه بدر در زمين بارگاه تو. مهرباني..
آقايي ...و سلطان بي چون وچراي ملك عشقي.. و چه خوب حكم ميراني بر دلهاي اسيرت..و چه شيرين است اسارت تو...كجا ملكوت اين قدر قرين است با زمين؟ يا كجا از زمين است و
نيست؟!...در زير گنبدت..ندا و ناله ...راه دوري با ملكوت ندارد..گواه مي دهد كاينات كه ... تويي امام دلها... تويي مهربان...درود خدا بر تو...اي خورشيد خورشيد ها..اي دوست دار و غمخوار ضعفا..اي ابالحسن..علي ابن موسي الرضا(ع).
ای طلیعه هشتم! تو آمدی تا صحیفه عشق بدون مفسر نماند و تو آمدی با خود عشق و صفا و صمیمیت را به ارمغان آوردی و من آمدم تا دلم را بر ضریح تو حلقه زنم و به دور کعبه عشق تو طواف دهم. آمدم تا اشک چشمانم را دخیل سقا خانهات کنم. آمدم تا از کبوتران حرمت گردم تا به هر صبح به دور گنبد طلائیت به پرواز درآیم و ریزه خوارخوان کرمت گردم. مولایم! ای طبیب دردمندان! ای سنگ صبور خسته دلان! ای امید ناتوانان! روزگارم بدون تو و فرزند تو همچون مرگ تدریجی و جانکاه است.
سلام آقاي مهربوني سلام آقاي خوبيها ببخشيد
آقا يه كاري بكن قلبم بدجوري گرفته تورو به جان جوادت جوابمو بده
كجا برم جز در خونت التماست ميكنم آقا بدادم برس